دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٣٨
جالْق ، بخش و شهری در شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان .
١) بخش جالق . در شمال شرقی شهرستان سراوان در قسمت علیای مُکران واقع است . از شمال به بخش مرکزی شهرستان خاش ، از مشرق به پاکستان ، از جنوب به بخش بم پشت ، و از جنوب غربی به بخش مرکزیِ شهرستان سراوان محدود می شود و مشتمل است بر سه دهستان به نامهای جالق و ناهُوک و کله گان ، و شهری به نام جالق (مرکز بخش ).
جنوب و مغرب این بخش کوهستانی ، مشرق آن دشت و شمال آن بیابانی است .
خط الرأس رشته کوه باداموکوه / بادامکوه (مرتفع ترین قله : ٦١٨ ، ٢ متر) با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ، بخش جالق را از بخش مرکزی شهرستان سراوان جدا می سازد (حسینعلی رزم آرا، ج ٨، ص ٩٤؛ جعفری ، ج ١، ص ٩٠).
مهم ترین رودهای جاری در این بخش ، جالق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) و جنگ رود (جنگورود) و کتمیر رود است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١٢٦، ص ٦؛ افشین ، ج ١، ص ٥٥٤).
رود فصلی جالق با طول حدود ١١٠ کیلومتر (٢٥ کیلومتر آن در پاکستان جاری است ) از ارتفاعات باداموکوه (مرتقع ترین قله ٦١٨ ، ٢ متر) و سفید (مرتفع ترین قله ٥٠٣ ، ٢ متر) در شمال غربی شهر سراوان سرچشمه می گیرد و به نام کنُفُوسْکی به سوی شمال جریان می یابد. این رود پس از پیوستن چند رود فصلی به آن ، به رود سردشت تغییر نام می دهد. در ادامة مسیر، رودهای زَگَز و نوکودار به آن می پیوندند و رود پس از گذشتن از کنار شهر جالق ، رود جالق نامیده می شود (افشین ، همانجا؛ جعفری ، ج ٢، ص ١٦٥).
رود جالق در حدود چهل کیلومتری شهر جالق ، پس از گذشتن از بخش جالق ، از مرز خارج می شود و پس از پیوستن ریزابه های متعدد به آن ، در ارتفاع ٥٥٠ متر (نقطة خروج از مرز) وارد هامونِ ماشْکِل / ماشکیل می گردد. مساحت حوضة آبریز آن حدود ٣٠٠ ، ٢ کیلومتر مربع است (افشین ؛ جعفری ، همانجاها).
آب و هوای جالق گرم و خشک است و در تابستانها بادهای گرم در آنجا می وزد. آب مصرفی اهالی از قنات و چشمه و چاه تأمین می شود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١٢٦، ص ٦ـ٧).
این بخش ، از گیا درختان گز و تاغ و گیاهان دارویی مانند کلپوره و آویشن ، و نیز رستنیهایی برای تغذیة دامها دارد (همان ، ج ١٢٦، ص ٧) و از زیا، روباه و گرگ و بزکوهی و کبک در آن یافت می شود. از محصولات عمدة آن ، گندم ، جو، برنج ، ذرت خوشه ای ، سیب ، انگور و انار است . خرما و تره بار هم در آنجا به عمل می آید که به همراه ذرت خوشه ای صادر می شود (همانجا).
پرورش گوسفند و بز و گاو و شتر در آنجا رواج دارد. از صنایع دستی آن سوزن دوزی ، حصیربافی ،چادربافی و سفال سازی است (همانجا).
اهالی آن شیعة دوازده امامی و سنّی حنفی اند و به فارسی و بلوچی تکلم می کنند (همان ، ج ١٢٦، ص ٦).
طوایف ساکن در آنجا بزرگ زاده ، باران زهی ، و گمشادزایی (قمشادزهی ) هستند (سیدسجادی ، ص ٦٩، ٧١).
بخش جالق با راه اصلی ، از طریق میرجاوه ، به زاهدان
(مرکز استان ) مرتبط می شود و بیشتر دیگر راههای ارتباطی آن فرعی است .
از لحاظ تقسیمات کشوری ، جالق در ١٣٢٦ ش بخشی در شهرستان سراوان از استان نهم (سیستان و بلوچستان ) شناخته شد (ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان ١٣١٦، ضمیمه ، ص ٢٤). جمعیت این بخش ، طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٧٨٩ ، ١٧ تن بوده است : ٥٦٨ ، ٧ تن روستانشین (٥٤ر٤٢%) و ٢٢١ ، ١٠ تن شهرنشین (٤٦ر٥٧%).
