دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٥٢
جَبّار ، از صورتهای فلکی . جبّار به هیئت مردی تصویر شده که در جنوب دایرة البروج ، بر دو کرسی ایستاده است و عصایی در دست و شمشیری بر کمر دارد (صوفی ، ص ٣٢١؛ ترجمة فارسی ، ص ٢٣٨؛ ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٩٣). چون مجموعة ستارگان درخشان در صورت فلکی جبّار بیش از هر صورت فلکی دیگری است ، از قدیم مورد توجه و تحسین تمدنهای گوناگون بوده و به سبب قرار گرفتن بر استوای سماوی ، برای ساکنان هر دو نیمکره (شمالی و جنوبی ) قابل مشاهده بوده است (آلن ، ص ٣٠٣ـ٣٠٤). جبّار در نجوم قدیم از صورتهای فلکی نیمکرة جنوبی آسمان به شمار می آمد ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٣١٢، ٣٢١؛ ابوریحان بیرونی ، همانجا). در اسطوره های بابلی و هندی ، این صورت فلکی را موجب طوفانهای زمستانی می دانستند. پولیبیوس (قرن دوم پیش از میلاد) سفر دریایی لشکریان رومی را در هنگام طلوع جبّار، سبب شکست آنان در نخستین جنگ پونیک (کارتاژی ) می دانست (برنم ، ج ٢، ص ١٢٨٥). بعدها در قرون وسطا در اروپا، جبّار نشانه ای تقویمی به حساب می آمد، چنانکه طلوع آن را در نیمه شب نشانة آغاز زمان چیدن انگور می دانستند (آلن ، ص ٣٠٦).
یکی از نامهای این صورت فلکی در یونانی ، آریون به معنای جنگجو بوده است (برنم ، ج ٢، ص ١٢٨١) که احتمالاً، از واژة اکدی اروـ آنا به معنای نور آسمانی اخذ شده و شاید بعدها از طریق تمدنهای بین النهرینی به اسطوره ها و نجوم یونانی راه یافته
است (آلن ، ص ٣٠٤). امروزه نیز جبّار در زبانهای اروپایی با واژة اوریون شناخته می شود (همان ، ص ٣٠٣). در اسطوره های یونانی ، اوریون پسر نپتون و شکارچی قدرتمندی بود که ادعا می کرد بر همة مخلوقات برتری و تسلط دارد. به روایتی ، سرانجام ، اوریون به طور غیرعمدی با تیر دیانا (الهة شکار) از پای در آمد و بنا به روایت دیگر، با نیش عقربی هلاک شد. با وجود این ، در آسمان ، صورتهای فلکیِ شکارچی و عقرب در دو نقطة مقابل هم قرار گرفتند تا دوباره عقرب گزندی به شکارچی نرساند. دو سگ (صورتهای فلکی کلب اکبر و کلب اصغر)، شکارچی را همراهی می کنند و خرگوشی (صورت فلکی اِرْنَب ) زیر پای او قرار دارد (برنم ، ج ٢، ص ١٢٨٣، ١٢٨٦، ١٢٨٩). در نجوم دورة اسلامی نیز از صورت فلکی کلب اکبر * با نام کلب الجبّار یاد شده است ( رجوع کنید بهخوارزمی ، ص ٢١٣).
