دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٨
بایْبورد ، ایل (استان ) و شهری در شمال شرقی ترکیه .
١) استان بایبورد ، (طبق سرشماری ١٣٦٩ ش /١٩٩٠: ٣٣٠ ، ١٠٧ تن )، در شمال شرقی آسیای صغیر (آناطولی )، در قسمت جنوبی دریای سیاه در شمال شرقی ترکیه قرار گرفته ، و مشتمل بر سه شهرستان (ایلچه ) و چهار دهستان (بوجاق ) است که اکثر آنها در دشت قرار دارد. رود چوروخ و کلکیت از آن می گذرد. رشته کوه چرمن ـ قوب در جنوب آن امتداد دارد. دشتهای بایبورد در مغرب و هرت (خرت ) در شمال آن قرار گرفته است . چندین چشمه دارد. محصولات عمدة آن عسل و حبوبات است و پارچه های پشمی ، گلیم و فرش در آن بافته می شود. دامداری و مجتمع صنعتی گوشت و ماهی دارد. در گذشته از صنایع دستی ، زرگری آن مشهور بود، و عسل و موم آنجا به بندر مارسی (فرانسه ) صادر می شد. در اواخر قرن سیزدهم /نوزدهم ، گروههایی از ارامنه در آنجا زندگی می کردند. مردم عمدتاً به ترکی آذربایجانی سخن می گویند. راه اصلی عبوری ایران ـ ترکیه ، که قسمت شرقی آناطولی را به دریای سیاه می پیوندد، از آن می گذرد. شبکة راههای فرعی در آن احداث شده که به راه اصلی متصل می شود. در اواخر قرن سیزدهم ، ناحیة بایبورد بین ٣٥ تا ٠٠٠ ، ٣٨ تن جمعیت داشت . در تقسیمات کشوری اوایل حکومت عثمانی ، بایبورد به عنوان مرکز قضا تابع ایالت ارزروم بود؛ بعداً مدتی به صورت مرکز سنجق درآمد، در ١٢٩٨ بار دیگر به صورت قضا تابع ارزنجان و سپس دوباره تابع ارزروم ، و پس از تشکیل جمهوری ترکیه جزو ولایت گوموشخانه * شد.از ١٣٦٨/١٩٨٩ تبدیل به ایل (استان ) شد.
٢) شهربایبورد ، مرکزاستان ( طبق سرشماری ١٣٦٩/١٩٩٠، جمعیت : ٦٧٧ ، ٣٣ تن ) ، در کنار رود چوروخ در ارتفاع حدود ١٥٠ ، ١ متری واقع است . بایبورد به لحاظ قرارگرفتن در مسیر جاده ای که طرابزون را در شمال غربی به ارزروم در جنوب غربی و سپس به ایران متصل می کرد، از دیرباز اهمیت داشت و امروزه با شبکة راههای فرعی به آبادیهای واقع در حوزة یشیل ایرماق در ارزنجان (گوموشخانه و بندر ریزه در کرانه دریای سیاه ) وصل می شود. در اواخر قرن سیزدهم بایبورد حدود ٠٠٠ ، ٨ تن جمعیت داشت که یک پنجم آن ارمنی بودند. در ١٣١٤/١٩٣٥ جمعیت آن به ٣٣٩ ، ١٠ تن می رسید. شهر بایبورد در جنگ بین الملل اوّل ، بر اثر ورود سربازان روس آسیبهای فراوان دید. در تقسیمات کشوری اوایل حکومت عثمانیها بایبورد اغلب مرکز قضا یا سنجق شمرده می شد. بایبورد دارای مسجد جامع کبیر (متعلق به دورة سلجوقیان ) و مسجد جامع یاقوتیه است . آثار باستانی مهم آن عبارت اند از: قلعة بایبورد و مساجد جامع ، مقبرة شهید عثمان ، و طاش خان (کاروانسرای سنگی ).
