دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٨٤
جبل عامل ، منطقه ای در جنوب لبنان .
١) جغرافیا. منطقة جبل عامل مشتمل است بر سرزمینهای ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان . حدود جبل عامل دقیقاً مشخص نیست . این منطقه تقریباً از شمال به رود اَوَّلی (نام قدیم آن : فرادیس ) در شمال صیدا، از جنوب به رود قَرْن (نام قدیم آن : ابوفَطْرَس / نهرفطرس ) در شمال شهر نَهاریّه (در فلسطین )، از مشرق تا دریاچة حوله * (معروف به اردن کوچک ) و رود
حاصبیا، و از مغرب به دریای مدیترانه محدود می گردد
(محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٦١ـ٦٦؛ حسن امین ، ص ٣٦؛ ظاهر، ١٤٢٣، ص ٢٣).
میانگین طول منطقة جبل عامل از شمال تا جنوب حدود هشتاد کیلومتر و میانگین عرض منطقه از مشرق تا مغرب حدود چهل کیلومتر، و در نتیجه ، مساحت منطقة جبل عامل حدود ٢٠٠ ، ٣ کیلومتر مربع است (حسن امین ، ص ٣٧). جبل عامل در تقسیمات کشوری لبنان مدتی به عنوان محافظه (تنها منطبق بر محافظة نبطیّة کنونی ) به کار رفت ( اطلس لبنان و العالم ، ص ٧٤). در تقسیمات کشوری کنونی ، بیشتر منطقة جبل عامل جزو محافظه های (استانهای ) نبطیّه و لبنان جنوبی است . ارتفاعات مشرق شهر بِنْت جُبَیل ، در جنوب لبنان ، نیز جبل عامل نامیده می شود.
منطقة جبل عامل عمدتاً از کوهها و تپه های به هم پیوسته و دشتهای ساحلی تشکیل شده است . در این منطقه ارتفاع از مغرب به مشرق افزایش می یابد، به طوری که در بعضی قسمتهای شرقی آن ، ارتفاع به بیش از هزار متر می رسد.
جبل عامل دشتهای ساحلی باریک و حاصلخیزی دارد، از جمله صُور، عَدْلون ، غازیه (هر سه در مغرب جبل عامل )، مَرْجَعِیون (در مشرق ) و رَمیله (در شمال ). رودهای متعددی چون لیتانی / لیطانی و زهرانی و اوّلی ، و همچنین چشمه ها و چاههای فراوان ، آب آشامیدنی و زراعی اهالی آن را تأمین می کند ( رجوع کنید بهفقیه ، ص ٢٨ـ٣٠). مؤلفان بر آب و هوای خوش و عالی جبل عامل تأکید کرده اند ( رجوع کنید به محسن امین ، ١٤٠٣ ب ،
ص ٧٢؛ فقیه ، ص ٩؛ آل سلیمان ، ص ٢٥). متوسط دمای سالانة آنجا در ساحل بیش از ْ٢٠ و در بقیة قسمتهای جبل عامل بین ْ١٥ تا ْ٢٠ است . میزان بارش سالانه نیز میان ٦٠٠ میلیمتر (در سواحل ) تا ٢٠٠ ، ١ میلیمتر (به ویژه در ارتفاعات شمال ) متغیر است ( رجوع کنید بهاطلس لبنان و العالم ، ص ٦٤).
در جبل عامل ، به سبب فراوانی منابع آبی و زمینهای حاصلخیز، انواع محصولات کشاورزی ، حبوبات ، انگور و زیتون و نیز عسل مرغوب تولید می شود (دمشقی ، ص ٢٧٩؛
محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ١٥٧ـ١٦٠).
جبل عامل آبادیها و شهرهای بسیار و معروفی دارد.
به نوشتة آل سلیمان (ص ١٣) تعداد کل شهرها و روستاهای آن ٣٦٥ آبادی است (قس فقیه ، ص ٧٨، که تعداد روستاها ٣٥٠ پارچه ذکر کرده است ؛
برای اطلاع تفصیلی در بارة این شهرها و روستاها رجوع کنید به محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٢٣٠ـ٣٧٣؛
آل سلیمان ، ص ٥٣ ـ ٤٥٥).
برخی از مشهورترین و مهم ترین شهرهای جبل عامل عبارت اند از: صیدا * ، صور * ، جِزّین ، نَبَطیه ، اسکندریه ،
عَدْلون ، از بنت جبیل (در جنوب )، تِبنین * ، جَبَع (جِباع ، در شمال )، شَقیف (در جنوب شرقی نبطیه )، صَرْفَنْد، عَیناثا (نزدیک بنت جبیل )، مَشْغَری ' (مشعره ، در شمال )، ناقوره (در جنوب غربی )، و هُونِین (در جنوب ). برخی از این شهرها، مانند صیدا، صور، اسکندریه و عدلون ، از بندرهای جبل عامل در دریای مدیترانه به شمار می روند.
در منطقة جبل عامل ، علاوه بر راه ساحلی شمالی ـ جنوبی ، سه راه عمدة شرقی ـ غربی صَیْدا ـ جزّین ، صیدا ـ نبطیه ـ مرجعیون ، و صور ـ بنت جبیل در ارتباط آبادیهای این منطقه تأثیر فراوان دارد.
جبل عامل آثار تاریخی بسیاری دارد که از مهم ترین آنهاست : آثار شهرهای معروف صور و صیدا و حومة آنها که از قدیم ترین نقاط باستانی جهان اند؛
قلعه های متعدد، مانند شقیف (متعلق به دورة رومیان )، مارون (متعلق به دورة اسلامی )، هونین و تبنین و دوبیه و قَلاویه / قلویه (متعلق به دورة صلیبیان ؛
محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ١٦١ـ١٦٤، ٣٣٧ـ ٣٣٨؛
فقیه ، ص ١٩ـ ٢٨). وجود بیش از چهارصد مسجد، جامع ، بازار و مدرسه در جبل عامل گزارش شده است که برخی از آنها معروف اند، از جمله مساجد نبطیه ، صور، هونین ، جبع ، شقراء و مسجد جامع بنت جبیل ، بازارها و مدارس جَبَع ، بنت جبیل و نبطیه (محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ١٧٣ـ١٨٦).
