دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٥
باهلی ،
ابونصر احمدبن حاتم ، ادیب و لغوی عرب . در حدود ١٤٠ در بغداد متولد شد. شاگرد خاص اَصْمَعی * (متوفی ٢١٣) و راوی همة آثار او بود. نزد ابوعبیده * (متوفی ٢٠٩) و ابوزیدانصاری * (متوفی ٢١٥) نیز تلمّذ کرد (ابن ندیم ، ص ٦١؛ خطیب بغدادی ، ج ٤، ص ١١٤؛طبری ، ج ٩، ص ١٤٥). به لغت نویسی و روایت شعر دلبستگی خاص داشت . به مکتب ادبی و لغوی بصره وابسته بود و به وثوق در روایت و ضبط شهرت داشت (خطیب بغدادی ، همانجا). ابوالعباس ثَعْلَب (متوفی ٢٩٠) از او و با واسطة او، از اصمعی روایت کرده است (همانجا). باهلی سفری به اصفهان کرد و پس از چند ماه ، عازم حج شد؛ از آنجا به بصره رفت (یاقوت حموی ، ج ٢، ص ٢٨٥) و در ٢٣١ درگذشت (طبری ، ج ٩، ص ١٤٥). از آثار او، که بیشتر در لغت بوده و همه از میان رفته است ، منقولات و روایاتی در کتب دورة بعد یافت می شود (مانند آنچه ازهری در تهذیب اللغه به روایت ثعلب از او نقل کرده است ). کتاب الالفاظ او از منابع احمدبن یوسف الفِهْری (متوفی ٦٩١) در تحفة المجد الصریح فی شرح کتاب الفصیح بوده است (مقدمة آن را عبدالعزیز میمنی در مجلة المجمع العلمی العربی ، ش ٣، ج ٣٥، ص ٥٤٣ ـ ٥٤٥ چاپ کرده است ). اثر دیگرش ما یَلْحَنُ فیه العّامة است که ، مانند کتابهای مشابه قرن سوم ، برای صیانت زبانِ فصیح تألیف شده و شامل الفاظ و تعبیرات غلط عامیانه بوده است . محمدبن حسن زُبیدی (متوفی ٣٧٩) ـ که کتاب لَحْن العوام او در دست است ـ در چهارده موضع از رسالة باهلی نقل قول کرده است . اثر دیگر باهلی کتاب الاجناس است که در حدود دو جزء بوده و برمبنای کتابی به همین نام از اصمعی ، با اضافاتی از روایات ابوزید انصاری ، تألیف شده است (سزگین ، ج ٨، ص ٨٨). ذکر این کتاب در فهرسة ابن خَیْر (ص ٣٨١، ٣٩٨) نشانة معروفیت و تداول آن در اندلس بوده است . علاوه بر اینها، یک دسته از آثار او رساله هایی است دربارة گیاهان و درختان و شتران و اسبان و پرندگان و جنگ افزارها و جز آن (مانند کتاب الشجر و النبات ، کتاب الاءبِل ، کتاب الطَیْر، کتاب الجَراد ) که برخی تا قرن هفتم نیز موجود بوده است (سزگین ، ج ٨، ص ٨٨ ـ٨٩).
منابع :
(١) ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، چاپ رضا تجدد، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٢) محمدبن خیراشبیلی ، فهرسة ما رواه عن شیوخه من الدواوین المصنفة فی ضروب العلم وانواع المعارف ؛
(٣) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد، مدینه ( بی تا. ) ؛
(٤) محمدبن حسن زُبیدی ، لحن العوام ، چاپ رمضان عبدالتواب ، قاهره ١٩٦٤؛
(٥) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٦، ج ١، ص ١٠٩؛
(٦) عبدالرحمن بن ابی بکرسیوطی ، المزهر فی علوم اللّغة و انواعها ، چاپ محمداحمد جادمولی ، علی محمد البجاوی ، و محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ( بی تا. ) ، ج ٢، ص ٤٠٨، ٤١١؛
(٧) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ٦، چاپ دیدرینغ ، ویسبادن ١٣٩٢/١٩٧٢، ص ٢٩٥ـ٢٩٦؛
(٨) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
علی بن یوسف قفطی ، انباه
الرّواة علی انباه النّحاة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٦٩ـ١٣٧٤/١٩٥٠ـ١٩٥٥، ج ١، ص ٣٦ـ٣٧؛
عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ، ج ١، ص ١٨٦؛
عبدالعزیز میمنی ، « ( مقدمة ) تحفة المجدالصریح فی شرح الکتاب الفصیح »، مجلة المجمع العلمی العربی ، ج ٣٥، ش ٣ (١٩٦٠)؛
یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ١٣٥٥ـ١٣٥٧/١٩٣٦ـ ١٩٣٨، ج ٢، ص ٢٨٣ـ٢٨٥؛
Fuat Sezgin, Geschichte des Arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-١٩٨٤.
/ احمد طاهری عراقی /