دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤١٩
جانَکی ، منطقه و طایفه ای در استان خوزستان . طایفة جانکی در مشرق استان خوزستان به سر می برند و محل سکونت آنها به منطقة جانکی معروف شده است . این منطقه در دامنة غربی رشته کوه مُنگَشت (که با جهت شمالی ـ جنوبی امتداد دارد و در تمام سال پوشیده از برف است )، میان قلمرو ایلات بَهمَئی * و بختیاری * ، طایفة مَکْوَند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) و رامهرمز، واقع است . امروزه منطقة جانکی مشتمل است بر دهستانهای قلعه تُل به مرکزیت قلعه تُل ، رود زرد به مرکزیت آبادی رود زرد، میداود به مرکزیت آبادی میداود سفلا، منگشت به مرکزیت آبادی ابوالعباس ، هَپْرو به مرکزیت آبادی دورتو و سَرُلِه به مرکزیت آبادی دالان که عمدتاً در شهرستان باغْ مَلِکِ
استان خوزستان قرار دارند (ایران . وزارت کشور، معاونت سیاسی ، ١٣٨٢ ش الف ، ذیل «استان خوزستان »).
منطقة جانکی با پدیده های طبیعی از مناطق مجاور جدا شده است : کوه بَنْگِشتان در سرحد جانکی و کهگیلویه به ارتفاع ٤٨٠ ، ٢ متر و چند کوه دیگر آن را از خاک بهمئی جدا می کند. کوه سربند و تنگهای ناشِلیل و هُلدیجان و درة مدرسه ، منطقة جانکی را از منطقة بختیاری و کوه آسْماری و تنگ زیدان و رود زرد آن را از مکوند جدا می کند. کوههای دو گوش و گنبد لردن و ارتفاعات ماماتین میان جانکی و رامهرمز قرار دارد (امام شوشتری ، ص ٢٧ـ ٢٨؛ قائم مقامی ، یادگار ، ش ٣، ص ٤٠). آب و هوای این منطقه گرم است ، به جز ناحیة ابوالعباس که در دامنه های منگشت واقع شده و ییلاقی است .
منطقة جانکی از لحاظ ناهمواری به دو قسمت سرگچ (قسمت شمالی ) و زیر گچ (قسمت جنوبی ) و از لحاظ مناطق کوچ به دو قسمت جانکی سردسیری (ییلاق ، در منطقة بختیاری ) و جانکی گرمسیری (قشلاق ، در خوزستان ) تقسیم می شود (قائم مقامی ، یادگار ، ش ٣، ص ٤٠ـ٤١، ش ٥، ص ١١؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ).
از جملة رودهای مهم منطقة جانکی است : آب علاء (یا رامهرمز) که پس از عبور از درة علاء، قسمت زیرگچ (امروزه تقریباً در دشت میداود) را مشروب می سازد؛ و ابوالعباس (در محل : بوْلاَواس / بولاوان ) که در قسمت سرگچ جریان دارد (هر دو از ریزابه های رود جراحی * ؛ افشین ، ج ١، ص ١٤٠ـ١٤١، ١٤٣؛ جعفری ، ج ٢، ص ١٣٤، ٢٣٩؛ قائم مقامی ، یادگار ،
ش ٣، ص ٤١).
بیشتر اهالی جانکی در گذشته به دامداری اشتغال داشتند، اما با یکجانشین شدنشان ، زراعت و باغداری در میان آنان رایج شد. از محصولات مهم این منطقه گندم ، جو، برنج و مرکّبات است . در میان اهالی ، صنایع دستی از جمله قالی بافی ، گلیم بافی و جاجیم بافی رایج است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٨٠، ص ١٤٣). اهالی جانکی شیعة دوازده امامی اند و به فارسی با گویش بختیاری و گویش لری سخن می گویند (همانجا).
