دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٦٨
تَوَلَّلی ، فریدون ، شاعر و طنزنویس معاصر. در ١٢٩٨ش در شیراز زاده شد. پدرش ، جلال ، از اعیان و ملاّ کان فارس بود. تولّلی در شش سالگی مادرش را از دست داد. تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را در شیراز گذراند. در دبیرستان ، بهاءالدین حسام زادة پازارگاد، مهدی حمیدی شیرازی * و محمدجواد تربتی در پرورش استعداد شاعری و نویسندگی او مؤثر بودند. پس از فارغ التحصیل شدن در رشتة ادبی ، به تهران آمد و در رشتة باستان شناسی از دانشگاه تهران لیسانس گرفت . در ١٣٢٠ ش در ادارة فرهنگ فارس در امور باستان شناسی به کار پرداخت (امداد، ص ٨١٣؛ شعبانی ، ص ٢٧٣).
تولّلی از شهریور ١٣٢٠ تا ١٣٢٢ نوشته هایی طنزآمیز با نام التفاصیل در بارة مسائل اجتماعی و سیاسی به تقلید سبک قدما ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در روزنامه های مختلف به چاپ رساند که یکی از آنها موجب توقیف روزنامة فروردین شیراز شد و به جای آن روزنامة سروش انتشار یافت . تولّلی در آنجا و در روزنامه های اوقیانوس در شیراز و خورشید ایران در تهران قطعات التفاصیل را چاپ می کرد (تولّلی ، ١٣٣١ ش الف ، مقدمة ابطحی ، ص ١٣ـ ١٤؛ امداد، ص ٨١٣ ـ ٨١٥؛ شعبانی ، ص ٢٧٤). ملک الشعرا بهار او را تحسین کرده و در نامه ای به سروش وی را یادآور دوران جوانی خود خوانده است (برای متن نامه رجوع کنید بهتولّلی ، ١٣٣١ش الف ، مقدمه ، ص ١٦). تولّلی در ٢١ بهمن ١٣٢٢ عضو جمعیت آزادگان فارس شد. او در روزنامه ها به افشاگری در بارة انتخابات و وکیلان منتخب مجلس پرداخت تا به حکم معاون استانداری فارس همراه رسول پرویزی * و محمد باهری ، از دیگر اعضای جمعیت ، به بَستک لار تبعید شد، اما به تهران گریخت (امداد، ص ٨١٦؛ شعبانی ، همانجا). او در ٢٧ آذر ١٣٢٣ عضو شاخة شیرازِ حزب تودة ایران شد که هستة مرکزی آن اعضای جمعیت آزادگان فارس ، جز حمیدی شیرازی ، بودند (امداد؛ شعبانی ، همانجاها). در همان سال به مبارزه با سیدضیاءالدین طباطبایی * و حزب ارادة ملی پرداخت و انتقادهایش را در سروش چاپ کرد (امداد، ص ٨١٧؛ تولّلی ، ١٣٣١ش الف ، مقدمه ، ص ١٠؛ برای نمونة انتقادهای وی رجوع کنید به همان ، ص ٨٣ ـ٨٤، قطعة پیچه ) و رسالة عَنعَنیه یا مشت و مال سید را بر ضد سیدضیاء به چاپ رساند (امداد، همانجا؛ شعبانی ، ص ٢٧٤ـ٢٧٥). در ١٣٢٦ ش تولّلی و جمعی دیگر، از جمله خلیل ملکی * ، جلال آل احمد * و رسول پرویزی ، که با منش سیاسی رهبران حزب توده مخالف بودند، دست به انشعاب زدند (حنانه ، ج ٢، به نقل از فربود، ص ٩٥؛ امداد، ص ٨١٩؛ تولّلی ، ١٣٣١ش ب ، ص ٨٣؛ نیز رجوع کنید بهحزب تودة ایران * ). او، پیش از انشعاب ، قصیدة آئینه را در بیان رنجش خود از رهبران حزب توده سروده و نزد آنان فرستاده بود (تولّلی ، ١٣٣١ش ب ، ص ٨٥؛ برای متن قصیده رجوع کنید به همان ، ص ٨٧ ـ٩٠). پس از انشعاب ، وی به مبارزه با حزب توده پرداخت و در روزنامة شرق میانه به سران حزب توده می تاخت (امداد، همانجا؛ خامه ای ، ص ٧٨ـ٧٩). این نوشته های انتقادی در ١٣٣١ ش در کتاب کاروان به شیوة التفاصیل چاپ شد ( رجوع کنید بهادامة مقاله ).