پیشینه . بایبورد در منطقه ای قرار گرفته که در قدیم خَلدی ها، از اقوام غیرآریایی و سامی ، در آنجا زندگی می کردند. ظاهراً به همین سبب است که امروزه مردم ساحل نشین ، ساکنان بایبورد را «خَلْد» می نامند. نام بایبورد در اسناد سده های نخستین میلادی ، در کشمکشهای زمینداران ارمنی با یکدیگر، به عنوان موضع مستحکمی به صورتهای پایپرت و پاپرت ضبط شده است (خورنی ، ج ٢، باب ٣٧، ٣٨). به نوشتة مارکوارت (ص ٤٣٧)، سلسلة ارمنی بگراتیان * نیز از بایبورد بودند که در ایالت اسپر (اسپیر) قرار داشت . در امپراتوری روم شرقی بایبورد، «بایبردون » خوانده می شد و یوستی نیانوس (حک : ٥٢٧ ـ ٥٦٥) در آن استحکاماتی ساخته بود. در مآخذ اواخر روم شرقی ، نام بایبورد به شکل پایپرت نیز آمده است . خرابه های قلعة یوستی نیانوس هنوز هم از بالای تپه ای واقع در سمت چپ رود چوروخ دیده می شود. در طی جنگهای روس و عثمانی این قلعه بکلی ویران شد. به احتمالی ، پس از اینکه مسلمانان ارمنستان را فتح کردند، بایبورد همچنان در قلمرو بگراتیان باقی ماند.
بایبورد از نخستین نواحی است که ترکها در آناطولی فتح کردند و در آن مستقر شدند. در زمان طغرل بیگ ، هنگامی که سلجوقیان ارمنستان را اشغال کردند (٤٤٦)، گروههایی از آنان منطقه ای را که تا رود چوروخ و کوههای پَرخر امتداد داشت تصرف کردند (امروزه واژة پَرخَر به معنای باد شمالی است ). با توجه به اینکه طغرل بیگ تا حوالی طرابزون پیش رفته است ( رجوع کنید به شلاندون ؛ سن مارتین ، ص ٤٣٧)، می توان پذیرفت که بایبورد از آن به بعد به حاکمیت ترکها درآمده است . بایبورد پس از جنگ ملازگرد (٤٦٣ـ٥٩٦)، تابع سُلدُقیان در ارزروم ، و گاهی هم تابع دانشمندیان * بوده است . اگر چه تئودور گابراس ، فرمانده آلکسیوس کومننوس اوّل امپراتور طرابزون ، مدتی بر بایبورد مسلط شد، ولی اسماعیل برادر ملک غازی آن را از دانشمندیان پس گرفت . بایبورد در زمان پادشاهی مغیث الدین طغرل شاه سلجوقی فرمانروای ارزروم و پسرش رکن الدین جهانشاه (٥٩٦ ـ ٦٢٧) پیشرفت کرده است . در قلعة بایبورد، که طغرل شاه آن را دوباره بنا کرد، کتیبه ای به نام او دیده می شود (عبدالرحیم شریف ، ص ٢٤١). به نوشتة احمد توحید در ٦٢٧، در زمان علاءالدین کیقباد اوّل ، در آناطولی وحدت سیاسی پدید آمد و به دنبال آن بایبورد مانند ارزروم وابسته به حکومت مرکزی شد. در ٦٨٧ سکه ای به نام غیاث الدین مسعود دوم در آنجا ضرب شده که نشان می دهد هنگام استیلای مغول بر آن مناطق ، بایبورد همچنان در تصرف سلاجقة روم بود (ج ٤، ص ٢٢٤). در منابع عربی آن دوره ، بویژه در نوشتة یاقوت (ج ١، ص ٤٤٤)، از آبادانی این قصبه (بابرت ) سخن رفته است . از آثار سلجوقی باقی مانده ، مانند مسجد جامع در ساحل رود چوروق ، چنین برمی آید که شهر، بیرون از حصارهای قلعه در دشت تا ساحل رود چوروق گسترش داشته و گروههایی از طوایف در آن حوالی سکونت داشتند و دهکده های جدیدی احداث کرده بودند. از قرار معلوم ، بعضی از طوایف ترک که در آنجا می زیستند به سمت مغرب رفته بودند و گروههایی از آنان به قره مانیان ملحق شده اند؛
