دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٧١
تولّی ، اصطلاحی کلامی در برابر تبرّی . واژة تولّی ، مصدر باب تفعل از ریشة و ل ی ، به دو صورت (تَوَلیّ'، تَوَلیّ'عَنْ) به کار می رود. برای صورت اول ، معانی متعددی ، از جمله دوستی داشتن با کسی و پیروی کردن از او و ولی گرفتن وی و یاری رساندن به او، ذکر شده ( رجوع کنید بهزوزنی ، ج ٢، ص ٨٢١؛ احمدبن علی بیهقی ، ج ٢، ص ٨١٨؛ ابن منظور، ج ١٥، ص ٤٠٢، ٤٠٤، ٤٠٧؛ مرتضی زبیدی ، ج ٢٠، ص ٣١٦) که بیانگر مفهوم مورد نظر در این مقاله است . صورت دوم (تَوَلیّ' عَنْ) به معنای روی گرداندن است . در قرآن ، تولّی و مشتقات آن ، در بیشتر موارد ــ چه به همراه عن و چه بدون آن ( رجوع کنید بهعبدالباقی ، ذیل «ولی ») ــ به معنای برگشتن و پشت کردن آمده ( رجوع کنید بهراغب اصفهانی ، ص ٥٣٤؛ ابن منظور، ج ١٥، ص ٤٠٧) ولی در چند آیه نیز در معانیِ مذکور برای صورت اول به کار رفته است (برای نمونه رجوع کنید به مائده : ٥١، ٨٠؛ هود: ٥٢؛ نحل : ١٠٠؛ ممتحنه : ٩، ١٣). علاوه بر این ، در قرآن (برای نمونه رجوع کنید بهبقره : ١٦٥؛ آل عمران : ٣١؛ توبه : ٢٤) و احادیث (برای نمونه رجوع کنید بهکلینی ، ج ٢، ص ١٢٤ـ١٢٧؛ احمدبن حسین بیهقی ، ج ١، ص ٣٦٣ـ٣٦٤، ٣٦٦ـ٣٦٧؛ مجلسی ، ج ٦٦، ص ٢٣٦ـ٢٥٣)، بر حُبّ ــ که بر اساس معنای لغوی تولّی ، منشأ و سرآغاز آن است ــ بارها تأکید شده و دینداری و ایمان بدان منوط گردیده است .
اصطلاح تولّی در مقابل تبّری در آثار فرق اسلامی کاربرد دارد. بر اساس منابع شیعی ، تولّی به معنای دوست داشتن ، تصدیق و تبعیت ، و پذیرش ولایت خدا و پیغمبر و ائمه است . در احادیث بسیاری ، محبت ورزیدن به ائمة اهل بیت علیهم السلام و خاصه حضرت علی علیه السلام واجب دانسته شده است . سیدهاشم بَحْرانی ٩٥ حدیث از طریق اهل سنّت ( رجوع کنید بهج ٦، ص ٤٦ـ٧١) و ٥٢ حدیث از طریق شیعه ( رجوع کنید بهج ٦، ص ٧٢ـ٩١) در باب فضل محبان و موالیان علی علیه السلام و سایر امامان روایت کرده است . به تعبیر فضل اللّه بن روزبهان (ص ٣٠٠) اهل سنّت نیز بر آن اند که تولاّ ی پیامبر و آل او و تبرّی از دشمنان او، بر هر مؤمنی واجب است و کسی که ایشان را والی و متصرف امور خود نداند یا از دشمنان ایشان تبرّی نجوید، مؤمن نیست .
