دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٥٢
تیرانا (به ترکی عثمانی تیران ) ، پایتخت جمهوری آلبانی . این شهر در دشتی در پای کوه دجتی (ارتفاع : ٦١٠ ، ١ متر) در حدود چهل کیلومتری بندر دورِّس (دراچ / دراج ) قرار دارد و رود لانه از آن می گذرد. بنای این شهر نسبتاً جدید و از دورة عثمانی است و تاریخ احداثش به اوایل قرن یازدهم / آغاز قرن هفدهم برمی گردد. سلیمان پاشا (برکین زاده یا برگ جینی ، اهل یکی از روستاهای نزدیک ، متوفی ١٠٢٤/ ١٦١٦ در نبردی در ایران ، مدفون در مسجد خودش ) با برپایی یک مسجد، یک اطعام خانه («عمارت »)، یک حمام و تعدادی دکان بنای آن را آغاز کرد. معمولاً تاریخ بنای مسجد (١٠٢٣/١٦١٤ـ ١٦١٥) را همان تاریخ تأسیس شهر در نظر می گیرند. نام تیرانا از نام یکی از دهکده های قدیمی محل گرفته شده است نه از نام طهران / تهران در ایران ، آنگونه که در افسانه ها ــ با استناد به اینکه سلیمان پاشا مدتی در ایران بوده است ــ گفته می شود ( رجوع کنید بهد.ا. ترک ، ذیل «تیران »).
در مدتی نزدیک به دو قرن که شهر بتدریج رشد کرد، تیرانا در حاکمیت موروثی اخلاف سلیمان باقی ماند: احمد مختار (که برای مسجد پدرش مناره ساخت )، ابراهیم بیگ (که به دست عثمانیها اعدام شد)، احمدبیگ ، و سرانجام قهرمان پاشا. طبق گزارش اولیا چلبی ، که در ١٠٧٢/ ١٦٦١ـ١٦٦٢ در این شهر به سر می برده ، تیرانا در آن زمان «قصبه » (« وُیْوُ دالیق »)ای از «سنجق » اهرید (اوخری ) و «قاضی »نشین بود (اما این نکتة آخر درست به نظر نمی رسد رجوع کنید به کیل ، ص ٢٤٩ـ٢٥٠). شهر بیش از همه در قرن دوازدهم / هجدهم توسعه یافت . ابراهیم بیگ دژی در آن ساخت ، اما شهر همچنان در درجة اول ، بازار ـ شهر بود، مرکز یک ناحیة کشاورزی با جمعیتی در حدود سه تا چهار هزار تن (در حدود ١١١٠/١٧٠٠) که همگی ، جز یک خانوادة کاتولیک رومی ــ که تقریباً از همان آغاز در آنجا مستقر شده بودند ــ مسلمان بودند. پس از مبارزه با قورْت احمدپاشا بیروتی که طی آن مردم ارتدوکس دشت نیز در دفاع از شهر کمک کردند، ابراهیم پاشا ناحیه ای را که در طول رود لانه قرار داشت و کلیسای سنت پروکوپیوس در آنجا ساخته شده بود، به آنها داد. در این زمان ، برخی از این مسیحیان ارتدوکس در خود شهر به تجارت پرداختند یا جزو تولیدکنندگان خرده پا شدند. در حدود ١٢١٥/ ١٨٠٠، تیرانا حدود ٤٨٠ دکان و ٠٠٠ ، ٢ خانه داشت . در ١٢٠٨/ ١٧٩٣ـ١٧٩٤ ملابیگ ، یکی از اخلاف سلیمان پاشا، در آنجا مسجد تازه ای ساخت و سه دهه بعد پسرش حاجی ادهم بیگ ــ که موقتاً شهر را در اختیار داشت ــ آن را تکمیل کرد.