چون در فاتح قانون نامه سی در میان پیاده نظام قره مانی ها از طایفة بایبورد نام برده شده است که البته از بقایای همین گروههاست ( فاتح قانون نامه سی ، ص ٦٣).پیشرفت بایبورد که در زمان سلجوقیان آغاز شد، در دورة ایلخانیان به لحاظ قرار داشتن بر سر جادة طرابزون به ایران شتاب بیشتری گرفت . این شهر برای کاروانهای ونیزی و جنوایی استراحتگاه امنی شمرده می شد، به طوری که مارکوپولو هنگام رفتن به مغولستان در آنجا منزل کرده بود (پولو، ج ١، ص ٤٦). به نوشتة حمداللّه مستوفی (ص ٩٦) ایلخانیان از این ناحیه مالیات زیادی می گرفتند. در دورة ایلخانیان چندین مدرسه از مدارس بایبورد، مانند محمودیه (بنا از امیرمحمود)، تجدید عمارت شد و همچنین جهان الدین خواجه یاقوت والی ارزروم مدرسة یاقوتیه را بنا کرد (وقفنامة مدرسة یاقوتیه ارزروم منتشر نشده است ). حاجی پاشا ملافناری ، پزشک نامدار ترک که به تدریس در مصر شهرت فراوان یافت ، و شیخ اکمل الدین محمدبن محمود بابرتی ، استاد بدرالدین فرزند قاضی سِماوْنِه ، در آنجا پرورش یافته بودند.
با استناد به نامهای بعضی از افراد که در بایبورد پرورش یافته اند، ظاهراً، طریقت اخیه (جوانمردان )، که از قرن هفتم در آناطولی توسعه یافته بود، در آن حوالی نیز رواج داشته است . با توجه به وجود سکة نقره ای که به نام ابوسعید آخرین ایلخان در بایبورد ضرب شده ، می توان گفت که در آن حوالی معادن نقره (امروز نیز معدن نقره ای در ده کیلومتری جنوب بایبورد وجود دارد) بوده است (احمد توحید، ص ١٠٣؛
مارکوپولو، همانجا؛
ابن فضل اللّه عمری ، ص ٣٠). پس از مرگ ابوسعید، بایبورد مانند ارزروم و ارزنجان و گوموشخانه به دست جلایریها افتاد؛
و از ضرب سکه به نام غیاث الدین محمد (٧٥٣ـ٧٦٧) معلوم می شود که بایبورد مدتی به حاکمیت بنی اِرِتْنا درآمده است . هرچند پس از مدتی به دست مُطَهَرتِنْ، حاکم ارزنجان ، افتاد و در زمان قاضی برهان الدین ، ادارة شهر از طرف او به (احمدبیگ پسر قُتلُغ بیگ آق قوینلو واگذار شد. اما مطهرتن به این شهر بازگشت و قاضی برهان الدین ناگزیر به جنگ دیگری تن داد ( رجوع کنید به استرآبادی ، ص ٤٧٤ـ٤٨٠). آق قوینلوها تا اواخر فرمانروایی خود، بایبورد را در تصرف خویش نگاه داشتند. هنگامی که قره عثمان کشور را بین خانوادة خود تقسیم کرد، بایبورد نصیب قُوتُلوبیگ برادرزادة او شد (اوزون چارشیلی ، ص ٢٨٩).
