دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٦٨
جَبَرتی ، اسماعیل بن ابراهیم ، عارف و عالم بزرگ یمنی قرن هشتم و مؤسس طریقت جبرتیه . نام کامل او اسماعیل بن ابراهیم بن عبدالصمد هاشمی عقیلی جبرتی است . وی در ٧٢٢ در شهر زَبید یمن به دنیا آمد. نَسَبش به عقیل ، برادر امام علی علیه السلام ، می رسد. از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست . در جوانی به تحصیل علم پرداخت و به زهد و عبادت مشغول شد و از بدو جوانی با استادان بزرگی همنشین
بود و در علم و فضل سرآمد زمان خود شد (ابن حجر عسقلانی ، ج ٥، ص ١٦٢؛ زبیدی ، ص ١٠١؛ شوکانی ، ج ١، ص ١٣٩). گفته شده ابوبکربن علی بن عمر اَهدَل ، شیخ و استاد جبرتی بوده است ( رجوع کنید بهد.ا.د. ترک ، ذیل مادّه ) ولی باتوجه به وفات ابوبکر اهدل در ٧٠٠ هجری (زبیدی ، ص ٣٨٣؛ مناوی ، ج ٢، ص ٣٢) در صحت این گفته تردید هست .
از شاگردان و یاران جبرتی این اشخاص بوده اند: ١) احمدبن ردّاد معروف به ابن ردّاد (متوفی ٨٢١)، فقیه و عالم و صوفی و قاضی معروف یمنی ، که شیخ اسماعیل چهار سال پیش از وفاتش در حضور بعضی مشایخ و مریدان وی را به جانشینی خود بر گزید (جیلی ، المناظرالالهیة ، مقدمة غنیمی ، ص ٣٢؛ زیدان ، ١٤١٩، ص ٦٠). ابن ردّاد آثار بسیاری دارد از جمله : موجبات الرحمة و عزائم المغفرة ، در فضائل اذکار و عبادات (حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٨٩٨؛ کحّاله ، ج ١، ص ١٧٨)، القواعد الوفیة فی اصل حکمة خرقة الصوفیة (حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٣٦٠؛ کحّاله ، همانجا)، وسیلة المَلهوف الی اللّه تعالی ثم الی أهل المعروف ، و عُدّة المسترشدین اولی الالباب من الزَیْغ و الزَعِل و الشک و الارتیاب (کحّاله ، همانجا). ٢) عبدالکریم جیلی (متوفی ٨٢٦)، عالم و فیلسوف بزرگ گیلانی ، که ظاهراً شیخ اسماعیل التفات خاصی به او نشان می داد و جیلی نیز در بسیاری از آثارش از او به بزرگی یاد کرده ، جیلی حتی قصیده ای طولانی نیز در مدح جبرتی سروده است ( رجوع کنید به جیلی ، الانسان الکامل ، ج ٢، ص ٤٣ـ٤٤؛ همو، المناظرالالهیة ، همان مقدمه ، ص ٢٤، ٣٥؛ نیز رجوع کنید بهترجمان ، ص ٥٤٦، ٥٥٦، ٥٥٨ ـ٥٥٩). ٣) شیخ محمد مِزجاجی (متوفی ٨٢٩)، مورخ یمنی . ٤) ابوبکر حکاک ، شاعر و صوفی اهل یمن . ٥) احمد حبایبی . ٦) قطب الدین مزاحم (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید بهابن حجر عسقلانی ، ج ٧، ص ٣٢٩ـ٣٣٠؛ زبیدی ، ص ١٠٦، ٣٣٤؛ جیلی ، المناظرالالهیة ، همان مقدمه ، ص ٣٢؛ ابوریان ، ص ٢٨٣).
