دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٠٨
جامه دار ، متصدی تهیه و نگهداری لباسهای شاه و خلعتهایی که به کارگزاران حکومتی اعطا می شد؛ در دوران متأخر، مسئول نگهداری لباس در حمام .
تعابیری از قبیل صاحب الدَّست ، حاجب * ، فراش ، خزانه دار، طشت دار * ، رَختوان ، صاحب الطراز، قیچاجی و صاحب المِقَصّ (خیاط باشی )، صندوق دارباشی ، و ثَیّاب / ثَیابی ، به رغم تفاوت ، از نظر دامنة اختیارات اداری و مرتبة سازمانی و شکل ظاهری ، گاه به معنای جامه دار به کار رفته اند.
جامه داری به مثابة منصبی در دربار، پیشینه ای کهن دارد چنانکه فردوسی (کتاب چهارم ، ج ٧، ص ٢١٧٨، بیت ٣٦٨٧) از جامه دار، و گردیزی (ص ٩٨) از جامه خانه در دورة ساسانیان (٢٢٦ـ٦٥١ میلادی ) سخن گفته اند. همچنین از جامه دارانی یاد شده که در مقام سپاه سالار ( رجوع کنید به بیهقی ، ص ٧٧، ٣١١، ٣١٦، ٣٢٥) یا پیغام رسان ( رجوع کنید به همان ، ص ٢٣٣) ادای وظیفه می کردند و گاهی نیز جامه دار مترادف با حاجب به کار رفته است ( رجوع کنید بههمان ، ص ٣١١، ٣١٦، ٣٢٥). به نوشتة بیهقی ، هنگامی که سلطان به کسی خلعت * اعطا می کرد، حاجب (جامه دار)، وی را به جامه خانه می برد و در آنجا مراسم خلعت پوشان را اجرا می کردند (ص ٢٥ـ٢٦، ٥٥ ـ٥٦، ١٩٠، ١٩٥، ٢١٢، ٣٤٧، ٣٥١). به این ترتیب ، جامه خانه در معنای خلعت خانه نیز به کار
می رفته است .
ظاهراً جامه داران مراتب گوناگونی داشته اند زیرا در برخی منابع ، از جمله قابوس نامه (عنصرالمعالی ، ص ٧٢)، از شمار «جامه داران خاص » سلطان مسعود غزنوی (حک : ٤٢١ـ٤٣٢) سخن به میان آمده است .
در دورة سلاجقة بزرگ (٤٢٩ـ٥٥٢)، راوندی (ص ٢٤٤، ٢٦٣، ٢٦٥) از فردی به نام رشید جامه دار سخن گفته که والی اصفهان بوده است . با این حال ، شواهد حاکی از آن است که جامه داران این دوره ، بیشتر در زمرة غلامان و خادمان درباری بوده ( رجوع کنید به نظام الملک ، ص ١٣٢؛
افضل الدین کرمانی ، ص ١٣٣؛
ظهیری نیشابوری ، ص ٦٣٠) و معمولاً غلامان در سال هفتمِ خدمت ، به جامه داری منصوب می شده اند (نظام الملک ، ص ١٣٣). در بارة تشکیلات جامه خانه در این دوران ، اطلاعات چندانی وجود ندارد اما در بارة منابع تأمین هزینة آن آمده است که برخی ولایات ، در اقطاع جامه خانه قرار داشت ( رجوع کنید بهناصرالدین منشی کرمانی ، ص ٧٢؛
جوینی ، ج ٢، ص ٢).
از کاربرد جامه دار در دورة سلاجقة دوم (٤٧٠ـ٧٠٧) در معنای مقامی نظامی شواهدی وجود دارد ( رجوع کنید به ابن بی بی ، ص ٣١١). همچنین در این دوره از جامه خانه به عنوان محل اعطای خلعت و نیز «بیت الثیاب » یاد شده است ( رجوع کنید به همان ، ص ٥٠، ١٣٧). جامه خانه در تشکیلات حکومتی اصفهبدان آل باوند (٤٦٦ـ٦٠٦) نیز وجود داشت ( رجوع کنید به ابن اسفندیار، ج ٣، ص ٩١، ١٢١) اما در بارة کارکرد این سازمان و وظایف متولی آن در این دوره ، اطلاعی در دست نیست .
