دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٠٤
توحیدخانه ، محل اجتماع و استقرار صوفیان در عصر صفوی در اصفهان . توحیدخانه از لحاظ انگیزة تأسیس و نیز آیینها و مراسمی که در آن انجام می شده ، با مکانهایی مانند خانقاه ، زاویه و صومعه که بیشتر سلوک فردی صوفیان باعث تأسیس و رونق آنها بوده ، تفاوت داشته است .
نخستین گزارش توصیفی از توحیدخانه را شاردن ــ که در اواخر سلطنت شاه عباس دوم صفوی (١٠٥٢ـ١٠٧٧) و دورة شاه سلیمان (١٠٧٧ـ ١١٠٥) در ایران اقامت داشته ــ در سفرنامة خود آورده است . به نوشتة او (ج ٧، ص ٣٧٠ـ٣٧١)، صوفیان در یکی از خیابانهایی که به عالی قاپو منتهی می شده ، سکونت داشتند و روزهای جمعه در مکانی در همان خیابان جمع می شدند و عبادت می کردند. وی (ج ٧، ص ٣٧١) نام این مکان را به غلط Taous canإ" " ضبط کرده است . اقبال یغمایی ، مترجم سفرنامه ، آن را در متن به همان صورت «طاووس خانه » و در پانویس به صورت «طاعت خانه » ذکر کرده است (شاردن ، ترجمة فارسی ، ج ٤، ص ١٤٤٦). این اشتباه به تحقیقات متأخر نیز سرایت کرده ، به طوری که گاه نام توحیدخانه و طاووس خانه یا «گنبد طاووس » به یک مکان اطلاق شده است (برای نمونه رجوع کنید به رفیعی مهرآبادی ، ص ٣٧٤)، حال آنکه طاووس خانه که وحید قزوینی آن را در عباسنامه (ص ٢٤٩ـ ٢٥٠) وصف کرده ، باغ وحش و عمارتی در کنار پل شاه (پل خواجو) مشرف به زاینده رود بوده که شاه عباس دوم آن را بنا کرده بوده است (نیز رجوع کنید به عاشق سمنانی ، ص ١٩٥ـ٢٠٣). مینورسکی (میرزا سمیعا، تعلیقات ، ص ١٢٦، پانویس ٢) نیز به اشتباه شاردن اشاره کرده و ضبط درست آن را توحیدخانه دانسته است .
در بارة بانی و تاریخ تأسیس توحیدخانه ، در منابع اختلاف هست : در دستورالملوک میرزارفیع انصاری (میرزارفیعا)،تأسیس و بنای توحیدخانه به طور ضمنی به شاه اسماعیل اول صفوی (حک : ٩٠٧ـ٩٣٠) نسبت داده شده است . به گفتة وی ، شاه اسماعیل که به علت مشاغل سلطنتی عملاً از ارشاد مریدان بازمانده بود، صاحب منصبی رسمی و غیرنظامی با عنوان «خلیفة الخلفا» تعیین کرد تا در توحیدخانه به ارشاد صوفیان و سالکان بپردازد (ص ٣٠٧ـ ٣٠٨). حسینی استرآبادی ، مورخ روزگار شاه سلطان حسین صفوی (١١٠٥ـ ١١٣٥) در تاریخ سلطانی ، دستور بنای توحیدخانه را به شاه عباس کبیر (حک : ٩٩٦ـ ١٠٣٨) نسبت داده است (ص ١٣٤). به نوشتة نه چندان قابل قبولِ رستم الحکما (ص ١٩٧)، طهماسب قلی خان قرخلو (نادر افشار)، به دستور طهماسب دوم صفوی (حک : ١١٣٥ـ ١١٤٥)، در شهر اصفهان پشت عمارت عالی قاپو، گنبدی وسیع برای «صوفیان صافی ضمیر صاحب ذکر» بنا کرد و آن را توحیدخانه نامید.
