دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447ـ 1448). مجموعة کتابهای دینی یهودیان ــ که به اختصار تنخ نامیده می شوند ــ عبارت اند از: تورا یا اسفارخمسه / پنج گانه به اضافة اسفار انبیا (نویئیم ) و مکتوبات (کتوبیم ) که از این میان ، تورات ، مهمترین بخش محسوب می شود. نامی که در زبان عبری به هریک از این پنج بخش داده شده بر اساس نخستین عبارت آنهاست که به ترتیب چنین اند: 1) برشیت به معنای «در آغاز»، عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارندة داستان آفرینش ، سرگذشت آدم و حوا، نوح ، ابراهیم ، لوط ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می رسد. 2) شیموت به معنای «نامها»، که عنوان سفر خروج و دربردارندة مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی علیه السلام ، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به حضرت موسی است . 3) وئیقرا به معنای «و او خوانده شد»، که عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزلة کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می شود. 4) بمیدبار به معنای «در بیابان »، که عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت . 5) دباریم به معنای «کلمات »، عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمانهای اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل و درنهایت درگذشت موسی علیه السلام است . در ترجمة یونانی و به پیرو آن ترجمة لاتینی ، این اسفار را بر اساس محتوای اصلی هریک چنین نامیده اند: گنسیس (پیدایش )، اکسودوس (خروج )، لویتیکوس (لاویان )، نومری (اعداد) و دویترونومیوم (ناموس یا قانون دوم ) که گفته می شود ترجمة نادرستی از عبارت «این نسخة تورات » در فقرة هجده از باب هفده همین سفر است ( رجوع کنید به > دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 153). به عقیدة یهودیان ، خداوند، تورات را از طریق موسی علیه السلام (مُشِه رَبَنو) در پنج کتاب (سِفِر) به بنی اسرائیل ابلاغ کرده است و ازینرو اعتقاد به آسمانی بودن تورات از ضروریات دین یهود به شمار می رود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان ). در واقع بیشتر یهودیان ( رجوع کنید بهیهود * ، قوم ) معتقدند که تورات به هر دو صورت کتبی و شفاهی طی چهل سال اقامت بنی اسرائیل در بیابان از 2448 تا 2488 عبری بر موسی نازل شد و او آن را به قوم خود آموخت . صورت کتبی عبارت از همین اسفار خمسه و بخش شفاهی شامل همة تعالیمی است که از موسی به یوشع ، سپس به پیران قوم منتقل شده و سرانجام پس از قرنها نقل سینه به سینه ، به مجمع کبیر (کِنِسِت هگدولا) و آنگاه به معلمان دینی (تنائیم ) رسید که آنها بخشی از این تعالیم را به کتابت در آوردند که در نهایت از آنها، میشناه ، تلمود، تألیفات میدراشی و نظایر اینها پدید آمد ( رجوع کنید به تلمود * ). در این دیدگاه ، دو مجموعة کتبی و شفاهی تورات تنها در کنار هم قابل استفاده و اجرا هستند و نادیده گرفتن تفصیل شفاهی بر اجمال کتبی موجب بروز مشکلات و گاه انحرافاتی خواهد شد، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند نحوة انجام دادن دستورها و احکام را به طور دقیق و صریح در تورات کتبی بیان نکرده است . البته اعتقاد یهودیان به متن مکتوب در برابر تورات شفاهی مبنایی درون دینی دارد و به بیان دقیقتر محدود به خود متن مقدّس یهودی است . آنچه به گزارش عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) بر موسی نازل شد شامل مطالبی بود که بر سطح دو لوح سنگی جا می گرفت و عبارت از انبوهی از قوانین و داده های وحیانی نبود. همچنین در خود تورات ، تصریحی وجود ندارد که همة اسفار خمسه را موسی نوشته یا حتی آورده است و به نظر هم نمی رسد که واژة تورات در اینجا بر کل اسفار خمسه اطلاق شده باشد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158). به این ترتیب اگر تورات شفاهی به معنای تفصیل اجمال وحیانی است ، قسمت عمدة پنج سفر فعلی تورات را نیز می توان به این اعتبار، جزو تورات شفاهی دانست چرا که به اعتقاد یهودیان ، اینها تعالیمی است که موسی طی چهل سال به قوم خود «آموخته » است . گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات گزارشی بسامان و روشن نیست . درحقیقت ، مسئلة سیر تاریخی تورات به مثابه یک کتاب در کلیت عهدعتیق ، موضوع پربسامدی نیست و در کشاکش روایت جنگها، مسائل قومی ، رقابتهای پادشاهان و اختلافات انبیای صادق و کاذب کوچک و بزرگ ، چندان مورد التفات نویسندگان آن قرار نگرفته و به نسبت در مجموعة عظیم داده های شبه تاریخی عهدعتیق ، این مطالب حجم چندانی ندارد. گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات . گزارش عهد عتیق در این باره از سفر خروج (24: 1ـ4) آغاز شده است که بنا بر آن ، موسی و هارون و تعدادی از بزرگان بنی اسرائیل ، سه ماه پس از خروج از مصر در کوه سینا حضور یافتند، آنگاه موسی به تنهایی به حضور خداوند رفت و قوانین الاهی را دریافت کرد و تمام فرمانهای او را نوشت . این روایت ، با اختلافاتی ، از فقرة 9 تا 13 همین سفر تکرار شده که بر اساس آن ، خداوند از موسی خواست که در نزد وی در کوه حاضر شود تا خداوند الواح سنگی را که شریعت را بر آن نوشته به وی بدهد. در همین سفر (25:21) خداوند از موسی خواست که الواح سنگی را در صندوق عهد بگذارد. در سفر خروج (31:18؛ 32: 15ـ16) تصریح شده است که الواح سنگی ، مکتوب به انگشت خداوند بود. موسی پس از دریافت تعالیم شریعت و بازگشت به میان قوم ، با دیدن گوسالة طلایی و انحراف بنی اسرائیل ، خشمگینانه الواح را به پایین کوه پرت کرد که این الواح از میان رفتند (سفر خروج ، 32:19). بعد از ملاقات مجدد موسی با خداوند در خیمة عبادت (سفر خروج ، 33:7ـ23)، خداوند به موسی فرمود تا دوباره ، دو لوح مثل الواح اولی تهیه کند (سفر خروج ، 34:1). موسی چهل شبانه روز بالای کوه سینا ماند و خداوند مجدداً ده فرمان را بر آن دو لوح سنگی نوشت (سفر خروج ، 34:28؛ برای همین مطالب با تفاوتهایی در روایت رجوع کنید به سفر تثنیه ، 4:44؛ 5:22؛ 9:9ـ 18؛ 10:1ـ5). در ادامة روایت عهد عتیق ، در سفر تثنیه (31:7ـ11) آمده که موسی به هنگام فرا رسیدن مرگش ، تورات را نوشت و به کاهنان لاوی که صندوق عهد را حمل می کردند و به مشایخ بنی اسرائیل سپرد و از آنان خواست ــ به صورت امری جمله توجه شود ــ که این قوانین و تعالیم را در پایان هر دورة هفت ساله به هنگام عید سایبانها برای تمام قوم بنی اسرائیل بخوانند، ولی بنابر عهد عتیق فعلی ، جانشینان موسی فقط یک بار به این وصیت عمل کردند و تنها در کتاب یوشع (8:32ـ34) ــ که بلافاصله پس از تثنیه قرار دارد ــ آمده است که او تورات (در واقع ده فرمان ) را بر سنگهای قربانگاه کوه عیبال نوشت و تمام مطالب مندرج در تورات ، هم برکتها و هم لعنتها، را برای تمام بنی اسرائیل خواند. در توضیح اینگونه تناقضهای متنی پیشنهاد روش نقد تاریخی معمولاً این است که جملة امری موسی احتمالاً پس از تدوین اسفار دیگر عهدعتیق به متن افزوده شده است ، در غیر این صورت تکرار هر هفت سالة این قرائت عمومی آن قدر اهمیت داشت که در کنار هزاران رویداد کم اهمیتی که در سراسر عهدعتیق مندرج است ، مورد غفلت نویسندگان آن قرار نگیرد و از سویی وصیت امری موسی نیز اساساً در سنّتِ شدیداً شریعت محور یهود تا این حد قابل بی توجهی نیست . از سوی دیگر به نظر می رسد که نحوة روایت عهدعتیق از سیر انتقالی تورات از نسلی به نسل دیگر چنان است که زمینه ساز و توجیه کنندة نظریة تورات شفاهی باشد. علاوه بر اینکه در روایت قرائت یوشع از تورات برای بنی اسرائیل (همانجا) کاملاً محسوس است که او متنی مفصّلتر از تورات موسی را به مردم ابلاغ کرده ، در همین سفر (24: 25ـ26) تصریح شده است که یوشع برای قوم احکام و مقرراتی وضع کرد و سپس آنها را در تورات نوشت . شاید اشارة سفر تثنیه (31:9)، که موسی تورات را نوشت و به کاهنان و مشایخ قوم سپرد، نیز ناظر به همین زمینه سازی قبلی یا توجیه بعدی نظریة تورات شفاهی بوده باشد. پس از سفر یوشع ، خبری از تورات نداریم تا آنکه در کتاب اول پادشاهان (8:9، و تکرار آن در کتاب دوم تواریخ ایام ، 5:10) آمده که به دستور سلیمان ، صندوق عهد را به داخل معبد تازه ساز اورشلیم آوردند و در آن را گشودند و دو لوح سنگی را که موسی در حُورِیْبْ دریافت کرده بود دیدند. در عهد عتیق فعلی ، به هیچ روی تصریح و تأکیدی بر گم شدن تورات وجود ندارد (قس فخرالاسلام ، ج 2، ص 22ـ23، که مضمون فقرة فوق را در تورات ، حاکی از فقدان تورات پیش از عصر سلیمان دانسته است )، اما ماجرای پیداشدن آن در دورة حکومت یوشیا ، از پادشاهان بنی اسرائیل در یهودا (حک : 641ـ609 ق م )، به نحو بسیار هیجان انگیزی روایت شده است ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، باب 22؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34). بنا بر این روایت ، به هنگام تعمیر معبد اورشلیم در سال هجدهم سلطنت یوشیا، حلقیا کاهن اعظم ، تورات را تصادفاً پیدا می کند ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، 22:3ـ10؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، 34:8 ـ 18). یوشیا با شنیدن این خبر و دیدن تورات ، جامه بر تن می درد و دستور می دهد تمام بنی اسرائیل را جمع کنند و آنگاه تورات را برای آنان می خواند و متعاقب آن دست به اصلاحات دینی وسیعی می زند (کتاب دوم پادشاهان 22:11ـ20؛ 23:1ـ27؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34ـ 35) که در واقع ، تجدید و احیای دیانت یهود محسوب می شود. همین واکنش بسیار شدید یوشیا، تردیدهایی را دالّ بر ساختگی بودن ماجرا برانگیخته است ، مثلاً ویل دورانت (ج 1، ص 374) بر آن است که یافته شدن تورات در آن مقطع با هماهنگی و برنامه ریزی قبلی صورت گرفته است (برای دیدگاهی مشابه رجوع کنید بههندی ، ج 1، ص 301). به هر روی ، این روایت عهد عتیق حاکی از آن است که تورات موسی برای مدتی طولانی از دسترس خارج و ناپدید شده بود. این روایت نمی گوید که آیا در این مدت بنی اسرائیل هرگز به این موضوع اندیشیده بودند یا نه و آیا اصلاً در این باره نگرانی ای وجود داشته است یا خیر. همچنین در این روایت اصولاً مشخص نمی شود که یوشیا و همدستانش چگونه پی بردند که نسخة یافت شده واقعاً همان تورات موسی است . روشن است که روایت حاضر با این پیش فرض اساسی بیان شده که فقط یک نسخة مکتوب از تورات وجود داشته که ممکن بوده مفقود و قرنها بعد پیدا شود. از سوی دیگر با فرض صحت روایت عهد عتیق در این باره که کتاب یافته شده در دورة یوشیا چه بخشی از تورات بوده ، گمانه زنیهایی شده است . برخی ( رجوع کنید به دورانت ، همانجا) آن را عبارت از بابهای 20 تا 23 سفر خروج ، و برخی دیگر ( رجوع کنید بهکوک ، ص 35، 50؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 232، با قطعیت ) آن را سفر تثنیه دانسته اند. اعتماد به روایت بر مبنای نظام تبیینی عهدعتیق ایجاب می کرد که نسخة منحصر به فرد از کتابی با این اهمیت خطیر، همچنان که در جایی مفقود تواند شد، در جریان جنگها و حوادث مختلف ، از بین رفتنی هم باشد، گو اینکه عهد عتیق هرگز نمی گوید که اساساً چرا کتابی که همة ابعاد زندگی و هویت فردی و اجتماعی و دینی و دنیوی بنی اسرائیل به آن وابستگی تام دارد باید فقط به یک نسخة آسیب پذیر محدود شود. اگر این امر به علت غلبة روش نقل شفاهی بوده ، با وجود حافظان و حاملان و راویان شفاهی ، گم شدن یا از بین رفتن تورات دقیقاً به چه معناست ؟ و اگر بنا بر سنّت تلمودی ، تورات موسی سینه به سینه انتقال می یافته ، آنگاه دیگر چرا قصة عَزرای کاهن در عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) اهمیت می یابد و حتی رنگی از حماسه به خود می گیرد؟ در واقع مدتی پس از کشف تورات در عصر یوشیا (قرن هفتم پیش از میلاد)، پادشاهی بابل ، به حکومت بنی اسرائیل پایان داد و معبد اورشلیم ویران گردید و بنی اسرائیل به بین النهرین تبعید شدند. ظاهراً امر معقول از بین رفتن نسخة واحد تورات در این جریان ، برای نویسندگان عهدعتیق چنان عادی و طبیعی بود که نیازی ندیدند برای این مطلب که عزرای کاهن پس از دورة تبعید، توراتی رسمی عرضه کرد تمهیدی بیندیشند. در این بخش از گزارش عهدعتیق (کتاب نحمیا، 8:1ـ 8) آمده است که وقتی سالها پس از آزادی از اسارت ، اکثر بنی اسرائیل به اورشلیم آمدند، از عزرای کاهن خواستند کتاب تورات موسی را بیاورد و برایشان بخواند که عزرا و دستیارانش آن را در مدت هفت روز برای مردم خواندند و برایشان تفسیر کردند. در اینکه منظور از تورات در این روایت چیست ، به طور کلی دو نظر عمده را می توان مطرح کرد: یکی اینکه عزرا مثل حلقیا نسخة مفقودة تورات را مجدداً پیدا کرد، و دیگر اینکه چون عزرا در میان علمای عصر تبعید بنی اسرائیل حائز اعتبار و مرجعیت بود و عصر تبعید نیز دورة شکوفایی مطالعات مربوط به شریعت و رونق فعالیتهای تفسیری منتهی به تولید اثر عظیم تلمود تلقی می شود، باید گفت عزرا نیز به عنوان یک تورات شناس وابسته به زنجیرة راویان شفاهی ، متن و تفسیر آن را پس از تبعید برای مردم بیان کرده و مورد پذیرش آنان واقع شده بود. حتی به این پرسش مقدر که اگر چنین است چرا در برخی قسمتهای این روایت ( رجوع کنید به کتاب نحمیا، 8:14؛ 13:1ـ2) این طور به نظر می رسد که بنی اسرائیل و حتی علمایشان از احکام تورات در بارة عید سایبانها و نیز مقررات مربوط به عَمّونیها و موآبیها بی خبر بودند و با یافته شدن این نسخه به حکم خدا پی بردند، می توان چنین پاسخ داد که عزرا در این موارد نیز عملاً در مقام مفسر احکام اجمالی تورات عمل کرده ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158) چنان که در مورد دوم آنچه مطرح شده تکرار و تأکیدی است بر حکم سفر تثنیه (23:3، 6). در واقع پیش فرض کسانی که معتقدند عزرا چیز تازه ای عرضه کرده که نمایندة قابل اعتمادی برای تورات نیست و حتی او را به جعل تورات متهم کرده اند (برای برخی از این آرا رجوع کنید به سقا، ص 73ـ94)، مشابه پیش فرض دستة دیگر از یهودیان و بیشتر مسیحیان سنّت گرا و جزم اندیشی است که گمان می کنند عزرا پس از نابودی تورات ، دوباره آن را با الهام الاهی بازنویسی کرد (برای نمونه رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212)؛ یعنی ، به زعم هر دو گروه ، تورات نسخة منحصر به فردی بوده که در جریان حملة بُخْتُنَصَّر نابود شده و دیگر هیچ کس از محتوای آن اطلاعی نداشته ، در حالی که باتوجه به آغاز عصر تفسیر و توضیح تورات در دورة اسارت بابلی و رونق بحثهای پیشاتلمودی و روند کتابت تورات شفاهی در آن زمان ، اتکا به چنین پیش فرضی از خردمندی بدور است . این ادعا که گردآورده های عزرا از تورات بعداً در جریان حمله های یونانیان و رومیان بکلی از بین رفت ( رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212، 302؛ فخرالاسلام ، ج 2، ص 30ـ 31)، با وجود حجم عظیم به جامانده از تورات شفاهیِ به کتابت در آمده ، معقول نیست . به بیان دیگر، این ادعاها به همان اندازه ناپذیرفتنی است که ادعای برخی یهودیان مبنی بر اینکه تورات حاضر عیناً همان تورات موسی است . به هر روی ، پس از عزرا ــ که در بارة او غیر از این اخبار، اطلاع قابل اعتماد دیگری در دست نیست ( رجوع کنید بهبریتانیکا ، ج 4، ص 644؛ نیز رجوع کنید به عُزَیر * ) ــ تاریخچة تورات با کلیت عهد عتیق پیوندی یکپارچه تر می یابد. مهمترین رویداد متأخرتر در سیر تاریخی تورات ، ترجمة آن به زبان یونانی است که این کار به منظور استفادة یهودیان یونانی مآب اسکندریه در قرن سوم پیش از میلاد آغاز و در نهایت در حدود 132 ق م تکمیل شد ( > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 155). در بارة این ترجمه که هفتادین / سبعینی نام دارد، در روایت سنّتی یهودی و مسیحی گفته می شود که در زمان فرمانروایی بطلمیوس دوم فیلادلفوس (حک : 285ـ 246 ق م ) بر مصر، به پیشنهاد دیمتریوس کتابدار سلطنتی ، پادشاه از ایلعازر (رئیس کاهنان یهود) خواست تا از هر سبط یهود، شش تن را تعیین کند و درنتیجه 72 تن به طور جداگانه طی 72 روز، 72 ترجمة یکسان به پادشاه دادند. هر چند جزئیات این روایت پذیرفتنی نیست ، در اصل ترجمه در آن دوره تردیدی وجود ندارد. ظاهراً منبع این روایت ، نامة اریستیاس (یکی از اسناد مهم متعلق به یهودیان یونانی مآب ) است که به اشتباه به اریستیاس ، از عاملان بطلمیوس دوم ، نسبت داده شده است . در این نامه ، اریستیاس گزارش این ترجمه را به برادرش نگاشته اما در واقع ، نامه را یکی از یهودیان اسکندریه در حدود سال صدم پیش از میلاد نوشته است ( بریتانیکا ، ج 14، ص 809؛ تنی ، ج 1، ص 30). این ترجمه در زمان عیسی مسیح ، در میان یهودیان پراکندة نواحی مدیترانه رواج کامل داشت و کتاب مقدّس کلیسای اولیه نیز محسوب می شد (تنی ، همانجا). همچنین به سبب اهمیت زبان آرامی در خاورمیانة باستان ، بویژه بین قرنهای ششم تاچهارم پیش از میلاد، ترجمه هایی از متون دینی عبری به این زبان صورت گرفت که به ترگومیم (ترجمه ها) معروف اند. در منابع ربّانی یهود، تاریخ شروع این ترجمه ها به عصر عزرا و نحمیا (قرن پنجم پیش از میلاد) باز می گردد. سه نمونه از مهمترین ترگومهایی که اسفار خمسه را هم در بر می گیرند، عبارت اند از: 1) ترگوم انکلوس / انقلوس که به دست یک جدیدالیهودی (گِر) انجام شده و بیش از ترگومهای دیگر پذیرفته شده است ؛ 2) ترگوم جوناتان ؛ 3) ترگوم سامَریان که بر اساس ویرایش خاص خودشان از تورات فراهم کرده اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 163ـ164؛ برای ترجمة تورات به همراه سایر اسفار به دیگر زبانها رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 168ـ172؛ برای برخی اختلافات میان این نسخه های عبری ، یونانی و سامری تورات رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 154ـ155؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 264ـ 268؛ سقا، ص 127ـ 138). ظاهراً مجموعة اسفار خمسه در حدود سال 400 ق م بسته شده ، به این معنی که دیگر متن جدیدی را برای افزودن به آن نمی پذیرفتند و در نهایت در حدود سال 100 میلادی ، اسفار خمسه تثبیت گردید (کوک ، ص 35؛ ییتس ، ص 607) و از این تاریخ به بعد نمی توان برای آن ، سیری تاریخی مستقل از عهد عتیق در نظر گرفت . تورات به همراه تفسیری از شَلُمو اسحقی راشی (متوفی 1105) در حاشیه ، برای نخستین بار در 1475 میلادی به چاپ رسید که این اولین کتاب چاپی عبری نیز به شمار می رود ( د. جودائیکا ، ج 13، ستون 1096). نقد تاریخی تورات در دوران جدید. با آنکه ابراهیم بن عزرا (متوفی 1164 میلادی )، از علمای بزرگ یهود، به زبان رمز و اشاره در تفسیرش بر سفر تثنیه ، با استناد به مطالبی از خود تورات ، اعلام کرده بود که ممکن نیست موسی نویسندة اسفار خمسه باشد و حدود پانصد سال بعد باروخ اسپینوزا (متوفی 1677) با رمزگشایی و شرح این بیانیه و استدلالهای دیگر ثابت کرد که انتساب نگارش تورات به موسی درست نیست ( رجوع کنید بهص 101ـ 110، 113ـ116) و به این ترتیب ، او نیزدر کنار ژان آستروک (متوفی 1766)، پیشگام نقد جدید تورات محسوب می شود، روند نقادی تورات در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی رونق یافت ، بویژه با فعالیت ویلهلم دواته (متوفی 1849)، ویلهلم فاتکه ، هاینریخ اوالت و تعداد دیگری از محققان اروپایی . با این حال به نظر می رسد که نقطة عطف این بررسیهای انتقادی ، فراگیر ساختن نظریة تحلیل اسنادی تورات به دست یولیوس ولهاوزن باشد که در آستانة قرن نوزدهم میلادی ، انتقادات محققان سلف خود را در این زمینه با نگارش سه رسالة > تدوین اسفار ستّه < (برلین 1876)، > تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1878)، و > مقدمه بر تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1883) پیشرفت و توسعه داد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158ـ 159؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 239). بر اساس نظریة تحلیل اسنادی تورات ، چهار مجموعه یا منبع روایی جداگانه برای مطالب مندرج در اسفار خمسه در نظر گرفته می شود (ظاهراً ژان آستروک نخستین کسی بود که وجود چند جریان متفاوت را در روایتهای تورات تشخیص داد رجوع کنید به دورانت ، ج 1، ص 383، پانویس 1). در واقع ، بنا بر تحقیقات انتقادی مشخص شد که در متن تورات ، تفاوتهای شایان توجهی در سبک ، واژگان و محتوای عبارات ملاحظه می شود که نشان می دهد متون اسفار خمسه بر اساس منابع متفاوتی نگاشته و با یکدیگر تلفیق شده اند ( بریتانیکا ، ج 14، ص 773). کسانی که در تدوین و تکمیل تورات سهیم بودند نیز گاه حواشی و توضیحات خود را که از منابع مختلف اخذ می کردند در متن اصلی مندرج می ساختند و این افزوده های ناهماهنگ ، اغتشاشهایی در روایتهای موازی تورات ایجاد کرده است ( رجوع کنید بههینسون ، ج 2، ص 29). بسیاری از محققان سعی کرده اند به طور موشکافانه ، فصلها، بابها و حتی جمله های تورات را به منابع مختلفی حواله دهند که در چهار دسته طبقه بندی می شوند. دو جریان روایی موازی و در عین حال قابل تمایز در سفر پیدایش ، یکی از آفریدگاری به نام یهوه و دیگری از آفریدگاری به نام اِلوهیم حکایت می کنند که به ترتیب با علائم اختصاری J و E نشان داده می شوند. دو منبع روایی دیگر نیز با علائم اختصاری P و D به ترتیب مربوط به اطلاعات کاهنی و تثنیه ای (شریعتی )اند. تفکیک میان روایتهای دو منبع P و D که سبک ، محتوا و دیدگاههای آشکارا متفاوتی دارند، به دشواری و پیچیدگی تمایز نهادن میان اجزای روایتهای J و E نیست . عقیده بر این است که منبع J اصولاً مُقَوّم پیوستار روایی سفر پیدایش است و به دوران استقرار پادشاهی اسرائیلی داوود و سلیمان در قرن دهم پیش از میلاد تعلق دارد. این منبع در یهودا پدید آمده است ( رجوع کنید به> دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233ـ239؛ بریتانیکا ، همانجا) و در آن راوی یا راویان ، تاریخ عالم و تاریخ عبرانیان را تا زمان داوود و سلیمان تدوین کرده اند. منبع E در اسرائیل شمالی (افرائیم ) و بین قرنهای نهم و هشتم پیش از میلاد پدید آمده که احتمالاً پس از فروپاشی پادشاهی شمالی بنی اسرائیل ، با منبع J ترکیب و تلفیق شده و JE را تشکیل داده است ( رجوع کنید به هینسون ؛ > دایرة المعارف دین < ، همانجاها). منبع یهوه ای ( J ) بیشتر روایتی داستانی را با ایجاز و پرداخت قوی عبارات دنبال می کند و چون در برخی قسمتها چنین نیست احتمال داده اند که خود این منبع نیز از تلفیق دو جریان روایی فرضی 1 J و 2 J پدید آمده باشد. منبع الوهیمی ( E ) نیز حاوی روایتی داستانی است که البته قدری از روایت صرف فراتر می رود و در عین حال شخصیت پردازی خدای آن (الوهیم ) با شخصیت پردازی ای که برای یهوه در J صورت گرفته تفاوتهایی دارد، یعنی هر چه خدای یهوه ای انسانوارتر است ، به نسبت ، خدای الوهیمی از ساحت بشری ، تعالی بیشتری نشان می دهد ( رجوع کنید به صلیبی ، ص 10ـ11)، گواینکه در آمیختگی صفات و منش دو خدا، خود بیانگر تلفیق J و E است ( رجوع کنید به همانجا). تدوین کنندگانی که تحت تأثیر منبع تثنیه ای ( D ، احتمالاً متعلق به عصر یوشیا در قرن هفتم پیش از میلاد رجوع کنید به کوک ، ص 50؛ ییتس ، ص 604) بوده اند، قوانین شریعت را از این منبع در متن تلفیقی JE مندرج ساختند که این امر احتمالاً در دورة تبعید در بابل صورت گرفته است ( رجوع کنید به هینسون ، همانجا). منبع کاهنی ( P ) را به تاریخی میان 587 تا 560 پنجم ق م یا قدری این سوتر (قرن پنجم پیش از میلاد) متعلق دانسته اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ؛ کوک ؛ بریتانیکا ؛ ییتس ، همانجاها). به این ترتیب توراتی که عزرا برای مردم در اورشلیم خواند، تقریباً صورت کاملی از تلفیق چهار منبع مذکور بوده است ( > دایرة المعارف دین < ؛ هینسون ، همانجاها) و ازینرو، تورات به صورت فعلی ، قدیمتر از 400 ق م نمی تواندباشد. به عقیدة برخی محققان ، اسفار خمسه از افزوده شدن تثنیه به اسفار اربعه پدید آمده است . این عقیده هم که کتاب یوشع در اصل جزو تورات بوده و ازینرو باید آن را اسفار ستّه نامید، هر چند مدتها طرفداران زیادی داشت ، امروزه اساساً محلّ تردید است ( رجوع کنید به بریتانیکا ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233). بدین وصف همچنان که پیدایش ، خروج و اعداد به منابع J ، E و P مربوط می شوند، لاویان را به P و تثنیه را به D وابسته دانسته اند. در واقع ، چون منبع P ، بر خلاف J و E ، روایتی تعلیمی است نه داستانی و در پی تشریع و تبیین مناسک و شعائر است و به انساب اهتمامی ویژه دارد، تصور بر آن است که سفر لاویان نیز که همین شیوه را دنبال می کند، صرفاً بر اساس روایت کاهنی P تدوین شده باشد (صلیبی ، ص 11). گفته می شود که پس از تدوین سه سفر اول ، جرح و تعدیلی در آنها صورت گرفته است که تورات پژوهان این فرآیند را به ویراستاری فرضی (با علامت اختصاصی R ) نسبت می دهند، گواینکه منظور، شخص واحدی در زمانی خاص نیست . استقلال سند سفر تثنیه نیز مورد مناقشه نیست ( رجوع کنید به همان ، ص 12؛ برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 13، ستون 234ـ260). تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان . بر اساس بندهای 8 و 9 اعتقادنامة 13 مادّه ای یهودیان ، که ابن میمون (متوفی 601) تنظیم کرده ، هر یهودی راست اعتقادی باید گواهی دهد که «همة تورای مقدّس از جانب خداوند وحی شده و در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت » ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 3، ص 655؛ ییتس ، ص 623ـ624). در یهودیت سنّتی ، همة کلمات عهد عتیق وحی و مقدّس پنداشته می شود و هر عبارتی در آن ، از این نظر با عبارت دیگر در یک سطح از تقدس قرار می گیرد (پرایس ، ص 18). البته باید توجه داشت که از میان فرق عمدة یهودی ، فریسیان (پروشیم ) برآن اند که اسفار خمسه ازلی و بر الواح مقدّس آسمانی نگاشته شده بودند و وحی آنها به موسی و تدوین آنها در واقع اعادة تورات بوده است نه خلق و ابداع آن (شلبی ، ج 1، ص 227). با این حال ، اعتقادی با سابقه در یهودیت هست که بر اساس آن ، تورات نه تنها قبل از اعطا شدن به موسی بلکه پیش از خلقت عالم وجود داشته است . در نوشته های ربانی چنین تعلیم داده می شود که تورات یکی از شش یا هفت امر قدیم است . در حکمت یَسوع بن سیرا، تورات با حکمت متشخص ازلی یکی دانسته شده است (برای تفصیل رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 15، ستون 1236). صادوقیان ، بر خلاف فریسیان ، فقط اسفار خمسه را مقدّس می دانستند و اسفار دیگر و تورات شفاهی را رد می کردند ( رجوع کنید به هاکس ، ذیل «صدوقی / صدوقیان »؛ شلبی ، ج 1، ص 230). قاریان (قرائیم ) از فرق متأخر یهود (در قرن هشتم ) نیز صرفاً متن مکتوب تورات را می پذیرفتند و اعتقادی به تورات شفاهی نداشتند (برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 10، ستون 777ـ781). یهودیان ملتی به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب »اند. در واقع ، یکی از نتایج جنبش تدوین تورات شفاهی و فعالیت کاتبان (سوفریم ) و معلمان (تنائیم ) یهود و نگاشتن تفاسیر مختلف بر اسفار مختلف عهد عتیق و بویژه بر تورات ، این بود که تورات در زندگی دینی و اجتماعی و قومی یهودیان نقشی محوری یافت و تمام هویت و شخصیت بنی اسرائیل را شدیداً متأثر ساخت . در تعالیم دینی به مردم تلقین می شد که همه چیز در «کتاب » است ( رجوع کنید بهناس ، ص 541) و ازینرو فراگیری تورات در حد امکان برای هر یهودی ، فریضه ای بسیار مهم تلقی گردید، به طوری که در ادبیات دینی متأخر یهود از کسانی که تورات نیاموخته باشند با عنوان تحقیرآمیز عام هاآرِتْصْ (عامی و جاهل ) یاد می شود ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 2، ستون 836). تورات ، مرجع اصلی قوانین و مقررات زندگی روزمرة یهودیان است که با 613 فرمان و فریضه (میصْوا) که شامل 248 میصوای امر و 365 میصوای نهی است ، هیچ بخشی از حیاتِ مؤمن یهودی را فارغ نگذاشته است . با وجود قوانین عرفی در دورة جدید، بسیاری از یهودیان متدین وسنّت گرا حتی در اختلافات خود در امور غیردینی نیز ترجیح می دهند به دادگاه شرع (بیت دین ) مراجعه کنند که بر اساس حکم تورات (دین تورا) و هلاخا (شرع ) داوری می کند. قرائت تورات یکی از مهمترین وظایف مؤمنان یهودی است . این قرائت عمدتاً یا به صورت روزانه است که در آن هر یهودی موظف است روزی دوبار (صبح و شام ) سه پاراشا (بخش ) از تورات را که با کلمات «بشنو ای اسرائیل » (شِمَع ییسرائل ) آغاز می شود بخواند که این عمل قَریئَت شِمَع نامیده می شود؛ یا به صورت هفتگی در کنیسه (برای سابقة قرائت عمومی تورات در کنیسه رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 14، ص 563 ـ 565؛ د. جودائیکا ، ج 15، ستون 1246ـ1247). هر هفته در روز شنبه (شَباط ) به طور معمول یک پاراشای کامل از روی توراتی که با دست بر طوماری از پوست حیوانی حلال گوشت نوشته شده ،خوانده می شود که به این ترتیب هر 54 پاراشای تورات (شامل 5845 پاسوق / آیه ) در مدت یک سال ، یک دور قرائت خواهد شد. در ساختمان هر کنیسه ، در دیواری که به سمت بیت المقدّس (بیت هَمِقْدَش ) قرار دارد، گنجه ای مخصوص (به نام اَرون هَقُودِش )، برای نگهداری طومار تورات (سِفِرتورا) تعبیه می کنند که با پرده ای (پاروخْتْ) پوشانده می شود. در مقابل این گنجه ، سکوی ویژه (دوُخان )ای برای قرائت تورات ساخته می شود. قبل از قرائت ، یکی از نمازگزاران انتخاب می شود تا طومار تورات را با رعایت آدابی از گنجة مخصوص بیرون بیاورد. برای قرائت تعدادی از نمازگزاران به مِنبَر/ سکو دعوت می شوند (عَلیا لِتورا). این افراد باید قبل و بعد از قرائت ، دعای ویژة قرائت (بَراخای تورات ) را بر زبان آورند. قاریان ماهر (بِعَل قورا) تورات را با آهنگی ویژه قرائت می کنندو برای پرهیز از تماس دست با متن تورات ، دَستکی معمولاً نقره ای (یاد) را برای نشان دادن محل قرائت ، به کار می برند ( رجوع کنید بهد.جودائیکا ، ج 16، ستون 692ـ693). قرائت تورات در کنیسه علاوه بر روزهای شنبه ، روزهای دوشنبه ،پنج شنبه ، در اول هر ماه (روُشْ حودِش )، ایام عید و در روزه های عمومی (تَعنیتْ صیبُور) و نیز مراسم تکلیف نوبالغان پسر و دختر (به ترتیب بَرمیصوا و بت میصوا) نیز مرسوم است . پس از قرائت ، دوتن از نمازگزاران وظیفة پیچاندن مجدد طومار تورات و بازگرداندن آن را به گنجه بر عهده می گیرند. معمولاً در کنار کنیسه ها، مکانی برای آموزش تورات (تلمود تورا) نیز فراهم می کنند. کاربردهای تعویذی متن تورات مشهور است و برای نمونه می توان اشاره کرد که یهودیان ، تکه پوستی را که دو بخش معیّن از تورات بر روی آن نوشته شده (مِزوزا) در اتاق یا بر در خانه نصب می کنند و گاه به هنگام ورود و خروج آن را می بوسند تا از شرور و بلاها در امان بمانند ( رجوع کنید بههمان ، ج 15، ستون 1246ـ1254). تورات ، موضوع دو جشن یهودی نیز هست : با آنکه تاریخ دقیق اعطای تورات به موسی در عهد عتیق نیامده و عید هفته ها (شاووعوت رجوع کنید به یهودیان * ، آداب و رسوم و جشنها) در سفر خروج (23:16) عید درو و در سفر اعداد (28:26) روز نوبرانه ها نامیده شده است ، در دوران پَساتلمودی ، علمای یهود، مناسبت این عید را گسترش داده و اعطای تورات را نیز جزو مضامین آن به شمار آورده اند به طوری که اینک بسیاری از یهودیان ، روز ششم سیوان (سومین ماه تقویم عبری ) را روز نزول تورات بر موسی می دانند ( د. جودائیکا ، ج 14، ستون 1319ـ 1322). به علاوه ، هر بار که قرائت سالانة تورات در کنیسه پایان می یابد (در دومین روز شمینی عصرِت در ماه تشری )، جشنی به نام سیمح'اتورا (شادمانی تورات ) برگزار می شود که در آن ، تمام طومارهای تورات را از گنجة کنیسه بیرون می آورند و با آنها در جایگاه مخصوص ، به سرودخوانی و پایکوبی می پردازند. کسی که آخرین پاراشای سفر تثنیه (آخرین قسمت تورات در قرائت سالانه ) را قرائت می کند، با لقب حاتان تورا (داماد تورات ) خوانده می شود. بلافاصله پس از پایان قرائت ، کسی که او را با لقب حاتان بِرِشیتْ (داماد پیدایش ) می خوانند، دورة جدید قرائت را با خواندن پاراشای اول سفر پیدایش آغازمی کند ( رجوع کنید به د.جودائیکا ، ج 14، ستون 1571ـ1573). منابع : (1) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛ (2) باروخ اسپینوزا، «مصنف واقعی اسفار پنجگانه »، ترجمة علیرضا آل بویه ، هفت آسمان ، سال 1، ش 1 (بهار 1378)؛ (3) مریل چاپین تنی ، معرفی عهد جدید ، ج 1، ترجمة ط . میکائلیان ، تهران 1362 ش ؛ (4) ویلیام جیمز دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 1: مشرق زمین گاهوارة تمدن ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1365 ش ؛ (5) احمد حجازی احمد سقا، نقد التوراة : اسفار موسی الخمسة ، السامریة ، العبرانیة ، الیونانیة ، قاهره 1976؛ (6) احمد شلبی ، مقارنة الادیان ، ج 1، قاهره 1997؛ (7) کمال سلیمان صلیبی ، خفایاالتوراة و اسرار شعب اسرائیل ، بیروت 1998؛ (8) محمدصادق فخرالاسلام ، انیس الاعلام فی نصرة الاسلام ، چاپ عبدالرحیم خلخالی ، تهران 1351ـ 1355 ش ؛ (9) جان بویرناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (10) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349 ش ؛ (11) رحمة اللّه بن خلیل الرحمان هندی ، اظهار الحق ، ( قاهره 1991 ) ؛ (12) کایل ییتس ، «دین یهود»، در جهان مذهبی : ادیان در جوامع امروز ، چاپ رابرت ویر، ترجمة عبدالرحیم گواهی ، ج 2، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1374 ش ؛ (13) Stanley Cook, An in troduction to the Bible , Middlesex, Engl. 1952; (14) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982; svv. "Articles of faith" (by Alexander Altmann), "Karaites. Karaite doctrine" (by Joseph Elijah Heller and Leon Nemoy), "Pentateuch" (by Moshe Weinfeld), "ibid. the traditional view" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Shavuot" (by Louis Jacobs), "Simh ¤at Torah" (by (15) Aaron Rothkoff), "Torah. the term" (by Louis Isaac Rabinowitz), "ibid. Origin and preexistence" (by Warren Harvey), "Torah, reading of" (by Louis Jacobs), "yad" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Am ha-arez ¤. in later times", "Pentateuch, Samaritan", "Printing, Hebrew"; (16) The Encyclopaedia of Judaism , ed. Jacob Neusner, Alanj. Avery-Peck, and William Scott Green, Leiden: Brill, 2000, s.v. "Torah in Judaism, the Classical statement" (by Jacob Neusner); (17) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Biblical literature. Hebrew scriptures" (by Nahum M.Sarna), "Torah" (by E. E. Urbach); (18) David F. Hinson, Old Testamet introduction , 2: The books of the Old Testament , London 1977; (19) The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979- 1988, s.v. "Torah" (by S. Westerholm); (20) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, s.vv. "Biblical literture and its critical interpretation. Old Testament literature" (by Seymour Cain), "ibid. intertestamental literature" (by David Flusser), "Ezra" (by John Bright); (21) A. C. Price, Biblical studies: a guide to what the Bible actually says as to the nature and meaning of Christianity , London 1939. / ابراهیم موسی پور / در سنّت اسلامی در بارة واژه . در باب عربی یا عبری بودنِ واژة تورات ، و در صورت عربی بودنِ آن ، در باب اشتقاق و وزن الفعل آن میان لغویان عرب اختلاف نظر وجود دارد (برای نمونه رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛ ابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وری »). فَرّاء معنای واژة تورات را ضیاء و نور و وجه تسمیة تورات را به این نام از آن رو دانسته که حق به وسیلة آن ظهور یافته است ( رجوع کنید به فخررازی ، ذیل آل عمران : 3). ریشة واژة تورات ، وری است که برای افروختن آتش به کار می رود ( رجوع کنید به ابن منظور، همانجا). در باب وزن الفعل واژة تورات سه قول وجود دارد: 1) تورات در اصل تَوْرَیَه بر وزن تفعَلَه بوده که «ی » آن به سبب حرکت داشتن و مفتوح بودن حرف قبل از آن به «الف » تبدیل شده است ؛ 2) ممکن است وزن تورات تَفْعِلَه (نظیر توفیه و توصیه ) یعنی تَوْرِیه باشد، که در آن ، حرف «ر» بنا بر تلفظ قبیلة طی از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان جاریه را جاراة تلفظ می کردند)؛ 3) اصل تورات وَوْریه بر وزن فَوْعله است که در آن «و» اول به «ت » تبدیل شده است ، سپس «ی » به سبب داشتن حرکت و مفتوح بودن حرف قبلش به «الف » تبدیل شده است ( رجوع کنید به فخررازی ، همانجا). مرتضی زَبیدی (ذیل «وری »)، ضمن نقل اقوال مختلف در باب اشتقاق و وزن الفعل واژة تورات ، احتمال عبری بودنِ آن را مطرح کرده (نیز رجوع کنید به فخررازی ، همانجا) و سپس یادآور شده است که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در زبان عربی بی معنی خواهد بود مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معرّب شدن تصریف شده است . به نوشتة جفری (ص 95ـ96)، از زمان ماراچی نظر دانشمندان غربی بر این است که این واژه از عبری به عربی راه پیدا کرده است (قس د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). قرآن و تفاسیر. واژة تورات مجموعاً هجده بار در سوره های مدنی قرآن ذکر شده که در بیش از نیمی از آنها همراه با انجیل آمده است ، همچنین از این میان ، در آیة 93 آل عمران و 46 مائده دوبار به کار رفته است . جز تورات و انجیل ، به سایر کتابهای آسمانی ، زبور * (انبیاء: 105) و صحف ابراهیم (الاعلی : 19)، نیز در قرآن اشاره شده است . همچنین از صحف موسی (نجم : 36) یاد شده که ظاهراً مراد همان تورات است . در گزارشی کلی از آیاتی که تورات در آنها آمده است ، قرآن تصدیق کنندة تورات است (از جمله آل عمران : 3)، چنانکه عیسی نیز تصدیق کنندة آن است (آل عمران : 50؛ مائده : 46)، زیرا تورات کتاب هدایت و نور است (مائده : 44) و خداوند تورات را به عیسی آموخته است (مائده : 110)، و عیسی هم تورات را تعلیم می دهد (آل عمران : 48)، ذکر پیامبر اسلام در تورات آمده است (اعراف : 157)، ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی است زیرا تورات و انجیل پس از زمان او نازل شده اند (آل عمران : 65). خدا با نازل کردن تورات برخی چیزها را تحریم کرده است و پیش از نزول آن همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بوده است جز آنچه اسرائیل (یعقوب ) بر خود حرام کرده بوده است (آل عمران : 93). در آیة 43 مائده خطاب به پیامبر اسلام گفته شده که چرا یهودیان تو را حَکَم قرار می دهند در حالی که حکم خدا در تورات آمده است . در آیات 66 و 68 مائده از یهودیان خواسته شده که تورات را به جا آورند. به گزارش قرآن ، یکی از وعده های حق که در تورات آمده ، این است که خداوند جان و مال مؤمنانی را که در راه او کارزار می کنند به بهای بهشت می خرد (توبه :111)، همچنین صفت ومَثَل مؤمنانِ به پیامبر اسلام در تورات آمده (فتح : 29) و، مَثَل کسانی که تورات به آنها داده شده است اما از آن بهره ای نمی برند، مَثَل چهارپایی است بر او کتابی چند (جمعه : 5). در تفاسیر نکاتی در بارة این آیات و نیز شأن نزول آنها بیان شده است . از جمله اینکه مراد از «الواح » در آیات 145 و 150 و 154 اعراف تورات است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل اعراف : 145)؛ محمدبن جریر طبری (ذیل آل عمران : 93) در معنی آیه سه قول آورده و این قول را ترجیح داده است که خدا پس از نازل کردن تورات آنچه را که بنی اسرائیل پیش از نزول تورات به واسطة تبعیت از یعقوب بر خود حرام کرده بودند، برایشان حرام کرد. همچنین وی خاطرنشان می سازد که خداوند هیچ نوع خوردنی را نه به واسطة وحی و نه در زبان پیامبری قبل از نزول تورات ، بر بنی اسرائیل حرام نکرده بود (نیز رجوع کنید به طبرسی ؛ طباطبائی ، ذیل همین آیه ). اما چون معلوم نیست چیزهایی مثل مُردار و خوک قبلاً حلال بوده ، بنا براین احتمال می رود که در این آیه بحث بر سر خوردنیهایی باشد که به اعتقاد یهودیانِ زمان پیامبر اسلام ، در زمان ابراهیم حرام بوده است ، با این فرض ، کلمة «الطعام » افادة استفراق نمی کند (فخررازی ، ذیل آل عمران : 93). طبری ، ذیل آیة 65 آل عمران به منازعات یهود و نصارا بر سر یهودی یا نصرانی بودن ابراهیم اشاره دارد. همو در ذیل آیة 5 جمعه ، «ثمَّلَمْیَحْمِلُوها» را به تکذیب حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله وسلم معنا کرده است . در ذیل آیة 50 آل عمران گفته شده که منظور از تصدیق عیسی نسبت به تورات ، تصدیق همان بخش از تورات حقیقی است که خدا به او تعلیم داده بوده و از این آیه برنمی آید که تورات متداول در زمان عیسی تحریف نشده بوده است ( رجوع کنید بهفخررازی ، ذیل آیه ؛ نیز رجوع کنید بهتحریف * ، بخش 1). فخررازی اقامة تورات را در ذیل آیة 66 مائده به سه گونه معنی می کند: وفا به عهدهای خدا در آن ، به جا آوردنِ احکام و حدود آن ، نصب العین قرار دادن آن . مراد از رسول امّی که در تورات و انجیل مکتوب شده ، حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم است (محمدبن جریر طبری ، ذیل اعراف : 57). طباطبائی بر آن است که از آیة 43 آل عمران بر می آید که توراتی که اینک در دست یهودیان است شامل بخشی از تورات واقعی است که بر موسی نازل شده و بخشی از آن هم دچار تحریف و تغییر شده است . وی منظور از «هدی » را در وصف تورات (مائده : 44) و انجیل (مائده : 46) معارف اعتقادی چون توحید و معاد و منظور از «نور» را در این دو آیه ، اشتمال تورات و انجیل بر احکام و قوانین دانسته و گفته که خداوند به قدر استعداد و فهم بنی اسرائیل به آنها هدایت و معارف و احکام عطا کرده است ، چنانکه از آیة 145 اعراف نیز همین معنی مستفاد می شود ( رجوع کنید به طباطبائی ، ذیل آیات یاد شده ). در تفاسیر، خاصه برخی تفاسیر مأثور، تورات به گونة دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است . این گونه که پاره ای از قسمتهای تورات به طور خاص و مواد اسرائیلی به طور عام ، برای تبیین ابهامات یا مجملات قرآن به کار گرفته شده است . در اینجا به عنوان نمونه از تفسیر طبری یاد می کنیم . در میان مفسران کهن ، طبری عنایت ویژه ای به مأثورات اسرائیلی داشته و به گفتة محمدحسین ذهبی (ص 123) سعی می کرده است از اطلاعات افراد آگاه ، مثلاً یکی از اهل کتاب یا یک نصرانیِ نومسلمان مطلب نقل کند (برای نمونه رجوع کنید به محمدبن جریر طبری ، ذیل اسراء:7؛ کهف :94). بیشتر موارد توراتی و اسرائیلی در تفسیر طبری ، راجع است به داستان آفرینش ، قصص پیامبران ، خاصه انبیای بنی اسرائیل نظیر یعقوب و یوسف و موسی و داوود و سلیمان ، انسابِ شخصیتهایی چون ساره همسر ابراهیم و نمرود و همسران یعقوب و سرانجام برخی روایات در بارة ورود بختنصر به بیت المقدّس و قصص برخی انبیای بنی اسرائیل نظیر حزقیال و صموئیل و قصة بلعام (ربیع ، ص 379). ربیع (ص 169ـ374) مأثورات توراتی و اسرائیلی موجود در تفسیر طبری را با متن عبری تورات مقایسه کرده است . براساس این مقایسه منقولات توراتی تفسیر طبری از حیث مطابقت با متن عبری همیشه از نوع و ساختارِ واحدی برخوردار نیست ، در بیشتر موارد منقولات طبری با متن عبری مطابقت مضمونی دارند اگر چه از حیث ترتیب با هم متفاوت اند، در مواردی هم از حیث اجمال و تفصیل با هم فرق دارند. اما در پاره ای موارد روایات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری به نحو شگفت انگیزی ، هم از حیث لفظ و معنی و هم از حیث جمله بندی ، با متن عبری کتاب مقدّس مطابقت دارند. ربیع (ص 378) از مطالعة این مواد به این نتیجه رسیده است که بیشتر آنها منقول از اسفار عهد قدیم ، خاصه اسفار موسوم به تورات اند. ربیع (ص 381) همچنین نشان داده است که کسانی چون ابن عباس ، سلمة بن الفضل ، عِکرمه ، قُتاده ، مجاهد و سعیدبن جبیر تأثیر بارزی در روایت این مواد داشته اند. وی (ص 387ـ407) همچنین مواضع منقولات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری را با مشخص کردن جاهای آنها در کتاب مقدّس به صورت جدول نشان داده است (نیز رجوع کنید بهاسرائیلیات * ). سابقة تاریخی . با توجه به زمان و مکان حضور یهودیان در شبه جزیرة عربستان ، سابقة آشنایی عرب جاهلی با متون مقدّس یهودی ــ شامل تورات و تلمود * و کتابهای مجعول (آپوکریفا ) ــ حداقل بیش از پنج سده بوده است . همچنین آشنایی یهودیان با زبان عبری ــ و اندکی آرامی ــ محرز است (ادنگ ، ص 1؛ توری ، ص 8 ـ9؛ قس جفری ، ص 25). بنا بر گزارشها بخشهایی از کتاب مقدّس به عربی ترجمه شده بوده است و یهودیان در اجرای شعائر و نیز مقاصد تبلیغی از آن استفاده می کرده اند، اما هیچ متنی از اینگونه ترجمه ها اکنون در دسترس نیست ( رجوع کنید بهگراف ، ج 1، ص 36، 39؛ ادنگ ، ص 9؛ بل ، ص 17). گفتنی است از همان آغاز، تورات ــ که بر موسی علیه السلام نازل شد ــ نزد مسلمانان محترم بوده و ارزش و شأن والایی را داشته است ، زیرا در مقام یکی از کتابهای آسمانی ــ و شاید برترین آنها ــ شناخته شده بوده است . اما تورات ، که مشتمل بر پنج سفر نخست عهد قدیم است ، نزد اغلب مسلمانان به معنای عام متون مقدّس عبری کاربرد داشته است . حدیث . در منابع حدیثی شواهدی بر آشنایی مردم عرب با تورات دیده می شود. از جمله در روایتی در صحیح بخاری (ج 5، ص 150، ج 8، ص 160) تصریح شده است که اهل کتاب تورات را به عبری می خواندند و برای مسلمانان به عربی تفسیر می کردند. در برخی روایات آمده است که زیدبن ثابت به دستور پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم زبان عبری یاد گرفته بود و برای آن حضرت به این زبان کتابت می کرد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج 2، ص 176؛ حاکم نیشابوری ، ج 3، ص 421). همچنین نقل شده است که وَرْقة بن نوفل زبان عبری می دانسته و به این زبان کتابت می کرده است (بخاری جعفی ، ج 1، ص 3). بر اساس چند حدیث ، مسلمانان صدراسلام کمابیش به طور مستقیم یا به توسط نومسلمانان یهودی ، دست کم با بخشهایی از تورات آشنا بوده اند. بنا بر یک گزارش ، عمر از یکی از دوستان یهودی خود در بنی قُرَیظه پاره ای از تورات را می گیرد و به حضور پیامبر می رسد و اجازة قرائت آن را طلب می کند اما پیامبر ناراحت می شود (ابن حنبل ، ج 3، ص 470ـ471)، در گزارشی دیگر از سلمان نقل شده که در تورات خوانده که برکت طعام به وضوی پس از آن است و آن را برای پیامبر نیز روایت کرده است (همان ، ج 5، ص 441). در روایتی آمده است که یهودیان نزد پیامبر آمدند و از ایشان یک مسئلة فقهی پرسیدند و مسئله با آوردن تورات و استشهاد به آن حل شد ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج 4، ص 186، ج 5، ص 170). همچنین بر اساس گزارشی کعب الاحبار که از یهودیان نومسلمان بود، مصحفی مشتمل بر تورات نزد عمر برد و اجازة قرائت آن را خواست . عمر به او گفت اگر یقین داری که این همان است که بر موسی نازل شده ، بخوان (بغوی ، ج 1،ص 219). در این روایات مطالب متنوعی هم از تورات نقل شده است ، از جمله مطالبی در باب صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام در تورات ( رجوع کنید بهابن سعد، ج 1، قسم 2، ص 87 ـ89؛ دارمی ، ص 6؛ ابن شبه نمیری ، ج 2، ص 635)، تطبیق پاره ای از سوره های قرآن با بخشهایی از تورات ( رجوع کنید بهدارمی ، ص 849)، تطبیق توصیفی از جمعه از قول پیامبر با آنچه در این باب در تورات آمده است ( رجوع کنید بهمالک بن انس ، ج 1، ص 108ـ109). در متون حدیثی شیعه هم مطالب متنوعی از تورات نقل و گاه تصریح شده است که مطالب یاد شده در توراتِ تحریف نشده وجود دارد ( رجوع کنید به کلینی ، ج 2، ص 496ـ497). در برخی از این روایات ، ساختار و واژگان و زمان نزولِ قرآن با تورات مقایسه شده ( رجوع کنید بهعلی بن جعفر، ص 312؛ کلینی ، ج 2، ص 629، 633، ج 4، ص 157) و در پاره ای دیگر از این روایات با تعبیراتی نظیر «مکتوب فی التوراة » یا «فی التوارة مکتوب » مطالبی از آنچه خدا بر موسی در تورات وحی کرده نقل شده است ( رجوع کنید به برقی ، ج 1، ص 283، ج 2، ص 601؛ کلینی ، ج 2، ص 117، 138، 303ـ304). حرّ عاملی شمار شایان توجهی از این منقولات را در الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة گرد آورده است . در شمار دیگری از این احادیث به اسامی عبرانی پیامبر و برخی از امامان در تورات اشارت شده است ( رجوع کنید بهدلائل الامامة ، ص 162؛ ابن ابی زینب ، ص 108؛ ابن بابویه ، الامالی ، ص 258ـ259). در روایاتی هم به صفات حضرت علی علیه السلام در تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 180ـ181)، و اینکه حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد ( رجوع کنید بهابن ابی زینب ، ص 237؛ ابن بابویه ، علل الشرایع ، ج 1، ص 161) و پاره ای از مناظرات امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت و استشهاد ایشان به تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 422ـ 428؛ نیز رجوع کنید بهابن بابویه ، الامامة والتبصرة من الحیرة ، ص 139) اشاره شده است . کاظم نصیری عمدة این روایات را گرد آورده و تحت عنوان اهل البیت فی الکتاب المقدس به چاپ رسانده است . گفتنی است که آنچه با تعبیرات «مکتوبٌ فی التوراة » و نظایر آن در احادیث اهل سنّت و شیعه آمده ، لزوماً به این معنی نیست که آن مطالب در اسفار خمسه موجود بوده ، بلکه مراد تورات و سایر منابع دین یهود است ( رجوع کنید به ابن کثیر، ج 2، ص 398؛ قسطر ، ص 79ـ80). منابع دیگر. اطلاعات مسلمانان در صدر اسلام از تورات اندک و غالباً راجع به آفرینش و اسرار هستی بود که در بابِ آنها از یهودیان و مسیحیان سؤال می کردند، گفته های این اهل کتاب هم غالباً عامیانه بود. در هر صورت ، واسطة انتقال آن اطلاعات به مسلمانان ، حِمیَریان یهودی شده و سپس مسلمان شده هایی چون کعب الاحبار و عبداللّه بن سلام و بیش از همه وهْب بن منبِّه بودند (ابن خلدون ، ج 1: مقدمه ، ص 554 ـ 555؛ ادنگ ، ص 16). به اینگونه مواردِ یهودی ـ مسیحی که شامل مباحثی راجع به آفرینش و قصص انبیا است و توسط راویان مسلمان و یهودی به احادیث و تفاسیر و تواریخ راه یافته ، «اسرائیلیات » گفته می شود ( رجوع کنید به محمدحسین ذهبی ، 1405) و راویان مهم و مشهوری در طبقات صحابه و تابعین و اتباع تابعین آنها را روایت کرده اند ( رجوع کنید به همان ، ص 72ـ116). وهْب بن منبّه مدعی بود که 92 کتاب آسمانی را قرائت کرده که 72 تا از آنها در کنیسه ها و در دستِ مردم موجود بوده است و 20 تای دیگر را جز اندکی از افراد نمی شناخته اند (ابن سعد، ج 5، ص 395). محمدبن احمد ذهبی (ج 4، ص 545) نیز از کثرت دانش وی در بارة اسرائیلیات و کتب اهل کتاب یاد کرده است . اگر چه ادعای وهب بن منبّه در این باب پذیرفته نشده ( رجوع کنید به دوری ، ص 103؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا)، از مقایسة اقوال او با متن عهد قدیم به دست می آید که پاره ای از آنها با متن عهد قدیم مطابقت دارد (جوادعلی ، 1369، ص 190؛ نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 20ـ21). قسمتی از اسامی منقول در روایات منسوب به وهب در کتاب التیجان ، در قیاس با تورات ، دلالت دارند بر اینکه وی آنها را به درستی از تورات نقل کرده است ، گاه نیز صورتی از اسمی را یادآور می شود که در زبان عبری به نحوی که از زبان سریانی نقل شده ، تلفظ می شده است (جوادعلی ، 1369، ص 197) که نشانة آشنایی او با زبان عبری و شاید سریانی است ( رجوع کنید به دوری ، ص 106). باید خاطرنشان ساخت که همة اطلاعات وهْب از منابع مکتوب از جمله تورات اخذ نشده بود بلکه برخی از آنها از منابع شفاهی بود ( رجوع کنید به همان ، ص 105). از وهب بن منبّه غیر از آنچه از او در کتب احادیث و تواریخ نقل شده ، کتابی در دست است به نام کتاب التیجان فی ملوک حِمْیَر (صنعاء، تاریخ مقدمه 1979) که بخشی از آن اختصاص دارد به داستان آفرینش و پاره ای از قصص انبیا. از مطالعة نوشته های مختلف تاریخی مسلمانان در سدة نخستین پس از اسلام بخوبی روشن می شود که تورات چه به زبان عبری و چه به زبان عربی در بین دانشمندان اسلامی و محافل علمی آن سده ها مورد توجه بوده و مطالعه می شده است . شاهد این مدعا وجود پاره ای از دست نویسهای کهن از ترجمة عربی تورات متعلق به سده های سوم و چهارم و پنجم است ( رجوع کنید به عوّاد، ص 61، 66؛ د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ). غیر از طبری و یعقوبی که در بخشهای نخستینِ تاریخهای خود داستان خلقت و قصص انبیا را مطابق تورات همراه با تأمّلات مأخوذ از آیات و روایات اسلامی آورده اند، از مجموع آثار ابن قتیبه و مقدسی و ابن ندیم و مسعودی و ابوریحان بیرونی اطلاعات قابل توجهی در باب تورات به دست می آوریم . به نظر می رسد که ابن قتیبه ترجمة عربی متن تورات را در اختیار داشته است زیرا در جای جای تأویل مختلف الحدیث با تعبیر «قرأت فی التوراة » عباراتی را از تورات نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید به ص 130، 206، 262)، اما مهمتر از این کتاب ، المعارف اوست که در آن قطعات کوتاه و بلندی از ترجمة عربی تورات نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص 9، 12ـ13، 17ـ 18). به نظر می رسد وی علاوه بر ترجمة عربی تورات مجموع اقوال وهب بن منبّه را نیز در اختیار داشته است ، زیرا در پاره ای موارد بخشی از تورات را می آورد و سپس برای اینکه اختلاف آن را با روایت وهب بن منبّه نشان دهد، سخن او را نیز نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ص 14، 17، 19، 21، 23). مقدسی نیز از جمله مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات داشته و گذشته از اینکه در جای جای کتاب خود، البدء و التاریخ ، به تورات استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 145ـ146، 153، ج 2، ص 143ـ144)، گاه اطلاعات دقیقی را در باب نسخه های تورات و اختلاف آنها با هم یادآور می شود ( رجوع کنید به همان ، ج 5، ص 28، 30). مهمتر از این ، استنادی است که وی برای اثبات اینکه نام حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم در تورات آمده ، به متن عبری آن می کند و متن مستند خود را به خط و زبان عبری می آورد، سپس آن را به خط عربی تبدیل و به زبان عربی ترجمه می کند ( رجوع کنید به ج 5، ص 30ـ32). وی با زبان عبری آشنا بوده و با متن عبری تورات سر و کار داشته است . ابن ندیم هم اطلاعات قابل توجهی از تورات داشته است . یک جا در الفهرست (ص 14) از تفسیری از سِفْر اول تورات نوشتة تئودوروس (تیادورس ) مطلبی را نقل می کند، در جایی دیگر (ص 24) به نسخه ای قدیمی که ظاهراً از کتابخانة مأمون به دست آورده بوده اشاره دارد که مشتمل بر نام و شمارة صحف و کتابهای آسمانی و مبلّغان آنها بوده است . نویسندة آن نسخه ، احمدبن سلام ، که آن را برای هارون الرشید ترجمه کرده بود (نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 19ـ 20)، بنا بر نقل ابن ندیم (همانجا) گفته که صدر آن کتاب شامل شماری از کتابهای آسمانی از جمله تورات بوده که وی آن را کلمه به کلمه به عربی ترجمه کرده است . همچنین ابن ندیم (ص 25) اطلاعاتی را راجع به تورات و نام کتابهای آن و نویسندگان آنها از قول یک دانشمند یهودی نقل می کند. وی (همانجا) همچنین از سعدیابن یوسف فیّومی و عبری دانی او و تفسیر و شرحهایی که بر قسمتهای مختلف تورات نوشته یاد کرده است . مسعودی نیز از مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات دارد و در داستان آفرینش و ابراهیم و بنی اسرائیل به آن استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید بهمروج ، ج 1، ص 31، 36ـ 38، 41ـ42). از استنادات وی پیداست که چند نسخة ترجمة عربی تورات را در دست داشته است (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ج 1، ص 57 ـ 58). مسعودی ( مروج ، ج 1، ص 68ـ 69؛ همو، التنبیه ، ص 112، 213) همچنین در باب نسخه ها و ترجمه های مختلف تورات آگاهیهای ارزنده ای عرضه می کند. وی در التنبیه (ص 112ـ113) یادآور می شود با عده ای از یهودیان دانشمند آشنا بوده است که تورات را از زبان عبری به زبان عربی ترجمه کرده بودند، همچنین اشاره می کند که توراتی را که از زبان عبری به یونانی ترجمه شده بود چند تن به عربی ترجمه کرده اند از جمله حنین بن اسحاق که به نظر او این نسخه اصح نسخ تورات است . نکتة دیگری که مسعودی ( التنبیه ، ص 79) یادآور شده این است که یهودیان عراق تورات را به گویشی از زبان سریانی ، معروف به تارگومیم ، شرح و تفسیر می کرده اند. جوادعلی (1964، ص 28ـ29) برخی تعارضات منقولات مسعودی را با متن موجود تورات یادآور شده است . ابوریحان بیرونی نیز اطلاعات گسترده ای از متن تورات داشته است . وی زبان عبری می دانسته و در الا´ثارالباقیة (ص 15) فقراتی از تورات عبری را به خط عربی نقل و به آن استشهاد کرده و در موارد زیادی نیز به تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص 15ـ16، 20). وی همچنین اطلاعاتِ راجع به نسخه های مختلف تورات را عرضه ( رجوع کنید به ص 20ـ21) و گاه شماری یهودیان را بر اساس تورات بررسی می کند (همان ، ص 52 ـ59). یاقوت حموی از دیگر دانشمندانی است که اطلاعات وسیعی از تورات داشته و در معجم البلدان ذیل نام مکانهایی چون جودی ، الالاهه ، حضرموت ، الخلیل ، ساعیر و طور به تورات استشهاد، و مطالبی را از آن نقل کرده است . در بین علمای شیعه هم ابن طاووس از جمله کسانی است که بنا به گفتة خودش در سعدالسعود (ص 105) نسخه ای عتیق از تورات را که به عربی تفسیر شده بوده در اختیار داشته است . وی در این کتاب مطالبی از تورات را در باب قصص انبیا نقل می کند ( رجوع کنید بهص 105ـ116). همچنین مجلسی هم به نوشتة یکی از شاگردانش در بحارالانوار (ج 107، ص 172ـ173) از ترجمة عربی تورات و برخی فقرات تورات به زبان عبری استفاده کرده است ، که به نظر می رسد موضوع آن قصص انبیا و بشارات است . متکلمان مسلمان نیز با تورات آشنایی داشته اند و در مباحث مختلف کلامی از جمله نسخ و اثبات نبوت پیامبر اسلام و مسئلة تحریف تورات ، در مباحثات و احتجاجاتشان با علمای اهل کتاب ، به تورات استناد کرده اند. علی بن سهل طبری که کتاب الدین و الدولة را در اثبات نبوت پیامبر اسلام نوشته است ، در جای جای آن به اسفار و فصول مختلف تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید بهص 66ـ 68، 74). به نظر می رسد که طبری ترجمه های مختلفی از تورات در دست داشته است زیرا هم به ترجمة مرقسِ ترجمان استناد می کند (ص 67) و هم به تورات سبعینی که هفتادودو تن از احبار یهود آن را تفسیر کرده اند (همانجا). وی همچنین در مواردی به تفسیر و توجیه واژه ها و امثال تورات (ص 71) و نیز به مقایسة تورات و قرآن می پردازد (ص 45). ابن حزم نیز اطلاعات بسیار وسیعی راجع به تورات داشته است . اطلاعات او در بارة فرق یهود و نصارا حاکی از بررسیهای شخصی و نیز تماس وی با پیروان این ادیان در اندلس است . ابن حزم فصل گسترده ای را در باب تعارضات موجود در تورات را در کتاب الفِصَل فی الملل و الاهواء و النحل آورده و فصل به فصل تورات را بدقت بررسی کرده است ( رجوع کنید بهج 1، ص 201ـ329). وی در زمینة اطلاعات تاریخی و جغرافیایی و زندگی انبیا و تاریخ بنی اسرائیل در تورات به خرده گیری پرداخته و فقرات معتنابهی از تورات را نقل و نقد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 203، 208، 213، 230، 242). آثار متکلمانی چون عامری ، ابوحاتم رازی ، باقلاّ نی و جعفری هاشمی به ترتیب نویسندگان الاعلام بمناقب الاسلام ، و اعلام النبوة ، و التمهید ، و تخجیلُ مَنْ حرّف التوراة و الانجیل نشان از آشنایی عمیق آنان با تورات دارد. در سده های بعد تا عصر حاضر نیز دانشمندان مسلمان ، در مباحث کلامی و تاریخی ، به تورات توجه داشته و در نقد آن یا در استناد به آن از ترجمة عربی آن استفاده کرده اند. در این زمینه می توان به آثاری نظیر الانتصارات الاسلامیة نوشتة نجم الدین بغدادیِ طوفی (متوفی 716)، الجواب الصحیح لمن بدّل دین المسیح از ابن تیمیّه ، اغاثة اللَّهْفان من مصاید الشیطان از ابن قیِّم جوزیّه ، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین از علی قلی جدیدالاسلام ، الجواب الفسیح لما لفَّقَه عبدالمسیح از آلوسی بغدادی ، اظهار الحق از رحمة اللّه خلیل الرحمن هندی و الهدی الی دین المصطفی نوشتة محمدجواد بلاغی اشاره کرد. منابع : (22) علاوه برقرآن ؛ (23) ابن ابی زینب ، کتاب الغیبة ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ?( 1397 ) ؛ (24) ابن بابویه (علی بن حسین )، الامامة و التبصرة من الحیرة ، قم 1363 ش ؛ (25) ابن بابویه (محمدبن علی )، الامالی ، قم 1417؛ (26) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم 1387؛ (27) همو، علل الشرایع ، نجف 1386/1966، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (28) ابن حزم ، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره ، بیروت 1405/1985؛ (29) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛ (30) ابن خلدون ؛ (31) ابن سعد؛ (32) ابن شبه نمیری ، کتاب تاریخ المدینة المنورة : اخبار المدینة النبویة ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، ( جدّه ) 1399/1979، چاپ افست قم 1368 ش ؛ (33) ابن طاووس ، سعدالسعود للنفوس ، قم 1380 ش ؛ (34) ابن قتیبه ، تأویل مختلف الحدیث ، چاپ اسماعیل اسعردی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ همو، (35) المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره 1960؛ (36) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ علی شیری ، بیروت 1408؛ (37) ابن منظور؛ (38) ابن ندیم ؛ (39) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، چاپ سعید محمد لحام ، بیروت 1410/1990؛ (40) ابوریحان بیرونی ؛ (41) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول 1401/1981؛ (42) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، قم ?( 1331 ش ) ؛ (43) حسین بن مسعود بغوی ، شرح السّنّة ، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت 1412/1992؛ (44) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت 1406؛ (45) عبداللّه بن عبدالرحمان دارمی ، سنن الدارمی ، استانبول 1401/1981؛ (46) دلائل الامامة ، منسوب به محمدبن جریر طبری آملی ، قم : مؤسسه البعثه ، 1413؛ (47) عبدالعزیز دوری ، بحث فی نشأة علم التاریخ عندالعرب ، بیروت 1983؛ (48) محمدبن احمد ذهبی ؛ (49) محمدحسین ذهبی ، الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث ، دمشق 1405/1985؛ (50) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، تهران ?( 1332 ش ) ؛ (51) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی تفسیر الطبری : دراسة فی اللغة و المصادر العبریة ، قاهره 1422/2001؛ (52) طباطبائی ؛ (53) طبرسی ؛ (54) علی بن سهل طبری ، کتاب الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد صلی اللّه علیه وسلم ، چاپ آلفونس مینگانا، قاهره 1342/1923؛ (55) محمدبن جریر طبری ، جامع ؛ (56) جوادعلی ، «موارد تاریخ الطبری »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، سال 1، ش 1 (ذیقعده 1369)؛ (57) همو، «موارد تاریخ المسعودی »، سومر ، ج 20، ش 1 و 2 (1964)؛ (58) علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر ، مشهد 1409؛ (59) کورکیس عوّاد، اقدم المخطوطات العربیة فی مکتبات العالم ، ( بغداد ) 1982؛ (60) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح الغیب ، بیروت 1421/2000؛ (61) محمدبن یعقوب فیروز آبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت 1399/1979؛ (62) م . ی . قسطر، «مطالعه ای در مورد حدیثی کهن : حدثواعن بنی اسرائیل و لاحرج »، ترجمة محمدکاظم رحمتی ، علوم حدیث ، سال 7، ش 1 (بهار 1381)؛ (63) کلینی ؛ (64) مالک بن انس ، المُوَطّأ ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت 1406؛ (65) مجلسی ؛ (66) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت 1414/1994؛ (67) مسعودی ، تنبیه ؛ (68) همو، مروج (بیروت )؛ (69) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس 1899ـ1919، چاپ افست تهران 1962؛ (70) یاقوت حموی ؛ (71) Camilla Adang, Muslim writers on Judaism and the Hebrew Bible: from Ibn Rabban to Ibn Hazm , Leiden 1996; (72) Richard Bell, The origin of Islam in its Christian environment , London 1968; (73) EI 1 , s.v. "Tawra ¦t" (by J. Horovitz); (74) EI 2 , s.v. "Tawra ¦t" (by Hava Lazarus-Yafeh); (75) Georg Graf, Geschichte der christlichen arabischen Literatur , vol.1, Vatican City 1944; (76) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦n , Baroda 1938; (77) Charles Cutler Torrey, The Jewish foundation of Islam , New York 1967. / اسماعیل باغستانی / "> دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447ـ 1448). مجموعة کتابهای دینی یهودیان ــ که به اختصار تنخ نامیده می شوند ــ عبارت اند از: تورا یا اسفارخمسه / پنج گانه به اضافة اسفار انبیا (نویئیم ) و مکتوبات (کتوبیم ) که از این میان ، تورات ، مهمترین بخش محسوب می شود. نامی که در زبان عبری به هریک از این پنج بخش داده شده بر اساس نخستین عبارت آنهاست که به ترتیب چنین اند: 1) برشیت به معنای «در آغاز»، عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارندة داستان آفرینش ، سرگذشت آدم و حوا، نوح ، ابراهیم ، لوط ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می رسد. 2) شیموت به معنای «نامها»، که عنوان سفر خروج و دربردارندة مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی علیه السلام ، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به حضرت موسی است . 3) وئیقرا به معنای «و او خوانده شد»، که عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزلة کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می شود. 4) بمیدبار به معنای «در بیابان »، که عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت . 5) دباریم به معنای «کلمات »، عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمانهای اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل و درنهایت درگذشت موسی علیه السلام است . در ترجمة یونانی و به پیرو آن ترجمة لاتینی ، این اسفار را بر اساس محتوای اصلی هریک چنین نامیده اند: گنسیس (پیدایش )، اکسودوس (خروج )، لویتیکوس (لاویان )، نومری (اعداد) و دویترونومیوم (ناموس یا قانون دوم ) که گفته می شود ترجمة نادرستی از عبارت «این نسخة تورات » در فقرة هجده از باب هفده همین سفر است ( رجوع کنید به > دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 153). به عقیدة یهودیان ، خداوند، تورات را از طریق موسی علیه السلام (مُشِه رَبَنو) در پنج کتاب (سِفِر) به بنی اسرائیل ابلاغ کرده است و ازینرو اعتقاد به آسمانی بودن تورات از ضروریات دین یهود به شمار می رود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان ). در واقع بیشتر یهودیان ( رجوع کنید بهیهود * ، قوم ) معتقدند که تورات به هر دو صورت کتبی و شفاهی طی چهل سال اقامت بنی اسرائیل در بیابان از 2448 تا 2488 عبری بر موسی نازل شد و او آن را به قوم خود آموخت . صورت کتبی عبارت از همین اسفار خمسه و بخش شفاهی شامل همة تعالیمی است که از موسی به یوشع ، سپس به پیران قوم منتقل شده و سرانجام پس از قرنها نقل سینه به سینه ، به مجمع کبیر (کِنِسِت هگدولا) و آنگاه به معلمان دینی (تنائیم ) رسید که آنها بخشی از این تعالیم را به کتابت در آوردند که در نهایت از آنها، میشناه ، تلمود، تألیفات میدراشی و نظایر اینها پدید آمد ( رجوع کنید به تلمود * ). در این دیدگاه ، دو مجموعة کتبی و شفاهی تورات تنها در کنار هم قابل استفاده و اجرا هستند و نادیده گرفتن تفصیل شفاهی بر اجمال کتبی موجب بروز مشکلات و گاه انحرافاتی خواهد شد، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند نحوة انجام دادن دستورها و احکام را به طور دقیق و صریح در تورات کتبی بیان نکرده است . البته اعتقاد یهودیان به متن مکتوب در برابر تورات شفاهی مبنایی درون دینی دارد و به بیان دقیقتر محدود به خود متن مقدّس یهودی است . آنچه به گزارش عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) بر موسی نازل شد شامل مطالبی بود که بر سطح دو لوح سنگی جا می گرفت و عبارت از انبوهی از قوانین و داده های وحیانی نبود. همچنین در خود تورات ، تصریحی وجود ندارد که همة اسفار خمسه را موسی نوشته یا حتی آورده است و به نظر هم نمی رسد که واژة تورات در اینجا بر کل اسفار خمسه اطلاق شده باشد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158). به این ترتیب اگر تورات شفاهی به معنای تفصیل اجمال وحیانی است ، قسمت عمدة پنج سفر فعلی تورات را نیز می توان به این اعتبار، جزو تورات شفاهی دانست چرا که به اعتقاد یهودیان ، اینها تعالیمی است که موسی طی چهل سال به قوم خود «آموخته » است . گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات گزارشی بسامان و روشن نیست . درحقیقت ، مسئلة سیر تاریخی تورات به مثابه یک کتاب در کلیت عهدعتیق ، موضوع پربسامدی نیست و در کشاکش روایت جنگها، مسائل قومی ، رقابتهای پادشاهان و اختلافات انبیای صادق و کاذب کوچک و بزرگ ، چندان مورد التفات نویسندگان آن قرار نگرفته و به نسبت در مجموعة عظیم داده های شبه تاریخی عهدعتیق ، این مطالب حجم چندانی ندارد. گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات . گزارش عهد عتیق در این باره از سفر خروج (24: 1ـ4) آغاز شده است که بنا بر آن ، موسی و هارون و تعدادی از بزرگان بنی اسرائیل ، سه ماه پس از خروج از مصر در کوه سینا حضور یافتند، آنگاه موسی به تنهایی به حضور خداوند رفت و قوانین الاهی را دریافت کرد و تمام فرمانهای او را نوشت . این روایت ، با اختلافاتی ، از فقرة 9 تا 13 همین سفر تکرار شده که بر اساس آن ، خداوند از موسی خواست که در نزد وی در کوه حاضر شود تا خداوند الواح سنگی را که شریعت را بر آن نوشته به وی بدهد. در همین سفر (25:21) خداوند از موسی خواست که الواح سنگی را در صندوق عهد بگذارد. در سفر خروج (31:18؛ 32: 15ـ16) تصریح شده است که الواح سنگی ، مکتوب به انگشت خداوند بود. موسی پس از دریافت تعالیم شریعت و بازگشت به میان قوم ، با دیدن گوسالة طلایی و انحراف بنی اسرائیل ، خشمگینانه الواح را به پایین کوه پرت کرد که این الواح از میان رفتند (سفر خروج ، 32:19). بعد از ملاقات مجدد موسی با خداوند در خیمة عبادت (سفر خروج ، 33:7ـ23)، خداوند به موسی فرمود تا دوباره ، دو لوح مثل الواح اولی تهیه کند (سفر خروج ، 34:1). موسی چهل شبانه روز بالای کوه سینا ماند و خداوند مجدداً ده فرمان را بر آن دو لوح سنگی نوشت (سفر خروج ، 34:28؛ برای همین مطالب با تفاوتهایی در روایت رجوع کنید به سفر تثنیه ، 4:44؛ 5:22؛ 9:9ـ 18؛ 10:1ـ5). در ادامة روایت عهد عتیق ، در سفر تثنیه (31:7ـ11) آمده که موسی به هنگام فرا رسیدن مرگش ، تورات را نوشت و به کاهنان لاوی که صندوق عهد را حمل می کردند و به مشایخ بنی اسرائیل سپرد و از آنان خواست ــ به صورت امری جمله توجه شود ــ که این قوانین و تعالیم را در پایان هر دورة هفت ساله به هنگام عید سایبانها برای تمام قوم بنی اسرائیل بخوانند، ولی بنابر عهد عتیق فعلی ، جانشینان موسی فقط یک بار به این وصیت عمل کردند و تنها در کتاب یوشع (8:32ـ34) ــ که بلافاصله پس از تثنیه قرار دارد ــ آمده است که او تورات (در واقع ده فرمان ) را بر سنگهای قربانگاه کوه عیبال نوشت و تمام مطالب مندرج در تورات ، هم برکتها و هم لعنتها، را برای تمام بنی اسرائیل خواند. در توضیح اینگونه تناقضهای متنی پیشنهاد روش نقد تاریخی معمولاً این است که جملة امری موسی احتمالاً پس از تدوین اسفار دیگر عهدعتیق به متن افزوده شده است ، در غیر این صورت تکرار هر هفت سالة این قرائت عمومی آن قدر اهمیت داشت که در کنار هزاران رویداد کم اهمیتی که در سراسر عهدعتیق مندرج است ، مورد غفلت نویسندگان آن قرار نگیرد و از سویی وصیت امری موسی نیز اساساً در سنّتِ شدیداً شریعت محور یهود تا این حد قابل بی توجهی نیست . از سوی دیگر به نظر می رسد که نحوة روایت عهدعتیق از سیر انتقالی تورات از نسلی به نسل دیگر چنان است که زمینه ساز و توجیه کنندة نظریة تورات شفاهی باشد. علاوه بر اینکه در روایت قرائت یوشع از تورات برای بنی اسرائیل (همانجا) کاملاً محسوس است که او متنی مفصّلتر از تورات موسی را به مردم ابلاغ کرده ، در همین سفر (24: 25ـ26) تصریح شده است که یوشع برای قوم احکام و مقرراتی وضع کرد و سپس آنها را در تورات نوشت . شاید اشارة سفر تثنیه (31:9)، که موسی تورات را نوشت و به کاهنان و مشایخ قوم سپرد، نیز ناظر به همین زمینه سازی قبلی یا توجیه بعدی نظریة تورات شفاهی بوده باشد. پس از سفر یوشع ، خبری از تورات نداریم تا آنکه در کتاب اول پادشاهان (8:9، و تکرار آن در کتاب دوم تواریخ ایام ، 5:10) آمده که به دستور سلیمان ، صندوق عهد را به داخل معبد تازه ساز اورشلیم آوردند و در آن را گشودند و دو لوح سنگی را که موسی در حُورِیْبْ دریافت کرده بود دیدند. در عهد عتیق فعلی ، به هیچ روی تصریح و تأکیدی بر گم شدن تورات وجود ندارد (قس فخرالاسلام ، ج 2، ص 22ـ23، که مضمون فقرة فوق را در تورات ، حاکی از فقدان تورات پیش از عصر سلیمان دانسته است )، اما ماجرای پیداشدن آن در دورة حکومت یوشیا ، از پادشاهان بنی اسرائیل در یهودا (حک : 641ـ609 ق م )، به نحو بسیار هیجان انگیزی روایت شده است ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، باب 22؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34). بنا بر این روایت ، به هنگام تعمیر معبد اورشلیم در سال هجدهم سلطنت یوشیا، حلقیا کاهن اعظم ، تورات را تصادفاً پیدا می کند ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، 22:3ـ10؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، 34:8 ـ 18). یوشیا با شنیدن این خبر و دیدن تورات ، جامه بر تن می درد و دستور می دهد تمام بنی اسرائیل را جمع کنند و آنگاه تورات را برای آنان می خواند و متعاقب آن دست به اصلاحات دینی وسیعی می زند (کتاب دوم پادشاهان 22:11ـ20؛ 23:1ـ27؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34ـ 35) که در واقع ، تجدید و احیای دیانت یهود محسوب می شود. همین واکنش بسیار شدید یوشیا، تردیدهایی را دالّ بر ساختگی بودن ماجرا برانگیخته است ، مثلاً ویل دورانت (ج 1، ص 374) بر آن است که یافته شدن تورات در آن مقطع با هماهنگی و برنامه ریزی قبلی صورت گرفته است (برای دیدگاهی مشابه رجوع کنید بههندی ، ج 1، ص 301). به هر روی ، این روایت عهد عتیق حاکی از آن است که تورات موسی برای مدتی طولانی از دسترس خارج و ناپدید شده بود. این روایت نمی گوید که آیا در این مدت بنی اسرائیل هرگز به این موضوع اندیشیده بودند یا نه و آیا اصلاً در این باره نگرانی ای وجود داشته است یا خیر. همچنین در این روایت اصولاً مشخص نمی شود که یوشیا و همدستانش چگونه پی بردند که نسخة یافت شده واقعاً همان تورات موسی است . روشن است که روایت حاضر با این پیش فرض اساسی بیان شده که فقط یک نسخة مکتوب از تورات وجود داشته که ممکن بوده مفقود و قرنها بعد پیدا شود. از سوی دیگر با فرض صحت روایت عهد عتیق در این باره که کتاب یافته شده در دورة یوشیا چه بخشی از تورات بوده ، گمانه زنیهایی شده است . برخی ( رجوع کنید به دورانت ، همانجا) آن را عبارت از بابهای 20 تا 23 سفر خروج ، و برخی دیگر ( رجوع کنید بهکوک ، ص 35، 50؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 232، با قطعیت ) آن را سفر تثنیه دانسته اند. اعتماد به روایت بر مبنای نظام تبیینی عهدعتیق ایجاب می کرد که نسخة منحصر به فرد از کتابی با این اهمیت خطیر، همچنان که در جایی مفقود تواند شد، در جریان جنگها و حوادث مختلف ، از بین رفتنی هم باشد، گو اینکه عهد عتیق هرگز نمی گوید که اساساً چرا کتابی که همة ابعاد زندگی و هویت فردی و اجتماعی و دینی و دنیوی بنی اسرائیل به آن وابستگی تام دارد باید فقط به یک نسخة آسیب پذیر محدود شود. اگر این امر به علت غلبة روش نقل شفاهی بوده ، با وجود حافظان و حاملان و راویان شفاهی ، گم شدن یا از بین رفتن تورات دقیقاً به چه معناست ؟ و اگر بنا بر سنّت تلمودی ، تورات موسی سینه به سینه انتقال می یافته ، آنگاه دیگر چرا قصة عَزرای کاهن در عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) اهمیت می یابد و حتی رنگی از حماسه به خود می گیرد؟ در واقع مدتی پس از کشف تورات در عصر یوشیا (قرن هفتم پیش از میلاد)، پادشاهی بابل ، به حکومت بنی اسرائیل پایان داد و معبد اورشلیم ویران گردید و بنی اسرائیل به بین النهرین تبعید شدند. ظاهراً امر معقول از بین رفتن نسخة واحد تورات در این جریان ، برای نویسندگان عهدعتیق چنان عادی و طبیعی بود که نیازی ندیدند برای این مطلب که عزرای کاهن پس از دورة تبعید، توراتی رسمی عرضه کرد تمهیدی بیندیشند. در این بخش از گزارش عهدعتیق (کتاب نحمیا، 8:1ـ 8) آمده است که وقتی سالها پس از آزادی از اسارت ، اکثر بنی اسرائیل به اورشلیم آمدند، از عزرای کاهن خواستند کتاب تورات موسی را بیاورد و برایشان بخواند که عزرا و دستیارانش آن را در مدت هفت روز برای مردم خواندند و برایشان تفسیر کردند. در اینکه منظور از تورات در این روایت چیست ، به طور کلی دو نظر عمده را می توان مطرح کرد: یکی اینکه عزرا مثل حلقیا نسخة مفقودة تورات را مجدداً پیدا کرد، و دیگر اینکه چون عزرا در میان علمای عصر تبعید بنی اسرائیل حائز اعتبار و مرجعیت بود و عصر تبعید نیز دورة شکوفایی مطالعات مربوط به شریعت و رونق فعالیتهای تفسیری منتهی به تولید اثر عظیم تلمود تلقی می شود، باید گفت عزرا نیز به عنوان یک تورات شناس وابسته به زنجیرة راویان شفاهی ، متن و تفسیر آن را پس از تبعید برای مردم بیان کرده و مورد پذیرش آنان واقع شده بود. حتی به این پرسش مقدر که اگر چنین است چرا در برخی قسمتهای این روایت ( رجوع کنید به کتاب نحمیا، 8:14؛ 13:1ـ2) این طور به نظر می رسد که بنی اسرائیل و حتی علمایشان از احکام تورات در بارة عید سایبانها و نیز مقررات مربوط به عَمّونیها و موآبیها بی خبر بودند و با یافته شدن این نسخه به حکم خدا پی بردند، می توان چنین پاسخ داد که عزرا در این موارد نیز عملاً در مقام مفسر احکام اجمالی تورات عمل کرده ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158) چنان که در مورد دوم آنچه مطرح شده تکرار و تأکیدی است بر حکم سفر تثنیه (23:3، 6). در واقع پیش فرض کسانی که معتقدند عزرا چیز تازه ای عرضه کرده که نمایندة قابل اعتمادی برای تورات نیست و حتی او را به جعل تورات متهم کرده اند (برای برخی از این آرا رجوع کنید به سقا، ص 73ـ94)، مشابه پیش فرض دستة دیگر از یهودیان و بیشتر مسیحیان سنّت گرا و جزم اندیشی است که گمان می کنند عزرا پس از نابودی تورات ، دوباره آن را با الهام الاهی بازنویسی کرد (برای نمونه رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212)؛ یعنی ، به زعم هر دو گروه ، تورات نسخة منحصر به فردی بوده که در جریان حملة بُخْتُنَصَّر نابود شده و دیگر هیچ کس از محتوای آن اطلاعی نداشته ، در حالی که باتوجه به آغاز عصر تفسیر و توضیح تورات در دورة اسارت بابلی و رونق بحثهای پیشاتلمودی و روند کتابت تورات شفاهی در آن زمان ، اتکا به چنین پیش فرضی از خردمندی بدور است . این ادعا که گردآورده های عزرا از تورات بعداً در جریان حمله های یونانیان و رومیان بکلی از بین رفت ( رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212، 302؛ فخرالاسلام ، ج 2، ص 30ـ 31)، با وجود حجم عظیم به جامانده از تورات شفاهیِ به کتابت در آمده ، معقول نیست . به بیان دیگر، این ادعاها به همان اندازه ناپذیرفتنی است که ادعای برخی یهودیان مبنی بر اینکه تورات حاضر عیناً همان تورات موسی است . به هر روی ، پس از عزرا ــ که در بارة او غیر از این اخبار، اطلاع قابل اعتماد دیگری در دست نیست ( رجوع کنید بهبریتانیکا ، ج 4، ص 644؛ نیز رجوع کنید به عُزَیر * ) ــ تاریخچة تورات با کلیت عهد عتیق پیوندی یکپارچه تر می یابد. مهمترین رویداد متأخرتر در سیر تاریخی تورات ، ترجمة آن به زبان یونانی است که این کار به منظور استفادة یهودیان یونانی مآب اسکندریه در قرن سوم پیش از میلاد آغاز و در نهایت در حدود 132 ق م تکمیل شد ( > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 155). در بارة این ترجمه که هفتادین / سبعینی نام دارد، در روایت سنّتی یهودی و مسیحی گفته می شود که در زمان فرمانروایی بطلمیوس دوم فیلادلفوس (حک : 285ـ 246 ق م ) بر مصر، به پیشنهاد دیمتریوس کتابدار سلطنتی ، پادشاه از ایلعازر (رئیس کاهنان یهود) خواست تا از هر سبط یهود، شش تن را تعیین کند و درنتیجه 72 تن به طور جداگانه طی 72 روز، 72 ترجمة یکسان به پادشاه دادند. هر چند جزئیات این روایت پذیرفتنی نیست ، در اصل ترجمه در آن دوره تردیدی وجود ندارد. ظاهراً منبع این روایت ، نامة اریستیاس (یکی از اسناد مهم متعلق به یهودیان یونانی مآب ) است که به اشتباه به اریستیاس ، از عاملان بطلمیوس دوم ، نسبت داده شده است . در این نامه ، اریستیاس گزارش این ترجمه را به برادرش نگاشته اما در واقع ، نامه را یکی از یهودیان اسکندریه در حدود سال صدم پیش از میلاد نوشته است ( بریتانیکا ، ج 14، ص 809؛ تنی ، ج 1، ص 30). این ترجمه در زمان عیسی مسیح ، در میان یهودیان پراکندة نواحی مدیترانه رواج کامل داشت و کتاب مقدّس کلیسای اولیه نیز محسوب می شد (تنی ، همانجا). همچنین به سبب اهمیت زبان آرامی در خاورمیانة باستان ، بویژه بین قرنهای ششم تاچهارم پیش از میلاد، ترجمه هایی از متون دینی عبری به این زبان صورت گرفت که به ترگومیم (ترجمه ها) معروف اند. در منابع ربّانی یهود، تاریخ شروع این ترجمه ها به عصر عزرا و نحمیا (قرن پنجم پیش از میلاد) باز می گردد. سه نمونه از مهمترین ترگومهایی که اسفار خمسه را هم در بر می گیرند، عبارت اند از: 1) ترگوم انکلوس / انقلوس که به دست یک جدیدالیهودی (گِر) انجام شده و بیش از ترگومهای دیگر پذیرفته شده است ؛ 2) ترگوم جوناتان ؛ 3) ترگوم سامَریان که بر اساس ویرایش خاص خودشان از تورات فراهم کرده اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 163ـ164؛ برای ترجمة تورات به همراه سایر اسفار به دیگر زبانها رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 168ـ172؛ برای برخی اختلافات میان این نسخه های عبری ، یونانی و سامری تورات رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 154ـ155؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 264ـ 268؛ سقا، ص 127ـ 138). ظاهراً مجموعة اسفار خمسه در حدود سال 400 ق م بسته شده ، به این معنی که دیگر متن جدیدی را برای افزودن به آن نمی پذیرفتند و در نهایت در حدود سال 100 میلادی ، اسفار خمسه تثبیت گردید (کوک ، ص 35؛ ییتس ، ص 607) و از این تاریخ به بعد نمی توان برای آن ، سیری تاریخی مستقل از عهد عتیق در نظر گرفت . تورات به همراه تفسیری از شَلُمو اسحقی راشی (متوفی 1105) در حاشیه ، برای نخستین بار در 1475 میلادی به چاپ رسید که این اولین کتاب چاپی عبری نیز به شمار می رود ( د. جودائیکا ، ج 13، ستون 1096). نقد تاریخی تورات در دوران جدید. با آنکه ابراهیم بن عزرا (متوفی 1164 میلادی )، از علمای بزرگ یهود، به زبان رمز و اشاره در تفسیرش بر سفر تثنیه ، با استناد به مطالبی از خود تورات ، اعلام کرده بود که ممکن نیست موسی نویسندة اسفار خمسه باشد و حدود پانصد سال بعد باروخ اسپینوزا (متوفی 1677) با رمزگشایی و شرح این بیانیه و استدلالهای دیگر ثابت کرد که انتساب نگارش تورات به موسی درست نیست ( رجوع کنید بهص 101ـ 110، 113ـ116) و به این ترتیب ، او نیزدر کنار ژان آستروک (متوفی 1766)، پیشگام نقد جدید تورات محسوب می شود، روند نقادی تورات در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی رونق یافت ، بویژه با فعالیت ویلهلم دواته (متوفی 1849)، ویلهلم فاتکه ، هاینریخ اوالت و تعداد دیگری از محققان اروپایی . با این حال به نظر می رسد که نقطة عطف این بررسیهای انتقادی ، فراگیر ساختن نظریة تحلیل اسنادی تورات به دست یولیوس ولهاوزن باشد که در آستانة قرن نوزدهم میلادی ، انتقادات محققان سلف خود را در این زمینه با نگارش سه رسالة > تدوین اسفار ستّه < (برلین 1876)، > تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1878)، و > مقدمه بر تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1883) پیشرفت و توسعه داد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158ـ 159؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 239). بر اساس نظریة تحلیل اسنادی تورات ، چهار مجموعه یا منبع روایی جداگانه برای مطالب مندرج در اسفار خمسه در نظر گرفته می شود (ظاهراً ژان آستروک نخستین کسی بود که وجود چند جریان متفاوت را در روایتهای تورات تشخیص داد رجوع کنید به دورانت ، ج 1، ص 383، پانویس 1). در واقع ، بنا بر تحقیقات انتقادی مشخص شد که در متن تورات ، تفاوتهای شایان توجهی در سبک ، واژگان و محتوای عبارات ملاحظه می شود که نشان می دهد متون اسفار خمسه بر اساس منابع متفاوتی نگاشته و با یکدیگر تلفیق شده اند ( بریتانیکا ، ج 14، ص 773). کسانی که در تدوین و تکمیل تورات سهیم بودند نیز گاه حواشی و توضیحات خود را که از منابع مختلف اخذ می کردند در متن اصلی مندرج می ساختند و این افزوده های ناهماهنگ ، اغتشاشهایی در روایتهای موازی تورات ایجاد کرده است ( رجوع کنید بههینسون ، ج 2، ص 29). بسیاری از محققان سعی کرده اند به طور موشکافانه ، فصلها، بابها و حتی جمله های تورات را به منابع مختلفی حواله دهند که در چهار دسته طبقه بندی می شوند. دو جریان روایی موازی و در عین حال قابل تمایز در سفر پیدایش ، یکی از آفریدگاری به نام یهوه و دیگری از آفریدگاری به نام اِلوهیم حکایت می کنند که به ترتیب با علائم اختصاری J و E نشان داده می شوند. دو منبع روایی دیگر نیز با علائم اختصاری P و D به ترتیب مربوط به اطلاعات کاهنی و تثنیه ای (شریعتی )اند. تفکیک میان روایتهای دو منبع P و D که سبک ، محتوا و دیدگاههای آشکارا متفاوتی دارند، به دشواری و پیچیدگی تمایز نهادن میان اجزای روایتهای J و E نیست . عقیده بر این است که منبع J اصولاً مُقَوّم پیوستار روایی سفر پیدایش است و به دوران استقرار پادشاهی اسرائیلی داوود و سلیمان در قرن دهم پیش از میلاد تعلق دارد. این منبع در یهودا پدید آمده است ( رجوع کنید به> دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233ـ239؛ بریتانیکا ، همانجا) و در آن راوی یا راویان ، تاریخ عالم و تاریخ عبرانیان را تا زمان داوود و سلیمان تدوین کرده اند. منبع E در اسرائیل شمالی (افرائیم ) و بین قرنهای نهم و هشتم پیش از میلاد پدید آمده که احتمالاً پس از فروپاشی پادشاهی شمالی بنی اسرائیل ، با منبع J ترکیب و تلفیق شده و JE را تشکیل داده است ( رجوع کنید به هینسون ؛ > دایرة المعارف دین < ، همانجاها). منبع یهوه ای ( J ) بیشتر روایتی داستانی را با ایجاز و پرداخت قوی عبارات دنبال می کند و چون در برخی قسمتها چنین نیست احتمال داده اند که خود این منبع نیز از تلفیق دو جریان روایی فرضی 1 J و 2 J پدید آمده باشد. منبع الوهیمی ( E ) نیز حاوی روایتی داستانی است که البته قدری از روایت صرف فراتر می رود و در عین حال شخصیت پردازی خدای آن (الوهیم ) با شخصیت پردازی ای که برای یهوه در J صورت گرفته تفاوتهایی دارد، یعنی هر چه خدای یهوه ای انسانوارتر است ، به نسبت ، خدای الوهیمی از ساحت بشری ، تعالی بیشتری نشان می دهد ( رجوع کنید به صلیبی ، ص 10ـ11)، گواینکه در آمیختگی صفات و منش دو خدا، خود بیانگر تلفیق J و E است ( رجوع کنید به همانجا). تدوین کنندگانی که تحت تأثیر منبع تثنیه ای ( D ، احتمالاً متعلق به عصر یوشیا در قرن هفتم پیش از میلاد رجوع کنید به کوک ، ص 50؛ ییتس ، ص 604) بوده اند، قوانین شریعت را از این منبع در متن تلفیقی JE مندرج ساختند که این امر احتمالاً در دورة تبعید در بابل صورت گرفته است ( رجوع کنید به هینسون ، همانجا). منبع کاهنی ( P ) را به تاریخی میان 587 تا 560 پنجم ق م یا قدری این سوتر (قرن پنجم پیش از میلاد) متعلق دانسته اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ؛ کوک ؛ بریتانیکا ؛ ییتس ، همانجاها). به این ترتیب توراتی که عزرا برای مردم در اورشلیم خواند، تقریباً صورت کاملی از تلفیق چهار منبع مذکور بوده است ( > دایرة المعارف دین < ؛ هینسون ، همانجاها) و ازینرو، تورات به صورت فعلی ، قدیمتر از 400 ق م نمی تواندباشد. به عقیدة برخی محققان ، اسفار خمسه از افزوده شدن تثنیه به اسفار اربعه پدید آمده است . این عقیده هم که کتاب یوشع در اصل جزو تورات بوده و ازینرو باید آن را اسفار ستّه نامید، هر چند مدتها طرفداران زیادی داشت ، امروزه اساساً محلّ تردید است ( رجوع کنید به بریتانیکا ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233). بدین وصف همچنان که پیدایش ، خروج و اعداد به منابع J ، E و P مربوط می شوند، لاویان را به P و تثنیه را به D وابسته دانسته اند. در واقع ، چون منبع P ، بر خلاف J و E ، روایتی تعلیمی است نه داستانی و در پی تشریع و تبیین مناسک و شعائر است و به انساب اهتمامی ویژه دارد، تصور بر آن است که سفر لاویان نیز که همین شیوه را دنبال می کند، صرفاً بر اساس روایت کاهنی P تدوین شده باشد (صلیبی ، ص 11). گفته می شود که پس از تدوین سه سفر اول ، جرح و تعدیلی در آنها صورت گرفته است که تورات پژوهان این فرآیند را به ویراستاری فرضی (با علامت اختصاصی R ) نسبت می دهند، گواینکه منظور، شخص واحدی در زمانی خاص نیست . استقلال سند سفر تثنیه نیز مورد مناقشه نیست ( رجوع کنید به همان ، ص 12؛ برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 13، ستون 234ـ260). تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان . بر اساس بندهای 8 و 9 اعتقادنامة 13 مادّه ای یهودیان ، که ابن میمون (متوفی 601) تنظیم کرده ، هر یهودی راست اعتقادی باید گواهی دهد که «همة تورای مقدّس از جانب خداوند وحی شده و در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت » ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 3، ص 655؛ ییتس ، ص 623ـ624). در یهودیت سنّتی ، همة کلمات عهد عتیق وحی و مقدّس پنداشته می شود و هر عبارتی در آن ، از این نظر با عبارت دیگر در یک سطح از تقدس قرار می گیرد (پرایس ، ص 18). البته باید توجه داشت که از میان فرق عمدة یهودی ، فریسیان (پروشیم ) برآن اند که اسفار خمسه ازلی و بر الواح مقدّس آسمانی نگاشته شده بودند و وحی آنها به موسی و تدوین آنها در واقع اعادة تورات بوده است نه خلق و ابداع آن (شلبی ، ج 1، ص 227). با این حال ، اعتقادی با سابقه در یهودیت هست که بر اساس آن ، تورات نه تنها قبل از اعطا شدن به موسی بلکه پیش از خلقت عالم وجود داشته است . در نوشته های ربانی چنین تعلیم داده می شود که تورات یکی از شش یا هفت امر قدیم است . در حکمت یَسوع بن سیرا، تورات با حکمت متشخص ازلی یکی دانسته شده است (برای تفصیل رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 15، ستون 1236). صادوقیان ، بر خلاف فریسیان ، فقط اسفار خمسه را مقدّس می دانستند و اسفار دیگر و تورات شفاهی را رد می کردند ( رجوع کنید به هاکس ، ذیل «صدوقی / صدوقیان »؛ شلبی ، ج 1، ص 230). قاریان (قرائیم ) از فرق متأخر یهود (در قرن هشتم ) نیز صرفاً متن مکتوب تورات را می پذیرفتند و اعتقادی به تورات شفاهی نداشتند (برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 10، ستون 777ـ781). یهودیان ملتی به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب »اند. در واقع ، یکی از نتایج جنبش تدوین تورات شفاهی و فعالیت کاتبان (سوفریم ) و معلمان (تنائیم ) یهود و نگاشتن تفاسیر مختلف بر اسفار مختلف عهد عتیق و بویژه بر تورات ، این بود که تورات در زندگی دینی و اجتماعی و قومی یهودیان نقشی محوری یافت و تمام هویت و شخصیت بنی اسرائیل را شدیداً متأثر ساخت . در تعالیم دینی به مردم تلقین می شد که همه چیز در «کتاب » است ( رجوع کنید بهناس ، ص 541) و ازینرو فراگیری تورات در حد امکان برای هر یهودی ، فریضه ای بسیار مهم تلقی گردید، به طوری که در ادبیات دینی متأخر یهود از کسانی که تورات نیاموخته باشند با عنوان تحقیرآمیز عام هاآرِتْصْ (عامی و جاهل ) یاد می شود ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 2، ستون 836). تورات ، مرجع اصلی قوانین و مقررات زندگی روزمرة یهودیان است که با 613 فرمان و فریضه (میصْوا) که شامل 248 میصوای امر و 365 میصوای نهی است ، هیچ بخشی از حیاتِ مؤمن یهودی را فارغ نگذاشته است . با وجود قوانین عرفی در دورة جدید، بسیاری از یهودیان متدین وسنّت گرا حتی در اختلافات خود در امور غیردینی نیز ترجیح می دهند به دادگاه شرع (بیت دین ) مراجعه کنند که بر اساس حکم تورات (دین تورا) و هلاخا (شرع ) داوری می کند. قرائت تورات یکی از مهمترین وظایف مؤمنان یهودی است . این قرائت عمدتاً یا به صورت روزانه است که در آن هر یهودی موظف است روزی دوبار (صبح و شام ) سه پاراشا (بخش ) از تورات را که با کلمات «بشنو ای اسرائیل » (شِمَع ییسرائل ) آغاز می شود بخواند که این عمل قَریئَت شِمَع نامیده می شود؛ یا به صورت هفتگی در کنیسه (برای سابقة قرائت عمومی تورات در کنیسه رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 14، ص 563 ـ 565؛ د. جودائیکا ، ج 15، ستون 1246ـ1247). هر هفته در روز شنبه (شَباط ) به طور معمول یک پاراشای کامل از روی توراتی که با دست بر طوماری از پوست حیوانی حلال گوشت نوشته شده ،خوانده می شود که به این ترتیب هر 54 پاراشای تورات (شامل 5845 پاسوق / آیه ) در مدت یک سال ، یک دور قرائت خواهد شد. در ساختمان هر کنیسه ، در دیواری که به سمت بیت المقدّس (بیت هَمِقْدَش ) قرار دارد، گنجه ای مخصوص (به نام اَرون هَقُودِش )، برای نگهداری طومار تورات (سِفِرتورا) تعبیه می کنند که با پرده ای (پاروخْتْ) پوشانده می شود. در مقابل این گنجه ، سکوی ویژه (دوُخان )ای برای قرائت تورات ساخته می شود. قبل از قرائت ، یکی از نمازگزاران انتخاب می شود تا طومار تورات را با رعایت آدابی از گنجة مخصوص بیرون بیاورد. برای قرائت تعدادی از نمازگزاران به مِنبَر/ سکو دعوت می شوند (عَلیا لِتورا). این افراد باید قبل و بعد از قرائت ، دعای ویژة قرائت (بَراخای تورات ) را بر زبان آورند. قاریان ماهر (بِعَل قورا) تورات را با آهنگی ویژه قرائت می کنندو برای پرهیز از تماس دست با متن تورات ، دَستکی معمولاً نقره ای (یاد) را برای نشان دادن محل قرائت ، به کار می برند ( رجوع کنید بهد.جودائیکا ، ج 16، ستون 692ـ693). قرائت تورات در کنیسه علاوه بر روزهای شنبه ، روزهای دوشنبه ،پنج شنبه ، در اول هر ماه (روُشْ حودِش )، ایام عید و در روزه های عمومی (تَعنیتْ صیبُور) و نیز مراسم تکلیف نوبالغان پسر و دختر (به ترتیب بَرمیصوا و بت میصوا) نیز مرسوم است . پس از قرائت ، دوتن از نمازگزاران وظیفة پیچاندن مجدد طومار تورات و بازگرداندن آن را به گنجه بر عهده می گیرند. معمولاً در کنار کنیسه ها، مکانی برای آموزش تورات (تلمود تورا) نیز فراهم می کنند. کاربردهای تعویذی متن تورات مشهور است و برای نمونه می توان اشاره کرد که یهودیان ، تکه پوستی را که دو بخش معیّن از تورات بر روی آن نوشته شده (مِزوزا) در اتاق یا بر در خانه نصب می کنند و گاه به هنگام ورود و خروج آن را می بوسند تا از شرور و بلاها در امان بمانند ( رجوع کنید بههمان ، ج 15، ستون 1246ـ1254). تورات ، موضوع دو جشن یهودی نیز هست : با آنکه تاریخ دقیق اعطای تورات به موسی در عهد عتیق نیامده و عید هفته ها (شاووعوت رجوع کنید به یهودیان * ، آداب و رسوم و جشنها) در سفر خروج (23:16) عید درو و در سفر اعداد (28:26) روز نوبرانه ها نامیده شده است ، در دوران پَساتلمودی ، علمای یهود، مناسبت این عید را گسترش داده و اعطای تورات را نیز جزو مضامین آن به شمار آورده اند به طوری که اینک بسیاری از یهودیان ، روز ششم سیوان (سومین ماه تقویم عبری ) را روز نزول تورات بر موسی می دانند ( د. جودائیکا ، ج 14، ستون 1319ـ 1322). به علاوه ، هر بار که قرائت سالانة تورات در کنیسه پایان می یابد (در دومین روز شمینی عصرِت در ماه تشری )، جشنی به نام سیمح'اتورا (شادمانی تورات ) برگزار می شود که در آن ، تمام طومارهای تورات را از گنجة کنیسه بیرون می آورند و با آنها در جایگاه مخصوص ، به سرودخوانی و پایکوبی می پردازند. کسی که آخرین پاراشای سفر تثنیه (آخرین قسمت تورات در قرائت سالانه ) را قرائت می کند، با لقب حاتان تورا (داماد تورات ) خوانده می شود. بلافاصله پس از پایان قرائت ، کسی که او را با لقب حاتان بِرِشیتْ (داماد پیدایش ) می خوانند، دورة جدید قرائت را با خواندن پاراشای اول سفر پیدایش آغازمی کند ( رجوع کنید به د.