دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٥٥
تیرگان ، جشن باستانی ایرانیان در سیزدهم تیر. نزدِ ایرانیان باستان ، هر یک از روزهای ماه نامی داشت و تطابق نام روز و ماه ، مناسبتی بود برای برگزاری جشنی که نام آن با افزودن پسوند «گان » به آخر نامِ روز به دست می آمد.
به باور برخی محققان ، تَلْمود قدیمترین منبعی است که در آن ، در شمار اعیاد کافران ، از تیرگان (به عبری : تُریَسْکَی ) نیز سخن به میان آمده و مراعات آن حرام شمرده شده است ( رجوع کنید بهتقی زاده ، ص ٣٢٤ و پانویس ٤ به نقل از لاگارد و کوهوت ). گزارشی از برگزاری جشنی به نام شهربگمود که با تیرگان مشابهتهایی دارد، از قرن دوم میلادی در دست است ( رجوع کنید بهپیگولوسکایا ، ص ٤٨٠ـ٤٨٥). این قول که شهربگمود، اشاعة جشن تیرگان بوده است ، موافقان ( رجوع کنید به روح الامینی ، ١٣٧٨ ش ، ص ١٠٣) و مخالفانی ( رجوع کنید به اسماعیل پور، ص ٨٢) دارد. در مآخذِ ایرانی ـ اسلامی ، علاوه بر مناسبت عمومیِ انطباق نام ماه با نام روز، وجوه دیگری نیز برای وجه تسمیه تیرگان آمده که معروفترین آنها تیراندازیِ آرش * کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران است (ابوریحان بیرونی ، ١٩٢٣، ص ٢٢٠؛ همو، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٥٤؛ گردیزی ، ص ٢٤٣). احتمالاً، این منابع ، پیوند تیرگان را با تیراندازی آرش ، از اشاره های تیریشت / تیشتریشتِ اوستا بر گرفته اند. در این یشت ، شتافتن ستارة تیشتر به سوی دریای فَراخکَرت ، به شتافتنِ تیری تشبیه شده که آرش ، بهترین تیرانداز آریایی ، از کوه اَئیریوخْشوُث به
کوه خَوانْوَنْتْ انداخت ( یشت ها ، ج ١، ص ٣٤١، ٣٥٩؛
در بارة نسبت تیر و تیشتر رجوع کنید بهادامة مقاله ). روشن است که در زمان تدوین این یشت ( رجوع کنید بهیشت ها * )، افسانة تیراندازی آرش آنقدر شهرت داشته که مورد تمثیل قرار گرفته و تنها اشاره ای کوتاه به آن برای مخاطب کافی بوده است ( رجوع کنید به دانشنامة ایران و اسلام ، ذیل «آرش »).
علاوه بر ابوریحان بیرونی ، که ظاهراً نخستین نویسندة مسلمانی است که از تیرگان سخن گفته ، برخی دیگر از نویسندگان دورة اسلامی نیز از ارتباط تیرگان با تیراندازی آرش سخن گفته اند، مثل گردیزی (همانجا) و بعدها قَلقَشَنْدی (ج ٢، ص ٤٢٣) که نام جشن را به تصحیف «شرکان » آورده است (برای تصحیفهای دیگر مثل نیرکان رجوع کنید به قزوینی ، ص ٨٠؛
قس همان ، تحریر فارسی ، ص ٧٨ که آن را ترکان ضبط کرده است ). برخی مانند شَهمردان بن ابی الخیر (ص ٣٦)، اساساً این ارتباط را موهوم دانسته و بعضی دیگر، مثل شمس الدین صوفی دمشقی (ص ٢٧٩)، ظاهراً جشن تیرگان را با فروردگان خلط کرده و بازگشت روانهای مردگان و تکریم آنان را مناسبت این جشن انگاشته اند.
