دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٨٣
جامع عباسی ، اولین رسالة عملیه به فارسی بر پایة فقه امامی ، اثر بهاءالدین عامِلی ، معروف به شیخ بهائی ، فقیه امامی و دانشمند ذوفنون قرن دهم و یازدهم . به نوشتة مؤلف در ابتدای کتاب (١٣١٩، ص ٢)، شاه عباس اول (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) که به نشر مطالب دینی توجه و اهتمام داشت ، از او خواست تا کتابی تألیف کند شامل آن بخش از مسائل ، احکام و آداب شرعی که اغلب مورد نیاز مردم است . شیخ بهائی نیز تدوین کتابی را طراحی کرد که جامع تمام مسائل فقهی مورد نیاز عموم مردم باشد و چون این اقدام را به درخواست شاه عباس انجام داد و کتاب را به او اهدا کرد، آن را جامع عباسی نامید ( رجوع کنید بههمان ، ص ٢ـ٣؛ عباس ، ص ٥٦٠).
مؤلف در طرح خود، مطالب جامع عباسی را در بیست باب گنجاند ( رجوع کنید به شیخ بهائی ، ١٣١٩، ص ٣؛ عباس ، ص ٥٦٢ ـ٥٦٤) ولی به گفتة شاگرد او، نظام الدین محمد ساوجی * (متوفی ١٠٣٨)، پس از تألیف پنج باب نخست آن ، در ١٠٣١ درگذشت ( رجوع کنید به شیخ بهائی ، ١٣١٩، تکملة ساوجی ، ص ١٣٧). بنا بر قول مشهور دیگر که بر اساس آن ، سال درگذشت شیخ بهائی ١٠٣٠ است ( رجوع کنید بهاسکندر منشی ، ج ٢، ص ٩٦٧؛ مجلسی ، ج ١٤، ص ٤٣٥؛ حسینی استرآبادی ، ص ٢١٧؛ نیز رجوع کنید به بهاءالدین عاملی * )، باید تاریخ اتمام باب پنجم جامع عباسی را نیز همین سال دانست . بنابراین ، هرچند زمان آغاز تألیف جامع عباسی به درستی معلوم نیست (قصری ، ص ٦١؛ نیز رجوع کنید به اسکندرمنشی ، ج ١، ص ١٥٦)، می توان گفت که شیخ بهائی در سالهای آخر عمر آن را تألیف کرده و شاید آخرین تألیف او بوده است ( رجوع کنید بهاسکندرمنشی ، ج ٢، ص ٩٦٧).
پنج باب یاد شده که بخش اعظم ابواب عبادات را در بر دارد، به ترتیب عبارت اند از: طهارت ، نماز، زکوة و خمس ، روزه ، و حج ( رجوع کنید بهشیخ بهائی ، ١٣١٩، ص ٣ـ١٣٦؛ آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣٤٠، ج ٥، ص ٦٢ـ٦٣).
پس از درگذشت شیخ بهائی ، نظام الدین ساوجی به فرمان شاه عباس تألیف جامع عباسی را ادامه داد و پانزده باب باقی مانده را مطابق طرح استادش به پایان رساند (شیخ بهائی ، ١٣١٩، همان تکمله ، ص ١٣٧ـ ١٣٨، نیز رجوع کنید بهص ١٣٨ به بعد؛ قمی ، ج ٣، ص ٢١٣؛ آقابزرگ طهرانی ، همانجاها؛ امینی ، ج ١١، ص ٣٣٩). سال اتمام آن ١٠٣٢ ذکر شده است ( رجوع کنید به استادی ، ص ٣٩). برخی منابع ، از محمدبن علی عامِلی (متوفی ١٠٥٧، شاگرد شیخ بهائی ) و زین العابدین حسینی (شاگرد و خواهرزادة شیخ بهائی ) نیز به عنوان نگارندگان متممهای دیگری برای جامع عباسی نام برده اند (برای متمم محمدبن علی عاملی رجوع کنید به ادامة مقاله ؛
برای متمم زین العابدین حسینی که فقط شامل یکی دو باب است رجوع کنید بهآقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣٤٠، ج ٥، ص ٦٣، پانویس ١؛
مدرسی طباطبائی ، ص ٢٢٣) اما تنها متمم مهم و مشهور، که به همراه پنج باب نخست به عنوان کتاب جامع عباسی شناخته می شود، متمم نظام الدین ساوجی است .
