دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 1ØŒ ص 364Ù€365ØŒ ج 7،ص 303).نامهایی چون عبدشمس ØŒ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ±Ù‘ÙÙ‚ Ùˆ عبدالشارق قرینه ای روشن بر گرایش به پرستش خورشیداست (شیخو، قسم 1ØŒ ص 9Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 55 Ù€56). نهی ØµØ±ÛŒØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† از سجده بر خورشیدوماه نیز نشانة رواج٠باور به خدایی اجرام نورانی آسمانی Ùˆ پرستش آنهاست ( رجوع کنید به ÙØµÙ‘لت :37؛نیز رجوع کنید به نمل : 24Ù€ 25). ØØªÛŒ برخی Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مردم عرب ØŒ Ùˆ بویژه عرب جنوب ØŒ سه جرم آسمانی (ماه Ùˆ خورشید Ùˆ زهره ) را به مثابة نماد یک خانواده (پدر، مادر، ÙØ±Ø²Ù†Ø¯) Ù…ÛŒ پرستیدند Ùˆ نامهای مختل٠بتها نیز به همین سه پدیدة آسمانی ØŒ به اعتبار یکی از اوصا٠آنها، راجع بوده است ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج 6،ص 50 Ù€57؛نیز رجوع کنید به شیخو، قسم 1،ص 8 Ù€11). به پرستش اجرام آسمانی دیگر، از جمله Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ پروین (ثریّا) Ùˆ Ø²ÙØÙ„ Ùˆ دَبَران Ùˆ مریخ ØŒ نیز در منابع اشاره Ùˆ شواهدی برای آن ذکر شده است ØŒ از جمله نامگذاری اشخاص به عبدالثریا Ùˆ عبدالنجم ( رجوع کنید به شیخو، قسم 1ØŒ ص 11Ù€12Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 57 Ù€ 60). تأکید قرآن بر اینکه اللّه ØŒ Ø±Ø¨Ù‘Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' است (نجم : 49) ناظر به همین دیدگاه Ùˆ در مقام Ù†ÙÛŒ آن است ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنانکه اشاره به غروب Ùˆ اÙول پروین ( رجوع کنید به نجم : 1) برای Ù†ÙÛŒ هر گونه تلقی خدایی از آن است ØŒ Ú©Ù‡ برخی قبایل به آن اعتقاد داشتند ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ). گروهی از مردم عرب ØŒ اگرچه Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ ستارگان دیگر را نمی پرستیدند، برای آنها نقش تأثیرگذار قائل بودند Ùˆ بویژه نزول باران را به برآمدن Ùˆ ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† ستارگان (اَنواء * ) نسبت Ù…ÛŒ دادند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 59 Ù€60). پرستش برخی اشیا(موالید) Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª نیز کمابیش شایع بوده است ØŒ مانند پرستش درختی بزرگ به نام «ذات انواط » در منطقة ØÙنَین ØŒ بین Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ طائ٠، Ùˆ درخت خرمای نجران (شیخو، قسم 1ØŒ ص 12Ù€ 13Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 60Ù€61). به همین قیاس ØŒ خداخواندن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ Ú©Ù‡ مدبّران عالم اند، نیز Ø·Ø±ÙØ¯Ø§Ø±Ø§Ù† Ùˆ پیروانی ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† داشته Ùˆ در چند آیة قرآن به رواج این دیدگاه اشاره Ùˆ بر خطا بودن آن تأکید شده است ( رجوع کنید به آل عمران : 80Ø› نساء: 172Ø› سبأ: 40). کاربرد گستردة واژه عبد (جمع آن : عباد) برای ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه ادعای ربوبیت یا دعوت به عبادت٠خود از سوی آنها (برای نمونه رجوع کنید به زخر٠: 19Ø› نساء: 173) نیز ØØ§Ú©ÛŒ از ریشه دار بودن چنان باوری در آن روزگار است . گزارشهایی از گرایش به پرستش جنّیان ØŒ Ú©Ù‡ موجوداتی نادیدنی اند، نیز وجود دارد ( رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ذیل "Arabian religions" ). از تعبیر قرآن هم این نکته برمی آید ( رجوع کنید به سبأ: 41Ø› اعرا٠: 30Ø› انعام : 100Ø› جنّ: 6) Ùˆ دور نیست Ú©Ù‡ در آیة ششم سورة یس ØŒ نهی از پرستش شیطان به همین تلقی خدایی از جن ناظر باشد. اعتقاد به بتها Ùˆ اجرام آسمانی Ùˆ موالید طبیعت Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان در قالب پرستش بروز کرده بود Ùˆ از این نظر آنها را اÙÙ„'Ù‡ (= معبود؛ رجوع کنید به راغب اصÙهانی Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ ذیل «اَلÙهَ») Ù…ÛŒ نامیدند. آنچه این موجودات را در خور پرستش Ù…ÛŒ کرد، بیش از هر چیز اعتقاد به جایگاه آنها در تدبیر عالم Ùˆ تصر٠در تکوین بود Ùˆ از این نظر به آنها ربّ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به گزارش قرآن از Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ابراهیم با مردم شهرش در سورة انعام : 74Ù€79)ØŒ اما کسی به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ این موجودات ØŒ ØØªÛŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ باور نداشت . در کنار اعتقاد به معبودهای گوناگون ØŒ مردم عرب «اللّه » را نیز Ù…ÛŒ شناختند Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ùˆ همة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به او منسوب است . در بارة مبدأ اشتقاق واژة «اللّه »، معنا Ùˆ موارد کاربرد آن در ادبیات عصر جاهلی ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد (شیخو کوشیده است برای کاربرد این Ù„ÙØ¸ در مجموعة واژگان دینی عرب٠پیش از اسلام ØŒ منشأ نصرانی بیابد رجوع کنید به قسم 2ØŒ ص 158Ù€163Ø› نیز رجوع کنید به اللّه * )ØŒ اما از کاربرد گستردة واژة اللّه در قرآن ØŒ آشنا بودن کامل آن برای مخاطبان قابل دانسته Ù…ÛŒ شود. کاربرد این واژه در قرآن ØØ§Ú©ÛŒ از اعتقاد آنان به یک ØÙ‚یقت متعالی Ùˆ بی مانند است ØŒ Ú©Ù‡ اختصاص به یک قبیله یا منطقه ندارد Ùˆ اوست Ú©Ù‡ همه چیز را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ است . قرآن در قالب چند استÙهام تقریری ( رجوع کنید به عنکبوت : 61Ø› لقمان : 25Ø› زمر: 38Ø› زخر٠: 9ØŒ 87) Ùˆ گزاره های متعدد خبری٠متضمن Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز به اللّه ØŒ بویژه اجرام آسمانی Ùˆ مظاهر اعجاب انگیز طبیعت Ùˆ معبودهای مختل٠آن روزگار (مثلاً خلقت آسمان Ùˆ زمین Ùˆ خورشید Ùˆ ماه Ùˆ شب Ùˆ روز بیش از سی بار، خلقت انسان Ùˆ مراØÙ„ آن بیش از ده بار، خلقت ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان سه بار؛ واژة خَلَقَ Ùˆ مشتقاتش Ùˆ اسناد آن به اللّه بیش از دویست بار رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »؛ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ج 2ØŒ ص 708Ù€713) هم اهمیت باور به توØÛŒØ¯ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ را باز نموده Ùˆ هم طنین این باور را نزد مردم عرب نشان داده است . مردم عرب یا گروههایی از ایشان ØŒ علاوه بر اعتقاد به Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به اللّه ØŒ بسیاری از پدیده ها، چون نزول باران Ùˆ رویش نباتات Ùˆ گردش خورشید Ùˆ ماه ØŒ را نیز به اللّه نسبت Ù…ÛŒ دادند ( رجوع کنید به عنکبوت : 61ØŒ 63) Ùˆ ØØªÛŒ شرک ورزی خود را ناشی از مشیّت٠اللّه Ù…ÛŒ شمردند ( رجوع کنید به انعام : 148). آیة 106 سورة یوس٠، بنا بر برخی آرای ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ) ØØ§Ú©ÛŒ از همین دیدگاه رایج نزد مردم قریش یا عموم مردم عرب است Ú©Ù‡ همراه با اعتقاد به اللّه معبودهای دیگر نیز داشتند. آیة 51 سورة Ù†ØÙ„ نیز، Ú©Ù‡ اعتقاد به دو «اÙله » را نادرست Ù…ÛŒ خواند، به این دیدگاه مخاطبان اشاره دارد Ú©Ù‡ به خدای خالق Ùˆ خدای مدبّر باور داشتند ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنین است آیة 45 سورة زمر Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ مردم Ø§Ù†ØØµØ§Ø± الوهیت به اللّه را برنمی ØªØ§ÙØªÙ†Ø¯ ( رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). به گزارش ابن کلبی (ص 6Ù€ 7)ØŒ به رغم رواج بت پرستی در میان مردم عرب ØŒ چون پیشینة دینی آنان توØÛŒØ¯ (دین ابراهیم Ùˆ اسماعیل علیهماالسلام ) بود، آثار Ùˆ نشانه های آن دین در آیینهایشان بروز Ùˆ ظهور داشت Ø› مثلاً برخی از قبایل در تَلبیة ØØ¬ ØŒ خطاب به اللّه Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ او شریکی دارد Ú©Ù‡ خود ØµØ§ØØ¨ اختیار آن است (الاّ شریکٌ هوَ Ù„Ú©ÙŽ تملکه٠وَ ما Ù…ÙŽÙ„ÙŽÚ©ÙŽ). ÙˆÛŒ نیز (ص 7) آیة 106 سورة یوس٠را ناظر به همین گونه از شرک ورزی دانسته است . در ØµÙ„Ø ØÙدیبیّه * نیز متن معاهده ØŒ Ú©Ù‡ سهیل بن عَمرو به نمایندگی از سران قریش آن را امضا کرد، با Â«Ø¨ÙØ³Ù’Ù…ÙÚ©ÙŽ اللهمَّ» آغاز شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). نوع اعتقاد مردم عرب به ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† نیز، از این ØÛŒØ« ØŒ در خور توجه است Ø› ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† دختران٠اللّه اند (انعام : 100Ø› Ù†ØÙ„ : 57Ø› صاÙّات : 149ØŒ 153Ø› زخر٠: 16Ø› طور: 39). همچنانکه به گزارش قرآن ØŒ در اعتقاد نصارا Ùˆ یهود، Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÙŽÛŒØ± پسران٠اللّه اند (توبه : 30Ø› در بارة مراد از این نسبت Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÛŒØ± از نظر معتقدان به آن رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل همین آیه Ùˆ مؤمنون : 91). از قرآن ØŒ همچنانکه از شعر جاهلی ØŒ این نکته نیز دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ مردم عرب هیچگاه به ایزدبانویی در برابر اللّه قائل نبودند Ùˆ اللّه را یکتا Ù…ÛŒ دانستند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 119). ضمناً نباید از نظر دور داشت Ú©Ù‡ برخی از مردم عرب هرگونه باور به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر، Ùˆ به تبع آن پرستش ØŒ را Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کردند. قرآن به این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ اشاراتی دارد Ùˆ برخی Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬Ù‡Ø§ÛŒ قرآنی نیز ناظر به این دیدگاه است (مثلاً آیة 24 جاثیه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه Ø› کلینی ØŒ ج 2ØŒ ص 389ØŒ بنا بر ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام Ø› آیات 29 انعام Ùˆ 30Ù€32 انبیاء نیز همین معنا را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند). رØÙ…ان (رØÙ…'Ù† ) نیز واژه ای آشنا برای مخاطبان قرآن بود. مردم یمن Ùˆ شماری از قبایل (از جمله قَیْس Ùˆ عَکّ) این واژه را هم ارز «اللّه » Ùˆ در همان ساØÙŽØª به کار Ù…ÛŒ بردند، ØØªÛŒ برخی قبایل در تلبیة ØØ¬ ØŒ اللّه را رØÙ…ان Ù…ÛŒ خواندند (لبَّیْکَ، اَنْتَ الرØÙ…انÙ) Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ برای رØÙ…ان ØØ¬ Ù…ÛŒ گزارند (Ù†ÙŽØÙجّ٠لÙلرَّØÙ…انÙ). در بارة پیشینه Ùˆ چگونگی ورود این واژه به مجموعة واژگان دینی عرب Ùˆ نیز ریشه Ùˆ اشتقاق آن Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد. Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان قدیم غالباً آن را از ریشة «رØÙ… » Ùˆ در عین ØØ§Ù„ از نامهای خاص٠خدا دانسته اند Ùˆ برخی از ایشان ØŒ به استناد قرائنی ØŒ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این اسم نزد مردم Ù…Ú©Ù‡ شناخته نبوده Ùˆ قرآن برای نخستین بار آن را به کار برده است ØŒ اما نظر شماری از Ù…ØÙ‚قان اخیر آن است Ú©Ù‡ رØÙ…ان در Ù¾ÛŒ آشنایی مردم عرب با یهود Ùˆ نصارا در میان آنان رواج ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 37Ù€41Ø› نیز رجوع کنید به رØÙ…ان * ). بیان Ùˆ ادلة توØÛŒØ¯ در قرآن . با تأمل در مجموعة آیات قرآن Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª قرآن با تأکید بر پیوند ØÙ‚یقی٠سه مقولة خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت ØŒ منظومة توØÛŒØ¯ÛŒ خود را ارائه کرده است ØŒ با این بیان : ØÙ‚یقتی متعالی Ùˆ یکتا Ùˆ بی مانند Ùˆ بری از شائبة نقص وجود دارد؛ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ عالَم ØŒ یکسر به ارادة این وجود متعالی صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم جز به ارادة همین Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ممکن نیست Ø› پرستش Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù†Ø´ واجب است . از این چهار گزاره ØŒ چندین گزارة ایجابی Ùˆ سلبی ØŒ به دو گونة خبری Ùˆ انشائی ØŒ استنتاج Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قرآن به پاره ای از آنها توجه داده است : ØÙ‚یقت متعالی دارای همة ØµÙØ§Øª کمالی است Ùˆ از هر وصÙÛŒ Ú©Ù‡ لازمة آن نقص است (از جمله ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن ØŒ دارای جزء بودن ) به دور است Ø› عالَم از روی تصاد٠و به دور از ارادة ØÚ©ÛŒÙ…انة یک ØÙ‚یقت متعالی پدید نیامده است Ø› خلقت عالم به چند Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ منسوب نیست Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم ØŒ همه یا بخشهایی از آن ØŒ به هیچ موجودی به استقلال سپرده نشده است Ø› Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ تدبیر٠یک موجود پیوند تکوینی دارند Ùˆ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª تدبیر، استمرار عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ است Ø› داشتن رابطة عبادی ØŒ در معنای گسترده Ùˆ همه جانبة آن ØŒ با خالق Ùˆ مدبّر عالم لازمة قطعی اعتقاد به اوست Ø› هرگونه نسبت پرستش با ØºÛŒØ±Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ناصواب Ùˆ نکوهیده است . چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، روش قرآن در دعوت به توØÛŒØ¯ÙˆØ³Ø§Ø²Ù…اندهی این آموزه ØŒ آمیزه ای از ایجاب Ùˆ سلب است Ùˆ بویژه با عط٠نظر به بداهت یامقبول بودن برخی باورها یا دیدگاهها (Ù…Ø«Ù„Ø§Ù‹ØØ³ پرستش ) بر تصØÛŒØ نگرشها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø®Ø·Ø§Ù‡Ø§ تأکید بیشتری Ù…ÛŒ ورزد. از نخستین سمتگیریهای قرآن در این باب ØŒ بازداشتن مردم از گرایش به خدای قومی Ùˆ منطقه ای Ùˆ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ بر Ù„ÙØ¸ معیّن به مثابة نشانة یک قوم یا قبیله ØŒ است . وارد شدن واژة رØÙ…ان در مجموعة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن Ùˆ کاربرد هم ارز آن با واژة اللّه ØŒ از این ØÛŒØ« درخور دقت است . رØÙ…ان در قرآن بیش از پنجاه بار، بویژه در آیات Ù…Ú©ÛŒ (شانزده بار آن در سورة مریم )ØŒ در بیان ابعادی از آموزة توØÛŒØ¯ قرآنی (Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ از خدا، Ø§Ù†ØØµØ§Ø± بندگی به خدا Ùˆ...) آمده است ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «رØÙ… »). به گزارش قرآن ØŒ این روش برای مردم Ù…Ú©Ù‡ خوشایندنبود Ùˆ از اینکه به عبادت رØÙ…ان ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شدند Ø´Ú¯ÙØª زده بودند، چرا Ú©Ù‡ رØÙ…ان واژة ایشان نبود ( رجوع کنید به ÙØ±Ù‚ان : 60 Ùˆ ØªÙØ§Ø³ÛŒØ± ذیل آن ). آنان پیامبر را نیز، به سبب آنکه در نیایش خود Ú¯ÙØªÙ‡ بود: «یاربَّناالرØÙ…Ù† »، نکوهش Ù…ÛŒ کردند (طبری ØŒ ذیل اسراء: 110). سهیل بن عمرو نیز جملة Ø§ÙØªØªØ§ØÛŒØ© معاهدة ØµÙ„Ø ØØ¯ÛŒØ¨ÛŒÙ‘Ù‡ (بسم اللّه الرØÙ…Ù† الرØÛŒÙ… ) را از آن نظر Ú©Ù‡ مشتمل بر واژة رØÙ…ان بود Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ خواستار ØØ°Ù این کلمه شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). با اینهمه ØŒ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ قرآن بر کاربرد نسبتاً ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† این واژه از آنروست Ú©Ù‡ جهت اصلی دعوت توØÛŒØ¯ÛŒ را تبیین کند؛ اختلا٠بر سر Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ نیست Ùˆ اللّه نامهای نیکو دارد Ùˆ او را با هریک از این نامها Ù…ÛŒ توان خواند ( رجوع کنید به اسراء: 110). به نظر Ù…ÛŒ رسد همین تعلیم قرآنی سبب شد Ú©Ù‡ پس از گسترش اسلام ØŒ واژه های توØÛŒØ¯ÛŒÙ زبانهای دیگر (خدا،یزدان ،تاری ،تَنْری )،بسهولت Ùˆ بی هیچ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØªÛŒ ØŒ به خانوادة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن بپیوندد. در استدلال بر یگانگی خدا، در تعبیر اطلاقی Ùˆ همه جانبة آن ØŒ قرآن از یک گواهی همگانی خبر داده است Ø› خدا Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ دانشمندان ØŒ بر پایة عدالت ØŒ گواه بر یگانگی خدای اند ( رجوع کنید به آل عمران : 18). در بارة این آیه Ùˆ مراد از گواهی دادن خدا به یگانگی خودش (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯Ø§Ù„لّهÙ)ØŒ بسیاری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† قائل به گونه ای مجاز در قرآن شده اند (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽ Ø¨Ù‡ معنای بَیَّنَ، اَعْلَمَ، ØÙŽÚ©ÙŽÙ…ÙŽ)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ خدا با Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØÚ©ÛŒÙ…انه اش شواهد متقن بر یگانگی خود را پیش روی هر بیننده ای قرار داده ØŒ همچنانکه با گسیل کردن پیامبران دلایلی استوار بر درستی این باور ارائه کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ماوردی Ø› بیضاوی Ø› ابن عاشور، ذیل آیه ). در واقع ØŒ این خداست Ú©Ù‡ دانشمندان Ùˆ جویندگان را به یکتایی اش رهنمون Ù…ÛŒ شود Ùˆ بنابراین ØŒ او خود گواه راستین بر یگانگی خویش است ( رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه ). سبب اصلی گرایش Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† به این تأویل Ùˆ رها کردن معنای اصلی شهادت (خبردادن٠مبنی بر مشاهده )ØŒ آن است Ú©Ù‡ لازمة معنای اصلی ØŒ پذیرش یگانگی خدا از طریق خبر (نقل ØŒ سمع ) است Ú©Ù‡ به Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù «دَوْر» Ù…ÛŒ انجامد، زیرا اذعان به درستی این خبر، چون در قرآن آمده ØŒ منوط به قبول وجود خداست . شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (مثلاً ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 188Ù€189) در Ø±ÙØ¹ این اشکال نکاتی را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. مهمتر از همه آنکه ØŒ توØÛŒØ¯ØŒ چنانکه متکلمان نیز Ú¯ÙØªÙ‡ اند، از راه دلایل سمعی ØŒ اثبات شدنی است از آنرو Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒØ§Ù†ÛŒ Ùˆ الوهی بودن قرآن با ØªØØ¯Ù‘ÛŒ اثبات Ùˆ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود Ùˆ قبول درستی قرآن منوط به اعتقاد به یگانگی خدا نیست . ØØ§Ù„ ØŒ ÙˆØÛŒ کنندة قرآن از یکتایی خود، در برابر دیدگاه چندخدایی ØŒ خبر داده است ( رجوع کنید به بخش 4). طباطبائی ØŒ ØØªÛŒ این خبر را از آنرو Ú©Ù‡ سخن خداست Ùˆ دروغ Ùˆ ناروا (الکذب Ùˆ الزور) به ساØÙŽØª الوهی راه ندارد، یقین آورتر از برهانهای عقلی شمرده Ùˆ ضمن تأیید مضمون بیان Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ سیاق آیه را از گونة شهادت Ù„ÙØ¸ÛŒ دانسته است (ذیل آل عمران : 18Ø› انعام : 19Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 187Ù€ 188). به نظر عبدÙÙ‡ ØŒ چون مخاطبان اولیة آیة مورد Ø¨ØØ« (آل عمران : 18)ØŒ مشرکان بودند (نه منکران ) Ùˆ آنها به وجود اللّه اعتقاد داشتند (Ùˆ قرآن را ÙˆØÛŒ او Ù…ÛŒ شمردند)ØŒ ارائة این گزاره در قرآن رواست Ø› بعلاوه ØŒ این گزاره با ارائة دلایل Ùˆ نشانه های صدق آن در قرآن همراه است . به تعبیر دیگر، قرآن مخاطبان را به تأمل در مطالب این کتاب ØŒ Ú©Ù‡ آکنده از دلایل توØÛŒØ¯ است ØŒ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ است ( رجوع کنید به رشیدرضا، ذیل آیه ). در بارة گواهی ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† بر یکتایی خدا، Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1412Ø› مراغی Ø› رشیدرضا، ذیل آل عمران : 18) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ این گواهی در قالب ÙˆØÛŒ به انبیا ارائه شده است ØŒ همچنانکه دانشمندان نیز بر پایة دلایل Ø¢ÙØ§Ù‚ÛŒ Ùˆ Ø§Ù†ÙØ³ÛŒ ØŒ به یگانگی خدا شهادت Ù…ÛŒ دهند. در واقع ØŒ قرآن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را پیام آوران توØÛŒØ¯ Ù…ÛŒ شناساند تا هم اعتقاد مشرکان به خدایی آنان را نادرست اعلام کند Ùˆ هم اساس ÙˆØÛŒ (توØÛŒØ¯) را باز شناساند. تأکید بر شهادت دانشمندان نیز متضمن این ادعاست Ú©Ù‡ هرکس بر پایة دانش به عالَم بنگرد، جز به اعتقاد به وجود خدای یکتا نمی رسد. در هر صورت به نظر Ù…ÛŒ رسد یگانگی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ در آیه 18 سورة آل عمران ØŒ ÙØ§Ø±Øº از اقسام توØÛŒØ¯ یا شامل همة اقسام آن است . توØÛŒØ¯ خالقیت . در موضوع یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن گذشته از ارجاع مخاطبان به باور عمومی Ùˆ بداهت مسئله Ùˆ نیز بیان Ù¾ÛŒ درپی٠انتساب همة موجودات در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به خدا، با ذکر مثالها Ùˆ مصداقهای آن ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »)ØŒ گاه به یکدستی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ú©Ù‡ نشانة انتساب همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ها به یک خالق است ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . در سورة Ù…ÙÙ„Ú© (آیة 3 Ùˆ 4) سخن از Ù†ÙÛŒ Â«ØªÙØ§ÙˆØª » (ناهمگونی ØŒ Ø¢Ø´ÙØªÚ¯ÛŒ ) Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† است Ùˆ مخاطبان به بازنگری پیاپی در مجموعة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ÙØ±Ø§ خوانده شده اند تا دریابند Ú©Ù‡ خلل (ÙÙØ·ÙˆØ±) بدان راه ندارد Ùˆ هرچه بیشتر بجویند ناتوانی آنان در ÛŒØ§ÙØªÙ†Ù کمترین اختلال در تکوین آشکارتر Ù…ÛŒ شود. به Ú¯ÙØªØ© Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ موضوع این آیه پیوستگی تمام عیار اجزای عالَم ØŒ به مثابة گواه بر یکتایی خالق ØŒ است ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). آیة 164 سورة بقره نیز Ú©Ù‡ مشتمل بر ذکر هشت نمونه (آیات ) از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدا Ùˆ کار هماهنگ آنها Ùˆ پیوند استوارشان است ØŒ به نظر Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ در مقام برهان آوری بر یکتایی خداست Ú©Ù‡ در آیة قبل (163 بقره ) Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است (ÙˆÙŽ اÙÙ„'Ù‡ÙÚ©ÙÙ… اÙلهٌ واØÙدٌ؛ برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› نظام الاعرج Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). از سوی دیگر، قرآن با Ø·Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† پرسش Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدایان٠دیگر کدام اند، نظر مخاطبان را به این دقیقه معطو٠کرده است Ú©Ù‡ از نگاه به مجموعة عالَم دانسته Ù…ÛŒ شود هیچ موجودی بیرون از دایرة انتساب به اللّه قرار نمی گیرد تا برای آن Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ای دیگر جستجو شود ( رجوع کنید به لقمان : 11). همین نکته در پرسش انکاری دیگری نیز باز Ú¯ÙØªÙ‡ شده است : آیا آنها Ú©Ù‡ شرک Ù…ÛŒ ورزند Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† خدایانشان را دیده اند تا بر اثر آن به خطا در Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ باشند؟ (رعد: 16). بعلاوه ØŒ عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ چنان پیچیده Ùˆ بدیع است Ú©Ù‡ اگر تمام معبودهای مشرکان ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آیند، یارای Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† ساده ترین Ùˆ کوچکترین چیز (در تمثیل قرآن : مگس ) را ندارند (ØØ¬ : 73). توØÛŒØ¯ ربوبیت . یکتایی مدبّر بیش از ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ در موارد زیادی با عنایت به بداهت Ùˆ مقبول بودن ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ مورد انکار نبودن توØÛŒØ¯ خالقیت از نظر مشرکان ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 11ØŒ ص 326Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 281)ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبی موردتوجه Ùˆ تأکید Ù‚Ø±Ø§Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ گرچه گاهی نیز ÙˆØØ¯Øª تدبیر در عالم نشانة یگانگی خالق معرÙÛŒ شده است . در نخستین آیة قرآن (علق : 1) خطاب به پیامبر Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ پروردگار تو همان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© عالَم است Ùˆ همین مضمون در چند جای دیگر تکرار شده است (برای نمونه رجوع کنید به بقره : 21Ø› آل عمران : 49Ø› نساء: 1). قرآن بیش از پنجاه بار از اللّه Ú©Ù‡ خالق عالم است ØŒ با وص٠یا Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ ربّالعالمین Ùˆ تعبیراتی از این دست (ربّکم ØŒ ربّنا، ربّالعرش Ùˆ...) نام برده است (مثلاً: ÙÙŽÙ„ÙŽÙ„Ù‘Ù‡ÙØ§Ù„ØÙ…Ø¯Ù Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„سموات٠و Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„ارض Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„عالمین ØŒ جاثیه :36Ø› عبدالباقی ØŒ ذیل «اللّه »).بعلاوه ،با تعبیرات گوناگون ØŒ ادارة عالَم چون گردش ماه وخورشید، رویش گیاهان ØŒ روزی رسانی ØŒ نزول باران Ùˆ میراندن انسانها را کار٠اللّه دانسته است . تعبیراتی چون استوای بر عرش (برای نمونه رجوع کنید به اعرا٠: 54Ø› یونس : 3)ØŒ شمول کرسی٠(علم / قدرت ) خدا بر آسمانها Ùˆ زمین (بقره : 255)ØŒ در دست داشتن ملکوت هر چیز (مؤمنون : 88) Ùˆ تدبیر امر (یونس : 31) نیز ناظر به همین نکته است . Ù†ÙÛŒ هرگونه مداخلة آلهه در امور عالم نیز بر وجه٠سلبی٠توØÛŒØ¯ ربوبیت تأکید دارد (برای نمونه رجوع کنید به اسراء: 42Ø› مریم : 81Ø› انبیاء: 22). در بیان قرآن ØŒ «خلق » Ùˆ «امر» (تدبیر) هر دو از آن٠خداست (اعرا٠: 54)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ تدبیر هر چیز ادامة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ آن Ùˆ جدایی ناپذیر از آن است Ùˆ مدبّر یک چیز نمی تواند جز Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آن باشد. در آیة پنجاهم سورة Ø·'Ù‡ ' از زبان موسی خطاب به ÙØ±Ø¹ÙˆÙ† ØŒ در معرÙÛŒ «ربّ موسی »، آمده است Ú©Ù‡ این ربّ به همه چیز وجود داده Ùˆ سپس آن را هدایت کرده است (اَعْطی ' کلَّ شیئی٠خَلْقَه٠ثمّ هَدی ). در آیة 62 سورة زمر نیز همین دیدگاه را Ø¨Ø§Ø²Ú¯ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© همه چیز Ùˆ نگاهبان (وکیل ) آنهاست ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). اساساً تعبیر «خالق Ú©Ù„ شیئیÙ» (مثلاً انعام : 102Ø› رعد: 16)ØŒ Ú©Ù‡ نسبت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز را به خدا بیان Ù…ÛŒ کند، متضمن این نکته است Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† علاوه بر ØØ¯ÙˆØ« ØŒ در بقا (به تعبیر دقیقتر: استمرار وجود) نیز نیازمند اویند Ùˆ این به معنای تدبیر آنهاست Ø› هر موجودی ØŒ به ØØ³Ø¨ ØÙ‚یقت وجودیش ØŒ مقتضیات Ùˆ آثار Ùˆ لوازم Ùˆ دگرگونیهایی دارد Ùˆ بین آن Ùˆ دیگر موجودات تأثر Ùˆ تأثیر روی Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن پدید آمدن «اشیاء» (رویش گیاهان ØŒ بارش باران ØŒ زایش ØŒ صاعقه ØŒ گرما، سرما،...) است Ùˆ طبق این تعبیر خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آنهاست Ùˆ بنابراین او مدبّر همة عالم است . در واقع ØŒ بیان یگانگی خالق در این عبارت معطو٠به یگانگی تدبیر است Ùˆ خلقت ØŒ تجلی تدبیری ØÚ©ÛŒÙ…انه Ùˆ دقیق Ùˆ برخاسته از یک اراده است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل انعام : 102). خطاب قرآن به مشرکان عرب Ú©Ù‡ چرا به دو اÙله (خالق ØŒ مدبّر) باور دارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ùقط یک اله وجود دارد (Ù†ØÙ„ : 51)ØŒ نیز در مقام بیان جدایی ناپذیری خالق Ùˆ ربّ است Ø› تدبیر هر چیز Ùقط با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± آن چیز بودن ممکن است ØŒ زیرا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ مقتضیات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ را Ù…ÛŒ داند (طباطبائی ،ذیل آیه ). شاید آیة 56 سورة انبیاء ــ Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ ØØ¶Ø±Øª ابراهیم ربّ آسمانها Ùˆ زمین را خالق آنها (الَّذی Ùَطَرهنَّ) معرÙÛŒ کرده ــ ناظر به همین دقیقه باشد. قرآن در همین سیاق نکته ای دیگر را نیز بازمی نماید: مدبّر واقعی عالم در Ú©Ùنه باور مشرکان (Ùˆ همة انسانها) همان اللّه است Ùˆ شرک در تدبیر امری عارضی است Ø› ازینرو، چون به تنگناها Ùˆ دشواریها Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± Ù…ÛŒ شوند Ùقط او را Ù…ÛŒ خوانند نه آنان را Ú©Ù‡ مدبّر یا مؤثر Ù…ÛŒ پندارند (Ù†ØÙ„ :53Ø› اسراء:67Ø› نیز رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیة اخیر). در آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ وابستگی هر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ای به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش بیان Ùˆ بر اساس آن بر Ù†ÙÛŒ شرک ØŒ بویژه شرک در تدبیر، Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . موضوع این آیه Ùˆ چند آیه قبل از آن (84 Ù€ 91 مؤمنون ) توØÛŒØ¯ در تدبیر عالم است (طباطبائی ØŒ ج 15ØŒ ص 53) Ùˆ در آنها پس از چند تذکار در قالب پرسش تقریری ØŒ اعتقاد به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن خدا (به معنای جدا شدن چیزی از او Ú©Ù‡ بهری از ØÙ‚یقت الوهی دارد رجوع کنید به همان ØŒ ج 15ØŒ ص 61) قاطعانه Ù†ÙÛŒ شده Ùˆ آنگاه نادرستی عقیدة چندخدایی Ù…Ø·Ø±Ø Ú¯Ø±Ø¯ÛŒØ¯Ù‡ است . بیان قرآن این است : اگر همراه با اللّه خدایان دیگر بودند، هر خدایی آنچه را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ با خود Ù…ÛŒ برد Ùˆ ØØªÙ…اً بعضی از آنها بر بعضی دیگر تÙوق Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯. این بیان Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ ØØ§Ú©ÛŒ از اصل درهم تنیدگی خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ وابستگی مستمر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ در این آیه بیان شده است Ú©Ù‡ وجود چند مدبّر، تنها در صورت تدبیرهای جدا از هم معنا دارد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن قطعاً بروز ناپیوستگی در مجموعة عالم است . پس اگر ناپیوستگی در عالم نباشد، چند مدبّر نیز وجود ندارد. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ پیوستگی وثیق در ادارة جهان (اتصال تدبیر) برای هر کسی مشهود است . در آیة Ù…ÙˆØ±Ø¯Ø¨ØØ« ØŒ Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ دیگر نیز برای ÙØ±Ø¶ چند خدای مدبّر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : تدبیر عالَم (Ùˆ هر مجموعة گسترده Ùˆ پیچیده ای ) در دو Ø³Ø·Ø Ø·ÙˆÙ„ÛŒ Ùˆ عرضی (تدبیرهای Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ جزئی ) سامان Ù…ÛŒ یابد Ùˆ بنابراین لازمة وجود چند مدبّر٠مستقل ØŒ آن است Ú©Ù‡ برخی از آنان از برخی دیگر بزرگتر Ùˆ برتر باشند؛ یعنی ØŒ برخی خدایان زیرنظر برخی دیگر قرار گیرند. این Ø®Ù„Ø§Ù ÙØ±Ø¶ است ØŒ چرا Ú©Ù‡ الوهیت با وصÙ٠نیاز Ùˆ وابستگی سازگاری ندارد. Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در آیة 22 سورة انبیاء نیز به صورت برهانی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† غالباً این آیه را ناظر به اثبات توØÛŒØ¯ صانع دانسته اند (طباطبائی ØŒ ذیل آیه )ØŒ هر چند بیشتر بیانها بر پایة تدبیر عالَم ارائه شده است . متکلمان نیز این آیه ØŒ همچنانکه آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ را تقریری از برهان٠تمانع * تلقی کرده اند، اما به تعبیر طباطبائی (ذیل آیه ) Ùˆ برخی دیگر (مثلاً ابن عاشور، ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 267) جهت اصلی آیه ØŒ استدلال بر ÙˆØØ¯Øª تدبیر است . در این آیه ØŒ به روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ تباه نشدن (یعنی برجای ماندن Ùˆ به هم پیوستگی عالَم ) نشانة قطعی توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ چند خدا شناسانده شده است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ تعبیر «الاّ اللّه » به جدایی ناپذیری خلق Ùˆ تدبیر اشعار دارد، با این بیان : اگر در آسمانها Ùˆ زمین (عالَم تکوین ) خدایانی جز اللّه (آلهةٌ الاّ اللّه ) بودند، آنها تباه Ù…ÛŒ شدند (مراد از وجود خدایانی در آسمانهاوزمین ØŒ همان اداره Ùˆ تدبیر عالم است رجوع کنید به Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ ج 18ØŒ ص 59 Ù€60ØŒ ذیل آیه ). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† وعالمان Ù†ØÙˆ در بارة واژة «الاّ » در این آیه Ø¨ØØ« کرده Ùˆ غالباً، بر خلا٠Ùَرّاء (ج 2ØŒ ص 200)ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این واژه در معنای وصÙÛŒ (نه به صورت ادات استثنا) به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ اگر خدایانی ØŒ با ØµÙØª «غیراللّه » در عالم بودند ÙØ±Ø¬Ø§Ù… کار تباهی بود (علاوه بر منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ رجوع کنید به ابن هشام ØŒ ج 1ØŒ ص 70Ù€ 71). به تعبیر دیگر، همچنانکه زمخشری Ùˆ نظام الاعرج نیشابوری (ذیل آیه ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند، این آیه هم به Ù†ÙÛŒ چند خدای مدبّر (آلهةٌ) Ùˆ هم به Ù†ÙÛŒ تدبیر عالَم بر دست خدایی ÙØ§Ù‚د ÙˆØµÙ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ (الاّ اللّه ) نظر دارد. در منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ Ùˆ بیش از همه Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ در بارة برهان این آیه Ùˆ یقینی یا اقناعی بودن آن ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª بسیار داده شده Ùˆ دلایل Ù…ØØ§Ù„ بودن وجود چند خدا ــ Ú©Ù‡ لازمة آن بروز اراده های جدا از هم ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† ØŒ Ù…ÛŒ باشد ــ بیان گردیده است . به نوشتة ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ (1421ØŒ ذیل آیه )ØŒ دقت در این آیه نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ Ù†ÙØ³ موجودیت عالم ØŒ Ùˆ ØØªÛŒ موجود بودن٠هریک از جواهر Ùˆ اعراض ØŒ دلیلی رسا بر توØÛŒØ¯ است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد هد٠اصلی در این آیه ØŒ توجه دادن به یکدستی Ùˆ یکپارچگی عالم است Ú©Ù‡ نشانة ÙˆØØ¯Øª تدبیر در آن به اراده Ùˆ ÙØ±Ù…ان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش (اللّه ) است Ø› تنها Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© هرچیز است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ تواند مدبّر آن باشد Ùˆ عالَم تکوین Ú©Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùقط به اللّه انتساب دارد، در تدبیر نیز Ùقط به او نیازمند است . بدیهی است با اثبات نادرستی اعتقاد به چند مدبّر، نادرستی اعتقاد به چند صانع نیز به طریق اَوْلی ' اثبات Ù…ÛŒ شود. آیة 42 سورة اسراء نیز متضمن استدلال بر توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ شرک است . طبق آیه ØŒ لازمة وجود چند خدای مدبّر غلبه جویی این خدایان بر اللّه (تعبیر آیه : ذی العرش ) است تا سیطره Ùˆ مالکیت او بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را از ÙˆÛŒ بگیرند Ùˆ چون چنین نشده Ùˆ نمی شود، ملزوم (چندخدایی )نیز Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ گردد (طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† مضمون این آیه را با آیة 22 سورة انبیاء یکی دانسته اند (از جمله رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل اسراء: 42 Ùˆ انبیاء: 22Ø› طوسی ØŒ التبیان Ø› ابن جوزی ØŒ ذیل اسراء: 42)ØŒ ØØ§Ù„ آنکه آیه جهتی دیگر (غلبه جویی ) را در نظر دارد. Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است در بارة این آیه ØŒ دیدگاه ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ دیگری نیز هست Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ لازمة وجود چند خدا (به معنای Ø´Ùیعان Ùˆ خدایان Ú©ÙˆÚ†Ú© ) آن است Ú©Ù‡ آنها نیز خود به خدای برتر (ذی العرش ) تقرب جویند؛ در واقع ØŒ اینها خدا یا Ø´Ùیع Ù…Ù‚Ø±Ù‘ÙØ¨ نیستند ( رجوع کنید به ماوردی Ø› ابن جوزی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› مراغی ØŒ ذیل اسراء: 42). برای توØÛŒØ¯ ربوبی از منظری دیگر نیز در قرآن Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است : بنی آدم ØŒ همگان ØŒ در پیشگاه خدا (اَشهَدَهم علی Ø§Ù†ÙØ³Ù‡ÙÙ… ) Ùˆ در پاسخ یک استÙهام تقریری (اَلَسْت٠بربّکم ) به ربوبیت او گواهی داده اند (قالوا بَلی ') Ùˆ همین گواهی سنگ بنای زندگی آنان تا ابد Ùˆ نیز رابطه ای Ú©Ù‡ با خالق عالَم دارند، شده است ( رجوع کنید به اعرا٠: 172Ù€174). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† در بارة مدلول آیه از یک جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر دارند Ùˆ آن اینکه قرآن از یک Ù…Ø¹Ø±ÙØªÙ مستقیم٠همة انسانها به خدای خالق Ùˆ مدبّر سخن Ù…ÛŒ گوید، Ù…Ø¹Ø±ÙØªÛŒ همراه با اقرار Ùˆ پذیرش (در بارة اینکه آیا آیه Ùقط در مقام بیان Ù…Ø¹Ø±ÙØª ÙØ·Ø±ÛŒ است یا بیانی است رمزی از یک نشئة وجودی Ú©Ù‡ از آن به عالم ذرّ یا اَلَسْت تعبیر شده یا به وجود جمعی٠بنی آدم در Ù…ØØ¶Ø± ربوبی اشاره دارد رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 63Ù€82Ø› نیز رجوع کنید به ذرّ، عالم * ). قرآن در موضوع توØÛŒØ¯ ربوبی بر یک نکتة دیگر نیز تأکید کرده ØŒ Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ ربوبیت در عالم تشریع است . همانگونه Ú©Ù‡ تدبیر عالم تکوین به هیج موجودی سپرده نشده ØŒ در عالم انسانی نیز هیچ کس مقام ربوبی ندارد. مخاطب قرآن در این Ø¨ØØ« ØŒ بویژه اهل کتاب بوده اند Ú©Ù‡ برای Ø§ÙŽØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان چنین منزلتی Ù…ÛŒ شناختند Ùˆ به تعبیر قرآن ØŒ آنها را ارباب Ù…ÛŒ شمردند Ú©Ù‡ به استقلال ØŒ ØÙ‚ تشریع دارند ( رجوع کنید به توبه : 31Ø› آل عمران : 64). جهت استدلال قرآن در این Ø¨ØØ« نیز همان جدایی ناپذیری Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ از تدبیر است . وضع قانون برای ÙØ±Ø¯ یا اجتماع مستلزم آگاهی از همة ابعاد وجودی انسانها Ùˆ مقتضیات عالم انسانی است Ú©Ù‡ این آگاهی Ø§Ù†ØØµØ§Ø± به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ دارد ( رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 62Ù€63ØŒ 81Ø› نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). تأکید قرآن بر دو مقولة توØÛŒØ¯ خالقیت Ùˆ ربوبیت Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه تأثیرگذاری استقلالی در عالَم (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ )ØŒ منشأ چند پرسش اساسی شده است ØŒ بدین قرار: آیا در نظام Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ ادارة عالَم ØŒ همة پدیده ها Ùˆ کارها مستقیماً به خدا منسوب Ù…ÛŒ شود یا ÙØ§Ø¹Ù„های غیرمستقل (کارگزار) Ùˆ با واسطه نیز وجود دارند؟ (در قرآن از ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† مدبّر امر، ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ای Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒ Ù…ÛŒ کند، ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ جانها را Ù…ÛŒ ستانند، Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† توسط ØØ¶Ø±Øª عیسی به اذن خدا، Ø´ÙØ§Ø¹Øª برخی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† به اذن خدا Ùˆ... سخن به میان آمده است رجوع کنید به نازعات : 5Ø› شوری : 51Ø› نساء: 97Ø› سجده : 11Ø› مائده : 110Ø› آل عمران : 49Ø› طه : 109)Ø› اگر ÙØ§Ø¹Ù„ همه چیز خداست ØŒ شرور Ú†Ù‡ وضعی دارد، به غیر خدا منسوب است یا به خدا؟ (هریک از دو طر٠قضیه Ù…ØØ°ÙˆØ± دارد)Ø› انسانها در کارهایشان Ú†Ù‡ سهمی از اراده Ùˆ اختیار دارند، به استقلال عمل Ù…ÛŒ کنند یا مسخر اراده Ùˆ تدبیر خدای عالَم اند؟ (در اینجا نیز هر طر٠قضیه با Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ روبروست ). نوع پاسخ به این پرسشها، Ú†Ù‡ بر پایة مجموعة آیات قرآن Ùˆ Ú†Ù‡ بر پایة Ù…ÙØ±ÙˆØ¶Ø§Øª Ùˆ مقبولات عقلی Ùˆ نقلی Ùˆ غیر آن ØŒ موجب بروز آرای مختل٠و اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ متقابل Ùˆ پیدایی ÙØ±Ù‚ ومکاتب Ùˆ مذاهب Ùˆ گاه منازعات شدید Ùˆ ناگوار در عالم اسلامی شده است . مجبّره * Ùˆ قدریه * Ùˆ معتزله * Ùˆ اشاعره * در همین سیاق Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ هرچند بعداً وجوه ÙØ§Ø±Ù‚ دیگر Ùˆ تقسیمات درونی ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ بعضاً در برخی آموزه های خود تجدیدنظر کردند.Ù…Ø¨Ø§ØØ«ÛŒ چون تÙویض * ØŒ توسل * ØŒ جبر Ùˆ اختیار * ØŒ شر/ شرور * ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª * ØŒ عدل * ØŒ غلو * ØŒ کسب * نیز، هر یک به ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ± موضوع ØŒ ناظر به همان پرسشهایند. توØÛŒØ¯ عبادت . Ø§Ù†ØØµØ§Ø± عبادت به خدا، به صورتهای گوناگون در قرآن مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 209) مخاطبان اولیة قرآن در ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ ربّ اختلاÙÛŒ نداشتند، اختلا٠اساسی آنان در توØÛŒØ¯ عبادت (به تعبیر او: توØÛŒØ¯ اÙله ) بود. مراد از عبادت ØŒ Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± کرنش آمیز٠برخاسته از باور به الوهیت معبود است (راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «عبد»؛ Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 388Ù€ 396). شاید به همین سبب ØŒ برخی توØÛŒØ¯ عبادت را متراد٠توØÛŒØ¯ الوهیت یا ثمرة آن دانسته اند ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1421ØŒ ج 1ØŒ جزء1ØŒ ص 57 Ù€ 58Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 291Ù€ 292). از قرآن ØŒ در این باره چند آموزه استنباط Ù…ÛŒ شود: نخست اینکه انسانها باید خالق٠مدبّر عالَم را عبادت کنند (Ø°Ù„Ú©Ù…ÙØ§Ù„لّه٠ربّÙÚ©Ù… ÙÙŽØ§Ø¹Ù’Ø¨ÙØ¯ÙˆÙ‡ Ø› یونس : 3Ø› Ùˆ در همین مضمون ØŒ Ù†ØÙ„ : 20Ø› ØØ¬ : 73Ø› ÙØ±Ù‚ان : 3Ø› ÙØ§Ø·Ø±: 40Ø› مائده : 72Ø› آل عمران : 51Ø› انعام : 102)ØŒ یعنی انسان نمی تواند با خدای Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر نسبتی غیرعبادی داشته باشد (طباطبائی ØŒ ج 10ØŒ ص 274Ù€275). دوم اینکه عبادت ØŒ همة Ø³Ø§ØØªÙ‡Ø§ÛŒ وجودی آدمیان (از جمله تقنین Ùˆ تشریع Ùˆ اطاعت ) را در بر Ù…ÛŒ گیرد. خداست Ú©Ù‡ برای انسانها شریعت مقرر Ù…ÛŒ کند (مائده : 48Ø› شوری : 13) Ùˆ به اطاعت خود Ùˆ شریعتش ÙØ±Ø§ Ù…ÛŒ خواند (یوس٠: 40Ø› آل عمران : 32Ø› نساء: 59) Ùˆ مردم اهل کتاب Ú©Ù‡ Â«Ø§ØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان » را دارای ØÙ‚ قانونگذاری Ùˆ تغییر شریعت الاهی Ù…ÛŒ دانستند Ùˆ این ØµØ§ØØ¨Ø§Ù†Ù مقامات دینی نیز از رهگذر باور ناصواب آنان کسب ØØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ کردند، در واقع عبادت خدا را وانهاده بودند Ùˆ از همین دید در قرآن نکوهش شده اند (توبه : 31ØŒ34Ø› نیز رجوع کنید به سطور پیشین ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبیت ). سوم اینکه همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (کلّ٠مَن ÙÛŒ السموات٠و Ø§Ù„Ø§Ø±Ø¶ÙØŒ مریم : 93) «عَبْد» خدایند (راغب اصÙهانی این عبادت را عبادت ایجاد نامیده است رجوع کنید به ذیل «عبد») Ùˆ این عبودیت ØŒ Ú©Ù‡ بیانی از مسخّر ارادة خدا بودن است ØŒ در چند جای دیگر با عنوان سجده ØŒ Ú©Ù‡ رساترین نماد عبادت است ØŒ ذکر گردیده است ( رجوع کنید به رعد: 15Ø› Ù†ØÙ„ : 49Ø› ØØ¬ : 18Ø› راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «سجد» Ú©Ù‡ این سجده را سجدة تسخیر نامیده است ). بویژه ØŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ همة موجوداتی Ú©Ù‡ در بارة آنها باورهای خدایی وجود داشت ØŒ با ÙˆØµÙ Â«Ø¹Ø¨Ø§Ø¯ÙØ§Ù„رØÙ…Ù† »، «عبادٌ Ù…Ùکْرَمونَ» (انبیاء: 26) Ùˆ «عبادٌ امثالÙÚ©Ù… » (اعرا٠: 194) معرÙÛŒ شده اند. تأکید بر وص٠«عبد» برای پیامبران Ú©Ù‡ از علم Ùˆ قدرت الاهی برخوردار بودند Ùˆ Ú†Ù‡ بسا شائبة الوهیت در بارة آنان پیش Ù…ÛŒ آمد (همچنانکه در بارة عیسی علیه السلام چنین شد رجوع کنید به مائده : 71Ù€72ØŒ 116)ØŒ از همین جهت درخور توجه است ( رجوع کنید به اسراء: 3 Ùˆ قمر: 9 در بارة Ù†ÙˆØ Ø› ص : 17 در بارة داوود؛ ص : 30 در بارة سلیمان Ø› ص : 41 در بارة ایوب Ø› نساء: 172 در بارة عیسی Ø› مریم : 3 در بارة زکریا؛ ÙØ±Ù‚ان : 1 Ùˆ اسراء: 1 Ùˆ جاهای دیگر در بارة پیامبر اسلام ). چهارم اینکه هیچیک از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ جنّیان ØŒ شیطان ØŒ موالید طبیعت ØŒ انبیا Ùˆ انسانهای برگزیده ØŒ ÙØ±Ù…Ø§Ù†Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§Ù†Ù ØµØ§ØØ¨ اقتدار، سنگهای تراشیده Ùˆ...) هرگز شایان عبادت نیستند (اعرا٠: 194ØŒ 197Ø› اسراء: 67Ø› شعراء: 72)ØŒ از آنرو Ú©Ù‡ کار خدایی (خلق یا تدبیر به استقلال ) ندارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه تنها مجوز عبادت ØŒ شأن خدایی داشتن است . مقابلة قاطع Ùˆ جدّی قرآن با هرگونه Ø±ÙØªØ§Ø± عبادی در برابر غیرخدا Ùˆ نیز نکوهش ØµØ±ÛŒØ Ø³Ø¬Ø¯Ù‡ بر غیرخدا سبب شده است Ú©Ù‡ Ùقها ØØªÛŒ سجدة غیرعبادی برکسی را نیز جایز نشمرند (برای نمونه رجوع کنید به شمس الائمه سرخسی ØŒ ج 24ØŒ ص 130Ø› نجÙÛŒ ØŒ ج 10ØŒ ص 124Ù€127Ø› خوئی ØŒ1418ØŒ ص 475Ø› بروجردی ،ج 4ØŒ ص 257Ù€ 259)ØŒ چرا Ú©Ù‡ در این عمل ØŒ دست Ú©Ù… از دید ناظر بیرونی ØŒ شائبة عبودیت وجود دارد ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل بقره : 34Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 97Ù€ 98). برخی Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ تکریم آمیز در ØÙ‚ اولیای دین نیز Ú©Ù‡ ممکن است ظاهر عبادی داشته باشد از این منظر Ù…ØÙ„ توجه Ùˆ انتقاد بوده است ( رجوع کنید به طباطبائی یزدی ØŒ ج 1ØŒ ص 689). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª مبالغه آمیز ابن تیمیّه * (Ùˆ پیش از او ØØ³Ù† بن علی بربهاری * ) Ùˆ اَتباع او ( رجوع کنید به سلÙیه * Ø› وهابیت * Ø› ابن قیّم جوزیّه * ØŒ Ù…ØÙ…دبن عبدالوهاب * ) با بسیاری از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ دینی در جوامع اسلامی ــ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ مستند به داده های دینی Ùˆ مذهبی Ùˆ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ùˆ بومی٠سازگار با آموزه های دینی ــ Ùˆ تخریب قبور Ùˆ مزارات امامان Ùˆ اولیا Ùˆ کشتار زائران عتبات عراق در 1216 Ùˆ 1344 ( رجوع کنید به Ùقیهی ØŒ ص 313Ù€ 315ØŒ 405Ù€ 409) Ùˆ سختگیریهای دیگر، به استناد آموزة توØÛŒØ¯ عبادت ØŒ با انتقاد ØµØ±ÛŒØ Ø¹Ù„Ù…Ø§ÛŒ مذاهب اسلامی روبرو شد Ùˆ بیانی تنگ نظرانه Ùˆ ناصواب از «توØÛŒØ¯ عبادت » معرÙÛŒ گردید (علاوه بر مدخلهای مذکور رجوع کنید به تبرک * Ø› دعا * Ø› زیارت * Ø› عبادت * ). معنای ÙˆØØ¯Øª . موضوع دیگری Ú©Ù‡ در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در قرآن Ù…ØÙ„ توجه قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ معنای ÙˆØØ¯Øª است . قرآن در اشاره به دیدگاه نصارا دربارة عیسی علیه السلام Ùˆ دیدگاه کسانی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را دختران خدا Ù…ÛŒ خواندند، پیوسته بر ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ نداشتن خدا تأکید کرده ( رجوع کنید به نساء:171Ø› انعام : 101Ø› مریم : 35Ø› مؤمنون : 91Ø› زخر٠: 81) Ùˆ این نسبت را چنان ناروا Ùˆ زشت دانسته (لَقَدْ Ø¬ÙØ¦ØªÙÙ… شیئاً Ø§ÙØ¯Ù‘اً) Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ نزدیک است براثر آن آسمانهااز هم بشکاÙند (مریم :89 Ù€ 90). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سورة اخلاص ) در تبیین این تعبیرات قرآنی آنها را ناظر به بساطت ذات دانسته اند، از آنرو Ú©Ù‡ زادن Ùˆ زاده شدن ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ (از جمله : صدور، تمثیل آن به رابطة پرتو نورانی با مبدأش )ØŒ مستلزم جزء داشتن است Ùˆ «مولود»، بالضروره باید ØØ§ÙˆÛŒ بهری از «والد» باشد Ùˆ این ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ بساطت ذات . از برخی تعبیرات قرآن (مثلاً ص :5 Ù€6Ø› Ù†ØÙ„ : 51Ø› انعام : 91Ø› عنکبوت : 46) دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ تلقی عمومی Ùˆ اولیة مخاطبان از ÙˆØØ¯Øª خدا، ÙˆØØ¯Øª عددی (به معنای یکی در برابر چند تا) بوده است . اساساً Ù†ÙÛŒ اعتقاد به چند خدا (آلهه ) Ú©Ù‡ از آموزه های Ù…ØÙˆØ±ÛŒ قرآن در این باب است ØŒ در بدو امر، ذهن مخاطبان را به «یک خدا» جهت Ù…ÛŒ دهد، اما Ù†ØÙˆØ© بیان قرآن ØŒ در جاهای متعدد، این جهت ذهنی را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ است Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª از آن دارد Ú©Ù‡ مراد از خدای ÙˆØ§ØØ¯ØŒ نه ÙˆØ§ØØ¯ عددی بلکه ذات نامتناهی Ùˆ بسیط Ùˆ تجزّی ناپذیر Ùˆ بی مانند است Ùˆ ØØªÛŒ ÙØ±Ø¶ شریک برای او عقلاً Ù…ØØ§Ù„ است . این آموزه به چندگونه بیان شده Ùˆ غیر از آیاتی Ú©Ù‡ مانندْ داشتن Ùˆ هرگونه وصÙ٠موهم Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª را از ساØÙŽØª ربوبی به دور Ù…ÛŒ داند ( رجوع کنید به تشبیه Ùˆ تنزیه * )ØŒ ذکر وص٠«قهّار» همراه با Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» (یوس٠: 39Ø› رعد: 16)ØŒ «مØÛŒØ· » (ÙØµÙ„ت : 54Ø› بروج : 20) Ùˆ «علی کلّ شیئی٠شهیدٌ» (ØØ¬ : 17Ø› سبأ: 47) برای خدا، ناÙÛŒ معنای عددی٠یکی در برابر چند تاست ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Øª عددی (ÙØ±Ø¯ در برابر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ نوع در میان انواع ØŒ جنس در کنار سایر اجناس ) با مقهوریت Ùˆ عدم Ø§ØØ§Ø·Ù‡ همراه است ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 88 Ù€91). به طور Ú©Ù„ÛŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª سیاق آیات قرآن در وص٠ØÙ‚ متعال به گونه ای است Ú©Ù‡ هم کمال Ù…ØØ¶ را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کند هم تصور ÙˆØØ¯Øª عددی را بر طر٠می سازد. دراین میان آیات ناظربه آموزة مسیØÛŒÙ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø®Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ¯Ù† عیسی Ùˆ Ù†ÙÛŒ آن Ùˆ نکوهش معتقدان به این آموزه ØŒ ØØ§Ø¦Ø²Ø§Ù‡Ù…یت است . تعبیرات ØµØ±ÛŒØ Ùˆ قاطع قرآن نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ در تعلیم قرآنی هیچگونه ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تأویلی را Ú©Ù‡ با بساطت ذات در تعارض باشد بر نمی تابد Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه لازمة نسبت «پدر Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ » تجزّی ذات است ØŒ همچنانکه اعتقاد به سه اقنوم ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ قطعاً به کثرت یا تجزّی Ù…ÛŒ انجامد ( رجوع کنید به تثلیث * ). دور نمی نماید Ú©Ù‡ در آیة Ù‡ÙØªÙ… سورة مجادله (Ù…'ایکون٠مÙنْ نَجْوی ' ثلثة٠الاّ Ùˆ Ù‡ÙÙˆÙŽ رابعÙÙ‡ÙÙ… ...)ØŒ Ú©Ù‡ موضوع آن Ø§ØØ§Ø·Ø© علمی خدا بر همه چیز است ØŒ تعبیر «الاّ ÙˆÙŽ Ù‡ÙÙˆÙŽ را'Ø¨ÙØ¹Ùهم »برای دور کردن اذهان از تلقی «یکی چون دیگران » (ÙˆØØ¯Øª عددی ) Ùˆ تأکیدبر بساطت ذات بوده باشد (در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام به همین نکته در آیه توجه داده شده است رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 131Ù€132Ø› نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 16). ØµØ±ÛŒØØªØ±ÛŒÙ† بیان قرآن در این باب ØŒ سورة اخلاص است . در این سوره ــ Ú©Ù‡ بنا بر Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ùˆ Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§ØªÙ Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ابن جوزی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سوره Ø› ابن بابویه ØŒ ص 90Ù€94) موضوعش «نسبت رب » است ــ علاوه بر Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ Ùˆ همتا برای خدا Ùˆ زاده نبودن خدا، واژة Ø§ØØ¯ (دو بار) Ùˆ «صمد» به عنوان وص٠خدا به کار Ø±ÙØªÙ‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان در بارة این دو واژه Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ بویژه با توجه به معنای صمد، آن را ناظر به Ø§ØµÙ„Ø§Ø ØªÙ„Ù‚ÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ مشعر به بساطت ذات دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل سورة اخلاص Ø› طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 89Ø› نیز رجوع کنید به الصمد * Ø› اخلاص * ØŒ سوره Ø› ÙˆØ§ØØ¯ * ). 3) در ØØ¯ÛŒØ« . مضامین مرتبط با توØÛŒØ¯ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ بویژه Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان اهل بیت پیامبر علیهم السلام ØŒ ادبیات گسترده Ùˆ پرباری ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده است . در این میان خطبه های توØÛŒØ¯ÛŒ امیر مؤمنان علیه السلام شهرت بسیار دارد. شماری از این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ در ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تبیین آیات توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن است ØŒ شماری از آنها نکاتی از آموزة توØÛŒØ¯ را ارائه Ù…ÛŒ کند، Ùˆ در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا Ùˆ مراد از این یکتایی بیان شده است . Ù†ÙÛŒ آموزه های غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ غیر Ù…ÙˆØØ¯Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ شرک آلود نیز موضوع٠شماری از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« است . جایگاه باور به توØÛŒØ¯ در دین نیز در تعدادی از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . بر پایة این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ چند تن از Ù…ØØ¯Ù‘ثان آثاری را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ با همین نام یا نامی مشابه ØŒ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند ( رجوع کنید به التوØÛŒØ¯ * ). در Ø¨ØØ« جایگاه توØÛŒØ¯ در اسلام ØŒ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ ذیل عنوان «ثواب Ø§Ù„Ù…ÙˆØØ¯ÛŒÙ† » روایت شده است . بنابراین Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ باور به توØÛŒØ¯Ø¨ÛŒ آمیختگی به شرک واز سر اخلاص ،ارزشمندترین عبادت قلبی (جوانØÛŒ ) است ØŒ پاداش آن بهشت است Ùˆ اهل توØÛŒØ¯ از عذاب به دورند؛ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ØªØ±ÛŒÙ† عبارت نزد خدا «لااله الاّ اللّه » است Ùˆ به بیان امام رضا علیه السلام ØŒ در ØØ¯ÛŒØ« مشهور سلسلة الذهب * ØŒ این عبارت ØŒ اگر با شروطش ادا شود، «ØÙصن اَمن٠خدا» است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به تهلیل * ). اساساً سنگ بنای دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خدا، یعنی یکی دانستن اوست Ùˆ این ØŒ نخستین عبادت خدا نیز هست (ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57). بنا بر یک ØØ¯ÛŒØ« ØŒ اعتقاد به توØÛŒØ¯ به تنهایی نیمی از دین به شمار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 68). معنای ÙˆØØ¯Øª . سخنان امیرمؤمنان Ùˆ دیگر امامان ØŒ بیش از هر چیز ناظر به تبیین Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù…Ø±Ø§Ø¯ از ÙˆØØ¯Øª است . Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ اعتباری Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± ÙˆØØ¯Øª به بساطت ذات Ùˆ بی مانند بودن از یکسو Ùˆ نیز تأکید بر ÙØ±Ø§ØªØ± بودن ÙˆØØ¯Øª ØÙ‚ متعال از Ùهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است . در جنگ جمل ØŒ مردی اعرابی (بادیه نشین )ØŒ در بارة مراد از ÙˆØ§ØØ¯ بودن خدا از امام علی سؤال کرد Ú©Ù‡ اعتراض جمع را برانگیخت از آنرو Ú©Ù‡ مقام اقتضای این پرسش را نداشت ØŒ اما امام واکنش آنان را نپسندید Ùˆ با ØªØµØ±ÛŒØ Ø¨Ø± اینکه همین مسئله اساس اقدامات ایشان بوده ØŒ به ÙˆÛŒ پاسخ داد. پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ یکی بودن به چهارگونه قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª ØŒ دو گونة آن را نمی توان برای خدا به کار برد Ùˆ کاربرد دو گونة دیگر درست است . دو گونة نخست عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ عددی به معنای یکی در برابر دو تا Ùˆ بیشتر، ÙˆØ§ØØ¯ نوعی به معنای گونه ای از یک جنس (یا صنÙÛŒ از یک گونه ). دوگونة دیگر عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ به معنای بی مانند Ùˆ بی شریک ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ به معنای ØÙ‚یقتی بسیط Ú©Ù‡ نه در تØÙ‚Ù‚ خارجی Ùˆ نه در عقل Ùˆ وهم تجزیه پذیر نیست . امام قسم اخیر را با عنوان Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„معنی » بیان کرد Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯: کذلک اللّه٠ربّنا. همچنانکه آیة 73 سورة مائده را، Ú©Ù‡ موضوع آن رد تثلیث نصاراست ØŒ شاهدی بر Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی خدا معرÙÛŒ کرد (همان ØŒ ص 83 Ù€84Ø› قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€16). نکتة در خور توجه در این بیان ØŒ معنای سوم (Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه ) است Ú©Ù‡ نمی توان آن را گونه ای در برابر گونه های دیگر دانست . به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای Ø±ÙØ¹ یک ابهام بیان شده است Ùˆ آن اینکه آموزة توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن ØŒ اگرچه معمولاً در قالب «یک خدا در برابر چند خدا» ارائه شده ØŒ اما این قالب ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه است Ùˆ Ùقط جهت سلبی ÙˆØØ¯Øª (= Ù†ÙÛŒ کثرت ) در آن Ù„ØØ§Ø¸ شده است . تعبیر Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ لامÙنْ عددÙ» در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام علی علیه السلام ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 70) Ùˆ Â«Ø§ÙŽØØ¯ÙŒ لابتأویل٠عددÙ» در بیان امام رضا علیه السلام ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 37) ØªØµØ±ÛŒØ Ø¯ÛŒÚ¯Ø±ÛŒ است بر Ù†ÙÛŒ هرگونه تلقی عددی از یکتایی خدا. ØØ¯ÛŒØ« امام باقر علیه السلام نیز ÙˆØØ¯Øª عددی را به گونه ای دیگر Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کند: «خدا ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ یعنی کمترین سنخیتی با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نداشته (متباین ) Ùˆ از چیزی برنیامده Ùˆ با چیزی نپیوسته است Ø› ازینرو، Ú¯ÙØªÙ‡ اند عدد از ÙˆØ§ØØ¯ نشئت Ù…ÛŒ گیرد ولی ÙˆØ§ØØ¯ را نمی توان عدد خواند» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 90). این سخن Ø¨ØµØ±Ø§ØØª بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ ØÙ‚یقی از هر گونه تعدد به دور است ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عدد دو امر متقابل اند ( رجوع کنید به مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 226). Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری به معنای یک Ú†ÛŒØ²Ù ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده از چند جزء، با یک مقایسه صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . امام رضا در پاسخ به این پرسش Ú©Ù‡ چرا واژة ÙˆØ§ØØ¯ هم برای انسان Ùˆ هم برای خدا به کار Ù…ÛŒ رود، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این کاربرد مشترک ØŒ ØµØ±ÙØ§Ù‹ در Ù„ÙØ¸ است Ùˆ جهت کاربرد آن برای انسان غیر از جهت کاربرد آن برای ØÙ‚ متعال است Ø› انسان از اعضا Ùˆ رنگها Ùˆ اجزای گوناگون (گوشت ØŒ استخوان ØŒ خون ØŒ رگ ØŒ عصب ØŒ پوست ØŒ مو) ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده Ùˆ یک مجموعه (جثه )ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . این بیان در ØÙ‚ همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نیز صادق است Ùˆ بنابراین یکی خواندن چنین مجموعه ای (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ بالاجتماع ) ØµØ±ÙØ§Ù‹ اسمی (قراردادی ØŒ اعتباری ) Ùˆ مراد از آن Ù†ÙÛŒ دو Ùˆ چندتاست (مثلاً یک انسان در برابر دو یا چند انسان ). اما در بارة ØÙ‚ متعال وضع به گونه ای دیگر است Ø› خدا ذاتاً یکی است (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒÙÛŒ المعنی ) Ùˆ از این منظر جز خدا هیچ چیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 62ØŒ 185Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ ج 2ØŒ ص 79Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 6). در واقع ØŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری در برابر ÙˆØØ¯Øª ذاتی قرار Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ تعبیراتی چون Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘٠المعنی »، Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„ذات »، Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ ÙÛŒ ذاته » Ùˆ «ذاتÙÙ‡ ØÙ‚یقةٌ»، به این نکته اشاره دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36ØŒ 131ØŒ 144ØŒ 169). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ مراد از «معنا» در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ با توجه به سیاق Ùˆ مضمون ØŒ ذات Ùˆ ØÙ‚یقت٠یک چیز است (نیز رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 115). این تعبیرات Ùˆ نیز مقایسة مذکور در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا، آشکارا بر بساطت ذات Ùˆ بدور بودن آن از اجزا دلالت دارد. بعلاوه ØŒ در برخی Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بر تجزیه ناپذیری خدا (مثلاً: لَمْ یتبعَّضْ Ø¨ÙØªÙŽØ¬Ø²Ø¦Ø©Ù العددÙ) تأکید شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 47ØŒ 73ØŒ 80). ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒÙ واژة صمد در آیة سوم سورة اخلاص نیز غالباً ناظر به همین مضمون است . مثلاً، صمد چیزی است Ú©Ù‡ درون ندارد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 93). به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 227)ØŒ این تعبیر، Ø§ØØªÙ…الاً بیانی از بساطت ذات (Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ المعنی ) است . بنا بر یک روایت ØŒ از امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØªÙØ³ÛŒØ± واژة صمد خواسته شد، پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ آیة سپسین در همین سورة اخلاص ØŒ در واقع ØªÙØ³ÛŒØ± صمد است . در این آیه Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ خدا نه کسی را زاده Ùˆ نه زاده شده است Ú©Ù‡ موضوع آن تنها Ù†ÙÛŒ نسبت پدری Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ نیست ØŒ بلکه مراد از آن Ù†ÙÛŒ هر امر عارضی (بَدا'وا'ت Ø› مثلاً اندوه ØŒ شادی ØŒ خواب ) Ùˆ دگرگونی Ùˆ کاستی از Ø³Ø§ØØª ربوبی است Ùˆ اینکه خدا نه از چیزی پدیدآمده (لا Ù…ÙÙ† Ø´ÛŒ Ø¡Ù) Ùˆ نه در چیزی Ùˆ نه بر روی چیزی است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 91Ø› نیز رجوع کنید به صمد * ). ØªÙØ³ÛŒØ± توØÛŒØ¯ به بساطت ذات ØŒ در قالب Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات ØÙ‚ نیز ارائه شده است . در خطبه ای از امام علی آمده Ú©Ù‡ ذات خدا پذیرای ØµÙØ§Øª نیست ( رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 8ØŒ ص 139Ø› ابن بابویه ØŒ ص 56). در دو ØØ¯ÛŒØ« از امام رضا نیز، با اندکی ØªÙØ§ÙˆØª در تعبیر، مبرا بودن خدا از ØµÙØ§Øª Ùˆ لزوم اعتقاد به آن ØŒ همراه با استدلال بیان شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57Ø› نیز رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 1ØŒ ص 140ØŒ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام کاظم علیه السلام ). در یکی از این دو ØØ¯ÛŒØ« آمده Ú©Ù‡ اساس توØÛŒØ¯ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است Ùˆ در دیگری توجه داده شده Ú©Ù‡ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ آموزة توØÛŒØ¯ امری ذومراتب Ùˆ مرتبة نخستین آن اقرار Ùˆ مرتبة کمالی آن Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است . همین نکته با ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر، در خطبه ای از امیرمؤمنان در نهج البلاغة دیده Ù…ÛŒ شود: سنگ بنا Ùˆ گام اول در دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خداست Ùˆ کمال این Ù…Ø¹Ø±ÙØª ØŒ باور داشت٠اوست . این باور با یکی دانستن (توØÛŒØ¯) خداوند به کمال Ù…ÛŒ رسد. توØÛŒØ¯ نیز در پرتو اخلاص کامل Ù…ÛŒ شود Ùˆ لازمة اخلاص کامل ØŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات باری است ( نهج البلاغة ØŒ خطبة 1ØŒ ص 39Ø› نیز رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 96Ù€97). بنا بر این بیان ــ Ú©Ù‡ شاید بتوان آن را گزارش ÙØ±Ø¢ÛŒÙ†Ø¯ تØÙ‚Ù‚ Ùˆ رشد Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه در انسانها، Ùˆ به تعبیر ابن میثم (ج 1ØŒ ص 119) مراتب Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه ØŒ خواند ــ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ در اخلاص Ùˆ سپس Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از خداست . ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ (ج 1ØŒ ص 74Ù€ 75)ØŒ مراد از اخلاص را در اینجا بدور دانستن خدا از هرگونه عوارض Ùˆ تغییرات Ùˆ از همه مهمتر مبرا بودن ذات باری از ØµÙØ§Øª ØŒ Ùˆ دو عبارت را ناظر به یک مقصود دانسته است (قس ابن میثم ØŒ ج 1ØŒ ص 122 Ú©Ù‡ آن را توØÛŒØ¯ عملی ØŒ یعنی زهد ØÙ‚یقی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است ). ØªØµØ±ÛŒØ Ùˆ تأکید بر Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª ØŒ به عنوان کاملترین مرتبة توØÛŒØ¯ØŒ با توجه به ÙˆÙور گزاره های Ø§ÛŒØ¬Ø§Ø¨ÛŒÙ ØØ§Ú©ÛŒ از اوصا٠کمالی ØÙ‚ متعال در قرآن ØŒ قطعاً برای Ù†ÙÛŒ علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ غیره نیست ØŒ بلکه امامان اهل بیت در مقام زدودن یک ابهام Ùˆ دور کردن مردم از گرایشهای تشبیهی ØŒ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً نقد Ùˆ Ù†ÙÛŒ نظریة تثلیث Ùˆ آرای متأثر از آن در عالم اسلام ØŒ بوده اند (در بارة کاربرد واژة Â«ØµÙØª » برای خدا در نخستین دهه های اسلامی بر اثر آشنایی با آموزه های مسیØÛŒ Ùˆ نیز Ù…Ø¨Ø§ØØ«Ø§Øª مواÙقان Ùˆ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 112Ù€132). قاعده Ùˆ تلقی Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ عمومی در باب ØµÙØª Ùˆ موصو٠، ترکیب Ùˆ Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ است Ùˆ این با یکتایی ØÙ‚یقی خدا سازگار نیست . پیدایی نظریة قدمای ثمانیه * ØŒ Ú©Ù‡ شماری از متکلمان به آن رو آوردند، در واقع Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØªÛŒ برای Ø¨ÙØ±ÙˆÙ†Ø´Ùد از این ناسازگاری بود، با این بیان Ú©Ù‡ ØÙ‚ایقی (علم ØŒ قدرت ØŒ ØÛŒØ§Øª Ùˆ...) از قدیم با خدا بوده است . مثلاً، Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ خدا به مدد «علم ازلی » عالم است (عالماً بعلمÙ) Ùˆ به مدد «قدرت ازلی » قادر است (قادراً بقدرةÙ). در واقع ØŒ با پذیرش این اصل Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª ØŒ اموری جدا از موصو٠اند Ùˆ با تأکید بر این اصل Ú©Ù‡ خدا از عوارض Ùˆ دگرگونیها بدور است Ùˆ چیزی بر او Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ یا از او کاسته نمی شود، راهی جز اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم٠همراه خدا نمی مانَد، اما این دیدگاه خود مستلزم اعتقاد به «آلهه » است Ú©Ù‡ تعارضی بنیادی با آموزة توØÛŒØ¯ دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 140ØŒ 144Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 62). در برابر این Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØª ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ تا هم تلقی Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ Ùˆ ترکیب را ــ Ú©Ù‡ از تشبیه خالق به مخلوق نشئت Ù…ÛŒ گیرد ــ از اذهان بزداید Ùˆ هم تلقی ØÙ‚ایق ازلی٠همراه با خدا را، زیرا نسبت Â«ØµÙØª Ù€ موصو٠» ØØ§Ú©ÛŒ از ترکیب Ùˆ اقتران Ùˆ لازمة آن مخلوق Ùˆ ØØ§Ø¯Ø« بودن است Ú©Ù‡ دیگر ازلی نیست . در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا علیه السلام توجه داده شده Ú©Ù‡ اگر Ú†Ù‡ تشبیه با توØÛŒØ¯ سازگاری ندارد، اما اثبات ØµÙØ§Øª (به معنای ØÙ‚ایق ازلی ) نیز راه برونشد از Ù…ØØ°ÙˆØ± تشبیه نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 40). در عین ØØ§Ù„ ØŒ برای پیشگیری از بروز شبهة ابطال Ùˆ تعطیل ØŒ در گزاره هایی ایجابی چون Â«Ø§Ù„Ø¹Ù„Ù…ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، Â«Ø§Ù„Ø³Ù…Ø¹ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، «القدرة٠ذاتÙÙ‡ »، «ذاتٌ علاّ مةٌ سمیعةٌ بصیرةٌ» Ùˆ «بصیرٌ بغیر آلةÙ» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 135ØŒ 139ØŒ 144)ØŒ بر ØµÙØ§Øª کمالی خدا تأکید شده است . امامان اهل بیت در تبیین جوانب گوناگون آموزة توØÛŒØ¯ØŒ پیوسته این اصل را یادآوری Ù…ÛŒ کردند Ú©Ù‡ باید از تشبیه به دور ماند Ùˆ به ابطال Ùˆ تعطیل ÙØ±Ùˆ Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به عرض عقاید عبدالعظیم ØØ³Ù†ÛŒ بر امام هادی علیه السلام Ùˆ تأیید آن ØŒ در ابن بابویه ØŒ ص 81). از این اصل گاه با عنوان «اثباتٌ بلاتشبیهÙ» تعبیر کرده اند ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 101ØŒ107). بر اساس همین رویکرد است Ú©Ù‡ ادعای شناخت ذات٠(اکتناهÙ) خدا، نشانة دور بودن از توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 35) Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از هر گونه کوشش عقلی برای درک خدا ( توهّم Ø› در بارة اینکه مراد از وهم در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ عقل یا معنایی مشتمل بر عقل است رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 86Ø› مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 30ØŒ ج 65ØŒ ص 279Ø› قس ابن میثم ØŒ ج 5ØŒ ص 464Ù€ 465) نشانة توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به نهج البلاغة ØŒ ØÚ©Ù…ت 470) معرÙÛŒ شده Ùˆ جدایی Ù…ØØ¶ خالق از مخلوق در هر وصÙÛŒ (مثلاً: بَیْنونَة صÙÙØ©ÙØ› Ú©ÙنْهÙÙ‡Ù ØªÙØ±ÛŒÙ‚ÙŒ بینَه Ùˆ بینَ خلقه٠رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36) بارها Ùˆ با تعبیرات گوناگون مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØªÛŒ در یک ØØ¯ÛŒØ« به جنبة تنزیهی توØÛŒØ¯ توجه اکید شده است ØŒ با این عبارت Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ یعنی هرچه را بر خود (Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ) روا Ù…ÛŒ داری بر خدا روا مداری ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 96Ø› نیز رجوع کنید به ØµÙØ§Øª خدا * ). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ چند ØØ¯ÛŒØ« نیز در بیان معنای Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» روایت شده ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 82 Ù€83) Ú©Ù‡ مراد آنها معرÙÛŒ مصداق ØÙ‚یقی Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» است (قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 2Ù€ 7). دیگر اینکه Ù…ØÙ…دبن علی بن بابویه (ص 84 Ù€ 88) در Ø´Ø±Ø Ù…Ø¹Ù†Ø§ÛŒ ÙˆØ§ØØ¯ به روش متکلمان روی آورده ( رجوع کنید به بخش 4) Ùˆ با استناد به نظر کسی Ú©Ù‡ او را لغت شناس (Ø§ØØªÙ…الاً ابواØÙ…د عسکری ØŒ لغت شناس نامی قرن چهارم ØŒ متوÙÛŒ 382ØŒ Ùˆ استاد مشایخ آن روزگار، از جمله ابن بابویه رجوع کنید به خوئی ØŒ 1403ØŒ ج 4ØŒ 376) معرÙÛŒ کرده ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ اطلاق اسم Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» بر خدا به معنای ÙˆØØ¯Øª همة ØµÙØ§Øª کمالی و، بی مانندی اوست ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی چیزی جز توØÛŒØ¯ همة ØµÙØ§Øª کمالی نیست Ùˆ بنابراین کسی Ú©Ù‡ به خدای ÙˆØ§ØØ¯ معتقد است ولی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را در برخی ØµÙØ§Øª یا همة آنها با او شریک Ùˆ شبیه Ù…ÛŒ داند، Ù…ÙˆØØ¯ نیست (نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 17Ù€32). دلایل توØÛŒØ¯. برهان آوردن برای یکتایی خدا، بویژه در Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ با منکران ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« نیز دیده Ù…ÛŒ شود. در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بیش از هر چیز به توØÛŒØ¯ ربوبی توجه Ùˆ از انتظام خلق Ùˆ اتصال تدبیر Ùˆ هماهنگی امور، ÙˆØØ¯Øª مدبّر استنتاج شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 244ØŒ 250). آیة 22 سورة انبیاء نیز در همین سیاق Ù…ØÙ„ استشهاد قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 250). در Ø³ÙØ§Ø±Ø´ طولانی امیرمؤمنان به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ (امام مجتبی یا Ù…ØÙ…دبن ØÙ†Ùیه رجوع کنید به ابن طاووس ØŒ ص 158Ù€159 Ùˆ به نقل از آن مجلسی ØŒ ج 74ØŒ ص 196Ù€197) نیز از جهتی دیگر، Ùˆ نزدیک به همین دلیل ØŒ بر یکتایی خدا استدلال شده است : لازمة وجود همتا برای پروردگار بروز نشانه های قدرت Ùˆ سیطرة آن همتا Ùˆ مشاهدة کارهای او، Ùˆ از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ هیچ چیزی در عالم وجود ندارد Ú©Ù‡ بیرون از انتساب به خدای ÙˆØ§ØØ¯ باشد تا نشانة خدای دیگر تلقی شود (ابن شعبه ØŒ ص 55Ø› نهج البلاغة ØŒ نامة 31ØŒ ص 396). در این میان از هشام بن ØÚ©Ù… ØŒ متکلم بزرگ شیعی Ùˆ از ØµØØ§Ø¨ÛŒØ§Ù† امام صادق Ùˆ امام کاظم علیهماالسلام ØŒ گزارشی موجود است Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ امام صادق در مواجهه با کسی Ú©Ù‡ دلیل نادرستی٠اعتقاد به بیش از یک صانع (ظاهراً مدبّر) را پرسیده بود، بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر اقامة برهان کردند. این برهان ــ Ú©Ù‡ کلینی آن را در باب Â«ØØ¯ÙˆØ« العالم » (ج 1ØŒ ص 80Ù€81) Ùˆ ابن بابویه در «باب الرّد علی الثنویّة Ùˆ الزنادقة » (ص 243Ù€ 244) آورده ــ با توجه به کاربرد وص٠«زندیق » برای مناظره کننده ØŒ ظاهراً در نقد اعتقادات مجوس Ùˆ مانویان ØŒ Ú©Ù‡ به دو مدبّر معتقد بودند، Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است ولی به دلیل Ø§ØØªÙˆØ§ بر چندین نکته ØŒ Ù…ØÙ„ توجه Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ØØ¯ÛŒØ« قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØ¯ÛŒØ« در Ø¨ØØ« خداشناسی متضمن سه موضوع است (صدرالدین شیرازی ØŒ قسم 1ØŒ ص 34) Ú©Ù‡ موضوع توØÛŒØ¯ در آن ØŒ در سه Ùقره بیان شده است : Ùقرة اول در نقد ÙØ±Ø¶ دو مدبّر است ØŒ با این بیان Ú©Ù‡ دو خدای مدبّر، Ú©Ù‡ طبعاً باید قدیم Ùˆ ازلی باشند، یا هر دو توانایند یا هر دو ناتوان اند یا یکی از آن دو توانا Ùˆ دیگری ناتوان است ØŒ اگر هر دو توانا باشند، چرا یکی از آن دو دیگری را کنار نمی زند Ùˆ خود به تدبیر عالم نمی پردازد؟ Ùˆ اگر یکی توانا Ùˆ دیگری ناتوان است لازمة آن پذیرش یک خدا (خدای توانا)ست زیرا ناتوانی با خدایی جمع نمی شود. در Ùقرة دوم ØŒ یکدستی عالَم (ائتلا٠امر) دلیل بر یگانگی مدبّر دانسته شده است . در Ùقرة سوم امام بیان کرده است Ú©Ù‡ لازمة هر دو تا بودنی ØŒ وجود یک عامل جداکنندة آن دو از یکدیگر است (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : «ÙÙØ±Ù’جَه »). از طرÙÛŒ این عامل جداکننده ØŒ غیر از آن دو Ùˆ با آن دو است Ú©Ù‡ لازمة آن اعتقاد به سه ØÙ‚یقت خواهد بود. با همین بیان ØŒ لزوم پنج ØÙ‚یقت قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ سر از بی نهایت در Ù…ÛŒ آورد. میرداماد (متوÙÛŒ 1041) در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ بر کاÙÛŒ (ص 184Ù€ 188)ØŒ هریک از سه Ùقرة ØØ¯ÛŒØ« را ناظر به یک برهان دانسته است : برهان اول اینکه اقتضا Ùˆ شرط وجوب ذاتی توانایی مطلق است ØŒ ØØ§Ù„ با ÙØ±Ø¶ وجود دو واجب بالذات (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : دو خدای قوی ) استناد هر موجودی به هریک از این دو ممکن خواهد بود؛ بنابراین ØŒ یا باید هر معلولی را به دو علت نسبت داد یا به ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø±ÙˆÛŒ آورد. هر دو ÙØ±Ø¶ Ù…ØØ§Ù„ است (ظاهراً ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠یا یک خدای قوی Ùˆ یک خدای ضعی٠را بی نیاز از ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ù†Ø³ØªÙ‡ است ). برهان دوم ØŒ تقریری است از آیة 22 سورة انبیاء Ú©Ù‡ طبق آن پیوند استوار همة اجزای عالم با یکدیگر، بنا بر آنچه در قوانین ØÙکْمی ثابت شده ØŒ Ùقط با انتساب به یک ÙØ§Ø¹Ù„ قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª Ùˆ وجود دو ÙØ§Ø¹Ù„ ØØ§ØµÙ„ÛŒ جز اختلال Ùˆ تباهی ندارد. بیان برهان سوم این است Ú©Ù‡ لازمة وجود دو چیز، وجود وجه تمایز آن دو از یکدیگر است وگرنه دو چیز نخواهد بود. از طرÙÛŒ با قبول این دو چیز، ناگزیر از پذیرش موجود سومی هستیم مرکّب از این دو (تعبیر Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » به همین معنا اشاره دارد). این موجود سوم نیز بی نیاز از صانع است ØŒ چون طبق ÙØ±Ø¶ ØŒ دو جزء آن وجوب ذاتی دارند Ùˆ بی نیاز از صانع اند. به این ترتیب ØŒ وجود٠یک ØÙ‚یقت٠قدیم٠سوم نیز اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ ما دو ØÙ‚یقت قدیم بود. بر همین قیاس ØŒ اگر سه ØÙ‚یقت قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم ØŒ ناگزیر از پذیرش پنج قدیم خواهیم شد Ùˆ این ترتیب٠تسلسلی ادامه Ù…ÛŒ یابد. میرداماد Ø§ØØªÙ…ال داده است Ú©Ù‡ آخرین جملة ØØ¯ÛŒØ« یا در تکمیل همین دلیل یا متضمن استدلال چهارمی باشد (برای بیان این دلیل رجوع کنید به ص 187Ù€ 188). Ù…ØÙ…دباقر مجلسی (متوÙÛŒ 1110) Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† ØØ¯ÛŒØ« پنج وجه را نقل Ùˆ ارائه کرده (ماقیلَ اَوْ یمکن٠ان یقالَ)ØŒ وجه دوم را به همین بیان میرداماد اختصاص داده ولی ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ برای واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 235Ù€236). صدرالدین شیرازی (قسم 1ØŒ ص 34Ù€39) این ØØ¯ÛŒØ« را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ مشتمل بر دو ØØ¬Øª دانسته است : یکی همگانی Ùˆ مشهور (عامّیةٌ مشهوریّة ) Ùˆ دیگری برهانی Ùˆ برای خواص . ÙˆÛŒ Ùقرة نخست را بر ØØ¬Øª اول Ùˆ دو Ùقرة بعدی را بر ØØ¬Øª دوم تطبیق داده است . او بیان کرده Ú©Ù‡ لازمة توانایی ØŒ غلبه Ùˆ سیطره است Ùˆ وجود دو خدا اقتضا Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ هریک بر دیگری سیطره جوید (تداÙÙØ¹ ) Ùˆ این به تباهی Ù…ÛŒ انجامد. در واقع ØŒ نتیجة ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا عدم هر دو است . ادامة Ø¨ØØ« روشن است Ø› خدای ضعی٠خدا نیست Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدای ضعی٠از اساس باطل است Ùˆ ÙØ±Ø¶ سوم نیز نهایتاً به پذیرش خدای یکتا Ù…ÛŒ انجامد. به نظر صدرالمتألهین ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دوم چنان آشکار است Ú©Ù‡ بی نیاز از بررسی بوده است . استدلال دوم بر پایة ÙˆØØ¯Øª عالَم ارائه شده است . در بیان امام صادق آمده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا ــ Ú©Ù‡ در اینجا معطو٠به تدبیر عالَم است (Ø§Ù†Ù‘ÙŽØ§Ù„Ù…Ø¯Ø¨Ù‘ÙØ±ÙŽ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ) ــ سه صورت دارد: یا دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از هر جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند (Ùˆ از جمله در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار)ØŒ یا از هر جهت مختل٠اند یا در برخی جهات Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. بنا بر ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† ØŒ یکسانی کامل به منزلة Ù†ÙÛŒ دو خداست ØŒ چرا Ú©Ù‡ «دو چیز»، باید دست Ú©Ù… در یک جهت با یکدیگر اختلا٠داشته باشند Ùˆ این اختلا٠، بالضروره ØŒ در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار بروز Ù…ÛŒ کند. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯ØªÙ مشهود عالَم ØŒ به معنای پیوند وثیق اجزای آن ØŒ از «یک تدبیر» ØÚ©Ø§ÛŒØª دارد؛ همة اجزای عالم با نظم Ùˆ به هم پیوستگی درونی در کارند Ùˆ شبهة وجود عالمی دیگر، Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© خدایی دیگر باشد، نیز از اساس Ù†Ø§Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†ÛŒ است . ÙˆÛŒ در اینجا به ارسطو نیز ارجاع داده Ú©Ù‡ در پاسخ پرسش از دلیل یکتایی خدا، ÙˆØØ¯Øª عالَم را دلیل بر این ادعا آورده است (در بارة این نظر ارسطو رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 10ØŒ ص 69). آنگاه صورت سوم Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود؛ یعنی ØŒ دو خدا Ú©Ù‡ از جهاتی Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. Ùقرة سوم ناظر به همین صورت است . لازمة دو چیز بودن ØŒ وجود وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ (ÙÙØ±Ø¬Ù‡ ) است Ú©Ù‡ قطعاً باید امری وجودی باشد Ùˆ با همان بیان Ú©Ù‡ در ØØ¯ÛŒØ« آمده ØŒ به ÙØ±Ø¶ سه ØÙ‚یقت قدیم Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ از آن به پنج Ùˆ Ù†ÙÙ‡ Ù…ÛŒ رسد Ùˆ تا بی نهایت ØŒ یعنی بی نهایت وجود ازلی ØŒ پیش Ù…ÛŒ رود. این ØŒ البته Ù…ØØ§Ù„ است . صدرالمتألهین در اینجا نیز شبهه ای را در باب تØÙˆÛŒÙ„ وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ به یک امر ذهنی پیش کشیده Ùˆ Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ پاسخ Ú¯ÙØªÙ‡ است . مجلسی در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ØŒ این بیان را با اندکی تلخیص Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù† یک نکته ØŒ به عنوان وجه سوم آورده است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 236Ù€ 238). مولی Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ù…Ø§Ø²Ù†Ø¯Ø±Ø§Ù†ÛŒ (متوÙÛŒ 1081) در Ø´Ø±ØØ´ بر کاÙÛŒ ØŒ این ØØ¯ÛŒØ« را ØØ§ÙˆÛŒ سه دلیل دانسته است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 43Ù€50). ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ در بارة Ùقرة اول ØŒ به Ø´Ø±Ø ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† نزدیک است Ùˆ Ùقط به این نکته اشاره کرده Ú©Ù‡ مراد از «توانا» برخورداری استقلالی از توانایی کامل است Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ قادر را بی نیاز از شریک Ù…ÛŒ کند Ùˆ طبعاً آن را کنار Ù…ÛŒ زند تا از نقیصة مشارکت به دور مانَد، اما این Â«Ø¯ÙØ¹ »، با ÙØ±Ø¶ برابری دو خدا در توانایی ØŒ دو سویه است Ùˆ معنای آن ناتوانی هریک در برابر دیگری است Ú©Ù‡ خود Ø®Ù„Ø§Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ خواهد بود. بعلاوه ØŒ ÙØ±Ø¶ دو خدای٠هم توان یا به Ù†ÙÛŒ وجود عالم Ù…ÛŒ انجامد یا مستلزم تØÙ‚Ù‚ دو عالَم متضاد Ùˆ ناهمگون است ( رجوع کنید به بخش 2Ø› نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). Ùقرة دوم ØŒ به همان نظریة ÙˆØØ¯Øª عالَم باز Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ گواه بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر است . در Ùقرة سوم ØŒ به اعتقاد مازندرانی ØŒ امام بی آنکه به عالم موجود نظر کند، Ù…ØØ°ÙˆØ± اساسی ÙØ±Ø¶ÛŒØ© دو خدا را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً واژة «ثÙمَّ» را برای Ø§ÙØ§Ø¯Ø© این نکته به کار برده است Ú©Ù‡ این دلیل ØŒ با دو دلیل دیگر، ØªÙØ§ÙˆØª اساسی دارد. میرزا رÙیعا نائینی (متوÙÛŒ 1082) نیز ØØ¯ÛŒØ« را مشتمل بر سه دلیل دانسته است : دلیل اول با توجه به معنای مراد از دو واژة قوی Ùˆ ضعی٠(خدای همه توان٠مستقل ØŒ خدای غیرمستقل با توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯) تقریر شده است Ùˆ آن اینکه ÙØ±Ø¶ دو خدای قوی مشتمل بر تناقض است ØŒ یعنی اثبات ضع٠هر دو خدا. بطلان ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠نیز آشکار است Ùˆ به طریق اَوْلی 'ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠نیز دانسته Ù…ÛŒ شود. دلیل دوم مشتمل است بر بررسی چگونگی انتساب پدیده ها (معلولات ) به دو مدبّر Ùˆ ابطال آن Ø› بدین معنا، Ú©Ù‡ نسبت همة پدیده ها به دو مدبّر یا از هر جهت یکی است Ùˆ امکان صدور هریک از پدیده های عالم از هریک از دو خدا کاملاً یکسان است ØŒ یا از همه جهت Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . در ØØ§Ù„ت اول Ù…ØØ°ÙˆØ±Ø§ØªÛŒ چون ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø ØŒ صدور کار ناروا Ùˆ خلا٠ØÚ©Ù…ت ØŒ نقص Ùˆ عدم رعایت Ù…ØµØ§Ù„Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ùˆ ØØ§Ù„ت دوم مستلزم ناتوانی خداست . دلیل سوم به Ùقرة سوم ØØ¯ÛŒØ« Ùˆ واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » راجع است . در اینجا نیز همان دو ØØ§Ù„ت مذکور در دلیل دوم ØŒ اما از منظری دیگر، Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ بررسی Ù…ÛŒ شود. در ØØ§Ù„ت اول ØŒ Ú©Ù‡ استناد همة پدیده ها به هر دو خدا (مدبّر) ممکن است ØŒ لازم است عاملی وجود داشته باشد Ú©Ù‡ ØÙˆØ²Ø© عمل هر خدا را معیّن کند (ÙØ±Ø¬Ù‡ ) Ùˆ این به منزلة اعترا٠به وجود سه مدبّر است Ú©Ù‡ نهایتاً به تسلسل Ù…ÛŒ انجامد. ابطال ØØ§Ù„ت دوم نیز بی نیاز از استدلال است ( رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 2ØŒ ص 31Ù€34). مجلسی (ج 3ØŒ ص 238Ù€ 240) این بیان را نیز به عنوان وجه چهارم در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« امام صادق نقل کرده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ این تقریر تا اندازه ای دور از ذهن است Ùˆ بعلاوه ØŒ مبتنی بر مقدمات متعددی در علم کلام است . مولی Ù…ØØ³Ù† Ùیض کاشانی (متوÙÛŒ 1091Ø› ج 1ØŒ ص 330Ù€ 331) Ùقرة اول ØØ¯ÛŒØ« را برهانی مبتنی بر سه مقدمه ØŒ Ú©Ù‡ در کتب ØÙکْمی تبیین شده Ùˆ کلام امام متضمن آنهاست ØŒ Ù…ÛŒ داند: یکی اینکه صانع عالم باید در ایجاد Ùˆ تدبیر توانا Ùˆ مستقل باشد، دیگر اینکه یک پدیده را نمی توان به دو پدیدآورندة مستقل نسبت داد، Ùˆ سوم آنکه ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù…ØØ§Ù„ است . با این سه مقدمه ØŒ نادرسـتی ÙØ±Ø¶ دو خـدای مستقـلّ٠توانا اثبات Ù…ÛŒ شود (ظاهراً نادرستی دو صورت دیگر را بی نیاز از بیان دانسته است ). در Ùقرة دوم ØŒ او نیز جهت اصلی بیان امام را یکپارچگی Ùˆ ÙˆØØ¯Øª عالَم ØŒ چونان یک شخص ØŒ Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ از انضمام دو مقدمة دیگر به آن ØŒ یک برهان صورت بسته است . مقدمة نخست اینکه دو چیز٠کاملاً یکسان (متÙقَین٠مÙÙ† کلّ٠جهةÙ) وجود ندارد Ùˆ در واقع یک چیز است ØŒ دوم اینکه برای دو چیز٠کاملاً ناهمسان امکان بروز Ùˆ تدبیر یک امر ÙˆØ§ØØ¯ نیست . او نیز مانند میرداماد، این Ùقره را با استشهاد به ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ دیگر، به آیة 22 سورة انبیاء پیوند Ù…ÛŒ دهد. به نظر Ùیض ØŒ Ùقرة سوم را Ù…ÛŒ توان برهانی مستقل دانست Ùˆ یا آن را، مانند صدرالمتألهین ØŒ تکملة برهان دوم خواند. قاضی سعید قمی (متوÙÛŒ 1107) در Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯Ø§Ù„صدوق (ج 3ØŒ ص 402Ù€ 408)ØŒ پس از نقل عبارات Ùیض کاشانی ــ Ú©Ù‡ بدون ذکر نام ØŒ آن را با عنوان Ø´Ø±Ø Ø¯Ùˆ استاد ØÚ©ÛŒÙ… الاهی معرÙÛŒ کرده ــ Ùˆ نیز مناقشه ای اندک در بارة آن ØŒ اظهار داشته Ú©Ù‡ این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ از آغاز تا انجام ØŒ Ùقط ØØ§ÙˆÛŒ یک برهان است ØŒ با این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ú©Ù‡ Ùقرة اول نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای توانای مستقل را اثبات Ù…ÛŒ کند، از آنرو Ú©Ù‡ به تمانع Ù…ÛŒ انجامد؛ سپس ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠را پیش Ù…ÛŒ کشد Ú©Ù‡ بازگشت آن به قبول آموزة توØÛŒØ¯ است ØŒ آنگاه ÙØ±Ø¶ دو خدای Ø¶Ø¹ÛŒÙ Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. قاضی سعید بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ مراد از ضع٠، در این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ ØªÙˆØ§Ù†Ø§ÛŒÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است در برابر قدرت Ú©Ù‡ به گستردگی Ùˆ اطلاق اشعار دارد. بر این اساس ØŒ به نظر ÙˆÛŒ ØŒ Ùقرة دوم Ùˆ سوم در مقام بررسی Ùˆ نقد همین ÙØ±Ø¶ اخیر است : دو خدا Ú©Ù‡ هریک توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ دارند یا در ØµÙØ§Øª کمالی کاملاً یکسان اند یا کاملاً اختلا٠دارند. اما ÙˆØØ¯ØªÙ درهم تنیدة اجزای عالم ØŒ Ú©Ù‡ با نظر علمی Ùˆ سلوک عقلی اثبات Ù…ÛŒ شود، مانع از نسبت دادن آن به دو یا چند خداست (ÙˆÛŒ بیش از این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù†Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ùˆ گویی این سخن را برای اثبات نادرستی ÙØ±Ø¶Ù دو خدای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ Ú©Ù‡ از همة جهات یکسان اند، کاÙÛŒ دانسته است ØŒ Ú†Ù‡ رسد به دو خدای مختل٠). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ùقرة سوم را ناظر به Ù…ØØ°ÙˆØ± خاص ÙØ±Ø¶ دو Ø®Ø¯Ø§ÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù ناهمسان Ù…ÛŒ داند. نکته ای Ú©Ù‡ قاضی سعید یادآوری کرده ØŒ مراد از واژة «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در این ØØ¯ÛŒØ« است Ú©Ù‡ به امری معقول (امتناع خلا در امور عقلی ) اشاره دارد. چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، مجلسی این ØØ¯ÛŒØ« را نقل کرده است . ÙˆÛŒ پیش از Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« ØŒ گزارشی از مجموعة دلایل توØÛŒØ¯Ù باری (Ù‡ÙØª دلیل ) آورده Ùˆ آنگاه وجوه مختلÙÛŒ را Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ یا Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù†ÛŒ است ØŒ ارائه Ùˆ اشاره کرده است Ú©Ù‡ در بارة هریک از این وجوه مناقشات Ùˆ اشکالاتی وجود دارد ولی برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از درازی سخن به آنها نمی پردازد ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 240). وجه نخست تقریباً همان ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù‚Ø§Ø¶ÛŒ سعید است ØŒ یعنی ØØ¯ÛŒØ« مجموعاً متضمن یک برهان است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 234Ù€ 235). وجه دوم Ùˆ سوم Ùˆ چهارم پیشتر معرÙÛŒ شد، اما وجه پنجم ــ Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الاً از خود اوست ــ ØØ¯ÛŒØ« را متضمن سه دلیل Ù…ÛŒ داند: Ùقرة اول همان برهان تمانع Ùˆ Ùقرة دوم برهان تلازم (ظاهراً منظور او توارد است رجوع کنید به برهان٠تمانع * ) است Ùˆ Ùقرة سوم در مقام ردّ کسانی ØŒ چون مجوس ØŒ است Ú©Ù‡ به دو خدای مجسَّم٠جدا از هم قائل اند، پس باید چیزی ÙØ§ØµÙ„Ø© بین این دو را پر کند (به دلیل اصل امتناع خلا) یا سطØÛŒ جداکنندة آن دو باشد تا دو تا بودن معنا دار شود. در این صورت واژة ÙØ±Ø¬Ù‡ ØŒ در همان معنای اصلی خود به کار Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 240). Ø´Ø§Ø±Ø Ø¯ÛŒÚ¯Ø± این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ سیدنعمت اللّه جزایری (متوÙÛŒ 1112) است . ÙˆÛŒ پس از نقل Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒØ±Ø²Ø§ رÙیعا Ùˆ میرداماد Ùˆ صدرالمتألهین ØŒ بیان میرداماد را پسندیده Ùˆ آن را به گونه ای دیگر تقریر کرده است ( رجوع کنید به ج 2ØŒ ص 31Ù€ 39). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ دانشمند ذوÙنون چند دهة اخیر (متوÙÛŒ 1352 Ø´ )ØŒ با توجه به این نکته Ú©Ù‡ مخاطب اصلی امام در این Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ ÙØ±Ø¯ÛŒ مانوی بوده ØŒ برخی شرØÙ‡Ø§ÛŒ ØØ¯ÛŒØ« را، اگرچه بغایت دقیق است ØŒ برپایة اعتقاد Ùˆ انگیزة مخاطب در این پرسش ØŒ از مقصود اصلی خطاب به دور دانسته است ØŒ اما به نظر Ù…ÛŒ رسد ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÙˆØŒ بیشتر به Ùقرة سوم Ùˆ تعبیر «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در آن باز Ù…ÛŒ گردد، نه همة عبارات ØØ¯ÛŒØ« . او ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ بنا بر عقیدة مانویان ØŒ عالم از دو ØÙ‚یقت جسمانی ØŒ یکی نور Ù…ØØ¶ Ùˆ دیگری ظلمت Ù…ØØ¶ ØŒ پدید آمده است Ùˆ امام بیان کرده اند Ú©Ù‡ لازمة این اعتقاد، وجود ØÙ‚یقتی قدیم است Ú©Ù‡ نه نور Ù…ØØ¶ Ùˆ نه ظلمت Ù…ØØ¶ است Ùˆ با همین بیان بی نهایت ØÙ‚ایق قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود ( رجوع کنید به مازندرانی ØŒ ج 3ØŒ ص 48Ù€49ØŒ تعلیقة شعرانی ). علاوه بر ØØ¯ÛŒØ« ØŒ متون دعایی Ùˆ زیاری شیعی نیز آکنده از مضامین توØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ غالباً معطو٠به جنبه های مختل٠توØÛŒØ¯ عملی Ùˆ عبادی است . 4) در کلام . Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در منابع متقدم کلامی غالباً مشتمل است بر تبیین مراد از ÙˆØØ¯Øª خدا Ùˆ اثبات این ÙˆØØ¯Øª . در باب مراد از ÙˆØØ¯Øª ØŒ بیش از پنج معنا ارائه شده است : 1) جزء نداشتن Ùˆ بخش ناپذیربودن خدا. متکلمان معتزلی (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 185Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241ØŒ به نقل از ابوعلی Ø¬ÙØ¨Ù‘ائی )ØŒ بر خلا٠متکلمان اشعری (برای نمونه رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 168Ù€169)ØŒ ضمن تأکید بر Ù†ÙÛŒ تجزّی در ØÙ‚ متعال ØŒ این معنای ÙˆØØ¯Øª را در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ اند، زیرا به نظر ایشان ØŒ جزء نداشتن وص٠اختصاصی خدا نیست Ùˆ برخی موجودات (مثلاً جوهر Ù…Ù†ÙØ±Ø¯) را نیز Ù…ÛŒ توان به این معنا ÙˆØ§ØØ¯ خواند (نیز رجوع کنید به نیسابوری ØŒ ص 624). متکلمان امامی متقدم به این معنای ÙˆØØ¯Øª اشاره نکرده اند اما به نظر Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ یکی از مرادات Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ همین معناست Ùˆ واژة Â«Ø§ØØ¯Â» در قرآن به آن اشاره Ù…ÛŒ کند. ÙˆÛŒ دلیل این ÙˆØØ¯Øª را طبق روش ØÚ©Ù…ا Ùˆ با استمداد از مضامین قرآنی آورده است (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 29Ù€32). 2) Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… به خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ هر قدیم Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دیگر. این معنای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ØÙ„ تأکید امامیان Ùˆ معتزلیان بوده (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 82 Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ همانجا)ØŒ در آثار متکلمان اشعری باتوجه به مقبولیت نظریة قدمای ثمانیه نزد آنان ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ Ùقط برخی از ایشان (مثلاً ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39Ù€40)ØŒ ضمن اشاره به تأکید معتزلیان بر Ù†ÙÛŒ تعدد قدما، اظهار کرده اند Ú©Ù‡ اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم (به معنای مسبوق به عدم نبودن ) با توØÛŒØ¯ ناسازگار نیست (نیز رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51 Ù€52ØŒ Ú©Ù‡ این نظریة اشعری را با دیدگاه توØÛŒØ¯ÛŒ ناسازگار خوانده است ). 3) Ù†ÙÛŒ شبیه برای خدا در همه یا برخی از ØµÙØ§Øª اختصاصی ربوبی ØŒ Ú†Ù‡ ایجابی Ùˆ Ú†Ù‡ سلبی . در بارة این معنا، Ú©Ù‡ با تعبیرات مختل٠بیان شده ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر هست ØŒ تا بدانجا Ú©Ù‡ به تعبیر قاضی عبدالجبار همدانی (1971ØŒ ص 169) توØÛŒØ¯ عبارت است از علم به ØµÙØ§Øª Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدا Ùˆ اØÚ©Ø§Ù… آن (Ù…Ø§ÛŒÙØªÙŽÙˆØÙ‘Ø¯ÙØ§Ù„له٠بÙÙ‡Ù Ù…ÙÙ†ÙŽØ§Ù„ØµÙ‘ÙØ§ØªÙ الَّتی یختصّ٠بها...). قاسم بن ابراهیم رَسّی (متوÙÛŒ 246)ØŒ از امامان زیدیه ØŒ نیز بیان کرده Ú©Ù‡ خداشناسی دو بعد دارد: اثبات Ùˆ Ù†ÙÛŒ Ú©Ù‡ مراد از این دومی Ù†ÙÛŒ تشبیه است (تشبیه در ذات ØŒ در ØµÙØª Ùˆ در ÙØ¹Ù„ ) Ùˆ توØÛŒØ¯ نیز عبارت است از همین Ù†ÙÛŒ تشبیه (ص 98Ù€99). این معنای ÙˆØØ¯Øª بر پایة ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù„ØºØª شناسان ارائه شده است Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ اند واژة ÙˆØ§ØØ¯ برای بیان Ø§Ù†ØØµØ§Ø± یک ØµÙØª در یک چیز یا شخص ØŒ یا بیان Ù…Ù†ØØµØ± به ÙØ±Ø¯ بودن یک ذات به کار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به راغب اصÙهانی ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»Ø› عسکری ØŒ ص 114). ضمناً همانطور Ú©Ù‡ قاضی عبدالجبار همدانی از ابوهاشم Ø¬ÙØ¨Ù‘ایی نقل کرده ( رجوع کنید به 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241)ØŒ معنای دوم قابل درج درمعنای سوم Ùˆ درØÙ‚یقت یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ آن است . 4) Ù†ÙÛŒ کثرت Ùˆ تعدد. این معنا Ú©Ù‡ گاه از آن به «نÙÛŒ Ø§ÙŽÙØ±Ø§Ø¯Â» تعبیر شده است ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32)ØŒ ناظر به وجه سلبی واژة ÙˆØØ¯Øª Ùˆ پایة استدلالهای کلامی در ردّ آموزه های دوگانه پرستی Ùˆ تثلیث Ùˆ باورهای مشرکانه بوده است . متکلمانی Ú©Ù‡ به این معنای ÙˆØØ¯Øª توجه کرده اند، غالباً ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª ایجابی را در بارة ØµÙØ§Øª خدا آمیخته به تشبیه Ù…ÛŒ دانسته Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±Ù‡Ø§ÛŒ تنزیهی را در این مقام ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒ داده اند، از جمله برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از تلقی ÙˆØØ¯Øª عددی ØŒ این ØªÙØ³ÛŒØ± (ÙˆØØ¯Øª = Ù†ÙÛŒ کثرت ØŒ Ù†ÙÛŒ تعدد) را برگزیده اند. Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ باقلاّ Ù†ÛŒ از این شمارند ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 23Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 49Ù€50). متکلمان امامی نیز تلقی عددی از ÙˆØØ¯Øª را Ù†ÙÛŒ کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 12Ù€13). در برابر، معتزلیان ØŒ جز اندکی ØŒ ØªØµØ±ÛŒØ Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ واژة ÙˆØØ¯Øª برای ØÙ‚ متعال در همان Ù…Ùهوم عددی ØŒ یعنی یکی در برابر دو تا Ùˆ چند تا، به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ بر پایة همان Ù…Ùهوم نیز دو یا چند خدایی رد شده است ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 242). 5) Ù†ÙÛŒ شریک ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر عالم Ùˆ Ú†Ù‡ در پرستش (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ همانجا؛ ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39). به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ به صورت ایجابی نیز ارائه شده است ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 797)ØŒ بر پایة مضامین Ùˆ نصوص قرآنی Ùˆ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ùˆ ØØ§Ú©ÛŒ از گستره Ùˆ ابعاد آموزة توØÛŒØ¯ در اسلام است . معانی دیگری نیز برای ÙˆØØ¯Øª Ùˆ توØÛŒØ¯ ذکر شده Ú©Ù‡ مانند معنای اخیر، معر٠مضمون نظری Ùˆ عملی توØÛŒØ¯ در اسلام است . مثلاً، ÙˆØØ¯Øª خدا به معنای آن است Ú©Ù‡ Ùقط خدا پناهگاه انسانهاست (امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 169) یا توØÛŒØ¯ بدان معناست Ú©Ù‡ انسان همة امور را در دست خدا ببیند Ùˆ از همة اسباب Ùˆ وسایط دل بر کَنَد (ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 792). شهرستانی ( نهایة الاقدام ØŒ ص 90) نیز در عبارتی کوتاه ØŒ ÙˆØØ¯Øª خدا را به بخش ناپذیری در ذات ØŒ شبیه نداشتن در ØµÙØ§Øª Ùˆ بی شریک بودن در کارها (به معنایی Ú©Ù‡ اشاعره معتقدند رجوع کنید به ص 54) ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است (نیز رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 751 Ú©Ù‡ این عبارت را از ابن Ùورَک نقل کرده است ). این نکته نیز درخور دقت است Ú©Ù‡ چون معنای ØµÙØªÙ Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» برای خدا، نزد متکلمان ØŒ غالباً معطو٠به سلب Ùˆ تنزیه بوده است ØŒ Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در Ù…Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی Ùˆ معمولاً پس از ØµÙØ§Øª ایجابی Ùˆ کمالی ØŒ چون قدرت Ùˆ علم Ùˆ اراده Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ سمع Ùˆ بصر، Ùˆ در Ø¹ÙØ¯Ø§Ø¯ ØµÙØ§Øª سلبی Ùˆ تنزیهی چون Ù†ÙÛŒ جسم Ùˆ مکان Ùˆ دیده شدن ØŒ آمده است (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› همو، 1422ØŒ ص 185Ø› علم الهدی ØŒ ص 78Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› همو، 1411ØŒ ص 452Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ ص 94Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 31 Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نخستین Ù…Ø¨ØØ« از ÙØµÙ„ تنزیهات ولی Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ بعد از اثبات صانع قرار داده Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39 Ú©Ù‡ به تبَع عضدالدین ایجی ØŒ ص 278ØŒ Ù…Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را در شمار تنزیهات Ùˆ باتوجه به اهمیت موضوع ØŒ در ÙØµÙ„ÛŒ مستقل آورده است ). Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 9) نیز Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را ــ Ú©Ù‡ آن را از جوانب مختل٠(شامل توØÛŒØ¯ ذات ØŒ ØµÙØ§Øª ØŒ خالقیت ØŒ ربوبیت ØŒØØ§Ú©Ù…یت ،طاعت ØŒ تشریع ØŒ عبادت ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª ) بررسی کرده ــ به عنوان نخستین ØµÙØª سلبی (تنزیهی ) شناسانده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ متدیّنان در باب ØµÙØ§Øª کمالی خدا چون علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª ØŒ دست Ú©Ù… در کلیت آن ØŒ اختلا٠ندارند ولی ØµÙØ§Øª سلبی٠تنزیهی Ù…ØÙ„ اختلا٠و منشأ پیدایی ÙØ±Ù‚ Ùˆ مذاهب شده است Ø› ازینرو توØÛŒØ¯ Ùˆ مراد از آن بیش از همة اوصا٠تنزیهی موردتوجه Ùˆ تأکید قرآن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . از مواردخلا٠می توان به ابومنصور ماتریدی (متکلم بزرگ ØÙ†ÙÛŒ ØŒ متوÙÛŒ 333) Ùˆ ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد (متکلم امامی قرن نهم ØŒ متوÙÛŒ 826) اشاره کرد. اولی Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پس از اثبات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± Ùˆ قبل از پرداختن به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª خدا ( رجوع کنید به ص 49) Ùˆ دومی ØµÙØª ÙˆØ§ØØ¯ را جزو ØµÙØ§Øª ثبوتی (به تعبیر خود او: اکرامیات ØŒ در برابر جلالیات Ø› 1380 Ø´ ØŒ ص 203Ù€ 204) آورده است . همچنین برهان آوری بر توØÛŒØ¯ØŒ گاه زیر عناوینی چون «نÙÛŒ الثانی »( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د،1422ØŒ ص 185) Ùˆ «نÙÛŒ التعدد Ùˆ الکثرة » ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 34) صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . دلایل توØÛŒØ¯. استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ مسبوق به پذیرش وجود خداست Ùˆ طبعاً در صورت بندی آن ØŒ غالباً مواجهه با مدعیان Ùˆ معتقدان به دو یا چند خدا در نظر بوده Ùˆ به تعبیر شیخ طوسی ( تمهیدالاصول ØŒ ص 93) نظریة ثنویها Ùˆ مجوس Ùˆ نصارا ابطال Ù…ÛŒ شده است . به همین سبب از قدیمترین زمان ØŒ متکلمان برای Ø¯ÙØ§Ø¹ از آموزة توØÛŒØ¯ Ùˆ اثبات آن ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ به روش Ø®Ùل٠را کارآمدتر از ارائة ادلة اثباتی Ù…ÛŒ دانسته اند. آنان بیشتر٠دلایل توØÛŒØ¯ را با این رویکرد ارائه کرده اند. از نگاهی دیگر، برهانهای توØÛŒØ¯ÛŒ در منابع کلامی ــ Ú©Ù‡ در برخی از آنها Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ Ø´Ø±Ø Ùˆ بسط داده شده (از جمله رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 267Ù€ 328 مشتمل بر چهارده دلیل Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€ 38 مشتمل بر ده دلیل ) ــ سه گونه است : برهانهای عقلی یا مبتنی بر اصول Ùˆ قواعد ØÙکْمی ØŒ برهانهای مبتنی بر روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ برهان مبتنی بر نقل . مجموعة این برهانها معمولاً ناظر به توØÛŒØ¯ در خالقیت Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبیت (تدبیر) است Ùˆ در آنها جنبه های دیگر توØÛŒØ¯ØŒ از جمله توØÛŒØ¯ در عبادت ØŒ کمتر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است Ø› شاید از آنرو Ú©Ù‡ لازمة قطعی Ùˆ بدیهی Ùˆ عملی٠باور به یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر عالم ØŒ هم پرستش این ØÙ‚یقت یکتا Ùˆ هم Ù†ÙÛŒ پرستش غیر اوست . بخشی از این برهانها نیز اساساً در نقد Ùˆ نقض آرا Ùˆ آموزه های ادیان Ùˆ مذاهب Ùˆ ÙØ±Ù‚ (تثلیث ØŒ ثنویت ØŒ دÙیْصانیه ØŒ مقیونیه ØŒ مانویان Ùˆ...) است . برهانهای گونة اول بر پایة ذاتی بودن وجوب وجود در خدا یا قدیم بودن خدا Ùˆ نیز برخی استدلالهای عقلی سامان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است . نوبختی ØŒ متکلم امامی نیمة اول قرن چهارم ØŒ Ú©Ù‡ در اثبات صانع ØŒ برهان وجوب Ùˆ امکان را پیش کشیده ( رجوع کنید به علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 59)ØŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ نیز ØµÙØª وجوب را مبنا قرار داده Ùˆ نشان داده است Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ بیش از یک واجب الوجود یا وقوع ترکیب در آن است Ú©Ù‡ با وجوب وجود سازگار نیست یا عدم تمایز دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از یکدیگر است ØŒ Ú©Ù‡ بازگشت آن به اثبات ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود خواهد بود (همان ØŒ ص 94Ù€95ØŒ باتوجه به Ø´Ø±Ø ). این برهان ØŒ با برخی از تغییرها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ مناقشات ØŒ در آثار سپسین نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ (از جمله رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 196Ù€197 Ú©Ù‡ این استدلال را رد کرده است Ø› شهرستانی ØŒ نهایة الاقدام ØŒ ص 90Ù€91Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 132Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ù€ 250Ø› همو، 1380 Ø´ ØŒ ص 204Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€33Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› لاهیجی ØŒ ص 235Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 14). در منابع ÙلسÙÛŒ نیز به آن توجه کرده اند ( رجوع کنید به بخش 5). تقریر دیگر برهان این است : وجوب وجود ــ Ú©Ù‡ ماهیت واجب چیزی جز آن نیست ــ مقتضی٠تعیّن است ØŒ زیرا نه چیزی بدون تعیّن وجود دارد Ùˆ نه تعیّن Ù…ÛŒ تواند مقدّم بر ماهیت٠واجب باشد از آنرو Ú©Ù‡ Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù دَوْر پیش Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« عامة ÙلسÙÛŒ اثبات شده Ú©Ù‡ اگر تعیّن یک چیز از اقتضائات ماهیت آن چیز باشد، این امر٠متعین (در این Ø¨ØØ« : واجب الوجود)از مقولة نوعÙÙ…Ù†ØØµØ± در شخص خواهدبود( رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 67 Ùˆ 278 Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø¢Ù† در جرجانی ØŒ ج 3ØŒ ص 97Ù€99ØŒ ج 8ØŒ ص 40Ù€41). نکتة مهم در این استدلال ØŒ عدم Ø§Ù„ØªÙØ§Øª آن به خلقت Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت است Ùˆ به عبارت دیگر، این برهان ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شرک نیست ØŒ گرچه این امر از لوازم آن است (Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 11). دو دلیل دیگر نیز برای اثبات ÙˆØØ¯Øª ذات ØŒ با تأکید بر عددی نبودن آن ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکی اینکه وجود نامتناهی تعدد بردار نیست Ùˆ خدا ØÙ‚یقتی نامتناهی است ØŒ دوم اینکه ØµÙØ±Ù’٠الوجود تکرار نمی شود Ùˆ خدا وجود Ù…ØØ¶ Ùˆ منزه از ماهیت است (همان ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€20). قاضی عبدالجبار همدانی (متوÙÛŒ 415) Ùˆ بیشتر متکلمان معتزلی Ùˆ نیز علم الهدی (متوÙÛŒ 436) Ùˆ شماری از امامیان ØŒ از جهت Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ذاتی بر توØÛŒØ¯ استدلال کرده اند، با این بیان : Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ØŒ ØµÙØª ذات است Ùˆ قدیم نمی تواند Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ داشته باشد. ØØ§Ù„ اگر وجود٠قدیم دیگری را علاوه بر خدای قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم آن قدیم نیز باید مبرا از Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ باشد. بعلاوه ØŒ اشتراک این دو در ØµÙØª ذات اقتضا Ù…ÛŒ کندکه دومی نیز برخوردار از همة ØµÙØ§Øª خدایی ØŒ ازجمله قدرت ذاتی ØŒ باشد (پیشتر Ú¯ÙØªÙ‡ شد Ú©Ù‡ متکلمان ØŒ ØµÙØª ÙˆØØ¯Øª را پس از اثبات ØµÙØ§Øª کمالی٠قدرت Ùˆ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ... Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ کرده اند). در این صورت لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ مقدور٠هر دو Ù‚Ø¯ÛŒÙ…Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یک چیز باشد چرا Ú©Ù‡ هر دو، خدایی مستقل Ùˆ همه توان اند. اما یک پدیده (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: مقدور) قابل انتساب به دو پدیدآورنده (قادر) نیست (نظیر Ø¨ØØ« عدم امکان تعلق یک معلول به دو علت ) Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶Ù خدای دوم رد Ù…ÛŒ شود، مگر آنکه قادر Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دوم هیچ تمایزی از قادر اول ــ Ú©Ù‡ وجودش اثبات شده ــ نداشتـه باشـد؛ ایـن یعنـی Ù†ÙÙ€ÛŒ قــادر دوم ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 250Ù€275ØŒ 314Ù€ 318Ø› علم الهدی ØŒ ص 79Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53 Ù€54Ø› امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 195Ù€196 Ú©Ù‡ این دلیل را نقض کرده است ). ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ (ج 4ØŒ ص 35) در تکمیل همین برهان Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ اگر وجود دو قادر مستقل Ùˆ همه توان را بپذیریم ØŒ چون نسبت همة مقدورات به هریک از آن دو مساوی است Ùˆ قطعاً هر مقدوری باید Ùقط به یک قادر منتسب باشد، ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ Ù…ØØ§Ù„ است (نیز رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 278Ù€ 279 Ú©Ù‡ از ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø³Ø®Ù† Ú¯ÙØªÙ‡ است ). برخی متکلمان (از جمله قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 324Ù€ 325Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 133Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38) این نکته را نیز Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ ادعای وجود خدای دوم در کنار خدای اول ØŒ Ú©Ù‡ هیچ وجه تمایزی از او ندارد، با ادعای سه خدا Ùˆ چهار خدا Ùˆ بیشتر تا بی نهایت خدا (یعنی امری Ù…ØØ§Ù„ )ØŒ ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد Ùˆ این خود نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ بسنده کردن به اثبات خدای یکتا، Ú©Ù‡ مقتضای ØØ¯ÙˆØ« عالم Ù…ÛŒ باشد، درست است . برهان دیگر این است Ú©Ù‡ عقل دلیلی برای اثبات خدای دوم ندارد Ùˆ بنابراین ØŒ ØÚ©Ù… به Ù†ÙÛŒ آن Ù…ÛŒ کند زیرا قبول این ادعای بدون دلیل به جهالت Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ Ú†Ù‡ بسا اØÚ©Ø§Ù…ÛŒ نادرست از آن ناشی Ù…ÛŒ شود (قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 326Ù€ 327Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 37Ù€ 38Ø› نیز رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 198 Ú©Ù‡ آن را نقل Ùˆ نقد کرده است ). یک برهان لمّی نیز در این باب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکدستی Ùˆ یکتایی عالم (خَلْق ) از یک پدیدآورنده Ùˆ مدبّر ØÚ©Ø§ÛŒØª Ù…ÛŒ کند. ابومنصور ماتریدی (ص 21Ù€22) با اشاره به عالم طبیعت Ùˆ انتظام امور آن بر این یکدستی تأکید Ùˆ آن را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر دانسته است . به نوشتة امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (ص 197) بسیاری از عالمان اشعری این دلیل را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. قطب الدین شیرازی (بخش 1ØŒ ص 821 Ù€824) نیز این برهان را Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ بیان کرده Ùˆ بر پایة تبیین ÙلسÙÛŒ عالَم ØŒ نه مشاهدة خارجی آن ØŒ نتیجه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ «ذهن سلیم متنبه Ù…ÛŒ شود از شدت ارتباط عالَم ØŒ بعضی به بعض دیگر، بر ÙˆØØ¯Øª خالق آن .» برهانهای گونة دوم ØŒ غالباً با توجه به قدرت ذاتی٠نامتناهی Ùˆ ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± خدا صورت بندی Ùˆ در آنها نشان داده شده Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ خدای دوم ØŒ ناتوانی یا تØÙ‚Ù‚ Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ† مراد Ùˆ خواست یکی از دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یا هر دو آنها Ùˆ نیز بروز ناسازگاری Ùˆ تعارض بین آن دو است Ùˆ اینها Ø®Ùل٠است Ùˆ ØØªÛŒ هماهنگی Ùˆ تواÙÙ‚ کامل دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ با یکدیگر (به تعبیر Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ : Â«Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â» رجوع کنید به ص 20) نیز نشانة ناتوانی است . Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØªØ±ÛŒÙ† Ùˆ مقبولترین صورت این استدلالها برهان٠تمانع است Ú©Ù‡ غالب متکلمان آن را، گاه با برخی مناقشات ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به برهان٠تمانع * ). برهان گونة سوم ØŒ استناد به نقل (سمع ) است . این برهان Ú©Ù‡ از قدیمترین زمان Ù…ØÙ„ توجه دانشمندان٠همة مکاتب Ùˆ مذاهب اسلامی بوده ØŒ بر این پایه استوار است Ú©Ù‡ پس از اقرار به وجود خالق ØŒ به معنای ØÙ‚یقتی متعالی Ú©Ù‡ صÙنع به او منسوب است ØŒ Ùˆ نیز پذیرش درستی٠ادعای شخص یا اشخاصی Ú©Ù‡ پیام آور از سوی آن ØÙ‚یقت اند، اگر آن ØÙ‚یقت ØŒ خود را بر زبان این پیام آوران به یکتایی بشناساند، باید Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ هیچ منع عقلی از پذیرش آن وجود ندارد Ùˆ از نظر منطقی نیز مشکلی (مثلاً Ù…ØØ°ÙˆØ± دَوْر) پیش نمی آید. متکلمان تأکید کرده اند Ú©Ù‡ این برهان ØŒ چون مناقشه پذیر نیست ØŒ از سایر استدلالهای توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ در بارة آنها پاره ای اعتراضات Ùˆ اشکالات Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ ØŒ استوارتر Ùˆ مقبولتر است Ø› ازینرو، گاه آن را با عنوان «اَقوَی الادلّة » (مثلاً علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 97Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251) شناسانده اند Ùˆ ØØªÛŒ از متکلمان معتزلی نقل شده Ú©Ù‡ اثبات عقلانی توØÛŒØ¯ ممکن نیست (به این معنا Ú©Ù‡ دربارة برهانهای عقلی غالباً مناقشه شده است ) Ùˆ تنها دلیل استوار بر یگانگی خدا آیات قرآن است ( رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ،ص 203). با این مقدمه ØŒ آیات متعددی در قرآن هست Ú©Ù‡ ØØ§Ú©ÛŒ از یگانگی آن ØÙ‚یقت متعالی است Ùˆ به تعبیر دقیقتر، از Ù†ÙÛŒ شریک (Ú©ÙÙْو) برای اللّه خبر Ù…ÛŒ دهد. از این شمار است آیات 255 بقره ØŒ 18 آل عمران ØŒ 171 نساء، 11 شوری ' Ùˆ از همه مهمتر سورة اخلاص ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 19Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 50Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 190Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 295ØŒ 328Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 57Ø› متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ ص 67Ù€70Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 134Ù€135Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ همانجا؛ همو، 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251Ø› همو، 1380Ø´ ØŒ ص 203ØŒ 205Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ سدیدالدین ØÙ…صی رازی (همانجا) آیة 22 سورة انبیاء را در عداد آیات گواه بر یگانگی خدا آورده Ùˆ امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (همانجا) نیز به معتزلیان نسبت داده است Ú©Ù‡ این آیه را دلیل نقلی بر یگانگی خدا Ù…ÛŒ دانند، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ آیة مذکور در مقام Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ Ùˆ استدلال است Ùˆ غالب متکلمان ØŒ آن را متضمن برهان تمانع ØŒ نه Ø§ÙØ®Ø¨Ø§Ø± از یکتایی خدا، دانسته اند. نکات دیگر. ابن تیمیّه ØŒ در آثار خود به شیوة Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù† Ù…Ø¨Ø§ØØ« توØÛŒØ¯ در متون کلامی ØŒ اعتراض Ùˆ ادعا کرد Ú©Ù‡ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª متکلمان (معتزلیان Ùˆ اشاعره ) در باب توØÛŒØ¯ هیچ نسبتی با توØÛŒØ¯ÛŒ Ú©Ù‡ پیامبران برای بَلاغ آن برانگیخته شده اند ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 748)ØŒ قرآن یکسر به توØÛŒØ¯ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ ومراد از آن پرستش Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدای یکتاست Ú©Ù‡ اساس دعوت همة پیامبران بوده است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 797ØŒ 799). به Ú¯ÙØªØ© او، توØÛŒØ¯ یک جنبة زبانی دارد (توØÛŒØ¯ القول Ùˆ الرأی ) Ùˆ سورة اخلاص Ú©Ù‡ معادل ثلث قرآن است ØŒ معر٠آن است . جنبة دیگر توØÛŒØ¯ØŒ توØÛŒØ¯ عملی یا توØÛŒØ¯ عبادت است Ú©Ù‡ آن را «توØÛŒØ¯Ø§Ù„قصد Ùˆ الاراده » Ù…ÛŒ نامد، از آنرو Ú©Ù‡ شخص Ù…ÙˆØØ¯ØŒ خدا را با قصد Ùˆ خواست عبادت Ù…ÛŒ کند. به نظر او اسلام بر این دو رکن نظری Ùˆ عملی استوار شده Ùˆ سورة Ú©Ø§ÙØ±ÙˆÙ† ØŒ معر٠همین Ø¨ÙØ¹Ø¯ از توØÛŒØ¯ (توØÛŒØ¯ عبادت ) است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 801 Ù€802). ابن تیمیّه ØŒ بر اساس این دیدگاه ØŒ به نقد Ùˆ ردّ پاره ای از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ Ùˆ آیینهای بومی عبادی Ùˆ غیرعبادی در جوامع اسلامی پرداخت Ú©Ù‡ به سبب خطاهای آشکار Ùˆ ضع٠مبانی Ùˆ روش ناروا، واکنش عالمان مذاهب مختل٠را برانگیخت ( رجوع کنید به ابن تیمیّه * Ø› سَلَÙیه * Ø› وهابیّت * )ØŒ اما تأکید او بر کارکرد Ùˆ نقش مؤثر Ùˆ سازندة توØÛŒØ¯ در زندگی ÙØ±Ø¯ÛŒ Ùˆ اجتماعی Ùˆ لزوم پرداختن به این جنبة توØÛŒØ¯ در آثار کلامی Ùˆ اعتقادی ØŒ بعدها با اقبال روبرو شد Ùˆ ØØªÛŒ منتقدان جدّی ÙˆÛŒ ØŒ از این نظر با او همراه شدند، آثاری نیز با همین رویکرد پدید آمد. در سدة اخیر، شماری از اقدامات ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ù€ اجتماعی در عالم اسلام Ùˆ نیز مبارزات سیاسی در برابر خودکامگیهای داخلی Ùˆ سیطره جوییهای خارجی ØŒ غالباً بر Ù…ØÙˆØ± آموزة توØÛŒØ¯ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ غیرخدا Ùˆ تسلیم Ù…ØØ¶ در برابر او، با تلقیهای گوناگون Ùˆ گاه ناهمساز Ùˆ Ú†Ù‡ بسا ØªØØª تأثیر مکاتب Ùˆ آموزه های غیردینی ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است (برای برخی موارد رجوع کنید به > دایرة المعار٠جهان اسلام آکسÙورد < ØŒ ذیل واژه ). منابع : علاوه بر قرآن Ø› عبدالرØÙ…ان بن ØØ³Ù† آل شیخ ØŒ ÙØªØ المجید: Ø´Ø±Ø Ú©ØªØ§Ø¨ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت 1405/1985Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø§Ù†ÛŒ ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡ التراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…ود شکری آلوسی ØŒ بلوغ الارب ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© اØÙˆØ§Ù„ العرب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بهجة اثری ØŒ بیروت ?( 1314 ) Ø› ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ ابراهیم ØŒ قاهره 1385Ù€1387/ 1965Ù€1967ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د ØÙ…یداللّه ØŒ قونیه 1401/1981Ø› ابن بابویه ØŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ هاشم ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ طهرانی ØŒ قم ?( 1357 Ø´ ) Ø› ابن تیمیّه ØŒ التسعینیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عجلان ØŒ ریاض 1420/1999Ø› همو، مجموع Ø§Ù„ÙØªØ§ÙˆÛŒ ØŒ چاپ مصطÙÛŒ عبدالقادر عطا، بیروت 1421/2000Ø› ابن جوزی ØŒ زادالمسیر ÙÛŒ علم Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن عبدالرØÙ…ان عبداللّه ØŒ بیروت 1407/1987Ø› ابن ØØ¨ÛŒØ¨ ØŒ کتاب Ø§Ù„Ù…ØØ¨Ù€Ù‘ر ØŒ چاپ ایلزه لیشتن شتتر، ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1361/1942ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب المنمّق ÙÛŒ اخبار قریش ØŒ چاپ خورشید اØÙ…د ÙØ§Ø±ÙˆÙ‚ ØŒ ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1384/1964Ø› ابن سعد؛ ابن شعبه ØŒ تØÙ العقول عن آل الرسول ØŒ بیروت 1394/1974Ø› ابن طاووس ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬Ø© لثمرة المهجة ØŒ نج٠1370/1950Ø› ابن عاشور (Ù…ØÙ…دطاهربن Ù…ØÙ…د)ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± Ø§Ù„ØªØØ±ÛŒØ± Ùˆ التنویر ØŒ تونس 1984Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ Ø› ابن قیّم جوزیّه ØŒ اغاثة Ø§Ù„Ù„Ù‡ÙØ§Ù† ÙÛŒ مصاید الشیطان ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عÙÛŒÙÛŒ ØŒ بیروت 1409/1989Ø› همو، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ Ùˆ تصØÛŒØ القواعد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù‚ØµÛŒØ¯Ø© الامام ابن القیم ØŒ چاپ زهیر شاویش ØŒ بیروت 1406Ø› ابن کلبی ØŒ کتاب الاصنام ØŒ چاپ اØÙ…د زکی پاشا، قاهره 1332/1914Ø› ابن منظور؛ ابن میثم ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ابن ندیم Ø› ابن هشام ØŒ مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د Ù…ØÛŒÛŒ الدین عبدالØÙ…ید، قاهره ( 1964 ) ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1404Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ تقریب المعار٠ÙÛŒ الکلام ØŒ چاپ رضا استادی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عبداللّه ازرقی ØŒ کتاب اخبار Ù…Ú©Ø© شرÙهااللّه تعالی Ùˆ ماجاء Ùیها من الا´ثار ØŒ روایة Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن اØÙ…د خزاعی ØŒ در اخبار Ù…Ú©Ø© Ø§Ù„Ù…Ø´Ø±ÙØ© ØŒ ج 1ØŒ غتنغه 1275Ø› علی بن اسماعیل اشعری ØŒ کتاب مقالات الاسلامیّین Ùˆ اختلا٠المصلّین ØŒ چاپ هلموت ریتر، ویسبادن 1400/1980Ø› عبدالملک بن عبداللّه امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ الشامل ÙÛŒ اصول الدین ØŒ بیروت 1420/1999Ø› Ù…ØÙ…دبن طیب باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ الانصا٠Ùیما یجب اعتقاده Ùˆ لایجوز الجهل به ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1407/ 1986Ø› علیرضا برازش ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ø¨ØØ§Ø±Ø§Ù„انوار ØŒ تهران 1372Ù€1373 Ø´ Ø› مرتضی بروجردی ØŒ مستندالعروة الوثقی ØŒ تقریرات درس آیة اللّه خوئی ØŒ ج 4ØŒ قم 1368 Ø´ Ø› عبداللّه بن عمر بیضاوی ØŒ انوار التنزیل Ùˆ اسرار التأویل ØŒ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙ Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± البیضاوی ØŒ مصر 1330ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› اØÙ…دبن علی بیهقی ØŒ تاج المصادر ØŒ چاپ هادی عالم زاده ØŒ تهران 1366Ù€ 1375 Ø´ Ø› مسعودبن عمر ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ ØŒ چاپ عبدالرØÙ…ان عمیره ØŒ قاهره 1409/1989ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370Ù€1371 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…د اعلی بن علی تهانوی ØŒ کتاب Ú©Ø´Ø§Ù Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùنون ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د وجیه Ùˆ دیگران ØŒ کلکته 1862ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1967Ø› علی بن Ù…ØÙ…د جرجانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…ÙˆØ§Ù‚Ù ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بدرالدین نعسانی ØÙ„بی ØŒ مصر 1325/ 1907ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370 Ø´ Ø› نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری ØŒ نورالبراهین ØŒ او، انیس الوØÛŒØ¯ ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªÙˆØÛŒØ¯ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1417Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی ØÙ…صی رازی ØŒ المنقذ من التقلید ØŒ قم 1412Ù€1414Ø› ابوالقاسم خوئی ØŒ البیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ قم 1418Ø› همو، معجم رجال Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« ØŒ بیروت 1403/ 1983ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› دائرة المعار٠الاسلامیة ØŒ قاهره : دارالشعب ØŒ ?( 1969 ) ØŒ ذیل «التوØÛŒØ¯ØŒ علم » (از Ù…ØÙ…دیوس٠موسی )Ø› ØØ³ÛŒÙ† بن Ù…ØÙ…د راغب اصÙهانی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØ±Ø¯Ø§Øª ÙÛŒ غریب القرآن ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د سید کیلانی ØŒ تهران ?( 1332 Ø´ ) Ø› قاسم بن ابراهیم رسی ØŒ «کتاب اصول العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯Â»ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› Ù…ØÙ…د رشیدرضا، ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن الØÚ©ÛŒÙ… الشهیر Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± المنار ØŒ ( تقریرات درس ) شیخ Ù…ØÙ…د عبده ØŒ ج 3ØŒ مصر 1367Ø› Ù…ØÙ…ود Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ المعجم Ø§Ù„Ø§ØØµØ§Ø¦ÛŒ Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم = ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ آماری کلمات قرآن کریم ØŒ مشهد 1366Ù€ 1368 Ø´ Ø› زمخشری Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ الالهیات علی هدی الکتاب Ùˆ السنة Ùˆ العقل ØŒ به قلم ØØ³Ù† Ù…ØÙ…د Ù…Ú©ÛŒ عاملی ØŒ ج 2ØŒ قم 1413Ø› همو، منشور جاوید ØŒ ج 2ØŒ قم 1373 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن اØÙ…د شمس الائمه سرخسی ØŒ کتاب المبسوط ØŒ قاهره ØŒ 1324ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª استانبول ØŒ 1403/ 1983Ø› Ù…ØÙ…دبن عبدالکریم شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ چاپ اØÙ…د Ùهمی Ù…ØÙ…د، قاهره 1367Ù€ 1368/ 1948Ù€1949ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، نهایة الاقدام ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¢Ù„ÙØ±Ø¯ گیوم ØŒ قاهره ( بی تا. ) Ø› لویس شیخو، النصرانیة Ùˆ آدابها بین عرب الجاهلیة ØŒ بیروت 1989Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ : کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ قسم 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› طباطبائی Ø› Ù…ØÙ…دکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ØŒ العروة الوثقی ØŒ بیروت 1404Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ Ø§Ù„Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دباقر موسوی خرسان ØŒ نج٠1386/ 1966Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طبری ØŒ جامع Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³Ù† طوسی ØŒ التبیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¨ÛŒØ¨ قصیر عاملی ØŒ بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب تمهیدالاصول ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ³Ù† مشکوة الدینی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ÙØ¤Ø§Ø¯ عبدالباقی ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡Ø§Ù„تراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…د عبده ØŒ رسالة التوØÛŒØ¯ ØŒ بیروت 1396/1976Ø› ØØ³Ù† بن عبداللّه عسکری ØŒ Ø§Ù„ÙØ±ÙˆÙ‚ اللغویّة ØŒ چاپ ØØ³Ø§Ù… الدین قدسی ØŒ بیروت 1401/1981Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د عضدالدین ایجی ØŒ المواق٠ÙÛŒ علم الکلام ØŒ بیروت : عالم الکتب ØŒ ( بی تا. ) Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ انوار الملکوت ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ÛŒØ§Ù‚ÙˆØª ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د نجمی زنجانی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› همو، کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زادة آملی ØŒ قم 1407Ø› علی بن ØØ³ÛŒÙ† علم الهدی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø¬Ù…Ù„ العلم Ùˆ العمل ØŒ چاپ یعقوب Ø¬Ø¹ÙØ±ÛŒ مراغی ØŒ ( تهران ) 1414Ø› جوادعلی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØµÙ‘Ù„ ÙÛŒ تاریخ العرب قبل الاسلام ØŒ بیروت 1967Ù€ 1978Ø› علی بن ابی طالب (ع )ØŒ امام اول ØŒ نهج البلاغة ØŒ چاپ صبØÛŒ ØµØ§Ù„Ø ØŒ قاهره 1411/1991Ø› مقدادبن عبداللّه ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1405Ø› همو، اللوامع الالهیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ù…Ø¨Ø§ØØ« الکلامیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی قاضی طباطبائی ØŒ قم 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عمر ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ الاربعین ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¬Ø§Ø²ÛŒ سقا، قاهره 1986Ø› همو، Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± الکبیر، او، Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ØŒ بیروت 1421/2000Ø› همو، کتاب Ø§Ù„Ù…ØØµÙ‘ÙŽÙ„ ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† اتای ØŒ قاهره 1411/1991Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن زیاد ÙØ±Ù‘اء، معانی القرآن ØŒ ج 2ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی نجار، مصر 1955ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› علی اصغر Ùقیهی ØŒ وهابیان : بررسی Ùˆ تØÙ‚یق گونه ای در بارة عقاید Ùˆ تاریخ ÙØ±Ù‚Ø© وهابی ØŒ تهران ( 1357 Ø´ ) Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ کتاب الواÙÛŒ ØŒ چاپ ضیاءالدین علامه اصÙهانی ØŒ اصÙهان 1365Ù€1374 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دسعیدبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید قاضی سعید قمی ØŒ Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯ الصدوق ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران ØŒ ج 2ØŒ 1416ØŒ ج 3ØŒ 1419Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§ØµÙˆÙ„ الخمسة ØŒ چاپ سمیر مصطÙÛŒ رباب ØŒ بیروت 1422Ø› همو، المختصر ÙÛŒ اصول الدین ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› همو، المغنی ÙÛŒ ابواب التوØÛŒØ¯ Ùˆ العدل ØŒ ج 4ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دمصطÙÛŒ ØÙ„Ù…ÛŒ Ùˆ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙˆÙØ§ غنیمی ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ قاهره 1965Ø› Ù…ØÙ…ودبن مسعود قطب الدین شیرازی ØŒ درة التاج ØŒ بخش 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د مشکوة ØŒ تهران 1369 Ø´ Ø› کلینی Ø› عبدالرزاق بن علی لاهیجی ØŒ گوهر مراد ØŒ چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی ØŒ تهران 1372 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ماتریدی ØŒ کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ ÙØªØ اللّه خلی٠، استانبول 1979Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ø¨Ù† اØÙ…د مازندرانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ ØŒ مع تعالیق Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ چاپ علی عاشور، بیروت 1421/2000Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ماوردی ØŒ النکت Ùˆ العیون :ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„ماوردی ØŒ چاپ عبدالمقصودبن عبدالرØÛŒÙ… ØŒ بیروت 1412/1992Ø› عبدالرØÙ…ان بن مأمون متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ الغنیة ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1406/ 1987Ø› مجلسی Ø› اØÙ…د مصطÙÛŒ مراغی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„مراغی ØŒ بیروت 1985Ø› المعجم الوسیط ØŒ تألی٠ابراهیم انیس Ùˆ دیگران ØŒ تهران : Ø¯ÙØªØ± نشر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ اسلامی ØŒ 1367Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید، اوائل المقالات ØŒ چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی ØŒ بیروت 1414/1993Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، التعلیقة علی کتاب الکاÙÛŒ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1403Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³Ù† بن باقر نجÙÛŒ ØŒ جواهرالکلام ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø´Ø±Ø§Ø¦Ø¹ الاسلام ØŒ ج 10ØŒ چاپ عباس قوچانی ØŒ بیروت 1981Ø› ØØ³Ù† بن Ù…ØÙ…دنظام الاعرج ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± غرائب القرآن Ùˆ رغائب Ø§Ù„ÙØ±Ù‚ان ØŒ چاپ زکریا عمیرات ØŒ بیروت 1416/1996Ø› سعیدبن Ù…ØÙ…د نیسابوری ØŒ ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ = ( دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن Ù…ØÙ…د النیسابوری ) ØŒ ( قاهره ? 1385/ 1965 ) Ø› آرنت یان ونسینک ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« النبوی ØŒ لیدن 1936Ù€1969Ø› یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ Ø› یعقوبی ØŒ تاریخ Ø› EI 2 , s.v. "Tawh ¦â¤d" (by D. Gimaret); The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Arabian religions" (by Adel Allouche), "Islam: an overview" (by Fazlur Rahman), "Monotheism" (by Theodore M. Ludwig); Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995,s.v. "Tawh ¦â¤d" (by Tamara Sonn); Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , I: Qur'a ¦nwissenschaften, H ¤adit ¢, Geschichte, Fiqh, Dogmatik, Mystik, bis ca. 430 H. , Leiden 1967; Harry Austryn Wolfson, The philosophy of the kalam , Cambridge, Mass. 1976. / ØØ³Ù† طارمی راد / 5) در ÙلسÙÙ‡ . توØÛŒØ¯ خداوند ــ پس از اثبات وجود او، Ú©Ù‡ از نخستین Ù…Ø¨Ø§ØØ« الاهیات به معنای اخص به شمار Ù…ÛŒ رود ــ یکی از مهمترین مسائل در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی است . در تصدیق٠توØÛŒØ¯ ØÙ‚ تعالی Ùˆ اذعان به آن ØŒ میان ØÚ©Ù…ا سازگاری عام Ùˆ کاملی برقرار است ØŒ اما گاهی به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ شیوه های Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ در تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر گزیده اند. این ØªÙØ§ÙˆØª ØØ§Ú©ÛŒ از اختلا٠آرا نیست ØŒ بلکه نشانة توسعه Ùˆ تکمیل روشها Ùˆ وجوه گوناگون٠تØÙ‚یق Ùˆ بررسی در این باب است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). به طور Ú©Ù„ÛŒ مسئلة توØÛŒØ¯ در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی از سه جهت بررسی شده است : توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ . توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ عبارت است از یگانگی (ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª ) Ùˆ بساطت (Ø§ØØ¯ÛŒØª ) ذات خداوند. یگانگی خداوند ناظربه تنزیه او از هرگونه شریک Ùˆ Ù…ÙØ«Ù„ Ùˆ مانند است Ùˆ بساطت خداوند ناظر به Ù†ÙÛŒ هرگونه ترکیب Ùˆ ترکّب از ذات اوست ( رجوع کنید به ادامة مقاله Ø› برای آگاهی از اقسام ترکیب وترکّب Ùˆ Ù†ØÙˆØ© بساطت خداوند رجوع کنید به بسیط ومرکّب * ). در راهها Ùˆ شیوه های اثبات توØÛŒØ¯ØŒ چند امر مشترک وجود دارد، از جمله اینکه تقریباً همة ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ØŒ استدلال خود را در اثبات توØÛŒØ¯ به صورت برهان Ø®Ùلْ٠اقامه کرده Ùˆ پیوسته اصل تناهی علل را به عنوان مبنا Ùˆ ÙØ±Ø¶ مسئلة توØÛŒØ¯ در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند، Ú©Ù‡ در اکثر موارد مراد از علل ØŒ علل ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ است . بر اساس اصل مذکور، زنجیرة علل باید به یک علت غیرمعلول منتهی گردد. بنابراین وجود جهان به ضرورت نشانه آن است Ú©Ù‡ یک علت غیرمعلول وجود دارد Ú©Ù‡ جهان معلول اوست . ØØ§Ù„ اگر این علت ØŒ یگانه Ùˆ بی همتا نباشد، ترکیب Ùˆ ترکّب در ذات Ùˆ هویت او، خواه به صورت ترکیب از جنس Ùˆ ÙØµÙ„ Ùˆ خواه به صورت ترکیب از ذات Ùˆ اعراض ØŒ لازم Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ ØŒ اگر این ذات به Ù†ØÙˆÛŒ مرکّب باشد به علتی نیازمند است Ú©Ù‡ این ترکیب را پدید آورد Ùˆ این مستلزم تØÙ‚Ù‚ علتی ورای این علت نهایی است . در این صورت Ø®Ùل٠لازم Ù…ÛŒ آید، یعنی زنجیرة علل غیرمتناهی Ù…ÛŒ شود در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ تناهی علل ØŒ بنا بر استدلالی دیگر، مسلّم گردیده است ( رجوع کنید به تسلسل * ). پس ترکیب در ذات خدا Ùˆ در نتیجه تعدد او (Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯) نیز باطل Ùˆ Ù…ØØ§Ù„ است . به این ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯ اثبات Ù…ÛŒ گردد (Ú©Ùنْدی ØŒ ج 1ØŒ ص 207Ø› ابن سینا، 1363 Ø´ ØŒ ص 5 Ø› ابن رشد، 1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468Ø› صدرالدین شیرازی ØŒ 1378 Ø´ ØŒ ص 31). موضوع توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای تبیین Ùˆ اثبات آن را در سیر تØÙˆÙ„٠اندیشة ØÚ©Ù…ای اسلامی Ù…ÛŒ توان به این Ø´Ø±Ø Ú¯Ø²Ø§Ø±Ø´ کرد: نظریة توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای اثبات آن تا پیش از ابن سینا غالباً بر Ù…ØÙˆØ± ارتباط خدا با جهان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØŒ یعنی ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان از جهت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ او، در نظر بوده است . کندی (ج 1ØŒ ص 207) در رساله ای Ú©Ù‡ در پاسخ به علی بن جَهْم نگاشته ØŒ خدا را به عنوان Ù…ÙØØ¯ÙØ« جهان ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ خوانده Ùˆ برای اثبات این مطلب ØŒ به اقامة استدلال به شیوة مذکور پرداخته است . برای ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1405ØŒ ص 102) نیز اساس تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ØŒ همین رابطة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ خدا نسبت به جهان است . برای تبارشناسی٠این بذل٠توجه ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان به رابطة خدا با جهان در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ù…ÛŒ توان به استشهاد ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا) به Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا اشاره کرد. با توجه به اینکه Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا نوشتة Ùلوطین * (متوÙÛŒ 269 یا 270 میلادی ) است ØŒ شاید بتوان یکی از ریشه های این گرایش ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان را اندیشة Ùلوطین دانست . گر Ú†Ù‡ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 39Ø› همو، 1993ØŒ ص 42ØŒ 45) بنا بر این گرایش ØŒ در اثبات ÙˆØØ¯Øª خدا از برخی معانی ØŒ مانند «اول بودن »، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده ØŒ Ù„Ú©Ù† بر خلا٠Ùلوطین ØŒ رابطة خدا را با جهان همانند رابطة جزء Ùˆ Ú©Ù„ ØŒ Ùˆ نوعی رابطة درونی Ùˆ ØÙ„ولی ندانسته ØŒ بلکه بر تغایر جوهری Ùˆ ذاتی خدا با جهان ØªØµØ±ÛŒØ Ù†Ù…ÙˆØ¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ از ØÛŒØ« وجود نیز خدا را وجودی خاص Ùˆ متمایز Ùˆ از این جهت نیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» دانسته است . ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 40Ø› همو، 1993ØŒ ص 42Ù€43) یگانگی خداوند را از راههای دیگری نیز اثبات کرده است ØŒ از جمله بر مبنای وصÙ٠«تام بودن » خداوند. به نظر ÙˆÛŒ اگر خداوند همنوعی داشته باشد، این نشانة نقص اوست ØŒ زیرا بنا بر قاعده ای Ú©Ù„ÛŒ ØŒ تام عبارت است از چیزی Ú©Ù‡ نمی توان خارج از وجود ÙˆÛŒ ØŒ همنوعی برای آن ÛŒØ§ÙØª Ø› Ú†Ù‡ آن همنوعْ جوهر باشد Ú†Ù‡ عرض ØŒ جسم باشد یا غیرجسم . بعلاوه ØŒ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 41Ù€ 43Ø› همو، 1993ØŒ ص 43Ù€44) انکار توØÛŒØ¯ را مناÙÛŒ منزه بودن خدا از نقص Ùˆ ضد دانسته است . بدین ترتیب ØŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ علاوه بر ارتباط خدا Ùˆ جهان ØŒ برخی اوصا٠و ویژگیهای خداوند را نیز ملاک اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª او قرار داده است . در عین ØØ§Ù„ شیوة ÙˆÛŒ از تمرکز بر رابطة خدا با جهان بیرون نیست . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 2) «واجب الوجود بالذات » را به صورت اصلیترین تعبیری Ú©Ù‡ مبیّن ذات الاهی باشد، به کار برده است . واجب الوجود بالذات یعنی موجودی Ú©Ù‡ عدم آن به هر Ù†ØÙˆ Ù…ØØ§Ù„ است . در ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن سینا، تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر اساس همین معنا Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. ÙˆÛŒ (1363 Ø´ ØŒ ص 4Ù€ 5Ø› همو، 1376 Ø´ ØŒ ص 60) نیز همانند ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پیش از خود، ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود بالذات را از طریق برهان خل٠اثبات کرده ولی ØŒ تکیة او بر این نکته است Ú©Ù‡ خود معنا Ùˆ ØÙ‚یقت واجب الوجود بالذات ØŒ مبیّن اصل توØÛŒØ¯ است ØŒ Ùˆ Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯ با توجه به معنای واجب الوجود بالذات ØŒ مستلزم خل٠و تناقض است Ø› چرا Ú©Ù‡ لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ واجب الوجود بالذات ØŒ واجب الوجود بالذات نباشد. در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ در ÙÙ„Ø³ÙØ© کندی یا ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ معمولاً امر Ù…ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ از ÙØ±Ø¶ تعدد خدا لازم Ù…ÛŒ آید، متوجه معنای اولیت ØŒ Ù…ØØ¯ÙØ« بودن Ùˆ یا تقدم خدا نسبت به خلق Ùˆ جهان است . یکی از کوتاهترین استدلالهای ابن سینا (1376 Ø´ ØŒ ص 58 Ù€ 59Ø› نیز رجوع کنید به همو، 1403ØŒ ج 3ØŒ ص 40Ù€47) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ú©Ù‡ به اصل «نÙÛŒ ترکیب » (بساطت ) در ذات باری باز Ù…ÛŒ گردد، این است Ú©Ù‡ کثرت واجب الوجود در هر صورت مستلزم یک Ù†ØÙˆ انقسام در معنای واجب الوجود است . این انقسام به یکی از دو صورت ممکن است Ùˆ وجه دیگری قابل ÙØ±Ø¶ نیست : 1) انقسام جنس با ÙØµÙˆÙ„ ØŒ 2) انقسام نوع با اعراض . در صورت اول اگر واجب الوجود معنایی جنسی باشد، برای تØÙ‚Ù‚ نیازمند ÙØµÙ„ خواهدبود، چون ÙØµÙ„ همیشه سبب تØÙ‚Ù‚ جنس است (مثل ÙØµÙ„ ناطق برای ØÛŒÙˆØ§Ù† ). چنین نیازی برای معنای وجوب وجود Ù…ØØ§Ù„ است ØŒ زیرا وجوب وجود به معنای ÙØ¹Ù„یت Ù…ØØ¶ Ùˆ تأکّد Ùˆ شدت وجود است . در این صورت چگونه ممکن است واجب الوجود بالذات در وجود Ùˆ تØÙ‚Ù‚ نیازمند غیر باشد؟ صورت دوم بر اساس این ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ ØªÙØ§ÙˆØª بین دو واجب الوجود در اعراض آنها باشد. در این صورت عرض نمی تواند ناشی از ذات واجب الوجود باشد، چون اگر چنین باشد نظر به اینکه ØÙ‚یقت٠وجوب وجود در هر دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یکسان است ØŒ باید اعراض این دو نیز یکسان شود. بدین ترتیب ØŒ دلیل Ùˆ سببی برای تعدد Ùˆ تکثر آنها باقی نخواهد ماند. اگر Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ این اعراض سببی غیر از ذات واجب الوجود داشته باشد، پس واجب الوجود در تشخص Ùˆ تمایزش نیازمند غیر است Ùˆ این نیازمندی با معنای وجوب وجود سازگار نیست . تعبیر واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ به شیوة استدلالی ابن سینا، پس از ÙˆÛŒ رواج ÛŒØ§ÙØª ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ علاوه بر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† ØŒ اکثر متکلمان شیعی نیز همان روش را به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به سهروردی ØŒ ج 1ØŒ ص 35ØŒ 392Ù€393Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ص 35Ø› میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 267). ابن رشد (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 463Ù€464) اشکال غزالی را بر استدلال ابن سینا مردود دانسته Ùˆ در عین ØØ§Ù„ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ بیان ابن سینا چیزی نزدیک به برهان است Ùˆ به دلیل نقصی Ú©Ù‡ دارد ÙØ§Ù‚د ارزش Ùˆ اعتبار برهان است Ø› ازینرو، تقریر دیگری از این برهان ارائه کرده است . بنا بر تقریر ابن رشد از برهان مذکور (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468)ØŒ برای تعدد واجب الوجود، Ù…ÛŒ توان سه ÙØ±Ø¶ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯: 1) تغایر این دو واجب الوجود در عدد، یعنی دو ÙØ±Ø¯ از یک نوع باشند؛ 2) ØªÙØ§ÙˆØª آنها نوعی باشد Ùˆ معنای واجب الوجود در آن دو به صورت جنس مشترک باشد؛ 3) ØªÙØ§ÙˆØª این دو واجب الوجود در تقدم Ùˆ تأخر وجودشان باشد، یعنی آنها دو موجود بسیط باشند، همانند عقول Ú©Ù‡ هیچ اشتراک ذاتی ندارند Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª آنها Ùقط در این است Ú©Ù‡ یکی مقدّم Ùˆ دیگری مؤخر است . ابن رشد با رد این سه ÙØ±Ø¶ ثابت Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ واجب الوجود ÙˆØ§ØØ¯ است . در رد ÙØ±Ø¶ اول Ùˆ دوم ØŒ از اصل عدم ترکیب در ذات واجب بهره Ù…ÛŒ جوید Ùˆ در ÙØ±Ø¶ سوم برآن است Ú©Ù‡ چون واجب الوجود باید مقدّم باشد، پس Ù…ØÙ„ÛŒ برای وجوب وجود٠امر متأخر باقی نمی ماند Ùˆ Ùقط آن Ú©Ù‡ مقدّم است Ù…ÛŒ تواند واجب باشد. بنا بر نظر ابن رشد (1402ØŒ ص 65Ù€ 69)ØŒ اثبات توØÛŒØ¯ باید مطابق شرع Ùˆ آنچنانکه در قرآن آمده ØŒ باشد. ÙˆÛŒ با استناد به آیة 22 سورة انبیاء Ùˆ آیة 42 سورة اسراء، Â«ÙˆØØ¯Øª جهان » را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان Ù…ÛŒ داند. از آنجا Ú©Ù‡ جهان واقعیتی ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ اگر بیش از یک Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ داشته باشد، هر آیینه ÙØ§Ø³Ø¯ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ امر ÙˆØ§ØØ¯ نمی تواند از جهت ÙˆØ§ØØ¯ با دو امر متعدد نسبت ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ داشته باشد. در این استدلال ØŒ ÙˆØØ¯Øª جهان امری ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ آشکار تلقی شده Ú©Ù‡ نیازمند دلیل Ùˆ برهان نیست (نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). کلام ابن رشد از ØÛŒØ« تمرکز بر ارتباط خدا با جهان ØŒ بیشتر با نظریات ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© قبل از ابن سینا هماهنگ است ØŒ در عین ØØ§Ù„ چون استدلال ÙˆÛŒ مبتنی بر ÙˆØØ¯Øª جهان است ØŒ نه ØµØ±ÙØ§Ù‹ بر مخلوق بودن جهان Ùˆ خالق بودن خدا، از آنها متمایز است . ÙˆÛŒ بنا بر ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ ØŒ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ را اثبات Ù…ÛŒ کند، نه Ùقط بر اساس تقدم خالق بر مخلوق . سهروردی (همانجاها) با وجود ØªÙØ§ÙˆØª اساسی٠مشرب ÙلسÙÛŒ اش با ابن سینا، استدلال ابن سینا بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª واجب را Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ از تعبیر واجب الوجود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده است ØŒ اما پیوسته بر Ù†ÙÛŒ تمایز ماهیت Ùˆ وجود در ذات واجب Ùˆ اینکه واجب الوجود، وجود صر٠و Ùوق مقوله است ØŒ تأکید دارد. ÙˆÛŒ با تمسک به قاعدة Â«ØµÙØ±Ù’ÙÙØ§Ù„Ø´ÛŒ ء٠لایتثنّی ولایتکرّر» نیز ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود را اثبات کرده است Ø› بدین صورت Ú©Ù‡ اگر واجب الوجود شریک داشته باشد، باید هر یک از دیگری متمایز باشند زیرا لازمة دو چیز بودن تمایز است . پس هیچ کدام ØµÙØ±Ù هستی نخواهند بود، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ واجبْ تعالی ØŒ ØµÙØ±Ù هستی Ùˆ Ù†Ø§Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است Ùˆ صر٠الشی Ø¡ هم تکرارپذیر Ùˆ قابل دو تا شدن نیست . پس واجب الوجود بالذات ØŒ ثانی Ùˆ شریک ندارد (نیز رجوع کنید به میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 266Ù€267Ø› Ùیض کاشانی ØŒ ص 14Ø› سبزواری ØŒ 1416Ù€1422ØŒ ج 3ØŒ ص 510 Ù€512). بدین ترتیب ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد بیان سهروردی در بارة واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بنا بر Ù…Ùهوم واجب الوجود، به شیوة ابن سینا نزدیکتر باشد تا بیان غزالی Ùˆ ابن رشد. سهروردی در ØÚ©Ù…Ø© الاشراق ــ Ú©Ù‡ آن را دقیقاً به مسلک اشراقی نگاشته ــ تعبیر خاص «نورالانوار» را برای خدا به کار برده Ùˆ ÙˆØØ¯Øª خداوند را نیز بر مبنای عدم ترکیب در ذات نور (بساطت نور) ــ Ú©Ù‡ منطبق است با همان اصل عدم ترکّب ØŒ در اندیشة دیگر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ــ اثبات کرده است ( رجوع کنید به مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª ØŒ ج 2ØŒ ص 121Ù€124). شیوة خاص صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 100Ù€104Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 37Ù€ 38) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ مبتنی بر تبیین ØÙ‚یقت وجود است ØŒ زیرا ذات این ØÙ‚یقت مبیّن بساطت Ùˆ Ù…ØØ¶ بودن٠کامل آن است Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت٠صر٠و بسیط ØŒ در واقع Ú©Ù„ اشیا است ØŒ غیری برای این ØÙ‚یقت باقی نمی ماند Ú©Ù‡ بتواند دومی او باشد. همه چیز در این ØÙ‚یقت اÙندÙکاک Ù…ÛŒ یابد. بیان برهانی این شیوه بدین ترتیب است : چون واجب الوجود، منتها Ùˆ غایت هر ØÙ‚یقتی است ØŒ پس وجودش نه متوق٠بر چیزی است Ùˆ نه متعلق به چیزی Ùˆ در واقع «بسیط الØÙ‚یقة » است . این بساطت اقتضامی کندکه هیچ جهت امکانی در او نباشد، زیرا هر وجه امکانی مستلزم ترکیب از وجود Ùˆ ماهیت است ØŒ Ùˆ ÙØ±Ø¯ دوم برای این موجود Ùقط در صورتی قابل ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ هیچ رابطة ذاتی Ùˆ وجودی با او نداشته باشد، چون چنین رابطه ای به معنای علیت یکی نسبت به دیگری است . در این صورت این دیگری واجب الوجود دوم نخواهد بود. Ù†ÙÛŒ رابطة وجودی میان این دو نیز مستلزم آن است Ú©Ù‡ هر یک ÙØ§Ù‚د مرتبة کمال وجودی باشد Ú©Ù‡ دیگری واجد آن است Ùˆ ÙØ§Ù‚د بودن نیز با ØÙ‚یقت Ø¨Ø³ÛŒØ·Ù ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± Ú©Ù‡ Ø¨Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ Ù…ØØ¶ است سازگار نیست Ø› پس ØŒ ÙØ±Ø¶ ÙØ±Ø¯ دوم برای واجب الوجود باطل است . صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 57 Ù€ 94)ØŒ غیر از طریق خاص خویش در اثبات توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ مبتنی بر اصالت وجود Ùˆ بساطت ØÙ‚یقت وجود است ØŒ روش دیگر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© اسلامی را نیز مورد امعان نظر قرار داده است . ÙˆÛŒ در یک دسته بندی Ú©Ù„ÛŒ برهانهای توØÛŒØ¯ را در دو گروه قرار Ù…ÛŒ دهد: 1) آنهایی Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ذات خداوند را اثبات Ù…ÛŒ کنند؛ 2) آنهایی Ú©Ù‡ برای اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª پروردگار٠جهان (إله العالم ) اقامه شده اند. در دستة اول برهانهایی را Ú©Ù‡ مبتنی بر Ù†ÙÛŒ ترکّب از ذات الاهی اند بیان نموده است ØŒ اما سعی کرده استدلال ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† دیگر را با شیوة خاص خود تطبیق دهد Ùˆ اصل بساطت وجود را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ù†Ø¯. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 31Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ) همچنین شیوة دیگری در اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª به کار برده است Ú©Ù‡ دقیقاً به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی باز Ù…ÛŒ گردد. این شیوه نیز مخصوص اوست . ÙˆÛŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª را بر اساس «صمد» بودن خداوند، یعنی بی نیازی ذات الاهی از غیر Ùˆ نیازمندی همه به او، بیان کرده است . این استدلال بر پایة قاعدة «بسیط الØÙ‚یقة Ú©Ù„ الاشیاء Ùˆ لیس بشیی ٠منها» اقامه شده است Ø› ازینرو، در واقع تبیین دیگری از همان شیوة خاص صدرالدین است . دستة دوم استدلالهایی اند Ú©Ù‡ ــ بویژه با استشهاد به همان آیاتی Ú©Ù‡ ابن رشد در اثبات توØÛŒØ¯ در نظر داشت ــ Ú©Ù… Ùˆ بیش همان اصل ابن رشد را Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ سازند مبنی بر اینکه ÙˆØØ¯Øª جهان دلیل بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª خداست . اما صدرالدین شیرازی با انتساب این برهان به ارسطو، ابتدا ÙˆØØ¯Øª جهان را اثبات کرده Ùˆ مانند ابن رشد آن را امری بدیهی تلقی نکرده است . به این صورت Ú©Ù‡ یک Â«ÙˆØØ¯Øª شخصی » Ùˆ یک Â«ÙˆØØ¯Øª طبیعی » برای جهان اثبات Ù…ÛŒ نماید، سپس از این ÙˆØØ¯Øª به ÙˆØØ¯Øª خداوند جهان Ù…ÛŒ رسد. دومین ØªÙØ§ÙˆØª روش ÙˆÛŒ با ابن رشد، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از «اصل تشخص » است . از نظر ÙˆÛŒ تشخص به وجود است Ø› ازینرو، تشخص٠معلول ØŒ وابسته به تشخص علت اوست . بدین ترتیب ØŒ جهان در صورتی واجد ÙˆØØ¯Øª شخصی است Ú©Ù‡ علت آن ØŒ امری ÙˆØ§ØØ¯ باشد. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 29Ù€30) با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از این اصل ØŒ برهان٠اثبات توØÛŒØ¯ را بر اساس اصول ÙÙ„Ø³ÙØ© خویش اثبات Ùˆ درعین ØØ§Ù„ نوع ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ (= جهان ) Ùˆ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ (= خدا) را نیز مشخص کرده است (نیز رجوع کنید به سبزواری ØŒ 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 521 Ù€ 527). صدرالدین شیرازی (1346 Ø´ ØŒ ص 45Ù€46) راه خود را در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ طریقة صدیقین Ùˆ هماهنگ با مسلک اهل ذوق دانسته Ùˆ اظهار کرده Ú©Ù‡ در این طریق ØŒ سالک Ùˆ مسلوک Ùˆ مسلک Ù…ØªØØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ بنا بر آیة Â«Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه٠اَنَّه٠لا اÙÙ„'Ù‡ÙŽ اÙلاّ هو...» (آل عمران : 18)ØŒ این همان برهان ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª بر خویشتن است . توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ یعنی ذات خدا Ùˆ ØµÙØ§Øª ثبوتی کمالی او (از قبیل علم ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قدرت ØŒ اراده Ùˆ مانند اینها) Ùˆ همچنین این ØµÙØ§Øª با یکدیگر، از نظر مصداقی Ùˆ وجودی ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عین یکدیگرند، اگر Ú†Ù‡ Ù…Ùهوم آنها با هم مغایر است . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 19Ù€21Ø› همو، 1364 Ø´ ØŒ ص 600Ù€ 604)ØŒ مانند ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 46Ù€54)ØŒ ÙˆØØ¯Øª عینی Ùˆ مصداقی این ØµÙØ§Øª با یکدیگر را بیان کرده Ùˆ همة آنها را ناشی از مرتبة کامل وجود واجب دانسته است Ø› ازینرو، معتقد است Ú©Ù‡ تعدد Ùˆ تغایر٠مÙهومی آنها موجب پیدایش کثرت در ذات واجب الوجود نیست ØŒ چون هرگاه این معانی Ùˆ ØµÙØ§Øª به Ù†ØÙˆ مطلق Ù„ØØ§Ø¸ شوند، هر یک بر معنایی غیر از دیگری دلالت دارند، اما وقتی در مقایسه با ذات واجب در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شوند Ùˆ معنای وصÙÛŒ خاص آنها در این مورد Ù…Ù„Ø§ØØ¸Ù‡ گردد، در واقع بر یک معنا دلالت دارند Ú©Ù‡ با اعتبارهای مختل٠مشاهده Ù…ÛŒ شود. به نظر ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا؛ نیز رجوع کنید به همو، 1993ØŒ ص 45Ù€46)ØŒ ذات ÙˆØ§ØØ¯ تماماً علم است همانگونه Ú©Ù‡ تماماً قدرت Ùˆ وجود است Ùˆ هیچیک از ØµÙØ§Øª کمالی خاص ØŒ جزئی از واجب الوجود نیست ØŒ بلکه عین آن است . بدین ترتیب ØŒ امکانی برای کثرت در ذات او وجود ندارد Ùˆ ذاتی Ú©Ù‡ کمال بی نهایت است ØŒ نمی تواند ÙØ§Ù‚د این ØµÙØ§Øª باشد بلکه به ضرورت همة این ØµÙØ§Øª در او متØÙ‚Ù‚ است . ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پس از ابن سینا، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را از جهت تعارض٠دیدگاه ÙلاسÙÙ‡ با آرای مشهور کلامی در این زمینه Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). خواجه نصیرالدین طوسی (ص 45Ù€53)ØŒ نظریة اشاعره مبنی بر زائد بودن ØµÙØ§Øª بر ذات را، Ú©Ù‡ منتهی به قبول قدمای هشت گانه Ù…ÛŒ شود، بیان کرده است . از سوی دیگر نظریة معتزله مبنی بر نیابت ذات از ØµÙØ§Øª را آورده Ùˆ قول ÙلاسÙÙ‡ را در مقابل این دو نظریة مشهور کلامی تبیین کرده است . سهروردی (ج 1ØŒ ص 40Ù€41) ثبوت ØµÙØª ØÙ‚یقی برای ØÙ‚ را انکار کرده Ùˆ اثبات ØµÙØª ذاتی برای خداوند را به هیچ وجه ممکن ندانسته است ØŒ زیرا اثبات ØµÙØª برای نورالانوار مبتنی بر یکی از ÙØ±Ø¶Ù‡Ø§ÛŒ چهارگانه است ØŒ Ú©Ù‡ همة آنها در مورد واجب الوجود باطل اند. در صورت ÙØ±Ø¶ ØµÙØª برای واجب الوجود، این ØµÙØª نیز یا خودْ واجب الوجود است یا معلول٠واجب الوجود دیگری است . این دو ÙØ±Ø¶ بنا بر ابطال قول به تعدد واجب الوجود باطل Ù…ÛŒ شود. ÙØ±Ø¶ سوم اینکه ØµÙØª ØŒ معلول٠موجود٠ممکنی است Ú©Ù‡ خود معلول٠واجب الوجود است ØŒ در این صورت نیز Ø§Ù†ÙØ¹Ø§Ù„ واجب از معلول خویش لازم Ù…ÛŒ آید، Ú©Ù‡ بطلان این ÙØ±Ø¶ هم ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . ÙØ±Ø¶ چهارم این است Ú©Ù‡ ØµÙØª برای واجب الوجود به وجوبی از ناØÛŒØ© ذات او ضرورت Ù…ÛŒ یابد؛ یعنی ØŒ واجب الوجود خود این ØµÙØª را بر خویشتن واجب ساخته است . این ÙØ±Ø¶ نیز باطل است ØŒ چون لازم Ù…ÛŒ شود واجب الوجود از جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد Ùˆ هم قابل ØŒ یا هر دو جهت ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ Ùˆ قابلی در او باشد، Ùˆ این خلا٠بساطت واجب الوجوداست ØŒ زیراØÙ‚یقت بسیط نمی توانداز جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد هم قابل . ÙˆÛŒ (ج 2ØŒ ص 124) نیز ØµÙØ§Øª ØÙ‚یقی را در مورد ذات واجب Ù†ÙÛŒ کرده ØŒ ولی اثبات ØµÙØ§Øª کمال را به صورت ØµÙØ§Øª مضا٠(مانند مبدأیت Ùˆ علیت ) Ùˆ سلبی (مانند قدوسیت Ùˆ Ø§ÙŽØØ¯ÛŒØª ) Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است . در باب توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª نیز همة ØµÙØ§Øª اضاÙÛŒ را به Ø§Ø¶Ø§ÙØ© مبدأیت نورالانوار به غیر آن ارجاع داده است . در عین ØØ§Ù„ (همانجا) دو ØµÙØªÙ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª را برای نورالانوار (واجب الوجود بالذات ) ذاتی ØŒ Ùˆ ذات نورالانوار را عین علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª دانسته است . این نظریه با دیدگاه ØÚ©Ù…ای پیشین در اثبات ØµÙØ§Øª ذاتی قرابت زیادی دارد. میرداماد (1367 Ø´ ØŒ ص 255) معنای اضاÙÙ‡ در ØµÙØ§Øª خداوند را کاملاً مردود شمرده Ùˆ تأکید کرده Ú©Ù‡ خود ذات ØŒ ÙÛŒ ØØ¯Ù‘ Ù†ÙØ³Ù‡ Ùˆ بدون در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ† هیچ غیری واجد ØµÙØ§Øª کمال است Ùˆ تقرر این ØµÙØ§Øª در واجب الوجود هیچ نیازی به غیر ندارد. ذات ØŒ خودْ کمال Ù…ØØ¶ است Ùˆ تمامی ØµÙØ§Øª ØŒ منتزع از همین ذات اند. صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 120Ù€ 121Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 38Ù€39) نظر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیش از خود (ابن سینا، ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ Ùˆ شیخ اشراق ) را به اصل اساسی نظریة خود (بسیط الØÙ‚یقة ) برگردانده Ùˆ با آن تطبیق داده است . بنا بر این قاعده ØŒ جز یک وجود Ùˆ یک ØÛŒØ«ÛŒØª در ÙˆØ§ØØ¯ نیست Ú©Ù‡ همان بساطت ØÙ‚یقی Ùˆ صر٠الوجود بودن اوست . این ØÛŒØ«ÛŒØª امری زائد بر ذات نیست بلکه عین ذات Ùˆ هویت واجب الوجود است . صر٠الوجود بودن ØŒ یعنی در بر Ú¯Ø±ÙØªÙ† همة کمالات Ùˆ داشتن تمامت اشیا. در واقع ØŒ امور عدمی Ùˆ نقایص اشیا از صر٠الوجود طرد Ù…ÛŒ شوند، اما هر نوع ØÛŒØ« وجودی Ùˆ کمالی Ú©Ù‡ در اشیا باشد در آن جمع Ù…ÛŒ گردد. بدین ترتیب ØŒ ذات واجب الوجود عبارت است از وجدان همة کمالات Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ این امر همان ذات اوست ØŒ تØÙ‚Ù‚ کثرت در ذات ÙˆÛŒ لازم نمی آید. ویژگی نظر ملاصدرا نسبت به ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیشین ØŒ بیشتر با Ø·Ø±Ø Ù…Ø³Ø¦Ù„Ø© ضرورت ازلی در مورد ØµÙØ§Øª باری روشن Ù…ÛŒ شود. در Ù…ØÙˆØ± اساسی Ø¨ØØ«Ù توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ Ú©Ù‡ یک ذات Ùˆ یک دسته ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شوند، تلقی متکلمان از این ذات ØŒ امری از نوع ماهیت است Ùˆ ازینرو زیادت ØµÙØ§Øª یا نیابت ذات را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. ØØ§Ù„ آنکه صدرالدین شیرازی با ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÛŒÙ†Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª کمال برای وجود Ù…ØØ¶ به ضرورت٠ازلی ØŒ Ùˆ نه ضرورت٠ذاتی ØŒ ثابت اند روشن کرده Ú©Ù‡ مراد از ذات در اینجا به هیچ وجه ماهیت نیست ØŒ بلکه ØÙ‚یقت وجود واجب است Ú©Ù‡ در خارج عینیت دارد Ùˆ صر٠الوجود است . با این بیان٠وی ØŒ نزاع متکلمان در بارة ØµÙØ§Øª Ùˆ مسئلة جمع آن با توØÛŒØ¯ ذات Ú©Ù… وبیش خاتمه Ù…ÛŒ یابد (ابراهیمی دینانی ØŒ ص 91Ù€94Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ). سبزواری (1375 Ø´ ØŒ ص 139Ù€140) در استدلال بر Ù†ÙÛŒ زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ برهانی اقامه کرده Ú©Ù‡ پیش از ÙˆÛŒ در میان ÙلاسÙÙ‡ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ است . به نظر او اگر واجب الوجود در مرتبة ذات خالی از ØµÙØ§Øª باشد (Ú©Ù‡ این معنای٠زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات است )ØŒ در این صورت ØµÙØ§Øª برای ذات٠واجب ضروری نیستند Ùˆ ممکن اند. از آنجا Ú©Ù‡ ذات واجب الوجود، ØÙ‚یقت عینی Ùˆ صر٠وجود است ØŒ در اینجا مراد از امکان ØŒ امکان٠استعدادی است یعنی ذات ØŒ مستعد برای ØµÙØ§Øª است Ø› در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ استعداد ØµØ±ÙØ§Ù‹ برای Ø´ÛŒ Ø¡ مادّی Ù…Ø·Ø±Ø Ø§Ø³Øª ØŒ چون استعداد یعنی قوه ØŒ Ú©Ù‡ مستلزم مادّی بودن٠شی Ø¡ مستعد است . از سوی دیگر، مادّه هرگز بدون صورت تØÙ‚Ù‚ نمی یابد Ùˆ مادّة مقرون به صورت نیز یعنی جسم . بدین ترتیب ØŒ لازمة زائد Ùˆ عارض بودن ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ جسمانی بودن باری تعالی است Ùˆ بطلان این امر ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . نظر ملا عبداللّه زÙنوزی (ص 272Ù€273) در توجیه Ùˆ تبیین چگونگی انتزاع ØµÙØ§Øª متعدد Ùˆ کثیر از امر ÙˆØ§ØØ¯ این است Ú©Ù‡ نسبت اسماءالاهی به وجود صر٠، Ú©Ù‡ همان ØÙ‚یقت واجب است ØŒ از قبیل نسبت ماهیات ممکن به وجودات امکانی است Ø› یعنی ØŒ همانگونه Ú©Ù‡ ماهیات در عالم واقع با وجودهای خاص اشیا ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ùˆ در جهان ذهن با یکدیگر تغایر دارند Ùˆ تکثر Ù…ÛŒ یابند، ØµÙØ§Øª خداوند نیز در وجود عینی ØŒ با صر٠الوجود ÙˆØØ¯Øª دارند Ùˆ در عین این ÙˆØØ¯Øª Ù…ÛŒ توانند با هم تغایر داشته Ùˆ متکثر باشند. بنا بر نظر طباطبائی (ص 285Ù€287) نسبت ذات Ùˆ اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª مانند نسبت ماهیت Ùˆ وجود نیست . ÙˆÛŒ به پیروی از رأی ملاصدرا، مسئلة مصداق ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد را Ù…Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ø®ØªÙ‡ است . مسمّای اسماءالاهی Ú©Ù‡ وجود عینی ØÙ‚ Ùˆ مصداقی برای همه ØµÙØ§Øª کمال است ØŒ یکی است Ùˆ از این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ØŒ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد Ùˆ متکثر Ù…ÛŒ توان انتزاع کرد Ùˆ امکان پیدایش این تکثر Ù…Ùهومی نیز در پرتو جمعیت Ùˆ کمال وجودی این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… Ù…ÛŒ شود. توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ یعنی هیچ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثری جز خدا نیست Ùˆ تمام Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ بی هیچ واسطه ای ØŒ مستند به اویند، بدون اینکه وجود بعضی از موجودات به بعض دیگر استناد داده شود. بنابراین ØŒ صادر اول یا دوم بودن معنا ندارد، بلکه همه از جانب خداوند صادر شده اند. بدین ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯Ù ایجادی به توØÛŒØ¯ وجودی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙØ¹Ù„ به توØÛŒØ¯ ذات منتهی Ù…ÛŒ شود، زیرا ایجاد، ÙØ±Ø¹ وجود است ØŒ Ùˆ مبدأ اثر Ùˆ اثر مبدأ، هر دو وجودند (صدرالدین شیرازی ØŒ 1337Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± اول ØŒ ج 2ØŒ ص 324Ù€325Ø› زنوزی ØŒ ص 269Ù€ 270Ø› سبزواری ØŒ 1357Ø´ ØŒ ص 336Ù€337Ø› همو، 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 621Ù€622Ø› نیز رجوع کنید به جبر Ùˆ اختیار * Ø› کسب * ). ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØÚ©Ù…ت متعالیه ØŒ غالباً این Ø¨ØØ« را با تعابیر Ø¹Ø±ÙØ§ تبیین کرده Ùˆ به شیوه Ùˆ طریقة آنها نزدیک شده اند (همانجاها؛ نیز رجوع کنید به توØÛŒØ¯ در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† ). منابع : ØºÙ„Ø§Ù…ØØ³ÛŒÙ† ابراهیمی دینانی ØŒ اسماء Ùˆ ØµÙØ§Øª ØÙ‚ تبارک Ùˆ تعالی ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› ابن رشد، ØªÙ‡Ø§ÙØª Ø§Ù„ØªÙ‡Ø§ÙØª ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1980Ù€1981 ) Ø› همو، ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن رشد ØŒ 2: کتاب الکش٠عن مناهج الادلة ÙÛŒ عقائد الملّة ØŒ بیروت 1402/1982Ø› ابن سینا، الاشارات والتنبیهات ØŒ مع Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù†ØµÛŒØ±Ø§Ù„Ø¯ÛŒÙ† طوسی Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù‚Ø·Ø¨ الدین رازی ØŒ تهران 1403Ø› همو، الالهیّات من کتاب Ø§Ù„Ø´Ù‘ÙØ§Ø¡ ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ قم 1376 Ø´ Ø› همو، المبدأ Ùˆ المعاد ØŒ چاپ عبداللّه نورانی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› همو، النجاة من الغرق ÙÛŒ Ø¨ØØ± الضلالات ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دتقی دانش پژوه ØŒ تهران 1364 Ø´ Ø› عبداللّه بن بیرمقلی زنوزی ØŒ لمعات الهیّة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ تهران 1355 Ø´ Ø› هادی بن مهدی سبزواری ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§Ø³Ù…Ø§Ø¡ØŒ او، Ø´Ø±Ø Ø¯Ø¹Ø§Ø¡Ø§Ù„Ø¬ÙˆØ´Ù† الکبیر ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› همو، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù†Ø¸ÙˆÙ…Ø© ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ تهران 1416Ù€1422Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª شیخ اشراق ØŒ ج 1 Ùˆ 2ØŒ چاپ هانری کوربن ØŒ تهران 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ الØÚ©Ù…Ø© المتعالیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ø§Ø³ÙØ§Ø± العقلیة الاربعة ØŒ تهران 1337 Ø´ Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› همو، الشواهد الربوبیة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ مشهد 1346 Ø´ Ø› همو، المظاهر الالهیّة ÙÛŒ اسرار العلوم الکمالیّة ØŒ چاپ سیدمØÙ…د خامنه ای ØŒ تهران 1378Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÛŒÙ† طباطبائی ØŒ نهایة الØÚ©Ù…Ø© ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ( قسم الالهیات )ØŒ چاپ Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ قم 1375 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ ØªÙ‡Ø§ÙØª الÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1987 ) Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ کتاب آراء اهل المدینة Ø§Ù„ÙØ§Ø¶Ù„Ø© ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت 1982Ø› همو، کتاب الجمع بین رأیی الØÚ©ÛŒÙ…ین ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت ( بی تا. ) Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1405Ø› همو، کتاب السیاسة المدنیة الملقب بمبادی الموجودات ØŒ چاپ Ùوزی متری نجّار، بیروت 1993Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ اصول المعار٠، چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› یعقوب بن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ کندی ØŒ رسائل الکندی الÙلسÙیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عبدالهادی ابوریده ØŒ قاهره 1369Ù€1372/ 1950Ù€1953Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، تقویم الایمان ØŒ چاپ علی اوجبی ØŒ تهران 1376 Ø´ Ø› همو، کتاب القبسات ØŒ چاپ مهدی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ùˆ دیگران ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ رسالة قواعدالعقائد ØŒ چاپ علی ØØ³Ù† خازم ØŒ لبنان 1413/1992. / جلیله علم الهدی / 6) در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† . نظر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بارة توØÛŒØ¯ مبتنی بر نظریة ÙˆØØ¯Øª وجود Ùˆ نظریة تجلی Ùˆ ظهور نزد ایشان است ( رجوع کنید به تجلّی * Ø› ÙˆØØ¯Øª وجود * Ø› نیز رجوع کنید به ØªÙØ±Ú©Ø© اصÙهانی ØŒ ص 199Ø› ادامة مقاله ). مراد از توØÛŒØ¯ به رغم اختلا٠در تعابیر ونØÙˆØ© ØªÙØµÛŒÙ„ مراتب آن ØŒ عبارت است از Ù†ÙÛŒ وجودهای اعتباری Ùˆ مقید Ùˆ کثیر Ùˆ اثبات وجود ØÙ‚یقی Ùˆ مطلق Ùˆ یگانة ØÙ‚ تعالی از ØÛŒØ« ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ . در عین ØØ§Ù„ باید توجه کرد Ú©Ù‡ نزد Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ØŒ Ù†ÙÛŒ وجود غیرخدا به معنای Ù†ÙÛŒ خلق نیست ØŒ بلکه مراد این است Ú©Ù‡ با مشاهدة وجود ØÙ‚یقی ØŒ از صور جمیع موجودات Ùˆ تعیّنات Ùˆ کثرات آنها، به عنوان موجودات ØÙ‚یقی مستقل Ùˆ قائم به خود، قطع نظر شود، زیرا وجود موجوداتْ اعتباری است Ø› آنها مظاهر ØÙ‚ اند Ùˆ به وجود ØÙ‚ موجود Ùˆ بدون او معدوم اند Ùˆ وجود ØÙ‚یقی Ùقط ØÙ‚ تعالی است . ازینرو Ú¯ÙØªÙ‡ اند توØÛŒØ¯ یکی شدن دو چیز، یا دو وجود را وجود ÙˆØ§ØØ¯ کردن است Ùˆ آن دو چیز ØÙ‚ Ùˆ خلق یا به تعبیر دیگر واجب Ùˆ ممکن اند. توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی ØŒ مشاهدة ØÙ‚ با خلق Ùˆ مشاهدة خلق با ØÙ‚ است ØŒ چنانکه نه ØÙ‚ ØØ¬Ø§Ø¨ خلق شود Ùˆ نه خلق ØØ¬Ø§Ø¨ ØÙ‚ گردد ( رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ ص 119Ù€ 120ØŒ Ø´ 100Ù€102Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1359Ø´ ،ص 149Ø› همو، 1341Ø´ ØŒ ص 179Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 53Ø› آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359Ù€360Ø› همو، 1347ØŒ ص 107Ø› جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€ 42Ø› نیز رجوع کنید به سنایی ØŒ ص 64Ù€66Ø› عطار، ص 206Ø› رجوع کنید به ادامة مقاله ). به Ú¯ÙØªØ© ابن عربی در Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة (Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 446ØŒ Ø´ 382) آنچه ØÙ‚ تعالی بر Ù…ÙˆØØ¯ واجب Ùˆ ضروری Ù…ÛŒ داند این است Ú©Ù‡ خدا را از ØÛŒØ« هویتش یگانه بداند Ùˆ نیز بداند Ú©Ù‡ اگرچه مظاهر متعدد Ùˆ کثیرند، ظاهر (= ØÙ‚ تعالی ) تعدد ندارد Ùˆ یگانه است . Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با نظر به اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات Ùˆ مراتب سیروسلوک ØŒ توØÛŒØ¯ را مقصد اقصا Ùˆ مطلب اعلا دانسته Ùˆ تمام مقامات Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ را، راهها Ùˆ اسباب Ùˆ مقدمات رسیدن به توØÛŒØ¯ نامیده اند (برای نمونه رجوع کنید به پارسا، ص 103ØŒ 146). خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین (ص 135Ù€139)ØŒ در باب دهم از ابواب ده گانة قسم٠نهایات ØŒ Ú©Ù‡ قسم آخر مقامات است ØŒ به بیان توØÛŒØ¯ پرداخته است . بدین ترتیب ÙˆÛŒ توØÛŒØ¯ را آخرین مقام در سیر الی اللّه Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ سالک با Ø·ÛŒ مقامات پیشین بدان نایل Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 143Ø› نیز رجوع کنید به مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453). همچنین به بیان برخی دیگر ( رجوع کنید به پارسا، ص 148Ù€149)ØŒ توØÛŒØ¯ اصل در سلوک است Ùˆ علم معامله (علم اØÚ©Ø§Ù… شرعی Ú©Ù‡ خلق برای نیل به ثواب Ùˆ پاداش بدان دست Ù…ÛŒ یازند، در برابر علم مکاشÙÙ‡ Ø› رجوع کنید به سجادی ØŒ ص 596) جز با تØÙ‚Ù‚ آن تمام نمی گردد. ابن عربی ( ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ ص 203ØŒ Ø´ 289ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ ص 297ØŒ Ø´ 410) Ùˆ برخی از Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ÙˆÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ را همان صراط مستقیم دانسته اند Ú©Ù‡ سالک هدایت به آن را از خداوند Ù…ÛŒ طلبد، زیرا توØÛŒØ¯ طریق سلیم به سوی خدا Ùˆ راه مستقیم خالی از Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù Ùˆ کجی به سوی خشنودی اوست ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 88 Ù€ 89). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (همان ØŒ ص 49ØŒ 64Ù€65ØŒ 101) Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ Ú©Ù„ وجود بر توØÛŒØ¯ واقع Ùˆ مشتمل بر مراتب آن است . تمام موجودات بر ÙØ·Ø±Øª توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ توØÛŒØ¯ØŒ غایت خلقت ایشان است . ØØµÙˆÙ„ دین Ùˆ کمال ØŒ به ØØ³Ø¨ ظاهر Ùˆ باطن موقو٠و منوط به توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی است Ùˆ هد٠بعثت انبیا Ùˆ اولیا علیهم السلام ØŒ اظهار آن Ùˆ دعوت خلق به آن است (نیز رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 8ØŒ ص 99Ù€100ØŒ Ø´ 92Ù€93). در متون Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ برای ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ùˆ بیان ØÙ‚یقت Ùˆ معنای توØÛŒØ¯ مراتبی بر شمرده اند. به تعبیر دیگر Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† توØÛŒØ¯ را ØÙ‚یقت ذومراتب Ùˆ برترین مرتبة ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ را شهادت٠ØÙ‚ تعالی به توØÛŒØ¯ ذاتش دانسته اند. آنها آیة 18 سورة آل عمران (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه أنّه لاإله إلاّ هو) را گواه این نکته Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه ای از توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ ØÙ‚ تعالی را در آن شریکی نیست Ùˆ Ù…Ø¹Ø±ÙØª آن در خزانة غیب Ù…ØÙوظ است ØŒ زیرا تØÙ‚Ù‚ آن جز به Ùنای همه خلق Ùˆ بقای صر٠ØÙ‚ تعالی نیست . پس در این مرتبه ØŒ غیری نیست تا او را بهره ای از آن باشد Ùˆ آنچه شایستة این مقام است به جای آرد (هجویری ØŒ ص 357ØŒ 366Ø› قشیری ØŒ ص 299Ø› انصاری ØŒ ص 137Ù€139Ø› سهروردی ØŒ ص 142Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 376Ù€377ØŒ نیز رجوع کنید به ص 434ØŒ تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ø´ 760Ø› همو، ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 366Ù€367ØŒ Ø´ 302Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 348Ø› پارسا، ص 148). ازینرو شاید بتوان Ú¯ÙØª سخن شبلی ناظر به همین توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ هرگونه اشاره Ùˆ تعبیر از توØÛŒØ¯ را، Ø§Ù„ØØ§Ø¯ Ùˆ شرک Ùˆ ØØ¬Ø§Ø¨ Ùˆ غÙلت نسبت به ØÙ‚ تعالی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙˆÛŒ دانسته است ( رجوع کنید به عزالدین کاشانی ØŒ ص 19). این مرتبه را توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ØŒ توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ رØÙ…انی Ùˆ توØÛŒØ¯ قائم به ازل نامیده اند (انصاری ØŒ ص 137Ù€ 138Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 518Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 463Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19ØŒ 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠؛ پارسا، همانجاها؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). برخی علاوه بر توØÛŒØ¯ ØÙ‚ نسبت به خود، توØÛŒØ¯ دیگری نیز به او نسبت Ù…ÛŒ دهند Ùˆ آن عبارت است از «توØÛŒØ¯ الØÙ‚ للخلق » Ùˆ مراد از آن ØÚ©Ù… ØÙ‚ تعالی است به اینکه بنده Ù…ÙˆØØ¯ است Ø› پس توØÛŒØ¯Ù بنده Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© ØÙ‚ تعالی است (هجویری ØŒ ص 357Ø› قشیری ØŒ همانجا). مراتب دیگر توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† Ø¨Ø±ØØ³Ø¨ مرتبه Ùˆ Ù†ØÙˆØ© Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª Ùˆ ØØ¸Ù‘ Ù…ÙˆØØ¯ از ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ بر شمرده اند عبارت اند از: 1) توØÛŒØ¯ عام یا توØÛŒØ¯ عوام Ú©Ù‡ به زبان شهادت دهند Ú©Ù‡ هیچ خالقی جز خداوند نیست Ùˆ این معنی را به دل نیز تصدیق کنند (هجویری ØŒ همانجا؛ انصاری ØŒ ص 135Ù€136Ø› غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 24Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19Ø› پارسا، ص 141). به تعبیر سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1362 Ø´ ØŒ ص 73ØŒ 80) این مرتبه از توØÛŒØ¯ عبارت است از Ù†ÙÛŒ خدایان مقید Ùˆ بسیار Ùˆ اثبات خدای مطلق Ùˆ یگانه . کسی Ú©Ù‡ در این مرتبه از توØÛŒØ¯ است ØŒ یعنی ØµØ§ØØ¨ عقل (اهل استدلال )ØŒ خلق را ظاهر Ù…ÛŒ بیند Ùˆ ØÙ‚ را باطن . ØÙ‚ نزد او آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن خلق را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ آیینه به سبب چهره Ùˆ صورتی Ú©Ù‡ در آن نمایان Ù…ÛŒ گردد خود در ØØ¬Ø§Ø¨ است Ùˆ دیده نمی شود. به تعبیر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ ورود به اسلام Ùˆ رهایی از شرک جلی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد (انصاری ØŒ ص 136Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 86Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 77). از این مرتبة توØÛŒØ¯ با عناوین دیگری از قبیل توØÛŒØ¯ ایمانی (عزالدین کاشانی Ø› پارسا؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجاها)ØŒ توØÛŒØ¯ قولی (پارسا، ص 142)ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ اهل شریعت ØŒ توØÛŒØ¯ انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ ظاهر (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 70ØŒ 73ØŒ 75Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 83) نیز تعبیر کرده اند. عموم مؤمنان ØŒ شامل اهل تقلید Ùˆ عالمان علوم رسمی (= علوم نقلی Ùˆ علوم عقلی Ø› رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 65)ØŒ در این مرتبه از توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ متصوÙÙ‡ Ùˆ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† نیز به ØÚ©Ù… ایمان با ایشان در این توØÛŒØ¯ مشترک اند Ùˆ تمایز اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† به مراتب٠دیگر٠آن است (غزالی ØŒ رسائل ØŒ ص 63Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 73Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 77Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجا). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «علم الیقین »، Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الشمال » Ùˆ «اسلام » Ú©Ù‡ در قرآن آمده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . 2) توØÛŒØ¯ خاصه یا توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† . بنا بر آنچه در منابع Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ آمده برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بیان توØÛŒØ¯Ù مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† مراتبی ذکر نکرده اند Ùˆ برای تÙکیک توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† از توØÛŒØ¯ عامه به تقسیم دوگانة توØÛŒØ¯ عامه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصه Ø§Ú©ØªÙØ§ شده است . اما برخی دیگر، توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را با توجه به مراتب اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات سالک در نیل به ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ Ø·ÛŒ دو مرتبة توØÛŒØ¯ خاصه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه بیان کرده اند Ùˆ نامهای دیگر نیز برای آنها آورده اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). قول مشایخ متقدم در این باب بیشتر به شیوة اول است ØŒ چنانکه از جنید نقل شده است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ جداکردن قدیم (= ØÙ‚ تعالی ) از ØØ§Ø¯Ø« (= ماسوی اللّه ) است Ùˆ آنگاه از خود دربه در شدن Ùˆ ترک خوشامد خود Ú¯ÙØªÙ† ØŒ تا ØÙ‚ تعالی به جای همه باشد Ùˆ بنده در جریان تصر٠تقدیر ØÙ‚ تعالی Ùˆ مجاری قدرت او، مانند هیکلی بی اختیار Ùˆ بی اراده شود Ùˆ چنان گردد Ú©Ù‡ قبل از ایجاد بوده ØŒ یعنی نیست گردد (ابونصر سَرّاج ØŒ ص 28Ù€29Ø› قشیری ØŒ ص 300Ø› هجویری ØŒ ص 360ØŒ 363). از رÙوَیْم بن اØÙ…د نیز به همین مضمون نقل کرده اند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ Ù…ØÙˆ آثار بشریت Ùˆ تجرد الوهیت است . مراد از Ù…ØÙˆ آثار بشریت این است Ú©Ù‡ بنده ØŒ ÙØ¹Ù„ÛŒ را به خود نسبت ندهد Ùˆ «أنا» نگوید زیرا انّیت از آن خدای تعالی است ØŒ تجرد الوهیت به معنای تنزیه Ùˆ جدا دانستن خداوند از Ù…ØØ¯ÙŽØ«Ø§Øª است (ابونصر سراج ØŒ ص 31Ù€32Ø› قشیری ØŒ ص 303Ø› نیز رجوع کنید به عطار، ص 209Ù€210Ø› مولوی ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± اول ØŒ بیت 3056Ù€3065). عبارت مشهور «التوØÛŒØ¯ اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª » Ú©Ù‡ از مشایخ صوÙیه نقل کرده اند، نیز ناظر به توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† است Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ بنده چیزی را به خود Ùˆ غیرØÙ‚ تعالی نسبت ندهد ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 350) Ùˆ در عین ØØ§Ù„ به آنچه ØÙ‚٠خدا Ùˆ سزاوار اوست ÙˆÙØ§ کند Ùˆ سعی خود را در ادای آن مبذول دارد Ùˆ بداند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù او، به ارادة ØÙ‚ Ùˆ به مقتضای قضای ازلی Ùˆ توÙیق الاهی بوده ØŒ تا از عیب Ú©ÙØ± پاک شود Ùˆ بدین گونه ØÙ‚ Ùˆ Ù…Ù†Ù‘ØªÙ ÙØ¹Ù„Ù ØÙ‚ را نظاره کند، نه خود Ùˆ ÙØ¹Ù„ خود را ( رجوع کنید به Ù…ÙØ³Ù’تَمْلی ØŒ ج 4ØŒ ص 1666Ù€ 1673Ø› پارسا، ص 120ØŒ 164Ù€165Ø› برای اطلاع از اقوال مشابه دیگر رجوع کنید به ابونصر سراج ØŒ ص 28Ø› هجویری ØŒ ص 366Ø› نجم رازی ØŒ ص 269Ù€270ØŒ 335Ù€339Ø› نصیرالدین طوسی ØŒ ص 87 Ù€ 91Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1379 Ø´ ØŒ ص 166Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20). خواجه عبداللّه انصاری (ص 136Ù€137) توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را توØÛŒØ¯Ø®Ø§ØµÙ‡ Ù…ÛŒ نامد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù اهل ØÙ‚ایق است Ùˆ به وسیلة مقامات ØŒ یعنی مکاشÙÙ‡ ØŒ مشاهده ØŒ معاینه ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قبض ØŒ بسط ØŒ سÙکْر، صØÙˆØŒ اتصال Ùˆ Ø§Ù†ÙØµØ§Ù„ ØŒ Ú©Ù‡ در قسم نهم از اقسام ده گانة مقامات سلوک ذکر شده است ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 609Ù€610) تثبیت Ù…ÛŒ گردد. به عبارت دیگر این توØÛŒØ¯ برای کسانی است Ú©Ù‡ اهل این مقامات اند. ÙˆÛŒ Ù…ÛŒ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ¯ در مقام توØÛŒØ¯ØŒ سالک به مقام کش٠ترقی ØŒ Ùˆ از طَور عقل Ùˆ منازعات عقلی به نور کش٠گذر Ù…ÛŒ کند Ùˆ به نور تجلی Ùˆ عیان از طور استدلال Ùˆ تمسک به ادله بی نیاز Ù…ÛŒ شود؛ ازینرو، توØÛŒØ¯ سالک در این مرتبه متوق٠بر دلیل نیست ØŒ زیرا توØÛŒØ¯ اَجلی ' از هر دلیل است Ùˆ نیز در توکل سببی مشاهده نمی کند زیرا به یقین Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ جز خدا مؤثری نیست Ùˆ تأثیر اسباب Ùˆ همة Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ از خداوند است Ùˆ در طلب نجات هیچ واسطه Ùˆ وسیله ای را جز امتثال ÙØ±Ù…ان ØÙ‚ ØŒ Ú©Ù‡ موهبتی از جانب خداست ØŒ معتبر نمی داند. این توØÛŒØ¯ با علم به Ùنا Ùˆ نه با خود Ùنا ØµØØª Ù…ÛŒ پذیرد، چون علم Ùنا با Ùنای در ØØ¶Ø±Øª ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª (= ØØ¶Ø±Øª اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª ) ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ پیش از Ùنای در ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª است Ú©Ù‡ عین جمع است . همچنین این توØÛŒØ¯ با علم جمع Ú©Ù‡ پیش از عین جمع است ØµÙØ§ Ù…ÛŒ پذیرد ( رجوع کنید به تÙÙ„Ùمْسانی ØŒ ج 2ØŒ ص 606ØŒ 608Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 612ØŒ 615Ø› نیز رجوع کنید به روزبهان بَقْلی ØŒ ص 4ØŒ Ø´ 7ØŒ ص 145Ù€147ØŒ Ø´ 284Ù€ 286). همانطور Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ شد، برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† برای توØÛŒØ¯ Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ دو مرتبه ذکر کرده اند: ال٠) توØÛŒØ¯ خاصه Ú©Ù‡ از آن با عناوین توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354)ØŒ توØÛŒØ¯ علمی یا علم الیقین (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی علمی ØŒ توØÛŒØ¯ عینی یا توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عین Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل طریقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 108ØŒ 113) سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه از اوایل مراتب توØÛŒØ¯ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ùˆ Ù…Ø³ØªÙØ§Ø¯ از باطن علم Ùˆ منشأ آن نور مراقبه است (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ø› پارسا، ص 141Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). در این مرتبه از توØÛŒØ¯ØŒ سالک به یقین Ù…ÛŒ داند Ùˆ به چشم بصیرت Ùˆ شهود Ù…ÛŒ بیند Ú©Ù‡ خدا یکی است Ùˆ غیر او در عالم هستی ØŒ وجودی نیست . او موجود ØÙ‚یقی Ùˆ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثر مطلق است Ùˆ تمامی ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ را در ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ او Ù…ØÙˆ Ùˆ ناچیز Ù…ÛŒ بیند Ùˆ هر ذاتی Ùˆ ØµÙØªÛŒ را پرتوی از نور ذات Ùˆ ØµÙØª ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ داند، چنانکه هرکجا علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصری یابد، آن را اثری از آثار علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصر الاهی Ù…ÛŒ داند، ازینرو از اسباب Ùˆ مسبَّبات قطع نظر Ù…ÛŒ کند Ùˆ مقام توکل Ùˆ رضا Ùˆ تسلیم برای او ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ Ù…ØÙ…د جامی ØŒ ص 26Ù€27Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 108Ù€110) در بیان توØÛŒØ¯ خاصه Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه به ØÙ‚یقت هر موجود Ùˆ وجود آن نظر Ù…ÛŒ کند تا بدین Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ هر موجودی از ØÛŒØ« ØÙ‚یقت Ùˆ ذات Ùˆ وجودش ØÙ‚ است Ùˆ از ØÛŒØ« تعین Ùˆ تشخص Ùˆ تقیدش خلق است Ùˆ چون به ØÙ‚یقت اشیا Ùˆ ذرات آنها بدین گونه نظر کرد Ùˆ به این Ù…Ø¹Ø±ÙØª رسید Ú©Ù‡ اصل همه موجودات به ذات ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ بر Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ وجود مطلق یعنی ØÙ‚ تعالی است ØŒ ØÙ‚ را باقی Ùˆ خلق را ÙØ§Ù†ÛŒ Ù…ÛŒ یابد (برای نمونه در ادبیات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ رجوع کنید به عطار، ص 210Ù€212Ø› مولوی ØŒ 1363Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± دوم ØŒ بیت 1345Ù€1350). ÙˆÛŒ در جای دیگر (1347 Ø´ ØŒ ص 113Ø› همو، 1362 Ø´ ØŒ ص 80) Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه ØÙ‚ را ظاهر Ùˆ خلق را باطن Ù…ÛŒ بیند Ùˆ نزد او خلق آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن ØÙ‚ را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ چون ØÙ‚ در آن ظهور دارد، صورت خلق در آن پوشیده است ØŒ چنانکه خود آیینه به واسطة صورتی Ú©Ù‡ در آن ظاهر است دیده نمی شود (نیز رجوع کنید به صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52). بدین ترتیب سالک در این مرتبه به ÙˆØØ¯Øª شهود Ù…ÛŒ رسد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€39). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362Ø´ ØŒ ص 76) توØÛŒØ¯ اهل طریقت را منوط به ØªØØµÛŒÙ„ مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ تخلق به اخلاق الاهی Ùˆ اتصا٠به ØµÙØ§Øª خدا Ù…ÛŒ داند Ùˆ Ù…ÛŒ گوید «عین الیقین »، «ایمان » Ùˆ Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الیمین » Ú©Ù‡ در قرآن ذکر شده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . ب ) توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه (عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، همانجا)ØŒ آخرین مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ú©Ù‡ با عناوین دیگری مانند توØÛŒØ¯ مشاهده (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 355)ØŒ توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ÛŒ (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ù€21Ø› پارسا، ص 144Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ ØÙ‚ÛŒ (آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 78ØŒ به نقل از عزالدین کاشانی Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359)ØŒ توØÛŒØ¯Ù شهودی٠عیانی٠وجدانی٠ذوقی٠یا Ú©Ø´ÙÛŒ (لاهیجی ØŒ ص 268ØŒ 371)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی عملی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عقل Ùˆ عین ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل ØÙ‚یقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 77ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110ØŒ 113) نیز نامیده شده است . غزالی ( کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530) آن را کمال توØÛŒØ¯ دانسته Ù…ÛŒ گوید صوÙیان آن را Ùنای در توØÛŒØ¯ گویند. در این مرتبه ØŒ Ù…ÙˆØØ¯ ÙˆØØ¯Øª Ùˆ کثرت را بدون تزاØÙ…ÛŒ در ØÙ‚ مشاهده Ù…ÛŒ کند Ùˆ غیر از ØÙ‚ تعالی نمی بیند، ØÙ‚ را در خلق Ùˆ خلق را در ØÙ‚ Ù…ÛŒ بیند، بی آنکه مشاهدة یکی ØØ¬Ø§Ø¨ مشاهدة دیگری گردد، بلکه وجود یگانه را از وجهی ØÙ‚ Ùˆ از وجه دیگر خلق Ù…ÛŒ بیند. بدین ترتیب ØŒ به واسطة شهود٠کثرت٠خلقی یگانگی ذات ØÙ‚ تعالی Ú©Ù‡ متجلی در آن مظاهر است ØŒ برای Ù…ÙˆØØ¯ مستور نمی شود. این مرتبه از توØÛŒØ¯ مبتنی بر Ùنای Ù…ØØ¶ Ùˆ به طور Ú©Ù„ÛŒ Ùنای ذات Ùˆ عبور از تمامی مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ نسبتها Ùˆ اعتبارات Ùˆ ØØªÛŒ وجود Ùˆ توابع آن (= ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ) است . بدین معنی است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را ساقط کردن نسبتها (اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ùˆ در این مرتبه هر ذات Ùˆ وجودی غیرØÙ‚ تعالی از نظر ساقط Ù…ÛŒ شود تا سالک به وجود ÙˆØ§ØØ¯ مطلق Ù…ØØ¶ Ùˆ ذات صر٠خالصی Ú©Ù‡ ایجاد هر موجودی به اوست واصل شود (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ù€355Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 27Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 44Ù€ 48Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52 Ù€53Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 76ØŒ 79Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110Ù€113Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 360Ù€ 362Ø› لاهیجی ØŒ همانجاها). همچنین Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ در این مرتبه ØŒ Â«ØØ§Ù„ توØÛŒØ¯Â»ØŒ وص٠لازم Ø°Ø§ØªÙ Ù…ÙˆØØ¯ Ù…ÛŒ شود Ùˆ تمامی ظلمات رسوم وجود او، جز اندکی ØŒ در غلبة اشراق نور توØÛŒØ¯ متلاشی Ù…ÛŒ گردد. Ù…ÙˆØØ¯ در این مرتبه بدانجا Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند نه وص٠خود Ùˆ این دیدن را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند. منشأ این توØÛŒØ¯ نور مشاهده است Ùˆ با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ شرک Ø®ÙÛŒ از میان Ù…ÛŒ رود. برای آدمی مرتبه ای بالاتر از این در توØÛŒØ¯ میسر نیست (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ù€ 22Ø› پارسا، ص 144Ù€145Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78Ù€ 79). در این مرتبه سالک از ÙˆØØ¯Øª شهود به ÙˆØØ¯Øª وجود Ù…ÛŒ رسد Ùˆ Ùنای در توØÛŒØ¯ Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 56). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «عین الیقین »، «ایقان » Ùˆ «سابق مقرّب » را Ú©Ù‡ در قرآن به آنها اشاره شده ØŒ ناظر به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن Ù…ÛŒ داند (نیز رجوع کنید به پارسا، ص 103). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 87 Ù€ 88) مراد٠وی از اینکه توØÛŒØ¯ الوهی (= توØÛŒØ¯ عامه ) را به انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ وجودی (= هر دو مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ) را به اولیا اختصاص داده ØŒ این نیست Ú©Ù‡ انبیا از توØÛŒØ¯ اولیا بی بهره اند یا اولیا نصیبی از توØÛŒØ¯ انبیا ندارند، بلکه انبیا Ùˆ اولیا هر کدام جامع هر دو قسم Ùˆ واجد هر دو مرتبه اند. مراد از این تخصیص این است Ú©Ù‡ در هر یک از ایشان آن قسم توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ ذکر شد غلبه دارد Ùˆ به دعوت به آن مأمورند. انبیا در ظاهر داعی Ùˆ مأمور به توØÛŒØ¯ الوهی اند، اما در باطن Ùˆ اصل ØŒ مرشد Ùˆ آمر به توØÛŒØ¯ وجودی اند. همچنین اولیا اگرچه در باطن مرشد به توØÛŒØ¯ وجودی اند، در ظاهر نیز داعی به توØÛŒØ¯ الوهی اند Ùˆ به جهت پیروی انبیا، هادی به توØÛŒØ¯ الوهی Ùˆ اسوة طریقت انبیاءاند. اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† از وجه دیگری ØŒ برای توØÛŒØ¯ مراتب سه گانة توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را بر شمرده اند. این مراتب با مراتبی Ú©Ù‡ پیشتر ذکر شد متناظر است ØŒ جز اینکه برای سالک در مرتبة اول (= توØÛŒØ¯ خاصه ) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود Ùˆ در انتها (= توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ) توØÛŒØ¯ ذاتی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379Ø´ ال٠، ص 119Ø› آملی ØŒ 1362Ø´ ØŒ ص 79Ù€80Ø› پارسا، ص 104Ø› لاهیجی ØŒ ص 268Ù€ 269). لاهیجی (همانجا) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ را مقام Ù…ØÙˆØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را مقام طَمْس Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را مقام Ù…ÙŽØÙ’Ù‚ Ù…ÛŒ خواند. عبدالرزاق کاشی در تقسیمی دیگر (1379Ø´ ب ØŒ ص 332) توØÛŒØ¯ را بر چهار قسم دانسته است : توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ØŒ توØÛŒØ¯ اسما، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ توØÛŒØ¯ ذات . هریک از سه قسم اول یا علمی است یا ذوقی ØŒ Ú©Ù‡ قسم علمی را بیانی Ùˆ قسم ذوقی را عیانی نیز Ù…ÛŒ گویند. قسم چهارم بر سه نوع است : بیانی ØŒ عیانی Ùˆ ØÙ‚انی ØŒ Ú©Ù‡ به عبارت دیگر همان «علم الیقین »، «عین الیقین » Ùˆ «ØÙ‚ الیقین » است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان ØŒ ص 332Ù€346). سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1347Ø´ ØŒ ص 81 Ù€82) نیز از عبدالرزاق کاشی نقل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ او برای هریک از اقسام ده گانة مقامات ØŒ صورتی از توØÛŒØ¯ را بیان کرده Ú©Ù‡ با وجوه سه گانة خواجه عبداللّه انصاری (ص 135Ù€139) منطبق است . منابع : ØÛŒØ¯Ø±Ø¨Ù† علی آملی ØŒ اسرارالشریعة Ùˆ اطوار الطریقة Ùˆ انوارالØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، کتاب جامع الاسرار Ùˆ منبع الانوار ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1347 Ø´ Ø› همو، المقدمات من کتاب نص النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ÙØµÙˆØµ الØÚ©Ù… لمØÛŒÛŒ الدین ابن العربی ØŒ ج 1ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› ابن عربی ØŒ التجلیات الالهیة ØŒ همراه با تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ùˆ کش٠الغایات ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ø§ Ø§Ú©ØªÙ†ÙØª علیه التجلیات ØŒ چاپ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› همو، Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة ØŒ چاپ عثمان ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ قاهره ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ 1405/ 1985ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ 1397/1977ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ 1398/1978ØŒ Ø³ÙØ± 8 ØŒ 1403/ 1983ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ 1408/1988Ø› ابونصر سراج ØŒ کتاب اللَّمع ÙÛŒ التصو٠، چاپ رینولد آلن نیکلسون ØŒ لیدن 1914ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د انصاری ØŒ کتاب منازل السائرین ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د پارسا، تØÙØ© السالکین ØŒ دهلی ( 1970 ) Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ترکه اصÙهانی ØŒ تمهیدالقواعد ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1381 Ø´ Ø› سلیمان بن علی تلمسانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین الی الØÙ‚ المبین ØŒ چاپ عبدالØÙیظ منصور، تونس 1988ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1371 Ø´ Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د جامی ØŒ نقد النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‚Ø´ Ø§Ù„ÙØµÙˆØµ ØŒ چاپ ویلیام چیتیک ØŒ تهران 1356 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهر جامی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی Ù…ÙˆØØ¯ØŒ تهران 1343 Ø´ Ø› عبداللّه جوادی آملی ØŒ ØªØØ±ÛŒØ± تمهیدالقواعد صائن الدین علی بن Ù…ØÙ…د الترکه ØŒ ( تهران ) 1372 Ø´ Ø› روزبهان بقلی ØŒ کتاب عبهرالعاشقین ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ Ù…ØÙ…د معین ØŒ تهران 1366 Ø´ Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ تعبیرات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› مجدودبن آدم سنایی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة Ùˆ شریعة الطریقة ØŒ چاپ مدرس رضوی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ Ø±Ø´Ù Ø§Ù„Ù†ØµØ§Ø¦Ø Ø§Ù„Ø§ÛŒÙ…Ø§Ù†ÛŒØ© Ùˆ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„ÙØ¶Ø§Ø¦Ø الیونانیة ØŒ ترجمة علی بن Ù…ØÙ…د معین الدین یزدی ØŒ چاپ نجیب مایل هروی ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ صدرالدین قونیوی ØŒ Ù…ÙØªØ§Ø الغیب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1374 Ø´ Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین ØŒ چاپ Ù…ØØ³Ù† Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø±ÙØ±ØŒ قم 1372 Ø´ Ø› همو، لطائ٠الاعلام ÙÛŒ اشارات اهل الالهام ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ تهران 1379 Ø´ ال٠؛ همو، مجموعه رسائل Ùˆ Ù…ØµÙ†ÙØ§Øª ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ رسالة 3: رسالة ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª ØŒ تهران 1379 Ø´ ب Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی عزالدین کاشانی ØŒ Ù…ØµØ¨Ø§Ø Ø§Ù„Ù‡Ø¯Ø§ÛŒØ© Ùˆ Ù…ÙØªØ§Ø Ø§Ù„Ú©ÙØ§ÛŒØ© ØŒ چاپ جلال الدین همایی ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عطار، منطق الطیر: مقامات الطیور ØŒ چاپ صادق گوهرین ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ رسائل الغزالی ØŒ چاپ ریاض مصطÙÛŒ عبداللّه ØŒ رساله 3: رسالة ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ دمشق : دارالØÚ©Ù…Ø© ØŒ ( بی تا. ) Ø› همو، کیمیای سعادت ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† خدیوجم ØŒ تهران 1361 Ø´ Ø› عبدالکریم بن هوازن قشیری ØŒ الرسالة القشیریة ØŒ چاپ معرو٠زریق Ùˆ علی عبدالØÙ…ید بلطه جی ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن ÛŒØÛŒÛŒ لاهیجی ØŒ Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الاعجاز ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ú¯Ù„Ø´Ù† راز ØŒ چاپ کیوان سمیعی ØŒ تهران ?( 1337 Ø´ ) Ø› اسماعیل بن Ù…ØÙ…د مستملی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªØ¹Ø±Ù Ù„Ù…Ø°Ù‡Ø¨ التصو٠، چاپ Ù…ØÙ…د روشن ØŒ تهران 1363Ù€1366 Ø´ Ø› جلال الدین Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د مولوی ØŒ لب لباب مثنوی ØŒ ( به انتخاب ) ØØ³ÛŒÙ† بن علی کاشÙÛŒ ØŒ چاپ نصراللّه تقوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، مثنوی معنوی ØŒ تصØÛŒØ رینولد آلن نیکلسون ØŒ چاپ نصراللّه پورجوادی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د نجم رازی ØŒ مرصادالعباد ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د امین ریاØÛŒ ØŒ تهران 1377 Ø´ Ø› عزیزالدین بن Ù…ØÙ…د نسÙÛŒ ØŒ بیان التنزیل ØŒ چاپ علی اصغر میرباقری ÙØ±Ø¯ØŒ تهران 1379 Ø´ Ø› همو، کش٠الØÙ‚ایق ØŒ چاپ اØÙ…د مهدوی دامغانی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› همو، مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل ØŒ چاپ ماریژان موله ØŒ تهران 1341 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ اوصا٠الاشرا٠، چاپ نجیب مایل هروی ØŒ مشهد ?( 1357 Ø´ ) Ø› علی بن عثمان هجویری ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬ÙˆØ¨ ØŒ چاپ Ùˆ. Ú˜ÙˆÚ©ÙˆÙØ³Ú©ÛŒ ØŒ لنینگراد 1926ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1371 Ø´ . / ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ Ùنا /
">
دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 1ØŒ ص 364Ù€365ØŒ ج 7،ص 303).نامهایی چون عبدشمس ØŒ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ±Ù‘ÙÙ‚ Ùˆ عبدالشارق قرینه ای روشن بر گرایش به پرستش خورشیداست (شیخو، قسم 1ØŒ ص 9Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 55 Ù€56). نهی ØµØ±ÛŒØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† از سجده بر خورشیدوماه نیز نشانة رواج٠باور به خدایی اجرام نورانی آسمانی Ùˆ پرستش آنهاست ( رجوع کنید به ÙØµÙ‘لت :37؛نیز رجوع کنید به نمل : 24Ù€ 25). ØØªÛŒ برخی Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مردم عرب ØŒ Ùˆ بویژه عرب جنوب ØŒ سه جرم آسمانی (ماه Ùˆ خورشید Ùˆ زهره ) را به مثابة نماد یک خانواده (پدر، مادر، ÙØ±Ø²Ù†Ø¯) Ù…ÛŒ پرستیدند Ùˆ نامهای مختل٠بتها نیز به همین سه پدیدة آسمانی ØŒ به اعتبار یکی از اوصا٠آنها، راجع بوده است ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج 6،ص 50 Ù€57؛نیز رجوع کنید به شیخو، قسم 1،ص 8 Ù€11). به پرستش اجرام آسمانی دیگر، از جمله Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ پروین (ثریّا) Ùˆ Ø²ÙØÙ„ Ùˆ دَبَران Ùˆ مریخ ØŒ نیز در منابع اشاره Ùˆ شواهدی برای آن ذکر شده است ØŒ از جمله نامگذاری اشخاص به عبدالثریا Ùˆ عبدالنجم ( رجوع کنید به شیخو، قسم 1ØŒ ص 11Ù€12Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 57 Ù€ 60). تأکید قرآن بر اینکه اللّه ØŒ Ø±Ø¨Ù‘Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' است (نجم : 49) ناظر به همین دیدگاه Ùˆ در مقام Ù†ÙÛŒ آن است ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنانکه اشاره به غروب Ùˆ اÙول پروین ( رجوع کنید به نجم : 1) برای Ù†ÙÛŒ هر گونه تلقی خدایی از آن است ØŒ Ú©Ù‡ برخی قبایل به آن اعتقاد داشتند ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ). گروهی از مردم عرب ØŒ اگرچه Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ ستارگان دیگر را نمی پرستیدند، برای آنها نقش تأثیرگذار قائل بودند Ùˆ بویژه نزول باران را به برآمدن Ùˆ ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† ستارگان (اَنواء * ) نسبت Ù…ÛŒ دادند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 59 Ù€60). پرستش برخی اشیا(موالید) Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª نیز کمابیش شایع بوده است ØŒ مانند پرستش درختی بزرگ به نام «ذات انواط » در منطقة ØÙنَین ØŒ بین Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ طائ٠، Ùˆ درخت خرمای نجران (شیخو، قسم 1ØŒ ص 12Ù€ 13Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 60Ù€61). به همین قیاس ØŒ خداخواندن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ Ú©Ù‡ مدبّران عالم اند، نیز Ø·Ø±ÙØ¯Ø§Ø±Ø§Ù† Ùˆ پیروانی ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† داشته Ùˆ در چند آیة قرآن به رواج این دیدگاه اشاره Ùˆ بر خطا بودن آن تأکید شده است ( رجوع کنید به آل عمران : 80Ø› نساء: 172Ø› سبأ: 40). کاربرد گستردة واژه عبد (جمع آن : عباد) برای ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه ادعای ربوبیت یا دعوت به عبادت٠خود از سوی آنها (برای نمونه رجوع کنید به زخر٠: 19Ø› نساء: 173) نیز ØØ§Ú©ÛŒ از ریشه دار بودن چنان باوری در آن روزگار است . گزارشهایی از گرایش به پرستش جنّیان ØŒ Ú©Ù‡ موجوداتی نادیدنی اند، نیز وجود دارد ( رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ذیل "Arabian religions" ). از تعبیر قرآن هم این نکته برمی آید ( رجوع کنید به سبأ: 41Ø› اعرا٠: 30Ø› انعام : 100Ø› جنّ: 6) Ùˆ دور نیست Ú©Ù‡ در آیة ششم سورة یس ØŒ نهی از پرستش شیطان به همین تلقی خدایی از جن ناظر باشد. اعتقاد به بتها Ùˆ اجرام آسمانی Ùˆ موالید طبیعت Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان در قالب پرستش بروز کرده بود Ùˆ از این نظر آنها را اÙÙ„'Ù‡ (= معبود؛ رجوع کنید به راغب اصÙهانی Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ ذیل «اَلÙهَ») Ù…ÛŒ نامیدند. آنچه این موجودات را در خور پرستش Ù…ÛŒ کرد، بیش از هر چیز اعتقاد به جایگاه آنها در تدبیر عالم Ùˆ تصر٠در تکوین بود Ùˆ از این نظر به آنها ربّ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به گزارش قرآن از Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ابراهیم با مردم شهرش در سورة انعام : 74Ù€79)ØŒ اما کسی به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ این موجودات ØŒ ØØªÛŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ باور نداشت . در کنار اعتقاد به معبودهای گوناگون ØŒ مردم عرب «اللّه » را نیز Ù…ÛŒ شناختند Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ùˆ همة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به او منسوب است . در بارة مبدأ اشتقاق واژة «اللّه »، معنا Ùˆ موارد کاربرد آن در ادبیات عصر جاهلی ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد (شیخو کوشیده است برای کاربرد این Ù„ÙØ¸ در مجموعة واژگان دینی عرب٠پیش از اسلام ØŒ منشأ نصرانی بیابد رجوع کنید به قسم 2ØŒ ص 158Ù€163Ø› نیز رجوع کنید به اللّه * )ØŒ اما از کاربرد گستردة واژة اللّه در قرآن ØŒ آشنا بودن کامل آن برای مخاطبان قابل دانسته Ù…ÛŒ شود. کاربرد این واژه در قرآن ØØ§Ú©ÛŒ از اعتقاد آنان به یک ØÙ‚یقت متعالی Ùˆ بی مانند است ØŒ Ú©Ù‡ اختصاص به یک قبیله یا منطقه ندارد Ùˆ اوست Ú©Ù‡ همه چیز را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ است . قرآن در قالب چند استÙهام تقریری ( رجوع کنید به عنکبوت : 61Ø› لقمان : 25Ø› زمر: 38Ø› زخر٠: 9ØŒ 87) Ùˆ گزاره های متعدد خبری٠متضمن Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز به اللّه ØŒ بویژه اجرام آسمانی Ùˆ مظاهر اعجاب انگیز طبیعت Ùˆ معبودهای مختل٠آن روزگار (مثلاً خلقت آسمان Ùˆ زمین Ùˆ خورشید Ùˆ ماه Ùˆ شب Ùˆ روز بیش از سی بار، خلقت انسان Ùˆ مراØÙ„ آن بیش از ده بار، خلقت ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان سه بار؛ واژة خَلَقَ Ùˆ مشتقاتش Ùˆ اسناد آن به اللّه بیش از دویست بار رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »؛ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ج 2ØŒ ص 708Ù€713) هم اهمیت باور به توØÛŒØ¯ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ را باز نموده Ùˆ هم طنین این باور را نزد مردم عرب نشان داده است . مردم عرب یا گروههایی از ایشان ØŒ علاوه بر اعتقاد به Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به اللّه ØŒ بسیاری از پدیده ها، چون نزول باران Ùˆ رویش نباتات Ùˆ گردش خورشید Ùˆ ماه ØŒ را نیز به اللّه نسبت Ù…ÛŒ دادند ( رجوع کنید به عنکبوت : 61ØŒ 63) Ùˆ ØØªÛŒ شرک ورزی خود را ناشی از مشیّت٠اللّه Ù…ÛŒ شمردند ( رجوع کنید به انعام : 148). آیة 106 سورة یوس٠، بنا بر برخی آرای ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ) ØØ§Ú©ÛŒ از همین دیدگاه رایج نزد مردم قریش یا عموم مردم عرب است Ú©Ù‡ همراه با اعتقاد به اللّه معبودهای دیگر نیز داشتند. آیة 51 سورة Ù†ØÙ„ نیز، Ú©Ù‡ اعتقاد به دو «اÙله » را نادرست Ù…ÛŒ خواند، به این دیدگاه مخاطبان اشاره دارد Ú©Ù‡ به خدای خالق Ùˆ خدای مدبّر باور داشتند ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنین است آیة 45 سورة زمر Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ مردم Ø§Ù†ØØµØ§Ø± الوهیت به اللّه را برنمی ØªØ§ÙØªÙ†Ø¯ ( رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). به گزارش ابن کلبی (ص 6Ù€ 7)ØŒ به رغم رواج بت پرستی در میان مردم عرب ØŒ چون پیشینة دینی آنان توØÛŒØ¯ (دین ابراهیم Ùˆ اسماعیل علیهماالسلام ) بود، آثار Ùˆ نشانه های آن دین در آیینهایشان بروز Ùˆ ظهور داشت Ø› مثلاً برخی از قبایل در تَلبیة ØØ¬ ØŒ خطاب به اللّه Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ او شریکی دارد Ú©Ù‡ خود ØµØ§ØØ¨ اختیار آن است (الاّ شریکٌ هوَ Ù„Ú©ÙŽ تملکه٠وَ ما Ù…ÙŽÙ„ÙŽÚ©ÙŽ). ÙˆÛŒ نیز (ص 7) آیة 106 سورة یوس٠را ناظر به همین گونه از شرک ورزی دانسته است . در ØµÙ„Ø ØÙدیبیّه * نیز متن معاهده ØŒ Ú©Ù‡ سهیل بن عَمرو به نمایندگی از سران قریش آن را امضا کرد، با Â«Ø¨ÙØ³Ù’Ù…ÙÚ©ÙŽ اللهمَّ» آغاز شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). نوع اعتقاد مردم عرب به ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† نیز، از این ØÛŒØ« ØŒ در خور توجه است Ø› ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† دختران٠اللّه اند (انعام : 100Ø› Ù†ØÙ„ : 57Ø› صاÙّات : 149ØŒ 153Ø› زخر٠: 16Ø› طور: 39). همچنانکه به گزارش قرآن ØŒ در اعتقاد نصارا Ùˆ یهود، Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÙŽÛŒØ± پسران٠اللّه اند (توبه : 30Ø› در بارة مراد از این نسبت Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÛŒØ± از نظر معتقدان به آن رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل همین آیه Ùˆ مؤمنون : 91). از قرآن ØŒ همچنانکه از شعر جاهلی ØŒ این نکته نیز دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ مردم عرب هیچگاه به ایزدبانویی در برابر اللّه قائل نبودند Ùˆ اللّه را یکتا Ù…ÛŒ دانستند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 119). ضمناً نباید از نظر دور داشت Ú©Ù‡ برخی از مردم عرب هرگونه باور به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر، Ùˆ به تبع آن پرستش ØŒ را Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کردند. قرآن به این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ اشاراتی دارد Ùˆ برخی Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬Ù‡Ø§ÛŒ قرآنی نیز ناظر به این دیدگاه است (مثلاً آیة 24 جاثیه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه Ø› کلینی ØŒ ج 2ØŒ ص 389ØŒ بنا بر ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام Ø› آیات 29 انعام Ùˆ 30Ù€32 انبیاء نیز همین معنا را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند). رØÙ…ان (رØÙ…'Ù† ) نیز واژه ای آشنا برای مخاطبان قرآن بود. مردم یمن Ùˆ شماری از قبایل (از جمله قَیْس Ùˆ عَکّ) این واژه را هم ارز «اللّه » Ùˆ در همان ساØÙŽØª به کار Ù…ÛŒ بردند، ØØªÛŒ برخی قبایل در تلبیة ØØ¬ ØŒ اللّه را رØÙ…ان Ù…ÛŒ خواندند (لبَّیْکَ، اَنْتَ الرØÙ…انÙ) Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ برای رØÙ…ان ØØ¬ Ù…ÛŒ گزارند (Ù†ÙŽØÙجّ٠لÙلرَّØÙ…انÙ). در بارة پیشینه Ùˆ چگونگی ورود این واژه به مجموعة واژگان دینی عرب Ùˆ نیز ریشه Ùˆ اشتقاق آن Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد. Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان قدیم غالباً آن را از ریشة «رØÙ… » Ùˆ در عین ØØ§Ù„ از نامهای خاص٠خدا دانسته اند Ùˆ برخی از ایشان ØŒ به استناد قرائنی ØŒ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این اسم نزد مردم Ù…Ú©Ù‡ شناخته نبوده Ùˆ قرآن برای نخستین بار آن را به کار برده است ØŒ اما نظر شماری از Ù…ØÙ‚قان اخیر آن است Ú©Ù‡ رØÙ…ان در Ù¾ÛŒ آشنایی مردم عرب با یهود Ùˆ نصارا در میان آنان رواج ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 37Ù€41Ø› نیز رجوع کنید به رØÙ…ان * ). بیان Ùˆ ادلة توØÛŒØ¯ در قرآن . با تأمل در مجموعة آیات قرآن Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª قرآن با تأکید بر پیوند ØÙ‚یقی٠سه مقولة خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت ØŒ منظومة توØÛŒØ¯ÛŒ خود را ارائه کرده است ØŒ با این بیان : ØÙ‚یقتی متعالی Ùˆ یکتا Ùˆ بی مانند Ùˆ بری از شائبة نقص وجود دارد؛ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ عالَم ØŒ یکسر به ارادة این وجود متعالی صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم جز به ارادة همین Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ممکن نیست Ø› پرستش Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù†Ø´ واجب است . از این چهار گزاره ØŒ چندین گزارة ایجابی Ùˆ سلبی ØŒ به دو گونة خبری Ùˆ انشائی ØŒ استنتاج Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قرآن به پاره ای از آنها توجه داده است : ØÙ‚یقت متعالی دارای همة ØµÙØ§Øª کمالی است Ùˆ از هر وصÙÛŒ Ú©Ù‡ لازمة آن نقص است (از جمله ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن ØŒ دارای جزء بودن ) به دور است Ø› عالَم از روی تصاد٠و به دور از ارادة ØÚ©ÛŒÙ…انة یک ØÙ‚یقت متعالی پدید نیامده است Ø› خلقت عالم به چند Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ منسوب نیست Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم ØŒ همه یا بخشهایی از آن ØŒ به هیچ موجودی به استقلال سپرده نشده است Ø› Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ تدبیر٠یک موجود پیوند تکوینی دارند Ùˆ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª تدبیر، استمرار عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ است Ø› داشتن رابطة عبادی ØŒ در معنای گسترده Ùˆ همه جانبة آن ØŒ با خالق Ùˆ مدبّر عالم لازمة قطعی اعتقاد به اوست Ø› هرگونه نسبت پرستش با ØºÛŒØ±Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ناصواب Ùˆ نکوهیده است . چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، روش قرآن در دعوت به توØÛŒØ¯ÙˆØ³Ø§Ø²Ù…اندهی این آموزه ØŒ آمیزه ای از ایجاب Ùˆ سلب است Ùˆ بویژه با عط٠نظر به بداهت یامقبول بودن برخی باورها یا دیدگاهها (Ù…Ø«Ù„Ø§Ù‹ØØ³ پرستش ) بر تصØÛŒØ نگرشها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø®Ø·Ø§Ù‡Ø§ تأکید بیشتری Ù…ÛŒ ورزد. از نخستین سمتگیریهای قرآن در این باب ØŒ بازداشتن مردم از گرایش به خدای قومی Ùˆ منطقه ای Ùˆ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ بر Ù„ÙØ¸ معیّن به مثابة نشانة یک قوم یا قبیله ØŒ است . وارد شدن واژة رØÙ…ان در مجموعة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن Ùˆ کاربرد هم ارز آن با واژة اللّه ØŒ از این ØÛŒØ« درخور دقت است . رØÙ…ان در قرآن بیش از پنجاه بار، بویژه در آیات Ù…Ú©ÛŒ (شانزده بار آن در سورة مریم )ØŒ در بیان ابعادی از آموزة توØÛŒØ¯ قرآنی (Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ از خدا، Ø§Ù†ØØµØ§Ø± بندگی به خدا Ùˆ...) آمده است ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «رØÙ… »). به گزارش قرآن ØŒ این روش برای مردم Ù…Ú©Ù‡ خوشایندنبود Ùˆ از اینکه به عبادت رØÙ…ان ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شدند Ø´Ú¯ÙØª زده بودند، چرا Ú©Ù‡ رØÙ…ان واژة ایشان نبود ( رجوع کنید به ÙØ±Ù‚ان : 60 Ùˆ ØªÙØ§Ø³ÛŒØ± ذیل آن ). آنان پیامبر را نیز، به سبب آنکه در نیایش خود Ú¯ÙØªÙ‡ بود: «یاربَّناالرØÙ…Ù† »، نکوهش Ù…ÛŒ کردند (طبری ØŒ ذیل اسراء: 110). سهیل بن عمرو نیز جملة Ø§ÙØªØªØ§ØÛŒØ© معاهدة ØµÙ„Ø ØØ¯ÛŒØ¨ÛŒÙ‘Ù‡ (بسم اللّه الرØÙ…Ù† الرØÛŒÙ… ) را از آن نظر Ú©Ù‡ مشتمل بر واژة رØÙ…ان بود Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ خواستار ØØ°Ù این کلمه شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). با اینهمه ØŒ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ قرآن بر کاربرد نسبتاً ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† این واژه از آنروست Ú©Ù‡ جهت اصلی دعوت توØÛŒØ¯ÛŒ را تبیین کند؛ اختلا٠بر سر Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ نیست Ùˆ اللّه نامهای نیکو دارد Ùˆ او را با هریک از این نامها Ù…ÛŒ توان خواند ( رجوع کنید به اسراء: 110). به نظر Ù…ÛŒ رسد همین تعلیم قرآنی سبب شد Ú©Ù‡ پس از گسترش اسلام ØŒ واژه های توØÛŒØ¯ÛŒÙ زبانهای دیگر (خدا،یزدان ،تاری ،تَنْری )،بسهولت Ùˆ بی هیچ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØªÛŒ ØŒ به خانوادة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن بپیوندد. در استدلال بر یگانگی خدا، در تعبیر اطلاقی Ùˆ همه جانبة آن ØŒ قرآن از یک گواهی همگانی خبر داده است Ø› خدا Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ دانشمندان ØŒ بر پایة عدالت ØŒ گواه بر یگانگی خدای اند ( رجوع کنید به آل عمران : 18). در بارة این آیه Ùˆ مراد از گواهی دادن خدا به یگانگی خودش (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯Ø§Ù„لّهÙ)ØŒ بسیاری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† قائل به گونه ای مجاز در قرآن شده اند (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽ Ø¨Ù‡ معنای بَیَّنَ، اَعْلَمَ، ØÙŽÚ©ÙŽÙ…ÙŽ)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ خدا با Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØÚ©ÛŒÙ…انه اش شواهد متقن بر یگانگی خود را پیش روی هر بیننده ای قرار داده ØŒ همچنانکه با گسیل کردن پیامبران دلایلی استوار بر درستی این باور ارائه کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ماوردی Ø› بیضاوی Ø› ابن عاشور، ذیل آیه ). در واقع ØŒ این خداست Ú©Ù‡ دانشمندان Ùˆ جویندگان را به یکتایی اش رهنمون Ù…ÛŒ شود Ùˆ بنابراین ØŒ او خود گواه راستین بر یگانگی خویش است ( رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه ). سبب اصلی گرایش Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† به این تأویل Ùˆ رها کردن معنای اصلی شهادت (خبردادن٠مبنی بر مشاهده )ØŒ آن است Ú©Ù‡ لازمة معنای اصلی ØŒ پذیرش یگانگی خدا از طریق خبر (نقل ØŒ سمع ) است Ú©Ù‡ به Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù «دَوْر» Ù…ÛŒ انجامد، زیرا اذعان به درستی این خبر، چون در قرآن آمده ØŒ منوط به قبول وجود خداست . شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (مثلاً ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 188Ù€189) در Ø±ÙØ¹ این اشکال نکاتی را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. مهمتر از همه آنکه ØŒ توØÛŒØ¯ØŒ چنانکه متکلمان نیز Ú¯ÙØªÙ‡ اند، از راه دلایل سمعی ØŒ اثبات شدنی است از آنرو Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒØ§Ù†ÛŒ Ùˆ الوهی بودن قرآن با ØªØØ¯Ù‘ÛŒ اثبات Ùˆ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود Ùˆ قبول درستی قرآن منوط به اعتقاد به یگانگی خدا نیست . ØØ§Ù„ ØŒ ÙˆØÛŒ کنندة قرآن از یکتایی خود، در برابر دیدگاه چندخدایی ØŒ خبر داده است ( رجوع کنید به بخش 4). طباطبائی ØŒ ØØªÛŒ این خبر را از آنرو Ú©Ù‡ سخن خداست Ùˆ دروغ Ùˆ ناروا (الکذب Ùˆ الزور) به ساØÙŽØª الوهی راه ندارد، یقین آورتر از برهانهای عقلی شمرده Ùˆ ضمن تأیید مضمون بیان Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ سیاق آیه را از گونة شهادت Ù„ÙØ¸ÛŒ دانسته است (ذیل آل عمران : 18Ø› انعام : 19Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 187Ù€ 188). به نظر عبدÙÙ‡ ØŒ چون مخاطبان اولیة آیة مورد Ø¨ØØ« (آل عمران : 18)ØŒ مشرکان بودند (نه منکران ) Ùˆ آنها به وجود اللّه اعتقاد داشتند (Ùˆ قرآن را ÙˆØÛŒ او Ù…ÛŒ شمردند)ØŒ ارائة این گزاره در قرآن رواست Ø› بعلاوه ØŒ این گزاره با ارائة دلایل Ùˆ نشانه های صدق آن در قرآن همراه است . به تعبیر دیگر، قرآن مخاطبان را به تأمل در مطالب این کتاب ØŒ Ú©Ù‡ آکنده از دلایل توØÛŒØ¯ است ØŒ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ است ( رجوع کنید به رشیدرضا، ذیل آیه ). در بارة گواهی ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† بر یکتایی خدا، Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1412Ø› مراغی Ø› رشیدرضا، ذیل آل عمران : 18) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ این گواهی در قالب ÙˆØÛŒ به انبیا ارائه شده است ØŒ همچنانکه دانشمندان نیز بر پایة دلایل Ø¢ÙØ§Ù‚ÛŒ Ùˆ Ø§Ù†ÙØ³ÛŒ ØŒ به یگانگی خدا شهادت Ù…ÛŒ دهند. در واقع ØŒ قرآن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را پیام آوران توØÛŒØ¯ Ù…ÛŒ شناساند تا هم اعتقاد مشرکان به خدایی آنان را نادرست اعلام کند Ùˆ هم اساس ÙˆØÛŒ (توØÛŒØ¯) را باز شناساند. تأکید بر شهادت دانشمندان نیز متضمن این ادعاست Ú©Ù‡ هرکس بر پایة دانش به عالَم بنگرد، جز به اعتقاد به وجود خدای یکتا نمی رسد. در هر صورت به نظر Ù…ÛŒ رسد یگانگی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ در آیه 18 سورة آل عمران ØŒ ÙØ§Ø±Øº از اقسام توØÛŒØ¯ یا شامل همة اقسام آن است . توØÛŒØ¯ خالقیت . در موضوع یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن گذشته از ارجاع مخاطبان به باور عمومی Ùˆ بداهت مسئله Ùˆ نیز بیان Ù¾ÛŒ درپی٠انتساب همة موجودات در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به خدا، با ذکر مثالها Ùˆ مصداقهای آن ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »)ØŒ گاه به یکدستی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ú©Ù‡ نشانة انتساب همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ها به یک خالق است ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . در سورة Ù…ÙÙ„Ú© (آیة 3 Ùˆ 4) سخن از Ù†ÙÛŒ Â«ØªÙØ§ÙˆØª » (ناهمگونی ØŒ Ø¢Ø´ÙØªÚ¯ÛŒ ) Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† است Ùˆ مخاطبان به بازنگری پیاپی در مجموعة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ÙØ±Ø§ خوانده شده اند تا دریابند Ú©Ù‡ خلل (ÙÙØ·ÙˆØ±) بدان راه ندارد Ùˆ هرچه بیشتر بجویند ناتوانی آنان در ÛŒØ§ÙØªÙ†Ù کمترین اختلال در تکوین آشکارتر Ù…ÛŒ شود. به Ú¯ÙØªØ© Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ موضوع این آیه پیوستگی تمام عیار اجزای عالَم ØŒ به مثابة گواه بر یکتایی خالق ØŒ است ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). آیة 164 سورة بقره نیز Ú©Ù‡ مشتمل بر ذکر هشت نمونه (آیات ) از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدا Ùˆ کار هماهنگ آنها Ùˆ پیوند استوارشان است ØŒ به نظر Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ در مقام برهان آوری بر یکتایی خداست Ú©Ù‡ در آیة قبل (163 بقره ) Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است (ÙˆÙŽ اÙÙ„'Ù‡ÙÚ©ÙÙ… اÙلهٌ واØÙدٌ؛ برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› نظام الاعرج Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). از سوی دیگر، قرآن با Ø·Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† پرسش Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدایان٠دیگر کدام اند، نظر مخاطبان را به این دقیقه معطو٠کرده است Ú©Ù‡ از نگاه به مجموعة عالَم دانسته Ù…ÛŒ شود هیچ موجودی بیرون از دایرة انتساب به اللّه قرار نمی گیرد تا برای آن Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ای دیگر جستجو شود ( رجوع کنید به لقمان : 11). همین نکته در پرسش انکاری دیگری نیز باز Ú¯ÙØªÙ‡ شده است : آیا آنها Ú©Ù‡ شرک Ù…ÛŒ ورزند Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† خدایانشان را دیده اند تا بر اثر آن به خطا در Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ باشند؟ (رعد: 16). بعلاوه ØŒ عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ چنان پیچیده Ùˆ بدیع است Ú©Ù‡ اگر تمام معبودهای مشرکان ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آیند، یارای Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† ساده ترین Ùˆ کوچکترین چیز (در تمثیل قرآن : مگس ) را ندارند (ØØ¬ : 73). توØÛŒØ¯ ربوبیت . یکتایی مدبّر بیش از ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ در موارد زیادی با عنایت به بداهت Ùˆ مقبول بودن ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ مورد انکار نبودن توØÛŒØ¯ خالقیت از نظر مشرکان ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 11ØŒ ص 326Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 281)ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبی موردتوجه Ùˆ تأکید Ù‚Ø±Ø§Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ گرچه گاهی نیز ÙˆØØ¯Øª تدبیر در عالم نشانة یگانگی خالق معرÙÛŒ شده است . در نخستین آیة قرآن (علق : 1) خطاب به پیامبر Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ پروردگار تو همان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© عالَم است Ùˆ همین مضمون در چند جای دیگر تکرار شده است (برای نمونه رجوع کنید به بقره : 21Ø› آل عمران : 49Ø› نساء: 1). قرآن بیش از پنجاه بار از اللّه Ú©Ù‡ خالق عالم است ØŒ با وص٠یا Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ ربّالعالمین Ùˆ تعبیراتی از این دست (ربّکم ØŒ ربّنا، ربّالعرش Ùˆ...) نام برده است (مثلاً: ÙÙŽÙ„ÙŽÙ„Ù‘Ù‡ÙØ§Ù„ØÙ…Ø¯Ù Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„سموات٠و Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„ارض Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„عالمین ØŒ جاثیه :36Ø› عبدالباقی ØŒ ذیل «اللّه »).بعلاوه ،با تعبیرات گوناگون ØŒ ادارة عالَم چون گردش ماه وخورشید، رویش گیاهان ØŒ روزی رسانی ØŒ نزول باران Ùˆ میراندن انسانها را کار٠اللّه دانسته است . تعبیراتی چون استوای بر عرش (برای نمونه رجوع کنید به اعرا٠: 54Ø› یونس : 3)ØŒ شمول کرسی٠(علم / قدرت ) خدا بر آسمانها Ùˆ زمین (بقره : 255)ØŒ در دست داشتن ملکوت هر چیز (مؤمنون : 88) Ùˆ تدبیر امر (یونس : 31) نیز ناظر به همین نکته است . Ù†ÙÛŒ هرگونه مداخلة آلهه در امور عالم نیز بر وجه٠سلبی٠توØÛŒØ¯ ربوبیت تأکید دارد (برای نمونه رجوع کنید به اسراء: 42Ø› مریم : 81Ø› انبیاء: 22). در بیان قرآن ØŒ «خلق » Ùˆ «امر» (تدبیر) هر دو از آن٠خداست (اعرا٠: 54)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ تدبیر هر چیز ادامة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ آن Ùˆ جدایی ناپذیر از آن است Ùˆ مدبّر یک چیز نمی تواند جز Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آن باشد. در آیة پنجاهم سورة Ø·'Ù‡ ' از زبان موسی خطاب به ÙØ±Ø¹ÙˆÙ† ØŒ در معرÙÛŒ «ربّ موسی »، آمده است Ú©Ù‡ این ربّ به همه چیز وجود داده Ùˆ سپس آن را هدایت کرده است (اَعْطی ' کلَّ شیئی٠خَلْقَه٠ثمّ هَدی ). در آیة 62 سورة زمر نیز همین دیدگاه را Ø¨Ø§Ø²Ú¯ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© همه چیز Ùˆ نگاهبان (وکیل ) آنهاست ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). اساساً تعبیر «خالق Ú©Ù„ شیئیÙ» (مثلاً انعام : 102Ø› رعد: 16)ØŒ Ú©Ù‡ نسبت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز را به خدا بیان Ù…ÛŒ کند، متضمن این نکته است Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† علاوه بر ØØ¯ÙˆØ« ØŒ در بقا (به تعبیر دقیقتر: استمرار وجود) نیز نیازمند اویند Ùˆ این به معنای تدبیر آنهاست Ø› هر موجودی ØŒ به ØØ³Ø¨ ØÙ‚یقت وجودیش ØŒ مقتضیات Ùˆ آثار Ùˆ لوازم Ùˆ دگرگونیهایی دارد Ùˆ بین آن Ùˆ دیگر موجودات تأثر Ùˆ تأثیر روی Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن پدید آمدن «اشیاء» (رویش گیاهان ØŒ بارش باران ØŒ زایش ØŒ صاعقه ØŒ گرما، سرما،...) است Ùˆ طبق این تعبیر خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آنهاست Ùˆ بنابراین او مدبّر همة عالم است . در واقع ØŒ بیان یگانگی خالق در این عبارت معطو٠به یگانگی تدبیر است Ùˆ خلقت ØŒ تجلی تدبیری ØÚ©ÛŒÙ…انه Ùˆ دقیق Ùˆ برخاسته از یک اراده است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل انعام : 102). خطاب قرآن به مشرکان عرب Ú©Ù‡ چرا به دو اÙله (خالق ØŒ مدبّر) باور دارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ùقط یک اله وجود دارد (Ù†ØÙ„ : 51)ØŒ نیز در مقام بیان جدایی ناپذیری خالق Ùˆ ربّ است Ø› تدبیر هر چیز Ùقط با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± آن چیز بودن ممکن است ØŒ زیرا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ مقتضیات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ را Ù…ÛŒ داند (طباطبائی ،ذیل آیه ). شاید آیة 56 سورة انبیاء ــ Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ ØØ¶Ø±Øª ابراهیم ربّ آسمانها Ùˆ زمین را خالق آنها (الَّذی Ùَطَرهنَّ) معرÙÛŒ کرده ــ ناظر به همین دقیقه باشد. قرآن در همین سیاق نکته ای دیگر را نیز بازمی نماید: مدبّر واقعی عالم در Ú©Ùنه باور مشرکان (Ùˆ همة انسانها) همان اللّه است Ùˆ شرک در تدبیر امری عارضی است Ø› ازینرو، چون به تنگناها Ùˆ دشواریها Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± Ù…ÛŒ شوند Ùقط او را Ù…ÛŒ خوانند نه آنان را Ú©Ù‡ مدبّر یا مؤثر Ù…ÛŒ پندارند (Ù†ØÙ„ :53Ø› اسراء:67Ø› نیز رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیة اخیر). در آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ وابستگی هر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ای به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش بیان Ùˆ بر اساس آن بر Ù†ÙÛŒ شرک ØŒ بویژه شرک در تدبیر، Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . موضوع این آیه Ùˆ چند آیه قبل از آن (84 Ù€ 91 مؤمنون ) توØÛŒØ¯ در تدبیر عالم است (طباطبائی ØŒ ج 15ØŒ ص 53) Ùˆ در آنها پس از چند تذکار در قالب پرسش تقریری ØŒ اعتقاد به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن خدا (به معنای جدا شدن چیزی از او Ú©Ù‡ بهری از ØÙ‚یقت الوهی دارد رجوع کنید به همان ØŒ ج 15ØŒ ص 61) قاطعانه Ù†ÙÛŒ شده Ùˆ آنگاه نادرستی عقیدة چندخدایی Ù…Ø·Ø±Ø Ú¯Ø±Ø¯ÛŒØ¯Ù‡ است . بیان قرآن این است : اگر همراه با اللّه خدایان دیگر بودند، هر خدایی آنچه را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ با خود Ù…ÛŒ برد Ùˆ ØØªÙ…اً بعضی از آنها بر بعضی دیگر تÙوق Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯. این بیان Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ ØØ§Ú©ÛŒ از اصل درهم تنیدگی خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ وابستگی مستمر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ در این آیه بیان شده است Ú©Ù‡ وجود چند مدبّر، تنها در صورت تدبیرهای جدا از هم معنا دارد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن قطعاً بروز ناپیوستگی در مجموعة عالم است . پس اگر ناپیوستگی در عالم نباشد، چند مدبّر نیز وجود ندارد. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ پیوستگی وثیق در ادارة جهان (اتصال تدبیر) برای هر کسی مشهود است . در آیة Ù…ÙˆØ±Ø¯Ø¨ØØ« ØŒ Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ دیگر نیز برای ÙØ±Ø¶ چند خدای مدبّر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : تدبیر عالَم (Ùˆ هر مجموعة گسترده Ùˆ پیچیده ای ) در دو Ø³Ø·Ø Ø·ÙˆÙ„ÛŒ Ùˆ عرضی (تدبیرهای Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ جزئی ) سامان Ù…ÛŒ یابد Ùˆ بنابراین لازمة وجود چند مدبّر٠مستقل ØŒ آن است Ú©Ù‡ برخی از آنان از برخی دیگر بزرگتر Ùˆ برتر باشند؛ یعنی ØŒ برخی خدایان زیرنظر برخی دیگر قرار گیرند. این Ø®Ù„Ø§Ù ÙØ±Ø¶ است ØŒ چرا Ú©Ù‡ الوهیت با وصÙ٠نیاز Ùˆ وابستگی سازگاری ندارد. Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در آیة 22 سورة انبیاء نیز به صورت برهانی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† غالباً این آیه را ناظر به اثبات توØÛŒØ¯ صانع دانسته اند (طباطبائی ØŒ ذیل آیه )ØŒ هر چند بیشتر بیانها بر پایة تدبیر عالَم ارائه شده است . متکلمان نیز این آیه ØŒ همچنانکه آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ را تقریری از برهان٠تمانع * تلقی کرده اند، اما به تعبیر طباطبائی (ذیل آیه ) Ùˆ برخی دیگر (مثلاً ابن عاشور، ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 267) جهت اصلی آیه ØŒ استدلال بر ÙˆØØ¯Øª تدبیر است . در این آیه ØŒ به روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ تباه نشدن (یعنی برجای ماندن Ùˆ به هم پیوستگی عالَم ) نشانة قطعی توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ چند خدا شناسانده شده است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ تعبیر «الاّ اللّه » به جدایی ناپذیری خلق Ùˆ تدبیر اشعار دارد، با این بیان : اگر در آسمانها Ùˆ زمین (عالَم تکوین ) خدایانی جز اللّه (آلهةٌ الاّ اللّه ) بودند، آنها تباه Ù…ÛŒ شدند (مراد از وجود خدایانی در آسمانهاوزمین ØŒ همان اداره Ùˆ تدبیر عالم است رجوع کنید به Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ ج 18ØŒ ص 59 Ù€60ØŒ ذیل آیه ). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† وعالمان Ù†ØÙˆ در بارة واژة «الاّ » در این آیه Ø¨ØØ« کرده Ùˆ غالباً، بر خلا٠Ùَرّاء (ج 2ØŒ ص 200)ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این واژه در معنای وصÙÛŒ (نه به صورت ادات استثنا) به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ اگر خدایانی ØŒ با ØµÙØª «غیراللّه » در عالم بودند ÙØ±Ø¬Ø§Ù… کار تباهی بود (علاوه بر منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ رجوع کنید به ابن هشام ØŒ ج 1ØŒ ص 70Ù€ 71). به تعبیر دیگر، همچنانکه زمخشری Ùˆ نظام الاعرج نیشابوری (ذیل آیه ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند، این آیه هم به Ù†ÙÛŒ چند خدای مدبّر (آلهةٌ) Ùˆ هم به Ù†ÙÛŒ تدبیر عالَم بر دست خدایی ÙØ§Ù‚د ÙˆØµÙ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ (الاّ اللّه ) نظر دارد. در منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ Ùˆ بیش از همه Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ در بارة برهان این آیه Ùˆ یقینی یا اقناعی بودن آن ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª بسیار داده شده Ùˆ دلایل Ù…ØØ§Ù„ بودن وجود چند خدا ــ Ú©Ù‡ لازمة آن بروز اراده های جدا از هم ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† ØŒ Ù…ÛŒ باشد ــ بیان گردیده است . به نوشتة ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ (1421ØŒ ذیل آیه )ØŒ دقت در این آیه نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ Ù†ÙØ³ موجودیت عالم ØŒ Ùˆ ØØªÛŒ موجود بودن٠هریک از جواهر Ùˆ اعراض ØŒ دلیلی رسا بر توØÛŒØ¯ است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد هد٠اصلی در این آیه ØŒ توجه دادن به یکدستی Ùˆ یکپارچگی عالم است Ú©Ù‡ نشانة ÙˆØØ¯Øª تدبیر در آن به اراده Ùˆ ÙØ±Ù…ان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش (اللّه ) است Ø› تنها Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© هرچیز است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ تواند مدبّر آن باشد Ùˆ عالَم تکوین Ú©Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùقط به اللّه انتساب دارد، در تدبیر نیز Ùقط به او نیازمند است . بدیهی است با اثبات نادرستی اعتقاد به چند مدبّر، نادرستی اعتقاد به چند صانع نیز به طریق اَوْلی ' اثبات Ù…ÛŒ شود. آیة 42 سورة اسراء نیز متضمن استدلال بر توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ شرک است . طبق آیه ØŒ لازمة وجود چند خدای مدبّر غلبه جویی این خدایان بر اللّه (تعبیر آیه : ذی العرش ) است تا سیطره Ùˆ مالکیت او بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را از ÙˆÛŒ بگیرند Ùˆ چون چنین نشده Ùˆ نمی شود، ملزوم (چندخدایی )نیز Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ گردد (طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† مضمون این آیه را با آیة 22 سورة انبیاء یکی دانسته اند (از جمله رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل اسراء: 42 Ùˆ انبیاء: 22Ø› طوسی ØŒ التبیان Ø› ابن جوزی ØŒ ذیل اسراء: 42)ØŒ ØØ§Ù„ آنکه آیه جهتی دیگر (غلبه جویی ) را در نظر دارد. Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است در بارة این آیه ØŒ دیدگاه ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ دیگری نیز هست Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ لازمة وجود چند خدا (به معنای Ø´Ùیعان Ùˆ خدایان Ú©ÙˆÚ†Ú© ) آن است Ú©Ù‡ آنها نیز خود به خدای برتر (ذی العرش ) تقرب جویند؛ در واقع ØŒ اینها خدا یا Ø´Ùیع Ù…Ù‚Ø±Ù‘ÙØ¨ نیستند ( رجوع کنید به ماوردی Ø› ابن جوزی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› مراغی ØŒ ذیل اسراء: 42). برای توØÛŒØ¯ ربوبی از منظری دیگر نیز در قرآن Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است : بنی آدم ØŒ همگان ØŒ در پیشگاه خدا (اَشهَدَهم علی Ø§Ù†ÙØ³Ù‡ÙÙ… ) Ùˆ در پاسخ یک استÙهام تقریری (اَلَسْت٠بربّکم ) به ربوبیت او گواهی داده اند (قالوا بَلی ') Ùˆ همین گواهی سنگ بنای زندگی آنان تا ابد Ùˆ نیز رابطه ای Ú©Ù‡ با خالق عالَم دارند، شده است ( رجوع کنید به اعرا٠: 172Ù€174). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† در بارة مدلول آیه از یک جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر دارند Ùˆ آن اینکه قرآن از یک Ù…Ø¹Ø±ÙØªÙ مستقیم٠همة انسانها به خدای خالق Ùˆ مدبّر سخن Ù…ÛŒ گوید، Ù…Ø¹Ø±ÙØªÛŒ همراه با اقرار Ùˆ پذیرش (در بارة اینکه آیا آیه Ùقط در مقام بیان Ù…Ø¹Ø±ÙØª ÙØ·Ø±ÛŒ است یا بیانی است رمزی از یک نشئة وجودی Ú©Ù‡ از آن به عالم ذرّ یا اَلَسْت تعبیر شده یا به وجود جمعی٠بنی آدم در Ù…ØØ¶Ø± ربوبی اشاره دارد رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 63Ù€82Ø› نیز رجوع کنید به ذرّ، عالم * ). قرآن در موضوع توØÛŒØ¯ ربوبی بر یک نکتة دیگر نیز تأکید کرده ØŒ Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ ربوبیت در عالم تشریع است . همانگونه Ú©Ù‡ تدبیر عالم تکوین به هیج موجودی سپرده نشده ØŒ در عالم انسانی نیز هیچ کس مقام ربوبی ندارد. مخاطب قرآن در این Ø¨ØØ« ØŒ بویژه اهل کتاب بوده اند Ú©Ù‡ برای Ø§ÙŽØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان چنین منزلتی Ù…ÛŒ شناختند Ùˆ به تعبیر قرآن ØŒ آنها را ارباب Ù…ÛŒ شمردند Ú©Ù‡ به استقلال ØŒ ØÙ‚ تشریع دارند ( رجوع کنید به توبه : 31Ø› آل عمران : 64). جهت استدلال قرآن در این Ø¨ØØ« نیز همان جدایی ناپذیری Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ از تدبیر است . وضع قانون برای ÙØ±Ø¯ یا اجتماع مستلزم آگاهی از همة ابعاد وجودی انسانها Ùˆ مقتضیات عالم انسانی است Ú©Ù‡ این آگاهی Ø§Ù†ØØµØ§Ø± به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ دارد ( رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 62Ù€63ØŒ 81Ø› نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). تأکید قرآن بر دو مقولة توØÛŒØ¯ خالقیت Ùˆ ربوبیت Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه تأثیرگذاری استقلالی در عالَم (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ )ØŒ منشأ چند پرسش اساسی شده است ØŒ بدین قرار: آیا در نظام Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ ادارة عالَم ØŒ همة پدیده ها Ùˆ کارها مستقیماً به خدا منسوب Ù…ÛŒ شود یا ÙØ§Ø¹Ù„های غیرمستقل (کارگزار) Ùˆ با واسطه نیز وجود دارند؟ (در قرآن از ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† مدبّر امر، ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ای Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒ Ù…ÛŒ کند، ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ جانها را Ù…ÛŒ ستانند، Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† توسط ØØ¶Ø±Øª عیسی به اذن خدا، Ø´ÙØ§Ø¹Øª برخی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† به اذن خدا Ùˆ... سخن به میان آمده است رجوع کنید به نازعات : 5Ø› شوری : 51Ø› نساء: 97Ø› سجده : 11Ø› مائده : 110Ø› آل عمران : 49Ø› طه : 109)Ø› اگر ÙØ§Ø¹Ù„ همه چیز خداست ØŒ شرور Ú†Ù‡ وضعی دارد، به غیر خدا منسوب است یا به خدا؟ (هریک از دو طر٠قضیه Ù…ØØ°ÙˆØ± دارد)Ø› انسانها در کارهایشان Ú†Ù‡ سهمی از اراده Ùˆ اختیار دارند، به استقلال عمل Ù…ÛŒ کنند یا مسخر اراده Ùˆ تدبیر خدای عالَم اند؟ (در اینجا نیز هر طر٠قضیه با Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ روبروست ). نوع پاسخ به این پرسشها، Ú†Ù‡ بر پایة مجموعة آیات قرآن Ùˆ Ú†Ù‡ بر پایة Ù…ÙØ±ÙˆØ¶Ø§Øª Ùˆ مقبولات عقلی Ùˆ نقلی Ùˆ غیر آن ØŒ موجب بروز آرای مختل٠و اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ متقابل Ùˆ پیدایی ÙØ±Ù‚ ومکاتب Ùˆ مذاهب Ùˆ گاه منازعات شدید Ùˆ ناگوار در عالم اسلامی شده است . مجبّره * Ùˆ قدریه * Ùˆ معتزله * Ùˆ اشاعره * در همین سیاق Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ هرچند بعداً وجوه ÙØ§Ø±Ù‚ دیگر Ùˆ تقسیمات درونی ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ بعضاً در برخی آموزه های خود تجدیدنظر کردند.Ù…Ø¨Ø§ØØ«ÛŒ چون تÙویض * ØŒ توسل * ØŒ جبر Ùˆ اختیار * ØŒ شر/ شرور * ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª * ØŒ عدل * ØŒ غلو * ØŒ کسب * نیز، هر یک به ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ± موضوع ØŒ ناظر به همان پرسشهایند. توØÛŒØ¯ عبادت . Ø§Ù†ØØµØ§Ø± عبادت به خدا، به صورتهای گوناگون در قرآن مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 209) مخاطبان اولیة قرآن در ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ ربّ اختلاÙÛŒ نداشتند، اختلا٠اساسی آنان در توØÛŒØ¯ عبادت (به تعبیر او: توØÛŒØ¯ اÙله ) بود. مراد از عبادت ØŒ Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± کرنش آمیز٠برخاسته از باور به الوهیت معبود است (راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «عبد»؛ Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 388Ù€ 396). شاید به همین سبب ØŒ برخی توØÛŒØ¯ عبادت را متراد٠توØÛŒØ¯ الوهیت یا ثمرة آن دانسته اند ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1421ØŒ ج 1ØŒ جزء1ØŒ ص 57 Ù€ 58Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 291Ù€ 292). از قرآن ØŒ در این باره چند آموزه استنباط Ù…ÛŒ شود: نخست اینکه انسانها باید خالق٠مدبّر عالَم را عبادت کنند (Ø°Ù„Ú©Ù…ÙØ§Ù„لّه٠ربّÙÚ©Ù… ÙÙŽØ§Ø¹Ù’Ø¨ÙØ¯ÙˆÙ‡ Ø› یونس : 3Ø› Ùˆ در همین مضمون ØŒ Ù†ØÙ„ : 20Ø› ØØ¬ : 73Ø› ÙØ±Ù‚ان : 3Ø› ÙØ§Ø·Ø±: 40Ø› مائده : 72Ø› آل عمران : 51Ø› انعام : 102)ØŒ یعنی انسان نمی تواند با خدای Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر نسبتی غیرعبادی داشته باشد (طباطبائی ØŒ ج 10ØŒ ص 274Ù€275). دوم اینکه عبادت ØŒ همة Ø³Ø§ØØªÙ‡Ø§ÛŒ وجودی آدمیان (از جمله تقنین Ùˆ تشریع Ùˆ اطاعت ) را در بر Ù…ÛŒ گیرد. خداست Ú©Ù‡ برای انسانها شریعت مقرر Ù…ÛŒ کند (مائده : 48Ø› شوری : 13) Ùˆ به اطاعت خود Ùˆ شریعتش ÙØ±Ø§ Ù…ÛŒ خواند (یوس٠: 40Ø› آل عمران : 32Ø› نساء: 59) Ùˆ مردم اهل کتاب Ú©Ù‡ Â«Ø§ØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان » را دارای ØÙ‚ قانونگذاری Ùˆ تغییر شریعت الاهی Ù…ÛŒ دانستند Ùˆ این ØµØ§ØØ¨Ø§Ù†Ù مقامات دینی نیز از رهگذر باور ناصواب آنان کسب ØØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ کردند، در واقع عبادت خدا را وانهاده بودند Ùˆ از همین دید در قرآن نکوهش شده اند (توبه : 31ØŒ34Ø› نیز رجوع کنید به سطور پیشین ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبیت ). سوم اینکه همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (کلّ٠مَن ÙÛŒ السموات٠و Ø§Ù„Ø§Ø±Ø¶ÙØŒ مریم : 93) «عَبْد» خدایند (راغب اصÙهانی این عبادت را عبادت ایجاد نامیده است رجوع کنید به ذیل «عبد») Ùˆ این عبودیت ØŒ Ú©Ù‡ بیانی از مسخّر ارادة خدا بودن است ØŒ در چند جای دیگر با عنوان سجده ØŒ Ú©Ù‡ رساترین نماد عبادت است ØŒ ذکر گردیده است ( رجوع کنید به رعد: 15Ø› Ù†ØÙ„ : 49Ø› ØØ¬ : 18Ø› راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «سجد» Ú©Ù‡ این سجده را سجدة تسخیر نامیده است ). بویژه ØŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ همة موجوداتی Ú©Ù‡ در بارة آنها باورهای خدایی وجود داشت ØŒ با ÙˆØµÙ Â«Ø¹Ø¨Ø§Ø¯ÙØ§Ù„رØÙ…Ù† »، «عبادٌ Ù…Ùکْرَمونَ» (انبیاء: 26) Ùˆ «عبادٌ امثالÙÚ©Ù… » (اعرا٠: 194) معرÙÛŒ شده اند. تأکید بر وص٠«عبد» برای پیامبران Ú©Ù‡ از علم Ùˆ قدرت الاهی برخوردار بودند Ùˆ Ú†Ù‡ بسا شائبة الوهیت در بارة آنان پیش Ù…ÛŒ آمد (همچنانکه در بارة عیسی علیه السلام چنین شد رجوع کنید به مائده : 71Ù€72ØŒ 116)ØŒ از همین جهت درخور توجه است ( رجوع کنید به اسراء: 3 Ùˆ قمر: 9 در بارة Ù†ÙˆØ Ø› ص : 17 در بارة داوود؛ ص : 30 در بارة سلیمان Ø› ص : 41 در بارة ایوب Ø› نساء: 172 در بارة عیسی Ø› مریم : 3 در بارة زکریا؛ ÙØ±Ù‚ان : 1 Ùˆ اسراء: 1 Ùˆ جاهای دیگر در بارة پیامبر اسلام ). چهارم اینکه هیچیک از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ جنّیان ØŒ شیطان ØŒ موالید طبیعت ØŒ انبیا Ùˆ انسانهای برگزیده ØŒ ÙØ±Ù…Ø§Ù†Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§Ù†Ù ØµØ§ØØ¨ اقتدار، سنگهای تراشیده Ùˆ...) هرگز شایان عبادت نیستند (اعرا٠: 194ØŒ 197Ø› اسراء: 67Ø› شعراء: 72)ØŒ از آنرو Ú©Ù‡ کار خدایی (خلق یا تدبیر به استقلال ) ندارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه تنها مجوز عبادت ØŒ شأن خدایی داشتن است . مقابلة قاطع Ùˆ جدّی قرآن با هرگونه Ø±ÙØªØ§Ø± عبادی در برابر غیرخدا Ùˆ نیز نکوهش ØµØ±ÛŒØ Ø³Ø¬Ø¯Ù‡ بر غیرخدا سبب شده است Ú©Ù‡ Ùقها ØØªÛŒ سجدة غیرعبادی برکسی را نیز جایز نشمرند (برای نمونه رجوع کنید به شمس الائمه سرخسی ØŒ ج 24ØŒ ص 130Ø› نجÙÛŒ ØŒ ج 10ØŒ ص 124Ù€127Ø› خوئی ØŒ1418ØŒ ص 475Ø› بروجردی ،ج 4ØŒ ص 257Ù€ 259)ØŒ چرا Ú©Ù‡ در این عمل ØŒ دست Ú©Ù… از دید ناظر بیرونی ØŒ شائبة عبودیت وجود دارد ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل بقره : 34Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 97Ù€ 98). برخی Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ تکریم آمیز در ØÙ‚ اولیای دین نیز Ú©Ù‡ ممکن است ظاهر عبادی داشته باشد از این منظر Ù…ØÙ„ توجه Ùˆ انتقاد بوده است ( رجوع کنید به طباطبائی یزدی ØŒ ج 1ØŒ ص 689). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª مبالغه آمیز ابن تیمیّه * (Ùˆ پیش از او ØØ³Ù† بن علی بربهاری * ) Ùˆ اَتباع او ( رجوع کنید به سلÙیه * Ø› وهابیت * Ø› ابن قیّم جوزیّه * ØŒ Ù…ØÙ…دبن عبدالوهاب * ) با بسیاری از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ دینی در جوامع اسلامی ــ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ مستند به داده های دینی Ùˆ مذهبی Ùˆ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ùˆ بومی٠سازگار با آموزه های دینی ــ Ùˆ تخریب قبور Ùˆ مزارات امامان Ùˆ اولیا Ùˆ کشتار زائران عتبات عراق در 1216 Ùˆ 1344 ( رجوع کنید به Ùقیهی ØŒ ص 313Ù€ 315ØŒ 405Ù€ 409) Ùˆ سختگیریهای دیگر، به استناد آموزة توØÛŒØ¯ عبادت ØŒ با انتقاد ØµØ±ÛŒØ Ø¹Ù„Ù…Ø§ÛŒ مذاهب اسلامی روبرو شد Ùˆ بیانی تنگ نظرانه Ùˆ ناصواب از «توØÛŒØ¯ عبادت » معرÙÛŒ گردید (علاوه بر مدخلهای مذکور رجوع کنید به تبرک * Ø› دعا * Ø› زیارت * Ø› عبادت * ). معنای ÙˆØØ¯Øª . موضوع دیگری Ú©Ù‡ در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در قرآن Ù…ØÙ„ توجه قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ معنای ÙˆØØ¯Øª است . قرآن در اشاره به دیدگاه نصارا دربارة عیسی علیه السلام Ùˆ دیدگاه کسانی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را دختران خدا Ù…ÛŒ خواندند، پیوسته بر ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ نداشتن خدا تأکید کرده ( رجوع کنید به نساء:171Ø› انعام : 101Ø› مریم : 35Ø› مؤمنون : 91Ø› زخر٠: 81) Ùˆ این نسبت را چنان ناروا Ùˆ زشت دانسته (لَقَدْ Ø¬ÙØ¦ØªÙÙ… شیئاً Ø§ÙØ¯Ù‘اً) Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ نزدیک است براثر آن آسمانهااز هم بشکاÙند (مریم :89 Ù€ 90). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سورة اخلاص ) در تبیین این تعبیرات قرآنی آنها را ناظر به بساطت ذات دانسته اند، از آنرو Ú©Ù‡ زادن Ùˆ زاده شدن ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ (از جمله : صدور، تمثیل آن به رابطة پرتو نورانی با مبدأش )ØŒ مستلزم جزء داشتن است Ùˆ «مولود»، بالضروره باید ØØ§ÙˆÛŒ بهری از «والد» باشد Ùˆ این ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ بساطت ذات . از برخی تعبیرات قرآن (مثلاً ص :5 Ù€6Ø› Ù†ØÙ„ : 51Ø› انعام : 91Ø› عنکبوت : 46) دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ تلقی عمومی Ùˆ اولیة مخاطبان از ÙˆØØ¯Øª خدا، ÙˆØØ¯Øª عددی (به معنای یکی در برابر چند تا) بوده است . اساساً Ù†ÙÛŒ اعتقاد به چند خدا (آلهه ) Ú©Ù‡ از آموزه های Ù…ØÙˆØ±ÛŒ قرآن در این باب است ØŒ در بدو امر، ذهن مخاطبان را به «یک خدا» جهت Ù…ÛŒ دهد، اما Ù†ØÙˆØ© بیان قرآن ØŒ در جاهای متعدد، این جهت ذهنی را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ است Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª از آن دارد Ú©Ù‡ مراد از خدای ÙˆØ§ØØ¯ØŒ نه ÙˆØ§ØØ¯ عددی بلکه ذات نامتناهی Ùˆ بسیط Ùˆ تجزّی ناپذیر Ùˆ بی مانند است Ùˆ ØØªÛŒ ÙØ±Ø¶ شریک برای او عقلاً Ù…ØØ§Ù„ است . این آموزه به چندگونه بیان شده Ùˆ غیر از آیاتی Ú©Ù‡ مانندْ داشتن Ùˆ هرگونه وصÙ٠موهم Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª را از ساØÙŽØª ربوبی به دور Ù…ÛŒ داند ( رجوع کنید به تشبیه Ùˆ تنزیه * )ØŒ ذکر وص٠«قهّار» همراه با Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» (یوس٠: 39Ø› رعد: 16)ØŒ «مØÛŒØ· » (ÙØµÙ„ت : 54Ø› بروج : 20) Ùˆ «علی کلّ شیئی٠شهیدٌ» (ØØ¬ : 17Ø› سبأ: 47) برای خدا، ناÙÛŒ معنای عددی٠یکی در برابر چند تاست ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Øª عددی (ÙØ±Ø¯ در برابر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ نوع در میان انواع ØŒ جنس در کنار سایر اجناس ) با مقهوریت Ùˆ عدم Ø§ØØ§Ø·Ù‡ همراه است ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 88 Ù€91). به طور Ú©Ù„ÛŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª سیاق آیات قرآن در وص٠ØÙ‚ متعال به گونه ای است Ú©Ù‡ هم کمال Ù…ØØ¶ را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کند هم تصور ÙˆØØ¯Øª عددی را بر طر٠می سازد. دراین میان آیات ناظربه آموزة مسیØÛŒÙ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø®Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ¯Ù† عیسی Ùˆ Ù†ÙÛŒ آن Ùˆ نکوهش معتقدان به این آموزه ØŒ ØØ§Ø¦Ø²Ø§Ù‡Ù…یت است . تعبیرات ØµØ±ÛŒØ Ùˆ قاطع قرآن نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ در تعلیم قرآنی هیچگونه ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تأویلی را Ú©Ù‡ با بساطت ذات در تعارض باشد بر نمی تابد Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه لازمة نسبت «پدر Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ » تجزّی ذات است ØŒ همچنانکه اعتقاد به سه اقنوم ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ قطعاً به کثرت یا تجزّی Ù…ÛŒ انجامد ( رجوع کنید به تثلیث * ). دور نمی نماید Ú©Ù‡ در آیة Ù‡ÙØªÙ… سورة مجادله (Ù…'ایکون٠مÙنْ نَجْوی ' ثلثة٠الاّ Ùˆ Ù‡ÙÙˆÙŽ رابعÙÙ‡ÙÙ… ...)ØŒ Ú©Ù‡ موضوع آن Ø§ØØ§Ø·Ø© علمی خدا بر همه چیز است ØŒ تعبیر «الاّ ÙˆÙŽ Ù‡ÙÙˆÙŽ را'Ø¨ÙØ¹Ùهم »برای دور کردن اذهان از تلقی «یکی چون دیگران » (ÙˆØØ¯Øª عددی ) Ùˆ تأکیدبر بساطت ذات بوده باشد (در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام به همین نکته در آیه توجه داده شده است رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 131Ù€132Ø› نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 16). ØµØ±ÛŒØØªØ±ÛŒÙ† بیان قرآن در این باب ØŒ سورة اخلاص است . در این سوره ــ Ú©Ù‡ بنا بر Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ùˆ Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§ØªÙ Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ابن جوزی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سوره Ø› ابن بابویه ØŒ ص 90Ù€94) موضوعش «نسبت رب » است ــ علاوه بر Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ Ùˆ همتا برای خدا Ùˆ زاده نبودن خدا، واژة Ø§ØØ¯ (دو بار) Ùˆ «صمد» به عنوان وص٠خدا به کار Ø±ÙØªÙ‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان در بارة این دو واژه Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ بویژه با توجه به معنای صمد، آن را ناظر به Ø§ØµÙ„Ø§Ø ØªÙ„Ù‚ÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ مشعر به بساطت ذات دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل سورة اخلاص Ø› طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 89Ø› نیز رجوع کنید به الصمد * Ø› اخلاص * ØŒ سوره Ø› ÙˆØ§ØØ¯ * ). 3) در ØØ¯ÛŒØ« . مضامین مرتبط با توØÛŒØ¯ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ بویژه Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان اهل بیت پیامبر علیهم السلام ØŒ ادبیات گسترده Ùˆ پرباری ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده است . در این میان خطبه های توØÛŒØ¯ÛŒ امیر مؤمنان علیه السلام شهرت بسیار دارد. شماری از این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ در ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تبیین آیات توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن است ØŒ شماری از آنها نکاتی از آموزة توØÛŒØ¯ را ارائه Ù…ÛŒ کند، Ùˆ در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا Ùˆ مراد از این یکتایی بیان شده است . Ù†ÙÛŒ آموزه های غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ غیر Ù…ÙˆØØ¯Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ شرک آلود نیز موضوع٠شماری از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« است . جایگاه باور به توØÛŒØ¯ در دین نیز در تعدادی از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . بر پایة این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ چند تن از Ù…ØØ¯Ù‘ثان آثاری را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ با همین نام یا نامی مشابه ØŒ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند ( رجوع کنید به التوØÛŒØ¯ * ). در Ø¨ØØ« جایگاه توØÛŒØ¯ در اسلام ØŒ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ ذیل عنوان «ثواب Ø§Ù„Ù…ÙˆØØ¯ÛŒÙ† » روایت شده است . بنابراین Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ باور به توØÛŒØ¯Ø¨ÛŒ آمیختگی به شرک واز سر اخلاص ،ارزشمندترین عبادت قلبی (جوانØÛŒ ) است ØŒ پاداش آن بهشت است Ùˆ اهل توØÛŒØ¯ از عذاب به دورند؛ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ØªØ±ÛŒÙ† عبارت نزد خدا «لااله الاّ اللّه » است Ùˆ به بیان امام رضا علیه السلام ØŒ در ØØ¯ÛŒØ« مشهور سلسلة الذهب * ØŒ این عبارت ØŒ اگر با شروطش ادا شود، «ØÙصن اَمن٠خدا» است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به تهلیل * ). اساساً سنگ بنای دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خدا، یعنی یکی دانستن اوست Ùˆ این ØŒ نخستین عبادت خدا نیز هست (ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57). بنا بر یک ØØ¯ÛŒØ« ØŒ اعتقاد به توØÛŒØ¯ به تنهایی نیمی از دین به شمار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 68). معنای ÙˆØØ¯Øª . سخنان امیرمؤمنان Ùˆ دیگر امامان ØŒ بیش از هر چیز ناظر به تبیین Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù…Ø±Ø§Ø¯ از ÙˆØØ¯Øª است . Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ اعتباری Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± ÙˆØØ¯Øª به بساطت ذات Ùˆ بی مانند بودن از یکسو Ùˆ نیز تأکید بر ÙØ±Ø§ØªØ± بودن ÙˆØØ¯Øª ØÙ‚ متعال از Ùهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است . در جنگ جمل ØŒ مردی اعرابی (بادیه نشین )ØŒ در بارة مراد از ÙˆØ§ØØ¯ بودن خدا از امام علی سؤال کرد Ú©Ù‡ اعتراض جمع را برانگیخت از آنرو Ú©Ù‡ مقام اقتضای این پرسش را نداشت ØŒ اما امام واکنش آنان را نپسندید Ùˆ با ØªØµØ±ÛŒØ Ø¨Ø± اینکه همین مسئله اساس اقدامات ایشان بوده ØŒ به ÙˆÛŒ پاسخ داد. پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ یکی بودن به چهارگونه قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª ØŒ دو گونة آن را نمی توان برای خدا به کار برد Ùˆ کاربرد دو گونة دیگر درست است . دو گونة نخست عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ عددی به معنای یکی در برابر دو تا Ùˆ بیشتر، ÙˆØ§ØØ¯ نوعی به معنای گونه ای از یک جنس (یا صنÙÛŒ از یک گونه ). دوگونة دیگر عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ به معنای بی مانند Ùˆ بی شریک ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ به معنای ØÙ‚یقتی بسیط Ú©Ù‡ نه در تØÙ‚Ù‚ خارجی Ùˆ نه در عقل Ùˆ وهم تجزیه پذیر نیست . امام قسم اخیر را با عنوان Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„معنی » بیان کرد Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯: کذلک اللّه٠ربّنا. همچنانکه آیة 73 سورة مائده را، Ú©Ù‡ موضوع آن رد تثلیث نصاراست ØŒ شاهدی بر Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی خدا معرÙÛŒ کرد (همان ØŒ ص 83 Ù€84Ø› قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€16). نکتة در خور توجه در این بیان ØŒ معنای سوم (Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه ) است Ú©Ù‡ نمی توان آن را گونه ای در برابر گونه های دیگر دانست . به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای Ø±ÙØ¹ یک ابهام بیان شده است Ùˆ آن اینکه آموزة توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن ØŒ اگرچه معمولاً در قالب «یک خدا در برابر چند خدا» ارائه شده ØŒ اما این قالب ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه است Ùˆ Ùقط جهت سلبی ÙˆØØ¯Øª (= Ù†ÙÛŒ کثرت ) در آن Ù„ØØ§Ø¸ شده است . تعبیر Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ لامÙنْ عددÙ» در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام علی علیه السلام ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 70) Ùˆ Â«Ø§ÙŽØØ¯ÙŒ لابتأویل٠عددÙ» در بیان امام رضا علیه السلام ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 37) ØªØµØ±ÛŒØ Ø¯ÛŒÚ¯Ø±ÛŒ است بر Ù†ÙÛŒ هرگونه تلقی عددی از یکتایی خدا. ØØ¯ÛŒØ« امام باقر علیه السلام نیز ÙˆØØ¯Øª عددی را به گونه ای دیگر Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کند: «خدا ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ یعنی کمترین سنخیتی با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نداشته (متباین ) Ùˆ از چیزی برنیامده Ùˆ با چیزی نپیوسته است Ø› ازینرو، Ú¯ÙØªÙ‡ اند عدد از ÙˆØ§ØØ¯ نشئت Ù…ÛŒ گیرد ولی ÙˆØ§ØØ¯ را نمی توان عدد خواند» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 90). این سخن Ø¨ØµØ±Ø§ØØª بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ ØÙ‚یقی از هر گونه تعدد به دور است ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عدد دو امر متقابل اند ( رجوع کنید به مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 226). Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری به معنای یک Ú†ÛŒØ²Ù ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده از چند جزء، با یک مقایسه صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . امام رضا در پاسخ به این پرسش Ú©Ù‡ چرا واژة ÙˆØ§ØØ¯ هم برای انسان Ùˆ هم برای خدا به کار Ù…ÛŒ رود، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این کاربرد مشترک ØŒ ØµØ±ÙØ§Ù‹ در Ù„ÙØ¸ است Ùˆ جهت کاربرد آن برای انسان غیر از جهت کاربرد آن برای ØÙ‚ متعال است Ø› انسان از اعضا Ùˆ رنگها Ùˆ اجزای گوناگون (گوشت ØŒ استخوان ØŒ خون ØŒ رگ ØŒ عصب ØŒ پوست ØŒ مو) ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده Ùˆ یک مجموعه (جثه )ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . این بیان در ØÙ‚ همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نیز صادق است Ùˆ بنابراین یکی خواندن چنین مجموعه ای (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ بالاجتماع ) ØµØ±ÙØ§Ù‹ اسمی (قراردادی ØŒ اعتباری ) Ùˆ مراد از آن Ù†ÙÛŒ دو Ùˆ چندتاست (مثلاً یک انسان در برابر دو یا چند انسان ). اما در بارة ØÙ‚ متعال وضع به گونه ای دیگر است Ø› خدا ذاتاً یکی است (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒÙÛŒ المعنی ) Ùˆ از این منظر جز خدا هیچ چیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 62ØŒ 185Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ ج 2ØŒ ص 79Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 6). در واقع ØŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری در برابر ÙˆØØ¯Øª ذاتی قرار Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ تعبیراتی چون Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘٠المعنی »، Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„ذات »، Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ ÙÛŒ ذاته » Ùˆ «ذاتÙÙ‡ ØÙ‚یقةٌ»، به این نکته اشاره دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36ØŒ 131ØŒ 144ØŒ 169). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ مراد از «معنا» در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ با توجه به سیاق Ùˆ مضمون ØŒ ذات Ùˆ ØÙ‚یقت٠یک چیز است (نیز رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 115). این تعبیرات Ùˆ نیز مقایسة مذکور در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا، آشکارا بر بساطت ذات Ùˆ بدور بودن آن از اجزا دلالت دارد. بعلاوه ØŒ در برخی Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بر تجزیه ناپذیری خدا (مثلاً: لَمْ یتبعَّضْ Ø¨ÙØªÙŽØ¬Ø²Ø¦Ø©Ù العددÙ) تأکید شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 47ØŒ 73ØŒ 80). ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒÙ واژة صمد در آیة سوم سورة اخلاص نیز غالباً ناظر به همین مضمون است . مثلاً، صمد چیزی است Ú©Ù‡ درون ندارد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 93). به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 227)ØŒ این تعبیر، Ø§ØØªÙ…الاً بیانی از بساطت ذات (Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ المعنی ) است . بنا بر یک روایت ØŒ از امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØªÙØ³ÛŒØ± واژة صمد خواسته شد، پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ آیة سپسین در همین سورة اخلاص ØŒ در واقع ØªÙØ³ÛŒØ± صمد است . در این آیه Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ خدا نه کسی را زاده Ùˆ نه زاده شده است Ú©Ù‡ موضوع آن تنها Ù†ÙÛŒ نسبت پدری Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ نیست ØŒ بلکه مراد از آن Ù†ÙÛŒ هر امر عارضی (بَدا'وا'ت Ø› مثلاً اندوه ØŒ شادی ØŒ خواب ) Ùˆ دگرگونی Ùˆ کاستی از Ø³Ø§ØØª ربوبی است Ùˆ اینکه خدا نه از چیزی پدیدآمده (لا Ù…ÙÙ† Ø´ÛŒ Ø¡Ù) Ùˆ نه در چیزی Ùˆ نه بر روی چیزی است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 91Ø› نیز رجوع کنید به صمد * ). ØªÙØ³ÛŒØ± توØÛŒØ¯ به بساطت ذات ØŒ در قالب Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات ØÙ‚ نیز ارائه شده است . در خطبه ای از امام علی آمده Ú©Ù‡ ذات خدا پذیرای ØµÙØ§Øª نیست ( رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 8ØŒ ص 139Ø› ابن بابویه ØŒ ص 56). در دو ØØ¯ÛŒØ« از امام رضا نیز، با اندکی ØªÙØ§ÙˆØª در تعبیر، مبرا بودن خدا از ØµÙØ§Øª Ùˆ لزوم اعتقاد به آن ØŒ همراه با استدلال بیان شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57Ø› نیز رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 1ØŒ ص 140ØŒ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام کاظم علیه السلام ). در یکی از این دو ØØ¯ÛŒØ« آمده Ú©Ù‡ اساس توØÛŒØ¯ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است Ùˆ در دیگری توجه داده شده Ú©Ù‡ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ آموزة توØÛŒØ¯ امری ذومراتب Ùˆ مرتبة نخستین آن اقرار Ùˆ مرتبة کمالی آن Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است . همین نکته با ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر، در خطبه ای از امیرمؤمنان در نهج البلاغة دیده Ù…ÛŒ شود: سنگ بنا Ùˆ گام اول در دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خداست Ùˆ کمال این Ù…Ø¹Ø±ÙØª ØŒ باور داشت٠اوست . این باور با یکی دانستن (توØÛŒØ¯) خداوند به کمال Ù…ÛŒ رسد. توØÛŒØ¯ نیز در پرتو اخلاص کامل Ù…ÛŒ شود Ùˆ لازمة اخلاص کامل ØŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات باری است ( نهج البلاغة ØŒ خطبة 1ØŒ ص 39Ø› نیز رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 96Ù€97). بنا بر این بیان ــ Ú©Ù‡ شاید بتوان آن را گزارش ÙØ±Ø¢ÛŒÙ†Ø¯ تØÙ‚Ù‚ Ùˆ رشد Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه در انسانها، Ùˆ به تعبیر ابن میثم (ج 1ØŒ ص 119) مراتب Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه ØŒ خواند ــ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ در اخلاص Ùˆ سپس Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از خداست . ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ (ج 1ØŒ ص 74Ù€ 75)ØŒ مراد از اخلاص را در اینجا بدور دانستن خدا از هرگونه عوارض Ùˆ تغییرات Ùˆ از همه مهمتر مبرا بودن ذات باری از ØµÙØ§Øª ØŒ Ùˆ دو عبارت را ناظر به یک مقصود دانسته است (قس ابن میثم ØŒ ج 1ØŒ ص 122 Ú©Ù‡ آن را توØÛŒØ¯ عملی ØŒ یعنی زهد ØÙ‚یقی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است ). ØªØµØ±ÛŒØ Ùˆ تأکید بر Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª ØŒ به عنوان کاملترین مرتبة توØÛŒØ¯ØŒ با توجه به ÙˆÙور گزاره های Ø§ÛŒØ¬Ø§Ø¨ÛŒÙ ØØ§Ú©ÛŒ از اوصا٠کمالی ØÙ‚ متعال در قرآن ØŒ قطعاً برای Ù†ÙÛŒ علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ غیره نیست ØŒ بلکه امامان اهل بیت در مقام زدودن یک ابهام Ùˆ دور کردن مردم از گرایشهای تشبیهی ØŒ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً نقد Ùˆ Ù†ÙÛŒ نظریة تثلیث Ùˆ آرای متأثر از آن در عالم اسلام ØŒ بوده اند (در بارة کاربرد واژة Â«ØµÙØª » برای خدا در نخستین دهه های اسلامی بر اثر آشنایی با آموزه های مسیØÛŒ Ùˆ نیز Ù…Ø¨Ø§ØØ«Ø§Øª مواÙقان Ùˆ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 112Ù€132). قاعده Ùˆ تلقی Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ عمومی در باب ØµÙØª Ùˆ موصو٠، ترکیب Ùˆ Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ است Ùˆ این با یکتایی ØÙ‚یقی خدا سازگار نیست . پیدایی نظریة قدمای ثمانیه * ØŒ Ú©Ù‡ شماری از متکلمان به آن رو آوردند، در واقع Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØªÛŒ برای Ø¨ÙØ±ÙˆÙ†Ø´Ùد از این ناسازگاری بود، با این بیان Ú©Ù‡ ØÙ‚ایقی (علم ØŒ قدرت ØŒ ØÛŒØ§Øª Ùˆ...) از قدیم با خدا بوده است . مثلاً، Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ خدا به مدد «علم ازلی » عالم است (عالماً بعلمÙ) Ùˆ به مدد «قدرت ازلی » قادر است (قادراً بقدرةÙ). در واقع ØŒ با پذیرش این اصل Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª ØŒ اموری جدا از موصو٠اند Ùˆ با تأکید بر این اصل Ú©Ù‡ خدا از عوارض Ùˆ دگرگونیها بدور است Ùˆ چیزی بر او Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ یا از او کاسته نمی شود، راهی جز اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم٠همراه خدا نمی مانَد، اما این دیدگاه خود مستلزم اعتقاد به «آلهه » است Ú©Ù‡ تعارضی بنیادی با آموزة توØÛŒØ¯ دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 140ØŒ 144Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 62). در برابر این Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØª ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ تا هم تلقی Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ Ùˆ ترکیب را ــ Ú©Ù‡ از تشبیه خالق به مخلوق نشئت Ù…ÛŒ گیرد ــ از اذهان بزداید Ùˆ هم تلقی ØÙ‚ایق ازلی٠همراه با خدا را، زیرا نسبت Â«ØµÙØª Ù€ موصو٠» ØØ§Ú©ÛŒ از ترکیب Ùˆ اقتران Ùˆ لازمة آن مخلوق Ùˆ ØØ§Ø¯Ø« بودن است Ú©Ù‡ دیگر ازلی نیست . در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا علیه السلام توجه داده شده Ú©Ù‡ اگر Ú†Ù‡ تشبیه با توØÛŒØ¯ سازگاری ندارد، اما اثبات ØµÙØ§Øª (به معنای ØÙ‚ایق ازلی ) نیز راه برونشد از Ù…ØØ°ÙˆØ± تشبیه نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 40). در عین ØØ§Ù„ ØŒ برای پیشگیری از بروز شبهة ابطال Ùˆ تعطیل ØŒ در گزاره هایی ایجابی چون Â«Ø§Ù„Ø¹Ù„Ù…ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، Â«Ø§Ù„Ø³Ù…Ø¹ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، «القدرة٠ذاتÙÙ‡ »، «ذاتٌ علاّ مةٌ سمیعةٌ بصیرةٌ» Ùˆ «بصیرٌ بغیر آلةÙ» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 135ØŒ 139ØŒ 144)ØŒ بر ØµÙØ§Øª کمالی خدا تأکید شده است . امامان اهل بیت در تبیین جوانب گوناگون آموزة توØÛŒØ¯ØŒ پیوسته این اصل را یادآوری Ù…ÛŒ کردند Ú©Ù‡ باید از تشبیه به دور ماند Ùˆ به ابطال Ùˆ تعطیل ÙØ±Ùˆ Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به عرض عقاید عبدالعظیم ØØ³Ù†ÛŒ بر امام هادی علیه السلام Ùˆ تأیید آن ØŒ در ابن بابویه ØŒ ص 81). از این اصل گاه با عنوان «اثباتٌ بلاتشبیهÙ» تعبیر کرده اند ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 101ØŒ107). بر اساس همین رویکرد است Ú©Ù‡ ادعای شناخت ذات٠(اکتناهÙ) خدا، نشانة دور بودن از توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 35) Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از هر گونه کوشش عقلی برای درک خدا ( توهّم Ø› در بارة اینکه مراد از وهم در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ عقل یا معنایی مشتمل بر عقل است رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 86Ø› مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 30ØŒ ج 65ØŒ ص 279Ø› قس ابن میثم ØŒ ج 5ØŒ ص 464Ù€ 465) نشانة توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به نهج البلاغة ØŒ ØÚ©Ù…ت 470) معرÙÛŒ شده Ùˆ جدایی Ù…ØØ¶ خالق از مخلوق در هر وصÙÛŒ (مثلاً: بَیْنونَة صÙÙØ©ÙØ› Ú©ÙنْهÙÙ‡Ù ØªÙØ±ÛŒÙ‚ÙŒ بینَه Ùˆ بینَ خلقه٠رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36) بارها Ùˆ با تعبیرات گوناگون مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØªÛŒ در یک ØØ¯ÛŒØ« به جنبة تنزیهی توØÛŒØ¯ توجه اکید شده است ØŒ با این عبارت Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ یعنی هرچه را بر خود (Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ) روا Ù…ÛŒ داری بر خدا روا مداری ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 96Ø› نیز رجوع کنید به ØµÙØ§Øª خدا * ). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ چند ØØ¯ÛŒØ« نیز در بیان معنای Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» روایت شده ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 82 Ù€83) Ú©Ù‡ مراد آنها معرÙÛŒ مصداق ØÙ‚یقی Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» است (قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 2Ù€ 7). دیگر اینکه Ù…ØÙ…دبن علی بن بابویه (ص 84 Ù€ 88) در Ø´Ø±Ø Ù…Ø¹Ù†Ø§ÛŒ ÙˆØ§ØØ¯ به روش متکلمان روی آورده ( رجوع کنید به بخش 4) Ùˆ با استناد به نظر کسی Ú©Ù‡ او را لغت شناس (Ø§ØØªÙ…الاً ابواØÙ…د عسکری ØŒ لغت شناس نامی قرن چهارم ØŒ متوÙÛŒ 382ØŒ Ùˆ استاد مشایخ آن روزگار، از جمله ابن بابویه رجوع کنید به خوئی ØŒ 1403ØŒ ج 4ØŒ 376) معرÙÛŒ کرده ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ اطلاق اسم Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» بر خدا به معنای ÙˆØØ¯Øª همة ØµÙØ§Øª کمالی و، بی مانندی اوست ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی چیزی جز توØÛŒØ¯ همة ØµÙØ§Øª کمالی نیست Ùˆ بنابراین کسی Ú©Ù‡ به خدای ÙˆØ§ØØ¯ معتقد است ولی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را در برخی ØµÙØ§Øª یا همة آنها با او شریک Ùˆ شبیه Ù…ÛŒ داند، Ù…ÙˆØØ¯ نیست (نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 17Ù€32). دلایل توØÛŒØ¯. برهان آوردن برای یکتایی خدا، بویژه در Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ با منکران ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« نیز دیده Ù…ÛŒ شود. در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بیش از هر چیز به توØÛŒØ¯ ربوبی توجه Ùˆ از انتظام خلق Ùˆ اتصال تدبیر Ùˆ هماهنگی امور، ÙˆØØ¯Øª مدبّر استنتاج شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 244ØŒ 250). آیة 22 سورة انبیاء نیز در همین سیاق Ù…ØÙ„ استشهاد قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 250). در Ø³ÙØ§Ø±Ø´ طولانی امیرمؤمنان به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ (امام مجتبی یا Ù…ØÙ…دبن ØÙ†Ùیه رجوع کنید به ابن طاووس ØŒ ص 158Ù€159 Ùˆ به نقل از آن مجلسی ØŒ ج 74ØŒ ص 196Ù€197) نیز از جهتی دیگر، Ùˆ نزدیک به همین دلیل ØŒ بر یکتایی خدا استدلال شده است : لازمة وجود همتا برای پروردگار بروز نشانه های قدرت Ùˆ سیطرة آن همتا Ùˆ مشاهدة کارهای او، Ùˆ از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ هیچ چیزی در عالم وجود ندارد Ú©Ù‡ بیرون از انتساب به خدای ÙˆØ§ØØ¯ باشد تا نشانة خدای دیگر تلقی شود (ابن شعبه ØŒ ص 55Ø› نهج البلاغة ØŒ نامة 31ØŒ ص 396). در این میان از هشام بن ØÚ©Ù… ØŒ متکلم بزرگ شیعی Ùˆ از ØµØØ§Ø¨ÛŒØ§Ù† امام صادق Ùˆ امام کاظم علیهماالسلام ØŒ گزارشی موجود است Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ امام صادق در مواجهه با کسی Ú©Ù‡ دلیل نادرستی٠اعتقاد به بیش از یک صانع (ظاهراً مدبّر) را پرسیده بود، بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر اقامة برهان کردند. این برهان ــ Ú©Ù‡ کلینی آن را در باب Â«ØØ¯ÙˆØ« العالم » (ج 1ØŒ ص 80Ù€81) Ùˆ ابن بابویه در «باب الرّد علی الثنویّة Ùˆ الزنادقة » (ص 243Ù€ 244) آورده ــ با توجه به کاربرد وص٠«زندیق » برای مناظره کننده ØŒ ظاهراً در نقد اعتقادات مجوس Ùˆ مانویان ØŒ Ú©Ù‡ به دو مدبّر معتقد بودند، Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است ولی به دلیل Ø§ØØªÙˆØ§ بر چندین نکته ØŒ Ù…ØÙ„ توجه Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ØØ¯ÛŒØ« قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØ¯ÛŒØ« در Ø¨ØØ« خداشناسی متضمن سه موضوع است (صدرالدین شیرازی ØŒ قسم 1ØŒ ص 34) Ú©Ù‡ موضوع توØÛŒØ¯ در آن ØŒ در سه Ùقره بیان شده است : Ùقرة اول در نقد ÙØ±Ø¶ دو مدبّر است ØŒ با این بیان Ú©Ù‡ دو خدای مدبّر، Ú©Ù‡ طبعاً باید قدیم Ùˆ ازلی باشند، یا هر دو توانایند یا هر دو ناتوان اند یا یکی از آن دو توانا Ùˆ دیگری ناتوان است ØŒ اگر هر دو توانا باشند، چرا یکی از آن دو دیگری را کنار نمی زند Ùˆ خود به تدبیر عالم نمی پردازد؟ Ùˆ اگر یکی توانا Ùˆ دیگری ناتوان است لازمة آن پذیرش یک خدا (خدای توانا)ست زیرا ناتوانی با خدایی جمع نمی شود. در Ùقرة دوم ØŒ یکدستی عالَم (ائتلا٠امر) دلیل بر یگانگی مدبّر دانسته شده است . در Ùقرة سوم امام بیان کرده است Ú©Ù‡ لازمة هر دو تا بودنی ØŒ وجود یک عامل جداکنندة آن دو از یکدیگر است (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : «ÙÙØ±Ù’جَه »). از طرÙÛŒ این عامل جداکننده ØŒ غیر از آن دو Ùˆ با آن دو است Ú©Ù‡ لازمة آن اعتقاد به سه ØÙ‚یقت خواهد بود. با همین بیان ØŒ لزوم پنج ØÙ‚یقت قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ سر از بی نهایت در Ù…ÛŒ آورد. میرداماد (متوÙÛŒ 1041) در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ بر کاÙÛŒ (ص 184Ù€ 188)ØŒ هریک از سه Ùقرة ØØ¯ÛŒØ« را ناظر به یک برهان دانسته است : برهان اول اینکه اقتضا Ùˆ شرط وجوب ذاتی توانایی مطلق است ØŒ ØØ§Ù„ با ÙØ±Ø¶ وجود دو واجب بالذات (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : دو خدای قوی ) استناد هر موجودی به هریک از این دو ممکن خواهد بود؛ بنابراین ØŒ یا باید هر معلولی را به دو علت نسبت داد یا به ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø±ÙˆÛŒ آورد. هر دو ÙØ±Ø¶ Ù…ØØ§Ù„ است (ظاهراً ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠یا یک خدای قوی Ùˆ یک خدای ضعی٠را بی نیاز از ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ù†Ø³ØªÙ‡ است ). برهان دوم ØŒ تقریری است از آیة 22 سورة انبیاء Ú©Ù‡ طبق آن پیوند استوار همة اجزای عالم با یکدیگر، بنا بر آنچه در قوانین ØÙکْمی ثابت شده ØŒ Ùقط با انتساب به یک ÙØ§Ø¹Ù„ قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª Ùˆ وجود دو ÙØ§Ø¹Ù„ ØØ§ØµÙ„ÛŒ جز اختلال Ùˆ تباهی ندارد. بیان برهان سوم این است Ú©Ù‡ لازمة وجود دو چیز، وجود وجه تمایز آن دو از یکدیگر است وگرنه دو چیز نخواهد بود. از طرÙÛŒ با قبول این دو چیز، ناگزیر از پذیرش موجود سومی هستیم مرکّب از این دو (تعبیر Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » به همین معنا اشاره دارد). این موجود سوم نیز بی نیاز از صانع است ØŒ چون طبق ÙØ±Ø¶ ØŒ دو جزء آن وجوب ذاتی دارند Ùˆ بی نیاز از صانع اند. به این ترتیب ØŒ وجود٠یک ØÙ‚یقت٠قدیم٠سوم نیز اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ ما دو ØÙ‚یقت قدیم بود. بر همین قیاس ØŒ اگر سه ØÙ‚یقت قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم ØŒ ناگزیر از پذیرش پنج قدیم خواهیم شد Ùˆ این ترتیب٠تسلسلی ادامه Ù…ÛŒ یابد. میرداماد Ø§ØØªÙ…ال داده است Ú©Ù‡ آخرین جملة ØØ¯ÛŒØ« یا در تکمیل همین دلیل یا متضمن استدلال چهارمی باشد (برای بیان این دلیل رجوع کنید به ص 187Ù€ 188). Ù…ØÙ…دباقر مجلسی (متوÙÛŒ 1110) Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† ØØ¯ÛŒØ« پنج وجه را نقل Ùˆ ارائه کرده (ماقیلَ اَوْ یمکن٠ان یقالَ)ØŒ وجه دوم را به همین بیان میرداماد اختصاص داده ولی ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ برای واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 235Ù€236). صدرالدین شیرازی (قسم 1ØŒ ص 34Ù€39) این ØØ¯ÛŒØ« را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ مشتمل بر دو ØØ¬Øª دانسته است : یکی همگانی Ùˆ مشهور (عامّیةٌ مشهوریّة ) Ùˆ دیگری برهانی Ùˆ برای خواص . ÙˆÛŒ Ùقرة نخست را بر ØØ¬Øª اول Ùˆ دو Ùقرة بعدی را بر ØØ¬Øª دوم تطبیق داده است . او بیان کرده Ú©Ù‡ لازمة توانایی ØŒ غلبه Ùˆ سیطره است Ùˆ وجود دو خدا اقتضا Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ هریک بر دیگری سیطره جوید (تداÙÙØ¹ ) Ùˆ این به تباهی Ù…ÛŒ انجامد. در واقع ØŒ نتیجة ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا عدم هر دو است . ادامة Ø¨ØØ« روشن است Ø› خدای ضعی٠خدا نیست Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدای ضعی٠از اساس باطل است Ùˆ ÙØ±Ø¶ سوم نیز نهایتاً به پذیرش خدای یکتا Ù…ÛŒ انجامد. به نظر صدرالمتألهین ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دوم چنان آشکار است Ú©Ù‡ بی نیاز از بررسی بوده است . استدلال دوم بر پایة ÙˆØØ¯Øª عالَم ارائه شده است . در بیان امام صادق آمده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا ــ Ú©Ù‡ در اینجا معطو٠به تدبیر عالَم است (Ø§Ù†Ù‘ÙŽØ§Ù„Ù…Ø¯Ø¨Ù‘ÙØ±ÙŽ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ) ــ سه صورت دارد: یا دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از هر جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند (Ùˆ از جمله در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار)ØŒ یا از هر جهت مختل٠اند یا در برخی جهات Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. بنا بر ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† ØŒ یکسانی کامل به منزلة Ù†ÙÛŒ دو خداست ØŒ چرا Ú©Ù‡ «دو چیز»، باید دست Ú©Ù… در یک جهت با یکدیگر اختلا٠داشته باشند Ùˆ این اختلا٠، بالضروره ØŒ در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار بروز Ù…ÛŒ کند. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯ØªÙ مشهود عالَم ØŒ به معنای پیوند وثیق اجزای آن ØŒ از «یک تدبیر» ØÚ©Ø§ÛŒØª دارد؛ همة اجزای عالم با نظم Ùˆ به هم پیوستگی درونی در کارند Ùˆ شبهة وجود عالمی دیگر، Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© خدایی دیگر باشد، نیز از اساس Ù†Ø§Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†ÛŒ است . ÙˆÛŒ در اینجا به ارسطو نیز ارجاع داده Ú©Ù‡ در پاسخ پرسش از دلیل یکتایی خدا، ÙˆØØ¯Øª عالَم را دلیل بر این ادعا آورده است (در بارة این نظر ارسطو رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 10ØŒ ص 69). آنگاه صورت سوم Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود؛ یعنی ØŒ دو خدا Ú©Ù‡ از جهاتی Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. Ùقرة سوم ناظر به همین صورت است . لازمة دو چیز بودن ØŒ وجود وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ (ÙÙØ±Ø¬Ù‡ ) است Ú©Ù‡ قطعاً باید امری وجودی باشد Ùˆ با همان بیان Ú©Ù‡ در ØØ¯ÛŒØ« آمده ØŒ به ÙØ±Ø¶ سه ØÙ‚یقت قدیم Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ از آن به پنج Ùˆ Ù†ÙÙ‡ Ù…ÛŒ رسد Ùˆ تا بی نهایت ØŒ یعنی بی نهایت وجود ازلی ØŒ پیش Ù…ÛŒ رود. این ØŒ البته Ù…ØØ§Ù„ است . صدرالمتألهین در اینجا نیز شبهه ای را در باب تØÙˆÛŒÙ„ وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ به یک امر ذهنی پیش کشیده Ùˆ Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ پاسخ Ú¯ÙØªÙ‡ است . مجلسی در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ØŒ این بیان را با اندکی تلخیص Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù† یک نکته ØŒ به عنوان وجه سوم آورده است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 236Ù€ 238). مولی Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ù…Ø§Ø²Ù†Ø¯Ø±Ø§Ù†ÛŒ (متوÙÛŒ 1081) در Ø´Ø±ØØ´ بر کاÙÛŒ ØŒ این ØØ¯ÛŒØ« را ØØ§ÙˆÛŒ سه دلیل دانسته است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 43Ù€50). ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ در بارة Ùقرة اول ØŒ به Ø´Ø±Ø ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† نزدیک است Ùˆ Ùقط به این نکته اشاره کرده Ú©Ù‡ مراد از «توانا» برخورداری استقلالی از توانایی کامل است Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ قادر را بی نیاز از شریک Ù…ÛŒ کند Ùˆ طبعاً آن را کنار Ù…ÛŒ زند تا از نقیصة مشارکت به دور مانَد، اما این Â«Ø¯ÙØ¹ »، با ÙØ±Ø¶ برابری دو خدا در توانایی ØŒ دو سویه است Ùˆ معنای آن ناتوانی هریک در برابر دیگری است Ú©Ù‡ خود Ø®Ù„Ø§Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ خواهد بود. بعلاوه ØŒ ÙØ±Ø¶ دو خدای٠هم توان یا به Ù†ÙÛŒ وجود عالم Ù…ÛŒ انجامد یا مستلزم تØÙ‚Ù‚ دو عالَم متضاد Ùˆ ناهمگون است ( رجوع کنید به بخش 2Ø› نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). Ùقرة دوم ØŒ به همان نظریة ÙˆØØ¯Øª عالَم باز Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ گواه بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر است . در Ùقرة سوم ØŒ به اعتقاد مازندرانی ØŒ امام بی آنکه به عالم موجود نظر کند، Ù…ØØ°ÙˆØ± اساسی ÙØ±Ø¶ÛŒØ© دو خدا را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً واژة «ثÙمَّ» را برای Ø§ÙØ§Ø¯Ø© این نکته به کار برده است Ú©Ù‡ این دلیل ØŒ با دو دلیل دیگر، ØªÙØ§ÙˆØª اساسی دارد. میرزا رÙیعا نائینی (متوÙÛŒ 1082) نیز ØØ¯ÛŒØ« را مشتمل بر سه دلیل دانسته است : دلیل اول با توجه به معنای مراد از دو واژة قوی Ùˆ ضعی٠(خدای همه توان٠مستقل ØŒ خدای غیرمستقل با توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯) تقریر شده است Ùˆ آن اینکه ÙØ±Ø¶ دو خدای قوی مشتمل بر تناقض است ØŒ یعنی اثبات ضع٠هر دو خدا. بطلان ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠نیز آشکار است Ùˆ به طریق اَوْلی 'ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠نیز دانسته Ù…ÛŒ شود. دلیل دوم مشتمل است بر بررسی چگونگی انتساب پدیده ها (معلولات ) به دو مدبّر Ùˆ ابطال آن Ø› بدین معنا، Ú©Ù‡ نسبت همة پدیده ها به دو مدبّر یا از هر جهت یکی است Ùˆ امکان صدور هریک از پدیده های عالم از هریک از دو خدا کاملاً یکسان است ØŒ یا از همه جهت Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . در ØØ§Ù„ت اول Ù…ØØ°ÙˆØ±Ø§ØªÛŒ چون ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø ØŒ صدور کار ناروا Ùˆ خلا٠ØÚ©Ù…ت ØŒ نقص Ùˆ عدم رعایت Ù…ØµØ§Ù„Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ùˆ ØØ§Ù„ت دوم مستلزم ناتوانی خداست . دلیل سوم به Ùقرة سوم ØØ¯ÛŒØ« Ùˆ واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » راجع است . در اینجا نیز همان دو ØØ§Ù„ت مذکور در دلیل دوم ØŒ اما از منظری دیگر، Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ بررسی Ù…ÛŒ شود. در ØØ§Ù„ت اول ØŒ Ú©Ù‡ استناد همة پدیده ها به هر دو خدا (مدبّر) ممکن است ØŒ لازم است عاملی وجود داشته باشد Ú©Ù‡ ØÙˆØ²Ø© عمل هر خدا را معیّن کند (ÙØ±Ø¬Ù‡ ) Ùˆ این به منزلة اعترا٠به وجود سه مدبّر است Ú©Ù‡ نهایتاً به تسلسل Ù…ÛŒ انجامد. ابطال ØØ§Ù„ت دوم نیز بی نیاز از استدلال است ( رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 2ØŒ ص 31Ù€34). مجلسی (ج 3ØŒ ص 238Ù€ 240) این بیان را نیز به عنوان وجه چهارم در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« امام صادق نقل کرده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ این تقریر تا اندازه ای دور از ذهن است Ùˆ بعلاوه ØŒ مبتنی بر مقدمات متعددی در علم کلام است . مولی Ù…ØØ³Ù† Ùیض کاشانی (متوÙÛŒ 1091Ø› ج 1ØŒ ص 330Ù€ 331) Ùقرة اول ØØ¯ÛŒØ« را برهانی مبتنی بر سه مقدمه ØŒ Ú©Ù‡ در کتب ØÙکْمی تبیین شده Ùˆ کلام امام متضمن آنهاست ØŒ Ù…ÛŒ داند: یکی اینکه صانع عالم باید در ایجاد Ùˆ تدبیر توانا Ùˆ مستقل باشد، دیگر اینکه یک پدیده را نمی توان به دو پدیدآورندة مستقل نسبت داد، Ùˆ سوم آنکه ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù…ØØ§Ù„ است . با این سه مقدمه ØŒ نادرسـتی ÙØ±Ø¶ دو خـدای مستقـلّ٠توانا اثبات Ù…ÛŒ شود (ظاهراً نادرستی دو صورت دیگر را بی نیاز از بیان دانسته است ). در Ùقرة دوم ØŒ او نیز جهت اصلی بیان امام را یکپارچگی Ùˆ ÙˆØØ¯Øª عالَم ØŒ چونان یک شخص ØŒ Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ از انضمام دو مقدمة دیگر به آن ØŒ یک برهان صورت بسته است . مقدمة نخست اینکه دو چیز٠کاملاً یکسان (متÙقَین٠مÙÙ† کلّ٠جهةÙ) وجود ندارد Ùˆ در واقع یک چیز است ØŒ دوم اینکه برای دو چیز٠کاملاً ناهمسان امکان بروز Ùˆ تدبیر یک امر ÙˆØ§ØØ¯ نیست . او نیز مانند میرداماد، این Ùقره را با استشهاد به ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ دیگر، به آیة 22 سورة انبیاء پیوند Ù…ÛŒ دهد. به نظر Ùیض ØŒ Ùقرة سوم را Ù…ÛŒ توان برهانی مستقل دانست Ùˆ یا آن را، مانند صدرالمتألهین ØŒ تکملة برهان دوم خواند. قاضی سعید قمی (متوÙÛŒ 1107) در Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯Ø§Ù„صدوق (ج 3ØŒ ص 402Ù€ 408)ØŒ پس از نقل عبارات Ùیض کاشانی ــ Ú©Ù‡ بدون ذکر نام ØŒ آن را با عنوان Ø´Ø±Ø Ø¯Ùˆ استاد ØÚ©ÛŒÙ… الاهی معرÙÛŒ کرده ــ Ùˆ نیز مناقشه ای اندک در بارة آن ØŒ اظهار داشته Ú©Ù‡ این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ از آغاز تا انجام ØŒ Ùقط ØØ§ÙˆÛŒ یک برهان است ØŒ با این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ú©Ù‡ Ùقرة اول نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای توانای مستقل را اثبات Ù…ÛŒ کند، از آنرو Ú©Ù‡ به تمانع Ù…ÛŒ انجامد؛ سپس ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠را پیش Ù…ÛŒ کشد Ú©Ù‡ بازگشت آن به قبول آموزة توØÛŒØ¯ است ØŒ آنگاه ÙØ±Ø¶ دو خدای Ø¶Ø¹ÛŒÙ Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. قاضی سعید بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ مراد از ضع٠، در این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ ØªÙˆØ§Ù†Ø§ÛŒÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است در برابر قدرت Ú©Ù‡ به گستردگی Ùˆ اطلاق اشعار دارد. بر این اساس ØŒ به نظر ÙˆÛŒ ØŒ Ùقرة دوم Ùˆ سوم در مقام بررسی Ùˆ نقد همین ÙØ±Ø¶ اخیر است : دو خدا Ú©Ù‡ هریک توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ دارند یا در ØµÙØ§Øª کمالی کاملاً یکسان اند یا کاملاً اختلا٠دارند. اما ÙˆØØ¯ØªÙ درهم تنیدة اجزای عالم ØŒ Ú©Ù‡ با نظر علمی Ùˆ سلوک عقلی اثبات Ù…ÛŒ شود، مانع از نسبت دادن آن به دو یا چند خداست (ÙˆÛŒ بیش از این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù†Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ùˆ گویی این سخن را برای اثبات نادرستی ÙØ±Ø¶Ù دو خدای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ Ú©Ù‡ از همة جهات یکسان اند، کاÙÛŒ دانسته است ØŒ Ú†Ù‡ رسد به دو خدای مختل٠). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ùقرة سوم را ناظر به Ù…ØØ°ÙˆØ± خاص ÙØ±Ø¶ دو Ø®Ø¯Ø§ÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù ناهمسان Ù…ÛŒ داند. نکته ای Ú©Ù‡ قاضی سعید یادآوری کرده ØŒ مراد از واژة «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در این ØØ¯ÛŒØ« است Ú©Ù‡ به امری معقول (امتناع خلا در امور عقلی ) اشاره دارد. چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، مجلسی این ØØ¯ÛŒØ« را نقل کرده است . ÙˆÛŒ پیش از Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« ØŒ گزارشی از مجموعة دلایل توØÛŒØ¯Ù باری (Ù‡ÙØª دلیل ) آورده Ùˆ آنگاه وجوه مختلÙÛŒ را Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ یا Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù†ÛŒ است ØŒ ارائه Ùˆ اشاره کرده است Ú©Ù‡ در بارة هریک از این وجوه مناقشات Ùˆ اشکالاتی وجود دارد ولی برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از درازی سخن به آنها نمی پردازد ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 240). وجه نخست تقریباً همان ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù‚Ø§Ø¶ÛŒ سعید است ØŒ یعنی ØØ¯ÛŒØ« مجموعاً متضمن یک برهان است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 234Ù€ 235). وجه دوم Ùˆ سوم Ùˆ چهارم پیشتر معرÙÛŒ شد، اما وجه پنجم ــ Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الاً از خود اوست ــ ØØ¯ÛŒØ« را متضمن سه دلیل Ù…ÛŒ داند: Ùقرة اول همان برهان تمانع Ùˆ Ùقرة دوم برهان تلازم (ظاهراً منظور او توارد است رجوع کنید به برهان٠تمانع * ) است Ùˆ Ùقرة سوم در مقام ردّ کسانی ØŒ چون مجوس ØŒ است Ú©Ù‡ به دو خدای مجسَّم٠جدا از هم قائل اند، پس باید چیزی ÙØ§ØµÙ„Ø© بین این دو را پر کند (به دلیل اصل امتناع خلا) یا سطØÛŒ جداکنندة آن دو باشد تا دو تا بودن معنا دار شود. در این صورت واژة ÙØ±Ø¬Ù‡ ØŒ در همان معنای اصلی خود به کار Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 240). Ø´Ø§Ø±Ø Ø¯ÛŒÚ¯Ø± این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ سیدنعمت اللّه جزایری (متوÙÛŒ 1112) است . ÙˆÛŒ پس از نقل Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒØ±Ø²Ø§ رÙیعا Ùˆ میرداماد Ùˆ صدرالمتألهین ØŒ بیان میرداماد را پسندیده Ùˆ آن را به گونه ای دیگر تقریر کرده است ( رجوع کنید به ج 2ØŒ ص 31Ù€ 39). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ دانشمند ذوÙنون چند دهة اخیر (متوÙÛŒ 1352 Ø´ )ØŒ با توجه به این نکته Ú©Ù‡ مخاطب اصلی امام در این Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ ÙØ±Ø¯ÛŒ مانوی بوده ØŒ برخی شرØÙ‡Ø§ÛŒ ØØ¯ÛŒØ« را، اگرچه بغایت دقیق است ØŒ برپایة اعتقاد Ùˆ انگیزة مخاطب در این پرسش ØŒ از مقصود اصلی خطاب به دور دانسته است ØŒ اما به نظر Ù…ÛŒ رسد ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÙˆØŒ بیشتر به Ùقرة سوم Ùˆ تعبیر «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در آن باز Ù…ÛŒ گردد، نه همة عبارات ØØ¯ÛŒØ« . او ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ بنا بر عقیدة مانویان ØŒ عالم از دو ØÙ‚یقت جسمانی ØŒ یکی نور Ù…ØØ¶ Ùˆ دیگری ظلمت Ù…ØØ¶ ØŒ پدید آمده است Ùˆ امام بیان کرده اند Ú©Ù‡ لازمة این اعتقاد، وجود ØÙ‚یقتی قدیم است Ú©Ù‡ نه نور Ù…ØØ¶ Ùˆ نه ظلمت Ù…ØØ¶ است Ùˆ با همین بیان بی نهایت ØÙ‚ایق قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود ( رجوع کنید به مازندرانی ØŒ ج 3ØŒ ص 48Ù€49ØŒ تعلیقة شعرانی ). علاوه بر ØØ¯ÛŒØ« ØŒ متون دعایی Ùˆ زیاری شیعی نیز آکنده از مضامین توØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ غالباً معطو٠به جنبه های مختل٠توØÛŒØ¯ عملی Ùˆ عبادی است . 4) در کلام . Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در منابع متقدم کلامی غالباً مشتمل است بر تبیین مراد از ÙˆØØ¯Øª خدا Ùˆ اثبات این ÙˆØØ¯Øª . در باب مراد از ÙˆØØ¯Øª ØŒ بیش از پنج معنا ارائه شده است : 1) جزء نداشتن Ùˆ بخش ناپذیربودن خدا. متکلمان معتزلی (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 185Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241ØŒ به نقل از ابوعلی Ø¬ÙØ¨Ù‘ائی )ØŒ بر خلا٠متکلمان اشعری (برای نمونه رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 168Ù€169)ØŒ ضمن تأکید بر Ù†ÙÛŒ تجزّی در ØÙ‚ متعال ØŒ این معنای ÙˆØØ¯Øª را در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ اند، زیرا به نظر ایشان ØŒ جزء نداشتن وص٠اختصاصی خدا نیست Ùˆ برخی موجودات (مثلاً جوهر Ù…Ù†ÙØ±Ø¯) را نیز Ù…ÛŒ توان به این معنا ÙˆØ§ØØ¯ خواند (نیز رجوع کنید به نیسابوری ØŒ ص 624). متکلمان امامی متقدم به این معنای ÙˆØØ¯Øª اشاره نکرده اند اما به نظر Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ یکی از مرادات Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ همین معناست Ùˆ واژة Â«Ø§ØØ¯Â» در قرآن به آن اشاره Ù…ÛŒ کند. ÙˆÛŒ دلیل این ÙˆØØ¯Øª را طبق روش ØÚ©Ù…ا Ùˆ با استمداد از مضامین قرآنی آورده است (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 29Ù€32). 2) Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… به خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ هر قدیم Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دیگر. این معنای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ØÙ„ تأکید امامیان Ùˆ معتزلیان بوده (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 82 Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ همانجا)ØŒ در آثار متکلمان اشعری باتوجه به مقبولیت نظریة قدمای ثمانیه نزد آنان ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ Ùقط برخی از ایشان (مثلاً ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39Ù€40)ØŒ ضمن اشاره به تأکید معتزلیان بر Ù†ÙÛŒ تعدد قدما، اظهار کرده اند Ú©Ù‡ اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم (به معنای مسبوق به عدم نبودن ) با توØÛŒØ¯ ناسازگار نیست (نیز رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51 Ù€52ØŒ Ú©Ù‡ این نظریة اشعری را با دیدگاه توØÛŒØ¯ÛŒ ناسازگار خوانده است ). 3) Ù†ÙÛŒ شبیه برای خدا در همه یا برخی از ØµÙØ§Øª اختصاصی ربوبی ØŒ Ú†Ù‡ ایجابی Ùˆ Ú†Ù‡ سلبی . در بارة این معنا، Ú©Ù‡ با تعبیرات مختل٠بیان شده ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر هست ØŒ تا بدانجا Ú©Ù‡ به تعبیر قاضی عبدالجبار همدانی (1971ØŒ ص 169) توØÛŒØ¯ عبارت است از علم به ØµÙØ§Øª Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدا Ùˆ اØÚ©Ø§Ù… آن (Ù…Ø§ÛŒÙØªÙŽÙˆØÙ‘Ø¯ÙØ§Ù„له٠بÙÙ‡Ù Ù…ÙÙ†ÙŽØ§Ù„ØµÙ‘ÙØ§ØªÙ الَّتی یختصّ٠بها...). قاسم بن ابراهیم رَسّی (متوÙÛŒ 246)ØŒ از امامان زیدیه ØŒ نیز بیان کرده Ú©Ù‡ خداشناسی دو بعد دارد: اثبات Ùˆ Ù†ÙÛŒ Ú©Ù‡ مراد از این دومی Ù†ÙÛŒ تشبیه است (تشبیه در ذات ØŒ در ØµÙØª Ùˆ در ÙØ¹Ù„ ) Ùˆ توØÛŒØ¯ نیز عبارت است از همین Ù†ÙÛŒ تشبیه (ص 98Ù€99). این معنای ÙˆØØ¯Øª بر پایة ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù„ØºØª شناسان ارائه شده است Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ اند واژة ÙˆØ§ØØ¯ برای بیان Ø§Ù†ØØµØ§Ø± یک ØµÙØª در یک چیز یا شخص ØŒ یا بیان Ù…Ù†ØØµØ± به ÙØ±Ø¯ بودن یک ذات به کار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به راغب اصÙهانی ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»Ø› عسکری ØŒ ص 114). ضمناً همانطور Ú©Ù‡ قاضی عبدالجبار همدانی از ابوهاشم Ø¬ÙØ¨Ù‘ایی نقل کرده ( رجوع کنید به 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241)ØŒ معنای دوم قابل درج درمعنای سوم Ùˆ درØÙ‚یقت یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ آن است . 4) Ù†ÙÛŒ کثرت Ùˆ تعدد. این معنا Ú©Ù‡ گاه از آن به «نÙÛŒ Ø§ÙŽÙØ±Ø§Ø¯Â» تعبیر شده است ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32)ØŒ ناظر به وجه سلبی واژة ÙˆØØ¯Øª Ùˆ پایة استدلالهای کلامی در ردّ آموزه های دوگانه پرستی Ùˆ تثلیث Ùˆ باورهای مشرکانه بوده است . متکلمانی Ú©Ù‡ به این معنای ÙˆØØ¯Øª توجه کرده اند، غالباً ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª ایجابی را در بارة ØµÙØ§Øª خدا آمیخته به تشبیه Ù…ÛŒ دانسته Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±Ù‡Ø§ÛŒ تنزیهی را در این مقام ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒ داده اند، از جمله برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از تلقی ÙˆØØ¯Øª عددی ØŒ این ØªÙØ³ÛŒØ± (ÙˆØØ¯Øª = Ù†ÙÛŒ کثرت ØŒ Ù†ÙÛŒ تعدد) را برگزیده اند. Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ باقلاّ Ù†ÛŒ از این شمارند ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 23Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 49Ù€50). متکلمان امامی نیز تلقی عددی از ÙˆØØ¯Øª را Ù†ÙÛŒ کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 12Ù€13). در برابر، معتزلیان ØŒ جز اندکی ØŒ ØªØµØ±ÛŒØ Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ واژة ÙˆØØ¯Øª برای ØÙ‚ متعال در همان Ù…Ùهوم عددی ØŒ یعنی یکی در برابر دو تا Ùˆ چند تا، به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ بر پایة همان Ù…Ùهوم نیز دو یا چند خدایی رد شده است ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 242). 5) Ù†ÙÛŒ شریک ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر عالم Ùˆ Ú†Ù‡ در پرستش (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ همانجا؛ ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39). به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ به صورت ایجابی نیز ارائه شده است ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 797)ØŒ بر پایة مضامین Ùˆ نصوص قرآنی Ùˆ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ùˆ ØØ§Ú©ÛŒ از گستره Ùˆ ابعاد آموزة توØÛŒØ¯ در اسلام است . معانی دیگری نیز برای ÙˆØØ¯Øª Ùˆ توØÛŒØ¯ ذکر شده Ú©Ù‡ مانند معنای اخیر، معر٠مضمون نظری Ùˆ عملی توØÛŒØ¯ در اسلام است . مثلاً، ÙˆØØ¯Øª خدا به معنای آن است Ú©Ù‡ Ùقط خدا پناهگاه انسانهاست (امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 169) یا توØÛŒØ¯ بدان معناست Ú©Ù‡ انسان همة امور را در دست خدا ببیند Ùˆ از همة اسباب Ùˆ وسایط دل بر کَنَد (ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 792). شهرستانی ( نهایة الاقدام ØŒ ص 90) نیز در عبارتی کوتاه ØŒ ÙˆØØ¯Øª خدا را به بخش ناپذیری در ذات ØŒ شبیه نداشتن در ØµÙØ§Øª Ùˆ بی شریک بودن در کارها (به معنایی Ú©Ù‡ اشاعره معتقدند رجوع کنید به ص 54) ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است (نیز رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 751 Ú©Ù‡ این عبارت را از ابن Ùورَک نقل کرده است ). این نکته نیز درخور دقت است Ú©Ù‡ چون معنای ØµÙØªÙ Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» برای خدا، نزد متکلمان ØŒ غالباً معطو٠به سلب Ùˆ تنزیه بوده است ØŒ Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در Ù…Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی Ùˆ معمولاً پس از ØµÙØ§Øª ایجابی Ùˆ کمالی ØŒ چون قدرت Ùˆ علم Ùˆ اراده Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ سمع Ùˆ بصر، Ùˆ در Ø¹ÙØ¯Ø§Ø¯ ØµÙØ§Øª سلبی Ùˆ تنزیهی چون Ù†ÙÛŒ جسم Ùˆ مکان Ùˆ دیده شدن ØŒ آمده است (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› همو، 1422ØŒ ص 185Ø› علم الهدی ØŒ ص 78Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› همو، 1411ØŒ ص 452Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ ص 94Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 31 Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نخستین Ù…Ø¨ØØ« از ÙØµÙ„ تنزیهات ولی Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ بعد از اثبات صانع قرار داده Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39 Ú©Ù‡ به تبَع عضدالدین ایجی ØŒ ص 278ØŒ Ù…Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را در شمار تنزیهات Ùˆ باتوجه به اهمیت موضوع ØŒ در ÙØµÙ„ÛŒ مستقل آورده است ). Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 9) نیز Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را ــ Ú©Ù‡ آن را از جوانب مختل٠(شامل توØÛŒØ¯ ذات ØŒ ØµÙØ§Øª ØŒ خالقیت ØŒ ربوبیت ØŒØØ§Ú©Ù…یت ،طاعت ØŒ تشریع ØŒ عبادت ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª ) بررسی کرده ــ به عنوان نخستین ØµÙØª سلبی (تنزیهی ) شناسانده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ متدیّنان در باب ØµÙØ§Øª کمالی خدا چون علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª ØŒ دست Ú©Ù… در کلیت آن ØŒ اختلا٠ندارند ولی ØµÙØ§Øª سلبی٠تنزیهی Ù…ØÙ„ اختلا٠و منشأ پیدایی ÙØ±Ù‚ Ùˆ مذاهب شده است Ø› ازینرو توØÛŒØ¯ Ùˆ مراد از آن بیش از همة اوصا٠تنزیهی موردتوجه Ùˆ تأکید قرآن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . از مواردخلا٠می توان به ابومنصور ماتریدی (متکلم بزرگ ØÙ†ÙÛŒ ØŒ متوÙÛŒ 333) Ùˆ ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد (متکلم امامی قرن نهم ØŒ متوÙÛŒ 826) اشاره کرد. اولی Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پس از اثبات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± Ùˆ قبل از پرداختن به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª خدا ( رجوع کنید به ص 49) Ùˆ دومی ØµÙØª ÙˆØ§ØØ¯ را جزو ØµÙØ§Øª ثبوتی (به تعبیر خود او: اکرامیات ØŒ در برابر جلالیات Ø› 1380 Ø´ ØŒ ص 203Ù€ 204) آورده است . همچنین برهان آوری بر توØÛŒØ¯ØŒ گاه زیر عناوینی چون «نÙÛŒ الثانی »( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د،1422ØŒ ص 185) Ùˆ «نÙÛŒ التعدد Ùˆ الکثرة » ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 34) صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . دلایل توØÛŒØ¯. استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ مسبوق به پذیرش وجود خداست Ùˆ طبعاً در صورت بندی آن ØŒ غالباً مواجهه با مدعیان Ùˆ معتقدان به دو یا چند خدا در نظر بوده Ùˆ به تعبیر شیخ طوسی ( تمهیدالاصول ØŒ ص 93) نظریة ثنویها Ùˆ مجوس Ùˆ نصارا ابطال Ù…ÛŒ شده است . به همین سبب از قدیمترین زمان ØŒ متکلمان برای Ø¯ÙØ§Ø¹ از آموزة توØÛŒØ¯ Ùˆ اثبات آن ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ به روش Ø®Ùل٠را کارآمدتر از ارائة ادلة اثباتی Ù…ÛŒ دانسته اند. آنان بیشتر٠دلایل توØÛŒØ¯ را با این رویکرد ارائه کرده اند. از نگاهی دیگر، برهانهای توØÛŒØ¯ÛŒ در منابع کلامی ــ Ú©Ù‡ در برخی از آنها Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ Ø´Ø±Ø Ùˆ بسط داده شده (از جمله رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 267Ù€ 328 مشتمل بر چهارده دلیل Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€ 38 مشتمل بر ده دلیل ) ــ سه گونه است : برهانهای عقلی یا مبتنی بر اصول Ùˆ قواعد ØÙکْمی ØŒ برهانهای مبتنی بر روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ برهان مبتنی بر نقل . مجموعة این برهانها معمولاً ناظر به توØÛŒØ¯ در خالقیت Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبیت (تدبیر) است Ùˆ در آنها جنبه های دیگر توØÛŒØ¯ØŒ از جمله توØÛŒØ¯ در عبادت ØŒ کمتر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است Ø› شاید از آنرو Ú©Ù‡ لازمة قطعی Ùˆ بدیهی Ùˆ عملی٠باور به یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر عالم ØŒ هم پرستش این ØÙ‚یقت یکتا Ùˆ هم Ù†ÙÛŒ پرستش غیر اوست . بخشی از این برهانها نیز اساساً در نقد Ùˆ نقض آرا Ùˆ آموزه های ادیان Ùˆ مذاهب Ùˆ ÙØ±Ù‚ (تثلیث ØŒ ثنویت ØŒ دÙیْصانیه ØŒ مقیونیه ØŒ مانویان Ùˆ...) است . برهانهای گونة اول بر پایة ذاتی بودن وجوب وجود در خدا یا قدیم بودن خدا Ùˆ نیز برخی استدلالهای عقلی سامان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است . نوبختی ØŒ متکلم امامی نیمة اول قرن چهارم ØŒ Ú©Ù‡ در اثبات صانع ØŒ برهان وجوب Ùˆ امکان را پیش کشیده ( رجوع کنید به علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 59)ØŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ نیز ØµÙØª وجوب را مبنا قرار داده Ùˆ نشان داده است Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ بیش از یک واجب الوجود یا وقوع ترکیب در آن است Ú©Ù‡ با وجوب وجود سازگار نیست یا عدم تمایز دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از یکدیگر است ØŒ Ú©Ù‡ بازگشت آن به اثبات ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود خواهد بود (همان ØŒ ص 94Ù€95ØŒ باتوجه به Ø´Ø±Ø ). این برهان ØŒ با برخی از تغییرها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ مناقشات ØŒ در آثار سپسین نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ (از جمله رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 196Ù€197 Ú©Ù‡ این استدلال را رد کرده است Ø› شهرستانی ØŒ نهایة الاقدام ØŒ ص 90Ù€91Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 132Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ù€ 250Ø› همو، 1380 Ø´ ØŒ ص 204Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€33Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› لاهیجی ØŒ ص 235Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 14). در منابع ÙلسÙÛŒ نیز به آن توجه کرده اند ( رجوع کنید به بخش 5). تقریر دیگر برهان این است : وجوب وجود ــ Ú©Ù‡ ماهیت واجب چیزی جز آن نیست ــ مقتضی٠تعیّن است ØŒ زیرا نه چیزی بدون تعیّن وجود دارد Ùˆ نه تعیّن Ù…ÛŒ تواند مقدّم بر ماهیت٠واجب باشد از آنرو Ú©Ù‡ Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù دَوْر پیش Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« عامة ÙلسÙÛŒ اثبات شده Ú©Ù‡ اگر تعیّن یک چیز از اقتضائات ماهیت آن چیز باشد، این امر٠متعین (در این Ø¨ØØ« : واجب الوجود)از مقولة نوعÙÙ…Ù†ØØµØ± در شخص خواهدبود( رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 67 Ùˆ 278 Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø¢Ù† در جرجانی ØŒ ج 3ØŒ ص 97Ù€99ØŒ ج 8ØŒ ص 40Ù€41). نکتة مهم در این استدلال ØŒ عدم Ø§Ù„ØªÙØ§Øª آن به خلقت Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت است Ùˆ به عبارت دیگر، این برهان ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شرک نیست ØŒ گرچه این امر از لوازم آن است (Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 11). دو دلیل دیگر نیز برای اثبات ÙˆØØ¯Øª ذات ØŒ با تأکید بر عددی نبودن آن ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکی اینکه وجود نامتناهی تعدد بردار نیست Ùˆ خدا ØÙ‚یقتی نامتناهی است ØŒ دوم اینکه ØµÙØ±Ù’٠الوجود تکرار نمی شود Ùˆ خدا وجود Ù…ØØ¶ Ùˆ منزه از ماهیت است (همان ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€20). قاضی عبدالجبار همدانی (متوÙÛŒ 415) Ùˆ بیشتر متکلمان معتزلی Ùˆ نیز علم الهدی (متوÙÛŒ 436) Ùˆ شماری از امامیان ØŒ از جهت Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ذاتی بر توØÛŒØ¯ استدلال کرده اند، با این بیان : Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ØŒ ØµÙØª ذات است Ùˆ قدیم نمی تواند Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ داشته باشد. ØØ§Ù„ اگر وجود٠قدیم دیگری را علاوه بر خدای قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم آن قدیم نیز باید مبرا از Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ باشد. بعلاوه ØŒ اشتراک این دو در ØµÙØª ذات اقتضا Ù…ÛŒ کندکه دومی نیز برخوردار از همة ØµÙØ§Øª خدایی ØŒ ازجمله قدرت ذاتی ØŒ باشد (پیشتر Ú¯ÙØªÙ‡ شد Ú©Ù‡ متکلمان ØŒ ØµÙØª ÙˆØØ¯Øª را پس از اثبات ØµÙØ§Øª کمالی٠قدرت Ùˆ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ... Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ کرده اند). در این صورت لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ مقدور٠هر دو Ù‚Ø¯ÛŒÙ…Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یک چیز باشد چرا Ú©Ù‡ هر دو، خدایی مستقل Ùˆ همه توان اند. اما یک پدیده (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: مقدور) قابل انتساب به دو پدیدآورنده (قادر) نیست (نظیر Ø¨ØØ« عدم امکان تعلق یک معلول به دو علت ) Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶Ù خدای دوم رد Ù…ÛŒ شود، مگر آنکه قادر Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دوم هیچ تمایزی از قادر اول ــ Ú©Ù‡ وجودش اثبات شده ــ نداشتـه باشـد؛ ایـن یعنـی Ù†ÙÙ€ÛŒ قــادر دوم ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 250Ù€275ØŒ 314Ù€ 318Ø› علم الهدی ØŒ ص 79Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53 Ù€54Ø› امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 195Ù€196 Ú©Ù‡ این دلیل را نقض کرده است ). ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ (ج 4ØŒ ص 35) در تکمیل همین برهان Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ اگر وجود دو قادر مستقل Ùˆ همه توان را بپذیریم ØŒ چون نسبت همة مقدورات به هریک از آن دو مساوی است Ùˆ قطعاً هر مقدوری باید Ùقط به یک قادر منتسب باشد، ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ Ù…ØØ§Ù„ است (نیز رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 278Ù€ 279 Ú©Ù‡ از ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø³Ø®Ù† Ú¯ÙØªÙ‡ است ). برخی متکلمان (از جمله قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 324Ù€ 325Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 133Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38) این نکته را نیز Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ ادعای وجود خدای دوم در کنار خدای اول ØŒ Ú©Ù‡ هیچ وجه تمایزی از او ندارد، با ادعای سه خدا Ùˆ چهار خدا Ùˆ بیشتر تا بی نهایت خدا (یعنی امری Ù…ØØ§Ù„ )ØŒ ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد Ùˆ این خود نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ بسنده کردن به اثبات خدای یکتا، Ú©Ù‡ مقتضای ØØ¯ÙˆØ« عالم Ù…ÛŒ باشد، درست است . برهان دیگر این است Ú©Ù‡ عقل دلیلی برای اثبات خدای دوم ندارد Ùˆ بنابراین ØŒ ØÚ©Ù… به Ù†ÙÛŒ آن Ù…ÛŒ کند زیرا قبول این ادعای بدون دلیل به جهالت Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ Ú†Ù‡ بسا اØÚ©Ø§Ù…ÛŒ نادرست از آن ناشی Ù…ÛŒ شود (قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 326Ù€ 327Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 37Ù€ 38Ø› نیز رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 198 Ú©Ù‡ آن را نقل Ùˆ نقد کرده است ). یک برهان لمّی نیز در این باب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکدستی Ùˆ یکتایی عالم (خَلْق ) از یک پدیدآورنده Ùˆ مدبّر ØÚ©Ø§ÛŒØª Ù…ÛŒ کند. ابومنصور ماتریدی (ص 21Ù€22) با اشاره به عالم طبیعت Ùˆ انتظام امور آن بر این یکدستی تأکید Ùˆ آن را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر دانسته است . به نوشتة امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (ص 197) بسیاری از عالمان اشعری این دلیل را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. قطب الدین شیرازی (بخش 1ØŒ ص 821 Ù€824) نیز این برهان را Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ بیان کرده Ùˆ بر پایة تبیین ÙلسÙÛŒ عالَم ØŒ نه مشاهدة خارجی آن ØŒ نتیجه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ «ذهن سلیم متنبه Ù…ÛŒ شود از شدت ارتباط عالَم ØŒ بعضی به بعض دیگر، بر ÙˆØØ¯Øª خالق آن .» برهانهای گونة دوم ØŒ غالباً با توجه به قدرت ذاتی٠نامتناهی Ùˆ ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± خدا صورت بندی Ùˆ در آنها نشان داده شده Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ خدای دوم ØŒ ناتوانی یا تØÙ‚Ù‚ Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ† مراد Ùˆ خواست یکی از دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یا هر دو آنها Ùˆ نیز بروز ناسازگاری Ùˆ تعارض بین آن دو است Ùˆ اینها Ø®Ùل٠است Ùˆ ØØªÛŒ هماهنگی Ùˆ تواÙÙ‚ کامل دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ با یکدیگر (به تعبیر Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ : Â«Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â» رجوع کنید به ص 20) نیز نشانة ناتوانی است . Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØªØ±ÛŒÙ† Ùˆ مقبولترین صورت این استدلالها برهان٠تمانع است Ú©Ù‡ غالب متکلمان آن را، گاه با برخی مناقشات ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به برهان٠تمانع * ). برهان گونة سوم ØŒ استناد به نقل (سمع ) است . این برهان Ú©Ù‡ از قدیمترین زمان Ù…ØÙ„ توجه دانشمندان٠همة مکاتب Ùˆ مذاهب اسلامی بوده ØŒ بر این پایه استوار است Ú©Ù‡ پس از اقرار به وجود خالق ØŒ به معنای ØÙ‚یقتی متعالی Ú©Ù‡ صÙنع به او منسوب است ØŒ Ùˆ نیز پذیرش درستی٠ادعای شخص یا اشخاصی Ú©Ù‡ پیام آور از سوی آن ØÙ‚یقت اند، اگر آن ØÙ‚یقت ØŒ خود را بر زبان این پیام آوران به یکتایی بشناساند، باید Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ هیچ منع عقلی از پذیرش آن وجود ندارد Ùˆ از نظر منطقی نیز مشکلی (مثلاً Ù…ØØ°ÙˆØ± دَوْر) پیش نمی آید. متکلمان تأکید کرده اند Ú©Ù‡ این برهان ØŒ چون مناقشه پذیر نیست ØŒ از سایر استدلالهای توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ در بارة آنها پاره ای اعتراضات Ùˆ اشکالات Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ ØŒ استوارتر Ùˆ مقبولتر است Ø› ازینرو، گاه آن را با عنوان «اَقوَی الادلّة » (مثلاً علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 97Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251) شناسانده اند Ùˆ ØØªÛŒ از متکلمان معتزلی نقل شده Ú©Ù‡ اثبات عقلانی توØÛŒØ¯ ممکن نیست (به این معنا Ú©Ù‡ دربارة برهانهای عقلی غالباً مناقشه شده است ) Ùˆ تنها دلیل استوار بر یگانگی خدا آیات قرآن است ( رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ،ص 203). با این مقدمه ØŒ آیات متعددی در قرآن هست Ú©Ù‡ ØØ§Ú©ÛŒ از یگانگی آن ØÙ‚یقت متعالی است Ùˆ به تعبیر دقیقتر، از Ù†ÙÛŒ شریک (Ú©ÙÙْو) برای اللّه خبر Ù…ÛŒ دهد. از این شمار است آیات 255 بقره ØŒ 18 آل عمران ØŒ 171 نساء، 11 شوری ' Ùˆ از همه مهمتر سورة اخلاص ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 19Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 50Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 190Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 295ØŒ 328Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 57Ø› متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ ص 67Ù€70Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 134Ù€135Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ همانجا؛ همو، 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251Ø› همو، 1380Ø´ ØŒ ص 203ØŒ 205Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ سدیدالدین ØÙ…صی رازی (همانجا) آیة 22 سورة انبیاء را در عداد آیات گواه بر یگانگی خدا آورده Ùˆ امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (همانجا) نیز به معتزلیان نسبت داده است Ú©Ù‡ این آیه را دلیل نقلی بر یگانگی خدا Ù…ÛŒ دانند، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ آیة مذکور در مقام Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ Ùˆ استدلال است Ùˆ غالب متکلمان ØŒ آن را متضمن برهان تمانع ØŒ نه Ø§ÙØ®Ø¨Ø§Ø± از یکتایی خدا، دانسته اند. نکات دیگر. ابن تیمیّه ØŒ در آثار خود به شیوة Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù† Ù…Ø¨Ø§ØØ« توØÛŒØ¯ در متون کلامی ØŒ اعتراض Ùˆ ادعا کرد Ú©Ù‡ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª متکلمان (معتزلیان Ùˆ اشاعره ) در باب توØÛŒØ¯ هیچ نسبتی با توØÛŒØ¯ÛŒ Ú©Ù‡ پیامبران برای بَلاغ آن برانگیخته شده اند ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 748)ØŒ قرآن یکسر به توØÛŒØ¯ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ ومراد از آن پرستش Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدای یکتاست Ú©Ù‡ اساس دعوت همة پیامبران بوده است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 797ØŒ 799). به Ú¯ÙØªØ© او، توØÛŒØ¯ یک جنبة زبانی دارد (توØÛŒØ¯ القول Ùˆ الرأی ) Ùˆ سورة اخلاص Ú©Ù‡ معادل ثلث قرآن است ØŒ معر٠آن است . جنبة دیگر توØÛŒØ¯ØŒ توØÛŒØ¯ عملی یا توØÛŒØ¯ عبادت است Ú©Ù‡ آن را «توØÛŒØ¯Ø§Ù„قصد Ùˆ الاراده » Ù…ÛŒ نامد، از آنرو Ú©Ù‡ شخص Ù…ÙˆØØ¯ØŒ خدا را با قصد Ùˆ خواست عبادت Ù…ÛŒ کند. به نظر او اسلام بر این دو رکن نظری Ùˆ عملی استوار شده Ùˆ سورة Ú©Ø§ÙØ±ÙˆÙ† ØŒ معر٠همین Ø¨ÙØ¹Ø¯ از توØÛŒØ¯ (توØÛŒØ¯ عبادت ) است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 801 Ù€802). ابن تیمیّه ØŒ بر اساس این دیدگاه ØŒ به نقد Ùˆ ردّ پاره ای از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ Ùˆ آیینهای بومی عبادی Ùˆ غیرعبادی در جوامع اسلامی پرداخت Ú©Ù‡ به سبب خطاهای آشکار Ùˆ ضع٠مبانی Ùˆ روش ناروا، واکنش عالمان مذاهب مختل٠را برانگیخت ( رجوع کنید به ابن تیمیّه * Ø› سَلَÙیه * Ø› وهابیّت * )ØŒ اما تأکید او بر کارکرد Ùˆ نقش مؤثر Ùˆ سازندة توØÛŒØ¯ در زندگی ÙØ±Ø¯ÛŒ Ùˆ اجتماعی Ùˆ لزوم پرداختن به این جنبة توØÛŒØ¯ در آثار کلامی Ùˆ اعتقادی ØŒ بعدها با اقبال روبرو شد Ùˆ ØØªÛŒ منتقدان جدّی ÙˆÛŒ ØŒ از این نظر با او همراه شدند، آثاری نیز با همین رویکرد پدید آمد. در سدة اخیر، شماری از اقدامات ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ù€ اجتماعی در عالم اسلام Ùˆ نیز مبارزات سیاسی در برابر خودکامگیهای داخلی Ùˆ سیطره جوییهای خارجی ØŒ غالباً بر Ù…ØÙˆØ± آموزة توØÛŒØ¯ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ غیرخدا Ùˆ تسلیم Ù…ØØ¶ در برابر او، با تلقیهای گوناگون Ùˆ گاه ناهمساز Ùˆ Ú†Ù‡ بسا ØªØØª تأثیر مکاتب Ùˆ آموزه های غیردینی ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است (برای برخی موارد رجوع کنید به > دایرة المعار٠جهان اسلام آکسÙورد < ØŒ ذیل واژه ). منابع : علاوه بر قرآن Ø› عبدالرØÙ…ان بن ØØ³Ù† آل شیخ ØŒ ÙØªØ المجید: Ø´Ø±Ø Ú©ØªØ§Ø¨ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت 1405/1985Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø§Ù†ÛŒ ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡ التراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…ود شکری آلوسی ØŒ بلوغ الارب ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© اØÙˆØ§Ù„ العرب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بهجة اثری ØŒ بیروت ?( 1314 ) Ø› ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ ابراهیم ØŒ قاهره 1385Ù€1387/ 1965Ù€1967ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د ØÙ…یداللّه ØŒ قونیه 1401/1981Ø› ابن بابویه ØŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ هاشم ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ طهرانی ØŒ قم ?( 1357 Ø´ ) Ø› ابن تیمیّه ØŒ التسعینیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عجلان ØŒ ریاض 1420/1999Ø› همو، مجموع Ø§Ù„ÙØªØ§ÙˆÛŒ ØŒ چاپ مصطÙÛŒ عبدالقادر عطا، بیروت 1421/2000Ø› ابن جوزی ØŒ زادالمسیر ÙÛŒ علم Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن عبدالرØÙ…ان عبداللّه ØŒ بیروت 1407/1987Ø› ابن ØØ¨ÛŒØ¨ ØŒ کتاب Ø§Ù„Ù…ØØ¨Ù€Ù‘ر ØŒ چاپ ایلزه لیشتن شتتر، ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1361/1942ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب المنمّق ÙÛŒ اخبار قریش ØŒ چاپ خورشید اØÙ…د ÙØ§Ø±ÙˆÙ‚ ØŒ ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1384/1964Ø› ابن سعد؛ ابن شعبه ØŒ تØÙ العقول عن آل الرسول ØŒ بیروت 1394/1974Ø› ابن طاووس ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬Ø© لثمرة المهجة ØŒ نج٠1370/1950Ø› ابن عاشور (Ù…ØÙ…دطاهربن Ù…ØÙ…د)ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± Ø§Ù„ØªØØ±ÛŒØ± Ùˆ التنویر ØŒ تونس 1984Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ Ø› ابن قیّم جوزیّه ØŒ اغاثة Ø§Ù„Ù„Ù‡ÙØ§Ù† ÙÛŒ مصاید الشیطان ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عÙÛŒÙÛŒ ØŒ بیروت 1409/1989Ø› همو، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ Ùˆ تصØÛŒØ القواعد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù‚ØµÛŒØ¯Ø© الامام ابن القیم ØŒ چاپ زهیر شاویش ØŒ بیروت 1406Ø› ابن کلبی ØŒ کتاب الاصنام ØŒ چاپ اØÙ…د زکی پاشا، قاهره 1332/1914Ø› ابن منظور؛ ابن میثم ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ابن ندیم Ø› ابن هشام ØŒ مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د Ù…ØÛŒÛŒ الدین عبدالØÙ…ید، قاهره ( 1964 ) ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1404Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ تقریب المعار٠ÙÛŒ الکلام ØŒ چاپ رضا استادی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عبداللّه ازرقی ØŒ کتاب اخبار Ù…Ú©Ø© شرÙهااللّه تعالی Ùˆ ماجاء Ùیها من الا´ثار ØŒ روایة Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن اØÙ…د خزاعی ØŒ در اخبار Ù…Ú©Ø© Ø§Ù„Ù…Ø´Ø±ÙØ© ØŒ ج 1ØŒ غتنغه 1275Ø› علی بن اسماعیل اشعری ØŒ کتاب مقالات الاسلامیّین Ùˆ اختلا٠المصلّین ØŒ چاپ هلموت ریتر، ویسبادن 1400/1980Ø› عبدالملک بن عبداللّه امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ الشامل ÙÛŒ اصول الدین ØŒ بیروت 1420/1999Ø› Ù…ØÙ…دبن طیب باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ الانصا٠Ùیما یجب اعتقاده Ùˆ لایجوز الجهل به ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1407/ 1986Ø› علیرضا برازش ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ø¨ØØ§Ø±Ø§Ù„انوار ØŒ تهران 1372Ù€1373 Ø´ Ø› مرتضی بروجردی ØŒ مستندالعروة الوثقی ØŒ تقریرات درس آیة اللّه خوئی ØŒ ج 4ØŒ قم 1368 Ø´ Ø› عبداللّه بن عمر بیضاوی ØŒ انوار التنزیل Ùˆ اسرار التأویل ØŒ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙ Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± البیضاوی ØŒ مصر 1330ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› اØÙ…دبن علی بیهقی ØŒ تاج المصادر ØŒ چاپ هادی عالم زاده ØŒ تهران 1366Ù€ 1375 Ø´ Ø› مسعودبن عمر ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ ØŒ چاپ عبدالرØÙ…ان عمیره ØŒ قاهره 1409/1989ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370Ù€1371 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…د اعلی بن علی تهانوی ØŒ کتاب Ú©Ø´Ø§Ù Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùنون ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د وجیه Ùˆ دیگران ØŒ کلکته 1862ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1967Ø› علی بن Ù…ØÙ…د جرجانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…ÙˆØ§Ù‚Ù ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بدرالدین نعسانی ØÙ„بی ØŒ مصر 1325/ 1907ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370 Ø´ Ø› نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری ØŒ نورالبراهین ØŒ او، انیس الوØÛŒØ¯ ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªÙˆØÛŒØ¯ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1417Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی ØÙ…صی رازی ØŒ المنقذ من التقلید ØŒ قم 1412Ù€1414Ø› ابوالقاسم خوئی ØŒ البیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ قم 1418Ø› همو، معجم رجال Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« ØŒ بیروت 1403/ 1983ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› دائرة المعار٠الاسلامیة ØŒ قاهره : دارالشعب ØŒ ?( 1969 ) ØŒ ذیل «التوØÛŒØ¯ØŒ علم » (از Ù…ØÙ…دیوس٠موسی )Ø› ØØ³ÛŒÙ† بن Ù…ØÙ…د راغب اصÙهانی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØ±Ø¯Ø§Øª ÙÛŒ غریب القرآن ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د سید کیلانی ØŒ تهران ?( 1332 Ø´ ) Ø› قاسم بن ابراهیم رسی ØŒ «کتاب اصول العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯Â»ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› Ù…ØÙ…د رشیدرضا، ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن الØÚ©ÛŒÙ… الشهیر Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± المنار ØŒ ( تقریرات درس ) شیخ Ù…ØÙ…د عبده ØŒ ج 3ØŒ مصر 1367Ø› Ù…ØÙ…ود Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ المعجم Ø§Ù„Ø§ØØµØ§Ø¦ÛŒ Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم = ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ آماری کلمات قرآن کریم ØŒ مشهد 1366Ù€ 1368 Ø´ Ø› زمخشری Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ الالهیات علی هدی الکتاب Ùˆ السنة Ùˆ العقل ØŒ به قلم ØØ³Ù† Ù…ØÙ…د Ù…Ú©ÛŒ عاملی ØŒ ج 2ØŒ قم 1413Ø› همو، منشور جاوید ØŒ ج 2ØŒ قم 1373 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن اØÙ…د شمس الائمه سرخسی ØŒ کتاب المبسوط ØŒ قاهره ØŒ 1324ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª استانبول ØŒ 1403/ 1983Ø› Ù…ØÙ…دبن عبدالکریم شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ چاپ اØÙ…د Ùهمی Ù…ØÙ…د، قاهره 1367Ù€ 1368/ 1948Ù€1949ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، نهایة الاقدام ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¢Ù„ÙØ±Ø¯ گیوم ØŒ قاهره ( بی تا. ) Ø› لویس شیخو، النصرانیة Ùˆ آدابها بین عرب الجاهلیة ØŒ بیروت 1989Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ : کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ قسم 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› طباطبائی Ø› Ù…ØÙ…دکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ØŒ العروة الوثقی ØŒ بیروت 1404Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ Ø§Ù„Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دباقر موسوی خرسان ØŒ نج٠1386/ 1966Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طبری ØŒ جامع Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³Ù† طوسی ØŒ التبیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¨ÛŒØ¨ قصیر عاملی ØŒ بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب تمهیدالاصول ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ³Ù† مشکوة الدینی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ÙØ¤Ø§Ø¯ عبدالباقی ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡Ø§Ù„تراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…د عبده ØŒ رسالة التوØÛŒØ¯ ØŒ بیروت 1396/1976Ø› ØØ³Ù† بن عبداللّه عسکری ØŒ Ø§Ù„ÙØ±ÙˆÙ‚ اللغویّة ØŒ چاپ ØØ³Ø§Ù… الدین قدسی ØŒ بیروت 1401/1981Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د عضدالدین ایجی ØŒ المواق٠ÙÛŒ علم الکلام ØŒ بیروت : عالم الکتب ØŒ ( بی تا. ) Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ انوار الملکوت ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ÛŒØ§Ù‚ÙˆØª ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د نجمی زنجانی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› همو، کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زادة آملی ØŒ قم 1407Ø› علی بن ØØ³ÛŒÙ† علم الهدی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø¬Ù…Ù„ العلم Ùˆ العمل ØŒ چاپ یعقوب Ø¬Ø¹ÙØ±ÛŒ مراغی ØŒ ( تهران ) 1414Ø› جوادعلی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØµÙ‘Ù„ ÙÛŒ تاریخ العرب قبل الاسلام ØŒ بیروت 1967Ù€ 1978Ø› علی بن ابی طالب (ع )ØŒ امام اول ØŒ نهج البلاغة ØŒ چاپ صبØÛŒ ØµØ§Ù„Ø ØŒ قاهره 1411/1991Ø› مقدادبن عبداللّه ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1405Ø› همو، اللوامع الالهیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ù…Ø¨Ø§ØØ« الکلامیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی قاضی طباطبائی ØŒ قم 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عمر ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ الاربعین ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¬Ø§Ø²ÛŒ سقا، قاهره 1986Ø› همو، Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± الکبیر، او، Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ØŒ بیروت 1421/2000Ø› همو، کتاب Ø§Ù„Ù…ØØµÙ‘ÙŽÙ„ ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† اتای ØŒ قاهره 1411/1991Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن زیاد ÙØ±Ù‘اء، معانی القرآن ØŒ ج 2ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی نجار، مصر 1955ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› علی اصغر Ùقیهی ØŒ وهابیان : بررسی Ùˆ تØÙ‚یق گونه ای در بارة عقاید Ùˆ تاریخ ÙØ±Ù‚Ø© وهابی ØŒ تهران ( 1357 Ø´ ) Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ کتاب الواÙÛŒ ØŒ چاپ ضیاءالدین علامه اصÙهانی ØŒ اصÙهان 1365Ù€1374 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دسعیدبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید قاضی سعید قمی ØŒ Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯ الصدوق ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران ØŒ ج 2ØŒ 1416ØŒ ج 3ØŒ 1419Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§ØµÙˆÙ„ الخمسة ØŒ چاپ سمیر مصطÙÛŒ رباب ØŒ بیروت 1422Ø› همو، المختصر ÙÛŒ اصول الدین ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› همو، المغنی ÙÛŒ ابواب التوØÛŒØ¯ Ùˆ العدل ØŒ ج 4ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دمصطÙÛŒ ØÙ„Ù…ÛŒ Ùˆ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙˆÙØ§ غنیمی ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ قاهره 1965Ø› Ù…ØÙ…ودبن مسعود قطب الدین شیرازی ØŒ درة التاج ØŒ بخش 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د مشکوة ØŒ تهران 1369 Ø´ Ø› کلینی Ø› عبدالرزاق بن علی لاهیجی ØŒ گوهر مراد ØŒ چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی ØŒ تهران 1372 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ماتریدی ØŒ کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ ÙØªØ اللّه خلی٠، استانبول 1979Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ø¨Ù† اØÙ…د مازندرانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ ØŒ مع تعالیق Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ چاپ علی عاشور، بیروت 1421/2000Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ماوردی ØŒ النکت Ùˆ العیون :ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„ماوردی ØŒ چاپ عبدالمقصودبن عبدالرØÛŒÙ… ØŒ بیروت 1412/1992Ø› عبدالرØÙ…ان بن مأمون متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ الغنیة ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1406/ 1987Ø› مجلسی Ø› اØÙ…د مصطÙÛŒ مراغی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„مراغی ØŒ بیروت 1985Ø› المعجم الوسیط ØŒ تألی٠ابراهیم انیس Ùˆ دیگران ØŒ تهران : Ø¯ÙØªØ± نشر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ اسلامی ØŒ 1367Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید، اوائل المقالات ØŒ چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی ØŒ بیروت 1414/1993Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، التعلیقة علی کتاب الکاÙÛŒ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1403Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³Ù† بن باقر نجÙÛŒ ØŒ جواهرالکلام ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø´Ø±Ø§Ø¦Ø¹ الاسلام ØŒ ج 10ØŒ چاپ عباس قوچانی ØŒ بیروت 1981Ø› ØØ³Ù† بن Ù…ØÙ…دنظام الاعرج ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± غرائب القرآن Ùˆ رغائب Ø§Ù„ÙØ±Ù‚ان ØŒ چاپ زکریا عمیرات ØŒ بیروت 1416/1996Ø› سعیدبن Ù…ØÙ…د نیسابوری ØŒ ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ = ( دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن Ù…ØÙ…د النیسابوری ) ØŒ ( قاهره ? 