جودائیکا ، ج 14، ستون 1571ـ1573). منابع : (1) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛ (2) باروخ اسپینوزا، «مصنف واقعی اسفار پنجگانه »، ترجمة علیرضا آل بویه ، هفت آسمان ، سال 1، ش 1 (بهار 1378)؛ (3) مریل چاپین تنی ، معرفی عهد جدید ، ج 1، ترجمة ط . میکائلیان ، تهران 1362 ش ؛ (4) ویلیام جیمز دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 1: مشرق زمین گاهوارة تمدن ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1365 ش ؛ (5) احمد حجازی احمد سقا، نقد التوراة : اسفار موسی الخمسة ، السامریة ، العبرانیة ، الیونانیة ، قاهره 1976؛ (6) احمد شلبی ، مقارنة الادیان ، ج 1، قاهره 1997؛ (7) کمال سلیمان صلیبی ، خفایاالتوراة و اسرار شعب اسرائیل ، بیروت 1998؛ (8) محمدصادق فخرالاسلام ، انیس الاعلام فی نصرة الاسلام ، چاپ عبدالرحیم خلخالی ، تهران 1351ـ 1355 ش ؛ (9) جان بویرناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (10) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349 ش ؛ (11) رحمة اللّه بن خلیل الرحمان هندی ، اظهار الحق ، ( قاهره 1991 ) ؛ (12) کایل ییتس ، «دین یهود»، در جهان مذهبی : ادیان در جوامع امروز ، چاپ رابرت ویر، ترجمة عبدالرحیم گواهی ، ج 2، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1374 ش ؛ (13) Stanley Cook, An in troduction to the Bible , Middlesex, Engl. 1952; (14) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982; svv. "Articles of faith" (by Alexander Altmann), "Karaites. Karaite doctrine" (by Joseph Elijah Heller and Leon Nemoy), "Pentateuch" (by Moshe Weinfeld), "ibid. the traditional view" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Shavuot" (by Louis Jacobs), "Simh ¤at Torah" (by (15) Aaron Rothkoff), "Torah. the term" (by Louis Isaac Rabinowitz), "ibid. Origin and preexistence" (by Warren Harvey), "Torah, reading of" (by Louis Jacobs), "yad" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Am ha-arez ¤. in later times", "Pentateuch, Samaritan", "Printing, Hebrew"; (16) The Encyclopaedia of Judaism , ed. Jacob Neusner, Alanj. Avery-Peck, and William Scott Green, Leiden: Brill, 2000, s.v. "Torah in Judaism, the Classical statement" (by Jacob Neusner); (17) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Biblical literature. Hebrew scriptures" (by Nahum M.Sarna), "Torah" (by E. E. Urbach); (18) David F. Hinson, Old Testamet introduction , 2: The books of the Old Testament , London 1977; (19) The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979- 1988, s.v. "Torah" (by S. Westerholm); (20) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, s.vv. "Biblical literture and its critical interpretation. Old Testament literature" (by Seymour Cain), "ibid. intertestamental literature" (by David Flusser), "Ezra" (by John Bright); (21) A. C. Price, Biblical studies: a guide to what the Bible actually says as to the nature and meaning of Christianity , London 1939. / ابراهیم موسی پور / در سنّت اسلامی در بارة واژه . در باب عربی یا عبری بودنِ واژة تورات ، و در صورت عربی بودنِ آن ، در باب اشتقاق و وزن الفعل آن میان لغویان عرب اختلاف نظر وجود دارد (برای نمونه رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛ ابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وری »). فَرّاء معنای واژة تورات را ضیاء و نور و وجه تسمیة تورات را به این نام از آن رو دانسته که حق به وسیلة آن ظهور یافته است ( رجوع کنید به فخررازی ، ذیل آل عمران : 3). ریشة واژة تورات ، وری است که برای افروختن آتش به کار می رود ( رجوع کنید به ابن منظور، همانجا). در باب وزن الفعل واژة تورات سه قول وجود دارد: 1) تورات در اصل تَوْرَیَه بر وزن تفعَلَه بوده که «ی » آن به سبب حرکت داشتن و مفتوح بودن حرف قبل از آن به «الف » تبدیل شده است ؛ 2) ممکن است وزن تورات تَفْعِلَه (نظیر توفیه و توصیه ) یعنی تَوْرِیه باشد، که در آن ، حرف «ر» بنا بر تلفظ قبیلة طی از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان جاریه را جاراة تلفظ می کردند)؛ 3) اصل تورات وَوْریه بر وزن فَوْعله است که در آن «و» اول به «ت » تبدیل شده است ، سپس «ی » به سبب داشتن حرکت و مفتوح بودن حرف قبلش به «الف » تبدیل شده است ( رجوع کنید به فخررازی ، همانجا). مرتضی زَبیدی (ذیل «وری »)، ضمن نقل اقوال مختلف در باب اشتقاق و وزن الفعل واژة تورات ، احتمال عبری بودنِ آن را مطرح کرده (نیز رجوع کنید به فخررازی ، همانجا) و سپس یادآور شده است که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در زبان عربی بی معنی خواهد بود مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معرّب شدن تصریف شده است . به نوشتة جفری (ص 95ـ96)، از زمان ماراچی نظر دانشمندان غربی بر این است که این واژه از عبری به عربی راه پیدا کرده است (قس د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). قرآن و تفاسیر. واژة تورات مجموعاً هجده بار در سوره های مدنی قرآن ذکر شده که در بیش از نیمی از آنها همراه با انجیل آمده است ، همچنین از این میان ، در آیة 93 آل عمران و 46 مائده دوبار به کار رفته است . جز تورات و انجیل ، به سایر کتابهای آسمانی ، زبور * (انبیاء: 105) و صحف ابراهیم (الاعلی : 19)، نیز در قرآن اشاره شده است . همچنین از صحف موسی (نجم : 36) یاد شده که ظاهراً مراد همان تورات است . در گزارشی کلی از آیاتی که تورات در آنها آمده است ، قرآن تصدیق کنندة تورات است (از جمله آل عمران : 3)، چنانکه عیسی نیز تصدیق کنندة آن است (آل عمران : 50؛ مائده : 46)، زیرا تورات کتاب هدایت و نور است (مائده : 44) و خداوند تورات را به عیسی آموخته است (مائده : 110)، و عیسی هم تورات را تعلیم می دهد (آل عمران : 48)، ذکر پیامبر اسلام در تورات آمده است (اعراف : 157)، ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی است زیرا تورات و انجیل پس از زمان او نازل شده اند (آل عمران : 65). خدا با نازل کردن تورات برخی چیزها را تحریم کرده است و پیش از نزول آن همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بوده است جز آنچه اسرائیل (یعقوب ) بر خود حرام کرده بوده است (آل عمران : 93). در آیة 43 مائده خطاب به پیامبر اسلام گفته شده که چرا یهودیان تو را حَکَم قرار می دهند در حالی که حکم خدا در تورات آمده است . در آیات 66 و 68 مائده از یهودیان خواسته شده که تورات را به جا آورند. به گزارش قرآن ، یکی از وعده های حق که در تورات آمده ، این است که خداوند جان و مال مؤمنانی را که در راه او کارزار می کنند به بهای بهشت می خرد (توبه :111)، همچنین صفت ومَثَل مؤمنانِ به پیامبر اسلام در تورات آمده (فتح : 29) و، مَثَل کسانی که تورات به آنها داده شده است اما از آن بهره ای نمی برند، مَثَل چهارپایی است بر او کتابی چند (جمعه : 5). در تفاسیر نکاتی در بارة این آیات و نیز شأن نزول آنها بیان شده است . از جمله اینکه مراد از «الواح » در آیات 145 و 150 و 154 اعراف تورات است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل اعراف : 145)؛ محمدبن جریر طبری (ذیل آل عمران : 93) در معنی آیه سه قول آورده و این قول را ترجیح داده است که خدا پس از نازل کردن تورات آنچه را که بنی اسرائیل پیش از نزول تورات به واسطة تبعیت از یعقوب بر خود حرام کرده بودند، برایشان حرام کرد. همچنین وی خاطرنشان می سازد که خداوند هیچ نوع خوردنی را نه به واسطة وحی و نه در زبان پیامبری قبل از نزول تورات ، بر بنی اسرائیل حرام نکرده بود (نیز رجوع کنید به طبرسی ؛ طباطبائی ، ذیل همین آیه ). اما چون معلوم نیست چیزهایی مثل مُردار و خوک قبلاً حلال بوده ، بنا براین احتمال می رود که در این آیه بحث بر سر خوردنیهایی باشد که به اعتقاد یهودیانِ زمان پیامبر اسلام ، در زمان ابراهیم حرام بوده است ، با این فرض ، کلمة «الطعام » افادة استفراق نمی کند (فخررازی ، ذیل آل عمران : 93). طبری ، ذیل آیة 65 آل عمران به منازعات یهود و نصارا بر سر یهودی یا نصرانی بودن ابراهیم اشاره دارد. همو در ذیل آیة 5 جمعه ، «ثمَّلَمْیَحْمِلُوها» را به تکذیب حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله وسلم معنا کرده است . در ذیل آیة 50 آل عمران گفته شده که منظور از تصدیق عیسی نسبت به تورات ، تصدیق همان بخش از تورات حقیقی است که خدا به او تعلیم داده بوده و از این آیه برنمی آید که تورات متداول در زمان عیسی تحریف نشده بوده است ( رجوع کنید بهفخررازی ، ذیل آیه ؛ نیز رجوع کنید بهتحریف * ، بخش 1). فخررازی اقامة تورات را در ذیل آیة 66 مائده به سه گونه معنی می کند: وفا به عهدهای خدا در آن ، به جا آوردنِ احکام و حدود آن ، نصب العین قرار دادن آن . مراد از رسول امّی که در تورات و انجیل مکتوب شده ، حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم است (محمدبن جریر طبری ، ذیل اعراف : 57). طباطبائی بر آن است که از آیة 43 آل عمران بر می آید که توراتی که اینک در دست یهودیان است شامل بخشی از تورات واقعی است که بر موسی نازل شده و بخشی از آن هم دچار تحریف و تغییر شده است . وی منظور از «هدی » را در وصف تورات (مائده : 44) و انجیل (مائده : 46) معارف اعتقادی چون توحید و معاد و منظور از «نور» را در این دو آیه ، اشتمال تورات و انجیل بر احکام و قوانین دانسته و گفته که خداوند به قدر استعداد و فهم بنی اسرائیل به آنها هدایت و معارف و احکام عطا کرده است ، چنانکه از آیة 145 اعراف نیز همین معنی مستفاد می شود ( رجوع کنید به طباطبائی ، ذیل آیات یاد شده ). در تفاسیر، خاصه برخی تفاسیر مأثور، تورات به گونة دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است . این گونه که پاره ای از قسمتهای تورات به طور خاص و مواد اسرائیلی به طور عام ، برای تبیین ابهامات یا مجملات قرآن به کار گرفته شده است . در اینجا به عنوان نمونه از تفسیر طبری یاد می کنیم . در میان مفسران کهن ، طبری عنایت ویژه ای به مأثورات اسرائیلی داشته و به گفتة محمدحسین ذهبی (ص 123) سعی می کرده است از اطلاعات افراد آگاه ، مثلاً یکی از اهل کتاب یا یک نصرانیِ نومسلمان مطلب نقل کند (برای نمونه رجوع کنید به محمدبن جریر طبری ، ذیل اسراء:7؛ کهف :94). بیشتر موارد توراتی و اسرائیلی در تفسیر طبری ، راجع است به داستان آفرینش ، قصص پیامبران ، خاصه انبیای بنی اسرائیل نظیر یعقوب و یوسف و موسی و داوود و سلیمان ، انسابِ شخصیتهایی چون ساره همسر ابراهیم و نمرود و همسران یعقوب و سرانجام برخی روایات در بارة ورود بختنصر به بیت المقدّس و قصص برخی انبیای بنی اسرائیل نظیر حزقیال و صموئیل و قصة بلعام (ربیع ، ص 379). ربیع (ص 169ـ374) مأثورات توراتی و اسرائیلی موجود در تفسیر طبری را با متن عبری تورات مقایسه کرده است . براساس این مقایسه منقولات توراتی تفسیر طبری از حیث مطابقت با متن عبری همیشه از نوع و ساختارِ واحدی برخوردار نیست ، در بیشتر موارد منقولات طبری با متن عبری مطابقت مضمونی دارند اگر چه از حیث ترتیب با هم متفاوت اند، در مواردی هم از حیث اجمال و تفصیل با هم فرق دارند. اما در پاره ای موارد روایات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری به نحو شگفت انگیزی ، هم از حیث لفظ و معنی و هم از حیث جمله بندی ، با متن عبری کتاب مقدّس مطابقت دارند. ربیع (ص 378) از مطالعة این مواد به این نتیجه رسیده است که بیشتر آنها منقول از اسفار عهد قدیم ، خاصه اسفار موسوم به تورات اند. ربیع (ص 381) همچنین نشان داده است که کسانی چون ابن عباس ، سلمة بن الفضل ، عِکرمه ، قُتاده ، مجاهد و سعیدبن جبیر تأثیر بارزی در روایت این مواد داشته اند. وی (ص 387ـ407) همچنین مواضع منقولات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری را با مشخص کردن جاهای آنها در کتاب مقدّس به صورت جدول نشان داده است (نیز رجوع کنید بهاسرائیلیات * ). سابقة تاریخی . با توجه به زمان و مکان حضور یهودیان در شبه جزیرة عربستان ، سابقة آشنایی عرب جاهلی با متون مقدّس یهودی ــ شامل تورات و تلمود * و کتابهای مجعول (آپوکریفا ) ــ حداقل بیش از پنج سده بوده است . همچنین آشنایی یهودیان با زبان عبری ــ و اندکی آرامی ــ محرز است (ادنگ ، ص 1؛ توری ، ص 8 ـ9؛ قس جفری ، ص 25). بنا بر گزارشها بخشهایی از کتاب مقدّس به عربی ترجمه شده بوده است و یهودیان در اجرای شعائر و نیز مقاصد تبلیغی از آن استفاده می کرده اند، اما هیچ متنی از اینگونه ترجمه ها اکنون در دسترس نیست ( رجوع کنید بهگراف ، ج 1، ص 36، 39؛ ادنگ ، ص 9؛ بل ، ص 17). گفتنی است از همان آغاز، تورات ــ که بر موسی علیه السلام نازل شد ــ نزد مسلمانان محترم بوده و ارزش و شأن والایی را داشته است ، زیرا در مقام یکی از کتابهای آسمانی ــ و شاید برترین آنها ــ شناخته شده بوده است . اما تورات ، که مشتمل بر پنج سفر نخست عهد قدیم است ، نزد اغلب مسلمانان به معنای عام متون مقدّس عبری کاربرد داشته است . حدیث . در منابع حدیثی شواهدی بر آشنایی مردم عرب با تورات دیده می شود. از جمله در روایتی در صحیح بخاری (ج 5، ص 150، ج 8، ص 160) تصریح شده است که اهل کتاب تورات را به عبری می خواندند و برای مسلمانان به عربی تفسیر می کردند. در برخی روایات آمده است که زیدبن ثابت به دستور پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم زبان عبری یاد گرفته بود و برای آن حضرت به این زبان کتابت می کرد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج 2، ص 176؛ حاکم نیشابوری ، ج 3، ص 421). همچنین نقل شده است که وَرْقة بن نوفل زبان عبری می دانسته و به این زبان کتابت می کرده است (بخاری جعفی ، ج 1، ص 3). بر اساس چند حدیث ، مسلمانان صدراسلام کمابیش به طور مستقیم یا به توسط نومسلمانان یهودی ، دست کم با بخشهایی از تورات آشنا بوده اند. بنا بر یک گزارش ، عمر از یکی از دوستان یهودی خود در بنی قُرَیظه پاره ای از تورات را می گیرد و به حضور پیامبر می رسد و اجازة قرائت آن را طلب می کند اما پیامبر ناراحت می شود (ابن حنبل ، ج 3، ص 470ـ471)، در گزارشی دیگر از سلمان نقل شده که در تورات خوانده که برکت طعام به وضوی پس از آن است و آن را برای پیامبر نیز روایت کرده است (همان ، ج 5، ص 441). در روایتی آمده است که یهودیان نزد پیامبر آمدند و از ایشان یک مسئلة فقهی پرسیدند و مسئله با آوردن تورات و استشهاد به آن حل شد ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج 4، ص 186، ج 5، ص 170). همچنین بر اساس گزارشی کعب الاحبار که از یهودیان نومسلمان بود، مصحفی مشتمل بر تورات نزد عمر برد و اجازة قرائت آن را خواست . عمر به او گفت اگر یقین داری که این همان است که بر موسی نازل شده ، بخوان (بغوی ، ج 1،ص 219). در این روایات مطالب متنوعی هم از تورات نقل شده است ، از جمله مطالبی در باب صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام در تورات ( رجوع کنید بهابن سعد، ج 1، قسم 2، ص 87 ـ89؛ دارمی ، ص 6؛ ابن شبه نمیری ، ج 2، ص 635)، تطبیق پاره ای از سوره های قرآن با بخشهایی از تورات ( رجوع کنید بهدارمی ، ص 849)، تطبیق توصیفی از جمعه از قول پیامبر با آنچه در این باب در تورات آمده است ( رجوع کنید بهمالک بن انس ، ج 1، ص 108ـ109). در متون حدیثی شیعه هم مطالب متنوعی از تورات نقل و گاه تصریح شده است که مطالب یاد شده در توراتِ تحریف نشده وجود دارد ( رجوع کنید به کلینی ، ج 2، ص 496ـ497). در برخی از این روایات ، ساختار و واژگان و زمان نزولِ قرآن با تورات مقایسه شده ( رجوع کنید بهعلی بن جعفر، ص 312؛ کلینی ، ج 2، ص 629، 633، ج 4، ص 157) و در پاره ای دیگر از این روایات با تعبیراتی نظیر «مکتوب فی التوراة » یا «فی التوارة مکتوب » مطالبی از آنچه خدا بر موسی در تورات وحی کرده نقل شده است ( رجوع کنید به برقی ، ج 1، ص 283، ج 2، ص 601؛ کلینی ، ج 2، ص 117، 138، 303ـ304). حرّ عاملی شمار شایان توجهی از این منقولات را در الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة گرد آورده است . در شمار دیگری از این احادیث به اسامی عبرانی پیامبر و برخی از امامان در تورات اشارت شده است ( رجوع کنید بهدلائل الامامة ، ص 162؛ ابن ابی زینب ، ص 108؛ ابن بابویه ، الامالی ، ص 258ـ259). در روایاتی هم به صفات حضرت علی علیه السلام در تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 180ـ181)، و اینکه حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد ( رجوع کنید بهابن ابی زینب ، ص 237؛ ابن بابویه ، علل الشرایع ، ج 1، ص 161) و پاره ای از مناظرات امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت و استشهاد ایشان به تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 422ـ 428؛ نیز رجوع کنید بهابن بابویه ، الامامة والتبصرة من الحیرة ، ص 139) اشاره شده است . کاظم نصیری عمدة این روایات را گرد آورده و تحت عنوان اهل البیت فی الکتاب المقدس به چاپ رسانده است . گفتنی است که آنچه با تعبیرات «مکتوبٌ فی التوراة » و نظایر آن در احادیث اهل سنّت و شیعه آمده ، لزوماً به این معنی نیست که آن مطالب در اسفار خمسه موجود بوده ، بلکه مراد تورات و سایر منابع دین یهود است ( رجوع کنید به ابن کثیر، ج 2، ص 398؛ قسطر ، ص 79ـ80). منابع دیگر. اطلاعات مسلمانان در صدر اسلام از تورات اندک و غالباً راجع به آفرینش و اسرار هستی بود که در بابِ آنها از یهودیان و مسیحیان سؤال می کردند، گفته های این اهل کتاب هم غالباً عامیانه بود. در هر صورت ، واسطة انتقال آن اطلاعات به مسلمانان ، حِمیَریان یهودی شده و سپس مسلمان شده هایی چون کعب الاحبار و عبداللّه بن سلام و بیش از همه وهْب بن منبِّه بودند (ابن خلدون ، ج 1: مقدمه ، ص 554 ـ 555؛ ادنگ ، ص 16). به اینگونه مواردِ یهودی ـ مسیحی که شامل مباحثی راجع به آفرینش و قصص انبیا است و توسط راویان مسلمان و یهودی به احادیث و تفاسیر و تواریخ راه یافته ، «اسرائیلیات » گفته می شود ( رجوع کنید به محمدحسین ذهبی ، 1405) و راویان مهم و مشهوری در طبقات صحابه و تابعین و اتباع تابعین آنها را روایت کرده اند ( رجوع کنید به همان ، ص 72ـ116). وهْب بن منبّه مدعی بود که 92 کتاب آسمانی را قرائت کرده که 72 تا از آنها در کنیسه ها و در دستِ مردم موجود بوده است و 20 تای دیگر را جز اندکی از افراد نمی شناخته اند (ابن سعد، ج 5، ص 395). محمدبن احمد ذهبی (ج 4، ص 545) نیز از کثرت دانش وی در بارة اسرائیلیات و کتب اهل کتاب یاد کرده است . اگر چه ادعای وهب بن منبّه در این باب پذیرفته نشده ( رجوع کنید به دوری ، ص 103؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا)، از مقایسة اقوال او با متن عهد قدیم به دست می آید که پاره ای از آنها با متن عهد قدیم مطابقت دارد (جوادعلی ، 1369، ص 190؛ نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 20ـ21). قسمتی از اسامی منقول در روایات منسوب به وهب در کتاب التیجان ، در قیاس با تورات ، دلالت دارند بر اینکه وی آنها را به درستی از تورات نقل کرده است ، گاه نیز صورتی از اسمی را یادآور می شود که در زبان عبری به نحوی که از زبان سریانی نقل شده ، تلفظ می شده است (جوادعلی ، 1369، ص 197) که نشانة آشنایی او با زبان عبری و شاید سریانی است ( رجوع کنید به دوری ، ص 106). باید خاطرنشان ساخت که همة اطلاعات وهْب از منابع مکتوب از جمله تورات اخذ نشده بود بلکه برخی از آنها از منابع شفاهی بود ( رجوع کنید به همان ، ص 105). از وهب بن منبّه غیر از آنچه از او در کتب احادیث و تواریخ نقل شده ، کتابی در دست است به نام کتاب التیجان فی ملوک حِمْیَر (صنعاء، تاریخ مقدمه 1979) که بخشی از آن اختصاص دارد به داستان آفرینش و پاره ای از قصص انبیا. از مطالعة نوشته های مختلف تاریخی مسلمانان در سدة نخستین پس از اسلام بخوبی روشن می شود که تورات چه به زبان عبری و چه به زبان عربی در بین دانشمندان اسلامی و محافل علمی آن سده ها مورد توجه بوده و مطالعه می شده است . شاهد این مدعا وجود پاره ای از دست نویسهای کهن از ترجمة عربی تورات متعلق به سده های سوم و چهارم و پنجم است ( رجوع کنید به عوّاد، ص 61، 66؛ د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ). غیر از طبری و یعقوبی که در بخشهای نخستینِ تاریخهای خود داستان خلقت و قصص انبیا را مطابق تورات همراه با تأمّلات مأخوذ از آیات و روایات اسلامی آورده اند، از مجموع آثار ابن قتیبه و مقدسی و ابن ندیم و مسعودی و ابوریحان بیرونی اطلاعات قابل توجهی در باب تورات به دست می آوریم . به نظر می رسد که ابن قتیبه ترجمة عربی متن تورات را در اختیار داشته است زیرا در جای جای تأویل مختلف الحدیث با تعبیر «قرأت فی التوراة » عباراتی را از تورات نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید به ص 130، 206، 262)، اما مهمتر از این کتاب ، المعارف اوست که در آن قطعات کوتاه و بلندی از ترجمة عربی تورات نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص 9، 12ـ13، 17ـ 18). به نظر می رسد وی علاوه بر ترجمة عربی تورات مجموع اقوال وهب بن منبّه را نیز در اختیار داشته است ، زیرا در پاره ای موارد بخشی از تورات را می آورد و سپس برای اینکه اختلاف آن را با روایت وهب بن منبّه نشان دهد، سخن او را نیز نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ص 14، 17، 19، 21، 23). مقدسی نیز از جمله مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات داشته و گذشته از اینکه در جای جای کتاب خود، البدء و التاریخ ، به تورات استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 145ـ146، 153، ج 2، ص 143ـ144)، گاه اطلاعات دقیقی را در باب نسخه های تورات و اختلاف آنها با هم یادآور می شود ( رجوع کنید به همان ، ج 5، ص 28، 30). مهمتر از این ، استنادی است که وی برای اثبات اینکه نام حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم در تورات آمده ، به متن عبری آن می کند و متن مستند خود را به خط و زبان عبری می آورد، سپس آن را به خط عربی تبدیل و به زبان عربی ترجمه می کند ( رجوع کنید به ج 5، ص 30ـ32). وی با زبان عبری آشنا بوده و با متن عبری تورات سر و کار داشته است . ابن ندیم هم اطلاعات قابل توجهی از تورات داشته است . یک جا در الفهرست (ص 14) از تفسیری از سِفْر اول تورات نوشتة تئودوروس (تیادورس ) مطلبی را نقل می کند، در جایی دیگر (ص 24) به نسخه ای قدیمی که ظاهراً از کتابخانة مأمون به دست آورده بوده اشاره دارد که مشتمل بر نام و شمارة صحف و کتابهای آسمانی و مبلّغان آنها بوده است . نویسندة آن نسخه ، احمدبن سلام ، که آن را برای هارون الرشید ترجمه کرده بود (نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 19ـ 20)، بنا بر نقل ابن ندیم (همانجا) گفته که صدر آن کتاب شامل شماری از کتابهای آسمانی از جمله تورات بوده که وی آن را کلمه به کلمه به عربی ترجمه کرده است . همچنین ابن ندیم (ص 25) اطلاعاتی را راجع به تورات و نام کتابهای آن و نویسندگان آنها از قول یک دانشمند یهودی نقل می کند. وی (همانجا) همچنین از سعدیابن یوسف فیّومی و عبری دانی او و تفسیر و شرحهایی که بر قسمتهای مختلف تورات نوشته یاد کرده است . مسعودی نیز از مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات دارد و در داستان آفرینش و ابراهیم و بنی اسرائیل به آن استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید بهمروج ، ج 1، ص 31، 36ـ 38، 41ـ42). از استنادات وی پیداست که چند نسخة ترجمة عربی تورات را در دست داشته است (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ج 1، ص 57 ـ 58). مسعودی ( مروج ، ج 1، ص 68ـ 69؛ همو، التنبیه ، ص 112، 213) همچنین در باب نسخه ها و ترجمه های مختلف تورات آگاهیهای ارزنده ای عرضه می کند. وی در التنبیه (ص 112ـ113) یادآور می شود با عده ای از یهودیان دانشمند آشنا بوده است که تورات را از زبان عبری به زبان عربی ترجمه کرده بودند، همچنین اشاره می کند که توراتی را که از زبان عبری به یونانی ترجمه شده بود چند تن به عربی ترجمه کرده اند از جمله حنین بن اسحاق که به نظر او این نسخه اصح نسخ تورات است . نکتة دیگری که مسعودی ( التنبیه ، ص 79) یادآور شده این است که یهودیان عراق تورات را به گویشی از زبان سریانی ، معروف به تارگومیم ، شرح و تفسیر می کرده اند. جوادعلی (1964، ص 28ـ29) برخی تعارضات منقولات مسعودی را با متن موجود تورات یادآور شده است . ابوریحان بیرونی نیز اطلاعات گسترده ای از متن تورات داشته است . وی زبان عبری می دانسته و در الا´ثارالباقیة (ص 15) فقراتی از تورات عبری را به خط عربی نقل و به آن استشهاد کرده و در موارد زیادی نیز به تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص 15ـ16، 20). وی همچنین اطلاعاتِ راجع به نسخه های مختلف تورات را عرضه ( رجوع کنید به ص 20ـ21) و گاه شماری یهودیان را بر اساس تورات بررسی می کند (همان ، ص 52 ـ59). یاقوت حموی از دیگر دانشمندانی است که اطلاعات وسیعی از تورات داشته و در معجم البلدان ذیل نام مکانهایی چون جودی ، الالاهه ، حضرموت ، الخلیل ، ساعیر و طور به تورات استشهاد، و مطالبی را از آن نقل کرده است . در بین علمای شیعه هم ابن طاووس از جمله کسانی است که بنا به گفتة خودش در سعدالسعود (ص 105) نسخه ای عتیق از تورات را که به عربی تفسیر شده بوده در اختیار داشته است . وی در این کتاب مطالبی از تورات را در باب قصص انبیا نقل می کند ( رجوع کنید بهص 105ـ116). همچنین مجلسی هم به نوشتة یکی از شاگردانش در بحارالانوار (ج 107، ص 172ـ173) از ترجمة عربی تورات و برخی فقرات تورات به زبان عبری استفاده کرده است ، که به نظر می رسد موضوع آن قصص انبیا و بشارات است . متکلمان مسلمان نیز با تورات آشنایی داشته اند و در مباحث مختلف کلامی از جمله نسخ و اثبات نبوت پیامبر اسلام و مسئلة تحریف تورات ، در مباحثات و احتجاجاتشان با علمای اهل کتاب ، به تورات استناد کرده اند. علی بن سهل طبری که کتاب الدین و الدولة را در اثبات نبوت پیامبر اسلام نوشته است ، در جای جای آن به اسفار و فصول مختلف تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید بهص 66ـ 68، 74). به نظر می رسد که طبری ترجمه های مختلفی از تورات در دست داشته است زیرا هم به ترجمة مرقسِ ترجمان استناد می کند (ص 67) و هم به تورات سبعینی که هفتادودو تن از احبار یهود آن را تفسیر کرده اند (همانجا). وی همچنین در مواردی به تفسیر و توجیه واژه ها و امثال تورات (ص 71) و نیز به مقایسة تورات و قرآن می پردازد (ص 45). ابن حزم نیز اطلاعات بسیار وسیعی راجع به تورات داشته است . اطلاعات او در بارة فرق یهود و نصارا حاکی از بررسیهای شخصی و نیز تماس وی با پیروان این ادیان در اندلس است . ابن حزم فصل گسترده ای را در باب تعارضات موجود در تورات را در کتاب الفِصَل فی الملل و الاهواء و النحل آورده و فصل به فصل تورات را بدقت بررسی کرده است ( رجوع کنید بهج 1، ص 201ـ329). وی در زمینة اطلاعات تاریخی و جغرافیایی و زندگی انبیا و تاریخ بنی اسرائیل در تورات به خرده گیری پرداخته و فقرات معتنابهی از تورات را نقل و نقد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 203، 208، 213، 230، 242). آثار متکلمانی چون عامری ، ابوحاتم رازی ، باقلاّ نی و جعفری هاشمی به ترتیب نویسندگان الاعلام بمناقب الاسلام ، و اعلام النبوة ، و التمهید ، و تخجیلُ مَنْ حرّف التوراة و الانجیل نشان از آشنایی عمیق آنان با تورات دارد. در سده های بعد تا عصر حاضر نیز دانشمندان مسلمان ، در مباحث کلامی و تاریخی ، به تورات توجه داشته و در نقد آن یا در استناد به آن از ترجمة عربی آن استفاده کرده اند. در این زمینه می توان به آثاری نظیر الانتصارات الاسلامیة نوشتة نجم الدین بغدادیِ طوفی (متوفی 716)، الجواب الصحیح لمن بدّل دین المسیح از ابن تیمیّه ، اغاثة اللَّهْفان من مصاید الشیطان از ابن قیِّم جوزیّه ، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین از علی قلی جدیدالاسلام ، الجواب الفسیح لما لفَّقَه عبدالمسیح از آلوسی بغدادی ، اظهار الحق از رحمة اللّه خلیل الرحمن هندی و الهدی الی دین المصطفی نوشتة محمدجواد بلاغی اشاره کرد. منابع : (22) علاوه برقرآن ؛ (23) ابن ابی زینب ، کتاب الغیبة ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ?( 1397 ) ؛ (24) ابن بابویه (علی بن حسین )، الامامة و التبصرة من الحیرة ، قم 1363 ش ؛ (25) ابن بابویه (محمدبن علی )، الامالی ، قم 1417؛ (26) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم 1387؛ (27) همو، علل الشرایع ، نجف 1386/1966، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (28) ابن حزم ، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره ، بیروت 1405/1985؛ (29) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛ (30) ابن خلدون ؛ (31) ابن سعد؛ (32) ابن شبه نمیری ، کتاب تاریخ المدینة المنورة : اخبار المدینة النبویة ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، ( جدّه ) 1399/1979، چاپ افست قم 1368 ش ؛ (33) ابن طاووس ، سعدالسعود للنفوس ، قم 1380 ش ؛ (34) ابن قتیبه ، تأویل مختلف الحدیث ، چاپ اسماعیل اسعردی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ همو، (35) المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره 1960؛ (36) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ علی شیری ، بیروت 1408؛ (37) ابن منظور؛ (38) ابن ندیم ؛ (39) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، چاپ سعید محمد لحام ، بیروت 1410/1990؛ (40) ابوریحان بیرونی ؛ (41) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول 1401/1981؛ (42) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، قم ?( 1331 ش ) ؛ (43) حسین بن مسعود بغوی ، شرح السّنّة ، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت 1412/1992؛ (44) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت 1406؛ (45) عبداللّه بن عبدالرحمان دارمی ، سنن الدارمی ، استانبول 1401/1981؛ (46) دلائل الامامة ، منسوب به محمدبن جریر طبری آملی ، قم : مؤسسه البعثه ، 1413؛ (47) عبدالعزیز دوری ، بحث فی نشأة علم التاریخ عندالعرب ، بیروت 1983؛ (48) محمدبن احمد ذهبی ؛ (49) محمدحسین ذهبی ، الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث ، دمشق 1405/1985؛ (50) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، تهران ?( 1332 ش ) ؛ (51) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی تفسیر الطبری : دراسة فی اللغة و المصادر العبریة ، قاهره 1422/2001؛ (52) طباطبائی ؛ (53) طبرسی ؛ (54) علی بن سهل طبری ، کتاب الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد صلی اللّه علیه وسلم ، چاپ آلفونس مینگانا، قاهره 1342/1923؛ (55) محمدبن جریر طبری ، جامع ؛ (56) جوادعلی ، «موارد تاریخ الطبری »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، سال 1، ش 1 (ذیقعده 1369)؛ (57) همو، «موارد تاریخ المسعودی »، سومر ، ج 20، ش 1 و 2 (1964)؛ (58) علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر ، مشهد 1409؛ (59) کورکیس عوّاد، اقدم المخطوطات العربیة فی مکتبات العالم ، ( بغداد ) 1982؛ (60) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح الغیب ، بیروت 1421/2000؛ (61) محمدبن یعقوب فیروز آبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت 1399/1979؛ (62) م . ی . قسطر، «مطالعه ای در مورد حدیثی کهن : حدثواعن بنی اسرائیل و لاحرج »، ترجمة محمدکاظم رحمتی ، علوم حدیث ، سال 7، ش 1 (بهار 1381)؛ (63) کلینی ؛ (64) مالک بن انس ، المُوَطّأ ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت 1406؛ (65) مجلسی ؛ (66) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت 1414/1994؛ (67) مسعودی ، تنبیه ؛ (68) همو، مروج (بیروت )؛ (69) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس 1899ـ1919، چاپ افست تهران 1962؛ (70) یاقوت حموی ؛ (71) Camilla Adang, Muslim writers on Judaism and the Hebrew Bible: from Ibn Rabban to Ibn Hazm , Leiden 1996; (72) Richard Bell, The origin of Islam in its Christian environment , London 1968; (73) EI 1 , s.v. "Tawra ¦t" (by J. Horovitz); (74) EI 2 , s.v. "Tawra ¦t" (by Hava Lazarus-Yafeh); (75) Georg Graf, Geschichte der christlichen arabischen Literatur , vol.1, Vatican City 1944; (76) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦n , Baroda 1938; (77) Charles Cutler Torrey, The Jewish foundation of Islam , New York 1967. / اسماعیل باغستانی / "> دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447ـ 1448). مجموعة کتابهای دینی یهودیان ــ که به اختصار تنخ نامیده می شوند ــ عبارت اند از: تورا یا اسفارخمسه / پنج گانه به اضافة اسفار انبیا (نویئیم ) و مکتوبات (کتوبیم ) که از این میان ، تورات ، مهمترین بخش محسوب می شود. نامی که در زبان عبری به هریک از این پنج بخش داده شده بر اساس نخستین عبارت آنهاست که به ترتیب چنین اند: 1) برشیت به معنای «در آغاز»، عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارندة داستان آفرینش ، سرگذشت آدم و حوا، نوح ، ابراهیم ، لوط ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می رسد. 2) شیموت به معنای «نامها»، که عنوان سفر خروج و دربردارندة مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی علیه السلام ، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به حضرت موسی است . 3) وئیقرا به معنای «و او خوانده شد»، که عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزلة کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می شود. 4) بمیدبار به معنای «در بیابان »، که عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت . 5) دباریم به معنای «کلمات »، عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمانهای اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل و درنهایت درگذشت موسی علیه السلام است . در ترجمة یونانی و به پیرو آن ترجمة لاتینی ، این اسفار را بر اساس محتوای اصلی هریک چنین نامیده اند: گنسیس (پیدایش )، اکسودوس (خروج )، لویتیکوس (لاویان )، نومری (اعداد) و دویترونومیوم (ناموس یا قانون دوم ) که گفته می شود ترجمة نادرستی از عبارت «این نسخة تورات » در فقرة هجده از باب هفده همین سفر است ( رجوع کنید به > دایرة المعارف یهودیت < ، ج 3، ص 1447؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 153). به عقیدة یهودیان ، خداوند، تورات را از طریق موسی علیه السلام (مُشِه رَبَنو) در پنج کتاب (سِفِر) به بنی اسرائیل ابلاغ کرده است و ازینرو اعتقاد به آسمانی بودن تورات از ضروریات دین یهود به شمار می رود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان ). در واقع بیشتر یهودیان ( رجوع کنید بهیهود * ، قوم ) معتقدند که تورات به هر دو صورت کتبی و شفاهی طی چهل سال اقامت بنی اسرائیل در بیابان از 2448 تا 2488 عبری بر موسی نازل شد و او آن را به قوم خود آموخت . صورت کتبی عبارت از همین اسفار خمسه و بخش شفاهی شامل همة تعالیمی است که از موسی به یوشع ، سپس به پیران قوم منتقل شده و سرانجام پس از قرنها نقل سینه به سینه ، به مجمع کبیر (کِنِسِت هگدولا) و آنگاه به معلمان دینی (تنائیم ) رسید که آنها بخشی از این تعالیم را به کتابت در آوردند که در نهایت از آنها، میشناه ، تلمود، تألیفات میدراشی و نظایر اینها پدید آمد ( رجوع کنید به تلمود * ). در این دیدگاه ، دو مجموعة کتبی و شفاهی تورات تنها در کنار هم قابل استفاده و اجرا هستند و نادیده گرفتن تفصیل شفاهی بر اجمال کتبی موجب بروز مشکلات و گاه انحرافاتی خواهد شد، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند نحوة انجام دادن دستورها و احکام را به طور دقیق و صریح در تورات کتبی بیان نکرده است . البته اعتقاد یهودیان به متن مکتوب در برابر تورات شفاهی مبنایی درون دینی دارد و به بیان دقیقتر محدود به خود متن مقدّس یهودی است . آنچه به گزارش عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) بر موسی نازل شد شامل مطالبی بود که بر سطح دو لوح سنگی جا می گرفت و عبارت از انبوهی از قوانین و داده های وحیانی نبود. همچنین در خود تورات ، تصریحی وجود ندارد که همة اسفار خمسه را موسی نوشته یا حتی آورده است و به نظر هم نمی رسد که واژة تورات در اینجا بر کل اسفار خمسه اطلاق شده باشد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158). به این ترتیب اگر تورات شفاهی به معنای تفصیل اجمال وحیانی است ، قسمت عمدة پنج سفر فعلی تورات را نیز می توان به این اعتبار، جزو تورات شفاهی دانست چرا که به اعتقاد یهودیان ، اینها تعالیمی است که موسی طی چهل سال به قوم خود «آموخته » است . گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات گزارشی بسامان و روشن نیست . درحقیقت ، مسئلة سیر تاریخی تورات به مثابه یک کتاب در کلیت عهدعتیق ، موضوع پربسامدی نیست و در کشاکش روایت جنگها، مسائل قومی ، رقابتهای پادشاهان و اختلافات انبیای صادق و کاذب کوچک و بزرگ ، چندان مورد التفات نویسندگان آن قرار نگرفته و به نسبت در مجموعة عظیم داده های شبه تاریخی عهدعتیق ، این مطالب حجم چندانی ندارد. گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات . گزارش عهد عتیق در این باره از سفر خروج (24: 1ـ4) آغاز شده است که بنا بر آن ، موسی و هارون و تعدادی از بزرگان بنی اسرائیل ، سه ماه پس از خروج از مصر در کوه سینا حضور یافتند، آنگاه موسی به تنهایی به حضور خداوند رفت و قوانین الاهی را دریافت کرد و تمام فرمانهای او را نوشت . این روایت ، با اختلافاتی ، از فقرة 9 تا 13 همین سفر تکرار شده که بر اساس آن ، خداوند از موسی خواست که در نزد وی در کوه حاضر شود تا خداوند الواح سنگی را که شریعت را بر آن نوشته به وی بدهد. در همین سفر (25:21) خداوند از موسی خواست که الواح سنگی را در صندوق عهد بگذارد. در سفر خروج (31:18؛ 32: 15ـ16) تصریح شده است که الواح سنگی ، مکتوب به انگشت خداوند بود. موسی پس از دریافت تعالیم شریعت و بازگشت به میان قوم ، با دیدن گوسالة طلایی و انحراف بنی اسرائیل ، خشمگینانه الواح را به پایین کوه پرت کرد که این الواح از میان رفتند (سفر خروج ، 32:19). بعد از ملاقات مجدد موسی با خداوند در خیمة عبادت (سفر خروج ، 33:7ـ23)، خداوند به موسی فرمود تا دوباره ، دو لوح مثل الواح اولی تهیه کند (سفر خروج ، 34:1). موسی چهل شبانه روز بالای کوه سینا ماند و خداوند مجدداً ده فرمان را بر آن دو لوح سنگی نوشت (سفر خروج ، 34:28؛ برای همین مطالب با تفاوتهایی در روایت رجوع کنید به سفر تثنیه ، 4:44؛ 5:22؛ 9:9ـ 18؛ 10:1ـ5). در ادامة روایت عهد عتیق ، در سفر تثنیه (31:7ـ11) آمده که موسی به هنگام فرا رسیدن مرگش ، تورات را نوشت و به کاهنان لاوی که صندوق عهد را حمل می کردند و به مشایخ بنی اسرائیل سپرد و از آنان خواست ــ به صورت امری جمله توجه شود ــ که این قوانین و تعالیم را در پایان هر دورة هفت ساله به هنگام عید سایبانها برای تمام قوم بنی اسرائیل بخوانند، ولی بنابر عهد عتیق فعلی ، جانشینان موسی فقط یک بار به این وصیت عمل کردند و تنها در کتاب یوشع (8:32ـ34) ــ که بلافاصله پس از تثنیه قرار دارد ــ آمده است که او تورات (در واقع ده فرمان ) را بر سنگهای قربانگاه کوه عیبال نوشت و تمام مطالب مندرج در تورات ، هم برکتها و هم لعنتها، را برای تمام بنی اسرائیل خواند. در توضیح اینگونه تناقضهای متنی پیشنهاد روش نقد تاریخی معمولاً این است که جملة امری موسی احتمالاً پس از تدوین اسفار دیگر عهدعتیق به متن افزوده شده است ، در غیر این صورت تکرار هر هفت سالة این قرائت عمومی آن قدر اهمیت داشت که در کنار هزاران رویداد کم اهمیتی که در سراسر عهدعتیق مندرج است ، مورد غفلت نویسندگان آن قرار نگیرد و از سویی وصیت امری موسی نیز اساساً در سنّتِ شدیداً شریعت محور یهود تا این حد قابل بی توجهی نیست . از سوی دیگر به نظر می رسد که نحوة روایت عهدعتیق از سیر انتقالی تورات از نسلی به نسل دیگر چنان است که زمینه ساز و توجیه کنندة نظریة تورات شفاهی باشد. علاوه بر اینکه در روایت قرائت یوشع از تورات برای بنی اسرائیل (همانجا) کاملاً محسوس است که او متنی مفصّلتر از تورات موسی را به مردم ابلاغ کرده ، در همین سفر (24: 25ـ26) تصریح شده است که یوشع برای قوم احکام و مقرراتی وضع کرد و سپس آنها را در تورات نوشت . شاید اشارة سفر تثنیه (31:9)، که موسی تورات را نوشت و به کاهنان و مشایخ قوم سپرد، نیز ناظر به همین زمینه سازی قبلی یا توجیه بعدی نظریة تورات شفاهی بوده باشد. پس از سفر یوشع ، خبری از تورات نداریم تا آنکه در کتاب اول پادشاهان (8:9، و تکرار آن در کتاب دوم تواریخ ایام ، 5:10) آمده که به دستور سلیمان ، صندوق عهد را به داخل معبد تازه ساز اورشلیم آوردند و در آن را گشودند و دو لوح سنگی را که موسی در حُورِیْبْ دریافت کرده بود دیدند. در عهد عتیق فعلی ، به هیچ روی تصریح و تأکیدی بر گم شدن تورات وجود ندارد (قس فخرالاسلام ، ج 2، ص 22ـ23، که مضمون فقرة فوق را در تورات ، حاکی از فقدان تورات پیش از عصر سلیمان دانسته است )، اما ماجرای پیداشدن آن در دورة حکومت یوشیا ، از پادشاهان بنی اسرائیل در یهودا (حک : 641ـ609 ق م )، به نحو بسیار هیجان انگیزی روایت شده است ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، باب 22؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34). بنا بر این روایت ، به هنگام تعمیر معبد اورشلیم در سال هجدهم سلطنت یوشیا، حلقیا کاهن اعظم ، تورات را تصادفاً پیدا می کند ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، 22:3ـ10؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، 34:8 ـ 18). یوشیا با شنیدن این خبر و دیدن تورات ، جامه بر تن می درد و دستور می دهد تمام بنی اسرائیل را جمع کنند و آنگاه تورات را برای آنان می خواند و متعاقب آن دست به اصلاحات دینی وسیعی می زند (کتاب دوم پادشاهان 22:11ـ20؛ 23:1ـ27؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 34ـ 35) که در واقع ، تجدید و احیای دیانت یهود محسوب می شود. همین واکنش بسیار شدید یوشیا، تردیدهایی را دالّ بر ساختگی بودن ماجرا برانگیخته است ، مثلاً ویل دورانت (ج 1، ص 374) بر آن است که یافته شدن تورات در آن مقطع با هماهنگی و برنامه ریزی قبلی صورت گرفته است (برای دیدگاهی مشابه رجوع کنید بههندی ، ج 1، ص 301). به هر روی ، این روایت عهد عتیق حاکی از آن است که تورات موسی برای مدتی طولانی از دسترس خارج و ناپدید شده بود. این روایت نمی گوید که آیا در این مدت بنی اسرائیل هرگز به این موضوع اندیشیده بودند یا نه و آیا اصلاً در این باره نگرانی ای وجود داشته است یا خیر. همچنین در این روایت اصولاً مشخص نمی شود که یوشیا و همدستانش چگونه پی بردند که نسخة یافت شده واقعاً همان تورات موسی است . روشن است که روایت حاضر با این پیش فرض اساسی بیان شده که فقط یک نسخة مکتوب از تورات وجود داشته که ممکن بوده مفقود و قرنها بعد پیدا شود. از سوی دیگر با فرض صحت روایت عهد عتیق در این باره که کتاب یافته شده در دورة یوشیا چه بخشی از تورات بوده ، گمانه زنیهایی شده است . برخی ( رجوع کنید به دورانت ، همانجا) آن را عبارت از بابهای 20 تا 23 سفر خروج ، و برخی دیگر ( رجوع کنید بهکوک ، ص 35، 50؛ > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 232، با قطعیت ) آن را سفر تثنیه دانسته اند. اعتماد به روایت بر مبنای نظام تبیینی عهدعتیق ایجاب می کرد که نسخة منحصر به فرد از کتابی با این اهمیت خطیر، همچنان که در جایی مفقود تواند شد، در جریان جنگها و حوادث مختلف ، از بین رفتنی هم باشد، گو اینکه عهد عتیق هرگز نمی گوید که اساساً چرا کتابی که همة ابعاد زندگی و هویت فردی و اجتماعی و دینی و دنیوی بنی اسرائیل به آن وابستگی تام دارد باید فقط به یک نسخة آسیب پذیر محدود شود. اگر این امر به علت غلبة روش نقل شفاهی بوده ، با وجود حافظان و حاملان و راویان شفاهی ، گم شدن یا از بین رفتن تورات دقیقاً به چه معناست ؟ و اگر بنا بر سنّت تلمودی ، تورات موسی سینه به سینه انتقال می یافته ، آنگاه دیگر چرا قصة عَزرای کاهن در عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) اهمیت می یابد و حتی رنگی از حماسه به خود می گیرد؟ در واقع مدتی پس از کشف تورات در عصر یوشیا (قرن هفتم پیش از میلاد)، پادشاهی بابل ، به حکومت بنی اسرائیل پایان داد و معبد اورشلیم ویران گردید و بنی اسرائیل به بین النهرین تبعید شدند. ظاهراً امر معقول از بین رفتن نسخة واحد تورات در این جریان ، برای نویسندگان عهدعتیق چنان عادی و طبیعی بود که نیازی ندیدند برای این مطلب که عزرای کاهن پس از دورة تبعید، توراتی رسمی عرضه کرد تمهیدی بیندیشند. در این بخش از گزارش عهدعتیق (کتاب نحمیا، 8:1ـ 8) آمده است که وقتی سالها پس از آزادی از اسارت ، اکثر بنی اسرائیل به اورشلیم آمدند، از عزرای کاهن خواستند کتاب تورات موسی را بیاورد و برایشان بخواند که عزرا و دستیارانش آن را در مدت هفت روز برای مردم خواندند و برایشان تفسیر کردند. در اینکه منظور از تورات در این روایت چیست ، به طور کلی دو نظر عمده را می توان مطرح کرد: یکی اینکه عزرا مثل حلقیا نسخة مفقودة تورات را مجدداً پیدا کرد، و دیگر اینکه چون عزرا در میان علمای عصر تبعید بنی اسرائیل حائز اعتبار و مرجعیت بود و عصر تبعید نیز دورة شکوفایی مطالعات مربوط به شریعت و رونق فعالیتهای تفسیری منتهی به تولید اثر عظیم تلمود تلقی می شود، باید گفت عزرا نیز به عنوان یک تورات شناس وابسته به زنجیرة راویان شفاهی ، متن و تفسیر آن را پس از تبعید برای مردم بیان کرده و مورد پذیرش آنان واقع شده بود. حتی به این پرسش مقدر که اگر چنین است چرا در برخی قسمتهای این روایت ( رجوع کنید به کتاب نحمیا، 8:14؛ 13:1ـ2) این طور به نظر می رسد که بنی اسرائیل و حتی علمایشان از احکام تورات در بارة عید سایبانها و نیز مقررات مربوط به عَمّونیها و موآبیها بی خبر بودند و با یافته شدن این نسخه به حکم خدا پی بردند، می توان چنین پاسخ داد که عزرا در این موارد نیز عملاً در مقام مفسر احکام اجمالی تورات عمل کرده ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158) چنان که در مورد دوم آنچه مطرح شده تکرار و تأکیدی است بر حکم سفر تثنیه (23:3، 6). در واقع پیش فرض کسانی که معتقدند عزرا چیز تازه ای عرضه کرده که نمایندة قابل اعتمادی برای تورات نیست و حتی او را به جعل تورات متهم کرده اند (برای برخی از این آرا رجوع کنید به سقا، ص 73ـ94)، مشابه پیش فرض دستة دیگر از یهودیان و بیشتر مسیحیان سنّت گرا و جزم اندیشی است که گمان می کنند عزرا پس از نابودی تورات ، دوباره آن را با الهام الاهی بازنویسی کرد (برای نمونه رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212)؛ یعنی ، به زعم هر دو گروه ، تورات نسخة منحصر به فردی بوده که در جریان حملة بُخْتُنَصَّر نابود شده و دیگر هیچ کس از محتوای آن اطلاعی نداشته ، در حالی که باتوجه به آغاز عصر تفسیر و توضیح تورات در دورة اسارت بابلی و رونق بحثهای پیشاتلمودی و روند کتابت تورات شفاهی در آن زمان ، اتکا به چنین پیش فرضی از خردمندی بدور است . این ادعا که گردآورده های عزرا از تورات بعداً در جریان حمله های یونانیان و رومیان بکلی از بین رفت ( رجوع کنید به هندی ، ج 1، ص 212، 302؛ فخرالاسلام ، ج 2، ص 30ـ 31)، با وجود حجم عظیم به جامانده از تورات شفاهیِ به کتابت در آمده ، معقول نیست . به بیان دیگر، این ادعاها به همان اندازه ناپذیرفتنی است که ادعای برخی یهودیان مبنی بر اینکه تورات حاضر عیناً همان تورات موسی است . به هر روی ، پس از عزرا ــ که در بارة او غیر از این اخبار، اطلاع قابل اعتماد دیگری در دست نیست ( رجوع کنید بهبریتانیکا ، ج 4، ص 644؛ نیز رجوع کنید به عُزَیر * ) ــ تاریخچة تورات با کلیت عهد عتیق پیوندی یکپارچه تر می یابد. مهمترین رویداد متأخرتر در سیر تاریخی تورات ، ترجمة آن به زبان یونانی است که این کار به منظور استفادة یهودیان یونانی مآب اسکندریه در قرن سوم پیش از میلاد آغاز و در نهایت در حدود 132 ق م تکمیل شد ( > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 155). در بارة این ترجمه که هفتادین / سبعینی نام دارد، در روایت سنّتی یهودی و مسیحی گفته می شود که در زمان فرمانروایی بطلمیوس دوم فیلادلفوس (حک : 285ـ 246 ق م ) بر مصر، به پیشنهاد دیمتریوس کتابدار سلطنتی ، پادشاه از ایلعازر (رئیس کاهنان یهود) خواست تا از هر سبط یهود، شش تن را تعیین کند و درنتیجه 72 تن به طور جداگانه طی 72 روز، 72 ترجمة یکسان به پادشاه دادند. هر چند جزئیات این روایت پذیرفتنی نیست ، در اصل ترجمه در آن دوره تردیدی وجود ندارد. ظاهراً منبع این روایت ، نامة اریستیاس (یکی از اسناد مهم متعلق به یهودیان یونانی مآب ) است که به اشتباه به اریستیاس ، از عاملان بطلمیوس دوم ، نسبت داده شده است . در این نامه ، اریستیاس گزارش این ترجمه را به برادرش نگاشته اما در واقع ، نامه را یکی از یهودیان اسکندریه در حدود سال صدم پیش از میلاد نوشته است ( بریتانیکا ، ج 14، ص 809؛ تنی ، ج 1، ص 30). این ترجمه در زمان عیسی مسیح ، در میان یهودیان پراکندة نواحی مدیترانه رواج کامل داشت و کتاب مقدّس کلیسای اولیه نیز محسوب می شد (تنی ، همانجا). همچنین به سبب اهمیت زبان آرامی در خاورمیانة باستان ، بویژه بین قرنهای ششم تاچهارم پیش از میلاد، ترجمه هایی از متون دینی عبری به این زبان صورت گرفت که به ترگومیم (ترجمه ها) معروف اند. در منابع ربّانی یهود، تاریخ شروع این ترجمه ها به عصر عزرا و نحمیا (قرن پنجم پیش از میلاد) باز می گردد. سه نمونه از مهمترین ترگومهایی که اسفار خمسه را هم در بر می گیرند، عبارت اند از: 1) ترگوم انکلوس / انقلوس که به دست یک جدیدالیهودی (گِر) انجام شده و بیش از ترگومهای دیگر پذیرفته شده است ؛ 2) ترگوم جوناتان ؛ 3) ترگوم سامَریان که بر اساس ویرایش خاص خودشان از تورات فراهم کرده اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 163ـ164؛ برای ترجمة تورات به همراه سایر اسفار به دیگر زبانها رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 168ـ172؛ برای برخی اختلافات میان این نسخه های عبری ، یونانی و سامری تورات رجوع کنید به همان ، ج 2، ص 154ـ155؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 264ـ 268؛ سقا، ص 127ـ 138). ظاهراً مجموعة اسفار خمسه در حدود سال 400 ق م بسته شده ، به این معنی که دیگر متن جدیدی را برای افزودن به آن نمی پذیرفتند و در نهایت در حدود سال 100 میلادی ، اسفار خمسه تثبیت گردید (کوک ، ص 35؛ ییتس ، ص 607) و از این تاریخ به بعد نمی توان برای آن ، سیری تاریخی مستقل از عهد عتیق در نظر گرفت . تورات به همراه تفسیری از شَلُمو اسحقی راشی (متوفی 1105) در حاشیه ، برای نخستین بار در 1475 میلادی به چاپ رسید که این اولین کتاب چاپی عبری نیز به شمار می رود ( د. جودائیکا ، ج 13، ستون 1096). نقد تاریخی تورات در دوران جدید. با آنکه ابراهیم بن عزرا (متوفی 1164 میلادی )، از علمای بزرگ یهود، به زبان رمز و اشاره در تفسیرش بر سفر تثنیه ، با استناد به مطالبی از خود تورات ، اعلام کرده بود که ممکن نیست موسی نویسندة اسفار خمسه باشد و حدود پانصد سال بعد باروخ اسپینوزا (متوفی 1677) با رمزگشایی و شرح این بیانیه و استدلالهای دیگر ثابت کرد که انتساب نگارش تورات به موسی درست نیست ( رجوع کنید بهص 101ـ 110، 113ـ116) و به این ترتیب ، او نیزدر کنار ژان آستروک (متوفی 1766)، پیشگام نقد جدید تورات محسوب می شود، روند نقادی تورات در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی رونق یافت ، بویژه با فعالیت ویلهلم دواته (متوفی 1849)، ویلهلم فاتکه ، هاینریخ اوالت و تعداد دیگری از محققان اروپایی . با این حال به نظر می رسد که نقطة عطف این بررسیهای انتقادی ، فراگیر ساختن نظریة تحلیل اسنادی تورات به دست یولیوس ولهاوزن باشد که در آستانة قرن نوزدهم میلادی ، انتقادات محققان سلف خود را در این زمینه با نگارش سه رسالة > تدوین اسفار ستّه < (برلین 1876)، > تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1878)، و > مقدمه بر تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1883) پیشرفت و توسعه داد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158ـ 159؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 239). بر اساس نظریة تحلیل اسنادی تورات ، چهار مجموعه یا منبع روایی جداگانه برای مطالب مندرج در اسفار خمسه در نظر گرفته می شود (ظاهراً ژان آستروک نخستین کسی بود که وجود چند جریان متفاوت را در روایتهای تورات تشخیص داد رجوع کنید به دورانت ، ج 1، ص 383، پانویس 1). در واقع ، بنا بر تحقیقات انتقادی مشخص شد که در متن تورات ، تفاوتهای شایان توجهی در سبک ، واژگان و محتوای عبارات ملاحظه می شود که نشان می دهد متون اسفار خمسه بر اساس منابع متفاوتی نگاشته و با یکدیگر تلفیق شده اند ( بریتانیکا ، ج 14، ص 773). کسانی که در تدوین و تکمیل تورات سهیم بودند نیز گاه حواشی و توضیحات خود را که از منابع مختلف اخذ می کردند در متن اصلی مندرج می ساختند و این افزوده های ناهماهنگ ، اغتشاشهایی در روایتهای موازی تورات ایجاد کرده است ( رجوع کنید بههینسون ، ج 2، ص 29). بسیاری از محققان سعی کرده اند به طور موشکافانه ، فصلها، بابها و حتی جمله های تورات را به منابع مختلفی حواله دهند که در چهار دسته طبقه بندی می شوند. دو جریان روایی موازی و در عین حال قابل تمایز در سفر پیدایش ، یکی از آفریدگاری به نام یهوه و دیگری از آفریدگاری به نام اِلوهیم حکایت می کنند که به ترتیب با علائم اختصاری J و E نشان داده می شوند. دو منبع روایی دیگر نیز با علائم اختصاری P و D به ترتیب مربوط به اطلاعات کاهنی و تثنیه ای (شریعتی )اند. تفکیک میان روایتهای دو منبع P و D که سبک ، محتوا و دیدگاههای آشکارا متفاوتی دارند، به دشواری و پیچیدگی تمایز نهادن میان اجزای روایتهای J و E نیست . عقیده بر این است که منبع J اصولاً مُقَوّم پیوستار روایی سفر پیدایش است و به دوران استقرار پادشاهی اسرائیلی داوود و سلیمان در قرن دهم پیش از میلاد تعلق دارد. این منبع در یهودا پدید آمده است ( رجوع کنید به> دایرة المعارف دین < ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233ـ239؛ بریتانیکا ، همانجا) و در آن راوی یا راویان ، تاریخ عالم و تاریخ عبرانیان را تا زمان داوود و سلیمان تدوین کرده اند. منبع E در اسرائیل شمالی (افرائیم ) و بین قرنهای نهم و هشتم پیش از میلاد پدید آمده که احتمالاً پس از فروپاشی پادشاهی شمالی بنی اسرائیل ، با منبع J ترکیب و تلفیق شده و JE را تشکیل داده است ( رجوع کنید به هینسون ؛ > دایرة المعارف دین < ، همانجاها). منبع یهوه ای ( J ) بیشتر روایتی داستانی را با ایجاز و پرداخت قوی عبارات دنبال می کند و چون در برخی قسمتها چنین نیست احتمال داده اند که خود این منبع نیز از تلفیق دو جریان روایی فرضی 1 J و 2 J پدید آمده باشد. منبع الوهیمی ( E ) نیز حاوی روایتی داستانی است که البته قدری از روایت صرف فراتر می رود و در عین حال شخصیت پردازی خدای آن (الوهیم ) با شخصیت پردازی ای که برای یهوه در J صورت گرفته تفاوتهایی دارد، یعنی هر چه خدای یهوه ای انسانوارتر است ، به نسبت ، خدای الوهیمی از ساحت بشری ، تعالی بیشتری نشان می دهد ( رجوع کنید به صلیبی ، ص 10ـ11)، گواینکه در آمیختگی صفات و منش دو خدا، خود بیانگر تلفیق J و E است ( رجوع کنید به همانجا). تدوین کنندگانی که تحت تأثیر منبع تثنیه ای ( D ، احتمالاً متعلق به عصر یوشیا در قرن هفتم پیش از میلاد رجوع کنید به کوک ، ص 50؛ ییتس ، ص 604) بوده اند، قوانین شریعت را از این منبع در متن تلفیقی JE مندرج ساختند که این امر احتمالاً در دورة تبعید در بابل صورت گرفته است ( رجوع کنید به هینسون ، همانجا). منبع کاهنی ( P ) را به تاریخی میان 587 تا 560 پنجم ق م یا قدری این سوتر (قرن پنجم پیش از میلاد) متعلق دانسته اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ؛ کوک ؛ بریتانیکا ؛ ییتس ، همانجاها). به این ترتیب توراتی که عزرا برای مردم در اورشلیم خواند، تقریباً صورت کاملی از تلفیق چهار منبع مذکور بوده است ( > دایرة المعارف دین < ؛ هینسون ، همانجاها) و ازینرو، تورات به صورت فعلی ، قدیمتر از 400 ق م نمی تواندباشد. به عقیدة برخی محققان ، اسفار خمسه از افزوده شدن تثنیه به اسفار اربعه پدید آمده است . این عقیده هم که کتاب یوشع در اصل جزو تورات بوده و ازینرو باید آن را اسفار ستّه نامید، هر چند مدتها طرفداران زیادی داشت ، امروزه اساساً محلّ تردید است ( رجوع کنید به بریتانیکا ، همانجا؛ د. جودائیکا ، ج 13، ستون 233). بدین وصف همچنان که پیدایش ، خروج و اعداد به منابع J ، E و P مربوط می شوند، لاویان را به P و تثنیه را به D وابسته دانسته اند. در واقع ، چون منبع P ، بر خلاف J و E ، روایتی تعلیمی است نه داستانی و در پی تشریع و تبیین مناسک و شعائر است و به انساب اهتمامی ویژه دارد، تصور بر آن است که سفر لاویان نیز که همین شیوه را دنبال می کند، صرفاً بر اساس روایت کاهنی P تدوین شده باشد (صلیبی ، ص 11). گفته می شود که پس از تدوین سه سفر اول ، جرح و تعدیلی در آنها صورت گرفته است که تورات پژوهان این فرآیند را به ویراستاری فرضی (با علامت اختصاصی R ) نسبت می دهند، گواینکه منظور، شخص واحدی در زمانی خاص نیست . استقلال سند سفر تثنیه نیز مورد مناقشه نیست ( رجوع کنید به همان ، ص 12؛ برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 13، ستون 234ـ260). تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان . بر اساس بندهای 8 و 9 اعتقادنامة 13 مادّه ای یهودیان ، که ابن میمون (متوفی 601) تنظیم کرده ، هر یهودی راست اعتقادی باید گواهی دهد که «همة تورای مقدّس از جانب خداوند وحی شده و در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت » ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 3، ص 655؛ ییتس ، ص 623ـ624). در یهودیت سنّتی ، همة کلمات عهد عتیق وحی و مقدّس پنداشته می شود و هر عبارتی در آن ، از این نظر با عبارت دیگر در یک سطح از تقدس قرار می گیرد (پرایس ، ص 18). البته باید توجه داشت که از میان فرق عمدة یهودی ، فریسیان (پروشیم ) برآن اند که اسفار خمسه ازلی و بر الواح مقدّس آسمانی نگاشته شده بودند و وحی آنها به موسی و تدوین آنها در واقع اعادة تورات بوده است نه خلق و ابداع آن (شلبی ، ج 1، ص 227). با این حال ، اعتقادی با سابقه در یهودیت هست که بر اساس آن ، تورات نه تنها قبل از اعطا شدن به موسی بلکه پیش از خلقت عالم وجود داشته است . در نوشته های ربانی چنین تعلیم داده می شود که تورات یکی از شش یا هفت امر قدیم است . در حکمت یَسوع بن سیرا، تورات با حکمت متشخص ازلی یکی دانسته شده است (برای تفصیل رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 15، ستون 1236). صادوقیان ، بر خلاف فریسیان ، فقط اسفار خمسه را مقدّس می دانستند و اسفار دیگر و تورات شفاهی را رد می کردند ( رجوع کنید به هاکس ، ذیل «صدوقی / صدوقیان »؛ شلبی ، ج 1، ص 230). قاریان (قرائیم ) از فرق متأخر یهود (در قرن هشتم ) نیز صرفاً متن مکتوب تورات را می پذیرفتند و اعتقادی به تورات شفاهی نداشتند (برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج 10، ستون 777ـ781). یهودیان ملتی به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب »اند. در واقع ، یکی از نتایج جنبش تدوین تورات شفاهی و فعالیت کاتبان (سوفریم ) و معلمان (تنائیم ) یهود و نگاشتن تفاسیر مختلف بر اسفار مختلف عهد عتیق و بویژه بر تورات ، این بود که تورات در زندگی دینی و اجتماعی و قومی یهودیان نقشی محوری یافت و تمام هویت و شخصیت بنی اسرائیل را شدیداً متأثر ساخت . در تعالیم دینی به مردم تلقین می شد که همه چیز در «کتاب » است ( رجوع کنید بهناس ، ص 541) و ازینرو فراگیری تورات در حد امکان برای هر یهودی ، فریضه ای بسیار مهم تلقی گردید، به طوری که در ادبیات دینی متأخر یهود از کسانی که تورات نیاموخته باشند با عنوان تحقیرآمیز عام هاآرِتْصْ (عامی و جاهل ) یاد می شود ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج 2، ستون 836). تورات ، مرجع اصلی قوانین و مقررات زندگی روزمرة یهودیان است که با 613 فرمان و فریضه (میصْوا) که شامل 248 میصوای امر و 365 میصوای نهی است ، هیچ بخشی از حیاتِ مؤمن یهودی را فارغ نگذاشته است . با وجود قوانین عرفی در دورة جدید، بسیاری از یهودیان متدین وسنّت گرا حتی در اختلافات خود در امور غیردینی نیز ترجیح می دهند به دادگاه شرع (بیت دین ) مراجعه کنند که بر اساس حکم تورات (دین تورا) و هلاخا (شرع ) داوری می کند. قرائت تورات یکی از مهمترین وظایف مؤمنان یهودی است . این قرائت عمدتاً یا به صورت روزانه است که در آن هر یهودی موظف است روزی دوبار (صبح و شام ) سه پاراشا (بخش ) از تورات را که با کلمات «بشنو ای اسرائیل » (شِمَع ییسرائل ) آغاز می شود بخواند که این عمل قَریئَت شِمَع نامیده می شود؛ یا به صورت هفتگی در کنیسه (برای سابقة قرائت عمومی تورات در کنیسه رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج 14، ص 563 ـ 565؛ د. جودائیکا ، ج 15، ستون 1246ـ1247). هر هفته در روز شنبه (شَباط ) به طور معمول یک پاراشای کامل از روی توراتی که با دست بر طوماری از پوست حیوانی حلال گوشت نوشته شده ،خوانده می شود که به این ترتیب هر 54 پاراشای تورات (شامل 5845 پاسوق / آیه ) در مدت یک سال ، یک دور قرائت خواهد شد. در ساختمان هر کنیسه ، در دیواری که به سمت بیت المقدّس (بیت هَمِقْدَش ) قرار دارد، گنجه ای مخصوص (به نام اَرون هَقُودِش )، برای نگهداری طومار تورات (سِفِرتورا) تعبیه می کنند که با پرده ای (پاروخْتْ) پوشانده می شود. در مقابل این گنجه ، سکوی ویژه (دوُخان )ای برای قرائت تورات ساخته می شود. قبل از قرائت ، یکی از نمازگزاران انتخاب می شود تا طومار تورات را با رعایت آدابی از گنجة مخصوص بیرون بیاورد. برای قرائت تعدادی از نمازگزاران به مِنبَر/ سکو دعوت می شوند (عَلیا لِتورا). این افراد باید قبل و بعد از قرائت ، دعای ویژة قرائت (بَراخای تورات ) را بر زبان آورند. قاریان ماهر (بِعَل قورا) تورات را با آهنگی ویژه قرائت می کنندو برای پرهیز از تماس دست با متن تورات ، دَستکی معمولاً نقره ای (یاد) را برای نشان دادن محل قرائت ، به کار می برند ( رجوع کنید بهد.جودائیکا ، ج 16، ستون 692ـ693). قرائت تورات در کنیسه علاوه بر روزهای شنبه ، روزهای دوشنبه ،پنج شنبه ، در اول هر ماه (روُشْ حودِش )، ایام عید و در روزه های عمومی (تَعنیتْ صیبُور) و نیز مراسم تکلیف نوبالغان پسر و دختر (به ترتیب بَرمیصوا و بت میصوا) نیز مرسوم است . پس از قرائت ، دوتن از نمازگزاران وظیفة پیچاندن مجدد طومار تورات و بازگرداندن آن را به گنجه بر عهده می گیرند. معمولاً در کنار کنیسه ها، مکانی برای آموزش تورات (تلمود تورا) نیز فراهم می کنند. کاربردهای تعویذی متن تورات مشهور است و برای نمونه می توان اشاره کرد که یهودیان ، تکه پوستی را که دو بخش معیّن از تورات بر روی آن نوشته شده (مِزوزا) در اتاق یا بر در خانه نصب می کنند و گاه به هنگام ورود و خروج آن را می بوسند تا از شرور و بلاها در امان بمانند ( رجوع کنید بههمان ، ج 15، ستون 1246ـ1254). تورات ، موضوع دو جشن یهودی نیز هست : با آنکه تاریخ دقیق اعطای تورات به موسی در عهد عتیق نیامده و عید هفته ها (شاووعوت رجوع کنید به یهودیان * ، آداب و رسوم و جشنها) در سفر خروج (23:16) عید درو و در سفر اعداد (28:26) روز نوبرانه ها نامیده شده است ، در دوران پَساتلمودی ، علمای یهود، مناسبت این عید را گسترش داده و اعطای تورات را نیز جزو مضامین آن به شمار آورده اند به طوری که اینک بسیاری از یهودیان ، روز ششم سیوان (سومین ماه تقویم عبری ) را روز نزول تورات بر موسی می دانند ( د. جودائیکا ، ج 14، ستون 1319ـ 1322). به علاوه ، هر بار که قرائت سالانة تورات در کنیسه پایان می یابد (در دومین روز شمینی عصرِت در ماه تشری )، جشنی به نام سیمح'اتورا (شادمانی تورات ) برگزار می شود که در آن ، تمام طومارهای تورات را از گنجة کنیسه بیرون می آورند و با آنها در جایگاه مخصوص ، به سرودخوانی و پایکوبی می پردازند. کسی که آخرین پاراشای سفر تثنیه (آخرین قسمت تورات در قرائت سالانه ) را قرائت می کند، با لقب حاتان تورا (داماد تورات ) خوانده می شود. بلافاصله پس از پایان قرائت ، کسی که او را با لقب حاتان بِرِشیتْ (داماد پیدایش ) می خوانند، دورة جدید قرائت را با خواندن پاراشای اول سفر پیدایش آغازمی کند ( رجوع کنید به د.جودائیکا ، ج 14، ستون 1571ـ1573). منابع : (1) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛ (2) باروخ اسپینوزا، «مصنف واقعی اسفار پنجگانه »، ترجمة علیرضا آل بویه ، هفت آسمان ، سال 1، ش 1 (بهار 1378)؛ (3) مریل چاپین تنی ، معرفی عهد جدید ، ج 1، ترجمة ط . میکائلیان ، تهران 1362 ش ؛ (4) ویلیام جیمز دورانت ، تاریخ تمدن ، ج 1: مشرق زمین گاهوارة تمدن ، ترجمة احمد آرام ، تهران 1365 ش ؛ (5) احمد حجازی احمد سقا، نقد التوراة : اسفار موسی الخمسة ، السامریة ، العبرانیة ، الیونانیة ، قاهره 1976؛ (6) احمد شلبی ، مقارنة الادیان ، ج 1، قاهره 1997؛ (7) کمال سلیمان صلیبی ، خفایاالتوراة و اسرار شعب اسرائیل ، بیروت 1998؛ (8) محمدصادق فخرالاسلام ، انیس الاعلام فی نصرة الاسلام ، چاپ عبدالرحیم خلخالی ، تهران 1351ـ 1355 ش ؛ (9) جان بویرناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران 1370 ش ؛ (10) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت 1928، چاپ افست تهران 1349 ش ؛ (11) رحمة اللّه بن خلیل الرحمان هندی ، اظهار الحق ، ( قاهره 1991 ) ؛ (12) کایل ییتس ، «دین یهود»، در جهان مذهبی : ادیان در جوامع امروز ، چاپ رابرت ویر، ترجمة عبدالرحیم گواهی ، ج 2، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1374 ش ؛ (13) Stanley Cook, An in troduction to the Bible , Middlesex, Engl. 1952; (14) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem 1978-1982; svv. "Articles of faith" (by Alexander Altmann), "Karaites. Karaite doctrine" (by Joseph Elijah Heller and Leon Nemoy), "Pentateuch" (by Moshe Weinfeld), "ibid. the traditional view" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Shavuot" (by Louis Jacobs), "Simh ¤at Torah" (by (15) Aaron Rothkoff), "Torah. the term" (by Louis Isaac Rabinowitz), "ibid. Origin and preexistence" (by Warren Harvey), "Torah, reading of" (by Louis Jacobs), "yad" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Am ha-arez ¤. in later times", "Pentateuch, Samaritan", "Printing, Hebrew"; (16) The Encyclopaedia of Judaism , ed. Jacob Neusner, Alanj. Avery-Peck, and William Scott Green, Leiden: Brill, 2000, s.v. "Torah in Judaism, the Classical statement" (by Jacob Neusner); (17) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Biblical literature. Hebrew scriptures" (by Nahum M.Sarna), "Torah" (by E. E. Urbach); (18) David F. Hinson, Old Testamet introduction , 2: The books of the Old Testament , London 1977; (19) The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, 1979- 1988, s.v. "Torah" (by S. Westerholm); (20) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago 1985, s.vv. "Biblical literture and its critical interpretation. Old Testament literature" (by Seymour Cain), "ibid. intertestamental literature" (by David Flusser), "Ezra" (by John Bright); (21) A. C. Price, Biblical studies: a guide to what the Bible actually says as to the nature and meaning of Christianity , London 1939. / ابراهیم موسی پور / در سنّت اسلامی در بارة واژه . در باب عربی یا عبری بودنِ واژة تورات ، و در صورت عربی بودنِ آن ، در باب اشتقاق و وزن الفعل آن میان لغویان عرب اختلاف نظر وجود دارد (برای نمونه رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛ ابن منظور؛ فیروزآبادی ، ذیل «وری »). فَرّاء معنای واژة تورات را ضیاء و نور و وجه تسمیة تورات را به این نام از آن رو دانسته که حق به وسیلة آن ظهور یافته است ( رجوع کنید به فخررازی ، ذیل آل عمران : 3). ریشة واژة تورات ، وری است که برای افروختن آتش به کار می رود ( رجوع کنید به ابن منظور، همانجا). در باب وزن الفعل واژة تورات سه قول وجود دارد: 1) تورات در اصل تَوْرَیَه بر وزن تفعَلَه بوده که «ی » آن به سبب حرکت داشتن و مفتوح بودن حرف قبل از آن به «الف » تبدیل شده است ؛ 2) ممکن است وزن تورات تَفْعِلَه (نظیر توفیه و توصیه ) یعنی تَوْرِیه باشد، که در آن ، حرف «ر» بنا بر تلفظ قبیلة طی از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان جاریه را جاراة تلفظ می کردند)؛ 3) اصل تورات وَوْریه بر وزن فَوْعله است که در آن «و» اول به «ت » تبدیل شده است ، سپس «ی » به سبب داشتن حرکت و مفتوح بودن حرف قبلش به «الف » تبدیل شده است ( رجوع کنید به فخررازی ، همانجا). مرتضی زَبیدی (ذیل «وری »)، ضمن نقل اقوال مختلف در باب اشتقاق و وزن الفعل واژة تورات ، احتمال عبری بودنِ آن را مطرح کرده (نیز رجوع کنید به فخررازی ، همانجا) و سپس یادآور شده است که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در زبان عربی بی معنی خواهد بود مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معرّب شدن تصریف شده است . به نوشتة جفری (ص 95ـ96)، از زمان ماراچی نظر دانشمندان غربی بر این است که این واژه از عبری به عربی راه پیدا کرده است (قس د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). قرآن و تفاسیر. واژة تورات مجموعاً هجده بار در سوره های مدنی قرآن ذکر شده که در بیش از نیمی از آنها همراه با انجیل آمده است ، همچنین از این میان ، در آیة 93 آل عمران و 46 مائده دوبار به کار رفته است . جز تورات و انجیل ، به سایر کتابهای آسمانی ، زبور * (انبیاء: 105) و صحف ابراهیم (الاعلی : 19)، نیز در قرآن اشاره شده است . همچنین از صحف موسی (نجم : 36) یاد شده که ظاهراً مراد همان تورات است . در گزارشی کلی از آیاتی که تورات در آنها آمده است ، قرآن تصدیق کنندة تورات است (از جمله آل عمران : 3)، چنانکه عیسی نیز تصدیق کنندة آن است (آل عمران : 50؛ مائده : 46)، زیرا تورات کتاب هدایت و نور است (مائده : 44) و خداوند تورات را به عیسی آموخته است (مائده : 110)، و عیسی هم تورات را تعلیم می دهد (آل عمران : 48)، ذکر پیامبر اسلام در تورات آمده است (اعراف : 157)، ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی است زیرا تورات و انجیل پس از زمان او نازل شده اند (آل عمران : 65). خدا با نازل کردن تورات برخی چیزها را تحریم کرده است و پیش از نزول آن همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بوده است جز آنچه اسرائیل (یعقوب ) بر خود حرام کرده بوده است (آل عمران : 93). در آیة 43 مائده خطاب به پیامبر اسلام گفته شده که چرا یهودیان تو را حَکَم قرار می دهند در حالی که حکم خدا در تورات آمده است . در آیات 66 و 68 مائده از یهودیان خواسته شده که تورات را به جا آورند. به گزارش قرآن ، یکی از وعده های حق که در تورات آمده ، این است که خداوند جان و مال مؤمنانی را که در راه او کارزار می کنند به بهای بهشت می خرد (توبه :111)، همچنین صفت ومَثَل مؤمنانِ به پیامبر اسلام در تورات آمده (فتح : 29) و، مَثَل کسانی که تورات به آنها داده شده است اما از آن بهره ای نمی برند، مَثَل چهارپایی است بر او کتابی چند (جمعه : 5). در تفاسیر نکاتی در بارة این آیات و نیز شأن نزول آنها بیان شده است . از جمله اینکه مراد از «الواح » در آیات 145 و 150 و 154 اعراف تورات است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل اعراف : 145)؛ محمدبن جریر طبری (ذیل آل عمران : 93) در معنی آیه سه قول آورده و این قول را ترجیح داده است که خدا پس از نازل کردن تورات آنچه را که بنی اسرائیل پیش از نزول تورات به واسطة تبعیت از یعقوب بر خود حرام کرده بودند، برایشان حرام کرد. همچنین وی خاطرنشان می سازد که خداوند هیچ نوع خوردنی را نه به واسطة وحی و نه در زبان پیامبری قبل از نزول تورات ، بر بنی اسرائیل حرام نکرده بود (نیز رجوع کنید به طبرسی ؛ طباطبائی ، ذیل همین آیه ). اما چون معلوم نیست چیزهایی مثل مُردار و خوک قبلاً حلال بوده ، بنا براین احتمال می رود که در این آیه بحث بر سر خوردنیهایی باشد که به اعتقاد یهودیانِ زمان پیامبر اسلام ، در زمان ابراهیم حرام بوده است ، با این فرض ، کلمة «الطعام » افادة استفراق نمی کند (فخررازی ، ذیل آل عمران : 93). طبری ، ذیل آیة 65 آل عمران به منازعات یهود و نصارا بر سر یهودی یا نصرانی بودن ابراهیم اشاره دارد. همو در ذیل آیة 5 جمعه ، «ثمَّلَمْیَحْمِلُوها» را به تکذیب حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله وسلم معنا کرده است . در ذیل آیة 50 آل عمران گفته شده که منظور از تصدیق عیسی نسبت به تورات ، تصدیق همان بخش از تورات حقیقی است که خدا به او تعلیم داده بوده و از این آیه برنمی آید که تورات متداول در زمان عیسی تحریف نشده بوده است ( رجوع کنید بهفخررازی ، ذیل آیه ؛ نیز رجوع کنید بهتحریف * ، بخش 1). فخررازی اقامة تورات را در ذیل آیة 66 مائده به سه گونه معنی می کند: وفا به عهدهای خدا در آن ، به جا آوردنِ احکام و حدود آن ، نصب العین قرار دادن آن . مراد از رسول امّی که در تورات و انجیل مکتوب شده ، حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم است (محمدبن جریر طبری ، ذیل اعراف : 57). طباطبائی بر آن است که از آیة 43 آل عمران بر می آید که توراتی که اینک در دست یهودیان است شامل بخشی از تورات واقعی است که بر موسی نازل شده و بخشی از آن هم دچار تحریف و تغییر شده است . وی منظور از «هدی » را در وصف تورات (مائده : 44) و انجیل (مائده : 46) معارف اعتقادی چون توحید و معاد و منظور از «نور» را در این دو آیه ، اشتمال تورات و انجیل بر احکام و قوانین دانسته و گفته که خداوند به قدر استعداد و فهم بنی اسرائیل به آنها هدایت و معارف و احکام عطا کرده است ، چنانکه از آیة 145 اعراف نیز همین معنی مستفاد می شود ( رجوع کنید به طباطبائی ، ذیل آیات یاد شده ). در تفاسیر، خاصه برخی تفاسیر مأثور، تورات به گونة دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است . این گونه که پاره ای از قسمتهای تورات به طور خاص و مواد اسرائیلی به طور عام ، برای تبیین ابهامات یا مجملات قرآن به کار گرفته شده است . در اینجا به عنوان نمونه از تفسیر طبری یاد می کنیم . در میان مفسران کهن ، طبری عنایت ویژه ای به مأثورات اسرائیلی داشته و به گفتة محمدحسین ذهبی (ص 123) سعی می کرده است از اطلاعات افراد آگاه ، مثلاً یکی از اهل کتاب یا یک نصرانیِ نومسلمان مطلب نقل کند (برای نمونه رجوع کنید به محمدبن جریر طبری ، ذیل اسراء:7؛ کهف :94). بیشتر موارد توراتی و اسرائیلی در تفسیر طبری ، راجع است به داستان آفرینش ، قصص پیامبران ، خاصه انبیای بنی اسرائیل نظیر یعقوب و یوسف و موسی و داوود و سلیمان ، انسابِ شخصیتهایی چون ساره همسر ابراهیم و نمرود و همسران یعقوب و سرانجام برخی روایات در بارة ورود بختنصر به بیت المقدّس و قصص برخی انبیای بنی اسرائیل نظیر حزقیال و صموئیل و قصة بلعام (ربیع ، ص 379). ربیع (ص 169ـ374) مأثورات توراتی و اسرائیلی موجود در تفسیر طبری را با متن عبری تورات مقایسه کرده است . براساس این مقایسه منقولات توراتی تفسیر طبری از حیث مطابقت با متن عبری همیشه از نوع و ساختارِ واحدی برخوردار نیست ، در بیشتر موارد منقولات طبری با متن عبری مطابقت مضمونی دارند اگر چه از حیث ترتیب با هم متفاوت اند، در مواردی هم از حیث اجمال و تفصیل با هم فرق دارند. اما در پاره ای موارد روایات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری به نحو شگفت انگیزی ، هم از حیث لفظ و معنی و هم از حیث جمله بندی ، با متن عبری کتاب مقدّس مطابقت دارند. ربیع (ص 378) از مطالعة این مواد به این نتیجه رسیده است که بیشتر آنها منقول از اسفار عهد قدیم ، خاصه اسفار موسوم به تورات اند. ربیع (ص 381) همچنین نشان داده است که کسانی چون ابن عباس ، سلمة بن الفضل ، عِکرمه ، قُتاده ، مجاهد و سعیدبن جبیر تأثیر بارزی در روایت این مواد داشته اند. وی (ص 387ـ407) همچنین مواضع منقولات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری را با مشخص کردن جاهای آنها در کتاب مقدّس به صورت جدول نشان داده است (نیز رجوع کنید بهاسرائیلیات * ). سابقة تاریخی . با توجه به زمان و مکان حضور یهودیان در شبه جزیرة عربستان ، سابقة آشنایی عرب جاهلی با متون مقدّس یهودی ــ شامل تورات و تلمود * و کتابهای مجعول (آپوکریفا ) ــ حداقل بیش از پنج سده بوده است . همچنین آشنایی یهودیان با زبان عبری ــ و اندکی آرامی ــ محرز است (ادنگ ، ص 1؛ توری ، ص 8 ـ9؛ قس جفری ، ص 25). بنا بر گزارشها بخشهایی از کتاب مقدّس به عربی ترجمه شده بوده است و یهودیان در اجرای شعائر و نیز مقاصد تبلیغی از آن استفاده می کرده اند، اما هیچ متنی از اینگونه ترجمه ها اکنون در دسترس نیست ( رجوع کنید بهگراف ، ج 1، ص 36، 39؛ ادنگ ، ص 9؛ بل ، ص 17). گفتنی است از همان آغاز، تورات ــ که بر موسی علیه السلام نازل شد ــ نزد مسلمانان محترم بوده و ارزش و شأن والایی را داشته است ، زیرا در مقام یکی از کتابهای آسمانی ــ و شاید برترین آنها ــ شناخته شده بوده است . اما تورات ، که مشتمل بر پنج سفر نخست عهد قدیم است ، نزد اغلب مسلمانان به معنای عام متون مقدّس عبری کاربرد داشته است . حدیث . در منابع حدیثی شواهدی بر آشنایی مردم عرب با تورات دیده می شود. از جمله در روایتی در صحیح بخاری (ج 5، ص 150، ج 8، ص 160) تصریح شده است که اهل کتاب تورات را به عبری می خواندند و برای مسلمانان به عربی تفسیر می کردند. در برخی روایات آمده است که زیدبن ثابت به دستور پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم زبان عبری یاد گرفته بود و برای آن حضرت به این زبان کتابت می کرد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج 2، ص 176؛ حاکم نیشابوری ، ج 3، ص 421). همچنین نقل شده است که وَرْقة بن نوفل زبان عبری می دانسته و به این زبان کتابت می کرده است (بخاری جعفی ، ج 1، ص 3). بر اساس چند حدیث ، مسلمانان صدراسلام کمابیش به طور مستقیم یا به توسط نومسلمانان یهودی ، دست کم با بخشهایی از تورات آشنا بوده اند. بنا بر یک گزارش ، عمر از یکی از دوستان یهودی خود در بنی قُرَیظه پاره ای از تورات را می گیرد و به حضور پیامبر می رسد و اجازة قرائت آن را طلب می کند اما پیامبر ناراحت می شود (ابن حنبل ، ج 3، ص 470ـ471)، در گزارشی دیگر از سلمان نقل شده که در تورات خوانده که برکت طعام به وضوی پس از آن است و آن را برای پیامبر نیز روایت کرده است (همان ، ج 5، ص 441). در روایتی آمده است که یهودیان نزد پیامبر آمدند و از ایشان یک مسئلة فقهی پرسیدند و مسئله با آوردن تورات و استشهاد به آن حل شد ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج 4، ص 186، ج 5، ص 170). همچنین بر اساس گزارشی کعب الاحبار که از یهودیان نومسلمان بود، مصحفی مشتمل بر تورات نزد عمر برد و اجازة قرائت آن را خواست . عمر به او گفت اگر یقین داری که این همان است که بر موسی نازل شده ، بخوان (بغوی ، ج 1،ص 219). در این روایات مطالب متنوعی هم از تورات نقل شده است ، از جمله مطالبی در باب صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام در تورات ( رجوع کنید بهابن سعد، ج 1، قسم 2، ص 87 ـ89؛ دارمی ، ص 6؛ ابن شبه نمیری ، ج 2، ص 635)، تطبیق پاره ای از سوره های قرآن با بخشهایی از تورات ( رجوع کنید بهدارمی ، ص 849)، تطبیق توصیفی از جمعه از قول پیامبر با آنچه در این باب در تورات آمده است ( رجوع کنید بهمالک بن انس ، ج 1، ص 108ـ109). در متون حدیثی شیعه هم مطالب متنوعی از تورات نقل و گاه تصریح شده است که مطالب یاد شده در توراتِ تحریف نشده وجود دارد ( رجوع کنید به کلینی ، ج 2، ص 496ـ497). در برخی از این روایات ، ساختار و واژگان و زمان نزولِ قرآن با تورات مقایسه شده ( رجوع کنید بهعلی بن جعفر، ص 312؛ کلینی ، ج 2، ص 629، 633، ج 4، ص 157) و در پاره ای دیگر از این روایات با تعبیراتی نظیر «مکتوب فی التوراة » یا «فی التوارة مکتوب » مطالبی از آنچه خدا بر موسی در تورات وحی کرده نقل شده است ( رجوع کنید به برقی ، ج 1، ص 283، ج 2، ص 601؛ کلینی ، ج 2، ص 117، 138، 303ـ304). حرّ عاملی شمار شایان توجهی از این منقولات را در الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة گرد آورده است . در شمار دیگری از این احادیث به اسامی عبرانی پیامبر و برخی از امامان در تورات اشارت شده است ( رجوع کنید بهدلائل الامامة ، ص 162؛ ابن ابی زینب ، ص 108؛ ابن بابویه ، الامالی ، ص 258ـ259). در روایاتی هم به صفات حضرت علی علیه السلام در تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 180ـ181)، و اینکه حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد ( رجوع کنید بهابن ابی زینب ، ص 237؛ ابن بابویه ، علل الشرایع ، ج 1، ص 161) و پاره ای از مناظرات امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت و استشهاد ایشان به تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص 422ـ 428؛ نیز رجوع کنید بهابن بابویه ، الامامة والتبصرة من الحیرة ، ص 139) اشاره شده است . کاظم نصیری عمدة این روایات را گرد آورده و تحت عنوان اهل البیت فی الکتاب المقدس به چاپ رسانده است . گفتنی است که آنچه با تعبیرات «مکتوبٌ فی التوراة » و نظایر آن در احادیث اهل سنّت و شیعه آمده ، لزوماً به این معنی نیست که آن مطالب در اسفار خمسه موجود بوده ، بلکه مراد تورات و سایر منابع دین یهود است ( رجوع کنید به ابن کثیر، ج 2، ص 398؛ قسطر ، ص 79ـ80). منابع دیگر. اطلاعات مسلمانان در صدر اسلام از تورات اندک و غالباً راجع به آفرینش و اسرار هستی بود که در بابِ آنها از یهودیان و مسیحیان سؤال می کردند، گفته های این اهل کتاب هم غالباً عامیانه بود. در هر صورت ، واسطة انتقال آن اطلاعات به مسلمانان ، حِمیَریان یهودی شده و سپس مسلمان شده هایی چون کعب الاحبار و عبداللّه بن سلام و بیش از همه وهْب بن منبِّه بودند (ابن خلدون ، ج 1: مقدمه ، ص 554 ـ 555؛ ادنگ ، ص 16). به اینگونه مواردِ یهودی ـ مسیحی که شامل مباحثی راجع به آفرینش و قصص انبیا است و توسط راویان مسلمان و یهودی به احادیث و تفاسیر و تواریخ راه یافته ، «اسرائیلیات » گفته می شود ( رجوع کنید به محمدحسین ذهبی ، 1405) و راویان مهم و مشهوری در طبقات صحابه و تابعین و اتباع تابعین آنها را روایت کرده اند ( رجوع کنید به همان ، ص 72ـ116). وهْب بن منبّه مدعی بود که 92 کتاب آسمانی را قرائت کرده که 72 تا از آنها در کنیسه ها و در دستِ مردم موجود بوده است و 20 تای دیگر را جز اندکی از افراد نمی شناخته اند (ابن سعد، ج 5، ص 395). محمدبن احمد ذهبی (ج 4، ص 545) نیز از کثرت دانش وی در بارة اسرائیلیات و کتب اهل کتاب یاد کرده است . اگر چه ادعای وهب بن منبّه در این باب پذیرفته نشده ( رجوع کنید به دوری ، ص 103؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا)، از مقایسة اقوال او با متن عهد قدیم به دست می آید که پاره ای از آنها با متن عهد قدیم مطابقت دارد (جوادعلی ، 1369، ص 190؛ نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 20ـ21). قسمتی از اسامی منقول در روایات منسوب به وهب در کتاب التیجان ، در قیاس با تورات ، دلالت دارند بر اینکه وی آنها را به درستی از تورات نقل کرده است ، گاه نیز صورتی از اسمی را یادآور می شود که در زبان عبری به نحوی که از زبان سریانی نقل شده ، تلفظ می شده است (جوادعلی ، 1369، ص 197) که نشانة آشنایی او با زبان عبری و شاید سریانی است ( رجوع کنید به دوری ، ص 106). باید خاطرنشان ساخت که همة اطلاعات وهْب از منابع مکتوب از جمله تورات اخذ نشده بود بلکه برخی از آنها از منابع شفاهی بود ( رجوع کنید به همان ، ص 105). از وهب بن منبّه غیر از آنچه از او در کتب احادیث و تواریخ نقل شده ، کتابی در دست است به نام کتاب التیجان فی ملوک حِمْیَر (صنعاء، تاریخ مقدمه 1979) که بخشی از آن اختصاص دارد به داستان آفرینش و پاره ای از قصص انبیا. از مطالعة نوشته های مختلف تاریخی مسلمانان در سدة نخستین پس از اسلام بخوبی روشن می شود که تورات چه به زبان عبری و چه به زبان عربی در بین دانشمندان اسلامی و محافل علمی آن سده ها مورد توجه بوده و مطالعه می شده است . شاهد این مدعا وجود پاره ای از دست نویسهای کهن از ترجمة عربی تورات متعلق به سده های سوم و چهارم و پنجم است ( رجوع کنید به عوّاد، ص 61، 66؛ د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ). غیر از طبری و یعقوبی که در بخشهای نخستینِ تاریخهای خود داستان خلقت و قصص انبیا را مطابق تورات همراه با تأمّلات مأخوذ از آیات و روایات اسلامی آورده اند، از مجموع آثار ابن قتیبه و مقدسی و ابن ندیم و مسعودی و ابوریحان بیرونی اطلاعات قابل توجهی در باب تورات به دست می آوریم . به نظر می رسد که ابن قتیبه ترجمة عربی متن تورات را در اختیار داشته است زیرا در جای جای تأویل مختلف الحدیث با تعبیر «قرأت فی التوراة » عباراتی را از تورات نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید به ص 130، 206، 262)، اما مهمتر از این کتاب ، المعارف اوست که در آن قطعات کوتاه و بلندی از ترجمة عربی تورات نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص 9، 12ـ13، 17ـ 18). به نظر می رسد وی علاوه بر ترجمة عربی تورات مجموع اقوال وهب بن منبّه را نیز در اختیار داشته است ، زیرا در پاره ای موارد بخشی از تورات را می آورد و سپس برای اینکه اختلاف آن را با روایت وهب بن منبّه نشان دهد، سخن او را نیز نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ص 14، 17، 19، 21، 23). مقدسی نیز از جمله مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات داشته و گذشته از اینکه در جای جای کتاب خود، البدء و التاریخ ، به تورات استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 145ـ146، 153، ج 2، ص 143ـ144)، گاه اطلاعات دقیقی را در باب نسخه های تورات و اختلاف آنها با هم یادآور می شود ( رجوع کنید به همان ، ج 5، ص 28، 30). مهمتر از این ، استنادی است که وی برای اثبات اینکه نام حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم در تورات آمده ، به متن عبری آن می کند و متن مستند خود را به خط و زبان عبری می آورد، سپس آن را به خط عربی تبدیل و به زبان عربی ترجمه می کند ( رجوع کنید به ج 5، ص 30ـ32). وی با زبان عبری آشنا بوده و با متن عبری تورات سر و کار داشته است . ابن ندیم هم اطلاعات قابل توجهی از تورات داشته است . یک جا در الفهرست (ص 14) از تفسیری از سِفْر اول تورات نوشتة تئودوروس (تیادورس ) مطلبی را نقل می کند، در جایی دیگر (ص 24) به نسخه ای قدیمی که ظاهراً از کتابخانة مأمون به دست آورده بوده اشاره دارد که مشتمل بر نام و شمارة صحف و کتابهای آسمانی و مبلّغان آنها بوده است . نویسندة آن نسخه ، احمدبن سلام ، که آن را برای هارون الرشید ترجمه کرده بود (نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص 19ـ 20)، بنا بر نقل ابن ندیم (همانجا) گفته که صدر آن کتاب شامل شماری از کتابهای آسمانی از جمله تورات بوده که وی آن را کلمه به کلمه به عربی ترجمه کرده است . همچنین ابن ندیم (ص 25) اطلاعاتی را راجع به تورات و نام کتابهای آن و نویسندگان آنها از قول یک دانشمند یهودی نقل می کند. وی (همانجا) همچنین از سعدیابن یوسف فیّومی و عبری دانی او و تفسیر و شرحهایی که بر قسمتهای مختلف تورات نوشته یاد کرده است . مسعودی نیز از مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات دارد و در داستان آفرینش و ابراهیم و بنی اسرائیل به آن استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید بهمروج ، ج 1، ص 31، 36ـ 38، 41ـ42). از استنادات وی پیداست که چند نسخة ترجمة عربی تورات را در دست داشته است (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ج 1، ص 57 ـ 58). مسعودی ( مروج ، ج 1، ص 68ـ 69؛ همو، التنبیه ، ص 112، 213) همچنین در باب نسخه ها و ترجمه های مختلف تورات آگاهیهای ارزنده ای عرضه می کند. وی در التنبیه (ص 112ـ113) یادآور می شود با عده ای از یهودیان دانشمند آشنا بوده است که تورات را از زبان عبری به زبان عربی ترجمه کرده بودند، همچنین اشاره می کند که توراتی را که از زبان عبری به یونانی ترجمه شده بود چند تن به عربی ترجمه کرده اند از جمله حنین بن اسحاق که به نظر او این نسخه اصح نسخ تورات است . نکتة دیگری که مسعودی ( التنبیه ، ص 79) یادآور شده این است که یهودیان عراق تورات را به گویشی از زبان سریانی ، معروف به تارگومیم ، شرح و تفسیر می کرده اند. جوادعلی (1964، ص 28ـ29) برخی تعارضات منقولات مسعودی را با متن موجود تورات یادآور شده است . ابوریحان بیرونی نیز اطلاعات گسترده ای از متن تورات داشته است . وی زبان عبری می دانسته و در الا´ثارالباقیة (ص 15) فقراتی از تورات عبری را به خط عربی نقل و به آن استشهاد کرده و در موارد زیادی نیز به تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص 15ـ16، 20). وی همچنین اطلاعاتِ راجع به نسخه های مختلف تورات را عرضه ( رجوع کنید به ص 20ـ21) و گاه شماری یهودیان را بر اساس تورات بررسی می کند (همان ، ص 52 ـ59). یاقوت حموی از دیگر دانشمندانی است که اطلاعات وسیعی از تورات داشته و در معجم البلدان ذیل نام مکانهایی چون جودی ، الالاهه ، حضرموت ، الخلیل ، ساعیر و طور به تورات استشهاد، و مطالبی را از آن نقل کرده است . در بین علمای شیعه هم ابن طاووس از جمله کسانی است که بنا به گفتة خودش در سعدالسعود (ص 105) نسخه ای عتیق از تورات را که به عربی تفسیر شده بوده در اختیار داشته است . وی در این کتاب مطالبی از تورات را در باب قصص انبیا نقل می کند ( رجوع کنید بهص 105ـ116). همچنین مجلسی هم به نوشتة یکی از شاگردانش در بحارالانوار (ج 107، ص 172ـ173) از ترجمة عربی تورات و برخی فقرات تورات به زبان عبری استفاده کرده است ، که به نظر می رسد موضوع آن قصص انبیا و بشارات است . متکلمان مسلمان نیز با تورات آشنایی داشته اند و در مباحث مختلف کلامی از جمله نسخ و اثبات نبوت پیامبر اسلام و مسئلة تحریف تورات ، در مباحثات و احتجاجاتشان با علمای اهل کتاب ، به تورات استناد کرده اند. علی بن سهل طبری که کتاب الدین و الدولة را در اثبات نبوت پیامبر اسلام نوشته است ، در جای جای آن به اسفار و فصول مختلف تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید بهص 66ـ 68، 74). به نظر می رسد که طبری ترجمه های مختلفی از تورات در دست داشته است زیرا هم به ترجمة مرقسِ ترجمان استناد می کند (ص 67) و هم به تورات سبعینی که هفتادودو تن از احبار یهود آن را تفسیر کرده اند (همانجا). وی همچنین در مواردی به تفسیر و توجیه واژه ها و امثال تورات (ص 71) و نیز به مقایسة تورات و قرآن می پردازد (ص 45). ابن حزم نیز اطلاعات بسیار وسیعی راجع به تورات داشته است . اطلاعات او در بارة فرق یهود و نصارا حاکی از بررسیهای شخصی و نیز تماس وی با پیروان این ادیان در اندلس است . ابن حزم فصل گسترده ای را در باب تعارضات موجود در تورات را در کتاب الفِصَل فی الملل و الاهواء و النحل آورده و فصل به فصل تورات را بدقت بررسی کرده است ( رجوع کنید بهج 1، ص 201ـ329). وی در زمینة اطلاعات تاریخی و جغرافیایی و زندگی انبیا و تاریخ بنی اسرائیل در تورات به خرده گیری پرداخته و فقرات معتنابهی از تورات را نقل و نقد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج 1، ص 203، 208، 213، 230، 242). آثار متکلمانی چون عامری ، ابوحاتم رازی ، باقلاّ نی و جعفری هاشمی به ترتیب نویسندگان الاعلام بمناقب الاسلام ، و اعلام النبوة ، و التمهید ، و تخجیلُ مَنْ حرّف التوراة و الانجیل نشان از آشنایی عمیق آنان با تورات دارد. در سده های بعد تا عصر حاضر نیز دانشمندان مسلمان ، در مباحث کلامی و تاریخی ، به تورات توجه داشته و در نقد آن یا در استناد به آن از ترجمة عربی آن استفاده کرده اند. در این زمینه می توان به آثاری نظیر الانتصارات الاسلامیة نوشتة نجم الدین بغدادیِ طوفی (متوفی 716)، الجواب الصحیح لمن بدّل دین المسیح از ابن تیمیّه ، اغاثة اللَّهْفان من مصاید الشیطان از ابن قیِّم جوزیّه ، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین از علی قلی جدیدالاسلام ، الجواب الفسیح لما لفَّقَه عبدالمسیح از آلوسی بغدادی ، اظهار الحق از رحمة اللّه خلیل الرحمن هندی و الهدی الی دین المصطفی نوشتة محمدجواد بلاغی اشاره کرد. منابع : (22) علاوه برقرآن ؛ (23) ابن ابی زینب ، کتاب الغیبة ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ?( 1397 ) ؛ (24) ابن بابویه (علی بن حسین )، الامامة و التبصرة من الحیرة ، قم 1363 ش ؛ (25) ابن بابویه (محمدبن علی )، الامالی ، قم 1417؛ (26) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم 1387؛ (27) همو، علل الشرایع ، نجف 1386/1966، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛ (28) ابن حزم ، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره ، بیروت 1405/1985؛ (29) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛ (30) ابن خلدون ؛ (31) ابن سعد؛ (32) ابن شبه نمیری ، کتاب تاریخ المدینة المنورة : اخبار المدینة النبویة ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، ( جدّه ) 1399/1979، چاپ افست قم 1368 ش ؛ (33) ابن طاووس ، سعدالسعود للنفوس ، قم 1380 ش ؛ (34) ابن قتیبه ، تأویل مختلف الحدیث ، چاپ اسماعیل اسعردی ، بیروت ( بی تا. ) ؛ همو، (35) المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره 1960؛ (36) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ علی شیری ، بیروت 1408؛ (37) ابن منظور؛ (38) ابن ندیم ؛ (39) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، چاپ سعید محمد لحام ، بیروت 1410/1990؛ (40) ابوریحان بیرونی ؛ (41) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول 1401/1981؛ (42) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، قم ?( 1331 ش ) ؛ (43) حسین بن مسعود بغوی ، شرح السّنّة ، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت 1412/1992؛ (44) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت 1406؛ (45) عبداللّه بن عبدالرحمان دارمی ، سنن الدارمی ، استانبول 1401/1981؛ (46) دلائل الامامة ، منسوب به محمدبن جریر طبری آملی ، قم : مؤسسه البعثه ، 1413؛ (47) عبدالعزیز دوری ، بحث فی نشأة علم التاریخ عندالعرب ، بیروت 1983؛ (48) محمدبن احمد ذهبی ؛ (49) محمدحسین ذهبی ، الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث ، دمشق 1405/1985؛ (50) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، تهران ?( 1332 ش ) ؛ (51) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی تفسیر الطبری : دراسة فی اللغة و المصادر العبریة ، قاهره 1422/2001؛ (52) طباطبائی ؛ (53) طبرسی ؛ (54) علی بن سهل طبری ، کتاب الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد صلی اللّه علیه وسلم ، چاپ آلفونس مینگانا، قاهره 1342/1923؛ (55) محمدبن جریر طبری ، جامع ؛ (56) جوادعلی ، «موارد تاریخ الطبری »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، سال 1، ش 1 (ذیقعده 1369)؛ (57) همو، «موارد تاریخ المسعودی »، سومر ، ج 20، ش 1 و 2 (1964)؛ (58) علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر ، مشهد 1409؛ (59) کورکیس عوّاد، اقدم المخطوطات العربیة فی مکتبات العالم ، ( بغداد ) 1982؛ (60) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح الغیب ، بیروت 1421/2000؛ (61) محمدبن یعقوب فیروز آبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت 1399/1979؛ (62) م . ی . قسطر، «مطالعه ای در مورد حدیثی کهن : حدثواعن بنی اسرائیل و لاحرج »، ترجمة محمدکاظم رحمتی ، علوم حدیث ، سال 7، ش 1 (بهار 1381)؛ (63) کلینی ؛ (64) مالک بن انس ، المُوَطّأ ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت 1406؛ (65) مجلسی ؛ (66) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت 1414/1994؛ (67) مسعودی ، تنبیه ؛ (68) همو، مروج (بیروت )؛ (69) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس 1899ـ1919، چاپ افست تهران 1962؛ (70) یاقوت حموی ؛ (71) Camilla Adang, Muslim writers on Judaism and the Hebrew Bible: from Ibn Rabban to Ibn Hazm , Leiden 1996; (72) Richard Bell, The origin of Islam in its Christian environment , London 1968; (73) EI 1 , s.v. "Tawra ¦t" (by J. Horovitz); (74) EI 2 , s.v. "Tawra ¦t" (by Hava Lazarus-Yafeh); (75) Georg Graf, Geschichte der christlichen arabischen Literatur , vol.1, Vatican City 1944; (76) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦n , Baroda 1938; (77) Charles Cutler Torrey, The Jewish foundation of Islam , New York 1967. / اسماعیل باغستانی / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠١٤

