دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٧٢
تیمار ، زمینی که در ازای خدمات نظامی به سواره نظام عثمانی اعطا می شد. به عبارت دیگر، تیمار گونه ای اقطاع نظامی بود که صاحب آن را به شرکت در جنگها و اعزام تعدادی سپاهی به میدان نبرد ملزم می ساخت .
نخستین منبع مستند در بارة نظام تیمار متعلق به زمان سلطان اورخان عثمانی (ح ٧٢٦ـ٧٦١) است . گر چه گزارش شده که عثمان اول (٦٩٩ـ٧٢٦) نیز به سپاهیان ، تیمار می داده ، به نظر می رسد که این اراضی بیشتر اقطاع یا انواعی از یورت * ، شبیه به تیول * یا اولکه بوده که اعطای آن در دولتهای ترکمن آناطولی شرقی رواج داشته است ( رجوع کنید به عاشق پاشازاده ، ص ٢٠؛ قس دورفر ، ذیل «تیول »، «یورت »)، چنانکه اولکه و یورت در میان عثمانیان به معنای اقطاع موروثی باقی ماند.
می توان چنین انگاشت که نظام تیمار در عثمانی از نظام اقطاع در سایر نقاط ، مانند ایران و امپراتوری روم شرقی و حکومتهای ترک و مغول ، تأثیر پذیرفته است ، زیرا برخی از ویژگیهای تیمار عثمانی را در دورة سلجوقیان آسیای صغیر و ایران و دورة آق قوینلو و ممالیک مصر می توان یافت (کاهن ، ص ١٨٢ـ١٨٣؛ اوزون چارشیلی ، ١٣٧٢ ش ، ص ٤٨ـ ٤٩؛ شیندر ، ص ٤٩٩).
سواره نظام مالک تیمار را «تیمارلی »، «توپراقْلی سپاهی »، «ارباب تیمار» یا «سپاهی ارض » می نامیدند. سپاهی تیماردار در ازای خدمت به دولت ، از رعایای خویش ، عشریه و مالیات زمینی را که به او تعلق داشت دریافت می کرد که به آن «دیرلیک » می گفتند (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ١، ص ٥٨٢، ج ٢، ص ٥٩٧؛ همو، ١٩٨٨، ج ٢، ص ١٣٧؛ صولاق زاده ، ص ٤٦٤).
به طور کلی در اوضاعی که از یک سو اقتصاد پولی و خزانة مرکزی به قدر کافی توسعه نیافته بود و از سوی دیگر غالب سپاهیان را سواره نظام تشکیل می دادند، شکل گیری نظامهای زمینداری و تیمار برای حفظ و بقای سواره نظام و رده های بالای ارتش در ولایتهای امپراتوری عثمانی ، اجتناب ناپذیر بود. این نظام نه تنها مُقَوِّم سازمان اداری ارتش بود، بلکه عاملی تعیین کننده در نظام زمینداری میری و مالیات بندی نیز به شمار می آمد و در تعیین پایگاه اجتماعی دهقانان و اقتصاد زراعی در دورة اوج این اقتصاد در امپراتوری عثمانی (قرن هفتم ـ دهم ) نقش مؤثری داشت . بر پایة فهرست اَرونید در ٨٣٥، اعطای زمین در عثمانی منحصر به دو دستة خاص * و تیمار بود، اما بر اساس منابع و اسناد دیگر، می توان آن را به سه نوع تیمار، زعامت * و خاص ، تقسیم کرد: زمینهایی که درآمد آنها از ٩٩٩ ، ١٩ آقچه بیشتر نبود، تیمار نام داشت ؛
زمینهایی که درآمد آنها از بیست هزار آقچه تا یکصدهزار آقچه بود، زعامت ؛
و زمینهایی با درآمد بیش از یکصدهزار آقچه ، خاص نام داشت (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ١، همانجا؛