به نوشتة شیخ یوسف بحرانی ، از تأکید فراوان احادیث شیعی در این باب نتیجه گرفته می شود که محبت اهل بیت عبارت از پذیرش امامت آنها و قرار دادن آنها در جایگاهی است که متعلق به آنهاست . بنابراین ، مقدّم داشتن غیرِ آنها بر آنها در این زمینه ، در واقع خروج از دایرة محبت محسوب می شود (ص ١٤٤). اساساً لازمة محبتِ تمام عیار و صادقانه به یک شخص ، موافقت با او و تصدیق و تبعیت از وی است (بهبهانی ، ص ٢٩٨ـ٢٩٩). بنابراین ، محبتی که منجر به تولّی ، یعنی پذیرش ولایت ائمه و تسلیمِ آنان شدن ، و تبرّای نظری و عملی از مخالفان آنان نشود، اصلاً محبت به حساب نمی آید، چنانکه بر اساس حدیثی ، کمال ولایت و محبت مخلصانه نسبت به آل محمد جز با تبرّی از دشمنان دور و نزدیک آنان به دست نمی آید ( رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٢٧، ص ٥٨ ـ ٥٩). بنابراین ، حبّ و بغض و ولایت و برائتی را که در روایات مکرراً بر آن تأکید شده ، باید به معنای تولّی و قبول ولایت و سرپرستی ائمه و مرجعیت آنها در همة امور و مسائل دانست . برهمین اساس ، تصدیق امامت ائمة دوازده گانه علیهم السلام ــ که لازمة آن اعتماد به عصمت و منصوص بودن مقام آنان از جانب خدا و رسول اکرم و عالم بودن آنان به صلاح امور دنیا و آخرت و در نتیجه وجوب اطاعت اوامر و نواهی آنان است ــ از جمله اصول تحقق ایمان و بلکه از ضروریات مذهب امامیه شمرده شده است ( رجوع کنید بهشهید ثانی ، ص ٤٠٤ـ ٤٠٥)؛
ازینرو، ولایت و طبعاً پذیرش آن ، در کنار نماز و زکات و حج و روزه ، از ارکان اسلام و بلکه مهمترین رکن آن تلقی شده ( رجوع کنید به برقی ، ج ١، ص ٢٨٦) و همچنین تولّی در کنار تبرّی به عنوان جزء مقوّم ، در همة صیغه هایی که برای ابراز دین و ایمان صحیح از سوی ائمه انشا یا تأیید شده ، مورد تأکید قرار گرفته است (برای نمونه رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٦٦، ص ٢، ٤ـ٥، ١٤). ادله و مستندات شیعه در این طرز تلقی از موضوع ولایت ، و به تبع آن تولّی ، برخی آیات قرآن کریم و احادیث فراوانی از رسول خداست که در متون حدیثی و تفسیری و کلامی شیعی و احیاناً اهل سنّت درج و دقیقاً بررسی شده است . شیخ طوسی (ج ١، جزء ٢، ص ١٠) قویترین دلیل امامت حضرت علی علیه السلام را آیة ٥٥ سورة مائده ، آیة ولایت * ، دانسته است . از نظر وی (همانجا) مراد از «ولی » در این آیه متولّی و کسی است که تدبیر امور به دست اوست و فرمان بردن از وی واجب است . همچنین وی (ج ١، جزء ٢، ص ١٨)، با استفاده از احادیث عامه و خاصه ، اثبات کرده که مراد از «الذین امنوا» در این آیه ، نه عموم مؤمنین که تنها حضرت علی علیه السلام است . بنابراین ، شیخ طوسی چیزی فراتر از موالات و محبت ، یعنی معنای امامت را از این آیه فهم کرده است ( رجوع کنید بهج ١، جزء ٢، ص ١٧ـ ١٨). علاوه بر این ، در حدیثی آمده است که مراد از ولیّ در این آیه همة امامان اند ( رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٣٥، ص ٢٠٦). در بسیاری از احادیث پیامبر اکرم ، از جمله حدیث معروف غدیر * ، نیز علی علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر معرفی شده و از مردم خواسته شده که ولایت وی را چونان ولایت پیامبر بپذیرند ( رجوع کنید بههمان ، ج ٣٧، ص ١٠٨ـ٢٥٣). واژة «مولی '» که در این حدیث به کار رفته به همان معنای «ولیّ» است که در آیة ولایت یاد شده است (طوسی ، ج ١، جزء ٢، ص ١٧٩). طوسی (ج ١، جزء ٢، ص ١٧٥ـ ١٨٥)، با استناد به شعر و لغت ، نشان داده که «مولی » در این حدیث ، هم معنای «أولی '» است که در ابتدای همین حدیث در عبارت «أَلَسْتُ أَوْلی ' بکم منکم بِأنفسِکم » آمده است . همچنین از نظر وی (ج ١، جزء ٢، ص ١٨٥) أولی ' افاده کنندة معنای امامت است ، زیرا در مورد کسی به کار می رود که تدبیر امری را بر عهده دارد. بدینگونه علمای شیعه ، بر اساس ادلة متعدد، بویژه ادلة نقلی ، به اثبات ولایت ائمه و حق تصرف مشروع آنها در امور دینی و دنیوی بندگان پرداخته اند.
