دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٤٦
جَرّاح محمدپاشا ، معروف به جراح پاشا، صدراعظم و دولتمرد عثمانی . اصل و تبارش از دوشیرمه * ها بود. دوشیرمه ها کودکان مسیحی بودند که اسلام آورده بودند و در دربار عثمانی خدمت می کردند (پاکالین ، ج ١، ص ٤٤٤). وی در دربار پرورش یافت و ابتدا در «خاص اِوْدا» (خانة خاص )، محلی که در آنجا شماری از خدمتگزاران مقرب ، خدمات خاص سلطان را برعهده داشتند، به ادای وظیفه پرداخت (عثمان زاده ، ص ٤٩؛ پاکالین ، ج ١، ص ٧٥٥). در زمان جلوس مراد سوم (حک : ٩٨٢ـ١٠٠٣) «چوخه دارِ» (فراش بارگاه ) شهریاری شد (پچوی ، ج ١، ص ٢٢؛ ثریا، ج ٤، ص ١٣٨) و در حدود ٩٨٧ به مقام ینی چری آغاسی (فرمانده سپاه ینی چریان ) رسید (عطائی ، ص ٣٧٤ـ ٣٧٥). وی با بیوة پیاله پاشا (دریاسالار بزرگ دولت عثمانی در دورة سلطان سلیمان قانونی )، گوهر ملوک سلطان دختر سلیم ثانی (حک : ٩٧٤ـ٩٨٢)، ازدواج کرد (ثریا، ج ١، ص ٦٥؛ د. ا. د. ترک ، ذیل مادّه ). سپس از دربار بیرون آمد و میرمیران (بیگلربیگی ) روم ایلی گردید و به استانبول رفت و به وزارت «قُبّه » (وزیر بدون سمتِ اجرایی ) رسید (عطائی ، ص ٣٣٧؛ عثمان زاده ، همانجا؛ ثریا، ج ٤، ص ١٣٨).
چون محمدپاشا در فن جراحی مهارت داشت ، به فرمان سلطان مراد سوم ، مراسمِ ختنه سوران فرزند سلطان ، شاهزاده محمد، را انجام داد و لذا به جراح یا جراح پاشا ملقب شد (اوزون چارشیلی ، ج ٣، بخش ٢، ص ٣٥٨؛ پچوی ، ج ٢، ص ٣٦٣،٤٢٠؛ صولاق زاده ، ص ٦٠٤؛ سامی ، ذیل مادّه ) و سمت مشاور یافت (عثمان زاده ، همانجا). وی در صفر ٩٩٠، به جای بویالی محمدپاشا (متوفی ١٠٠١)، وزیر ششم شد (عطائی ، همانجا) و سپس در جریان شورش ینی چریان (جمادی الاولی ٩٩٧)، به فرمانِ سلطان مراد سوم از وزارت برکنار گردید (همان ، ص ٣٧٩؛ هامر ـ پورگشتال ، ج ٤، ص ١٩٤). در جمادی الاولی ١٠٠١ وزیر پنجم قُبه شد (نعیما، ج ١، ص ٨٠) و با قائم مقام شدن ابراهیم پاشا، جراح پاشا نیز او را تأیید کرد (پچوی ، ج ٢، ص ٣٦٣؛ صولاق زاده ، ص ٦٢٦؛ هامر ـ پورگشتال ، ج ٤، ص ٢٤٦). در جنگ با بلگراد (١٠٠٤) به مأموریتِ خرید آذوقه گمارده شد و به پاداش آن ، وزیر ثانی و قائم مقامِ صدارت گردید (عثمان زاده ، همانجا؛ هزارفن ، ص ١٨١). در ١٤ رجب ١٠٠٤ در لشکرکشی سپاه عثمانی به اگری شرکت کرد و حفاظت شهر را به عهده گرفت (عطائی ، ص ٤٨٣) و سرانجام در پیِ معزول شدن خادم حسن پاشا (٢ رمضان ١٠٠٦)، به فرمان سلطان محمد سوم (حک : ١٠٠٣ـ١٠١٢) و اصرار بوستان زاده (مفتی )، به صدارت عُظما برگزیده شد (هامرـ پورگشتال ، ج ٤، ص ٢٨١؛ نیز ((ر.ک.ب))عطائی ، همانجا؛ پچوی ، ج ٢، ص ٣٨٣، به نقل از حسن بیگ زاده ؛ نعیما، ج ١، ص ١٨٧). سلطان چون در او قوّة ممیزه و شایستگی
صدارت نمی دید، به اکراه و به شرط ایفای درست وظایف ،
با این انتصاب موافقت کرد. سلطان پس از ابتلای جراح پاشا
به بیماری نقرس ، ادارة امور جاری را به «نشانجی »ها ( ((ر.ک.ب))توقیـع * ) ــ از جمله نشانجـی حمـزه ــ سپـرد و در نتیجـه
