دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٩٩
جابیه ، شهری قدیمی و با اهمیت در قرون اولیة اسلامی ، در جنوب سوریة کنونی و امروزه نام قریه ای در همان موضع . این شهر در حدود هشتاد کیلومتری جنوب دمشق ، تقریباً در قسمت میانیِ محافظة (استان ) دَرعای کنونی ، نزدیک آبادی نَوا قرار داشت . دامنه های جنوبی شهر منتهی به نهر یَرْموک بود و به همین سبب آب و هوای مناسبی داشت .
برخی جابیه (جمع آن الجوابی ) را به معنای آبگیر یا استخر کوچک دانسته اند ( رجوع کنید به ابن هشام ، قسم ٢، جزء ٣، ص ١٤٩، پانویس ٩؛ یاقوت حموی ، ذیل مادّه ). در دیوان حسان بن ثابت (ج ١، ص ٤٠، ٧٤، ١٠٩) اشعاری در بارة قریة جابیه آمده است . از این شهر با نام جابیة الجولان نیز یاد شده است ( رجوع کنید به بکری ، ج ٢، ص ٤٧٧؛ یاقوت حموی ، همانجا). دروازة جنوبی شهر دمشق باب الجابیه نام داشته که احتمالاً از قبل از اسلام باقی مانده بوده است ( رجوع کنید بهبلاذری ، ص ١٦٥ـ١٦٦؛ ابن اعثم کوفی ، ج ٨، ص ٣٣٤). امروزه مردم بومی از چشمة پر آب و مراتع پیرامون جابیه استفاده می کنند ( رجوع کنید بهد. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
جابیه پیش از اسلام ، از شهرهای معتبر و با شکوه شام و پایتخت امرای غَسّانی (مقر فیلارک / فولارخوس بزرگ ؛ لقبی که رومیها به امرای غسّانی داده بودند) بود و به همین سبب به آن جابیة الملوک نیز می گفتند ( رجوع کنید به بکری ، ج ٢، ص ٣٥٥)، چنانکه حارث بن جَبَلَه (متوفی ٥٦٩ یا ٥٧٠ میلادی )، ٢١ سال و پنج ماه در این شهر حکومت کرد (حمزه اصفهانی ، ص ١٠٣). به
گفتة مسعودی ( مروج ، ج ١، ص ٥٣) اقامتگاه ایوب پیامبر نیز نزدیک جابیه ، در ناحیة حوران (در شمال جابیه )، بوده است .
واقدی (متوفی ٢٠٧) در فتوح الشام (ج ١، ص ١٦٥، ٢٢٩) در ذکر نبرد یرموک و فتح بیت المقدس از این شهر یاد کرده است ( رجوع کنید بهادامة مقاله ). جابیه در سال سیزدهم ، در زمان خلافت ابوبکر، فتح شد. در این زمان ، ابوعبیدة جَرّاح ، از فرماندهان سپاه مسلمانان ، با هفت هزار سپاهی ، شهرهای یَرْموک ، سَرغ ، جابیه و الرَّماده را ــ که به هم نزدیک و مرتبط بودند ــ فتح کرد (طبری ، ج ٣، ص ٤٠٦؛ بکری ، ج ٣، ص ٧٣٥؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ٤٠٦). به نوشتة اَزْدی (ص ٨٤) پس از این فتح ، ابوعبیده از جابیه به باب الجابیه رفت ، اما قبل از آن ، لشکریانش در اردوگاه نظامیِ خودساختة نزدیک شهر مستقر شده بودند (حِتّی ، ج ٢، ص ١٦).
جابیه پس از فتح مسلمانان ، نقطة ورودی شامات از سمت حجاز به شمار می رفت ، به طوری که نظامیان برای فتح شهرهای شمالی و ساحلی شام ، از جابیه می گذشتند. مثلاً، عمربن خطاب ، پس از فتح جابیه ، بارها از آنجا به شهرهای شمالی شام رفت ( رجوع کنید به طبری ، ج ٣، ص ٥٧٩؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ٥٠٠ ـ٥٠١؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). غنایم نبرد یرموک (در رجب سال پانزدهم ) نیز در جابیه تقسیم شد (ابن سعد، ج ٣، قسم ١، ص ٢٠٣).
در سال هفدهم ، فرماندهان نظامی (از جمله یزیدبن ابوسفیان و خالدبن ولید) و امرای قبایل در جابیه جمع شدند، عمربن خطاب به آنجا رفت و خطبة معروف به خطبة الجابیه را خواند و عهدنامة صلح بیت المقدّس را امضا کرد (بلاذری ، ص ١٨٩؛ ابن سعد، ج ٢، قسم ٢، ص ١٠٨، ١١٥؛ قس یعقوبی ، ج ٢، ص ١٤٧؛ نویری ، ج ١٩، ص ١٧١). به نوشتة طبری (ج ٣، ص ٦٠٧ـ٦٠٩) سبب رفتن عمر به جابیه ، در خواست مردم بیت المقدّس برای امضای عهدنامة صلح به دست شخص خلیفه بود. در این سفر عده ای از صحابه ، از جمله عثمان بن عفان و بلال حبشی ، همراه عمر بودند (ذهبی ، حوادث ١١ـ٤٠ ه ، ص ٤٦٧؛ ابن کثیر، ج ٧، ص ١٠٢). روز تجمع لشکریان و امرا و ایراد خطبة عمر به یوم الجابیه معروف شد ( رجوع کنید به ابن عساکر، ج ٢، ص ١٦٩؛ حتی ، ج ٢، ص ١٩).