فرید، ص ١٣٢). با وجود این ، گاه اطلاق عنوان تیمار، زعامت یا خاص بر یک زمین ، بر اساس سلسله مراتب نظامی مالک آن بود، نه میزان درآمد زمین (عاشق پاشازاده ، ص ٣٩، ٢٤٩)، چنانکه گاه ارزش یک زعامت با ترفیعات آن ، تا صد هزار آقچه افزایش می یافت . به طورکلی ارزش هریک از انواع تیمار متغیر بود، مثلاً کم ارزشترین خاص ٧٥٠ ، ٩٦ و پرارزشترین آن ٦٠٠ ، ٢٠٠ ، ١ آقچه بود. در قانون عثمانی تصریح شده بود که هر تیماردار باید در ازای هر چند هزار آقچه ، یک سواره نظام مسلح «جُبّه لی / جبه جی » به میدان جنگ روانه کند. در واقع تعداد جبه لیها و نوع تجهیزات آنها به میزان تیمار و درجه بندی ایالت محل تیمار بستگی داشت . تأمین تمام هزینه های جبه لی نیز به عهدة تیماردار بود. هر سپاهی که بدون عذر موجه از شرکت در جنگ خودداری می کرد، از او دیرلیک می گرفتند، اما در صورت رشادت و قهرمانی در جنگ به او زعامت داده می شد. طبق قانون ، تیماردار باید در همان شهری که تیمارش در حومة آن قرار داشت ، سکونت می گزید (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ١، ص ٥٨٣، ج ٢، ص ٥٩٨؛
شوکت ، ص ١٠٢). تیماردارها در جنگ ، جناح چپ سپاه را تشکیل می دادند (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٢، ص ٥٩٩؛
در بارة نحوة لباس پوشیدن تیمارلی سپاهیها رجوع کنید بهشوکت ، همانجا). تمام اطلاعات مربوط به تیمارها، در هر ایالت در دفتری مخصوص ثبت می شد و مسئولیت آن را «تیمار دفترداری » آن ایالت برعهده داشت ، چنانکه مسئولیت دفاتر زعامت با «تیمار کدخداسی » بود. نظیر این اطلاعات در دفاتر اراضی خزانه ، که «مجمل » و «مفصّل » نام داشتند، نیز موجود بود (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٢، ص ٥٩٧).
تهیه و تنظیم دفترهای مجمل و مفصّل برعهدة ممیز بود و او وظیفه داشت روستاها و بخشهای هر خاص و زعامت را به گونه ای منظم در دفتر ثبت کند. تیمار هر شخص معمولا در روستاهای مختلف یک ایالت توزیع می شد و شاید این امر، برای جلوگیری از تبدیل روستا به ملک شخصی تیماردار صورت می گرفت . تیماردار حق بهره برداری از کلیة منابع تیمار را داشت و حتی می توانست دهقانان خارج از این محدوده را برای استقرار در آن فرا بخواند. معمولاً تا زمانی که ممیزی یا مساحی ( رجوع کنید به تحریر * ) جدید ضرورت نمی یافت ، همة مالیاتهای این منطقه به تیماردار تعلق می گرفت . تیماردار را «صاحب ارض » و «صاحب رعیت » می خواندند، وی در اجرای قوانین مربوط به زمینِ میری و رعایا اقتدار کامل داشت و در صورت تخطی رعایا از قوانین ، مجاز بود پس از حکم قاضی ، خاطی را به مجازات برساند ( رجوع کنید به پاکالین ، ج ٣، ص ٥٠٢ ـ٥٠٤).
] تیمارها بر اساس اینکه برات سلطانی (مجوز از حکومت مرکزی ) داشتند یا برات آنها را مقامات پایینتر دولتی صادر کرده بودند، به دو نوع کلی «تذکره لی » (مجوزدار) و «تذکره سیز» (بدون مجوز) تقسیم می شدند. بر اساس قانون نامة سلطان محمدفاتح ، تیمارهای بیش از شش هزار آقچه ، تنها با داشتن برات سلطانی معتبر بودند، اما وزیر اعظم مجاز بود تیمارهای تا ٩٩٩ ، ٥ آقچه را، بی آنکه به امضای سلطان برساند، به افراد موردنظر بدهد. در ٩٣٥ بیگلربیگیهای ایالات هم باتوجه به درجه بندی ایالت می توانستند تیمارهایی کمتر از شش هزار آقچه را واگذار کنند. گاه تیمارداران برای کسب اعتبار بیشتر، تیمارهای تذکره سیز را در دیوان مرکزی تعویض می کردند و برات سلطانی می گرفتند (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٢، ص ٥٩٧ ـ ٥٩٨).