تنها مأخذی که در آن ، بر خلاف مآخذ دیگر (مثلاً ابوریحان بیرونی ، ١٩٢٣، همانجا، که سیزدهم تیر، روز افکندن تیر را تیرگان کوچک و چهاردهم تیر، روز فرود آمدن تیر را تیرگان بزرگ گفته است )، روز تیراندازی آرش به جای سیزدهم تیر، ششم فروردین ذکر شده ، رسالة پهلویِ ماه فروردین روز خرداد (بند ٢٢) است . به عقیدة احمد تفضلی ( دانشنامة ایران و اسلام ، همانجا) به احتمال قوی روایت این رساله ، قدیمتر است و روایات مآخذ دیگر، بر اثر تشابه اسمی تیر (اندازی ) با روز و ماه تیر و ذکر تیراندازی آرش در تیریشت / تیشتریشت پدید آمده است (نیز رجوع کنید به شهمردان بن ابی الخیر، همانجا). در واقع ، تیر به معنای ابزار جنگی ، معادل سَهم در عربی ، از ریشة تیغری اوستایی و تیگرایِ پارسی باستان به معنای
تیز یا نوک تیز است و با تیر به معنای ستارة شعرای یمانی ، که از ریشة تیشتریة اوستایی / تیشتر پهلوی است ، هیچ ارتباطی ندارد ( رجوع کنید بهیشت ها ، ج ١، ص ٣٢٤ـ٣٢٥). از سوی دیگر، در گذشته گمان می شد که نام ماه تیر و روز تیر، یعنی روز سیزدهم هر ماه ، بر گرفته از نام تیشتر است که در یشتِ مخصوص آن ، از تیراندازی آرش سخن به میان آمده است ، ولی امروزه بنا بر پژوهشهای محققانی چون مولتون و اشپیگل ( رجوع کنید به اذکائی ، چیستا ، سال ٣، ش ١٠، ص ٧٧٥) اینهمانیِ تیر و تیشتر پذیرفته نیست . پورداوود ( یشت ها ، ج ١، ص ٣٢٥) نیز به رغم آنکه معتقد است بحث در این باره به نتیجة رضایت بخشی نخواهد انجامید، بر دوگانگیِ تیر (= سیارة عطارد) و تیشتر (= ستارة شعرای یمانی ) تصریح کرده است . با اینهمه ، اختلاط نامهای تیر و تیشتر باید به زمانی بسیار کهن بازگردد ( رجوع کنید به بنونیست ، ص ٩٢ـ٩٣).
افزون بر بزرگداشت ستارة تیشتریه که ستارة باران است و در تیر طلوع می کند ( یشت ها ، همانجا؛
اذکائی ، چیستا ، سال ٤، ش ٥، ص ٣٤٧ به بعد، ش ٦، ص ٤٥٩ـ٤٦١) و تیراندازی آرش ، مناسبت دیگر جشن تیرگان را تعظیم و تکریم دبیران و کاتبان دانسته اند، زیرا سیارة تیر/ عطارد دبیر فلک است (ابوریحان بیرونی ، ص ٢٢١)، هر چند که به این مناسبت کمتر توجه شده است . به عقیدة اذکائی ( چیستا ، سال ٣، ش ١٠، ص ٧٧٣ـ٧٧٤) در جشن تیرگان علاوه بر بزرگداشت کاتبان و دبیران ، از منجمان که در ایران باستان از طبقة دبیران بودند، نیز تجلیل می شده است . وی احتمال می دهد که تیرگان را هم مُغانِ اخترشناس ماد بنیاد نهاده باشند. در این صورت ، تیرگان نه یک جشن زردشتی که در واقع با سابقه ای بیشتر، جشنی مرتبط با سنّت ایرانی غربی خواهد بود.
از آنجا که تقریباً به گزارش همة مآخذ، برجسته ترین عنصر در جشن تیرگان ، آب و بزرگداشت آن و نیز اجرای مراسمِ اغتسال و آب پاشی مردم به یکدیگر است (با این توضیح که آب تقریباً در همة جشنها وجود دارد؛
یادآوری از علیرضا شاپور شهبازی )، ظاهراً باید تکریم آب و ستارة باران را مناسبت اصلیِ جشن تیرگان پنداشت (هویان ، ص ٣٠؛
اقتداری ، ج ١، بخش ٢، ص ١٠٠٦؛
قس رضی ، ص ٣٤٤ که به جادوی تقلیدی برای طلب باران اشاره دارد) که این امر، البته مانع پذیرفتن مناسبتهای فرعی دیگر نیست . گفتنی است که زمان برگزاری جشن مَیدیُوشِم ، گاهنبار دوم زردشتی که در بزرگداشت سالگرد آفرینش آب به دست اهورامزدا برگزار می شود، نیز پانزدهم تیر است ( رجوع کنید به خرده اوستا ، آفرینگان گهنبار، بند ٨؛
نیز رجوع کنید به جشن * ).