بر اساس آمار ١٣١١ ش ، ساکنان جبل عامل کمی بیش از ٠٠٠ ، ١٢٥ تن بودند (ظاهر، ١٤٠٧، ص ٢٢). این تعداد در دو دهة قبل به حدود ٠٠٠ ، ١٥٠ تن (فقیه ، ص ٧٤؛
آل صفا، ص ٢٤) و بنا بر گزارش ١٣٧٩ ش / ٢٠٠٠ به نیم میلیون تن رسید (شرف الدین ، ص ٦٢٤). از جمعیت جبل عامل ، بیش از ٩٠% شیعة دوازده امامی ، حدود ٥% اهل سنّت و ٥% دیگر مسیحی مارونی اند. مارونی * ها از ١١٧٣ در بخشهایی از جبل عامل ساکن شده اند (فقیه ، ص ٣٠ـ٣١؛
ظاهر، ١٤٢٣، ص ٢٤ـ٢٥؛
همو، ١٤٠٧، ص ٢٢ـ٢٣).
٢) تاریخ . نام این سرزمین در منابع به صورتهای جبل الجلیل ، جبل الخلیل ، جبل عامله ، جبل بنی عامله ، بلاد بشاره یا بشارتین ذکر شده است ( رجوع کنید به بلاذری ، ص ٣٤٦؛
یعقوبی ، ص ٣٢٧؛
مقدسی ، ص ١٦١ـ١٦٢؛
یاقوت حموی ، ذیل «الجَلیل »؛
ابن اثیر، ج ١٢، ص ١٢٩؛
محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٤٧ـ٤٩؛
فقیه ، ص ١٥؛
آل سلیمان ، ص ٤٨).
نخستین بار این نام به صورت جبل یا ناحیة جلیل (در زبان عبری به معنای دایره ) در عهد جدید (انجیل متی ، ٤:١٢، ٢٨:١٠، ١٦) آمده است (محمدکاظم مکی ، ص ٤٢). جبل الجلیل ، به سبب کوچ قبیلة قحطانی عامله (بنی عامله ) از یمن به شام ، پس از سیل عِرَم در سدة دوم میلادی و ظاهراً از سدة چهارم هجری جبل عامله / جبل عامل نامیده شد ( رجوع کنید به ابن حائک ، ص ٢٤٣، ٢٤٥؛
مقدسی ، همانجا؛
محمدکاظم مکی ، ص ٤٢، ٤٤؛
قس فقیه ، ص ٧٤، که هجرت عامله را سیصد سال پیش از میلاد ذکر کرده است ).
پس از آنکه در ٥٨٦، صلاح الدین ایوبی (حک : ٥٦٤ـ
٥٨٩) بخش اعظم جبل عامل را به یکی از سردارانش
به نام حسام الدین محمدبن بشارة عاملی واگذار کرد،
جبل عامل به بلاد بشاره معروف شد (مهاجر، ١٤١٣، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛
محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٦٤ـ٦٥؛
آل سلیمان ، ص ٢٠). برخی ، نام بلاد بشاره را به بشاربن معن ، سرسلسلة مَعْنیان ، نسبت داده اند ( رجوع کنید به آل صفا، ص ٢٧ـ ٢٨؛
فقیه ، ص ٧٣، ٧٥ـ٧٦).
جبل عامل به دلایل گوناگون سرزمین مقدّس به شمار می رود، از جمله به سبب وجود مزارات بسیاری از پیامبران و اولیا و بزرگانی چون یوشع بن نون وصی موسی علیه السلام و حزقیل پیامبر (محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ١٧٨ـ١٨٠)؛
تردد حضرت مسیح علیه السلام در بخشهای مختلف آن ( رجوع کنید به انجیل یوحنا، ٤: ٤٣ـ٤٧؛
انجیل متی ، ٢٨: ١٠، ١٦)؛
و روایتی از پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلم که الجلیل را جزو کوههای مقدّس شمرده است (ابن شداد، ج ٢، قسم ٢، ص ٣٧؛
نیز رجوع کنید بهآل سلیمان ، ص ٤٢ـ٤٣).
جبل عامل سرزمین شیعیان شمرده می شود. مشهور است که اهالی آن پیش از دیگر شهرها به تشیع گرویدند و این به زمان تبعید ابوذر غفاری (جُندب بن جُناده ) به شام در سال ٢٤،
در دوران خلافت عثمان بن عفان (حک : ٢٣ـ ٣٥)، باز می گردد. وقتی ابوذر به دمشق رسید، معاویة بن ابی سفیان (حک : ٤١ـ٦٠)، والی شام ، که مخالفان خود را به منطقة ساحلی شام یا جبل عامل تبعید می کرد، او را مانند دیگر مخالفان به این
منطقه فرستاد. ابوذر در این سرزمین به معرفی و بیان دیدگاههایش در بارة خلافت و مقام امیرالمؤمنان علیه السلام پرداخت و همین امر باعث شد معاویه او را مجدداً به مدینه باز گرداند ( رجوع کنید بهطبری ، ج ٤، ص ٢٨٣؛
حرّعاملی ، قسم ١، ص ١٣). برخی معتقدند که هنوز هم در دو روستای صَرفند و میس الجبل جایگاههایی که ابوذر در آنجاها آرا و مطالب خود را بیان کرده است ، وجود دارد و مردم آنها را زیارت می کنند ( رجوع کنید بهبنوّت ، ص ٣٢ـ٣٣؛
محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٨٣ ـ ٨٥).
