دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٥٤
ثقفی ، خلیل ، مشهور به اعلم الدوله ، پزشک ، نویسنده و مترجم معاصر و یکی از نخستین دانش آموختگان رشتة پزشکی جدید در ایران . وی در شعبان ١٢٧٩ در تهران به دنیا آمد (ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، مقدمة ثقفی اعزاز، ص ٣؛ سرمدی ، ج ٢، بخش ١، ص ١٧٢؛ روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٥٨). او یکی از نُه فرزند حاج میرزا عبدالباقی اعتضادالاطباء، از پزشکان سنّتی دورة
قاجار بود (برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به افشار، ص ٨٩٢). ثقفی (١٣١٤ ش ، ص ٢) نسب خاندان خود را با ٢٧ واسطه به مختار * ثقفی (متوفی ٦٧) رسانده است ، اما در صحت این انتساب تردید وجود دارد ( رجوع کنید به قزوینی ، ١٣٦٣ ش ، ج ٨، ص ٢٣٠). وی پزشکیِ سنّتی را از پدرش ، علوم ریاضی و طبیعی را از محمدعلی مهندس شیرازی و حکمت را از آقا محمدرضا قمشه ای (حکیم و فیلسوف مقیم تهران ، متوفی ١٣٠٦) آموخت (ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همانجا؛ نجم آبادی ، ١٣٥٤ ش ، ص ٢٣١). به سال ١٢٩٣، در رشتة طب در دارالفنون مشغول به تحصیل شد (همانجاها) و به سبب کوشش مستمر در دورة تحصیل ، در ١٢٩٧ نشان طلا گرفت ( مریخ ، ص ٣ـ٤؛ روستایی ، ١٣٨٠ ش ، همانجا) و به خلیفگی (دستیاری ) استادان دارالفنون بر گزیده شد. در ١٣٠٤، به عنوان پزشک در وزارت امور خارجه استخدام گردید و در ١٣٠٥، از دارالفنون فارغ التحصیل شد (روستایی ، ١٣٨٠ ش ، همانجا). احتمالاً وی نخستین دانش آموختة ایرانی رشتة پزشکی در داخل کشور بود که «دکتر» خوانده شد. پیش از او، تنها تحصیلکردگانِ خارج از کشور این عنوان را اخذ می کردند (محبوبی اردکانی ، ج ١، ص ٢٨٩؛ روستایی ، ١٣٨٠ ش ، همانجا).
ثقفی در ١٣١٢ به توصیة طولوزان * (تولوزان )، پزشک مخصوص ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٤ـ١٣١٣)، برای ادامة تحصیل در رشتة پزشکی عازم پاریس شد (ناطق ، ص ٢٧٧) و طولوزان شخصاً اجازة عزیمت او را از شاه گرفت (محبوبی اردکانی ، همانجا). به نوشتة ناطق (همانجا)، رقابت دو تن از پزشکان فرنگی دربار ناصری ، شنیدر/ اشنایدر و طولوزان با یکدیگر و اقدامات شنیدر مشکلاتی برای ثقفی ایجاد کرد. ثقفی ابتدا قصد داشت در رشتة دندانپزشکی به تحصیل بپردازد اما به سبب نداشتن مدرک لازم برابر نظام آموزشی فرانسه ، با وساطت سفارت ایران در پاریس ، در رشتة پزشکی مشغول به تحصیل شد (ناطق ، همانجا، به نقل از اسناد وزارت خارجه فرانسه ). وی از ١٣١٢ تا ١٣١٦ در پاریس و مدتی نیز در وین درس خواند (ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همان مقدمه ، ص ٤؛ نجم آبادی ، ١٣٥٤ ش ، ص ٢٣٢؛ روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٥٨ ـ٥٩). در ١٣١٥، از دولت فرانسه نشان علمی گرفت (ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همانجا) و در ١٣١٦ به ایران بازگشت .