نام جانکی تحریف شدة واژة جوانکی است که ظاهراً نخستین بار حمداللّه مستوفی (ص ٥٤١) در قرن هشتم ، آن را ذکر کرده است . برخی مؤلفان دورة صفوی ، مانند اسکندرمنشی (ج ١، ص ٢٧٣) و شرف الدین بدلیسی (ص ٤٧)، نیز واژة جوانکی را به کار برده اند. عشایر جانکی و بختیاریها و عشایر کهگیلویه به آن جونکی می گویند (قائم مقامی ، یادگار ، ش ٥، ص ٩). به نوشتة محمدعلی امام شوشتری ، از مؤلفان معاصر، نام جانکی مخفف جوانکی است (ص ١٧٥؛ نیز رجوع کنید به قائم مقامی ، یادگار ، ش ٣، ص ٤٠).
طایفة جانکی در اواسط سدة ششم به همراه عشایر دیگر از شام به نواحی غربی ایران کوچ کردند (حمداللّه مستوفی ، ص ٥٤٠ـ٥٤١؛ بدلیسی ، ص ٤٧ـ ٤٨). پس از جانکی ، طایفة شیرعلی که جزو ایلات کهگیلویه به شمار می روند، پیش از سدة دهم به منطقة جانکی گرمسیری کوچ کردند و در قسمت جنوبی آن ساکن شدند و به رغم درگیریهای پراکنده میان آنان و طایفة جانکی ، ییلاق و قشلاق طایفة جانکی برقرار بود. در سدة دهم نیز طایفة مکوند، از ایل مَمَسَنیِ فارس ، در قسمت غربی خاک جانکی ساکن شدند. در اواخر این سده ، طایفة مُمْبِیْنی (از ایلات کهگیلویه ) در سرزمین میان طوایف جانکی و شیرعلی قرار گرفتند. این جابه جاییها موجب شد تا جنوب و مغرب منطقة جانکی از تسلط طایفة جانکی خارج و اراضی آنها به سرگچ منحصر شود (قائم مقامی ، یادگار ، ش ٥، ص ١٠ـ١١، ش ١٠، ص ٣٣ـ٣٧).
در زمان شاه عباس اول صفوی (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) در منطقة جانکی کشمکشهایی صورت گرفت . در اواخر سدة دهم ، شورشی گسترده در کهگیلویه روی داد و لشکری بیست هزار نفری (به سرکردگی فردی به نام قلندر) از طوایف کوچ نشین ، از جمله از طایفة جانکی ، به سمت دهدشت (حاکم نشین کهگیلویه ) حرکت کرد اما خلیل خان افشار (حاکم کهگیلویه ) این شورش را سرکوب نمود (اسکندرمنشی ، ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٣). در ١٠٠٣ و ١٠٠٥ نیز که برخی طوایف ، از جمله جانکی ، که در منطقة جانکی ناامنیهایی پدید آورده بودند، سرکوب شدند (همان ، ج ٢، ص ٥٠٣، ٥٢٥).
در زمان نادرشاه (حک : ١١٤٨ـ١١٦٠) طایفه های کردزنگنه (شامل طوایف کرد، زنگنه و کردزنگنه ) از کرمانشاهان به منطقة جانکی کوچ کردند (اعتمادالسلطنه ، ج ٤، ص ٢٠٤٩). دو طایفة کرد و زنگنه در قسمت سرگچ میان طوایف ممبینی و جانکی ، و طایفة کردزنگنه در قسمت زیرگچ میان طوایف ممبینی و شیرعلی ساکن شدند. همچنین طایفة کیان ارثی ، که جزو گروه چهار لَنگ بختیاری بودند، توانستند به قسمت سرگچ جانکی نفوذ کنند. با این تغییرات ، علاوه بر پراکنده شدن بسیاری از جانکیها، عده ای در ییلاق ساکن شدند که به طایفه های جانکی سردسیری معروف گردیدند. در ١١٤٥، نادرشاه حکومت جانکی سردسیری و گرمسیری را به علیرضابیک ، از سران طایفة زنگنه ، سپرد (قائم مقامی ، یادگار ، ش ٥، ص ١١، ش ٩، ص ١٢ـ١٣). ظاهراً از همین سده تا اوایل حکومت کریمخان زند، منطقة جانکی تنها به جانکی گرمسیری اطلاق می شد اما پس از آن ، با تسلط خانهای کیان ارثی بر جانکی گرمسیری ، به
تدریج جانکیها جزو چهار لنگ بختیاری قلمداد شدند.
