دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٨٤
تونسی ، محمود بایرام ، شاعر و نویسندة معاصر عرب که به سبب سرودن مجموعة اشعار زَجَل * (نوعی شعر عربی عامیانه ) شهرت یافته است . او طنزنویس ، تصنیف ساز، نمایشنامه نویس ، نویسندة برنامه های رادیویی و فیلمنامه نویس بود. از بایرام به عنوان شاعری که زجل را به سطح هنری نوین رساند یاد می شود. او با این کار برای شعر عامیانة عربی اقبال و اعتبار تازه ای در میان اُدبا پدید آورد و راه را برای پیدایش نوعی شعر عامیانة جدید در دهه های ١٣٣٠ش / ١٩٥٠ و ١٣٤٠ ش / ١٩٦٠ هموار کرد.
محمود بایرامِ جوان ، که در چهاردهم شعبان ١٣١٠/چهارم مارس ١٨٩٣ در اسکندریه در خانواده ای از نسل سوم ابریشم بافان مهاجر تونسی به دنیا آمده بود، با خواندن محتوای کاغذهایی که برای پیچیدن اجناس استفاده می شد، عملکرد ناموفق خود را در بقالی به آموزشی غیررسمی تبدیل کرد (جالب اینکه او فتوحات مکیـّه را در میان همین لفافها پیدا کرد). محمود ضمن شرکت در مجالس سخنرانی مسجدی که در نزدیکی او بود ( مسجد ابوالعباس ؛ رجوع کنید بهجابری ، ج ١، ص ٣٢ ) و حضور در قهوه خانه های پاتوق ادیبان و شاعران به نوشتن شعر پرداخت . او در اشعار حکایت گونة اولیة خود (در ١٣٣٤ـ١٣٣٦/ ١٩١٦ـ ١٩١٨) که به عربی ادیبانة متعارف می سرود، به انتقاد اجتماعی می پرداخت و آنها را در روزنامة الاهالی اسکندریه منتشر می ساخت . با چاپ قصیدة «المجلس البَلَدی » (اول جمادی الا´خرة ١٣٣٥/٢٥ مارس ١٩١٧) که به گونه ای طنزآمیز منافع گروههای نخبه را در مرکز سیاستهای شهر افشا می کرد، بلافاصله قهرمان مردم شد. بایرام که با اتخاذ موضعی مردم پسندانه از ظهور ملی گرایی غیرمذهبی حمایت می نمود، و در عین حال از رهبر این جریان به سبب سودجویی شخصی و بی توجهی به نیازهای بیشتر مصریان انتقاد می کرد، برای رویارویی ملی با انگلستان در ١٣٣٧/١٩١٩ به اشعار عامیانه روی آورد. ظاهراً انتقادات او خشم دربار را برانگیخت ، و این امر همراه با اقدام او به تأسیس (بدون مجوز) دو نشریة طنز پرطرفدار برای چاپ نوشته های ضددولتی اش ، موجب شد که فرانسه او را به عنوان عنصر نامطلوب سیاسی در ٢٦ محرّم ١٣٣٨/٢١ اکتبر ١٩١٩ تبعید کند (او به عنوان یک فرد تونسی مشمول پیمان نامة تسلیم یا کاپیتولاسیون ،
«تبعة تحت حمایت » فرانسه به شمار می رفت ). تونسی پس از یک دورة کوتاه اقامت در تونس ، از آنجا اخراج و به فرانسه فرستاده شد. او در فرانسه به یکی از هزاران کارگر سیّار شمال افریقا تبدیل شد که به کارهای ساختمانی ، تولید ابریشم و ذوب آهن اشتغال داشتند. وی این مطالب را در مقالاتی می نوشت که از ١٣٠٠ش /١٩٢١ برای هفته نامة الشبابِ قاهره ارسال می کرد. بایرام تا ١٣٠٤ ش / ١٩٢٥ این نشریه را با «زجل »، «مقامات » طنزآمیز و گفتگوهایی به نثر عامیانه و مردم پسند پر می کرد. این گفتگوهای مبسوط
به شکل کتاب با عنوان منتخبات الشباب ، ١ ، سَیّدٌ و امْرأته فی باریس (قاهره ١٩٢٣) و منتخبات الشباب ، ٣ ، سَیّدٌ و امرأته فی مصر (قاهره ١٩٢٥) چاپ شد. این دو کتاب و مجموعة اشعار ( منتخبات الشباب ، ٢ ، قاهره ١٩٢٣) نخستین کتابهای منتشر شدة وی بود. بایرام در اشعار این دوره اش ، گونه های آشنای فرهنگ شفاهی پراحساس مصر نظیر موّال ( رجوع کنید به موالیا * ) و سیرة شعبیه را به ابزارهای انتقاد اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد.
