دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٦٧
جَبَرت ، نام مسلمانان حبشه . جَبَرت یا جَبَره در اصل ، نام ناحیه ای است معروف به اوفات که در مغرب شهر بندری زَیْلَع در شمال سومالی قرار دارد. این نام بعدها به همة امیرنشینهای مسلمانِ جنوب حبشه (اتیوپی ) و نهایتاً به تمام مسلمانان حبشه اطلاق شده است . جبرتی ، منسوب به جبرت ، چه در مفهوم تاریخی چه در مفهوم جدید، نام یک قوم و نژاد نیست (تریمینگام ، ص ١٥٠ـ١٥٣؛ عطیة اللّه ، ج ١، ص ٥٧٤). این که مسیحیان حبشه به مسلمانان شبه جزیرة عربستان نیز جبرت
می گفتند، نشان می دهد که این کلمه به مفهوم عام مسلمانان به کار می رفته است ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
طبق منابع حبشی ، جبرت از اَگْبِرت (جمع کلمة گبر)، گرفته شده که در زبان اتیوپیایی به معنای «خدمتگزاران خدا» است . امروزه مسیحیان حبشی در زبان اَمْهَری به مسلمانان ، «اسلام » (جمع آن : «اسلامُچ ») می گویند ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ).
جبرتیانی که در نواحی کوهستانی حبشه در گروهها و خانوارهای کوچک و پراکنده زندگی می کنند، از لحاظ نژادی و زبانی با همسایگان مسیحی خود تفاوتی ندارند اما بیشتر جبرتیانی که به زبان تیگره صحبت می کنند در ایالت اریتره و پایتخت آن ، اسمره زندگی می کنند ( > مردمان مسلمان < ، ج ١، ص ٣٤٥).
مهم ترین شاخة جبرتیان خود را از اخلاف عثمان و از اعقاب اولین مهاجران مسلمان به حبشه ــ که همسر عثمان ، رقیه دختر پیامبر، در میان آنها بوده است ــ می دانند. اینها در اساس از اخلاف شیخ آدم الکِنانی مغربی اند که در آنجا به تبلیغ اسلام مشغول بودند و امروزه مقبرة او در تیگره در نظر جبرتیان مکان مقدّسی است . جبرتیان مقیم آدی هائی در سرائی که مدعی اند از خانواده ای اصیل اند، نسبت به سایر جبرتیان پایگاه ممتازتری دارند.
برخی از جبرتیان مدعی اند که با تبلیغ احمدالنَّجَش ، از صحابة حبشی پیامبر (قرن اول هجری )، که مقبره اش در تیگره هنوز زیارتگاه مهمی است ، مسلمان شده اند. سابقة گرویدن دیگر گروهها، به ویژه کشاورزان روستایی ، به اسلام ، به زمان دولتهای مسلمان مستقر در جنوب شرقی حبشه و اقدامات امام احمد مجاهد (احمدگران ، متوفی ٩٥٠) باز می گردد ( د.ا.د. ترک ، ذیل hid" "Ahmed el-Mدca ). به جز اینها گروههایی نیز هستند که از نسل خانواده های تجار مسلمانی اند که در مراکز تجاری ساکن شدند و زبان و آداب حبشی را پذیرفتند. سیاحان ، نفوذ اسلام را در این منطقه به نیک خُلقی و فعال بودن مسلمانهای آنجا نسبت داده اند. مانند دیگر نقاط افریقا در اینجا نیز تجارت کارکرد مهمی در گسترش اسلام داشته است .
عموماً جبرتیان با مسیحیانی که در پیرامون آنها زندگی می کنند مناسبات خوبی دارند، زیرا زبان آنها یکی است و بیشتر خانواده های بزرگ ایشان ، به سبب ازدواجها، با یکدیگر خویشاوند شده اند. حتی در یک قبیله ، هم مسلمان هست هم مسیحی . جبرتیانی که در شمال شرق افریقا زندگی می کنند از دیگر مسلمانان آنجا پایبندیشان به شریعت کمتر است ، تا جایی
که به روزه ، نماز و حتی حج چندان اهمیت نمی دهند و در میان آنها عدة کمی به حج رفته اند. در مورد حقوق فرد و خانواده از قوانین شرعی پیروی می شود اما آداب و سنّتها نیز در اجرای احکام شرعی بسیار مؤثر است . رئیس قریه را شیخ می نامند که در امور فقهی حکم می کند. در بسیاری از روستاها نیز قاضیانی هستند که علاوه بر آموزش قرآن ، پیشنمازی مساجد را نیز برعهده دارند. جبرتیان عمدتاً شافعی و مالکی ، و اقلیتی نیز حنفی مذهب اند. آدم الکِنانی طریقت سامانیه را میان جبرتیان رواج داده است . دانشمندان حبشی الاصلِ بسیاری با عنوان جبرتی به قاهره مهاجرت کرده و در الازهر در رواق جبرتیان درس خوانده اند (عطیة اللّه ، ج ١، ص ٥٧٥). عبدالرحمان جبرتی * ، مورخ معروف ، در اثرش تاریخ عجائب الا´ثار فی التراجم و الاخبار از این دانشمندان سخن به میان آورده است . بر اساس برآورد ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣، ٠٠٠ ، ٢٠٧ جبرتی در اتیوپی زندگی می کردند ( > مردمان مسلمان < ، ج ٢، پیوست ١، ص ٨٨٧، پیوست ٢، ص ٩١٨).
منابع :
(١) احمد عطیة اللّه ، القاموس الاسلامی ، قاهره ١٣٨٣/١٩٦٣ ـ ؛
(٢) محمدعبداللّه نقیره ، انتشار الاسلام فی شرق افریقیا و مناهضات الغرب له ، ریاض ١٤٠٢/١٩٨٢، ص ٢٢٦ـ٢٣٩، ٢٧٦ـ ٢٧٨؛
(٣) [ EI ١ , s.v. "Djabart" (by E. Mittwoch)];
(٤) EI ٢ , s.v. "Djabart" (by E. Ullendorff);
Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, Westport, Conn:
(٥) Green Wood Press, ١٩٨٤, s.v. "Jabarti" (by Thomas R. De Gregori and Richard V. Weekes);
(٦) Cengiz Orhonlu, Osmal imparatorlug §unun, gدney siyaseti: Habe eya leti , Istanbul ١٩٧٤, ٢٣-٢٩, ١٣٤-١٣٥;
(٧) J. Spencer Trimingham, Islam in Ethiopia , London ١٩٥٢, ٣٠, ٧٨, ١٠٣, ١١٣, ١٤٧, ٢٢٧, ٢٤٧;
(٨) TDVIA , s.v. "Ahmed el-Mدca hid" (by Yusuf Halaµog §lu);
(٩) E. Ullendorff, The Ethiopians , Oxford ١٩٧٣, index.
/ محمد آیکاچ ( د.ا.د.ترک ) /