تولّلی در ١٣٢٩ـ١٣٣٠ش نوشته هایش را در دفاع از ملی شدن صنعت نفت و مخالفت با استعمار انگلیس در روزنامة صدای شیراز به چاپ رساند. او تا کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ حامی مصدق و نهضت ملی ایران بود. در طی کودتا مدتی در فارس مخفیانه زیست و سپس به تهران آمد و خانه اش در شیراز تاراج و سوزانده شد (حنانه ، ج ٢، به نقل از فربود، ص ٩٥؛ امداد، ص ٨٢١؛ شعبانی ، ص ٢٧٦ـ٢٧٧؛ تبریزی شیرازی ، ص ٢٨٦ـ٢٨٧). در اواخر ١٣٣٨ ش به شیراز بازگشت و تا ١٣٤٤ش مدیر کل باستان شناسی فارس بود و چند سال با رومن گیرشمن فرانسوی در حفاریهای شوش همکاری می کرد (پرهام ، ١٣٦٤ ش ، ص ٧٦٣؛ برای نظریات اصلاحی او راجع به باستان شناسی در ایران رجوع کنید بهنگهبان ، ص ٢٤٣ـ٢٤٦). در ١٣٤٤ ش که وضع جسمانی و مالی مساعدی نداشت ، از جانب اسداللّه علم ، مشاور دانشگاه شیراز شد (تولّلی ، ١٣٤٥ ش ، ص ٣ـ٤؛ تبریزی شیرازی ، ص ٣٢٧ـ٣٣٠) و به سپاسداری از کمک علم برای او مدیحه سرود ( رجوع کنید بهتولّلی ، همان ، ص ١١٢ـ ١١٥)، ازینرو با انتقاد شدید برخی از اهل قلم روبرو شد (برای نمونه رجوع کنید بهناصرالدین صاحب الزمانی ، ص ٤٩١ـ٤٩٧).
تولّلی پس از کودتا و شکست مصدق ، سرخورده شد ( رجوع کنید به حنانه ، ج ٢، به نقل از فربود، ص ٩٥ـ٩٦؛ امداد، همانجا)؛ روحیة آزرده و ناامید او در شعر اندرز سوختگان که در ١٣٤١ ش سروده ، بخوبی منعکس است ( رجوع کنید بهتولّلی ، ١٣٦٩ش ، ص ٢٥). وی بیشتر به شاعری می پرداخت و آثارش در مجله های یغما ، گوهر و راهنمای کتاب چاپ می شد. بعضی مطالب اخلاقی را به سبک التفاصیل در روزنامة بهار ایران شیراز (امداد، همانجا) و اواخر عمر اشعارش را در مجلة آینده منتشر می کرد. وی از ١٣٦١ تا ١٣٦٣ ش بیمار و بستری بود و در نهم خرداد ١٣٦٤ ی اند که امیر با آنان در بارة امور مهم گفتگو و تباد فریدون تولّلی ، کاروان در شیوة التفاصیل ، تهران ١٣٣١ش ل نظر می کرده و نظر و رأی آنان برای امیر مع درگذشت و در حافظیة شیراز به خاک سپرده شد (حنانه ، ج ٢، به نقل از فربود، ص ٩٠؛ شعبانی ، ص ٢٧٩).
