دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠١٩
تورانشاه (٢) ، نام دو تن از شاهان سلسلة سلجوقیان کرمان (قاوردیان ).
١) تورانشاه محیی الدین عمادالدوله بن عمادالدین قاوَرْدبن داود (حک :٤٧٧ـ٤٩٠)، چهارمین شاه از سلسلة سلجوقیان کرمان . پس از مرگ قاورد (مؤسس سلسلة سلجوقیان کرمان ) در ٤٦٥ یا ٤٦٦، پسرش کرمانشاه اول جانشین او شد ولی پادشاهی او به طول نینجامید و سال بعد پسر دیگر قاورد سلطانشاه ، برادر تورانشاه ، در ٤٦٧ به سلطنت رسید. چون تورانشاه در حرم به سر می برد و به لهجة کرمانی سخن می گفت ، سلطانشاه به او توجه نمی کرد و قصد کور کردن و قتل وی را داشت ، ولی با وساطت ناصرالدین منشی (وزیر سلطانشاه )، تورانشاه نجات یافت و سلطانشاه ، به قصد توهین ، او را به بم فرستاد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٤٣ش ، ص ١٦، ٢٢ـ٢٣، ٢٤، پانویس ١؛ شبانکاره ای ، ص ١٨٩).
پس از مرگ سلطانشاه در ٤٧٦، حکومت به تورانشاه رسید. امرا او را که در این زمان در بم به سر می برد به بردسیر، تختگاه سلطانشاه بردند و در رمضان ٤٧٧ بر تخت نشاندند و ناصرالدین منشی ، ممدوح امیر معزی ، وزیر او شد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٢٦ ش ، ص ١٧ـ ١٨؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ٢٤). در دورة سلطنت تورانشاه ، مردم عمان در شورشی شحنة کرمان را از عمان راندند و آنجا را تصرف کردند. تورانشاه برای سرکوب آنان سپاهی فرستاد و ولایت عمان را پس گرفت (همو، ١٣٢٦ ش ، ص ١٧ـ ١٨). پس از مرگ ملکشاه در ٤٨٥، همسرش ترکان خاتون * ، اتابک اُنَرْ را به حکومت فارس و کرمان
منصوب کرد، ولی تورانشاه به کمک امرای شبانکاره مانع ورود انر به فارس و کرمان شد و فارس را تصرف کرد اما در حین جنگ ، کشته شد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٢٦ ش ، ص ١٧؛ ابن اثیر، ج ١٠، ص ٢٣٩؛ وزیری کرمانی ، ج ١، ص ٣٦٠؛ ستوده ج ٢، ص ٤٩).
تورانشاه را ملکِ عادل نیز می نامیدند، زیرا تا زمان او ترکان در خانه های مردم کرمان می زیستند و این برای مردم کرمان ناگوار بود، تا آنکه به دستور او در محلی جداگانه ، مسجدجامع ومدرسه و خانقاه و بیمارستان و گرمابه و اوقاف و خانه هایی برای ترکان بنا کردند و آنجا را «رباط تورانشاهی »یا «محلة سه شَنبِهی » یا «محلة ملکِ عادل » نام نهادند. سپس تمام ترکان را در آنجا اسکان داد. در کنار مسجدجامع این محله ، مشهور به «مسجدملک »، قبر تورانشاه قرار دارد که مدتها زیارتگاه بود. طی سیزده سال حکومت او کرمان آباد
شد. او جزیرة کیش را به جای سیراف ، بندر اصلی خلیج فارس قرار داد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٤٣ ش ، ص ٢٧ـ ٢٨؛ همو، ١٣٢٦ش ، ص ١٩؛ شبانکاره ای ، همانجا؛ وصّاف الحضره ، ص ١٧٠؛ ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ١٧؛ خواندمیر،ج ٢، ص ٥٣٧).
٢) تورانشاه ، ملقب به عمادالدوله (حک : ٥٧٣ ـ٥٧٦ یا ٥٧٩)، دوازدهمین شاه از سلسلة سلجوقیان کرمان . پدرش طغرل (حک : ٥٥١ ـ ٥٦٢) و مادرش خاتون رکنی (دختر ترکانشاه ) بود (افضل الدین کرمانی ، ١٣٥٦ش ، ص ٦٥؛ همو، ١٣٢٦ش ، ص ٣١؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ٤٧). در اواخر سلطنت طغرل ، مؤیدالدین ریحانی (وزیر طغرل ) و خاتون رکنی عهده دار امور و خواهان سلطنت بهرامشاه ، پسر سوم طغرل ، بودند. پس از مرگ طغرل در ٥٥٨، بهرامشاه بر تخت نشست و خزاین پدر را تصرف کرد و عده ای نیز با او موافق شدند. بین او و تورانشاه و دیگر برادرانش اختلاف افتاد. ارسلانشاه ، پسر بزرگ و ولیعهد طغرل که از مادری کنیز به دنیا آمده بود، برای شورش به بم رفت و تورانشاه ، پسر دوم طغرل ، عهدی را که پیش از آن ، برای حفظ حَرَم و مُلْک با بهرامشاه بسته بودند، به بهرامشاه یادآور شد، اما وی اعتنا نکرد.
بدین سبب تورانشاه نیز با جمعی از ترکان به فارس رفت . در آنجا اتابکِ زنگی مظفرالدین زنگی بن مودود (حک : ٥٥٨ ـ٥٧١) به او کمک کرد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٥٦ ش ، همانجا؛ همو، ١٣٢٦ش ، ص ٣٣ـ٣٤؛ همو، ١٣٤٣ش ، ص ٥١ ـ٥٣؛ شبانکاره ای ، ص ١٩٢).