اصطلاح جامه دار در دورة ایلخانان (٦٥٤ـ٧٥٤) نه به معنای منصبی در خدمت پادشاه بلکه به عنوان یکی از کارکنان حمام ، در کنار حمامی و دلاک و وقّاد (تون تاب ) به کار رفته است ( رجوع کنید بهرشیدالدین فضل اللّه ، ج ٢، ص ١٣٨٠). به طور کلی ، کاربرد جامه خانه و اصطلاح جامه دار به عنوان منصب در تشکیلات حکومتی ایران ، عمدتاً از سدة پنجم تا هفتم رواج داشته و از آن پس اصطلاحات دیگری جانشین آن شده است . اشاره های مکرر رشیدالدین به «جامه های خاص » و جامه های اعطایی ، و نگهداری آنها در خزانه در کنار جواهرات ، بیانگر آن
است که در این دوره به جای لفظ جامه خانه از خزانه استفاده می شده و متولیانِ حفظ و نگهداری خزانه با عنوان «خزانه دار» و «خواجه سرا» درواقع به مثابة جامه دار عمل می کرده اند ( رجوع کنید بههمان ، ج ٢، ص ١٤٢٨، ١٥١٠ـ١٥١٢). به فرمان غازان ، جامه های خاص را در خزانة خاص با عنوان مغولی «نارین » (در لغت به معنای لطیف و خوب و دراصطلاح به معنای خاصه )، و انواع جامه های دیگر را که غالباً برای اعطای خلعت در نظر گرفته می شد، در خزانة عام با عنوان «بیدون » (متضاد نارین ) نگهداری می کردند (همان ، ج ٢، ص ١٥١١، ج ٣، تعلیقات روشن و موسوی ، ص ٢٣٢٩، ٢٤١٣ـ٢٤١٤). از وجود این نهادها و مناصب در دورة تیموری (٧٧١ـ٩١٢) اطلاعی به دست نیامده است .
در دورة صفوی (ح ٩٠٦ـ١١٣٥)، قیچاجی (خیاط باشی و متولی دوختن لباسهای شاه و خلعتها)، بخشی از وظایف جامه دار را برعهده داشت (میرزاسمیعا، ص ٦٥). در قیچاجی خانة خاصه و قیچاجی خانة امرایی ، لباسهای شاه و خلعتها فراهم می شد (همان ، ص ٢٩ـ٣٠، ٦٢ـ٦٣، ٦٥ـ٦٦؛
نصیری ، ص ٦٩؛
مینورسکی ، ص ١٢٧ـ ١٢٨).
افزون بر قیچجی خانه (قیچاجی خانه ) در دورة افشاری (١١٤٨ـ١٢١٠؛
رجوع کنید به مروی ، ج ١، ص ١١٨، ٣٣٦، ج ٢، ص ٨٦٦، ج ٣، ص ١٠٨٩)، در طرحی که کشیش بازن فرانسوی از اردوگاه نادری کشید، خیمه های جامه داران و نیز خیمة «جامه دارخانة پادشاه » مشخص شده است ( رجوع کنید به بازن ، تصویر مقابل ص ٦٤).
در دورة قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤) از منصب «صندوق دار و جامه دار خاصه » و سازمان «صندوق خانه و رختدارخانة مبارکه » سخن رفته است ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ص ٣٨٦ـ٣٨٧). شرحی که مستوفی در بارة این منصب و سازمان داده بر جامه دار و جامه خانه منطبق است . به نوشتة او (ج ١، ص ٤٠٨ـ٤٠٩)، صندوق خانه از دو سازمان تشکیل می شده که یکی مسئول تهیة خلعت و نشان بوده و دیگری که رختدارخانه نام داشته ، تهیة لباسهای شاه را برعهده داشته است و هر دو سازمان ، تحت فرمان «صندوق دارباشی » بوده اند. به این ترتیب ، تدریجاً عنوانهای «صندوق دارباشی » یا «صندوق دار و جامه دار خاصه » جانشین «جامه دار» به عنوان منصبی درباری شد.
در دوران متأخر، در حمامها فردی با عنوان «جامه دار» وجود داشته که مسئول حفظ و نگهداری لباسها بوده است (دهخدا، ذیل واژه ).
