دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٦٨
تَیْم ، تیره ای از قبیلة قریش * . تیم در لغت به معانی گوناگون ، از جمله «هواخواه سرگشته ای که عقلش را از دست داده » یا «بندة به ذلت افتاده » است (ابن دُرَیْد، ١٩٨٧ـ ١٩٨٨، ج ١، ص ٤١١، ذیل «ت ـ م ـ ی »؛ ابن منظور؛ مرتضی زَبیدی ، ذیل «تیم »). چند تیره و قبیلة عرب بدین اسم نامیده شده (برای نام برخی از این قبایل رجوع کنید بهکحّاله ، ج ١، ص ١٣٧ـ١٣٩) و افراد این قبایل را تَیمی خوانده اند (سمعانی ، ج ١، ص ٤٩٨). از آن میان بنی تیم بن مرّه را مُرّی نیز لقب داده اند (سیوطی ، ص ٢٤٣).
مُرّه ، پدر تیم ، که نیای هفتم پیامبر اکرم به شمار می رود (اشرف الرسولی ، ص ٥٨ـ٥٩)، فرزند کعب بن لُؤَیّ که نسبش به عدنان می رسد، دانسته شده است (ابن حَزْم ، ص ١١ـ١٣). سَعد، أَحَبّ و به روایتی شُکامه ( رجوع کنید بهابن درید، ١٣٩٩، ج ١، ص ١٤٠) سه فرزند تیم بن مُرّه بودند. أَحَبّ در جوانی درگذشت و
فرزندی از خود به جا نگذاشت (همانجا؛ مؤَرِّج سَدوسی ، ص ٧٦)؛ ازینرو، نسل تیم بن مرّه جملگی از سعدبن تیم ( رجوع کنید بهابن کلبی ، ج ١، ص ٩٤ـ١٠٧؛ مُصْعَب بن عبداللّه ، ص ٢٧٥؛ ابن درید، ١٣٩٩، ج ١، ص ١٤٠ـ١٤٧؛ ابن حزم ، ص ١٣٥ـ١٤٠) و نامدارترین مردان این طایفه از نسل عمروبن کعب بن سعدند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
تیم یکی از ٢٥ تیرة قریش (مسعودی ، ج ٣، ص ٨) و از ده تیرة مهم آن ، از تیره های قریشِ بَطاح (ساکنان درون مکه ؛ ابن حبیب ، ١٣٦١، ص ١٦٧؛ مسعودی ، ج ٢، ص ١٧٦) بودند که سیادت و اشرافیت خود در عصر جاهلیت را در دورة اسلامی نیز حفظ کردند (ابن عَبدِرَبّه ، ج ٣، ص ٢٧٧ـ ٢٧٨). برخی خاندانهای بنوتیم ، بیشتر از راه کشاورزی ، بویژه کشت خرما و گندم ، ثروت فراوانی به دست آورده بودند ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ؛ در بارة برخی چاهها و نخلستانهای بنی تیم رجوع کنید به یاقوت حموی ، ج ١، ص ٤١٤، ٩٢٤، ج ٢، ص ١٤٧، ٢٧٥). این تیره با وجود تَیمیان نامبردار و متنفذ، همواره موقعیت اجتماعی استواری داشت ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
بنی تیم در برخی از مهمترین پیمانهای جاهلی شرکت داشتند، از جمله در حِلْفُالرِّباب با قبایل مُزَیْنَه (ثور)، عَدْی ، عُکْل و ضَبَّة (ابن درید، ١٣٩٩، ج ١، ص ١٨٠؛ جوادعلی ، ج ٤، ص ٣٧٨، ٣٨٦) و در دو پیمان مشهور حِلْفُالمُطَیَّبین و حِلفُالفُضول * . در حلف المطیبین که در پی کشمکش تیره های قریش برای تصاحب برخی مناصب مکه پدید آمد، بنی تیم با بنی عبدمناف و بنی اسد و بنی زهرة بن کلاب و بنی الحارث بن فهر هم پیمان شد. این دو پیمان ، در خانة عبداللّه بن جُدْعان * (بن عمروبن کعب )، بزرگ بنی تیم ، بسته شد (ابن حبیب ، ١٣٨٤، ص ٤٢ـ٤٤؛ بلاذری ، ج ١، ص ٦٣ـ٦٤) که از نامدارترین تیمیان در آستانة ظهور اسلام و مشهور به بخشندگی و امانتداری بود (ابن کلبی ، ج ١، ص ١٠٤؛ بلاذری ، ج ٨، ص ٢٥٩ـ٢٦٠؛ ابن درید، ١٣٩٩، ج ١، ص ١٤١ـ١٤٤؛ در بارة اوصاف شخصیتی او رجوع کنید به مصعب بن عبداللّه ، ص ٢٩١ـ٢٩٣؛ جوادعلی ، ج ٤، ص ٩٤ـ١٠٣) و تَیمیان به رهبری او، در نبردهای بَرّاض (نخله ) و شَمْظَة (هر دو از جنگهای فِجار) با قبیلة هَوازِن جنگیدند (مؤرّج سدوسی ، ص ٧٧؛ ابن حبیب ، ١٣٨٤، ص ١٩٠ـ٢٠١، ٢١٨ـ٢١٩).