با مرگ قهرمان پاشا، شجرة ذکوربیگها ــ که نسب از سلیمان پاشا داشتند ــ منقطع شد. در این زمان ، یعنی اوایل قرن سیزدهم / پایان قرن هجدهم و آغاز قرن نوزدهم ، منطقه گرفتار کشمکشهای گوناگون میان افراد سرشناس بود: ابراهیم بوشَتلی (اهل اشقودره رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم ، تکمله ، ذیل "Ishkodra" )، قاپلان احمدپاشا توپتانی اهل کرویا ، علی پاشا تپه دَلَنلی * و دیگران . شهر که جمعیتش بر اثر این جنگها کاهش یافته بود، سرانجام به طور قطعی به دست توپتانیهای کرویا، پسران قاپلان پاشا (متوفی ١٢٣١/ ١٨١٦)، افتاد که ، علاوه بر این ، با چهار خواهر قهرمان پاشا ازدواج کرده بودند و خود قاپلان پاشا نیز به حکومت تیرانا منصوب شده بود. پسر او عبدالرحمان پاشا (متوفی ١٢٥٣/١٨٣٧) مدرسة علوم دینی و کتابخانة تازه ای برای تیرانا ساخت ، و مسجد قدیمی را مرمت کرد و شهر را به شش محله تقسیم کرد. بر اثر دوراندیشی او این خانواده توانستند ــ بر خلاف دیگران ــ چشم درچشم دولت مرکزی عثمانی زندگی کنند، و هرچند که حاکمان عثمانی در ١٢٤٦/ ١٨٣٠ـ١٨٣١ دژ شهر را ویران کردند، آنان به حیات خود ادامه دادند. در روزگار احمدبیگ بن عبدالرحمان ، کلیسای جامع کاتولیک رومی با کمک مالی اتریش ـ هنگری ، قدرت حامی منافع مذهبی کاتولیکهای آلبانیایی ، ساخته شد (١٢٧٢/١٨٥٦). در ١٢٧٩/١٨٦٢ در جوّ اصلاحات تنظیمات * یک مدرسة رشدیه (عالی ) و نیز یک دفتر پست و تلگراف ساخته شد. در ١٢٩٠/ ١٨٧٣ یک کلیسای جامع ارتدوکسِ باشکوهتر و نیز دو پل بر روی رود لانه احداث شد. بخشی از اصلاحات اداری سال ١٢٨١/ ١٨٦٤ـ ١٨٦٥، بدل شدن تیرانا به مرکز یک «قضا» با حدود صد دهکده بود که تقریباً همة آنها مسلمان بودند. این قضا جزو سنجق دورّس در ولایت اشقودره بود. تقریباً کلیة زمینهای دشت ، چفتلک * (املاک زراعی ) بود و به خانوادة توپتانی تعلق داشت .
طبق گزارش فون هان ، کنسول اتریش ، در حدود ١٢٦٦/ ١٨٥٠ شهر دارای دو هزار خانه ، از جمله صد خانوادة ارتدوکس (تقریباً همگی والاکیایی / اَفلاقی ) و شش خانوادة کاتولیک بود. این نشان می دهد که جمعیت آن در حدود ده هزار تن بوده است . بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت در کنار چارپایان خود زندگی می کردند و «کراجی »های (کاروان داران ) تیرانا در سراسر روم ایلی شهرت داشتند. در اوایل قرن چهاردهم /
آغاز قرن بیستم ، جمعیت به حدود پانزده هزار تن از جمله نُهصد والاکیایی ارتدوکس و تعدادی آلبانیایی کاتولیک رسید که احتمالاً تعدادی کولی را که در محله ای در حاشیة شهر زندگی می کردند، باید به آن افزود. ادعای کنسول فرانسه ، آ. دوگران ، را که معتقد بود مسلمانان تیرانا در آن زمان عموماً بکتاشی ( رجوع کنید به بکتاشیه * ) یا هوادار رفاعیّه * بودند، باید تصحیح کرد. در واقع ، مردم کاملاً با مدرسه و سه مدرّس آن پیوند داشتند. در شهر نوزده مسجد بزرگ و کوچک ، یک «نمازگاه » و دوازده تکّه (تکیه / خانقاه ) متعلق به قادریه و خلوتیه ، وجود داشت . فقط سه یا چهار خانواده در شهر، با بکتاشیها ارتباط داشتند (احتمالاً با تشکیلات بکتاشی کرویا).