تولّلی از نخستین طرفداران نوآوریهای نیمایوشیج * در شعر فارسی بود و با خواندن افسانة نیما به شعرنو گرایید. او شعر پشیمانی را با الهام از شعر ویلیام باتلر ییتس در وزن افسانه سرود (دست غیب ، ص ٧٨٩؛ برای متن شعر رجوع کنید بهتولّلی ، ١٣٤٣ ش ، ص ٦٥ـ ٦٨). در دورة دوم مجلة سخن ، شعر مریم را چاپ کرد که ظاهراً نخستین اثر او در قالب نو بود که جنبة سیاسی و اجتماعی نداشت (خانلری ، ص ٧٥٦ـ٧٥٧). در آذر ١٣٢٩ مجموعه شعر رها را با مقدمه ای مبسوط در شناخت و دفاع از شعرنو و انتقاد از شاعران کهنه گرا و انجمنهای ادبی آن دوره به چاپ رساند (شعبانی ، ص ٢٧٦ـ٢٧٧؛ رجوع کنید بهتولّلی ، ١٣٤٣ ش ، ص ٣ـ ١٩، ٤٣ـ ٤٨). او در این کتاب برای تحول شعر فارسی و ساختن شعرنو پیشنهادهایی داده ( رجوع کنید بهتولّلی ، همان ، ص ٢٧ـ٤٢) که بر اساس همانها شعرهای رها را سروده است . برخی از اشعار بسیار مشهورش در همین مجموعه به چاپ رسیده است ، نظیر فردای انقلاب (ص ٧١ـ٧٧) که از معدود اشعار اجتماعی و انقلابی اوست ؛ مریم (ص ٨٢ ـ٨٤)؛ مهتاب (ص ٩١ـ ٩٥) و کارون (ص ١٤٧ـ١٥٠).
بسیاری از شاعران ، جز نیما، مجذوب آرای تولّلی شدند و تأکید داشتند که باید به جستجوی زبانی بود که کلمات سنجیده و پسندیده داشته باشد و بسیار کسان که امروزه نیما را می شناسند و سهم او را در ادب فارسی ارج می نهند، از طریق شعرهای تولّلی مانند کارون و مریم و مهتاب بوده است (شفیعی کدکنی ، ص ٧٢، ١٣٦). تولّلی ، نیما را در همان حد شعر افسانه قبول داشت و معتقد بود که نیما بعداً قالب افسانه را ترک کرده و مصراعهایی کوتاه و بلند و پُر از ابهام ساخته است (تولّلی ، ١٣٤١ش ، ص ٣). او در مقدمة دومین مجموعة شعرش ، نافه (چاپ اول : ١٣٤١ ش )، از نیما و بسیاری از نوپردازان دورة خود انتقاد کرده (ص ٥ ـ١٢) و نوپردازان راستین را کسانی دانسته است که به بزرگان گذشتة ادب فارسی احترام می گذارند و از سرودنِ شعر بی وزن و لجاجت با قافیه می پرهیزند و ردیف و قافیه را تا آنجا که مخل بیان مفهوم نشود، رعایت می کنند (ص ١٢ـ ١٥؛ برای آگاهی از اعتراض و پاسخ برخی از نوپردازان به او رجوع کنید بهمشرف آزاد تهرانی ، ص ١٣٦ـ١٣٩). او سخت پایبند رعایت قافیه بود، اما گاه در قالبهای نو و برخی از چهار پاره های خود قافیه را ترک می کرد ( رجوع کنید بهصداقت کیش ، ص ٨٣١). وی قالب چهارپاره * را در شعر فارسی رواج داد و به اوج رساند (زرین کوب ، ص ٩٩).