با اینکه منابع بسیاری (از جمله علوی ، ص ٢٦؛
ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همانجا؛
بامداد، ج ١، ص ٤٨٧) از بازگشت او به ایران در ١٣١٦ خبر می دهند، معلوم نیست به چه دلیل مستوفی (ج ١، ص ٥٢٧) از حضور او در ایران در ١٣١٣ یاد
کرده است . ثقفی پس از ورود به ایران به دربار راه یافت و در ١٣١٦ به همراه هیئتی برای معالجة شاهزاده ملک منصورمیرزا شعاع السلطنه ، فرزند مظفرالدین شاه قاجار، به آلمان اعزام شد ( رجوع کنید بهثقفی اعزاز، ١٣٢٧ش ، ص ٢٤ـ٢٥، که برای این سفر اغراض سیاسی نیز قائل شده است ). او پس از بازگشت از این سفر، به عنوان پزشک مخصوص مظفرالدین شاه (حک : ١٣١٣ـ ١٣٢٤) بر گزیده شد و در ١٣٢٠، شاه لقب اعلم الدوله را به وی اعطا کرد (بامداد، همانجا؛
قس هاشمیان ، ج ١، ص ٣٢٥ که این تاریخ را ١٣٢٢ دانسته است ).
حضور ثقفی در دربار مظفرالدین شاه مقارن شدت گرفتن مخالفت مردم با خودکامگی حکومت قاجار و پیدایی انقلاب مشروطه بود. بسیاری از نویسندگان (از جمله ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همان مقدمه ، ص ٤ـ ٥؛
روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٦٠ـ ٦٨) در جریان صدور فرمان مشروطه ، سهم مهمی برای ثقفی قائل شده اند. اگرچه او، با توجه به آشناییش با وضع مزاجی مظفرالدین شاه ، احتمالاً در امضای فرمان مشروطیت مؤثر بوده است ، اما نوشتة معاصران در بارة نقش وی خالی از اغراق نیست . پس از فوت مظفرالدین شاه (ذیقعدة ١٣٢٤)، ثقفی پزشک مخصوص پسر او، شعاع السلطنه ، شد (بامداد، همانجا؛
مُرسلوند، ج ١، ص ٢١٦). در ١٣٢٥، محمدعلی شاه قاجار (حک : ١٣٢٤ـ ١٣٢٧) برای بی اعتبارکردن امضای فرمان مشروطیت ، دستور داد تا شعاع السلطنه گواهینامة اختلال مشاعر مظفرالدین شاه را در هنگام امضای فرمان مشروطیت تهیه کند و به تأیید پزشکان دربار برساند، اما ثقفی از امضای این گواهینامه امتناع کرد؛
ازینرو، به دستور شاه املاکش توقیف شد. ثقفی نیز به کمک میرزاحسن خان مشیرالدوله (متوفی ١٣١٤ش )، صدراعظم وقت ، به فرانسه گریخت (مرسلوند، ج ١، ص ٢١٦، با ذکر تاریخی نادرست از این رویداد؛
سفری ، ص ٢٤٥ به نقل از حسین ثقفی اعزاز؛
روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٦٩؛
برای آگاهی از متن نامه های محمدعلی شاه برای امضای این گواهینامه رجوع کنید بهثقفی اعزاز، ١٣٤٦ش ، ص ٤٩٩ـ ٥٠٠؛
٢٨ هزار روز تاریخ ایران و جهان ، ص ٢٧٧ـ ٢٧٨). پس از آنکه مشروطه خواهان تهران را فتح کردند (جمادی الا´خرة ١٣٢٧)، ثقفی به ایران بازگشت (مرسلوند، ج ١، ص ٢١٧) و سومین رئیس بلدیة تهران (نخستین رئیس بلدیه پس از پیروزی انقلاب مشروطه ) شد. وی سه سال در این سمت ماند تا اینکه در ١٣٣١، به علت بروز بلوایی در بلدیه ، استعفا کرد ( رجوع کنید به موسوی عبادی ، ص ٥٨ ـ٦٠؛
روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٧٠). سپس به اروپا سفر کرد و ژنرال کنسول (سرکنسول ) ایران در سویس شد و در همین زمان ، سرپرستی عده ای از دانشجویان ایرانی مقیم سویس را نیز به عهده گرفت (روستایی ، ١٣٨٠ش ، ص ٧٠ـ٧١، به نقل از یحیی دولت آبادی ).
