دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٩٤
جامعه روحانیت مبارز ،
از مهم ترین تشکلهای روحانیان فعال در امور سیاسی ایران از ١٣٥٦ ش تاکنون . پس از شکست قیام پانزدهم خرداد * ١٣٤٢، روحانیان فعال در این عرصه ، علت شکست را نداشتن تشکیلات منسجم دانستند و به ضرورت وجود تشکل پی بردند؛ با این همه ، در سالهای بعد نیز نتوانستند تشکیلات منسجمی پدید آورند، هرچند با تشکیل جلسات هفتگی در منازل افراد و نیز هدایت فعالیتهای بسیاری از مساجد و تکایا، عملاً در مبارزه با حکومت پهلوی حضور فعال داشتند (هاشمی رفسنجانی ، ج ١، ص ١٨٥، ٢٣٥). در ١٣٥٦ش ، در پی توصیه های مؤکد امام خمینی ، رهبر انقلاب اسلامی ایران (متوفی ١٣٦٨ ش )، مبنی بر هماهنگی نیروهای مسلمان در مبارزه با حکومت شاه و با تشویق و حمایت آیت اللّه مرتضی مطهری (شهادت در ١٣٥٨ ش )، نخستین هستة جامعة روحانیت مبارز ایجاد شد ( رجوع کنید به ناطق نوری ، ص ١١١ـ١١٣؛ راهوار منفرد، ص ١٠٨؛ هاشمی رفسنجانی ، ج ١، ص ٣٢٢؛ عمید زنجانی ، ص ٢٤٠ـ٢٤٢، ٢٥١ـ٢٥٢؛ مرتجی ، ص ١٣ـ ١٤). برنامه ریزی راه پیماییها، سخنرانی در مساجد، تهیة شعارها، و هماهنگی و سازماندهی مبارزه بر ضد حکومت پهلوی عمدتاً برعهدة جامعة روحانیت مبارز بود. ارسال تلگرام به امام خمینی و یکی دو اقدام دیگر به مثابة اعلام حضور جامعة روحانیت در مبارزات و حرکتهای سیاسی بود (مهدوی کنی ، ص ٣٧ـ ٣٨؛ رضوی ، ص ١٣٦ـ١٣٧؛ ظریفی نیا، ص ٨٩). اساسنامة مفصّل جامعة روحانیت مبارز در ١٣٥٧ ش ، هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، تدوین شد که در آن برخی اهداف جامعة روحانیت بدین شرح معرفی گردید: پاسداری مکتبی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن ، نظارت بر امور کشور به منظور
استقرار حق و عدالت ، برقراری روابط منظم با مراکز خبری و تبلیغی داخل و خارج ، ایجاد مراکز تحقیقاتی دینی و فرهنگی ، برخورد متعهدانه و فعال با رویدادهای مهم داخلی و خارجی ، و تقویت کلیة سازمانها و نهادهای خدمتگزار جمهوری اسلامی . جامعه برای تحقق بخشیدن به اهداف مذکور تأسیس این دوایر هشت گانه را پیش بینی کرد: دایرة فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی ، دایرة فرهنگی دینی ، دایرة تربیتی و آموزشی ، دایرة تبلیغات اسلامی ، دایرة مساجد، دایرة خدمات ، دایرة تحقیقات علمی و دایرة مدارس علوم دینی . برطبق این اساسنامه ، قلمرو فعالیت جامعه کل کشور بود (راهوار منفرد، ص ٣١٧ـ ٣١٨؛ سلیمی بنی ، ص ٢٠). پس از تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، بسیاری از بندهای این اساسنامه ، چون در حوزة وظایف
نهادها و سازمانهای دولتی بود، منتفی گردید (عمید زنجانی ، ص ٢٤٥ـ ٢٤٩).
در آذر ١٣٥٨، به توصیة امام خمینی حوزة عملکرد اساسنامة جامعه محدود گردید و جامعه موظف شد ضمن تجدید نظر در تشکیلات خود، اعضای شورای مرکزی را انتخاب نماید، لذا اساسنامة جدیدی تنظیم شد که بسیاری از بندهای اساسنامة پیشین در آن حذف گردید و نام جامعة روحانیت مبارز به جامعة روحانیت مبارز تهران تغییر یافت که حاکی از محدود شدن قلمرو فعالیت آن بود (عمید زنجانی ، ص ٢٤٧ـ ٢٤٩؛ سلیمی بنی ، ص ٢١). آخرین تغییر در اساسنامة جامعه ، در ٢٩ مرداد ١٣٧٥ روی داد که عنوان رسمی آن ، جامعة روحانیت مبارز استان تهران گردید (سلیمی بنی ، ص ٢٢، ١٨٨). مرکز جامعة روحانیت ابتدا در شمیران بود، بعد به سرعت در هر منطقة تهران یک نماینده در بخش مرکزی یافت (انصاریان ، ص ١٥٨؛ ظریفی نیا، ص ٨٩ و پانویس ١). امروزه این تشکل با هشت دفتر در هشت منطقة شهر تهران فعالیت می کند (سلیمی بنی ، ص ٢٤).