با بررسی فهرست ابواب جامع عباسی ( رجوع کنید به شیخ بهائی ، ١٣١٩، ص ٣، تکمله ، ص ١٣٨، ٤٥٤ـ٤٦٣) می توان دریافت که موضوع نوزده باب آن کاملاً فقهی است و شامل مسائلی است که معمولاً در کتابها و رساله های فقهی مطرح می شود، برخلافِ باب هفتم ( رجوع کنید به تکمله ، ص ١٦٣ـ١٩١) که در بارة زیارت چهارده معصوم علیهم السلام و ایام ولادت و وفات ایشان است و فقهی نیست ( رجوع کنید به عباس ، ص ٥٦١).
هر چند جامع عباسی ، مانند دیگر منابع جامع فقهی ، از باب طهارت آغاز و به باب دیات ختم می شود، اما ترتیب ابواب آن و نیز سهم و اهمیتی که به هر باب داده شده است با دیگر آثار فقهی هماهنگ نیست زیرا از سویی ، در برخی ابواب جامع عباسی چند مبحث مستقل فقهی یکجا آمده ، از جمله باب ششم (تکمله ، ص ١٣٨ـ١٦٢) که به موضوعاتی چون وقف ، صدقه ، قرض الحسنه ، جهاد و امربه معروف و نهی از منکر پرداخته است و نیز باب دهم (همان ، ص ٢٢٧ـ٢٦٠) که مباحث متنوعی چون اجاره ، عاریه ، امانت ، غصب ، ضمانت ، مُزارعه ، مُساقات ، شرکت ، مُضاربه ، وکالت ، جُعاله و لُقَطه را در بر دارد، و از سوی دیگر، موضوع برخی ابواب آن از منابع فقهی دیگر، بسیار ریزتر و جزئی تر است . در این باره می توان به باب سیزدهم (همان ، ص ٣٢٥ـ٣٢٩) و باب چهاردهم (همان ، ص ٣٢٩ـ٣٣٧) استناد کرد که به ترتیب در بارة شکار حیوانات و ذبح آنهاست ، در حالی که در منابع فقهی معمولاً این دو موضوع ، یکجا آورده می شود (برای نمونه رجوع کنید به مفید، ص ٥٧٥؛
علامه حلّی ، ص ٢٠٨،٢١٠؛
شهید اول ، ص ١٤٨). به علاوه ، شیوة کلی باب بندی جامع عباسی نیز اقتضا داشته که مباحث و موضوعات نزدیک به هم در یک باب بیاید (مانند باب سوم ، مباحث زکات و خمس رجوع کنید به شیخ بهائی ، ١٣١٩، ص ٩٦ـ١٠٢). شاید بتوان گفت که اختصاص دادن بابی مستقل به شکار حیوانات در قبال مبحث ذبح حیوانات ، از آن رو بوده که جامع عباسی به فرمان شاه عباس تألیف شده و شکار حیوانات ، عادت و سرگرمی رایج پادشاهان و امیران و وزیران بوده و جایگاه ویژه ای نزد آنان داشته است .
جامع عباسی اثری استدلالی نیست که در بر دارندة همة آرای فقهی و احتجاجات و اشکالات آنها باشد، بلکه کتابی فتوایی و مشتمل بر آرای فقهی مؤلف آن بر مبنای فقه امامی است ، البته در مواردی ، مؤلف به اقوال و آرای دیگر اشاره کرده است ، بدون آنکه یک نظر را ترجیح دهد.
