دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٧٦
ثمودی ، اصطلاح بی مسمّای امروزی برای همة انواع خطوط کتیبه های باستانی شمال عربستان ، که بر خلاف تیمائی ، دیدانی و لحیانی ( رجوع کنید به «لحیان * » )، حسائی / احسائی ، حسمایی یا صفایی ، هنوز به دقت طبقه بندی نشده اند. بنابراین ، ثمودی مقوله ای نامشخص است و به خط یا
گویش خاصی اشاره نمی کند. این نام کاملاً قراردادی است و هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد کتیبه های موجود با قبیلة ثمود * ربط دارند.
پیش از اسلام ، در میان ساکنان عربستان ، به خصوص بادیه نشینانی که نوشته ها و نقاشیهای آنان زینت بخش تخته سنگهای بیابان بود، نوشتن امری رایج بود. احتمالاً از اوایل قرن هشتم پیش از میلاد تا دست کم نیمة قرن سوم میلادی ، تعداد معتنابهی از نظامهای الفبایی شمال عربستان در سراسر شبه جزیره به کار می رفت ، اگرچه امروزه به ندرت کتیبه ای از این دست در سواحل خلیج فارس یافت می شود. متون گوناگونی به خط ثمودی در گستره ای کشف شده که سرحد شمالی آن حوران سوریه و منتهی الیه جنوبی آن رملة السبعتین / رمله سبتین در یمن مرکزی است و نیز از مغرب عراق تا مصر علیا امتداد دارد.
در ١٢٤٧/١٨٣١، ولستد (ج ٢، ص ١٨٩) و کارلس (ص ٢٧٣ـ ٢٧٥، لوح ٢٢) از برخی کتیبه های ثمودی ، که بر صخره ای در نزدیکی وجه قرار داشت ، نسخه برداری کردند. در ١٢٦٤/ ١٨٤٨، والین از کتیبه های بیشتری در وادی العُوَیْنِد ، در شمال تبوک ، نسخه برداری و آنها را آوانویسی کرد ( رجوع کنید بهص ٣١١ـ٣١٣). در ١٢٧٤/١٨٥٨ نیز وتسشتاین از تعدادی از کتیبه های ثمودی (برای نمونه رجوع کنید به > مجموعة کتیبه های سامی < ، ج ٥، ص ٣٥٥٨ـ٣٥٥٩، ٣٥٧٥) و صفایی در جنوب سوریه نسخه برداری کرد. این آثار تا ١٣٠٨ ش /١٩٢٩ منتشر نشدند تا اینکه دواتی ، هوبر و اویتینگ تعداد زیادی از متون یافت شده در شمال عربستان را از ١٢٨٧ تا ١٣٠٨/ دهه های ١٨٧٠ و ١٨٨٠ ثبت و ضبط کردند و کار آنان ، رمزگشایی این آثار را تا حدی ممکن ساخت ( رجوع کنید بههالوی ، ص ٣١٦ـ ٣٥٥؛ لیتمان ، ١٩٠٤). چند سال بعد، ژوسن و سووینیاک (١٩٠٩ـ١٩١٤، ج ١ و ٢) از حدود ٧٦٠ کتیبه ــ که مجدداً از شمال غربی عربستان به دست آمده بود ــ رونوشتهای معتبرتری منتشر کردند. در ١٣١٥ ش و ١٣٢٩ـ١٣٣٠ ش / ١٩٣٦ و ١٩٥٠ـ١٩٥١، فیلبی متن دو هزار کتیبة ثمودی را در عربستان شمالی و جنوبی رونویسی کرد، اما عکسی از آنها تهیه نکرد. نسخه برداریهای فیلبی چنان بی دقت تهیه شده که چندان قابل استناد و اعتماد نیست .
در ١٣٣٠ ش /١٩٥١، دو نفر هر دو به نام ریکمانس ، که از اعضای هیئت اعزامی فیلبی ـ ریکمانس ـ لیپنس بودند، برای انجام دادن طرحی تحقیقاتی ، به مرکز و جنوب غربی عربستان سعودی سفر کردند، از نه هزار دیوارنوشته نسخه برداری کردند که تحت عناوین عربی جنوبی ، دیدانی ، حسائی یا صفایی جای نمی گرفتند، بنابراین آنها را ثمودی نامیدند. به این ترتیب ، دامنة انواع خطها و زبانهای منسوب به ثمودی گسترش بسیار یافت . در ١٣٣١ ش /١٩٥٢، هاردینگ متن بیش از پانصد کتیبة کشف شده در جنوب اردن را منتشر کرد. از ١٣٥٩ تا ١٣٦٨ ش /
دهة ١٩٨٠، نیز بیش از هزاران کتیبة متعلق به همان منطقه
به ثبت رسید.