در یونان باستان جبّار را با نام ¨ (در لاتینی gigas به معنای غول پیکر) هم می شناختند که این نام به صورت جبّار، به معنای توانا، ستمگر و بزرگ منش به نجوم دورة اسلامی راه یافت (آلن ، ص ٣٠٦ـ٣٠٧). واژة جبّار در عبری به صورت gebir/gebror و در سریانی ¦gabora آمده است (مشکور، ج ١، ص ١٢٦). اَعراب قدیم ، جبّار را جوزاء می نامیدند. این نام برای صورت فلکی دیگری به نام توأمین / توأمان (= دو پیکر) از صور
منطقة البروج نیز به کار رفته است (ابن قُتَیْبَه ، ص ٤٥، ١٢٠؛ صوفی ، ص ٣٢١؛ آلن ، ص ٣٠٧). بعدها در نوشتارهای علمی عربی ، جبّار به عنوان نام اصلی صورت فلکی اوریون یونانی پذیرفته شد و جوزاء بیشتر برای صورت فلکی توأمین به کار رفت ( رجوع کنید بهشهمردان بن ابی الخیر، ١٣٦٨ ش ، ص ٤٥٣، ٤٦٧) که این امر تا به امروز نیز ادامه دارد. در سریانی هم این نامها خلط شده اند، چنانکه واژة ¦gabora برای صورت فلکی دو پیکر به کار رفته است (مشکور، همانجا). احتمالاً میان دو صورت فلکی جبّار و جوزاء در گذشته ارتباطی وجود داشته است .
فرضیه هایی در بارة دلایل کاربرد نام جوزاء برای جبّار وجود دارد: اول اینکه اعراب قدیم سه ستارة کمربند جبّار ( رجوع کنید بهادامة مقاله ) را «میوه های مغزدار طلایی » می نامیدند و احتمالاً نام جوزاء (از واژة جوز به معنی گردو) برای مجموعه ستارگان جبّار، توسعاً از نام این سه ستاره اخذ شده که در میان جبّار واقع اند (آلن ، همانجا). دیگر اینکه در زبان عربی قدیم ، جوزا به معنای گوسفند سیاهی است که لکه ای سفید در میان بدنش دارد و چون ستارگان جبّار از دیگر ستاره ها و صورتهای فلکی درخشان تر بوده اند، آن را جوزاء نامیده اند (گنابادی ، باب سوم ، ذیل «جوزاء»؛ آلن ، همانجا؛ برنم ، ج ٢، ص ١٢٨٩). در ادبیات فارسی نیز اغلب نام جوزاء یا توأمان ، برای جبّار به کار رفته است و باتوجه به اینکه برای آن بندکمر یا کمربند یا حمایل آورده اند، می توان نتیجه گرفت که منظور جبّار بوده است ( رجوع کنید به سنایی ، ص ٥٦؛ حافظ ، ج ١، ص ٦٩٦، ج ٢، ص ١٠٣٦، ١٠٣٩). فخرالدین اسعدگرگانی (ص ٩٠) جبّار را «کمردار» نامیده و از دو سگ در کنار آن سخن گفته است . در سده های میانه ، واژة جوزاء برای جبّار به صورتهای Jeuze/ Geuze/ Elgeuze به لاتینی وارد شد (آلن ، همانجا).
بطلمیوس ، منجم یونان باستان ، برای جبّار ٣٨ ستاره بر شمرده که قدرهای آنها چنین است : دو «ستاره » از قدر اول ، چهار تا از قدر دوم ، هشت تا از قدر سوم ، پانزده تا از قدر چهارم ، سه تا از قدر پنجم ، پنج تا از قدر ششم ، و یک «ستارة » ابری (سحابی ، ص ٣٨٢ـ٣٨٤). عبدالرحمان صوفی (متوفی ٣٧٦)، منجم مشهور دورة اسلامی ، نیز در مورد تعداد ستارگان جبّار با بطلمیوس موافق است ، اما بر اساس رصدهایش ، تعداد آنها را در قدر سوم و چهارم یکی کمتر و در قدر پنجم دو تا بیشتر از بطلمیوس ذکر کرده است ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٣٣١). ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی (ج ٣، ص ١٠٩٤ـ١٠٩٧) فهرست قدرهای ستارگان جبّار را بر اساس نظر بطلمیوس و صوفی در کنار هم آورده است . خواجه نصیر نیز در ترجمه اش از
صورالکواکب ، علاوه بر قدر ستارگان ، در ستونی که خود اضافه کرده ستارگان جبّار را عمدتاً از مزاج مشتری و زحل دانسته است ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٢٤٤ـ٢٤٦).