باربارو که در آن زمان به عنوان سفیر ونیز نزد اوزون حسن (٨٥٧ ـ٨٨٢) رفته بود، می نویسد که بایبورد پس از طرابزون مهمترین مرکز ناحیه بوده است (دولائه ، ص ٢٠٦). هر چند بایبورد به دنبال پیروزی اوتلوق ـ بِلی ، به دست محمد دوم تصرف شد (رحمتی آرات ، ج ٤، ص ٣٠٣ـ٣١٥)، اما دوباره آق قوینلوها توانستند مدتی بر آنجا مسلط شوند. بایبورد پس از آق قوینلوها به دست صفویه افتاد ( ظاهراً در این هنگام بود که تشیع در آنجا رواج یافت ) . در ٩١٤، هنگامی که سلطان سلیم اول والی طرابزون بود، به قصد جلوگیری از نفوذ مذهب شیعه جنگی را آغاز کرد که تا بایبورد کشانده شد، ولی شهر به طور قطعی پس از جنگ چالدران به تصرف عثمانیان درآمد؛
و سلطان سلیم اوّل در آنجا به فرّخشاد آق قوینلو، دشمن صفویان ، اختیارات زیادی داد که اطلاعات لازم دربارة آن ، در وقفنامه های موجود در دست احفاد فرّخشاد و نگهداری شده در مدیریت عموم موقوفات ، یافت می شود. در ٩٤٢، در سفر سلیمان قانونی به عراقین چون در بایبورد ـ که تابع ایالت دیار بکر بود ـ قوانین مالیاتی شاه حسن (اوزون حسن ) اجرا می شد، به تقاضای اهالی مقررات مالیاتی ارضی عثمانی ، که مبلغ کمتری از مردم اخذ می کرد، به مرحلة اجرا درآمد (بارکان ، ص ٩٥). در ٩٦٠، شاه طهماسب حمله ای را آغاز کرد که تا بایبورد پیش رفت ، ولی مجبور به عقب نشینی شد (لطفی پاشا، ص ٤٤٠). در ١٠٥٧، اولیا چلبی از این شهر دیدن کرده و تصویر مفصلی از شهر به دست داده است (ج ٢، ص ٣٤٠). اولیا چلبی و حاجی خلیفه از قطع درختان تنومند آن حوالی و انداختن آنها به رود چوروخ و انتقال آنها به شهر سخن گفته اند. سیاحتنامة اولیا چلبی و اسناد یک قرن پس از او، به وجود یک پادگان ینی چری در آنجا اشاره می کنند. تکسیه ، که چند سال بعد از ابن اثیر از آنجا عبور کرده ، نوشته است که سربازان تحت فرمان پاسکویچ ، مسجد و خانه های قلعة بایبورد را کاملاً ویران کردند. اگر چه شهر نابود شد اما مقاومت و پایداری مردم شهر هنوز در خاطرة مردم به جا مانده است . به دنبال پیشرفت روسها، مردم قیام کردند و نیروی مقاومت ملی تشکیل دادند و با استفاده از باتلاق دشت خَرْتْ در شمال شهر دشمن را وادار به عقب نشینی کردند. داستانهای فراوانی از این حوادث الهام گرفته شده که افسانة مشهور خرت ، از شاعر بایبوردی به نام ذِهنی ، از آن جمله است (در مورد بخش منتشر شده رجوع کنید به فخری ، ص ٧٤). در اوایل جنگهای استقلال ، شیخ اشرف قیامی برپا داشت که نیروهای خالدبیگ آن را سرکوب کردند (آتاتورک ، ج ١، ص ٢٧٤). بایبورد ـ که مدتها آداب و رسوم و شیوة زندگی پیشین ترکها را تداوم بخشیده ـ در تاریخ فرهنگ ترکیه از این لحاظ که صحنة ایجاد افسانه های دَده قورقوت نیز بوده است ، اهمیت دارد. طبق آن افسانه ـ که دورة آق قوینلو و قره قوینلو را نیز در برمی گیرد و همچنین انعکاسی از تاریخ فتوحات نخستین ترکهاست ـ بایبورد متعلق به پارصار (احتمالاً بیگی مسیحی ) بوده است . افسانة بیگ ـ بویرک ، که تفاوت چندانی ، با افسانه دَده قورقوت ندارد، امروز نیز در بین مردم رایج است و از مدفن سرایندة افسانه ، در روستای دودوزار در نزدیکی بایبورد، بازدید می شود. شاعران خلقی ، که معرف شاعران قدیم اند، هنوز هم در بایبورد وجود دارند. کلمة بابا به آخر اسم آنان اضافه ، و صفت «عاشق حق » به ایشان نسبت داده می شود. محمدبیگ در قرن دهم از جمله این شاعران است که به ترکی آذربایجانی سخن گفته است .