در دورة صفوی ، نظارت بر امور صوفیان توحیدخانه برعهدة خلیفة الخلفا بود ( رجوع کنید به انصاری مستوفی الممالک ، همانجا؛
میرزا سمیعا، ص ٥٥، تعلیقات مینورسکی ، ص ١٢٥ـ ١٢٦؛
نصیری ، ص ٣٦). به گفتة میرزارفیع انصاری (ص ٣٠٨)، از جمله وظایف خلیفة الخلفا، تعلیم ذکر جَلی و خفی و آداب طریق به صوفیان ، امر به معروف و نهی از منکر، تعیین عملة توحیدخانه و نیز توزیع طعام و حلوا و شمع توحیدخانه و ضبط نذورات در سفر و حضر بوده است .
خلیفة الخلفا به منزلة استاد شاه بود و از میان صوفیان ، خلیفه و مرشد انتخاب می کرد و آنان را به ایالات مختلف می فرستاد (میرزا سمیعا، تعلیقات مینورسکی ، ص ١٢٥؛
نصیری ، همانجا) و هرکس که از وی منصبی می گرفت ، می بایست نذری (از نقد و جنس و شیرینی ) به توحیدخانه می آورد و میان صوفیان و مجاوران توحیدخانه تقسیم می کرد و دویست دینار از وجه آن را در کفگیری طلایی می گذاشت و به خلیفة توحیدخانه می داد تا نزد پادشاه ببرد (انصاری مستوفی الممالک ؛
نصیری ، همانجاها).
بر اساس منابع موجود، آیینها و مراسم توحیدخانه بدین شرح بوده است : صوفیان بایست هر عصر در توحیدخانه حاضر و به ذکر و فاتحه خوانی مشغول می شدند. عصر روز پنجشنبه امرا و بیگلربیگیان و خانها و سلاطین و عمّال هر ولایت ، «تاج بی جیقه و طومار» و به تعبیر میرزاعلی نقی نصیری ، «تاج وَهّاج »، بر سر می نهادند و در توحیدخانه به نیت سلامتی شاه ، حمد و سوره می خواندند. اگر کسی از این رسوم تخلف می کرد، بایست به صوفیان وجهی می پرداخت . این آداب ، حتی در سفرها نیز رعایت می شد و «ناظران بیوتات »، چادر توحیدخانه و فرش و غذا و دیگر مایحتاج سفر را برای صوفیان فراهم می کردند (همانجاها). در منشآت (موجود در کتابخانة ( ش ١ ) مجلس شورای اسلامی ، ش ٢٥٠٦) که ظاهراً همان تحفة شاهی نصیری طوسی (نسخة پاریس ، عکس ش ٣٥٣٥؛
رجوع کنید به دانش پژوه ، ج ١، ص ٢٢٣، ٢٢٥) است ، فرمانی با عنوان «حکم اشرف در باب نسق توحیدخانه صوفیان » آمده که طبق آن ذاکر توحیدخانه باید ذکر بگوید و سورة فاتحه را قرائت کند و ستایشنامه ای را که در آن نام پیران سلسله از شیخ شهاب الدین اهری تا شاه عباس دوم آمده است ، بخواند (انصاری مستوفی الممالک ، یادداشتهای دانش پژوه ، ص ٥٦٣).
بنا بر گزارشی که در ذیل تاریخ عالم آرای عباسی (اسکندر منشی و واله اصفهانی ، ص ١٤٥) زیر وقایع سال ١٠٤٣ آمده ، وابستگان دربار صفوی در صورت ارتکاب جرم بایست برای اعتراف و استدعای عفو از مرشد کامل به توحیدخانه پناه می بردند و تا رضایت دادن او در آنجا می ماندند.