به نوشتة بطلمیوس (ص ٣٨٢)، ستارة اول جبّار یک سحابی است که بر سر آن قرار گرفته ، اما صوفی (ص ٣٢١) ستارة اول را متشکل از سه ستارة کم نور نزدیک به هم دانسته ، که درست است . البته وی در فهرست و تصویرستارگان جبّار از ستارة اول به عنوان سحابی یاد کرده است . به نوشتة صوفی (همانجا)، بطلمیوس طول و عرض ستاره ای فرضی در میان این سه ستاره را آورده است . در نجوم دورة اسلامی این سه ستاره را که آرایشی مثلث شکل دارند، هَقْعَه ، هَقْعَة الجوزاء، تَحاتی ، تحیات ، و اَثافی (دیگپایه ) می نامیدند که منزل پنجم از منازل ماه * نزد اعراب قدیم بود ( رجوع کنید بهصوفی ، ص ٣٢٧؛ ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ١٠٩). هقعه دایرة کوچکی بود که اعراب بر پهلوی چپ یا پیشانی اسبها می بستند (گنابادی ، باب یازدهم ، ذیل «منازل قمر»؛ نیز رجوع کنید بهابن قتیبه ، ص ٤١) و ستارگان مذکور را به دلیل شباهتشان به این دایره ، هقعه می نامیدند ( رجوع کنید بهابن قتیبه ، همانجا). باتوجه به جایگاه این ستارگان در آسمان و وضع مداری ماه نسبت به زمین ، هیچ گاه امکان ندارد که ماه از مثلث ستارگان مذکور عبور کند. این سه ستاره را امروزه با نامهای ، ١ و ٢ ـ جبّار می شناسند (آلن ، ص ٣١٨؛ برای اطلاع از بحثهای احکام نجومی و کاربردهای زمان سنجی هقعه نزد اعراب قدیم رجوع کنید بهابن قتیبه ، همانجا؛ قزوینی ، ص ٤٧ـ ٤٨).
به نوشتة صوفی (ص ٣٢١، ٣٢٦) دو ستارة قدر اول در جبّار وجود دارند. یکی ستارة دوم جبّار بر منکب ایمن ( = کَتِف راست ) جبّار که از اصغر قدر اول است و آن را مَنْکَب الجوزاء یا یَدُالجوزاء می نامیدند. دوم ، ستارة سی وپنجم جبّار که بر پای چپ قرار دارد و رجل الجوزاء، راعی الجوزاء، و ناجد نام داشت و هر دو ستاره را بر صفحة اسطرلاب ترسیم می کردند. باتوجه به توصیفهای صوفی ، به نظر می رسد که نامگذاری ستارگان جبّار در میان اعراب قدیم ، با آشفتگیهایی همراه بوده است . وجود نامهای متعدد برای یک ستاره و بعضاً به کار بردن یک نام برای دو ستاره بر این موضوع دلالت دارد ( رجوع کنید به صوفی ، ص ٣٢٦ـ ٣٢٧).