به روایت ابوریحان بیرونی (١٩٢٣، همانجا)، ایرانیان در روز تیرگان غسل می کرده اند، زیرا که کیخسرو در بازگشت از جنگ با افراسیاب و پس از رویارویی با فرشته ای (قس قمی ، ص ٨٢: جنّی )، بی هوش در کنار چشمه ای افتاد و بیژن ، پسر گودرز، با پاشیدن آب به روی او، بیدارش کرد. از آن پس ، اغتسال در آن چشمه و چشمه های دیگر رسم شد (نیز رجوع کنید بهگردیزی ، ص ٢٤٣ که سفالینه شکستن و گندم و میوه پختن را نیز از رسوم تیرگان دانسته است ). ابوریحان بیرونی بین مراسم آب پاشی در تیرگان ( رجوع کنید به ١٩٢٣، همانجا؛
همو، ١٣٧٣ـ ١٣٧٥، ج ١، ص ١٥٩، ٢٦٣) و آب پاشیهای نوروز ( رجوع کنید بههمو، ١٩٢٣، ص ٢١٨) تفکیک قائل شده و علاوه بر اینها بصراحت از جشنی به نام آفریجکان / آبریزگان یاد کرده که در سی ام بهمن ، به یاد باران عظیمی که پس از یک خشکسالی طولانی در عهد فیروز اول ساسانی (٤٥٩ـ٤٨٤ میلادی ؛
در بارة این خشکسالی رجوع کنید بهطبری ، سلسلة ١، ص ٨٧٢ ـ٨٧٣؛
مطهر مقدسی ، ج ٣، ص ١٦٥؛
فردوسی ، ج ٨، ص ١٠ـ١١؛
ثعالبی مرغنی ، ص ٥٧٥ ـ ٥٧٨؛
ابن بلخی ، ص ٨٣) فرو بارید، برگزار می شود (ابوریحان بیرونی ، ١٩٢٣، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛
همو، ١٣٧٣ـ١٣٧٥، ج ١، ص ١٥٩، ٢٦٦؛
نیز رجوع کنید بهگردیزی ، ص ٢٤٧، که از این جشن با نام آبریزگانِ اصفهان یاد کرده است ).
برخی فرهنگهای فارسی ، مثل برهان قاطع (برهان ، ذیل «آبریزان ») و فرهنگ جهانگیری (جمال الدین انجو، ج ١، ص ٧٧)، جشن آبریزگان را همان تیرگان دانسته و تاریخ برگزاری آن را در سیزدهم تیر نوشته اند. بنا بر شرح بیست باب ملامظفر (تألیف در ١٠٠٥ هجری ؛
ص ١٢٤) نیز آبریزان از مراسم روز سیزدهم تیر جلالی بوده که به مناسبت خشکسالی و بارش باران در دورة فیروز اول ساسانی برگزار می شده و در زمان نگارش کتاب ، این رسم هنوز در بعضی از شهرهای عراق و فارس اجرا می گردیده است . برخی رواج و تداوم این رسم را در اصفهان ناشی از تأثیر حکومتِ زیاریان مازندرانی ( رجوع کنید به رجبی ، ص ٨٤ ـ ٨٥) یا حکامِ دیلمی ( رجوع کنید بهعمادی ، یغما ، سال ٢٧، ش ١٢، ص ٧٢٣) انگاشته اند. بعضی متأخران ( رجوع کنید بههمو، یغما ، سال ٢٧، ش ١٠، ص ٥٨٩ ـ٥٩٠؛
نیز رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل «آبریزگان ») نیز معتقدند آبریزگان ، که در اَنیران روزِ (= سی امِ) بهمن برگزار می شد، همان تیرگان بوده و این روز در گاه شماریهای دیلمی و گریگوری در موسم تیرگان (سیزده تیر) واقع می شده است . همچنین گزارشهای متعددی از دورة صفویه در دست است که بنا بر آنها، جشن آب پاشان با حضور شاه عباس اول (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) در اوایل تیر (تحویلِ سرطان ) در اصفهان برگزار می شد ( رجوع کنید بهاسکندرمنشی ، ج ٢، ص ٧٨٨، ٨٣٨؛
نیز رجوع کنید به دلاواله ، ج ١، ص ٩٠٣؛
سیلوا ای فیگروا ، ص ٣٤٥ـ٣٤٦). به نوشتة اسکندرمنشی (ج ٢، ص ٨٥٣) در عهد شاه عباس اول ، مراسم آب پاشیِ مربوط به پنجة دزدیده در گیلان ، به حساب منجمان آن ناحیه ، در تیر برگزار می شد. از سوی دیگر تقریباً مقارن همین دوره عبدالحمید لاهوری (متوفی ١٠٦٥) در بادشاه نامه (ج ١، حصة ٢، ص ٢٧٥) از برگزاری جشنی در تیر روز تیرماه یاد کرده و محمدصالح کنبو (ج ١، ص ٣١١) از مرسوم بودن برگزاری عید گلابی در سیزدهم تیر در دربار شاهجهان (پادشاه سلسلة تیموریان هند، حک : ١٠٣٧ـ ١٠٦٨) سخن گفته و توضیح داده که نام این عید به فارسی ، ترکان ( تیرگان ؟ ) است ، هرچند نورالدین جهانگیر (حک : ١٠١٤ـ ١٠٣٧) که در توزوک خود (ص ١٥١) از مجلس گلاب پاشی در تیر یاد کرده ، متذکر شده است که در قدیم این رسم را آب پاشی می خوانده اند.
