دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠١٨
تورانشاه (١) ، نام چند تن از ملوک ایرانی هرمز از سدة هشتم تا دهم . ملوک هرمز در شمال و جنوب خلیج فارس و جزایر آن ، از جمله عمان و مَسقَط و قَطیف و موغِستان ، حکومت می کردند و خود تابع شاهان ایران بودند. اطلاعات در بارة این ملوک در منابع ، بسیار اندک و پراکنده و مغشوش است ، اما با بررسی محققان معاصر در اسناد پرتغالیها، آگاهی نسبتاً منظمی به دست آمده است .
تورانشاه اول ، فرزند قطب الدین تهمتن پسر گردانشاه ، که از ٧٥٨ تا ٧٨٨ حکومت کرد (غفاری قزوینی ، ص ١٩١؛
قس اقبال آشتیانی ، ص ٤٤). در ابتدای امارت به نام شیخ ابواسحاق اینجو، حاکم فارس (حک : ٧٤٣ـ ٧٥٨)، خطبه خواند و سکه زد (اقبال آشتیانی ، همانجا؛
زرین قلم ، ص ٧١) و پس از وی از امیر مبارزالدین محمد و شاه شجاع ، حاکمان آل مظفر، اطاعت کرد (ستوده ، ص ١١٩). تورانشاه بر سر حکومت بحرین با پسرعمویش ، شادی ، در ستیز بود و پس از درگذشت او آنجا را گرفت (اقبال آشتیانی ؛
زرین قلم ، همانجاها؛
ستوده ، ج ٢، ص ١١٩ـ١٢٠). وی تاریخ ملوک هرمز را، به نثرِ آمیخته به نظم فارسی ، نوشت که شاهنامه نام دارد (اقبال آشتیانی ، ص ٤٥؛
ستوده ، ج ١، ص ٣٣، ج ٢، ص ١٢٠). سدیدالسلطنه (ص ٢٥، پانویس ) نویسندة آن را پدر تورانشاه دانسته است .
تورانشاه دوم ، ملک فخرالدین فرزند فیروزشاه و نوادة تورانشاه اول . وی در ٨٣٩ به تحریک پدر بر برادر بزرگترش ، سیف الدین ، که پدر را از حکومت خلع کرده بود، شورید. تورانشاه که از حمایت مردم برخوردار بود، به قَلْهات (بندری در شرق عمان و مسکن خوارج ) رفت و به کمک سران عرب و بادیه نشینان لشکری گرد آورد و در ٨٤٠ به هرمز حمله کرد. سیف الدین به هرات گریخت و به شاهرخ تیموری پناه برد و تورانشاه بر هرمز و هفت قلعة آن حاکم شد (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ٢، ص ٦٩٤ـ٦٩٦؛
اقبال آشتیانی ، ص ٤٧). شاهرخ به سپاه فارس و عراق فرمان داد تا جزیرة هرمز و قلاعِ آن را از تورانشاه پس بگیرند. تورانشاه نیز برای حفظ جایگاه خود، هدایایی برای حاکمان فارس و عراق و دربار شاهرخ فرستاد و در نامه ای ظلم سیف الدین را بر رعایا و طغیان وی بر پدرش شرح داد و ابراز خدمتگزاری کرد. در پی آن ، شاهرخ از فرمان خود صرف نظر کرد و طی مصالحه ای قلعة تَرزَک به سیف الدین داده شد و تورانشاه حاکم هرمز گردید (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، ص ٦٩٨، ٧٠٧ـ٧١١؛
غفاری قزوینی ، ص ١٩٢).
وی چهار پسر به نامهای مقصود، شهاب الدین ، شاه ویس و سُلغُر داشت که پس از پدر بترتیب حاکم هرمز شدند (قائم مقامی ، ص ١٩ـ٢٠، ٢٠٣).
