دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤١٠٤
تَهانیسَر (یا تهانِسَر؛ تَهانِسْوَر به معنای «جایگاه خدا») ، شهری در شمال هندوستان که بویژه به لحاظ یورشهای غزنویان و غوریان درخور توجه است . این شهر در مشرق پنجاب در سواحل رود سرسوتی ، در حدود ٣٢ کیلومتری شمال کَرنال در مسیر اَنباله (در َ٥٩ ْ٢٩ عرض شمالی و َ٥٠ ْ٧٦ طول شرقی ) قرار گرفته است . نام آن در منابع اسلامی (مانند آثار عُتْبی ، ج ٢، ص ١٥٣؛
گردیزی ، ص ٣٩١ـ٣٩٢) معمولاً به صورتهای تانیسَر یا تانیشَر آمده است .
هیوئن تسانگ / هسیوآن دزانگ ، زایر بودایی چینی ، گفته است که این شهر به علت وجود زیارتگاه هندوی آن که بُتی مفرغی به نام چکره سوامی («خدای چرخ ») داشت ، معروف بود؛
ازینرو در ٤٠٥ محمود غزنوی به آنجا حمله کرد. در این حمله ، لشکر هندو در سواحل رود ستلج شکست خورد، تهانیسر تاراج شد و آن بت به غنیمت رفت . به گفتة ابوریحان بیرونی ، در زمان او آن بت را همراه با بت لنگمِ مهادوا که از سومنات آورده بودند، در میدان غزنه به نمایش گذاشتند ( رجوع کنید به ج ١، ص ١١٧؛
برای جزئیات حمله رجوع کنید به ناظم ، ص ١٠٣ـ١٠٤). اما سلطة غزنویان بر این شهر چندان نپایید، زیرا در ٤٣٥ اتحادیه ای از حاکمان هندو از جمله بهوجا ، پادشاه پرمارة مالوَه ، تهانیسر و هانسی و نگرکوت را از حاکم دست نشاندة مودود غزنوی پس گرفت (رجوع کنید به باسورث ، ص ٣٢ـ٣٣).
تهانیسر به احتمال زیاد تا پایان قرن ششم زیر سلطة هندوها بوده است ، یعنی تا ٥٨٨ که سلطان معزّالدین محمد غوری / محمد سام غوری ، پرتهوی / پریتوی (راجة سوم ) را در دومین نبرد ترین /تراوری ، نزدیک تهانیسر شکست داد (رجوع کنید به > تاریخ و فرهنگ مردم هند < ، ج ٥، ص ١١٠ـ ١١٥) از آن به بعد، امیران غوری و سپس سلاطین دهلی این شهر را به قلمرو خویش در آوردند. حتی پس از آن نیز تهانیسر زیارتگاه و همچنان مقدّس باقی ماند تا اینکه سلطان دهلی ، سکندر لودی ، در پی غارت آن بر آمد و اورنگ زیب به زیارتگاه بی حرمتی کرد. تهانیسر بعدها به سلطة سیکها در آمد و در ١٢٦٦/١٨٥٠ به دست انگلیسیها افتاد.
تهانیسر مدرسة بسیار مهمی نیز دارد که از دورة مغولان باقی مانده و از آنِ شیخ چلّه بوده است (رجوع کنید به پریهر ، ص ١٧٥ـ ١٨٥).
شهر جدید، امروزه به نام قدیمی یکی از ناحیه هایش ، کوروکشترا خوانده می شود و در ناحیة کَرنال ایالت هاریانا ی هند قرار دارد.
منابع :
(١) ( محمدبن عبدالجبار عتبی ، تاریخ العتبی ( تاریخ الیمینی )، ضمن الفتح الوهبی ( شرح الیمینی )، از احمدبن علی منینی ، قاهره ١٢٨٦؛
(٢) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ش ) ؛
(٣) Abu ¦Rayh ¤a ¦n B ¦âru ¦n ¦â, India , tr. E. Sachau, London ١٩١٠;
(٤) C. E. Bosworth, The later Ghaznavids: splendour and decay , Edinburgh ١٩٧٧;
(٥) The History and culture of the Indian people , vol. ٥: The struggle for empire , ed. R. C. Majumdar, Bombay ١٩٥٧;
(٦) Imperial gazeteer of India ٢ , XXIII , ٣٠٥;
(٧) M. Na ¦z ¤im, The life and times of Sult ¤a ¦n Mah ¤mu ¦d of Ghazna , Cambridge ١٩٣١;
(٨) Subhash Parihar, "A little-known Mughal college in India: the Madrasa of Shaykh Chille at Thanesar", Muqarnas , ٩ (١٩٩٢).
/ ک . ا. باسورث ( د. اسلام ) /