منابع :
(١) ابن فضل اللّه عمری ، مسالک الابصار ، چاپ تشنر، لایپزیگ ١٩٢٩؛
(٢) عزیزبن اردشیر استرآبادی ، بزم و رزم ، استانبول ١٩٢٨؛
(٣) محمدظلی بن درویش اولیا چلبی ، اولیاچلبی سیاحتنامه سی ، چاپ احمد جودت ، ج ٢، استانبول ١٣١٤؛
(٤) احمد توحید، مسکوکات قدیمة اسلامیه ، استانبول ١٣٢١؛
(٥) علی جواد، ممالک عثمانیه نک تاریخ و جغرافیا لغاتی ، استانبول ١٣١٣ـ١٣١٧، ص ١٥٣؛
(٦) مصطفی بن عبداللّه حاجی خلیفه ، جهان نما ، چاپ ابراهیم متفرقه ، استانبول ١١٤٥/١٧٣٢، ص ٤٢٤؛
(٧) حمداللّه بن ابی بکر حمداللّه مستوفی ، نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) ضیاءالدین فخری ، بایبوردلی ذهنی ، استانبول ١٩٢٨؛
(٩) لطفی پاشا، تواریخ آل عثمان ؛
(١٠) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣؛
(١١) Mustafa Kemal Ataturk, Nutuk O.L. Barkan, "Osmanli Devrinde Akkoyunlu Hukumdar â Uzun Hasan Beye Ait Kanunlar" ' Tarih Vesikalar i , I, no.٢ , August ١٩٤١;
(١٢) ١٩٩٠ Genel Nufus Say i m i I dari Bolunusí , Ankara ١٩٩١;
(١٣) G. I. Bratianu, Recherches sur le commerce genoisdans laMer Noire au XIII siecle , Paris ١٩٢٩,١٧٨ f.;
(١٤) Chalendon, Alexis I.Comnene ;
(١٥) V. Cuinet, La Turquie d'Asie , I, Paris ١٨٩٠, ٢٢٢ ff.;
(١٦) I. de Laet, Persia ;
(١٧) EI , s.v."Bayburd" (by V. J. Parry);
(١٨) Fatih kanunnamesi , TOEM ;
(١٩) Genel Nufus Say i m i , ٧٥,٢٦ (Gumushane vilayeti brosur;
٢٠- ;
٢١- Mukrimin Halil, Anadolu'nun fethi ٢٨;
(٢٢) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant au Moyen- ¢ge , II, Leipzig ١٩٢٣, ١٢٠-١٢٢;
(٢٣) Ali Kemal, Erzincan , ١٩٣٢, ١١٧;
(٢٤) Moise de Khoren, Histoire ;
(٢٥) J. Laurent, Byzance et les Turcs Seldjoucides , Paris ١٩١٤, ١٩١٩, ٢٢;
(٢٦) G. Le Strange, The Lands of the Eastern Caliphate ,Cambridge ١٩٣٠,١١٨;
٢٧- J.Marquart, Osteuropaische und ostasiatische Streifzuge . Ethnologische und historisch- topographische Studien zur Geschichte des ٩und ١٠. Jahrhunderts (c.٨٤٠-٩٤٠), Leipzig ١٩٠٣, ٤٣٧;
(٢٨) St. Martin, Memoire sur l'Armenie ;
(٢٩) Pauly-Wissowa, Realenzyklopaedie des Klassischen Altertums , s.v. "Baiberdon","Gymnias";
(٣٠) Marco Polo, Seyahat-name , ed. Yule;
(٣١) Re í id Rahmeti Arat, Fatih Sultan Mehmed'in yarl i g § i , TM ;