به باور شیعه آنچه وجود امام و تولّی به او را توجیه و الزام می کند، جلوگیری از درافتادن به ورطة گمان و قیاس و وهم در امر دین است . به اعتقاد شیعه ، علم امام از روی رأی و اجتهاد نیست بلکه یقینی است ، زیرا وی این علم را یا از جانب خداوند و از طریق علم لدنی یا با نفس قدسی خود از طریق پیامبر و امامان پیشین دریافت می کند ( رجوع کنید بهشهیدثانی ، ص ٤٠٥). بدین ترتیب ، تولّی یعنی پذیرش ولایت امام علیه السلام ، شرط دست یافتن به یقین در امر دین خواهد بود، چنانکه بر اساس حدیثی ، امام باقر علیه السلام تولاّ ی ائمه و تبرّی از دشمنان آنان را در کنار تصدیق خدا و رسول ، از ارکان معرفت خدا ــ که به عبادت حقیقی او منتهی می شود ــ برشمرده است ( رجوع کنید بهکلینی ، ج ١، ص ١٨٠؛
نیز رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٢٣، ص ٨٣، ٩٣).
در متون حدیثی ، آثار و نتایج گوناگونی نظیر سعادت و خیر دنیا و آخرت برای حبّ و تولاّ ی ائمه آمده است ( رجوع کنید بهمجلسی ، ج ٢٧، ص ٧٤ـ٧٥، ٧٨). همچنین در احادیث ، آثار دنیوی و اخروی محبت ائمه ذکر شده ، از جمله آثار و نشانه های آن در دنیا زهد، حرص بر عمل ، ورع در دین ، رغبت به عبادت ، توبة قبل از مرگ ، نشاط در شب زنده داری ، سخاوت و حفظ امر و نهی الاهی دانسته شده است ( رجوع کنید بههمان ، ج ٢٧، ص ٧٨) و در آخرت نیز محب اهل بیت از آتش جهنم امان می یابد، رویش سفید می شود و نامه اش به دست راستش داده می شود و بی محاسبه به بهشت می رود ( رجوع کنید بههمان ، ج ٢٧، ص ٧٨ـ٧٩، نیز رجوع کنید بهص ١٥٨).
خواجه نصیرالدین طوسی در اخلاق محتشمی (ص ٢٦ـ ٣٣) بابی را به حبّ و بغض و تولّی و تبرّی اختصاص داده و در آن ، آیات و احادیث و سخنان حُکما را در این باره آورده است . علاوه بر این ، نوشتة مختصر و مستقلی با نام «رساله در تولاّ و تبرّا» به وی منسوب است (همراه با اخلاق محتشمی چاپ شده ) که در آن با دیدی فلسفی به موضوع پرداخته و در نهایت ، حاصل شدن ایمان را با تولّی و تبرّی مرتبط ساخته است . به نوشتة وی ، هر گاه نفس بهیمی تحت امر نفس ناطقه در آید، دو قوة شهوت و غضب لطیفتر شده ، به شوق و اِعراض بدل می شوند و چون نفس ناطقه فرمانبردار عقل گردد، شوق و اعراض باز هم لطیفتر شده ، به ارادت و کراهت تبدیل می شوند و سرانجام ، وقتی عقل ، به فرمانِ فرمانده حقیقت تن دهد، ارادت و کراهت به تولّی و تبرّی مبدل خواهند شد (ص ٥٦٣). وی کمال تولّی و تبرّی را در آن دانسته که عناصر چهارگانة آنها، یعنی معرفت و محبت و هجرت و جهاد، محقق شود (ص ٥٦٥) اما معتقد است کمال دینداری درجه ای بالاتر دارد که مرتبة رضا و تسلیم است و آن زمانی حاصل می شود که تولّی و تبرّی یکی شوند؛
یعنی ، تبرّی در تولّی مستغرق گردد (ص ٥٦٦). در نهایت ، از نظر خواجه نصیرالدین طوسی ایمان زمانی حاصل می شود که مجموع تولّی و تبرّی و رضا و تسلیم یکجا در فرد جمع و محقق گردد و در این صورت است که می توان نام مؤمن بر او نهاد (ص ٥٦٧).
