دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٠٦
جاثیه ، سوره ، چهل و پنجمین سورة قرآن کریم در ترتیب مصحف و شصت و پنجمین سوره در ترتیب نزول ، که پس از سورة دخان و پیش از سورة احقاف قرار دارد ( مُقَدَّمَتان فی علوم القرآن ، ص ١٠ـ١٢؛ زرکشی ، ج ١، ص ١٩٣؛ رامیار، ص ٦١٢). بیشتر مفسران تمام آیات این سوره را مکی ( رجوع کنید بهابن عَطیّه ، ج ١٤، ص ٣٠٣؛ قُرطُبی ، ج ٨، جزء ١٦، ص ١٥٦؛ قاسمی ، ج ١٤، ص ٣٨٩)، اما برخی آیة چهاردهم آن را مدنی می دانند ( رجوع کنید به طَبْرِسی ، ج ٩، ص ١٠٦؛ سیوطی ، ج ١، ص ٦٤؛ بَحْرانی ، ج ٤، ص ١٦٥). این سوره دارای ٣٧ آیه است و در نُه کلمة آن اختلاف قرائت وجود دارد ( رجوع کنید به دانی ، ص ١٩٨ـ١٩٩؛ ابن جزری ، ج ٢، ص ٣٧١ـ٣٧٢). نام سوره بر گرفته از آیة بیست وهشتم آن است . در این آیه «جاثیه » وصف هر امتی است که در روز قیامت برای گرفتن نامة عملش فرا خوانده می شود. این کلمه که تنها همین یک بار در قرآن به کار رفته ، اسم فاعل از ریشة ج ث و است که برای آن معانی مختلفی ، از جمله «به حالت دو زانو نشستن »، ذکر شده است (برای تفصیل بیشتر رجوع کنید بهطبرسی ، ج ٩، ص ١٢٠؛ قرطبی ، ج ٨، جزء ١٦، ص ١٧٤؛ ابن منظور، ذیل «جثا»؛ مرتضی زَبیدی ، ذیل «جثو»، «وفز»).
نامهای دیگر این سوره «شریعت » و «دهر» است (سیوطی ، ج ١، ص ١٩٤؛ ابن عاشور، ج ٢٥، ص ٣١٣) و ششمین سوره از حوامیم هفتگانه به شمار می آید ( رجوع کنید به حوامیم * ).
این سوره با حروف مقطعه و بیان حقانیت قرآن مجید آغاز می شود. سپس با ذکر نشانه هایی از عظمت خلقت در آسمانها و زمین ، به وحدانیت خداوند اشاره دارد و گمراهانی را که با وجود این نشانه ها بر عقاید انحرافی خود اصرار می ورزند، به کیفر سختی تهدید می کند ( رجوع کنید به آیات ٣ـ١٣). در ادامه با دعوت مؤمنان به عفو کافران و آوردن شاهد مثالی در باب کفران نعمتهای خداوندی یعنی ناسپاسی قوم بنی اسرائیل و سرنوشت آنها
(طبرسی ، ج ٩، ص ١١٣؛ ابن عاشور، ج ٢٥، ص ٣٤٣؛ طباطبائی ، ج ١٨، ص ١٦٣) که در حکم مقدمه ای برای آیات بعدی است ، به پیامبر دستور می دهد که از شریعت پیروی کند نه از خواستهای جاهلان . پس از آن ، قولِ گروهی از منکران معاد و پاسخ به آنها می آید و در آیات انتهایی ، صحنه هایی از قیامت و گوشه هایی از حالات مجرمان در پیشگاه الاهی ترسیم می شود. سوره با حمد و تسبیح خداوند پایان می یابد.