 

تورات ، یا تورای عبری به معنای تعلیم و نیز شریعت و قانون که مقصود از آن در متداولترین کاربرد، پنج سفر اول کتاب مقدّس یهودیان است .

مرور کلی . واژة تورات گاه بر کل عهد عتیق نیز اطلاق می شود. با آنکه معنای «قانون » برای واژة تورات از زمان ترجمه های آرامی و یونانی آن (٦ـ٣ ق م رجوع کنید به ادامة مقاله ) مرسوم و مقبول بوده ، برخی محققان متأخر یهودی اصرار دارند که این معنایی نادرست است و باید تورات را در درجة اول به معنای آموزش و تعلیم دانست ( رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج ١٥، ستون ١٢٣٥ـ ١٢٣٦؛ > دانشنامه معیار کتاب مقدّس < ، ذیل "Torah" ). در نظام عقیدتی و نیز دین شناسی یهودی ، این واژه کاربردهای معنایی وسیعتری نیز یافته است (برای حداقل هفت معنای عمدة تورات در متون دینی یهودی رجوع کنید به > دایرة المعارف یهودیت < ، ج ٣، ص ١٤٤٧ـ ١٤٤٨).

مجموعة کتابهای دینی یهودیان ــ که به اختصار تنخ نامیده می شوند ــ عبارت اند از: تورا یا اسفارخمسه / پنج گانه به اضافة اسفار انبیا (نویئیم ) و مکتوبات (کتوبیم ) که از این میان ، تورات ، مهمترین بخش محسوب می شود. نامی که در زبان عبری به هریک از این پنج بخش داده شده بر اساس نخستین عبارت آنهاست که به ترتیب چنین اند: ١) برشیت به معنای «در آغاز»، عنوان سفر پیدایش یا تکوین که دربردارندة داستان آفرینش ، سرگذشت آدم و حوا، نوح ، ابراهیم ، لوط ، اسماعیل ، اسحاق ، یعقوب و فرزندان وی است و با مرگ یوسف به پایان می رسد. ٢) شیموت به معنای «نامها»، که عنوان سفر خروج و دربردارندة مطالبی چون ماجرای بردگی بنی اسرائیل در مصر، تولد و پیامبری موسی علیه السلام ، خروج بنی اسرائیل از مصر، سرگردانی آنها در بیابان و اعطای ده فرمان به حضرت موسی است . ٣) وئیقرا به معنای «و او خوانده شد»، که عنوان سفر لاویان و شامل احکام شرعی و آداب و شعائری است که در واقع به منزلة کتاب راهنمای کاهنان بنی اسرائیل از سبط لاوی محسوب می شود. ٤) بمیدبار به معنای «در بیابان »، که عنوان سفر اعداد و شامل گزارش دو سرشماری قوم بنی اسرائیل و حوادثی است که بین راه مصر و سرزمین موعود بر این قوم گذشت . ٥) دباریم به معنای «کلمات »، عنوان سفر تثنیه است که حاوی بازگویی مقررات و فرمانهای اسفار قبلی از زبان موسی خطاب به بنی اسرائیل و تعیین یوشع به عنوان رهبر بنی اسرائیل











