دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٦٤
جامع التواریخ (یا تاریخ رشیدی ) ، کتابی مشهور در تاریخ مغول به فارسی ، تألیف خواجه رشیدالدین فضل اللّهِ همدانی * (٦٤٥ـ ٧١٨). رشیدالدین این کتاب را به درخواست غازان خان (حک : ٦٩٤ـ٧٠٣) نوشت و چون غازان خان درگذشت ، آن را به اولجایتو (حک : ٧٠٣ـ٧١٦) تقدیم کرد ( رجوع کنید بهرشیدالدین فضل اللّه ، چاپ روشن و موسوی ، ج ١، ص ١ـ٣، ٣٤ـ ٣٥). به فرمان اولجایتو این کتاب به نام غازان خان ، مبارک غازانی نامیده شد، اما بخشهایی دیگر شامل تاریخ دوران پادشاهی اولجایتو، تاریخ ادوار و اقوام جهان ، صورالاقالیم و مسالک الممالک در دو جلد تألیف و به بخش پیشین افزوده شد که این سه جلد مجموعاً جامع التواریخ را تشکیل می دهند (همان ، ج ١، ص ٨ ـ٩).
کتاب مبارک غازانی تاریخ قبیله های ترک و مغول و نیاکان چنگیزخان و زندگانی وی را از کودکی تا جهانگیری و فرمانروایی در بر دارد که آمیخته ای است از اسطوره و تاریخ . همچنین شامل تاریخ فرمانروایی فرزندان چنگیزخان در آسیای میانه ، دشت قپچاق و چین و نیز ایلخانان مغول در ایران از هولاکو تا غازان خان است . مؤلف در جای جای کتاب اطلاعات فشرده ای از تاریخ معاصر خود را نیز ذکر کرده که از ویژگیهای این اثر به شمار می آید.
جلد دوم وسوم کتاب شامل این مباحث است : تاریخ اولجایتو تا هنگام نگارش کتاب ، تاریخ پیامبران از حضرت آدم تا حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم ، تاریخ ایران تا پایان دورة ساسانیان ، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام و خلفا، تاریخ خاندانهای فرمانروای ایران پس از اسلام تا زمان لشکرکشی مغولان و تاریخ قومها و ملتهای گوناگون از جمله اُغوزان ، چینیان ، هندیان و فرنگان ، که در بر گیرندة پاپها و قیصران است . جلد سوم شامل صورالاقالیم و مسالک الممالک نیز هست . بخشی از جلد دوم این کتاب (یعنی تاریخ اولجایتو) و جلد سوم آن به جای نمانده است .
جامع التواریخ یکی از آثار ارزشمند و کهن تاریخی است که در بارة تاریخ ، اسطوره ها، باورها و فرهنگهای قبایل ترک و مغول نوشته شده است (اقبال آشتیانی ، ص ٤٨٩؛ رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمة روشن ، ص پنجاه وچهار؛ بویل ،١٣٥٠ش ، ص ١ـ٦؛ یوسفی ، ص ٣٣٩). پیش از رشیدالدین فضل اللّه ، ملتها تاریخ خویش را در
چارچوب نگرشهای دینی و فرهنگی ویژة هر دوره نوشته اند، اما جامع التواریخ برای نخستین بار در جهان ، تاریخ و فرهنگ دولتهای بزرگ آسیا و اروپا را با بی طرفی ذکر کرده است (نصر، ص ٥).
بخشهای مهمی از جلد دوم جامع التواریخ ، مانند تاریخ اغوزان ، تاریخ چین ، تاریخ هند و بودا، تاریخ فرنگ و پاپان ، اسماعیلیان و نزاریان ، از نظر تاریخ نگاری در جهان اسلام بدیع و بی نظیر است و به دور از هر گونه تعصبی ، بر اساس نوشته ها و روایتها و نظریات خود آن اقوام نوشته شده است . رشیدالدین نخستین مؤلفی است که در تألیف تاریخ چین از منابع اصلی و معتبر چینی استفاده کرده است . علاوه بر این ، وی با دانشمندان چینی همکاری داشته و ضمن مباحث تاریخی ، به چین شناسی هم پرداخته است . این بخش از تاریخ جامع التواریخ ، نخستین اثر مستقل و گسترده در تاریخ نگاری ایران و اسلام است که در بارة تاریخ چین تألیف شده است (رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمة وانگ ای دان ، ص ٤٣).