جامعه به عنوان تشکلی مذهبی ، سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی حضوری مؤثر و تعیین کننده در مجالس قانونگذاری ، مجامع و شوراهای مشورتی ، قضایی ، سیاستگذاری و اجرایی کشور، به ویژه از ١٣٦٨ تا ١٣٧٦ ش ، داشته است (دارابی ، ص ١٩٣). با تشکیل حزب جمهوری اسلامی * در فروردین ١٣٥٨ ــ که پنج تن از اعضای شورای مرکزی جامعة روحانیت مبارز، در رأس آن قرار داشتند ــ به تدریج میان حزب جمهوری و جامعة روحانیت اختلافاتی بروز کرد که اوج آن در انتخابات نخستین دورة ریاست جمهوری بر سر معرفی نامزدهای ریاست جمهوری بود (عمید زنجانی ، ص ٢٥٢ـ ٢٥٤، ٢٦٠ـ٢٦١). در ١٣٦٦ ش ، به سبب اختلاف نظر بر سر نامزدهای انتخاباتی و چند مورد دیگر، تعدادی از اعضا ــ که با مواضع اکثر اعضای جامعه مخالف بودند ــ از شورای مرکزی جامعه جدا شدند و به همراه عده ای دیگر از روحانیان ، مجمع روحانیون مبارز تهران * را تشکیل دادند ( رجوع کنید بهمحتشمی پور، ص ٣٠ـ٣٣، ٣٦ـ ٣٨؛ عمید زنجانی ، ص ٢٦٢ـ ٢٦٥؛ دارابی ، ص ١٦٧). پس از این رخداد، در تعاریف سیاسی ، جامعة روحانیت مبارز استان تهران را راست اسلامی و سپس راست سنّتی خواندند. پس از تغییر نام جریانهای راست و چپ اسلامی به اصول گرا و اصلاح طلب ، جامعة روحانیت جزء تشکلهای اصول گرا به شمار می آید (مرتجی ، ص ٧ـ٩؛ ظریفی نیا، ص ٨٨؛ دارابی ، ص ١٥٣ـ١٥٤، پانویس ٢).
دومین رخداد در جامعه بر سر نحوة ادارة کشور، در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی ، عضو بلند پایة جامعة روحانیت مبارز، روی داد. در ١٣٧٤ ش ، به سبب پدید آمدن اختلاف نظر جدّی میان بیشتر هواداران و مسئولان جامعة روحانیت مبارز به رهبری ناطق نوری (رئیس وقت مجلس شورای اسلامی )، با اعضای هیئت دولت بر سر عدالت اجتماعی ، استقرار ارزشهای دینی و برخی مسائل اقتصادی و فرهنگی ، هاشمی رفسنجانی از جامعة روحانیت مبارز فاصله گرفت اما با موضع گیری بعدیِ او مبنی بر عضویت در جامعة روحانیت مبارز، زمینه های تضعیف جامعه منتفی شد ( رجوع کنید بهدارابی ، ص ٢٢٥؛ مرتجی ، ص ١٢؛ نیز رجوع کنید به راهوار منفرد، ص ٦٤ـ٨١). قرار ندادن اسامی پنج نفر از نامزدهای انتخاباتی برای مجلس پنجم ــ که هاشمی رفسنجانی به شورای مرکزی جامعة روحانیت مبارز پیشنهاد کرده اما شورا آن را رد کرده بود ــ به شکاف بیشتر انجامید («انتخابات ، پیوستها و گسستها»، ص ٩ـ١٧؛ ظریفی نیا، ص ١٠٦).
این تشکل نشریة رسمی ، که دیدگاهها و مواضع رسمی آن را بازتاب دهد، ندارد لذا آنچه به عنوان مواضع جامعه در منابع آمده صرفاً برداشتی از مواضع اعضای آن است . به طور کلی جامعة روحانیت از لحاظ سیاسی ، ولایت فقیه را محور نظام و ستون انقلاب (لاریجانی ، ص ١، ٣ـ٤) و آن را امری تشخیصی ، نه انتخابی ، می داند که مشروعیت خود را از مردم نمی گیرد، بدین معنا که مردم در انتخاب ولیّفقیه نقشی ندارند اما با انتخاب خبرگان و متخصصان دینی ، به آنان مأموریت می دهند تا ولیّفقیه را کشف کنند. از سوی دیگر، این تشکل مشارکت سیاسی مردم را در حکومت از جنبة تکلیف نگاه می کند و شرکت در انتخابات را واجب شرعی ، و مهم ترین وظیفة شرعی هر مسلمان را تلاش در جهت استقرار و سپس حفظ حکومت اسلامی می داند (راهوار منفرد، ص ١٦٦ـ ١٦٨؛
مرتجی ، ص ٤٤ـ ٤٥؛
جامعة روحانیت مبارز استان تهران ، ص ٦٧ـ٧٢).