دو نگرش متفاوت در مورد ثمودی وجود دارد. نگرش نخست ، که گریمه (١٩٢٦) و وان دن براندن (مثلاً رجوع کنید به ١٩٥٧،
ص ٥ ـ٢٧) از جمله حامیان آن هستند، این واقعیت را نادیده گرفته که این رده بندی ابداع جدیدی است و فرض را بر این گذاشته که تنها یک خط ثمودی وجود دارد و تفاوتهای موجود در شکل حروف و نشانه ها در نتیجة تغییرات زمانی و مکانی بوده است . البته ، دلایل آنان بر پایة مقایسة اَشکال حروفِ نسخه های دست نوشتة متونی بی تاریخ بود که در دقت و صحت نسخه برداری آنها نیز تردید وجود داشت ؛ در نتیجه ، این دلایل قانع کننده نبودند. در ١٣٢٩ ش /١٩٥٠، وان دن براندن مجموعة دو هزار کتیبة ثمودی را که تا آن زمان شناخته شده بود، در قالب کتابی با عنوان > کتیبه های ثمودی < منتشر کرد. وی همچنین در ١٣٣٥ ش /١٩٥٦، دو هزار کتیبة دیگر را که فیلبی رونویسی کرده بود، با عنوان > متون کتیبه های ثمودی کشف کردة فیلبی < منتشر نمود. به طور کلی ، به سبب پیچیدگی و دشواری متون ، کیفیت ضعیف بیشتر نسخه های دست نویس شده و نقصهای جدّی در شیوة ویرایش ، به قرائتها یا تفسیرهای آنها نمی توان اعتماد داشت .
نگرش دوم را وینت در ١٣١٦ ش / ١٩٣٧ عرضه کرد. او قائل به نظام طبقه بندی بود. به نظر او، پیش از تفسیر متون باید آنها را، بر اساس نوع خط به کار رفته ، در گروههای گوناگون دسته بندی کرد و سپس ارزش نشانه های مربوط به هر گروه را تعیین نمود. تحلیل قاعده مند وینت پنج گروه را با عنوانهای
D, C, B, A و E مشخص کرد و ارزش بیشتر حروف را در هر یک از گروهها تعیین نمود. گرچه مسائل بسیاری بی پاسخ
ماند، مطالعات وینت پایه ای برای فعالیتهای بعدی در بارة
این موضوع شد.
در ١٣٤٩ ش /١٩٧٠، وینت در تقسیم بندی خود تجدیدنظر کرد و برای نامگذاری گروهها از نام برخی مناطق جغرافیایی استفاده کرد که این نظامهای خطی را در آنها به کار می گرفتند، یعنی نجدی (به جای ثمودی B )، حجازی (به جای ثمودی C و D ) و تبوکی (به جای ثمودی E ؛ وینت و رید ، ١٩٧٠، ص ٦٩ـ٧٠). این نامها گمراه کننده بودند، زیرا کاربرد هیچ یک از آنها به ناحیه ای که به نام آن خوانده می شد، محدود نمی گردید؛ از این رو، مجدداً از عناوین الفبایی سابق استفاده شد. متعاقباً معلوم شد که ثمودی A و E خطوطی جداگانه اند و بنابراین ، از مقولة ثمودی خارج شدند. انواع باقیمانده و نُه هزار متن به دست آمده از جنوب غربی عربستان ، به تجزیه و تحلیل دقیق تری نیاز دارند.
تیمائی (ثمودی A سابق ) احتمالاً یکی از نخستین دستگاههای الفبایی رایج در عربستان شمالی در عهد باستان است ، که نمونه ای از آن در متن کتیبة هیروگلیف لوویایی (متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد و مکشوف در کارکمیش ) مشاهده می شود ( رجوع کنید بهمکدانلد، ١٩٩٨ و ارجاعات آن ).