مهم ترین ویژگی جامع عباسی این است که نخستین کتابی است به فارسی که همة احکام شرعی مورد نیاز مردم را به زبانی آسان و با نثری بی تکلف و روشن بیان کرده ، به گونه ای که فهمیدن آن برای عموم مردم به سادگی ممکن بوده است ( رجوع کنید بههمان ، ص ٢ـ٣؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٦٢؛
عباس ، ص ٥٥٩ ـ ٥٦١؛
قصری ، ص ٥٣ ـ٥٤)؛
از این رو، نگارش جامع عباسی نقطة عطفی در سیر نگارش متون فقهی به شمار رفته و حتی آن را نخستین رسالة عملیه * به زبان فارسی دانسته اند ( رجوع کنید بهمطهری ، ص ٤٩٤؛
عباس ، ص ٥٦٠؛
قصری ، ص ٥٣). در واقع این کتاب در آن دوره ، کارکرد رساله های توضیح المسائل امروزی را داشته ، هرچند بیش از آنها آداب و سنن را با احکام فقهی در آمیخته است .
مسائل جامع عباسی آن گونه که در رساله های توضیح المسائل متداول است شماره گذاری نشده ، ولی هریک از ابواب آن ، به تناسب ، به بخشهای کوچک تری با عناوینی از قبیل مطلب ، مبحث ، فصل ، بحث و قسم تقسیم شده است .
در میان تألیفات و رساله های متعدد شیخ بهائی در علوم و فنون مختلف ، جامع عباسی شهرت و منزلت خاصی داشت
و علاوه بر تودة مردم ، مورد توجه فقیهان و از منابع و مراجع مهم آنان نیز بود ( رجوع کنید به جهانگیری ، ص ٦٩؛
برای دیگر آثار
شیخ بهائی رجوع کنید به بهاءالدین عاملی * ). بسیاری از فقیهان در دوره های بعد بر آن حاشیه نوشته و فتواهای خود را در
موارد مغایرت داشتن با فتواهای مؤلف ، بیان نموده اند ( رجوع کنید بهآقابزرگ طهرانی ، ج ٦، ص ٥٦، ٨٩ ـ٩٠). برخی از این حواشی صرفاً بر بخشی که خود شیخ بهائی تألیف کرده (یعنی پنج باب نخست ) و برخی دیگر، بر همة ابواب نگاشته شده است ( رجوع کنید بهادامة مقاله ).
حاشیة محمدبن علی عامِلی ، معروف به ابن خاتون ، از نخستین حواشی بر جامع عباسی است که شخصی به نام برهان تبریزی با نظارت ابن خاتون در ١٠٥٤ آن را تدوین کرده است (کنتوری ، ص ١٧٢؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٦، ص ٥٦؛
امینی ، ج ١١، ص ٣٤٩؛
قس مدرسی طباطبائی ، ص ٢٢٣). برخی منابع ، از ابن خاتون به عنوان شارح و نیز نگارندة متمم جامع عباسی یاد کرده اند که به درستی معلوم نیست همة این آثار یکی است یا باهم تفاوت دارند ( رجوع کنید به خوانساری ، ج ١، ص ٧٨؛
صدر، ص ٣١٤ـ٣١٥، ٣٦٢ـ٣٦٣؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٣، ص ٣٤٠ـ ٣٤١، ج ٦، ص ٥٦، ج ١٣، ص ١٧٢؛
امینی ، همانجا).
حسینعلی ملایری تویسرکانی (متوفی ١٢٨٦) و عبداللّه مامقانی نجفی (متوفی ١٣٥١) نیز بر آن حاشیه نوشته اند (آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٦٣، ج ٦، ص ٥٦؛
امینی ، ج ١١، ص ٣٥٠).