ثقفی در ١٣٣٣ به ایران بازگشت (روستایی ، ١٣٨٠ ش ، ص ٧١ با ذکر تاریخ نادرستی از این رویداد) و از این زمان عمدتاً به کار پزشکی پرداخت و در مراحل گوناگون به ریاست کل معارف و تعلیمات عمومیِ وزارت معارف و ریاست مجلس حفظ الصحه دولتی بر گزیده شد (ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همان مقدمه ، ص ٥؛
روستایی ، ١٣٨٠ ش ، همانجا). در این سالها او را یکی از پزشکان درجة اول تهران می دانستند (به عنوان نمونه در این مورد رجوع کنید به سالنامة پارس ، ص ١٦٣). احتمالاً ثقفی در این سالها کمابیش به کارهای سیاسی نیز می پرداخته است . تنها اطلاع ما از اینگونه فعالیتهای او پیوستنش به فرقة دموکرات ایران است ( رجوع کنید بهآینده ، سال ١٧، ش ٥ ـ ٨، ص ٥٦٦، تصویر برگة عضویت ثقفی در این فرقه ). وی تا پایان عمر، علاوه بر طبابت ، به تألیف و ترجمة کتاب نیز می پرداخت ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
ثقفی در فروردین ١٣٢٣/ ربیع الا´خر ١٣٦٣ درگذشت ( اطلاعات ، ص ٢؛
ثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همان مقدمه ، ص ٦؛
برای گزارش کوتاهی از زندگی و سوانح حیات ثقفی رجوع کنید به سرمد، ص ٢٤٧ـ٢٤٩، با ذکر تاریخ نادرست فوت او؛
برای گزارش تفصیلی زندگی او رجوع کنید به روستایی ، ١٣٨٢ ش ، ج ٢، ص ٦٦ـ٩٩).
وی چند اثر عموماً ادبی را از فارسی به فرانسه ترجمه کرد و در انتشار این ترجمه ها در اروپا نیز سهم شایان توجهی داشت (برای آگاهی از نمونه ای از این ترجمه ها رجوع کنید به قزوینی ، ١٣٢٥ ش ، ص ٤٨؛
هاشمیان ، ج ١، ص ٣٢٨ و پانویس ). علاوه بر آن ، آثار متعددی را نیز از فرانسه به فارسی ترجمه کرد. اگرچه بیشتر این ترجمه ها در زمینة پزشکی اند (برای آگاهی از این ترجمه ها رجوع کنید بهنجم آبادی ، ١٣٤٢ ش ، ج ١، ستون ٢٢٥، ٢٧٥، ٤٠٣، ٥٨٧؛
صدری افشار، ص ٢٥٦؛
انوار، ج ٢، ص ٥٥٥ ـ٥٥٦، ج ٣، ص ٩ـ ١٠)، موضوعات دیگری چون ستاره شناسی ( رجوع کنید به مشار، ج ٣، ستون ٢٧ـ ٢٨؛
منزوی ، ج ٤، ص ٢٨٥٦)، فیزیک ( رجوع کنید بهافشار و دانش پژوه ، ج ٣، بخش ١، ص ٥٦٠)، فلسفه ( رجوع کنید به انوار، ج ٣، ص ٣٦ـ٣٧) و کشاورزی ( رجوع کنید به منزوی ، ج ٥، ص ٣٨٥٧) نیز در میان آنها وجود دارد.