در سال هجدهم ، طاعونی در عَمواس (دهکده ای که اکنون در ٣٢ کیلومتری شمال غربی بیت المقدّس قرار دارد) شایع شد که بر اثر آن بسیاری از مردم جابیه ، از جمله ابوعبیده ، کشته شدند (طبری ، ج ٤، ص ٦٠ـ٦٢؛ ابن اثیر، ج ٢، ص ٥٥٨ ـ٥٥٩).
واقعة دیگری که نام جابیه را در تاریخ ثبت کرده است ، در سال ٦٤ روی داد. در این سال ، با مرگ معاویة بن یزیدبن معاویه و آشفتگی اوضاع دمشق ، ضحاک بن قیس ، امیر دمشق ، به جابیه ــ که ظاهراً از شهرهای اصلی و ادارة مرکزی جُند (استان ) دمشق بود ــ رفت و از قبایل برای بیعت با عبداللّه بن زبیر دعوت رسمی کرد. حسّان بن مالک بن بَحْدَل کلبی (از سران بنی حارث ) ــ که در طبریه و اردن به سر می برد و در پی بیعت با خالدبن یزید بود ــ با او مخالفت کرد. در این زمان ، همة بزرگان قبایل و امرا در جابیه جمع شدند و پس از مشاوره با مردم ، در دارالاماره (مقر حکومت ) با مروان بن حکم بیعت کردند. آنگاه نبرد سختی میان مروان و ضحاک در مَرْجِ راهِط روی داد و ضحاک گرچه پیشنهاد صلح مروان را پذیرفته بود، کشته شد (یعقوبی ، ج ٢، ص ٢٥٥ـ٢٥٦؛ مسعودی ، تنبیه ، ص ٣٠٧ـ٣١١؛ ابوالفرج اصفهانی ، ج ١٩، ص ١٩٥ـ١٩٦). حتّی (ج ٢، ص ٢١ـ٢٢) می گوید در زمان اجتماعِ جابیه که به بیعت با مروان انجامید، شام چهار جُند (دمشق ، حِمْص ، اردن و فلسطین ) داشت و با اینکه در زمان یزیدبن معاویه (حک : ٦٠ـ٦٤) و عبدالملک بن مروان (حک : ٦٥ـ٨٦) جُندهای دیگری تشکیل شد، جابیه همچنان مدتها مستقل و غیر وابسته به هیچ یک از جندها باقی ماند.
در دورة بنی امیه (٤١ـ١٣٢) جابیه مدتها مرکز جُند دمشق بود و اهمیت فراوان داشت ، به طوری که تعیین دو فرزند عبدالملک بن مروان برای خلافت در این شهر انجام شد، اما در زمان سلیمان بن عبدالملک و سپس در دورة عباسیان (١٣٢ـ ٦٥٦)، که در از بین بردن آثار امویان همت داشتند، این شهر از رونق افتاد. نوشته های جغرافیانویسان مسلمان سدة سوم به بعد مؤید همین نکته است . بنا بر این نوشته ها، جابیه در سدة سوم از کوره های دمشق بود ( رجوع کنید به ابن خرداذبه ، ص ٧٧؛ ابن فقیه ، ص ١٠٥)، اما در سده های پنجم و ششم از آن با تعبیر موضعی در شام یاد شده است ( رجوع کنید به بکری ، ج ٢، ص ٣٥٥؛ ادریسی ، ج ١، ص ٣٦٨). در سدة هفتم نیز یاقوت حموی (همانجا) از قریة جابیه نزدیک تپه ای به همین نام (تَل الجابیه ) نام برده است .
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) ابن اعثم کوفی ، کتاب الفتوح ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٣) ابن خرداذبه ؛
(٤) ابن سعد (لیدن )؛
(٥) ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠٠؛
(٦) ابن فقیه ؛
(٧) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٨) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت : دارابن کثیر، ( بی تا. ) ؛
(٩) ابوالفرج اصفهانی ؛
(١٠) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره : مکتبة الثقافة الدینیه ، ( بی تا. ) ؛
(١١) محمدبن عبداللّه ازدی ، تاریخ فتوح الشام ، چاپ عبدالمنعم عبداللّه عامر، قاهره ١٩٧٠؛
(١٢) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع ، چاپ مصطفی سقا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٣) بلاذری (بیروت )؛
فیلیپ خوری حتّی ، تاریخ سوریة و لبنان و فلسطین ،
(١٤) ج ٢، ترجمة کمال یازجی ، بیروت ١٩٥٩؛
حسان بن ثابت ، دیوان ،
(١٥) چاپ ولید عرفات ، لندن ١٩٧١؛
حمزه بن حسن حمزه اصفهانی ،
تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلاة والسلام ،
(١٦) بیروت : دارمکتبة الحیاة ، ( بی تا. ) ؛
(١٧) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمرعبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ١١ـ٤٠ ه ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٨) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(١٩) مسعودی ، تنبیه ؛
(٢٠) همو، مروج (بیروت )؛
(٢١) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، قاهره ( ١٩٢٣ ) ـ١٩٩٠؛
محمدبن
(٢٢) عمر واقدی ، فتوح الشام ، بیروت : دارالجیل ، ( بی تا. ) ؛
(٢٣) یاقوت حموی ؛
(٢٤) یعقوبی ، تاریخ ؛
(٢٥) EI ٢ , s.v. " A l-Dja ¦biya" (by H. Lammens-[J. Sourdel- Thomine].
/ وحید ریاحی /