در آیة چهاردهم این سوره از کافران با عبارت «الذین لایَرجونَ أیّامَاللّهِ» یاد شده است که معانی مختلفی برای آن گفته اند، از جمله : کسانی که امیدی به پاداش خدا ندارند، افرادی که از عذاب خدا نمی ترسند و کسانی که از قیامت هراسی ندارند. همچنین با توجه به کاربرد واژه «أیام » در معنای وقایع و حوادث ، این عبارت را این گونه معنا کرده اند: کسانی که امید ندارند خداوند دوستانش را یاری و دشمنانش را عذاب کند (قرطبی ، ج ٨، جزء١٦، ص ١٦١ـ١٦٢؛ آلوسی ، ج ٢٥، ص ١٤٦ـ ١٤٧). در این آیه از مؤمنان خواسته شده که با این افراد، یعنی کافران و مشرکان مکه ، با عفو و گذشت برخورد کنند.
سبب نزولهای مختلفی که برای این آیه ذکر شده ( رجوع کنید بهقرطبی ، ج ٨، جزء ١٦، ص ١٦١)، موجب اختلاف در مکی یا مدنی بودن آن شده است . قائلان به مدنی بودن این آیه معتقدند درخواست عفو و گذشت از مؤمنان در صورتی صحیح است که آنان قدرتِ بر انتقام داشته باشند و چنین حالتی در مدینه امکان داشت نه در مکه ، زیرا مسلمانان در مکه ضعیف بودند و توانایی غلبه بر دشمن نداشتند. اما در مقابل ، گروهی معتقدند که این آیه بیانگر امری درونی بین بنده و پروردگار است و این موضوع به توانایی یا ناتوانی فرد در غلبه بر دیگران بر نمی گردد. ضمن اینکه با قاطعیت نمی توان حکم کرد که هیچ مسلمانی در مکه قدرت غلبه بر کفار را نداشته است . بنابراین ، صحیح آن است که این آیه نیز مانند سایر آیاتِ این سوره مکی شمرده شود (آلوسی ، ج ٢٥، ص ١٤٧؛ قاسمی ، ج ١٤، ص ٣٨٩). به گفتة فخررازی (ج ٢٧، ص ٢٢٦) بیشتر مفسران قائل به نسخ این آیه با آیة سیف (توبه : ٥) هستند (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ، ج ٩، ص ٢٥٢؛ قس زَمَخْشَری ، ج ٤، ص ٢٨٨) که این قول تنها با یکی از روایاتِ سبب نزول ، که آیه را مکی می داند، سازگار است (قرطبی ، همانجا). اما عده ای بر آن اند که آیه دلالت بر ترک نزاع با کافران در امور جزئی دارد و از مؤمنان می خواهد که از سخنان آزار دهنده و کارهای ترس برانگیز کافران در گذرند که به این ترتیب حکم آیه در جای خود باقی می ماند (ابوالفتوح رازی ، ج ١٧، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛ فخررازی ، همانجا؛ برای بحث در بارة نسخ آیة ١٤ سورة جاثیه رجوع کنید به ابن عطیه ، ج ١٤، ص ٣٠٩ـ٣١٠).