کتابی به زبان ترکی به نام قانون نامه عثمانی ، منسوب به لطفی پاشا (متوفی ٩٥٠)، بر جای مانده که در آن قوانین مربوط به تیمار و دفتر تیمار شرح داده شده است ( رجوع کنید به حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٣١٤) [ .
مهمترین مالیاتهایی که رعایا به مالکان تیمار می پرداختند، چِفت رسِمی * و اِسْپِنْجِه * (خمس ) و عُشریه بود. با اینکه در قانون عثمانی ، بهره کشی مقامات محلی از دهقانان منع شده بود، روستاییان مجبور به انجام دادن برخی بیگاریها (آنغاریه ها) بودند، از جمله تهیة علوفة اسبها و کار بر روی چفتلیک خاص و بنای خانه های سپاهیان و حمل عشریه ها به بازار، که در قبال این خدمات دستمزدهای نقدی می گرفتند. مناسبات رعایا و تیماردارها و حقوق آنان ، بتفصیل در قانون نامه های عثمانی بیان شده است .
واحدهای تیمار که در دفتر اجمال به ثبت می رسید، معمولاً به عنوان حصه یا سهم ، قابل تقسیم یا واگذاری نبود. بعلاوه ، امکان نداشت تیماری به تیمار دیگر اضافه شود. تنها در صورت مرگِ تیماردار، می شد حصه ها را تقسیم و به واحدهای دیگر اضافه کرد. تیمار موروثی نبود و جز در برخی موارد خاص ، فرزندان ذکور سپاهیان نمی توانستند در دوران حیات پدر تیمار دریافت کنند. اما قانون عثمانی حق فرزندان ذکور
را نسبت به بخشی از تیمار پدر، با عنوانِ قِلِچ حَقّی (حق شمشیر) به رسمیت می شناخت (در بارة فرزندان ذکورِ واجد شرایط برای دریافت تیمارها در هر درجه رجوع کنید به هوارد، ١٩٩٦، جدولهای ص ٩٧ـ ٩٨ و ١١٠ـ١١٢؛
اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ ١٣٧٧ ش ، ج ١، ص ٥٨٣، ج ٢، ص ٥٩٨؛
همو، ١٩٨٨، ج ١، ص ٩٦) و اگر تیماردار، فرزند ذکور نداشت ، تیمار به آلای بیگیِ آن منطقه ، که از افسران عالی رتبة آنجا بود، واگذار می گردید (اوزون چارشیلی ، ١٩٨٨، همانجا).
بعدها پیرو سیاست «استمالت »، مسیحیان نیز در جرگة تیمارداران پذیرفته شدند، چنانکه در فتوحات بالکان ، مالکان مسیحی (پرونویا ) به عنوان تیماردار در املاک خود باقی ماندند (شیندر، ص ٥٠٩؛
شوگر ، ص ٢٩٨ـ٢٩٩). باب عالی (دربار عثمانی ) همچنین به دلیل تهدید دائمی ارتش هابسبورگ ، ناگزیر تیمارها یا زعامتهای سپاهیان بوسنی را موروثی ساخت . این خانواده های تیماردار به اُجاق و تیمارهای آنان
به اجاقلیق شهرت یافتند. ظاهراً اعطای این امتیاز به دورة احمد اول (١٠١٢ـ١٠٢٦) باز می گردد که ابراهیم (حک : ١٠٥٠ـ ١٠٥٨) در ١٠٥٤ آن را تأیید کرد. بعدها تیمارها علاوه بر نظامیان ، به سایر افراد نیز تعلق یافتند، چنانکه شواهدی وجود دارد حاکی از اعطای تیمار به مقامات مذهبی ، مانند قضات ، امامان ، سراسقفها و اسقفها و حتی برخی زنان متنفذ (برای نمونه رجوع کنید بهطاشکوپری زاده ، ج ١، ص ١٠٨؛
رایندل ـ کیل ، ص ٢٠٧).
