دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٨٧
تیموری ، ایل ترک یا مغول تبار خراسان و یکی از ایلات چهار اُویماق * / اُیمک . تیموری از چندین طایفة کوچک و بزرگ تشکیل شده است ، از جمله طایفة کودانی ، قلعه کوهی ، سلجوقی ، بَلاذینی ، سنگچولی / سنگشولی ، زوری ، شیخی ، میر نودوشی ، بزی ، یعقوب خانی ، سُنْقُر، وروتی /بروتی ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص ٢٠١؛ انقلاب خراسان ، ص ٢٣١ـ٢٣٢؛ ییت ، ص ٣٤). به نوشتة منابع ، طوایف تیموری اغلب سنّی مذهب اند ( رجوع کنید به اعتمادالسلطنه ، ج ٤، ص ١٩٨٣ـ١٩٨٤؛
فیلد، ص ٢٩٩).
بنا بر روایات شفاهی ، تیمورلنگ پس از تصرف شام در نخستین سالهای قرن نهم ، طوایفی را که بعدها به نام او تیموری خوانده شدند، به سبب راهزنیِ کاروانهای حجاج ، از شام به اطراف بلخ تبعید کرد و پس از اینکه یکی از دخترانش را به عقد میرسید کُلال ، از مشایخ بلخ ، در آورد، این طوایف را به عنوان جهیزیة دخترش به میرسید کلال داد ( رجوع کنید به ییت ، ص ٣٨؛
کرزن ، ج ١، ص ٢٧٢). به نوشتة افضل الملک ، میرسید کلال ــ که به روایت دیگر میرشمس الدین محمد نام داشت و از اعقاب امام جعفرصادق علیه السلام تلقی می شد ــ در هرات خانقاه داشت و تیمورلنگ مرید وی بود (ص ١١٦ـ١١٧). پس از مرگ میرکلال ، این طوایف میان پسرانش تقسیم شد و چهار هزار خانوار از آنان نصیب سیدمیرشاه ، پسر میرکلال ، گردید. او نیز با اتباع خود از بلخ به هرات مهاجرت کرد (ییت ، همانجا).
نام طوایف تیموری ظاهراً نخستین بار در احیاءالملوک (شاه حسین بن غیاث الدین محمد، ص ٢٨٣) در ضمن وقایع خراسان و سیستان در اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم ذکر شده است . میرکلال و اتباعش در جنگهای رستم میرزاصفوی والی قندهار، با ملک ظریف حاکم سیستان ، در ٩٩٨ شرکت داشتند (همانجا). شاه عباس اول (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) سران طوایف تیموری را در ١٠٠٧ به سبب شرکت در تصرف هرات تفقد کرد (اسکندر منشی ، ج ٢، ص ٥٧٣). در ١١٠٦، گروههایی از طوایف تیموری در جنگهای حاکم خراسان با شورشیان بلوچ به مدد وی شتافتند (نصیری ، ص ٨٥). میر ویس افغان ، پدر محمود افغان ، در ١١٢٤ خسروخان سپهسالار (سردار اعزامی شاه سلطان حسین به قندهار) را کشت ، سپس گروههایی از تیموریها به اطاعت او در آمدند و بقیه به هرات و سیستان و کرمان و نواحی دیگر گریختند (مرعشی صفوی ، ص ١٧).
قبل از مهاجرت گستردة تیموریها به خراسان ، گروههایی از آنان در دشت بَکوا، واقع در مسیر جادة هرات به قندهار، چادرنشین بودند که امیران افغان آنان را به حوالی کابل تبعید کردند (ییت ، ص ١٢). گروهی دیگر نیز ساکن ناحیة دراواتِ (اعتضادالسلطنه ، ص ٧٣: دهراوات ) قندهار بودند که بعدها به بادغیس و سرانجام به سرجام مهاجرت کردند (ییت ، ص ٣٤ـ ٣٥). چند هزار خانوار تیموری نیز در اطراف هرات و فراه به سر می بردند (همان ، ص ٣٩؛
الفینستون ، ص ٤٢٨). اغلب تیموریهای ساکن اطراف هرات و فراه در ١٢٧٣ به خراسان مهاجرت کردند، اما دسته هایی نیز همچنان در هرات باقی ماندند که جمعیتشان در ١٣١٤ـ ١٣١٥ حدود دو هزار خانوار بود (ییت ، همانجا). گروهی دیگر از چادرنشینان تیموری تا آخرین سالهای قرن سیزدهم در ناحیة پنج دِه ترکمنستان و در حوالی رودخانه های مرغاب و کوشک زندگی می کردند، اما به سبب حملات ترکمنهای سارق ، آن ناحیه را ترک کردند ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٦٥).