چهار تن از مراجع متأخر که بر جامع عباسی حاشیه نوشته اند و حواشی آنان در چاپ سنگی ١٣٢٨ تهران آمده ( رجوع کنید بهص ٤)، عبارت اند از: عبداللّه مازندرانی (متوفی ١٣٣٠)، محمدکاظم طباطبائی یزدی (متوفی ١٣٣٨)، سیداسماعیل صدر (متوفی ١٣٣٨) و ابوالقاسم دهکردی اصفهانی (متوفی ١٣٥٣)، که حاشیة دو فرد اول تنها بر پنج باب نخست ، و حاشیة دو نفر اخیر بر تمام ابواب است ( رجوع کنید به همان ، ص ٤ به بعد؛
برای آگاهی از حاشیه های دیگر رجوع کنید به امینی ، همانجا).
نسخه های خطی متعددی از جامع عباسی وجود دارد ( رجوع کنید بهعرب زاده ، ص ٢٠٦؛
قصری ، ص ٦٩ـ٧١). این کتاب بارها در ایران و هند چاپ شده تا جایی که گفته شده شمردن چاپهای مختلف آن دشوار است ( رجوع کنید به شیخ بهائی ، ١٣٦٨ ش ، مقدمة نفیسی ، ص ٦٥؛
آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٦٢ ـ٦٣؛
جهانگیری ، ص ٦٩؛
قصری ، ص ٧١ـ٧٢). برخی از چاپهای آن منحصر به پنج باب نخست و برخی دیگر، شامل تمام بیست باب است . بعضی از این چاپها همراه با حواشی فتوایی برخی فقهاست ( رجوع کنید بهآقابزرگ طهرانی ؛
قصری ، همانجاها).
جامع عباسی به زبان اردو ترجمه و در هند چاپ شده است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٤، ص ٩٣). همچنین از ترجمة آن به زبان عربی ، به قلم عبدعلی بن رحمت اللّه حویزی ، با عنوان البرق اللامع فی ترجمة الجامع گزارش داده اند ( رجوع کنید به امین ، ج ٨، ص ٢٨؛
قس عباس ، ص ٥٦٠).
شهرت جامع عباسی سبب شده است تا در دوره های بعد، آثار دیگری با پیروی از آن و الهام از شیوة نامگذاری و نگارش آن پدید آید. هریک از این آثار به نام یکی از شاهان نوشته شده است ، از جمله : جامع صفوی ، جامع سلیمانی ، جامع محمدی و جامع ناصری . جامع صفوی ، اثر فارسی علی نقی بن ابی العلا طغائی (قاضی اصفهان ، متوفی ١٠٦٠) است که به نام شاه صفی صفوی (حک : ١٠٣٨ـ١٠٥٢) تألیف شده و در بارة امامت است (آقابزرگ طهرانی ، ج ٥، ص ٦٢).
جامع سلیمانی ، اثر نظام الدین علی موسوی ، به فارسی است که به نام شاه سلیمان صفوی (حک : ١٠٧٧ یا ١٠٧٨ ـ ١١٠٥) تألیف شده و در بارة سه موضوع است : مقدمه شامل شش فصل در باب اصول دین ، دوازده مقصد در باب احکام شرعی و خاتمه در بارة تاریخ معصومین علیهم السلام (همان ، ج ٥، ص ٥٩).
جامع محمدی ، رسالة عملیة فارسی ، اثر محمدجعفر استرآبادی (متوفی ١٢٦٣) است که آن را به نام محمدشاه
قاجار (حک : ١٢٥٠ـ١٢٦٤) تألیف کرده است . مقدمة آن در اصول دین ، چهارده باب در فقه و خاتمة آن در تجوید است (همان ، ج ٢٤، ص ٧١؛
قس ج ٥، ص ٧٠ که آن را شامل هشت باب ذکر کرده است ).