نشانه ای دیگر از موقعیت اجتماعی بنی تیم در عصر جاهلی ، سهم آنان در بازسازیهای کعبه است . مطابق پیمانهای قریش ، بنی تیم به همراه بنی مخزوم عهده دار بنایِ دیوارپشتی خانة کعبه (دُبُرالبیت ) بودند (ابن حبیب ، ١٣٨٤، ص ٣٣٢؛ قس طبری ، ج ٢، ص ٢٨٨: دیوار میان رکن اسود و رکن یمانی ). پس از ظهور اسلام نیز برخی از نامدارترین صحابة پیامبر از بنی تیم بودند، از جمله : ابوبکربن ابی قُحافه * (مؤرّج سدوسی ، ص ٧٦؛ ابن کلبی ، ج ١، ص ٩٤) وطلحة بن عبیداللّه (مؤرّج سدوسی ، ص ٧٨؛ بلاذری ، ج ٨، ص ٢١٣ـ٢١٤)، هر دو از نوادگان عمروبن کعب ؛ و نیز صُهَیب بن سنان * (ابن حبیب ، ١٣٨٤، ص ٣١٠ـ٣١١) و احتمالاً بلال بن رَباح * (بلاذری ، ج ١، ص ٢٠٧ـ ٢٠٨؛ قس «بلال بن رباح »)، هر دو از موالی تیم بن مرّه .
با اینهمه ، بنی تیم نسبت به دیگر تیره های قریش اهمیت کمتری داشتند، چنانکه در ماجرای سَقیفه و رقابت مهاجران با یکدیگر و با انصار (بویژه اوس و خزرج )، بیعت با مردی از تیمیان که گمان نمی رفت بتواند خلافت را در تیرة خود همیشگی سازد و دیگر قبایل را از این امر محروم کند، چندان دشوار نبود ( رجوع کنید به سخن فضل بن عباس در سرزنش بنی تیم در ابن ابی الحدید، ج ٦، ص ٢١؛ دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ج ٥، ص ٢٢٧ـ ٢٢٨)، اگر چه عوامل پیدایش ماجرای سقیفه در مناسبات و منازعات قبایل عرب خلاصه نمی شود.
پس از سقیفه «تیم » و «عدی » کنایه ای از نام ابوبکر و عمر نیز شد که بویژه مخالفان تصمیم سقیفه ، در سخنان خود به طرزی نمادین آن را به کار می بستند (برای نمونه رجوع کنید بهفقراتی از خطبة امام علی علیه السلام در ابن شهر آشوب ، ج ٢، ص ٤٦ـ ٤٨؛ شعر منسوب به ابوسفیان ، خطاب به بنی هاشم و بویژه علی بن ابی طالب در ابن ابی الحدید، ج ٦، ص ١٧ـ ١٨، ج ، ص ٢٨٠ـ٢٨٣؛ سیدحمیری ، متوفی ١٧٣، ص ٣٧٧ـ ٣٧٨).
پس از درگذشت ابوبکر نیز برخی از تیمیان عهده دار مناصب مهمی شدند، از جمله : قُنْفُذبن عُمَیربن جُدْعان ، از والیان مکه در زمان خلافت عمر (خلیفة بن خیاط ، ص ١٥٣)؛ عبداللّه بن قنفذبن عمیر، نخستین صاحب الشرطه در خلافت اسلامی ، منصوب از جانب خلیفة سوم (همان ، ص ١٧٩)؛ محمدبن ابی بکر، از والیان مصر در زمان خلافت علی بن ابی طالب (بلاذری ، ج ٢، ص ٣٨٣)؛ اسحاق بن طلحه ، از مسئولان دیوان خراج خراسان در زمان خلافت معاویه (همان ، ج ٨، ص ٢٣٦) و عبداللّه بن محمد (نوادة پنجم طلحه )، از قاضیان مدینه و مکه در روزگار خلافت هارون الرشید (سمعانی ، ج ١، ص ٥٠٠؛ برای نام برخی دیگر از مقامهای حکومتی بنی تیم رجوع کنید بهد. اسلام ، همانجا).