از دورة قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤)، نام جانکی تنها به طوایف ساکن منطقة جانکی اطلاق شده است ، به گونه ای که در هر یک از قسمتهای جانکی سردسیر و جانکی گرمسیر، هر طایفه ای (چه جانکی و چه غیر از آن ) که به سر می بُرد، جانکی سردسیری یا جانکی گرمسیری خوانده می شد. در تقسیمات این طوایف ، جانکی سردسیری مشتمل بر شعباتی مانند جلیلی ، ریگی ، بارزی و شیاسی ، و جانکی گرمسیری شامل شعباتی از جمله مکوند، زنگنه ، کردزنگنه ، بلواسی / بولویسی ، ممبینی و آل خورشیدی است (همان ، ش ٥، ص ٨ ـ١٢).
در ١٢٣٠، محمدتقی خان کیان ارثی (از خانهای چهارلنگ بختیاری ، متوفی ١٢٦٧)، با احداث قلعه ای بر بالای تپه ای نزدیک آبادی قلعهْتُل ، آنجا را مرکز حکومت خود و جانکی قرار داد (امام شوشتری ، ص ١٨٠). به نوشتة امام شوشتری (ص ١٧٨) حکومت بلوک جانکی پس از آنکه در دورة قاجار به دست خانهای چهارلنگ افتاد، طایفة جانکی جزو چهارلنگ کیان ارثی شد. به گزارش رالینسون (ص ١٤٦ـ١٤٧) در اواسط همین سده ، محمدتقی خان ، سرکردة جانکی و قدرتمندترین فرد بختیاری بود و جانکی سردسیر دو هزار و جانکی گرمسیر چهار هزار خانوار داشت . در ١٢٥٥، میان سلطان مرادمیرزا حسام السلطنه ، که مدتی در جانکی حکومت کرد، و محمدتقی خان درگیری روی داد که به پناه بردن محمدتقی خان به قلعه تل انجامید. در این سال ، سلطان مرادمیرزا حکومت جانکی سردسیر را به شاهرخ خان (از خانهای هفت لنگ بختیاری ) سپرد (سپهر، ج ٢، ص ٧٣٠).
در دورة قاجار چند جهانگرد خارجی ، مانند هنری لایارد ، بارون دوبد ، بابن و اوسه و لرد کرزن ، و برخی مؤلفان داخلی از طایفه و منطقة جانکی گزارشهایی داده اند. در حدود ١٢٥٦ـ ١٢٥٨/ ١٨٤٠ـ١٨٤٢ لایارد از آبادی قلعه تل و حکومت محمدتقی خان در آنجا و نیز وقایع این دوره مطالبی آورده است (مثلاً رجوع کنید به ص ١٣٩، ١٤٢، ١٤٥، ١٧٠). تقریباً هم زمان با لایارد، بارون دوبد طایفة جانکی را در محدودة مال امیر/ مالمیر (ایذه ) و قلعه تل (محل استقرار زمستانی ) شامل تقسیمات فرعی مکوند، عرب قمش ، ممبینی و بلواسی و تابع محمدتقی خان دانسته و به توتون خیز بودن این منطقه ، محل سکونت طوایف و شعبات در منطقه ، قلعة منگشت ، آبادیهای مسکونی طایفة جانکی ، و ناحیة نیکو و حاصلخیز باغ ملک در اطراف آبادی باغ ملک اشاره کرده است (ص ٢٣٨، ٢٤٤، ٢٤٨، ٢٩٧، ٢٩٩، ٣٠٥، ٣٢٦ـ٣٢٧). به نوشتة بابن و اوسه ، طایفة جانکی دامدار، مهربان و خوشرو هستند و باغ ملک در انتهای خاک جانکی به سمت سرحد رامهرمز از مساکن آنهاست . آنان همچنین از آثار خرابة شهر بزرگی به نام منجنیق (متعلق به دورة ساسانیان ) خبر داده اند (ص ٨٥ ـ٨٩).