در بخش تاریخ هند، زندگی بودا ذکر شده که در جهان اسلام و در زبان فارسی سابقه نداشته است .
با اینکه مؤلف خود از کارگزاران ایلخانان مغول بوده و ناچار در اثر خود از آنان با احترام یاد کرده است ، ولی گزارش کشتارها، ویرانگریها و غارتهای آنان را به تفصیل بیان و تأسف خود را از این وقایع ابراز کرده و نظر خود را در بارة کشتن کارگزاران ایرانی ، همچون خواجه شمس الدین جوینی و خواجه بهاءالدین جوینی و حتی برخی امیران مغول ، مثل امیرنوروز، آورده است . همچنین دسیسه ها، بهانه جوییها و زمینه سازیها برای نابود ساختن آن کارگزاران را افشا ساخته است وی همچنین وضع مردم ، مشکلات زندگی آنان ، طرز معیشت ، اوضاع مذهبی و طرز سلوک عمّال دولت با کارگزاران را در اثر خود منعکس کرده است ( رجوع کنید به رشیدالدین فضل اللّه ، چاپ روشن و موسوی ، ج ٢، ص ١١١٠ـ ١١١٥، ١٢٧٢ـ١٢٨١؛
نیز رجوع کنید به بیانی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٦٠؛
یوسفی ، همانجا).
مؤلف در تألیف بخشهای گوناگون این اثر از منابع متعددی استفاده کرده که از آن جمله است : در بخش تاریخ اسلام از کتابهای تاریخی مانند الکامل ابن اثیر؛
در بخش تاریخ اساطیری ایران ، تلفیق تاریخ طبری و الکامل و بخشهایی از فارسنامة ابن بلخی و احتمالاً منابع دیگر مانند مروج الذهب مسعودی و کتابهای تفسیر و قصص قرآن ؛
در تاریخ دورة غزنویان کم و بیش از تاریخ یمینی عُتْبی ؛
در تاریخ سلجوقیان از سلجوقنامة ظهیرالدین نیشابوری و راحة الصدور راوندی ؛
در تاریخ خوارزمشاهیان از تاریخ جهانگشای جوینی ؛
در حوادث راجع به
حملة چنگیزخان به ایران و فرمانروایی خاندان او تا روزگار منکوقاآن (مونگوقاآن / مونگکه قاآن ) و آمدن هولاکو به ایران و گشودن بغداد، از تاریخ جهانگشای جوینی و فتحنامه منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی ؛
در بارة تاریخ مغول و نیاکان چنگیز تا غازان خان ، از آلتان دفتر (کتاب زرّین )، که به گفتة رشیدالدین تاریخی نامدون و نامرتب ، با اوراق پراکنده و به عبارت و خط مغولی بوده که در خزانة شاهان نگهداری می شده است (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، ص ٣٤ـ ٣٥، مقدمة روشن ، ص پنجاه وهفت ـ شصت ویک ؛
نیز رجوع کنید به بویل ، ١٣٥٠ ش ، ص ٣). آلتان دفتر منبع کتاب تاریخ سرّی مغولان نیز بوده ، ازاین رو بین برخی اطلاعات تاریخ سرّی مغولان * و جامع التواریخ شباهت بسیار وجود دارد و گاه چندین جمله در هر دو کتاب عیناً تکرار شده است . به همین دلیل ، برخی قسمتی از نوشته های جامع التواریخ را بر گرفته از این کتاب می دانند، در حالی که جامع التواریخ گسترده تر و کامل تر از تاریخ سرّی مغولان است و دلیل مشابهت این دو کتاب صرفاً اشتراک منبع آنهاست . مضامین کتابی به زبان مغولی به نام آلتان توپجی ، و یک متن کهن چینی به نام توصیف جنگهای جنگجوی مقدّس چنگیزخان ، نیز با مطالب جامع التواریخ شباهت بسیار دارند (رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمة روشن ، ص پنجاه وهفت ـ پنجاه وهشت ؛