تیمارها، اعم از تذکره لی و تذکره سیز، انواع دیگری نیز داشتند، طبقه ای از تیمارها با عنوان سربست یا تیمار آزاد از معافیتهای خاصی برخوردار بودند. همة خاص و زعامتهای متعلق به ضابطین * ، یا آنانکه در منطقة خود قدرت نظارت داشتند (مانند بیگلربیگی ، سنجق بیگی ، آلای بیگی ، زعیمها، چِری باشی ، سرعسکر، دِزْدار و چاووش )
در این طبقه قرار می گرفتند. تیمارها و زعامتهای نوعِ آرپالیق ، حکومت و اجاقلیق ، از تیمارها و زعامتهای معمولی متمایز بودند و با عنوان «مفروض القلم » و «مقطوع القدم » از نوعی خودمختاری و معافیتهای مالیاتی برخوردار بودند و قدرتهای محلی نیز حق دخالت در امور آنها را نداشتند (قس پاکالین ،
ج ١، ص ٨٥).
انواع دیگر تیمار عثمانی ، مطابق با شرایط محلی ، عبارت بودند از تیمارهای مالکانه ، اِشکینجی / اِشکون ، بنوبت ، مستحفظ ، قِلِچ . در دورة محمد دوم (٨٥٥ ـ٨٨٦) به سبب نیاز به سربازان کمکی ، کسانی که دارای مالکیت مطلق یا زمینهای یورت بودند، ملزم شدند تا گروهی را با نام اشکینجی مسلح و به اردوگاه اعزام کنند. محمد دوم بانی اصلاحات ارضی گسترده ای بود که بر اساس آن وقف و مالکیت بسیاری از زمینهای بایر فسخ شد تا برای سپاهیان ، تیمار ایجاد گردد.
بعدها در نتیجة کاهش ارزش واقعی تیمار و هزینه های بالای تجهیزات و تورم ، توان مالی سپاهیان تحلیل رفت ، بایگانیهای عثمانی حاکی از افزایش شمار سپاهیانی است که به زور از رعایای خود مالیات مطالبه می کردند و به راهزنان می پیوستند.
اگرچه بر اساس قوانین ، هیچ فردی از طبقة رعایا حق ورود به طبقة سپاهی و تملک تیمار را نداشت ، اما بعدها فرماندهان ، گونُلْلی ها (داوطلبان )، غریب یِگیدها (جوانان غریب )، و آقینجی ها (تکاوران سواره نظام ) را، که همه از رعایای جنگجو بودند، برای دریافت تیمار معرفی می کردند. نیاز مبرم به سرباز در مدت جنگهای طولانی با ایران و هاپسبورگ در ٩٨٦ـ١٠٢٧، تسامح فرماندهان را در بارة این موضوع بیشتر کرد و قوانین جدیدی وضع گردید.
افزایش طالبانِ تیمار، نیاز به سربازان بیشتر، و کاهش ارزش تیمار، سبب شد تا طالبانِ تیمار گروه ناآرام و بی قراری را تشکیل دهند که آمادة پیوستن به هر شورشی بر ضد حکومت مرکزی بودند، مانند شورش شیخ بدرالدین قاضی سماونه * در ٨١٩، شورش شاه قُلی در ٩١٧ و شورشهای قزلباشان در سدة دهم (قس اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٢، ص ٢٤٦ـ ٢٤٨؛
فرید، ص ١٥٠ـ١٥١، ٢٦٩). شاهزادگان عثمانی مانند سلیمان اول (حک : ٨٠٦ ـ٨١٣)، که فقط در روملیا حکومت داشت و بایزید دوم (حک : ٨٨٦ ـ ٩١٨) برای کسب مقام جانشینی ، از تیمار به عنوان حربه ای سیاسی سود جستند و به حامیان خود وعدة تیمار می دادند.