در اوایل دورة ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٤ـ١٣١٣)، در پی تجزیة طایفة کیان ارثی به دو گروه و کوچ گروه رشیدخانی به نواحی جنوبی جانکی ، تسلط طایفة کیان ارثی بر تمام منطقة جانکی کامل شد (قائم مقام ، یادگار ، ش ٥، ص ١١). در اواخر همین دوره ، بلوک جانکی ــ که از توابع مال امیر به مرکزیت قلعه تل (حاکم نشین جانکی ) بود ــ هزار خانوار داشت (اعتمادالسلطنه ، ج ٤، ص ٢٠٤٨ـ٢٠٤٩، ٢٠٥١). اعتمادالسلطنه نوشته است که این بلوک در پایکوه منگشت ، از شمال به بختیاری ، از جنوب به بهمئی ، از مغرب به رامهرمز و از میانة شمال و مغرب به توابع شوشتر محدود است . وی از برنج معروف و ممتاز آنجا، سکونت طوایف زنگنه در باغ ملک (در دو فرسخی قلعه تل ) و ممبینی در میداود، آبادی معتبر ابوالعباس با آثار و عمارات و کاروانسرا یاد کرده است (ج ٤، ص ٢٠٤٩ـ٢٠٥١). اعتمادالسلطنه ــ که خود در ١٢٧٦ به عنوان نایب حکومت عربستان و بختیاری مدتی در ابوالعباس اقامت کرد ــ گل گیر، معروف به زیرکوه ، را از محالات جانکی در آخر این منطقه به سمت شوشتر و پَتَکْ را در دو فرسخی سرله در آخر منطقة جانکی به سمت بهمئی ذکر کرده است (ج ٤، ص ٢٠٥٠ـ٢٠٥١). در حدود ١٣١٠/ ١٨٩٢، کرزن نیز در بارة جانکی سردسیر و گرمسیر مطالبی آورده است ( رجوع کنید بهج ٢، ص ٣٤٧). فسائی (ج ٢، ص ١٣٤٤، ١٣٤٦) از ناحیه و آبادی جانکی (جزو بلوک رامجرد) در شمال بلوک رامهرمز نام برده و نجم الدوله که به دستور ناصرالدین شاه قاجار از این نواحی دیدن کرده ، ملک جانکی را با خانهای زنگنه و طایفة جانکی را جزو بختیاریها ذکر کرده و از محصول برنج و غلة آنجا، حمل محصولات جانکی به بندر معشور (ماهشهر) برای صادرات ، مالیات پنج هزار تومانی ، سه هزار تفنگدار آنجا، دستبرد بهمئی به ناحیة جانکی ، پوشاک اهالی و آبادیهای آنجا (از جمله باغ مَلِک که مِلکِ محمدعلی میرزا بوده ) و قلعه تل خبر داده است (ص ١٤٧ـ١٥٠).