با این حال ، بنا بر روایات ابوریحان بیرونی و گردیزی ، منشأ و علت آب پاشی در تیرگان با آبریزگان / آفریجکان یا نوروز * یکی نیست ، هرچند زمان جشنها بر هم منطبق شده باشد ( رجوع کنید بهپروین گنابادی ، ص ١٣٩ـ١٤٠؛
نیز رجوع کنید بهعلیرضا شاپور شهبازی ، مصاحبه مورخ ١٢ شهریور ١٣٨٢). در واقع ، آبریزگان جشنی مستقل و اساس و محور آن ، آب پاشی به یکدیگر بود (قس گردیزی ، همانجا: آب بر آب ریختن )، در حالی که ظاهراً، آب پاشی در نوروز یا تیرگان ، جزوی از مراسم تلقی می شده است .
تیروُجَشن . جشنی که با ویژگیهای تیرگان میان زردشتیان ایران مرسوم است و به مدت ده روز، از سیزدهم تا بیست و دوم تیر، برگزار می شود. در این جشن ، زردشتیان ضمن پاکیزه ساختن خانه ، بامدادان غسل می کنند، لباس نو می پوشند و شیرینیها و خوراکهای گوناگون فراهم می سازند. آنان معمولاً در این ایام به خواندن خورشیدْنیایش و ماهْنیایش می پردازند و در بند هشتم خورشیدنیایش این عبارت را چندین بار تکرار می کنند: «تشترِ را یومندِ فره مند را می ستاییم ». بچه ها بندِ رنگینی به نام تیر و باد به مچ دست یا دگمة لباسشان می بندند و در کوچه ها و بامها می دوند و ترانه می خوانند و در پایان روز بیست و دوم تیر آن را باز کرده به باد می سپارند. گفته اند این عمل کنایه ای از تیراندازی آرش است که تیر را رها کرد و به باد سپرد و باد/ ایزد باد، آن را به مسافتی بسیار دور برد. ظاهراً زردشتیان به همین مناسبت ، آغاز این جشن را در تیر روز (سیزدهم ) و پایان آن را در باد روز (بیست و دوم ) قرار داده اند (رضی ، ص ٦٦٢؛
قس نیکنام ، ص ١٧١، که تیر و باد را نماد رنگین کمان به هنگام بارندگی دانسته است ). تیر و باد را گاه به دور کله قندهایی که در کاغذهای سبز رنگ پیچیده اند، می بندند و به خانة نوعروسان و تازه دامادان پیشکش می فرستند ( رجوع کنید بهروح الامینی ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٩١ـ١٢٩٢؛
سروشیان ، ص ٥١؛
رضی ، ص ٦٦١ـ٦٦٣).
یکی دیگر از آداب این جشن ، فال کوزه است که در روزهای دوازدهم و سیزدهم تیر برگزار می شود ( رجوع کنید به فالگیری * ؛
عناصری ، ١٣٦٠ ش ، ص ٨٠٤؛
سروشیان ، همانجا؛
هویان ، ص ٣٥). در گزارشهای دیگر ( رجوع کنید به روح الامینی ، ١٣٦٠ ش ، ص ٨٧؛
همو، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٩٢ـ١٢٩٣؛
همو، ١٣٧٨ ش ، ص ١١٥، ١٥٠؛
هویان ، همانجا)، به رسم آب پاشی زردشتیان به یکدیگر در اول تیر، در جشنی به نام آب تیرماهی ، اشاره شده است . به عقیدة روح الامینی (١٣٧٨ ش ، ص ١١٥) احتمالاً این جشن نیز جزو تیرگان بوده است .