مهمترین دلیل عزل از تیمارداری ، کوتاهی تیماردار از شرکت در جنگ و ارتکاب جرائم سنگین مانند قتل یا سرقت و رفتار ظالمانه با رعایا بود. تیماردار معزول تحت نظارت و ملازمت بیگلربیگی در جنگ شرکت می کرد تا دو باره شایستة دریافت تیمار شود. اگر تا پس از هفت سال عزل در جنگ شرکت نمی کرد، صلاحیت خود را از دست می داد و رعیت ساده ای می شد که باید مالیات می پرداخت . ] علاوه بر این ، عوامل دیگری مانند سهل انگاری و رشوه خواری بیگلربیگیها در واگذاری تیمار و نیز اعطای تیمار به کارکنان
و مقامات درباری مانند چاووشها، قوناقچیها و کاتبان و گاه به افراد بی صلاحیت درباری مانند دلقکها، همچنین اختصاص درآمد تیمارها به خزانة دولتی تحت عنوان مقاطعة میریه یا وقف ، باعث انحطاط نظام تیمار و کاهش تعداد سواره نظام تیمارلی و در نهایت آسیب دیدگی سخت نیروی دفاعی کشور عثمانی شد (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٥، ص ١٨٥ـ ١٨٦؛
به نقل از قوچی بیگ ؛
نوری پاشا، ج ١، ص ١٣٨ـ١٣٩، ١٤٢؛
ووسینیچ ، ص ٥٤). در بند ٦ و ١٢ رسالة قوچی بیگ ، در بارة چگونگی اختصاص تیمار به افراد از ٩٩٢ به بعد اطلاعاتی آمده است (به نقل اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ ١٣٧٧ ش ، ج ٥، ص ١٨٨) [ .
بر پایة منابع موجود در ١٠٣٠، ٨٨٢ ، ٢ چاووش و فرزندان ذکور چاووشان ، ٩٤ گَدیکْلی چاووش ، و ٥٢٢ منشی در باب عالی و ٦٨١ تن از دیگر درباریان و فرزندان آنها، مالک تیمار بودند. در ١٠٦٠/١٦٥٠، در زمان محمد چهارم ، مقرر شد که سالانه از هر تیمار مالیاتی به نام «بدل تیمار» بگیرند که تقریباً معادل نیمی از درآمد هر تیمار می شد. این تصمیم سبب شورش تیمارلی سپاهیها در آناطولی گردید (اوزون چارشیلی ، ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ، ج ٥، ص ١٨٧ و پانویس ٢؛
قس نوری پاشا، ج ٢، ص ١١٠ـ١١١ که اتخاذ این تصمیم را در زمان محمد سوم دانسته است ). نظام تیمار که تقریباً از اواخر قرن دهم بی رونق شده بود، پس از انحلال سپاه ینی چری و جایگزینی نظام جدید در ١٢٦٣/ ١٨٤٧ بکلی ملغا گردید ( رجوع کنید بهکوائترت ، ص ٤٠٣).
منابع :
(١) ( اسماعیل حقی اوزون چارشیلی ، تاریخ عثمانی ، ترجمة ایرج نوبخت ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش ؛
(٢) همو، «نگاهی به تشکیلات دولتهای قراقوینلو و آق قوینلو»، ترجمة وهاب ولی ، مجلة تحقیقات تاریخی ، ش ٨ (بهار ١٣٧٢) ) ؛
(٣) تیمار تذکره دفترلری ، عثمانلی آرشیوی ، استانبول ، ش ١٧٨٩٣ MM (سلطنت بایزید دوم )؛
(٤) تیمار و زعامت ، ش ٢ر١ Fon ، شامل دورة ٩١٨ـ ١٠٥٨/ ١٥١٢ـ ١٦٢٨؛
(٥) تیمار و زعامت توجیه و یوقلاما دفترلری کاتالوگی ، ش ١ر١٠ـ٢ر١٠ Fon ؛
(٦) ] حاجی خلیفه ؛
محمود شوکت ، التشکیلات و الازیاء العسکریة العثمانیة منذ بدایة تشکیل الجیش العثمانی حتی سنة ١٨٢٥م ، ترجمة عن
(٧) الترکیة یوسف نعیسه و محمود عامر، دمشق ١٩٨٨؛