(٣٢) E.Reclus, Nouvelle Gإogroaphie Universelle , IX, La Perse , Paris ١٨٨٤,٣٥٩ ff.;
(٣٣) Abdurrahim ì erif, Erzurum tarihi , Istanbul ١٩٣٦;
Zeki Velidi Togan,"Mog § ullar devrinde Anadolu'nun
(٣٤) iktisadi vaziyeti", Turk hukuk ve iktisat tarihi mecm. , I,٢٢;
(٣٥) TDVIA , s.v. "Bayburt" (by I smet Mirog § lu);
(٣٦) I smail Hakk â Uzun µ ar â í l â , Osmanl i teskilatina medhal, Istanbul ١٩٤١;
(٣٧) Moritz Wagner, Reise nach Persien und dem Lande der Kurden , Leipzig ١٨٥٢.
/ د.ا.ترک / بسیم دارکوت ، عثمان توران
تکمله . در اوایل قرن هفتم به نوشتة یاقوت حموی (ج ١، ص ٤٤٤ـ٤٤٥) بابرت (بایبورد) قریة بزرگی بود که از نواحی ارزروم شمرده می شد و در نواحی ارمنیه قرار داشت . حمداللّه مستوفی (ص ٩٦) بایبورد را شهری بزرگ می داند و می نویسد: «اکنون شهری کوچک است و اندک باغستان دارد، و حقوق دیوانیش بیست و یک هزار دینار است ». امیر قره یوسف ، پس از تسخیر ماردینی ، بایبورد را با ترجان و اسپهر (احتمالاً اسپر) ضمیمة ارزنجان کرد (٨١٢). در قرن نهم هجری ، صحرای بایبورد محل جنگ سلطان ابوسعید گورکان (متوفی ٨٧٣) با سلطان محمد غازی بود (بدلیسی ، ص ٥٧٥)، در زمان شاه طهماسب ، قزل باشها قلعة بایبورد را که پاشای ارزروم به آنجا عقب رانده شده بود وهفت هزار خانه داشت گشودند و آن را ویران کردند (٩٥٥). در این جنگ پنج هزار تن از رعایا به هلاکت رسیدند و هنگام بازگشت در جنگ دیگری عثمان پاشا، فرماندة قشون عثمانی ، زخمی و پسرش کشته شد. در این جنگها شاه طهماسب وارد ارزنجان شده بود (طهماسب صفوی اول ، ص ١٨٣؛
روملو، ص ٤٢٩، ٤٣٢ـ٤٣٣؛
نویدی ، ص ٩٩).
منابع :
(٣٨) شرف الدین بن شمس الدین بدلیسی ، شرفنامه : تاریخ مفصل کردستان ، چاپ محمد عباسی ، چاپ افست تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٣٩) حمداللّه بن ابی بکر حمداللّه مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤٠) حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٤١) طهماسب صفوی اول ، شاه ایران ، شاه طهماسب صفوی : مجموعة اسناد و مکاتبات تاریخی همراه با یادداشتهای تفصیلی ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤٢) زین العابدین عبدالمؤمن نویدی ، تکملة الاخبار: تاریخ صفویه از آغاز تا ٩٧٨ هجری قمری ، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٤٣) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ خسرو خسروی /