و درنهایت درگذشت موسی علیه السلام است . در ترجمة یونانی و به پیرو آن ترجمة لاتینی ، این اسفار را بر اساس محتوای اصلی هریک چنین نامیده اند: گنسیس (پیدایش )، اکسودوس (خروج )، لویتیکوس (لاویان )، نومری (اعداد) و دویترونومیوم (ناموس یا قانون دوم ) که گفته می شود ترجمة نادرستی از عبارت «این نسخة تورات » در فقرة هجده از باب هفده همین سفر است ( رجوع کنید به > دایرة المعارف یهودیت < ، ج ٣، ص ١٤٤٧؛ > دایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٣).

به عقیدة یهودیان ، خداوند، تورات را از طریق موسی علیه السلام (مُشِه رَبَنو) در پنج کتاب (سِفِر) به بنی اسرائیل ابلاغ کرده است و ازینرو اعتقاد به آسمانی بودن تورات از ضروریات دین یهود به شمار می رود ( رجوع کنید به ادامة مقاله ، تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان ). در واقع بیشتر یهودیان ( رجوع کنید بهیهود * ، قوم ) معتقدند که تورات به هر دو صورت کتبی و شفاهی طی چهل سال اقامت بنی اسرائیل در بیابان از ٢٤٤٨ تا ٢٤٨٨ عبری بر موسی نازل شد و او آن را به قوم خود آموخت . صورت کتبی عبارت از همین اسفار خمسه و بخش شفاهی شامل همة تعالیمی است که از موسی به یوشع ، سپس به پیران قوم منتقل شده و سرانجام پس از قرنها نقل سینه به سینه ، به مجمع کبیر (کِنِسِت هگدولا) و آنگاه به معلمان دینی (تنائیم ) رسید که آنها بخشی از این تعالیم را به کتابت در آوردند که در نهایت از آنها، میشناه ، تلمود، تألیفات میدراشی و نظایر اینها پدید آمد ( رجوع کنید به تلمود * ). در این دیدگاه ، دو مجموعة کتبی و شفاهی تورات تنها در کنار هم قابل استفاده و اجرا هستند و نادیده گرفتن تفصیل شفاهی بر اجمال کتبی موجب بروز مشکلات و گاه انحرافاتی خواهد شد، زیرا در بسیاری از موارد، خداوند نحوة انجام دادن دستورها و احکام را به طور دقیق و صریح در تورات کتبی بیان نکرده است . البته اعتقاد یهودیان به متن مکتوب در برابر تورات شفاهی مبنایی درون دینی دارد و به بیان دقیقتر محدود به خود متن مقدّس یهودی است . آنچه به گزارش عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) بر موسی نازل شد شامل مطالبی بود که بر سطح دو لوح سنگی جا می گرفت و عبارت از انبوهی از قوانین و داده های وحیانی نبود. همچنین در خود تورات ، تصریحی وجود ندارد که همة اسفار خمسه را موسی نوشته یا حتی آورده است و به نظر هم نمی رسد که واژة تورات در اینجا بر کل اسفار خمسه اطلاق شده باشد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٨). به این ترتیب اگر تورات شفاهی به معنای تفصیل اجمال وحیانی است ، قسمت عمدة پنج سفر فعلی تورات را نیز می توان به این اعتبار، جزو تورات شفاهی دانست چرا که به اعتقاد یهودیان ، اینها تعالیمی است که موسی طی چهل سال به قوم خود «آموخته » است . گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات گزارشی بسامان و روشن نیست . درحقیقت ، مسئلة سیر تاریخی تورات به مثابه یک کتاب در کلیت عهدعتیق ، موضوع پربسامدی نیست و در کشاکش روایت جنگها، مسائل قومی ، رقابتهای پادشاهان و اختلافات انبیای صادق و کاذب کوچک و بزرگ ، چندان مورد التفات نویسندگان آن قرار نگرفته و به نسبت در مجموعة عظیم داده های شبه تاریخی عهدعتیق ، این مطالب حجم چندانی ندارد.