نظارت بر دروازة مقدّس عالی قاپو ــ که پناهندگان در آن بست می نشسته اند ــ نیز برعهدة صوفیان توحیدخانه بوده است (شاردن ، ج ٧، ص ٣٧١). هرگاه به شخصی ظلم می شده یا وی درخواستی داشته ، در درگاه مقدّس دولتخانة پادشاه رو به قبله می ایستاده و تاجی بر سر می نهاده و تا از جانب شاه جوابی نمی رسیده ، سخن نمی گفته و غذا نمی خورده و جز در نماز نمی نشسته است . صوفیان توحیدخانه این حال را به شاه گزارش می دادند و خلیفة الخلفا، پاسخ شاه را به وی ابلاغ می کرد. چنانچه پاسخی نمی رسید، آن شخص باید آنقدر در آنجا می ایستاد تا حاجتش بر آورده شود و اگر پیش از روا شدن حاجت می رفت ، صوفیان او را به سبب رعایت نکردن آداب و حرمت توحیدخانه ، تنبیه می کردند و از او ترجمانی (تاوان یا جریمة نقدی ) می گرفتند؛
بدین ترتیب ، آن شخص ناچار بود که صوفیان را به نحوی راضی کند و از این راه ، صوفیان توحیدخانه استفادة هنگفتی می بردند (نصیری ، ص ٣٧؛
میرزاسمیعا، تعلیقات مینورسکی ، ص ١٢٦). کمپفر که در ١٠٩٥ در اصفهان بوده ، گفته است که طبق رسمی قدیمی ، صوفیان جمعه ها در محل بست ، خاندان صفوی را دعا می کرده اند. وی بی آنکه از توحیدخانه نام ببرد، از بقعه ای یاد کرده که گنبدی مرتفع بر فراز آن بوده است . این بقعه هشت ضلع داشته و از هر دو ضلع آن یکی بدون دیوار بوده است (ص ٢٠٢، ٢٠٥).
چنانکه از تحقیقات و حواشی مینورسکی بر تذکرة الملوک میرزاسمیعا برمی آید، توحیدخانه تنهاجنبة آیینی ومذهبی نداشته ، بلکه وظیفة اصلی صوفیان ودرویشان توحیدخانة اصفهان ،حفاظت از جان شاه بوده است و اینان بخشی از سپاه محسوب می شده اند. صوفیان توحیدخانه ، نگهبان مدخل اصلی قصر و حصار
خارجی آن بودند و از شاه هنگامی که بدون همراه از قصر خارج می شد، حراست می کردند (میرزاسمیعا، مقدمة مینورسکی ، ص ٣٣، تعلیقات ، ص ١٢٦؛
نیز رجوع کنید به شاردن ، ج ٧، ص ٣٧٠).
باستانی پاریزی در مقدمة تذکرة صفویة کرمانِ مشیزی (ص ٣٠ـ٣١) روایتی در بارة انتخاب حاکم کرمان ذکر کرده است که اگر صحیح باشد، دامنة اختیارات و نفوذ سیاسی صوفیان توحیدخانه را تا حد تصمیم گیرندگان مسائل مهم مملکتی ارتقا می بخشد (قس مشیزی ، ص ٦٢٥ـ٦٣٠)؛
با اینهمه ، بنا بر گزارش سانسون که در سالهای آخر دوران سلطنت شاه سلیمان مقیم ایران بود، در اواخر دورة صفویه ، صوفیان قدر و منزلت پیشین را از دست دادند و جز به مشاغل باربری و مهتری و نسقچیگری به کاری برتر گمارده نمی شدند (ص ٥٧).
به هرحال ، توحیدخانه به عنوان جزئی از مجموعة سلطنتی عالی قاپو تا زمان شاه سلطان حسین صفوی برقرار بود. در زمان او صوفیان از توحیدخانه اخراج شدند و به دستور او توحیدخانه نیز توقیف و تعطیل شد (رهربرن ، ص ٥٧ـ ٥٨، به نقل از تاریخ طهماسبیه ). پس از آن جز گزارش مغشوش رستم الحکما در بارة اقدام نادر افشار به دستور طهماسب صفوی برای بازگشایی توحیدخانه ، اطلاع دیگری در دست نیست . در عصر قاجار نیز به طور کلی مراکز صوفیه و درویشان ، رونق چندانی نداشته است (شیروانی ، ص ١٦؛
نیز رجوع کنید به کیانی ، ص ٢٤١). در آثار معاصر، نام توحیدخانة اصفهان در زمرة باغهای اصفهان آمده است ، از جمله در کتاب تاریخ اصفهان و ری تألیف جابری انصاری (ص ٣٥٥؛
نیز رجوع کنید به باغ * ، بخش باغهای تاریخی اصفهان ). در گنجینة آثار تاریخی اصفهان آمده است که باغ توحیدخانه ، باغی است پشت عالی قاپو و تالار طویله و در وسط آن گنبد بسیار وسیع و عجیب و مرتفعی قرار دارد که می گویند مقام توحیدخانة «کُمَّلین » (کاملان ) و موحدان آن زمان بوده است (هنرفر، ص ٧٥٢).