قس بیانی ، ١٣٥٢ ش ، ص ١٢٨). مؤلف از تقریرات شفاهی پولاد چینگسانگ (بُلُدچتگ ـ هسیانگ ) ــ از امیرزادگان مغول که به سفارت نزد غازان خان آمده و بیش از سایر مغولانِ دربار غازان خان ، بر انساب مغول آگاهی داشت ، استفاده کرده است (مقدمة روشن ، همانجا؛
بویل ، ١٣٨٣ ش ، ص ٤١). همچنین از اطلاعات و روایتهای شفاهی خود غازان خان و دیگر امیران دربار و عالمان و تاریخ دانان و حکیمان اویغوری ، چینی ، ختایی ، هندی ، قپچاقی و سایر اقوام مقیم دربار نیز بهره برده است ( رجوع کنید به همان ، ج ١، ص ٣٥، ج ٢، ص ١٣٠٨، ١٣٣٨، ١٣٥١). مثلاً برای نوشتن تاریخ چین ، از دو دانشمند چینی به نامهای لیتاچی و یکسون (مکسون یا کمسون ) که در تبریز، پایتخت ایلخانان ، مقیم بودند، کمک گرفته و احتمالاً این بخش از جامع التواریخ را آنان از تاریخ چینی به فارسی ترجمه کرده اند (مینوی ، ص ٣٣١، پانویس ). همچنین در نوشتن تاریخ هند، علاوه بر کتاب تحقیق ماللهند بیرونی و طبقات ناصری منهاج سراج ، کملاشری (راهب بودایی کشمیری ) مطالبی را برای او از متون هندی به فارسی ترجمه کرده است . همین بهره گیری رشیدالدین از عالمان و تاریخ دانان اقوام گوناگون سبب شده که برخی جامع التواریخ را منسوب به او بدانند ( رجوع کنید به مرتضوی ، ص ٤١٧ـ٥٤٤).
به نظر کارل یان ، بخش عمدة تاریخ فرنگ در جامع التواریخ ، ترجمة کتاب مارتینوس اوپاوینسیس (متوفی ٦٧٧/١٢٧٨) در بارة تاریخ جهان از زبان لاتینی است . منابع دیگری که رشیدالدین از آنها بهره برده است عبارت اند از: در تاریخ یهود، از بخشهای گوناگون تورات و سایر کتابهای یهودیان ؛
در بخش نخست تاریخ اسماعیلیان و نزاریان و رفیقان ، که تاریخ خلفای فاطمی مصر است ، از تاریخهای رسمی و عمومی مانند الکامل ابن اثیر و غیره و بخش دوم آن ، که تاریخ اسماعیلیان و صبّاحیان ایران و مهم تر از بخش نخست است ، از نوشته های اسماعیلیان . این نوشته ها در دسترس عطاملک جوینی نیزبوده ولی وی گزارشی کوتاه همراه با ناسزا وطعن ولعن ، در بارة اسماعیلیان نوشته است (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، مقدمة روشن ، ص شصت ودو ـ شصت وسه ؛
همان ، چاپ دانش پژوه و مدرسی زنجانی ، ص ٢).
کتابهای تاریخی معاصر جامع التواریخ ، همچون تاریخ گزیدة حمداللّه مستوفی ، تاریخ بناکتی ، تاریخهای منظوم شمس الدین کاشانی و احمد تبریزی و نیز کتابهای تاریخی دوره های بعد مانند تاریخ حافظ ابرو ، تاریخ کبیر جعفری ، تاریخ روضة الصفا ی میرخواند و تاریخ حبیب السیر خواندمیر، شرح رویدادهای دورة مغول و ایلخانان را از جامع التواریخ گرفته اند.
سبک نگارش جامع التواریخ بر خلاف تاریخ جهانگشای * جوینی و تاریخ وصاف * بسیار ساده و روان است و نوشته های مغولیِ آن به زبان فارسی محاوره ای روزگار مؤلف ترجمه
شده است که سبکی نو محسوب می شود. بناکتی نیز در تاریخ بناکتی از سبک نگارش جامع التواریخ پیروی کرده است
(بهار، ج ٣، ص ١٧٥).