تیرماسیزّه شو . تقویم سنّتی مردم مازندران و حومة جنوبی آن در دامنه های البرز هنوز بر مبنای گاه شماری باستانی طبری است که در آن ، سیزدهم تیر بر سیزدهم آبان تقویمِ جلالی منطبق می شود. جشن تیرماسیزّه شو (= شبِ سیزدهم تیرماه )، از معدود جشنهای باستانی است که هنوز در بخشهایی از مازندران برگزار می شود و در گاه شماریِ طبری ، پس از نوروز، دومین ( رجوع کنید به کیا، ص ٢٤٨) و در سوادکوه مازندران ، پس از نوروز و عَید مابیستا شِش (= بیست وششم عَیْدِ ماهِ طبری )، سومین جشن مهمِ محلی شمرده می شود. این جشن علاوه بر مازندران ، با تفاوتهایی ، در گیلان و برخی شهرهای دیگرِ کوهپایة
جنوبی البرز نیز برگزار می گردد ( رجوع کنید به پاینده ، ص ١٣٩ـ ١٤٠؛
روح الامینی ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٨٨). مراسم این جشن ، که بر خلاف تیرگان و آبریزگان در شب برگزار می شود، در مناطق گوناگون کمابیش مشابه است . روز قبل از جشن ، خوراکهای ویژة آن تهیه می شود که شاملِ انواع حلواها، شیرینیهای محلی ، نانِ شامی ، گندم برشته و میوه هایی همچون سنجد و انواع مرکّبات است و در مجموع باید شامل سیزده خوراکی باشد. صبح روز جشن ، معمولاً خروسی را سر می برند و با آن ته چین می پزند. خوراک اختصاصیِ این جشن پیسّه کِندِه است که به صورت گلوله ای از برنج سرخ کرده ، آرد برنج ، مغز گردوی خرد شده ، کنجد و شکر تهیه می شود. در تیرماسیزّه شو، مانند جشنهای دیگر، معمولاً با دیوان حافظ (طاهری شهاب ، ص ٢٠٤ـ ٢٠٥؛
روح الامینی ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٩٠) و گاه با تعدادی گردو به شمارة افراد خانواده یا حاضران در مجلس فال می گیرند.
در مهمترین آیین تیرماسیزّه شو، تعدادی از نوجوانان و جوانان با افکندن پارچه ای بر سر و صورت ، خود را به گنگی می زنند و «لال » می شوند. جوانانی که قصد اجرای این آیین را دارند، در روز دوازدهم ، معمولاً از شاخه های درخت توت ، ترکه های بلندی تهیه می کنند که به آنها لال شیش / لالِ شیش (= ترکة لال ) می گویند. در ابتدای شبِ سیزده ، لال به همراه عده ای که آوازی ویژه به نام لال اِنه (= لال می آید) می خوانند، به در خانه های مردم می رود، سپس به تنهایی وارد خانه ها می شود و با یک ترکه به آرامی بر سر و تن اعضای خانواده ضربه ای می زند، آنگاه ترکه را در خانه می اندازد و بیرون می آید. اهل خانه معمولاً مقداری خوراکیِ جشن و گاه از هر سیزده گونة آن در دستمالی پیچیده به یکی از همراهان لال به نام لالِ مار (= مادر یا پرستار لال ) می دهند. در برخی مناطق رسم شال اینگِنی (= شال گذاشتن / افکندن ) وجود دارد که در آن افراد به طور ناشناس ، شال ، دستمال یا جورابی را با طناب از روزن بام به درون خانه می فرستند تا صاحبخانه آن را از خوراکیها پُر کند. در پایان شب ، لال و همراهانش اندوخته های خود را تقسیم می کنند. اعتقاد عوام بر آن است که ترکة لال ، متبرک است و بویژه برای شفای بیماران ، باروریِ زنان و حیوانات و درختانِ نابارور، ازدواج دختران و پیشگیری از چشم زخم * مفید است . از همین رو اهل خانه ترکه ای را که لال در خانه شان می اندازد تا تیرماسیزّه شوی سال بعد نگاه می دارند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ).
