دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٤٨
توفیق الحکیم ، نویسندة معاصر مصری . او شاخصترین نویسنده ای است که نمایشنامه نویسی جدید عربی را به عنوان یک نوع ادبی ، شکل و گسترش داد و تأثیر عمده ای بر حیات فرهنگی کشورش و به طور کلی دنیای عرب زبان گذاشت . او، بر ادبیات داستانی نیز تأثیر فراوانی گذارد و در تمام زندگیش در تعیین سیاستهای فرهنگی کشورش مشارکت جدّی داشت .
١) شرح حال و فعالیتها. توفیق الحکیم در خانوادة ثروتمندی از اهالی اسکندریه به دنیا آمد (احتمالاً در ١٣١٦/ ١٨٩٨، هر چند در منابع دیگر سال تولد او ١٣٢٠/ ١٩٠٢ نیز ثبت شده است ). ( پدرش وکیل دادگستری و مادرش تُرک نژاد و باسواد بود و تأثیر بسیاری بر شخصیت و آثار او گذاشت (توفیق الحکیم ، مقدمة روحانی ، ص بیست و شش ـ بیست وهفت ) ) . او برای تکمیل تحصیلات متوسطه به قاهره رفت . ( در مدارس گوناگون ، از جمله مدرسة خیریة اسلامی در دسوق و مدرسة محمدعلی در قاهره تحصیل کرد (فاخوری ، ص ٣٩٣) ) و سپس ، مانند بسیاری از هم دوره هایش که اهل ادب بودند، در دانشکدة حقوق ، که در آن زمان بسیار معتبر بود، ثبت نام کرد و هم زمان به کار نمایش مشغول بود. هنوز دانش آموز بود که مجموعه نمایشنامه ای برای گروه نمایشی «برادران عُکاشه » نوشت و برای اجتناب از سرزنش والدین ، اسم مستعار حسین توفیق را به کار برد. پس از به دست آوردن رتبة متوسط در امتحانات نهایی رشتة حقوق ، پدرش او را برای گرفتن دکتری حقوق به پاریس فرستاد. از آن پس ، زندگی او به کلی دگرگون شد. وی به جای اینکه وقتش را صرف تحصیل کند، به جستجو و مطالعه در فرهنگ ونمایش اروپا، بخصوص فرانسه ، پرداخت ؛
از نمایشنامه های شکسپیـر، مترلینک ،ایبسن وپیراندلو اجراهایی دید و از آنها برای نوشتن نمایشنامه و داستان الهام گرفت . بعضی از آن آثار بعداً تکمیل و منتشر شد. در ١٣٠٧ش /١٩٢٨،پدرش او را به مصر فراخواند و او در مقام دادیار عمومی ، در ناحیة دلتای مصر، مشغول به کار شد.
در ١٣١٢ ش / ١٩٣٣، دو اثر مهم و مؤثر او در تحول رمان نویسی ، منتشر شد: عودة الروح و نمایشنامة ابتکاری اهل الکهف که بر اساس داستان هفت خفتة اِفِسوس (گونة دیگر آن در سورة کهف آمده است ) نوشته شده است . به دنبال آنها، داستانها و نمایشنامه های مهم دیگری از وی چاپ شد. وی بترتیب در وزارتخانه های آموزش و پرورش و امور اجتماعی کار کرد، ( در ١٣١٣ ش / ١٩٣٤ مدیر تحقیقات وزارت آموزش و پرورش (ضیف ، ص ٢٩٠) ) و در ١٣٣٠ ش / ١٩٥١ ( ، که ط'ه ' حسین وزیر فرهنگ بود، ) رئیس کتابخانة ملی (دارالکتب ) شد.در ١٣٣٣ ش / ١٩٥٤، به عضویت فرهنگستان زبان عربیِ ( مصر ) بر گزیده شد. این مقام و گرفتن جایزة دولتی ادبیات در ١٣٤٠ ش /١٩٦١، جایگاه او را به عنوان برجسته ترین شخصیت ادبیات مصر تضمین کرد. ( توفیق در ١٣٣٨ ش / ١٩٥٩ به نمایندگی از مصر عضو دائم سازمان یونسکو شد (همان ، ص ٢٩٤) ) . او در دورة ریاست جمهوری انورسادات ، با جزوه ای که بعداً کتاب شد، یعنی عودة الوَعی (١٣٥٣ ش / ١٩٧٤)، بلوایی ایجاد کرد. وی در آن عقایدش را در بارة انقلاب مصر در دورة سلف سادات ، جمال عبدالناصر، بیان کرد. آخرین شغل او مقاله نویسی در روزنامة الاهرام قاهره بود.
