دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٤٧
جَرّاحی ، از رودهای مهم دائمی در حوضة آبریز خلیج فارس و دریای عمان . این رود به طول حدود ٤٣٨ کیلومتر از کوههای راه باریک ، سفید و گِل گیلَک ، از ارتفاع ٢٠٠ ، ٢ متری در ٥٣ کیلومتری شمال غربی یاسوج (واقع در مشرق استان کهگیلویه و بویراحمد) سرچشمه می گیرد و مسیر رود نخست شمال غربی سپس جنوب غربی بعد شمال غربی و در انتهای مسیر جنوب غربی است و در شهرستانهای کهگیلویه ، بهبهان ، رامهرمز، بندر ماهشهر، شادگان و خرمشهر جریان می یابد (جعفری ، ج ٢، ص ١٦٧).
رود جرّاحی ــ که قسمت اعظم آن در استان خوزستان جریان دارد ــ از تلاقی دو رود عمده به نامهای مارون *
و اعلا (اللّه یا رامهرمز) تشکیل می شود. رود مارون و رود اعلا، به ترتیب پس از طی ٣١٠ و ١٤٥ کیلومتر از سرچشمه شان ،
پس از تلاقی در مکانی به نام چَمِهاشم (در بیست کیلومتری جنوب رامهرمز)، جرّاحی خوانده می شود (افشین ، ج ١، ص ١٣٩ـ ١٤٠، ١٤٦). یداللّه افشین (ج ١، ص ١٤٠) طول
رود را از محل تلاقی تا مصبّ آن در خورموسی ، ٢١٠ کیلومتر
و از سرچشمة رود مارون تا مصب ، ٥٢٠ کیلومتر ضبط
کرده است . پهنای رود بین صد تا دویست متر و ژرفای
آن به طور متوسط دو تا سه متر ــ در دشت شادگان ــ است (رزم آرا، ص ١٧).
رود جرّاحی پس از چم هاشم ، در دشتهای جنوبی رامهرمز جریان می یابد و وارد دشت رامشیر می گردد. این رود در مناطق پایین تر دشتها، به سبب کاهش شیب ، در بستر عریض وپرپیچ و خم جریان می یابد. رود به سمت غرب جاری می شود و پس از آبیاری اراضی شمالی ماهشهر، وارد دشت شادگان می گردد. در اینجا رود بستر مشخصی ندارد و سیلابهای آن در مسیلهای متعددی جریان می یابد. یکی از شاخابه های منشعب از آن به نام نهرشادگان پس از پیوستن به کارون * ، به خلیج فارس می ریزد. ادامة جریان اصلی در جهت جنوب و در مسیر جادة ماهشهر ـ آبادان ، راه آهن اهواز ـ بندر امام خمینی را قطع می کند و وارد
دهستان بوزی ، در بخش مرکزی شهرستان شادگان ، شده و در مغرب ماهشهر وارد خورموسی و خلیج فارس می شود (افشین ، ج ١، ص ١٣٩؛ نیز رجوع کنید بهفرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٩٠، ص ٨٨ ـ٨٩؛ جعفری ، همانجا؛ جغرافیای کامل ایران ، ج ١، ص ٦٥٨ـ ٦٥٩)؛ طغیان رود جرّاحی تالابهای بزرگی ، در محل به نام هور، در دشت شادگان ایجاد می کند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٩٠، ص ٨٨).
میانگین آبدهی (دِبی ) سالانة آن ٦٥٠ ، ١ میلیون متر مکعب در ایستگاه مِشراگِه است (افشین ؛ جعفری ، همانجاها). یداللّه افشین (همانجا) آبدهی جرّاحی را در یک دورة نوزده ساله ، ششصد میلیون متر مکعب در سال ضبط کرده است .
مساحت حوضة آبریز جرّاحی ٢٤٥ ، ٢٣ کیلومتر مربع
است که حدود ٩١٠ ، ١٠ کیلومتر مربع آن را اراضی بلند کوهستانی و ٣٢٥ ، ١٢ کیلومتر آن را اراضی کوهپایه ای و
دشتی تشکیل می دهند. بهبهان ، رامهرمز، رامشیر، هَفْتگِل و باغ مَلِک از مراکز شهری مهم این حوضه به شمار می روند (افشین ، ج ١، ص ١٤٠).