در اوایل دورة پهلوی (١٣٠٤ـ١٣٥٧ ش )، منطقة جانکی گاهی جزو حکومت بختیاریها و گاهی جزو کهگیلویه بود. از آغاز تقسیمات جدید کشوری ، نام جانکی به صورت واحد تقسیماتی در استان خوزستان آمد. در تقسیمات کشوری ١٣١٦ ش ، جانکی به عنوان بخش ، جزو شهرستان اهواز در استان ششم (خوزستان ) شد (ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان ١٣١٦، ص ١٢ مکرر). در فهرست تقسیمات کشوری ١٣٢٣ ش ، نام دهستان کوهستانی و جنگلی جانکی ، با مراتع وسیع ، متشکل از ٨٦ آبادی و اهالی دامدار، در شهرستان رامهرمز در استان ششم آمد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج ٢، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨). در همین سال ، مرتضی قلی خان بختیاری ( رجوع کنید به بختیاری * ) جانکی را ــ که هم از لحاظ تقسیمات و هم از جنبة نظامی تابع خوزستان شده بود ــ تصرف و آن را ضمیمة قلمرو خود کرد (قائم مقامی ، یادگار ، ش ٥، ص ١١ـ١٢). در حدود ١٣٢٥ ش ، جمعیت طایفة جانکی (در جانکی گرمسیر) ١٩٠ خانوار ذکر شده است . این تعداد از باقیمانده های شش گروه بَدْرانی و کِیْوپی و گَرگیری (هر سه جزو طایفة ابوالعباس ) و داودی و گَرسیری و تَلاوَر (هر سه جزو طایفة ممبینی ) بودند (همان ، ص ١٠، ١٢). به نوشتة جهانگیر قائم مقامی ، از مؤلفان معاصر، طایفة جانکی برای ییلاق به مناطق خانمیرزا و فِلارد (امروزه از بخشهای شهرستان لُردِگان در استان چهارمحال بختیاری ) در محدودة هفت لنگ بختیاری می رفتند (همان ، ص ١٠؛ نیز رجوع کنید به صفی نژاد، ص ٢٨٥). در حدود ١٣٣٠ ش ، رزم آرا جانکی گرمسیر را جزو بخشهای شهرستان اهواز مشتمل بر شش دهستان حومه ، باغ ملک ، رود زرد، میداود، قلعه تل و ابوالعباس به مرکزیت آبادی باغ ملک ذکر و مطالبی در بارة رودها، محصولات ، معادن و آثار قلعة ویرانه ای نزدیک آبادی قلعه تل آورده است (ج ٦، ص ٣٨، ٩٨، ٢٧٥). همچنین وی از دهستان جانکی در بخش لردگانِ شهرستان شهرکرد، در استان دهم (اصفهان )، نیز نام برده است (ج ١٠، ص ٥٤). در همان سالها، امام شوشتری در بارة جانکی مطالب فراوانی ذکر کرده است . به نوشتة وی ، بلوک جانکی در جنوب ایذه و جنوب شرقی شوشتر از بلوکات بزرگ و آباد و حاصلخیز است و پیش از آنکه هفت لنگ بختیاری (در حدود یکصد سال قبل ) از رود کارون عبور کنند، حدود جانکی تا کنار کارون بوده است . همچنین این بلوک مشتمل بر هشت قسمت طبیعی (از جمله باغ ملک به مرکزیت آبادی پونه که مرکز جانکی و مقر خوانین زنگنه بود) ذکر شده و در بارة ارتفاعات ، رودها، آبادیها و نواحی این بلوک ، ساکنان آنجا شامل هشت طایفة جانکی به نامهای ممبینی ، میداودی ، مکوندی ، گرگیری ، شیخ سیدصالح ، کوهوایی ، ابوالعباس (بلباس ) و آل خورشیدی و چهار طایفة زنگنه به نامهای زنگنه ، کردزنگنه ، تمبی و پرون مطالبی آمده است (ص ١٧٤ـ١٨٣؛ برای اطلاع بیشتر در بارة جانکی رجوع کنید بهاقتداری ، ص ٨٧، ١٣١ـ١٣٢، ١٤٣ـ١٥٢). در حدود ١٣٤٥ ش ، جانکی و ابوالعباس از توابع ایذه بودند (رشیدیان ، ص ٢٣٧). در ١٣٥٥ ش ، نام جانکی به عنوان بخش به مرکزیت باغ ملک و مشتمل بر هشت دهستان در شهرستان ایذه آمده است (ایران . وزارت کشور، ص ١٣). در ١٣٦٦ ش ، نیز این بخش جزو شهرستان رامهرمز ذکر شد (ایران . وزارت کشور. معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت ، ص ٥٠ ـ٥١). با تشکیل شهرستان باغ ملک در ١٣٦٩ ش ، دهستانهای بخش جانکی جزو بخش مرکزی این شهرستان شدند (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی ، ١٣٨٢ ش ب ، ذیل «استان خوزستان »). از جمعیت طایفة جانکی ، به سبب آمیخته شدن آنان با ساکنان دیگر مناطق ، برآورد دقیق ممکن نیست (برای برخی اطلاعات در بارة جمعیت جانکی رجوع کنید به صفی نژاد، ص ٢٨٩ـ٣١٤). در سرشماری عشایری ١٣٧٧ ش ، نامهای بهمئی و بختیاری به عنوان جمعیت عشایری دهستانها در شهرستانهای ایذه و باغ ملک ذکر شد ولی از جانکی نامی برده نشد ( رجوع کنید به مرکز آمار ایران ، ص ٧٣ـ٧٤).
