دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٢٣
تورسون زاده ، میرزا ، شاعر معاصر تاجیک . در ١٣٢٩/ ١٩١١ در روستای قره داغ در شهرستان حصار تاجیکستان به دنیا آمد. پدرش ، استاتورسون ، درودگر بود (معصومی ، ص ٥ ـ٦). تورسون زاده در ١٣٣٦/١٩١٨ مادرش را از دست داد (همان ،ص ٦). در شش سالگی به مکتب رفت و تا ١٣٠٤ش /١٩٢٥ در مدرسة جدید درس خواند. سال بعد به شهر دوشنبه رفت و در ١٣٠٦ش /١٩٢٧ از نخستین آموزشگاهِ آموزگاری تاجیکستان فارغ التحصیل شد. سپس به تاشکند رفت و در آنجا با آثار سعدی ، نظامی ، حافظ ، عینی ، لاهوتی وپیرو سلیمانی آشنا شد. در ١٣٠٩ش / ١٩٣٠ دورة تحصیلی دانشگاه آموزگاری تاجیکی را به پایان برد و به دوشنبه بازگشت (همان ، ص ٩؛ د. تاجیکی ، ج ٧، ص ٤٥٣؛ سیف اللّه یف ، ١٩٧١،ص ١٢ـ١٧؛ همو،١٩٨٣، ص ١٨).
او در دوشنبه در دفتر روزنامة جوانان تاجیکستان مشغول به کار شد و نخستین محفل شاعران تاجیک را نیز تشکیل داد. در ١٣١٣ ش / ١٩٣٤، به عضویت کانون نویسندگان تاجیکستان در آمد و مدتی در تئاتر شهر خجند مشاور ادبی شد. در ١٣٢٥ ش / ١٩٤٦، رئیس کانون نویسندگان گردید و تا پایان عمر در همین سِمَت باقی ماند. وی در ١٣٣١ ش / ١٩٥١ برای عضویت در فرهنگستان علوم تاجیکستان انتخاب گردید (سیف اللّه یف ، ١٩٧١؛ د. تاجیکی ، همانجاها).
تورسون زاده در ١٣٢٦ ش / ١٩٤٧ به هندوستان سفر کرد و برداشت شاعرانة خود را در سلسله اشعارِ قصة هندوستان یان نمود. این سفرنامه هم در شکل و هم در معنا پدیده ای نو بود. او در این کتاب درد و رنج مردمان شبه قارة هندِ تحت سیطرة انگلیس را به تصویر کشید و قالب ادبی سلسله اشعار، قالبهای گوناگون شعری با موضوع یگانه ، را در قلمرو ادبی شوروی بنیان گذاشت . دومین سلسله اشعار او به نام من از شرق آزاد شرح سفر او به پاکستان (١٣٢٨ ش / ١٩٤٩) است . وی بارها به ایران سفر کرد و در مطالبی که پس از بازگشت چاپ کرد، ایرانیان و استقبال گرمشان را ستود (سیف اللّه یف ، ١٩٨٣، ص ٣١، ٢٤٩).
تورسون زاده در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ جایزة ادبی استالین ، در ١٣٣٩ش /١٩٦٠ جایزة ادبی لنین ، در ١٣٤٢ش /١٩٦٣ جایزة ادبی رودکی ، در ١٣٤٦ش / ١٩٦٧ جایزة جهانی ادبی ـ فرهنگی جواهر لعل نهرو و در ١٣٥١ش / ١٩٧٢ جایزة ادبی جمال عبدالناصر را گرفت .حکومت شوروی با عنوانهای افتخاریِ «نویسندة مردمی تاجیکستان »(١٣٤٠ش / ١٩٦١) و «قهرمان کار سوسیالیستی » (١٣٤٦ش /١٩٦٧) از او تقدیر نمود (همو، ١٩٧١، ص ١٢ـ١٧؛ مسلمان قل اف ، ١٩٨٤، ص ١٢٥). وی همچنین در هیئت دولتی جایزة استالین و جایزة لنین عضویت داشت .