تورانشاه نیز با سپاه فارس به طرف بردسیر حرکت کرد. وقتی به سیرجان رسید، خاتون رکنی (مادر بهرامشاه و تورانشاه ) برای وساطت صلح میان دو برادر، نزد تورانشاه رفت ، اما تورانشاه به او توجه نکرد. بهرامشاه برای نجات خویش به همراه مؤیدالدین ریحانی به خراسان رفت و پس از آن تورانشاه به بردسیر رسید. ارسلانشاه با سپاهش از بم به سوی تورانشاه حرکت کرد و جنگ سختی درگرفت که در نتیجه تورانشاه به فارس گریخت . شش ماه بعد تورانشاه به کرمان لشکر کشید ولی پیش از درگیری از مقابل سپاه ارسلانشاه گریخت و ارسلانشاه کرمان را تصرف کرد و تا ٥٧٣ در آنجا سلطنت نمود (افضل الدین کرمانی ، ١٣٥٦ ش ، ص ٦٧؛ همو، ١٣٢٦ ش ، ص ٣٧ـ ٤٠؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ٥٦ ـ٦١). تورانشاه ، در پی شکست دوم ، به عراق عجم رفت و در آنجا اتابک جهان پهلوان * ، پسر اتابک ایلدگز و برادر مادری ارسلانشاه ، ازاو استقبال کرد، ولی رفتار نخوت آمیز تورانشاه سبب شد تا جهان پهلوان با ارسلانشاه متحد شود. تورانشاه تا مرگ ایلدگز در ٥٨٢ در همدان ماند، آنگاه نزد رکن الدین سام ،اتابک یزد، رفت . وی تورانشاه را به صلح با ارسلانشاه تشویق کرد و سرانجام او را به اتابک آیبک ، که ارسلانشاه او را
از کشتی گیری به امیری رسانده بود، سپرد. تورانشاه به همراه آیبک برای جنگ با ارسلانشاه و جهان پهلوان به سیرجان لشکر کشید. در این جنگ ارسلانشاه کشته شد و جهان پهلوان به بردسیر گریخت و تورانشاه پیروز شد و با آیبک در جیرفت ماند (افضل الدین کرمانی ، ١٣٢٦ ش ، ص ٧٤ـ ٧٨؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ١٠٧ـ ١١٥؛ ستوده ، ج ٢، ص ٩ـ١٠). ستم آیبک بر مردم سبب شد تا با دسیسه مؤیدالدین ریحانی کشته شود و مؤیدالدین خود منصب اتابکی یافت . از سوی دیگر اتابک زنگی و جهان پهلوان با یکدیگر متفق شدند تا تورانشاه را برکنار و کرمان را تصرف کنند، ولی با مرگ اتابک زنگی و بیماری اتابک جهان پهلوان در هنگام حرکت ، این لشکرکشی صورت نگرفت و تورانشاه به همراه مؤیدالدین ریحانی به بم رفت (افضل الدین کرمانی ، ١٣٤٣ ش ، ص ١١٧ـ ١٢١؛ وزیری کرمانی ، ج ١، ص ١٠٧ـ ١٠٨).
اوضاع کرمان در این سالها بسیار آشفته بود و ستمگری و ضعف شاهان و جنگهای پیوستة پسران طغرل بر آشفتگی آن می افزود، تا جایی که غلامان قدرت گرفتند و در ٥٧٥ بزرگان شهر را کشتند ( رجوع کنید به افضل الدین کرمانی ، ١٣٢٦ش ، ص ٨٦؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ١٢٤ـ١٢٥). سال بعد، به سبب قحطی در کرمان ، غزان به تورانشاه نامه نوشتند و کمک خواستند و چون وی نتوانست خواست آنان را بر آورده کند، به رهبری رفیع الدین ظافر محمد امیرک ، سرهنگ زاده ای که در خدمت تورانشاه بود، شورش کردند، اتابک جهان پهلوان نیز با غزان متحد شد، آنگاه در ٥٧٩ محمد امیرک ، تورانشاه را که در بستر بیماری بود، پاره پاره کرد (افضل الدین کرمانی ، ١٣٢٦ ش ، ص ٧٢، ٩٨؛ همو، ١٣٤٣ ش ، ص ١٣١ـ١٣٢، ١٤١، مقدمة باستانی پاریزی ، ص بیست وسه ـ بیست وچهار؛ ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ١٨).
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) احمدبن حامد افضل الدین کرمانی ، تاریخ افضل ، یا، بدایع الزمان فی وقایع کرمان ، چاپ مهدی بیانی ، تهران ١٣٢٦ ش ؛
(٣) همو، تاریخ کرمان : سلجوقیان و غز در کرمان ، ( تحریر ) محمدابراهیم خبیصی ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٤) همو، کتاب عقدالعلی للموقف الاعلی ، چاپ علیمحمد عامری نائینی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) خواندمیر؛
(٦) حسینقلی ستوده ، تاریخ آل مظفر ، تهران ١٣٤٦ـ١٣٤٧ ش ؛
(٧) محمدبن علی شبانکاره ای ، مجمع الانساب ، چاپ میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگارفسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٩) ناصرالدین منشی کرمانی ، سمط العُلی ' للحضرة العلیا ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) احمدعلی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١١) عبداللّه بن فضل اللّه وصّاف الحضره ، تاریخ وصّاف ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٦٩.
/ منیژه ربیعی /