از آثار تاریخی آنجاست : مقابری در آبادیهای شیشه ریز و کوهَکی مربوط به قرن ششم تا دوازدهم ، که در آنها نوزادان و کودکان را در دیوارها و بزرگسالان را در قبور پلکانی خشتی دفن می کردند ( جغرافیای کامل ایران ، ج ٢، ص ٨١٤؛ یادداشت مورخ ٢٤/٢/١٣٨٤ ادارة کل میراث فرهگی و گردشگری استان سیستان و بلوچستان ).
٢) شهر جالق ، مرکز بخش جالق . در ارتفاع ٨٥٠ متری ، در صد کیلومتری شمال شرقی شهر سراوان و نزدیک مرز ایران و پاکستان قرار دارد. رود جالق از مغرب آن می گذرد و رشته کوه چرکوه (مرتفع ترین قله ٢٧٢ ، ١ متر) در دوازده کیلومتری مشرق آن واقع است .
حداکثر دمای این شهر در تابستان ْ٤٥، حداقل دمای آن در زمستان ْ٤- ،و میزان بارندگی سالانة آن حدود هفتاد میلیمتر است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١٢٦، ص ٧).
آبادی جالق در ١٣٦٩ ش ، شهر شد. جمعیت آن در سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٢٢١ ، ١٠ تن ذکر شده است (ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی ، ص ٥٧).
از آثار تاریخی شهر جالق چند بنا با گنبد آجری است که مقبرة ملوک کیانی (از شاهزادگان صفوی ) است (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص ١٦٥). بر سقف بعضی از گنبدها آثار کاشی کاری و نقوش فیل و طاووس دیده می شود (سایکس ، ص ٢٦٨).
پیشینه . از تاریخ پیش از اسلام جالق اطلاعی در دست نیست و نباید آن را با جالِق / زالِق / جالِقانِ سیستان و یا زالِقان / صالِقان / جهالِکان بُست ، که بلاذری (ص ٥٥٣) و ابن حوقل (ص ٤١٣ـ٤١٤) و یاقوت حموی (ذیل «جالقان ») از آنها نام برده اند، یکی دانست .
ظاهراً نخستین بار مقدسی در قرن چهارم ، نام آن را با ضبطهای جالق و جالک ذکر کرده ( رجوع کنید به ص ٤٧٥ـ٤٧٦) و آن را یکی از شهرهای قصبة بَنَّجْبُور (فَنَزبور) در مُکران دانسته (ص ٤٧٥) و فاصلة قصدار * / قُزْدار تا مَشْکی / مَشْکَه را پنجاه فرسنگ و فاصلة آن را تا جالق سی فرسنگ ضبط کرده است (ص ٤٨٦).
در قرن هفتم و اوایل قرن هشتم ، قراختائیان (حک : ٦١٩ـ٧٠٣) بر نواحی مکران ، کیج (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ٢٨ـ٣٠؛ نیز رجوع کنید به عبداللّه گروسی ، ص ٨٠ ـ٨٣) و نیز احتمالاً بر جالق حکومت می کردند. ظاهراً اهالی جالق در اصل از کشمیر و شامل سه طایفة هندو، بزرگ زاده و عرب زاده بوده اند ( > فرهنگ جغرافیای تاریخی ایران < ، ج ٤، ص ١٩٥ـ١٩٦).
در ١٠١٧، شاهوردی سلطان کُرد محمودی ، حاکم کرمان ، جالق و دَزَکْ را تصرف کرد (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص ٤١٢ـ٤١٣).
در ١٠٢٣، به فرمان ملک محمود سیستانی (ملک الملوک ) حکمرانی کیج ، دزک و جالق به ملک شاه حسین بن ملک سیستانی ، از اعقاب صفاریان ، واگذار شد (همان ، ص ٢١، ٤١٧).
در ١١٠٠، مَشیزی (ص ٥٤٦ ـ٥٤٧) از همدستی اهالی جالق و دزک با بلوچها و حملة آنها به اراضی دستجرد و خبیص و بازرگانان مسلمان آن یاد می کند. در حدود ١١٥٠، پیر
محمدخان ، بیگلربیگی سابق هرات ، به فرمان نادرشاه برای تنبیه و تأدیب طوایف بلوچ ، به ویژه طوایف ساکن در قلعة جالق ، به آنجا حمله کرد و جالق را تصرف نمود (مروی ، ج ٢، ص ٥١١ ـ ٥١٥؛ سایکس ، ص ١٣٩). پاتینجر ، سیاح انگلیسی ، در سفر خود به ایران در ١٢٢٥/١٨١٠، پس از آبادی نوشْکی به جالک (جالق ) رسیده و مدتی در مسجد آنجا سکونت گزیده است ( رجوع کنید بهص ١٥٣ـ١٥٥).