تألیفات ثقفی نیز در زمینه های گوناگون است ، از جمله در
موضوع فرهنگ لغت ( رجوع کنید به مشار، ج ٣، ستون ٢٦ـ٢٧؛
نجم آبادی ، ١٣٤٢ ش ، ج ١، ستون ٦٨٠)، اخلاق و علوم تربیتی ( رجوع کنید به مشار، ج ٣، ستون ٢٦؛
نجم آبادی ، ١٣٤٢ ش ، ج ١، ستون ٢٣٠) و ریاضیات ( رجوع کنید بهمشار، همانجا). ثقفی در طول دوره ای که برادرش ، عبدالحمید ثقفی متین السلطنه ، روزنامة عصر جدید را در تهران منتشر می کرد (١٣٣٢ـ١٣٣٥)، مقالات بسیاری در موضوعات گوناگون در آن به چاپ رساند. این مقالات بعداً به کوشش خود وی در یک مجموعه به چاپ رسیدند ( رجوع کنید بههمان ، ج ٣، ستون ٢٦). از مجموعه آثار ثقفی فهرستهای متعددی وجود دارد (از جمله رجوع کنید بهثقفی ، ١٣٤٣ ش ، همان مقدمه ، ص ٦ـ٧؛
مشار، ج ٣، ستون ٢٦ـ ٢٨؛
هاشمیان ، ص ٣٢٧ـ ٣٢٨) که هیچ کدام کامل نیستند و بسته به مورد، آثاری از ثقفی در آنها ذکر نشده است (برای اطلاع از این آثار رجوع کنید به آتابای ، ص ٥٤٥ ـ ٥٤٦؛
افشار و دانش پژوه ، همانجا؛
انوار، ج ٢، ص ٤٠٤).
تألیف کتابهایی در موضوع تسخیر ارواح ، از جمله کتاب هفتادویک مقالة معرفة الروح (نجم آبادی ، ١٣٤٢ ش ، ج ١، ستون ٨٠٦؛
مشار، ج ٣، ستون ٢٧ـ ٢٨) و کلیدشناسایی در عالم غیرمرئی (مشار، ج ٣، ستون ٢٧؛
نجم آبادی ، ١٣٤٢ ش ، ج ١، ستون ٦٤٦) و نیز تأسیس انجمنی با عنوان «انجمن معرفة الروح تجربتی » (برای آگاهی بیشتر در این زمینه رجوع کنید به قزوینی ، ١٣٢٥ ش ، ص ٤٦ـ٤٧؛
بامداد، ج ١، ص ٤٨٨) او را در زمرة نخستین کوشندگانِ شناساندن این موضوع در ایران قرار داده است . ثقفی خود را روان شناس نیز معرفی کرده است ( رجوع کنید به آینده ، همانجا). تعدادی از ترجمه های ثقفی از کتابهای علمی ، در دارالفنون کتاب درسی بوده است (برای معرفی نمونه ای از این آثار رجوع کنید به سلطانیفر، ص ١٥٤ـ١٥٥).
منابع :
(١) بدری آتابای ، فهرست تاریخ ، سفرنامه ، سیاحت نامه ، روزنامه و جغرافیای خطی کتابخانة سلطنتی ، ( تهران ) ١٣٥٦ ش ؛
(٢) آینده ، سال ١٧، ش ٥ ـ ٨ (مرداد ـ آبان ١٣٧٠)؛
(٣) اطلاعات ، سال ١٨، ش ٥٤٢٦، ٨ فروردین ١٣٢٣؛
(٤) ایرج افشار، «چهرة زن ایرانی »، آینده ، سال ٥، ش ١٠ـ١٢ (زمستان ١٣٥٨)؛
(٥) ایرج افشار و محمدتقی دانش پژوه ، فهرست کتابهای خطی کتابخانة ملی ملک ، ج ٣، بخش ١، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٦) عبداللّه انوار، فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی ، تهران ١٣٤٣ـ ١٣٥٨ ش ؛
(٧) مهدی بامداد، شرح حال رجال ایران در قرن ١٢ و ١٣ و ١٤ هجری ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٨) ٢٨ هزار روز تاریخ ایران و جهان ، ضمیمة روزنامة اطلاعات (به مناسبت پنجاهمین سال انتشار روزنامة اطلاعات )، تهران ?( ١٣٥٥ ش ) ؛
(٩) خلیل ثقفی ، صدوپنجاه مقاله یادگار عصر جدید ، تهران ١٣١٤ ش ؛
(١٠) همو، هزارویک حکایت ، ( تهران ) ١٣٤٣ ش ؛
(١١) حسین ثقفی اعزاز، «محمد علیشاه و دکتر اعلم الدوله »، وحید ، سال ٤، ش ٦ (خرداد ١٣٤٦)؛
(١٢) همو، «مرحوم دکتر خلیل خان اعلم الدوله و مشروطیت ایران »، یادگار ، سال ٤، ش ٧ (فروردین ١٣٢٧)؛