طه حسین (متوفی ١٣٥٢ ش / ١٩٧٣)، منتقد بزرگ مصری ، نمایشنامة اهل الکهف را، به منزلة نقطة عطفی در تاریخ ادبیات عربی ، ستوده است . برداشت توفیق الحکیم از موضوعِ نمایش و توجه وی به ضرورتهای سبک شناختی زبان ، به گونه ای بود که آن را دقیقاً در حیطة ادبیات قرار می داد (مطابق سنّت انتقادی ). پس از این اثر، نمایشنامه های چند پرده ای دیگری منتشر شد که مضامین آنها از منابع گوناگون فرهنگی گرفته شده بود. از معروفترین آنهاست : شهرزاد (١٣١٣ ش / ١٩٣٤)، پیگمالیون (١٣٢١ ش / ١٩٤٢) و المَلِک اودیب (١٣٢٨ ش / ١٩٤٩). این آثار و دیگر نمایشنامه های شبیه آنها، اگرچه از نظر ادبی تحسین شدند، با دو مشکل عمده مواجه بودند: نداشتن سنّت بومی برای تربیت بازیگر و کارگردان و فراتر از آن ، ویژگیهای زبان ادبی عربی که مانع از کاربرد آن در مکالمات روزمره می شود. نخستین واکنش توفیق الحکیم به این مسائل ، حاکی از آن است که وی می خواسته نمایشنامه هایش «مَسرَح ذهنی » (ترجمة اصطلاحِ فرانسویِ «تئاتر ایده » ) باشند؛
یعنی ، نمایشنامه هایی برای خواندن نه الزاماً برای اجرا. در دهة ١٣٢٠ ش / ١٩٤٠، الحکیم مجموعه نمایشنامه های کوتاه یک پرده ای نوشت که ابتدا در روزنامه ها و مجلات چاپ می شدند و بعد به صورت دو مجموعه منتشر شدند: مَسرَح المُجتَمَع (١٣٢٩ ش / ١٩٥٠) و المَسرَح المُنَوَّع (١٣٣٥ ش / ١٩٥٦). اُغنیة المَوت (١٣٥٢ ش / ١٩٧٣، ١٣٥٦ ش / ١٩٧٧) از مجموعة اول ، تجسم بی نظیری از دهکده ای درگیر نزاعی خونین واقع در مصر علیا و نمونة ممتازی از تسلط الحکیم در ایجاد کشمکش نمایشی است .
با توجه به اینکه مطبوعات ، نمایشنامه های کوتاه درخواست می کردند، قابلیتهای الحکیم در این زمینه به نحو احسن پرورش یافت . توفیق الحکیم پس از عضویت در فرهنگستان زبان عربی و اطمینان از جایگاه ممتازش در حیات فرهنگی کشور به سبب جلب تحسین رئیس جمهور، جمال عبدالناصر، حوزة آثار نمایشی خود را بسط داد. بعضی از نمایشنامه های او را، که پس از انقلاب ١٣٣١ ش /١٩٥٢ نوشته شد، می توان تفسیر ابعاد واقعیات متغیر اجتماعی و سیاسی مصر دانست . الایدی الناعِمة (١٣٣٣ ش / ١٩٥٤) آشکارا حمایت او را از گرایشهای برابری خواهان ، در نخستین مراحل روند تغییرات نشان می دهد. السلطان الحائر (١٣٣٩ ش / ١٩٦٠) نمایشنامه ای است در بارة مسائلی که به آزادی یکی از سلطانهای مملوک مرتبط است . این اثر را می توان سؤال و جواب ظریف و هوشیارانه ای در بارة ماهیت قانون و حکومت عادلانه در گذشته و حال دانست . در حالی که این آثار و بسیاری نمایشنامه های دیگر، با گنجینه ای از مضامین برجستة فلسفی و تاریخی در قالب نمایشنامه ، سنّت ادبی عربی را تداوم می بخشیدند، الحکیم در تدارک نمایشنامه های تجربیتر و خلاقانه تر بود. وی با نمایشنامة الصَفْقَه (١٣٣٥ ش / ١٩٥٦) بیش از پیش به کاوش در مسائل زبانِ نمایش می پردازد. الحکیم در نمایشنامه ای که مشکلات مصر را در دورة اصلاحات ارضی بازگو می کند، سعی دارد به آنچه «زبان سوم » می خواند شکل دهد. این زبان در طیفی بین معیارهای متداول و پذیرفته شدة زبان ادبی و محاورة عربی قرار دارد. توجه خاص او به تأثیر گفتگوهای متن بر تماشاگر، در نمایشنامة بعدی وی ، الورطه ، بارزتر است . الورطه (١٣٤٥ ش / ١٩٦٦) در بارة استاد دانشگاهی است که راهنمایی تحقیقی را در مورد بزهکاری به عهده دارد. یا طالع الشجرة (١٣٤١ ش / ١٩٦٢) نیز اثری بدیع در زمینة تئاتر پوچی است . گرچه عجیب و طنزآمیز به نظر می رسد، این نمایشنامه ظاهراً یکی از موفقترین متون نمایشی الحکیم بوده است . در این نمایش ، دیگر جستجوی مستمر او برای حل مشکلات زبان مطرح نیست . در قلمرو پوچ گرایی ، زبان ادبی است که وسیله ای عالی برای انتقال مفهوم وهم فراهم می کند.