بعضی ( رجوع کنید به عناصری ، ١٣٦٠ ش ، ص ٨٠٠؛
پورکریم ، ص ٢٧) تیرماسیزّه شو را گرامیداشتِ آرش کمانگیر و لال شیش را نمادی از تیر او دانسته اند. گفتنی است که در نواحی مرکزی مازندران به درخت توت ، تیردار (کیا، ص ١٠٠)، و به لال شیش ، تیرشیش می گویند (قس فرضیة نپذیرفتنی اعظمی ، ص ١٠٠، که تیرگان را به نوعی روز تمرین نظامی کودکان / روز کودک پنداشته است ).
در جشن تیرماسیزّه شو هیچ گزارشی از آب پاشی به یکدیگر در دست نیست . روح الامینی (١٣٦٩ ش ، ص ١٢٨٧ـ ١٢٨٨) که با شواهد متعدد نشان داده در قرن چهارم و پنجم ، ایرانیان تیر را جزو ماههای پاییز می دانستند (نیز رجوع کنید بهحصوری ، ص ٤٢ـ٤٥)، اجرا نشدن مراسم آب پاشی در تیرماسیزّه شو را سرمای آبان ذکر می کند (١٣٦٩ ش ، ص ١٢٩٣؛
نیز رجوع کنید به صفا، ص ١٢٣). با این حال ، گفته شده که پیشترها لال ، قبل از آغاز کارش در شب سیزده ، غسل می کرده (همت اللّه موسی 'پور، مصاحبة مورخ
١٢ اسفند ١٣٨١)، اما بر اساس گزارشی ( رجوع کنید بهروح الامینی ، ١٣٧٨ ش ، ص ١١٠، پانویس ٥، ص ١١٨)، لال در برخی مناطق نه برای غسل بلکه برای آنکه در شب سیزده از شدت سرما توان سخن گفتن نداشته باشد خود را با آب سرد رودخانه می شسته است . در سنگسر سمنان ، که به گزارش اعظمی (ص ٩٧) مراسم لال شیش زدن را سپیده دم اجرا می کنند، افراد کهنسال پیش از طلوع آفتابِ روزِ سیزده به چشمه سارها می روند و ظرفی آب به عنوان لالِ او (= آبِ لالها) بر می دارند که متبرک و شفابخش پنداشته می شود (قس گزارشی از قرن چهارم در بارة بر گرفتن آب جهت استشفا از کوهی در حومة کاشان در روز سیزدهم تیر، در کتاب محمد مقدسی ، ص ٣٩٦ـ ٣٩٧ و ابوالشیخ ، ج ١، ص ١٥٧ـ ١٥٨). از گونه ای فالگیری مرتبط با آب و چشمه در روز قبل از این جشن در غرب مازندران ( رجوع کنید به دانا علمی ، ص ٩٧ـ ٩٨)، و نیز از اعتقادات عامیانه ای در بارة توقفِ آبهای جاری ( رجوع کنید به علمداری ، ص ٣٩) در شب جشن در دماوند، گزارشهایی در دست است . از دیگر آداب و رسومِ این جشن ، فالگوش ایستادن ، شمع افروختن و هدیه فرستادن پسران برای نامزدهای خود با عنوان «سیزدهی » است ( رجوع کنید به کیا، ص ٢٤٩؛
اعظمی ، ص ٩٦ـ٩٧، ١٠٠ـ١٠٢، ١٠٦؛
روح الامینی ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٨٨ـ١٢٩٤؛
پورکریم ، ص ٢٤ـ ٢٧؛
عناصری ، ١٣٦٠ ش ، ص ٨٠٠ ـ٨٠٣؛
همو، ١٣٧٤ ش ، ص ٥٨ـ ٥٩؛
دانا علمی ، ص ٩٦ـ ٩٨؛
اعلم ، ص ٨٢ ـ٨٣؛
علیرضا شاپور شهبازی ؛
همت اللّه موسی 'پور، همانجاها؛
شیرین سلیمانی ، مصاحبة مورخ ١٢ اسفند ١٣٨١؛
لطف اللّه سیفی ، مصاحبة مورخ ١٢ اسفند ١٣٨١؛
نیز رجوع کنید بهجشن * ؛
در بارة ارتباط آب پاشی و عدد سیزده با تیرگان رجوع کنید بهنوروز * ، نیز رجوع کنید به محیط طباطبائی ، ص ١٠).