در آغاز سلطنت فتحعلی شاه قاجار (١٢١٢ـ١٢٥٠) که هنوز قدرت قاجار در نواحی شرق ایران استحکام نیافته بود، قلیچ خان تیموری ، جد یکی از دو خاندان حاکم تیموریان ایران ، در هرات و نواحی آن حکومتی مستقل برپا کرد (طرب نایینی ، ص ١٠٧؛
ریاضی ، ص ٦)، اما وی پس از سفر جنگی فتحعلی شاه به خراسان ، به محمدولی میرزا، حاکم خراسان ، پیوست و تا پایان عمر در خدمت دولت قاجاریه باقی ماند و بتناوب حاکم غوریان و باخَرْز و شهرِنو شد. ارگ خواف و ارگ رُشخوار از ساخته های اوست (سپهر، ج ١، ص ٩٦، ١٦٣، ١٧٠، ١٧٧، ١٨٨؛
ریاضی ، ص ٢١؛
خسروی ، ص ٨٠، ٢٠٣). در ١٢٧٢ میرعطاءاللّه خان ــ ایل بیگیِ تیموری و برادرزادة قلیچ خان که سقوط هرات را به دست شاهزاده حسام السلطنه کاملاً قریب الوقوع می دید ــ دست از محافظت هرات کشید و همراه با چهار هزار خانوار از تیموریها نزدیک اردوگاه حسام السلطنه چادر زد و ظاهراً از او حمایت کرد ( رجوع کنید به سپهر، ج ٣، ص ٢٥٤، ٢٥٩). او بزودی به همراه دو هزارتن از ایل تیموری هرات را ترک گفت و با اتباعش در کوهْسرخِ کاشمر ساکن ، و چند سال بعد حاکم آنجا شد ( روزنامة دولت علیّة ایران ، ش ٥٠٩، ص ٣، ش ٦٤٧، ص ٤). دیگر تیموریهای ایران نیز در اطراف مشهد (حکیم الممالک ، ص ١٧٠)، سرخس ، مزدوران (منشی ،ص ٢٤؛
سعیدی ، ص ١٨٤)، نیشابور و سبزوار سکونت داشتند (کرزن ، ج ١، ص ٢٧٢).
تیموریهای باقی مانده در افغانستان ، ظاهراً از خدمتگزاران وفادار دولت افغانستان بودند. سردار عبداللّه خان تیموری هراتی ، حاکم قندهار، از فرماندهان جنگهای دولت افغانستان با شیعیان هزاره در ١٣١٠ بود (ریاضی ، ص ٢٢٧).
بتدریج نقش اجتماعی تیموریهای خراسان کاهش یافت و فقط به تأمین چند دسته سواره نظام و شرکت در بعضی از نزاعهای محلی محدود شد (کرزن ، ج ١، ص ٢٧٢، ٢٧٩). در عین حال ، در برخی از منابع ، نام شماری از متنفذان تیموری که در سالهای بعد حکومت و شهرت داشتند، ذکر شده است ( رجوع کنید بهافضل الملک ، ص ١١٧ـ ١١٨؛
چرچیل ، ص ١٠٧).
در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، سرهنگ ییت تعداد آنان را شش هزار خانوار (ص ٣٩) و افضل الملک در ١٣٢٠، ده هزار خانوار (ص ١١٦) تخمین زده است . در منابع بعدی و در سرشماریها، جمعیت تیموریها مشخص نشده است .