به دنبالِ گفتة سلطان که «صدارت با وکالت نمی شود»، وی پس از دَه ماه صدارت بازنشسته شد (جمادی الا´خرة ١٠٠٧) و دامادْابراهیم پاشا به جای او به صدارت منصوب گردید (هامرـ پورگشتال ، ج ٤، ص ٢٨٧ـ ٢٨٨؛ نعیما، ج ١، ص ٢١٤، ٣٤٠؛ سامی ، همانجا). به روایت عطائی (ص ٤٨٠)، در٢٣ ربیع الا´خر ١٠١١ شورشی در سپاهیان آغاز شد و او از مرتبة وزیر پنجمی به قائم مقامی صدرالوزرا ترقی یافت ؛ اما، به سبب ناتوانی و کهولت ، معزول (٨ جمادی الا´خرة ١٠١٢) و قاسم پاشا، قائم مقام شد (نعیما، ج ١، ص ٣٣٩ـ٣٤٠). او در شعبان ١٠١٢، در زمان حکومت سلطان احمد اول (حک : ١٠١٢ـ١٠٢٦)، وفات یافت (عثمان زاده ، همانجا؛ قس ثریا، ج ٤، ص ١٣٨: شعبان ١٠١٣) و در صحن مسجد جراح پاشای ( استانبول ) به خاک سپرده
شد (عثمان زاده ، همانجا). به گفتة عطائی (ص ٤٨٣)، وی
را چون طمع کار، ظالم ، جبار و مرتشی بود به قتل رساندند؛
اما، پچوی (ج ٢، ص ٤٢٠) و عثمان زاده (ص ٤٩ـ٥٠) وی
را میانه رو، بردبار، باوقار و خوشرو دانسته اند. شمس الدین سامی نیز (همانجا) وی را مردی صالح و متقی معرفی کرده است . نام فرزندان او را پیری بیگ و عثمان بیگ ذکر کرده اند (ثریا، همانجا).
هم اکنون محله ای در استانبول ، به محلة جراح پاشا معروف است . وی در آنجا آثار موقوفه ای شامل مسجد، مدرسة علوم دینی ، مدرسة معمولی ، حمام ، سَبیل و چشمه (بناهای آب خیراتی ) بنا نهاده است . برخی از آنها، چون حمام و چشمه ، رو به ویرانی است ، لکن بخش اعظم آنها باقی مانده است ( ((ر.ک.ب))سامی ؛ ثریا؛ د. ا. د. ترک ، همانجاها).
منابع :
(١) محمدثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ـ ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٢) شمس الدین بن خالد سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(٣) محمد همدمی صولاق زاده ، صولاق زاده تاریخی ، استانبول ١٢٩٧؛
(٤) احمد تائب عثمان زاده ، حدیقة الوزرا ، استانبول ١٢٧١، چاپ افست فرایبورک ١٩٦٩؛
(٥) محمدبن یحیی عطائی ، حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق ، در شقائق نعمانیه و ذیللری ، چاپ عبدالقادر اوزجان ، استانبول : دارالدعوة ، ١٩٨٩؛
(٦) مصطفی نعیما، تاریخ نعیما ، ج ١، استانبول ١٢٨١؛
(٧) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des Osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(٨) Hدseyin Heza rfen, Telh sد ف l-beya n f kava n n-i A l-i Osma n , ed Sevim I lgدrel ف Ankara ١٩٩٨;
(٩) Mehmet Zeki Pakal n, Osmanl tarih deyimleri ve terimleri sخzlدg §د , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(١٠) Ibrahim Pe ev , Pe ev tarihi , ed. Murat Uraz, Istanbul ١٩٦٨-١٩٦٩;
(١١) TDVI A , s.v. "Cerrah Mehmed Pa a" (by Yusuf Hala og §lu);
(١٢) I smail Hakk Uzun ar l , Osmanl tarihi , vol.٣, pt.٢, Ankara ١٩٨٢.
/ منیژه صدری /