ظاهراً از قرن چهارم به بعد، تعداد شیعیان در شام و جبل عامل افزایش یافت ( رجوع کنید به مقدسی ، ص ١٧٩؛
ناصرخسرو، ص ٢٤؛
محمدکاظم مکی ، ص ٦٢). شیعیان جبل عامل
در سده های ششم ـ هشتم به رافضه معروف شدند ( رجوع کنید بهدمشقی ، ص ٢٧٩؛
ابن بطوطه ، ج ١، ص ٧٩؛
قلقشندی ،
ج ٤، ص ١٥٣ـ ١٥٤). در اواخر قرن یازدهم ، به شیعیان
این منطقه اختصاصاً مَتاوِله می گفتند که برخی این کلمه را برگرفته از عبارت «مُتْ وَلیاً لِعلی » (با ولایت علی بمیر) می دانند که به تدریج به صورت متولی و سپس متوالی در آمد ( رجوع کنید بهمحسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٦٧ـ ٦٨؛
محمدکاظم مکی ، ص ٦٤ـ٦٦؛
فقیه ، ص ٣١؛
نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل " ¦l ¦"Mutawa ).
تدوین تاریخ جبل عامل ، به سبب کمبود منابع کهن ، دشوار به نظر می رسد و ظاهراً تا پیش از اواسط سدة ششم منبعی در بارة تاریخ جبل عامل در دسترس نیست (مهاجر، ١٤٢١، ص ٧ـ ٨؛
محمدکاظم مکی ، ص ٦٦).
در سال ١٥، یزیدبن ابی سفیان احتمالاً با مشارکت
شُرَحْبیل بن حَسْنه (هر دو از سرداران فاتح شام )، پس از
فتح دمشق و شهرهای ساحلی دمشق ، جبل عامل را گشودند (بلاذری ، ص ١٧٢ـ ١٧٣؛
محمدعلی مکی ، ص ٢٦، ٢٨؛
بنوّت ، ص ٣٠).
چنین به نظر می رسد که عربهای بنی عامله (به تناوب از
قرن اول تا اوایل قرن دهم ) در طول فرمانروایی امویان و عباسیان و دولتهای حاکم در شام مثل طولونیان ، اخشیدیان ، حمدانیان ، فاطمیان ، ایوبیان و ممالیک همچنان در جبل عامل می زیستند و امورشان را خاندانهای برجسته ، به شیوة تیولداران اداره می کردند (آل صفا، ص ٣٣ـ٣٤؛
بنوّت ، ص ٣٧؛
نیز رجوع کنید بهادامة مقاله ).
در ١٩٥، زمان خلافت امین عباسی (حک :١٩٣ـ ١٩٨)، یکی از نوادگان معاویه به نام علی بن عبداللّه بن خالدبن یزید و ملقب به ابوالعُمَیْطَر در جبل عامل بر ضد عباسیان قیام کرد و مدعی مهدویت شد که سپاهیان عباسی به سرداری محمدبن صالح بن بَیْهَس کلابی او را در شَبْعا سرکوب کردند (طبری ، ج ٨، ص ٤١٥؛
ابن اثیر، ج ٦، ص ٢٤٩ـ٢٥٠).
مردم جبل عامل در ٢٢٦ یا ٢٢٧ در قیام تمیم ابوحَرب لَخْمی ، معروف به مُبَرْقَع ، برضد عباسیان شرکت کردند و شکست خوردند (ابن اثیر، ج ٦، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨؛
بنوّت ، ص ٣٦). در حدود ٣٦٠ فاطمیان به شام یورش بردند و با تصرف جبل عامل ، حکومت صیدا (مرکز جبل عامل ) را به ابوالفتح بن الشیخ مغربی سپردند (محمدعلی مکی ، ص ٨٨).
عباسیان پس از پس گرفتن دمشق در ٣٦٤، سپاهی به سرداری اَفتکین / هفتکین برای تصرف جبل عامل راهی جنوب لبنان کردند. ابوالفتح مذکور، حاکم فاطمی صیدا، بار اول با افتکین صلح کرد، ولی بار دوم با وی جنگید و شکست خورد و صیدا در معرض تجاوز و غارت قرار گرفت (ابن اثیر، ج ٨، ص ٦٥٧؛
کردعلی ، ج ١، ص ٣٠ـ٣١، ٢٠٥).
در ٣٨٦ یا ٣٨٧ دریانورد ماجراجویی به نام علاّ قه بر ضد فاطمیان (حک : ٢٩٧ـ٥٦٧) قیام کرد. او شهر صور را تصرف
نمود و به نام خود سکه زد و وقتی شنید سپاه فاطمیان برای سرکوب وی به راه افتاده است ، از رومیان شرقی (بیزانسیان ) کمک خواست . سپاه فاطمی به سرداری ابوعبداللّه حسین بن ناصرالدوله حمدانی نخست کشتیهای بیزانسی را درهم شکست و آنگاه شهر صور را محاصره کرد؛
علاّ قه دستگیر و به قاهره فرستاده شد و در آنجا به قتل رسید و صور مجدداً جزو قلمرو فاطمیان شد (ابن اثیر، ج ٩، ص ١٢٠؛
محمدعلی مکی ، ص ٩٣؛
بنوّت ، ص ٣٨).
در حدود ٤٢٠، خلیفة فاطمی الظاهر (حک : ٤١١ـ ٤٢٧) سپاهی ، به سرداری ابومنصور انوشتکین دُزْبری / دُرزی ، برای کمک مردم جبل عامل ــ که از وی استمداد جسته بودند ــ بر ضد صالح بن مرداس (حاکم حلب ) فرستاد. انوشتکین موجب رواج مذهب دروزی در وادی تَیْم شد (ابن اثیر، ج ٩، ص ٢٣١، ٣٩٢؛
حرّ، ص ٣١ـ ٣٢؛
محمدعلی مکی ، ص ٩٤ـ٩٦؛
کردعلی ، ج ١، ص ٢٢٤).