1385/ 1965 ) Ø› آرنت یان ونسینک ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« النبوی ØŒ لیدن 1936Ù€1969Ø› یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ Ø› یعقوبی ØŒ تاریخ Ø› EI 2 , s.v. "Tawh ¦â¤d" (by D. Gimaret); The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Arabian religions" (by Adel Allouche), "Islam: an overview" (by Fazlur Rahman), "Monotheism" (by Theodore M. Ludwig); Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995,s.v. "Tawh ¦â¤d" (by Tamara Sonn); Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , I: Qur'a ¦nwissenschaften, H ¤adit ¢, Geschichte, Fiqh, Dogmatik, Mystik, bis ca. 430 H. , Leiden 1967; Harry Austryn Wolfson, The philosophy of the kalam , Cambridge, Mass. 1976. / ØØ³Ù† طارمی راد / 5) در ÙلسÙÙ‡ . توØÛŒØ¯ خداوند ــ پس از اثبات وجود او، Ú©Ù‡ از نخستین Ù…Ø¨Ø§ØØ« الاهیات به معنای اخص به شمار Ù…ÛŒ رود ــ یکی از مهمترین مسائل در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی است . در تصدیق٠توØÛŒØ¯ ØÙ‚ تعالی Ùˆ اذعان به آن ØŒ میان ØÚ©Ù…ا سازگاری عام Ùˆ کاملی برقرار است ØŒ اما گاهی به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ شیوه های Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ در تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر گزیده اند. این ØªÙØ§ÙˆØª ØØ§Ú©ÛŒ از اختلا٠آرا نیست ØŒ بلکه نشانة توسعه Ùˆ تکمیل روشها Ùˆ وجوه گوناگون٠تØÙ‚یق Ùˆ بررسی در این باب است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). به طور Ú©Ù„ÛŒ مسئلة توØÛŒØ¯ در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی از سه جهت بررسی شده است : توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ . توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ عبارت است از یگانگی (ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª ) Ùˆ بساطت (Ø§ØØ¯ÛŒØª ) ذات خداوند. یگانگی خداوند ناظربه تنزیه او از هرگونه شریک Ùˆ Ù…ÙØ«Ù„ Ùˆ مانند است Ùˆ بساطت خداوند ناظر به Ù†ÙÛŒ هرگونه ترکیب Ùˆ ترکّب از ذات اوست ( رجوع کنید به ادامة مقاله Ø› برای آگاهی از اقسام ترکیب وترکّب Ùˆ Ù†ØÙˆØ© بساطت خداوند رجوع کنید به بسیط ومرکّب * ). در راهها Ùˆ شیوه های اثبات توØÛŒØ¯ØŒ چند امر مشترک وجود دارد، از جمله اینکه تقریباً همة ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ØŒ استدلال خود را در اثبات توØÛŒØ¯ به صورت برهان Ø®Ùلْ٠اقامه کرده Ùˆ پیوسته اصل تناهی علل را به عنوان مبنا Ùˆ ÙØ±Ø¶ مسئلة توØÛŒØ¯ در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند، Ú©Ù‡ در اکثر موارد مراد از علل ØŒ علل ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ است . بر اساس اصل مذکور، زنجیرة علل باید به یک علت غیرمعلول منتهی گردد. بنابراین وجود جهان به ضرورت نشانه آن است Ú©Ù‡ یک علت غیرمعلول وجود دارد Ú©Ù‡ جهان معلول اوست . ØØ§Ù„ اگر این علت ØŒ یگانه Ùˆ بی همتا نباشد، ترکیب Ùˆ ترکّب در ذات Ùˆ هویت او، خواه به صورت ترکیب از جنس Ùˆ ÙØµÙ„ Ùˆ خواه به صورت ترکیب از ذات Ùˆ اعراض ØŒ لازم Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ ØŒ اگر این ذات به Ù†ØÙˆÛŒ مرکّب باشد به علتی نیازمند است Ú©Ù‡ این ترکیب را پدید آورد Ùˆ این مستلزم تØÙ‚Ù‚ علتی ورای این علت نهایی است . در این صورت Ø®Ùل٠لازم Ù…ÛŒ آید، یعنی زنجیرة علل غیرمتناهی Ù…ÛŒ شود در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ تناهی علل ØŒ بنا بر استدلالی دیگر، مسلّم گردیده است ( رجوع کنید به تسلسل * ). پس ترکیب در ذات خدا Ùˆ در نتیجه تعدد او (Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯) نیز باطل Ùˆ Ù…ØØ§Ù„ است . به این ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯ اثبات Ù…ÛŒ گردد (Ú©Ùنْدی ØŒ ج 1ØŒ ص 207Ø› ابن سینا، 1363 Ø´ ØŒ ص 5 Ø› ابن رشد، 1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468Ø› صدرالدین شیرازی ØŒ 1378 Ø´ ØŒ ص 31). موضوع توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای تبیین Ùˆ اثبات آن را در سیر تØÙˆÙ„٠اندیشة ØÚ©Ù…ای اسلامی Ù…ÛŒ توان به این Ø´Ø±Ø Ú¯Ø²Ø§Ø±Ø´ کرد: نظریة توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای اثبات آن تا پیش از ابن سینا غالباً بر Ù…ØÙˆØ± ارتباط خدا با جهان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØŒ یعنی ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان از جهت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ او، در نظر بوده است . کندی (ج 1ØŒ ص 207) در رساله ای Ú©Ù‡ در پاسخ به علی بن جَهْم نگاشته ØŒ خدا را به عنوان Ù…ÙØØ¯ÙØ« جهان ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ خوانده Ùˆ برای اثبات این مطلب ØŒ به اقامة استدلال به شیوة مذکور پرداخته است . برای ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1405ØŒ ص 102) نیز اساس تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ØŒ همین رابطة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ خدا نسبت به جهان است . برای تبارشناسی٠این بذل٠توجه ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان به رابطة خدا با جهان در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ù…ÛŒ توان به استشهاد ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا) به Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا اشاره کرد. با توجه به اینکه Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا نوشتة Ùلوطین * (متوÙÛŒ 269 یا 270 میلادی ) است ØŒ شاید بتوان یکی از ریشه های این گرایش ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان را اندیشة Ùلوطین دانست . گر Ú†Ù‡ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 39Ø› همو، 1993ØŒ ص 42ØŒ 45) بنا بر این گرایش ØŒ در اثبات ÙˆØØ¯Øª خدا از برخی معانی ØŒ مانند «اول بودن »، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده ØŒ Ù„Ú©Ù† بر خلا٠Ùلوطین ØŒ رابطة خدا را با جهان همانند رابطة جزء Ùˆ Ú©Ù„ ØŒ Ùˆ نوعی رابطة درونی Ùˆ ØÙ„ولی ندانسته ØŒ بلکه بر تغایر جوهری Ùˆ ذاتی خدا با جهان ØªØµØ±ÛŒØ Ù†Ù…ÙˆØ¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ از ØÛŒØ« وجود نیز خدا را وجودی خاص Ùˆ متمایز Ùˆ از این جهت نیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» دانسته است . ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 40Ø› همو، 1993ØŒ ص 42Ù€43) یگانگی خداوند را از راههای دیگری نیز اثبات کرده است ØŒ از جمله بر مبنای وصÙ٠«تام بودن » خداوند. به نظر ÙˆÛŒ اگر خداوند همنوعی داشته باشد، این نشانة نقص اوست ØŒ زیرا بنا بر قاعده ای Ú©Ù„ÛŒ ØŒ تام عبارت است از چیزی Ú©Ù‡ نمی توان خارج از وجود ÙˆÛŒ ØŒ همنوعی برای آن ÛŒØ§ÙØª Ø› Ú†Ù‡ آن همنوعْ جوهر باشد Ú†Ù‡ عرض ØŒ جسم باشد یا غیرجسم . بعلاوه ØŒ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 41Ù€ 43Ø› همو، 1993ØŒ ص 43Ù€44) انکار توØÛŒØ¯ را مناÙÛŒ منزه بودن خدا از نقص Ùˆ ضد دانسته است . بدین ترتیب ØŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ علاوه بر ارتباط خدا Ùˆ جهان ØŒ برخی اوصا٠و ویژگیهای خداوند را نیز ملاک اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª او قرار داده است . در عین ØØ§Ù„ شیوة ÙˆÛŒ از تمرکز بر رابطة خدا با جهان بیرون نیست . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 2) «واجب الوجود بالذات » را به صورت اصلیترین تعبیری Ú©Ù‡ مبیّن ذات الاهی باشد، به کار برده است . واجب الوجود بالذات یعنی موجودی Ú©Ù‡ عدم آن به هر Ù†ØÙˆ Ù…ØØ§Ù„ است . در ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن سینا، تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر اساس همین معنا Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. ÙˆÛŒ (1363 Ø´ ØŒ ص 4Ù€ 5Ø› همو، 1376 Ø´ ØŒ ص 60) نیز همانند ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پیش از خود، ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود بالذات را از طریق برهان خل٠اثبات کرده ولی ØŒ تکیة او بر این نکته است Ú©Ù‡ خود معنا Ùˆ ØÙ‚یقت واجب الوجود بالذات ØŒ مبیّن اصل توØÛŒØ¯ است ØŒ Ùˆ Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯ با توجه به معنای واجب الوجود بالذات ØŒ مستلزم خل٠و تناقض است Ø› چرا Ú©Ù‡ لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ واجب الوجود بالذات ØŒ واجب الوجود بالذات نباشد. در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ در ÙÙ„Ø³ÙØ© کندی یا ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ معمولاً امر Ù…ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ از ÙØ±Ø¶ تعدد خدا لازم Ù…ÛŒ آید، متوجه معنای اولیت ØŒ Ù…ØØ¯ÙØ« بودن Ùˆ یا تقدم خدا نسبت به خلق Ùˆ جهان است . یکی از کوتاهترین استدلالهای ابن سینا (1376 Ø´ ØŒ ص 58 Ù€ 59Ø› نیز رجوع کنید به همو، 1403ØŒ ج 3ØŒ ص 40Ù€47) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ú©Ù‡ به اصل «نÙÛŒ ترکیب » (بساطت ) در ذات باری باز Ù…ÛŒ گردد، این است Ú©Ù‡ کثرت واجب الوجود در هر صورت مستلزم یک Ù†ØÙˆ انقسام در معنای واجب الوجود است . این انقسام به یکی از دو صورت ممکن است Ùˆ وجه دیگری قابل ÙØ±Ø¶ نیست : 1) انقسام جنس با ÙØµÙˆÙ„ ØŒ 2) انقسام نوع با اعراض . در صورت اول اگر واجب الوجود معنایی جنسی باشد، برای تØÙ‚Ù‚ نیازمند ÙØµÙ„ خواهدبود، چون ÙØµÙ„ همیشه سبب تØÙ‚Ù‚ جنس است (مثل ÙØµÙ„ ناطق برای ØÛŒÙˆØ§Ù† ). چنین نیازی برای معنای وجوب وجود Ù…ØØ§Ù„ است ØŒ زیرا وجوب وجود به معنای ÙØ¹Ù„یت Ù…ØØ¶ Ùˆ تأکّد Ùˆ شدت وجود است . در این صورت چگونه ممکن است واجب الوجود بالذات در وجود Ùˆ تØÙ‚Ù‚ نیازمند غیر باشد؟ صورت دوم بر اساس این ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ ØªÙØ§ÙˆØª بین دو واجب الوجود در اعراض آنها باشد. در این صورت عرض نمی تواند ناشی از ذات واجب الوجود باشد، چون اگر چنین باشد نظر به اینکه ØÙ‚یقت٠وجوب وجود در هر دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یکسان است ØŒ باید اعراض این دو نیز یکسان شود. بدین ترتیب ØŒ دلیل Ùˆ سببی برای تعدد Ùˆ تکثر آنها باقی نخواهد ماند. اگر Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ این اعراض سببی غیر از ذات واجب الوجود داشته باشد، پس واجب الوجود در تشخص Ùˆ تمایزش نیازمند غیر است Ùˆ این نیازمندی با معنای وجوب وجود سازگار نیست . تعبیر واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ به شیوة استدلالی ابن سینا، پس از ÙˆÛŒ رواج ÛŒØ§ÙØª ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ علاوه بر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† ØŒ اکثر متکلمان شیعی نیز همان روش را به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به سهروردی ØŒ ج 1ØŒ ص 35ØŒ 392Ù€393Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ص 35Ø› میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 267). ابن رشد (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 463Ù€464) اشکال غزالی را بر استدلال ابن سینا مردود دانسته Ùˆ در عین ØØ§Ù„ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ بیان ابن سینا چیزی نزدیک به برهان است Ùˆ به دلیل نقصی Ú©Ù‡ دارد ÙØ§Ù‚د ارزش Ùˆ اعتبار برهان است Ø› ازینرو، تقریر دیگری از این برهان ارائه کرده است . بنا بر تقریر ابن رشد از برهان مذکور (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468)ØŒ برای تعدد واجب الوجود، Ù…ÛŒ توان سه ÙØ±Ø¶ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯: 1) تغایر این دو واجب الوجود در عدد، یعنی دو ÙØ±Ø¯ از یک نوع باشند؛ 2) ØªÙØ§ÙˆØª آنها نوعی باشد Ùˆ معنای واجب الوجود در آن دو به صورت جنس مشترک باشد؛ 3) ØªÙØ§ÙˆØª این دو واجب الوجود در تقدم Ùˆ تأخر وجودشان باشد، یعنی آنها دو موجود بسیط باشند، همانند عقول Ú©Ù‡ هیچ اشتراک ذاتی ندارند Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª آنها Ùقط در این است Ú©Ù‡ یکی مقدّم Ùˆ دیگری مؤخر است . ابن رشد با رد این سه ÙØ±Ø¶ ثابت Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ واجب الوجود ÙˆØ§ØØ¯ است . در رد ÙØ±Ø¶ اول Ùˆ دوم ØŒ از اصل عدم ترکیب در ذات واجب بهره Ù…ÛŒ جوید Ùˆ در ÙØ±Ø¶ سوم برآن است Ú©Ù‡ چون واجب الوجود باید مقدّم باشد، پس Ù…ØÙ„ÛŒ برای وجوب وجود٠امر متأخر باقی نمی ماند Ùˆ Ùقط آن Ú©Ù‡ مقدّم است Ù…ÛŒ تواند واجب باشد. بنا بر نظر ابن رشد (1402ØŒ ص 65Ù€ 69)ØŒ اثبات توØÛŒØ¯ باید مطابق شرع Ùˆ آنچنانکه در قرآن آمده ØŒ باشد. ÙˆÛŒ با استناد به آیة 22 سورة انبیاء Ùˆ آیة 42 سورة اسراء، Â«ÙˆØØ¯Øª جهان » را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان Ù…ÛŒ داند. از آنجا Ú©Ù‡ جهان واقعیتی ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ اگر بیش از یک Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ داشته باشد، هر آیینه ÙØ§Ø³Ø¯ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ امر ÙˆØ§ØØ¯ نمی تواند از جهت ÙˆØ§ØØ¯ با دو امر متعدد نسبت ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ داشته باشد. در این استدلال ØŒ ÙˆØØ¯Øª جهان امری ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ آشکار تلقی شده Ú©Ù‡ نیازمند دلیل Ùˆ برهان نیست (نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). کلام ابن رشد از ØÛŒØ« تمرکز بر ارتباط خدا با جهان ØŒ بیشتر با نظریات ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© قبل از ابن سینا هماهنگ است ØŒ در عین ØØ§Ù„ چون استدلال ÙˆÛŒ مبتنی بر ÙˆØØ¯Øª جهان است ØŒ نه ØµØ±ÙØ§Ù‹ بر مخلوق بودن جهان Ùˆ خالق بودن خدا، از آنها متمایز است . ÙˆÛŒ بنا بر ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ ØŒ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ را اثبات Ù…ÛŒ کند، نه Ùقط بر اساس تقدم خالق بر مخلوق . سهروردی (همانجاها) با وجود ØªÙØ§ÙˆØª اساسی٠مشرب ÙلسÙÛŒ اش با ابن سینا، استدلال ابن سینا بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª واجب را Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ از تعبیر واجب الوجود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده است ØŒ اما پیوسته بر Ù†ÙÛŒ تمایز ماهیت Ùˆ وجود در ذات واجب Ùˆ اینکه واجب الوجود، وجود صر٠و Ùوق مقوله است ØŒ تأکید دارد. ÙˆÛŒ با تمسک به قاعدة Â«ØµÙØ±Ù’ÙÙØ§Ù„Ø´ÛŒ ء٠لایتثنّی ولایتکرّر» نیز ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود را اثبات کرده است Ø› بدین صورت Ú©Ù‡ اگر واجب الوجود شریک داشته باشد، باید هر یک از دیگری متمایز باشند زیرا لازمة دو چیز بودن تمایز است . پس هیچ کدام ØµÙØ±Ù هستی نخواهند بود، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ واجبْ تعالی ØŒ ØµÙØ±Ù هستی Ùˆ Ù†Ø§Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است Ùˆ صر٠الشی Ø¡ هم تکرارپذیر Ùˆ قابل دو تا شدن نیست . پس واجب الوجود بالذات ØŒ ثانی Ùˆ شریک ندارد (نیز رجوع کنید به میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 266Ù€267Ø› Ùیض کاشانی ØŒ ص 14Ø› سبزواری ØŒ 1416Ù€1422ØŒ ج 3ØŒ ص 510 Ù€512). بدین ترتیب ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد بیان سهروردی در بارة واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بنا بر Ù…Ùهوم واجب الوجود، به شیوة ابن سینا نزدیکتر باشد تا بیان غزالی Ùˆ ابن رشد. سهروردی در ØÚ©Ù…Ø© الاشراق ــ Ú©Ù‡ آن را دقیقاً به مسلک اشراقی نگاشته ــ تعبیر خاص «نورالانوار» را برای خدا به کار برده Ùˆ ÙˆØØ¯Øª خداوند را نیز بر مبنای عدم ترکیب در ذات نور (بساطت نور) ــ Ú©Ù‡ منطبق است با همان اصل عدم ترکّب ØŒ در اندیشة دیگر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ــ اثبات کرده است ( رجوع کنید به مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª ØŒ ج 2ØŒ ص 121Ù€124). شیوة خاص صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 100Ù€104Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 37Ù€ 38) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ مبتنی بر تبیین ØÙ‚یقت وجود است ØŒ زیرا ذات این ØÙ‚یقت مبیّن بساطت Ùˆ Ù…ØØ¶ بودن٠کامل آن است Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت٠صر٠و بسیط ØŒ در واقع Ú©Ù„ اشیا است ØŒ غیری برای این ØÙ‚یقت باقی نمی ماند Ú©Ù‡ بتواند دومی او باشد. همه چیز در این ØÙ‚یقت اÙندÙکاک Ù…ÛŒ یابد. بیان برهانی این شیوه بدین ترتیب است : چون واجب الوجود، منتها Ùˆ غایت هر ØÙ‚یقتی است ØŒ پس وجودش نه متوق٠بر چیزی است Ùˆ نه متعلق به چیزی Ùˆ در واقع «بسیط الØÙ‚یقة » است . این بساطت اقتضامی کندکه هیچ جهت امکانی در او نباشد، زیرا هر وجه امکانی مستلزم ترکیب از وجود Ùˆ ماهیت است ØŒ Ùˆ ÙØ±Ø¯ دوم برای این موجود Ùقط در صورتی قابل ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ هیچ رابطة ذاتی Ùˆ وجودی با او نداشته باشد، چون چنین رابطه ای به معنای علیت یکی نسبت به دیگری است . در این صورت این دیگری واجب الوجود دوم نخواهد بود. Ù†ÙÛŒ رابطة وجودی میان این دو نیز مستلزم آن است Ú©Ù‡ هر یک ÙØ§Ù‚د مرتبة کمال وجودی باشد Ú©Ù‡ دیگری واجد آن است Ùˆ ÙØ§Ù‚د بودن نیز با ØÙ‚یقت Ø¨Ø³ÛŒØ·Ù ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± Ú©Ù‡ Ø¨Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ Ù…ØØ¶ است سازگار نیست Ø› پس ØŒ ÙØ±Ø¶ ÙØ±Ø¯ دوم برای واجب الوجود باطل است . صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 57 Ù€ 94)ØŒ غیر از طریق خاص خویش در اثبات توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ مبتنی بر اصالت وجود Ùˆ بساطت ØÙ‚یقت وجود است ØŒ روش دیگر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© اسلامی را نیز مورد امعان نظر قرار داده است . ÙˆÛŒ در یک دسته بندی Ú©Ù„ÛŒ برهانهای توØÛŒØ¯ را در دو گروه قرار Ù…ÛŒ دهد: 1) آنهایی Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ذات خداوند را اثبات Ù…ÛŒ کنند؛ 2) آنهایی Ú©Ù‡ برای اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª پروردگار٠جهان (إله العالم ) اقامه شده اند. در دستة اول برهانهایی را Ú©Ù‡ مبتنی بر Ù†ÙÛŒ ترکّب از ذات الاهی اند بیان نموده است ØŒ اما سعی کرده استدلال ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† دیگر را با شیوة خاص خود تطبیق دهد Ùˆ اصل بساطت وجود را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ù†Ø¯. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 31Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ) همچنین شیوة دیگری در اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª به کار برده است Ú©Ù‡ دقیقاً به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی باز Ù…ÛŒ گردد. این شیوه نیز مخصوص اوست . ÙˆÛŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª را بر اساس «صمد» بودن خداوند، یعنی بی نیازی ذات الاهی از غیر Ùˆ نیازمندی همه به او، بیان کرده است . این استدلال بر پایة قاعدة «بسیط الØÙ‚یقة Ú©Ù„ الاشیاء Ùˆ لیس بشیی ٠منها» اقامه شده است Ø› ازینرو، در واقع تبیین دیگری از همان شیوة خاص صدرالدین است . دستة دوم استدلالهایی اند Ú©Ù‡ ــ بویژه با استشهاد به همان آیاتی Ú©Ù‡ ابن رشد در اثبات توØÛŒØ¯ در نظر داشت ــ Ú©Ù… Ùˆ بیش همان اصل ابن رشد را Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ سازند مبنی بر اینکه ÙˆØØ¯Øª جهان دلیل بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª خداست . اما صدرالدین شیرازی با انتساب این برهان به ارسطو، ابتدا ÙˆØØ¯Øª جهان را اثبات کرده Ùˆ مانند ابن رشد آن را امری بدیهی تلقی نکرده است . به این صورت Ú©Ù‡ یک Â«ÙˆØØ¯Øª شخصی » Ùˆ یک Â«ÙˆØØ¯Øª طبیعی » برای جهان اثبات Ù…ÛŒ نماید، سپس از این ÙˆØØ¯Øª به ÙˆØØ¯Øª خداوند جهان Ù…ÛŒ رسد. دومین ØªÙØ§ÙˆØª روش ÙˆÛŒ با ابن رشد، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از «اصل تشخص » است . از نظر ÙˆÛŒ تشخص به وجود است Ø› ازینرو، تشخص٠معلول ØŒ وابسته به تشخص علت اوست . بدین ترتیب ØŒ جهان در صورتی واجد ÙˆØØ¯Øª شخصی است Ú©Ù‡ علت آن ØŒ امری ÙˆØ§ØØ¯ باشد. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 29Ù€30) با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از این اصل ØŒ برهان٠اثبات توØÛŒØ¯ را بر اساس اصول ÙÙ„Ø³ÙØ© خویش اثبات Ùˆ درعین ØØ§Ù„ نوع ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ (= جهان ) Ùˆ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ (= خدا) را نیز مشخص کرده است (نیز رجوع کنید به سبزواری ØŒ 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 521 Ù€ 527). صدرالدین شیرازی (1346 Ø´ ØŒ ص 45Ù€46) راه خود را در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ طریقة صدیقین Ùˆ هماهنگ با مسلک اهل ذوق دانسته Ùˆ اظهار کرده Ú©Ù‡ در این طریق ØŒ سالک Ùˆ مسلوک Ùˆ مسلک Ù…ØªØØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ بنا بر آیة Â«Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه٠اَنَّه٠لا اÙÙ„'Ù‡ÙŽ اÙلاّ هو...» (آل عمران : 18)ØŒ این همان برهان ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª بر خویشتن است . توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ یعنی ذات خدا Ùˆ ØµÙØ§Øª ثبوتی کمالی او (از قبیل علم ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قدرت ØŒ اراده Ùˆ مانند اینها) Ùˆ همچنین این ØµÙØ§Øª با یکدیگر، از نظر مصداقی Ùˆ وجودی ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عین یکدیگرند، اگر Ú†Ù‡ Ù…Ùهوم آنها با هم مغایر است . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 19Ù€21Ø› همو، 1364 Ø´ ØŒ ص 600Ù€ 604)ØŒ مانند ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 46Ù€54)ØŒ ÙˆØØ¯Øª عینی Ùˆ مصداقی این ØµÙØ§Øª با یکدیگر را بیان کرده Ùˆ همة آنها را ناشی از مرتبة کامل وجود واجب دانسته است Ø› ازینرو، معتقد است Ú©Ù‡ تعدد Ùˆ تغایر٠مÙهومی آنها موجب پیدایش کثرت در ذات واجب الوجود نیست ØŒ چون هرگاه این معانی Ùˆ ØµÙØ§Øª به Ù†ØÙˆ مطلق Ù„ØØ§Ø¸ شوند، هر یک بر معنایی غیر از دیگری دلالت دارند، اما وقتی در مقایسه با ذات واجب در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شوند Ùˆ معنای وصÙÛŒ خاص آنها در این مورد Ù…Ù„Ø§ØØ¸Ù‡ گردد، در واقع بر یک معنا دلالت دارند Ú©Ù‡ با اعتبارهای مختل٠مشاهده Ù…ÛŒ شود. به نظر ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا؛ نیز رجوع کنید به همو، 1993ØŒ ص 45Ù€46)ØŒ ذات ÙˆØ§ØØ¯ تماماً علم است همانگونه Ú©Ù‡ تماماً قدرت Ùˆ وجود است Ùˆ هیچیک از ØµÙØ§Øª کمالی خاص ØŒ جزئی از واجب الوجود نیست ØŒ بلکه عین آن است . بدین ترتیب ØŒ امکانی برای کثرت در ذات او وجود ندارد Ùˆ ذاتی Ú©Ù‡ کمال بی نهایت است ØŒ نمی تواند ÙØ§Ù‚د این ØµÙØ§Øª باشد بلکه به ضرورت همة این ØµÙØ§Øª در او متØÙ‚Ù‚ است . ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پس از ابن سینا، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را از جهت تعارض٠دیدگاه ÙلاسÙÙ‡ با آرای مشهور کلامی در این زمینه Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). خواجه نصیرالدین طوسی (ص 45Ù€53)ØŒ نظریة اشاعره مبنی بر زائد بودن ØµÙØ§Øª بر ذات را، Ú©Ù‡ منتهی به قبول قدمای هشت گانه Ù…ÛŒ شود، بیان کرده است . از سوی دیگر نظریة معتزله مبنی بر نیابت ذات از ØµÙØ§Øª را آورده Ùˆ قول ÙلاسÙÙ‡ را در مقابل این دو نظریة مشهور کلامی تبیین کرده است . سهروردی (ج 1ØŒ ص 40Ù€41) ثبوت ØµÙØª ØÙ‚یقی برای ØÙ‚ را انکار کرده Ùˆ اثبات ØµÙØª ذاتی برای خداوند را به هیچ وجه ممکن ندانسته است ØŒ زیرا اثبات ØµÙØª برای نورالانوار مبتنی بر یکی از ÙØ±Ø¶Ù‡Ø§ÛŒ چهارگانه است ØŒ Ú©Ù‡ همة آنها در مورد واجب الوجود باطل اند. در صورت ÙØ±Ø¶ ØµÙØª برای واجب الوجود، این ØµÙØª نیز یا خودْ واجب الوجود است یا معلول٠واجب الوجود دیگری است . این دو ÙØ±Ø¶ بنا بر ابطال قول به تعدد واجب الوجود باطل Ù…ÛŒ شود. ÙØ±Ø¶ سوم اینکه ØµÙØª ØŒ معلول٠موجود٠ممکنی است Ú©Ù‡ خود معلول٠واجب الوجود است ØŒ در این صورت نیز Ø§Ù†ÙØ¹Ø§Ù„ واجب از معلول خویش لازم Ù…ÛŒ آید، Ú©Ù‡ بطلان این ÙØ±Ø¶ هم ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . ÙØ±Ø¶ چهارم این است Ú©Ù‡ ØµÙØª برای واجب الوجود به وجوبی از ناØÛŒØ© ذات او ضرورت Ù…ÛŒ یابد؛ یعنی ØŒ واجب الوجود خود این ØµÙØª را بر خویشتن واجب ساخته است . این ÙØ±Ø¶ نیز باطل است ØŒ چون لازم Ù…ÛŒ شود واجب الوجود از جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد Ùˆ هم قابل ØŒ یا هر دو جهت ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ Ùˆ قابلی در او باشد، Ùˆ این خلا٠بساطت واجب الوجوداست ØŒ زیراØÙ‚یقت بسیط نمی توانداز جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد هم قابل . ÙˆÛŒ (ج 2ØŒ ص 124) نیز ØµÙØ§Øª ØÙ‚یقی را در مورد ذات واجب Ù†ÙÛŒ کرده ØŒ ولی اثبات ØµÙØ§Øª کمال را به صورت ØµÙØ§Øª مضا٠(مانند مبدأیت Ùˆ علیت ) Ùˆ سلبی (مانند قدوسیت Ùˆ Ø§ÙŽØØ¯ÛŒØª ) Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است . در باب توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª نیز همة ØµÙØ§Øª اضاÙÛŒ را به Ø§Ø¶Ø§ÙØ© مبدأیت نورالانوار به غیر آن ارجاع داده است . در عین ØØ§Ù„ (همانجا) دو ØµÙØªÙ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª را برای نورالانوار (واجب الوجود بالذات ) ذاتی ØŒ Ùˆ ذات نورالانوار را عین علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª دانسته است . این نظریه با دیدگاه ØÚ©Ù…ای پیشین در اثبات ØµÙØ§Øª ذاتی قرابت زیادی دارد. میرداماد (1367 Ø´ ØŒ ص 255) معنای اضاÙÙ‡ در ØµÙØ§Øª خداوند را کاملاً مردود شمرده Ùˆ تأکید کرده Ú©Ù‡ خود ذات ØŒ ÙÛŒ ØØ¯Ù‘ Ù†ÙØ³Ù‡ Ùˆ بدون در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ† هیچ غیری واجد ØµÙØ§Øª کمال است Ùˆ تقرر این ØµÙØ§Øª در واجب الوجود هیچ نیازی به غیر ندارد. ذات ØŒ خودْ کمال Ù…ØØ¶ است Ùˆ تمامی ØµÙØ§Øª ØŒ منتزع از همین ذات اند. صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 120Ù€ 121Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 38Ù€39) نظر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیش از خود (ابن سینا، ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ Ùˆ شیخ اشراق ) را به اصل اساسی نظریة خود (بسیط الØÙ‚یقة ) برگردانده Ùˆ با آن تطبیق داده است . بنا بر این قاعده ØŒ جز یک وجود Ùˆ یک ØÛŒØ«ÛŒØª در ÙˆØ§ØØ¯ نیست Ú©Ù‡ همان بساطت ØÙ‚یقی Ùˆ صر٠الوجود بودن اوست . این ØÛŒØ«ÛŒØª امری زائد بر ذات نیست بلکه عین ذات Ùˆ هویت واجب الوجود است . صر٠الوجود بودن ØŒ یعنی در بر Ú¯Ø±ÙØªÙ† همة کمالات Ùˆ داشتن تمامت اشیا. در واقع ØŒ امور عدمی Ùˆ نقایص اشیا از صر٠الوجود طرد Ù…ÛŒ شوند، اما هر نوع ØÛŒØ« وجودی Ùˆ کمالی Ú©Ù‡ در اشیا باشد در آن جمع Ù…ÛŒ گردد. بدین ترتیب ØŒ ذات واجب الوجود عبارت است از وجدان همة کمالات Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ این امر همان ذات اوست ØŒ تØÙ‚Ù‚ کثرت در ذات ÙˆÛŒ لازم نمی آید. ویژگی نظر ملاصدرا نسبت به ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیشین ØŒ بیشتر با Ø·Ø±Ø Ù…Ø³Ø¦Ù„Ø© ضرورت ازلی در مورد ØµÙØ§Øª باری روشن Ù…ÛŒ شود. در Ù…ØÙˆØ± اساسی Ø¨ØØ«Ù توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ Ú©Ù‡ یک ذات Ùˆ یک دسته ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شوند، تلقی متکلمان از این ذات ØŒ امری از نوع ماهیت است Ùˆ ازینرو زیادت ØµÙØ§Øª یا نیابت ذات را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. ØØ§Ù„ آنکه صدرالدین شیرازی با ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÛŒÙ†Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª کمال برای وجود Ù…ØØ¶ به ضرورت٠ازلی ØŒ Ùˆ نه ضرورت٠ذاتی ØŒ ثابت اند روشن کرده Ú©Ù‡ مراد از ذات در اینجا به هیچ وجه ماهیت نیست ØŒ بلکه ØÙ‚یقت وجود واجب است Ú©Ù‡ در خارج عینیت دارد Ùˆ صر٠الوجود است . با این بیان٠وی ØŒ نزاع متکلمان در بارة ØµÙØ§Øª Ùˆ مسئلة جمع آن با توØÛŒØ¯ ذات Ú©Ù… وبیش خاتمه Ù…ÛŒ یابد (ابراهیمی دینانی ØŒ ص 91Ù€94Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ). سبزواری (1375 Ø´ ØŒ ص 139Ù€140) در استدلال بر Ù†ÙÛŒ زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ برهانی اقامه کرده Ú©Ù‡ پیش از ÙˆÛŒ در میان ÙلاسÙÙ‡ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ است . به نظر او اگر واجب الوجود در مرتبة ذات خالی از ØµÙØ§Øª باشد (Ú©Ù‡ این معنای٠زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات است )ØŒ در این صورت ØµÙØ§Øª برای ذات٠واجب ضروری نیستند Ùˆ ممکن اند. از آنجا Ú©Ù‡ ذات واجب الوجود، ØÙ‚یقت عینی Ùˆ صر٠وجود است ØŒ در اینجا مراد از امکان ØŒ امکان٠استعدادی است یعنی ذات ØŒ مستعد برای ØµÙØ§Øª است Ø› در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ استعداد ØµØ±ÙØ§Ù‹ برای Ø´ÛŒ Ø¡ مادّی Ù…Ø·Ø±Ø Ø§Ø³Øª ØŒ چون استعداد یعنی قوه ØŒ Ú©Ù‡ مستلزم مادّی بودن٠شی Ø¡ مستعد است . از سوی دیگر، مادّه هرگز بدون صورت تØÙ‚Ù‚ نمی یابد Ùˆ مادّة مقرون به صورت نیز یعنی جسم . بدین ترتیب ØŒ لازمة زائد Ùˆ عارض بودن ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ جسمانی بودن باری تعالی است Ùˆ بطلان این امر ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . نظر ملا عبداللّه زÙنوزی (ص 272Ù€273) در توجیه Ùˆ تبیین چگونگی انتزاع ØµÙØ§Øª متعدد Ùˆ کثیر از امر ÙˆØ§ØØ¯ این است Ú©Ù‡ نسبت اسماءالاهی به وجود صر٠، Ú©Ù‡ همان ØÙ‚یقت واجب است ØŒ از قبیل نسبت ماهیات ممکن به وجودات امکانی است Ø› یعنی ØŒ همانگونه Ú©Ù‡ ماهیات در عالم واقع با وجودهای خاص اشیا ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ùˆ در جهان ذهن با یکدیگر تغایر دارند Ùˆ تکثر Ù…ÛŒ یابند، ØµÙØ§Øª خداوند نیز در وجود عینی ØŒ با صر٠الوجود ÙˆØØ¯Øª دارند Ùˆ در عین این ÙˆØØ¯Øª Ù…ÛŒ توانند با هم تغایر داشته Ùˆ متکثر باشند. بنا بر نظر طباطبائی (ص 285Ù€287) نسبت ذات Ùˆ اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª مانند نسبت ماهیت Ùˆ وجود نیست . ÙˆÛŒ به پیروی از رأی ملاصدرا، مسئلة مصداق ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد را Ù…Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ø®ØªÙ‡ است . مسمّای اسماءالاهی Ú©Ù‡ وجود عینی ØÙ‚ Ùˆ مصداقی برای همه ØµÙØ§Øª کمال است ØŒ یکی است Ùˆ از این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ØŒ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد Ùˆ متکثر Ù…ÛŒ توان انتزاع کرد Ùˆ امکان پیدایش این تکثر Ù…Ùهومی نیز در پرتو جمعیت Ùˆ کمال وجودی این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… Ù…ÛŒ شود. توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ یعنی هیچ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثری جز خدا نیست Ùˆ تمام Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ بی هیچ واسطه ای ØŒ مستند به اویند، بدون اینکه وجود بعضی از موجودات به بعض دیگر استناد داده شود. بنابراین ØŒ صادر اول یا دوم بودن معنا ندارد، بلکه همه از جانب خداوند صادر شده اند. بدین ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯Ù ایجادی به توØÛŒØ¯ وجودی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙØ¹Ù„ به توØÛŒØ¯ ذات منتهی Ù…ÛŒ شود، زیرا ایجاد، ÙØ±Ø¹ وجود است ØŒ Ùˆ مبدأ اثر Ùˆ اثر مبدأ، هر دو وجودند (صدرالدین شیرازی ØŒ 1337Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± اول ØŒ ج 2ØŒ ص 324Ù€325Ø› زنوزی ØŒ ص 269Ù€ 270Ø› سبزواری ØŒ 1357Ø´ ØŒ ص 336Ù€337Ø› همو، 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 621Ù€622Ø› نیز رجوع کنید به جبر Ùˆ اختیار * Ø› کسب * ). ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØÚ©Ù…ت متعالیه ØŒ غالباً این Ø¨ØØ« را با تعابیر Ø¹Ø±ÙØ§ تبیین کرده Ùˆ به شیوه Ùˆ طریقة آنها نزدیک شده اند (همانجاها؛ نیز رجوع کنید به توØÛŒØ¯ در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† ). منابع : ØºÙ„Ø§Ù…ØØ³ÛŒÙ† ابراهیمی دینانی ØŒ اسماء Ùˆ ØµÙØ§Øª ØÙ‚ تبارک Ùˆ تعالی ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› ابن رشد، ØªÙ‡Ø§ÙØª Ø§Ù„ØªÙ‡Ø§ÙØª ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1980Ù€1981 ) Ø› همو، ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن رشد ØŒ 2: کتاب الکش٠عن مناهج الادلة ÙÛŒ عقائد الملّة ØŒ بیروت 1402/1982Ø› ابن سینا، الاشارات والتنبیهات ØŒ مع Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù†ØµÛŒØ±Ø§Ù„Ø¯ÛŒÙ† طوسی Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù‚Ø·Ø¨ الدین رازی ØŒ تهران 1403Ø› همو، الالهیّات من کتاب Ø§Ù„Ø´Ù‘ÙØ§Ø¡ ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ قم 1376 Ø´ Ø› همو، المبدأ Ùˆ المعاد ØŒ چاپ عبداللّه نورانی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› همو، النجاة من الغرق ÙÛŒ Ø¨ØØ± الضلالات ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دتقی دانش پژوه ØŒ تهران 1364 Ø´ Ø› عبداللّه بن بیرمقلی زنوزی ØŒ لمعات الهیّة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ تهران 1355 Ø´ Ø› هادی بن مهدی سبزواری ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§Ø³Ù…Ø§Ø¡ØŒ او، Ø´Ø±Ø Ø¯Ø¹Ø§Ø¡Ø§Ù„Ø¬ÙˆØ´Ù† الکبیر ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› همو، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù†Ø¸ÙˆÙ…Ø© ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ تهران 1416Ù€1422Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª شیخ اشراق ØŒ ج 1 Ùˆ 2ØŒ چاپ هانری کوربن ØŒ تهران 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ الØÚ©Ù…Ø© المتعالیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ø§Ø³ÙØ§Ø± العقلیة الاربعة ØŒ تهران 1337 Ø´ Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› همو، الشواهد الربوبیة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ مشهد 1346 Ø´ Ø› همو، المظاهر الالهیّة ÙÛŒ اسرار العلوم الکمالیّة ØŒ چاپ سیدمØÙ…د خامنه ای ØŒ تهران 1378Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÛŒÙ† طباطبائی ØŒ نهایة الØÚ©Ù…Ø© ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ( قسم الالهیات )ØŒ چاپ Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ قم 1375 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ ØªÙ‡Ø§ÙØª الÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1987 ) Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ کتاب آراء اهل المدینة Ø§Ù„ÙØ§Ø¶Ù„Ø© ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت 1982Ø› همو، کتاب الجمع بین رأیی الØÚ©ÛŒÙ…ین ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت ( بی تا. ) Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1405Ø› همو، کتاب السیاسة المدنیة الملقب بمبادی الموجودات ØŒ چاپ Ùوزی متری نجّار، بیروت 1993Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ اصول المعار٠، چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› یعقوب بن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ کندی ØŒ رسائل الکندی الÙلسÙیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عبدالهادی ابوریده ØŒ قاهره 1369Ù€1372/ 1950Ù€1953Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، تقویم الایمان ØŒ چاپ علی اوجبی ØŒ تهران 1376 Ø´ Ø› همو، کتاب القبسات ØŒ چاپ مهدی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ùˆ دیگران ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ رسالة قواعدالعقائد ØŒ چاپ علی ØØ³Ù† خازم ØŒ لبنان 1413/1992. / جلیله علم الهدی / 6) در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† . نظر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بارة توØÛŒØ¯ مبتنی بر نظریة ÙˆØØ¯Øª وجود Ùˆ نظریة تجلی Ùˆ ظهور نزد ایشان است ( رجوع کنید به تجلّی * Ø› ÙˆØØ¯Øª وجود * Ø› نیز رجوع کنید به ØªÙØ±Ú©Ø© اصÙهانی ØŒ ص 199Ø› ادامة مقاله ). مراد از توØÛŒØ¯ به رغم اختلا٠در تعابیر ونØÙˆØ© ØªÙØµÛŒÙ„ مراتب آن ØŒ عبارت است از Ù†ÙÛŒ وجودهای اعتباری Ùˆ مقید Ùˆ کثیر Ùˆ اثبات وجود ØÙ‚یقی Ùˆ مطلق Ùˆ یگانة ØÙ‚ تعالی از ØÛŒØ« ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ . در عین ØØ§Ù„ باید توجه کرد Ú©Ù‡ نزد Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ØŒ Ù†ÙÛŒ وجود غیرخدا به معنای Ù†ÙÛŒ خلق نیست ØŒ بلکه مراد این است Ú©Ù‡ با مشاهدة وجود ØÙ‚یقی ØŒ از صور جمیع موجودات Ùˆ تعیّنات Ùˆ کثرات آنها، به عنوان موجودات ØÙ‚یقی مستقل Ùˆ قائم به خود، قطع نظر شود، زیرا وجود موجوداتْ اعتباری است Ø› آنها مظاهر ØÙ‚ اند Ùˆ به وجود ØÙ‚ موجود Ùˆ بدون او معدوم اند Ùˆ وجود ØÙ‚یقی Ùقط ØÙ‚ تعالی است . ازینرو Ú¯ÙØªÙ‡ اند توØÛŒØ¯ یکی شدن دو چیز، یا دو وجود را وجود ÙˆØ§ØØ¯ کردن است Ùˆ آن دو چیز ØÙ‚ Ùˆ خلق یا به تعبیر دیگر واجب Ùˆ ممکن اند. توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی ØŒ مشاهدة ØÙ‚ با خلق Ùˆ مشاهدة خلق با ØÙ‚ است ØŒ چنانکه نه ØÙ‚ ØØ¬Ø§Ø¨ خلق شود Ùˆ نه خلق ØØ¬Ø§Ø¨ ØÙ‚ گردد ( رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ ص 119Ù€ 120ØŒ Ø´ 100Ù€102Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1359Ø´ ،ص 149Ø› همو، 1341Ø´ ØŒ ص 179Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 53Ø› آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359Ù€360Ø› همو، 1347ØŒ ص 107Ø› جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€ 42Ø› نیز رجوع کنید به سنایی ØŒ ص 64Ù€66Ø› عطار، ص 206Ø› رجوع کنید به ادامة مقاله ). به Ú¯ÙØªØ© ابن عربی در Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة (Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 446ØŒ Ø´ 382) آنچه ØÙ‚ تعالی بر Ù…ÙˆØØ¯ واجب Ùˆ ضروری Ù…ÛŒ داند این است Ú©Ù‡ خدا را از ØÛŒØ« هویتش یگانه بداند Ùˆ نیز بداند Ú©Ù‡ اگرچه مظاهر متعدد Ùˆ کثیرند، ظاهر (= ØÙ‚ تعالی ) تعدد ندارد Ùˆ یگانه است . Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با نظر به اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات Ùˆ مراتب سیروسلوک ØŒ توØÛŒØ¯ را مقصد اقصا Ùˆ مطلب اعلا دانسته Ùˆ تمام مقامات Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ را، راهها Ùˆ اسباب Ùˆ مقدمات رسیدن به توØÛŒØ¯ نامیده اند (برای نمونه رجوع کنید به پارسا، ص 103ØŒ 146). خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین (ص 135Ù€139)ØŒ در باب دهم از ابواب ده گانة قسم٠نهایات ØŒ Ú©Ù‡ قسم آخر مقامات است ØŒ به بیان توØÛŒØ¯ پرداخته است . بدین ترتیب ÙˆÛŒ توØÛŒØ¯ را آخرین مقام در سیر الی اللّه Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ سالک با Ø·ÛŒ مقامات پیشین بدان نایل Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 143Ø› نیز رجوع کنید به مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453). همچنین به بیان برخی دیگر ( رجوع کنید به پارسا، ص 148Ù€149)ØŒ توØÛŒØ¯ اصل در سلوک است Ùˆ علم معامله (علم اØÚ©Ø§Ù… شرعی Ú©Ù‡ خلق برای نیل به ثواب Ùˆ پاداش بدان دست Ù…ÛŒ یازند، در برابر علم مکاشÙÙ‡ Ø› رجوع کنید به سجادی ØŒ ص 596) جز با تØÙ‚Ù‚ آن تمام نمی گردد. ابن عربی ( ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ ص 203ØŒ Ø´ 289ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ ص 297ØŒ Ø´ 410) Ùˆ برخی از Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ÙˆÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ را همان صراط مستقیم دانسته اند Ú©Ù‡ سالک هدایت به آن را از خداوند Ù…ÛŒ طلبد، زیرا توØÛŒØ¯ طریق سلیم به سوی خدا Ùˆ راه مستقیم خالی از Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù Ùˆ کجی به سوی خشنودی اوست ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 88 Ù€ 89). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (همان ØŒ ص 49ØŒ 64Ù€65ØŒ 101) Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ Ú©Ù„ وجود بر توØÛŒØ¯ واقع Ùˆ مشتمل بر مراتب آن است . تمام موجودات بر ÙØ·Ø±Øª توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ توØÛŒØ¯ØŒ غایت خلقت ایشان است . ØØµÙˆÙ„ دین Ùˆ کمال ØŒ به ØØ³Ø¨ ظاهر Ùˆ باطن موقو٠و منوط به توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی است Ùˆ هد٠بعثت انبیا Ùˆ اولیا علیهم السلام ØŒ اظهار آن Ùˆ دعوت خلق به آن است (نیز رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 8ØŒ ص 99Ù€100ØŒ Ø´ 92Ù€93). در متون Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ برای ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ùˆ بیان ØÙ‚یقت Ùˆ معنای توØÛŒØ¯ مراتبی بر شمرده اند. به تعبیر دیگر Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† توØÛŒØ¯ را ØÙ‚یقت ذومراتب Ùˆ برترین مرتبة ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ را شهادت٠ØÙ‚ تعالی به توØÛŒØ¯ ذاتش دانسته اند. آنها آیة 18 سورة آل عمران (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه أنّه لاإله إلاّ هو) را گواه این نکته Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه ای از توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ ØÙ‚ تعالی را در آن شریکی نیست Ùˆ Ù…Ø¹Ø±ÙØª آن در خزانة غیب Ù…ØÙوظ است ØŒ زیرا تØÙ‚Ù‚ آن جز به Ùنای همه خلق Ùˆ بقای صر٠ØÙ‚ تعالی نیست . پس در این مرتبه ØŒ غیری نیست تا او را بهره ای از آن باشد Ùˆ آنچه شایستة این مقام است به جای آرد (هجویری ØŒ ص 357ØŒ 366Ø› قشیری ØŒ ص 299Ø› انصاری ØŒ ص 137Ù€139Ø› سهروردی ØŒ ص 142Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 376Ù€377ØŒ نیز رجوع کنید به ص 434ØŒ تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ø´ 760Ø› همو، ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 366Ù€367ØŒ Ø´ 302Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 348Ø› پارسا، ص 148). ازینرو شاید بتوان Ú¯ÙØª سخن شبلی ناظر به همین توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ هرگونه اشاره Ùˆ تعبیر از توØÛŒØ¯ را، Ø§Ù„ØØ§Ø¯ Ùˆ شرک Ùˆ ØØ¬Ø§Ø¨ Ùˆ غÙلت نسبت به ØÙ‚ تعالی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙˆÛŒ دانسته است ( رجوع کنید به عزالدین کاشانی ØŒ ص 19). این مرتبه را توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ØŒ توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ رØÙ…انی Ùˆ توØÛŒØ¯ قائم به ازل نامیده اند (انصاری ØŒ ص 137Ù€ 138Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 518Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 463Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19ØŒ 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠؛ پارسا، همانجاها؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). برخی علاوه بر توØÛŒØ¯ ØÙ‚ نسبت به خود، توØÛŒØ¯ دیگری نیز به او نسبت Ù…ÛŒ دهند Ùˆ آن عبارت است از «توØÛŒØ¯ الØÙ‚ للخلق » Ùˆ مراد از آن ØÚ©Ù… ØÙ‚ تعالی است به اینکه بنده Ù…ÙˆØØ¯ است Ø› پس توØÛŒØ¯Ù بنده Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© ØÙ‚ تعالی است (هجویری ØŒ ص 357Ø› قشیری ØŒ همانجا). مراتب دیگر توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† Ø¨Ø±ØØ³Ø¨ مرتبه Ùˆ Ù†ØÙˆØ© Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª Ùˆ ØØ¸Ù‘ Ù…ÙˆØØ¯ از ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ بر شمرده اند عبارت اند از: 1) توØÛŒØ¯ عام یا توØÛŒØ¯ عوام Ú©Ù‡ به زبان شهادت دهند Ú©Ù‡ هیچ خالقی جز خداوند نیست Ùˆ این معنی را به دل نیز تصدیق کنند (هجویری ØŒ همانجا؛ انصاری ØŒ ص 135Ù€136Ø› غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 24Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19Ø› پارسا، ص 141). به تعبیر سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1362 Ø´ ØŒ ص 73ØŒ 80) این مرتبه از توØÛŒØ¯ عبارت است از Ù†ÙÛŒ خدایان مقید Ùˆ بسیار Ùˆ اثبات خدای مطلق Ùˆ یگانه . کسی Ú©Ù‡ در این مرتبه از توØÛŒØ¯ است ØŒ یعنی ØµØ§ØØ¨ عقل (اهل استدلال )ØŒ خلق را ظاهر Ù…ÛŒ بیند Ùˆ ØÙ‚ را باطن . ØÙ‚ نزد او آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن خلق را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ آیینه به سبب چهره Ùˆ صورتی Ú©Ù‡ در آن نمایان Ù…ÛŒ گردد خود در ØØ¬Ø§Ø¨ است Ùˆ دیده نمی شود. به تعبیر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ ورود به اسلام Ùˆ رهایی از شرک جلی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد (انصاری ØŒ ص 136Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 86Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 77). از این مرتبة توØÛŒØ¯ با عناوین دیگری از قبیل توØÛŒØ¯ ایمانی (عزالدین کاشانی Ø› پارسا؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجاها)ØŒ توØÛŒØ¯ قولی (پارسا، ص 142)ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ اهل شریعت ØŒ توØÛŒØ¯ انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ ظاهر (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 70ØŒ 73ØŒ 75Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 83) نیز تعبیر کرده اند. عموم مؤمنان ØŒ شامل اهل تقلید Ùˆ عالمان علوم رسمی (= علوم نقلی Ùˆ علوم عقلی Ø› رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 65)ØŒ در این مرتبه از توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ متصوÙÙ‡ Ùˆ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† نیز به ØÚ©Ù… ایمان با ایشان در این توØÛŒØ¯ مشترک اند Ùˆ تمایز اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† به مراتب٠دیگر٠آن است (غزالی ØŒ رسائل ØŒ ص 63Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 73Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 77Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجا). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «علم الیقین »، Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الشمال » Ùˆ «اسلام » Ú©Ù‡ در قرآن آمده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . 2) توØÛŒØ¯ خاصه یا توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† . بنا بر آنچه در منابع Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ آمده برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بیان توØÛŒØ¯Ù مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† مراتبی ذکر نکرده اند Ùˆ برای تÙکیک توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† از توØÛŒØ¯ عامه به تقسیم دوگانة توØÛŒØ¯ عامه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصه Ø§Ú©ØªÙØ§ شده است . اما برخی دیگر، توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را با توجه به مراتب اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات سالک در نیل به ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ Ø·ÛŒ دو مرتبة توØÛŒØ¯ خاصه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه بیان کرده اند Ùˆ نامهای دیگر نیز برای آنها آورده اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). قول مشایخ متقدم در این باب بیشتر به شیوة اول است ØŒ چنانکه از جنید نقل شده است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ جداکردن قدیم (= ØÙ‚ تعالی ) از ØØ§Ø¯Ø« (= ماسوی اللّه ) است Ùˆ آنگاه از خود دربه در شدن Ùˆ ترک خوشامد خود Ú¯ÙØªÙ† ØŒ تا ØÙ‚ تعالی به جای همه باشد Ùˆ بنده در جریان تصر٠تقدیر ØÙ‚ تعالی Ùˆ مجاری قدرت او، مانند هیکلی بی اختیار Ùˆ بی اراده شود Ùˆ چنان گردد Ú©Ù‡ قبل از ایجاد بوده ØŒ یعنی نیست گردد (ابونصر سَرّاج ØŒ ص 28Ù€29Ø› قشیری ØŒ ص 300Ø› هجویری ØŒ ص 360ØŒ 363). از رÙوَیْم بن اØÙ…د نیز به همین مضمون نقل کرده اند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ Ù…ØÙˆ آثار بشریت Ùˆ تجرد الوهیت است . مراد از Ù…ØÙˆ آثار بشریت این است Ú©Ù‡ بنده ØŒ ÙØ¹Ù„ÛŒ را به خود نسبت ندهد Ùˆ «أنا» نگوید زیرا انّیت از آن خدای تعالی است ØŒ تجرد الوهیت به معنای تنزیه Ùˆ جدا دانستن خداوند از Ù…ØØ¯ÙŽØ«Ø§Øª است (ابونصر سراج ØŒ ص 31Ù€32Ø› قشیری ØŒ ص 303Ø› نیز رجوع کنید به عطار، ص 209Ù€210Ø› مولوی ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± اول ØŒ بیت 3056Ù€3065). عبارت مشهور «التوØÛŒØ¯ اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª » Ú©Ù‡ از مشایخ صوÙیه نقل کرده اند، نیز ناظر به توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† است Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ بنده چیزی را به خود Ùˆ غیرØÙ‚ تعالی نسبت ندهد ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 350) Ùˆ در عین ØØ§Ù„ به آنچه ØÙ‚٠خدا Ùˆ سزاوار اوست ÙˆÙØ§ کند Ùˆ سعی خود را در ادای آن مبذول دارد Ùˆ بداند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù او، به ارادة ØÙ‚ Ùˆ به مقتضای قضای ازلی Ùˆ توÙیق الاهی بوده ØŒ تا از عیب Ú©ÙØ± پاک شود Ùˆ بدین گونه ØÙ‚ Ùˆ Ù…Ù†Ù‘ØªÙ ÙØ¹Ù„Ù ØÙ‚ را نظاره کند، نه خود Ùˆ ÙØ¹Ù„ خود را ( رجوع کنید به Ù…ÙØ³Ù’تَمْلی ØŒ ج 4ØŒ ص 1666Ù€ 1673Ø› پارسا، ص 120ØŒ 164Ù€165Ø› برای اطلاع از اقوال مشابه دیگر رجوع کنید به ابونصر سراج ØŒ ص 28Ø› هجویری ØŒ ص 366Ø› نجم رازی ØŒ ص 269Ù€270ØŒ 335Ù€339Ø› نصیرالدین طوسی ØŒ ص 87 Ù€ 91Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1379 Ø´ ØŒ ص 166Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20). خواجه عبداللّه انصاری (ص 136Ù€137) توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را توØÛŒØ¯Ø®Ø§ØµÙ‡ Ù…ÛŒ نامد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù اهل ØÙ‚ایق است Ùˆ به وسیلة مقامات ØŒ یعنی مکاشÙÙ‡ ØŒ مشاهده ØŒ معاینه ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قبض ØŒ بسط ØŒ سÙکْر، صØÙˆØŒ اتصال Ùˆ Ø§Ù†ÙØµØ§Ù„ ØŒ Ú©Ù‡ در قسم نهم از اقسام ده گانة مقامات سلوک ذکر شده است ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 609Ù€610) تثبیت Ù…ÛŒ گردد. به عبارت دیگر این توØÛŒØ¯ برای کسانی است Ú©Ù‡ اهل این مقامات اند. ÙˆÛŒ Ù…ÛŒ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ¯ در مقام توØÛŒØ¯ØŒ سالک به مقام کش٠ترقی ØŒ Ùˆ از طَور عقل Ùˆ منازعات عقلی به نور کش٠گذر Ù…ÛŒ کند Ùˆ به نور تجلی Ùˆ عیان از طور استدلال Ùˆ تمسک به ادله بی نیاز Ù…ÛŒ شود؛ ازینرو، توØÛŒØ¯ سالک در این مرتبه متوق٠بر دلیل نیست ØŒ زیرا توØÛŒØ¯ اَجلی ' از هر دلیل است Ùˆ نیز در توکل سببی مشاهده نمی کند زیرا به یقین Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ جز خدا مؤثری نیست Ùˆ تأثیر اسباب Ùˆ همة Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ از خداوند است Ùˆ در طلب نجات هیچ واسطه Ùˆ وسیله ای را جز امتثال ÙØ±Ù…ان ØÙ‚ ØŒ Ú©Ù‡ موهبتی از جانب خداست ØŒ معتبر نمی داند. این توØÛŒØ¯ با علم به Ùنا Ùˆ نه با خود Ùنا ØµØØª Ù…ÛŒ پذیرد، چون علم Ùنا با Ùنای در ØØ¶Ø±Øª ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª (= ØØ¶Ø±Øª اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª ) ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ پیش از Ùنای در ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª است Ú©Ù‡ عین جمع است . همچنین این توØÛŒØ¯ با علم جمع Ú©Ù‡ پیش از عین جمع است ØµÙØ§ Ù…ÛŒ پذیرد ( رجوع کنید به تÙÙ„Ùمْسانی ØŒ ج 2ØŒ ص 606ØŒ 608Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 612ØŒ 615Ø› نیز رجوع کنید به روزبهان بَقْلی ØŒ ص 4ØŒ Ø´ 7ØŒ ص 145Ù€147ØŒ Ø´ 284Ù€ 286). همانطور Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ شد، برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† برای توØÛŒØ¯ Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ دو مرتبه ذکر کرده اند: ال٠) توØÛŒØ¯ خاصه Ú©Ù‡ از آن با عناوین توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354)ØŒ توØÛŒØ¯ علمی یا علم الیقین (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی علمی ØŒ توØÛŒØ¯ عینی یا توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عین Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل طریقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 108ØŒ 113) سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه از اوایل مراتب توØÛŒØ¯ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ùˆ Ù…Ø³ØªÙØ§Ø¯ از باطن علم Ùˆ منشأ آن نور مراقبه است (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ø› پارسا، ص 141Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). در این مرتبه از توØÛŒØ¯ØŒ سالک به یقین Ù…ÛŒ داند Ùˆ به چشم بصیرت Ùˆ شهود Ù…ÛŒ بیند Ú©Ù‡ خدا یکی است Ùˆ غیر او در عالم هستی ØŒ وجودی نیست . او موجود ØÙ‚یقی Ùˆ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثر مطلق است Ùˆ تمامی ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ را در ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ او Ù…ØÙˆ Ùˆ ناچیز Ù…ÛŒ بیند Ùˆ هر ذاتی Ùˆ ØµÙØªÛŒ را پرتوی از نور ذات Ùˆ ØµÙØª ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ داند، چنانکه هرکجا علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصری یابد، آن را اثری از آثار علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصر الاهی Ù…ÛŒ داند، ازینرو از اسباب Ùˆ مسبَّبات قطع نظر Ù…ÛŒ کند Ùˆ مقام توکل Ùˆ رضا Ùˆ تسلیم برای او ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ Ù…ØÙ…د جامی ØŒ ص 26Ù€27Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 108Ù€110) در بیان توØÛŒØ¯ خاصه Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه به ØÙ‚یقت هر موجود Ùˆ وجود آن نظر Ù…ÛŒ کند تا بدین Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ هر موجودی از ØÛŒØ« ØÙ‚یقت Ùˆ ذات Ùˆ وجودش ØÙ‚ است Ùˆ از ØÛŒØ« تعین Ùˆ تشخص Ùˆ تقیدش خلق است Ùˆ چون به ØÙ‚یقت اشیا Ùˆ ذرات آنها بدین گونه نظر کرد Ùˆ به این Ù…Ø¹Ø±ÙØª رسید Ú©Ù‡ اصل همه موجودات به ذات ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ بر Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ وجود مطلق یعنی ØÙ‚ تعالی است ØŒ ØÙ‚ را باقی Ùˆ خلق را ÙØ§Ù†ÛŒ Ù…ÛŒ یابد (برای نمونه در ادبیات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ رجوع کنید به عطار، ص 210Ù€212Ø› مولوی ØŒ 1363Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± دوم ØŒ بیت 1345Ù€1350). ÙˆÛŒ در جای دیگر (1347 Ø´ ØŒ ص 113Ø› همو، 1362 Ø´ ØŒ ص 80) Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه ØÙ‚ را ظاهر Ùˆ خلق را باطن Ù…ÛŒ بیند Ùˆ نزد او خلق آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن ØÙ‚ را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ چون ØÙ‚ در آن ظهور دارد، صورت خلق در آن پوشیده است ØŒ چنانکه خود آیینه به واسطة صورتی Ú©Ù‡ در آن ظاهر است دیده نمی شود (نیز رجوع کنید به صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52). بدین ترتیب سالک در این مرتبه به ÙˆØØ¯Øª شهود Ù…ÛŒ رسد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€39). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362Ø´ ØŒ ص 76) توØÛŒØ¯ اهل طریقت را منوط به ØªØØµÛŒÙ„ مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ تخلق به اخلاق الاهی Ùˆ اتصا٠به ØµÙØ§Øª خدا Ù…ÛŒ داند Ùˆ Ù…ÛŒ گوید «عین الیقین »، «ایمان » Ùˆ Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الیمین » Ú©Ù‡ در قرآن ذکر شده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . ب ) توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه (عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، همانجا)ØŒ آخرین مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ú©Ù‡ با عناوین دیگری مانند توØÛŒØ¯ مشاهده (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 355)ØŒ توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ÛŒ (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ù€21Ø› پارسا، ص 144Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ ØÙ‚ÛŒ (آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 78ØŒ به نقل از عزالدین کاشانی Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359)ØŒ توØÛŒØ¯Ù شهودی٠عیانی٠وجدانی٠ذوقی٠یا Ú©Ø´ÙÛŒ (لاهیجی ØŒ ص 268ØŒ 371)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی عملی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عقل Ùˆ عین ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل ØÙ‚یقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 77ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110ØŒ 113) نیز نامیده شده است . غزالی ( کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530) آن را کمال توØÛŒØ¯ دانسته Ù…ÛŒ گوید صوÙیان آن را Ùنای در توØÛŒØ¯ گویند. در این مرتبه ØŒ Ù…ÙˆØØ¯ ÙˆØØ¯Øª Ùˆ کثرت را بدون تزاØÙ…ÛŒ در ØÙ‚ مشاهده Ù…ÛŒ کند Ùˆ غیر از ØÙ‚ تعالی نمی بیند، ØÙ‚ را در خلق Ùˆ خلق را در ØÙ‚ Ù…ÛŒ بیند، بی آنکه مشاهدة یکی ØØ¬Ø§Ø¨ مشاهدة دیگری گردد، بلکه وجود یگانه را از وجهی ØÙ‚ Ùˆ از وجه دیگر خلق Ù…ÛŒ بیند. بدین ترتیب ØŒ به واسطة شهود٠کثرت٠خلقی یگانگی ذات ØÙ‚ تعالی Ú©Ù‡ متجلی در آن مظاهر است ØŒ برای Ù…ÙˆØØ¯ مستور نمی شود. این مرتبه از توØÛŒØ¯ مبتنی بر Ùنای Ù…ØØ¶ Ùˆ به طور Ú©Ù„ÛŒ Ùنای ذات Ùˆ عبور از تمامی مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ نسبتها Ùˆ اعتبارات Ùˆ ØØªÛŒ وجود Ùˆ توابع آن (= ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ) است . بدین معنی است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را ساقط کردن نسبتها (اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ùˆ در این مرتبه هر ذات Ùˆ وجودی غیرØÙ‚ تعالی از نظر ساقط Ù…ÛŒ شود تا سالک به وجود ÙˆØ§ØØ¯ مطلق Ù…ØØ¶ Ùˆ ذات صر٠خالصی Ú©Ù‡ ایجاد هر موجودی به اوست واصل شود (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ù€355Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 27Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 44Ù€ 48Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52 Ù€53Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 76ØŒ 79Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110Ù€113Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 360Ù€ 362Ø› لاهیجی ØŒ همانجاها). همچنین Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ در این مرتبه ØŒ Â«ØØ§Ù„ توØÛŒØ¯Â»ØŒ وص٠لازم Ø°Ø§ØªÙ Ù…ÙˆØØ¯ Ù…ÛŒ شود Ùˆ تمامی ظلمات رسوم وجود او، جز اندکی ØŒ در غلبة اشراق نور توØÛŒØ¯ متلاشی Ù…ÛŒ گردد. Ù…ÙˆØØ¯ در این مرتبه بدانجا Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند نه وص٠خود Ùˆ این دیدن را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند. منشأ این توØÛŒØ¯ نور مشاهده است Ùˆ با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ شرک Ø®ÙÛŒ از میان Ù…ÛŒ رود. برای آدمی مرتبه ای بالاتر از این در توØÛŒØ¯ میسر نیست (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ù€ 22Ø› پارسا، ص 144Ù€145Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78Ù€ 79). در این مرتبه سالک از ÙˆØØ¯Øª شهود به ÙˆØØ¯Øª وجود Ù…ÛŒ رسد Ùˆ Ùنای در توØÛŒØ¯ Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 56). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «عین الیقین »، «ایقان » Ùˆ «سابق مقرّب » را Ú©Ù‡ در قرآن به آنها اشاره شده ØŒ ناظر به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن Ù…ÛŒ داند (نیز رجوع کنید به پارسا، ص 103). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 87 Ù€ 88) مراد٠وی از اینکه توØÛŒØ¯ الوهی (= توØÛŒØ¯ عامه ) را به انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ وجودی (= هر دو مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ) را به اولیا اختصاص داده ØŒ این نیست Ú©Ù‡ انبیا از توØÛŒØ¯ اولیا بی بهره اند یا اولیا نصیبی از توØÛŒØ¯ انبیا ندارند، بلکه انبیا Ùˆ اولیا هر کدام جامع هر دو قسم Ùˆ واجد هر دو مرتبه اند. مراد از این تخصیص این است Ú©Ù‡ در هر یک از ایشان آن قسم توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ ذکر شد غلبه دارد Ùˆ به دعوت به آن مأمورند. انبیا در ظاهر داعی Ùˆ مأمور به توØÛŒØ¯ الوهی اند، اما در باطن Ùˆ اصل ØŒ مرشد Ùˆ آمر به توØÛŒØ¯ وجودی اند. همچنین اولیا اگرچه در باطن مرشد به توØÛŒØ¯ وجودی اند، در ظاهر نیز داعی به توØÛŒØ¯ الوهی اند Ùˆ به جهت پیروی انبیا، هادی به توØÛŒØ¯ الوهی Ùˆ اسوة طریقت انبیاءاند. اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† از وجه دیگری ØŒ برای توØÛŒØ¯ مراتب سه گانة توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را بر شمرده اند. این مراتب با مراتبی Ú©Ù‡ پیشتر ذکر شد متناظر است ØŒ جز اینکه برای سالک در مرتبة اول (= توØÛŒØ¯ خاصه ) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود Ùˆ در انتها (= توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ) توØÛŒØ¯ ذاتی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379Ø´ ال٠، ص 119Ø› آملی ØŒ 1362Ø´ ØŒ ص 79Ù€80Ø› پارسا، ص 104Ø› لاهیجی ØŒ ص 268Ù€ 269). لاهیجی (همانجا) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ را مقام Ù…ØÙˆØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را مقام طَمْس Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را مقام Ù…ÙŽØÙ’Ù‚ Ù…ÛŒ خواند. عبدالرزاق کاشی در تقسیمی دیگر (1379Ø´ ب ØŒ ص 332) توØÛŒØ¯ را بر چهار قسم دانسته است : توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ØŒ توØÛŒØ¯ اسما، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ توØÛŒØ¯ ذات . هریک از سه قسم اول یا علمی است یا ذوقی ØŒ Ú©Ù‡ قسم علمی را بیانی Ùˆ قسم ذوقی را عیانی نیز Ù…ÛŒ گویند. قسم چهارم بر سه نوع است : بیانی ØŒ عیانی Ùˆ ØÙ‚انی ØŒ Ú©Ù‡ به عبارت دیگر همان «علم الیقین »، «عین الیقین » Ùˆ «ØÙ‚ الیقین » است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان ØŒ ص 332Ù€346). سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1347Ø´ ØŒ ص 81 Ù€82) نیز از عبدالرزاق کاشی نقل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ او برای هریک از اقسام ده گانة مقامات ØŒ صورتی از توØÛŒØ¯ را بیان کرده Ú©Ù‡ با وجوه سه گانة خواجه عبداللّه انصاری (ص 135Ù€139) منطبق است . منابع : ØÛŒØ¯Ø±Ø¨Ù† علی آملی ØŒ اسرارالشریعة Ùˆ اطوار الطریقة Ùˆ انوارالØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، کتاب جامع الاسرار Ùˆ منبع الانوار ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1347 Ø´ Ø› همو، المقدمات من کتاب نص النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ÙØµÙˆØµ الØÚ©Ù… لمØÛŒÛŒ الدین ابن العربی ØŒ ج 1ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› ابن عربی ØŒ التجلیات الالهیة ØŒ همراه با تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ùˆ کش٠الغایات ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ø§ Ø§Ú©ØªÙ†ÙØª علیه التجلیات ØŒ چاپ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› همو، Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة ØŒ چاپ عثمان ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ قاهره ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ 1405/ 1985ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ 1397/1977ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ 1398/1978ØŒ Ø³ÙØ± 8 ØŒ 1403/ 1983ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ 1408/1988Ø› ابونصر سراج ØŒ کتاب اللَّمع ÙÛŒ التصو٠، چاپ رینولد آلن نیکلسون ØŒ لیدن 1914ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د انصاری ØŒ کتاب منازل السائرین ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د پارسا، تØÙØ© السالکین ØŒ دهلی ( 1970 ) Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ترکه اصÙهانی ØŒ تمهیدالقواعد ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1381 Ø´ Ø› سلیمان بن علی تلمسانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین الی الØÙ‚ المبین ØŒ چاپ عبدالØÙیظ منصور، تونس 1988ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1371 Ø´ Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د جامی ØŒ نقد النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‚Ø´ Ø§Ù„ÙØµÙˆØµ ØŒ چاپ ویلیام چیتیک ØŒ تهران 1356 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهر جامی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی Ù…ÙˆØØ¯ØŒ تهران 1343 Ø´ Ø› عبداللّه جوادی آملی ØŒ ØªØØ±ÛŒØ± تمهیدالقواعد صائن الدین علی بن Ù…ØÙ…د الترکه ØŒ ( تهران ) 1372 Ø´ Ø› روزبهان بقلی ØŒ کتاب عبهرالعاشقین ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ Ù…ØÙ…د معین ØŒ تهران 1366 Ø´ Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ تعبیرات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› مجدودبن آدم سنایی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة Ùˆ شریعة الطریقة ØŒ چاپ مدرس رضوی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ Ø±Ø´Ù Ø§Ù„Ù†ØµØ§Ø¦Ø Ø§Ù„Ø§ÛŒÙ…Ø§Ù†ÛŒØ© Ùˆ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„ÙØ¶Ø§Ø¦Ø الیونانیة ØŒ ترجمة علی بن Ù…ØÙ…د معین الدین یزدی ØŒ چاپ نجیب مایل هروی ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ صدرالدین قونیوی ØŒ Ù…ÙØªØ§Ø الغیب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1374 Ø´ Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین ØŒ چاپ Ù…ØØ³Ù† Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø±ÙØ±ØŒ قم 1372 Ø´ Ø› همو، لطائ٠الاعلام ÙÛŒ اشارات اهل الالهام ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ تهران 1379 Ø´ ال٠؛ همو، مجموعه رسائل Ùˆ Ù…ØµÙ†ÙØ§Øª ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ رسالة 3: رسالة ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª ØŒ تهران 1379 Ø´ ب Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی عزالدین کاشانی ØŒ Ù…ØµØ¨Ø§Ø Ø§Ù„Ù‡Ø¯Ø§ÛŒØ© Ùˆ Ù…ÙØªØ§Ø Ø§Ù„Ú©ÙØ§ÛŒØ© ØŒ چاپ جلال الدین همایی ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عطار، منطق الطیر: مقامات الطیور ØŒ چاپ صادق گوهرین ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ رسائل الغزالی ØŒ چاپ ریاض مصطÙÛŒ عبداللّه ØŒ رساله 3: رسالة ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ دمشق : دارالØÚ©Ù…Ø© ØŒ ( بی تا. ) Ø› همو، کیمیای سعادت ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† خدیوجم ØŒ تهران 1361 Ø´ Ø› عبدالکریم بن هوازن قشیری ØŒ الرسالة القشیریة ØŒ چاپ معرو٠زریق Ùˆ علی عبدالØÙ…ید بلطه جی ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن ÛŒØÛŒÛŒ لاهیجی ØŒ Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الاعجاز ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ú¯Ù„Ø´Ù† راز ØŒ چاپ کیوان سمیعی ØŒ تهران ?( 1337 Ø´ ) Ø› اسماعیل بن Ù…ØÙ…د مستملی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªØ¹Ø±Ù Ù„Ù…Ø°Ù‡Ø¨ التصو٠، چاپ Ù…ØÙ…د روشن ØŒ تهران 1363Ù€1366 Ø´ Ø› جلال الدین Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د مولوی ØŒ لب لباب مثنوی ØŒ ( به انتخاب ) ØØ³ÛŒÙ† بن علی کاشÙÛŒ ØŒ چاپ نصراللّه تقوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، مثنوی معنوی ØŒ تصØÛŒØ رینولد آلن نیکلسون ØŒ چاپ نصراللّه پورجوادی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د نجم رازی ØŒ مرصادالعباد ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د امین ریاØÛŒ ØŒ تهران 1377 Ø´ Ø› عزیزالدین بن Ù…ØÙ…د نسÙÛŒ ØŒ بیان التنزیل ØŒ چاپ علی اصغر میرباقری ÙØ±Ø¯ØŒ تهران 1379 Ø´ Ø› همو، کش٠الØÙ‚ایق ØŒ چاپ اØÙ…د مهدوی دامغانی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› همو، مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل ØŒ چاپ ماریژان موله ØŒ تهران 1341 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ اوصا٠الاشرا٠، چاپ نجیب مایل هروی ØŒ مشهد ?( 1357 Ø´ ) Ø› علی بن عثمان هجویری ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬ÙˆØ¨ ØŒ چاپ Ùˆ. Ú˜ÙˆÚ©ÙˆÙØ³Ú©ÛŒ ØŒ لنینگراد 1926ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1371 Ø´ . / ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ Ùنا /
">
دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 1ØŒ ص 364Ù€365ØŒ ج 7،ص 303).نامهایی چون عبدشمس ØŒ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ±Ù‘ÙÙ‚ Ùˆ عبدالشارق قرینه ای روشن بر گرایش به پرستش خورشیداست (شیخو، قسم 1ØŒ ص 9Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 55 Ù€56). نهی ØµØ±ÛŒØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† از سجده بر خورشیدوماه نیز نشانة رواج٠باور به خدایی اجرام نورانی آسمانی Ùˆ پرستش آنهاست ( رجوع کنید به ÙØµÙ‘لت :37؛نیز رجوع کنید به نمل : 24Ù€ 25). ØØªÛŒ برخی Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مردم عرب ØŒ Ùˆ بویژه عرب جنوب ØŒ سه جرم آسمانی (ماه Ùˆ خورشید Ùˆ زهره ) را به مثابة نماد یک خانواده (پدر، مادر، ÙØ±Ø²Ù†Ø¯) Ù…ÛŒ پرستیدند Ùˆ نامهای مختل٠بتها نیز به همین سه پدیدة آسمانی ØŒ به اعتبار یکی از اوصا٠آنها، راجع بوده است ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج 6،ص 50 Ù€57؛نیز رجوع کنید به شیخو، قسم 1،ص 8 Ù€11). به پرستش اجرام آسمانی دیگر، از جمله Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ پروین (ثریّا) Ùˆ Ø²ÙØÙ„ Ùˆ دَبَران Ùˆ مریخ ØŒ نیز در منابع اشاره Ùˆ شواهدی برای آن ذکر شده است ØŒ از جمله نامگذاری اشخاص به عبدالثریا Ùˆ عبدالنجم ( رجوع کنید به شیخو، قسم 1ØŒ ص 11Ù€12Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 57 Ù€ 60). تأکید قرآن بر اینکه اللّه ØŒ Ø±Ø¨Ù‘Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' است (نجم : 49) ناظر به همین دیدگاه Ùˆ در مقام Ù†ÙÛŒ آن است ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنانکه اشاره به غروب Ùˆ اÙول پروین ( رجوع کنید به نجم : 1) برای Ù†ÙÛŒ هر گونه تلقی خدایی از آن است ØŒ Ú©Ù‡ برخی قبایل به آن اعتقاد داشتند ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ). گروهی از مردم عرب ØŒ اگرچه Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ ستارگان دیگر را نمی پرستیدند، برای آنها نقش تأثیرگذار قائل بودند Ùˆ بویژه نزول باران را به برآمدن Ùˆ ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† ستارگان (اَنواء * ) نسبت Ù…ÛŒ دادند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 59 Ù€60). پرستش برخی اشیا(موالید) Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª نیز کمابیش شایع بوده است ØŒ مانند پرستش درختی بزرگ به نام «ذات انواط » در منطقة ØÙنَین ØŒ بین Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ طائ٠، Ùˆ درخت خرمای نجران (شیخو، قسم 1ØŒ ص 12Ù€ 13Ø› جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 60Ù€61). به همین قیاس ØŒ خداخواندن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ Ú©Ù‡ مدبّران عالم اند، نیز Ø·Ø±ÙØ¯Ø§Ø±Ø§Ù† Ùˆ پیروانی ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† داشته Ùˆ در چند آیة قرآن به رواج این دیدگاه اشاره Ùˆ بر خطا بودن آن تأکید شده است ( رجوع کنید به آل عمران : 80Ø› نساء: 172Ø› سبأ: 40). کاربرد گستردة واژه عبد (جمع آن : عباد) برای ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه ادعای ربوبیت یا دعوت به عبادت٠خود از سوی آنها (برای نمونه رجوع کنید به زخر٠: 19Ø› نساء: 173) نیز ØØ§Ú©ÛŒ از ریشه دار بودن چنان باوری در آن روزگار است . گزارشهایی از گرایش به پرستش جنّیان ØŒ Ú©Ù‡ موجوداتی نادیدنی اند، نیز وجود دارد ( رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ذیل "Arabian religions" ). از تعبیر قرآن هم این نکته برمی آید ( رجوع کنید به سبأ: 41Ø› اعرا٠: 30Ø› انعام : 100Ø› جنّ: 6) Ùˆ دور نیست Ú©Ù‡ در آیة ششم سورة یس ØŒ نهی از پرستش شیطان به همین تلقی خدایی از جن ناظر باشد. اعتقاد به بتها Ùˆ اجرام آسمانی Ùˆ موالید طبیعت Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان در قالب پرستش بروز کرده بود Ùˆ از این نظر آنها را اÙÙ„'Ù‡ (= معبود؛ رجوع کنید به راغب اصÙهانی Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ ذیل «اَلÙهَ») Ù…ÛŒ نامیدند. آنچه این موجودات را در خور پرستش Ù…ÛŒ کرد، بیش از هر چیز اعتقاد به جایگاه آنها در تدبیر عالم Ùˆ تصر٠در تکوین بود Ùˆ از این نظر به آنها ربّ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به گزارش قرآن از Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ابراهیم با مردم شهرش در سورة انعام : 74Ù€79)ØŒ اما کسی به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ این موجودات ØŒ ØØªÛŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ باور نداشت . در کنار اعتقاد به معبودهای گوناگون ØŒ مردم عرب «اللّه » را نیز Ù…ÛŒ شناختند Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ùˆ همة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به او منسوب است . در بارة مبدأ اشتقاق واژة «اللّه »، معنا Ùˆ موارد کاربرد آن در ادبیات عصر جاهلی ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد (شیخو کوشیده است برای کاربرد این Ù„ÙØ¸ در مجموعة واژگان دینی عرب٠پیش از اسلام ØŒ منشأ نصرانی بیابد رجوع کنید به قسم 2ØŒ ص 158Ù€163Ø› نیز رجوع کنید به اللّه * )ØŒ اما از کاربرد گستردة واژة اللّه در قرآن ØŒ آشنا بودن کامل آن برای مخاطبان قابل دانسته Ù…ÛŒ شود. کاربرد این واژه در قرآن ØØ§Ú©ÛŒ از اعتقاد آنان به یک ØÙ‚یقت متعالی Ùˆ بی مانند است ØŒ Ú©Ù‡ اختصاص به یک قبیله یا منطقه ندارد Ùˆ اوست Ú©Ù‡ همه چیز را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ است . قرآن در قالب چند استÙهام تقریری ( رجوع کنید به عنکبوت : 61Ø› لقمان : 25Ø› زمر: 38Ø› زخر٠: 9ØŒ 87) Ùˆ گزاره های متعدد خبری٠متضمن Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز به اللّه ØŒ بویژه اجرام آسمانی Ùˆ مظاهر اعجاب انگیز طبیعت Ùˆ معبودهای مختل٠آن روزگار (مثلاً خلقت آسمان Ùˆ زمین Ùˆ خورشید Ùˆ ماه Ùˆ شب Ùˆ روز بیش از سی بار، خلقت انسان Ùˆ مراØÙ„ آن بیش از ده بار، خلقت ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان سه بار؛ واژة خَلَقَ Ùˆ مشتقاتش Ùˆ اسناد آن به اللّه بیش از دویست بار رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »؛ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ج 2ØŒ ص 708Ù€713) هم اهمیت باور به توØÛŒØ¯ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ را باز نموده Ùˆ هم طنین این باور را نزد مردم عرب نشان داده است . مردم عرب یا گروههایی از ایشان ØŒ علاوه بر اعتقاد به Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به اللّه ØŒ بسیاری از پدیده ها، چون نزول باران Ùˆ رویش نباتات Ùˆ گردش خورشید Ùˆ ماه ØŒ را نیز به اللّه نسبت Ù…ÛŒ دادند ( رجوع کنید به عنکبوت : 61ØŒ 63) Ùˆ ØØªÛŒ شرک ورزی خود را ناشی از مشیّت٠اللّه Ù…ÛŒ شمردند ( رجوع کنید به انعام : 148). آیة 106 سورة یوس٠، بنا بر برخی آرای ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ) ØØ§Ú©ÛŒ از همین دیدگاه رایج نزد مردم قریش یا عموم مردم عرب است Ú©Ù‡ همراه با اعتقاد به اللّه معبودهای دیگر نیز داشتند. آیة 51 سورة Ù†ØÙ„ نیز، Ú©Ù‡ اعتقاد به دو «اÙله » را نادرست Ù…ÛŒ خواند، به این دیدگاه مخاطبان اشاره دارد Ú©Ù‡ به خدای خالق Ùˆ خدای مدبّر باور داشتند ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنین است آیة 45 سورة زمر Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ مردم Ø§Ù†ØØµØ§Ø± الوهیت به اللّه را برنمی ØªØ§ÙØªÙ†Ø¯ ( رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). به گزارش ابن کلبی (ص 6Ù€ 7)ØŒ به رغم رواج بت پرستی در میان مردم عرب ØŒ چون پیشینة دینی آنان توØÛŒØ¯ (دین ابراهیم Ùˆ اسماعیل علیهماالسلام ) بود، آثار Ùˆ نشانه های آن دین در آیینهایشان بروز Ùˆ ظهور داشت Ø› مثلاً برخی از قبایل در تَلبیة ØØ¬ ØŒ خطاب به اللّه Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ او شریکی دارد Ú©Ù‡ خود ØµØ§ØØ¨ اختیار آن است (الاّ شریکٌ هوَ Ù„Ú©ÙŽ تملکه٠وَ ما Ù…ÙŽÙ„ÙŽÚ©ÙŽ). ÙˆÛŒ نیز (ص 7) آیة 106 سورة یوس٠را ناظر به همین گونه از شرک ورزی دانسته است . در ØµÙ„Ø ØÙدیبیّه * نیز متن معاهده ØŒ Ú©Ù‡ سهیل بن عَمرو به نمایندگی از سران قریش آن را امضا کرد، با Â«Ø¨ÙØ³Ù’Ù…ÙÚ©ÙŽ اللهمَّ» آغاز شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). نوع اعتقاد مردم عرب به ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† نیز، از این ØÛŒØ« ØŒ در خور توجه است Ø› ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† دختران٠اللّه اند (انعام : 100Ø› Ù†ØÙ„ : 57Ø› صاÙّات : 149ØŒ 153Ø› زخر٠: 16Ø› طور: 39). همچنانکه به گزارش قرآن ØŒ در اعتقاد نصارا Ùˆ یهود، Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÙŽÛŒØ± پسران٠اللّه اند (توبه : 30Ø› در بارة مراد از این نسبت Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÛŒØ± از نظر معتقدان به آن رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل همین آیه Ùˆ مؤمنون : 91). از قرآن ØŒ همچنانکه از شعر جاهلی ØŒ این نکته نیز دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ مردم عرب هیچگاه به ایزدبانویی در برابر اللّه قائل نبودند Ùˆ اللّه را یکتا Ù…ÛŒ دانستند (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 119). ضمناً نباید از نظر دور داشت Ú©Ù‡ برخی از مردم عرب هرگونه باور به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر، Ùˆ به تبع آن پرستش ØŒ را Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کردند. قرآن به این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ اشاراتی دارد Ùˆ برخی Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬Ù‡Ø§ÛŒ قرآنی نیز ناظر به این دیدگاه است (مثلاً آیة 24 جاثیه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه Ø› کلینی ØŒ ج 2ØŒ ص 389ØŒ بنا بر ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام Ø› آیات 29 انعام Ùˆ 30Ù€32 انبیاء نیز همین معنا را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند). رØÙ…ان (رØÙ…'Ù† ) نیز واژه ای آشنا برای مخاطبان قرآن بود. مردم یمن Ùˆ شماری از قبایل (از جمله قَیْس Ùˆ عَکّ) این واژه را هم ارز «اللّه » Ùˆ در همان ساØÙŽØª به کار Ù…ÛŒ بردند، ØØªÛŒ برخی قبایل در تلبیة ØØ¬ ØŒ اللّه را رØÙ…ان Ù…ÛŒ خواندند (لبَّیْکَ، اَنْتَ الرØÙ…انÙ) Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ برای رØÙ…ان ØØ¬ Ù…ÛŒ گزارند (Ù†ÙŽØÙجّ٠لÙلرَّØÙ…انÙ). در بارة پیشینه Ùˆ چگونگی ورود این واژه به مجموعة واژگان دینی عرب Ùˆ نیز ریشه Ùˆ اشتقاق آن Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد. Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان قدیم غالباً آن را از ریشة «رØÙ… » Ùˆ در عین ØØ§Ù„ از نامهای خاص٠خدا دانسته اند Ùˆ برخی از ایشان ØŒ به استناد قرائنی ØŒ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این اسم نزد مردم Ù…Ú©Ù‡ شناخته نبوده Ùˆ قرآن برای نخستین بار آن را به کار برده است ØŒ اما نظر شماری از Ù…ØÙ‚قان اخیر آن است Ú©Ù‡ رØÙ…ان در Ù¾ÛŒ آشنایی مردم عرب با یهود Ùˆ نصارا در میان آنان رواج ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود (جوادعلی ØŒ ج 6ØŒ ص 37Ù€41Ø› نیز رجوع کنید به رØÙ…ان * ). بیان Ùˆ ادلة توØÛŒØ¯ در قرآن . با تأمل در مجموعة آیات قرآن Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª قرآن با تأکید بر پیوند ØÙ‚یقی٠سه مقولة خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت ØŒ منظومة توØÛŒØ¯ÛŒ خود را ارائه کرده است ØŒ با این بیان : ØÙ‚یقتی متعالی Ùˆ یکتا Ùˆ بی مانند Ùˆ بری از شائبة نقص وجود دارد؛ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ عالَم ØŒ یکسر به ارادة این وجود متعالی صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم جز به ارادة همین Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ممکن نیست Ø› پرستش Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù†Ø´ واجب است . از این چهار گزاره ØŒ چندین گزارة ایجابی Ùˆ سلبی ØŒ به دو گونة خبری Ùˆ انشائی ØŒ استنتاج Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قرآن به پاره ای از آنها توجه داده است : ØÙ‚یقت متعالی دارای همة ØµÙØ§Øª کمالی است Ùˆ از هر وصÙÛŒ Ú©Ù‡ لازمة آن نقص است (از جمله ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن ØŒ دارای جزء بودن ) به دور است Ø› عالَم از روی تصاد٠و به دور از ارادة ØÚ©ÛŒÙ…انة یک ØÙ‚یقت متعالی پدید نیامده است Ø› خلقت عالم به چند Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ منسوب نیست Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم ØŒ همه یا بخشهایی از آن ØŒ به هیچ موجودی به استقلال سپرده نشده است Ø› Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ تدبیر٠یک موجود پیوند تکوینی دارند Ùˆ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª تدبیر، استمرار عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ است Ø› داشتن رابطة عبادی ØŒ در معنای گسترده Ùˆ همه جانبة آن ØŒ با خالق Ùˆ مدبّر عالم لازمة قطعی اعتقاد به اوست Ø› هرگونه نسبت پرستش با ØºÛŒØ±Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ناصواب Ùˆ نکوهیده است . چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، روش قرآن در دعوت به توØÛŒØ¯ÙˆØ³Ø§Ø²Ù…اندهی این آموزه ØŒ آمیزه ای از ایجاب Ùˆ سلب است Ùˆ بویژه با عط٠نظر به بداهت یامقبول بودن برخی باورها یا دیدگاهها (Ù…Ø«Ù„Ø§Ù‹ØØ³ پرستش ) بر تصØÛŒØ نگرشها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø®Ø·Ø§Ù‡Ø§ تأکید بیشتری Ù…ÛŒ ورزد. از نخستین سمتگیریهای قرآن در این باب ØŒ بازداشتن مردم از گرایش به خدای قومی Ùˆ منطقه ای Ùˆ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ بر Ù„ÙØ¸ معیّن به مثابة نشانة یک قوم یا قبیله ØŒ است . وارد شدن واژة رØÙ…ان در مجموعة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن Ùˆ کاربرد هم ارز آن با واژة اللّه ØŒ از این ØÛŒØ« درخور دقت است . رØÙ…ان در قرآن بیش از پنجاه بار، بویژه در آیات Ù…Ú©ÛŒ (شانزده بار آن در سورة مریم )ØŒ در بیان ابعادی از آموزة توØÛŒØ¯ قرآنی (Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ از خدا، Ø§Ù†ØØµØ§Ø± بندگی به خدا Ùˆ...) آمده است ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «رØÙ… »). به گزارش قرآن ØŒ این روش برای مردم Ù…Ú©Ù‡ خوشایندنبود Ùˆ از اینکه به عبادت رØÙ…ان ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شدند Ø´Ú¯ÙØª زده بودند، چرا Ú©Ù‡ رØÙ…ان واژة ایشان نبود ( رجوع کنید به ÙØ±Ù‚ان : 60 Ùˆ ØªÙØ§Ø³ÛŒØ± ذیل آن ). آنان پیامبر را نیز، به سبب آنکه در نیایش خود Ú¯ÙØªÙ‡ بود: «یاربَّناالرØÙ…Ù† »، نکوهش Ù…ÛŒ کردند (طبری ØŒ ذیل اسراء: 110). سهیل بن عمرو نیز جملة Ø§ÙØªØªØ§ØÛŒØ© معاهدة ØµÙ„Ø ØØ¯ÛŒØ¨ÛŒÙ‘Ù‡ (بسم اللّه الرØÙ…Ù† الرØÛŒÙ… ) را از آن نظر Ú©Ù‡ مشتمل بر واژة رØÙ…ان بود Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ خواستار ØØ°Ù این کلمه شد (یعقوبی ØŒ ج 2ØŒ ص 54). با اینهمه ØŒ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ قرآن بر کاربرد نسبتاً ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† این واژه از آنروست Ú©Ù‡ جهت اصلی دعوت توØÛŒØ¯ÛŒ را تبیین کند؛ اختلا٠بر سر Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ نیست Ùˆ اللّه نامهای نیکو دارد Ùˆ او را با هریک از این نامها Ù…ÛŒ توان خواند ( رجوع کنید به اسراء: 110). به نظر Ù…ÛŒ رسد همین تعلیم قرآنی سبب شد Ú©Ù‡ پس از گسترش اسلام ØŒ واژه های توØÛŒØ¯ÛŒÙ زبانهای دیگر (خدا،یزدان ،تاری ،تَنْری )،بسهولت Ùˆ بی هیچ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØªÛŒ ØŒ به خانوادة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن بپیوندد. در استدلال بر یگانگی خدا، در تعبیر اطلاقی Ùˆ همه جانبة آن ØŒ قرآن از یک گواهی همگانی خبر داده است Ø› خدا Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ دانشمندان ØŒ بر پایة عدالت ØŒ گواه بر یگانگی خدای اند ( رجوع کنید به آل عمران : 18). در بارة این آیه Ùˆ مراد از گواهی دادن خدا به یگانگی خودش (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯Ø§Ù„لّهÙ)ØŒ بسیاری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† قائل به گونه ای مجاز در قرآن شده اند (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽ Ø¨Ù‡ معنای بَیَّنَ، اَعْلَمَ، ØÙŽÚ©ÙŽÙ…ÙŽ)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ خدا با Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØÚ©ÛŒÙ…انه اش شواهد متقن بر یگانگی خود را پیش روی هر بیننده ای قرار داده ØŒ همچنانکه با گسیل کردن پیامبران دلایلی استوار بر درستی این باور ارائه کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ماوردی Ø› بیضاوی Ø› ابن عاشور، ذیل آیه ). در واقع ØŒ این خداست Ú©Ù‡ دانشمندان Ùˆ جویندگان را به یکتایی اش رهنمون Ù…ÛŒ شود Ùˆ بنابراین ØŒ او خود گواه راستین بر یگانگی خویش است ( رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل آیه ). سبب اصلی گرایش Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† به این تأویل Ùˆ رها کردن معنای اصلی شهادت (خبردادن٠مبنی بر مشاهده )ØŒ آن است Ú©Ù‡ لازمة معنای اصلی ØŒ پذیرش یگانگی خدا از طریق خبر (نقل ØŒ سمع ) است Ú©Ù‡ به Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù «دَوْر» Ù…ÛŒ انجامد، زیرا اذعان به درستی این خبر، چون در قرآن آمده ØŒ منوط به قبول وجود خداست . شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (مثلاً ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 188Ù€189) در Ø±ÙØ¹ این اشکال نکاتی را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. مهمتر از همه آنکه ØŒ توØÛŒØ¯ØŒ چنانکه متکلمان نیز Ú¯ÙØªÙ‡ اند، از راه دلایل سمعی ØŒ اثبات شدنی است از آنرو Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒØ§Ù†ÛŒ Ùˆ الوهی بودن قرآن با ØªØØ¯Ù‘ÛŒ اثبات Ùˆ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود Ùˆ قبول درستی قرآن منوط به اعتقاد به یگانگی خدا نیست . ØØ§Ù„ ØŒ ÙˆØÛŒ کنندة قرآن از یکتایی خود، در برابر دیدگاه چندخدایی ØŒ خبر داده است ( رجوع کنید به بخش 4). طباطبائی ØŒ ØØªÛŒ این خبر را از آنرو Ú©Ù‡ سخن خداست Ùˆ دروغ Ùˆ ناروا (الکذب Ùˆ الزور) به ساØÙŽØª الوهی راه ندارد، یقین آورتر از برهانهای عقلی شمرده Ùˆ ضمن تأیید مضمون بیان Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ سیاق آیه را از گونة شهادت Ù„ÙØ¸ÛŒ دانسته است (ذیل آل عمران : 18Ø› انعام : 19Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 187Ù€ 188). به نظر عبدÙÙ‡ ØŒ چون مخاطبان اولیة آیة مورد Ø¨ØØ« (آل عمران : 18)ØŒ مشرکان بودند (نه منکران ) Ùˆ آنها به وجود اللّه اعتقاد داشتند (Ùˆ قرآن را ÙˆØÛŒ او Ù…ÛŒ شمردند)ØŒ ارائة این گزاره در قرآن رواست Ø› بعلاوه ØŒ این گزاره با ارائة دلایل Ùˆ نشانه های صدق آن در قرآن همراه است . به تعبیر دیگر، قرآن مخاطبان را به تأمل در مطالب این کتاب ØŒ Ú©Ù‡ آکنده از دلایل توØÛŒØ¯ است ØŒ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ است ( رجوع کنید به رشیدرضا، ذیل آیه ). در بارة گواهی ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† بر یکتایی خدا، Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1412Ø› مراغی Ø› رشیدرضا، ذیل آل عمران : 18) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ این گواهی در قالب ÙˆØÛŒ به انبیا ارائه شده است ØŒ همچنانکه دانشمندان نیز بر پایة دلایل Ø¢ÙØ§Ù‚ÛŒ Ùˆ Ø§Ù†ÙØ³ÛŒ ØŒ به یگانگی خدا شهادت Ù…ÛŒ دهند. در واقع ØŒ قرآن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را پیام آوران توØÛŒØ¯ Ù…ÛŒ شناساند تا هم اعتقاد مشرکان به خدایی آنان را نادرست اعلام کند Ùˆ هم اساس ÙˆØÛŒ (توØÛŒØ¯) را باز شناساند. تأکید بر شهادت دانشمندان نیز متضمن این ادعاست Ú©Ù‡ هرکس بر پایة دانش به عالَم بنگرد، جز به اعتقاد به وجود خدای یکتا نمی رسد. در هر صورت به نظر Ù…ÛŒ رسد یگانگی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ در آیه 18 سورة آل عمران ØŒ ÙØ§Ø±Øº از اقسام توØÛŒØ¯ یا شامل همة اقسام آن است . توØÛŒØ¯ خالقیت . در موضوع یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن گذشته از ارجاع مخاطبان به باور عمومی Ùˆ بداهت مسئله Ùˆ نیز بیان Ù¾ÛŒ درپی٠انتساب همة موجودات در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به خدا، با ذکر مثالها Ùˆ مصداقهای آن ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »)ØŒ گاه به یکدستی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ú©Ù‡ نشانة انتساب همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ها به یک خالق است ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . در سورة Ù…ÙÙ„Ú© (آیة 3 Ùˆ 4) سخن از Ù†ÙÛŒ Â«ØªÙØ§ÙˆØª » (ناهمگونی ØŒ Ø¢Ø´ÙØªÚ¯ÛŒ ) Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† است Ùˆ مخاطبان به بازنگری پیاپی در مجموعة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ÙØ±Ø§ خوانده شده اند تا دریابند Ú©Ù‡ خلل (ÙÙØ·ÙˆØ±) بدان راه ندارد Ùˆ هرچه بیشتر بجویند ناتوانی آنان در ÛŒØ§ÙØªÙ†Ù کمترین اختلال در تکوین آشکارتر Ù…ÛŒ شود. به Ú¯ÙØªØ© Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ موضوع این آیه پیوستگی تمام عیار اجزای عالَم ØŒ به مثابة گواه بر یکتایی خالق ØŒ است ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). آیة 164 سورة بقره نیز Ú©Ù‡ مشتمل بر ذکر هشت نمونه (آیات ) از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدا Ùˆ کار هماهنگ آنها Ùˆ پیوند استوارشان است ØŒ به نظر Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ در مقام برهان آوری بر یکتایی خداست Ú©Ù‡ در آیة قبل (163 بقره ) Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است (ÙˆÙŽ اÙÙ„'Ù‡ÙÚ©ÙÙ… اÙلهٌ واØÙدٌ؛ برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› نظام الاعرج Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). از سوی دیگر، قرآن با Ø·Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† پرسش Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدایان٠دیگر کدام اند، نظر مخاطبان را به این دقیقه معطو٠کرده است Ú©Ù‡ از نگاه به مجموعة عالَم دانسته Ù…ÛŒ شود هیچ موجودی بیرون از دایرة انتساب به اللّه قرار نمی گیرد تا برای آن Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ای دیگر جستجو شود ( رجوع کنید به لقمان : 11). همین نکته در پرسش انکاری دیگری نیز باز Ú¯ÙØªÙ‡ شده است : آیا آنها Ú©Ù‡ شرک Ù…ÛŒ ورزند Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† خدایانشان را دیده اند تا بر اثر آن به خطا در Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ باشند؟ (رعد: 16). بعلاوه ØŒ عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ چنان پیچیده Ùˆ بدیع است Ú©Ù‡ اگر تمام معبودهای مشرکان ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آیند، یارای Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† ساده ترین Ùˆ کوچکترین چیز (در تمثیل قرآن : مگس ) را ندارند (ØØ¬ : 73). توØÛŒØ¯ ربوبیت . یکتایی مدبّر بیش از ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ در موارد زیادی با عنایت به بداهت Ùˆ مقبول بودن ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ مورد انکار نبودن توØÛŒØ¯ خالقیت از نظر مشرکان ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 11ØŒ ص 326Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 281)ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبی موردتوجه Ùˆ تأکید Ù‚Ø±Ø§Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ گرچه گاهی نیز ÙˆØØ¯Øª تدبیر در عالم نشانة یگانگی خالق معرÙÛŒ شده است . در نخستین آیة قرآن (علق : 1) خطاب به پیامبر Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ پروردگار تو همان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© عالَم است Ùˆ همین مضمون در چند جای دیگر تکرار شده است (برای نمونه رجوع کنید به بقره : 21Ø› آل عمران : 49Ø› نساء: 1). قرآن بیش از پنجاه بار از اللّه Ú©Ù‡ خالق عالم است ØŒ با وص٠یا Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ ربّالعالمین Ùˆ تعبیراتی از این دست (ربّکم ØŒ ربّنا، ربّالعرش Ùˆ...) نام برده است (مثلاً: ÙÙŽÙ„ÙŽÙ„Ù‘Ù‡ÙØ§Ù„ØÙ…Ø¯Ù Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„سموات٠و Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„ارض Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„عالمین ØŒ جاثیه :36Ø› عبدالباقی ØŒ ذیل «اللّه »).بعلاوه ،با تعبیرات گوناگون ØŒ ادارة عالَم چون گردش ماه وخورشید، رویش گیاهان ØŒ روزی رسانی ØŒ نزول باران Ùˆ میراندن انسانها را کار٠اللّه دانسته است . تعبیراتی چون استوای بر عرش (برای نمونه رجوع کنید به اعرا٠: 54Ø› یونس : 3)ØŒ شمول کرسی٠(علم / قدرت ) خدا بر آسمانها Ùˆ زمین (بقره : 255)ØŒ در دست داشتن ملکوت هر چیز (مؤمنون : 88) Ùˆ تدبیر امر (یونس : 31) نیز ناظر به همین نکته است . Ù†ÙÛŒ هرگونه مداخلة آلهه در امور عالم نیز بر وجه٠سلبی٠توØÛŒØ¯ ربوبیت تأکید دارد (برای نمونه رجوع کنید به اسراء: 42Ø› مریم : 81Ø› انبیاء: 22). در بیان قرآن ØŒ «خلق » Ùˆ «امر» (تدبیر) هر دو از آن٠خداست (اعرا٠: 54)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ تدبیر هر چیز ادامة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ آن Ùˆ جدایی ناپذیر از آن است Ùˆ مدبّر یک چیز نمی تواند جز Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آن باشد. در آیة پنجاهم سورة Ø·'Ù‡ ' از زبان موسی خطاب به ÙØ±Ø¹ÙˆÙ† ØŒ در معرÙÛŒ «ربّ موسی »، آمده است Ú©Ù‡ این ربّ به همه چیز وجود داده Ùˆ سپس آن را هدایت کرده است (اَعْطی ' کلَّ شیئی٠خَلْقَه٠ثمّ هَدی ). در آیة 62 سورة زمر نیز همین دیدگاه را Ø¨Ø§Ø²Ú¯ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© همه چیز Ùˆ نگاهبان (وکیل ) آنهاست ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). اساساً تعبیر «خالق Ú©Ù„ شیئیÙ» (مثلاً انعام : 102Ø› رعد: 16)ØŒ Ú©Ù‡ نسبت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز را به خدا بیان Ù…ÛŒ کند، متضمن این نکته است Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† علاوه بر ØØ¯ÙˆØ« ØŒ در بقا (به تعبیر دقیقتر: استمرار وجود) نیز نیازمند اویند Ùˆ این به معنای تدبیر آنهاست Ø› هر موجودی ØŒ به ØØ³Ø¨ ØÙ‚یقت وجودیش ØŒ مقتضیات Ùˆ آثار Ùˆ لوازم Ùˆ دگرگونیهایی دارد Ùˆ بین آن Ùˆ دیگر موجودات تأثر Ùˆ تأثیر روی Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن پدید آمدن «اشیاء» (رویش گیاهان ØŒ بارش باران ØŒ زایش ØŒ صاعقه ØŒ گرما، سرما،...) است Ùˆ طبق این تعبیر خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آنهاست Ùˆ بنابراین او مدبّر همة عالم است . در واقع ØŒ بیان یگانگی خالق در این عبارت معطو٠به یگانگی تدبیر است Ùˆ خلقت ØŒ تجلی تدبیری ØÚ©ÛŒÙ…انه Ùˆ دقیق Ùˆ برخاسته از یک اراده است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل انعام : 102). خطاب قرآن به مشرکان عرب Ú©Ù‡ چرا به دو اÙله (خالق ØŒ مدبّر) باور دارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ùقط یک اله وجود دارد (Ù†ØÙ„ : 51)ØŒ نیز در مقام بیان جدایی ناپذیری خالق Ùˆ ربّ است Ø› تدبیر هر چیز Ùقط با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± آن چیز بودن ممکن است ØŒ زیرا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ مقتضیات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ را Ù…ÛŒ داند (طباطبائی ،ذیل آیه ). شاید آیة 56 سورة انبیاء ــ Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ ØØ¶Ø±Øª ابراهیم ربّ آسمانها Ùˆ زمین را خالق آنها (الَّذی Ùَطَرهنَّ) معرÙÛŒ کرده ــ ناظر به همین دقیقه باشد. قرآن در همین سیاق نکته ای دیگر را نیز بازمی نماید: مدبّر واقعی عالم در Ú©Ùنه باور مشرکان (Ùˆ همة انسانها) همان اللّه است Ùˆ شرک در تدبیر امری عارضی است Ø› ازینرو، چون به تنگناها Ùˆ دشواریها Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± Ù…ÛŒ شوند Ùقط او را Ù…ÛŒ خوانند نه آنان را Ú©Ù‡ مدبّر یا مؤثر Ù…ÛŒ پندارند (Ù†ØÙ„ :53Ø› اسراء:67Ø› نیز رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیة اخیر). در آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ وابستگی هر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ای به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش بیان Ùˆ بر اساس آن بر Ù†ÙÛŒ شرک ØŒ بویژه شرک در تدبیر، Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . موضوع این آیه Ùˆ چند آیه قبل از آن (84 Ù€ 91 مؤمنون ) توØÛŒØ¯ در تدبیر عالم است (طباطبائی ØŒ ج 15ØŒ ص 53) Ùˆ در آنها پس از چند تذکار در قالب پرسش تقریری ØŒ اعتقاد به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن خدا (به معنای جدا شدن چیزی از او Ú©Ù‡ بهری از ØÙ‚یقت الوهی دارد رجوع کنید به همان ØŒ ج 15ØŒ ص 61) قاطعانه Ù†ÙÛŒ شده Ùˆ آنگاه نادرستی عقیدة چندخدایی Ù…Ø·Ø±Ø Ú¯Ø±Ø¯ÛŒØ¯Ù‡ است . بیان قرآن این است : اگر همراه با اللّه خدایان دیگر بودند، هر خدایی آنچه را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ با خود Ù…ÛŒ برد Ùˆ ØØªÙ…اً بعضی از آنها بر بعضی دیگر تÙوق Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯. این بیان Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ ØØ§Ú©ÛŒ از اصل درهم تنیدگی خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ وابستگی مستمر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ در این آیه بیان شده است Ú©Ù‡ وجود چند مدبّر، تنها در صورت تدبیرهای جدا از هم معنا دارد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن قطعاً بروز ناپیوستگی در مجموعة عالم است . پس اگر ناپیوستگی در عالم نباشد، چند مدبّر نیز وجود ندارد. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ پیوستگی وثیق در ادارة جهان (اتصال تدبیر) برای هر کسی مشهود است . در آیة Ù…ÙˆØ±Ø¯Ø¨ØØ« ØŒ Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ دیگر نیز برای ÙØ±Ø¶ چند خدای مدبّر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : تدبیر عالَم (Ùˆ هر مجموعة گسترده Ùˆ پیچیده ای ) در دو Ø³Ø·Ø Ø·ÙˆÙ„ÛŒ Ùˆ عرضی (تدبیرهای Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ جزئی ) سامان Ù…ÛŒ یابد Ùˆ بنابراین لازمة وجود چند مدبّر٠مستقل ØŒ آن است Ú©Ù‡ برخی از آنان از برخی دیگر بزرگتر Ùˆ برتر باشند؛ یعنی ØŒ برخی خدایان زیرنظر برخی دیگر قرار گیرند. این Ø®Ù„Ø§Ù ÙØ±Ø¶ است ØŒ چرا Ú©Ù‡ الوهیت با وصÙ٠نیاز Ùˆ وابستگی سازگاری ندارد. Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در آیة 22 سورة انبیاء نیز به صورت برهانی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† غالباً این آیه را ناظر به اثبات توØÛŒØ¯ صانع دانسته اند (طباطبائی ØŒ ذیل آیه )ØŒ هر چند بیشتر بیانها بر پایة تدبیر عالَم ارائه شده است . متکلمان نیز این آیه ØŒ همچنانکه آیة 91 سورة مؤمنون ØŒ را تقریری از برهان٠تمانع * تلقی کرده اند، اما به تعبیر طباطبائی (ذیل آیه ) Ùˆ برخی دیگر (مثلاً ابن عاشور، ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 267) جهت اصلی آیه ØŒ استدلال بر ÙˆØØ¯Øª تدبیر است . در این آیه ØŒ به روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ تباه نشدن (یعنی برجای ماندن Ùˆ به هم پیوستگی عالَم ) نشانة قطعی توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ چند خدا شناسانده شده است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ تعبیر «الاّ اللّه » به جدایی ناپذیری خلق Ùˆ تدبیر اشعار دارد، با این بیان : اگر در آسمانها Ùˆ زمین (عالَم تکوین ) خدایانی جز اللّه (آلهةٌ الاّ اللّه ) بودند، آنها تباه Ù…ÛŒ شدند (مراد از وجود خدایانی در آسمانهاوزمین ØŒ همان اداره Ùˆ تدبیر عالم است رجوع کنید به Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ ج 18ØŒ ص 59 Ù€60ØŒ ذیل آیه ). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† وعالمان Ù†ØÙˆ در بارة واژة «الاّ » در این آیه Ø¨ØØ« کرده Ùˆ غالباً، بر خلا٠Ùَرّاء (ج 2ØŒ ص 200)ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این واژه در معنای وصÙÛŒ (نه به صورت ادات استثنا) به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ اگر خدایانی ØŒ با ØµÙØª «غیراللّه » در عالم بودند ÙØ±Ø¬Ø§Ù… کار تباهی بود (علاوه بر منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ رجوع کنید به ابن هشام ØŒ ج 1ØŒ ص 70Ù€ 71). به تعبیر دیگر، همچنانکه زمخشری Ùˆ نظام الاعرج نیشابوری (ذیل آیه ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند، این آیه هم به Ù†ÙÛŒ چند خدای مدبّر (آلهةٌ) Ùˆ هم به Ù†ÙÛŒ تدبیر عالَم بر دست خدایی ÙØ§Ù‚د ÙˆØµÙ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ (الاّ اللّه ) نظر دارد. در منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ Ùˆ بیش از همه Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ در بارة برهان این آیه Ùˆ یقینی یا اقناعی بودن آن ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª بسیار داده شده Ùˆ دلایل Ù…ØØ§Ù„ بودن وجود چند خدا ــ Ú©Ù‡ لازمة آن بروز اراده های جدا از هم ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† ØŒ Ù…ÛŒ باشد ــ بیان گردیده است . به نوشتة ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ (1421ØŒ ذیل آیه )ØŒ دقت در این آیه نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ Ù†ÙØ³ موجودیت عالم ØŒ Ùˆ ØØªÛŒ موجود بودن٠هریک از جواهر Ùˆ اعراض ØŒ دلیلی رسا بر توØÛŒØ¯ است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد هد٠اصلی در این آیه ØŒ توجه دادن به یکدستی Ùˆ یکپارچگی عالم است Ú©Ù‡ نشانة ÙˆØØ¯Øª تدبیر در آن به اراده Ùˆ ÙØ±Ù…ان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش (اللّه ) است Ø› تنها Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© هرچیز است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ تواند مدبّر آن باشد Ùˆ عالَم تکوین Ú©Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùقط به اللّه انتساب دارد، در تدبیر نیز Ùقط به او نیازمند است . بدیهی است با اثبات نادرستی اعتقاد به چند مدبّر، نادرستی اعتقاد به چند صانع نیز به طریق اَوْلی ' اثبات Ù…ÛŒ شود. آیة 42 سورة اسراء نیز متضمن استدلال بر توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ شرک است . طبق آیه ØŒ لازمة وجود چند خدای مدبّر غلبه جویی این خدایان بر اللّه (تعبیر آیه : ذی العرش ) است تا سیطره Ùˆ مالکیت او بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را از ÙˆÛŒ بگیرند Ùˆ چون چنین نشده Ùˆ نمی شود، ملزوم (چندخدایی )نیز Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ گردد (طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† مضمون این آیه را با آیة 22 سورة انبیاء یکی دانسته اند (از جمله رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421ØŒ ذیل اسراء: 42 Ùˆ انبیاء: 22Ø› طوسی ØŒ التبیان Ø› ابن جوزی ØŒ ذیل اسراء: 42)ØŒ ØØ§Ù„ آنکه آیه جهتی دیگر (غلبه جویی ) را در نظر دارد. Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است در بارة این آیه ØŒ دیدگاه ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ دیگری نیز هست Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ لازمة وجود چند خدا (به معنای Ø´Ùیعان Ùˆ خدایان Ú©ÙˆÚ†Ú© ) آن است Ú©Ù‡ آنها نیز خود به خدای برتر (ذی العرش ) تقرب جویند؛ در واقع ØŒ اینها خدا یا Ø´Ùیع Ù…Ù‚Ø±Ù‘ÙØ¨ نیستند ( رجوع کنید به ماوردی Ø› ابن جوزی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1421Ø› مراغی ØŒ ذیل اسراء: 42). برای توØÛŒØ¯ ربوبی از منظری دیگر نیز در قرآن Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است : بنی آدم ØŒ همگان ØŒ در پیشگاه خدا (اَشهَدَهم علی Ø§Ù†ÙØ³Ù‡ÙÙ… ) Ùˆ در پاسخ یک استÙهام تقریری (اَلَسْت٠بربّکم ) به ربوبیت او گواهی داده اند (قالوا بَلی ') Ùˆ همین گواهی سنگ بنای زندگی آنان تا ابد Ùˆ نیز رابطه ای Ú©Ù‡ با خالق عالَم دارند، شده است ( رجوع کنید به اعرا٠: 172Ù€174). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† در بارة مدلول آیه از یک جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر دارند Ùˆ آن اینکه قرآن از یک Ù…Ø¹Ø±ÙØªÙ مستقیم٠همة انسانها به خدای خالق Ùˆ مدبّر سخن Ù…ÛŒ گوید، Ù…Ø¹Ø±ÙØªÛŒ همراه با اقرار Ùˆ پذیرش (در بارة اینکه آیا آیه Ùقط در مقام بیان Ù…Ø¹Ø±ÙØª ÙØ·Ø±ÛŒ است یا بیانی است رمزی از یک نشئة وجودی Ú©Ù‡ از آن به عالم ذرّ یا اَلَسْت تعبیر شده یا به وجود جمعی٠بنی آدم در Ù…ØØ¶Ø± ربوبی اشاره دارد رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373 Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 63Ù€82Ø› نیز رجوع کنید به ذرّ، عالم * ). قرآن در موضوع توØÛŒØ¯ ربوبی بر یک نکتة دیگر نیز تأکید کرده ØŒ Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ ربوبیت در عالم تشریع است . همانگونه Ú©Ù‡ تدبیر عالم تکوین به هیج موجودی سپرده نشده ØŒ در عالم انسانی نیز هیچ کس مقام ربوبی ندارد. مخاطب قرآن در این Ø¨ØØ« ØŒ بویژه اهل کتاب بوده اند Ú©Ù‡ برای Ø§ÙŽØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان چنین منزلتی Ù…ÛŒ شناختند Ùˆ به تعبیر قرآن ØŒ آنها را ارباب Ù…ÛŒ شمردند Ú©Ù‡ به استقلال ØŒ ØÙ‚ تشریع دارند ( رجوع کنید به توبه : 31Ø› آل عمران : 64). جهت استدلال قرآن در این Ø¨ØØ« نیز همان جدایی ناپذیری Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ از تدبیر است . وضع قانون برای ÙØ±Ø¯ یا اجتماع مستلزم آگاهی از همة ابعاد وجودی انسانها Ùˆ مقتضیات عالم انسانی است Ú©Ù‡ این آگاهی Ø§Ù†ØØµØ§Ø± به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ دارد ( رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 62Ù€63ØŒ 81Ø› نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). تأکید قرآن بر دو مقولة توØÛŒØ¯ خالقیت Ùˆ ربوبیت Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه تأثیرگذاری استقلالی در عالَم (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ )ØŒ منشأ چند پرسش اساسی شده است ØŒ بدین قرار: آیا در نظام Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ ادارة عالَم ØŒ همة پدیده ها Ùˆ کارها مستقیماً به خدا منسوب Ù…ÛŒ شود یا ÙØ§Ø¹Ù„های غیرمستقل (کارگزار) Ùˆ با واسطه نیز وجود دارند؟ (در قرآن از ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† مدبّر امر، ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ای Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒ Ù…ÛŒ کند، ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ جانها را Ù…ÛŒ ستانند، Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† توسط ØØ¶Ø±Øª عیسی به اذن خدا، Ø´ÙØ§Ø¹Øª برخی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† به اذن خدا Ùˆ... سخن به میان آمده است رجوع کنید به نازعات : 5Ø› شوری : 51Ø› نساء: 97Ø› سجده : 11Ø› مائده : 110Ø› آل عمران : 49Ø› طه : 109)Ø› اگر ÙØ§Ø¹Ù„ همه چیز خداست ØŒ شرور Ú†Ù‡ وضعی دارد، به غیر خدا منسوب است یا به خدا؟ (هریک از دو طر٠قضیه Ù…ØØ°ÙˆØ± دارد)Ø› انسانها در کارهایشان Ú†Ù‡ سهمی از اراده Ùˆ اختیار دارند، به استقلال عمل Ù…ÛŒ کنند یا مسخر اراده Ùˆ تدبیر خدای عالَم اند؟ (در اینجا نیز هر طر٠قضیه با Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ روبروست ). نوع پاسخ به این پرسشها، Ú†Ù‡ بر پایة مجموعة آیات قرآن Ùˆ Ú†Ù‡ بر پایة Ù…ÙØ±ÙˆØ¶Ø§Øª Ùˆ مقبولات عقلی Ùˆ نقلی Ùˆ غیر آن ØŒ موجب بروز آرای مختل٠و اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ متقابل Ùˆ پیدایی ÙØ±Ù‚ ومکاتب Ùˆ مذاهب Ùˆ گاه منازعات شدید Ùˆ ناگوار در عالم اسلامی شده است . مجبّره * Ùˆ قدریه * Ùˆ معتزله * Ùˆ اشاعره * در همین سیاق Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ هرچند بعداً وجوه ÙØ§Ø±Ù‚ دیگر Ùˆ تقسیمات درونی ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ بعضاً در برخی آموزه های خود تجدیدنظر کردند.Ù…Ø¨Ø§ØØ«ÛŒ چون تÙویض * ØŒ توسل * ØŒ جبر Ùˆ اختیار * ØŒ شر/ شرور * ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª * ØŒ عدل * ØŒ غلو * ØŒ کسب * نیز، هر یک به ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ± موضوع ØŒ ناظر به همان پرسشهایند. توØÛŒØ¯ عبادت . Ø§Ù†ØØµØ§Ø± عبادت به خدا، به صورتهای گوناگون در قرآن مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 209) مخاطبان اولیة قرآن در ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ ربّ اختلاÙÛŒ نداشتند، اختلا٠اساسی آنان در توØÛŒØ¯ عبادت (به تعبیر او: توØÛŒØ¯ اÙله ) بود. مراد از عبادت ØŒ Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± کرنش آمیز٠برخاسته از باور به الوهیت معبود است (راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «عبد»؛ Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 388Ù€ 396). شاید به همین سبب ØŒ برخی توØÛŒØ¯ عبادت را متراد٠توØÛŒØ¯ الوهیت یا ثمرة آن دانسته اند ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1421ØŒ ج 1ØŒ جزء1ØŒ ص 57 Ù€ 58Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1373Ø´ ØŒ ج 2ØŒ ص 291Ù€ 292). از قرآن ØŒ در این باره چند آموزه استنباط Ù…ÛŒ شود: نخست اینکه انسانها باید خالق٠مدبّر عالَم را عبادت کنند (Ø°Ù„Ú©Ù…ÙØ§Ù„لّه٠ربّÙÚ©Ù… ÙÙŽØ§Ø¹Ù’Ø¨ÙØ¯ÙˆÙ‡ Ø› یونس : 3Ø› Ùˆ در همین مضمون ØŒ Ù†ØÙ„ : 20Ø› ØØ¬ : 73Ø› ÙØ±Ù‚ان : 3Ø› ÙØ§Ø·Ø±: 40Ø› مائده : 72Ø› آل عمران : 51Ø› انعام : 102)ØŒ یعنی انسان نمی تواند با خدای Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر نسبتی غیرعبادی داشته باشد (طباطبائی ØŒ ج 10ØŒ ص 274Ù€275). دوم اینکه عبادت ØŒ همة Ø³Ø§ØØªÙ‡Ø§ÛŒ وجودی آدمیان (از جمله تقنین Ùˆ تشریع Ùˆ اطاعت ) را در بر Ù…ÛŒ گیرد. خداست Ú©Ù‡ برای انسانها شریعت مقرر Ù…ÛŒ کند (مائده : 48Ø› شوری : 13) Ùˆ به اطاعت خود Ùˆ شریعتش ÙØ±Ø§ Ù…ÛŒ خواند (یوس٠: 40Ø› آل عمران : 32Ø› نساء: 59) Ùˆ مردم اهل کتاب Ú©Ù‡ Â«Ø§ØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان » را دارای ØÙ‚ قانونگذاری Ùˆ تغییر شریعت الاهی Ù…ÛŒ دانستند Ùˆ این ØµØ§ØØ¨Ø§Ù†Ù مقامات دینی نیز از رهگذر باور ناصواب آنان کسب ØØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ کردند، در واقع عبادت خدا را وانهاده بودند Ùˆ از همین دید در قرآن نکوهش شده اند (توبه : 31ØŒ34Ø› نیز رجوع کنید به سطور پیشین ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبیت ). سوم اینکه همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (کلّ٠مَن ÙÛŒ السموات٠و Ø§Ù„Ø§Ø±Ø¶ÙØŒ مریم : 93) «عَبْد» خدایند (راغب اصÙهانی این عبادت را عبادت ایجاد نامیده است رجوع کنید به ذیل «عبد») Ùˆ این عبودیت ØŒ Ú©Ù‡ بیانی از مسخّر ارادة خدا بودن است ØŒ در چند جای دیگر با عنوان سجده ØŒ Ú©Ù‡ رساترین نماد عبادت است ØŒ ذکر گردیده است ( رجوع کنید به رعد: 15Ø› Ù†ØÙ„ : 49Ø› ØØ¬ : 18Ø› راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «سجد» Ú©Ù‡ این سجده را سجدة تسخیر نامیده است ). بویژه ØŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ همة موجوداتی Ú©Ù‡ در بارة آنها باورهای خدایی وجود داشت ØŒ با ÙˆØµÙ Â«Ø¹Ø¨Ø§Ø¯ÙØ§Ù„رØÙ…Ù† »، «عبادٌ Ù…Ùکْرَمونَ» (انبیاء: 26) Ùˆ «عبادٌ امثالÙÚ©Ù… » (اعرا٠: 194) معرÙÛŒ شده اند. تأکید بر وص٠«عبد» برای پیامبران Ú©Ù‡ از علم Ùˆ قدرت الاهی برخوردار بودند Ùˆ Ú†Ù‡ بسا شائبة الوهیت در بارة آنان پیش Ù…ÛŒ آمد (همچنانکه در بارة عیسی علیه السلام چنین شد رجوع کنید به مائده : 71Ù€72ØŒ 116)ØŒ از همین جهت درخور توجه است ( رجوع کنید به اسراء: 3 Ùˆ قمر: 9 در بارة Ù†ÙˆØ Ø› ص : 17 در بارة داوود؛ ص : 30 در بارة سلیمان Ø› ص : 41 در بارة ایوب Ø› نساء: 172 در بارة عیسی Ø› مریم : 3 در بارة زکریا؛ ÙØ±Ù‚ان : 1 Ùˆ اسراء: 1 Ùˆ جاهای دیگر در بارة پیامبر اسلام ). چهارم اینکه هیچیک از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ جنّیان ØŒ شیطان ØŒ موالید طبیعت ØŒ انبیا Ùˆ انسانهای برگزیده ØŒ ÙØ±Ù…Ø§Ù†Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§Ù†Ù ØµØ§ØØ¨ اقتدار، سنگهای تراشیده Ùˆ...) هرگز شایان عبادت نیستند (اعرا٠: 194ØŒ 197Ø› اسراء: 67Ø› شعراء: 72)ØŒ از آنرو Ú©Ù‡ کار خدایی (خلق یا تدبیر به استقلال ) ندارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه تنها مجوز عبادت ØŒ شأن خدایی داشتن است . مقابلة قاطع Ùˆ جدّی قرآن با هرگونه Ø±ÙØªØ§Ø± عبادی در برابر غیرخدا Ùˆ نیز نکوهش ØµØ±ÛŒØ Ø³Ø¬Ø¯Ù‡ بر غیرخدا سبب شده است Ú©Ù‡ Ùقها ØØªÛŒ سجدة غیرعبادی برکسی را نیز جایز نشمرند (برای نمونه رجوع کنید به شمس الائمه سرخسی ØŒ ج 24ØŒ ص 130Ø› نجÙÛŒ ØŒ ج 10ØŒ ص 124Ù€127Ø› خوئی ØŒ1418ØŒ ص 475Ø› بروجردی ،ج 4ØŒ ص 257Ù€ 259)ØŒ چرا Ú©Ù‡ در این عمل ØŒ دست Ú©Ù… از دید ناظر بیرونی ØŒ شائبة عبودیت وجود دارد ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل بقره : 34Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 97Ù€ 98). برخی Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ تکریم آمیز در ØÙ‚ اولیای دین نیز Ú©Ù‡ ممکن است ظاهر عبادی داشته باشد از این منظر Ù…ØÙ„ توجه Ùˆ انتقاد بوده است ( رجوع کنید به طباطبائی یزدی ØŒ ج 1ØŒ ص 689). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª مبالغه آمیز ابن تیمیّه * (Ùˆ پیش از او ØØ³Ù† بن علی بربهاری * ) Ùˆ اَتباع او ( رجوع کنید به سلÙیه * Ø› وهابیت * Ø› ابن قیّم جوزیّه * ØŒ Ù…ØÙ…دبن عبدالوهاب * ) با بسیاری از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ دینی در جوامع اسلامی ــ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ مستند به داده های دینی Ùˆ مذهبی Ùˆ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ùˆ بومی٠سازگار با آموزه های دینی ــ Ùˆ تخریب قبور Ùˆ مزارات امامان Ùˆ اولیا Ùˆ کشتار زائران عتبات عراق در 1216 Ùˆ 1344 ( رجوع کنید به Ùقیهی ØŒ ص 313Ù€ 315ØŒ 405Ù€ 409) Ùˆ سختگیریهای دیگر، به استناد آموزة توØÛŒØ¯ عبادت ØŒ با انتقاد ØµØ±ÛŒØ Ø¹Ù„Ù…Ø§ÛŒ مذاهب اسلامی روبرو شد Ùˆ بیانی تنگ نظرانه Ùˆ ناصواب از «توØÛŒØ¯ عبادت » معرÙÛŒ گردید (علاوه بر مدخلهای مذکور رجوع کنید به تبرک * Ø› دعا * Ø› زیارت * Ø› عبادت * ). معنای ÙˆØØ¯Øª . موضوع دیگری Ú©Ù‡ در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در قرآن Ù…ØÙ„ توجه قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ معنای ÙˆØØ¯Øª است . قرآن در اشاره به دیدگاه نصارا دربارة عیسی علیه السلام Ùˆ دیدگاه کسانی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را دختران خدا Ù…ÛŒ خواندند، پیوسته بر ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ نداشتن خدا تأکید کرده ( رجوع کنید به نساء:171Ø› انعام : 101Ø› مریم : 35Ø› مؤمنون : 91Ø› زخر٠: 81) Ùˆ این نسبت را چنان ناروا Ùˆ زشت دانسته (لَقَدْ Ø¬ÙØ¦ØªÙÙ… شیئاً Ø§ÙØ¯Ù‘اً) Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ نزدیک است براثر آن آسمانهااز هم بشکاÙند (مریم :89 Ù€ 90). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سورة اخلاص ) در تبیین این تعبیرات قرآنی آنها را ناظر به بساطت ذات دانسته اند، از آنرو Ú©Ù‡ زادن Ùˆ زاده شدن ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ (از جمله : صدور، تمثیل آن به رابطة پرتو نورانی با مبدأش )ØŒ مستلزم جزء داشتن است Ùˆ «مولود»، بالضروره باید ØØ§ÙˆÛŒ بهری از «والد» باشد Ùˆ این ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ بساطت ذات . از برخی تعبیرات قرآن (مثلاً ص :5 Ù€6Ø› Ù†ØÙ„ : 51Ø› انعام : 91Ø› عنکبوت : 46) دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ تلقی عمومی Ùˆ اولیة مخاطبان از ÙˆØØ¯Øª خدا، ÙˆØØ¯Øª عددی (به معنای یکی در برابر چند تا) بوده است . اساساً Ù†ÙÛŒ اعتقاد به چند خدا (آلهه ) Ú©Ù‡ از آموزه های Ù…ØÙˆØ±ÛŒ قرآن در این باب است ØŒ در بدو امر، ذهن مخاطبان را به «یک خدا» جهت Ù…ÛŒ دهد، اما Ù†ØÙˆØ© بیان قرآن ØŒ در جاهای متعدد، این جهت ذهنی را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ است Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª از آن دارد Ú©Ù‡ مراد از خدای ÙˆØ§ØØ¯ØŒ نه ÙˆØ§ØØ¯ عددی بلکه ذات نامتناهی Ùˆ بسیط Ùˆ تجزّی ناپذیر Ùˆ بی مانند است Ùˆ ØØªÛŒ ÙØ±Ø¶ شریک برای او عقلاً Ù…ØØ§Ù„ است . این آموزه به چندگونه بیان شده Ùˆ غیر از آیاتی Ú©Ù‡ مانندْ داشتن Ùˆ هرگونه وصÙ٠موهم Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª را از ساØÙŽØª ربوبی به دور Ù…ÛŒ داند ( رجوع کنید به تشبیه Ùˆ تنزیه * )ØŒ ذکر وص٠«قهّار» همراه با Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» (یوس٠: 39Ø› رعد: 16)ØŒ «مØÛŒØ· » (ÙØµÙ„ت : 54Ø› بروج : 20) Ùˆ «علی کلّ شیئی٠شهیدٌ» (ØØ¬ : 17Ø› سبأ: 47) برای خدا، ناÙÛŒ معنای عددی٠یکی در برابر چند تاست ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Øª عددی (ÙØ±Ø¯ در برابر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ نوع در میان انواع ØŒ جنس در کنار سایر اجناس ) با مقهوریت Ùˆ عدم Ø§ØØ§Ø·Ù‡ همراه است ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 88 Ù€91). به طور Ú©Ù„ÛŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª سیاق آیات قرآن در وص٠ØÙ‚ متعال به گونه ای است Ú©Ù‡ هم کمال Ù…ØØ¶ را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کند هم تصور ÙˆØØ¯Øª عددی را بر طر٠می سازد. دراین میان آیات ناظربه آموزة مسیØÛŒÙ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø®Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ¯Ù† عیسی Ùˆ Ù†ÙÛŒ آن Ùˆ نکوهش معتقدان به این آموزه ØŒ ØØ§Ø¦Ø²Ø§Ù‡Ù…یت است . تعبیرات ØµØ±ÛŒØ Ùˆ قاطع قرآن نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ در تعلیم قرآنی هیچگونه ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تأویلی را Ú©Ù‡ با بساطت ذات در تعارض باشد بر نمی تابد Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه لازمة نسبت «پدر Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ » تجزّی ذات است ØŒ همچنانکه اعتقاد به سه اقنوم ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ قطعاً به کثرت یا تجزّی Ù…ÛŒ انجامد ( رجوع کنید به تثلیث * ). دور نمی نماید Ú©Ù‡ در آیة Ù‡ÙØªÙ… سورة مجادله (Ù…'ایکون٠مÙنْ نَجْوی ' ثلثة٠الاّ Ùˆ Ù‡ÙÙˆÙŽ رابعÙÙ‡ÙÙ… ...)ØŒ Ú©Ù‡ موضوع آن Ø§ØØ§Ø·Ø© علمی خدا بر همه چیز است ØŒ تعبیر «الاّ ÙˆÙŽ Ù‡ÙÙˆÙŽ را'Ø¨ÙØ¹Ùهم »برای دور کردن اذهان از تلقی «یکی چون دیگران » (ÙˆØØ¯Øª عددی ) Ùˆ تأکیدبر بساطت ذات بوده باشد (در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام به همین نکته در آیه توجه داده شده است رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 131Ù€132Ø› نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 16). ØµØ±ÛŒØØªØ±ÛŒÙ† بیان قرآن در این باب ØŒ سورة اخلاص است . در این سوره ــ Ú©Ù‡ بنا بر Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ùˆ Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§ØªÙ Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ابن جوزی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سوره Ø› ابن بابویه ØŒ ص 90Ù€94) موضوعش «نسبت رب » است ــ علاوه بر Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ Ùˆ همتا برای خدا Ùˆ زاده نبودن خدا، واژة Ø§ØØ¯ (دو بار) Ùˆ «صمد» به عنوان وص٠خدا به کار Ø±ÙØªÙ‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان در بارة این دو واژه Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ بویژه با توجه به معنای صمد، آن را ناظر به Ø§ØµÙ„Ø§Ø ØªÙ„Ù‚ÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ مشعر به بساطت ذات دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل سورة اخلاص Ø› طباطبائی ØŒ ج 6ØŒ ص 89Ø› نیز رجوع کنید به الصمد * Ø› اخلاص * ØŒ سوره Ø› ÙˆØ§ØØ¯ * ). 3) در ØØ¯ÛŒØ« . مضامین مرتبط با توØÛŒØ¯ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ بویژه Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان اهل بیت پیامبر علیهم السلام ØŒ ادبیات گسترده Ùˆ پرباری ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده است . در این میان خطبه های توØÛŒØ¯ÛŒ امیر مؤمنان علیه السلام شهرت بسیار دارد. شماری از این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ در ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تبیین آیات توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن است ØŒ شماری از آنها نکاتی از آموزة توØÛŒØ¯ را ارائه Ù…ÛŒ کند، Ùˆ در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا Ùˆ مراد از این یکتایی بیان شده است . Ù†ÙÛŒ آموزه های غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ غیر Ù…ÙˆØØ¯Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ شرک آلود نیز موضوع٠شماری از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« است . جایگاه باور به توØÛŒØ¯ در دین نیز در تعدادی از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . بر پایة این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ چند تن از Ù…ØØ¯Ù‘ثان آثاری را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ با همین نام یا نامی مشابه ØŒ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند ( رجوع کنید به التوØÛŒØ¯ * ). در Ø¨ØØ« جایگاه توØÛŒØ¯ در اسلام ØŒ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ ذیل عنوان «ثواب Ø§Ù„Ù…ÙˆØØ¯ÛŒÙ† » روایت شده است . بنابراین Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ باور به توØÛŒØ¯Ø¨ÛŒ آمیختگی به شرک واز سر اخلاص ،ارزشمندترین عبادت قلبی (جوانØÛŒ ) است ØŒ پاداش آن بهشت است Ùˆ اهل توØÛŒØ¯ از عذاب به دورند؛ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ØªØ±ÛŒÙ† عبارت نزد خدا «لااله الاّ اللّه » است Ùˆ به بیان امام رضا علیه السلام ØŒ در ØØ¯ÛŒØ« مشهور سلسلة الذهب * ØŒ این عبارت ØŒ اگر با شروطش ادا شود، «ØÙصن اَمن٠خدا» است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به تهلیل * ). اساساً سنگ بنای دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خدا، یعنی یکی دانستن اوست Ùˆ این ØŒ نخستین عبادت خدا نیز هست (ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57). بنا بر یک ØØ¯ÛŒØ« ØŒ اعتقاد به توØÛŒØ¯ به تنهایی نیمی از دین به شمار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 68). معنای ÙˆØØ¯Øª . سخنان امیرمؤمنان Ùˆ دیگر امامان ØŒ بیش از هر چیز ناظر به تبیین Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù…Ø±Ø§Ø¯ از ÙˆØØ¯Øª است . Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ اعتباری Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± ÙˆØØ¯Øª به بساطت ذات Ùˆ بی مانند بودن از یکسو Ùˆ نیز تأکید بر ÙØ±Ø§ØªØ± بودن ÙˆØØ¯Øª ØÙ‚ متعال از Ùهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است . در جنگ جمل ØŒ مردی اعرابی (بادیه نشین )ØŒ در بارة مراد از ÙˆØ§ØØ¯ بودن خدا از امام علی سؤال کرد Ú©Ù‡ اعتراض جمع را برانگیخت از آنرو Ú©Ù‡ مقام اقتضای این پرسش را نداشت ØŒ اما امام واکنش آنان را نپسندید Ùˆ با ØªØµØ±ÛŒØ Ø¨Ø± اینکه همین مسئله اساس اقدامات ایشان بوده ØŒ به ÙˆÛŒ پاسخ داد. پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ یکی بودن به چهارگونه قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª ØŒ دو گونة آن را نمی توان برای خدا به کار برد Ùˆ کاربرد دو گونة دیگر درست است . دو گونة نخست عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ عددی به معنای یکی در برابر دو تا Ùˆ بیشتر، ÙˆØ§ØØ¯ نوعی به معنای گونه ای از یک جنس (یا صنÙÛŒ از یک گونه ). دوگونة دیگر عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ به معنای بی مانند Ùˆ بی شریک ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ به معنای ØÙ‚یقتی بسیط Ú©Ù‡ نه در تØÙ‚Ù‚ خارجی Ùˆ نه در عقل Ùˆ وهم تجزیه پذیر نیست . امام قسم اخیر را با عنوان Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„معنی » بیان کرد Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯: کذلک اللّه٠ربّنا. همچنانکه آیة 73 سورة مائده را، Ú©Ù‡ موضوع آن رد تثلیث نصاراست ØŒ شاهدی بر Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی خدا معرÙÛŒ کرد (همان ØŒ ص 83 Ù€84Ø› قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€16). نکتة در خور توجه در این بیان ØŒ معنای سوم (Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه ) است Ú©Ù‡ نمی توان آن را گونه ای در برابر گونه های دیگر دانست . به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای Ø±ÙØ¹ یک ابهام بیان شده است Ùˆ آن اینکه آموزة توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن ØŒ اگرچه معمولاً در قالب «یک خدا در برابر چند خدا» ارائه شده ØŒ اما این قالب ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه است Ùˆ Ùقط جهت سلبی ÙˆØØ¯Øª (= Ù†ÙÛŒ کثرت ) در آن Ù„ØØ§Ø¸ شده است . تعبیر Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ لامÙنْ عددÙ» در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام علی علیه السلام ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 70) Ùˆ Â«Ø§ÙŽØØ¯ÙŒ لابتأویل٠عددÙ» در بیان امام رضا علیه السلام ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 37) ØªØµØ±ÛŒØ Ø¯ÛŒÚ¯Ø±ÛŒ است بر Ù†ÙÛŒ هرگونه تلقی عددی از یکتایی خدا. ØØ¯ÛŒØ« امام باقر علیه السلام نیز ÙˆØØ¯Øª عددی را به گونه ای دیگر Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کند: «خدا ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ یعنی کمترین سنخیتی با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نداشته (متباین ) Ùˆ از چیزی برنیامده Ùˆ با چیزی نپیوسته است Ø› ازینرو، Ú¯ÙØªÙ‡ اند عدد از ÙˆØ§ØØ¯ نشئت Ù…ÛŒ گیرد ولی ÙˆØ§ØØ¯ را نمی توان عدد خواند» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 90). این سخن Ø¨ØµØ±Ø§ØØª بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ ØÙ‚یقی از هر گونه تعدد به دور است ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عدد دو امر متقابل اند ( رجوع کنید به مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 226). Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری به معنای یک Ú†ÛŒØ²Ù ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده از چند جزء، با یک مقایسه صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . امام رضا در پاسخ به این پرسش Ú©Ù‡ چرا واژة ÙˆØ§ØØ¯ هم برای انسان Ùˆ هم برای خدا به کار Ù…ÛŒ رود، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این کاربرد مشترک ØŒ ØµØ±ÙØ§Ù‹ در Ù„ÙØ¸ است Ùˆ جهت کاربرد آن برای انسان غیر از جهت کاربرد آن برای ØÙ‚ متعال است Ø› انسان از اعضا Ùˆ رنگها Ùˆ اجزای گوناگون (گوشت ØŒ استخوان ØŒ خون ØŒ رگ ØŒ عصب ØŒ پوست ØŒ مو) ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده Ùˆ یک مجموعه (جثه )ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . این بیان در ØÙ‚ همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نیز صادق است Ùˆ بنابراین یکی خواندن چنین مجموعه ای (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ بالاجتماع ) ØµØ±ÙØ§Ù‹ اسمی (قراردادی ØŒ اعتباری ) Ùˆ مراد از آن Ù†ÙÛŒ دو Ùˆ چندتاست (مثلاً یک انسان در برابر دو یا چند انسان ). اما در بارة ØÙ‚ متعال وضع به گونه ای دیگر است Ø› خدا ذاتاً یکی است (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒÙÛŒ المعنی ) Ùˆ از این منظر جز خدا هیچ چیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 62ØŒ 185Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ ج 2ØŒ ص 79Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 6). در واقع ØŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری در برابر ÙˆØØ¯Øª ذاتی قرار Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ تعبیراتی چون Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘٠المعنی »، Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„ذات »، Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ ÙÛŒ ذاته » Ùˆ «ذاتÙÙ‡ ØÙ‚یقةٌ»، به این نکته اشاره دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36ØŒ 131ØŒ 144ØŒ 169). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ مراد از «معنا» در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ با توجه به سیاق Ùˆ مضمون ØŒ ذات Ùˆ ØÙ‚یقت٠یک چیز است (نیز رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 115). این تعبیرات Ùˆ نیز مقایسة مذکور در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا، آشکارا بر بساطت ذات Ùˆ بدور بودن آن از اجزا دلالت دارد. بعلاوه ØŒ در برخی Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بر تجزیه ناپذیری خدا (مثلاً: لَمْ یتبعَّضْ Ø¨ÙØªÙŽØ¬Ø²Ø¦Ø©Ù العددÙ) تأکید شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 47ØŒ 73ØŒ 80). ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒÙ واژة صمد در آیة سوم سورة اخلاص نیز غالباً ناظر به همین مضمون است . مثلاً، صمد چیزی است Ú©Ù‡ درون ندارد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 93). به نظر مجلسی (ج 3ØŒ ص 227)ØŒ این تعبیر، Ø§ØØªÙ…الاً بیانی از بساطت ذات (Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ المعنی ) است . بنا بر یک روایت ØŒ از امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØªÙØ³ÛŒØ± واژة صمد خواسته شد، پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ آیة سپسین در همین سورة اخلاص ØŒ در واقع ØªÙØ³ÛŒØ± صمد است . در این آیه Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ خدا نه کسی را زاده Ùˆ نه زاده شده است Ú©Ù‡ موضوع آن تنها Ù†ÙÛŒ نسبت پدری Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ نیست ØŒ بلکه مراد از آن Ù†ÙÛŒ هر امر عارضی (بَدا'وا'ت Ø› مثلاً اندوه ØŒ شادی ØŒ خواب ) Ùˆ دگرگونی Ùˆ کاستی از Ø³Ø§ØØª ربوبی است Ùˆ اینکه خدا نه از چیزی پدیدآمده (لا Ù…ÙÙ† Ø´ÛŒ Ø¡Ù) Ùˆ نه در چیزی Ùˆ نه بر روی چیزی است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 91Ø› نیز رجوع کنید به صمد * ). ØªÙØ³ÛŒØ± توØÛŒØ¯ به بساطت ذات ØŒ در قالب Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات ØÙ‚ نیز ارائه شده است . در خطبه ای از امام علی آمده Ú©Ù‡ ذات خدا پذیرای ØµÙØ§Øª نیست ( رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 8ØŒ ص 139Ø› ابن بابویه ØŒ ص 56). در دو ØØ¯ÛŒØ« از امام رضا نیز، با اندکی ØªÙØ§ÙˆØª در تعبیر، مبرا بودن خدا از ØµÙØ§Øª Ùˆ لزوم اعتقاد به آن ØŒ همراه با استدلال بیان شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 34Ù€ 35ØŒ 57Ø› نیز رجوع کنید به کلینی ØŒ ج 1ØŒ ص 140ØŒ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام کاظم علیه السلام ). در یکی از این دو ØØ¯ÛŒØ« آمده Ú©Ù‡ اساس توØÛŒØ¯ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است Ùˆ در دیگری توجه داده شده Ú©Ù‡ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ آموزة توØÛŒØ¯ امری ذومراتب Ùˆ مرتبة نخستین آن اقرار Ùˆ مرتبة کمالی آن Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است . همین نکته با ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر، در خطبه ای از امیرمؤمنان در نهج البلاغة دیده Ù…ÛŒ شود: سنگ بنا Ùˆ گام اول در دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خداست Ùˆ کمال این Ù…Ø¹Ø±ÙØª ØŒ باور داشت٠اوست . این باور با یکی دانستن (توØÛŒØ¯) خداوند به کمال Ù…ÛŒ رسد. توØÛŒØ¯ نیز در پرتو اخلاص کامل Ù…ÛŒ شود Ùˆ لازمة اخلاص کامل ØŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات باری است ( نهج البلاغة ØŒ خطبة 1ØŒ ص 39Ø› نیز رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 96Ù€97). بنا بر این بیان ــ Ú©Ù‡ شاید بتوان آن را گزارش ÙØ±Ø¢ÛŒÙ†Ø¯ تØÙ‚Ù‚ Ùˆ رشد Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه در انسانها، Ùˆ به تعبیر ابن میثم (ج 1ØŒ ص 119) مراتب Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه ØŒ خواند ــ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ در اخلاص Ùˆ سپس Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از خداست . ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ (ج 1ØŒ ص 74Ù€ 75)ØŒ مراد از اخلاص را در اینجا بدور دانستن خدا از هرگونه عوارض Ùˆ تغییرات Ùˆ از همه مهمتر مبرا بودن ذات باری از ØµÙØ§Øª ØŒ Ùˆ دو عبارت را ناظر به یک مقصود دانسته است (قس ابن میثم ØŒ ج 1ØŒ ص 122 Ú©Ù‡ آن را توØÛŒØ¯ عملی ØŒ یعنی زهد ØÙ‚یقی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است ). ØªØµØ±ÛŒØ Ùˆ تأکید بر Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª ØŒ به عنوان کاملترین مرتبة توØÛŒØ¯ØŒ با توجه به ÙˆÙور گزاره های Ø§ÛŒØ¬Ø§Ø¨ÛŒÙ ØØ§Ú©ÛŒ از اوصا٠کمالی ØÙ‚ متعال در قرآن ØŒ قطعاً برای Ù†ÙÛŒ علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ غیره نیست ØŒ بلکه امامان اهل بیت در مقام زدودن یک ابهام Ùˆ دور کردن مردم از گرایشهای تشبیهی ØŒ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً نقد Ùˆ Ù†ÙÛŒ نظریة تثلیث Ùˆ آرای متأثر از آن در عالم اسلام ØŒ بوده اند (در بارة کاربرد واژة Â«ØµÙØª » برای خدا در نخستین دهه های اسلامی بر اثر آشنایی با آموزه های مسیØÛŒ Ùˆ نیز Ù…Ø¨Ø§ØØ«Ø§Øª مواÙقان Ùˆ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص 112Ù€132). قاعده Ùˆ تلقی Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ عمومی در باب ØµÙØª Ùˆ موصو٠، ترکیب Ùˆ Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ است Ùˆ این با یکتایی ØÙ‚یقی خدا سازگار نیست . پیدایی نظریة قدمای ثمانیه * ØŒ Ú©Ù‡ شماری از متکلمان به آن رو آوردند، در واقع Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØªÛŒ برای Ø¨ÙØ±ÙˆÙ†Ø´Ùد از این ناسازگاری بود، با این بیان Ú©Ù‡ ØÙ‚ایقی (علم ØŒ قدرت ØŒ ØÛŒØ§Øª Ùˆ...) از قدیم با خدا بوده است . مثلاً، Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ خدا به مدد «علم ازلی » عالم است (عالماً بعلمÙ) Ùˆ به مدد «قدرت ازلی » قادر است (قادراً بقدرةÙ). در واقع ØŒ با پذیرش این اصل Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª ØŒ اموری جدا از موصو٠اند Ùˆ با تأکید بر این اصل Ú©Ù‡ خدا از عوارض Ùˆ دگرگونیها بدور است Ùˆ چیزی بر او Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ یا از او کاسته نمی شود، راهی جز اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم٠همراه خدا نمی مانَد، اما این دیدگاه خود مستلزم اعتقاد به «آلهه » است Ú©Ù‡ تعارضی بنیادی با آموزة توØÛŒØ¯ دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 140ØŒ 144Ø› مجلسی ØŒ ج 4ØŒ ص 62). در برابر این Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØª ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ تا هم تلقی Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ Ùˆ ترکیب را ــ Ú©Ù‡ از تشبیه خالق به مخلوق نشئت Ù…ÛŒ گیرد ــ از اذهان بزداید Ùˆ هم تلقی ØÙ‚ایق ازلی٠همراه با خدا را، زیرا نسبت Â«ØµÙØª Ù€ موصو٠» ØØ§Ú©ÛŒ از ترکیب Ùˆ اقتران Ùˆ لازمة آن مخلوق Ùˆ ØØ§Ø¯Ø« بودن است Ú©Ù‡ دیگر ازلی نیست . در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا علیه السلام توجه داده شده Ú©Ù‡ اگر Ú†Ù‡ تشبیه با توØÛŒØ¯ سازگاری ندارد، اما اثبات ØµÙØ§Øª (به معنای ØÙ‚ایق ازلی ) نیز راه برونشد از Ù…ØØ°ÙˆØ± تشبیه نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 40). در عین ØØ§Ù„ ØŒ برای پیشگیری از بروز شبهة ابطال Ùˆ تعطیل ØŒ در گزاره هایی ایجابی چون Â«Ø§Ù„Ø¹Ù„Ù…ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، Â«Ø§Ù„Ø³Ù…Ø¹ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، «القدرة٠ذاتÙÙ‡ »، «ذاتٌ علاّ مةٌ سمیعةٌ بصیرةٌ» Ùˆ «بصیرٌ بغیر آلةÙ» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 135ØŒ 139ØŒ 144)ØŒ بر ØµÙØ§Øª کمالی خدا تأکید شده است . امامان اهل بیت در تبیین جوانب گوناگون آموزة توØÛŒØ¯ØŒ پیوسته این اصل را یادآوری Ù…ÛŒ کردند Ú©Ù‡ باید از تشبیه به دور ماند Ùˆ به ابطال Ùˆ تعطیل ÙØ±Ùˆ Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به عرض عقاید عبدالعظیم ØØ³Ù†ÛŒ بر امام هادی علیه السلام Ùˆ تأیید آن ØŒ در ابن بابویه ØŒ ص 81). از این اصل گاه با عنوان «اثباتٌ بلاتشبیهÙ» تعبیر کرده اند ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 101ØŒ107). بر اساس همین رویکرد است Ú©Ù‡ ادعای شناخت ذات٠(اکتناهÙ) خدا، نشانة دور بودن از توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 35) Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از هر گونه کوشش عقلی برای درک خدا ( توهّم Ø› در بارة اینکه مراد از وهم در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ عقل یا معنایی مشتمل بر عقل است رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 1ØŒ ص 86Ø› مجلسی ØŒ ج 3ØŒ ص 30ØŒ ج 65ØŒ ص 279Ø› قس ابن میثم ØŒ ج 5ØŒ ص 464Ù€ 465) نشانة توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به نهج البلاغة ØŒ ØÚ©Ù…ت 470) معرÙÛŒ شده Ùˆ جدایی Ù…ØØ¶ خالق از مخلوق در هر وصÙÛŒ (مثلاً: بَیْنونَة صÙÙØ©ÙØ› Ú©ÙنْهÙÙ‡Ù ØªÙØ±ÛŒÙ‚ÙŒ بینَه Ùˆ بینَ خلقه٠رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 36) بارها Ùˆ با تعبیرات گوناگون مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØªÛŒ در یک ØØ¯ÛŒØ« به جنبة تنزیهی توØÛŒØ¯ توجه اکید شده است ØŒ با این عبارت Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ یعنی هرچه را بر خود (Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ) روا Ù…ÛŒ داری بر خدا روا مداری ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 96Ø› نیز رجوع کنید به ØµÙØ§Øª خدا * ). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ چند ØØ¯ÛŒØ« نیز در بیان معنای Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» روایت شده ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 82 Ù€83) Ú©Ù‡ مراد آنها معرÙÛŒ مصداق ØÙ‚یقی Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» است (قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 2Ù€ 7). دیگر اینکه Ù…ØÙ…دبن علی بن بابویه (ص 84 Ù€ 88) در Ø´Ø±Ø Ù…Ø¹Ù†Ø§ÛŒ ÙˆØ§ØØ¯ به روش متکلمان روی آورده ( رجوع کنید به بخش 4) Ùˆ با استناد به نظر کسی Ú©Ù‡ او را لغت شناس (Ø§ØØªÙ…الاً ابواØÙ…د عسکری ØŒ لغت شناس نامی قرن چهارم ØŒ متوÙÛŒ 382ØŒ Ùˆ استاد مشایخ آن روزگار، از جمله ابن بابویه رجوع کنید به خوئی ØŒ 1403ØŒ ج 4ØŒ 376) معرÙÛŒ کرده ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ اطلاق اسم Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» بر خدا به معنای ÙˆØØ¯Øª همة ØµÙØ§Øª کمالی و، بی مانندی اوست ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی چیزی جز توØÛŒØ¯ همة ØµÙØ§Øª کمالی نیست Ùˆ بنابراین کسی Ú©Ù‡ به خدای ÙˆØ§ØØ¯ معتقد است ولی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را در برخی ØµÙØ§Øª یا همة آنها با او شریک Ùˆ شبیه Ù…ÛŒ داند، Ù…ÙˆØØ¯ نیست (نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج 2ØŒ ص 17Ù€32). دلایل توØÛŒØ¯. برهان آوردن برای یکتایی خدا، بویژه در Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ با منکران ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« نیز دیده Ù…ÛŒ شود. در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بیش از هر چیز به توØÛŒØ¯ ربوبی توجه Ùˆ از انتظام خلق Ùˆ اتصال تدبیر Ùˆ هماهنگی امور، ÙˆØØ¯Øª مدبّر استنتاج شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص 244ØŒ 250). آیة 22 سورة انبیاء نیز در همین سیاق Ù…ØÙ„ استشهاد قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 250). در Ø³ÙØ§Ø±Ø´ طولانی امیرمؤمنان به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ (امام مجتبی یا Ù…ØÙ…دبن ØÙ†Ùیه رجوع کنید به ابن طاووس ØŒ ص 158Ù€159 Ùˆ به نقل از آن مجلسی ØŒ ج 74ØŒ ص 196Ù€197) نیز از جهتی دیگر، Ùˆ نزدیک به همین دلیل ØŒ بر یکتایی خدا استدلال شده است : لازمة وجود همتا برای پروردگار بروز نشانه های قدرت Ùˆ سیطرة آن همتا Ùˆ مشاهدة کارهای او، Ùˆ از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ هیچ چیزی در عالم وجود ندارد Ú©Ù‡ بیرون از انتساب به خدای ÙˆØ§ØØ¯ باشد تا نشانة خدای دیگر تلقی شود (ابن شعبه ØŒ ص 55Ø› نهج البلاغة ØŒ نامة 31ØŒ ص 396). در این میان از هشام بن ØÚ©Ù… ØŒ متکلم بزرگ شیعی Ùˆ از ØµØØ§Ø¨ÛŒØ§Ù† امام صادق Ùˆ امام کاظم علیهماالسلام ØŒ گزارشی موجود است Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ امام صادق در مواجهه با کسی Ú©Ù‡ دلیل نادرستی٠اعتقاد به بیش از یک صانع (ظاهراً مدبّر) را پرسیده بود، بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر اقامة برهان کردند. این برهان ــ Ú©Ù‡ کلینی آن را در باب Â«ØØ¯ÙˆØ« العالم » (ج 1ØŒ ص 80Ù€81) Ùˆ ابن بابویه در «باب الرّد علی الثنویّة Ùˆ الزنادقة » (ص 243Ù€ 244) آورده ــ با توجه به کاربرد وص٠«زندیق » برای مناظره کننده ØŒ ظاهراً در نقد اعتقادات مجوس Ùˆ مانویان ØŒ Ú©Ù‡ به دو مدبّر معتقد بودند، Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است ولی به دلیل Ø§ØØªÙˆØ§ بر چندین نکته ØŒ Ù…ØÙ„ توجه Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ØØ¯ÛŒØ« قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØ¯ÛŒØ« در Ø¨ØØ« خداشناسی متضمن سه موضوع است (صدرالدین شیرازی ØŒ قسم 1ØŒ ص 34) Ú©Ù‡ موضوع توØÛŒØ¯ در آن ØŒ در سه Ùقره بیان شده است : Ùقرة اول در نقد ÙØ±Ø¶ دو مدبّر است ØŒ با این بیان Ú©Ù‡ دو خدای مدبّر، Ú©Ù‡ طبعاً باید قدیم Ùˆ ازلی باشند، یا هر دو توانایند یا هر دو ناتوان اند یا یکی از آن دو توانا Ùˆ دیگری ناتوان است ØŒ اگر هر دو توانا باشند، چرا یکی از آن دو دیگری را کنار نمی زند Ùˆ خود به تدبیر عالم نمی پردازد؟ Ùˆ اگر یکی توانا Ùˆ دیگری ناتوان است لازمة آن پذیرش یک خدا (خدای توانا)ست زیرا ناتوانی با خدایی جمع نمی شود. در Ùقرة دوم ØŒ یکدستی عالَم (ائتلا٠امر) دلیل بر یگانگی مدبّر دانسته شده است . در Ùقرة سوم امام بیان کرده است Ú©Ù‡ لازمة هر دو تا بودنی ØŒ وجود یک عامل جداکنندة آن دو از یکدیگر است (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : «ÙÙØ±Ù’جَه »). از طرÙÛŒ این عامل جداکننده ØŒ غیر از آن دو Ùˆ با آن دو است Ú©Ù‡ لازمة آن اعتقاد به سه ØÙ‚یقت خواهد بود. با همین بیان ØŒ لزوم پنج ØÙ‚یقت قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ سر از بی نهایت در Ù…ÛŒ آورد. میرداماد (متوÙÛŒ 1041) در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ بر کاÙÛŒ (ص 184Ù€ 188)ØŒ هریک از سه Ùقرة ØØ¯ÛŒØ« را ناظر به یک برهان دانسته است : برهان اول اینکه اقتضا Ùˆ شرط وجوب ذاتی توانایی مطلق است ØŒ ØØ§Ù„ با ÙØ±Ø¶ وجود دو واجب بالذات (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : دو خدای قوی ) استناد هر موجودی به هریک از این دو ممکن خواهد بود؛ بنابراین ØŒ یا باید هر معلولی را به دو علت نسبت داد یا به ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø±ÙˆÛŒ آورد. هر دو ÙØ±Ø¶ Ù…ØØ§Ù„ است (ظاهراً ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠یا یک خدای قوی Ùˆ یک خدای ضعی٠را بی نیاز از ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ù†Ø³ØªÙ‡ است ). برهان دوم ØŒ تقریری است از آیة 22 سورة انبیاء Ú©Ù‡ طبق آن پیوند استوار همة اجزای عالم با یکدیگر، بنا بر آنچه در قوانین ØÙکْمی ثابت شده ØŒ Ùقط با انتساب به یک ÙØ§Ø¹Ù„ قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª Ùˆ وجود دو ÙØ§Ø¹Ù„ ØØ§ØµÙ„ÛŒ جز اختلال Ùˆ تباهی ندارد. بیان برهان سوم این است Ú©Ù‡ لازمة وجود دو چیز، وجود وجه تمایز آن دو از یکدیگر است وگرنه دو چیز نخواهد بود. از طرÙÛŒ با قبول این دو چیز، ناگزیر از پذیرش موجود سومی هستیم مرکّب از این دو (تعبیر Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » به همین معنا اشاره دارد). این موجود سوم نیز بی نیاز از صانع است ØŒ چون طبق ÙØ±Ø¶ ØŒ دو جزء آن وجوب ذاتی دارند Ùˆ بی نیاز از صانع اند. به این ترتیب ØŒ وجود٠یک ØÙ‚یقت٠قدیم٠سوم نیز اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ ما دو ØÙ‚یقت قدیم بود. بر همین قیاس ØŒ اگر سه ØÙ‚یقت قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم ØŒ ناگزیر از پذیرش پنج قدیم خواهیم شد Ùˆ این ترتیب٠تسلسلی ادامه Ù…ÛŒ یابد. میرداماد Ø§ØØªÙ…ال داده است Ú©Ù‡ آخرین جملة ØØ¯ÛŒØ« یا در تکمیل همین دلیل یا متضمن استدلال چهارمی باشد (برای بیان این دلیل رجوع کنید به ص 187Ù€ 188). Ù…ØÙ…دباقر مجلسی (متوÙÛŒ 1110) Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† ØØ¯ÛŒØ« پنج وجه را نقل Ùˆ ارائه کرده (ماقیلَ اَوْ یمکن٠ان یقالَ)ØŒ وجه دوم را به همین بیان میرداماد اختصاص داده ولی ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ برای واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 235Ù€236). صدرالدین شیرازی (قسم 1ØŒ ص 34Ù€39) این ØØ¯ÛŒØ« را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ مشتمل بر دو ØØ¬Øª دانسته است : یکی همگانی Ùˆ مشهور (عامّیةٌ مشهوریّة ) Ùˆ دیگری برهانی Ùˆ برای خواص . ÙˆÛŒ Ùقرة نخست را بر ØØ¬Øª اول Ùˆ دو Ùقرة بعدی را بر ØØ¬Øª دوم تطبیق داده است . او بیان کرده Ú©Ù‡ لازمة توانایی ØŒ غلبه Ùˆ سیطره است Ùˆ وجود دو خدا اقتضا Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ هریک بر دیگری سیطره جوید (تداÙÙØ¹ ) Ùˆ این به تباهی Ù…ÛŒ انجامد. در واقع ØŒ نتیجة ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا عدم هر دو است . ادامة Ø¨ØØ« روشن است Ø› خدای ضعی٠خدا نیست Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدای ضعی٠از اساس باطل است Ùˆ ÙØ±Ø¶ سوم نیز نهایتاً به پذیرش خدای یکتا Ù…ÛŒ انجامد. به نظر صدرالمتألهین ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دوم چنان آشکار است Ú©Ù‡ بی نیاز از بررسی بوده است . استدلال دوم بر پایة ÙˆØØ¯Øª عالَم ارائه شده است . در بیان امام صادق آمده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا ــ Ú©Ù‡ در اینجا معطو٠به تدبیر عالَم است (Ø§Ù†Ù‘ÙŽØ§Ù„Ù…Ø¯Ø¨Ù‘ÙØ±ÙŽ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ) ــ سه صورت دارد: یا دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از هر جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند (Ùˆ از جمله در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار)ØŒ یا از هر جهت مختل٠اند یا در برخی جهات Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. بنا بر ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† ØŒ یکسانی کامل به منزلة Ù†ÙÛŒ دو خداست ØŒ چرا Ú©Ù‡ «دو چیز»، باید دست Ú©Ù… در یک جهت با یکدیگر اختلا٠داشته باشند Ùˆ این اختلا٠، بالضروره ØŒ در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار بروز Ù…ÛŒ کند. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯ØªÙ مشهود عالَم ØŒ به معنای پیوند وثیق اجزای آن ØŒ از «یک تدبیر» ØÚ©Ø§ÛŒØª دارد؛ همة اجزای عالم با نظم Ùˆ به هم پیوستگی درونی در کارند Ùˆ شبهة وجود عالمی دیگر، Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© خدایی دیگر باشد، نیز از اساس Ù†Ø§Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†ÛŒ است . ÙˆÛŒ در اینجا به ارسطو نیز ارجاع داده Ú©Ù‡ در پاسخ پرسش از دلیل یکتایی خدا، ÙˆØØ¯Øª عالَم را دلیل بر این ادعا آورده است (در بارة این نظر ارسطو رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج 10ØŒ ص 69). آنگاه صورت سوم Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود؛ یعنی ØŒ دو خدا Ú©Ù‡ از جهاتی Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. Ùقرة سوم ناظر به همین صورت است . لازمة دو چیز بودن ØŒ وجود وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ (ÙÙØ±Ø¬Ù‡ ) است Ú©Ù‡ قطعاً باید امری وجودی باشد Ùˆ با همان بیان Ú©Ù‡ در ØØ¯ÛŒØ« آمده ØŒ به ÙØ±Ø¶ سه ØÙ‚یقت قدیم Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ از آن به پنج Ùˆ Ù†ÙÙ‡ Ù…ÛŒ رسد Ùˆ تا بی نهایت ØŒ یعنی بی نهایت وجود ازلی ØŒ پیش Ù…ÛŒ رود. این ØŒ البته Ù…ØØ§Ù„ است . صدرالمتألهین در اینجا نیز شبهه ای را در باب تØÙˆÛŒÙ„ وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ به یک امر ذهنی پیش کشیده Ùˆ Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ پاسخ Ú¯ÙØªÙ‡ است . مجلسی در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ØŒ این بیان را با اندکی تلخیص Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù† یک نکته ØŒ به عنوان وجه سوم آورده است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 236Ù€ 238). مولی Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ù…Ø§Ø²Ù†Ø¯Ø±Ø§Ù†ÛŒ (متوÙÛŒ 1081) در Ø´Ø±ØØ´ بر کاÙÛŒ ØŒ این ØØ¯ÛŒØ« را ØØ§ÙˆÛŒ سه دلیل دانسته است ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 43Ù€50). ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ در بارة Ùقرة اول ØŒ به Ø´Ø±Ø ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† نزدیک است Ùˆ Ùقط به این نکته اشاره کرده Ú©Ù‡ مراد از «توانا» برخورداری استقلالی از توانایی کامل است Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ قادر را بی نیاز از شریک Ù…ÛŒ کند Ùˆ طبعاً آن را کنار Ù…ÛŒ زند تا از نقیصة مشارکت به دور مانَد، اما این Â«Ø¯ÙØ¹ »، با ÙØ±Ø¶ برابری دو خدا در توانایی ØŒ دو سویه است Ùˆ معنای آن ناتوانی هریک در برابر دیگری است Ú©Ù‡ خود Ø®Ù„Ø§Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ خواهد بود. بعلاوه ØŒ ÙØ±Ø¶ دو خدای٠هم توان یا به Ù†ÙÛŒ وجود عالم Ù…ÛŒ انجامد یا مستلزم تØÙ‚Ù‚ دو عالَم متضاد Ùˆ ناهمگون است ( رجوع کنید به بخش 2Ø› نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). Ùقرة دوم ØŒ به همان نظریة ÙˆØØ¯Øª عالَم باز Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ گواه بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر است . در Ùقرة سوم ØŒ به اعتقاد مازندرانی ØŒ امام بی آنکه به عالم موجود نظر کند، Ù…ØØ°ÙˆØ± اساسی ÙØ±Ø¶ÛŒØ© دو خدا را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً واژة «ثÙمَّ» را برای Ø§ÙØ§Ø¯Ø© این نکته به کار برده است Ú©Ù‡ این دلیل ØŒ با دو دلیل دیگر، ØªÙØ§ÙˆØª اساسی دارد. میرزا رÙیعا نائینی (متوÙÛŒ 1082) نیز ØØ¯ÛŒØ« را مشتمل بر سه دلیل دانسته است : دلیل اول با توجه به معنای مراد از دو واژة قوی Ùˆ ضعی٠(خدای همه توان٠مستقل ØŒ خدای غیرمستقل با توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯) تقریر شده است Ùˆ آن اینکه ÙØ±Ø¶ دو خدای قوی مشتمل بر تناقض است ØŒ یعنی اثبات ضع٠هر دو خدا. بطلان ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠نیز آشکار است Ùˆ به طریق اَوْلی 'ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠نیز دانسته Ù…ÛŒ شود. دلیل دوم مشتمل است بر بررسی چگونگی انتساب پدیده ها (معلولات ) به دو مدبّر Ùˆ ابطال آن Ø› بدین معنا، Ú©Ù‡ نسبت همة پدیده ها به دو مدبّر یا از هر جهت یکی است Ùˆ امکان صدور هریک از پدیده های عالم از هریک از دو خدا کاملاً یکسان است ØŒ یا از همه جهت Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . در ØØ§Ù„ت اول Ù…ØØ°ÙˆØ±Ø§ØªÛŒ چون ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø ØŒ صدور کار ناروا Ùˆ خلا٠ØÚ©Ù…ت ØŒ نقص Ùˆ عدم رعایت Ù…ØµØ§Ù„Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ùˆ ØØ§Ù„ت دوم مستلزم ناتوانی خداست . دلیل سوم به Ùقرة سوم ØØ¯ÛŒØ« Ùˆ واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » راجع است . در اینجا نیز همان دو ØØ§Ù„ت مذکور در دلیل دوم ØŒ اما از منظری دیگر، Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ بررسی Ù…ÛŒ شود. در ØØ§Ù„ت اول ØŒ Ú©Ù‡ استناد همة پدیده ها به هر دو خدا (مدبّر) ممکن است ØŒ لازم است عاملی وجود داشته باشد Ú©Ù‡ ØÙˆØ²Ø© عمل هر خدا را معیّن کند (ÙØ±Ø¬Ù‡ ) Ùˆ این به منزلة اعترا٠به وجود سه مدبّر است Ú©Ù‡ نهایتاً به تسلسل Ù…ÛŒ انجامد. ابطال ØØ§Ù„ت دوم نیز بی نیاز از استدلال است ( رجوع کنید به جزایری ØŒ ج 2ØŒ ص 31Ù€34). مجلسی (ج 3ØŒ ص 238Ù€ 240) این بیان را نیز به عنوان وجه چهارم در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« امام صادق نقل کرده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ این تقریر تا اندازه ای دور از ذهن است Ùˆ بعلاوه ØŒ مبتنی بر مقدمات متعددی در علم کلام است . مولی Ù…ØØ³Ù† Ùیض کاشانی (متوÙÛŒ 1091Ø› ج 1ØŒ ص 330Ù€ 331) Ùقرة اول ØØ¯ÛŒØ« را برهانی مبتنی بر سه مقدمه ØŒ Ú©Ù‡ در کتب ØÙکْمی تبیین شده Ùˆ کلام امام متضمن آنهاست ØŒ Ù…ÛŒ داند: یکی اینکه صانع عالم باید در ایجاد Ùˆ تدبیر توانا Ùˆ مستقل باشد، دیگر اینکه یک پدیده را نمی توان به دو پدیدآورندة مستقل نسبت داد، Ùˆ سوم آنکه ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù…ØØ§Ù„ است . با این سه مقدمه ØŒ نادرسـتی ÙØ±Ø¶ دو خـدای مستقـلّ٠توانا اثبات Ù…ÛŒ شود (ظاهراً نادرستی دو صورت دیگر را بی نیاز از بیان دانسته است ). در Ùقرة دوم ØŒ او نیز جهت اصلی بیان امام را یکپارچگی Ùˆ ÙˆØØ¯Øª عالَم ØŒ چونان یک شخص ØŒ Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ از انضمام دو مقدمة دیگر به آن ØŒ یک برهان صورت بسته است . مقدمة نخست اینکه دو چیز٠کاملاً یکسان (متÙقَین٠مÙÙ† کلّ٠جهةÙ) وجود ندارد Ùˆ در واقع یک چیز است ØŒ دوم اینکه برای دو چیز٠کاملاً ناهمسان امکان بروز Ùˆ تدبیر یک امر ÙˆØ§ØØ¯ نیست . او نیز مانند میرداماد، این Ùقره را با استشهاد به ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ دیگر، به آیة 22 سورة انبیاء پیوند Ù…ÛŒ دهد. به نظر Ùیض ØŒ Ùقرة سوم را Ù…ÛŒ توان برهانی مستقل دانست Ùˆ یا آن را، مانند صدرالمتألهین ØŒ تکملة برهان دوم خواند. قاضی سعید قمی (متوÙÛŒ 1107) در Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯Ø§Ù„صدوق (ج 3ØŒ ص 402Ù€ 408)ØŒ پس از نقل عبارات Ùیض کاشانی ــ Ú©Ù‡ بدون ذکر نام ØŒ آن را با عنوان Ø´Ø±Ø Ø¯Ùˆ استاد ØÚ©ÛŒÙ… الاهی معرÙÛŒ کرده ــ Ùˆ نیز مناقشه ای اندک در بارة آن ØŒ اظهار داشته Ú©Ù‡ این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ از آغاز تا انجام ØŒ Ùقط ØØ§ÙˆÛŒ یک برهان است ØŒ با این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ú©Ù‡ Ùقرة اول نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای توانای مستقل را اثبات Ù…ÛŒ کند، از آنرو Ú©Ù‡ به تمانع Ù…ÛŒ انجامد؛ سپس ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠را پیش Ù…ÛŒ کشد Ú©Ù‡ بازگشت آن به قبول آموزة توØÛŒØ¯ است ØŒ آنگاه ÙØ±Ø¶ دو خدای Ø¶Ø¹ÛŒÙ Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. قاضی سعید بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ مراد از ضع٠، در این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ ØªÙˆØ§Ù†Ø§ÛŒÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است در برابر قدرت Ú©Ù‡ به گستردگی Ùˆ اطلاق اشعار دارد. بر این اساس ØŒ به نظر ÙˆÛŒ ØŒ Ùقرة دوم Ùˆ سوم در مقام بررسی Ùˆ نقد همین ÙØ±Ø¶ اخیر است : دو خدا Ú©Ù‡ هریک توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ دارند یا در ØµÙØ§Øª کمالی کاملاً یکسان اند یا کاملاً اختلا٠دارند. اما ÙˆØØ¯ØªÙ درهم تنیدة اجزای عالم ØŒ Ú©Ù‡ با نظر علمی Ùˆ سلوک عقلی اثبات Ù…ÛŒ شود، مانع از نسبت دادن آن به دو یا چند خداست (ÙˆÛŒ بیش از این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù†Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ùˆ گویی این سخن را برای اثبات نادرستی ÙØ±Ø¶Ù دو خدای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ Ú©Ù‡ از همة جهات یکسان اند، کاÙÛŒ دانسته است ØŒ Ú†Ù‡ رسد به دو خدای مختل٠). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ùقرة سوم را ناظر به Ù…ØØ°ÙˆØ± خاص ÙØ±Ø¶ دو Ø®Ø¯Ø§ÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù ناهمسان Ù…ÛŒ داند. نکته ای Ú©Ù‡ قاضی سعید یادآوری کرده ØŒ مراد از واژة «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در این ØØ¯ÛŒØ« است Ú©Ù‡ به امری معقول (امتناع خلا در امور عقلی ) اشاره دارد. چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، مجلسی این ØØ¯ÛŒØ« را نقل کرده است . ÙˆÛŒ پیش از Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« ØŒ گزارشی از مجموعة دلایل توØÛŒØ¯Ù باری (Ù‡ÙØª دلیل ) آورده Ùˆ آنگاه وجوه مختلÙÛŒ را Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ یا Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù†ÛŒ است ØŒ ارائه Ùˆ اشاره کرده است Ú©Ù‡ در بارة هریک از این وجوه مناقشات Ùˆ اشکالاتی وجود دارد ولی برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از درازی سخن به آنها نمی پردازد ( رجوع کنید به ج 3ØŒ ص 240). وجه نخست تقریباً همان ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù‚Ø§Ø¶ÛŒ سعید است ØŒ یعنی ØØ¯ÛŒØ« مجموعاً متضمن یک برهان است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 234Ù€ 235). وجه دوم Ùˆ سوم Ùˆ چهارم پیشتر معرÙÛŒ شد، اما وجه پنجم ــ Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الاً از خود اوست ــ ØØ¯ÛŒØ« را متضمن سه دلیل Ù…ÛŒ داند: Ùقرة اول همان برهان تمانع Ùˆ Ùقرة دوم برهان تلازم (ظاهراً منظور او توارد است رجوع کنید به برهان٠تمانع * ) است Ùˆ Ùقرة سوم در مقام ردّ کسانی ØŒ چون مجوس ØŒ است Ú©Ù‡ به دو خدای مجسَّم٠جدا از هم قائل اند، پس باید چیزی ÙØ§ØµÙ„Ø© بین این دو را پر کند (به دلیل اصل امتناع خلا) یا سطØÛŒ جداکنندة آن دو باشد تا دو تا بودن معنا دار شود. در این صورت واژة ÙØ±Ø¬Ù‡ ØŒ در همان معنای اصلی خود به کار Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج 3ØŒ ص 240). Ø´Ø§Ø±Ø Ø¯ÛŒÚ¯Ø± این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ سیدنعمت اللّه جزایری (متوÙÛŒ 1112) است . ÙˆÛŒ پس از نقل Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒØ±Ø²Ø§ رÙیعا Ùˆ میرداماد Ùˆ صدرالمتألهین ØŒ بیان میرداماد را پسندیده Ùˆ آن را به گونه ای دیگر تقریر کرده است ( رجوع کنید به ج 2ØŒ ص 31Ù€ 39). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ دانشمند ذوÙنون چند دهة اخیر (متوÙÛŒ 1352 Ø´ )ØŒ با توجه به این نکته Ú©Ù‡ مخاطب اصلی امام در این Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ ÙØ±Ø¯ÛŒ مانوی بوده ØŒ برخی شرØÙ‡Ø§ÛŒ ØØ¯ÛŒØ« را، اگرچه بغایت دقیق است ØŒ برپایة اعتقاد Ùˆ انگیزة مخاطب در این پرسش ØŒ از مقصود اصلی خطاب به دور دانسته است ØŒ اما به نظر Ù…ÛŒ رسد ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÙˆØŒ بیشتر به Ùقرة سوم Ùˆ تعبیر «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در آن باز Ù…ÛŒ گردد، نه همة عبارات ØØ¯ÛŒØ« . او ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ بنا بر عقیدة مانویان ØŒ عالم از دو ØÙ‚یقت جسمانی ØŒ یکی نور Ù…ØØ¶ Ùˆ دیگری ظلمت Ù…ØØ¶ ØŒ پدید آمده است Ùˆ امام بیان کرده اند Ú©Ù‡ لازمة این اعتقاد، وجود ØÙ‚یقتی قدیم است Ú©Ù‡ نه نور Ù…ØØ¶ Ùˆ نه ظلمت Ù…ØØ¶ است Ùˆ با همین بیان بی نهایت ØÙ‚ایق قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود ( رجوع کنید به مازندرانی ØŒ ج 3ØŒ ص 48Ù€49ØŒ تعلیقة شعرانی ). علاوه بر ØØ¯ÛŒØ« ØŒ متون دعایی Ùˆ زیاری شیعی نیز آکنده از مضامین توØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ غالباً معطو٠به جنبه های مختل٠توØÛŒØ¯ عملی Ùˆ عبادی است . 4) در کلام . Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در منابع متقدم کلامی غالباً مشتمل است بر تبیین مراد از ÙˆØØ¯Øª خدا Ùˆ اثبات این ÙˆØØ¯Øª . در باب مراد از ÙˆØØ¯Øª ØŒ بیش از پنج معنا ارائه شده است : 1) جزء نداشتن Ùˆ بخش ناپذیربودن خدا. متکلمان معتزلی (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 185Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241ØŒ به نقل از ابوعلی Ø¬ÙØ¨Ù‘ائی )ØŒ بر خلا٠متکلمان اشعری (برای نمونه رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 168Ù€169)ØŒ ضمن تأکید بر Ù†ÙÛŒ تجزّی در ØÙ‚ متعال ØŒ این معنای ÙˆØØ¯Øª را در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ اند، زیرا به نظر ایشان ØŒ جزء نداشتن وص٠اختصاصی خدا نیست Ùˆ برخی موجودات (مثلاً جوهر Ù…Ù†ÙØ±Ø¯) را نیز Ù…ÛŒ توان به این معنا ÙˆØ§ØØ¯ خواند (نیز رجوع کنید به نیسابوری ØŒ ص 624). متکلمان امامی متقدم به این معنای ÙˆØØ¯Øª اشاره نکرده اند اما به نظر Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ یکی از مرادات Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ همین معناست Ùˆ واژة Â«Ø§ØØ¯Â» در قرآن به آن اشاره Ù…ÛŒ کند. ÙˆÛŒ دلیل این ÙˆØØ¯Øª را طبق روش ØÚ©Ù…ا Ùˆ با استمداد از مضامین قرآنی آورده است (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 29Ù€32). 2) Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… به خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ هر قدیم Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دیگر. این معنای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ØÙ„ تأکید امامیان Ùˆ معتزلیان بوده (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 82 Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ همانجا)ØŒ در آثار متکلمان اشعری باتوجه به مقبولیت نظریة قدمای ثمانیه نزد آنان ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ Ùقط برخی از ایشان (مثلاً ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39Ù€40)ØŒ ضمن اشاره به تأکید معتزلیان بر Ù†ÙÛŒ تعدد قدما، اظهار کرده اند Ú©Ù‡ اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم (به معنای مسبوق به عدم نبودن ) با توØÛŒØ¯ ناسازگار نیست (نیز رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51 Ù€52ØŒ Ú©Ù‡ این نظریة اشعری را با دیدگاه توØÛŒØ¯ÛŒ ناسازگار خوانده است ). 3) Ù†ÙÛŒ شبیه برای خدا در همه یا برخی از ØµÙØ§Øª اختصاصی ربوبی ØŒ Ú†Ù‡ ایجابی Ùˆ Ú†Ù‡ سلبی . در بارة این معنا، Ú©Ù‡ با تعبیرات مختل٠بیان شده ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر هست ØŒ تا بدانجا Ú©Ù‡ به تعبیر قاضی عبدالجبار همدانی (1971ØŒ ص 169) توØÛŒØ¯ عبارت است از علم به ØµÙØ§Øª Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدا Ùˆ اØÚ©Ø§Ù… آن (Ù…Ø§ÛŒÙØªÙŽÙˆØÙ‘Ø¯ÙØ§Ù„له٠بÙÙ‡Ù Ù…ÙÙ†ÙŽØ§Ù„ØµÙ‘ÙØ§ØªÙ الَّتی یختصّ٠بها...). قاسم بن ابراهیم رَسّی (متوÙÛŒ 246)ØŒ از امامان زیدیه ØŒ نیز بیان کرده Ú©Ù‡ خداشناسی دو بعد دارد: اثبات Ùˆ Ù†ÙÛŒ Ú©Ù‡ مراد از این دومی Ù†ÙÛŒ تشبیه است (تشبیه در ذات ØŒ در ØµÙØª Ùˆ در ÙØ¹Ù„ ) Ùˆ توØÛŒØ¯ نیز عبارت است از همین Ù†ÙÛŒ تشبیه (ص 98Ù€99). این معنای ÙˆØØ¯Øª بر پایة ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù„ØºØª شناسان ارائه شده است Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ اند واژة ÙˆØ§ØØ¯ برای بیان Ø§Ù†ØØµØ§Ø± یک ØµÙØª در یک چیز یا شخص ØŒ یا بیان Ù…Ù†ØØµØ± به ÙØ±Ø¯ بودن یک ذات به کار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به راغب اصÙهانی ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»Ø› عسکری ØŒ ص 114). ضمناً همانطور Ú©Ù‡ قاضی عبدالجبار همدانی از ابوهاشم Ø¬ÙØ¨Ù‘ایی نقل کرده ( رجوع کنید به 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241)ØŒ معنای دوم قابل درج درمعنای سوم Ùˆ درØÙ‚یقت یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ آن است . 