(١٣) محسن روستایی ، «اعلم الدوله خلیل خان ثقفی : طبیب و ناجی مشروطیت »، گنجینة اسناد: فصلنامة تحقیقات تاریخی ، سال ١١، دفتر ٤ (زمستان ١٣٨٠)؛
(١٤) همو، تاریخ طب و طبابت در ایران : از عهد قاجار تا پایان عصر رضاشاه به روایت اسناد ، تهران ١٣٨٢ ش ؛
(١٥) سالنامة پارس ، سال ٥ (١٣٠٩ ش )؛
(١٦) غلامعلی سرمد، اعزام محصل به خارج از کشور در دورة قاجاریه ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(١٧) محمدتقی سرمدی ، پژوهشی در تاریخ پزشکی و درمان جهان از آغاز تا عصر حاضر ، ج ٢، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(١٨) محمدعلی سفری ، مشروطه سازان ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٩) صدیقه سلطانیفر، فهرست کتب درسی چاپ سنگی موجود در کتابخانة ملی جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٠) غلامحسین صدری افشار، کتابنامة علوم ایران ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
ابوالحسن علوی ، رجال
(٢١) عصر مشروطیت ، چاپ حبیب یغمائی و ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٢) محمد قزوینی ، «وفیات معاصرین »، یادگار ، سال ٣، ش ٥ (دی ١٣٢٥)؛
(٢٣) همو، یادداشتهای قزوینی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٤) حسین محبوبی اردکانی ، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران ، ج ١، تهران ?( ١٣٥٤ ش ) ؛
(٢٥) حسین مرسلوند، زندگینامة رجال و مشاهیر ایران ، ج ١، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢٦) مریخ ، سال ٢، ش ١٨، ١٦ جمادی الثانی ١٢٩٧؛
(٢٧) عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢٨) خانبابامشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی ، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش ؛
احمد منزوی ،
(٢٩) فهرستوارة کتابهای فارسی ، تهران ١٣٧٤ ش ـ ؛
(٣٠) علی اصغر موسوی عبادی ، شهرداران تهران از عصر ناصری تا دولت خاتمی ، قم ١٣٧٨ ش ؛
(٣١) هما ناطق ، کارنامة فرهنگی فرنگی در ایران : ١٩٢١ـ ١٨٣٧ ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٣٢) محمود نجم آبادی ، «طب دارالفنون و کتب درسی آن »، در امیرکبیر و دارالفنون : مجموعة خطابه های ایراد شده در کتابخانة مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران ، به کوشش قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : دانشگاه تهران ، کتابخانة مرکزی ، ١٣٥٤ ش ؛
(٣٣) همو، فهرست کتابهای چاپی فارسی طبی و فنون وابسته به طب ، ج ١، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(٣٤) احمد هاشمیان ، تحولات فرهنگی ایران در دورة قاجاریه و مدرسه دارالفنون ، ج ١، تهران ١٣٧٩ ش .
/ فرید قاسملو /
تصاویر این مدخل:
خلیل ثقفی سیاه سفید منبع:موسسه مطالعات تاریخ معاصرایران ، مرکز اسناد
برگی از سفرنامه سوم ناصرالدین شاه به اروپا ، به خط خلیل ثقفی ، محفوظ درکتابخانه کاخ موزه گلستان منبع:کتابخانه کاخ موزه گلستان