در ٤٦٢، قاضی عین الدوله بن ابی عُقَیل ، در صور امارتی مستقل به وجود آورد که حدود بیست سال دوام یافت . فاطمیان سپاهی ، به فرماندهی بدرالجمالی * ، راهی صور کردند ولی وی به عللی عقب نشینی کرد و نتوانست شهر را تصرف کند. در ٤٨٦، سپاه فاطمی موفق به بازپس گیری صور شد ( رجوع کنید به ابن اثیر، ج ١٠، ص ٦٠، ٢٢٣؛
بنوّت ، ص ٣٩).
صلیبیان در ٤٩٣، در راه بیت المقدّس ، از منطقة جبل عامل گذشتند و در ٤٩٩ قلعة تبنین را برای نظارت بر محاصرة
شهر صور و در ٥٠١ قلعة تل معشوق را برای تقویت محاصرة صور ساختند (ابن قلانسی ، ص ٢٥٥؛
ابن اثیر، ج ١٠، ص ٤٥٥؛
مهاجر، ١٤٢١، ص ١٩، ٢١ـ٢٢). در ٥٠٥، صلیبیان شهر
صور را محاصره کردند، ولی حاکم دمشق ، ظهیرالدین طُغتکین بن بوری (حک : ٤٩٧ـ٥٢٢؛
رجوع کنید بهبوریان * )، و گروهی
از مردم جبل عامل به یاری مردم صور شتافتند و شهر را
از محاصره در آوردند (ابن قلانسی ، ص ٢٨٤ـ٢٨٥؛
ابن اثیر، ج ١٠، ص ٤٨٨ـ٤٩٠). با سقوط شهر مستحکم صور به دست صلیبیان در ٥١٨/ ١١٢٤، تمام منطقة جبل عامل تحت اشغال آنان در آمد (ابن قلانسی ، ص ٣٣٦ـ٣٣٧؛
بنوّت ، ص ٤٩ـ٥٠؛
نیز رجوع کنید به صور * ).
صلیبیان پس از تصرف جبل عامل چند قلعه و در رأس آنها قلعة بسیار محکم و مشهور شقیف (تاریخ بنا: ٥٣٠/ ١١٣٥) را، برای تسلط بیشتر بر منطقه و جلوگیری از هرگونه حملة مسلمانان ، بنا کردند (مهاجر، ١٤٢١، ص ٤٣ـ٤٤؛
بنوّت ، ص ٥٤).
از ٥٥١ تا ٥٦٥ اتابک نورالدین محمود زنگی (حک : ٥٤١ ـ٥٦٩) بارها به جبل لبنان حمله کرد و شیعیان منطقه از دست وی سختیهای بسیاری کشیدند (ابن قلانسی ، ص ٥٢٠ به بعد؛
محمدعلی مکی ، ص ١٣٥ـ١٦١؛
حرّ، ص ٣٣ـ٣٤).
پس از نبرد تاریخی حطین * در ٥٨٣ و سرکوب صلیبیان ، مناطق گوناگون جبل عامل ، به جز صور و قلعة شقیف ، به تصرف صلاح الدین ایوبی در آمد ( رجوع کنید به عمادالدین کاتب ، ص ١٩٩ـ ٢٠٠؛
ابن اثیر، ج ١١، ص ٥٤٢ ـ٥٤٤؛
ابن ایاس ، ج ١، قسم ١، ص ٢٤٩). با این حال ، درگیریهای پراکنده میان سپاه ایوبی و صلیبیان در جبل عامل تا اواخر این سده و اوایل سدة هفتم ادامه یافت ( رجوع کنید بهابن اثیر، ج ١٢، ص ١٢٦ـ١٢٩، ٣٢٠ـ٣٢٢).
بر اساس توافقنامة یافا میان ملک عادل ایوبی و آموری دی لوزینیان صلیبی در ٦٠٠ و نیز صلح میان ملک کامل ایوبی و امپراتور فریدریک آلمانی در ٦٢٦، جبل عامل تحت سلطة مجدد صلیبیان قرار گرفت (ابن تغری بردی ، ج ٦، ص ٢٧١ـ٢٧٢؛
محمدعلی مکی ، ص ١٨٦ـ١٨٩؛
مهاجر، ١٤٢١، ص ٦٠ـ٦٢؛
نیز رجوع کنید به مقریزی ، ج ١، ص ٣٥٣ـ٣٥٤).
در ٦٦٤ـ٦٦٧، بَیْبَرْس اول * ملقب به بندقداری (حک : ٦٥٨ـ٦٧٦)، چهارمین سلطان مملوکی مصر، صلیبیان را از جبل عامل ، که در آن زمان مملکت شقیف نامیده می شد، بیرون کرد (قلقشندی ، ج ١٤، ص ٤٠ـ٤١؛
شرف الدین ، ص ٦٣١). تقریباً از این تاریخ تا ٩٢٢، که عثمانیها جبل عامل را تصرف کردند، این منطقه جزو قلمرو ممالیک مصر بود ( رجوع کنید به حرّ، ص ٣٤؛
نیز رجوع کنید بهادامة مقاله ).
از اواخر سدة ششم ، برخی خاندانهای متمول و بانفوذ در جبل عامل به صورت تیول بر قسمتهایی از آن حکومت می کردند، از جمله آل بشاره منسوب به نخستین امیر آنان حسام الدین بشاره (حک : ٥٨٦ ـ٥٩٧)، از سرداران صلاح الدین ایوبی ، که حدود یک دهه بر جبل عامل حکومت کردند؛
آل وائل / آل صغیر؛
آل سودون ؛
آل شُکُر؛
آل مِشْطاح و آل منکر (محمدکاظم مکی ، ص ٧٣؛
آل صفا، ص ٢٧ـ ٢٨، ٣٦ـ٤٩، ٦٦؛
نیز رجوع کنید بهدرویش ، ص ٦٣ـ٨٠).