برخی دیگر از تیمیان نامدار اینان اند: محمدبن مُنْکَدِر (٥٤ ـ١٣٠) از تابعین ، که حدود دویست حدیث از صحابه نقل کرده (سمعانی ، ج ١، ص ٤٩٩؛ زرکلی ، ج ٧، ص ١١٢)؛ سلیمان بن قَتّه از تابعین و شاعران شیعی و سرایندة اشعاری در رثای امام حسین و شهیدان کربلا (ابن قتیبه ، ص ٥٩٨؛ ابومِخْنَف ، ص ٧)؛ اسماعیل بن یسارنسائی (متوفی ١٣٠)، شاعر شعوبی و از موالی بنی تیم (زرکلی ، ج ١، ص ٣٢٩)؛ ابوعثمان ربیعة بن ابی عبدالرحمان مشهور به ربیعة الرّأی ، از اصحاب رأی ، در استنباط فقهی ، که از صحابه و تابعین مدینه حدیث شنید و مالک بن اَنَس و سفیان ثوری از او روایت کرده اند (سمعانی ، ج ٣، ص ٣٥ـ٣٦)؛ مالک بن انس (متوفی ١٧٩)، پایه گذار مکتب فقهی مالکی (ابن قُتَیبه ، ص ٤٩٨) و ابوعبیده مَعْمَربن مُثَنّی (متوفی ٢٠٩)، نحوی شعوبی و از موالی بنی تیم که در مثالب عرب کتابی نگاشت و به برخی باورهای خوارج پایبند بود (همان ، ص ٥٤٣؛ ابن ندیم ، ص ٥٨ ـ٦٠، ٣٢٢).
منابع :
(١) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن حبیب ، کتاب المحبر ، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ١٣٦١/١٩٤٢، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) همو، کتاب المنمق فی اخبار قریش ، چاپ خورشید احمد فارق ، حیدرآباد دکن ١٣٨٤/١٩٦٤؛
ابن حزم ، جمهرة
(٤) انساب العرب ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣، ابن درید، کتاب الاشتقاق ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، بغداد ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥) همو، کتاب جمهرة اللغة ، چاپ رمزی منیر بعلبکی ، بیروت ١٩٨٧ـ ١٩٨٨؛
(٦) ابن شهر آشوب ، مناقب آل ابی طالب ، نجف ١٩٥٦؛
(٧) ابن عبدربه ، العقد الفرید ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤٠٨ـ١٤١١/ ١٩٨٨ـ١٩٩٠؛
(٨) ابن قتیبه ، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(٩) ابن کلبی ، جمهرة النسب لابن الکلبی ، ج ١، چاپ محمود فردوس العظم ، قاهره ?( ١٩٨٢ ) ؛
(١٠) ابن منظور؛
(١١) ابن ندیم ؛
(١٢) لوط بن یحیی ابومخنف ، مقتل الحسین ، قم ١٣٩٨؛
(١٣) عمربن یوسف اشرف الرسولی ، طرفة الاصحاب فی معرفة الانساب ، چاپ ک . و. سترستین ، دمشق ١٩٤٩، چاپ افست بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٤) احمدبن یحیی بلاذری ، انساب الاشراف ، چاپ محمود فردوس العظم ، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠١؛
(١٥) خلیفة بن خیاط ، تاریخ خلیفة بن خیاط ، دمشق ١٣٩٧؛
(١٦) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ١٣٦٧ ش ـ ، ذیل «ابوبکر» (از هادی عالم زاده )؛
(١٧) زرکلی ؛
(١٨) سمعانی ؛
(١٩) اسماعیل بن محمد سیدحمیری ، دیوان السیّدالحمیری ، چاپ شاکر هادی شکر، بیروت ( ١٩٦٦ ) ؛
(٢٠) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، لب الالباب فی تحریر الانساب ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٢١) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٢٢) جوادعلی ، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(٢٣) عمررضا کحّاله ، معجم قبائل العرب القدیمة و الحدیثة ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٤) محمدبن محمدمرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢٥) مسعودی ، مروج (بیروت )؛
(٢٦) مصعب بن عبداللّه ، کتاب نسب قریش ، چاپ لوی پرووانسال ، قاهره ١٩٥٣؛
(٢٧) مؤرّج سدوسی ، کتاب حذفٍ من نسب قریش ، چاپ صلاح الدین منجد، قاهره ?( ١٩٦٠ ) ، چاپ افست بیروت ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(٢٨) یاقوت حموی ؛
(٢٩) EI ٢ , s.v. "Taym B . Murra" (by M. Lecker).
/ ستار عودی و سیداحمد هاشمی /