منابع :
(١) علاوه بر مشاهدات مؤلف ؛
(٢) ابن بلخی ؛
(٣) عبداللّه ابوالشیخ ، طبقات المحدثین باصبهان و الواردین علیها ، چاپ عبدالغفور عبدالحق حسین بلوشی ، بیروت ١٤٠٧ـ ١٤٠٨/ ١٩٨٧ـ ١٩٨٨؛
(٤) ابوریحان بیرونی ، الا´ثار الباقیة عن القرون الخالیة ، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ١٩٢٣؛
(٥) همو، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) همو، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٧) پرویز اذکائی ، « و تیر ، مادی »، چیستا ، سال ٣، ش ١٠ (تیر ١٣٦٥)؛
(٨) همو، «تیشتریه = شعرای یمانی »، چیستا ، سال ٤، ش ٥ (دی ١٣٦٥)، ش ٦ (بهمن ١٣٦٥)؛
(٩) اسکندرمنشی ؛
(١٠) ابوالقاسم اسماعیل پور، «تیرماسیزه شو (جشن تیرگان ) و اسطورة تیشتر»، نامة انسان شناسی ، دورة ١، ش ١ (بهار و تابستان ١٣٨١)؛
(١١) چراغعلی اعظمی ، «جشنهای ملی سنگسر»، بررسیهای تاریخی ، سال ٣، ش ٥ (آذر ـ دی ١٣٤٧)؛
(١٢) هوشنگ اعلم ، «نظری به شهرستانهای ایران : شهر و شهرستان ساری »، ماهنامة فرهنگ ، ش ١ (دی ١٣٤٠)؛
(١٣) احمد اقتداری ، دیار شهریاران ، ( تهران ) ١٣٥٣ـ١٣٥٤ ش ؛
(١٤) اوستا: کهن ترین سرودها و متنهای ایرانی ، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٥) اوستا، یشت ها ، گزارش پورداود، چاپ بهرام فره وشی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٦) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٧) امیل بنونیست ، دین ایرانی بر پایة متنهای مهم یونانی ، ترجمة بهمن سرکاراتی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٨) محمود پاینده ، آئینها و باورداشتهای گیل و دیلم ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٩) محمد پروین گنابادی ، گزینة مقاله ها ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٠) هوشنگ پورکریم ، «مراسم عید نوروز و جشن های باستانی در یکی از دهکده های مازندران »، هنر و مردم ، دورة جدید، ش ٦٦ (فروردین ١٣٤٧)؛
(٢١) نینا ویکتوروونا پیگولوسکایا، شهرهای ایران : در روزگار پارتیان و ساسانیان ، ترجمة عنایت اللّه رضا، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٢) حسن تقی زاده ، بیست مقالة تقی زاده ، مقالة ٩: «جشنهای ایرانی که مسیحیان آنها را پذیرفته و یهودیان طرد کرده اند»، تهران ١٣٤١ ش ؛
(٢٣) حسین بن محمد ثعالبی مرغنی ، تاریخ غررالسیر، المعروف بکتاب غرراخبار ملوک الفرس و سیرهم ، چاپ زوتنبرگ ، پاریس ١٩٠٠، چاپ افست تهران ١٩٦٣؛
(٢٤) حسین بن حسن جمال الدین انجو، فرهنگ جهانگیری ، چاپ رحیم عفیفی ، مشهد ١٣٥١ـ١٣٥٤ ش ؛
(٢٥) جهانگیر، امپراتور هند، جهانگیرنامه ( یا ) توزک جهانگیری ، چاپ محمدهاشم ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٢٦) علی حصوری ، «تیرماه = پاییز تازیکان »، آینده ، سال ١٣، ش ١ـ٣ (فروردین ـ خرداد ١٣٦٦)؛
(٢٧) جهانگیر دانا علمی ، «آرش یاسیوار تیر»، اباختر ، ش ٢ (١٣٧٨ ش )؛
(٢٨) دانشنامة ایران و اسلام ، زیرنظر احسان یارشاطر، تهران ١٣٥٤ـ١٣٧٠ ش ؛
(٢٩) ذیل «آرش » (از احمد تفضلی )؛
پیترو دلاواله ، سفرنامه ی پیترو دلاواله ، ترجمة محمود
(٣٠) بهفروزی ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(٣١) محمدبن ابی طالب دمشقی ، کتاب نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر ، چاپ مهرن ، لایپزیگ ١٩٢٣، چاپ افست بغداد ( بی تا. ) ؛