از لحاظ اقتصادی جامعة روحانیت طرفدار اقتصاد بازار آزاد و واگذاری کارها به بخش خصوصی و مردم است و همواره از دولتی شدن اقتصاد انتقاد کرده است . همچنین به بخش خصوصی ، مشارکت مردم ، و کاهش نقش دولت در امور اقتصادی توجه ویژه ای دارد. دفاع از حق فرد برای کسب سود، با التزام به احکام فقهی ، هر چند منجر به سرمایه داری شود و نیز واقعی دانستن تفاوت سطح زندگی افراد جامعه ، به جامعة روحانیت مبارز نسبت داده شده است (شادلو، ص ٤٥ـ٤٦، ٥٩؛
لاریجانی ، همانجاها). در سالهای اخیر و به خصوص با شروع اصلاحات از ١٣٧٦ ش ، جامعة روحانیت همواره نگرانی خود را از وضع فرهنگی کشور ابراز داشته و خواستار نظارت بیشتر دولت بر محصولات فرهنگی و از جمله مطبوعات شده است . این جامعه در امور فرهنگی ، بر حفظ ارزشهای معنوی انقلاب تکیه دارد و در سیاست خارجی ، حکومت اسرائیل را نامشروع می داند و حامی مردم فلسطین است . همچنین معتقد به برقراری روابط خارجی بر اساس عزت و اقتدار است (دارابی ، ص ١٦٠ـ١٦١؛
شادلو، ص ٦٢).
ابزارها و شیوه های تأثیرگذاری جامعة روحانیت مبارز بر افکار عمومی و نقش آن در تحولات سیاسی کشور عبارت است از: معرفی مرجع تقلید، ادارة امور مساجد، حضور مؤثر در مجالس و مجامع و شوراهای سیاستگذاری و مشورتی و تصمیم گیری ، مطبوعات ، خطبه های نماز جمعه ، بیانیه ها، اطلاعیه ها و خبرنامه ها. اعضای شورای مرکزی جامعة روحانیت از آغاز جمهوری اسلامی تاکنون ، در شورای انقلاب ، قوای سه گانة مقننه و مجریه و قضائیه ، نیروهای مسلح ، حوزه های علمیه ، شورای عالی انقلاب فرهنگی ، شورای عالی امنیت ملی ، مراکز آموزش عالی و جایگاههای امامت جمعه و نمایندگی ولیّفقیه در استانها و شهرستانهای کشور مناصب مهمی داشته اند، از جمله در شورای انقلاب * ، شش تن از اعضای مؤثر جامعة روحانیت (مطهری ، هاشمی رفسنجانی ، موسوی اردبیلی ، باهنر، مهدوی کنی ، خامنه ای و بهشتی ) حضور داشتند؛
ریاست قوة قضائیه طی دو دورة متوالی (١٣٧١ـ ١٣٧٨ ش ) برعهدة محمد یزدی (عضو شورای مرکزی جامعه ) بود؛
ریاست مجلس شورای اسلامی در دورة اول و
دوم با هاشمی رفسنجانی و در دورة چهارم و پنجم با ناطق نوری بود؛
اکثر نمایندگان مجلس در این دوره ها، از اعضا و هواداران جامعه بودند؛
مهدوی کنی ، محمد یزدی و امامی کاشانی نیز مدتی از فقهای شورای نگهبان قانون اساسی بودند (برای موارد دیگر رجوع کنید به دارابی ، ص ١٥١ـ١٥٧؛
سلیمی بنی ، ص ١٢٢ـ١٢٣، ١٢٧).
دفتر اصلی جامعة روحانیت مبارز در تهران به عنوان مؤسسة فرهنگی جامعة روحانیت مبارز به ثبت رسیده است .