جبرتی را صاحب احوال و کرامات بسیار دانسته و گفته اند که هیچ کس از حیث مقام و تعداد مریدان در یمن هم سطح او نبوده است ( رجوع کنید بهزبیدی ، ص ١٠١ـ١٠٢؛ سخاوی ، ج ٢، ص ٢٨٢)؛ ازاین رو، وی را شیخ الشیوخ طریقت و پیشوای اهل حقیقت خوانده اند ( رجوع کنید بهزبیدی ، ص ١٠١). مردم از همة گروهها نزد او رفت وآمد داشتند. برخی برای عبادت و گرفتن ذکر، برخی برای رفع حاجات خود و عده ای نیز برای سماع نزد او می رفتند (سخاوی ، ج ٢، ص ٢٨٢؛ مناوی ، ج ٢، ص ١٢٧). جیلی از او با نام ابوالمعروف و القابی همچون سیدالاولیاء، قطب کامل ، غریب الاولیاء، قطب اکبر و کبریت احمر یاد کرده است ( رجوع کنید بهالانسان الکامل ، ج ٢، ص ٤٣؛ زیدان ، ١٤١٢، ص ٢٦؛ نیز رجوع کنید بهزبیدی ، ص ١٠١). عبدالرحمان بن زکریا، از فقهای آن عصر، نیز وی را نقادالاولیاء خطاب نموده و گفته است کسی در شام و یمن و عراق و حرمین شریفین مانند اسماعیل جبرتی یافت نمی شود ( رجوع کنید به زبیدی ، ص ١٠٤؛ نَبْهانی ، ج ١، ص ٥٩٤). بسیاری از علما و حکمرانان ، از جمله سلطان اشرف ، از مریدان او بودند (بعکر، ص ٤٤٧؛ د.ا. د. ترک ، همانجا).
جبرتی مخالفانی نیز داشت ، از جمله شیخ عبدالرحیم أمیوطی و همچنین احمد ناشری که از علما بود و با جبرتی و طریقت وی عناد می ورزید اما به سبب حمایت سلطان اشرف از جبرتی مخالفتش بی نتیجه ماند (سخاوی ، ج ٢، ص ٢٨٣؛ مناوی ، ج ٣، ص ١٢٦). عالمی به نام صالح المصری نیز به این دلیل که در یکی از منظومه هایش از جبرتی انتقاد کرده بود، به هند تبعید شد (ابن حجر عسقلانی ، ج ٥، ص ١٦٢ـ١٦٣ و پانویس ٦؛ سخاوی ، همانجا، به نقل از شاعری یمنی به نام جمال زُوالی / ذوالی ).
جبرتی از پیروان مکتب ابن عربی * بود و اظهار می داشت که سالک نباید از مطالعة کتب ابن عربی غافل بماند (جیلی ، مراتب الوجود ، ص ٨ ـ٩). او به شاگردان خود توصیه می کرد همیشه نسخه ای از فصوص الحکم ابن عربی را به همراه داشته باشند. همچنین به خواندن سورة یس در بر آورده شدن حاجات و رفع مشکلات تأکید می کرد؛ ازاین رو، پیروان وی به «اهل یس » معروف اند (زبیدی ، ص ١٠٢؛ سخاوی ، همانجا؛ نبهانی ، ج ١، ص ٥٩٣؛ د. ا. د. ترک ، همانجا).
در بارة ذکر و اسم اعظم و سماع نیز آرا و سخنان بسیاری از او نقل شده است . وی معتقد بود هرکس گشایشی از هر اسمی یابد آن اسم در حق او اسم اعظم است ، زیرا اسم اعظم همان چیزی است که به واسطة آن دعا مستجاب می شود. وی سماع را موجب گشایش می دانست و می گفت به میزان توجه به اوراد و دانستن معانی آنها در حین سماع ، خداوند به انسان توجه می کند (زبیدی ، ص ١٠٤ـ١٠٥؛ نبهانی ، ج ١، ص ٥٩٢؛ نیز رجوع کنید بهجیلی ، المناظرالالهیة ، همان مقدمه ، ص ٣٥ که او را از موافقان سماع دانسته است ).
از آثار شیخ اسماعیل جبرتی اطلاعی در دست نیست ، تنها گفته شده است که مریدان شیخ ، کرامات وی را در کتابی (که نام آن معلوم نیست ) گردآوری نموده اند ( رجوع کنید به زبیدی ، ص ١٠١).