در ٩٢٢، سلطان سلیم اول عثمانی (حک : ٩١٨ـ٩٢٦) در نبرد معروف مَرْج دابِق * ملک اشرف چرکسی ، سلطان مملوکی ، را شکست داد. با پیروزی وی ، جبل عامل نیز، مانند بقیة قسمتهای شام ، چهار قرن در سیطرة دولت عثمانی قرار گرفت ( رجوع کنید به محمدعلی مکی ، ص ٢٧٦ـ٢٨٠؛
درویش ، ص ٢٧).
خاندانهای بانفوذ جبل عامل در دورة عثمانی ، همچنان قدرت خود را حفظ کردند و بَنی مَعْن * ، از خاندانهای دروزی ، رسماً از جانب عثمانیان امارت یافتند (٩٢٢ـ ١١٠٨). دولت عثمانی از ١٠١٢ بخشی از جبل عامل را جزو تیول امیرفخرالدین دوم مَعْنی (٩٨٠ـ١٠٤٥) و امیران جانشین او قرار داد (درویش ، ص ٩٠ـ٩٢؛
آل صفا، ص ١٠٨ـ١١٤؛
شهابی ، ج ٣، ص ٨١٣).
در زمان معنیان ، جمع آوری مالیات ، تعیین مرز مناطق ، نفوذ خاندانها و نیز بعضی مسائل مذهبی موجب درگیریهای شدیدی میان معنیان و هم پیمانانشان از یک سو و برخی تیولداران و مردم جبل عامل از سویی دیگر شد، که بارزترین آنها نبردهای انصار اول در ١٠٤٨، عیناثای سوم در ١٠٧٠، نبطیة اول در ١٠٧٧ و نبرد وادی کفور در ١٠٧٨ است (شهابی ، ج ٣، ص ٩٣٤؛
فقیه ، ص ١٧٦ـ١٧٩؛
بنوّت ، ص ٩٥؛
احمدرضا، ص ٤٣١ـ٤٣٢).
پس از معنیان ، شهابیان * (حک : ١١٠٩ـ١٢٥٧) بر جبل عامل مسلط شدند. پس از مرگ امیر بشیر شهاب اول در ١١١٨، والی عثمانی صیدا، بشیرپاشا، سیاستش را در برابر مردم جبل عامل تغییر داد و حکومت جبل عامل را از شوف جدا کرد؛
صَفَد و عکّا را به ظاهرعمرزیدانی ، اقلیم شومر و تفاح را به آل منکر، و اقلیم شقیف را به آل صعب سپرد (بنوّت ، ص ٩٧). امیرحیدر شهابی ، که در ابتدا عثمانیها او را برای مقابله با شهابیون روی کار آوردند، از این تقسیم بندی و محدود کردن قلمروش خشمگین شد و در ١١٢٠ جبل عامل را تصرف کرد. پس از وی پسرش ، امیرملحم شهابی (حک : ١٢٣٦ـ١٢٩٤)، نیز به دستور حاکم صیدا، سعدالدین پاشا، به این منطقه لشکرکشی کرد و مردم را کشت و ویرانی بسیار به بار آورد (همان ، ص ٩٨؛
شهابی ، ج ٤، ص ١٠٤٨). کشمکشها میان شهابیان و تیولداران محلی به نبردهایی چون یارون ، انصار دوم ، انصار سوم و مرج عیون اول در اواسط سدة دوازدهم انجامید (فقیه ، ص ١٩٣ـ١٩٦؛
شهابی ، ج ٤، ص ١٠٧١؛
بنوّت ، ص ٩٩ـ١٠٠). در نیمة دوم این قرن و پس از نبردهایی مثل صَفَد و تِرْبیخا (دولاب ) میان ظاهرعمر (حک : ١١١٨ـ١١٩٠) و ناصیف نصار (حک : ١١٦٣ـ١١٩٥)، مشهورترین و مقتدرترین حاکم جبل عامل ، این دو باهم متحد شدند و عهدنامة عکّا را در ٨ رجب ١١٨١ امضا کردند. ظاهرعمر با حاکم مصر، علی بیک کبیر، نیز هم پیمان شد (حسن امین ، ص ١٨٨ـ١٩١؛
آل صفا، ص ١١٤ـ١٢١؛
فقیه ، ص ٢٠٦ـ٢١٢) و در نتیجه سه قدرت متحد، در مخالفت با دولت عثمانی ، در منطقه به وجود آمد.
در ١١٨٥ عثمان پاشا، والی دمشق ، به کمک والی صیدا و شهابیان همراه با سپاهی انبوه به جنگ حاکم جبل عامل و متحدش ، ظاهرعمر، رفت . میان دو سپاه چند درگیری از جمله بحره (یا بحیره الحوله ) کفر رمان (یا نَبَطیّة دوم ) و سهل غازیه روی داد که عمدتاً پیروزی از آن حاکم جبل عامل بود. این پیروزیها موجب آرامش نسبی گردید (شرف الدین ، ص ٦٣٣؛
فقیه ، ص ٢١٣ـ٢٢٧؛
شهابی ، ج ٤، ص ١٠٨٤ـ ١٠٨٨).