گزارش عهد عتیق از سیر تاریخی تورات . گزارش عهد عتیق در این باره از سفر خروج (٢٤: ١ـ٤) آغاز شده است که بنا بر آن ، موسی و هارون و تعدادی از بزرگان بنی اسرائیل ، سه ماه پس از خروج از مصر در کوه سینا حضور یافتند، آنگاه موسی به تنهایی به حضور خداوند رفت و قوانین الاهی را دریافت کرد و تمام فرمانهای او را نوشت . این روایت ، با اختلافاتی ، از فقرة ٩ تا ١٣ همین سفر تکرار شده که بر اساس آن ، خداوند از موسی خواست که در نزد وی در کوه حاضر شود تا خداوند الواح سنگی را که شریعت را بر آن نوشته به وی بدهد. در همین سفر (٢٥:٢١) خداوند از موسی خواست که الواح سنگی را در صندوق عهد بگذارد. در سفر خروج (٣١:١٨؛ ٣٢: ١٥ـ١٦) تصریح شده است که الواح سنگی ، مکتوب به انگشت خداوند بود. موسی پس از دریافت تعالیم شریعت و بازگشت به میان قوم ، با دیدن گوسالة طلایی و انحراف بنی اسرائیل ، خشمگینانه الواح را به پایین کوه پرت کرد که این الواح از میان رفتند (سفر خروج ، ٣٢:١٩). بعد از ملاقات مجدد موسی با خداوند در خیمة عبادت (سفر خروج ، ٣٣:٧ـ٢٣)، خداوند به موسی فرمود تا دوباره ، دو لوح مثل الواح اولی تهیه کند (سفر خروج ، ٣٤:١). موسی چهل شبانه روز بالای کوه سینا ماند و خداوند مجدداً ده فرمان را بر آن دو لوح سنگی نوشت (سفر خروج ، ٣٤:٢٨؛ برای همین مطالب با تفاوتهایی در روایت رجوع کنید به سفر تثنیه ، ٤:٤٤؛ ٥:٢٢؛ ٩:٩ـ ١٨؛ ١٠:١ـ٥). در ادامة روایت عهد عتیق ، در سفر تثنیه (٣١:٧ـ١١) آمده که موسی به هنگام فرا رسیدن مرگش ، تورات را نوشت و به کاهنان لاوی که صندوق عهد را حمل می کردند و به مشایخ بنی اسرائیل سپرد و از آنان خواست ــ به صورت امری جمله توجه شود ــ که این قوانین و تعالیم را در پایان هر دورة هفت ساله به هنگام عید سایبانها برای تمام قوم بنی اسرائیل بخوانند، ولی بنابر عهد عتیق فعلی ، جانشینان موسی فقط یک بار به این وصیت عمل کردند و تنها در کتاب یوشع (٨:٣٢ـ٣٤) ــ که بلافاصله پس از تثنیه قرار دارد ــ آمده است که او تورات (در واقع ده فرمان ) را بر سنگهای قربانگاه کوه عیبال نوشت و تمام مطالب مندرج در تورات ، هم برکتها و هم لعنتها، را برای تمام بنی اسرائیل خواند. در توضیح اینگونه تناقضهای متنی پیشنهاد روش نقد تاریخی معمولاً این است که جملة امری موسی احتمالاً پس از تدوین اسفار دیگر عهدعتیق به متن افزوده شده است ، در غیر این صورت تکرار هر هفت سالة این قرائت عمومی آن قدر اهمیت داشت که در کنار هزاران رویداد کم اهمیتی که در سراسر عهدعتیق مندرج است ، مورد غفلت نویسندگان آن قرار نگیرد و از سویی وصیت امری موسی نیز اساساً در سنّتِ شدیداً شریعت محور یهود تا این حد قابل بی توجهی نیست .

از سوی دیگر به نظر می رسد که نحوة روایت عهدعتیق از سیر انتقالی تورات از نسلی به نسل دیگر چنان است که زمینه ساز و توجیه کنندة نظریة تورات شفاهی باشد. علاوه بر اینکه در روایت قرائت یوشع از تورات برای بنی اسرائیل (همانجا) کاملاً محسوس است که او متنی مفصّلتر از تورات موسی را به مردم ابلاغ کرده ، در همین سفر (٢٤: ٢٥ـ٢٦) تصریح شده است که یوشع برای قوم احکام و مقرراتی وضع کرد و سپس آنها را در تورات نوشت . شاید اشارة سفر تثنیه (٣١:٩)، که موسی تورات را نوشت و به کاهنان و مشایخ قوم سپرد، نیز ناظر به همین زمینه سازی قبلی یا توجیه بعدی نظریة تورات شفاهی بوده باشد. پس از سفر یوشع ، خبری از تورات نداریم تا آنکه در کتاب اول پادشاهان (٨:٩، و تکرار آن در کتاب دوم تواریخ ایام ، ٥:١٠) آمده که به دستور سلیمان ، صندوق عهد را به داخل معبد تازه ساز اورشلیم آوردند و در آن را گشودند و دو لوح سنگی را که موسی در حُورِیْبْ دریافت کرده بود دیدند.

در عهد عتیق فعلی ، به هیچ روی تصریح و تأکیدی بر گم شدن تورات وجود ندارد (قس فخرالاسلام ، ج ٢، ص ٢٢ـ٢٣، که مضمون فقرة فوق را در تورات ، حاکی از فقدان تورات پیش از عصر سلیمان دانسته است )، اما ماجرای پیداشدن آن در دورة حکومت یوشیا ، از پادشاهان بنی اسرائیل در یهودا (حک : ٦٤١ـ٦٠٩ ق م )، به نحو بسیار هیجان انگیزی روایت شده است ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، باب ٢٢؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ٣٤). بنا بر این روایت ، به هنگام تعمیر معبد اورشلیم در سال هجدهم سلطنت یوشیا، حلقیا کاهن اعظم ، تورات را تصادفاً پیدا می کند ( رجوع کنید به کتاب دوم پادشاهان ، ٢٢:٣ـ١٠؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، ٣٤:٨ ـ ١٨). یوشیا با شنیدن این خبر و دیدن تورات ، جامه بر تن می درد و دستور می دهد تمام بنی اسرائیل را جمع کنند و آنگاه تورات را برای آنان می خواند و متعاقب آن دست به اصلاحات دینی وسیعی می زند (کتاب دوم پادشاهان ٢٢:١١ـ٢٠؛ ٢٣:١ـ٢٧؛ کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ٣٤ـ ٣٥) که در واقع ، تجدید و احیای دیانت یهود محسوب می شود. همین واکنش بسیار شدید یوشیا، تردیدهایی را دالّ بر ساختگی بودن ماجرا برانگیخته است ، مثلاً ویل دورانت (ج ١، ص ٣٧٤) بر آن است که یافته شدن تورات در آن مقطع با هماهنگی و برنامه ریزی قبلی صورت گرفته است (برای دیدگاهی مشابه رجوع کنید بههندی ، ج ١، ص ٣٠١). به هر روی ، این روایت عهد عتیق حاکی از آن است که تورات موسی برای مدتی طولانی از دسترس خارج و ناپدید شده بود. این روایت نمی گوید که آیا در این مدت بنی اسرائیل هرگز به این موضوع اندیشیده بودند یا نه و آیا اصلاً در این باره نگرانی ای وجود داشته است یا خیر. همچنین در این روایت اصولاً مشخص نمی شود که یوشیا و همدستانش چگونه پی بردند که نسخة یافت شده واقعاً همان تورات موسی است . روشن است که روایت حاضر با این پیش فرض اساسی بیان شده که فقط یک نسخة مکتوب از تورات وجود داشته که ممکن بوده مفقود و قرنها بعد پیدا شود. از سوی دیگر با فرض صحت روایت عهد عتیق در این باره که کتاب یافته شده در دورة یوشیا چه بخشی از تورات بوده ، گمانه زنیهایی شده است . برخی ( رجوع کنید به دورانت ، همانجا) آن را عبارت از بابهای ٢٠ تا ٢٣ سفر خروج ، و برخی دیگر ( رجوع کنید بهکوک ، ص ٣٥، ٥٠؛ > دایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٨؛ د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٣٢، با قطعیت ) آن را سفر تثنیه دانسته اند.

اعتماد به روایت بر مبنای نظام تبیینی عهدعتیق ایجاب می کرد که نسخة منحصر به فرد از کتابی با این اهمیت خطیر، همچنان که در جایی مفقود تواند شد، در جریان جنگها و حوادث مختلف ، از بین رفتنی هم باشد، گو اینکه عهد عتیق هرگز نمی گوید که اساساً چرا کتابی که همة ابعاد زندگی و هویت فردی و اجتماعی و دینی و دنیوی بنی اسرائیل به آن وابستگی تام دارد باید فقط به یک نسخة آسیب پذیر محدود شود. اگر این امر به علت غلبة روش نقل شفاهی بوده ، با وجود حافظان و حاملان و راویان شفاهی ، گم شدن یا از بین رفتن تورات دقیقاً به چه معناست ؟ و اگر بنا بر سنّت تلمودی ، تورات موسی سینه به سینه انتقال می یافته ، آنگاه دیگر چرا قصة عَزرای کاهن در عهد عتیق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) اهمیت می یابد و حتی رنگی از حماسه به خود می گیرد؟ در واقع مدتی پس از کشف تورات در عصر یوشیا (قرن هفتم پیش از میلاد)، پادشاهی بابل ، به حکومت بنی اسرائیل پایان داد و معبد اورشلیم ویران گردید و بنی اسرائیل به بین النهرین تبعید شدند. ظاهراً امر معقول از بین رفتن نسخة واحد تورات در این جریان ، برای نویسندگان عهدعتیق چنان عادی و طبیعی بود که نیازی ندیدند برای این مطلب که عزرای کاهن پس از دورة تبعید، توراتی رسمی عرضه کرد تمهیدی بیندیشند. در این بخش از گزارش عهدعتیق (کتاب نحمیا، ٨:١ـ ٨) آمده است که وقتی سالها پس از آزادی از اسارت ، اکثر بنی اسرائیل به اورشلیم آمدند، از عزرای کاهن خواستند کتاب تورات موسی را بیاورد و برایشان بخواند که عزرا و دستیارانش آن را در مدت هفت روز برای مردم خواندند و برایشان تفسیر کردند. در اینکه منظور از تورات در این روایت چیست ، به طور کلی دو نظر عمده را می توان مطرح کرد: یکی اینکه عزرا مثل حلقیا نسخة مفقودة تورات را مجدداً پیدا کرد، و دیگر اینکه چون عزرا در میان علمای عصر تبعید بنی اسرائیل حائز اعتبار و مرجعیت بود و عصر تبعید نیز دورة شکوفایی مطالعات مربوط به شریعت و رونق فعالیتهای تفسیری منتهی به تولید اثر عظیم تلمود تلقی می شود، باید گفت عزرا نیز به عنوان یک تورات شناس وابسته به زنجیرة راویان شفاهی ، متن و تفسیر آن را پس از تبعید برای مردم بیان کرده و مورد پذیرش آنان واقع شده بود. حتی به این پرسش مقدر که اگر چنین است چرا در برخی قسمتهای این روایت ( رجوع کنید به کتاب نحمیا، ٨:١٤؛ ١٣:١ـ٢) این طور به نظر می رسد که بنی اسرائیل و حتی علمایشان از احکام تورات در بارة عید سایبانها و نیز مقررات مربوط به عَمّونیها و موآبیها بی خبر بودند و با یافته شدن این نسخه به حکم خدا پی بردند، می توان چنین پاسخ داد که عزرا در این موارد نیز عملاً در مقام مفسر احکام اجمالی تورات عمل کرده ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٨) چنان که در مورد دوم آنچه مطرح شده تکرار و تأکیدی است بر حکم سفر تثنیه (٢٣:٣، ٦). در واقع پیش فرض کسانی که معتقدند عزرا چیز تازه ای عرضه کرده که نمایندة قابل اعتمادی برای تورات نیست و حتی او را به جعل تورات متهم کرده اند (برای برخی از این آرا رجوع کنید به سقا، ص ٧٣ـ٩٤)، مشابه پیش فرض دستة دیگر از یهودیان و بیشتر مسیحیان سنّت گرا و جزم اندیشی است که گمان می کنند عزرا پس از نابودی تورات ، دوباره آن را با الهام الاهی بازنویسی کرد (برای نمونه رجوع کنید به هندی ، ج ١، ص ٢١٢)؛ یعنی ، به زعم هر دو گروه ، تورات نسخة منحصر به فردی بوده که در جریان حملة بُخْتُنَصَّر نابود شده و دیگر هیچ کس از محتوای آن اطلاعی نداشته ، در حالی که باتوجه به آغاز عصر تفسیر و توضیح تورات در دورة اسارت بابلی و رونق بحثهای پیشاتلمودی و روند کتابت تورات شفاهی در آن زمان ، اتکا به چنین پیش فرضی از خردمندی بدور است . این ادعا که گردآورده های عزرا از تورات بعداً در جریان حمله های یونانیان و رومیان بکلی از بین رفت ( رجوع کنید به هندی ، ج ١، ص ٢١٢، ٣٠٢؛ فخرالاسلام ، ج ٢، ص ٣٠ـ ٣١)، با وجود حجم عظیم به جامانده از تورات شفاهیِ به کتابت در آمده ، معقول نیست . به بیان دیگر، این ادعاها به همان اندازه ناپذیرفتنی است که ادعای برخی یهودیان مبنی بر اینکه تورات حاضر عیناً همان تورات موسی است . به هر روی ، پس از عزرا ــ که در بارة او غیر از این اخبار، اطلاع قابل اعتماد دیگری در دست نیست ( رجوع کنید بهبریتانیکا ، ج ٤، ص ٦٤٤؛ نیز رجوع کنید به عُزَیر * ) ــ تاریخچة تورات با کلیت عهد عتیق پیوندی یکپارچه تر می یابد. مهمترین رویداد متأخرتر در سیر تاریخی تورات ، ترجمة آن به زبان یونانی است که این کار به منظور استفادة یهودیان یونانی مآب اسکندریه در قرن سوم پیش از میلاد آغاز و در نهایت در حدود ١٣٢ ق م تکمیل شد ( > دایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٥). در بارة این ترجمه که هفتادین / سبعینی نام دارد، در روایت سنّتی یهودی و مسیحی گفته می شود که در زمان فرمانروایی بطلمیوس دوم فیلادلفوس (حک : ٢٨٥ـ ٢٤٦ ق م ) بر مصر، به پیشنهاد دیمتریوس کتابدار سلطنتی ، پادشاه از ایلعازر (رئیس کاهنان یهود) خواست تا از هر سبط یهود، شش تن را تعیین کند و درنتیجه ٧٢ تن به طور جداگانه طی ٧٢ روز، ٧٢ ترجمة یکسان به پادشاه دادند. هر چند جزئیات این روایت پذیرفتنی نیست ، در اصل ترجمه در آن دوره تردیدی وجود ندارد. ظاهراً منبع این روایت ، نامة اریستیاس (یکی از اسناد مهم متعلق به یهودیان یونانی مآب ) است که به اشتباه به اریستیاس ، از عاملان بطلمیوس دوم ، نسبت داده شده است . در این نامه ، اریستیاس گزارش این ترجمه را به برادرش نگاشته اما در واقع ، نامه را یکی از یهودیان اسکندریه در حدود سال صدم پیش از میلاد نوشته است ( بریتانیکا ، ج ١٤، ص ٨٠٩؛ تنی ، ج ١، ص ٣٠). این ترجمه در زمان عیسی مسیح ، در میان یهودیان پراکندة نواحی مدیترانه رواج کامل داشت و کتاب مقدّس کلیسای اولیه نیز محسوب می شد (تنی ، همانجا).

همچنین به سبب اهمیت زبان آرامی در خاورمیانة باستان ، بویژه بین قرنهای ششم تاچهارم پیش از میلاد، ترجمه هایی از متون دینی عبری به این زبان صورت گرفت که به ترگومیم (ترجمه ها) معروف اند. در منابع ربّانی یهود، تاریخ شروع این ترجمه ها به عصر عزرا و نحمیا (قرن پنجم پیش از میلاد) باز می گردد. سه نمونه از مهمترین ترگومهایی که اسفار خمسه را هم در بر می گیرند، عبارت اند از: ١) ترگوم انکلوس / انقلوس که به دست یک جدیدالیهودی (گِر) انجام شده و بیش از ترگومهای دیگر پذیرفته شده است ؛
٢) ترگوم جوناتان ؛
٣) ترگوم سامَریان که بر اساس ویرایش خاص خودشان از تورات فراهم کرده اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٦٣ـ١٦٤؛
برای ترجمة تورات به همراه سایر اسفار به دیگر زبانها رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ١٦٨ـ١٧٢؛
برای برخی اختلافات میان این نسخه های عبری ، یونانی و سامری تورات رجوع کنید به همان ، ج ٢، ص ١٥٤ـ١٥٥؛
د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٦٤ـ ٢٦٨؛
سقا، ص ١٢٧ـ ١٣٨).

ظاهراً مجموعة اسفار خمسه در حدود سال ٤٠٠ ق م بسته شده ، به این معنی که دیگر متن جدیدی را برای افزودن به آن نمی پذیرفتند و در نهایت در حدود سال ١٠٠ میلادی ، اسفار خمسه تثبیت گردید (کوک ، ص ٣٥؛
ییتس ، ص ٦٠٧) و از این تاریخ به بعد نمی توان برای آن ، سیری تاریخی مستقل از عهد عتیق در نظر گرفت . تورات به همراه تفسیری از شَلُمو اسحقی راشی (متوفی ١١٠٥) در حاشیه ، برای نخستین بار در ١٤٧٥ میلادی به چاپ رسید که این اولین کتاب چاپی عبری نیز به شمار می رود ( د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ١٠٩٦).

نقد تاریخی تورات در دوران جدید. با آنکه ابراهیم بن عزرا (متوفی ١١٦٤ میلادی )، از علمای بزرگ یهود، به زبان رمز و اشاره در تفسیرش بر سفر تثنیه ، با استناد به مطالبی از خود تورات ، اعلام کرده بود که ممکن نیست موسی نویسندة اسفار خمسه باشد و حدود پانصد سال بعد باروخ اسپینوزا (متوفی ١٦٧٧) با رمزگشایی و شرح این بیانیه و استدلالهای دیگر ثابت کرد که انتساب نگارش تورات به موسی درست نیست ( رجوع کنید بهص ١٠١ـ ١١٠، ١١٣ـ١١٦) و به این ترتیب ، او نیزدر کنار ژان آستروک (متوفی ١٧٦٦)، پیشگام نقد جدید تورات محسوب می شود، روند نقادی تورات در قرنهای هجدهم و نوزدهم میلادی رونق یافت ، بویژه با فعالیت ویلهلم دواته (متوفی ١٨٤٩)، ویلهلم فاتکه ، هاینریخ اوالت و تعداد دیگری از محققان اروپایی . با این حال به نظر می رسد که نقطة عطف این بررسیهای انتقادی ، فراگیر ساختن نظریة تحلیل اسنادی تورات به دست یولیوس ولهاوزن باشد که در آستانة قرن نوزدهم میلادی ، انتقادات محققان سلف خود را در این زمینه با نگارش سه رسالة > تدوین اسفار ستّه < (برلین ١٨٧٦)، > تاریخ بنی اسرائیل < (برلین ١٨٧٨)، و > مقدمه بر تاریخ بنی اسرائیل < (برلین ١٨٨٣) پیشرفت و توسعه داد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج ٢، ص ١٥٨ـ ١٥٩؛
د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٣٩). بر اساس نظریة تحلیل اسنادی تورات ، چهار مجموعه یا منبع روایی جداگانه برای مطالب مندرج در اسفار خمسه در نظر گرفته می شود (ظاهراً ژان آستروک نخستین کسی بود که وجود چند جریان متفاوت را در روایتهای تورات تشخیص داد رجوع کنید به دورانت ، ج ١، ص ٣٨٣، پانویس ١). در واقع ، بنا بر تحقیقات انتقادی مشخص شد که در متن تورات ، تفاوتهای شایان توجهی در سبک ، واژگان و محتوای عبارات ملاحظه می شود که نشان می دهد متون اسفار خمسه بر اساس منابع متفاوتی نگاشته و با یکدیگر تلفیق شده اند ( بریتانیکا ، ج ١٤، ص ٧٧٣). کسانی که در تدوین و تکمیل تورات سهیم بودند نیز گاه حواشی و توضیحات خود را که از منابع مختلف اخذ می کردند در متن اصلی مندرج می ساختند و این افزوده های ناهماهنگ ، اغتشاشهایی در روایتهای موازی تورات ایجاد کرده است ( رجوع کنید بههینسون ، ج ٢، ص ٢٩). بسیاری از محققان سعی کرده اند به طور موشکافانه ، فصلها، بابها و حتی جمله های تورات را به منابع مختلفی حواله دهند که در چهار دسته طبقه بندی می شوند. دو جریان روایی موازی و در عین حال قابل تمایز در سفر پیدایش ، یکی از آفریدگاری به نام یهوه و دیگری از آفریدگاری به نام اِلوهیم حکایت می کنند که به ترتیب با علائم اختصاری J و E نشان داده می شوند. دو منبع روایی دیگر نیز با علائم اختصاری P و D به ترتیب مربوط به اطلاعات کاهنی و تثنیه ای (شریعتی )اند. تفکیک میان روایتهای دو منبع P و D که سبک ، محتوا و دیدگاههای آشکارا متفاوتی دارند، به دشواری و پیچیدگی تمایز نهادن میان اجزای روایتهای J و E نیست . عقیده بر این است که منبع J اصولاً مُقَوّم پیوستار روایی سفر پیدایش است و به دوران استقرار پادشاهی اسرائیلی داوود و سلیمان در قرن دهم پیش از میلاد تعلق دارد. این منبع در یهودا پدید آمده است ( رجوع کنید به> دایرة المعارف دین < ، همانجا؛
د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٣٣ـ٢٣٩؛
بریتانیکا ، همانجا) و در آن راوی یا راویان ، تاریخ عالم و تاریخ عبرانیان را تا زمان داوود و سلیمان تدوین کرده اند. منبع E در اسرائیل شمالی (افرائیم ) و بین قرنهای نهم و هشتم پیش از میلاد پدید آمده که احتمالاً پس از فروپاشی پادشاهی شمالی بنی اسرائیل ، با منبع J ترکیب و تلفیق شده و JE را تشکیل داده است ( رجوع کنید به هینسون ؛
> دایرة المعارف دین < ، همانجاها). منبع یهوه ای ( J ) بیشتر روایتی داستانی را با ایجاز و پرداخت قوی عبارات دنبال می کند و چون در برخی قسمتها چنین نیست احتمال داده اند که خود این منبع نیز از تلفیق دو جریان روایی فرضی ١ J و ٢ J پدید آمده باشد. منبع الوهیمی ( E ) نیز حاوی روایتی داستانی است که البته قدری از روایت صرف فراتر می رود و در عین حال شخصیت پردازی خدای آن (الوهیم ) با شخصیت پردازی ای که برای یهوه در J صورت گرفته تفاوتهایی دارد، یعنی هر چه خدای یهوه ای انسانوارتر است ، به نسبت ، خدای الوهیمی از ساحت بشری ، تعالی بیشتری نشان می دهد ( رجوع کنید به صلیبی ، ص ١٠ـ١١)، گواینکه در آمیختگی صفات و منش دو خدا، خود بیانگر تلفیق J و E است ( رجوع کنید به همانجا). تدوین کنندگانی که تحت تأثیر منبع تثنیه ای ( D ، احتمالاً متعلق به عصر یوشیا در قرن هفتم پیش از میلاد رجوع کنید به کوک ، ص ٥٠؛
ییتس ، ص ٦٠٤) بوده اند، قوانین شریعت را از این منبع در متن تلفیقی JE مندرج ساختند که این امر احتمالاً در دورة تبعید در بابل صورت گرفته است ( رجوع کنید به هینسون ، همانجا). منبع کاهنی ( P ) را به تاریخی میان ٥٨٧ تا ٥٦٠ پنجم ق م یا قدری این سوتر (قرن پنجم پیش از میلاد) متعلق دانسته اند ( رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ؛
کوک ؛
بریتانیکا ؛
ییتس ، همانجاها). به این ترتیب توراتی که عزرا برای مردم در اورشلیم خواند، تقریباً صورت کاملی از تلفیق چهار منبع مذکور بوده است ( > دایرة المعارف دین < ؛
هینسون ، همانجاها) و ازینرو، تورات به صورت فعلی ، قدیمتر از ٤٠٠ ق م نمی تواندباشد. به عقیدة برخی محققان ، اسفار خمسه از افزوده شدن تثنیه به اسفار اربعه پدید آمده است . این عقیده هم که کتاب یوشع در اصل جزو تورات بوده و ازینرو باید آن را اسفار ستّه نامید، هر چند مدتها طرفداران زیادی داشت ، امروزه اساساً محلّ تردید است ( رجوع کنید به بریتانیکا ، همانجا؛
د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٣٣). بدین وصف همچنان که پیدایش ، خروج و اعداد به منابع J ، E و P مربوط می شوند، لاویان را به P و تثنیه را به D وابسته دانسته اند. در واقع ، چون منبع P ، بر خلاف J و E ، روایتی تعلیمی است نه داستانی و در پی تشریع و تبیین مناسک و شعائر است و به انساب اهتمامی ویژه دارد، تصور بر آن است که سفر لاویان نیز که همین شیوه را دنبال می کند، صرفاً بر اساس روایت کاهنی P تدوین شده باشد (صلیبی ، ص ١١). گفته می شود که پس از تدوین سه سفر اول ، جرح و تعدیلی در آنها صورت گرفته است که تورات پژوهان این فرآیند را به ویراستاری فرضی (با علامت اختصاصی R ) نسبت می دهند، گواینکه منظور، شخص واحدی در زمانی خاص نیست . استقلال سند سفر تثنیه نیز مورد مناقشه نیست ( رجوع کنید به همان ، ص ١٢؛
برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج ١٣، ستون ٢٣٤ـ٢٦٠).

تورات در زندگی عقیدتی و عبادی یهودیان . بر اساس بندهای ٨ و ٩ اعتقادنامة ١٣ مادّه ای یهودیان ، که ابن میمون (متوفی ٦٠١) تنظیم کرده ، هر یهودی راست اعتقادی باید گواهی دهد که «همة تورای مقدّس از جانب خداوند وحی شده و در هیچ زمانی تغییر نیافته و نخواهد یافت » ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج ٣، ص ٦٥٥؛
ییتس ، ص ٦٢٣ـ٦٢٤). در یهودیت سنّتی ، همة کلمات عهد عتیق وحی و مقدّس پنداشته می شود و هر عبارتی در آن ، از این نظر با عبارت دیگر در یک سطح از تقدس قرار می گیرد (پرایس ، ص ١٨). البته باید توجه داشت که از میان فرق عمدة یهودی ، فریسیان (پروشیم ) برآن اند که اسفار خمسه ازلی و بر الواح مقدّس آسمانی نگاشته شده بودند و وحی آنها به موسی و تدوین آنها در واقع اعادة تورات بوده است نه خلق و ابداع آن (شلبی ، ج ١، ص ٢٢٧). با این حال ، اعتقادی با سابقه در یهودیت هست که بر اساس آن ، تورات نه تنها قبل از اعطا شدن به موسی بلکه پیش از خلقت عالم وجود داشته است . در نوشته های ربانی چنین تعلیم داده می شود که تورات یکی از شش یا هفت امر قدیم است . در حکمت یَسوع بن سیرا، تورات با حکمت متشخص ازلی یکی دانسته شده است (برای تفصیل رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج ١٥، ستون ١٢٣٦). صادوقیان ، بر خلاف فریسیان ، فقط اسفار خمسه را مقدّس می دانستند و اسفار دیگر و تورات شفاهی را رد می کردند ( رجوع کنید به هاکس ، ذیل «صدوقی / صدوقیان »؛
شلبی ، ج ١، ص ٢٣٠). قاریان (قرائیم ) از فرق متأخر یهود (در قرن هشتم ) نیز صرفاً متن مکتوب تورات را می پذیرفتند و اعتقادی به تورات شفاهی نداشتند (برای مطالعة بیشتر رجوع کنید به د. جودائیکا ، ج ١٠، ستون ٧٧٧ـ٧٨١). یهودیان ملتی به معنای واقعی کلمه «اهل کتاب »اند. در واقع ، یکی از نتایج جنبش تدوین تورات شفاهی و فعالیت کاتبان (سوفریم ) و معلمان (تنائیم ) یهود و نگاشتن تفاسیر مختلف بر اسفار مختلف عهد عتیق و بویژه بر تورات ، این بود که تورات در زندگی دینی و اجتماعی و قومی یهودیان نقشی محوری یافت و تمام هویت و شخصیت بنی اسرائیل را شدیداً متأثر ساخت . در تعالیم دینی به مردم تلقین می شد که همه چیز در «کتاب » است ( رجوع کنید بهناس ، ص ٥٤١) و ازینرو فراگیری تورات در حد امکان برای هر یهودی ، فریضه ای بسیار مهم تلقی گردید، به طوری که در ادبیات دینی متأخر یهود از کسانی که تورات نیاموخته باشند با عنوان تحقیرآمیز عام هاآرِتْصْ (عامی و جاهل ) یاد می شود ( رجوع کنید بهد. جودائیکا ، ج ٢، ستون ٨٣٦). تورات ، مرجع اصلی قوانین و مقررات زندگی روزمرة یهودیان است که با ٦١٣ فرمان و فریضه (میصْوا) که شامل ٢٤٨ میصوای امر و ٣٦٥ میصوای نهی است ، هیچ بخشی از حیاتِ مؤمن یهودی را فارغ نگذاشته است . با وجود قوانین عرفی در دورة جدید، بسیاری از یهودیان متدین وسنّت گرا حتی در اختلافات خود در امور غیردینی نیز ترجیح می دهند به دادگاه شرع (بیت دین ) مراجعه کنند که بر اساس حکم تورات (دین تورا) و هلاخا (شرع ) داوری می کند.

قرائت تورات یکی از مهمترین وظایف مؤمنان یهودی است . این قرائت عمدتاً یا به صورت روزانه است که در آن هر یهودی موظف است روزی دوبار (صبح و شام ) سه پاراشا (بخش ) از تورات را که با کلمات «بشنو ای اسرائیل » (شِمَع ییسرائل ) آغاز می شود بخواند که این عمل قَریئَت شِمَع نامیده می شود؛
یا به صورت هفتگی در کنیسه (برای سابقة قرائت عمومی تورات در کنیسه رجوع کنید به > دایرة المعارف دین < ، ج ١٤، ص ٥٦٣ ـ ٥٦٥؛
د. جودائیکا ، ج ١٥، ستون ١٢٤٦ـ١٢٤٧). هر هفته در روز شنبه (شَباط ) به طور معمول یک پاراشای کامل از روی توراتی که با دست بر طوماری از پوست حیوانی حلال گوشت نوشته شده ،خوانده می شود که به این ترتیب هر ٥٤ پاراشای تورات (شامل ٥٨٤٥ پاسوق / آیه ) در مدت یک سال ، یک دور قرائت خواهد شد. در ساختمان هر کنیسه ، در دیواری که به سمت بیت المقدّس (بیت هَمِقْدَش ) قرار دارد، گنجه ای مخصوص (به نام اَرون هَقُودِش )، برای نگهداری طومار تورات (سِفِرتورا) تعبیه می کنند که با پرده ای (پاروخْتْ) پوشانده می شود. در مقابل این گنجه ، سکوی ویژه (دوُخان )ای برای قرائت تورات ساخته می شود. قبل از قرائت ، یکی از نمازگزاران انتخاب می شود تا طومار تورات را با رعایت آدابی از گنجة مخصوص بیرون بیاورد. برای قرائت تعدادی از نمازگزاران به مِنبَر/ سکو دعوت می شوند (عَلیا لِتورا). این افراد باید قبل و بعد از قرائت ، دعای ویژة قرائت (بَراخای تورات ) را بر زبان آورند. قاریان ماهر (بِعَل قورا) تورات را با آهنگی ویژه قرائت می کنندو برای پرهیز از تماس دست با متن تورات ، دَستکی معمولاً نقره ای (یاد) را برای نشان دادن محل قرائت ، به کار می برند ( رجوع کنید بهد.جودائیکا ، ج ١٦، ستون ٦٩٢ـ٦٩٣). قرائت تورات در کنیسه علاوه بر روزهای شنبه ، روزهای دوشنبه ،پنج شنبه ، در اول هر ماه (روُشْ حودِش )، ایام عید و در روزه های عمومی (تَعنیتْ صیبُور) و نیز مراسم تکلیف نوبالغان پسر و دختر (به ترتیب بَرمیصوا و بت میصوا) نیز مرسوم است . پس از قرائت ، دوتن از نمازگزاران وظیفة پیچاندن مجدد طومار تورات و بازگرداندن آن را به گنجه بر عهده می گیرند. معمولاً در کنار کنیسه ها، مکانی برای آموزش تورات (تلمود تورا) نیز فراهم می کنند. کاربردهای تعویذی متن تورات مشهور است و برای نمونه می توان اشاره کرد که یهودیان ، تکه پوستی را که دو بخش معیّن از تورات بر روی آن نوشته شده (مِزوزا) در اتاق یا بر در خانه نصب می کنند و گاه به هنگام ورود و خروج آن را می بوسند تا از شرور و بلاها در امان بمانند ( رجوع کنید بههمان ، ج ١٥، ستون ١٢٤٦ـ١٢٥٤).

تورات ، موضوع دو جشن یهودی نیز هست : با آنکه تاریخ دقیق اعطای تورات به موسی در عهد عتیق نیامده و عید هفته ها (شاووعوت رجوع کنید به یهودیان * ، آداب و رسوم و جشنها) در سفر خروج (٢٣:١٦) عید درو و در سفر اعداد (٢٨:٢٦) روز نوبرانه ها نامیده شده است ، در دوران پَساتلمودی ، علمای یهود، مناسبت این عید را گسترش داده و اعطای تورات را نیز جزو مضامین آن به شمار آورده اند به طوری که اینک بسیاری از یهودیان ، روز ششم سیوان (سومین ماه تقویم عبری ) را روز نزول تورات بر موسی می دانند ( د. جودائیکا ، ج ١٤، ستون ١٣١٩ـ ١٣٢٢). به علاوه ، هر بار که قرائت سالانة تورات در کنیسه پایان می یابد (در دومین روز شمینی عصرِت در ماه تشری )، جشنی به نام سیمح'اتورا (شادمانی تورات ) برگزار می شود که در آن ، تمام طومارهای تورات را از گنجة کنیسه بیرون می آورند و با آنها در جایگاه مخصوص ، به سرودخوانی و پایکوبی می پردازند. کسی که آخرین پاراشای سفر تثنیه (آخرین قسمت تورات در قرائت سالانه ) را قرائت می کند، با لقب حاتان تورا (داماد تورات ) خوانده می شود. بلافاصله پس از پایان قرائت ، کسی که او را با لقب حاتان بِرِشیتْ (داماد پیدایش ) می خوانند، دورة جدید قرائت را با خواندن پاراشای اول سفر پیدایش آغازمی کند ( رجوع کنید به د.جودائیکا ، ج ١٤، ستون ١٥٧١ـ١٥٧٣).


منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدّس . عهد عتیق ؛
(٢) باروخ اسپینوزا، «مصنف واقعی اسفار پنجگانه »، ترجمة علیرضا آل بویه ، هفت آسمان ، سال ١، ش ١ (بهار ١٣٧٨)؛
(٣) مریل چاپین تنی ، معرفی عهد جدید ، ج ١، ترجمة ط . میکائلیان ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤) ویلیام جیمز دورانت ، تاریخ تمدن ، ج ١: مشرق زمین گاهوارة تمدن ، ترجمة احمد آرام ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٥) احمد حجازی احمد سقا، نقد التوراة : اسفار موسی الخمسة ، السامریة ، العبرانیة ، الیونانیة ، قاهره ١٩٧٦؛
(٦) احمد شلبی ، مقارنة الادیان ، ج ١، قاهره ١٩٩٧؛
(٧) کمال سلیمان صلیبی ، خفایاالتوراة و اسرار شعب اسرائیل ، بیروت ١٩٩٨؛
(٨) محمدصادق فخرالاسلام ، انیس الاعلام فی نصرة الاسلام ، چاپ عبدالرحیم خلخالی ، تهران ١٣٥١ـ ١٣٥٥ ش ؛
(٩) جان بویرناس ، تاریخ جامع ادیان ، ترجمة علی اصغر حکمت ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٠) جیمز هاکس ، قاموس کتاب مقدس ، بیروت ١٩٢٨، چاپ افست تهران ١٣٤٩ ش ؛
(١١) رحمة اللّه بن خلیل الرحمان هندی ، اظهار الحق ، ( قاهره ١٩٩١ ) ؛
(١٢) کایل ییتس ، «دین یهود»، در جهان مذهبی : ادیان در جوامع امروز ، چاپ رابرت ویر، ترجمة عبدالرحیم گواهی ، ج ٢، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ١٣٧٤ ش ؛


(١٣) Stanley Cook, An in troduction to the Bible , Middlesex, Engl. ١٩٥٢;
(١٤) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢;




svv. "Articles of faith" (by Alexander Altmann), "Karaites. Karaite doctrine" (by Joseph Elijah Heller and Leon Nemoy), "Pentateuch" (by Moshe Weinfeld), "ibid. the traditional view" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Shavuot" (by Louis Jacobs), "Simh ¤at Torah" (by

(١٥) Aaron Rothkoff), "Torah. the term" (by Louis Isaac Rabinowitz), "ibid. Origin and preexistence" (by Warren Harvey), "Torah, reading of" (by Louis Jacobs), "yad" (by Louis Isaac Rabinowitz), "Am ha-arez ¤. in later times", "Pentateuch, Samaritan", "Printing, Hebrew";
(١٦) The Encyclopaedia of Judaism , ed. Jacob Neusner, Alanj. Avery-Peck, and William Scott Green, Leiden: Brill, ٢٠٠٠, s.v. "Torah in Judaism, the Classical statement" (by Jacob Neusner);
(١٧) The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.vv. "Biblical literature. Hebrew scriptures" (by Nahum M.Sarna), "Torah" (by E. E. Urbach);
(١٨) David F. Hinson, Old Testamet introduction , ٢: The books of the Old Testament , London ١٩٧٧;
(١٩) The International standard Bible encyclopedia , ed. Geoffrey W. Bromiley, Michigan: William B. Eerdmans, ١٩٧٩- ١٩٨٨, s.v. "Torah" (by S. Westerholm);
(٢٠) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, s.vv. "Biblical literture and its critical interpretation. Old Testament literature" (by Seymour Cain), "ibid. intertestamental literature" (by David Flusser), "Ezra" (by John Bright);
(٢١) A. C. Price, Biblical studies: a guide to what the Bible actually says as to the nature and meaning of Christianity , London ١٩٣٩.