(٨) محمد همدمی صولاق زاده ، صولاق زاده تاریخی ، استانبول ١٢٩٧؛
(٩) احمدبن مصطفی طاشکوپری زاده ، الشقایق النعمانیة فی علماء الدولة العثمانیة ، بیروت ١٣٩٥/١؛
(١٠) درویش احمد عاشق پاشازاده ، عاشق پاشازاده تاریخی ، چاپ عالی بیگ ، استانبول ١٣٣٢؛
(١١) محمدبک فرید، تاریخ الدولة العلیة العثمانیة ، چاپ احسان حقی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) مصطفی نوری پاشا، نتایج الوقوعات ، ( استانبول ) ١٢٩٤ـ١٢٩٦؛
(١٣) وین ووسینیچ ، تاریخ امپراطوری عثمانی ، ترجمة سهیل آذری ، تهران ١٣٤٦ ش [ ؛
(١٤) M. Akdag §, "Timar sisteminin bozulu íu", AغDTCFD , III (١٩٤٥), ٤١٩-٤٢٩;
(١٥) A. Akgدndدz, Osmanl kanunnameleri ve hukuk ªtahlilleri , Istanbul ١٩٩٠-١٩٩٤;
(١٦) Z. Ar âkan, "Hamid Sancag â§ndaki timar dدzenine ili íkin ara ít ârmalar", TED , XII (١٩٨٢), ١٠١-١١١;
(١٧) Barkan, XV ve XVI inci as rlarda Osmanl imparatorlug §unda zira ªekonominin hukuk ªve mal ªesaslar , I. Kanunlar , Istanbul ١٩٤٣, esp. the K ¤a ¦nu ¦nna ¦me of Nig §ebolu, ٢٦٧-٢٧١;
(١٨) idem, "Feodal dدzen ve Osmanl âtimar â", in Tدrkiye I ktisat Tarihi Semineri , Ankara ١٩٧٣, ١-٣٢;
(١٩) idem, "Ma ªlika ªne - d ªâva ªn ªâsistemi", Tدrk Hukuk Ve I ktisat Tarihi Mecmuas , II (١٩٣٩), ١١٩-١٨٤;
(٢٠) idem, "Osmanl âdevrinin e íkincدlد mدlkleri veya mدlk timarlar âhakk ânda notlar", in Zeki Velidi Togan'a armag §an , Istanbul ١٩٥٠-١٩٥٥, ٦١-٧٠;
(٢١) idem, "Tدrkiye'de servaj varm âyd â?" Belleten , XX (١٩٥٦), ٢٢٧-٢٤٦;
(٢٢) N. Beldiceanu, Le timar dans l'إtat Ottoman , Wiesbaden ١٩٨٠, ١٣-١٧, ١٠٢-١٠٤;
(٢٣) idem, "Le Timar de Muslih ed-d ¦ân, precepteur de Selim ìa ¦h", Turcica , VIII /٢, ٩١-١٠٩;
(٢٤) N. Beldiceanu and I. Beldiceanu - Steinherr, Recherches sur la province de Qaraman au XVI e siةcle, إtude et actes , Leiden ١٩٦٨;
(٢٥) I. Beldiceanu-Steinherr, "La loi sur la transmission du timar (١٥٣٦), Turcica , XI (١٩٧٩), ٧٨-١٠٢;
(٢٦) I. Beldiceanu-Steinherr et al ., "La Crimإe Ottoman et l'institution du timar", AIUON , XXXIX (١٩٧٩), ٥٢٣-٥٦٢;
(٢٧) D. Bojanic ¨, Vidin i Vidinskijat Sandjak prez ١٥-١٦ vek., Sofia ١٩٧٥, V. Bos §kov, "Ein Nis §an des Prinzen Orh §an", WZKM , LXXI (١٩٧٩), ١٢٧-١٥٢;
(٢٨) [Claude Cahen, Pre-Ottoman Turkey, New York ١٩٦٣;
(٢٩) Gerhard Doerfer, Tدrkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٣];
(٣٠) F. M. Emecan, XVI as rda Manisa Kazas , Ankara ١٩٨٩, ٢٨٨-٢٩٧, ٣٢٦-٣٩٠;
(٣١) L. Fekete, Die Siyaqat-Schrift im der tدrkischen Finanzverwaltung , Budapest ١٩٥٥;
(٣٢) N. Filipovic ¨, "Bosna-Hersek'de timar sisteminin inki íaf ânda baz âhususlar", IUIFM , XV (١٩٥٤), ١٥٤-١٨٨;