او از دورة دوم تا نهم در مجلس اتحاد جماهیر شوروی سابق ، نمایندة مردم بود (سیف اللّه یف ، ١٩٨٣، ص ١٢ـ ١٧؛ د. تاجیکی ، همانجا) و از ١٣٣٦ش / ١٩٥٧ ریاست کمیتة شوروی هم صدایی با آسیا و افریقا را بر عهده داشت .وی درهمایشهای هواداران صلح در دهلی (١٣٢٥ش / ١٩٤٧)، پاریس (١٣٢٨ ش / ١٩٤٩)، وین (١٣٣٤ ش / ١٩٥٥) و استکهلم (١٣٣٦ش / ١٩٥٧) حضور یافت و در دفاع از حقوق مردم مظلوم دنیا سخنرانی کرد (سیف اللّه یف ، ١٩٨٣، ص ٣٣).
تورسون زاده پس از سالها خدمت به فرهنگ و ادب مردم تاجیک ، در ١٣٥٦ ش / ١٩٧٧ درگذشت . آرامگاهش در دوشنبه ، در شهرک لوچاب ، واقع است . تاجیکها، پس از مرگش ، عنوانِ «قهرمان تاجیکستان » را به او دادند (همان ، ص ١٢ـ١٧؛ د. تاجیکی ، همانجا) و شهر ریگر را به نام او نامگذاری کردند.
وی از هشت سالگی شعر می گفته و آثار فراوانی خلق کرده است . صدای آسیا، قصة هندوستان ، من از شرق آزاد، چراغ ابدی ، حسن ارابه کش ، پسر وطن ، جان شیرین و دختر مقدّس همه از آثار ماندگار اوست .
تورسون زاده راهنما و پرورش دهندة شاعران و نویسندگان محیط ادبی تاجیکستان نیز بود. وی در مدت ده سال خبرنگاری ، با رفت وآمد میان مردم ، آثار شفاهی آنها را جمع آوری کرد و در ١٣١٨ ش / ١٩٤٠ با نام نمونة فولکلوریک تاجیک با همکاری بلدرف * به چاپ رساند. دیگر آثار او در آن مدت عبارت اند از: نمایشنامه های حکم (١٣١٢ ش / ١٩٣٣) و خسرو و شیرین (١٣١٥ ش / ١٩٣٦) که نمایشنامة اخیر با همراهی عبدالسّلام دهاتی نوشته شده بود؛ نگارش متن نخستین اپرای ملی تاجیکی به نام شورش واسع (١٣١٥ ش / ١٩٣٧) در بارة واسع بَلْجُوانی (تاریخ شورش او: ١٣٠٣/ ١٨٨٥)، قهرمان ملی تاجیکستان ؛ نگارش متن اپراهای طاهر و زهره (١٣٢١ ش / ١٩٤٣) و عروس (١٣٢٤ ش / ١٩٤٥)؛ ترجمة آثاری از پوشکین و نکراسوف و شفچنکو ؛ و حکایات و اشعار و مقالات ادبی در بارة شناخت ادبیات (همان ، ص ٢٥٨، ٤٣٢، ٤٣٥، ٤٣٧، ٤٤٥، ٤٥١؛ د. تاجیکی ، ج ٧،ص ٤٥٥). وی با سینما نیز همکاری داشته ، از جمله متنِ سرودهای فیلم «من با دختری وا خوردم » (تاریخ ساخت فیلم : ١٣٣٦ ش /١٩٥٧) نوشتة اوست (شراف اف ، ص ١١٠).
نخستین کتاب تورسون زاده ، پرچم ظفر نام داشت که مشتمل بر دو شعر و ده حکایت و یک رساله بود. این کتاب در١٣١١ ش /١٩٣٢ با پیشگفتار حسین زاده و ویرایش الغ زاده چاپ شد (عباداللّه یف ، ص ٤). از این زمان تورسون زاده شعر و شاعری را جدّیتر دنبال کرد و هم از حیث محتوا و هم از حیث صورت به موفقیتهایی رسید. در آن زمان در محیط ادبی تاجیکستان دو دسته شاعر وجود داشت : اکثریتِ سنّتی ، مثل ذوفرخان جوهری ، احمدجان مخدوم حمدی ، میرحیدر سرور و محمدجان رحیمی ؛ و اقلیتِ نوپرداز مانند پیرو سلیمانی * و حبیب یوسفی . تورسون زاده بتدریج از دستة دوم پیروی کرد.