/ ابراهیم موسی پور /

در سنّت اسلامی

در بارة واژه . در باب عربی یا عبری بودنِ واژة تورات ، و در صورت عربی بودنِ آن ، در باب اشتقاق و وزن الفعل آن میان لغویان عرب اختلاف نظر وجود دارد (برای نمونه رجوع کنید به راغب اصفهانی ؛
ابن منظور؛
فیروزآبادی ، ذیل «وری »). فَرّاء معنای واژة تورات را ضیاء و نور و وجه تسمیة تورات را به این نام از آن رو دانسته که حق به وسیلة آن ظهور یافته است ( رجوع کنید به فخررازی ، ذیل آل عمران : ٣). ریشة واژة تورات ، وری است که برای افروختن آتش به کار می رود ( رجوع کنید به ابن منظور، همانجا). در باب وزن الفعل واژة تورات سه قول وجود دارد: ١) تورات در اصل تَوْرَیَه بر وزن تفعَلَه بوده که «ی » آن به سبب حرکت داشتن و مفتوح بودن حرف قبل از آن به «الف » تبدیل شده است ؛
٢) ممکن است وزن تورات تَفْعِلَه (نظیر توفیه و توصیه ) یعنی تَوْرِیه باشد، که در آن ، حرف «ر» بنا بر تلفظ قبیلة طی از حالت مکسور به حالت مفتوح در آمده است (آنان جاریه را جاراة تلفظ می کردند)؛
٣) اصل تورات وَوْریه بر وزن فَوْعله است که در آن «و» اول به «ت » تبدیل شده است ، سپس «ی » به سبب داشتن حرکت و مفتوح بودن حرف قبلش به «الف » تبدیل شده است ( رجوع کنید به فخررازی ، همانجا).

مرتضی زَبیدی (ذیل «وری »)، ضمن نقل اقوال مختلف در باب اشتقاق و وزن الفعل واژة تورات ، احتمال عبری بودنِ آن را مطرح کرده (نیز رجوع کنید به فخررازی ، همانجا) و سپس یادآور شده است که در این صورت بحث اشتقاق و وزن آن در زبان عربی بی معنی خواهد بود مگر اینکه بگوییم این واژه پس از معرّب شدن تصریف شده است . به نوشتة جفری (ص ٩٥ـ٩٦)، از زمان ماراچی نظر دانشمندان غربی بر این است که این واژه از عبری به عربی راه پیدا کرده است (قس د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).

قرآن و تفاسیر. واژة تورات مجموعاً هجده بار در سوره های مدنی قرآن ذکر شده که در بیش از نیمی از آنها همراه با انجیل آمده است ، همچنین از این میان ، در آیة ٩٣ آل عمران و ٤٦ مائده دوبار به کار رفته است . جز تورات و انجیل ، به سایر کتابهای آسمانی ، زبور * (انبیاء: ١٠٥) و صحف ابراهیم (الاعلی : ١٩)، نیز در قرآن اشاره شده است . همچنین از صحف موسی (نجم : ٣٦) یاد شده که ظاهراً مراد همان تورات است . در گزارشی کلی از آیاتی که تورات در آنها آمده است ، قرآن تصدیق کنندة تورات است (از جمله آل عمران : ٣)، چنانکه عیسی نیز تصدیق کنندة آن است (آل عمران : ٥٠؛
مائده : ٤٦)، زیرا تورات کتاب هدایت و نور است (مائده : ٤٤) و خداوند تورات را به عیسی آموخته است (مائده : ١١٠)، و عیسی هم تورات را تعلیم می دهد (آل عمران : ٤٨)، ذکر پیامبر اسلام در تورات آمده است (اعراف : ١٥٧)، ابراهیم نه یهودی و نه مسیحی است زیرا تورات و انجیل پس از زمان او نازل شده اند (آل عمران : ٦٥). خدا با نازل کردن تورات برخی چیزها را تحریم کرده است و پیش از نزول آن همه چیز بر بنی اسرائیل حلال بوده است جز آنچه اسرائیل (یعقوب ) بر خود حرام کرده بوده است (آل عمران : ٩٣). در آیة ٤٣ مائده خطاب به پیامبر اسلام گفته شده که چرا یهودیان تو را حَکَم قرار می دهند در حالی که حکم خدا در تورات آمده است . در آیات ٦٦ و ٦٨ مائده از یهودیان خواسته شده که تورات را به جا آورند. به گزارش قرآن ، یکی از وعده های حق که در تورات آمده ، این است که خداوند جان و مال مؤمنانی را که در راه او کارزار می کنند به بهای بهشت می خرد (توبه :١١١)، همچنین صفت ومَثَل مؤمنانِ به پیامبر اسلام در تورات آمده (فتح : ٢٩) و، مَثَل کسانی که تورات به آنها داده شده است اما از آن بهره ای نمی برند، مَثَل چهارپایی است بر او کتابی چند (جمعه : ٥).

در تفاسیر نکاتی در بارة این آیات و نیز شأن نزول آنها بیان شده است . از جمله اینکه مراد از «الواح » در آیات ١٤٥ و ١٥٠ و ١٥٤ اعراف تورات است ( رجوع کنید به طبرسی ، ذیل اعراف : ١٤٥)؛
محمدبن جریر طبری (ذیل آل عمران : ٩٣) در معنی آیه سه قول آورده و این قول را ترجیح داده است که خدا پس از نازل کردن تورات آنچه را که بنی اسرائیل پیش از نزول تورات به واسطة تبعیت از یعقوب بر خود حرام کرده بودند، برایشان حرام کرد. همچنین وی خاطرنشان می سازد که خداوند هیچ نوع خوردنی را نه به واسطة وحی و نه در زبان پیامبری قبل از نزول تورات ، بر بنی اسرائیل حرام نکرده بود (نیز رجوع کنید به طبرسی ؛
طباطبائی ، ذیل همین آیه ). اما چون معلوم نیست چیزهایی مثل مُردار و خوک قبلاً حلال بوده ، بنا براین احتمال می رود که در این آیه بحث بر سر خوردنیهایی باشد که به اعتقاد یهودیانِ زمان پیامبر اسلام ، در زمان ابراهیم حرام بوده است ، با این فرض ، کلمة «الطعام » افادة استفراق نمی کند (فخررازی ، ذیل آل عمران : ٩٣). طبری ، ذیل آیة ٦٥ آل عمران به منازعات یهود و نصارا بر سر یهودی یا نصرانی بودن ابراهیم اشاره دارد. همو در ذیل آیة ٥ جمعه ، «ثمَّلَمْیَحْمِلُوها» را به تکذیب حضرت محمد صلی اللّه علیه و آله وسلم معنا کرده است . در ذیل آیة ٥٠ آل عمران گفته شده که منظور از تصدیق عیسی نسبت به تورات ، تصدیق همان بخش از تورات حقیقی است که خدا به او تعلیم داده بوده و از این آیه برنمی آید که تورات متداول در زمان عیسی تحریف نشده بوده است ( رجوع کنید بهفخررازی ، ذیل آیه ؛
نیز رجوع کنید بهتحریف * ، بخش ١). فخررازی اقامة تورات را در ذیل آیة ٦٦ مائده به سه گونه معنی می کند: وفا به عهدهای خدا در آن ، به جا آوردنِ احکام و حدود آن ، نصب العین قرار دادن آن . مراد از رسول امّی که در تورات و انجیل مکتوب شده ، حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم است (محمدبن جریر طبری ، ذیل اعراف : ٥٧).

طباطبائی بر آن است که از آیة ٤٣ آل عمران بر می آید که توراتی که اینک در دست یهودیان است شامل بخشی از تورات واقعی است که بر موسی نازل شده و بخشی از آن هم دچار تحریف و تغییر شده است . وی منظور از «هدی » را در وصف تورات (مائده : ٤٤) و انجیل (مائده : ٤٦) معارف اعتقادی چون توحید و معاد و منظور از «نور» را در این دو آیه ، اشتمال تورات و انجیل بر احکام و قوانین دانسته و گفته که خداوند به قدر استعداد و فهم بنی اسرائیل به آنها هدایت و معارف و احکام عطا کرده است ، چنانکه از آیة ١٤٥ اعراف نیز همین معنی مستفاد می شود ( رجوع کنید به طباطبائی ، ذیل آیات یاد شده ).

در تفاسیر، خاصه برخی تفاسیر مأثور، تورات به گونة دیگری نیز مورد توجه قرار گرفته است . این گونه که پاره ای از قسمتهای تورات به طور خاص و مواد اسرائیلی به طور عام ، برای تبیین ابهامات یا مجملات قرآن به کار گرفته شده است . در اینجا به عنوان نمونه از تفسیر طبری یاد می کنیم . در میان مفسران کهن ، طبری عنایت ویژه ای به مأثورات اسرائیلی داشته و به گفتة محمدحسین ذهبی (ص ١٢٣) سعی می کرده است از اطلاعات افراد آگاه ، مثلاً یکی از اهل کتاب یا یک نصرانیِ نومسلمان مطلب نقل کند (برای نمونه رجوع کنید به محمدبن جریر طبری ، ذیل اسراء:٧؛
کهف :٩٤). بیشتر موارد توراتی و اسرائیلی در تفسیر طبری ، راجع است به داستان آفرینش ، قصص پیامبران ، خاصه انبیای بنی اسرائیل نظیر یعقوب و یوسف و موسی و داوود و سلیمان ، انسابِ شخصیتهایی چون ساره همسر ابراهیم و نمرود و همسران یعقوب و سرانجام برخی روایات در بارة ورود بختنصر به بیت المقدّس و قصص برخی انبیای بنی اسرائیل نظیر حزقیال و صموئیل و قصة بلعام (ربیع ، ص ٣٧٩).

ربیع (ص ١٦٩ـ٣٧٤) مأثورات توراتی و اسرائیلی موجود در تفسیر طبری را با متن عبری تورات مقایسه کرده است . براساس این مقایسه منقولات توراتی تفسیر طبری از حیث مطابقت با متن عبری همیشه از نوع و ساختارِ واحدی برخوردار نیست ، در بیشتر موارد منقولات طبری با متن عبری مطابقت مضمونی دارند اگر چه از حیث ترتیب با هم متفاوت اند، در مواردی هم از حیث اجمال و تفصیل با هم فرق دارند. اما در پاره ای موارد روایات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری به نحو شگفت انگیزی ، هم از حیث لفظ و معنی و هم از حیث جمله بندی ، با متن عبری کتاب مقدّس مطابقت دارند. ربیع (ص ٣٧٨) از مطالعة این مواد به این نتیجه رسیده است که بیشتر آنها منقول از اسفار عهد قدیم ، خاصه اسفار موسوم به تورات اند. ربیع (ص ٣٨١) همچنین نشان داده است که کسانی چون ابن عباس ، سلمة بن الفضل ، عِکرمه ، قُتاده ، مجاهد و سعیدبن جبیر تأثیر بارزی در روایت این مواد داشته اند. وی (ص ٣٨٧ـ٤٠٧) همچنین مواضع منقولات توراتی و اسرائیلی تفسیر طبری را با مشخص کردن جاهای آنها در کتاب مقدّس به صورت جدول نشان داده است (نیز رجوع کنید بهاسرائیلیات * ).

سابقة تاریخی . با توجه به زمان و مکان حضور یهودیان در شبه جزیرة عربستان ، سابقة آشنایی عرب جاهلی با متون مقدّس یهودی ــ شامل تورات و تلمود * و کتابهای مجعول (آپوکریفا ) ــ حداقل بیش از پنج سده بوده است . همچنین آشنایی یهودیان با زبان عبری ــ و اندکی آرامی ــ محرز است (ادنگ ، ص ١؛
توری ، ص ٨ ـ٩؛
قس جفری ، ص ٢٥). بنا بر گزارشها بخشهایی از کتاب مقدّس به عربی ترجمه شده بوده است و یهودیان در اجرای شعائر و نیز مقاصد تبلیغی از آن استفاده می کرده اند، اما هیچ متنی از اینگونه ترجمه ها اکنون در دسترس نیست ( رجوع کنید بهگراف ، ج ١، ص ٣٦، ٣٩؛
ادنگ ، ص ٩؛
بل ، ص ١٧).

گفتنی است از همان آغاز، تورات ــ که بر موسی علیه السلام نازل شد ــ نزد مسلمانان محترم بوده و ارزش و شأن والایی را داشته است ، زیرا در مقام یکی از کتابهای آسمانی ــ و شاید برترین آنها ــ شناخته شده بوده است . اما تورات ، که مشتمل بر پنج سفر نخست عهد قدیم است ، نزد اغلب مسلمانان به معنای عام متون مقدّس عبری کاربرد داشته است .

حدیث . در منابع حدیثی شواهدی بر آشنایی مردم عرب با تورات دیده می شود. از جمله در روایتی در صحیح بخاری (ج ٥، ص ١٥٠، ج ٨، ص ١٦٠) تصریح شده است که اهل کتاب تورات را به عبری می خواندند و برای مسلمانان به عربی تفسیر می کردند. در برخی روایات آمده است که زیدبن ثابت به دستور پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم زبان عبری یاد گرفته بود و برای آن حضرت به این زبان کتابت می کرد ( رجوع کنید به ابوداوود، ج ٢، ص ١٧٦؛
حاکم نیشابوری ، ج ٣، ص ٤٢١). همچنین نقل شده است که وَرْقة بن نوفل زبان عبری می دانسته و به این زبان کتابت می کرده است (بخاری جعفی ، ج ١، ص ٣).

بر اساس چند حدیث ، مسلمانان صدراسلام کمابیش به طور مستقیم یا به توسط نومسلمانان یهودی ، دست کم با بخشهایی از تورات آشنا بوده اند. بنا بر یک گزارش ، عمر از یکی از دوستان یهودی خود در بنی قُرَیظه پاره ای از تورات را می گیرد و به حضور پیامبر می رسد و اجازة قرائت آن را طلب می کند اما پیامبر ناراحت می شود (ابن حنبل ، ج ٣، ص ٤٧٠ـ٤٧١)، در گزارشی دیگر از سلمان نقل شده که در تورات خوانده که برکت طعام به وضوی پس از آن است و آن را برای پیامبر نیز روایت کرده است (همان ، ج ٥، ص ٤٤١). در روایتی آمده است که یهودیان نزد پیامبر آمدند و از ایشان یک مسئلة فقهی پرسیدند و مسئله با آوردن تورات و استشهاد به آن حل شد ( رجوع کنید به بخاری جعفی ، ج ٤، ص ١٨٦، ج ٥، ص ١٧٠). همچنین بر اساس گزارشی کعب الاحبار که از یهودیان نومسلمان بود، مصحفی مشتمل بر تورات نزد عمر برد و اجازة قرائت آن را خواست . عمر به او گفت اگر یقین داری که این همان است که بر موسی نازل شده ، بخوان (بغوی ، ج ١،ص ٢١٩). در این روایات مطالب متنوعی هم از تورات نقل شده است ، از جمله مطالبی در باب صفات و ویژگیهای پیامبر اسلام در تورات ( رجوع کنید بهابن سعد، ج ١، قسم ٢، ص ٨٧ ـ٨٩؛
دارمی ، ص ٦؛
ابن شبه نمیری ، ج ٢، ص ٦٣٥)، تطبیق پاره ای از سوره های قرآن با بخشهایی از تورات ( رجوع کنید بهدارمی ، ص ٨٤٩)، تطبیق توصیفی از جمعه از قول پیامبر با آنچه در این باب در تورات آمده است ( رجوع کنید بهمالک بن انس ، ج ١، ص ١٠٨ـ١٠٩).

در متون حدیثی شیعه هم مطالب متنوعی از تورات نقل و گاه تصریح شده است که مطالب یاد شده در توراتِ تحریف نشده وجود دارد ( رجوع کنید به کلینی ، ج ٢، ص ٤٩٦ـ٤٩٧). در برخی از این روایات ، ساختار و واژگان و زمان نزولِ قرآن با تورات مقایسه شده ( رجوع کنید بهعلی بن جعفر، ص ٣١٢؛
کلینی ، ج ٢، ص ٦٢٩، ٦٣٣، ج ٤، ص ١٥٧) و در پاره ای دیگر از این روایات با تعبیراتی نظیر «مکتوب فی التوراة » یا «فی التوارة مکتوب » مطالبی از آنچه خدا بر موسی در تورات وحی کرده نقل شده است ( رجوع کنید به برقی ، ج ١، ص ٢٨٣، ج ٢، ص ٦٠١؛
کلینی ، ج ٢، ص ١١٧، ١٣٨، ٣٠٣ـ٣٠٤). حرّ عاملی شمار شایان توجهی از این منقولات را در الجواهر السنیة فی الاحادیث القدسیة گرد آورده است . در شمار دیگری از این احادیث به اسامی عبرانی پیامبر و برخی از امامان در تورات اشارت شده است ( رجوع کنید بهدلائل الامامة ، ص ١٦٢؛
ابن ابی زینب ، ص ١٠٨؛
ابن بابویه ، الامالی ، ص ٢٥٨ـ٢٥٩). در روایاتی هم به صفات حضرت علی علیه السلام در تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص ١٨٠ـ١٨١)، و اینکه حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور تورات و دیگر کتابهای آسمانی را از غاری در انطاکیه بیرون خواهد آورد ( رجوع کنید بهابن ابی زینب ، ص ٢٣٧؛
ابن بابویه ، علل الشرایع ، ج ١، ص ١٦١) و پاره ای از مناظرات امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت و استشهاد ایشان به تورات ( رجوع کنید بهابن بابویه ، التوحید ، ص ٤٢٢ـ ٤٢٨؛
نیز رجوع کنید بهابن بابویه ، الامامة والتبصرة من الحیرة ، ص ١٣٩) اشاره شده است . کاظم نصیری عمدة این روایات را گرد آورده و تحت عنوان اهل البیت فی الکتاب المقدس به چاپ رسانده است .

گفتنی است که آنچه با تعبیرات «مکتوبٌ فی التوراة » و نظایر آن در احادیث اهل سنّت و شیعه آمده ، لزوماً به این معنی نیست که آن مطالب در اسفار خمسه موجود بوده ، بلکه مراد تورات و سایر منابع دین یهود است ( رجوع کنید به ابن کثیر، ج ٢، ص ٣٩٨؛
قسطر ، ص ٧٩ـ٨٠).

منابع دیگر. اطلاعات مسلمانان در صدر اسلام از تورات اندک و غالباً راجع به آفرینش و اسرار هستی بود که در بابِ آنها از یهودیان و مسیحیان سؤال می کردند، گفته های این اهل کتاب هم غالباً عامیانه بود. در هر صورت ، واسطة انتقال آن اطلاعات به مسلمانان ، حِمیَریان یهودی شده و سپس مسلمان شده هایی چون کعب الاحبار و عبداللّه بن سلام و بیش از همه وهْب بن منبِّه بودند (ابن خلدون ، ج ١: مقدمه ، ص ٥٥٤ ـ ٥٥٥؛
ادنگ ، ص ١٦). به اینگونه مواردِ یهودی ـ مسیحی که شامل مباحثی راجع به آفرینش و قصص انبیا است و توسط راویان مسلمان و یهودی به احادیث و تفاسیر و تواریخ راه یافته ، «اسرائیلیات » گفته می شود ( رجوع کنید به محمدحسین ذهبی ، ١٤٠٥) و راویان مهم و مشهوری در طبقات صحابه و تابعین و اتباع تابعین آنها را روایت کرده اند ( رجوع کنید به همان ، ص ٧٢ـ١١٦). وهْب بن منبّه مدعی بود که ٩٢ کتاب آسمانی را قرائت کرده که ٧٢ تا از آنها در کنیسه ها و در دستِ مردم موجود بوده است و ٢٠ تای دیگر را جز اندکی از افراد نمی شناخته اند (ابن سعد، ج ٥، ص ٣٩٥). محمدبن احمد ذهبی (ج ٤، ص ٥٤٥) نیز از کثرت دانش وی در بارة اسرائیلیات و کتب اهل کتاب یاد کرده است . اگر چه ادعای وهب بن منبّه در این باب پذیرفته نشده ( رجوع کنید به دوری ، ص ١٠٣؛
د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا)، از مقایسة اقوال او با متن عهد قدیم به دست می آید که پاره ای از آنها با متن عهد قدیم مطابقت دارد (جوادعلی ، ١٣٦٩، ص ١٩٠؛
نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص ٢٠ـ٢١). قسمتی از اسامی منقول در روایات منسوب به وهب در کتاب التیجان ، در قیاس با تورات ، دلالت دارند بر اینکه وی آنها را به درستی از تورات نقل کرده است ، گاه نیز صورتی از اسمی را یادآور می شود که در زبان عبری به نحوی که از زبان سریانی نقل شده ، تلفظ می شده است (جوادعلی ، ١٣٦٩، ص ١٩٧) که نشانة آشنایی او با زبان عبری و شاید سریانی است ( رجوع کنید به دوری ، ص ١٠٦). باید خاطرنشان ساخت که همة اطلاعات وهْب از منابع مکتوب از جمله تورات اخذ نشده بود بلکه برخی از آنها از منابع شفاهی بود ( رجوع کنید به همان ، ص ١٠٥). از وهب بن منبّه غیر از آنچه از او در کتب احادیث و تواریخ نقل شده ، کتابی در دست است به نام کتاب التیجان فی ملوک حِمْیَر (صنعاء، تاریخ مقدمه ١٩٧٩) که بخشی از آن اختصاص دارد به داستان آفرینش و پاره ای از قصص انبیا.

از مطالعة نوشته های مختلف تاریخی مسلمانان در سدة نخستین پس از اسلام بخوبی روشن می شود که تورات چه به زبان عبری و چه به زبان عربی در بین دانشمندان اسلامی و محافل علمی آن سده ها مورد توجه بوده و مطالعه می شده است . شاهد این مدعا وجود پاره ای از دست نویسهای کهن از ترجمة عربی تورات متعلق به سده های سوم و چهارم و پنجم است ( رجوع کنید به عوّاد، ص ٦١، ٦٦؛
د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل مادّه ).

غیر از طبری و یعقوبی که در بخشهای نخستینِ تاریخهای خود داستان خلقت و قصص انبیا را مطابق تورات همراه با تأمّلات مأخوذ از آیات و روایات اسلامی آورده اند، از مجموع آثار ابن قتیبه و مقدسی و ابن ندیم و مسعودی و ابوریحان بیرونی اطلاعات قابل توجهی در باب تورات به دست می آوریم . به نظر می رسد که ابن قتیبه ترجمة عربی متن تورات را در اختیار داشته است زیرا در جای جای تأویل مختلف الحدیث با تعبیر «قرأت فی التوراة » عباراتی را از تورات نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید به ص ١٣٠، ٢٠٦، ٢٦٢)، اما مهمتر از این کتاب ، المعارف اوست که در آن قطعات کوتاه و بلندی از ترجمة عربی تورات نقل شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٩، ١٢ـ١٣، ١٧ـ ١٨). به نظر می رسد وی علاوه بر ترجمة عربی تورات مجموع اقوال وهب بن منبّه را نیز در اختیار داشته است ، زیرا در پاره ای موارد بخشی از تورات را می آورد و سپس برای اینکه اختلاف آن را با روایت وهب بن منبّه نشان دهد، سخن او را نیز نقل می کند (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ص ١٤، ١٧، ١٩، ٢١، ٢٣). مقدسی نیز از جمله مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات داشته و گذشته از اینکه در جای جای کتاب خود، البدء و التاریخ ، به تورات استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٤٥ـ١٤٦، ١٥٣، ج ٢، ص ١٤٣ـ١٤٤)، گاه اطلاعات دقیقی را در باب نسخه های تورات و اختلاف آنها با هم یادآور می شود ( رجوع کنید به همان ، ج ٥، ص ٢٨، ٣٠). مهمتر از این ، استنادی است که وی برای اثبات اینکه نام حضرت محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم در تورات آمده ، به متن عبری آن می کند و متن مستند خود را به خط و زبان عبری می آورد، سپس آن را به خط عربی تبدیل و به زبان عربی ترجمه می کند ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٣٠ـ٣٢). وی با زبان عبری آشنا بوده و با متن عبری تورات سر و کار داشته است . ابن ندیم هم اطلاعات قابل توجهی از تورات داشته است . یک جا در الفهرست (ص ١٤) از تفسیری از سِفْر اول تورات نوشتة تئودوروس (تیادورس ) مطلبی را نقل می کند، در جایی دیگر (ص ٢٤) به نسخه ای قدیمی که ظاهراً از کتابخانة مأمون به دست آورده بوده اشاره دارد که مشتمل بر نام و شمارة صحف و کتابهای آسمانی و مبلّغان آنها بوده است . نویسندة آن نسخه ، احمدبن سلام ، که آن را برای هارون الرشید ترجمه کرده بود (نیز رجوع کنید به ادنگ ، ص ١٩ـ ٢٠)، بنا بر نقل ابن ندیم (همانجا) گفته که صدر آن کتاب شامل شماری از کتابهای آسمانی از جمله تورات بوده که وی آن را کلمه به کلمه به عربی ترجمه کرده است . همچنین ابن ندیم (ص ٢٥) اطلاعاتی را راجع به تورات و نام کتابهای آن و نویسندگان آنها از قول یک دانشمند یهودی نقل می کند. وی (همانجا) همچنین از سعدیابن یوسف فیّومی و عبری دانی او و تفسیر و شرحهایی که بر قسمتهای مختلف تورات نوشته یاد کرده است .

مسعودی نیز از مورخانی است که اطلاعات گسترده ای از تورات دارد و در داستان آفرینش و ابراهیم و بنی اسرائیل به آن استناد می کند (برای نمونه رجوع کنید بهمروج ، ج ١، ص ٣١، ٣٦ـ ٣٨، ٤١ـ٤٢). از استنادات وی پیداست که چند نسخة ترجمة عربی تورات را در دست داشته است (برای نمونه رجوع کنید بههمان ، ج ١، ص ٥٧ ـ ٥٨). مسعودی ( مروج ، ج ١، ص ٦٨ـ ٦٩؛
همو، التنبیه ، ص ١١٢، ٢١٣) همچنین در باب نسخه ها و ترجمه های مختلف تورات آگاهیهای ارزنده ای عرضه می کند. وی در التنبیه (ص ١١٢ـ١١٣) یادآور می شود با عده ای از یهودیان دانشمند آشنا بوده است که تورات را از زبان عبری به زبان عربی ترجمه کرده بودند، همچنین اشاره می کند که توراتی را که از زبان عبری به یونانی ترجمه شده بود چند تن به عربی ترجمه کرده اند از جمله حنین بن اسحاق که به نظر او این نسخه اصح نسخ تورات است . نکتة دیگری که مسعودی ( التنبیه ، ص ٧٩) یادآور شده این است که یهودیان عراق تورات را به گویشی از زبان سریانی ، معروف به تارگومیم ، شرح و تفسیر می کرده اند. جوادعلی (١٩٦٤، ص ٢٨ـ٢٩) برخی تعارضات منقولات مسعودی را با متن موجود تورات یادآور شده است .

ابوریحان بیرونی نیز اطلاعات گسترده ای از متن تورات داشته است . وی زبان عبری می دانسته و در الا´ثارالباقیة (ص ١٥) فقراتی از تورات عبری را به خط عربی نقل و به آن استشهاد کرده و در موارد زیادی نیز به تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به همان ، ص ١٥ـ١٦، ٢٠). وی همچنین اطلاعاتِ راجع به نسخه های مختلف تورات را عرضه ( رجوع کنید به ص ٢٠ـ٢١) و گاه شماری یهودیان را بر اساس تورات بررسی می کند (همان ، ص ٥٢ ـ٥٩).

یاقوت حموی از دیگر دانشمندانی است که اطلاعات وسیعی از تورات داشته و در معجم البلدان ذیل نام مکانهایی چون جودی ، الالاهه ، حضرموت ، الخلیل ، ساعیر و طور به تورات استشهاد، و مطالبی را از آن نقل کرده است . در بین علمای شیعه هم ابن طاووس از جمله کسانی است که بنا به گفتة خودش در سعدالسعود (ص ١٠٥) نسخه ای عتیق از تورات را که به عربی تفسیر شده بوده در اختیار داشته است . وی در این کتاب مطالبی از تورات را در باب قصص انبیا نقل می کند ( رجوع کنید بهص ١٠٥ـ١١٦). همچنین مجلسی هم به نوشتة یکی از شاگردانش در بحارالانوار (ج ١٠٧، ص ١٧٢ـ١٧٣) از ترجمة عربی تورات و برخی فقرات تورات به زبان عبری استفاده کرده است ، که به نظر می رسد موضوع آن قصص انبیا و بشارات است .

متکلمان مسلمان نیز با تورات آشنایی داشته اند و در مباحث مختلف کلامی از جمله نسخ و اثبات نبوت پیامبر اسلام و مسئلة تحریف تورات ، در مباحثات و احتجاجاتشان با علمای اهل کتاب ، به تورات استناد کرده اند. علی بن سهل طبری که کتاب الدین و الدولة را در اثبات نبوت پیامبر اسلام نوشته است ، در جای جای آن به اسفار و فصول مختلف تورات استناد کرده است (برای نمونه رجوع کنید بهص ٦٦ـ ٦٨، ٧٤). به نظر می رسد که طبری ترجمه های مختلفی از تورات در دست داشته است زیرا هم به ترجمة مرقسِ ترجمان استناد می کند (ص ٦٧) و هم به تورات سبعینی که هفتادودو تن از احبار یهود آن را تفسیر کرده اند (همانجا). وی همچنین در مواردی به تفسیر و توجیه واژه ها و امثال تورات (ص ٧١) و نیز به مقایسة تورات و قرآن می پردازد (ص ٤٥). ابن حزم نیز اطلاعات بسیار وسیعی راجع به تورات داشته است . اطلاعات او در بارة فرق یهود و نصارا حاکی از بررسیهای شخصی و نیز تماس وی با پیروان این ادیان در اندلس است . ابن حزم فصل گسترده ای را در باب تعارضات موجود در تورات را در کتاب الفِصَل فی الملل و الاهواء و النحل آورده و فصل به فصل تورات را بدقت بررسی کرده است ( رجوع کنید بهج ١، ص ٢٠١ـ٣٢٩). وی در زمینة اطلاعات تاریخی و جغرافیایی و زندگی انبیا و تاریخ بنی اسرائیل در تورات به خرده گیری پرداخته و فقرات معتنابهی از تورات را نقل و نقد کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٠٣، ٢٠٨، ٢١٣، ٢٣٠، ٢٤٢). آثار متکلمانی چون عامری ، ابوحاتم رازی ، باقلاّ نی و جعفری هاشمی به ترتیب نویسندگان الاعلام بمناقب الاسلام ، و اعلام النبوة ، و التمهید ، و تخجیلُ مَنْ حرّف التوراة و الانجیل نشان از آشنایی عمیق آنان با تورات دارد.

در سده های بعد تا عصر حاضر نیز دانشمندان مسلمان ، در مباحث کلامی و تاریخی ، به تورات توجه داشته و در نقد آن یا در استناد به آن از ترجمة عربی آن استفاده کرده اند. در این زمینه می توان به آثاری نظیر الانتصارات الاسلامیة نوشتة نجم الدین بغدادیِ طوفی (متوفی ٧١٦)، الجواب الصحیح لمن بدّل دین المسیح از ابن تیمیّه ، اغاثة اللَّهْفان من مصاید الشیطان از ابن قیِّم جوزیّه ، سیف المؤمنین فی قتال المشرکین از علی قلی جدیدالاسلام ، الجواب الفسیح لما لفَّقَه عبدالمسیح از آلوسی بغدادی ، اظهار الحق از رحمة اللّه خلیل الرحمن هندی و الهدی الی دین المصطفی نوشتة محمدجواد بلاغی اشاره کرد.


منابع :
(٢٢) علاوه برقرآن ؛
(٢٣) ابن ابی زینب ، کتاب الغیبة ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ?( ١٣٩٧ ) ؛
(٢٤) ابن بابویه (علی بن حسین )، الامامة و التبصرة من الحیرة ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٢٥) ابن بابویه (محمدبن علی )، الامالی ، قم ١٤١٧؛
(٢٦) همو، التوحید ، چاپ هاشم حسینی طهرانی ، قم ١٣٨٧؛
(٢٧) همو، علل الشرایع ، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢٨) ابن حزم ، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل ، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٩) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٣٠) ابن خلدون ؛
(٣١) ابن سعد؛
(٣٢) ابن شبه نمیری ، کتاب تاریخ المدینة المنورة : اخبار المدینة النبویة ، چاپ فهیم محمد شلتوت ، ( جدّه ) ١٣٩٩/١٩٧٩، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش ؛
(٣٣) ابن طاووس ، سعدالسعود للنفوس ، قم ١٣٨٠ ش ؛
(٣٤) ابن قتیبه ، تأویل مختلف الحدیث ، چاپ اسماعیل اسعردی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
همو،

(٣٥) المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(٣٦) ابن کثیر، البدایة و النهایة ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤٠٨؛
(٣٧) ابن منظور؛
(٣٨) ابن ندیم ؛
(٣٩) سلیمان بن اشعث ابوداوود، سنن ابی داود ، چاپ سعید محمد لحام ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤٠) ابوریحان بیرونی ؛
(٤١) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤٢) احمدبن محمد برقی ، کتاب المحاسن ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، قم ?( ١٣٣١ ش ) ؛
(٤٣) حسین بن مسعود بغوی ، شرح السّنّة ، چاپ علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٤٤) محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری ، المستدرک علی الصحیحین ، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت ١٤٠٦؛
(٤٥) عبداللّه بن عبدالرحمان دارمی ، سنن الدارمی ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٤٦) دلائل الامامة ، منسوب به محمدبن جریر طبری آملی ، قم : مؤسسه البعثه ، ١٤١٣؛
(٤٧) عبدالعزیز دوری ، بحث فی نشأة علم التاریخ عندالعرب ، بیروت ١٩٨٣؛
(٤٨) محمدبن احمد ذهبی ؛
(٤٩) محمدحسین ذهبی ، الاسرائیلیات فی التفسیر و الحدیث ، دمشق ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٥٠) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سیدکیلانی ، تهران ?( ١٣٣٢ ش ) ؛
(٥١) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی تفسیر الطبری : دراسة فی اللغة و المصادر العبریة ، قاهره ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٥٢) طباطبائی ؛
(٥٣) طبرسی ؛
(٥٤) علی بن سهل طبری ، کتاب الدین و الدولة فی اثبات نبوة النبی محمد صلی اللّه علیه وسلم ، چاپ آلفونس مینگانا، قاهره ١٣٤٢/١٩٢٣؛
(٥٥) محمدبن جریر طبری ، جامع ؛
(٥٦) جوادعلی ، «موارد تاریخ الطبری »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، سال ١، ش ١ (ذیقعده ١٣٦٩)؛
(٥٧) همو، «موارد تاریخ المسعودی »، سومر ، ج ٢٠، ش ١ و ٢ (١٩٦٤)؛
(٥٨) علی بن جعفر، مسائل علی بن جعفر ، مشهد ١٤٠٩؛
(٥٩) کورکیس عوّاد، اقدم المخطوطات العربیة فی مکتبات العالم ، ( بغداد ) ١٩٨٢؛
(٦٠) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیرالکبیر، او، مفاتیح الغیب ، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٦١) محمدبن یعقوب فیروز آبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمد زاوی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٦٢) م . ی . قسطر، «مطالعه ای در مورد حدیثی کهن : حدثواعن بنی اسرائیل و لاحرج »، ترجمة محمدکاظم رحمتی ، علوم حدیث ، سال ٧، ش ١ (بهار ١٣٨١)؛
(٦٣) کلینی ؛
(٦٤) مالک بن انس ، المُوَطّأ ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٤٠٦؛
(٦٥) مجلسی ؛
(٦٦) محمدبن محمد مرتضی زبیدی ، تاج العروس من جواهرالقاموس ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٦٧) مسعودی ، تنبیه ؛
(٦٨) همو، مروج (بیروت )؛
(٦٩) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، چاپ کلمان هوار، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(٧٠) یاقوت حموی ؛


(٧١) Camilla Adang, Muslim writers on Judaism and the Hebrew Bible: from Ibn Rabban to Ibn Hazm , Leiden ١٩٩٦;
(٧٢) Richard Bell, The origin of Islam in its Christian environment , London ١٩٦٨;
(٧٣) EI ١ , s.v. "Tawra ¦t" (by J. Horovitz);
(٧٤) EI ٢ , s.v. "Tawra ¦t" (by Hava Lazarus-Yafeh);
(٧٥) Georg Graf, Geschichte der christlichen arabischen Literatur , vol.١, Vatican City ١٩٤٤;
(٧٦) Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur ف a ¦n , Baroda ١٩٣٨;
(٧٧) Charles Cutler Torrey, The Jewish foundation of Islam , New York ١٩٦٧.

/ اسماعیل باغستانی /