برخی بر این عقیده اند که جامع التواریخ نخست به زبان مغولی نوشته و بعد به فارسی بر گردانده شده است ( رجوع کنید بهد. ا. ترک ، ج ٩، ص ٧٠٩) ولی قرائنی خلاف آن را ثابت می کند، از جمله اینکه بیشتر واژگان و نامهای مغولی به صورت ترکی در آن ضبط شده اند، شمار واژگان ترکی جامع التواریخ نیز از واژگان مغولی آن بیشتر است . این تصور که واژگان ترکی از زبان مغولی به جامع التواریخ راه یافته اند درست نیست ، زیرا بیشتر آنها به زبان مغولی وارد نشده اند مانند اورو غلامیشی و آغروق و غیره (رشیدالدین فضل اللّه ، ج ١، همان مقدمه ، ص پنجاه ونه ).
این کتاب در روزگار مؤلف به عربی و ترکی و مغولی ترجمه شد، اما فقط بخشهایی از ترجمة عربی جلد دوم آن به جای مانده است . بخشهایی از جامع التواریخ تا کنون به زبانهای ترکی شرقی ، ترکی عثمانی ، عربی ، فرانسه ، انگلیسی ، آلمانی و روسی
ترجمه و بخش عمدة آنها منتشر شده است (همان مقدمه ، ص شصت وهفت ؛
نیز رجوع کنید به استوری ، ج ١، بخش ١، ص ٧٧ـ ٧٨).
بخشی از جامع التواریخ نخستین بار در ١٨٣٦ در پاریس چاپ شد. اتین مارک کاترمر بخشی از جامع التواریخ را با ترجمة فرانسه آن در ١٨٤٤ و کل کتاب را ١٨٤٧ در پاریس چاپ و منتشر کرد که در ١٩٦٨ نیز تجدید چاپ شد. سید جلال الدین طهرانی از روی چاپ کاترمر، جامع التواریخ را در ١٣١٣ش در تهران چاپ کرد. ایلیا نیکالایویچ برزین ، شرق شناس روس ، در ١٨٥٨ بخش قومهای ترک و مغول و در ١٨٦١، ١٨٦٨ و ١٨٨٨ از آغاز تا مرگ چنگیزخان را با حذف تاریخِ معاصرِ مؤلف ، همراه با ترجمة روسی آن در پترزبورگ انتشار داد. در ١٩١١ بلوشه بخش فرزندان چنگیزخان را از اوگتای قاآن تا اولجایتو در لیدن منتشر کرد و بهمن کریمی در ١٣١٣ ش از روی همین چاپ ، این کتاب را در تهران انتشار داد. در ١٩٤٠ کارل یان بخش غازان خان را از تاریخ مبارک غازانی در انگلستان و در ١٣٢٠ ش / ١٩٤١ بخش آباقا، سلطان احمد تَگودار، ارغون و گِیْخاتو را در وین منتشر کرد. وی همچنین بخشهای دیگر جامع التواریخ را همراه با ترجمة آلمانی آن منتشر کرد. امیرحسین جهانبگلو تاریخ دورة غازان را به نام تاریخ اجتماعی مغول از روی چاپ کارل یان در ١٣٣٦ ش در اصفهان منتشر کرد. احمد آتش در ١٩٥٧ بخش غزنویان و در ١٩٦٠ بخش سلجوقیان را در آنکارا منتشر کرد که بخش نخست آن را محمد دبیر سیاقی در ایران در ١٣٣٨ ش تجدید چاپ نموده است . در ١٩٥٧ از بخش مربوط به هولاکو تا پایان دورة غازان خان به کوشش عبدالکریم علی اوغلی (علیزاده ) در باکو منتشر شد. چاپهای دیگر این کتاب عبارت اند از: بخش اول از جلد نخست کتاب به کوشش آ. آ. روماسکویچ و ل . آ. ختاگوروف و علی اوغلی (علیزاده ) همراه با ترجمة روسی در مسکو، ١٩٦٥؛
بخشی از تاریخ اسماعیلیان به کوشش محمد دبیرسیاقی در تهران ، ١٣٣٧ ش ؛
متن کامل تاریخ اسماعیلیان به کوشش محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی در تهران ، ١٣٣٩ ش ؛
بخشهای غزنویان ، آل بویه و سامانیان به کوشش محمد دبیرسیاقی در ١٣٣٨ ش ؛