کینگ نشان داده است که حسمایی (تبوکی یا ثمودی E سابق ) خطی جداگانه متعلق به عربستان شمالی در عهد باستان است و باید از زیر مجموعة ثمودی خارج شود. بیش از سه هزار کتیبه از این دست ، در جنوب اردن در حسما (بیابانی شنی که از وادی رام تا شمال غربی عربستان سعودی امتداد دارد) یافت شده است (هاردینگ ، ١٩٥٢). بنابراین ، چون تاکنون فقط چند صد کتیبه به این خط در ناحیة تبوک یافت شده ، عنوان حسمایی مناسب تر از ثمودی تبوکی است که وینت پیشنهاد کرده است . کنویف نیز عنوان صفایی جنوبی را پیشنهاد کرده است ، اما آنها با صفایی کاملاً تفاوت دارند و این نامگذاری گمراه کننده است و باید از کاربرد آن پرهیز کرد.
منابع :
(١) A. van den Branden, Les inscriptions thamoudإennes , Louvain ١٩٥٠;
(٢) idem, Les textes thamoudإens de Philby , Louvain ١٩٥٦;
(٣) idem, "L , unitإ de l , aphabet thamoudإen", Studia Islamica , VI (١٩٥٧);
(٤) T.G. Carless, in Journal of the Bombay Branch of the Royal Asiatic Society , II (١٨٤٥);
(٥) H. Grimme, Die Lخsung des Sinaischriftproblems , Mدnster ١٩٢٦;
(٦) J. Halإvy, in Revue sإmitique , IX (١٩٠١);
(٧) G. L. Harding, Some Thamudic inscriprtions from the Hashemite K ¦ngdom of Jordan , Leiden ١٩٥٢;
(٨) idem, "The Thamudic and Lih ¤yanite texts", in Bull. of the Instiute of Archaeology of the University of London , X (١٩٧١), ٣٦-٥٢, ٦٠-٦١;
A.
(٩) Jaussen and M.-R. Savignac, Mission archإologique en Arabie , I-II , Paris ١٩٠٩-١٩١٤;
(١٠) G.M.H. King, "Early North Arabian Thamudic E", Ph.D. thesis, London University ١٩٩٠;
(١١) idem, "Some inscripions from Wadi Matakh", in Arabian studies in honour of Mahmoud Ghul , ed. M. Ibrahim, Wiesbaden ١٩٨٩, ٣٧-٥٥;
(١٢) idem, "Wadi Judayid epigraphic survey. A preliminary report", in Annual of the Department of Antiquities of Jordan , XXXII (١٩٨٨), ٣٠٧-٣١٧, ٤٠٢-٤٠٤;
(١٣) E. Littmann, Thamu ¦d und S ¤afa ¦. Studien zur altnordarabischen Inschriften kunde , Leipzig ١٩٤٠;
(١٤) idem, Zur Entzifferung der thamudenischen Inschriften , Berlin ١٩٠٤;
(١٥) M.C.A. Macdonald, "Hunting, fighting and raiding. The horse in pre-Islamic Arabia", in Furusiya , eds. D. and D. Alexander, Riya ¦d ¤١٩٩٦;
(١٦) idem, "Reflections on the linguistic map of pre-Islamic Arabia", in Civilisations de l , Arabie prإislamique , ed. C. Robin, Aix-en-Provence ١٩٩٨;
(١٧) J. Ryckmans, "Aspects nouveaux du problةme thamoudإen", Studia Islamica , V (١٩٥٦), ٥-١٧;
(١٨) G.A. Wallin, in J.R.Geog. S ., XX (١٨٥٠);
(١٩) J. R. Wellsted, Travels in Arabia , London ١٨٣٨;
(٢٠) F.V. Winnett, "A reconsideration of some of the inscriptions from the Tayma ¦ Ýarea", PSAS , X (١٩٨٠), ١٣٣-١٤٠;
(٢١) idem, A study of the Lihyanite and Thamudic inscriptions, Toronto ١٩٣٧;
(٢٢) F.V. Winnett and W. L. Reed, Ancient records from North Arabia , Toronto ١٩٧٠;
idem, "An archaeological- epigraphical survey of the H ¤a ¦ Ýil area of Northern Sa ـ udi Arabia", Berytus , XXII (١٩٧٣), ٥٣-١١٣.
/ م . ک . ا. مکدانلد و گ . م . ه . کینگ ، تلخیص از ( د. اسلام ) /
تصاویر این مدخل:
نمونه خط ثمودی منبع: جوادعلی ، المفصل فی التاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ ،ج١ ص٣٢٧
نمونه خط ثمودی برکوه کوکب در وادی نجران سیاه سفید منبع:علی سکیف ، الحلقه المفقوده فی سلسله الحضارات القدیمه للجزیره العربیه ، دمشق ٢٠٠٢ لوحه١٦