بایرام در همان حال که به اطراف و اکناف فرانسه می رفت ، تا دهة ١٣١٠ش /١٩٣٠ به نوشتن برای انتشارات مصری ادامه داد و مهارت خود را در نگارش نمایشنامه نیز آزمود، و در اواخر ١٩٣٢ (اواخر ١٣١٠ش ) به تونس رفت و در آنجا با سلطة یک جریان نخبة فرهنگی به مخالفت برخاست . او و دیگر اعضای گروهِ «تحت السّور»، نشریات ادواری مخالفی تأسیس می کردند که پیاپی به دستور مقامات دولتی تعطیل می شدند ( رجوع کنید به جابری ، ج ١، ص ١١٥ـ١١٦). شعر و نثر عامیانة بایرام قدرت و انعطاف زبانی و آشنایی نزدیک او با صحنة سیاسی محلی را آشکار کرد و مقامات محلی با درک قدرت قلم وی ، او را در ٢٩ فروردین ١٣١٦/ ١٧ آوریل ١٩٣٧ تبعید کردند و از طریق بیروت به دمشق فرستادند. بایرام در آنجا در حالی که برای بازگشت به مصر می کوشید، برای روزنامه های محلی مطلب می نوشت ، و برای مصریها آوازهای غنایی می ساخت ، شعر می سرود و نمایشنامه می نوشت . در اواسط فروردین ١٣١٧/اوایل آوریل ١٩٣٨ به عنوان فراری به پورت سعید رسید و دولت مصر حضور او را رسماً نادیده گرفت (او در ١٣٣٣ش /١٩٥٤ تابعیت مصر را دریافت کرد).
بایرام در دو دهة آخر عمر با نگارش منظم برای تعدادی از نشریات مهم و تبدیل شدن به نویسندة پرطرفدار رسانه های جدید، سرانجام تا حدی به ثبات مالی و اجتماعی دست یافت . او برای ام کلثوم و دیگر خوانندگان سرشناس غزل می گفت و برنامة پرطرفدار «معماهای رمضان » را تهیه می کرد، و این در حالی بود که تفسیرهای وی از اشعار حماسی شفاهی (بویژه در بارة بیبرس اول * ) شنوندگان بسیاری را برای شنیدن این مجموعه به پای رادیوها می کشاند. محمود بایرام در ١٣٣٩ش /١٩٦٠ برندة جایزة دولتی ادبیات شد. او در شانزدهم رجب ١٣٨٠/ پنجم ژانویة ١٩٦١ درگذشت .
دیوان بایرام در دو بخش در دوران حیاتش (قاهره ١٩٤٣، ١٩٤٨) به چاپ رسید و تنها نسخه از کارهای پیش از دهة ١٣٢٠ش /١٩٤٠ اوست که زیرنظر خودش منتشر شده است . مجلدات مجموعة آثار او را «الهیئة المصریة العامّة للکتاب » منتشر کرده است ( الاعمال الکاملة لِبیرم التونسی ، قاهره ١٩٧٥)؛ هرچند این مجلدات چاپهای انتقادی آثار او نیست که تفاوتهای چاپهای اول و بعدی متون در آنها منظور شده باشد. مجموعه های ناقصی از اشعار و مقامات او و نیز زندگینامه ها و خاطرات متعددی از وی ــ که دوستان بایرام ، نوشته یا ویرایش کرده اند ــ و همچنین برخی از نوشته های بعدی که وی برای رادیو و تلویزیون تهیه کرده ، منتشر شده است . نوشته های او در تونس در کتاب محمدصالح الجابری به نام محمود بیرم التونسی فی المَنفی ' : حیاته و آثاره ، در دو جلد (بیروت ١٩٨٧) گردآوری
شده است .
منابع :
(١) احمد یوسف احمد، فنان الشعب : محمود بیرم التونسی ، قاهره ١٩٦٢؛
(٢) محمد کامل بنا، بیرم التونسی کما عرفته ، قاهره ١٩٦١؛
(٣) همو، محمود بیرم التونسی : قیثارة الادب الشِعبی ، تونس ١٩٨٠؛
(٤) ( محمدصالح جابری ، محمود بیرم التونسی فی المنفی : حیاته وآثاره ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧ ) ؛
(٥) یسری عزب ، ازجال بیرم : دراسة فنیة ، قاهره ١٩٨١؛
(٦) عبدالعالم قبّانی ، محمود بیرم التونسی ١٨٩٣ـ١٩٦١ ، قاهره ١٩٦٩؛
(٧) الهیئة العامة لقصورالثقافة ، بیرم التونسی فی ذکری ١٨٩٣ـ١٩٦١ ، قاهره ١٩٩٦؛
(٨) M. Booth, Bayram al-Tu ¦n ¦s ¦s Egypt. Social criticism and narrative strategies , Exeter ١٩٩٠;
J. Majed, La presse littإraire en Tunisie de ١٩٠٤ ب ١٩٥٥, Tunis ١٩٧٩.
/ م . بوت ( د. اسلام ) /