تولّلی در شعر بیش از هر چیز به زبان و تصویر اهمیت می داد و در استفاده از موسیقی کلام و ساختن تعابیر شاعرانه و ترکیبات تازه کم نظیر بود (زرین کوب ، همانجا) و به گفتة پرویز خانلری (ص ٧٥٧) در بیان عواطف عاشقانه به درجه ای خاص رسیده بود. مضامین شعر او بیشتر عشقهای گناه آلود و کامجوییهای جسمانی (برای نقد اینگونه اشعار او رجوع کنید به ناصرالدین صاحب الزمانی ، ص ٤٩٧ـ٥٠٦)، اندوه ، ناامیدی ، خستگی ، مرگ و وحشت از آن است ، چنانکه او را «پیشوای شعر مرگ » نامیده اند (زرین کوب ، ص ٩١، ٩٥ـ٩٦، ٩٩). غلامحسین یوسفی (ص ٦٠٨ـ٦٠٩) مرگ را در شعر او نتیجة غیرمستقیم پیشة باستان شناسی او دانسته و اشعار عاشقانه اش را با شعر سعدی قابل قیاس خوانده است . گروهی از شاعرانِ شیوة تغزلیِ نو، خاصه از ١٣٣٢ش به بعد، اینگونه مضامین اشعار وی را سرمشق قرار دادند (زرین کوب ، ص ١٠٠)، چنانکه از لحاظ محتوای غنایی و عاشقانه ، می توان او را بنیانگذار شعرنو تغزلی دانست (زرین کوب ، ص ٩٩). مجموعه شعر بازگشت نشان می دهد که تولّلی در حالی که فعالیتهای سیاسی را ترک کرده بوده ، بر ضد حکومت وقت اشعار سیاسی نیز می سروده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٥٦ ـ٥٧، ١٨٩ـ١٩٠). تولّلی با موسیقی خوب آشنا و مدتها شاگرد صبا بود و پیانو و ویلن نیز می نواخت (حنانه ، ج ٢، به نقل از فربود، ص ٨٧).
آثار تولّلی اینهاست : ١) مجموعة اشعار، شامل مجموعه های رها (شیراز ١٣٢٩ش و تهران ١٣٣٠ش )، نافه (تهران ١٣٤١ش )، پویه (شیراز ١٣٤٥ش )، شگرف (تهران ١٣٥٣ش ) و بازگشت (شیراز ١٣٦٩ش ). اشعار تولّلی بیشتر در قالبهای قصیده ، غزل و چهارپاره است . او در اشعارش فریدون تخلص می کرد. بعضی اشعار او به زبانهای دیگر ترجمه شده است . شعر مریم او را آرتور جان آربری به انگلیسی ترجمه کرده که در ١٣٢٨ش / دسامبر ١٩٤٩ در لندن چاپ شده است ( رجوع کنید به تولّلی ، ١٣٤٣ش ، ص ٨١). شعر کارون از این مجموعه نیز به روسی ترجمه شده است ( رجوع کنید بهتولّلی ، ١٣٦٩ش ، ص ٩). ٢) کتاب التفاصیل ، از شاهکارهای طنز فارسی ، که نوعی نقیضه و متأثر از گلستان ، مرزبان نامه ، کلیله و دمنه ، مقامات حمیدی و برخی از داستانهای عامه پسند نظیر اسکندرنامه و امیر ارسلان است ، و نثری آمیخته به نظم دارد. چاپ اول التفاصیل (شیراز ١٣٢٤ش ) و چاپ دوم آن (تهران ١٣٣١ش ) شامل ٧٦ قطعه بود. در چاپ ١٣٤٨ ش یکی از قطعات آن به نام موریس ــ که در آن به رضاشاه طعنه زده بود ــ حذف شد. تولّلی این کتاب را به رسول پرویزی تقدیم کرده است . ٣) کاروان در شیوة التفاصیل ، اثری طنزآمیز شامل سه دفترِ بیداری ، دوری از بردگان سرخ ، و هنگامة نفت که سبک آن مانند التفاصیل است با این تفاوت که نویسنده پیش از هر قطعه ، مقدمه ای با نثر جدّی در بارة ماجرایی تاریخی که آن قطعه به آن نظر دارد، نوشته است . نسخه های چاپی کاروان نادر است . تولّلی نسخه ای از این کتاب را در ٢٠ مرداد ١٣٣١ به دکتر محمد مصدق تقدیم کرد و او نیز در همان سال کتاب را به کتابخانة دانشسرای عالی هدیه داد. این نسخه در کتابخانة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران محفوظ است . از یک کتاب طنز او نیز با عنوان عجائب القضائب یاد کرده اند که چاپ نشده است (پرهام ، ١٣٧٠ش ، ص ٢٣٩؛ قس خائفی ، ص ٨٠٠ : قضائب العجائب ). از تولّلی چند ترجمه از داستانهای فرانسوی ، مقاله هایی در بارة باستان شناسی ، شعر، فرهنگ و ادب عامه و نقد برخی کتابهای شعر در نشریات به چاپ رسیده است (برای فهرست آنها رجوع کنید به فقیری ، ص ٨٣٥ ـ ٨٣٨).