متن کامل تاریخ مبارک غازانی ، به کوشش بهمن کریمی در ١٣٣٨ ش در تهران ( رجوع کنید بهافشار، ص ٢٦٥ـ٢٦٦؛
مشار، ج ٢، ستون ١٤٨٩ـ ١٤٩٤). چاپ عکسی نفیسی از بخشی از ترجمة عربی جامع التواریخ شامل بخش تاریخ چین که در زمان رشیدالدین فضل اللّه کتابت و نقاشی شده است ، نیز در ١٣٧٤ ش / ١٩٩٥، در لندن منتشر شد (رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمة وانگ ای دان ، ص ٥٣ ـ٥٤). در ١٣٧٣ ش ، بخش کامل تاریخ مغول جامع التواریخ به تصحیح محمد روشن و مصطفی موسوی در تهران چاپ شد. خانم وانگ ای دان نیز بخش تاریخ چین را تصحیح و با همین عنوان در ١٣٧٩ ش در تهران منتشر کرد. همو (رشیدالدین فضل اللّه ، مقدمه ، ص ٤١) از انتشار ترجمة چینی جامع التواریخ خبر داده است .
منابع :
(١) ایرج افشار، «اطلاعاتی در بارة چاپهای جامع التواریخ »، یغما ، سال ١٤، ش ٦ (شهریور ١٣٤٠)؛
(٢) عباس اقبال آشتیانی ، تاریخ مغول : از حملة چنگیز تا تشکیل دولت تیموری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣) جان اندرو بویل ، «رشیدالدین فضل اللّه همدانی : نخستین نویسندة تاریخ جهان »، ترجمة محمد نظری هاشمی ، کتاب ماه تاریخ و جغرافیا ، سال ٧، ش ٩ـ١١ (تیر ـ شهریور ١٣٨٣)؛
(٤) محمدتقی بهار، سبک شناسی ، تهران ١٣٥٥ـ١٣٥٦ ش ؛
(٥) شیرین بیانی ، «بررسی اوضاع اجتماعی ایران از خلال جامع التواریخ رشیدی »، در مجموعة خطابه های تحقیقی در بارة رشیدالدین فضل اللّه همدانی ، تهران : دانشگاه تهران ، ١٣٥٠ش ؛
(٦) همو، « تاریخ سرّی مغولان : یکی از منابع جامع التواریخ رشیدی »، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال ٢٠، ش ١ـ٢ (بهمن ١٣٥٢)؛
(٧) رشیدالدین فضل اللّه ، تاریخ چین از جامع التواریخ رشیدالدین فضل اللّه ، چاپ وانگ ای دان ، تهران ١٣٧٩ش ؛
(٨) همو، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٩) همو، جامع التواریخ : قسمت اسماعیلیان و فاطمیان و نزاریان و داعیان و رفیقان ، چاپ محمدتقی دانش پژوه و محمد مدرسی زنجانی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٠) منوچهر مرتضوی ، مسائل عصرایلخانان ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(١١) خانبابامشار، فهرست کتابهای چاپی فارسی ، تهران ١٣٥٠ـ ١٣٥٥ ش ؛
(١٢) مجتبی مینوی ، تاریخ و فرهنگ ، «ترجمة علوم چینی به فارسی در قرن هشتم هجری »، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٣) حسین نصر، «سخنرانی سیدحسین نصر در جلسة افتتاحی مجلس علمی »، در مجموعة خطابه های تحقیقی ، همان ؛
(١٤) غلامحسین یوسفی ، «انعکاس اوضاع اجتماعی در آثار رشیدالدین فضل اللّه »، در همان ؛
(١٥) John Andrew Boyle, The significance of the Ja ¦mi , al-tawa ¦r ¦kh as a source on Mongol history;
(١٦) در مجموعة خطابه های تحقیقی ، همان ؛
(١٧) IA , s.v. "Re d- غD -Din Tab b" (by Zeki Velidi Togan);
(١٨) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio- bibliographical survey , vol ١,pt. ١, [London] ١٩٨٩.
/ محمد روشن /