تورانشاه سوم ، پسر سلغرشاه اول و نوة تورانشاه دوم (غفاری قزوینی ، همانجا؛
اسکندر منشی ، ج ٢، ص ٦١٤؛
قائم مقامی ، ص ٢٠). وی برای رسیدن به حکومت ، پدر و برادران خود و کودکان ذکور خاندان را کشت و برخی را نابینا کرد و در ٩١٠ حاکم هرمز شد، اما حکومت او بیش از بیست روز طول نکشید. محمد، فرمانده سربازان محافظش ، او را کشت و یکی از برادران وی را، که نیمه دیوانه بود و هنگام کشتار افراد خاندان به دست تورانشاه در مسجدی پنهان شده بود، به سلطنت رساند. از این پس اوضاع هرمز آشفته شد و خواجه عطا، غلامِ بنگالیِ تورانشاه دوم ، پسر دیگر سلغرشاه را که به دستور برادرش تورانشاه سوم نابینا شده بود، در ٩١١ به حکومت رساند ولی پس از تسلط بر اوضاع ، ابوالمظفر سیف الدین ، پسر دوازده سالة شاه ویس (پسر تورانشاه دوم ) را به سلطنت رساند و خود نایب السلطنه شد (غفاری قزوینی ، همانجا؛
قائم مقامی ، ص ٢٠ـ٢٢).
قطب الدین تهمتن
(٧١٨ـ٧٤٧)
تورانشاه اول
(٧٤٧ـ٧٧٩)
بهمن شاه
محمدشاه
(٧٧٩ـ )
قطب الدین فیروزشاه
( ـ٨٣٩)
فخرالدین تورانشاه دوم
(٨٣٩ ـ )
شاه ویس سلغرشاه یکم
( ـ٩١٠)
سیف الدین ابانصرشاه تورانشاه چهارم تورانشاه سوم
(٩١١ـ٩٢١) (٩٢٨ـ٩٣١) (٩١٠)
محمدشاه اول فیروزشاه
(٩٢٨ـ٩٤٠)
سلغرشاه دوم محمدشاه دوم
(٩٤٠ـ ٩٤٨) (٩٧١ـ٩٧٢)
فخرالدین تورانشاه پنجم فرخ شاه اول
(٩٤٨ـ٩٧١) (٩٧٠ـ٩٩٠)
تورانشاه ششم
(ح ٩٩٠ـ١٠٠٦)
تورانشاه هفتم
(١٠٠٦ـ١٠١٧)
نسبنامة ملوک هرمز از سدة هشتم
تورانشاه چهارم ، پسر شاه ویس . او در ٩١٩ در پی مرگ برادر بزرگترش ، سیف الدین ، در آستانة حمله دوم آلبوکرک (دریاسالار پرتغالی ) حاکم هرمز شد (تاریخ حملة اول آلبوکرک : ٩١٣). آلبوکرک برادرزاده اش ، پرو ، را برای حمله به هرمز فرستاد و تورانشاه بناچار علاوه بر شاه اسماعیل اول صفوی به او نیز خراج داد (اقبال آشتیانی ، ص ٦٠؛
قس قائم مقامی ، ص ٢٨، ٥٢ ـ٥٣). آلبوکرک در ٩٢١، برای جلوگیری از خطر تصرف هرمز به دست شاه اسماعیل صفوی ، عازم هرمز شد. در راه به او خبر رسید که رئیس احمد (حاکم و نیز عامل ایرانی ملوک هرمز در مَسقَط ) و برادر نورالدین (حاکم عمان ) به تورانشاه خیانت کرده اند و به هرمز حمله ور شده او را زندانی کرده اند. آلبوکرک نیز هرمز را گلوله باران کرد. رئیس احمد تسلیم و تورانشاه آزاد شد و آلبوکرک هرمز را تصرف کرد (اقبال آشتیانی ، ص ٦١؛
قائم مقامی ، ص ٥٣، ٥٥). پس از مذاکرة آلبوکرک و فرستادة شاه اسماعیل اول در هرمز، میان ایران و پرتغال قراردادی بسته شد که طبق یکی از مفاد آن ، تورانشاه تحت تابعیت مانوئل (پادشاه پرتغال )، حاکم هرمز باقی ماند (اقبال آشتیانی ، همانجا؛
قائم مقامی ، ص ٥٦). پس از چندی تورانشاه ، به سبب اجحاف مأموران پرتغالی ، به مانوئل شکوائیه نوشت ، اما نامة او اثری نبخشید. عاملان تورانشاه در خلیج فارس چون دریافتند از او کاری ساخته نیست ، از اطاعتش سرپیچیدند. ازجمله رئیس شهاب الدین ، عامل قَلهات ، در ٩٢٥ از اطاعت او سر باز زد و تورانشاه نیز از فرمانده نیروی دریایی پرتغال کمک خواست . فرمانده پرتغالی برای دستگیری شهاب الدین از راه دریا روانه شد، اما پرتغالیها شکست خوردند و جمعی از ایشان کشته یا دستگیر شدند. بتدریج مردمِ سواحل خلیج فارس از بحرین تا مسقط شورش کردند. تورانشاه در ٩٢٧ با مردم همراه شد و برای بیرون راندن پرتغالیها از کرانة خلیج فارس با عاملان ایرانی خود قرار گذاشت که در آخر ذیحجّة ٩٢٧ به قلعه و پادگانهای پرتغالیها حمله کنند. اما به سبب خیانت شیوخ عرب ، از جمله شیخ راشدبن احمد (حاکم مسقط ) تورانشاه شکست خورد و پرتغالیها، پس از تصرف مسقط و قلهات ، عازم هرمز شدند. تورانشاه برای آنکه هرمز به دست پرتغالیها نیفتد، شهر را آتش زد و همراه رئیس شرف الدین ، حاکم دست نشاندة پرتغالیها در بحرین ، به قشم گریخت . در ٩٢٨، رئیس شرف الدین او را مسموم کرد و کشت (اقبال آشتیانی ، ص ٦١ـ ٦٥؛
قائم مقامی ، ص ٦٤ـ٧١). اقدامات تورانشاه چهارم بر ضد منافع دولت پرتغال استقلال طلبانه و بر ضد قراردادی بود که به او تحمیل شده بود ( رجوع کنید به اقبال آشتیانی ، همانجا).