احمدپاشا معروف به جزار * (حک : ١١٩٠ـ١٢١٩) از بدو امارتش بر صیدا قصد تصرف کامل جبل عامل را داشت . او، پس از چند بار لشکرکشی ، طی نبرد یارون در ١١٩٥ و کشتن شیخ ناصیف نصار، جبل عامل را تصرف کرد و حدود ٢٥ سال بر آنجا فرمان راند و فجایع زیادی به بار آورد ( رجوع کنید به حسن امین ، ص ٢١٦ـ٢٢٢، ٣١٣ـ٣١٩، ٣٤٩ـ٣٥٣؛
شرف الدین ، ص ٦٣٤؛
آل صفا، ص ١٣٦ـ١٣٩).
در ١٢٥١، با تصرف شام از سوی سپاهیان مصری به رهبری ابراهیم پاشا، فرزند محمدعلی پاشا، جبل عامل نیز زیر سیطرة ابراهیم پاشا قرار گرفت . ابراهیم پاشا آنجا را به بشیر شهاب ثانی سپرد و او فرزند خود، امیرمجید، را والی جبل عامل کرد. امیرمجید سیاست سرکوب و خشونت در پیش گرفت که با قیام مسلحانة مردم ، به رهبری حسین بیگ و محمدعلی بیگ شبیب ، از ١٢٥٢ تا ١٢٥٥ روبه رو گردید (آل صفا، ص ١٤٦ـ١٤٩؛
فقیه ، ص ٢٩٣ـ٢٩٤؛
شرف الدین ، ص ٦٣٥).
در ١٢٥٦، رهبری قیام مردم جبل عامل را حمدالمحمود (متوفی ١٢٦٩)، مشهورترین حاکم پس از ناصیف نصار از خاندان آل علی صغیر، برعهده گرفت . او به کمک عثمانیها نیروهای امیرمجید شهابی را شکست داد و مصریان را تعقیب و از جبل عامل بیرون کرد. آنگاه عثمانیها امارت جبل عامل را به او سپردند (آل صفا، ص ١٥٠ـ١٥٧؛
فقیه ، ص ٢٩٥ـ٣٠٦).
دولت عثمانی در ١٢٨٢ خاندانهای برجسته و تیولداران جبل عامل را از بین برد و تا ١٣٣٦ عثمانیها در این منطقه حکومت کردند (آل صفا، ص ١٦٥ـ١٧٠). جبل عامل در دورة عثمانی به دو بخش شمالی به نام بلاد شقیف و جنوبی مشهور به بلاد بشاره تقسیم شد. بلاد شقیف شامل چهار ناحیه بود: شقیف به مرکزیت نبطیه ، شومر به مرکزیت آبادی انصار، اقلیم تفاح به مرکزیت جُبَع و ناحیة جِزّین به مرکزیت جِزّین . بلاد بشاره نیز شامل چهار ناحیه بود: جبل هونین به مرکزیت بنت جبیل ، جبل تبنین به مرکزیت تبنین ، ساحل قانا به مرکزیت قانا و ساحل معرکه به مرکزیت صور. هر یک از این نواحی هشت گانة جبل عامل را حاکمی اداره می کرد و همگی زیرنظر حاکم کل جبل عامل بودند (محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ١٣١ـ ١٣٢). همچنین در دورة تسلط عثمانیها بر جبل عامل ، برای هریک از هشت ناحیة این منطقه ، قاضیان شیعه به عنوان نایب و سه قاضی برای شهرهای صیدا و صور و مرجعیون انتخاب شدند (همان ، ص ١٣٦).
پس از جنگ اول جهانی (١٩١٤ـ ١٩١٨) و اضمحلال دولت عثمانی ، مردم جبل عامل با استعمار فرانسه ــ که بیشترِ لبنان ، از جمله شهرهای ساحلی و دشتهای جنوب لبنان ، را تصرف کرده بود ــ مخالفت کردند و خواستار ملحق شدن به سوریه ، زیرنظر ملک فیصل اول (متوفی ١٣١٢ ش )، شدند ( رجوع کنید بهبنوّت ، ص ٢٠٣؛
آل صفا، ص ٢٢٦). با استقلال لبنان در ٢ آذر ١٣٢٢/ ٢٢ نوامبر ١٩٤٣، جبل عامل جزو این کشور شد ( رجوع کنید بهبنّوت ، ص ٢٩٣ـ٢٩٤).
در ١٣٥٧ش با حملة ارتش اسرائیل به جنوب لبنان ، که با تصرف بیشتر مناطق جبل عامل همراه بود، جنایات و صدمات زیادی به اهالی وارد شد ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٣١ـ٣٣٣).
در ١٣٦١ ش ، اسرائیل بار دیگر به سراسر لبنان حمله و جبل عامل را اشغال کرد و دست به کشتار و غارت مردم و بازداشت سران منطقه زد. مردم جبل عامل نیز در طول اشغال ، با مقاومت همه جانبه ، نیروهای اشغالگر را در ١٣٧٩ ش /٢٠٠٠ وادار به عقب نشینی از جبل عامل کردند (سوید، ص ١٥ـ٢٠؛
بنوّت ، ص ٣٤٧ـ ٣٦٨).
به مردم این منطقه عاملی گفته می شود (سمعانی ، ج ٤، ص ١١٨ـ١١٩). این منطقه از آغاز دورة اسلامی به داشتن مردمی باتقوا و طالب علم و نیز به داشتن فقهای مبرِّز و ادبا و شعرا و اندیشمندان بسیار مشهور بوده است .