آشوبهای ناشی از سقوط عثمانی ، تیرانا را تحت تأثیر قرار داد و در ١٣٣٨/١٩٢٠، این شهر، به سبب موقعیت مرکزی ، پایتخت موقت دولت آلبانی (که قدرتهای بزرگ در ١٣٣١/ ١٩١٣ استقلال آن را به رسمیت شناخته بودند) شد. این انتخاب در ١٣٠٤ ش / ١٩٢٥، که به زیان شهرهای مهمتری نظیر اشقودره و کورچه بود، تأیید شد. بدین طریق تیرانا پایتخت جمهوری ، سپس پایتخت پادشاهی (١٣٠٧ـ ١٣١٨ش / ١٩٢٨ـ ١٩٣٩)، آنگاه پایتخت آلبانی فاشیست (١٣١٨ـ ١٣٢٣ش / ١٩٣٩ـ ١٩٤٤) و سپس جمهوری خلق کمونیست (١٣٢٣ـ ١٣٧١ش / ١٩٤٤ـ ١٩٩٢) بوده است و اکنون پایتخت جمهوری جدید است . در دورة میان دو جنگ جهانی (١٢٩٧ـ١٣١٧ ش / ١٩١٨ـ ١٩٣٩) رشد جمعیت آهسته بود، اما در دوران کمونیسم سرعت بیشتری یافت (٢٠٠ ، ١٠٨ تن در ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥، ٧٠٠ ، ٢٢٥ تن در ١٣٦٧ ش / ١٩٨٩). با سقوط حکومت کمونیستی و پیدا شدن امکان جابجایی دهقانان ، برای نخستین بار، جمعیت بشدت افزایش یافته و به سیصد ـ چهارصد هزار تن رسیده است . نسبتهای مذهبی تغییر یافته است ، اما ارزیابی
دقیق این نسبتها دشوار است . نخستین تازه واردان مسلمانانی بودند که در ١٢٩٨ـ ١٢٩٩ش / ١٩١٩ـ١٩٢٠ از شهر دبره وارد تیرانا شدند. این شهر سپس به یوگسلاوی واگذار شد. با
پیدایش حکومت کمونیستی و تأسیس دانشگاه تیرانا در ١٣٣٦ ش / ١٩٥٧، آلبانیاییها از همة نقاط و با اعتقادات مختلف به پایتخت آمدند، اما با توجه به نبود اطلاعات راجع به اعتقادات مذهبی در سرشماریها، هیچگونه برآوردی نمی توان ارائه داد. در دهة ١٣٠٠ش /١٩٢٠، جماعات مذهبی با ایجاد سازمانهای مرکزی در تیرانا جای خود را در کشور جدید به دست آوردند. جماعت مسلمان سنّی نخستین همایش خود را در ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣ در این شهر برگزار کرد و در همان دهه مدرسه ای عالی برای آموزش کارمندان امور مذهبی تأسیس شد. در بارة بکتاشیها باید گفت که در ١٣٠٨ش / ١٩٢٩ همایشی در اطراف کورچه تصمیم گرفت که در حومة تیرانا مقرّی برای رهبر جماعت («کریه جی شاتا» )ایجاد کند و صالح نیازی دَده (یک فرد آلبانی تبار) را که آخرین رئیس بکتاشیها در ترکیه بود، به ریاست آن برگزید. از آنجا که «طرق » («طریقت »های درویشی ) در ترکیه ممنوع شده بود، «تکّه » جدید به «مرکز جهانی بکتاشیها» تبدیل شد. در دهة ١٣١٠ش /١٩٣٠ دو سازمان در تیرانا تأسیس شد که این طریقتها را متحد می کردند: نورِالهی (« دریته هی نور ») برای قادریها، رفاعیها، سعدیها و تیجانیها؛ هیئت مدیرة «فرقه های علوی » برای خلوتیها، جَلْوتیها، گلشنیها و ملامیها.