جبرتی در ٨٠٦ وفات یافت و در باب السهام در شهر زبید دفن شد و برایش آرامگاه باشکوهی ساختند. مسجد معروفی نیز در شهر زبید به نام شیخ جبرتی احداث شده و در مجاورت آن مدرسة بزرگی برای صوفیه ، آن هم به نام او، بنا گردیده که به احیای تصوف در یمن کمک بسیاری کرده است ( رجوع کنید به جیلی ، المناظرالالهیة ، همان مقدمه ، ص ٢٠ـ٢١؛ ترجمان ، ص ٥٦٣). او را حامی معنوی شهر زبید دانسته اند ( رجوع کنید بهد.ا.د. ترک ، ص ١٩٣).
پس از مرگ اسماعیل جبرتی ، طریقت جبرتیه را فرزندش ، رضی الدین ابوبکر صدیق (متوفی ٨٢٣)، و پس از او نوه اش ، اسماعیل بن ابی بکر (متوفی ٨٧٥)، که فقط پانزده سال داشت و در کسب علم و معارف دینی سرآمد زمان خود بود (زبیدی ، ص ١٠٦ـ١٠٧)، ادامه دادند.
جبرتیه را شاخه ای از اهدلیه منسوب به ابوالحسن علی بن عمر اَهْدَل حسینی ، دانسته اند ( رجوع کنید به د. ا. د. ترک ، همانجا). هر دو طریقت به ابن عربی گرایش دارند (جیلی ، المناظرالالهیة ، همان مقدمه ، ص ٣٠؛ قس د.ا.د. ترک ، همانجا).
منابع :
(١) ابن حجر عسقلانی ، انباءالغمر بابناءالعمر فی التاریخ ، حیدرآباد دکن ، ١٣٨٧ـ١٣٩٦/ ١٩٦٧ـ١٩٧٦؛
(٢) محمدعلی ابوریان ، الحرکة الصوفیة فی الاسلام ، اسکندریه ١٩٩٤؛
(٣) عبدالرحمان بعکر، کواکب یمنیّة فی سماءالاسلام ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤) سهیله عبدالباعث ترجمان ، نظریة وحدة الوجود بین ابن عربی و الجیلی ، ( بی جا ) : منشورات مکتبة خزعل ، ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٥) عبدالکریم بن ابراهیم جیلی ، الانسان الکامل فی معرفة الاواخر و الاوائل ، مصر ١٣٠٤؛
(٦) همو، مراتب الوجود و حقیقة کل موجود ، قاهره : مکتبة الجندی ، ( بی تا. ) ؛
(٧) همو، المناظر الالهیة ، چاپ نجاح محمود غنیمی ، قاهره ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٨) حاجی خلیفه ؛
(٩) احمدبن احمد زبیدی ، طبقات الخواص : اهل الصدق و الاخلاص ، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(١٠) یوسف زیدان ، عبدالکریم الجیلی : فیلسوف الصوفیة ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) همو، الفکر الصوفی بین عبدالکریم الجیلی و کبار الصوفیة ، قاهره ١٤١٩/١٩٩٨؛
(١٢) محمدبن عبدالرحمان سخاوی ، الضوء اللامع لاهل القرن التاسع ، قاهره ١٣٥٣ـ ١٣٥٥؛
(١٣) محمد شوکانی ، البدرالطالع ، بیروت : دارالمعرفه ، ( بی تا. ) ؛
(١٤) عمررضا کحّاله ، معجم المؤلفین ، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٥) محمد عبدالرووف بن تاج العارفین مناوی ، الکواکب الدریة فی تراجم السادة الصوفیة ، أو، طبقات المناوی الکبری ، چاپ عبدالحمید صالح حمدان ، قاهره ( ١٩٩٤ ) ؛
(١٦) یوسف بن اسماعیل نبهانی ، جامع کرامات الاولیاء ، چاپ ابراهیم عطوه عوض ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
/ فاطمه رحیمی /