چنانکه گفته شد، دهة ١٣٢٠ ش /١٩٣٠ دورة مهمی در رشد و گسترش داستان نویسی عربی در مصر بود و الحکیم سهم ارزنده ای در این روند داشت . ویژگی زندگینامة خودنوشت ، بخصوص در نخستین نوشته های او در قالب رمان ، آشکار است : عودة الروح (١٣١٢ ش / ١٩٣٣) کشمکش خانواده ای از اهالی قاهره را از دید جوانی به نام محسن شرح می دهد که خانواده اش او را به پایتخت فرستادند تا با بستگانش زندگی کند. وقایع داستان همزمان با ناآرامیهای سیاسی و اجتماعی سال ١٢٩٨ ش /١٩١٩ روی می دهد و در آن موضوع فراعنه ــ که بعدها پرطرفدار شد ــ مطرح و از تداوم تاریخ مصر تجلیل شده است . این اثر چندان مفصّل نیست ، اما تأثیری را که با حس نمایشی الحکیم همراه است و وی را قادر به خلق فضای زنده و اصیل خانوادگی می سازد، نمی توان انکار کرد. در عُصفُورٌ مِنَ الشرق (١٣١٧ ش /١٩٣٨) همان شخصیت (محسن ) به فرانسه سفر می کند. مواجهه و تقابل فرهنگها در این اثر با نمادگرایی بسیار شدید توأم است و سبب شده که این اثر از نخستین تجربه های رمان نویسی در مضمونی باشد که در بیشتر توصیفات نویسندگان نسلِ بعد می یابیم . الحکیم با یومیات نائب فی الاریاف (١٣١٦ ش / ١٩٣٧) اگرچه یکی از شاهکارهای ادبی عربی را خلق می کند، در می یابد که در مقام دادیار عمومی مجبور است قوانینی را اجرا کند که بکلی با وضع دهقانان بیگانه است ؛
جماعتی که بشدت به باورها و رسوم دیرینه پایبندند. نتیجة آن شاهکاری است پر از شخصیتها و ماجراها و شرحهایی که با طنزی جذاب همراه است . الحکیم علاوه بر این اثر و رمانهای دیگر، مجموعة کوچکی از داستانهای کوتاه منتشر کرد.
نقش الحکیم ، به منزلة سیاستمداری فرهنگی ، در آثاری که در اَشکال دیگر نوشته ، نمایان است . وی در بارة مسائل تئاتر آثاری نوشته و دو زندگینامة خودنوشت منتشر کرده است : سجن العمر (١٣٤٤ ش / ١٩٦٥) در بارة اوایل زندگیش ، و زَهرة العُمْر (١٣٢٢ ش /١٩٤٣) مجموعة نامه هایش به یک دوست ، که در بارة سالهای بعدی زندگی اوست . چنانکه در عودة الوَعی نشان داده شده ، او معمولاً در درگیریهای اجتماعی کشورش دخالت داشته و اعتبار وسیع او به مثابه یکی از برجسته ترین اندیشمندان جهان عرب ، سبب شده است تا همواره عده ای مشتاق نظریاتش باشند. انبوه آثار او در ادبیات نمایشی و رمان نویسی نمونة بارزی از کشمکشها و دشواریهایی است که نویسندگان در مراحل اولیة روند طولانی گسترش همه جانبه در ادبیات معاصر عربی ، با آن روبرو بوده اند. بدون شک آثار مهم این نویسنده در هر دو گونة ادبی ماندگار خواهد بود (برای بحث از آثار او رجوع کنید بهبخش دوم مقاله ).