موضوع تولّی ، علاوه بر شیعیان و اهل سنّت ، در میان برخی فرق دیگر اسلامی (از جمله اباضیه ) نیز موردتوجه بوده است . مفهوم ولایت و تولّی و برائت و تبرّی یکی از بارزترین پایه های عقاید اباضیان است ، چندانکه برخی از علمای اباضی در شرح آن کتابها نوشته اند ( رجوع کنید بهنامی ، ص ٢٤٢ و پانویس ٤). نظام ولایت در نظر اباضیان دو جنبة اساسی دارد؛
جنبة اول آن مرتبط با توحید است که بدون ایمان به این بنیادها کامل نمی شود: ولایت خدا و اطاعت از اوامر و اجتناب از نواهی او، ولایت نسبت به تمام مسلمانان ، ولایت نسبت به معصومین و کسانی که بنا به نص قرآن اهل بهشت اند. جنبة دوم این نظام نیز بخشی از حقوق متقابل مؤمنان نسبت به یکدیگر را تشکیل می دهد (همان ، ص ٢٤٣).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن منظور؛
(٣) هاشم بن سلیمان بحرانی ، غایة المرام و حجة الخصام فی تعیین الامام من طریق الخاص و العام ، چاپ علی عاشور، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٤) یوسف بن احمد بحرانی ، الشهاب الثاقب فی بیان معنی الناصب ، چاپ مهدی رجائی ، قم ١٣٧٧ ش ؛
(٥) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، قم ?( ١٣٣١ ش ) ؛
(٦) علی بهبهانی ، مصباح الهدایة فی اثبات الولایة ، اهواز ١٤١٨؛
(٧) احمدبن حسین بیهقی ، شعب الایمان ، چاپ محمدسعید بسیونی زغلول ، بیروت ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(٨) احمدبن علی بیهقی ، تاج المصادر ، چاپ هادی عالم زاده ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٧٥ ش ؛
(٩) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، تهران ?( ١٣٣٢ ش ) ؛
(١٠) حسین بن احمد زوزنی ، کتاب المصادر ، چاپ تقی بینش ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١١) زین الدین بن علی شهیدثانی ، المصنفات الاربعة ، رسالة ٤: حقیقة الایمان ، قم ١٣٨٠ ش ؛
(١٢) محمدبن حسن طوسی ، تلخیص الشافی ، چاپ حسین بحرالعلوم ، قم ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(١٣) محمد فؤاد عبدالباقی ، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم ، قم ١٣٨٠ ش ؛
فضل اللّه بن روزبهان ، وسیلة الخادم الی المخدوم : در شرح صلوات چهارده
(١٤) معصوم ( ع )، چاپ رسول جعفریان ، قم ١٣٧٥ ش ؛
(١٥) کلینی ؛
(١٦) مجلسی ؛
(١٧) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٨) عمرو خلیفه نامی ، دراسات عن الاباضیة ، ترجمة میخائیل خوری ، بیروت ٢٠٠١؛
(١٩) محمدبن محمد نصیرالدین طوسی ، اخلاق محتشمی ، با سه رسالة دیگر منسوب به او ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٦١ ش .
/ اسماعیل باغستانی /