در ١٢٣٢، در دورة ابراهیم خان قاجار (ظهیرالدوله ) و به فرمان او، محمدقاسم خان دامغانی به مدت پنج سال حاکم بلوچستان گردید ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، ص ٢٥٠، ٢٥٢). سپس ابوالقاسم گروسی ، جانشین او، مالیات جالق و دیگر آبادیها را به صورت کنیز و غلام و شتر و کرباس و غیره دریافت می کرد (همان ، ص ٢٥٢ـ٢٥٣) که نشان دهندة وضع مالیاتی آن دوره است .
در ١٢٧٠، اَجالق (جالق ) یکی از مناطق شمال بلوچستان بوده است (حکیم ، ص ٢٧٠).
در ١٢٨٩، ناحیة جالق پنجاه قلعه داشت . محصولات آن پنبه ، جو، گندم ، ماش ، لوبیا، کُنجد و سالی دو کرور خرما بود و آب آن از قنات تأمین می شد. جولاه (بافنده ) در آنجا زیاد بود و در آنجا خانه هایی به نام کَپَر از چوب و خاشاک می ساختند. در همان زمان ، جمعیت آنجا به پانزده هزار تن می رسید و اهالی آن سنّی بودند و بزرگ آنجا شاه صفی نام داشت . در ده فرسنگی آبادی جالق نمکزار بود و فاصلة جالق تا ماشکیل به ده فرسنگ می رسید. جادة آن ارابه رو و کالسکه رو بود. در جالق ده فرسنگ در ده فرسنگ ، درخت خرمای خودرو وجود داشت ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، ص ٢٢٢ـ٢٢٣).
در ١٢٩١/ ١٩١٦، در نتیجة اغتشاشاتی که از طرف دامِنیها در مرزهای شرقی ایران در گرفت ، سپاهیان انگلیسی برای تنبیه گمشادزاییها قلعة جالق را محاصره و سپس بمباران نمودند که بر اثر آن ، بسیاری از اهالی جالق در قلعه سوختند (حاج علی رزم آرا، ص ١٦ـ١٧).
منابع :
(١) ابن حوقل ؛
(٢) اطلس راههای ایران ، تهران : گیتاشناسی ، ١٣٧٤ ش ؛
(٣) یداللّه افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٤) ایران . قانون تقسیمات کشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، چاپ دوم ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٥) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی . دفتر تقسیمات کشوری ، نشریة تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شمارة مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٦) بلاذری (بیروت )؛
(٧) هنری پاتینجر، مسافرت سند و بلوچستان : اوضاع جغرافیائی و تاریخی ، ترجمة شاهپور گودرزی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ،
(٨) تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش ؛
(٩) جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، تألیف سال ١٢٨٩ قمری ، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٨ (١٣٦٨ ش )؛
(١٠) جغرافیای کامل ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ ش ؛
(١١) محمدتقی بن محمدهادی حکیم ، گنج دانش : جغرافیای تاریخی شهرهای ایران ، چاپ محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٢) حاج علی رزم آرا، جغرافیای نظامی ایران : مکران ، تهران ١٣٢٠ ش ؛
(١٣) حسینعلی رزم آرا؛
(١٤) سرپرسی مولزورث سایکس ، سفرنامة ژنرال سرپرسی سایکس ، ترجمة حسین سعادت نوری ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٥) منصور سیدسجادی ، باستان شناسی و تاریخ بلوچستان ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٦) شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(١٧) عباس عبداللّه گروسی ، جغرافیای تاریخی ناحیة بمپور بلوچستان : پهل پهره ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٨) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٢٦: سراوان ، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش ، ١٣٦٤ ش ؛
(١٩) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة آبادیهای کشور، استان سیستان و بلوچستان ، شهرستان سراوان ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٠) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢١) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٢) میرمحمدسعیدبن علی مشیزی ، تذکرة صوفیة کرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٣) مقدسی ؛
(٢٤) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العلی للحضرة العلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٢٨ ش ؛
(٢٥) نقشة تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ، ٢:١، تهران : سازمان نقشه برداری کشور، ١٣٧٩ ش ؛
(٢٦) نقشة راههای ایران ، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ، ٢:١، تهران : سازمان نقشه برداری کشور، ١٣٧٧ ش ؛
(٢٧) یاقوت حموی ؛
(٢٨) Historical gazetteer of Iran , ed. Ludwig W. Adamec, vol.٤: Zahidan and southeastern Iran , Graz: Akademische Druk-u. Verlagsanstalt, ١٩٨٨.
/ فرزانه ساسان پور/