امروزه بندهای قدیمی و آثاری از سدهای شکسته یا تجدید بنا شده ، بر روی رود جرّاحی وجود دارد (اقتداری ، ص ٦٧٩؛ برای آثار رجوع کنید به خوزستان * ). نام رود در منابع قدیم به صورت طاب و نهرطاب آمده است ( رجوع کنید بهحدودالعالم ، ص ٤٥؛
ابن بلخی ، ص ١٤٨). در منابع جدیدتر، تاب تیری ، جرّاحیه و کردستان هم ضبط شده است ( رجوع کنید بهلسترنج ، ص ٢٧٠؛
رزم آرا، همانجا؛
کنعانی هندیجانی ، ص ١٨٩). ظاهراً رود جرّاحی ، «وادی اَرَّجان » هم خوانده می شده است ( رجوع کنید به ابن فقیه ، ص ١٩٩).
برخی محققان ، به اشتباه ، رود زهره / هِندیجان / زیدون را، که در روزگار باستان به اوراتیس مشهور بوده ، با رود جرّاحی و همچنین در پاره ای موارد با «خیرآباد» (شاخابة هندیجان ) یکی دانسته اند ( رجوع کنید بهگاوبه ، ص ٧٧؛
لسترنج ، همانجا).
ظاهراً رود جرّاحی در دورة پیش از اسلام ، مرز طبیعی فارس ، اصفهان و خوزستان به شمار می رفت ( رجوع کنید به گاوبه ، ص ١١). آخرین جنگ اردوان پنجم اشکانی (حک : ٢٠٩ـ٢٢٦ میلادی ) با اردشیر بابکان (حک : ٢٢٦ـ٢٤١ میلادی ) در ٢٢٦ (یا بین ٢٢٠ تا ٢٢٦)، که به شکست اردوان انجامید، میان شهرهای بهبهان و شوشتر و در کنار رود جرّاحی وقوع یافت (پیرنیا، ج ٣، ص ٢٥٣١ـ٢٥٣٢). از شهرهای قدیمی کنار رود، که امروزه ویرانه های آنها باقی است ، دَوْرَق * و اَرّجان * اند (کنعانی هندیجانی ، همانجا؛
لسترنج ، ص ٢٦٩؛
اقتداری ، ص ٦٨٠؛
قس مقدسی ، ص ٢٤ که رود ارّجان را جدا از رود طاب آورده است ). جغرافی نویسان متقدم ، هنگام توصیف شهر ارجان ، در بارة دوپل سنگی روی این رود به نامهای پل خسروی یا القَنطرةُ الکَسْرویة ، که از بناهای دورة ساسانی بوده ، و پل ثکان / تکان / رَکان ، منسوب به دیلمی ، پزشک حَجاج بن یوسف ثقفی (والی اموی عراق ، متوفی ٩٥)، مطالبی آورده اند. اهالی ارّجان از طریق این دوپل به خوزستان می رفتند ( رجوع کنید بهابن فقیه ، همانجا؛
ابن خرداذبه ، ص ٤٣؛
اصطخری ، ص ١٥٢؛
نیز رجوع کنید به شوارتس ، ج ٣، ص ١١٧ـ ١١٨ و پانویس ).
جغرافی نویسان دورة اسلامی رود جرّاحی را بزرگ ترین رود فارس با ٤٧ فرسنگ طول ، حد میان ایالت فارس و خوزستان ضبط کرده اند، که از کوههای جیلو ( در جنوب غربی ) اصفهان نزدیک بُرج (در مقابِل ) سمیرم / سِمیرُم (در ولایت اصطخر) سرچشمه می گرفت و در ناحیة سَردَن و اَبرَج جریان می یافت و به رود مَسِن در جانب چپ رود جرّاحی می ریخت و قریة
مسن در ملتقای رود را آبیاری می کرد و پس از عبور از باب ارّجان (یکی از شش دروازة شهر ارّجان ) و پل ثکان به رستاق ریشهر، از نواحی کورة ارجان ، می رسید و در حدود (مغرب ) مَهْروبان / ماهی روبان ، شهری میان رود و دریا و سینیز،
به دریا (خلیج فارس ) می ریخت ( رجوع کنید به ابن حوقل ، ص ٢٧٤؛
حدودالعالم ، همانجا؛
ابن بلخی ، ص ١٥٠؛
یاقوت حموی ، ذیل «طاب »؛
حمداللّه مستوفی ، ص ٢٢٤). لسترنج احتمال داده است که جغرافی نویسان دورة اسلامی ، قسمت علیای رود جرّاحی و مسن ، شاخابة آن ، را با رودهایی که از شاخه های علیای کارون است ، اشتباه گرفته باشند. همچنین نوشته است که مسیر قسمت سفلای رود جرّاحی در نزدیک خلیج فارس ، از
قرن چهارم تغییر کرده است و شاید کاتبان ، «حوالی رود تستر» یعنی «مصب رود کارون » را حوالی سینیز نوشته اند (ص ٢٧٠ـ٢٧١، پانویس ).