( توفیق الحکیم در ١٣٦٦ ش /١٩٨٧ در قاهره درگذشت (ضیف ، ص ٢٩٤؛
توفیق الحکیم ، مقدمة روحانی ، ص سی و چهار) ) .
منابع :
(١) علاوه بر آثار توفیق الحکیم مذکور در متن مقاله رجوع کنید بهاسماعیل ادهم و ابراهیم نجیب ، توفیق الحکیم ، قاهره ١٩٨٤؛
(٢) ( توفیق الحکیم ، همگنان غار و سفری به فردا ، ترجمة باقر معین ، تهران ١٣٥٤ ش ) ؛
(٣) علی راعی ، توفیق الحکیم : فنان الفرجة و فنان الفکر ، قاهره ١٩٦٩؛
(٤) ( شوقی ضیف ، الادب العربی المعاصر فی مصر ، مصر: دارالمعارف ، بی تا. ) ؛
(٥) حنا فاخوری ، الجامع فی تاریخ الادب العربیّ: الادب الحدیث ، بیروت ١٩٨٦؛
(٦) محمد مندور، مسرح توفیق الحکیم ، قاهره ١٩٦٠؛
(٧) ناجی نجیب ، توفیق الحکیم و اسطورة الحضارة ، قاهره ١٩٨٧؛
(٨) Mustafa Badawi, Modern Arabic drama in Egypt , Cambridge ١٩٨٧, esp. ٨-٨٧;
(٩) J. Brugman, An introduction to the history of modern Arabic literature in Egypt , Leiden ١٩٨٤, esp. ٢٧٦-٢٨٨;
(١٠) J. Fontaine, Mort-rإsurrection: une lecture de Tawf ¦q al-H ¤ak ¦m , Tunis ١٩٧٨;
(١١) R. Long, Tawf ¦q al-H ¤ak ¦m: playwright of Egypt , London ١٩٧٩;
(١٢) P. Starkey, From the ivory tower: a critical study of Tawf ¦q al-H ¤ak ¦m , London ١٩٨٧.
/ ر. م . ا. آلن ( د. اسلام ) /
٢) آثار. آثار توفیق الحکیم چند گونه اند: الف ) آثار پژوهشی ، از جمله : من البُرج العاجی (١٩٤١)، تحت المصباح الاخضر (١٩٤٢)، سلطان الظلام (١٩٤٢)، حِماری قال لی ... (١٩٣٨)، تحت شمس الفکر (١٩٣٨) و فنّ الادب (١٩٥٢).
ب ) داستانهای کوتاه ، مانند راقصة المعبد (١٩٣٩)، عهدالشیطان (١٩٣٨)، شجرة الحکم (١٩٤٥)، تاریخ حیاة معدة (١٩٥٢)، قصص توفیق الحکیم ، مجموعة اول و دوم (١٩٤٩). محور داستانهای کوتاه توفیق الحکیم تقابل آرمان گرایی و واقع گرایی است و در نظر او همواره واقع گرایی پیروز است (فاخوری ، ص ٤٠٨ـ٤٠٩).
ج ) داستانهای بلند با انگیزه های ملی و اصلاحی و اجتماعی مانند عودة الروح (١٩٣٣)، یومیّات نائب فی الاریاف (١٩٣٨)، حمارالحکیم (١٩٤٠)، الرّباط المقدّس (١٩٤٤).
د) نمایشنامه های تاریخی مثل محمد (١٩٣٦)، نمایشنامه های اجتماعی و سیاسی مانند مسرحیّات الحکیم (١٩٣٧)، مسرح المجتمع (١٩٥٠) و المسرح المنَّوع (١٩٥٦)، نمایشنامه های اساطیری مثل اهل الکهف (١٩٣٣؛
ترجمة فارسی : همگنان غار ، ١٣٥٤ ش )، شهرزاد (١٩٣٤)، سلیمان الحکیم (١٩٤٣) و الملک اودیب (١٩٤٩).
از دیگر آثار اوست : مختار تفسیر القرطبی الجامع لاحکام القران که تلخیصی از تفسیر قُرطُبی است (١٩٧٧)، نشید الانشاد (١٩٤٠)، اهل الفنّ ، القصر المسحور با همکاری طه حسین ( ? ١٩٣٧)، و مقالاتی که در مطبوعات چاپ شده است (برای فهرست آثار او رجوع کنید بهرمضان یوسف ، ج ١، ص ٩٧؛
ابراهیم عطوه عوض ، ص ٢٩٣ـ٣٠٤).