صوفی به کاربردن نام مِرْزَم الجوزاء را برای ستارة منکب الجوزاء نادرست می داند، زیرا به نوشتة وی عادت ( مردم ) این بود که اگر ستاره ای در پیش (کنار) ستارة درخشانی بود، آن را مرزم می خواندند. سپس می افزاید ستارة سوم جبّار را که در شانة چپ است ، ناجد یا مرزم می نامند و در واقع ، این ستاره شایستة نام مرزم است ، زیرا در کنار ستارة درخشان شانة راست ( = منکب الجوزاء ) قرار دارد (ص ٣٢٧). در مواردی بخشهای گوناگون جبّار نام خاص داشته است ؛ مثلاً، در فهرست صوفی ستاره های ٢٦، ٢٧، ٢٨ ( , , ) را که کمربند جبّار را تشکیل می دهند، منطقة الجوزاء، نِطاق الجوزاء، النظام ، النظم ، نظم الجوزاء، و فِقارالجوزاء می نامیدند ( رجوع کنید به همانجا؛ شهمردان بن ابی الخیر، ١٣٦٨ ش ، ص ٤٦٨). به نوشتة صوفی (ص ٣٢٧ـ ٣٢٨) ستارگان ٣٠، ٣١، و ٣٢ را لُعْط یا سیف الجبّار (شمشیر جبّار) می نامیدند (نیز رجوع کنید به همانجا، توضیح تاج الجوزاء/ ذوائب الجوزاء). البته پژوهشگران معاصر تاریخ نجوم ، بر اساس نامگذاریهای جدید، مجموعه ستاره های متفاوتی را معادل ستارگان سیف الجبار معرفی کرده اند. چنانکه کونیچ و اسمارت (ص ٤٦) آنها را شامل ، c ، و ـ جبّار و تومر (ص ٣٨٤ به نقل از پترس و نوبل ) آنها را شامل ٤٢، ٤٥، ١ ، ٢ و ـ جبّار دانسته اند. در نجوم دورة اسلامی در موردی دیگر، رجل الجوزاء را به همراه سه ستاره از صورت فلکی نهر * ــ که مربعی می سازند ــ کرسی الجوزاء (مبدأالنهر) می نامیدند ( رجوع کنید بهشهمردان بن ابی الخیر، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٩٦). در منابع دورة اسلامی ، جبّار با عصا یا شمشیری در یک دست و آستینی آویخته از دست دیگر ترسیم شده است ( رجوع کنید بهصوفی ، ص ٣٢٨ـ ٣٢٩؛
گنابادی ، باب سوم ، ذیل «جبّار»، تصویر؛
نیز رجوع کنید بهشکل ١). در منابع اروپایی آن را با پوست شیری در دست دیگر، تصویر می کردند ( رجوع کنید به برنم ، ج ٢، ص ١٢٨٩؛
آلن ، ص ٣٢٠).
نامهای عربی بسیاری از ستارگان جبّار با تحریفاتی به لاتینی وارد شده است . مثلاً یدالجوزاء ( ـ جبّار) نخست به صورت تحریف شدة Bedalgeuze ترجمه شد. در دورة نوزایی ، ریشة جزء اول این نام لاتینی ، به اشتباه ، واژة عربی اِبْط ( = زیر بغل ) فرض شد و نام ستاره به صورت امروزی Betelgeuse تغییر یافت . یا نام ستاره های رِجْل الجوزاء، منطقة الجوزاء، النظام و نطاق الجوزاء نیز به ترتیب به صورتهای لاتینی Rigel ، Mintaka ، Alnilam و Alnitak ترجمه شد (کونیچ و اسمارت ، ص ٤٦). در مواردی نیز نامها در لاتینی به اشتباه به ستاره ای دیگر از صورت جبّار اطلاق شده است . مثلاً سیف الجبّار که شامل مجموعه ای از ستارگان جبّار است ، در لاتینی به صورت Saiph فقط برای نامیدن ستارة ـ جبّار به کار رفت یا نام النطاق به صورت Alnitak تنها به ستارة ـ جبّار اطلاق شده است (همانجا، نیز رجوع کنید بهص ٤٦ـ٤٧، توضیح نام ستاره های ، ، و ـ جبّار).
در نجوم جدید، صورت فلکی جبّار با صورتهای نهر، جوزاء، اِرْنَب ، تَکْشاخ و ثور هم مرز است ( رجوع کنید به شکل ٢). محدودة جبّار از بُعدِ ٤ ساعت و ٤١ دقیقه تا ٦ ساعت و ٢٣ دقیقه و از مِیل ْ٢٣+ تا ْ١١- است . جبّار در مجموع از ٧٧ ستارة درخشان تر از قدر ٥ر٥ تشکیل می شود ( رجوع کنید بهبکیچ ، ص ٢٥٤). ستارة ابط الجوزاء ( ـ جبّار) تنها ستارة قدر اول متغیر است . قدر این ستاره به صورت نامنظم بین ٣ر١ و ٤ر٠ تغییر می کند.
