دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٥
بایزیدپاشا (متوفی ٨٢٤) ، وزیر اعظم سلطان محمّد اوّل و سلطان مراد دوّم در دورة تأسیس دولت عثمانی . نام پدرش یاخشی است . چون زادگاهش آماسیه * بود، در منابع ، آماسیه ای خوانده شده است ؛
امّا این احتمال نیز وجود دارد که آلبانیایی تبار بوده باشد. در دربار پرورش یافت و در زمان ایلدرم بایزید به بعضی مشاغل نظامی منصوب شد. هنگام امارت (امیر سنجقی ) محمّد چلبی ( رجوع کنید به محمّد اوّل * ) در آماسیه ، جزو اطرافیان او درآمد و در دورة فترت نیز وابستگی خود را به او حفظ کرد و به خدمات خود ادامه داد. پس از آنکه محمّد چلبی در ٨١٦ در کشور، وحدت و آرامش برقرار کرد، بایزید وزیراعظم و بیگلربیگی * روم ایلی ( رجوع کنید به روملی * ) شد. همان سال ، در قتل موسی چلبی * همکاری کرد و سال بعد، در جریان مناسبات عثمانی ـ قره مانی ، محمّدبیگ قره مان را به امضای معاهده ای که شرایطش برای او سنگین بود، وادار کرد. بایزیدپاشا که در حادثة شیخ بدرالدّین نیز منشأ خدماتی بود؛
ابتدا در ٨٢٣، مریدان او را مغلوب ، و بعدها به خود شیخ بدرالدّین و طرفدارانش حمله کرد.
بایزید، بنا به وصیّت محمد چلبی ، به مدّت چهل روز خبر مرگ او را پنهان داشت تا پسرش ، شاهزاده مراد، به پایتخت برسد، و بدین نحو از فتنه ای که احتمال بروز آن می رفت جلوگیری کرد. زیرا به موجب قرارداد، مصطفی ، برادر شاهزاده مراد که در امپراتوری روم شرقی گروگان بود، بعد از مرگ پادشاه می بایست آزاد شود.
بایزیدپاشا، که تا نخستین روزهای سلطنت مراددوّم (جلوس : جمادی الاولی ٨٢٤) مقام خود را حفظ کرده بود، برای سرکوب مصطفی اعزام شد که پس از اعلام مرگ محمّد چلبی آزاد شده وبا پادشاهِ قانونی به نبرد برخاسته بود. او که از تنگة استانبول به ساحل روم ایلی وارد شده بود، با سپاهیان اندک خود در محلّ سازلی درة ادرنه با قوای شاهزاده مصطفی روبرو شد؛
اما چون بخش اعظم سپاهیانش به مصطفی پیوستند، ناچار تسلیم شد و روز بعد به تحریک ازمیراوغلی جُنیدبیگ به قتل رسید (آرامگاه او در سازلی دره است ).
بایزیدپاشا که تندخو، ولی مدبّر و با صلاحیّت بود، از صدراعظمهای بزرگ عثمانی است . بویژه در اقدامات محمّد چلبی برای سامان بخشیدن به کشور، منشأ خدمات بزرگی شد و اعتبار یافت . امّا از آنجا که این اعتبار موجب حسادت وزیرانی چون چاندارلی ابراهیم و حاجی عیوض پاشا ـ که اصلاً ترک بودند ـ شده بود، او را در اواخر حیات ـ عمداً ـ به مقابله با مصطفی ، به روم ایلی فرستادند.
در وقفنامه های مورّخ ٨٢٠، ٨٢١ و ٨٢٣ مسجد، عمارت (دارالاطعام ) و مدرسه ای که بایزید پاشا در آماسیه بنا کرده ، فقط نام جلال الدّین آمده است ( رجوع کنید به بایزید * پاشا، مسجد). در کتیبة تعمیر مسجد اورخان * غازی بورسه * (بروسه ) نیز ـ که در ٨١٦ در غارت قره مان اوغلی ویران شده است ـ عنوان وزیر کبیر دیده می شود. بعلاوه ، بایزیدپاشا در بورسه هم مدرسه ای ساخته است .
منابع :
(١) ادریس بدلیسی ، هشت بهشت ، کتابخانة نور عثمانیه ، ش ٣٢٠٩، گ ٧٧ ر و بعد؛
(٢) محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ ـ ١٣١٥، ج ٢، ص ٦ـ٧؛
(٣) محمدبن حسن سعدالدین ، تاج التواریخ ، استانبول ١٢٧٩ـ ١٢٨٠، ج ١، ص ١٠٧، ١٢٥؛
(٤) عاشق پاشازاده ، تواریخ آل عثمان ، استانبول ١٣٢٢، ص ٨٣، ٩٧، ١٩٠؛
(٥) Mustafa Akdag, , Turkiye'nin iktisad i ª ve i µ tima i ª tarihi , Ankara ١٩٥٩, I, ٢٧١, ٣٢٨-٣٢٩;
(٦) Ca ª hid Baltac â , XV-XIV. As i rlarda Osmanl i Medreseleri , Istanbul ١٩٧٦, ٩٥-٩٦, ٥٦٠;
(٧) Mustafa Bilge, I lk Osmanl i Medreseleri, Istanbul ١٩٨٤, ١١٥-١١٧;
(٨) I sma â l Hami Dani í mend, I zahl i Osmanl i Tarihi Kronolojisi , Istanbul ١٩٤٧, I, ١٨٤-١٨٥, ٤٤١;
(٩) Gazava ª t- i Sultan Mura ª d b. Mehemmed Ha ª n, ed. Halil I nalc â k ve Mevlu ª d Og § uz, Ankara ١٩٧٨, ١٣;
(١٠) M. Tayyib Gokbilgin, XV-XVI As i rlarda Edirne ve Pa í a Liva ª s i , Istanbul ١٩٥٢, ٢٣٥-٢٣٦;
(١١) Ne í r ª â , Kitab- i Cihan-numa Nesri Tarihi , ed. F. Resit Unat ve M. Altay Koymen, Ankara ١٩٤٩-١٩٥٧, I, ٤٠٣-٤٠٧, ٥٥٧-٥٥٩;
(١٢) Ayd â n Taneri, Osmanl i I mparatorlug § u'nun kurulu í dخneminde veziriہzaml i k , Ankara ١٩٧٤, ٣٧, ٦٢, ٧١, ٩٥;
(١٣) idem, Osmanl i kara ve den i z kuvvetleri, Ankara ١٩٨١, ١٤٩-١٥٠;
(١٤) I smail Hakk â Uzun µ ar â í l â , Osmanl i tarihi, Ankara ١٩٤٧-١٩٥٩, I, ٣٦٤-٣٦٥, ٣٧٨-٣٧٩, ٥٤٣, ٥٥٣-٥٥٤, ٥٨٤.
)/ د. ا. د. ترک /آیدین تانری (