نمایشنامه ها و داستانهای توفیق ، دارای دو جنبة واقع گرا و انسانی است . جنبة واقع گرای آن در حقیقت به صبغه های ذاتی و قومی می پردازد و از استواری و قدرت برخوردار است ، اما در بخش انسانیِ آثارش نویسنده سخت از ادبیات و فلسفة غربی متأثر است و می کوشد تا آثارش را به صورتی جهان شمول عرضه کند.
آنچه توفیق را در نظر غربیان نویسنده ای صاحب سبک و پیشرو و نام آور کرده است ، نمایشنامة اهل الکهف است ( رجوع کنید به بریتانیکا ، ذیل مادّه ). او با آگاهی دقیق از اصول نمایش یونان باستان و اروپا به نوعی جامعه شناسی دست یافت که در آثارش بخوبی مشهود است ( الموسوعة العربیّة المیسّرة ، ذیل مادّه ؛
توفیق الحکیم ، مقدمة روحانی ، ص بیست وهفتم ). وی در این نمایشنامه با الهام گرفتن از قرآن کریم و اخبار اسلامی و مسیحی ، قصة اصحاب کهف را بازآفرینی کرده و در این بازآفرینی ، به غلبة زمان بر انسان پرداخته و سرانجام آدمی را تسلیم عنصر پیچیدة زمان دانسته است (توفیق الحکیم ، مقدمة روحانی ، ص سی ویک ـ سی ودو).
توفیق مفهوم تراژدی یونان باستان را، که جدالِ انسان با نیروهای فرا انسانی است ، در فرهنگ عربی ـ اسلامی وارد کرد (حجاجی ، ص ٢٠). توفیق اصولاً از عناصر اسطوره ای در
آثارش ، بسیار بهره برده است . او داستانهای دینی را نیز با رمز اسطوره ای می نگرد و از آنها به دلخواه استفاده می کند (همان ، ص ٢١). او در داستان عودة الروح از افکار دینی مصریان باستان متأثر است (توفیق الحکیم ، دیباچة کسمائی ، ص دوازده ـ چهارده ).
یکی از ویژگیهای آثار توفیق ، توجه به زن است . نگرش توفیق به زنان عرب ، بویژه زنان مصری ، بدبینانه است . او زن اروپایی را به سبب نقش اجتماعی اش بر زن عرب ترجیح می دهد و زنان عرب را عقب مانده می داند. موضوع برخی از نمایشنامه ها و داستانهای وی ، از جمله رباط مقدس ، بازگشت روح ، صندوق ، خیانت زنان است ( رجوع کنید بهسید عید، ص ٦٢ـ٧٢؛
توفیق الحکیم ، دیباچة کسمائی ، ص نه ).
شمار زیادی از نمایشنامه ها و داستانهای توفیق الحکیم به زبانهای اروپایی برگردانده شده است (برای فهرستی از این آثار رجوع کنید بهد. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
منابع :
(١٣) ابراهیم عطوه عوض ، من الطبری الی سیدقطب دراسات فی مناهج التفسیر و مذاهبه ، قاهره ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(١٤) توفیق الحکیم ، شهر فرنگ ، ترجمة علی اکبر کسمائی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٥) همو، همگنان غار و سفری به فردا ، ترجمة باقر معین ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(١٦) احمد شمس الدین حجاجی ، الاسطورة فی المسرح المصری المعاصر ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(١٧) محمد خیر رمضان یوسف ، تتمّة الاعلام للزرکلی ، بیروت ١٤١٨ـ ١٩٩٨؛
(١٨) محمد سیدعید، «توفیق الحکیم عدو للمرأة ... ام صدیق ؟!»، الکاتب ، ش ٢١٥ـ٢١٦ (مارس ـ آوریل ١٩٧٩)؛
(١٩) شوقی ضیف ، الادب العربیّ المعاصر فی مصر ، مصر: دارالمعارف ، ( بی تا. ) ؛
(٢٠) حنا فاخوری ، الجامع فی تاریخ الادب العربیّ: الأدب الحدیث ، بیروت ١٩٨٦؛
(٢١) الموسوعة العربیّة المیسّرة ، زیرنظر محمد شفیق غربال ، قاهره ١٩٦٥ـ١٩٨٧، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٢) EI ٢ , s.v. "Tawf ¦âk ¤ A l-H ¤ak ¦âm" (by R. M. A. Allen);
(٢٣) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia , s.v. "Tawf ¦âq al-H ¤ak ¦âm".
/ عبدالحسین فرزاد /