منابع :
(١) اسکندرمنشی ؛
(٢) اعتمادالسلطنه ؛
(٣) یداللّه افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٤) احمد اقتداری ، خوزستان و کهگیلویه و ممسنی : جغرافیای تاریخی و آثار باستانی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٥) محمدعلی امام شوشتری ، تاریخ جغرافیائی خوزستان ، تهران ١٣٣١ ش ؛
(٦) ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، چاپ دوم ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) ایران . وزارت کشور، تقسیمات کشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٨) ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، کتاب جغرافیا و اسامی دهات کشور ، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(٩) ایران . وزارت کشور. معاونت برنامه ریزی و خدمات مدیریت . دفتر تقسیمات کشوری ، اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات کشوری ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٠) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی . دفتر تقسیمات کشوری ، نشریة اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراکز )، تهران ١٣٨٢ ش الف ؛
(١١) همو، نشریة تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شمارة مصوبات آن ، تهران ١٣٨٢ ش ب ؛
(١٢) سی . بابن و فردریک اوسه ، سفرنامة جنوب ایران ، ترجمه و تعلیقات محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی ، شرفنامه : تاریخ مفصّل
(١٣) کردستان ، چاپ محمد عباسی ، چاپ افست تهران ?( ١٣٤٣ ش ) ؛
(١٤) عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش ؛
(١٥) حمداللّه مستوفی ، تاریخ گزیده ؛
(١٦) کلمنت اوگاستس دوبد، سفرنامة لرستان و خوزستان ، ترجمة محمدحسین آریا، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٧) هنری کرزیک رالینسون ، سفرنامة راولینسون : گذر از زهاب به خوزستان ، ترجمة سکندر امان الهی بهاروند، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) رزم آرا؛
(١٩) نیره زمان رشیدیان ، نگاهی بتاریخ خوزستان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢٠) محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ : تاریخ قاجاریه ، چاپ جمشید کیانفر، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢١) جواد صفی نژاد، لُرهای ایران : لُرِ بزرگ ، لُرِ کوچک ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٢٢) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٨ : رامهرمز ، تهران : سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح ، ١٣٧٠ ش ؛
حسن بن
(٢٣) حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٤) جهانگیر قائم مقامی ، «عشایر خوزستان : قبائل جانکی »، یادگار ، سال ٣، ش ٣ (آبان ١٣٢٥)، ش ٥ (دی ١٣٢٥)، ش ٩ (اردیبهشت ١٣٢٦)، ش ١٠ (خرداد ١٣٢٦)؛
(٢٥) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٦) اوستن هنری لایارد، سفرنامة لایارد، یا، ماجراهای اولیه در ایران ، ترجمة مهراب امیری ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٧) مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٧٧: جمعیت عشایری دهستانها، کل کشور ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٢٨) عبدالغفاربن علی محمد نجم الدوله ، سفرنامة خوزستان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٤١ ش .
/ مجید عبداللهی /