تورانشاه پنجم ، فخرالدین پسر سلغرشاه دوم و نوة محمدشاه برادرزادة تورانشاه چهارم . در ٩٤٨، نایب السلطنة پرتغالی هند او را حاکم هرمز کرد. وی از ٩٥٠ تا ٩٥١ در بندر گوآ در تبعید بود و فرماندار هند، به علتی نامعلوم ، بازگشت او را به تعویق می انداخت . رئیس رکن الدین ، پسر شهاب الدین عامل قلهات ، وزیر او بود. تورانشاه در ٩٧١ درگذشت (قائم مقامی ، ص ٧٢، ١٢٤، ١٢٦، ١٢٨).
تورانشاه ششم ، از زندگی و تاریخ سلطنت او اطلاع روشنی در دست نیست . مورخان معاصر تورانشاه ، پدر او را ــ که فرخشاه نام داشت (حک : ٩٧٢ ـ ح ٩٨٩) ــ با پسر او که همین نام را داشت ، یکی دانسته اند و از خود تورانشاه ششم نیز نامی نبرده اند. احتمالاً در حدود ٩٩٠ حاکم شده و در ١٠٠٦ درگذشته است (همان ، ص ١٥٢، ١٥٤، ٢٥٠ـ٢٥١).
تورانشاه هفتم ، پسر دوم تورانشاه ششم . پس از مرگ پدر، پسر بزرگ او، فیروزشاه ، حاکم شد. تورانشاه هفتم در ١٠٠٦ در نامه ای به نایب السلطنة هند، خود را پسر فرخشاه و ملکه بی بی عفیفه ، دختر رئیس نورالدین ، خواند و تقاضا کرد که او را به جانشینی پدر بگمارد. کشمکش تورانشاه هفتم و فیروزشاه بر سر حکومت هرمز ادامه داشت تا اینکه در ١٠١٧ تورانشاه کشته شد (همان ، ص ١٥٨ـ١٥٩، ١٦٢، ١٨٤).
منابع :
(١) اسکندرمنشی ؛
عباس اقبال آشتیانی ، مطالعاتی در باب
(٢) بحرین و جزایر و سواحل خلیج فارس ، تهران ١٣٢٨ ش ؛
(٣) علی زرین قلم ، سرزمین بحرین : از دوران باستان تا امروز ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(٤) حسینقلی ستوده ، تاریخ آل مظفر ، تهران ١٣٤٦ـ١٣٤٧ ش ؛
محمدعلی بن احمد سدیدالسلطنه ، تاریخ مسقط و عمان ، بحرین
(٥) و قطر و روابط آنها با ایران ، چاپ احمد اقتداری ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ٢،
(٦) چاپ محمد شفیع ، لاهور ١٣٦٥ـ ١٣٦٨؛
احمدبن محمد غفاری
(٧) قزوینی ، تاریخ جهان آرا ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٨) جهانگیر قائم مقامی ، اسناد فارسی ، عربی و ترکی در آرشیو ملی پرتغال در بارة هرموز و خلیج فارس ، ج ١: مسأله هرموز در روابط ایران و پرتغال ، تهران ١٣٥٤ ش .
/ منیژه ربیعی /