یکی دیگر از چالشهای داخلی جامعة روحانیت مبارز تهران ، موضوع جایگاه قانونی آن است . تعدادی از اعضای آن با ثبت و رسمی شدن جامعه به عنوان گروه یا سازمان سیاسی مخالف اند و جامعه را بیشتر نهادی روحانی می دانند. در برابر، برخی دیگر موقعیت فعلی جامعة روحانیت را مغایر قانونمندی کشور می دانند و معتقدند باید هر چه زودتر اساسنامة جامعه از سوی شورای مرکزی جدیدی تصویب شود و جامعه به ثبت قانونی برسد ( رجوع کنید به عمید زنجانی ، ص ٢٦٥ـ٢٦٦؛
مهدوی کنی ، ص ٤٠ـ٤٢؛
مرتجی ، ص ١٣). چون جامعه خود را حزب یا تشکل سیاسی نمی داند، نشریة رسمی ندارد و تنها ترجمان (ارگان ) آن روزنامة رسالت است که برخی اعضای برجستة جامعه ، آن را در ١٣٦٣ ش تأسیس کردند (ظریفی نیا، ص ٩٠ـ ٩١؛
دارابی ، ص ١٥٨).
خبرنامة جامعة روحانیت ماهانه منتشر می شود و فقط برای آگاهی از اخبار داخلی و خارجی ، برای مدیران ارشد کشور، اعضا و هواداران و تشکلهای همسو ارسال می گردد (دارابی ، ص ١٥٩).
در سالهای اخیر جامعة روحانیت مبارز در کنار تشکلهای همسوی خود (از جمله حزب مؤتلفة اسلامی ، جامعة اسلامی مهندسین ، انصار حزب اللّه ، جامعة اسلامی دانشگاهیان ، و انجمنهای اسلامی اصناف بازار تهران ) نقش مهمی در تحولات سیاسی ایران داشته ( رجوع کنید بهمرتجی ، ص ١٤؛
شادلو، ص ٢٠) و به عنوان فراگیرترین تشکل سیاسی ، از ابتدای انقلاب تاکنون در حاکمیت کشور، به طور مستقیم یا غیرمستقیم ، و در مهم ترین تصمیم گیریهای کشور دخالت داشته است (شادلو، ص ٤٠).
منابع :
(١) «انتخابات ، پیوستها و گسستها»، پیام امروز ، ش ١٠ (بهمن و اسفند ١٣٧٤)؛
(٢) حسین انصاریان ، خاطرات حجة الاسلام و المسلمین حاج شیخ حسین انصاریان ، تدوین محمدرضا دهقانی اشکذری ، حمید کرمی پور، و رحیم نیکبخت ، تهران ١٣٨٢ ش ؛
(٣) جامعة روحانیت مبارز استان تهران ، خبرنامة جامعة روحانیت مبارز تهران ، ش ٢٥ (آذر ١٣٧٤)؛
(٤) علی دارابی ، سیاستمداران اهل فیضیه : بررسی ، نقد، پیشینه و عملکرد جامعة روحانیت مبارز تهران ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٥) کریم راهوار منفرد، احزاب ، تشکلها و جناحهای سیاسی ایران امروز: از سال ١٣٨٠ـ ١٣٧٥، تهران ١٣٨٢ ش ؛
(٦) مسعود رضوی ، هاشمی و انقلاب : تاریخ سیاسی ایران از انقلاب تا جنگ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٧) صادق سلیمی بنی ، جامعة روحانیت مبارز ، قم ١٣٨١ ش ؛
(٨) عباس شادلو، اطلاعاتی در بارة احزاب و جناحهای سیاسی ایران امروز ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٩) حمیدرضا ظریفی نیا، کالبد شکافی جناحهای سیاسی ایران : ١٣٥٨ تا ١٣٧٨ ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٠) عباسعلی عمید زنجانی ، روایتی از انقلاب اسلامی ایران : خاطرات حجة الاسلام والمسلمین عباسعلی عمید زنجانی ، تدوین محمدعلی حاجی بیگی کندری ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
محمدجواد لاریجانی ، «مواضع جامعة روحانیت مبارز»،
اخبار ، ش ١٤٢، ٣ دی ١٣٧٤؛
علی اکبر محتشمی پور، چند صدایی در جامعه و روحانیت ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
حجت مرتجی ، جناح های سیاسی در ایران امروز ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
محمدرضا مهدوی کنی ، «مصاحبه با حضرت آیت اللّه محمدرضا مهدوی کنی »، حوزه ، سال ١٣، ش ١ و ٢ (فروردین ـ تیر ١٣٧٥)؛
علی اکبر ناطق نوری ، خاطرات حجة الاسلام و المسلمین علی اکبر ناطق نوری ، تدوین مرتضی میردار، تهران ١٣٨٢ ش ؛
اکبر هاشمی رفسنجانی ، هاشمی رفسنجانی : دوران مبارزه ، زیر نظر محسن هاشمی ، تهران ١٣٧٦ ش .
/ علی دارابی /