در دورة پهلوی ، باغ و ساختمان آجری توحیدخانه ــ که عوام آن را «گنبد شیرگویا» می گفتند ــ تبدیل به زندان شهربانی شد (رفیعی مهرآبادی ، ص ٣٧٤؛
مقدس ، ص ١٣؛
نیز رجوع کنید به «زندان اصفهان »، ص ٦٧). در اواخر سلطنت پهلوی دوم ، به دستور فرح پهلوی ، مجموعة توحیدخانه و ساختمانهای اطراف آن که بناهایی متعلق به دورة قاجار بود جهت تأسیس دانشکدة پردیس در نظر گرفته شد و در ١٣٥٤ـ ١٣٥٥ش ، دانشکده تأسیس شد. امروزه در این دانشکده ، از بنای توحیدخانه به عنوان تالار اجتماعات و محل برگزاری کلاسهای مرمت ،معماری ، نقاشی و غیره استفاده می شود.
معماری توحیدخانه و محوطة آن ــ بجز آنچه در دورة صفوی احداث شده و شامل بنای گنبد و قسمتهایی از صحن یا حیاط جنوبی و جرز و دهنه های باقیمانده از دیوار شمالی متصل به عالی قاپو بوده است ــ به این شرح است : ١) بناهای خشت و گلی با نمای آجری و طاقهای جناغی در جبهه های شمالی ، غربی و جنوب شرقی . در سه جبهة شمال ، شرق و جنوب محوطه ، راهرو باریکی به عرض ١٨٠ سانتیمتر با جرزهایی به قطر تقریبی یک متر وجود دارد. نمای بیرونی دارای قوسهای نیم دایره است که در دورة دوم شاهان قاجار (از ناصرالدین شاه به بعد) به اقتباس از اروپاییان ساخته شده است . ٢) ساختمانهایی که به علت تغییر کارکرد، تغییر شکل یافته اند و پوشش مسطح دارند و راهرو آنها را به ایوان تبدیل کرده اند. ٣) معماری دوره های اخیر که بیشتر با استفاده از آجر و سیمان اتاقهایی در فضای باغ ساخته اند یا فضاهای بزرگتر را به فضاهای کوچکتر تقسیم کرده اند.
قسمت داخلی گنبد توحیدخانه ، دوازده ضلعی است و برای تبدیل پلان چندضلعی به دایره ، طاقنماهایی ساخته شده که در لبة این طاقنماها نواری به عرض سه تا چهار سانتیمتر به رنگ قرمز دیده می شود.در بالای این قسمت ، کتیبه ای از گچ مشتمل بر صلوات چهارده معصوم با خط ثلث سفید بر زمینة لاجوردی دیده می شود و در بالا و پایین آن نواری تزئینی از گل و بته ترسیم شده است . از تاریخ تحریر کتیبه و کاتب آن اطلاعی در دست نیست (مقدس ، ص ١٤ـ١٧).
غیر از توحیدخانة اصفهان ، در برخی منابع ، از دو بنای دیگر نیز با عنوان توحیدخانه یاد شده است : ١) توحیدخانة بایزید بسطامی . اعتمادالسلطنه (متوفی ١٣١٣) در وصف آرامگاه بایزید از توحیدخانه و عبادتگاه بایزید در سمت غربی مرقد وی نام برده است (ج ١، ص ٦٩ـ٧٠). کتیبة بالای درِ میانی آن ، نام بانی و تاریخ ٧٠٢ را نشان می دهد که احتمالاً سال احداث یا نوسازی آن است . از این عمارت با عنوان «صومعه » نیز یاد شده است ( رجوع کنید به بایزید بسطامی * ، آرامگاه ). با توجه به تاریخ موجود در این کتیبه ، دستِکم تا قرن هشتم ، این مکان به توحیدخانه مشهور نبوده و به احتمال زیاد در زمان اعتمادالسلطنه ، به این نام خوانده شده است (قس همان ، ج ١، ص ٧٠).