idem, "Ocakl âk
(٣٣) timars in Bosina and Hertzegovina", OF , ١٤٩-١٨٠;
(٣٤) T. Gخkbilgin, "Kanun ªâSultan Sدleyman' ân timar ve zea ªmet tevcihi ile ilgili fermanlar â", TD , XXII (١٩٦٨), ٣٧-٤٣;
(٣٥) N. Gخyدn µ, "Timar ru ªzna ªm µe defterlerinin biyografik kaynak olarak خnemi", Belleten , LX (١٩٩٦), ١٢٧-١٣٨;
(٣٦) idem, "Timar tevcihleri hakk ânda", in Osmanl tدrk diplomatig §i semineri , Istanbul ١٩٩٥, ٦٧-٧٤;
(٣٧) Hamid Hadzibegic ¨, "Rasprava Ali C §aus §a iz Sofije timarskoj organizaciji u XVII stoljecu", Glasnik Zemalskog Muzea , II (١٩٤٧), ٣٩-٢٠٥;
(٣٨) Hicr ª٨٣٥ tarihli su ªret-i defter-i sancak-i Arvanid , ed. H. I nalc âk, Ankara ١٩٥٤;
(٣٩) D. A. Howard, "The BBA Ru ¦zna ¦m µe tasnifi. A new source for the study of the Ottoman timar system", AAS Bulletin , V /١٠ (١٩٨٥), ١١-١٩, ١٢٧-١٣٨;
(٤٠) idem, "The historical development of the Ottoman imperial registry Defter-i Haka ªn ªâ", Archivum Ottomanicum , XI (١٩٨٨), ٢١٣-٢٣٠;
(٤١) idem, "The life and career of an Ottoman sipahi", in Aspects of Altaic civilization , ed. D. Sinor, vol.٣, Bloomington ١٩٩٠, ٤٥-٤٧;
(٤٢) idem, "Ottoman administration and the Timar system. Su ¦ret-i k ¤a ¦nu ¦nna ¦me-i ـ Os ¢ma ¦n ¦âbera ¦y-i t ¦âma ¦r da ¦den", in In Memoriam Abdدlbaki Gخlp narl , hat ra say s , II , in Jnal. of Turkish Studies, XX (١٩٩٦), ٤٦-١٢٤;
(٤٣) idem, "The Ottoman timar system and its transformation ١٥٣٦- ١٦٥٦", Ph.D. diss. Indiana University ١٩٨٧;
(٤٤) Hدdavendiga ªr liva ªs tahrir defterleri , vol.١, ed. ع.L. Barkan and E. Meri µli, Ankara ١٩٨٨, ٤٧-١١٥, at ٩٢-١٠٤, ١١٢-١١٥;
(٤٥) M. I lhan, " XVI . yدzy âlda ìehrizol sancag â§", Osmanl Tarihi Ara ít rma ve Uygulama Merkezi dergisi , IV (١٩٩٣), ١٦١- ١٧٠;
(٤٦) H. I nalc âk, "Comments on `Sultanism'. Max Weber's typification of the Ottoman polity", Princeton papers in Near Eastern studies , I (١٩٩٢), ٤٩-٧٢;
(٤٧) idem, Fatih devri دzerinde tetkikler ve vesikalar , vol.١, Ankara ١٩٥٤, ١٣٧-١٨٤;
(٤٨) idem, "Military and fiscal transformation in the Ottoman Empire, ١٦٠٠-١٧٠٠", Archivum Ottomanicum , VI (١٩٨٠), ٢٨٣-٣٣٧;
(٤٩) idem, "Osmanl âbدrokrasisinde akla ªm ve mua ªmela ªt", Jnal. of Ottoman studies , I (١٩٨٠), ١-١٤;
(٥٠) idem, "Osmanl âlarda raiyyet rدsu ªmu", Belleten, XXIII (١٩٦٩), ٥٧٥-٦١٠;
(٥١) idem, "The problem of the relationship between Byzantine and Ottoman taxation", in Akten des XI. Internationalen Byzantinisten-Kongresses ١٩٥٨ , Munich ١٩٦٠, ٢٣٧-٢٤٢;
idem et al., An economic and social