راه دشوار شاعری تورسون زاده را به دو مرحله می توان تقسیم کرد: از ابتدا تا ١٣٣٥ش / ١٩٥٦ و بعد از آن . سروده هایش در دورة یکم به لحاظ معنا و مضمون اندکی سطحی و از نظر هنری خام بودند. در دهة ١٣١٠ ش / ١٩٣٠ که حکومت ، شاعران و نویسندگان را به ستایش از حکومت شوروی وادار می کرد، تورسون زاده نیز به ستایشهای مبالغه آمیز روی آورد، ولی به جای تکرار سخنان معاصرانش کوشید تا نظرهای خود را با شرح زندگی مردم پیرامون خود مطرح کند. از دهة ١٣٣٠/١٩٥٠ به بعد نیز بیشتر کوشید در خودشناسی مردمش سهیم باشد (مسلمانیان ، ١٩٩٠).
از مضامین عمده اشعار تورسون زاده جایگاه زن است . او از حُسن و جمال زنان تا نقش آنان در تربیت فرزندان و حیات سیاسی جامعه سخن گفته است . وی در مثنوی جان شیرین ، سرنوشت زنان تاجیک را با مردم مظلومِ دیگر سرزمینهای استعماری مقایسه کرده است (سیف اللّه یف ، ١٩٨٣، ص ٢٢٤ـ ٢٤٤، ٣٢٨، ٣٣٦). دیگر مضمون مهم اشعار او دوستی خلقهاست . وی در آثاری همچون پسر وطن ، قانون برادری ، به برادران قزاق و دوستان را گم مکن ! فضیلتهای دوستی و برادری را برشمرده است (همان ، ص ٢٠٤، ٢٠٨، ٢١٠، ٢١٩، ٣٥٥ـ ٣٦٣). در این اشعار او انسانها را به دو گروه زحمتکش و استثمارگر تقسیم کرده و دفاع از مردم زحمتکش دنیا را موضوع اصلی اشعار خود قرار داده است . تلاشهای ظلم ستیزانة او محدود به تاجیکستان نبود و با اینکه تا پایان عمر نسبت به هم میهنانش وفادار ماند (دورانوف ، ص ٣)، در مورد موضوعات و رویدادهای خارج از مرزهای تاجیکستان نیز بی اعتنا نبود و به جمهوریهای دیگر شوروی و نیز هندوستان توجه داشت (جعفرلی ، ص ١١٢). موضوع اصلی اشعار تورسون زاده ، مسائل آسیا و بویژه کشورهای شرق آن است ( شاعر تاجیک : میرزا تورسون زاده ، ص ٧٢؛ یاحقی ، ص ٣٢٥).
با اینکه تورسون زاده در انواع قالبهای سنّتی ، مانند غزل و رباعی و دوبیتی و مثنوی و قطعه ، شعر سروده است ، شاعری نوپرداز شمرده می شود. با این حال وی در اشعار نو خود همواره از ویژگیها و امکانات شعر سنّتی ، نظیر قافیه و صنایع ادبی ، نیز استفاده کرده است . به عقیدة چنگیز آیتماتوف ، رمان نویس معاصر قرقیز، تورسون زاده با استفادة ماهرانه از انواع قالبها، بویژه رباعی و دوبیتی ، به ادبیات خلقهای دیگر و به شعر نو شوروی خدمت کرده است (آیتماتوف ، ص ١١١). او در شعر خود در همه حال به شاعران بزرگی چون حافظ اقتفا کرده است (عبید رجب ، ص ١٣٦). نشانه ای از طبع شاعرانة تورسون زاده این است که به هنگام ضرورت ، قافیه و ردیف را ناگهان تغییر می دهد، مثلاً در اشعاری چون «چوپان »، «رود من » و «خواهر مبارز افریقا» (مسلمانیان قبادیانی ، ١٩٨٤، ص ١٢٣ـ ١٢٥).
تورسون زاده از واژه ها ماهرانه استفاده کرده و ضمن بهره گیری از واژه های ناب دری ، به زبان محاوره نیز توجه کرده است . شعر او نمونة کامل زبان زندة تاجیکی است تا جایی که یاردن میلیف ، نویسندة بلغاری ، برای مطالعة شعر تورسون زاده ، زبان تاجیکی را فراگرفت (سیف اللّه یف ، ١٩٧١، ص ٩٠).
تورسون زاده به نقد ادبی نیز پرداخته و آثار شاعران و نویسندگانی چون رحیم جلیل ، میرشکر و شکوهی را نقد کرده است (بابایف ، ص ٢٥٩ـ٢٦٠، ٢٦٣، ٢٩٢ـ٢٩٣).