در دورة امویان (٤١ـ١٣٢)، دارالطراز تأسیس شد که در آن لباسهای خلیفه و خلعتها تهیه می گردید (ابن خلدون ، ج ١: مقدمه ، ص ٣٢٩؛
لَبیدابراهیم احمد و دیگران ، ص ٢٤٢؛
نیز رجوع کنید بهخَمّاش ، ص ٢٨٥ـ٢٨٧) و متولی آن ، صاحب الطراز نامیده می شد (ابن خلدون ، همانجا؛
سعید مُغاوِری محمد، ج ٢، ص ٥٩٩ ـ٦٠٠). افزون بر این ، نظامی عروضی سمرقندی (متوفی سدة ششم ؛
ص ٣٣) از جامه خانه در دورة مأمون یاد کرده است . در پاپیروسهای سدة سوم از «صاحب الدست » یا «صاحب الدست الشریف » یاد شده که متولی تهیة لباسهای خلفا و والیان و بزرگان بوده است (سعید مغاوری محمد، ج ٢، ص ٥٣٣؛
برای معانی «دست » رجوع کنید به صابی ، ص ١٣، پانویس ٣، ص ٨٠ ، ٩٠، ٩٨، ١٠٠، ١٠٢). صابی (ص ٨٤) نیز به چهار تن در دربار با عنوان «الثَّیّابیین » اشاره کرده است که متولی تهیة لباس خلفا و اعطای خلعت از سوی خلیفه بودند؛
بنابراین ، «صاحب الدست » و «ثیابی » در واقع همان جامه دار بودند.
در دورة فاطمیان (٢٩٧ـ٥٦٧) از دو نهادِ هم زمان «دارالطراز» و «خزائن الکسوات » سخن رفته است که در واقع به مثابة جامه خانه بوده اند. دارالطراز به دو بخش طرازخاصه و طرازعامه تقسیم می شد. در دارالطرازخاصه ، لباسهای خلیفه و نزدیکان وی تهیه می گردید و در دارالطراز عامه ، لباس صاحب منصبان حکومتی (ابن طویر، ص ١٠١ـ١٠٤). خزائن الکسوات نیز به دو خزانة خاص و عام تقسیم می شد. در خزانة خاص ، لباسهای خلیفه ، و در خزانة عام ، لباسهای صاحب منصبان حکومتی و احتمالاً خلعتهایی که خلیفه برای اعطا در نظر گرفته بود، نگهداری می شد. دارندگان مناصبی از قبیل استاذ و صاحب المِقَصّ (همان خیاط باشی و قیچاجی ) در این دستگاه کار می کردند. همچنین از زنی با عنوان «زین الخُزّان » یاد شده که متولی خزانة خاص بوده است (همان ، ص ١٢٨ـ١٣٠). در واقع ، صاحبان مناصب یاد شده وظایف جامه دار را در جامه خانه برعهده داشتند.
در تشکیلات حکومت ممالیک (٦٤٨ـ٩٢٢) نیز گاه از «خزانة الکسوات » و گاه از «طشت خانه » در معنای جامه خانه یاد شده است و متولیان این سازمانها «طشتدار» یا «مهتار طشت خانه »، «رختوان » یا «رختوانیه »، گاه در معنای جامه دار به کار می رفتند ( رجوع کنید به قلقشندی ، ج ٤، ص ١٠؛
ابن کَنّان ، ص ١٨١ـ١٨٢؛
ظاهری ، ص ١٢٤). تشکیلات و کارکرد خزانة الکسوات در این دوره ، همانند دورة فاطمیان بوده است ( رجوع کنید بهمقریزی ، ج ١، ص ٤٠٩ـ٤١٣). از این دوران تعبیری با عنوان «جمدار» وجود دارد ( رجوع کنید به ابن تَغْری بِرْدی ، ج ٧، ص ١٨٥؛
ظاهری ، ص ١١٦) که برخی آن را معادل جامه دار دانسته اند ( رجوع کنید بهابن کنّان ، ص ٦٨ و پانویس ٤، ص ١٠٩ـ١١٠؛
د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل r" ¦"Djamda ).