٢) رواق توحیدخانة حرم رضوی (در بارة آن رجوع کنید به آستان قدس رضوی * ).
بخشی از تکیه در عثمانی نیز سماع خانه یا توحیدخانه نامیده می شود ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Tekke" ).
منابع :
(١) اسکندرمنشی و محمدیوسف واله اصفهانی ، ذیل تاریخ عالم آرای عباسی ، چاپ سهیلی خوانساری ، تهران ١٣١٧ش ؛
(٢) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مطلع الشمس ، چاپ سنگی تهران ١٣٠١ـ١٣٠٣، چاپ تیمور برهان لیمودهی ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٣ش ؛
(٣) محمدرفیع انصاری مستوفی الممالک ، دستورالملوک ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، در مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ، سال ١٦، ش ٣ (بهمن ١٣٤٧)، ش ٥ و ٦ (مرداد١٣٤٨)؛
(٤) محمدحسن جابری انصاری ، تاریخ اصفهان و ری و همة جهان ، ( اصفهان ) ١٣٢١ش ؛
(٥) حسین بن مرتضی حسینی استرآبادی ، تاریخ سلطانی : از شیخ صفی تا شاه صفی ،چاپ احسان اشرافی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٦) محمدتقی دانش پژوه ، فهرست میکروفیلمهای کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ج ١، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٧) محمدهاشم رستم الحکما، رستم التواریخ ، چاپ محمد مشیری ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٨) ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی ، آثار ملی اصفهان ، تهران ١٣٥٢ش ؛
(٩) کلاوس میشائل رُهربرن ، نظام ایالات در دورة صفویه ، ترجمة کیکاوس جهانداری ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(١٠) «زندان اصفهان »، ماهنامة وحید ، سال ١، ش ٧ (تیر ١٣٤٣)؛
(١١) مارتین سانسون ، سفرنامة سانسون : وضع کشور شاهنشاهی ایران در زمان شاه سلیمان صفوی ، ترجمة تقی تفضلی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(١٢) ژان شاردن ، سفرنامة شاردن ، ترجمة اقبال یغمایی ، تهران ١٣٧٢ـ ١٣٧٥ش ؛
(١٣) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، حدائق السیاحة ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(١٤) میرمحمدمنصور عاشق سمنانی ، «تعریف طاووس خانه »، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، فرهنگ ایران زمین ، ج ١٨ (١٣٥١ش )؛
(١٥) انگلبرت کمپفر، سفرنامة کمپفر ، ترجمة کیکاوس جهانداری ، تهران ١٣٦٠ش ؛
(١٦) محسن کیانی ، تاریخ خانقاه در ایران ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٧) میرمحمدسعیدبن علی مشیزی ، تذکرة صفویة کرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٨) محمد مقدس ، «توحیدخانة اصفهان »، آگاهی نامة سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران ، ش ٣٤ (مهر ١٣٥٧)؛
(١٩) علی نقی نصیری ، القاب و مواجب دورة سلاطین صفویه ، چاپ یوسف رحیم لو، مشهد١٣٧٢ش ؛
(٢٠) محمدطاهربن حسین وحیدقزوینی ، عباسنامه ، یا، شرح زندگانی ٢٢ سالة شاه عباس ثانی ( ١٠٥٢ـ١٠٧٣ )، چاپ ابراهیم دهگان ، اراک ١٣٢٩ش ؛
(٢١) لطف اللّه هنرفر، گنجینة آثار تاریخی اصفهان ، اصفهان ١٣٤٤ش ؛
(٢٢) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L. Langlةs, Paris ١٨١١;
(٢٣) EI ٢ , s.v. "Tekke" (by Nathalie Clayer);
(٢٤) M ¦ârza ¦Sami ـ a ¦, Tad ¢h ¢kirat al-Mulu ¦k: a manual of S ¤afavid adminstration ( circa ١١٣٧/١٧٢٥ ), translated and explained by V. Minorsky, Cambridge ١٩٨٠.
/ نگار ذیلابی /