طوایف تیموری در انقلاب مشروطیت دخالتی نداشتند، اما در حوادث ناشی از تأثیرات جنگ جهانی اول در ایران ، به سبب تحریکات عمال انگلیس ، میان طوایف بربری و تیموری جنگ خونینی درگرفت که به پیروزی طوایف بربری انجامید ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص ١٨٨ـ١٩٣، ٢٠١ـ٢٠٢). در قیام ژاندارمری خراسان به فرماندهی محمدتقی پسیان * ، بعضی سران تیموری ، از جمله محمدابراهیم خان سردار نصرت و عباس خان سالار اشجع ، بنابه ملاحظاتی با وی همکاری کردند و بعضی دیگر همچون شوکت السلطنه ، داماد محمدرضاخان شجاع الملک هزاره ، در صف مخالفان او قرار گرفتند (میرزاصالح ، ص ٧٧ـ ٧٨، ١٠١، ١٠٣؛
انقلاب خراسان ، ص ١٠٦ـ ١٠٨، ١٢٣، ٢١٩، ٢٣١ـ٢٣٢، ٢٧١؛
بهار، ج ١، ص ١٤٥؛
آذری ، ص ٢٩٨ـ٣٠١). در شورش ناموفق صولت السلطنة هزاره پس از شهریور ١٣٢٠، گروهی از تیموریها نیز شرکت داشتند (بیات ، ص ٣٤ـ ٣٥).
امروزه محل اصلی سکونت تیموریها، تایباد و خواف و تربت جام است ، اما بیشتر آنان به سبب یکجانشینی ، در شهرهای مختلف ایران پراکنده شده اند.
منابع :
(١) علی آذری ، قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان ، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(٢) چاپ افست ١٣٥٢ ش ؛
(٣) اسکندرمنشی ؛
(٤) علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه ، تاریخ وقایع و سوانح افغانستان ، چاپ میرهاشم محدّث ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٥) اعتمادالسلطنه ؛
(٦) غلامحسین افضل الملک ، سفرنامة خراسان و کرمان ، چاپ قدرت اللّه روشنی زعفرانلو، تهران : توس ( بی تا. ) ؛
(٧) مونت استوارت الفینستون ، افغانان : جای ، فرهنگ ، نژاد ( گزارش سلطنت کابل )، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشهد ١٣٧٦ ش ؛
(٨) انقلاب خراسان : مجموعة اسناد و مدارک سال ١٣٠٠ ش ، چاپ کاوه بیات ، تهران : مؤسسة پژوهش و مطالعات فرهنگی ، ١٣٧٠ ش ؛
(٩) ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، ١٣٦٩ ش ؛
(١٠) محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران ١٣٢٣ـ١٣٦٣ ش ؛
(١١) کاوه بیات ، صولة السلطنه هزاره و شورش خراسان در زمستان سال ١٣٢٠ شمسی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٢) تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) جورج پرسی چرچیل ، فرهنگ رجال قاجار ، ترجمه و تألیف غلامحسین میرزاصالح ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٤) علینقی بن اسماعیل حکیم الممالک ، روزنامة سفر خراسان ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٥) محمدرضا خسروی ، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه ، مشهد ١٣٦٦ ش ؛
(١٦) روزنامة دولت علیّة ایران ، ش ٥٠٩ (جمادی الا´خره ١٢٧٨)، ش ٦٤٧ (رمضان ١٢٨٧)؛
(١٧) محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای ١٢٠٧ـ١٣٢٤ ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٨) محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(١٩) عباس سعیدی ، سرخس دیروز و امروز: پژوهشی در جغرافیای تاریخی و انسانی سرخس ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٢٠) شاه حسین بن غیاث الدین محمد، احیاءالملوک ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٢١) محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٢٢) هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٢٣) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٤) محمدخلیل بن داود مرعشی صفوی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) محمدعلی منشی ، سفرنامة رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٦) غلامحسین میرزاصالح ، جنبش کلنل محمدتقی خان پسیان بنابر گزارشهای کنسولگری انگلیس در مشهد ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٧) محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای ١١٠٥ تا ١١١٠ ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٨) چارلز ادوارد ییت ، خراسان و سیستان ، ترجمة قدرت اللّه روشنی زعفرانلو و مهرداد رهبری ، تهران ١٣٦٥ ش .
/ علی پورصفر قصابی نژاد /