(٥٢) history of the Ottoman Empire , Cambridge ١٩٩٤;
(٥٣) I A , s.vv. "Mehmed II " (by H. I nalc âk), "Timar" (by عmer Lu ªtfi Barkan), "Ze ف a ªmet" (by H. Sahilliog §lu);
(٥٤) Die Karlsruher Tدrkenbeute, Munich ١٩٩١;
(٥٥) V.P. Mutafc §ieva, "Sur le caractةre du timar Ottoman", Acta Or. Sci. Hungaricae , IX (١٩٥٤), ٥-٦١;
(٥٦) V.P. Mutafc §ieva and Str. Dimitrov, Sur l'إtat du systةme des timars des XVII e ss. , Sofia ١٩٦٨;
(٥٧) [M.Z. Pakalin, Osmanl tarih deyimleri ve terimleri sخzlدg §د , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢(;
(٥٨) S. Pulaha, Defteri i regjistremi tح sanxhakut tح shkodrحs i vitit ١٤٨٥, Tirana ١٩٧٤;
(٥٩) )Donald Quataert, "Clothing laws, state, and society in the Ottoman Empire: ١٧٢٠-١٨٢٩", International journal of Middle East studies, vol.٢٩, no.٣ (Aug. ١٩٩٧);
Hedda Reindl-Kiel, "A woman timar holder in Ankara Province during the second half of the ١٦th ceatury", Journal of the economic and social history of the orient , vol.٤٠,
(٦٠) pt. ٢ (May ١٩٩٧)];
(٦١) K. Rخhrborn, Untersuchungen zur Osmanischen Verwaltung , Berlin ١٩٧٣;
(٦٢) C. Rخmer, "Drei Urkunden Murads III . zu Timarengelegenheiten", Jnal. of Ottoman Studies , XII (١٩٩٢), ٢٨٩-٣٠٦;
H. S §abanovic ¨, Kragjiste Isa-Bega Ishakovic ¨a zbirni katastarshi popis iz ,
(٦٣) ١٤٥٥ godine, Sarajevo ١٩٦٤;
(٦٤) I . ìahin, "Timar sistemi hakk ânda bir risa ªle", TD , XXXII (١٩٧٦), ٩٠٦-٩٣٥;
(٦٥) [Joel Shinder,"Early Ottoman administration in the wilderness: some limits on comparison", International journal of Middle East studies , vol.٩, no.٤ (Nov ١٩٧٨)(;
(٦٦) Sofyal Ali ´avu íkanunnamesi , ed. Midhat Serrog §lu, Istanbul ١٩٩٢;
(٦٧) )Peter F. Sugar, "Major changes in the life of the Slav peasantry under Ottoman rule", International journal of Middle East Studies , vol.٩, no.٣ (Aug. ١٩٧٨)(;
(٦٨) A. Suc §esca, "Ocakl âk timar", in II. Tدrkoloji kongresi. Bildiriler , Ankara ١٩٧٠;
(٦٩) )I smail Hakki Uzun µar âíl â, Osmanli devleti te íkila ªt ndan kapukulu ocaklar , Ankara ١٩٨٨];
(٧٠) G. Veinstein, "L'hivernage en campagne, ب propos des sipahi de Rumelia en ١٥٥٩-١٥٦٠", St.Isl., l VIII (١٩٨٣), ١٠٩-١٤٨;
(٧١) V. Velc §ov et al ., Fontes turcici historiae bulgaricae , XX , Sofia ١٩٧٤;
(٧٢) A. Veli, "Osmanl âimparatorlug §unda timar sisteminin kaldlr âlmas â", Ph.D. diss. Ankara Univ.
(٧٣) / ژ. دنی ، تلخیص از ( د. اسلام ، چاپ اول )؛
(٧٤) خلیل اینالجِق ، تلخیص از ( د. اسلام ، چاپ دوم )؛
با اضافاتی از گروه فرهنگ و تمدن اسلامی /