ستارة رجل الجبّار یا رجل الجوزاء ( ـ جبّار) یکی از درخشان ترین ستارگان کهکشان ما (راه کاهکشان / راه شیری ) به حساب می آید (بکیچ ، همانجا). صوفی در فهرست و نقشة ستارگان جبّار، ستاره ای با شمارة ٣٢ در شمشیر جبّار رسم کرده است ( رجوع کنید به ص ٣٢٨، ٣٣١) که امروزه می دانیم این جرم در واقع زیباترین و جالب ترین نمونه از نوعی سحابی به نام نَشری است که در فهرستها با نام سحابی بزرگ جبّار یا ٤٢ M شناخته می شود. سحابی جبّار ١٥٠٠ سال نوری با ما فاصله دارد و با چشم غیرمسلح به صورت توده ای مه آلود و کم نور دیده می شود (بکیچ ، همانجا؛
> فرهنگ نجوم < ، ذیل "Orion nebula" ). در صورت فلکی جبّار، کانون بارش شهابی جبّاری نیز قرار دارد که هر سال در حدود ٢٩ مهر، رصدکنندگان در بهترین شرایط در هر ساعت ، سی شهاب مشاهده می کنند ( > فرهنگ نجوم < ، ذیل "Orionid meteors" ).
منابع :
(١) ابن قتیبه ، کتاب الانواء ، حیدرآباد دکن ١٣٧٥/١٩٥٦؛
(٢) ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣) همو، کتاب القانون مسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٤) شمس الدین محمد حافظ ، دیوان ، چاپ پرویز ناتل خانلری ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥) محمدبن احمد خوارزمی ، کتاب مفاتیح العلوم ، چاپ فان فلوتن ، لیدن ١٩٦٨؛
(٦) مجدودبن آدم سنایی ، دیوان ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة ملک ، با مقدمه و
(٧) فهرست ها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٨) همو، نزهت نامة علائی ، چاپ فرهنگ جهانپور، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، کتاب صورالکواکب ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة بودلیان ، ش ١٤٤ . Marsh ، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٠) همان : ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(١١) فخرالدین اسعد گرگانی ، ویس و رامین ، چاپ ماگالی تودوا و الکساندر گواخاریا، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(١٢) زکریا بن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، بیروت : دارالشرق العربی ، ( بی تا. ) ؛
(١٣) مظفربن محمدقاسم گنابادی ، شرح بیست باب ملامظفر (در بارة رسالة بیست باب در معرفت تقویم اثر عبدالعلی بن محمد بیرجندی )، چاپ سنگی ( بی جا ) ١٢٧٦؛
(١٤) محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٥) Richard Hinckley Allen, Star names: their lore and meaning , New York ١٩٦٣;
(١٦) Michael E. Backich, The Cambridge guide to the constellations , Cambridge ١٩٩٥;
Robert Burnham Jr., Burnham , s celestial handbook : an observer , s guide to the universe beyond the Solar System ,
(١٧) New York ١٩٧٨;
(١٨) A dictionary of astronomy , ed. Ian Ridpath, Oxford: Oxford University Press, ١٩٩٧;
(١٩) Paul Kunitzsch and Tim Smart, Short guide to modern star names and their derivations , Wiesbaden ١٩٨٦;
(٢٠) Claudius Ptolemy, Ptolemy , s Almagest , translated and annotated by G. J. Toomer, London ١٩٨٤.
/ حمیدرضا گیاهی یزدی /
تصاویر این مدخل:
شکل ١- صورت فلکی جبار در کتاب صورالکواکب از عبدالرحمان صوفی منبع: عبدالرحمان بن عمرصوفی ،کتاب صورالکواکب ،چاپ عکسی از نسخه خطی کتابخانه بودلیان ،ش١٤٤،Marsh، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