جامع ناصری ، رسالة عملیة فارسی ، اثر علی بن محمدجعفر شریعتمدار استرآبادی (متوفی ١٣١٥، فرزند مؤلف جامع محمدی ) است که آن را به نام ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٤ـ١٣١٣) تألیف کرده است . به نوشتة آقابزرگ طهرانی (ج ٥، ص ٧٥) چون جامع ناصری علاوه بر ابواب فقهی ، احکام شرعی مربوط به مسائل سیاسی و تدبیر مُدُن و حقوق و تکالیف متقابل مردم و حاکمان را نیز بیان کرده ، بر جامع محمدی مزیت دارد. گفته اند ( رجوع کنید به همانجا) که ناصرالدین شاه بر این نظر بوده است که جامع ناصری را قانون رسمی معتبردر سراسر ایران قرار دهد ولی این امر، به علت مخالفتهای جدّی برخی اشخاص ، تحقق نیافت .
منابع :
(١) آقابزرگ طهرانی ؛
(٢) رضا استادی ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة عمومی حضرت آیة اللّه العظمی گلپایگانی ، ج ٢، قم : دارالقرآن الکریم ، ( بی تا. ) ؛
(٣) اسکندرمنشی ؛
(٤) امین ؛
(٥) عبدالحسین امینی ، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ، قم ١٤١٦ـ١٤٢٢/ ١٩٩٥ـ٢٠٠٢؛
(٦) محسن جهانگیری ، «شرح احوال و ذکر آثار و نقل افکار شیخ بهائی »، فلسفه ، نشریة اختصاصی گروه آموزشی فلسفه ، ش ١، ضمیمة مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران (بهار ١٣٥٥)؛
حسن بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی
(٧) تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) خوانساری ؛
محمدبن مکی شهید اول ، اللمعة الدمشقیة فی فقة الامامیة ،
(٩) چاپ محمدتقی مروارید و علی اصغر مروارید، تهران ١٤٠٦؛
(١٠) محمدبن حسین شیخ بهائی ، جامع عباسی ، چاپ سنگی بمبئی ١٣١٩، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١١) همان ، چاپ سنگی تهران ١٣٢٨؛
همو، دیوان
(١٢) کامل شیخ بهائی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٣) حسن صدر، تکملة امل الا´مل ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠٦؛
دلال عباس ، بهاءالدین العاملی :
(١٤) ادیباً و فقیهاً و عالماً ، ( بیروت ) ١٩٩٥؛
ابوالفضل عرب زاده ، فهرست نسخه های خطی کتابخانة آیة اللّه العظمی گلپایگانی ، ج ٤،
(١٥) قم ١٣٧٨ ش ؛
(١٦) حسن بن یوسف علامه حلّی ، تبصرة المتعلمین فی احکام الدین ، چاپ احمد حسینی و هادی یوسفی ، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(١٧) محمد قصری ، سیمایی از شیخ بهائی در آیینة آثار ، مشهد ١٣٧٤ ش ؛
(١٨) عباس قمی ، کتاب الکنی و الالقاب ، صیدا ١٣٥٧ـ ١٣٥٨، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٩) اعجاز حسین بن محمد قلی کنتوری ، کشف الحجب و الاَستار عن اسماء الکتب و الاَسفار ، قم ١٤٠٩؛
(٢٠) محمدتقی بن مقصود علی مجلسی ، روضة المتقین فی شرح من لایحضره الفقیه ، چاپ حسین موسوی کرمانی و علی پناه اشتهاردی ، قم ١٤٠٦ـ١٤١٣؛
(٢١) حسین مدرسی طباطبائی ، مقدمه ای بر فقه شیعه : کلیات و کتابشناسی ، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد ١٣٦٨ ش ؛
(٢٢) مرتضی مطهری ، خدمات متقابل اسلام و ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢٣) محمدبن محمد مفید، المقنعة ، قم ١٤١٠.
/ محمد رئیس زاده /