شاعران دهه های ١٣٣٠ـ١٣٥٠ ش / ١٩٥٠ـ١٩٧٠ بیشتر به سبک و سخنِ تورسون زاده گرایش داشتند. مقالات نقادانة او در بارة سخنوران قدیم و جدید در ادبیات معاصر تاجیکستان تأثیر مهمی داشت ( رجوع کنید بهیاحقی ، ص ٣٤١). او در طول سی سال ریاستش در کانون نویسندگان تاجیکستان ، سرپرستی و راهنمایی دهها شاعر و نویسندة تاجیک ، از جمله مؤمن قناعت و بازار صابر و لایق شیرعلی ، را برعهده داشت (عبید رجب ، ص ٢٣٤). کار مهم دیگر او این بود که رهبری علمی ـ ادبی صدرالدین عینی را در محیط ادبی و فرهنگی تاجیکستان حفظ کرد. گفتنی است که عینی در سمرقند (جمهوری ازبکستان ) می زیست . از دیگر کارهای او کسب اجازه از دولت شوروی برای برپایی همایشهای جهانی بزرگداشت رودکی و ابن سینا و فردوسی و حافظ و جامی ، چاپ و نشر و ترجمة آثار سخنوران و دانشمندان پیشین و معاصر، و تأسیس مؤسسه ای انتشاراتی با رسم الخط فارسی بود. خانلری ، نادرپور و چنگیز آیتماتوف او را ستوده اند (آیتماتوف ، ص ١١٠؛ خانلری ، ج ١، ص ٣٨٣؛ عبید رجب ، همانجا).
منابع :
(١) ابوالفضل جعفرلی ، جستجوی زندگی : خاطرات دوران مهاجرت ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٢) پرویز خانلری ، هفتاد سخن ، ج ١: شعر و هنر : «در سرزمین رودکی »، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٣) «شاعر تاجیک : میرزا تورسون زاده »، آشنا ، سال ١، ش ٤ (فروردین ـ اردیبهشت ١٣٧١)؛
(٤) رحیم مسلمانیان قبادیانی ، «میرزا تورسون زاده : زندگی و قهرمانی »، جهان کتاب ، سال ٨ ، ش ٧ (آبان ١٣٨٢)؛
(٥) محمدجعفر یاحقی ، چون سبوی تشنه : تاریخ ادبیات معاصر فارسی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٦) B. ـ Iba ¦dulla ¦yev , "Vassa ¦f-e s ¤ulh ¤va dust ¦â" , Ta ¦jika ¦n-e dunya ¦, no. ٢ (Octl. ٢٠٠١);
(٧) Chingiz Aytmatov, "Insa ¦n-e benazir", Sada ¦-ye Sharq , no.s ٧-١٢ (٢٠٠١);
(٨) Uyriy Ba ¦ba ¦yev, M ¦rza ¦Tursunza ¦da , Dushanbe ١٩٦١;
(٩) A. Dawra ¦nov, "Sha ¦ Ür-e barkhurdha ¦-ye kayha ¦n ¦â" , S ¤ada ¦-ye mardum , no. ٢٤ (May ١٩٩٥);
(١٠) Ensiklopediya ¦yi So ¦vetii Ta ¦jik , Dushanbe ١٩٧٨-١٩٨٨;
(١١) Na ¦sirja ¦n Ma ـ sumi, "Java ¦n ¦âva Kama ¦la ¦t-e musavvir-e husn-u dil", in Jashnna ¦ma-ye M ¦rza ¦Tursunza ¦da , Dushanbe: Da ¦nish, ١٩٧١;
(١٢) Rah ¦âm Musulma ¦n qulov, Furu ¦gh-e she ـ r-e ja ¦nparvar , Dushanbe ١٩٨٤;
(١٣) A. Sayfulla ¦yev , Meridiani poezii , Dushanbe ١٩٧١;
(١٤) idem, M ¦rza ¦Tursunza ¦da , Dushanbe ١٩٨٣. M.Shara ¦fov, "Kina ¦dramaturgiya-ye M. Tursunza ¦da", in Jashnna ¦ma-ye M ¦rza ¦Tusunza ¦da , ibid;
(١٥) Ubayd Rajab. Zinda ba ـ ishq , Dushanbe ٢٠٠١.
/ رحیم مسلمانیان قبادیانی /