نامورترین شاعران و ادیبان جبل عامل این اشخاص بوده اند: عَدِیّبن رقّاع * (متوفی ح ١٠٠) شاعر معروف ولیدبن عبدالملک اموی (حک : ٨٦ ـ٩٦) و معاصر جریر، شاعر بزرگ عصر اموی (ازهری ، ج ٢، ص ٤٢٢، ذیل «عمل »؛
ابوالفداء، ج ١، ص ١٠٤؛
مرتضی زبیدی ، ج ٢١، ص ١١٥؛
فقیه ، ص ٨٥)؛
عبدالمحسن بن احمدبن غالب صوری (متوفی ٤١٩؛
حرّعاملی ، قسم ١، ص ١١٤؛
محسن امین ، ١٤٠٣ الف ، ج ٨، ص ٩٤ـ٩٩)؛
علی بن محمد بیاضی * (متوفی ٧٩١)؛
و تقی الدین ابراهیم بن علی کفعمی * (متوفی ٩٠٥؛
حرّعاملی ، قسم ١، ص ٢٨ـ٢٩؛
محسن امین ، ١٤٠٣ الف ، ج ٢، ص ١٨٤ـ١٨٩). البته ، احوال علما و فقهای جبل عامل تا قرن ششم تا حدودی مبهم است و احتمالاً دانشمندان آن از مهاجران حلب و طرابلس و صیدا بوده اند (محسن امین ، ١٤٠٣ ب ، ص ٧٧ـ ٧٨). بزرگانی چون ابوبکر خطیبِ بغدادی * مؤلف تاریخ بغداد ، ابوالقاسم علی بن حسن بن عساکر ( رجوع کنید به ابن عساکر * ) مؤلف تاریخ مدینة دمشق که ده سال در صور اقامت گزید و حضورش تأثیر بسیاری در تقویت نهضت فرهنگی در جبل عامل داشت ، ناصربن ابراهیمی بویهی * (متوفی ٥٨٣)، عبداللّه بن حسین تستری * و پزشک مشهور داودبن عمر انطاکی ( رجوع کنید به داود انطاکی * ) در جبل عامل مدتی اقامت کردند.
با ظهور دانشمند بزرگ شیعی ، محمدبن مکّی جزینی معروف به شهید اول * (تاریخ شهادت : ٧٨٦)، جبل عامل رونق علمی یافت و به تدریج یکی از بزرگ ترین حوزه های علمیة شیعه شد. محمدبن مکی از دانش آموختگان حوزة حلّه بود و به همین سبب ، مؤلفان تاریخ فقه ، حوزة جبل عامل را استمرار حوزة حلّه می دانند. این حوزه تا اواخر قرن دوازدهم ، بزرگ ترین حوزة علمیة شیعی شناخته می شد و عالمان و فقیهان و محدّثان ناموری از آن برخاستند، همچون زین الدین بن علی جبعی معروف به شهید ثانی * (تاریخ شهادت : ٩٦٥)، فرزندش معروف به صاحبِ معالم * و نواده اش معروف به صاحب مدارک ، حسین بن عبدالصمد حارثی * و فرزندش بهاءالدینِ عاملی ، محمدبن حسن حرّعاملی * و علی بن عبدالعال کرکی معروف به محقق ثانی * / کرکی شمار بسیار زیاد عالمان منطقة جبل عامل و پویایی علمی آنان موجب توجه تاریخ نگاران و محققان شده است ؛
در تشییع جنازة دختر شهید ثانی ، معروف به ستّالمشایخ * و از مجتهدانِ شاگردپرور حوزة جبل عامل ، هفتاد مجتهد حاضر بودند (حرّعاملی ، قسم ١، ص ١٥). به نوشتة فقیه (ص ١٠)، وقتی در ١١٩٥، به دستور احمدپاشا جزّار، والی عثمانی صیدا، آثار و تألیفات عالمان جبل عامل سوزانده شد، حجم این آثار به اندازه ای بود که مأموران حکومت تا هفت روز در عکّا به سوزاندن کتاب مشغول بودند (برای اطلاع از عالمان جبل عامل ، به ویژه برآمدگان حوزة آن رجوع کنید بهحرّ عاملی ، ١٣٦٢ ش ؛
نیز رجوع کنید بهحوزة علمیّه * ).
در سده های دهم و یازدهم ، بر اثر فشار دولت عثمانی از یک سو و دعوت حکومت شیعیِ تازه تأسیس صفوی از سوی
دیگر، بسیاری از علمای جبل عامل به ایران هجرت کردند. این
مهاجرت نقطة عطفی در تاریخ ایران و شیعه به شمار می آید و بررسیهای چندی در بارة کیفیت و تأثیرات آن صورت گرفته است . از جمله این بررسیها کتاب الهجرة العاملیّة الی ایران فی العصر الصفوی (بیروت ١٤١٠/١٩٨٩) تألیف جعفر مهاجر، و کتاب مهاجرت علمای شیعه از جبل عامل به ایران در عصر صفوی (تهران ١٣٧٧ ش ) تألیف مهدی فرهانی منفرد شایان ذکر است . در دوران حکومت احمدپاشا جزار نیز، سختگیریهای وی بر علمای جبل عامل سبب مهاجرت شمار دیگری از آنان شد، تا حدی که بیش از هفتاد عالم از جبل عامل گریختند و راهی ایران و عراق شدند (آل صفا، ص ٢٧١؛
محمدکاظم مکی ، ص ٩٧؛
نیز رجوع کنید به ابن صعب ، ص ١٠٣ـ١٢٢).
شماری از عالمان عاملی نیز به هند رفتند و در آنجا مناصب علمی و سیاسی یافتند، از جمله خواهرزادة شیخ بهائی به نام محمدبن علی خاتون (متوفی ١٠٤٩؛
رجوع کنید به خاتون * ، آل ) که میان دربار هند و ایران ، به مقام سفارت رسید (حرّعاملی ، قسم ١، ص ١٤١ـ١٥٤، ١٦٩؛
مروّه ، ص ٤٤ـ٥٩؛
فقیه ، ص ٦٦، ٩٣ـ٩٤؛
محسن امین ، ١٤٠٣ الف ، ج ٩، ص ١٦٧ـ١٧٧، ٢٣٤ـ٢٣٩، ج ١٠، ص ١٠ـ١١).
منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد جدید؛
(٢) ابراهیم آل سلیمان ، بلدان جبل عامل : قلاعه و مدارسه و جسوره و مروجه و مطاحنه و جباله و مشاهده ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٣) محمدجابر آل صفا، تاریخ جبل عامل ، بیروت ١٩٨١؛
(٤) ابن اثیر؛
(٥) ابن ایاس ، بدائع الزهور فی وقائع الدهور ، چاپ محمد مصطفی ، قاهره ١٤٠٢ـ١٤٠٤/ ١٩٨٢ـ١٩٨٤؛
(٦) ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٧) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ?( ١٣٨٣ ) ـ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣ ) ـ ١٩٧٢؛
(٨) ابن حائک ، صفة جزیرة العرب ، چاپ محمدبن علی أکوع ، بغداد ١٩٨٩؛
(٩) ابن شدّاد، الاعلاق الخطیرة فی ذکر امراءالشام و الجزیرة ، ج ٢، قسم ٢، چاپ سامی دهان ، دمشق ١٣٨٢/١٩٦٢؛
(١٠) ابن قلانسی ، تاریخ دمشق ، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبارالبشر: تاریخ ابی الفداء ، بیروت : دارالمعرفة ، ( بی تا. ) ؛
(١٢) احمدرضا، «المتاولة او الشیعة فی جبل عامل »، المقتطف ، ج ٣٦، ش ٥ (ربیع الثانی ١٣٢٨)؛
(١٣) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، ج ٢، چاپ محمدعلی نجار، قاهره ( بی تا. ) ؛
(١٤) اطلس لبنان و العالم ، بیروت : جیوپروجکتس ، ١٩٨٧؛
(١٥) حسن امین ، جبل عامل : السَّیف والقلم ، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٣؛
(١٦) محسن امین ، اعیان الشیعة ، بیروت ١٤٠٣ الف ؛
(١٧) همو، خطط جبل عامل ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣ ب ؛
(١٨) بلاذری (بیروت )؛
(١٩) جهاد بنوّت ، حرکات النضال فی جبل عامل ، بیروت ١٩٩٣؛
عبدالمجید حرّ، معالم الادب العاملی : من بدایة القرن الرابع الهجری / العاشر المیلادی حتی نهایة القرن الثانی عشر الهجری / الثامن عشر المیلادی ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
محمدبن حسن حرّعاملی ، امل الا´مل ، چاپ احمد حسینی ، بغداد ( ١٩٦٥ ) ، چاپ افست قم
١٣٦٢ ش ؛
علی ابراهیم درویش ، جبل عامل بین ١٥١٦ـ١٦٩٧: الحیاة السیاسیة و الثقافیة ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
محمدبن ابی طالب دمشقی ، کتاب نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
سمعانی ؛
محمود سوید، الجنوب اللبنانی فی مواجهة اسرائیل : ٥٠ عاماً من الصّمود و المقاومة ، بیروت ١٩٩٨؛
خلیل شرف الدین ، تاریخ الزراریة و البلاد العاملیة : ماضیاً و حاضراً و تطلعات ، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
حیدر احمد شهابی ، تاریخ الامیر حیدر احمد الشهابی ، چاپ مارون رعد، ( بیروت ) ١٩٩٣؛
طبری ، تاریخ (بیروت )؛
سلیمان ظاهر، جبل عامل فی الحرب الکونیّة ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
همو، صفحات من تاریخ جبل عامل ، بیروت ١٤٢٣/ ٢٠٠٢؛
محمدبن محمد عمادالدین کاتب ، الفتح القسی فی الفتح القدسی ، چاپ محمدمحمود صبح ، ( قاهره ١٩٦٥ ) ؛
محمدتقی فقیه ، جبل عامل فی التّاریخ ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
قلقشندی ؛
محمد کردعلی ، خطط الشام ، بیروت ١٣٨٩ـ١٣٩٢/١٩٦٩ـ١٩٧٢؛
محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، ج ٢١، چاپ عبدالعلیم طحاوی ، کویت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
علی مروّه ، التشیع بین جبل عامل و ایران ، لندن ١٩٨٧؛
مقدسی ؛
احمدبن علی مقریزی ، السلوک لمعرفة دول الملوک ، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٧؛
محمدعلی مکی ، لبنان من الفتح العربی الی الفتح العثمانی : ٦٣٥ـ١٥١٦ ، بیروت ١٩٧٧؛
محمدکاظم مکی ، منطلق الحیاة الثقافیّة فی جبل عامل ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
جعفر مهاجر، التأسیس لتاریخ الشیعة فی لبنان و سوریة ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
همو، جبل عامل تحت الاحتلال الصلیبی : صفحات مجیدة مجهولة من تاریخه ، بیروت ١٤٢١/ ٢٠٠١؛
ناصرخسرو، سفرنامة حکیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
( نقشة ) لبنان ، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٠٠:١، بیروت : جیو پروجکتس ، ٢٠٠٢؛
یاقوت حموی ؛
یعقوبی ، البلدان ؛
Rula Jurdi Abisaab, "The ulama of Jabal ـ Amil in Safavid Iran, ١٥٠١-١٧٣٦: marginality, migration and social change", Iranian studies , vol.٢٧, no.١-٤ (١٩٩٤);
EI ٢ , s.v. "Mutawa ¦l ¦ " (by W. Ende).
/ ستار عودی /
تصاویر این مدخل:
مسجد جامع بنت جبیل منبع: http://www.bintybeil.com/images/album/grand_mosque١.html
قلعه شقیف منبع: لبنان الجنوبی، لبنان: وزاره السیاحه ١٩٩٨
مسجد الحسینی واقع در شقراء منبع: http://www.shaqra-city.com/gallery/details.php?image-id=٣٧٩&٣٨٢
مسجد الحسینی واقع در شقراء منبع: http://www.shaqra-city.com/gallery/details.php?image-id=٣٧٩&٣٨٢