در آیة بیست و چهارم این سوره آمده است : «و قالوا ماهیَ الاّ حیاتُنا الدُّنیا نَموتُ و نَحیا و ما یُهْلِکُنا إلاّ الدَّهْرُ...» در ادامة آیه ، معتقدان به این گفتار، تخطئه شده و متهم به سخن گفتن از روی حدس و گمان شده اند. ذکر نشدن گویندگان این جملات در قرآن ، باعث اختلاف در بین مفسران شده است . زمخشری (ج ٤، ص ٢٩١) افراد مورد بحث در آیه را کسانی می داند که معتقدند گذشت زمان باعث مرگ انسانهاست و ازاین رو وجود ملک الموت و قبض روح را نفی می کنند. این گروه هر حادثه ای را به روزگار و زمان نسبت می دهند و در اشعارشان همواره از زمانه شکایت می کنند. به گفتة وی حدیث نبوی «لاتَسُبّو الدَّهَر فاِنَّ اللّهَ هُو الدَّهرُ» نیز اشاره به همین مطلب دارد. قاسمی (ج ١٤، ص ٣٩٤) به پیروی از شهرستانی (قسم ٢، ص ٢٤٤ـ ٢٤٥). این آیه را در بارة دهریه * که گروهی از معطلة عرب بودند، می داند. از نظر فخررازی (ج ٢٧، ص ٢٣١) نیز این آیه در بارة گروهی است که هم خالق و هم معاد را انکار می کنند و معتقدند که زندگی و مرگ حاصل تأثیرات طبایع و حرکات افلاک است . اما عده ای ( رجوع کنید به آلوسی ، ج ٢٥، ص ١٥٣؛ طباطبائی ، ج ١٨، ص ١٧٤) صریحاً این گروه را غیر از دهریه دانسته اند. به عقیدة طباطبائی (همانجا) این آیه با توجه به سیاقِ آن نمی تواند کلام دهریه باشد، زیرا آنان منکر مبدأ و معادند و در آیات قبلی این سوره هیچ ذکری از آنها نشده است ، بلکه بیانگر قول گروهی از بت پرستان عرب در بارة انکار معاد است .
طبرسی (ج ٩، ص ١٠٦) وجه تناسب این سوره را با سورة پیشین (سورة دخان ) در پایان یافتن سورة دخان و آغاز شدن سورة جاثیه با ذکر قرآن می داند.
برخی از آثار و پاداشهای تلاوت این سوره و سوره های حوامیم در احادیث و کتب تفسیر آمده است (برای نمونه رجوع کنید بهطبرسی ، همانجا؛ مجلسی ، ج ٨٩، ص ٣٠١ـ٣٠٢؛ آقانجفی ، ص ١١٩ـ١٢٠).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمدتقی بن محمدباقر آقانجفی ، خواصّ الا´یات و خواصّ تمامی سوره های قرآن کریم ، بمبئی ١٢٩٩، چاپ افست تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٣) محمودبن عبداللّه آلوسی ، روح المعانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٤) ابن جزری ، النشر فی القراءات العشر ، چاپ علی محمد ضباع ، مصر ?( ١٩٤٠ ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٥) ابن عاشور (محمدطاهربن محمد)، تفسیرالتحریر و التنویر ، تونس ١٩٨٤؛
(٦) ابن عطیه ، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز ، ج ١٤، ( رباط ) ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٧) ابن منظور؛
(٨) ابوالفتوح رازی ، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن ، چاپ محمد جعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح ، مشهد ١٣٦٥ـ١٣٧٦ ش ؛
(٩) هاشم بن سلیمان بحرانی ، البرهان فی تفسیرالقرآن ، چاپ محمودبن جعفر موسوی زرندی ، تهران ١٣٣٤ ش ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(١٠) عثمان بن سعید دانی ، کتاب التیسیر فی القراءات السبع ، چاپ اوتو پرتسل ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٥؛
محمود رامیار، تاریخ
(١١) قرآن ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) محمدبن بهادر زرکشی ، البرهان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٣) زمخشری ؛
(١٤) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، ( قاهره ١٩٦٧ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) محمدبن عبدالکریم شهرستانی ، کتاب الملل و النحل ، چاپ محمدبن فتح اللّه بدران ، قاهره ?( ١٣٧٥/١٩٥٦ ) ، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش ؛
(١٦) طباطبائی ؛
(١٧) طبرسی ؛
(١٨) طوسی ؛
(١٩) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح الغیب ، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٢٠) محمد جمال الدین قاسمی ، تفسیر القاسمی ، المسمی محاسن التأویل ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٢١) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ٨ ، جزء ١٦، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٢) مجلسی ؛
(٢٣) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهر القاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٤) مقدمتان فی علوم القرآن ، چاپ آرتور جفری و عبداللّه اسماعیل صاوی ، قاهره : مکتبة الخانجی ، ١٣٩٢/ ١٩٧٢.
/ منی ' علی نژاد /