(٣٢) پرویز رجبی ، جشن های ایرانی ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٣٣) هاشم رضی ، گاه شماری و جشنهای ایران باستان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٣٤) محمود روح الامینی ، آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣٥) همو، «به حق پیرچک چکو»، چیستا ، سال ١، ش ١ (شهریور ١٣٦٠)؛
(٣٦) همو، «جشن تیرگان ، تیرماه سیزه شو، تیروجشن »، چیستا ، سال ٧، ش ١٠ (١٣٦٩ ش )؛
(٣٧) جمشید سروش سروشیان ، فرهنگ بهدینان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٣٥ ش ؛
(٣٨) گارسیا د سیلوا ای فیگروا، سفرنامة دن گارسیا د سیلوا فیگوئروآ سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول ، ترجمة غلامرضا سمیعی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٩) شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة ملک ، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤٠) ذبیح اللّه صفا، گاه شماری و جشن های ملی ایرانیان ، ( بی جا ) : مرکز مطالعات و هماهنگی شورای عالی فرهنگ و هنر، ( بی تا. ) ؛
(٤١) طاهری شهاب ، «آرش کمانگیر و جشن تیرگان »، جلوه ، سال ٢، ش ٣ و ٤ (١٣٢٥)؛
(٤٢) طبری ، تاریخ (لیدن )؛
(٤٣) مهدی علمداری ، فرهنگ عامیانة دماوند ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٤٤) عبدالرحمان عمادی ، «جشن آفریجگان اصفهان »، یغما ، سال ٢٧، ش ١٠ (دی ١٣٥٣)، ش ١٢ (اسفند ١٣٥٣)؛
(٤٥) جابر عناصری ، «پانتومیم آرش تیرانداز: لال شیش یا تیر آرش »، چیستا ، سال ١، ش ٧ (اسفند ١٣٦٠)؛
(٤٦) همو، تجلی دوازده ماه در آئینة اساطیر و فرهنگ عامه ایران ، مرند ١٣٧٤ ش ؛
(٤٧) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، چاپ برتلس و دیگران ، مسکو ١٩٦٣ـ١٩٧١؛
(٤٨) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، بیروت : دارالشرق العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٤٩) همان (تحریر فارسی )، چاپ نصراللّه سبوحی ، ( تهران ) ١٣٦١ ش ؛
(٥٠) قلقشندی ؛
حسن بن محمد قمی ، کتاب تاریخ قم ، ترجمة حسن بن علی قمی ، چاپ جلال الدین طهرانی ،
(٥١) تهران ١٣٦١ ش ؛
(٥٢) محمدصالح کنبو، عمل صالح ، الموسوم به شاه جهان نامه ، ترتیب و تحشیة غلام یزدانی ، چاپ وحید قریشی ، لاهور ١٩٦٧ـ١٩٧٢؛
(٥٣) محمد صادق کیا، واژه نامة طبری ، تهران ١٣٢٧ ش ؛
عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، زین الاخبار ، چاپ عبدالحی حبیبی ،
(٥٤) چاپ افست تهران ١٣٤٧ ش ؛
مظفربن محمدقاسم گنابادی ، شرح
بیست باب ملامظفر (در بارة رسالة بیست باب در معرفت
(٥٥) تقویم اثر عبدالعلی بن محمد بیرجندی )، چاپ سنگی ( بی جا ) ١٢٧٦؛
(٥٦) عبدالحمید لاهوری ، بادشاهنامه ، چاپ کبیرالدین احمد و عبدالرحیم متعلقین ، کلکته ١٨٦٧ـ ١٨٦٨؛
ماه فروردین روز خرداد (متن
(٥٧) پهلوی )، ترجمة فارسی با واژه نامه از صادق کیا، تهران ١٣٣٢ ش ؛
محمد محیط طباطبائی ، «سیزده نوروز»، دنیای سخن ، ش ٦٣ (بهمن
(٥٨) و اسفند ١٣٧٣)؛
(٥٩) محمدبن احمد مقدسی ؛
مطهربن طاهر مقدسی ،
(٦٠) کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(٦١) کورش نیکنام ، «زرتشتیان ایران »، فصلنامة مطالعات ملی ، سال ٤، ش ١٣ (پاییز ١٣٨١)؛
(٦٢) آندرانیک هویان ، «جشن تیرگان یا آبریزان و رد پای آن در دیگر نقاط جهان »، هنر و مردم ، دورة جدید، ش ١١٠ (آذر ١٣٥٠)؛
(٦٣) Encyclopaedia Iranica , s.v. "A ¦br ¦âzaga ¦n" (by M. Boyce).
/ ابراهیم موسی 'پور /