امام شوشتری (ص ٤٤ـ ٤٥) می نویسد رود جراحی از دو رشته آب تشکیل می شود: یکی شمالی که آن را رود زرد و دیگری از جنوب شرقی ، که آن را ماران (مارون ) می خوانند. این دو رشته در زیر قلعة شیخ جنوبی رامهرمز به هم می پیوندند و از کوه به صحرای جرّاحی وارد می شوند و در آنجاست که آن را رود جرّاحی می گویند و پس از عبور از قصبة خلف آباد و قریة مَکسَر، به خاک شادگان وارد می گردد و در آنجا به جویهای بسیار تقسیم می شود. پایان آن مردابی است در جنوب و مشرق شادگان که آب آن نزدیک قریة مارو در نُه میلی خرمشهر به کارون می پیوندد و مقداری از آن ، از راه خور «یزیه » و خور «قُبان » به دریا می ریزد.
در دورة ناصرالدین شاه (حک :١٢٦٤ـ١٣١٣)، دسته ای از ایلات عرب تابستانها را در کنار رود جرّاحی به سر می بردند (فسائی ، ج ٢، ص ١٥٧٨).
در این دوره نام رود جرّاحی به بلوکی که در آن جریان داشت هم اطلاق می شد. فسائی (ج ٢، ص ١٤١٤) ناحیة جرّاحی را در مشرق بلوک فلاحی و قصبة آن را خلف آباد
ضبط کرده است . ناحیة جرّاحی در قدیم به حومة زُطّ یا
روستای زط یا خابَران معروف بود (امام شوشتری ، ص ٢٦٥؛
برای اطلاع بیشتر در بارة بلوک جراحی و خلف آباد رجوع کنید بهرامشیر * ). امروزه ، در تقسیمات کشوری ، دهستانی به نام جرّاحی در بخش مرکزی شهرستان در ماهشهر در استان خوزستان وجود دارد ( رجوع کنید بهایران . وزارت کشور، ذیل «استان خوزستان »).
منابع :
(١) ابن بلخی ؛
(٢) ابن حوقل ؛
(٣) ابن خرداذبه ؛
(٤) ابن فقیه ؛
(٥) اصطخری ؛
(٦) یداللّه افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٧) احمد اقتداری ، خوزستان و کهگیلویه و ممسنی : جغرافیای تاریخی و آثار باستانی ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٨) محمدعلی امام شوشتری ، تاریخ جغرافیائی خوزستان ، تهران ١٣٣١ ش ؛
(٩) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی . دفتر تقسیمات کشوری ، نشریة اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراکز )، تهران ١٣٨٣ ش ؛
حسن پیرنیا، ایران باستان ،
(١٠) یا، تاریخ مفصّل ایران قدیم ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١١) عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، تهران ١٣٦٨ـ ١٣٧٩ش ؛
(١٢) جغرافیای کامل ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ ش ؛
(١٣) حدود العالم ؛
(١٤) حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ؛
(١٥) حاج علی رزم آرا، جغرافیای نظامی ایران : خوزستان ، تهران ١٣٢٠ش ؛
(١٦) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٩٠: آبادان ، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش ، ١٣٦٥ش ؛
(١٧) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ش ؛
عبدالحمید کنعانی هندیجانی ، تاریخ و جغرافیای سرزمینی کهن با تمدنی دیرینه از ارجان
(١٨) تا قبان : هندیجان ، بندر ماهشهر، شادگان ، شیراز ١٣٨١ ش ؛
(١٩) هاینتس گاوبه ، ارجان و کهگیلویه : از فتح عرب تا پایان دورة صفوی ، ترجمة سعید فرهودی ، چاپ احمد اقتداری ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٢٠) مقدسی ؛
(٢١) نقشة عملیات مشترک ( زمینی ) : آبادان ، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٥٠:١، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٦٣ ش ؛
نقشة عملیات مشترک ( زمینی ): اهواز ، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٥٠:١،
(٢٢) تهران : ادارة جغرافیائی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٦٣ ش ؛
نقشة عملیات مشترک ( زمینی ): بهبهان ، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٥٠:١،
(٢٣) تهران : ادارة جغرافیائی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٦٧ ش ؛
(٢٤) نقشة عملیات مشترک ( زمینی ): رامهرمز، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٥٠:١، تهران : سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٦٩ ش ؛
(٢٥) یاقوت حموی ؛
(٢٦) Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٣٠;
(٢٧) Paul Schwartz, Iran im mittelalter nach den arabischen Geographen , Hildesheim ١٩٦٩-١٩٧٠.
/ محسن رنجبر/