منابع :
(١) حسن امداد، «توللی و حوادث فارس »، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند ١٣٦٤)؛
(٢) مهدی پرهام ، «التفاصیل »، آینده ، سال ١٧، ش ١ـ٤ (فروردین ـ تیر١٣٧٠)؛
(٣) همو، «فریدون مرد، ولی در تاریخ زندگی را آغاز کرد»، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند١٣٦٤)؛
(٤) محمدرضا تبریزی شیرازی ، نقش فریدون تولّلی در ادبیّات سیاسی و اجتماعی دوران دیکتاتوری محمّدرضا شاهی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٥) فریدون تولّلی ، التفاصیل ، ( تهران ١٣٣١ش الف ) ؛
(٦) همو، بازگشت ، شیراز ١٣٦٩ش ؛
همو،
(٧) پویه ، شیراز ١٣٤٥ش ؛
(٨) همو، رها ، تهران ١٣٤٣ش ؛
(٩) همو، کاروان در شیوة التفاصیل ، تهران ١٣٣١ش ب ؛
(١٠) همو، نافه ، تهران ١٣٤١ش ؛
(١١) شهین حنانه ، پشت دریچه ها: گفت و گو با همسران هنرمندان ، تهران ١٣٧٦ش ؛
(١٢) انورخامه ای ، از انشعاب تا کودتا: خاطرات دکتر انور خامه ای ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(١٣) پرویز خانلری ، «درگذشت شاعر»، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند١٣٦٤)؛
(١٤) پرویز خائفی ، «یادبودهائی از فریدون توللی »، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند ١٣٦٤)؛
(١٥) عبدالعلی دست غیب ، «فریدون توللی و آثارش »، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ ١٢ (بهمن ـ اسفند ١٣٦٤)؛
(١٦) حمید زرین کوب ، چشم انداز شعرنو فارسی ، مقدمه بر شعرنو، مسائل و چهره های آن ، تهران ١٣٥٨ش ؛
(١٧) احمد شعبانی ، «سالشمار فریدون توللی »، آینده ، سال ١٧، ش ١ـ٤ (فروردین ـ تیر ١٣٧٠)؛
(١٨) محمدرضا شفیعی کدکنی ، ادوار شعر فارسی : از مشروطیت تا سقوط سلطنت ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(١٩) محمدتقی صداقت کیش ، «وزن ، قافیه و شکل در شعر توللی »، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند ١٣٦٤)؛
(٢٠) محمدصادق فقیری ، «مقاله ها و کتابهای توللی »، آینده ، سال ١١، ش ١١ـ١٢ (بهمن ـ اسفند١٣٦٤)؛
(٢١) محمود مشرف آزادتهرانی ، «حرف و سخنهایی در باب نافه از: فریدون توللی »، آرش ، ش ٦ (خرداد ١٣٤٢)؛
(٢٢) محمدحسن ناصرالدین صاحب الزمانی ، دیباچه ای بر رهبری ، تهران ١٣٤٥ش ؛
(٢٣) عزت اللّه نگهبان ، «توللی و باستان شناسی »، آینده ، سال ١٧، ش ١ـ٤ (فروردین ـ تیر ١٣٧٠)؛
(٢٤) غلامحسین یوسفی ، چشمة روشن : دیداری با شاعران ، تهران ١٣٦٩ش .
/ مهران افشاری /