عبدالحی حسنی (ص ٣٣٠) از امیرجامدار در تشکیلات حکومتی مسلمانان در هند یاد کرده که متصدی لباسهای
شاه و خلعتها بوده است . فخر مدبر نیز که در دربار اِلتُتْمِش
(حک : ٦٠٧ـ٦٣٣)، از فرمانروایان دهلی ، حضور داشته به «جامه خانه » در میان اقوام مختلف اشاره کرده است ( رجوع کنید بهص ٢٨٢، ٢٨٥ـ ٢٨٨، ٣٢٥).
منابع :
ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران
(١) ?( ١٣٢٠ ش ) ؛
(٢) ابن بی بی ، اخبار سلاجقة روم ، چاپ محمدجواد مشکور، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٣) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر والقاهرة ، قاهره ?( ١٣٨٣ ) ـ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣ ) ـ١٩٧٢؛
(٤) ابن خلدون ؛
(٥) ابن طُوَیر، نزهة المُقْلَتین فی اخبارالدولتین ، چاپ ایمن فؤاد سید، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٦) ابن کَنّان ، حدائق الیاسمین فی ذکر قوانین الخلفاء و السلاطین ، چاپ عباس صباغ ، بیروت ١٤١٢/١٩٩١؛
(٧) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، المآثر و الا´ثار ، در چهل سال تاریخ ایران ، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران : اساطیر، ١٣٦٣ ش ؛
(٨) احمدبن حامد افضل الدین کرمانی ، کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٩) پادری بازن ، نامه های طبیب نادرشاه ، ترجمة علی اصغر حریری ، چاپ حبیب یغمائی ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(١٠) بیهقی ؛
(١١) جوینی ؛
(١٢) عبدالحی حسنی ، الهند فی العهد الاسلامی ، چاپ عبدالعلی حسنی و ابوالحسن علی حسنی ندوی ، حیدرآباد دکن ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(١٣) نجده خَمّاش ، الادارة فی العصر الاموی ، دمشق ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٤) دهخدا؛
(١٥) محمدبن علی راوندی ، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق ، چاپ محمد اقبال ، تهران ١٣٣٣ ش ؛
(١٦) رشیدالدین فضل اللّه ؛
(١٧) سعید مغاوری محمد، الالقاب و اسماء الحرف و الوظائف فی ضوءالبردیات العربیة ، قاهره ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٨) هلال بن محسن صابی ، رسوم دارالخلافة ، چاپ میخائیل عواد، بغداد ١٣٨٣/١٩٦٤؛
(١٩) خلیل بن شاهین ظاهری ، کتاب زبدة کشف الممالک ، چاپ بولس راویس ، پاریس ١٨٩٤؛
(٢٠) ظهیرالدین ظهیری نیشابوری ، سلجوقنامه ، تهران ١٣٣٢ ش ؛
(٢١) کیکاوس بن اسکندر عنصرالمعالی ، کتاب نصیحت نامه معروف به قابوس نامه ، چاپ امین عبدالمجید بدوی ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٢٢) محمدبن منصور فخرمدبر، آداب الحرب و الشجاعة ، چاپ احمد سهیلی خوانساری ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢٣) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، چاپ ژول مول ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٤) قلقشندی ؛
(٢٥) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٦) لبید ابراهیم احمد، عبدالواحد ذنون طه ، و عبدالقادر سلمان معاضیدی ، الدولة العربیة الاسلامیة فی العصر الاموی ، بغداد ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢٧) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٨) عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢٩) احمدبن علی مقریزی ، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیة ، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣٠) میرزا سمیعا، تذکرة الملوک ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
ولادیمیر فئودوروویچ مینورسکی ، سازمان اداری حکومت صفوی ، یا،
(٣١) تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسکی بر تذکرة الملوک ، ترجمة مسعود رجب نیا، در همان ؛
(٣٢) ناصرالدین منشی کرمانی ، نسائم الاسحار من لطائم الاخبار در تاریخ وزراء ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٣٨ ش ؛
(٣٣) علی نقی نصیری ، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه ، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
(٣٤) حسن بن علی نظام الملک ، سیرالملوک ( سیاست نامه )، چاپ هیوبرت دارک ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٣٥) احمدبن عمر نظامی ، چهار مقاله ، چاپ محمد قزوینی و محمد معین ، تهران ١٣٣٣ ش ؛
(٣٦) EI ٢ , s.v. "Djamda ¦r" (by D. Ayalon).
/ نادیا برگ نیسی /