فعالیتهای مذهبی در دورة کمونیستی بویژه پس از ١٣٤٦ش / ١٩٦٧ که همة اماکن عبادتی تعطیل و همة گروههای مذهبی منحل گردیدند، بشدت تضعیف شد. «کریه جی شاتا» به صورت خانة سالمندان در آمد و چندین مسجد و «تکّه » ویران شد یا نظیر دیگر مساجد و تکایای کشور به انبار، موزه (نظیر مسجد حاجی ادهم بیگ ) و غیره تبدیل گردید. از اواخر ١٣٦٩ش / پایان ١٩٩٠ دولت آلبانی اعمال مذهبی را مجدداً مجاز کرد، و در نتیجه جماعات مذهبی گوناگون دو باره سروسامان گرفتند. نخستین مراسم عبادت در مسجد ادهم بیگ در ٢٩ دی ١٣٦٩/ ١٨ ژانویة ١٩٩١، دو ماه پس از بازگشایی «مسجد لید» در اشقودره برگزار شد. پس از این مسجد سه مسجد دیگر نیز بازگشایی شد. «کریه جی شاتا»ی بکتاشی در ٣ فروردین ١٣٧٠/ ٢٢ مارس ١٩٩١ بازگشایی شد. «خانقاه » خلوتی پازار تعمیر شده است و بار دیگر مردم «تربت » (مقبره ) خاتیجه ، درویش قادری ، را زیارت می کنند. مراسم «ذکر» در «تکّه » قادری شِه دُرّی و در «زاویة » رفاعی برگزار می شود. به طور موقت ، «مدرسه »ای در نزدیکی مسجد کوکونوزی گشایش یافته است . ارتباطات با جهان مسلمان خارج زیاد است و حدود پانزده سازمان عربی ـ اسلامی در تیرانا دفتر دارند.
منابع :
(١) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/١٨٨٩ـ ١٨٩٨، ج ٣، ص ١٧١٧؛
(٢) Nathalie Clayer, L'Albanie, Pays des derviches , Berlin١٩٩٠;
(٣) H.I. Dalliu, Patriotizmi nح Tiranح , Tirana ١٩٣٠, ١٩٩٥;
(٤) A. Degrand, Souvenirs de la haute Albanie , Paris ١٩١٠, ١٨٤ ff.;
(٥) Fjalori Enciciklopedik Shqiptar , Tirana ١٩٨٥, s.v. "Tirana";
(٦) K. Frashحri, Fillimet e historisح Tiranحs , in Bull. per shkencat shoqحrore , Tirana, II (١٩٥٦), ١٢٦-١٤٥;
(٧) J. Godart, L'Albanie en ١٩٢١, Paris ١٩٢٢, ٥١ ff.;
(٨) J. G. von Hahn, Albanesisch Studien, I , Jena ١٨٥٤, ٨٥-٨٧;
(٩) I A , s.v. "Tiran" (by Hasan Kaleshi);
(١٠) Th. Ippen, Skutari und die Nordalbanische Kدstenebene , Sarajevo ١٩٠٧, ٧٩-٨١;
(١١) Iskodra í airleri ve Ali Emirر'nin dig §er eserleri , ed. H.T. Karateke, Istanbul ١٩٩٥;
(١٢) M. Kiel, Ottoman architecture in Albania, ١٣٨٥-١٩١٢ , Istanbul ١٩٩٠, ٢٤٩-٢٦٥;
(١٣) G. Louis-Jaray, Au jeune royaume d'Albanie, Paris ١٩١٤, ٤٩-٧١;
(١٤) Koµo Miho, Trajta tح profilit urbanistik tح qytetit tح Tiranحs , Tirana ١٩٨٧;
(١٥) A. Popovic, L'Islam balkanique , Berlin ١٩٨٦, ١١-٦٥;
(١٦) L. Rey, Guide d'Albanie , Paris ١٩٣٠, ٨٦-٩٣;
(١٧) Tirana ١٦٠٤-١٩٣٧ , Tirana ١٩٣٧.
/ ناتالی کلیر ( د. اسلام ) /