4) Ù†ÙÛŒ کثرت Ùˆ تعدد. این معنا Ú©Ù‡ گاه از آن به «نÙÛŒ Ø§ÙŽÙØ±Ø§Ø¯Â» تعبیر شده است ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32)ØŒ ناظر به وجه سلبی واژة ÙˆØØ¯Øª Ùˆ پایة استدلالهای کلامی در ردّ آموزه های دوگانه پرستی Ùˆ تثلیث Ùˆ باورهای مشرکانه بوده است . متکلمانی Ú©Ù‡ به این معنای ÙˆØØ¯Øª توجه کرده اند، غالباً ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª ایجابی را در بارة ØµÙØ§Øª خدا آمیخته به تشبیه Ù…ÛŒ دانسته Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±Ù‡Ø§ÛŒ تنزیهی را در این مقام ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒ داده اند، از جمله برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از تلقی ÙˆØØ¯Øª عددی ØŒ این ØªÙØ³ÛŒØ± (ÙˆØØ¯Øª = Ù†ÙÛŒ کثرت ØŒ Ù†ÙÛŒ تعدد) را برگزیده اند. Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ باقلاّ Ù†ÛŒ از این شمارند ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 23Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 49Ù€50). متکلمان امامی نیز تلقی عددی از ÙˆØØ¯Øª را Ù†ÙÛŒ کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 12Ù€13). در برابر، معتزلیان ØŒ جز اندکی ØŒ ØªØµØ±ÛŒØ Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ واژة ÙˆØØ¯Øª برای ØÙ‚ متعال در همان Ù…Ùهوم عددی ØŒ یعنی یکی در برابر دو تا Ùˆ چند تا، به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ بر پایة همان Ù…Ùهوم نیز دو یا چند خدایی رد شده است ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 242). 5) Ù†ÙÛŒ شریک ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر عالم Ùˆ Ú†Ù‡ در پرستش (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص 51Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ همانجا؛ ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 39). به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ به صورت ایجابی نیز ارائه شده است ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 797)ØŒ بر پایة مضامین Ùˆ نصوص قرآنی Ùˆ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ùˆ ØØ§Ú©ÛŒ از گستره Ùˆ ابعاد آموزة توØÛŒØ¯ در اسلام است . معانی دیگری نیز برای ÙˆØØ¯Øª Ùˆ توØÛŒØ¯ ذکر شده Ú©Ù‡ مانند معنای اخیر، معر٠مضمون نظری Ùˆ عملی توØÛŒØ¯ در اسلام است . مثلاً، ÙˆØØ¯Øª خدا به معنای آن است Ú©Ù‡ Ùقط خدا پناهگاه انسانهاست (امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 169) یا توØÛŒØ¯ بدان معناست Ú©Ù‡ انسان همة امور را در دست خدا ببیند Ùˆ از همة اسباب Ùˆ وسایط دل بر کَنَد (ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 792). شهرستانی ( نهایة الاقدام ØŒ ص 90) نیز در عبارتی کوتاه ØŒ ÙˆØØ¯Øª خدا را به بخش ناپذیری در ذات ØŒ شبیه نداشتن در ØµÙØ§Øª Ùˆ بی شریک بودن در کارها (به معنایی Ú©Ù‡ اشاعره معتقدند رجوع کنید به ص 54) ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است (نیز رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 751 Ú©Ù‡ این عبارت را از ابن Ùورَک نقل کرده است ). این نکته نیز درخور دقت است Ú©Ù‡ چون معنای ØµÙØªÙ Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» برای خدا، نزد متکلمان ØŒ غالباً معطو٠به سلب Ùˆ تنزیه بوده است ØŒ Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در Ù…Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی Ùˆ معمولاً پس از ØµÙØ§Øª ایجابی Ùˆ کمالی ØŒ چون قدرت Ùˆ علم Ùˆ اراده Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ سمع Ùˆ بصر، Ùˆ در Ø¹ÙØ¯Ø§Ø¯ ØµÙØ§Øª سلبی Ùˆ تنزیهی چون Ù†ÙÛŒ جسم Ùˆ مکان Ùˆ دیده شدن ØŒ آمده است (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 241Ø› همو، 1422ØŒ ص 185Ø› علم الهدی ØŒ ص 78Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 131Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› همو، 1411ØŒ ص 452Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ ص 94Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 31 Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نخستین Ù…Ø¨ØØ« از ÙØµÙ„ تنزیهات ولی Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ بعد از اثبات صانع قرار داده Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39 Ú©Ù‡ به تبَع عضدالدین ایجی ØŒ ص 278ØŒ Ù…Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را در شمار تنزیهات Ùˆ باتوجه به اهمیت موضوع ØŒ در ÙØµÙ„ÛŒ مستقل آورده است ). Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ (1413ØŒ ج 2ØŒ ص 9) نیز Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را ــ Ú©Ù‡ آن را از جوانب مختل٠(شامل توØÛŒØ¯ ذات ØŒ ØµÙØ§Øª ØŒ خالقیت ØŒ ربوبیت ØŒØØ§Ú©Ù…یت ،طاعت ØŒ تشریع ØŒ عبادت ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª ) بررسی کرده ــ به عنوان نخستین ØµÙØª سلبی (تنزیهی ) شناسانده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ متدیّنان در باب ØµÙØ§Øª کمالی خدا چون علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª ØŒ دست Ú©Ù… در کلیت آن ØŒ اختلا٠ندارند ولی ØµÙØ§Øª سلبی٠تنزیهی Ù…ØÙ„ اختلا٠و منشأ پیدایی ÙØ±Ù‚ Ùˆ مذاهب شده است Ø› ازینرو توØÛŒØ¯ Ùˆ مراد از آن بیش از همة اوصا٠تنزیهی موردتوجه Ùˆ تأکید قرآن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . از مواردخلا٠می توان به ابومنصور ماتریدی (متکلم بزرگ ØÙ†ÙÛŒ ØŒ متوÙÛŒ 333) Ùˆ ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد (متکلم امامی قرن نهم ØŒ متوÙÛŒ 826) اشاره کرد. اولی Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پس از اثبات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± Ùˆ قبل از پرداختن به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª خدا ( رجوع کنید به ص 49) Ùˆ دومی ØµÙØª ÙˆØ§ØØ¯ را جزو ØµÙØ§Øª ثبوتی (به تعبیر خود او: اکرامیات ØŒ در برابر جلالیات Ø› 1380 Ø´ ØŒ ص 203Ù€ 204) آورده است . همچنین برهان آوری بر توØÛŒØ¯ØŒ گاه زیر عناوینی چون «نÙÛŒ الثانی »( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د،1422ØŒ ص 185) Ùˆ «نÙÛŒ التعدد Ùˆ الکثرة » ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 34) صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . دلایل توØÛŒØ¯. استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ مسبوق به پذیرش وجود خداست Ùˆ طبعاً در صورت بندی آن ØŒ غالباً مواجهه با مدعیان Ùˆ معتقدان به دو یا چند خدا در نظر بوده Ùˆ به تعبیر شیخ طوسی ( تمهیدالاصول ØŒ ص 93) نظریة ثنویها Ùˆ مجوس Ùˆ نصارا ابطال Ù…ÛŒ شده است . به همین سبب از قدیمترین زمان ØŒ متکلمان برای Ø¯ÙØ§Ø¹ از آموزة توØÛŒØ¯ Ùˆ اثبات آن ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ به روش Ø®Ùل٠را کارآمدتر از ارائة ادلة اثباتی Ù…ÛŒ دانسته اند. آنان بیشتر٠دلایل توØÛŒØ¯ را با این رویکرد ارائه کرده اند. از نگاهی دیگر، برهانهای توØÛŒØ¯ÛŒ در منابع کلامی ــ Ú©Ù‡ در برخی از آنها Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ Ø´Ø±Ø Ùˆ بسط داده شده (از جمله رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 267Ù€ 328 مشتمل بر چهارده دلیل Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€ 38 مشتمل بر ده دلیل ) ــ سه گونه است : برهانهای عقلی یا مبتنی بر اصول Ùˆ قواعد ØÙکْمی ØŒ برهانهای مبتنی بر روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ برهان مبتنی بر نقل . مجموعة این برهانها معمولاً ناظر به توØÛŒØ¯ در خالقیت Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبیت (تدبیر) است Ùˆ در آنها جنبه های دیگر توØÛŒØ¯ØŒ از جمله توØÛŒØ¯ در عبادت ØŒ کمتر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است Ø› شاید از آنرو Ú©Ù‡ لازمة قطعی Ùˆ بدیهی Ùˆ عملی٠باور به یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر عالم ØŒ هم پرستش این ØÙ‚یقت یکتا Ùˆ هم Ù†ÙÛŒ پرستش غیر اوست . بخشی از این برهانها نیز اساساً در نقد Ùˆ نقض آرا Ùˆ آموزه های ادیان Ùˆ مذاهب Ùˆ ÙØ±Ù‚ (تثلیث ØŒ ثنویت ØŒ دÙیْصانیه ØŒ مقیونیه ØŒ مانویان Ùˆ...) است . برهانهای گونة اول بر پایة ذاتی بودن وجوب وجود در خدا یا قدیم بودن خدا Ùˆ نیز برخی استدلالهای عقلی سامان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است . نوبختی ØŒ متکلم امامی نیمة اول قرن چهارم ØŒ Ú©Ù‡ در اثبات صانع ØŒ برهان وجوب Ùˆ امکان را پیش کشیده ( رجوع کنید به علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 59)ØŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ نیز ØµÙØª وجوب را مبنا قرار داده Ùˆ نشان داده است Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ بیش از یک واجب الوجود یا وقوع ترکیب در آن است Ú©Ù‡ با وجوب وجود سازگار نیست یا عدم تمایز دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از یکدیگر است ØŒ Ú©Ù‡ بازگشت آن به اثبات ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود خواهد بود (همان ØŒ ص 94Ù€95ØŒ باتوجه به Ø´Ø±Ø ). این برهان ØŒ با برخی از تغییرها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ مناقشات ØŒ در آثار سپسین نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ (از جمله رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 196Ù€197 Ú©Ù‡ این استدلال را رد کرده است Ø› شهرستانی ØŒ نهایة الاقدام ØŒ ص 90Ù€91Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 132Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ 1986ØŒ ج 1ØŒ ص 312Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 249Ù€ 250Ø› همو، 1380 Ø´ ØŒ ص 204Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 32Ù€33Ø› جرجانی ØŒ ج 8ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› لاهیجی ØŒ ص 235Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 14). در منابع ÙلسÙÛŒ نیز به آن توجه کرده اند ( رجوع کنید به بخش 5). تقریر دیگر برهان این است : وجوب وجود ــ Ú©Ù‡ ماهیت واجب چیزی جز آن نیست ــ مقتضی٠تعیّن است ØŒ زیرا نه چیزی بدون تعیّن وجود دارد Ùˆ نه تعیّن Ù…ÛŒ تواند مقدّم بر ماهیت٠واجب باشد از آنرو Ú©Ù‡ Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù دَوْر پیش Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« عامة ÙلسÙÛŒ اثبات شده Ú©Ù‡ اگر تعیّن یک چیز از اقتضائات ماهیت آن چیز باشد، این امر٠متعین (در این Ø¨ØØ« : واجب الوجود)از مقولة نوعÙÙ…Ù†ØØµØ± در شخص خواهدبود( رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 67 Ùˆ 278 Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø¢Ù† در جرجانی ØŒ ج 3ØŒ ص 97Ù€99ØŒ ج 8ØŒ ص 40Ù€41). نکتة مهم در این استدلال ØŒ عدم Ø§Ù„ØªÙØ§Øª آن به خلقت Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت است Ùˆ به عبارت دیگر، این برهان ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شرک نیست ØŒ گرچه این امر از لوازم آن است (Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ 1413ØŒ ج 2ØŒ ص 11). دو دلیل دیگر نیز برای اثبات ÙˆØØ¯Øª ذات ØŒ با تأکید بر عددی نبودن آن ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکی اینکه وجود نامتناهی تعدد بردار نیست Ùˆ خدا ØÙ‚یقتی نامتناهی است ØŒ دوم اینکه ØµÙØ±Ù’٠الوجود تکرار نمی شود Ùˆ خدا وجود Ù…ØØ¶ Ùˆ منزه از ماهیت است (همان ØŒ ج 2ØŒ ص 15Ù€20). قاضی عبدالجبار همدانی (متوÙÛŒ 415) Ùˆ بیشتر متکلمان معتزلی Ùˆ نیز علم الهدی (متوÙÛŒ 436) Ùˆ شماری از امامیان ØŒ از جهت Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ذاتی بر توØÛŒØ¯ استدلال کرده اند، با این بیان : Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ØŒ ØµÙØª ذات است Ùˆ قدیم نمی تواند Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ داشته باشد. ØØ§Ù„ اگر وجود٠قدیم دیگری را علاوه بر خدای قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم آن قدیم نیز باید مبرا از Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ باشد. بعلاوه ØŒ اشتراک این دو در ØµÙØª ذات اقتضا Ù…ÛŒ کندکه دومی نیز برخوردار از همة ØµÙØ§Øª خدایی ØŒ ازجمله قدرت ذاتی ØŒ باشد (پیشتر Ú¯ÙØªÙ‡ شد Ú©Ù‡ متکلمان ØŒ ØµÙØª ÙˆØØ¯Øª را پس از اثبات ØµÙØ§Øª کمالی٠قدرت Ùˆ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ... Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ کرده اند). در این صورت لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ مقدور٠هر دو Ù‚Ø¯ÛŒÙ…Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یک چیز باشد چرا Ú©Ù‡ هر دو، خدایی مستقل Ùˆ همه توان اند. اما یک پدیده (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: مقدور) قابل انتساب به دو پدیدآورنده (قادر) نیست (نظیر Ø¨ØØ« عدم امکان تعلق یک معلول به دو علت ) Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶Ù خدای دوم رد Ù…ÛŒ شود، مگر آنکه قادر Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دوم هیچ تمایزی از قادر اول ــ Ú©Ù‡ وجودش اثبات شده ــ نداشتـه باشـد؛ ایـن یعنـی Ù†ÙÙ€ÛŒ قــادر دوم ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 250Ù€275ØŒ 314Ù€ 318Ø› علم الهدی ØŒ ص 79Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 53 Ù€54Ø› امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 195Ù€196 Ú©Ù‡ این دلیل را نقض کرده است ). ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ (ج 4ØŒ ص 35) در تکمیل همین برهان Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ اگر وجود دو قادر مستقل Ùˆ همه توان را بپذیریم ØŒ چون نسبت همة مقدورات به هریک از آن دو مساوی است Ùˆ قطعاً هر مقدوری باید Ùقط به یک قادر منتسب باشد، ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ Ù…ØØ§Ù„ است (نیز رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص 278Ù€ 279 Ú©Ù‡ از ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø³Ø®Ù† Ú¯ÙØªÙ‡ است ). برخی متکلمان (از جمله قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 324Ù€ 325Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 133Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38) این نکته را نیز Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ ادعای وجود خدای دوم در کنار خدای اول ØŒ Ú©Ù‡ هیچ وجه تمایزی از او ندارد، با ادعای سه خدا Ùˆ چهار خدا Ùˆ بیشتر تا بی نهایت خدا (یعنی امری Ù…ØØ§Ù„ )ØŒ ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد Ùˆ این خود نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ بسنده کردن به اثبات خدای یکتا، Ú©Ù‡ مقتضای ØØ¯ÙˆØ« عالم Ù…ÛŒ باشد، درست است . برهان دیگر این است Ú©Ù‡ عقل دلیلی برای اثبات خدای دوم ندارد Ùˆ بنابراین ØŒ ØÚ©Ù… به Ù†ÙÛŒ آن Ù…ÛŒ کند زیرا قبول این ادعای بدون دلیل به جهالت Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ Ú†Ù‡ بسا اØÚ©Ø§Ù…ÛŒ نادرست از آن ناشی Ù…ÛŒ شود (قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 326Ù€ 327Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 37Ù€ 38Ø› نیز رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص 198 Ú©Ù‡ آن را نقل Ùˆ نقد کرده است ). یک برهان لمّی نیز در این باب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکدستی Ùˆ یکتایی عالم (خَلْق ) از یک پدیدآورنده Ùˆ مدبّر ØÚ©Ø§ÛŒØª Ù…ÛŒ کند. ابومنصور ماتریدی (ص 21Ù€22) با اشاره به عالم طبیعت Ùˆ انتظام امور آن بر این یکدستی تأکید Ùˆ آن را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر دانسته است . به نوشتة امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (ص 197) بسیاری از عالمان اشعری این دلیل را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. قطب الدین شیرازی (بخش 1ØŒ ص 821 Ù€824) نیز این برهان را Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ بیان کرده Ùˆ بر پایة تبیین ÙلسÙÛŒ عالَم ØŒ نه مشاهدة خارجی آن ØŒ نتیجه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ «ذهن سلیم متنبه Ù…ÛŒ شود از شدت ارتباط عالَم ØŒ بعضی به بعض دیگر، بر ÙˆØØ¯Øª خالق آن .» برهانهای گونة دوم ØŒ غالباً با توجه به قدرت ذاتی٠نامتناهی Ùˆ ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± خدا صورت بندی Ùˆ در آنها نشان داده شده Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ خدای دوم ØŒ ناتوانی یا تØÙ‚Ù‚ Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ† مراد Ùˆ خواست یکی از دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یا هر دو آنها Ùˆ نیز بروز ناسازگاری Ùˆ تعارض بین آن دو است Ùˆ اینها Ø®Ùل٠است Ùˆ ØØªÛŒ هماهنگی Ùˆ تواÙÙ‚ کامل دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ با یکدیگر (به تعبیر Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ : Â«Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â» رجوع کنید به ص 20) نیز نشانة ناتوانی است . Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØªØ±ÛŒÙ† Ùˆ مقبولترین صورت این استدلالها برهان٠تمانع است Ú©Ù‡ غالب متکلمان آن را، گاه با برخی مناقشات ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به برهان٠تمانع * ). برهان گونة سوم ØŒ استناد به نقل (سمع ) است . این برهان Ú©Ù‡ از قدیمترین زمان Ù…ØÙ„ توجه دانشمندان٠همة مکاتب Ùˆ مذاهب اسلامی بوده ØŒ بر این پایه استوار است Ú©Ù‡ پس از اقرار به وجود خالق ØŒ به معنای ØÙ‚یقتی متعالی Ú©Ù‡ صÙنع به او منسوب است ØŒ Ùˆ نیز پذیرش درستی٠ادعای شخص یا اشخاصی Ú©Ù‡ پیام آور از سوی آن ØÙ‚یقت اند، اگر آن ØÙ‚یقت ØŒ خود را بر زبان این پیام آوران به یکتایی بشناساند، باید Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ هیچ منع عقلی از پذیرش آن وجود ندارد Ùˆ از نظر منطقی نیز مشکلی (مثلاً Ù…ØØ°ÙˆØ± دَوْر) پیش نمی آید. متکلمان تأکید کرده اند Ú©Ù‡ این برهان ØŒ چون مناقشه پذیر نیست ØŒ از سایر استدلالهای توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ در بارة آنها پاره ای اعتراضات Ùˆ اشکالات Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ ØŒ استوارتر Ùˆ مقبولتر است Ø› ازینرو، گاه آن را با عنوان «اَقوَی الادلّة » (مثلاً علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ص 97Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251) شناسانده اند Ùˆ ØØªÛŒ از متکلمان معتزلی نقل شده Ú©Ù‡ اثبات عقلانی توØÛŒØ¯ ممکن نیست (به این معنا Ú©Ù‡ دربارة برهانهای عقلی غالباً مناقشه شده است ) Ùˆ تنها دلیل استوار بر یگانگی خدا آیات قرآن است ( رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ،ص 203). با این مقدمه ØŒ آیات متعددی در قرآن هست Ú©Ù‡ ØØ§Ú©ÛŒ از یگانگی آن ØÙ‚یقت متعالی است Ùˆ به تعبیر دقیقتر، از Ù†ÙÛŒ شریک (Ú©ÙÙْو) برای اللّه خبر Ù…ÛŒ دهد. از این شمار است آیات 255 بقره ØŒ 18 آل عمران ØŒ 171 نساء، 11 شوری ' Ùˆ از همه مهمتر سورة اخلاص ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص 19Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص 50Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، 1422ØŒ ص 190Ø› همو، 1965ØŒ ج 4ØŒ ص 295ØŒ 328Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص 57Ø› متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ ص 67Ù€70Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج 1ØŒ ص 134Ù€135Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ 1363Ø´ ØŒ همانجا؛ همو، 1407ØŒ ص 291Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، 1405ØŒ ص 251Ø› همو، 1380Ø´ ØŒ ص 203ØŒ 205Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج 4ØŒ ص 38). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ سدیدالدین ØÙ…صی رازی (همانجا) آیة 22 سورة انبیاء را در عداد آیات گواه بر یگانگی خدا آورده Ùˆ امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (همانجا) نیز به معتزلیان نسبت داده است Ú©Ù‡ این آیه را دلیل نقلی بر یگانگی خدا Ù…ÛŒ دانند، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ آیة مذکور در مقام Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ Ùˆ استدلال است Ùˆ غالب متکلمان ØŒ آن را متضمن برهان تمانع ØŒ نه Ø§ÙØ®Ø¨Ø§Ø± از یکتایی خدا، دانسته اند. نکات دیگر. ابن تیمیّه ØŒ در آثار خود به شیوة Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù† Ù…Ø¨Ø§ØØ« توØÛŒØ¯ در متون کلامی ØŒ اعتراض Ùˆ ادعا کرد Ú©Ù‡ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª متکلمان (معتزلیان Ùˆ اشاعره ) در باب توØÛŒØ¯ هیچ نسبتی با توØÛŒØ¯ÛŒ Ú©Ù‡ پیامبران برای بَلاغ آن برانگیخته شده اند ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ 1420ØŒ ج 3ØŒ ص 748)ØŒ قرآن یکسر به توØÛŒØ¯ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ ومراد از آن پرستش Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدای یکتاست Ú©Ù‡ اساس دعوت همة پیامبران بوده است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 797ØŒ 799). به Ú¯ÙØªØ© او، توØÛŒØ¯ یک جنبة زبانی دارد (توØÛŒØ¯ القول Ùˆ الرأی ) Ùˆ سورة اخلاص Ú©Ù‡ معادل ثلث قرآن است ØŒ معر٠آن است . جنبة دیگر توØÛŒØ¯ØŒ توØÛŒØ¯ عملی یا توØÛŒØ¯ عبادت است Ú©Ù‡ آن را «توØÛŒØ¯Ø§Ù„قصد Ùˆ الاراده » Ù…ÛŒ نامد، از آنرو Ú©Ù‡ شخص Ù…ÙˆØØ¯ØŒ خدا را با قصد Ùˆ خواست عبادت Ù…ÛŒ کند. به نظر او اسلام بر این دو رکن نظری Ùˆ عملی استوار شده Ùˆ سورة Ú©Ø§ÙØ±ÙˆÙ† ØŒ معر٠همین Ø¨ÙØ¹Ø¯ از توØÛŒØ¯ (توØÛŒØ¯ عبادت ) است (همان ØŒ ج 3ØŒ ص 801 Ù€802). ابن تیمیّه ØŒ بر اساس این دیدگاه ØŒ به نقد Ùˆ ردّ پاره ای از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ Ùˆ آیینهای بومی عبادی Ùˆ غیرعبادی در جوامع اسلامی پرداخت Ú©Ù‡ به سبب خطاهای آشکار Ùˆ ضع٠مبانی Ùˆ روش ناروا، واکنش عالمان مذاهب مختل٠را برانگیخت ( رجوع کنید به ابن تیمیّه * Ø› سَلَÙیه * Ø› وهابیّت * )ØŒ اما تأکید او بر کارکرد Ùˆ نقش مؤثر Ùˆ سازندة توØÛŒØ¯ در زندگی ÙØ±Ø¯ÛŒ Ùˆ اجتماعی Ùˆ لزوم پرداختن به این جنبة توØÛŒØ¯ در آثار کلامی Ùˆ اعتقادی ØŒ بعدها با اقبال روبرو شد Ùˆ ØØªÛŒ منتقدان جدّی ÙˆÛŒ ØŒ از این نظر با او همراه شدند، آثاری نیز با همین رویکرد پدید آمد. در سدة اخیر، شماری از اقدامات ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ù€ اجتماعی در عالم اسلام Ùˆ نیز مبارزات سیاسی در برابر خودکامگیهای داخلی Ùˆ سیطره جوییهای خارجی ØŒ غالباً بر Ù…ØÙˆØ± آموزة توØÛŒØ¯ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ غیرخدا Ùˆ تسلیم Ù…ØØ¶ در برابر او، با تلقیهای گوناگون Ùˆ گاه ناهمساز Ùˆ Ú†Ù‡ بسا ØªØØª تأثیر مکاتب Ùˆ آموزه های غیردینی ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است (برای برخی موارد رجوع کنید به > دایرة المعار٠جهان اسلام آکسÙورد < ØŒ ذیل واژه ). منابع : علاوه بر قرآن Ø› عبدالرØÙ…ان بن ØØ³Ù† آل شیخ ØŒ ÙØªØ المجید: Ø´Ø±Ø Ú©ØªØ§Ø¨ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت 1405/1985Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø§Ù†ÛŒ ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡ التراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…ود شکری آلوسی ØŒ بلوغ الارب ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© اØÙˆØ§Ù„ العرب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بهجة اثری ØŒ بیروت ?( 1314 ) Ø› ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ ابراهیم ØŒ قاهره 1385Ù€1387/ 1965Ù€1967ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د ØÙ…یداللّه ØŒ قونیه 1401/1981Ø› ابن بابویه ØŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ هاشم ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ طهرانی ØŒ قم ?( 1357 Ø´ ) Ø› ابن تیمیّه ØŒ التسعینیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عجلان ØŒ ریاض 1420/1999Ø› همو، مجموع Ø§Ù„ÙØªØ§ÙˆÛŒ ØŒ چاپ مصطÙÛŒ عبدالقادر عطا، بیروت 1421/2000Ø› ابن جوزی ØŒ زادالمسیر ÙÛŒ علم Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن عبدالرØÙ…ان عبداللّه ØŒ بیروت 1407/1987Ø› ابن ØØ¨ÛŒØ¨ ØŒ کتاب Ø§Ù„Ù…ØØ¨Ù€Ù‘ر ØŒ چاپ ایلزه لیشتن شتتر، ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1361/1942ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب المنمّق ÙÛŒ اخبار قریش ØŒ چاپ خورشید اØÙ…د ÙØ§Ø±ÙˆÙ‚ ØŒ ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن 1384/1964Ø› ابن سعد؛ ابن شعبه ØŒ تØÙ العقول عن آل الرسول ØŒ بیروت 1394/1974Ø› ابن طاووس ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬Ø© لثمرة المهجة ØŒ نج٠1370/1950Ø› ابن عاشور (Ù…ØÙ…دطاهربن Ù…ØÙ…د)ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± Ø§Ù„ØªØØ±ÛŒØ± Ùˆ التنویر ØŒ تونس 1984Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ Ø› ابن قیّم جوزیّه ØŒ اغاثة Ø§Ù„Ù„Ù‡ÙØ§Ù† ÙÛŒ مصاید الشیطان ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عÙÛŒÙÛŒ ØŒ بیروت 1409/1989Ø› همو، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ Ùˆ تصØÛŒØ القواعد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù‚ØµÛŒØ¯Ø© الامام ابن القیم ØŒ چاپ زهیر شاویش ØŒ بیروت 1406Ø› ابن کلبی ØŒ کتاب الاصنام ØŒ چاپ اØÙ…د زکی پاشا، قاهره 1332/1914Ø› ابن منظور؛ ابن میثم ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ابن ندیم Ø› ابن هشام ØŒ مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د Ù…ØÛŒÛŒ الدین عبدالØÙ…ید، قاهره ( 1964 ) ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1404Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ تقریب المعار٠ÙÛŒ الکلام ØŒ چاپ رضا استادی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عبداللّه ازرقی ØŒ کتاب اخبار Ù…Ú©Ø© شرÙهااللّه تعالی Ùˆ ماجاء Ùیها من الا´ثار ØŒ روایة Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن اØÙ…د خزاعی ØŒ در اخبار Ù…Ú©Ø© Ø§Ù„Ù…Ø´Ø±ÙØ© ØŒ ج 1ØŒ غتنغه 1275Ø› علی بن اسماعیل اشعری ØŒ کتاب مقالات الاسلامیّین Ùˆ اختلا٠المصلّین ØŒ چاپ هلموت ریتر، ویسبادن 1400/1980Ø› عبدالملک بن عبداللّه امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ الشامل ÙÛŒ اصول الدین ØŒ بیروت 1420/1999Ø› Ù…ØÙ…دبن طیب باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ الانصا٠Ùیما یجب اعتقاده Ùˆ لایجوز الجهل به ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1407/ 1986Ø› علیرضا برازش ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ø¨ØØ§Ø±Ø§Ù„انوار ØŒ تهران 1372Ù€1373 Ø´ Ø› مرتضی بروجردی ØŒ مستندالعروة الوثقی ØŒ تقریرات درس آیة اللّه خوئی ØŒ ج 4ØŒ قم 1368 Ø´ Ø› عبداللّه بن عمر بیضاوی ØŒ انوار التنزیل Ùˆ اسرار التأویل ØŒ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙ Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± البیضاوی ØŒ مصر 1330ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› اØÙ…دبن علی بیهقی ØŒ تاج المصادر ØŒ چاپ هادی عالم زاده ØŒ تهران 1366Ù€ 1375 Ø´ Ø› مسعودبن عمر ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ ØŒ چاپ عبدالرØÙ…ان عمیره ØŒ قاهره 1409/1989ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370Ù€1371 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…د اعلی بن علی تهانوی ØŒ کتاب Ú©Ø´Ø§Ù Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùنون ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د وجیه Ùˆ دیگران ØŒ کلکته 1862ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1967Ø› علی بن Ù…ØÙ…د جرجانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…ÙˆØ§Ù‚Ù ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بدرالدین نعسانی ØÙ„بی ØŒ مصر 1325/ 1907ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1370 Ø´ Ø› نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری ØŒ نورالبراهین ØŒ او، انیس الوØÛŒØ¯ ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªÙˆØÛŒØ¯ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1417Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی ØÙ…صی رازی ØŒ المنقذ من التقلید ØŒ قم 1412Ù€1414Ø› ابوالقاسم خوئی ØŒ البیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ قم 1418Ø› همو، معجم رجال Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« ØŒ بیروت 1403/ 1983ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› دائرة المعار٠الاسلامیة ØŒ قاهره : دارالشعب ØŒ ?( 1969 ) ØŒ ذیل «التوØÛŒØ¯ØŒ علم » (از Ù…ØÙ…دیوس٠موسی )Ø› ØØ³ÛŒÙ† بن Ù…ØÙ…د راغب اصÙهانی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØ±Ø¯Ø§Øª ÙÛŒ غریب القرآن ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د سید کیلانی ØŒ تهران ?( 1332 Ø´ ) Ø› قاسم بن ابراهیم رسی ØŒ «کتاب اصول العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯Â»ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› Ù…ØÙ…د رشیدرضا، ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن الØÚ©ÛŒÙ… الشهیر Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± المنار ØŒ ( تقریرات درس ) شیخ Ù…ØÙ…د عبده ØŒ ج 3ØŒ مصر 1367Ø› Ù…ØÙ…ود Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ المعجم Ø§Ù„Ø§ØØµØ§Ø¦ÛŒ Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم = ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ آماری کلمات قرآن کریم ØŒ مشهد 1366Ù€ 1368 Ø´ Ø› زمخشری Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ الالهیات علی هدی الکتاب Ùˆ السنة Ùˆ العقل ØŒ به قلم ØØ³Ù† Ù…ØÙ…د Ù…Ú©ÛŒ عاملی ØŒ ج 2ØŒ قم 1413Ø› همو، منشور جاوید ØŒ ج 2ØŒ قم 1373 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن اØÙ…د شمس الائمه سرخسی ØŒ کتاب المبسوط ØŒ قاهره ØŒ 1324ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª استانبول ØŒ 1403/ 1983Ø› Ù…ØÙ…دبن عبدالکریم شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ چاپ اØÙ…د Ùهمی Ù…ØÙ…د، قاهره 1367Ù€ 1368/ 1948Ù€1949ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، نهایة الاقدام ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¢Ù„ÙØ±Ø¯ گیوم ØŒ قاهره ( بی تا. ) Ø› لویس شیخو، النصرانیة Ùˆ آدابها بین عرب الجاهلیة ØŒ بیروت 1989Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ : کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ قسم 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› طباطبائی Ø› Ù…ØÙ…دکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ØŒ العروة الوثقی ØŒ بیروت 1404Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ Ø§Ù„Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دباقر موسوی خرسان ØŒ نج٠1386/ 1966Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طبری ØŒ جامع Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³Ù† طوسی ØŒ التبیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¨ÛŒØ¨ قصیر عاملی ØŒ بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب تمهیدالاصول ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ³Ù† مشکوة الدینی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ÙØ¤Ø§Ø¯ عبدالباقی ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡Ø§Ù„تراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…د عبده ØŒ رسالة التوØÛŒØ¯ ØŒ بیروت 1396/1976Ø› ØØ³Ù† بن عبداللّه عسکری ØŒ Ø§Ù„ÙØ±ÙˆÙ‚ اللغویّة ØŒ چاپ ØØ³Ø§Ù… الدین قدسی ØŒ بیروت 1401/1981Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د عضدالدین ایجی ØŒ المواق٠ÙÛŒ علم الکلام ØŒ بیروت : عالم الکتب ØŒ ( بی تا. ) Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ انوار الملکوت ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ÛŒØ§Ù‚ÙˆØª ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د نجمی زنجانی ØŒ ( قم ) 1363 Ø´ Ø› همو، کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زادة آملی ØŒ قم 1407Ø› علی بن ØØ³ÛŒÙ† علم الهدی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø¬Ù…Ù„ العلم Ùˆ العمل ØŒ چاپ یعقوب Ø¬Ø¹ÙØ±ÛŒ مراغی ØŒ ( تهران ) 1414Ø› جوادعلی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØµÙ‘Ù„ ÙÛŒ تاریخ العرب قبل الاسلام ØŒ بیروت 1967Ù€ 1978Ø› علی بن ابی طالب (ع )ØŒ امام اول ØŒ نهج البلاغة ØŒ چاپ صبØÛŒ ØµØ§Ù„Ø ØŒ قاهره 1411/1991Ø› مقدادبن عبداللّه ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1405Ø› همو، اللوامع الالهیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ù…Ø¨Ø§ØØ« الکلامیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی قاضی طباطبائی ØŒ قم 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عمر ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ الاربعین ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¬Ø§Ø²ÛŒ سقا، قاهره 1986Ø› همو، Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± الکبیر، او، Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ØŒ بیروت 1421/2000Ø› همو، کتاب Ø§Ù„Ù…ØØµÙ‘ÙŽÙ„ ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† اتای ØŒ قاهره 1411/1991Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن زیاد ÙØ±Ù‘اء، معانی القرآن ØŒ ج 2ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی نجار، مصر 1955ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› علی اصغر Ùقیهی ØŒ وهابیان : بررسی Ùˆ تØÙ‚یق گونه ای در بارة عقاید Ùˆ تاریخ ÙØ±Ù‚Ø© وهابی ØŒ تهران ( 1357 Ø´ ) Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ کتاب الواÙÛŒ ØŒ چاپ ضیاءالدین علامه اصÙهانی ØŒ اصÙهان 1365Ù€1374 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دسعیدبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید قاضی سعید قمی ØŒ Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯ الصدوق ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران ØŒ ج 2ØŒ 1416ØŒ ج 3ØŒ 1419Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§ØµÙˆÙ„ الخمسة ØŒ چاپ سمیر مصطÙÛŒ رباب ØŒ بیروت 1422Ø› همو، المختصر ÙÛŒ اصول الدین ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج 1ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ 1971Ø› همو، المغنی ÙÛŒ ابواب التوØÛŒØ¯ Ùˆ العدل ØŒ ج 4ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دمصطÙÛŒ ØÙ„Ù…ÛŒ Ùˆ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙˆÙØ§ غنیمی ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ قاهره 1965Ø› Ù…ØÙ…ودبن مسعود قطب الدین شیرازی ØŒ درة التاج ØŒ بخش 1ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د مشکوة ØŒ تهران 1369 Ø´ Ø› کلینی Ø› عبدالرزاق بن علی لاهیجی ØŒ گوهر مراد ØŒ چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی ØŒ تهران 1372 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ماتریدی ØŒ کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ ÙØªØ اللّه خلی٠، استانبول 1979Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ø¨Ù† اØÙ…د مازندرانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ ØŒ مع تعالیق Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ چاپ علی عاشور، بیروت 1421/2000Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ماوردی ØŒ النکت Ùˆ العیون :ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„ماوردی ØŒ چاپ عبدالمقصودبن عبدالرØÛŒÙ… ØŒ بیروت 1412/1992Ø› عبدالرØÙ…ان بن مأمون متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ الغنیة ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت 1406/ 1987Ø› مجلسی Ø› اØÙ…د مصطÙÛŒ مراغی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„مراغی ØŒ بیروت 1985Ø› المعجم الوسیط ØŒ تألی٠ابراهیم انیس Ùˆ دیگران ØŒ تهران : Ø¯ÙØªØ± نشر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ اسلامی ØŒ 1367Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید، اوائل المقالات ØŒ چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی ØŒ بیروت 1414/1993Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، التعلیقة علی کتاب الکاÙÛŒ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم 1403Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³Ù† بن باقر نجÙÛŒ ØŒ جواهرالکلام ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø´Ø±Ø§Ø¦Ø¹ الاسلام ØŒ ج 10ØŒ چاپ عباس قوچانی ØŒ بیروت 1981Ø› ØØ³Ù† بن Ù…ØÙ…دنظام الاعرج ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± غرائب القرآن Ùˆ رغائب Ø§Ù„ÙØ±Ù‚ان ØŒ چاپ زکریا عمیرات ØŒ بیروت 1416/1996Ø› سعیدبن Ù…ØÙ…د نیسابوری ØŒ ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ = ( دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن Ù…ØÙ…د النیسابوری ) ØŒ ( قاهره ? 1385/ 1965 ) Ø› آرنت یان ونسینک ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« النبوی ØŒ لیدن 1936Ù€1969Ø› یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ Ø› یعقوبی ØŒ تاریخ Ø› EI 2 , s.v. "Tawh ¦â¤d" (by D. Gimaret); The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York 1987, s.vv. "Arabian religions" (by Adel Allouche), "Islam: an overview" (by Fazlur Rahman), "Monotheism" (by Theodore M. Ludwig); Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge 1984; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995,s.v. "Tawh ¦â¤d" (by Tamara Sonn); Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , I: Qur'a ¦nwissenschaften, H ¤adit ¢, Geschichte, Fiqh, Dogmatik, Mystik, bis ca. 430 H. , Leiden 1967; Harry Austryn Wolfson, The philosophy of the kalam , Cambridge, Mass. 1976. / ØØ³Ù† طارمی راد / 5) در ÙلسÙÙ‡ . توØÛŒØ¯ خداوند ــ پس از اثبات وجود او، Ú©Ù‡ از نخستین Ù…Ø¨Ø§ØØ« الاهیات به معنای اخص به شمار Ù…ÛŒ رود ــ یکی از مهمترین مسائل در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی است . در تصدیق٠توØÛŒØ¯ ØÙ‚ تعالی Ùˆ اذعان به آن ØŒ میان ØÚ©Ù…ا سازگاری عام Ùˆ کاملی برقرار است ØŒ اما گاهی به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ شیوه های Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ در تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر گزیده اند. این ØªÙØ§ÙˆØª ØØ§Ú©ÛŒ از اختلا٠آرا نیست ØŒ بلکه نشانة توسعه Ùˆ تکمیل روشها Ùˆ وجوه گوناگون٠تØÙ‚یق Ùˆ بررسی در این باب است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). به طور Ú©Ù„ÛŒ مسئلة توØÛŒØ¯ در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی از سه جهت بررسی شده است : توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ . توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ عبارت است از یگانگی (ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª ) Ùˆ بساطت (Ø§ØØ¯ÛŒØª ) ذات خداوند. یگانگی خداوند ناظربه تنزیه او از هرگونه شریک Ùˆ Ù…ÙØ«Ù„ Ùˆ مانند است Ùˆ بساطت خداوند ناظر به Ù†ÙÛŒ هرگونه ترکیب Ùˆ ترکّب از ذات اوست ( رجوع کنید به ادامة مقاله Ø› برای آگاهی از اقسام ترکیب وترکّب Ùˆ Ù†ØÙˆØ© بساطت خداوند رجوع کنید به بسیط ومرکّب * ). در راهها Ùˆ شیوه های اثبات توØÛŒØ¯ØŒ چند امر مشترک وجود دارد، از جمله اینکه تقریباً همة ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ØŒ استدلال خود را در اثبات توØÛŒØ¯ به صورت برهان Ø®Ùلْ٠اقامه کرده Ùˆ پیوسته اصل تناهی علل را به عنوان مبنا Ùˆ ÙØ±Ø¶ مسئلة توØÛŒØ¯ در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند، Ú©Ù‡ در اکثر موارد مراد از علل ØŒ علل ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ است . بر اساس اصل مذکور، زنجیرة علل باید به یک علت غیرمعلول منتهی گردد. بنابراین وجود جهان به ضرورت نشانه آن است Ú©Ù‡ یک علت غیرمعلول وجود دارد Ú©Ù‡ جهان معلول اوست . ØØ§Ù„ اگر این علت ØŒ یگانه Ùˆ بی همتا نباشد، ترکیب Ùˆ ترکّب در ذات Ùˆ هویت او، خواه به صورت ترکیب از جنس Ùˆ ÙØµÙ„ Ùˆ خواه به صورت ترکیب از ذات Ùˆ اعراض ØŒ لازم Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ ØŒ اگر این ذات به Ù†ØÙˆÛŒ مرکّب باشد به علتی نیازمند است Ú©Ù‡ این ترکیب را پدید آورد Ùˆ این مستلزم تØÙ‚Ù‚ علتی ورای این علت نهایی است . در این صورت Ø®Ùل٠لازم Ù…ÛŒ آید، یعنی زنجیرة علل غیرمتناهی Ù…ÛŒ شود در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ تناهی علل ØŒ بنا بر استدلالی دیگر، مسلّم گردیده است ( رجوع کنید به تسلسل * ). پس ترکیب در ذات خدا Ùˆ در نتیجه تعدد او (Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯) نیز باطل Ùˆ Ù…ØØ§Ù„ است . به این ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯ اثبات Ù…ÛŒ گردد (Ú©Ùنْدی ØŒ ج 1ØŒ ص 207Ø› ابن سینا، 1363 Ø´ ØŒ ص 5 Ø› ابن رشد، 1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468Ø› صدرالدین شیرازی ØŒ 1378 Ø´ ØŒ ص 31). موضوع توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای تبیین Ùˆ اثبات آن را در سیر تØÙˆÙ„٠اندیشة ØÚ©Ù…ای اسلامی Ù…ÛŒ توان به این Ø´Ø±Ø Ú¯Ø²Ø§Ø±Ø´ کرد: نظریة توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای اثبات آن تا پیش از ابن سینا غالباً بر Ù…ØÙˆØ± ارتباط خدا با جهان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØŒ یعنی ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان از جهت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ او، در نظر بوده است . کندی (ج 1ØŒ ص 207) در رساله ای Ú©Ù‡ در پاسخ به علی بن جَهْم نگاشته ØŒ خدا را به عنوان Ù…ÙØØ¯ÙØ« جهان ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ خوانده Ùˆ برای اثبات این مطلب ØŒ به اقامة استدلال به شیوة مذکور پرداخته است . برای ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1405ØŒ ص 102) نیز اساس تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ØŒ همین رابطة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ خدا نسبت به جهان است . برای تبارشناسی٠این بذل٠توجه ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان به رابطة خدا با جهان در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ù…ÛŒ توان به استشهاد ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا) به Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا اشاره کرد. با توجه به اینکه Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا نوشتة Ùلوطین * (متوÙÛŒ 269 یا 270 میلادی ) است ØŒ شاید بتوان یکی از ریشه های این گرایش ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان را اندیشة Ùلوطین دانست . گر Ú†Ù‡ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 39Ø› همو، 1993ØŒ ص 42ØŒ 45) بنا بر این گرایش ØŒ در اثبات ÙˆØØ¯Øª خدا از برخی معانی ØŒ مانند «اول بودن »، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده ØŒ Ù„Ú©Ù† بر خلا٠Ùلوطین ØŒ رابطة خدا را با جهان همانند رابطة جزء Ùˆ Ú©Ù„ ØŒ Ùˆ نوعی رابطة درونی Ùˆ ØÙ„ولی ندانسته ØŒ بلکه بر تغایر جوهری Ùˆ ذاتی خدا با جهان ØªØµØ±ÛŒØ Ù†Ù…ÙˆØ¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ از ØÛŒØ« وجود نیز خدا را وجودی خاص Ùˆ متمایز Ùˆ از این جهت نیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» دانسته است . ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 40Ø› همو، 1993ØŒ ص 42Ù€43) یگانگی خداوند را از راههای دیگری نیز اثبات کرده است ØŒ از جمله بر مبنای وصÙ٠«تام بودن » خداوند. به نظر ÙˆÛŒ اگر خداوند همنوعی داشته باشد، این نشانة نقص اوست ØŒ زیرا بنا بر قاعده ای Ú©Ù„ÛŒ ØŒ تام عبارت است از چیزی Ú©Ù‡ نمی توان خارج از وجود ÙˆÛŒ ØŒ همنوعی برای آن ÛŒØ§ÙØª Ø› Ú†Ù‡ آن همنوعْ جوهر باشد Ú†Ù‡ عرض ØŒ جسم باشد یا غیرجسم . بعلاوه ØŒ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 41Ù€ 43Ø› همو، 1993ØŒ ص 43Ù€44) انکار توØÛŒØ¯ را مناÙÛŒ منزه بودن خدا از نقص Ùˆ ضد دانسته است . بدین ترتیب ØŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ علاوه بر ارتباط خدا Ùˆ جهان ØŒ برخی اوصا٠و ویژگیهای خداوند را نیز ملاک اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª او قرار داده است . در عین ØØ§Ù„ شیوة ÙˆÛŒ از تمرکز بر رابطة خدا با جهان بیرون نیست . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 2) «واجب الوجود بالذات » را به صورت اصلیترین تعبیری Ú©Ù‡ مبیّن ذات الاهی باشد، به کار برده است . واجب الوجود بالذات یعنی موجودی Ú©Ù‡ عدم آن به هر Ù†ØÙˆ Ù…ØØ§Ù„ است . در ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن سینا، تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر اساس همین معنا Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. ÙˆÛŒ (1363 Ø´ ØŒ ص 4Ù€ 5Ø› همو، 1376 Ø´ ØŒ ص 60) نیز همانند ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پیش از خود، ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود بالذات را از طریق برهان خل٠اثبات کرده ولی ØŒ تکیة او بر این نکته است Ú©Ù‡ خود معنا Ùˆ ØÙ‚یقت واجب الوجود بالذات ØŒ مبیّن اصل توØÛŒØ¯ است ØŒ Ùˆ Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯ با توجه به معنای واجب الوجود بالذات ØŒ مستلزم خل٠و تناقض است Ø› چرا Ú©Ù‡ لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ واجب الوجود بالذات ØŒ واجب الوجود بالذات نباشد. در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ در ÙÙ„Ø³ÙØ© کندی یا ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ معمولاً امر Ù…ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ از ÙØ±Ø¶ تعدد خدا لازم Ù…ÛŒ آید، متوجه معنای اولیت ØŒ Ù…ØØ¯ÙØ« بودن Ùˆ یا تقدم خدا نسبت به خلق Ùˆ جهان است . یکی از کوتاهترین استدلالهای ابن سینا (1376 Ø´ ØŒ ص 58 Ù€ 59Ø› نیز رجوع کنید به همو، 1403ØŒ ج 3ØŒ ص 40Ù€47) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ú©Ù‡ به اصل «نÙÛŒ ترکیب » (بساطت ) در ذات باری باز Ù…ÛŒ گردد، این است Ú©Ù‡ کثرت واجب الوجود در هر صورت مستلزم یک Ù†ØÙˆ انقسام در معنای واجب الوجود است . این انقسام به یکی از دو صورت ممکن است Ùˆ وجه دیگری قابل ÙØ±Ø¶ نیست : 1) انقسام جنس با ÙØµÙˆÙ„ ØŒ 2) انقسام نوع با اعراض . در صورت اول اگر واجب الوجود معنایی جنسی باشد، برای تØÙ‚Ù‚ نیازمند ÙØµÙ„ خواهدبود، چون ÙØµÙ„ همیشه سبب تØÙ‚Ù‚ جنس است (مثل ÙØµÙ„ ناطق برای ØÛŒÙˆØ§Ù† ). چنین نیازی برای معنای وجوب وجود Ù…ØØ§Ù„ است ØŒ زیرا وجوب وجود به معنای ÙØ¹Ù„یت Ù…ØØ¶ Ùˆ تأکّد Ùˆ شدت وجود است . در این صورت چگونه ممکن است واجب الوجود بالذات در وجود Ùˆ تØÙ‚Ù‚ نیازمند غیر باشد؟ صورت دوم بر اساس این ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ ØªÙØ§ÙˆØª بین دو واجب الوجود در اعراض آنها باشد. در این صورت عرض نمی تواند ناشی از ذات واجب الوجود باشد، چون اگر چنین باشد نظر به اینکه ØÙ‚یقت٠وجوب وجود در هر دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یکسان است ØŒ باید اعراض این دو نیز یکسان شود. بدین ترتیب ØŒ دلیل Ùˆ سببی برای تعدد Ùˆ تکثر آنها باقی نخواهد ماند. اگر Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ این اعراض سببی غیر از ذات واجب الوجود داشته باشد، پس واجب الوجود در تشخص Ùˆ تمایزش نیازمند غیر است Ùˆ این نیازمندی با معنای وجوب وجود سازگار نیست . تعبیر واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ به شیوة استدلالی ابن سینا، پس از ÙˆÛŒ رواج ÛŒØ§ÙØª ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ علاوه بر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† ØŒ اکثر متکلمان شیعی نیز همان روش را به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به سهروردی ØŒ ج 1ØŒ ص 35ØŒ 392Ù€393Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ص 35Ø› میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 267). ابن رشد (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 463Ù€464) اشکال غزالی را بر استدلال ابن سینا مردود دانسته Ùˆ در عین ØØ§Ù„ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ بیان ابن سینا چیزی نزدیک به برهان است Ùˆ به دلیل نقصی Ú©Ù‡ دارد ÙØ§Ù‚د ارزش Ùˆ اعتبار برهان است Ø› ازینرو، تقریر دیگری از این برهان ارائه کرده است . بنا بر تقریر ابن رشد از برهان مذکور (1980Ù€1981ØŒ قسم 2ØŒ ص 468)ØŒ برای تعدد واجب الوجود، Ù…ÛŒ توان سه ÙØ±Ø¶ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯: 1) تغایر این دو واجب الوجود در عدد، یعنی دو ÙØ±Ø¯ از یک نوع باشند؛ 2) ØªÙØ§ÙˆØª آنها نوعی باشد Ùˆ معنای واجب الوجود در آن دو به صورت جنس مشترک باشد؛ 3) ØªÙØ§ÙˆØª این دو واجب الوجود در تقدم Ùˆ تأخر وجودشان باشد، یعنی آنها دو موجود بسیط باشند، همانند عقول Ú©Ù‡ هیچ اشتراک ذاتی ندارند Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª آنها Ùقط در این است Ú©Ù‡ یکی مقدّم Ùˆ دیگری مؤخر است . ابن رشد با رد این سه ÙØ±Ø¶ ثابت Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ واجب الوجود ÙˆØ§ØØ¯ است . در رد ÙØ±Ø¶ اول Ùˆ دوم ØŒ از اصل عدم ترکیب در ذات واجب بهره Ù…ÛŒ جوید Ùˆ در ÙØ±Ø¶ سوم برآن است Ú©Ù‡ چون واجب الوجود باید مقدّم باشد، پس Ù…ØÙ„ÛŒ برای وجوب وجود٠امر متأخر باقی نمی ماند Ùˆ Ùقط آن Ú©Ù‡ مقدّم است Ù…ÛŒ تواند واجب باشد. بنا بر نظر ابن رشد (1402ØŒ ص 65Ù€ 69)ØŒ اثبات توØÛŒØ¯ باید مطابق شرع Ùˆ آنچنانکه در قرآن آمده ØŒ باشد. ÙˆÛŒ با استناد به آیة 22 سورة انبیاء Ùˆ آیة 42 سورة اسراء، Â«ÙˆØØ¯Øª جهان » را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان Ù…ÛŒ داند. از آنجا Ú©Ù‡ جهان واقعیتی ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ اگر بیش از یک Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ داشته باشد، هر آیینه ÙØ§Ø³Ø¯ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ امر ÙˆØ§ØØ¯ نمی تواند از جهت ÙˆØ§ØØ¯ با دو امر متعدد نسبت ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ داشته باشد. در این استدلال ØŒ ÙˆØØ¯Øª جهان امری ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ آشکار تلقی شده Ú©Ù‡ نیازمند دلیل Ùˆ برهان نیست (نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). کلام ابن رشد از ØÛŒØ« تمرکز بر ارتباط خدا با جهان ØŒ بیشتر با نظریات ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© قبل از ابن سینا هماهنگ است ØŒ در عین ØØ§Ù„ چون استدلال ÙˆÛŒ مبتنی بر ÙˆØØ¯Øª جهان است ØŒ نه ØµØ±ÙØ§Ù‹ بر مخلوق بودن جهان Ùˆ خالق بودن خدا، از آنها متمایز است . ÙˆÛŒ بنا بر ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ ØŒ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ را اثبات Ù…ÛŒ کند، نه Ùقط بر اساس تقدم خالق بر مخلوق . سهروردی (همانجاها) با وجود ØªÙØ§ÙˆØª اساسی٠مشرب ÙلسÙÛŒ اش با ابن سینا، استدلال ابن سینا بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª واجب را Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ از تعبیر واجب الوجود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده است ØŒ اما پیوسته بر Ù†ÙÛŒ تمایز ماهیت Ùˆ وجود در ذات واجب Ùˆ اینکه واجب الوجود، وجود صر٠و Ùوق مقوله است ØŒ تأکید دارد. ÙˆÛŒ با تمسک به قاعدة Â«ØµÙØ±Ù’ÙÙØ§Ù„Ø´ÛŒ ء٠لایتثنّی ولایتکرّر» نیز ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود را اثبات کرده است Ø› بدین صورت Ú©Ù‡ اگر واجب الوجود شریک داشته باشد، باید هر یک از دیگری متمایز باشند زیرا لازمة دو چیز بودن تمایز است . پس هیچ کدام ØµÙØ±Ù هستی نخواهند بود، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ واجبْ تعالی ØŒ ØµÙØ±Ù هستی Ùˆ Ù†Ø§Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است Ùˆ صر٠الشی Ø¡ هم تکرارپذیر Ùˆ قابل دو تا شدن نیست . پس واجب الوجود بالذات ØŒ ثانی Ùˆ شریک ندارد (نیز رجوع کنید به میرداماد، 1376 Ø´ ØŒ ص 266Ù€267Ø› Ùیض کاشانی ØŒ ص 14Ø› سبزواری ØŒ 1416Ù€1422ØŒ ج 3ØŒ ص 510 Ù€512). بدین ترتیب ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد بیان سهروردی در بارة واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بنا بر Ù…Ùهوم واجب الوجود، به شیوة ابن سینا نزدیکتر باشد تا بیان غزالی Ùˆ ابن رشد. سهروردی در ØÚ©Ù…Ø© الاشراق ــ Ú©Ù‡ آن را دقیقاً به مسلک اشراقی نگاشته ــ تعبیر خاص «نورالانوار» را برای خدا به کار برده Ùˆ ÙˆØØ¯Øª خداوند را نیز بر مبنای عدم ترکیب در ذات نور (بساطت نور) ــ Ú©Ù‡ منطبق است با همان اصل عدم ترکّب ØŒ در اندیشة دیگر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ــ اثبات کرده است ( رجوع کنید به مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª ØŒ ج 2ØŒ ص 121Ù€124). شیوة خاص صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 100Ù€104Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 37Ù€ 38) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ مبتنی بر تبیین ØÙ‚یقت وجود است ØŒ زیرا ذات این ØÙ‚یقت مبیّن بساطت Ùˆ Ù…ØØ¶ بودن٠کامل آن است Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت٠صر٠و بسیط ØŒ در واقع Ú©Ù„ اشیا است ØŒ غیری برای این ØÙ‚یقت باقی نمی ماند Ú©Ù‡ بتواند دومی او باشد. همه چیز در این ØÙ‚یقت اÙندÙکاک Ù…ÛŒ یابد. بیان برهانی این شیوه بدین ترتیب است : چون واجب الوجود، منتها Ùˆ غایت هر ØÙ‚یقتی است ØŒ پس وجودش نه متوق٠بر چیزی است Ùˆ نه متعلق به چیزی Ùˆ در واقع «بسیط الØÙ‚یقة » است . این بساطت اقتضامی کندکه هیچ جهت امکانی در او نباشد، زیرا هر وجه امکانی مستلزم ترکیب از وجود Ùˆ ماهیت است ØŒ Ùˆ ÙØ±Ø¯ دوم برای این موجود Ùقط در صورتی قابل ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ هیچ رابطة ذاتی Ùˆ وجودی با او نداشته باشد، چون چنین رابطه ای به معنای علیت یکی نسبت به دیگری است . در این صورت این دیگری واجب الوجود دوم نخواهد بود. Ù†ÙÛŒ رابطة وجودی میان این دو نیز مستلزم آن است Ú©Ù‡ هر یک ÙØ§Ù‚د مرتبة کمال وجودی باشد Ú©Ù‡ دیگری واجد آن است Ùˆ ÙØ§Ù‚د بودن نیز با ØÙ‚یقت Ø¨Ø³ÛŒØ·Ù ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± Ú©Ù‡ Ø¨Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ Ù…ØØ¶ است سازگار نیست Ø› پس ØŒ ÙØ±Ø¶ ÙØ±Ø¯ دوم برای واجب الوجود باطل است . صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 57 Ù€ 94)ØŒ غیر از طریق خاص خویش در اثبات توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ مبتنی بر اصالت وجود Ùˆ بساطت ØÙ‚یقت وجود است ØŒ روش دیگر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© اسلامی را نیز مورد امعان نظر قرار داده است . ÙˆÛŒ در یک دسته بندی Ú©Ù„ÛŒ برهانهای توØÛŒØ¯ را در دو گروه قرار Ù…ÛŒ دهد: 1) آنهایی Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ذات خداوند را اثبات Ù…ÛŒ کنند؛ 2) آنهایی Ú©Ù‡ برای اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª پروردگار٠جهان (إله العالم ) اقامه شده اند. در دستة اول برهانهایی را Ú©Ù‡ مبتنی بر Ù†ÙÛŒ ترکّب از ذات الاهی اند بیان نموده است ØŒ اما سعی کرده استدلال ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† دیگر را با شیوة خاص خود تطبیق دهد Ùˆ اصل بساطت وجود را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ù†Ø¯. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 31Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ) همچنین شیوة دیگری در اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª به کار برده است Ú©Ù‡ دقیقاً به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی باز Ù…ÛŒ گردد. این شیوه نیز مخصوص اوست . ÙˆÛŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª را بر اساس «صمد» بودن خداوند، یعنی بی نیازی ذات الاهی از غیر Ùˆ نیازمندی همه به او، بیان کرده است . این استدلال بر پایة قاعدة «بسیط الØÙ‚یقة Ú©Ù„ الاشیاء Ùˆ لیس بشیی ٠منها» اقامه شده است Ø› ازینرو، در واقع تبیین دیگری از همان شیوة خاص صدرالدین است . دستة دوم استدلالهایی اند Ú©Ù‡ ــ بویژه با استشهاد به همان آیاتی Ú©Ù‡ ابن رشد در اثبات توØÛŒØ¯ در نظر داشت ــ Ú©Ù… Ùˆ بیش همان اصل ابن رشد را Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ سازند مبنی بر اینکه ÙˆØØ¯Øª جهان دلیل بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª خداست . اما صدرالدین شیرازی با انتساب این برهان به ارسطو، ابتدا ÙˆØØ¯Øª جهان را اثبات کرده Ùˆ مانند ابن رشد آن را امری بدیهی تلقی نکرده است . به این صورت Ú©Ù‡ یک Â«ÙˆØØ¯Øª شخصی » Ùˆ یک Â«ÙˆØØ¯Øª طبیعی » برای جهان اثبات Ù…ÛŒ نماید، سپس از این ÙˆØØ¯Øª به ÙˆØØ¯Øª خداوند جهان Ù…ÛŒ رسد. دومین ØªÙØ§ÙˆØª روش ÙˆÛŒ با ابن رشد، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از «اصل تشخص » است . از نظر ÙˆÛŒ تشخص به وجود است Ø› ازینرو، تشخص٠معلول ØŒ وابسته به تشخص علت اوست . بدین ترتیب ØŒ جهان در صورتی واجد ÙˆØØ¯Øª شخصی است Ú©Ù‡ علت آن ØŒ امری ÙˆØ§ØØ¯ باشد. ÙˆÛŒ (1378 Ø´ ØŒ ص 29Ù€30) با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از این اصل ØŒ برهان٠اثبات توØÛŒØ¯ را بر اساس اصول ÙÙ„Ø³ÙØ© خویش اثبات Ùˆ درعین ØØ§Ù„ نوع ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ (= جهان ) Ùˆ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ (= خدا) را نیز مشخص کرده است (نیز رجوع کنید به سبزواری ØŒ 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 521 Ù€ 527). صدرالدین شیرازی (1346 Ø´ ØŒ ص 45Ù€46) راه خود را در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ طریقة صدیقین Ùˆ هماهنگ با مسلک اهل ذوق دانسته Ùˆ اظهار کرده Ú©Ù‡ در این طریق ØŒ سالک Ùˆ مسلوک Ùˆ مسلک Ù…ØªØØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ بنا بر آیة Â«Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه٠اَنَّه٠لا اÙÙ„'Ù‡ÙŽ اÙلاّ هو...» (آل عمران : 18)ØŒ این همان برهان ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª بر خویشتن است . توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ یعنی ذات خدا Ùˆ ØµÙØ§Øª ثبوتی کمالی او (از قبیل علم ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قدرت ØŒ اراده Ùˆ مانند اینها) Ùˆ همچنین این ØµÙØ§Øª با یکدیگر، از نظر مصداقی Ùˆ وجودی ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عین یکدیگرند، اگر Ú†Ù‡ Ù…Ùهوم آنها با هم مغایر است . ابن سینا (1363 Ø´ ØŒ ص 19Ù€21Ø› همو، 1364 Ø´ ØŒ ص 600Ù€ 604)ØŒ مانند ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (1982ØŒ ص 46Ù€54)ØŒ ÙˆØØ¯Øª عینی Ùˆ مصداقی این ØµÙØ§Øª با یکدیگر را بیان کرده Ùˆ همة آنها را ناشی از مرتبة کامل وجود واجب دانسته است Ø› ازینرو، معتقد است Ú©Ù‡ تعدد Ùˆ تغایر٠مÙهومی آنها موجب پیدایش کثرت در ذات واجب الوجود نیست ØŒ چون هرگاه این معانی Ùˆ ØµÙØ§Øª به Ù†ØÙˆ مطلق Ù„ØØ§Ø¸ شوند، هر یک بر معنایی غیر از دیگری دلالت دارند، اما وقتی در مقایسه با ذات واجب در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شوند Ùˆ معنای وصÙÛŒ خاص آنها در این مورد Ù…Ù„Ø§ØØ¸Ù‡ گردد، در واقع بر یک معنا دلالت دارند Ú©Ù‡ با اعتبارهای مختل٠مشاهده Ù…ÛŒ شود. به نظر ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا؛ نیز رجوع کنید به همو، 1993ØŒ ص 45Ù€46)ØŒ ذات ÙˆØ§ØØ¯ تماماً علم است همانگونه Ú©Ù‡ تماماً قدرت Ùˆ وجود است Ùˆ هیچیک از ØµÙØ§Øª کمالی خاص ØŒ جزئی از واجب الوجود نیست ØŒ بلکه عین آن است . بدین ترتیب ØŒ امکانی برای کثرت در ذات او وجود ندارد Ùˆ ذاتی Ú©Ù‡ کمال بی نهایت است ØŒ نمی تواند ÙØ§Ù‚د این ØµÙØ§Øª باشد بلکه به ضرورت همة این ØµÙØ§Øª در او متØÙ‚Ù‚ است . ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پس از ابن سینا، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را از جهت تعارض٠دیدگاه ÙلاسÙÙ‡ با آرای مشهور کلامی در این زمینه Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). خواجه نصیرالدین طوسی (ص 45Ù€53)ØŒ نظریة اشاعره مبنی بر زائد بودن ØµÙØ§Øª بر ذات را، Ú©Ù‡ منتهی به قبول قدمای هشت گانه Ù…ÛŒ شود، بیان کرده است . از سوی دیگر نظریة معتزله مبنی بر نیابت ذات از ØµÙØ§Øª را آورده Ùˆ قول ÙلاسÙÙ‡ را در مقابل این دو نظریة مشهور کلامی تبیین کرده است . سهروردی (ج 1ØŒ ص 40Ù€41) ثبوت ØµÙØª ØÙ‚یقی برای ØÙ‚ را انکار کرده Ùˆ اثبات ØµÙØª ذاتی برای خداوند را به هیچ وجه ممکن ندانسته است ØŒ زیرا اثبات ØµÙØª برای نورالانوار مبتنی بر یکی از ÙØ±Ø¶Ù‡Ø§ÛŒ چهارگانه است ØŒ Ú©Ù‡ همة آنها در مورد واجب الوجود باطل اند. در صورت ÙØ±Ø¶ ØµÙØª برای واجب الوجود، این ØµÙØª نیز یا خودْ واجب الوجود است یا معلول٠واجب الوجود دیگری است . این دو ÙØ±Ø¶ بنا بر ابطال قول به تعدد واجب الوجود باطل Ù…ÛŒ شود. ÙØ±Ø¶ سوم اینکه ØµÙØª ØŒ معلول٠موجود٠ممکنی است Ú©Ù‡ خود معلول٠واجب الوجود است ØŒ در این صورت نیز Ø§Ù†ÙØ¹Ø§Ù„ واجب از معلول خویش لازم Ù…ÛŒ آید، Ú©Ù‡ بطلان این ÙØ±Ø¶ هم ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . ÙØ±Ø¶ چهارم این است Ú©Ù‡ ØµÙØª برای واجب الوجود به وجوبی از ناØÛŒØ© ذات او ضرورت Ù…ÛŒ یابد؛ یعنی ØŒ واجب الوجود خود این ØµÙØª را بر خویشتن واجب ساخته است . این ÙØ±Ø¶ نیز باطل است ØŒ چون لازم Ù…ÛŒ شود واجب الوجود از جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد Ùˆ هم قابل ØŒ یا هر دو جهت ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ Ùˆ قابلی در او باشد، Ùˆ این خلا٠بساطت واجب الوجوداست ØŒ زیراØÙ‚یقت بسیط نمی توانداز جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد هم قابل . ÙˆÛŒ (ج 2ØŒ ص 124) نیز ØµÙØ§Øª ØÙ‚یقی را در مورد ذات واجب Ù†ÙÛŒ کرده ØŒ ولی اثبات ØµÙØ§Øª کمال را به صورت ØµÙØ§Øª مضا٠(مانند مبدأیت Ùˆ علیت ) Ùˆ سلبی (مانند قدوسیت Ùˆ Ø§ÙŽØØ¯ÛŒØª ) Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است . در باب توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª نیز همة ØµÙØ§Øª اضاÙÛŒ را به Ø§Ø¶Ø§ÙØ© مبدأیت نورالانوار به غیر آن ارجاع داده است . در عین ØØ§Ù„ (همانجا) دو ØµÙØªÙ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª را برای نورالانوار (واجب الوجود بالذات ) ذاتی ØŒ Ùˆ ذات نورالانوار را عین علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª دانسته است . این نظریه با دیدگاه ØÚ©Ù…ای پیشین در اثبات ØµÙØ§Øª ذاتی قرابت زیادی دارد. میرداماد (1367 Ø´ ØŒ ص 255) معنای اضاÙÙ‡ در ØµÙØ§Øª خداوند را کاملاً مردود شمرده Ùˆ تأکید کرده Ú©Ù‡ خود ذات ØŒ ÙÛŒ ØØ¯Ù‘ Ù†ÙØ³Ù‡ Ùˆ بدون در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ† هیچ غیری واجد ØµÙØ§Øª کمال است Ùˆ تقرر این ØµÙØ§Øª در واجب الوجود هیچ نیازی به غیر ندارد. ذات ØŒ خودْ کمال Ù…ØØ¶ است Ùˆ تمامی ØµÙØ§Øª ØŒ منتزع از همین ذات اند. صدرالدین شیرازی (1337 Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج 1ØŒ ص 120Ù€ 121Ø› همو، 1346 Ø´ ØŒ ص 38Ù€39) نظر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیش از خود (ابن سینا، ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ Ùˆ شیخ اشراق ) را به اصل اساسی نظریة خود (بسیط الØÙ‚یقة ) برگردانده Ùˆ با آن تطبیق داده است . بنا بر این قاعده ØŒ جز یک وجود Ùˆ یک ØÛŒØ«ÛŒØª در ÙˆØ§ØØ¯ نیست Ú©Ù‡ همان بساطت ØÙ‚یقی Ùˆ صر٠الوجود بودن اوست . این ØÛŒØ«ÛŒØª امری زائد بر ذات نیست بلکه عین ذات Ùˆ هویت واجب الوجود است . صر٠الوجود بودن ØŒ یعنی در بر Ú¯Ø±ÙØªÙ† همة کمالات Ùˆ داشتن تمامت اشیا. در واقع ØŒ امور عدمی Ùˆ نقایص اشیا از صر٠الوجود طرد Ù…ÛŒ شوند، اما هر نوع ØÛŒØ« وجودی Ùˆ کمالی Ú©Ù‡ در اشیا باشد در آن جمع Ù…ÛŒ گردد. بدین ترتیب ØŒ ذات واجب الوجود عبارت است از وجدان همة کمالات Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ این امر همان ذات اوست ØŒ تØÙ‚Ù‚ کثرت در ذات ÙˆÛŒ لازم نمی آید. ویژگی نظر ملاصدرا نسبت به ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیشین ØŒ بیشتر با Ø·Ø±Ø Ù…Ø³Ø¦Ù„Ø© ضرورت ازلی در مورد ØµÙØ§Øª باری روشن Ù…ÛŒ شود. در Ù…ØÙˆØ± اساسی Ø¨ØØ«Ù توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ Ú©Ù‡ یک ذات Ùˆ یک دسته ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شوند، تلقی متکلمان از این ذات ØŒ امری از نوع ماهیت است Ùˆ ازینرو زیادت ØµÙØ§Øª یا نیابت ذات را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. ØØ§Ù„ آنکه صدرالدین شیرازی با ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÛŒÙ†Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª کمال برای وجود Ù…ØØ¶ به ضرورت٠ازلی ØŒ Ùˆ نه ضرورت٠ذاتی ØŒ ثابت اند روشن کرده Ú©Ù‡ مراد از ذات در اینجا به هیچ وجه ماهیت نیست ØŒ بلکه ØÙ‚یقت وجود واجب است Ú©Ù‡ در خارج عینیت دارد Ùˆ صر٠الوجود است . با این بیان٠وی ØŒ نزاع متکلمان در بارة ØµÙØ§Øª Ùˆ مسئلة جمع آن با توØÛŒØ¯ ذات Ú©Ù… وبیش خاتمه Ù…ÛŒ یابد (ابراهیمی دینانی ØŒ ص 91Ù€94Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ). سبزواری (1375 Ø´ ØŒ ص 139Ù€140) در استدلال بر Ù†ÙÛŒ زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ برهانی اقامه کرده Ú©Ù‡ پیش از ÙˆÛŒ در میان ÙلاسÙÙ‡ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ است . به نظر او اگر واجب الوجود در مرتبة ذات خالی از ØµÙØ§Øª باشد (Ú©Ù‡ این معنای٠زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات است )ØŒ در این صورت ØµÙØ§Øª برای ذات٠واجب ضروری نیستند Ùˆ ممکن اند. از آنجا Ú©Ù‡ ذات واجب الوجود، ØÙ‚یقت عینی Ùˆ صر٠وجود است ØŒ در اینجا مراد از امکان ØŒ امکان٠استعدادی است یعنی ذات ØŒ مستعد برای ØµÙØ§Øª است Ø› در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ استعداد ØµØ±ÙØ§Ù‹ برای Ø´ÛŒ Ø¡ مادّی Ù…Ø·Ø±Ø Ø§Ø³Øª ØŒ چون استعداد یعنی قوه ØŒ Ú©Ù‡ مستلزم مادّی بودن٠شی Ø¡ مستعد است . از سوی دیگر، مادّه هرگز بدون صورت تØÙ‚Ù‚ نمی یابد Ùˆ مادّة مقرون به صورت نیز یعنی جسم . بدین ترتیب ØŒ لازمة زائد Ùˆ عارض بودن ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ جسمانی بودن باری تعالی است Ùˆ بطلان این امر ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . نظر ملا عبداللّه زÙنوزی (ص 272Ù€273) در توجیه Ùˆ تبیین چگونگی انتزاع ØµÙØ§Øª متعدد Ùˆ کثیر از امر ÙˆØ§ØØ¯ این است Ú©Ù‡ نسبت اسماءالاهی به وجود صر٠، Ú©Ù‡ همان ØÙ‚یقت واجب است ØŒ از قبیل نسبت ماهیات ممکن به وجودات امکانی است Ø› یعنی ØŒ همانگونه Ú©Ù‡ ماهیات در عالم واقع با وجودهای خاص اشیا ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ùˆ در جهان ذهن با یکدیگر تغایر دارند Ùˆ تکثر Ù…ÛŒ یابند، ØµÙØ§Øª خداوند نیز در وجود عینی ØŒ با صر٠الوجود ÙˆØØ¯Øª دارند Ùˆ در عین این ÙˆØØ¯Øª Ù…ÛŒ توانند با هم تغایر داشته Ùˆ متکثر باشند. بنا بر نظر طباطبائی (ص 285Ù€287) نسبت ذات Ùˆ اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª مانند نسبت ماهیت Ùˆ وجود نیست . ÙˆÛŒ به پیروی از رأی ملاصدرا، مسئلة مصداق ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد را Ù…Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ø®ØªÙ‡ است . مسمّای اسماءالاهی Ú©Ù‡ وجود عینی ØÙ‚ Ùˆ مصداقی برای همه ØµÙØ§Øª کمال است ØŒ یکی است Ùˆ از این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ØŒ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد Ùˆ متکثر Ù…ÛŒ توان انتزاع کرد Ùˆ امکان پیدایش این تکثر Ù…Ùهومی نیز در پرتو جمعیت Ùˆ کمال وجودی این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… Ù…ÛŒ شود. توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ یعنی هیچ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثری جز خدا نیست Ùˆ تمام Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ بی هیچ واسطه ای ØŒ مستند به اویند، بدون اینکه وجود بعضی از موجودات به بعض دیگر استناد داده شود. بنابراین ØŒ صادر اول یا دوم بودن معنا ندارد، بلکه همه از جانب خداوند صادر شده اند. بدین ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯Ù ایجادی به توØÛŒØ¯ وجودی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙØ¹Ù„ به توØÛŒØ¯ ذات منتهی Ù…ÛŒ شود، زیرا ایجاد، ÙØ±Ø¹ وجود است ØŒ Ùˆ مبدأ اثر Ùˆ اثر مبدأ، هر دو وجودند (صدرالدین شیرازی ØŒ 1337Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± اول ØŒ ج 2ØŒ ص 324Ù€325Ø› زنوزی ØŒ ص 269Ù€ 270Ø› سبزواری ØŒ 1357Ø´ ØŒ ص 336Ù€337Ø› همو، 1416Ù€ 1422ØŒ ج 3ØŒ ص 621Ù€622Ø› نیز رجوع کنید به جبر Ùˆ اختیار * Ø› کسب * ). ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØÚ©Ù…ت متعالیه ØŒ غالباً این Ø¨ØØ« را با تعابیر Ø¹Ø±ÙØ§ تبیین کرده Ùˆ به شیوه Ùˆ طریقة آنها نزدیک شده اند (همانجاها؛ نیز رجوع کنید به توØÛŒØ¯ در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† ). منابع : ØºÙ„Ø§Ù…ØØ³ÛŒÙ† ابراهیمی دینانی ØŒ اسماء Ùˆ ØµÙØ§Øª ØÙ‚ تبارک Ùˆ تعالی ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› ابن رشد، ØªÙ‡Ø§ÙØª Ø§Ù„ØªÙ‡Ø§ÙØª ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1980Ù€1981 ) Ø› همو، ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن رشد ØŒ 2: کتاب الکش٠عن مناهج الادلة ÙÛŒ عقائد الملّة ØŒ بیروت 1402/1982Ø› ابن سینا، الاشارات والتنبیهات ØŒ مع Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù†ØµÛŒØ±Ø§Ù„Ø¯ÛŒÙ† طوسی Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù‚Ø·Ø¨ الدین رازی ØŒ تهران 1403Ø› همو، الالهیّات من کتاب Ø§Ù„Ø´Ù‘ÙØ§Ø¡ ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ قم 1376 Ø´ Ø› همو، المبدأ Ùˆ المعاد ØŒ چاپ عبداللّه نورانی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› همو، النجاة من الغرق ÙÛŒ Ø¨ØØ± الضلالات ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دتقی دانش پژوه ØŒ تهران 1364 Ø´ Ø› عبداللّه بن بیرمقلی زنوزی ØŒ لمعات الهیّة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ تهران 1355 Ø´ Ø› هادی بن مهدی سبزواری ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§Ø³Ù…Ø§Ø¡ØŒ او، Ø´Ø±Ø Ø¯Ø¹Ø§Ø¡Ø§Ù„Ø¬ÙˆØ´Ù† الکبیر ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران 1375 Ø´ Ø› همو، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù†Ø¸ÙˆÙ…Ø© ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ تهران 1416Ù€1422Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª شیخ اشراق ØŒ ج 1 Ùˆ 2ØŒ چاپ هانری کوربن ØŒ تهران 1380 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ الØÚ©Ù…Ø© المتعالیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ø§Ø³ÙØ§Ø± العقلیة الاربعة ØŒ تهران 1337 Ø´ Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› همو، الشواهد الربوبیة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ مشهد 1346 Ø´ Ø› همو، المظاهر الالهیّة ÙÛŒ اسرار العلوم الکمالیّة ØŒ چاپ سیدمØÙ…د خامنه ای ØŒ تهران 1378Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÛŒÙ† طباطبائی ØŒ نهایة الØÚ©Ù…Ø© ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ( قسم الالهیات )ØŒ چاپ Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ قم 1375 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ ØªÙ‡Ø§ÙØª الÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( 1987 ) Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ کتاب آراء اهل المدینة Ø§Ù„ÙØ§Ø¶Ù„Ø© ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت 1982Ø› همو، کتاب الجمع بین رأیی الØÚ©ÛŒÙ…ین ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت ( بی تا. ) Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1405Ø› همو، کتاب السیاسة المدنیة الملقب بمبادی الموجودات ØŒ چاپ Ùوزی متری نجّار، بیروت 1993Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ اصول المعار٠، چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1362 Ø´ Ø› یعقوب بن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ کندی ØŒ رسائل الکندی الÙلسÙیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عبدالهادی ابوریده ØŒ قاهره 1369Ù€1372/ 1950Ù€1953Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، تقویم الایمان ØŒ چاپ علی اوجبی ØŒ تهران 1376 Ø´ Ø› همو، کتاب القبسات ØŒ چاپ مهدی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ùˆ دیگران ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ رسالة قواعدالعقائد ØŒ چاپ علی ØØ³Ù† خازم ØŒ لبنان 1413/1992. / جلیله علم الهدی / 6) در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† . نظر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بارة توØÛŒØ¯ مبتنی بر نظریة ÙˆØØ¯Øª وجود Ùˆ نظریة تجلی Ùˆ ظهور نزد ایشان است ( رجوع کنید به تجلّی * Ø› ÙˆØØ¯Øª وجود * Ø› نیز رجوع کنید به ØªÙØ±Ú©Ø© اصÙهانی ØŒ ص 199Ø› ادامة مقاله ). مراد از توØÛŒØ¯ به رغم اختلا٠در تعابیر ونØÙˆØ© ØªÙØµÛŒÙ„ مراتب آن ØŒ عبارت است از Ù†ÙÛŒ وجودهای اعتباری Ùˆ مقید Ùˆ کثیر Ùˆ اثبات وجود ØÙ‚یقی Ùˆ مطلق Ùˆ یگانة ØÙ‚ تعالی از ØÛŒØ« ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ . در عین ØØ§Ù„ باید توجه کرد Ú©Ù‡ نزد Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ØŒ Ù†ÙÛŒ وجود غیرخدا به معنای Ù†ÙÛŒ خلق نیست ØŒ بلکه مراد این است Ú©Ù‡ با مشاهدة وجود ØÙ‚یقی ØŒ از صور جمیع موجودات Ùˆ تعیّنات Ùˆ کثرات آنها، به عنوان موجودات ØÙ‚یقی مستقل Ùˆ قائم به خود، قطع نظر شود، زیرا وجود موجوداتْ اعتباری است Ø› آنها مظاهر ØÙ‚ اند Ùˆ به وجود ØÙ‚ موجود Ùˆ بدون او معدوم اند Ùˆ وجود ØÙ‚یقی Ùقط ØÙ‚ تعالی است . ازینرو Ú¯ÙØªÙ‡ اند توØÛŒØ¯ یکی شدن دو چیز، یا دو وجود را وجود ÙˆØ§ØØ¯ کردن است Ùˆ آن دو چیز ØÙ‚ Ùˆ خلق یا به تعبیر دیگر واجب Ùˆ ممکن اند. توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی ØŒ مشاهدة ØÙ‚ با خلق Ùˆ مشاهدة خلق با ØÙ‚ است ØŒ چنانکه نه ØÙ‚ ØØ¬Ø§Ø¨ خلق شود Ùˆ نه خلق ØØ¬Ø§Ø¨ ØÙ‚ گردد ( رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ ص 119Ù€ 120ØŒ Ø´ 100Ù€102Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1359Ø´ ،ص 149Ø› همو، 1341Ø´ ØŒ ص 179Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 53Ø› آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359Ù€360Ø› همو، 1347ØŒ ص 107Ø› جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€ 42Ø› نیز رجوع کنید به سنایی ØŒ ص 64Ù€66Ø› عطار، ص 206Ø› رجوع کنید به ادامة مقاله ). به Ú¯ÙØªØ© ابن عربی در Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة (Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 446ØŒ Ø´ 382) آنچه ØÙ‚ تعالی بر Ù…ÙˆØØ¯ واجب Ùˆ ضروری Ù…ÛŒ داند این است Ú©Ù‡ خدا را از ØÛŒØ« هویتش یگانه بداند Ùˆ نیز بداند Ú©Ù‡ اگرچه مظاهر متعدد Ùˆ کثیرند، ظاهر (= ØÙ‚ تعالی ) تعدد ندارد Ùˆ یگانه است . Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با نظر به اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات Ùˆ مراتب سیروسلوک ØŒ توØÛŒØ¯ را مقصد اقصا Ùˆ مطلب اعلا دانسته Ùˆ تمام مقامات Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ را، راهها Ùˆ اسباب Ùˆ مقدمات رسیدن به توØÛŒØ¯ نامیده اند (برای نمونه رجوع کنید به پارسا، ص 103ØŒ 146). خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین (ص 135Ù€139)ØŒ در باب دهم از ابواب ده گانة قسم٠نهایات ØŒ Ú©Ù‡ قسم آخر مقامات است ØŒ به بیان توØÛŒØ¯ پرداخته است . بدین ترتیب ÙˆÛŒ توØÛŒØ¯ را آخرین مقام در سیر الی اللّه Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ سالک با Ø·ÛŒ مقامات پیشین بدان نایل Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص 143Ø› نیز رجوع کنید به مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453). همچنین به بیان برخی دیگر ( رجوع کنید به پارسا، ص 148Ù€149)ØŒ توØÛŒØ¯ اصل در سلوک است Ùˆ علم معامله (علم اØÚ©Ø§Ù… شرعی Ú©Ù‡ خلق برای نیل به ثواب Ùˆ پاداش بدان دست Ù…ÛŒ یازند، در برابر علم مکاشÙÙ‡ Ø› رجوع کنید به سجادی ØŒ ص 596) جز با تØÙ‚Ù‚ آن تمام نمی گردد. ابن عربی ( ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ ص 203ØŒ Ø´ 289ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ ص 297ØŒ Ø´ 410) Ùˆ برخی از Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ÙˆÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ را همان صراط مستقیم دانسته اند Ú©Ù‡ سالک هدایت به آن را از خداوند Ù…ÛŒ طلبد، زیرا توØÛŒØ¯ طریق سلیم به سوی خدا Ùˆ راه مستقیم خالی از Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù Ùˆ کجی به سوی خشنودی اوست ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 88 Ù€ 89). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (همان ØŒ ص 49ØŒ 64Ù€65ØŒ 101) Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ Ú©Ù„ وجود بر توØÛŒØ¯ واقع Ùˆ مشتمل بر مراتب آن است . تمام موجودات بر ÙØ·Ø±Øª توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ توØÛŒØ¯ØŒ غایت خلقت ایشان است . ØØµÙˆÙ„ دین Ùˆ کمال ØŒ به ØØ³Ø¨ ظاهر Ùˆ باطن موقو٠و منوط به توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی است Ùˆ هد٠بعثت انبیا Ùˆ اولیا علیهم السلام ØŒ اظهار آن Ùˆ دعوت خلق به آن است (نیز رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 8ØŒ ص 99Ù€100ØŒ Ø´ 92Ù€93). در متون Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ برای ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ùˆ بیان ØÙ‚یقت Ùˆ معنای توØÛŒØ¯ مراتبی بر شمرده اند. به تعبیر دیگر Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† توØÛŒØ¯ را ØÙ‚یقت ذومراتب Ùˆ برترین مرتبة ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ را شهادت٠ØÙ‚ تعالی به توØÛŒØ¯ ذاتش دانسته اند. آنها آیة 18 سورة آل عمران (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه أنّه لاإله إلاّ هو) را گواه این نکته Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه ای از توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ ØÙ‚ تعالی را در آن شریکی نیست Ùˆ Ù…Ø¹Ø±ÙØª آن در خزانة غیب Ù…ØÙوظ است ØŒ زیرا تØÙ‚Ù‚ آن جز به Ùنای همه خلق Ùˆ بقای صر٠ØÙ‚ تعالی نیست . پس در این مرتبه ØŒ غیری نیست تا او را بهره ای از آن باشد Ùˆ آنچه شایستة این مقام است به جای آرد (هجویری ØŒ ص 357ØŒ 366Ø› قشیری ØŒ ص 299Ø› انصاری ØŒ ص 137Ù€139Ø› سهروردی ØŒ ص 142Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 376Ù€377ØŒ نیز رجوع کنید به ص 434ØŒ تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ø´ 760Ø› همو، ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ ص 366Ù€367ØŒ Ø´ 302Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 348Ø› پارسا، ص 148). ازینرو شاید بتوان Ú¯ÙØª سخن شبلی ناظر به همین توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ هرگونه اشاره Ùˆ تعبیر از توØÛŒØ¯ را، Ø§Ù„ØØ§Ø¯ Ùˆ شرک Ùˆ ØØ¬Ø§Ø¨ Ùˆ غÙلت نسبت به ØÙ‚ تعالی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙˆÛŒ دانسته است ( رجوع کنید به عزالدین کاشانی ØŒ ص 19). این مرتبه را توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ØŒ توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ رØÙ…انی Ùˆ توØÛŒØ¯ قائم به ازل نامیده اند (انصاری ØŒ ص 137Ù€ 138Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 518Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 463Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19ØŒ 22Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠؛ پارسا، همانجاها؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). برخی علاوه بر توØÛŒØ¯ ØÙ‚ نسبت به خود، توØÛŒØ¯ دیگری نیز به او نسبت Ù…ÛŒ دهند Ùˆ آن عبارت است از «توØÛŒØ¯ الØÙ‚ للخلق » Ùˆ مراد از آن ØÚ©Ù… ØÙ‚ تعالی است به اینکه بنده Ù…ÙˆØØ¯ است Ø› پس توØÛŒØ¯Ù بنده Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© ØÙ‚ تعالی است (هجویری ØŒ ص 357Ø› قشیری ØŒ همانجا). مراتب دیگر توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† Ø¨Ø±ØØ³Ø¨ مرتبه Ùˆ Ù†ØÙˆØ© Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª Ùˆ ØØ¸Ù‘ Ù…ÙˆØØ¯ از ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ بر شمرده اند عبارت اند از: 1) توØÛŒØ¯ عام یا توØÛŒØ¯ عوام Ú©Ù‡ به زبان شهادت دهند Ú©Ù‡ هیچ خالقی جز خداوند نیست Ùˆ این معنی را به دل نیز تصدیق کنند (هجویری ØŒ همانجا؛ انصاری ØŒ ص 135Ù€136Ø› غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 24Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ø› مولوی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 453Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 19Ø› پارسا، ص 141). به تعبیر سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1362 Ø´ ØŒ ص 73ØŒ 80) این مرتبه از توØÛŒØ¯ عبارت است از Ù†ÙÛŒ خدایان مقید Ùˆ بسیار Ùˆ اثبات خدای مطلق Ùˆ یگانه . کسی Ú©Ù‡ در این مرتبه از توØÛŒØ¯ است ØŒ یعنی ØµØ§ØØ¨ عقل (اهل استدلال )ØŒ خلق را ظاهر Ù…ÛŒ بیند Ùˆ ØÙ‚ را باطن . ØÙ‚ نزد او آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن خلق را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ آیینه به سبب چهره Ùˆ صورتی Ú©Ù‡ در آن نمایان Ù…ÛŒ گردد خود در ØØ¬Ø§Ø¨ است Ùˆ دیده نمی شود. به تعبیر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ ورود به اسلام Ùˆ رهایی از شرک جلی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد (انصاری ØŒ ص 136Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 86Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 77). از این مرتبة توØÛŒØ¯ با عناوین دیگری از قبیل توØÛŒØ¯ ایمانی (عزالدین کاشانی Ø› پارسا؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجاها)ØŒ توØÛŒØ¯ قولی (پارسا، ص 142)ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ اهل شریعت ØŒ توØÛŒØ¯ انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ ظاهر (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 70ØŒ 73ØŒ 75Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 83) نیز تعبیر کرده اند. عموم مؤمنان ØŒ شامل اهل تقلید Ùˆ عالمان علوم رسمی (= علوم نقلی Ùˆ علوم عقلی Ø› رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 65)ØŒ در این مرتبه از توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ متصوÙÙ‡ Ùˆ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† نیز به ØÚ©Ù… ایمان با ایشان در این توØÛŒØ¯ مشترک اند Ùˆ تمایز اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† به مراتب٠دیگر٠آن است (غزالی ØŒ رسائل ØŒ ص 63Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 39Ù€ 40Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 73Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 77Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجا). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «علم الیقین »، Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الشمال » Ùˆ «اسلام » Ú©Ù‡ در قرآن آمده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . 2) توØÛŒØ¯ خاصه یا توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† . بنا بر آنچه در منابع Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ آمده برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بیان توØÛŒØ¯Ù مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† مراتبی ذکر نکرده اند Ùˆ برای تÙکیک توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† از توØÛŒØ¯ عامه به تقسیم دوگانة توØÛŒØ¯ عامه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصه Ø§Ú©ØªÙØ§ شده است . اما برخی دیگر، توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را با توجه به مراتب اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات سالک در نیل به ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ Ø·ÛŒ دو مرتبة توØÛŒØ¯ خاصه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه بیان کرده اند Ùˆ نامهای دیگر نیز برای آنها آورده اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). قول مشایخ متقدم در این باب بیشتر به شیوة اول است ØŒ چنانکه از جنید نقل شده است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ جداکردن قدیم (= ØÙ‚ تعالی ) از ØØ§Ø¯Ø« (= ماسوی اللّه ) است Ùˆ آنگاه از خود دربه در شدن Ùˆ ترک خوشامد خود Ú¯ÙØªÙ† ØŒ تا ØÙ‚ تعالی به جای همه باشد Ùˆ بنده در جریان تصر٠تقدیر ØÙ‚ تعالی Ùˆ مجاری قدرت او، مانند هیکلی بی اختیار Ùˆ بی اراده شود Ùˆ چنان گردد Ú©Ù‡ قبل از ایجاد بوده ØŒ یعنی نیست گردد (ابونصر سَرّاج ØŒ ص 28Ù€29Ø› قشیری ØŒ ص 300Ø› هجویری ØŒ ص 360ØŒ 363). از رÙوَیْم بن اØÙ…د نیز به همین مضمون نقل کرده اند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ Ù…ØÙˆ آثار بشریت Ùˆ تجرد الوهیت است . مراد از Ù…ØÙˆ آثار بشریت این است Ú©Ù‡ بنده ØŒ ÙØ¹Ù„ÛŒ را به خود نسبت ندهد Ùˆ «أنا» نگوید زیرا انّیت از آن خدای تعالی است ØŒ تجرد الوهیت به معنای تنزیه Ùˆ جدا دانستن خداوند از Ù…ØØ¯ÙŽØ«Ø§Øª است (ابونصر سراج ØŒ ص 31Ù€32Ø› قشیری ØŒ ص 303Ø› نیز رجوع کنید به عطار، ص 209Ù€210Ø› مولوی ØŒ 1363 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± اول ØŒ بیت 3056Ù€3065). عبارت مشهور «التوØÛŒØ¯ اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª » Ú©Ù‡ از مشایخ صوÙیه نقل کرده اند، نیز ناظر به توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† است Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ بنده چیزی را به خود Ùˆ غیرØÙ‚ تعالی نسبت ندهد ( رجوع کنید به آملی ØŒ 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 350) Ùˆ در عین ØØ§Ù„ به آنچه ØÙ‚٠خدا Ùˆ سزاوار اوست ÙˆÙØ§ کند Ùˆ سعی خود را در ادای آن مبذول دارد Ùˆ بداند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù او، به ارادة ØÙ‚ Ùˆ به مقتضای قضای ازلی Ùˆ توÙیق الاهی بوده ØŒ تا از عیب Ú©ÙØ± پاک شود Ùˆ بدین گونه ØÙ‚ Ùˆ Ù…Ù†Ù‘ØªÙ ÙØ¹Ù„Ù ØÙ‚ را نظاره کند، نه خود Ùˆ ÙØ¹Ù„ خود را ( رجوع کنید به Ù…ÙØ³Ù’تَمْلی ØŒ ج 4ØŒ ص 1666Ù€ 1673Ø› پارسا، ص 120ØŒ 164Ù€165Ø› برای اطلاع از اقوال مشابه دیگر رجوع کنید به ابونصر سراج ØŒ ص 28Ø› هجویری ØŒ ص 366Ø› نجم رازی ØŒ ص 269Ù€270ØŒ 335Ù€339Ø› نصیرالدین طوسی ØŒ ص 87 Ù€ 91Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1379 Ø´ ØŒ ص 166Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20). خواجه عبداللّه انصاری (ص 136Ù€137) توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را توØÛŒØ¯Ø®Ø§ØµÙ‡ Ù…ÛŒ نامد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù اهل ØÙ‚ایق است Ùˆ به وسیلة مقامات ØŒ یعنی مکاشÙÙ‡ ØŒ مشاهده ØŒ معاینه ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قبض ØŒ بسط ØŒ سÙکْر، صØÙˆØŒ اتصال Ùˆ Ø§Ù†ÙØµØ§Ù„ ØŒ Ú©Ù‡ در قسم نهم از اقسام ده گانة مقامات سلوک ذکر شده است ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 609Ù€610) تثبیت Ù…ÛŒ گردد. به عبارت دیگر این توØÛŒØ¯ برای کسانی است Ú©Ù‡ اهل این مقامات اند. ÙˆÛŒ Ù…ÛŒ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ¯ در مقام توØÛŒØ¯ØŒ سالک به مقام کش٠ترقی ØŒ Ùˆ از طَور عقل Ùˆ منازعات عقلی به نور کش٠گذر Ù…ÛŒ کند Ùˆ به نور تجلی Ùˆ عیان از طور استدلال Ùˆ تمسک به ادله بی نیاز Ù…ÛŒ شود؛ ازینرو، توØÛŒØ¯ سالک در این مرتبه متوق٠بر دلیل نیست ØŒ زیرا توØÛŒØ¯ اَجلی ' از هر دلیل است Ùˆ نیز در توکل سببی مشاهده نمی کند زیرا به یقین Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ جز خدا مؤثری نیست Ùˆ تأثیر اسباب Ùˆ همة Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ از خداوند است Ùˆ در طلب نجات هیچ واسطه Ùˆ وسیله ای را جز امتثال ÙØ±Ù…ان ØÙ‚ ØŒ Ú©Ù‡ موهبتی از جانب خداست ØŒ معتبر نمی داند. این توØÛŒØ¯ با علم به Ùنا Ùˆ نه با خود Ùنا ØµØØª Ù…ÛŒ پذیرد، چون علم Ùنا با Ùنای در ØØ¶Ø±Øª ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª (= ØØ¶Ø±Øª اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª ) ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ پیش از Ùنای در ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª است Ú©Ù‡ عین جمع است . همچنین این توØÛŒØ¯ با علم جمع Ú©Ù‡ پیش از عین جمع است ØµÙØ§ Ù…ÛŒ پذیرد ( رجوع کنید به تÙÙ„Ùمْسانی ØŒ ج 2ØŒ ص 606ØŒ 608Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1372 Ø´ ØŒ ص 612ØŒ 615Ø› نیز رجوع کنید به روزبهان بَقْلی ØŒ ص 4ØŒ Ø´ 7ØŒ ص 145Ù€147ØŒ Ø´ 284Ù€ 286). همانطور Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ شد، برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† برای توØÛŒØ¯ Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ دو مرتبه ذکر کرده اند: ال٠) توØÛŒØ¯ خاصه Ú©Ù‡ از آن با عناوین توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354)ØŒ توØÛŒØ¯ علمی یا علم الیقین (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی علمی ØŒ توØÛŒØ¯ عینی یا توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عین Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل طریقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 108ØŒ 113) سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه از اوایل مراتب توØÛŒØ¯ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ùˆ Ù…Ø³ØªÙØ§Ø¯ از باطن علم Ùˆ منشأ آن نور مراقبه است (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ø› پارسا، ص 141Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 79). در این مرتبه از توØÛŒØ¯ØŒ سالک به یقین Ù…ÛŒ داند Ùˆ به چشم بصیرت Ùˆ شهود Ù…ÛŒ بیند Ú©Ù‡ خدا یکی است Ùˆ غیر او در عالم هستی ØŒ وجودی نیست . او موجود ØÙ‚یقی Ùˆ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثر مطلق است Ùˆ تمامی ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ را در ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ او Ù…ØÙˆ Ùˆ ناچیز Ù…ÛŒ بیند Ùˆ هر ذاتی Ùˆ ØµÙØªÛŒ را پرتوی از نور ذات Ùˆ ØµÙØª ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ داند، چنانکه هرکجا علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصری یابد، آن را اثری از آثار علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصر الاهی Ù…ÛŒ داند، ازینرو از اسباب Ùˆ مسبَّبات قطع نظر Ù…ÛŒ کند Ùˆ مقام توکل Ùˆ رضا Ùˆ تسلیم برای او ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ Ù…ØÙ…د جامی ØŒ ص 26Ù€27Ø› پارسا، ص 141Ù€142Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، ص 198Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 75). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 108Ù€110) در بیان توØÛŒØ¯ خاصه Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه به ØÙ‚یقت هر موجود Ùˆ وجود آن نظر Ù…ÛŒ کند تا بدین Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ هر موجودی از ØÛŒØ« ØÙ‚یقت Ùˆ ذات Ùˆ وجودش ØÙ‚ است Ùˆ از ØÛŒØ« تعین Ùˆ تشخص Ùˆ تقیدش خلق است Ùˆ چون به ØÙ‚یقت اشیا Ùˆ ذرات آنها بدین گونه نظر کرد Ùˆ به این Ù…Ø¹Ø±ÙØª رسید Ú©Ù‡ اصل همه موجودات به ذات ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ بر Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ وجود مطلق یعنی ØÙ‚ تعالی است ØŒ ØÙ‚ را باقی Ùˆ خلق را ÙØ§Ù†ÛŒ Ù…ÛŒ یابد (برای نمونه در ادبیات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ رجوع کنید به عطار، ص 210Ù€212Ø› مولوی ØŒ 1363Ø´ ØŒ ج 1ØŒ Ø¯ÙØªØ± دوم ØŒ بیت 1345Ù€1350). ÙˆÛŒ در جای دیگر (1347 Ø´ ØŒ ص 113Ø› همو، 1362 Ø´ ØŒ ص 80) Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه ØÙ‚ را ظاهر Ùˆ خلق را باطن Ù…ÛŒ بیند Ùˆ نزد او خلق آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن ØÙ‚ را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ چون ØÙ‚ در آن ظهور دارد، صورت خلق در آن پوشیده است ØŒ چنانکه خود آیینه به واسطة صورتی Ú©Ù‡ در آن ظاهر است دیده نمی شود (نیز رجوع کنید به صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52). بدین ترتیب سالک در این مرتبه به ÙˆØØ¯Øª شهود Ù…ÛŒ رسد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 38Ù€39). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362Ø´ ØŒ ص 76) توØÛŒØ¯ اهل طریقت را منوط به ØªØØµÛŒÙ„ مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ تخلق به اخلاق الاهی Ùˆ اتصا٠به ØµÙØ§Øª خدا Ù…ÛŒ داند Ùˆ Ù…ÛŒ گوید «عین الیقین »، «ایمان » Ùˆ Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الیمین » Ú©Ù‡ در قرآن ذکر شده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . ب ) توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه (عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379 Ø´ ال٠، همانجا)ØŒ آخرین مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ú©Ù‡ با عناوین دیگری مانند توØÛŒØ¯ مشاهده (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 355)ØŒ توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ÛŒ (عزالدین کاشانی ØŒ ص 20Ù€21Ø› پارسا، ص 144Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78)ØŒ توØÛŒØ¯ ØÙ‚ÛŒ (آملی ØŒ 1347 Ø´ ØŒ ص 78ØŒ به نقل از عزالدین کاشانی Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 359)ØŒ توØÛŒØ¯Ù شهودی٠عیانی٠وجدانی٠ذوقی٠یا Ú©Ø´ÙÛŒ (لاهیجی ØŒ ص 268ØŒ 371)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی عملی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عقل Ùˆ عین ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل ØÙ‚یقت (آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 77ØŒ 80Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110ØŒ 113) نیز نامیده شده است . غزالی ( کیمیای سعادت ØŒ ج 2ØŒ ص 530) آن را کمال توØÛŒØ¯ دانسته Ù…ÛŒ گوید صوÙیان آن را Ùنای در توØÛŒØ¯ گویند. در این مرتبه ØŒ Ù…ÙˆØØ¯ ÙˆØØ¯Øª Ùˆ کثرت را بدون تزاØÙ…ÛŒ در ØÙ‚ مشاهده Ù…ÛŒ کند Ùˆ غیر از ØÙ‚ تعالی نمی بیند، ØÙ‚ را در خلق Ùˆ خلق را در ØÙ‚ Ù…ÛŒ بیند، بی آنکه مشاهدة یکی ØØ¬Ø§Ø¨ مشاهدة دیگری گردد، بلکه وجود یگانه را از وجهی ØÙ‚ Ùˆ از وجه دیگر خلق Ù…ÛŒ بیند. بدین ترتیب ØŒ به واسطة شهود٠کثرت٠خلقی یگانگی ذات ØÙ‚ تعالی Ú©Ù‡ متجلی در آن مظاهر است ØŒ برای Ù…ÙˆØØ¯ مستور نمی شود. این مرتبه از توØÛŒØ¯ مبتنی بر Ùنای Ù…ØØ¶ Ùˆ به طور Ú©Ù„ÛŒ Ùنای ذات Ùˆ عبور از تمامی مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ نسبتها Ùˆ اعتبارات Ùˆ ØØªÛŒ وجود Ùˆ توابع آن (= ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ) است . بدین معنی است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را ساقط کردن نسبتها (اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ùˆ در این مرتبه هر ذات Ùˆ وجودی غیرØÙ‚ تعالی از نظر ساقط Ù…ÛŒ شود تا سالک به وجود ÙˆØ§ØØ¯ مطلق Ù…ØØ¶ Ùˆ ذات صر٠خالصی Ú©Ù‡ ایجاد هر موجودی به اوست واصل شود (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص 354Ù€355Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص 27Ø› نسÙÛŒ ØŒ 1341 Ø´ ØŒ ص 44Ù€ 48Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص 52 Ù€53Ø› آملی ØŒ 1362 Ø´ ØŒ ص 76ØŒ 79Ø› همو، 1347 Ø´ ØŒ ص 110Ù€113Ø› همو، 1367 Ø´ ØŒ ج 1ØŒ ص 360Ù€ 362Ø› لاهیجی ØŒ همانجاها). همچنین Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ در این مرتبه ØŒ Â«ØØ§Ù„ توØÛŒØ¯Â»ØŒ وص٠لازم Ø°Ø§ØªÙ Ù…ÙˆØØ¯ Ù…ÛŒ شود Ùˆ تمامی ظلمات رسوم وجود او، جز اندکی ØŒ در غلبة اشراق نور توØÛŒØ¯ متلاشی Ù…ÛŒ گردد. Ù…ÙˆØØ¯ در این مرتبه بدانجا Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند نه وص٠خود Ùˆ این دیدن را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند. منشأ این توØÛŒØ¯ نور مشاهده است Ùˆ با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ شرک Ø®ÙÛŒ از میان Ù…ÛŒ رود. برای آدمی مرتبه ای بالاتر از این در توØÛŒØ¯ میسر نیست (عزالدین کاشانی ØŒ ص 21Ù€ 22Ø› پارسا، ص 144Ù€145Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص 78Ù€ 79). در این مرتبه سالک از ÙˆØØ¯Øª شهود به ÙˆØØ¯Øª وجود Ù…ÛŒ رسد Ùˆ Ùنای در توØÛŒØ¯ Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص 56). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1362 Ø´ ØŒ ص 76) «عین الیقین »، «ایقان » Ùˆ «سابق مقرّب » را Ú©Ù‡ در قرآن به آنها اشاره شده ØŒ ناظر به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن Ù…ÛŒ داند (نیز رجوع کنید به پارسا، ص 103). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (1347 Ø´ ØŒ ص 87 Ù€ 88) مراد٠وی از اینکه توØÛŒØ¯ الوهی (= توØÛŒØ¯ عامه ) را به انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ وجودی (= هر دو مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ) را به اولیا اختصاص داده ØŒ این نیست Ú©Ù‡ انبیا از توØÛŒØ¯ اولیا بی بهره اند یا اولیا نصیبی از توØÛŒØ¯ انبیا ندارند، بلکه انبیا Ùˆ اولیا هر کدام جامع هر دو قسم Ùˆ واجد هر دو مرتبه اند. مراد از این تخصیص این است Ú©Ù‡ در هر یک از ایشان آن قسم توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ ذکر شد غلبه دارد Ùˆ به دعوت به آن مأمورند. انبیا در ظاهر داعی Ùˆ مأمور به توØÛŒØ¯ الوهی اند، اما در باطن Ùˆ اصل ØŒ مرشد Ùˆ آمر به توØÛŒØ¯ وجودی اند. همچنین اولیا اگرچه در باطن مرشد به توØÛŒØ¯ وجودی اند، در ظاهر نیز داعی به توØÛŒØ¯ الوهی اند Ùˆ به جهت پیروی انبیا، هادی به توØÛŒØ¯ الوهی Ùˆ اسوة طریقت انبیاءاند. اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† از وجه دیگری ØŒ برای توØÛŒØ¯ مراتب سه گانة توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را بر شمرده اند. این مراتب با مراتبی Ú©Ù‡ پیشتر ذکر شد متناظر است ØŒ جز اینکه برای سالک در مرتبة اول (= توØÛŒØ¯ خاصه ) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود Ùˆ در انتها (= توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ) توØÛŒØ¯ ذاتی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ 1379Ø´ ال٠، ص 119Ø› آملی ØŒ 1362Ø´ ØŒ ص 79Ù€80Ø› پارسا، ص 104Ø› لاهیجی ØŒ ص 268Ù€ 269). لاهیجی (همانجا) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ را مقام Ù…ØÙˆØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را مقام طَمْس Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را مقام Ù…ÙŽØÙ’Ù‚ Ù…ÛŒ خواند. عبدالرزاق کاشی در تقسیمی دیگر (1379Ø´ ب ØŒ ص 332) توØÛŒØ¯ را بر چهار قسم دانسته است : توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ØŒ توØÛŒØ¯ اسما، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ توØÛŒØ¯ ذات . هریک از سه قسم اول یا علمی است یا ذوقی ØŒ Ú©Ù‡ قسم علمی را بیانی Ùˆ قسم ذوقی را عیانی نیز Ù…ÛŒ گویند. قسم چهارم بر سه نوع است : بیانی ØŒ عیانی Ùˆ ØÙ‚انی ØŒ Ú©Ù‡ به عبارت دیگر همان «علم الیقین »، «عین الیقین » Ùˆ «ØÙ‚ الیقین » است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان ØŒ ص 332Ù€346). سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (1347Ø´ ØŒ ص 81 Ù€82) نیز از عبدالرزاق کاشی نقل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ او برای هریک از اقسام ده گانة مقامات ØŒ صورتی از توØÛŒØ¯ را بیان کرده Ú©Ù‡ با وجوه سه گانة خواجه عبداللّه انصاری (ص 135Ù€139) منطبق است . منابع : ØÛŒØ¯Ø±Ø¨Ù† علی آملی ØŒ اسرارالشریعة Ùˆ اطوار الطریقة Ùˆ انوارالØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، کتاب جامع الاسرار Ùˆ منبع الانوار ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1347 Ø´ Ø› همو، المقدمات من کتاب نص النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ÙØµÙˆØµ الØÚ©Ù… لمØÛŒÛŒ الدین ابن العربی ØŒ ج 1ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› ابن عربی ØŒ التجلیات الالهیة ØŒ همراه با تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ùˆ کش٠الغایات ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ø§ Ø§Ú©ØªÙ†ÙØª علیه التجلیات ØŒ چاپ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› همو، Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة ØŒ چاپ عثمان ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ قاهره ØŒ Ø³ÙØ± 2ØŒ 1405/ 1985ØŒ Ø³ÙØ± 5ØŒ 1397/1977ØŒ Ø³ÙØ± 6ØŒ 1398/1978ØŒ Ø³ÙØ± 8 ØŒ 1403/ 1983ØŒ Ø³ÙØ± 12ØŒ 1408/1988Ø› ابونصر سراج ØŒ کتاب اللَّمع ÙÛŒ التصو٠، چاپ رینولد آلن نیکلسون ØŒ لیدن 1914ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د انصاری ØŒ کتاب منازل السائرین ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د پارسا، تØÙØ© السالکین ØŒ دهلی ( 1970 ) Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ترکه اصÙهانی ØŒ تمهیدالقواعد ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم 1381 Ø´ Ø› سلیمان بن علی تلمسانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین الی الØÙ‚ المبین ØŒ چاپ عبدالØÙیظ منصور، تونس 1988ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم 1371 Ø´ Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د جامی ØŒ نقد النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‚Ø´ Ø§Ù„ÙØµÙˆØµ ØŒ چاپ ویلیام چیتیک ØŒ تهران 1356 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهر جامی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی Ù…ÙˆØØ¯ØŒ تهران 1343 Ø´ Ø› عبداللّه جوادی آملی ØŒ ØªØØ±ÛŒØ± تمهیدالقواعد صائن الدین علی بن Ù…ØÙ…د الترکه ØŒ ( تهران ) 1372 Ø´ Ø› روزبهان بقلی ØŒ کتاب عبهرالعاشقین ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ Ù…ØÙ…د معین ØŒ تهران 1366 Ø´ Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ تعبیرات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ ØŒ تهران 1370 Ø´ Ø› مجدودبن آدم سنایی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة Ùˆ شریعة الطریقة ØŒ چاپ مدرس رضوی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ Ø±Ø´Ù Ø§Ù„Ù†ØµØ§Ø¦Ø Ø§Ù„Ø§ÛŒÙ…Ø§Ù†ÛŒØ© Ùˆ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„ÙØ¶Ø§Ø¦Ø الیونانیة ØŒ ترجمة علی بن Ù…ØÙ…د معین الدین یزدی ØŒ چاپ نجیب مایل هروی ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ صدرالدین قونیوی ØŒ Ù…ÙØªØ§Ø الغیب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران 1374 Ø´ Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین ØŒ چاپ Ù…ØØ³Ù† Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø±ÙØ±ØŒ قم 1372 Ø´ Ø› همو، لطائ٠الاعلام ÙÛŒ اشارات اهل الالهام ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ تهران 1379 Ø´ ال٠؛ همو، مجموعه رسائل Ùˆ Ù…ØµÙ†ÙØ§Øª ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ رسالة 3: رسالة ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª ØŒ تهران 1379 Ø´ ب Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی عزالدین کاشانی ØŒ Ù…ØµØ¨Ø§Ø Ø§Ù„Ù‡Ø¯Ø§ÛŒØ© Ùˆ Ù…ÙØªØ§Ø Ø§Ù„Ú©ÙØ§ÛŒØ© ØŒ چاپ جلال الدین همایی ØŒ تهران 1367 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عطار، منطق الطیر: مقامات الطیور ØŒ چاپ صادق گوهرین ØŒ تهران 1365 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ رسائل الغزالی ØŒ چاپ ریاض مصطÙÛŒ عبداللّه ØŒ رساله 3: رسالة ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ دمشق : دارالØÚ©Ù…Ø© ØŒ ( بی تا. ) Ø› همو، کیمیای سعادت ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† خدیوجم ØŒ تهران 1361 Ø´ Ø› عبدالکریم بن هوازن قشیری ØŒ الرسالة القشیریة ØŒ چاپ معرو٠زریق Ùˆ علی عبدالØÙ…ید بلطه جی ØŒ بیروت 1408/1988Ø› Ù…ØÙ…دبن ÛŒØÛŒÛŒ لاهیجی ØŒ Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الاعجاز ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ú¯Ù„Ø´Ù† راز ØŒ چاپ کیوان سمیعی ØŒ تهران ?( 1337 Ø´ ) Ø› اسماعیل بن Ù…ØÙ…د مستملی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªØ¹Ø±Ù Ù„Ù…Ø°Ù‡Ø¨ التصو٠، چاپ Ù…ØÙ…د روشن ØŒ تهران 1363Ù€1366 Ø´ Ø› جلال الدین Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د مولوی ØŒ لب لباب مثنوی ØŒ ( به انتخاب ) ØØ³ÛŒÙ† بن علی کاشÙÛŒ ØŒ چاپ نصراللّه تقوی ØŒ تهران 1362 Ø´ Ø› همو، مثنوی معنوی ØŒ تصØÛŒØ رینولد آلن نیکلسون ØŒ چاپ نصراللّه پورجوادی ØŒ تهران 1363 Ø´ Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د نجم رازی ØŒ مرصادالعباد ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د امین ریاØÛŒ ØŒ تهران 1377 Ø´ Ø› عزیزالدین بن Ù…ØÙ…د نسÙÛŒ ØŒ بیان التنزیل ØŒ چاپ علی اصغر میرباقری ÙØ±Ø¯ØŒ تهران 1379 Ø´ Ø› همو، کش٠الØÙ‚ایق ØŒ چاپ اØÙ…د مهدوی دامغانی ØŒ تهران 1359 Ø´ Ø› همو، مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل ØŒ چاپ ماریژان موله ØŒ تهران 1341 Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ اوصا٠الاشرا٠، چاپ نجیب مایل هروی ØŒ مشهد ?( 1357 Ø´ ) Ø› علی بن عثمان هجویری ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬ÙˆØ¨ ØŒ چاپ Ùˆ. Ú˜ÙˆÚ©ÙˆÙØ³Ú©ÛŒ ØŒ لنینگراد 1926ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران 1371 Ø´ . / ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ Ùنا /
">
×
مكتبة المنتقم عليه السلام
4.8 ★ مجاني
تثبيت
دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٠٠٢
توØÛŒØ¯ ، بنیادیترین آموزة اعتقادی در اسلام Ú©Ù‡ دارای جنبه های متعدد نظری Ùˆ عملی است . مطابق Ù…Ùهوم توØÛŒØ¯ØŒ خداوند، یکتا، دارای همة ØµÙØ§Øª کمالی ØŒ بی مانند، بری از تغییر، Ùˆ نیز خالق یگانة عالم Ùˆ بی شریک است Ø› ادارة عالم به ارادة او صورت Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ دانش Ùˆ توان ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ±Ø´ بر همة عالم Ù…ØÛŒØ· است Ø› همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† باید او را پرستش کنند Ùˆ این پرستش بی نیاز از پایمردی است . بنا بر قرآن ØŒ باور توØÛŒØ¯ÛŒ ریشه در ÙØ·Ø±Øª انسانها دارد Ùˆ هرگونه اعتقاد Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± غیر توØÛŒØ¯ÛŒ نشانة Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù از این بنیان وجودی Ùˆ ناشی از عوامل روانی Ùˆ Ù…ØÛŒØ·ÛŒ Ùˆ جغراÙیایی Ùˆ تاریخی Ùˆ غیره است . پیامبران همه منادی توØÛŒØ¯ بوده اند Ùˆ بیشترین اهتمامشان زدودن شرک Ùˆ آیینها Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ مشرکانه بوده است . قرآن بویژه از Ù†ÙˆØ Ùˆ ابراهیم یاد Ù…ÛŒ کند Ùˆ به مناسبتهای گوناگون Ùˆ گاه Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ ØŒ مبارزات توØÛŒØ¯ÛŒ آنان را گزارش Ù…ÛŒ دهد. همچنین از دو دین بزرگ یهودیت Ùˆ مسیØÛŒØª به عنوان دو دین توØÛŒØ¯ÛŒ نام Ù…ÛŒ برد، هرچند برخی آرای آنان در همین موضوع (مثلاً ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ خدا بودن عیسی ) را نقد Ù…ÛŒ کند Ùˆ آن را Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù از توØÛŒØ¯ Ù…ÛŒ خواند. نظامهای ÙلسÙÛŒ Ùˆ کلامی در جهان اسلام نیز با وجود پاره ای Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª ØŒ بر پایة توØÛŒØ¯ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند. مذاهب Ùˆ مکاتب Ùˆ ÙÙØ±Ù‚ درون عالم اسلام نیز پیش از هر چیز با این آموزه آزموده شده اند. در مطالعات کنونی ادیان ØŒ مراد از توØÛŒØ¯ همان است Ú©Ù‡ در یهودیت Ùˆ مسیØÛŒØª Ùˆ اسلام Ùˆ در نظامهای ÙلسÙÛŒ مبتنی بر این ادیان وجود دارد، در برابر سایر تصورات از الوهیت در سنن دیگر دینی (مثلاً سرشت غیرشخصی خدا، ØÙ„ول خدا در عالم ØŒ وجود نیروهای شر در کنار خدا)ØŒ مثل برخی صورتهای آیین هندو Ùˆ بودایی ( رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج ١٠،ص ٦٨Ù€٦٩). توØÛŒØ¯ در تاریخ دین ØØ¶ÙˆØ±ÛŒ دیرینه دارد. مطابق یک نظریه ،نخستین مرØÙ„Ø© درک بشر از امر الوهی ØŒ نوعی توØÛŒØ¯ ابتدایی ØŒ Ùˆ اعتقاد به چند خدا ــ Ú©Ù‡ در اغلب ادیان ابتدایی مشاهده Ù…ÛŒ شود ــ Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù از این Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª اولیه بوده است . هر چند برای این نظریه شواهد دقیق تاریخی ÛŒØ§ÙØªÙ‡ نشده است ØŒ مطابق تØÙ‚یقات متأخر، بسیاری از مردمان بدوی یا باستانی ØŒ علاوه بر خدایان متعدد، به خدایی برتر Ùˆ ماÙوق خدایان دیگر نیز معتقد بوده اند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ بسا همین امر زمینة تأمل در توØÛŒØ¯ را ÙØ±Ø§Ù‡Ù… کرده بوده است (همان ØŒ ج ١٠ØŒ ص ٦٩). در بارة پیدایی Ùˆ Ø´Ú©Ù„ گیری عقیده به توØÛŒØ¯ نیز Ù…ØÙ‚قان ادیان از روشهای تعقلی Ùˆ Ù¾ÛŒ بردن به منطق قدرت ÙˆØ§ØØ¯ الاهی در برخی مناطق Ùˆ سنّتها Ùˆ نیز روش تجربة Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ Ùˆ تجربة تاریخی سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند (همان ØŒ ج ١٠ØŒ ص ٧١). بعلاوه ØŒ در دورة معاصر تأملات Ùˆ تØÙ‚یقات ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ در بارة توØÛŒØ¯ Ùˆ کارکردهای آن ØŒ گاه همراه با نگاه انتقادی (مثلاً منتهی شدن باور توØÛŒØ¯ÛŒ به تمامت خواهی در جامعه Ø› ناسازگاری توØÛŒØ¯ با آزادی انسان Ùˆ ابتنای عقیده به توØÛŒØ¯ بر دیدگاههای پدرسالارانه )ØŒ صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ پاسخهای دیگر Ù…ØÙ‚قان (از جمله نقش توØÛŒØ¯ در آزادی بخشی ØŒ به Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… مختل٠آن ) را درپی داشته است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج ١٠،ص ٧٥). موضوع این مقاله بررسی توØÛŒØ¯ در اسلام است ØŒ مشتمل بر: ١) واژه ٢) در قرآن Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± ٣) در ØØ¯ÛŒØ« ٤) در کلام ٥) در ÙلسÙÙ‡ ٦) در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† ١) واژه . توØÛŒØ¯ØŒ از ریشة Â«ÙˆØØ¯Â»ØŒ به معنای یکی Ú¯ÙØªÙ† است (بیهقی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٩٢). در دورة جدید به معنای یکی کردن نیز به کار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به لین Ø› المعجم الوسیط ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»). کلمة ÙˆØØ¯ ــ Ú©Ù‡ واژه های ÙˆØ§ØØ¯ØŒ ÙˆØÛŒØ¯ØŒ ÙˆÙŽØÙ’د (ÙˆÙŽØØ¯ÙŽÙ‡ÙØŒ ÙˆØØ¯ÙŽÚ© ØŒ ÙˆØØ¯ÛŒ )ØŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ØŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒ Ùˆ Ø§ÙŽØØ¯ (همزه جانشین واو) از آن اشتقاق ÛŒØ§ÙØªÙ‡ ــ دلالت بر یکی بودن دارد Ùˆ کاربرد این کلمات برای خدا نیز ناظر به همین معناست ( رجوع کنید به راغب اصÙهانی Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ Ø› ابن منظور، ذیل Â«Ø§ØØ¯Â» Ùˆ Â«ÙˆØØ¯Â»). واژة توØÛŒØ¯ در قرآن نیامده اما اشتقاقات مذکور چندین بار Ùˆ غالباً برای خدا به کار Ø±ÙØªÙ‡ است (ÙˆØØ¯ÙŽÙ‡ شش بار Ùقط برای خدا؛ ÙˆØ§ØØ¯ ٢٣ بار از سی بار به صورت وص٠خدا؛ ÙˆØÛŒØ¯ یک بار برای خدا، بنا بر یکی از دو Ø§ØØªÙ…ال Ø› Ø§ØØ¯ Ùقط دو بار ــ از ٥٣ بار کاربرد آن ــ برای خدا رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل Â«Ø§ÙŽØØ¯Â» Ùˆ Â«ÙˆØØ¯Â»). در ØØ¯ÛŒØ« ØŒ علاوه بر این واژه ها، واژگان توØÛŒØ¯ØŒ Ù…ÙˆØØ¯ØŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ØŒ توØÙ‘ÙØ¯ØŒ متوØÙ‘د، ÙˆØØ¯ÙŽÚ© ØŒ Ùˆ ÙˆØØ¯ÛŒ ØŒ بارها آمده است (برای نمونه رجوع کنید به برازش Ø› ونسینک ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»). طبق Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ پیامبر اکرم صلی اللّه علیه Ùˆ آله وسلم واژة توØÛŒØ¯ را در اشاره Ùˆ اقرار به یکتایی خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ هر گونه شرک ØŒ Ùˆ به طور Ú©Ù„ÛŒ به معنای تصدیق گزارة «لااله الاّ اللّه ÙˆØØ¯ÙŽÙ‡ لاشریک له » Ùˆ مانند آن ØŒ به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٢٠ØŒ ØØ¯ÛŒØ« ٨ØŒ ص ٢٢Ù€٢٣ØŒ ØØ¯ÛŒØ« ١٥ Ùˆ ١٧). این کاربرد در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان نیز وجود دارد (برای نمونه رجوع کنید به همان ØŒ ص ٤٢ØŒ ٩٠). از قرن دوم به این سو کاربرد واژة توØÛŒØ¯ در همین معنا Ùˆ سپس در اشاره به مجموعة Ù…Ø¨Ø§ØØ« مرتبط با وجود Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ خدا رایج شد Ùˆ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« شیعه نیز در همین گسترة معنایی به کار Ø±ÙØª (برای نمونه رجوع کنید به همان ØŒ ص ٥٦ Ù€ ٥٨ØŒ ٧٦Ù€٧٧ØŒ ٩٤Ù€ ٩٨). بعدها این توسعة معنایی مبنای تدوین آثاری با عنوان «کتاب التوØÛŒØ¯Â»ØŒ به استقلال یا بخشی از یک کتاب جامع ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ùˆ غیر آن ØŒ گردید ( رجوع کنید به التوØÛŒØ¯ * ) Ùˆ ØØªÛŒ دانش کلام از آنرو Ú©Ù‡ اساسیترین Ù…Ø¨ØØ« آن Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ است ØŒ علم التوØÛŒØ¯ Ùˆ گاه علم التوØÛŒØ¯ Ùˆ Ø§Ù„ØµÙØ§Øª نام Ú¯Ø±ÙØª (برای نمونه رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٦ØŒ١١Ø› تهانوی ØŒ ج ١،ص ٢٢ØŒ ج ٢،ص ١٤٧٠Ø› عبده ØŒ ص ٤٣Ø› د. اسلام ØŒ چاپ دوم ØŒ ذیل واژه Ø› دائرة المعار٠الاسلامیة ØŒ ذیل «التوØÛŒØ¯ØŒ علم »). برخی نیز توØÛŒØ¯ را به منزلة معر٠مسلمانان (اهل التوØÛŒØ¯) به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به اشعری ØŒ ص ١٤٦Ø› Ù…Ùید، ص ٥١)ØŒ همچنانکه گاه برخی مذاهب کلامی ØŒ مثلاً معتزلیان Ùˆ سَلَÙیها، به سبب تبیین خاص از آموزة توØÛŒØ¯ یا تأکید بیشتر بر جایگاه نظری آن در مجموعة باورهای دینی ØŒ اهل التوØÛŒØ¯ (یا اهل التوØÛŒØ¯ Ùˆ العدل ) خوانده شدند (برای نمونه رجوع کنید به شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ ج ١ØŒ ص ٥٧). توØÛŒØ¯ همچنین آموزة کانونی Ùˆ عامل Ø´Ú©Ù„ گیری جریانها Ùˆ جنبشهای جدید اجتماعی Ùˆ سیاسی در جهان اسلام بوده است . ٢) در قرآن Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±. تأکید بر یکتایی خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ ØµØ±ÛŒØ Ùˆ قاطع هرگونه شرک ØŒ اصلیترین پیام قرآن شناخته شده است ( رجوع کنید به ابن قیّم جوزیّه ØŒ ١٤٠٦ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٥٩Ù€٢٦٠: قرآن یکسر در بارة توØÛŒØ¯ است ). تØÙ‚Ù‚ تاریخی امت اسلامی نیز، به رغم تکثر آشکار Ùˆ نسبتاً زیاد آن ØŒ بر Ù…ØÙˆØ± همین باور صورت بسته است . کاربرد ØØ¯ÙˆØ¯ ٢٧٠٠ بار واژة اللّه ( رجوع کنید به Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٤٤Ù€٢٧٢) به مثابة کلیدیترین واژه در توØÛŒØ¯ قرآنی Ùˆ عبارتهای گوناگون٠متضمن تأکید بر یکتایی خدا، Ú†Ù‡ به صورت ایجابی Ùˆ Ú†Ù‡ به صورت سلبی ØŒ ØØ§Ú©ÛŒ از اهمیت بنیادین این اصل در اسلام است . Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ…٠راجع به یگانگی خدا در قرآن در چند تعبیر، با بسامد زیـاد یا کـم ØŒ آمده است : Ù†ÙÛŒ هر خدایی جز او: لااله الاّ اللّه (Ùˆ نیز: الاّ هو، الاّ انَا، الاّ انت ) Ùˆ عبارتهای هم ارز آن : مامÙنْ اله٠الاّ اللّه (Ùˆ نیز: مَنْ اÙÙ„'Ù‡ÙŒ غَیْر٠اللّه ØŒ اَغَیْرَ اللّه اَبْغیکم الهاً، اَاÙÙ„'Ù‡ÙŒ مع Ø§Ù„Ù„Ù‘Ù‡ÙØŒ ما Ù„ÙŽÚ©ÙÙ… Ù…Ùنْ اÙله٠غیره ØŒ ماکان معه Ù…ÙنْالهÙ)Ø› یکی بودن خدا: Ù‡ÙÙˆÙŽØ§Ù„Ù„Ù‘Ù‡ÙØ§ØØ¯ÙŒ (Ùˆ نیز: انّماهوَ الهٌ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒØŒ Ø§Ù„Ù„Ù‘Ù‡Ù Ø§Ù„ÙˆØ§ØØ¯ÙØŒ انَّما اللّه٠الهٌ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ)Ø› یک خدا برای همگان : اÙÙ„'Ù‡ÙÚ©Ù… اÙلهٌ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ (Ùˆ نیز: اÙÙ„'Ù‡Ùنا Ùˆ اÙÙ„'Ù‡Ú©Ù… ÙˆØ§ØØ¯ÙŒØŒ ال'ه٠الناس )Ø› خدای همة عالَم : هوَ الذی ÙÛŒ السماء اÙلهٌ Ùˆ ÙÛŒ الاَرض٠اÙلهٌ؛ نکوهش معتقدان به وجود آلÙهه یا هر الاهی با اللّه : اَاÙÙکاً ا'لهةً دونَاللّه٠تریدونَ (صاÙّات : ٨٦Ø› نیز رجوع کنید به انعام : ٩١Ø› مریم : ٨١Ø› انبیاء: ٣٤Ø› یس : ٧٤Ø› ØØ¬Ø±: ٩٦Ø› Ù‚ : ٢٦Ø› مؤمنون : ١١٧)Ø› تأکید بر ضرورت رها کردن اعتقاد به چند خدا: ولا' تَجْعَلوا مع اللّه اÙلهاً آخَرَ (ذاریات : ٥١Ø› نیز رجوع کنید به Ù†ØÙ„ : ٥١Ø› قصص : ٨٨Ø› اسراء: ٢٢ØŒ ١٢٩)Ø› رد قائلان به تثلیث : لَقَدْ Ú©ÙŽÙَرَ الذینَ قالوا انَّ اللّه ثالث٠ثلاثة٠(مائده : ٧٣)Ø› Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ از خدا: لم یَلد Ùˆ لم یولَدْ (اخلاص : ٣Ø› صاÙّات : ١٥٢Ø› نساء: ١٧١Ø› انعام :١٠٠Ù€١٠١Ø› مریم :٣٥ØŒ٨٨ØŒ٩١ØŒ٩٢Ø› مؤمنون :٩١Ø› زخر٠:١٥ØŒ ٨١Ø› بقره :١١٦Ø› یونس :٦٨Ø› اسراء: ١١١Ø› Ú©Ù‡Ù :٤Ø› انبیاء: ٢٦Ø› ÙØ±Ù‚ان :٢Ø› زمر: ٤Ø› جنّ: ٣)Ø› نکوهش دیدگاهی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را دختران خدا Ù…ÛŒ خواند ( رجوع کنید به Ù†ØÙ„ :٥٧Ø› ØµØ§ÙØ§Øª :١٤٩Ø› اسراء: ١٤٠)Ø› Ù†ÙÛŒ هرگونه Ù…ÙØ«Ù„ Ùˆ مانند برای خدا: لیس Ú©Ù…ÙØ«Ù’له شیئیٌ (شوری ': ١١). در قرآن این نکته نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ پایة دعوت همة پیامبران Ùˆ موضوع اصلی ÙˆØÛŒ به آنان ØŒ اعلان یکتایی خدا بوده است ( رجوع کنید به انبیاء: ٢٥). قرآن از زبان Ù†ÙˆØ Ùˆ هود Ùˆ ØµØ§Ù„Ø Ùˆ شعیب آورده Ú©Ù‡ به قوم خود Ú¯ÙØªÙ†Ø¯: «ما Ù„Ú©Ùمْ Ù…Ùنْ اله٠غیرÙÙ‡ » (اعرا٠: ٥٩ØŒ ٦٥ØŒ ٧٣ØŒ ٨٥Ø› هود: ٥٠ØŒ ٦١ØŒ ٨٤) Ùˆ در مقام نکوهش نصارا Ú©Ù‡ چرا عیسی Ùˆ مادرش را خدا Ù…ÛŒ خوانند، هشدار داده است Ú©Ù‡ در روز رستاخیز، عیسی علیه السلام از این اعتقاد نصارا بیزاری خواهد جست Ùˆ خواهد Ú¯ÙØª همه را به بندگی٠اللّه دعوت کرده Ùˆ بدان مأمور بوده است ( رجوع کنید به مائده :١١٦Ù€١١٧). اهمیت اصل توØÛŒØ¯ در قرآن چنان است Ú©Ù‡ Ù…ØØªÙˆØ§ÛŒ اصلی ÙˆØÛŒÙ پیامبر اسلام را چیزی جز اعلان یکتایی خدا نمی داند ( رجوع کنید به Ú©Ù‡Ù : ١١٠Ø› انبیاء: ١٠٨) Ùˆ برای Ø±ÙØ¹ هر تلقی غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ نیز اشاره Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒ کننده به همة انبیا یک خدا (اللّه ) بوده است (شوری : ٣). علاوه بر واژة اللّه Ùˆ اله ØŒ واژة «ربّ» نیز در قرآن بیش از هر چیز برای تأکید بر یکتایی خدا، بویژه در تدبیر عالم ØŒ Ùˆ اختصاص ربوبیت به خدا (برای نمونه رجوع کنید به انعام : ١٦٤) کاربردی گسترده دارد Ùˆ مضامین٠پیش Ú¯ÙØªÙ‡ در عبارتهایی چون ربّالعالمین (٤١ بار)ØŒ ربّ السموات Ùˆ الارض (دَه بار)ØŒ ربّالعرش ØŒ ربّالسموات السبع ØŒ ربّالمشرق Ùˆ المغرب ØŒ ربّالمشارق ØŒ ربّالمشرقین Ùˆ ربّالمغربین ØŒ ربّ کلّ Ø´ÛŒØ¦ÛŒÙØŒ Ùˆ ربّالناس ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «ربّ») طنین انداز نظریة توØÛŒØ¯ قرآنی است . مراد از توØÛŒØ¯ در قرآن آن است Ú©Ù‡ در عالم Ùقط یک خدا هست Ùˆ او همة عالم را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ است Ùˆ همو این عالَم را تدبیر Ù…ÛŒ کند Ùˆ همة انسانها باید او را بندگی کنند. به تعبیر دیگر، یگانگی خدا در قرآن معطو٠به چند جنبة اساسی است : یکی بودن خدا (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: توØÛŒØ¯ ذات Ø› در بارة ØªÙØ³ÛŒØ± این ÙˆØØ¯Øª رجوع کنید به ادامة مقاله )ØŒ نسبت یکسان همة موجودات به همان خدا در مقام Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ (توØÛŒØ¯ خالقیت )ØŒ اختصاص تدبیر Ùˆ ادارة عالم به همان خدا (توØÛŒØ¯ ربوبیت ) Ùˆ لزوم بندگی Ùˆ ÙØ±Ù…انبری Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ همان خدا (توØÛŒØ¯ عبادت ). توØÛŒØ¯ خالقیت Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبیت گاهی زیرعنوان توØÛŒØ¯Ø§Ùعالی قرار Ù…ÛŒ گیرد، از آنرو Ú©Ù‡ خلق Ùˆ تدبیر هر دو از مقولة تأثیرند Ùˆ در تعلیم قرآنی Ùقط یک مؤثر ØÙ‚یقی Ùˆ مستقل وجود دارد ( رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٠Ù€٢١). در بارة مراد از توØÛŒØ¯ عبادت نیز Ú¯ÙØªÙ‡ شده است Ú©Ù‡ عبادت مشتمل بر همة جنبه ها Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ زندگی (مثلاً تقنین Ùˆ تشریع ØŒ ØÚ©ÙˆÙ…ت ØŒ اطاعت ) است (همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٤Ù€ ٢٥) Ùˆ از این جهت توØÛŒØ¯ عملی هم خوانده Ù…ÛŒ شود (طباطبائی ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٥٣). ابن تیمیّه (١٤٢٠ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٩٧Ù€٨٠٢Ø› همو، ١٤٢١ØŒ ج ١ØŒ جزء١ØŒ ص ٥٧ Ù€ ٥٨ØŒ ج ١ØŒ جزء٢ØŒ ص ٢٢) Ùˆ پس از او ابن قیّم جوزیّه (١٤٠٦ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٥٩Ù€٢٦٠) مسائل توØÛŒØ¯ را مشتمل بر دو قسم اصلی دانسته اند: توØÛŒØ¯ در مقام اعتقاد Ùˆ توØÛŒØ¯ در مقام عمل . ابن تیمیّه ØŒ گونة اول را Ú©Ù‡ از آن به توØÛŒØ¯ قول Ùˆ رأی تعبیر Ù…ÛŒ کند Ùˆ شامل اثبات یگانگی خدای خالق Ùˆ Ø§Ù†ØØµØ§Ø± تدبیر عالم به اوست ØŒ توØÛŒØ¯ الوهی Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ گونة دوم را Ú©Ù‡ شامل Ù†ÙÛŒ عبادت غیرخدا Ùˆ هرگونه Ø±ÙØªØ§Ø± مشرکانه Ùˆ تقرب جویی به خدایان دروغین است ØŒ توØÛŒØ¯ عبادی نامیده Ú©Ù‡ خود ØØ§ØµÙ„ توØÛŒØ¯Ø§Ù„وهی است . اما ابن قیّم گونة اول را توØÛŒØ¯ Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ùˆ اثبات Ùˆ گونة دوم را توØÛŒØ¯ طلب Ùˆ قصد خوانده است (نیز رجوع کنید به آل شیخ ØŒ ص ٢٠Ù€ ٢٣). مجلسی (ج ٣ØŒ ص ٢٠٩) نیز برای توØÛŒØ¯ سه جنبه ذکر کرده است : توØÛŒØ¯ واجب الوجود، توØÛŒØ¯ صانع عالم Ùˆ مدبّر آن ØŒ توØÛŒØ¯ اÙله به معنای ØÙ‚یقت٠شایان عبادت . زمینه های Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در قرآن . نظریة توØÛŒØ¯ قرآنی ØŒ آشکارا معطو٠به مقابله با اعتقادات مشرکانه Ùˆ غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ در هر بعدی (بویژه شرک در عبادت Ùˆ شرک در تدبیر) Ùˆ به هر گونه ای (اعتقاد به چند خدا Ùˆ غالباً در Ø´Ú©Ù„ بت پرستی ØŒ اعتقاد به سه اÙقنوم ØŒ پرستش موجودات ماورای ØØ³ Ùˆ اجرام آسمانی Ùˆ خدایان قومی Ùˆ اختصاصی ) صورت بندی شده است ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ Ùهم Ùˆ تبیین کامل آموزة توØÛŒØ¯ در قرآن ØŒ بدون Ø§Ù„ØªÙØ§Øª به جهت گیری قرآن در این خصوص ØŒ دشوار است ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٣٠). از منظر تاریخی نیز دعوت پیامبر اسلام ØŒ از همان آغاز، دو وجه ایجابی Ùˆ سلبی داشت : وجه ایجابی آن دعوت به بندگی Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدای یکتا Ùˆ وجه سلبی آن وانهادن بندگی در برابر بتها Ùˆ هر باور یا Ø±ÙØªØ§Ø± شرک آمیز ــ به معنای اعتقاد به وجود ØµÙØ§Øª خدایی در پدیده ها Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± خدایی با آنها داشتن ( رجوع کنید به ابن قیّم جوزیّه ØŒ ١٤٠٩ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٣٠) ــ بود. سایر آموزه ها Ùˆ شرایع بر Ù…ØÙˆØ± این آموزة دو وجهی سامان ÛŒØ§ÙØª . نخستین جملة ØØ¶Ø±Øª Ù…ØÙ…د صلی اللّه علیه وآله وسلم خطاب به مردم Ù…Ú©Ù‡ ØŒ در آغاز دعوت آشکار، نیز متضمن هر دو جنبه بود: شهادت بر یکتایی خدا Ùˆ وانهادن شرک ( رجوع کنید به یعقوبی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٤). نمایندگان اعزامی آن ØØ¶Ø±Øª به شهرها Ùˆ نزد قبایل نیز مأمور بودند پیش Ùˆ بیش از هر سخنی مردم را به شهادت به یکتایی خدا دعوت کنند (مثلاً معاذبن جبل در Ø³ÙØ± به یمن رجوع کنید به همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ٧٦ØŒ ٨١). در نامه های دعوت سران اقوام Ùˆ ممالک به اسلام نیز بر هر دو جهت ایجابی Ùˆ سلبی تأکید Ù…ÛŒ شد (مثلاً در نامه به Ø§Ø³Ù‚ÙØ§Ù† نجران : اَدْعÙÙˆÚ©ÙÙ… اÙÙ„ÛŒ عبادة اللّه٠مÙÙ† Ø¹ÙØ¨Ø§Ø¯Ø© Ø§Ù„Ø¹Ø¨Ø§Ø¯ÙØ› در نامه به خسروپرویز، شاه ایران : سلامٌ علی Ù…ÙŽÙ† ... Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§ÙŽÙ†Ù’ لااÙله الاّ Ø§Ù„Ù„Ù‘Ù‡Ù ÙˆØØ¯ÙŽÙ‡Ù لاشریک له Ø› در نامه به هراکلیوس ( هرقل ) ØŒ ÙØ±Ù…انروای روم : اَلاّ نَعْبدَ الاّ اللّهَ ÙˆÙ„Ø§Ù†ÙØ´Ù’رÙÚ©ÙŽ بÙÙ‡ Ø´Ùیئاً؛ رجوع کنید به همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ٧٧ØŒ ٨١). اولین مخاطبان قرآن ØŒ بی تردید، مردم Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ پیرامون آن ØŒ سپس سایر مردم عرب Ùˆ ساکنان شبه جزیره (Ø§Ù…Ù‘Ø§Ù„Ù‚ÙØ±ÛŒ Ùˆ مَنْ ØÙˆÙ„َها؛ رجوع کنید به انعام : ٩٢Ø› شوری : ٧) Ùˆ در مرØÙ„Ø© بعد همة مردم (العالَمینَ، ÙØ±Ù‚ان : ١Ø› کاÙّةً Ù„Ù„Ù†Ù‘Ø§Ø³ÙØŒ سبأ: ٢٨Ø› مَنْ بَلَغ ØŒ انعام : ١٩) بودند. کلام خدا در این ÙØ¶Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ù€ تاریخی ارائه شد Ùˆ طبعاً باورها Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ آن مردم بیش از هر چیز در قرآن بازتاب ÛŒØ§ÙØª ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ مجموعة آیات قرآن را Ù…ÛŒ توان گزارشی ØŒ گاه اجمالی Ùˆ اشاری Ùˆ گاه ØªÙØµÛŒÙ„ÛŒ ØŒ از عقاید Ùˆ باورها Ùˆ آیینها Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ آن جامعه دانست ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ١١). بخشی از این گزارش ناظر به دیدگاههای مردم در بارة خداست Ú©Ù‡ آثار Ùˆ لوازم ÙØ±Ø¯ÛŒ Ùˆ اجتماعی Ùˆ آیینی نیز داشته است . قرآن گاه در بارة آن دیدگاهها سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ گاه به آثار Ùˆ لوازم آنها پرداخته است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ مورخان متقدم ØŒ بر پایة مجموعة روایات Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª Ø§Ø³Ù„Ø§ÙØ´Ø§Ù† Ùˆ نیز به استناد گزارشها Ùˆ مکتوبات تاریخی Ùˆ اشعار عصر جاهلی ØŒ داده های قرآنی را Ø´Ø±Ø Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± کرده اند. در واقع ØŒ توجه قرآن به موضوع شرک Ùˆ باورهای عرب جاهلی ØŒ عاملی مؤثر در پرداختن Ù…Ø¤Ù„ÙØ§Ù† Ùˆ علما به این موضوع Ùˆ تألی٠آثاری در این باب بوده است . با اینهمه ØŒ تصویر دقیق Ùˆ همه جانبة اعتقاد مردم عرب٠پیش از اسلام در بارة خدا، بر پایة این آثار Ùˆ ÛŒØ§ÙØªÙ‡ های سپسین چندان آسان نیست (همان ØŒ ج ٦ØŒ ص ١١Ù€ ١٥Ø› شیخو، قسم ١ØŒ ص ٥). هشام بن Ù…ØÙ…دبن سائب کلبی ØŒ نسب شناس Ùˆ اخباری پیشگام Ùˆ پر تألی٠کوÙÛŒ (متوÙÛŒ ٢٠٤)ØŒ نخستین کس بود Ú©Ù‡ کتاب الاصنام را به استقلال در بارة دین مردم عرب نگاشت Ùˆ اطلاعات ذیقیمتی ØŒ به شیوة روایت ØŒ در این موضوع ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورد Ú©Ù‡ مبنای منابع تاریخی Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ Ùˆ ادبی شد. ÙˆÛŒ کتاب دیگری با نام ادیان العرب نیز داشته است (ابن ندیم ØŒ ص ١٠٩). ابن ØØ¨ÛŒØ¨ بغدادی (متوÙÛŒ ٢٤٥)ØŒ شاگرد ابن کلبی ØŒ در Ø§Ù„Ù…ÙØØ¨Ù‘ÙŽØ± (برای نمونه رجوع کنید به ص ٣١١Ù€٣١٩) Ùˆ المÙنمَّق (برای نمونه رجوع کنید به ص ٣٥٣Ù€ ٣٥٥) مطالب ارزشمندی را در این باره نگاشت Ú©Ù‡ غالباً متکی به آثار استاد است . نیم قرن پیش از ابن کلبی ØŒ سیره نویس نامور مدنی ØŒ Ù…ØÙ…دبن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن یسار (متوÙÛŒ ١٥٠ یا ١٥١) از دین مردم عرب Ùˆ تاریخ بت پرستی آنان Ú¯ÙØªÚ¯Ùˆ کرد ( رجوع کنید به ص ٧١Ù€٨٢). مطالب او نیز مانند ابن کلبی ØŒ مبنای آثار سپسین شد، از جمله ابوالولید Ù…ØÙ…دبن عبداللّه ازرقی (متوÙÛŒ ٢٢٢) در کتاب اخبار Ù…Ú©Ø© یکی از منابع اصلی خود را در همین موضوع ØŒ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ قرار داد (برای نمونه رجوع کنید به ص ٩ØŒ ٢١ØŒ ٣١ØŒ ٣٨ØŒ ٤٦ØŒ ٧٢Ù€٧٣). در دوره های بعد نیز مطالب ابن کلبی Ùˆ ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ مبنای تألی٠دانشمندان شد: یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ (متوÙÛŒ ٦٢٦) در معجم البلدان ØŒ به مناسبتهایی ØŒ داده های الاصنام را نقل کرده (برای نمونه رجوع کنید به ذیل Â«Ø§ÙØ³Ø§Ù »، «سَواع »، «العزّی '»، «الÙلس »)Ø› ابن قیّم جوزیّه ØŒ دانشمند کثیرالتألی٠ØÙ†Ø¨Ù„ÛŒ (متوÙÛŒ ٧٥١)ØŒ در Ø§ÙØºØ§Ø«Ø© Ø§Ù„Ù„ÙŽÙ‡Ù’ÙØ§Ù† ÙÛŒ مصایدالشیطان گزارشی از گرایش مردم ØØ¬Ø§Ø² Ùˆ جاهای دیگر به بت پرستی ØŒ عمدتاً به نقل از الاصنام ابن کلبی Ùˆ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده ( رجوع کنید به ج ٢ØŒ ص ٢٩٤Ù€ ٣١٤)Ø› عبدالقادربن عمر بغدادی (متوÙÛŒ ١٠٩٣) در خزانة الادب ØŒ Ú©Ù‡ موضوع آن Ø´Ø±Ø Ø´ÙˆØ§Ù‡Ø¯ کتاب Ù†ØÙˆÛŒ رضی الدین استرآبادی ( Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ú©Ø§Ùیة ) است ØŒ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« متعلق به دین مردم عرب عصر جاهلی ØŒ همه جا به الاصنام ارجاع داده است (ابن کلبی ØŒ مقدمة زکی پاشا،ص ٢٨)Ø› Ù…ØÙ…ود Ø´Ùکری آلوسی ØŒ نویسندة عراقی (متوÙÛŒ ١٣٤٢)ØŒ در کتاب بلوغ الاَرَب ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© اØÙˆØ§Ù„ العَرَب ØŒ ÙØµÙ„ÛŒ را به تاریخ دینی عربها اختصاص داده Ú©Ù‡ اساس آن کتاب ابن کلبی است ( رجوع کنید به ج ٢ØŒ ص ١٩٤Ù€٢٤٤Ø› در این باره رجوع کنید به ابن کلبی ØŒ همانجا). ملل Ùˆ Ù†ØÙ„ نویسان نیز در این زمینه غالباً به همین گزارشها Ùˆ منابع ارجاع داده اند (برای نمونه رجوع کنید به شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ ج ٣ØŒ ص ٢٥٣). برخی دیگر از قدما (مثلاً Ø¬Ø§ØØ¸ ØŒ ابوزید بلخی ØŒ ØØ³ÛŒÙ† بن Ù…ØÙ…دبن خالع ) نیز کتابهایی در این موضوع نگاشته بودند Ú©Ù‡ در آثار بعدی به آنها اشاره یا داده هایشان نقل شده است ( رجوع کنید به ابن ندیم ØŒ ص ٢١٠Ø› ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ØŒ ج ١٩ØŒ ص ٣٨٨). از مستشرقان ØŒ چند تن به بررسی دین مردم عرب عصر جاهلی پرداخته اند، Ú©Ù‡ گاه مبتنی بر آثار Ù…Ø¤Ù„ÙØ§Ù† دورة اسلامی Ùˆ گاه با استناد به داده های مورخان دیگر بوده است . ولهاوزن ØŒ نامورترین٠ایشان است Ùˆ کتاب او با عنوان > آثار برجای مانده از بت پرستی مردم عرب < با عنایت به داده های الاصنام ابن کلبی به گزارش یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ ØŒ تألی٠شده است (سزگین ØŒ ج ١ØŒ ص ٢٧٠). رشد Ùˆ رونق مطالعات روشمند تاریخ ادیان در قرن گذشته نیز زمینه ساز پژوهشهای نو در باب باورها Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ دینی مردم عرب عصر جاهلی شده Ùˆ ØØ§ØµÙ„ آن پژوهشها، باتوجه به اختلا٠روشها Ùˆ دیدگاهها، در منابع تخصصی مطالعات ادیان Ùˆ عقاید، از جمله دایرة المعارÙهای تخصصی ØŒ ارائه گردیده است (برای نمونه رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ذیل "Arabian religions" ). لویس شیخو (متوÙÛŒ ١٣٠٦ Ø´ / ١٩٢٧) دانشمند مسیØÛŒ لبنانی Ùˆ جوادعلی (متوÙÛŒ ١٣٦٧ Ø´ / ١٩٨٨) دانشمند تاریخ نگار عراقی ØŒ نیز با تکیه بر آثار قدما Ùˆ باتوجه به مطالعات جدید، در این باب سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند: شیخو ÙØµÙ„ÛŒ از کتاب النصرانیة Ùˆ آدابها بین عرب الجاهلیة را به بررسی اعتقادات عرب جاهلی در بارة خدااختصاص داده Ùˆ با این ÙØ±Ø¶ÛŒÙ‡ Ú©Ù‡ دیدگاههای توØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ پس از ورود مسیØÛŒØª به شبه جزیرة عربستان ØŒ در میان مردم عرب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯ØŒ کوشیده است همة جوانب موضوع را تبیین کند ( رجوع کنید به قسم ١ØŒ ص ٥ Ù€ ١٨). جوادعلی ØŒ در ÙØµÙ„های ٦١ Ùˆ ٦٢ Ùˆ ٦٦ Ùˆ ٦٧ Ùˆ ٦٩ Ùˆ ٧٠ از جلد ششم کتاب پر ØØ¬Ù… Ø§Ù„Ù…ÙØµÙ‘Ù„ ÙÛŒ تاریخ العرب قبل الاسلام ØŒ مطالب در خور توجهی ØŒ بویژه با ارجاع به آیات قرآن در این باب ØŒ گرد آورده است . بی تردید، اعتقاد به بتها Ùˆ پرستش آنها، با انگیزه ها Ùˆ دیدگاههای مختل٠، در میان مردم عرب رواج داشته Ùˆ پررونقترین Ùˆ جدّیترین گونة پرستش در میان ایشان بوده است (ابن کلبی ØŒ ص ٣٣Ø› جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٦٦)Ø› هرچند آرا در بارة منشأ آن یکسان نیست . وجود بتهای ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† Ùˆ Ù†Ø§Ù…Ú¯Ø°Ø§Ø±ÛŒÙ ØØ§Ú©ÛŒ از اعتقاد اشخاص یا قبایل به این بتها (مثلاً عبدمَناة ØŒ عبدیَغÙوث ØŒ امری ÙØ§Ù„قیس ØŒ عبدوَدّ، عبدالعزّی ØŒ تَیْم اللات ) در منابع تاریخی گزارش شده ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ١٥Ù€ ١٨) Ùˆ قرآن نیز نام چند بت بزرگ آن روزگار را آورده است (لات ØŒ Ø¹ÙØ²Ù‘'ÛŒ ØŒ مَناة رجوع کنید به نجم : ١٩). هر یک از بتها به قبیله یا تیره ای از یک قبیله منسوب Ùˆ به نام آن خوانده Ù…ÛŒ شد. برخی بتها (مثلاً عزّی ) نزد همة قبایل Ù…ØØªØ±Ù… بودند (ابن کلبی ØŒ ص ١٥Ù€١٦ØŒ ٢٧). گاهی نیز بتها به قرارگاهشان منسوب Ù…ÛŒ شدند (ذÙوالخَلصة ØŒ ذوالشَری Ø› شیخو، قسم ١ØŒ ص ١٢). بتها نگاهبان Ùˆ ØØ§Ù…ÛŒ قبیله Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ آن به شمار Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ†Ø¯. اهل قبیله بتها را در جنگها Ùˆ کوچها Ùˆ Ù…Ø³Ø§ÙØ±ØªÙ‡Ø§ با خود Ù…ÛŒ بردند تا از آنها یاری بگیرند Ùˆ دشمنان قبیله را از تعرض به قبیله بازدارند. Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ قبیله خود را ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ بتشان Ù…ÛŒ خواندند Ùˆ وانهادن پرستش بت قبیله را نشانة رها کردن پیوند قبیله ای Ù…ÛŒ شمردند. ناگوارترین رویداد برای آنان به اسارت Ø±ÙØªÙ† بتشان بود، گویی همة قبیله اسیر شده است Ø› ازینرو، وقتی در جنگی شکست Ù…ÛŒ خوردند گاه از بت خود روی Ù…ÛŒ گرداندند Ùˆ بتی دیگر برمی گزیدند. برای بتها Ù…ØÙظه ای ویژه Ù…ÛŒ ساختند Ùˆ کسانی را به نگاهبانی از آن Ù…ÛŒ گماشتند (سادÙÙ† ØŒ سَدَنه ). این Ù…ØÙظه یا در معابد نگاهداری Ù…ÛŒ شد Ùˆ مردم برای عبادت به آنجا Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ یا همراه قبیله جابجا Ù…ÛŒ گردید Ùˆ هر جا قبیله ÙØ±ÙˆØ¯ Ù…ÛŒ آمد آن Ù…ØÙظه را زیر چادر مخصوص قرار Ù…ÛŒ دادند تا مردم ÙˆØ¸ÛŒÙØ© عبادی خود را در برابر بت ØŒ در آنجا به جا آورند (جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٣٩٨Ù€٣٩٩). علاوه بر بتهای همگانی ØŒ هرکس نیز به ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ± توان مالی Ùˆ جایگاه اجتماعیش ØŒ بتی ویژه ÙØ±Ø§Ù‡Ù… Ù…ÛŒ آورد Ùˆ آن را در جایی از معبد نصب Ù…ÛŒ کرد Ùˆ به آن تقرب Ù…ÛŒ جست . برخی دیگر، بتشان را در خانه Ù…ÛŒ گذاشتند Ùˆ چون به Ø³ÙØ± Ù…ÛŒ Ø±ÙØªÙ†Ø¯ به آن تبرک Ù…ÛŒ جستند Ùˆ در بازگشت از Ø³ÙØ± نیز همین کار را Ù…ÛŒ کردند. ابن کلبی (ص ٣٢) این امر را از ویژگیهای همة مردم Ù…Ú©Ù‡ دانسته است . ثروتمندان برای بتشان Ù…ØÙظه Ù…ÛŒ ساختند، آنها Ú©Ù‡ نمی توانستند به داشتن بت بسنده Ù…ÛŒ کردند Ùˆ ناتوانتر از آنها کسانی بودند Ú©Ù‡ سنگی را، بی آنکه پیکره ای باشد، Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ همان را در برابر ØØ±Ù… یا جایی دیگر نصب Ùˆ برگرد آن طوا٠می کردند (انصاب * ). داشتن بتهای Ú©ÙˆÚ†Ú© قابل ØÙ…Ù„ ØŒ تراشیده Ùˆ یا سنگ ساده ØŒ نیز متداول بود. این بتها را با خود همراه داشتند Ùˆ به آنها تبرک Ù…ÛŒ جستند تا نشانی از Ø´ÛŒÙØªÚ¯ÛŒ آنان به کعبه Ùˆ بتهای اصلی باشد (همان ØŒ ص ٣٣Ø› جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٦٦Ù€٦٧ØŒ ٣٩٩Ù€٤٠٠). بتهای مشهور عرب غالباً ایزدبانو بودند Ùˆ نامهایی چون لات ØŒ عزّی ØŒ مناة Ùˆ نائله نشانة همین امر است . به نوشتة Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ یکی از وجوه تعبیر قرآنی٠«اÙنْ یَدْعونَ Ù…ÙÙ† دونه٠الّا اÙناثاً» (نساء: ١١٧) همین نکته است (برای نمونه رجوع کنید به طبری Ø› طوسی ØŒ التبیان ØŒ ذیل آیه ). در عین ØØ§Ù„ ØŒ برای هر ایزدبانو زوجی نیز وجود داشته ØŒ مثلاً عزیز زوج عزّی بوده است (شیخو، قسم ١ØŒ ص ١١). در نامگذاری بتها اوصا٠و کارکرد Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ آنها نیز در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شده است Ø› مثلاً سَعد، ودّ، Ø±ÙØ¶Ø§ خدایان بخت یاری Ùˆ ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ Ùˆ ثروت بوده اند (همان ØŒ قسم ١ØŒ ص ١٢). نکتة در خور ذکر دیگر اینکه مردم قریش (ساکنان Ù…Ú©Ù‡ ) علاوه بر عزّی ØŒ Ú©Ù‡ خدای اختصاصی آنان بود، بتهای همة قبایل را تکریم Ùˆ عبادت Ù…ÛŒ کردند؛ ازینرو، تمام بتهای عرب در کعبه گرد آمده بود Ùˆ این برای آنان Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ مادّی Ùˆ معنوی داشت (جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٨٢). مورخان شمارة بتهای داخل کعبه را هنگام ÙØªØ Ù…Ú©Ù‡ ØŒ Ú©Ù‡ به امر پیامبر از بین برده شدند، غیر از تمثال پیامبران ØŒ ٣٦٠ بت نوشته اند (برای نمونه رجوع کنید به ابن سعد، ج ٢ØŒ ص ٩٨)ØŒ ولی شیخو (قسم ١ØŒ ص ٦) با استقصای نامهای مذکور در منابع تاریخی Ùˆ لغوی Ùˆ غیره ØŒ در درستی این عدد تردید کرده است (در بارة انگیزه ها Ùˆ عوامل Ùˆ چگونگی گرایش مردم عرب به پرستش بتها رجوع کنید به بت / بت پرستی * ). پرستش اجرام آسمانی چون خورشید Ùˆ ماه Ùˆ زهره ØŒ Ú©Ù‡ میراث ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ بابلی Ùˆ صابئین بود ( رجوع کنید به گزارش Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ابراهیم با مردم زادگاهش دربارة این گونه پرستش ØŒ در قرآن ØŒ انعام : ٧٥Ù€٧٩ Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± آن ØŒ از جمله بیان امام رضا علیه السلام در این باره در ابن بابویه ØŒ ص ٧٤Ù€ ٧٥) نیز در میان مردم عرب شبه جزیره رایج بود (شیخو، قسم ١ØŒ ص ٨ Ù€١١Ø› > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٦٤Ù€٣٦٥ØŒ ج ٧،ص ٣٠٣).نامهایی چون عبدشمس ØŒ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ±Ù‘ÙÙ‚ Ùˆ عبدالشارق قرینه ای روشن بر گرایش به پرستش خورشیداست (شیخو، قسم ١ØŒ ص ٩Ø› جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٥٥ Ù€٥٦). نهی ØµØ±ÛŒØ Ù‚Ø±Ø¢Ù† از سجده بر خورشیدوماه نیز نشانة رواج٠باور به خدایی اجرام نورانی آسمانی Ùˆ پرستش آنهاست ( رجوع کنید به ÙØµÙ‘لت :٣٧؛نیز رجوع کنید به نمل : ٢٤Ù€ ٢٥). ØØªÛŒ برخی Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ مردم عرب ØŒ Ùˆ بویژه عرب جنوب ØŒ سه جرم آسمانی (ماه Ùˆ خورشید Ùˆ زهره ) را به مثابة نماد یک خانواده (پدر، مادر، ÙØ±Ø²Ù†Ø¯) Ù…ÛŒ پرستیدند Ùˆ نامهای مختل٠بتها نیز به همین سه پدیدة آسمانی ØŒ به اعتبار یکی از اوصا٠آنها، راجع بوده است ( رجوع کنید به جوادعلی ØŒ ج ٦،ص ٥٠ Ù€٥٧؛نیز رجوع کنید به شیخو، قسم ١،ص ٨ Ù€١١). به پرستش اجرام آسمانی دیگر، از جمله Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ پروین (ثریّا) Ùˆ Ø²ÙØÙ„ Ùˆ دَبَران Ùˆ مریخ ØŒ نیز در منابع اشاره Ùˆ شواهدی برای آن ذکر شده است ØŒ از جمله نامگذاری اشخاص به عبدالثریا Ùˆ عبدالنجم ( رجوع کنید به شیخو، قسم ١ØŒ ص ١١Ù€١٢Ø› جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٥٧ Ù€ ٦٠). تأکید قرآن بر اینکه اللّه ØŒ Ø±Ø¨Ù‘Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' است (نجم : ٤٩) ناظر به همین دیدگاه Ùˆ در مقام Ù†ÙÛŒ آن است ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنانکه اشاره به غروب Ùˆ اÙول پروین ( رجوع کنید به نجم : ١) برای Ù†ÙÛŒ هر گونه تلقی خدایی از آن است ØŒ Ú©Ù‡ برخی قبایل به آن اعتقاد داشتند ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ). گروهی از مردم عرب ØŒ اگرچه Ø´ÙØ¹Ø±ÛŒ ' Ùˆ ستارگان دیگر را نمی پرستیدند، برای آنها نقش تأثیرگذار قائل بودند Ùˆ بویژه نزول باران را به برآمدن Ùˆ ÙØ±Ùˆ Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù† ستارگان (اَنواء * ) نسبت Ù…ÛŒ دادند (جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٥٩ Ù€٦٠). پرستش برخی اشیا(موالید) Ùˆ ØÛŒÙˆØ§Ù†Ø§Øª نیز کمابیش شایع بوده است ØŒ مانند پرستش درختی بزرگ به نام «ذات انواط » در منطقة ØÙنَین ØŒ بین Ù…Ú©Ù‡ Ùˆ طائ٠، Ùˆ درخت خرمای نجران (شیخو، قسم ١ØŒ ص ١٢Ù€ ١٣Ø› جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٦٠Ù€٦١). به همین قیاس ØŒ خداخواندن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ Ú©Ù‡ مدبّران عالم اند، نیز Ø·Ø±ÙØ¯Ø§Ø±Ø§Ù† Ùˆ پیروانی ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† داشته Ùˆ در چند آیة قرآن به رواج این دیدگاه اشاره Ùˆ بر خطا بودن آن تأکید شده است ( رجوع کنید به آل عمران : ٨٠Ø› نساء: ١٧٢Ø› سبأ: ٤٠). کاربرد گستردة واژه عبد (جمع آن : عباد) برای ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه ادعای ربوبیت یا دعوت به عبادت٠خود از سوی آنها (برای نمونه رجوع کنید به زخر٠: ١٩Ø› نساء: ١٧٣) نیز ØØ§Ú©ÛŒ از ریشه دار بودن چنان باوری در آن روزگار است . گزارشهایی از گرایش به پرستش جنّیان ØŒ Ú©Ù‡ موجوداتی نادیدنی اند، نیز وجود دارد ( رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ذیل "Arabian religions" ). از تعبیر قرآن هم این نکته برمی آید ( رجوع کنید به سبأ: ٤١Ø› اعرا٠: ٣٠Ø› انعام : ١٠٠Ø› جنّ: ٦) Ùˆ دور نیست Ú©Ù‡ در آیة ششم سورة یس ØŒ نهی از پرستش شیطان به همین تلقی خدایی از جن ناظر باشد. اعتقاد به بتها Ùˆ اجرام آسمانی Ùˆ موالید طبیعت Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان در قالب پرستش بروز کرده بود Ùˆ از این نظر آنها را اÙÙ„'Ù‡ (= معبود؛ رجوع کنید به راغب اصÙهانی Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ ØŒ ذیل «اَلÙهَ») Ù…ÛŒ نامیدند. آنچه این موجودات را در خور پرستش Ù…ÛŒ کرد، بیش از هر چیز اعتقاد به جایگاه آنها در تدبیر عالم Ùˆ تصر٠در تکوین بود Ùˆ از این نظر به آنها ربّ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به گزارش قرآن از Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ابراهیم با مردم شهرش در سورة انعام : ٧٤Ù€٧٩)ØŒ اما کسی به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ این موجودات ØŒ ØØªÛŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ باور نداشت . در کنار اعتقاد به معبودهای گوناگون ØŒ مردم عرب «اللّه » را نیز Ù…ÛŒ شناختند Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ùˆ همة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به او منسوب است . در بارة مبدأ اشتقاق واژة «اللّه »، معنا Ùˆ موارد کاربرد آن در ادبیات عصر جاهلی ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد (شیخو کوشیده است برای کاربرد این Ù„ÙØ¸ در مجموعة واژگان دینی عرب٠پیش از اسلام ØŒ منشأ نصرانی بیابد رجوع کنید به قسم ٢ØŒ ص ١٥٨Ù€١٦٣Ø› نیز رجوع کنید به اللّه * )ØŒ اما از کاربرد گستردة واژة اللّه در قرآن ØŒ آشنا بودن کامل آن برای مخاطبان قابل دانسته Ù…ÛŒ شود. کاربرد این واژه در قرآن ØØ§Ú©ÛŒ از اعتقاد آنان به یک ØÙ‚یقت متعالی Ùˆ بی مانند است ØŒ Ú©Ù‡ اختصاص به یک قبیله یا منطقه ندارد Ùˆ اوست Ú©Ù‡ همه چیز را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ است . قرآن در قالب چند استÙهام تقریری ( رجوع کنید به عنکبوت : ٦١Ø› لقمان : ٢٥Ø› زمر: ٣٨Ø› زخر٠: ٩ØŒ ٨٧) Ùˆ گزاره های متعدد خبری٠متضمن Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز به اللّه ØŒ بویژه اجرام آسمانی Ùˆ مظاهر اعجاب انگیز طبیعت Ùˆ معبودهای مختل٠آن روزگار (مثلاً خلقت آسمان Ùˆ زمین Ùˆ خورشید Ùˆ ماه Ùˆ شب Ùˆ روز بیش از سی بار، خلقت انسان Ùˆ مراØÙ„ آن بیش از ده بار، خلقت ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ جنّیان سه بار؛ واژة خَلَقَ Ùˆ مشتقاتش Ùˆ اسناد آن به اللّه بیش از دویست بار رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »؛ Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٧٠٨Ù€٧١٣) هم اهمیت باور به توØÛŒØ¯ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ را باز نموده Ùˆ هم طنین این باور را نزد مردم عرب نشان داده است . مردم عرب یا گروههایی از ایشان ØŒ علاوه بر اعتقاد به Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به اللّه ØŒ بسیاری از پدیده ها، چون نزول باران Ùˆ رویش نباتات Ùˆ گردش خورشید Ùˆ ماه ØŒ را نیز به اللّه نسبت Ù…ÛŒ دادند ( رجوع کنید به عنکبوت : ٦١ØŒ ٦٣) Ùˆ ØØªÛŒ شرک ورزی خود را ناشی از مشیّت٠اللّه Ù…ÛŒ شمردند ( رجوع کنید به انعام : ١٤٨). آیة ١٠٦ سورة یوس٠، بنا بر برخی آرای ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل آیه ) ØØ§Ú©ÛŒ از همین دیدگاه رایج نزد مردم قریش یا عموم مردم عرب است Ú©Ù‡ همراه با اعتقاد به اللّه معبودهای دیگر نیز داشتند. آیة ٥١ سورة Ù†ØÙ„ نیز، Ú©Ù‡ اعتقاد به دو «اÙله » را نادرست Ù…ÛŒ خواند، به این دیدگاه مخاطبان اشاره دارد Ú©Ù‡ به خدای خالق Ùˆ خدای مدبّر باور داشتند ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). همچنین است آیة ٤٥ سورة زمر Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ مردم Ø§Ù†ØØµØ§Ø± الوهیت به اللّه را برنمی ØªØ§ÙØªÙ†Ø¯ ( رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). به گزارش ابن کلبی (ص ٦Ù€ ٧)ØŒ به رغم رواج بت پرستی در میان مردم عرب ØŒ چون پیشینة دینی آنان توØÛŒØ¯ (دین ابراهیم Ùˆ اسماعیل علیهماالسلام ) بود، آثار Ùˆ نشانه های آن دین در آیینهایشان بروز Ùˆ ظهور داشت Ø› مثلاً برخی از قبایل در تَلبیة ØØ¬ ØŒ خطاب به اللّه Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ او شریکی دارد Ú©Ù‡ خود ØµØ§ØØ¨ اختیار آن است (الاّ شریکٌ هوَ Ù„Ú©ÙŽ تملکه٠وَ ما Ù…ÙŽÙ„ÙŽÚ©ÙŽ). ÙˆÛŒ نیز (ص ٧) آیة ١٠٦ سورة یوس٠را ناظر به همین گونه از شرک ورزی دانسته است . در ØµÙ„Ø ØÙدیبیّه * نیز متن معاهده ØŒ Ú©Ù‡ سهیل بن عَمرو به نمایندگی از سران قریش آن را امضا کرد، با Â«Ø¨ÙØ³Ù’Ù…ÙÚ©ÙŽ اللهمَّ» آغاز شد (یعقوبی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٤). نوع اعتقاد مردم عرب به ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† نیز، از این ØÛŒØ« ØŒ در خور توجه است Ø› ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† دختران٠اللّه اند (انعام : ١٠٠Ø› Ù†ØÙ„ : ٥٧Ø› صاÙّات : ١٤٩ØŒ ١٥٣Ø› زخر٠: ١٦Ø› طور: ٣٩). همچنانکه به گزارش قرآن ØŒ در اعتقاد نصارا Ùˆ یهود، Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÙŽÛŒØ± پسران٠اللّه اند (توبه : ٣٠Ø› در بارة مراد از این نسبت Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ Ù…Ø³ÛŒØ Ùˆ Ø¹ÙØ²ÛŒØ± از نظر معتقدان به آن رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل همین آیه Ùˆ مؤمنون : ٩١). از قرآن ØŒ همچنانکه از شعر جاهلی ØŒ این نکته نیز دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ مردم عرب هیچگاه به ایزدبانویی در برابر اللّه قائل نبودند Ùˆ اللّه را یکتا Ù…ÛŒ دانستند (جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ١١٩). ضمناً نباید از نظر دور داشت Ú©Ù‡ برخی از مردم عرب هرگونه باور به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر، Ùˆ به تبع آن پرستش ØŒ را Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کردند. قرآن به این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ اشاراتی دارد Ùˆ برخی Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬Ù‡Ø§ÛŒ قرآنی نیز ناظر به این دیدگاه است (مثلاً آیة ٢٤ جاثیه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤٢١ØŒ ذیل آیه Ø› کلینی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٨٩ØŒ بنا بر ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام Ø› آیات ٢٩ انعام Ùˆ ٣٠Ù€٣٢ انبیاء نیز همین معنا را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کنند). رØÙ…ان (رØÙ…'Ù† ) نیز واژه ای آشنا برای مخاطبان قرآن بود. مردم یمن Ùˆ شماری از قبایل (از جمله قَیْس Ùˆ عَکّ) این واژه را هم ارز «اللّه » Ùˆ در همان ساØÙŽØª به کار Ù…ÛŒ بردند، ØØªÛŒ برخی قبایل در تلبیة ØØ¬ ØŒ اللّه را رØÙ…ان Ù…ÛŒ خواندند (لبَّیْکَ، اَنْتَ الرØÙ…انÙ) Ùˆ Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ برای رØÙ…ان ØØ¬ Ù…ÛŒ گزارند (Ù†ÙŽØÙجّ٠لÙلرَّØÙ…انÙ). در بارة پیشینه Ùˆ چگونگی ورود این واژه به مجموعة واژگان دینی عرب Ùˆ نیز ریشه Ùˆ اشتقاق آن Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر وجود ندارد. Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان قدیم غالباً آن را از ریشة «رØÙ… » Ùˆ در عین ØØ§Ù„ از نامهای خاص٠خدا دانسته اند Ùˆ برخی از ایشان ØŒ به استناد قرائنی ØŒ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این اسم نزد مردم Ù…Ú©Ù‡ شناخته نبوده Ùˆ قرآن برای نخستین بار آن را به کار برده است ØŒ اما نظر شماری از Ù…ØÙ‚قان اخیر آن است Ú©Ù‡ رØÙ…ان در Ù¾ÛŒ آشنایی مردم عرب با یهود Ùˆ نصارا در میان آنان رواج ÛŒØ§ÙØªÙ‡ بود (جوادعلی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٣٧Ù€٤١Ø› نیز رجوع کنید به رØÙ…ان * ). بیان Ùˆ ادلة توØÛŒØ¯ در قرآن . با تأمل در مجموعة آیات قرآن Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª قرآن با تأکید بر پیوند ØÙ‚یقی٠سه مقولة خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت ØŒ منظومة توØÛŒØ¯ÛŒ خود را ارائه کرده است ØŒ با این بیان : ØÙ‚یقتی متعالی Ùˆ یکتا Ùˆ بی مانند Ùˆ بری از شائبة نقص وجود دارد؛ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ عالَم ØŒ یکسر به ارادة این وجود متعالی صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم جز به ارادة همین Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ممکن نیست Ø› پرستش Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù†Ø´ واجب است . از این چهار گزاره ØŒ چندین گزارة ایجابی Ùˆ سلبی ØŒ به دو گونة خبری Ùˆ انشائی ØŒ استنتاج Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ قرآن به پاره ای از آنها توجه داده است : ØÙ‚یقت متعالی دارای همة ØµÙØ§Øª کمالی است Ùˆ از هر وصÙÛŒ Ú©Ù‡ لازمة آن نقص است (از جمله ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن ØŒ دارای جزء بودن ) به دور است Ø› عالَم از روی تصاد٠و به دور از ارادة ØÚ©ÛŒÙ…انة یک ØÙ‚یقت متعالی پدید نیامده است Ø› خلقت عالم به چند Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ منسوب نیست Ø› اداره Ùˆ تدبیر عالَم ØŒ همه یا بخشهایی از آن ØŒ به هیچ موجودی به استقلال سپرده نشده است Ø› Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ تدبیر٠یک موجود پیوند تکوینی دارند Ùˆ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª تدبیر، استمرار عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ است Ø› داشتن رابطة عبادی ØŒ در معنای گسترده Ùˆ همه جانبة آن ØŒ با خالق Ùˆ مدبّر عالم لازمة قطعی اعتقاد به اوست Ø› هرگونه نسبت پرستش با ØºÛŒØ±Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ناصواب Ùˆ نکوهیده است . چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، روش قرآن در دعوت به توØÛŒØ¯ÙˆØ³Ø§Ø²Ù…اندهی این آموزه ØŒ آمیزه ای از ایجاب Ùˆ سلب است Ùˆ بویژه با عط٠نظر به بداهت یامقبول بودن برخی باورها یا دیدگاهها (Ù…Ø«Ù„Ø§Ù‹ØØ³ پرستش ) بر تصØÛŒØ نگرشها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ø®Ø·Ø§Ù‡Ø§ تأکید بیشتری Ù…ÛŒ ورزد. از نخستین سمتگیریهای قرآن در این باب ØŒ بازداشتن مردم از گرایش به خدای قومی Ùˆ منطقه ای Ùˆ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ بر Ù„ÙØ¸ معیّن به مثابة نشانة یک قوم یا قبیله ØŒ است . وارد شدن واژة رØÙ…ان در مجموعة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن Ùˆ کاربرد هم ارز آن با واژة اللّه ØŒ از این ØÛŒØ« درخور دقت است . رØÙ…ان در قرآن بیش از پنجاه بار، بویژه در آیات Ù…Ú©ÛŒ (شانزده بار آن در سورة مریم )ØŒ در بیان ابعادی از آموزة توØÛŒØ¯ قرآنی (Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ از خدا، Ø§Ù†ØØµØ§Ø± بندگی به خدا Ùˆ...) آمده است ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «رØÙ… »). به گزارش قرآن ØŒ این روش برای مردم Ù…Ú©Ù‡ خوشایندنبود Ùˆ از اینکه به عبادت رØÙ…ان ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ شدند Ø´Ú¯ÙØª زده بودند، چرا Ú©Ù‡ رØÙ…ان واژة ایشان نبود ( رجوع کنید به ÙØ±Ù‚ان : ٦٠ Ùˆ ØªÙØ§Ø³ÛŒØ± ذیل آن ). آنان پیامبر را نیز، به سبب آنکه در نیایش خود Ú¯ÙØªÙ‡ بود: «یاربَّناالرØÙ…Ù† »، نکوهش Ù…ÛŒ کردند (طبری ØŒ ذیل اسراء: ١١٠). سهیل بن عمرو نیز جملة Ø§ÙØªØªØ§ØÛŒØ© معاهدة ØµÙ„Ø ØØ¯ÛŒØ¨ÛŒÙ‘Ù‡ (بسم اللّه الرØÙ…Ù† الرØÛŒÙ… ) را از آن نظر Ú©Ù‡ مشتمل بر واژة رØÙ…ان بود Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ خواستار ØØ°Ù این کلمه شد (یعقوبی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٤). با اینهمه ØŒ Ù¾Ø§ÙØ´Ø§Ø±ÛŒ قرآن بر کاربرد نسبتاً ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù† این واژه از آنروست Ú©Ù‡ جهت اصلی دعوت توØÛŒØ¯ÛŒ را تبیین کند؛ اختلا٠بر سر Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ نیست Ùˆ اللّه نامهای نیکو دارد Ùˆ او را با هریک از این نامها Ù…ÛŒ توان خواند ( رجوع کنید به اسراء: ١١٠). به نظر Ù…ÛŒ رسد همین تعلیم قرآنی سبب شد Ú©Ù‡ پس از گسترش اسلام ØŒ واژه های توØÛŒØ¯ÛŒÙ زبانهای دیگر (خدا،یزدان ،تاری ،تَنْری )،بسهولت Ùˆ بی هیچ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØªÛŒ ØŒ به خانوادة واژگان توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن بپیوندد. در استدلال بر یگانگی خدا، در تعبیر اطلاقی Ùˆ همه جانبة آن ØŒ قرآن از یک گواهی همگانی خبر داده است Ø› خدا Ùˆ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ دانشمندان ØŒ بر پایة عدالت ØŒ گواه بر یگانگی خدای اند ( رجوع کنید به آل عمران : ١٨). در بارة این آیه Ùˆ مراد از گواهی دادن خدا به یگانگی خودش (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯Ø§Ù„لّهÙ)ØŒ بسیاری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† قائل به گونه ای مجاز در قرآن شده اند (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽ Ø¨Ù‡ معنای بَیَّنَ، اَعْلَمَ، ØÙŽÚ©ÙŽÙ…ÙŽ)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ خدا با Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØÚ©ÛŒÙ…انه اش شواهد متقن بر یگانگی خود را پیش روی هر بیننده ای قرار داده ØŒ همچنانکه با گسیل کردن پیامبران دلایلی استوار بر درستی این باور ارائه کرده است (برای نمونه رجوع کنید به ماوردی Ø› بیضاوی Ø› ابن عاشور، ذیل آیه ). در واقع ØŒ این خداست Ú©Ù‡ دانشمندان Ùˆ جویندگان را به یکتایی اش رهنمون Ù…ÛŒ شود Ùˆ بنابراین ØŒ او خود گواه راستین بر یگانگی خویش است ( رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤٢١ØŒ ذیل آیه ). سبب اصلی گرایش Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† به این تأویل Ùˆ رها کردن معنای اصلی شهادت (خبردادن٠مبنی بر مشاهده )ØŒ آن است Ú©Ù‡ لازمة معنای اصلی ØŒ پذیرش یگانگی خدا از طریق خبر (نقل ØŒ سمع ) است Ú©Ù‡ به Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù «دَوْر» Ù…ÛŒ انجامد، زیرا اذعان به درستی این خبر، چون در قرآن آمده ØŒ منوط به قبول وجود خداست . شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (مثلاً ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤٢١Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٨٨Ù€١٨٩) در Ø±ÙØ¹ این اشکال نکاتی را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. مهمتر از همه آنکه ØŒ توØÛŒØ¯ØŒ چنانکه متکلمان نیز Ú¯ÙØªÙ‡ اند، از راه دلایل سمعی ØŒ اثبات شدنی است از آنرو Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒØ§Ù†ÛŒ Ùˆ الوهی بودن قرآن با ØªØØ¯Ù‘ÛŒ اثبات Ùˆ Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ Ù…ÛŒ شود Ùˆ قبول درستی قرآن منوط به اعتقاد به یگانگی خدا نیست . ØØ§Ù„ ØŒ ÙˆØÛŒ کنندة قرآن از یکتایی خود، در برابر دیدگاه چندخدایی ØŒ خبر داده است ( رجوع کنید به بخش ٤). طباطبائی ØŒ ØØªÛŒ این خبر را از آنرو Ú©Ù‡ سخن خداست Ùˆ دروغ Ùˆ ناروا (الکذب Ùˆ الزور) به ساØÙŽØª الوهی راه ندارد، یقین آورتر از برهانهای عقلی شمرده Ùˆ ضمن تأیید مضمون بیان Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ سیاق آیه را از گونة شهادت Ù„ÙØ¸ÛŒ دانسته است (ذیل آل عمران : ١٨Ø› انعام : ١٩Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣ Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٨٧Ù€ ١٨٨). به نظر عبدÙÙ‡ ØŒ چون مخاطبان اولیة آیة مورد Ø¨ØØ« (آل عمران : ١٨)ØŒ مشرکان بودند (نه منکران ) Ùˆ آنها به وجود اللّه اعتقاد داشتند (Ùˆ قرآن را ÙˆØÛŒ او Ù…ÛŒ شمردند)ØŒ ارائة این گزاره در قرآن رواست Ø› بعلاوه ØŒ این گزاره با ارائة دلایل Ùˆ نشانه های صدق آن در قرآن همراه است . به تعبیر دیگر، قرآن مخاطبان را به تأمل در مطالب این کتاب ØŒ Ú©Ù‡ آکنده از دلایل توØÛŒØ¯ است ØŒ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ است ( رجوع کنید به رشیدرضا، ذیل آیه ). در بارة گواهی ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† بر یکتایی خدا، Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤١٢Ø› مراغی Ø› رشیدرضا، ذیل آل عمران : ١٨) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ این گواهی در قالب ÙˆØÛŒ به انبیا ارائه شده است ØŒ همچنانکه دانشمندان نیز بر پایة دلایل Ø¢ÙØ§Ù‚ÛŒ Ùˆ Ø§Ù†ÙØ³ÛŒ ØŒ به یگانگی خدا شهادت Ù…ÛŒ دهند. در واقع ØŒ قرآن ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را پیام آوران توØÛŒØ¯ Ù…ÛŒ شناساند تا هم اعتقاد مشرکان به خدایی آنان را نادرست اعلام کند Ùˆ هم اساس ÙˆØÛŒ (توØÛŒØ¯) را باز شناساند. تأکید بر شهادت دانشمندان نیز متضمن این ادعاست Ú©Ù‡ هرکس بر پایة دانش به عالَم بنگرد، جز به اعتقاد به وجود خدای یکتا نمی رسد. در هر صورت به نظر Ù…ÛŒ رسد یگانگی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ در آیه ١٨ سورة آل عمران ØŒ ÙØ§Ø±Øº از اقسام توØÛŒØ¯ یا شامل همة اقسام آن است . توØÛŒØ¯ خالقیت . در موضوع یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن گذشته از ارجاع مخاطبان به باور عمومی Ùˆ بداهت مسئله Ùˆ نیز بیان Ù¾ÛŒ درپی٠انتساب همة موجودات در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ به خدا، با ذکر مثالها Ùˆ مصداقهای آن ( رجوع کنید به عبدالباقی ØŒ ذیل «خلق »)ØŒ گاه به یکدستی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ú©Ù‡ نشانة انتساب همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ها به یک خالق است ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . در سورة Ù…ÙÙ„Ú© (آیة ٣ Ùˆ ٤) سخن از Ù†ÙÛŒ Â«ØªÙØ§ÙˆØª » (ناهمگونی ØŒ Ø¢Ø´ÙØªÚ¯ÛŒ ) Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† است Ùˆ مخاطبان به بازنگری پیاپی در مجموعة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ÙØ±Ø§ خوانده شده اند تا دریابند Ú©Ù‡ خلل (ÙÙØ·ÙˆØ±) بدان راه ندارد Ùˆ هرچه بیشتر بجویند ناتوانی آنان در ÛŒØ§ÙØªÙ†Ù کمترین اختلال در تکوین آشکارتر Ù…ÛŒ شود. به Ú¯ÙØªØ© Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ موضوع این آیه پیوستگی تمام عیار اجزای عالَم ØŒ به مثابة گواه بر یکتایی خالق ØŒ است ( رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). آیة ١٦٤ سورة بقره نیز Ú©Ù‡ مشتمل بر ذکر هشت نمونه (آیات ) از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدا Ùˆ کار هماهنگ آنها Ùˆ پیوند استوارشان است ØŒ به نظر Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ØŒ در مقام برهان آوری بر یکتایی خداست Ú©Ù‡ در آیة قبل (١٦٣ بقره ) Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است (ÙˆÙŽ اÙÙ„'Ù‡ÙÚ©ÙÙ… اÙلهٌ واØÙدٌ؛ برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› نظام الاعرج Ø› طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). از سوی دیگر، قرآن با Ø·Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† پرسش Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ های خدایان٠دیگر کدام اند، نظر مخاطبان را به این دقیقه معطو٠کرده است Ú©Ù‡ از نگاه به مجموعة عالَم دانسته Ù…ÛŒ شود هیچ موجودی بیرون از دایرة انتساب به اللّه قرار نمی گیرد تا برای آن Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ای دیگر جستجو شود ( رجوع کنید به لقمان : ١١). همین نکته در پرسش انکاری دیگری نیز باز Ú¯ÙØªÙ‡ شده است : آیا آنها Ú©Ù‡ شرک Ù…ÛŒ ورزند Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† خدایانشان را دیده اند تا بر اثر آن به خطا در Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù‡ باشند؟ (رعد: ١٦). بعلاوه ØŒ عمل Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ چنان پیچیده Ùˆ بدیع است Ú©Ù‡ اگر تمام معبودهای مشرکان ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آیند، یارای Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† ساده ترین Ùˆ کوچکترین چیز (در تمثیل قرآن : مگس ) را ندارند (ØØ¬ : ٧٣). توØÛŒØ¯ ربوبیت . یکتایی مدبّر بیش از ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ ØŒ در قرآن Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ در موارد زیادی با عنایت به بداهت Ùˆ مقبول بودن ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ مورد انکار نبودن توØÛŒØ¯ خالقیت از نظر مشرکان ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج ١١ØŒ ص ٣٢٦Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣ Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٨١)ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبی موردتوجه Ùˆ تأکید Ù‚Ø±Ø§Ø±Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ گرچه گاهی نیز ÙˆØØ¯Øª تدبیر در عالم نشانة یگانگی خالق معرÙÛŒ شده است . در نخستین آیة قرآن (علق : ١) خطاب به پیامبر Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ پروردگار تو همان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© عالَم است Ùˆ همین مضمون در چند جای دیگر تکرار شده است (برای نمونه رجوع کنید به بقره : ٢١Ø› آل عمران : ٤٩Ø› نساء: ١). قرآن بیش از پنجاه بار از اللّه Ú©Ù‡ خالق عالم است ØŒ با وص٠یا Ø§ÙØ³Ù†Ø§Ø¯ ربّالعالمین Ùˆ تعبیراتی از این دست (ربّکم ØŒ ربّنا، ربّالعرش Ùˆ...) نام برده است (مثلاً: ÙÙŽÙ„ÙŽÙ„Ù‘Ù‡ÙØ§Ù„ØÙ…Ø¯Ù Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„سموات٠و Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„ارض Ø±Ø¨Ù‘ÙØ§Ù„عالمین ØŒ جاثیه :٣٦Ø› عبدالباقی ØŒ ذیل «اللّه »).بعلاوه ،با تعبیرات گوناگون ØŒ ادارة عالَم چون گردش ماه وخورشید، رویش گیاهان ØŒ روزی رسانی ØŒ نزول باران Ùˆ میراندن انسانها را کار٠اللّه دانسته است . تعبیراتی چون استوای بر عرش (برای نمونه رجوع کنید به اعرا٠: ٥٤Ø› یونس : ٣)ØŒ شمول کرسی٠(علم / قدرت ) خدا بر آسمانها Ùˆ زمین (بقره : ٢٥٥)ØŒ در دست داشتن ملکوت هر چیز (مؤمنون : ٨٨) Ùˆ تدبیر امر (یونس : ٣١) نیز ناظر به همین نکته است . Ù†ÙÛŒ هرگونه مداخلة آلهه در امور عالم نیز بر وجه٠سلبی٠توØÛŒØ¯ ربوبیت تأکید دارد (برای نمونه رجوع کنید به اسراء: ٤٢Ø› مریم : ٨١Ø› انبیاء: ٢٢). در بیان قرآن ØŒ «خلق » Ùˆ «امر» (تدبیر) هر دو از آن٠خداست (اعرا٠: ٥٤)ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ تدبیر هر چیز ادامة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ آن Ùˆ جدایی ناپذیر از آن است Ùˆ مدبّر یک چیز نمی تواند جز Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آن باشد. در آیة پنجاهم سورة Ø·'Ù‡ ' از زبان موسی خطاب به ÙØ±Ø¹ÙˆÙ† ØŒ در معرÙÛŒ «ربّ موسی »، آمده است Ú©Ù‡ این ربّ به همه چیز وجود داده Ùˆ سپس آن را هدایت کرده است (اَعْطی ' کلَّ شیئی٠خَلْقَه٠ثمّ هَدی ). در آیة ٦٢ سورة زمر نیز همین دیدگاه را Ø¨Ø§Ø²Ú¯ÙØªÙ‡ Ú©Ù‡ خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© همه چیز Ùˆ نگاهبان (وکیل ) آنهاست ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). اساساً تعبیر «خالق Ú©Ù„ شیئیÙ» (مثلاً انعام : ١٠٢Ø› رعد: ١٦)ØŒ Ú©Ù‡ نسبت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ همه چیز را به خدا بیان Ù…ÛŒ کند، متضمن این نکته است Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† علاوه بر ØØ¯ÙˆØ« ØŒ در بقا (به تعبیر دقیقتر: استمرار وجود) نیز نیازمند اویند Ùˆ این به معنای تدبیر آنهاست Ø› هر موجودی ØŒ به ØØ³Ø¨ ØÙ‚یقت وجودیش ØŒ مقتضیات Ùˆ آثار Ùˆ لوازم Ùˆ دگرگونیهایی دارد Ùˆ بین آن Ùˆ دیگر موجودات تأثر Ùˆ تأثیر روی Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن پدید آمدن «اشیاء» (رویش گیاهان ØŒ بارش باران ØŒ زایش ØŒ صاعقه ØŒ گرما، سرما،...) است Ùˆ طبق این تعبیر خدا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© آنهاست Ùˆ بنابراین او مدبّر همة عالم است . در واقع ØŒ بیان یگانگی خالق در این عبارت معطو٠به یگانگی تدبیر است Ùˆ خلقت ØŒ تجلی تدبیری ØÚ©ÛŒÙ…انه Ùˆ دقیق Ùˆ برخاسته از یک اراده است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل انعام : ١٠٢). خطاب قرآن به مشرکان عرب Ú©Ù‡ چرا به دو اÙله (خالق ØŒ مدبّر) باور دارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ùقط یک اله وجود دارد (Ù†ØÙ„ : ٥١)ØŒ نیز در مقام بیان جدایی ناپذیری خالق Ùˆ ربّ است Ø› تدبیر هر چیز Ùقط با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± آن چیز بودن ممکن است ØŒ زیرا Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ مقتضیات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ را Ù…ÛŒ داند (طباطبائی ،ذیل آیه ). شاید آیة ٥٦ سورة انبیاء ــ Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ ØØ¶Ø±Øª ابراهیم ربّ آسمانها Ùˆ زمین را خالق آنها (الَّذی Ùَطَرهنَّ) معرÙÛŒ کرده ــ ناظر به همین دقیقه باشد. قرآن در همین سیاق نکته ای دیگر را نیز بازمی نماید: مدبّر واقعی عالم در Ú©Ùنه باور مشرکان (Ùˆ همة انسانها) همان اللّه است Ùˆ شرک در تدبیر امری عارضی است Ø› ازینرو، چون به تنگناها Ùˆ دشواریها Ú¯Ø±ÙØªØ§Ø± Ù…ÛŒ شوند Ùقط او را Ù…ÛŒ خوانند نه آنان را Ú©Ù‡ مدبّر یا مؤثر Ù…ÛŒ پندارند (Ù†ØÙ„ :٥٣Ø› اسراء:٦٧Ø› نیز رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیة اخیر). در آیة ٩١ سورة مؤمنون ØŒ وابستگی هر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ای به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش بیان Ùˆ بر اساس آن بر Ù†ÙÛŒ شرک ØŒ بویژه شرک در تدبیر، Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است . موضوع این آیه Ùˆ چند آیه قبل از آن (٨٤ Ù€ ٩١ مؤمنون ) توØÛŒØ¯ در تدبیر عالم است (طباطبائی ØŒ ج ١٥ØŒ ص ٥٣) Ùˆ در آنها پس از چند تذکار در قالب پرسش تقریری ØŒ اعتقاد به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ داشتن خدا (به معنای جدا شدن چیزی از او Ú©Ù‡ بهری از ØÙ‚یقت الوهی دارد رجوع کنید به همان ØŒ ج ١٥ØŒ ص ٦١) قاطعانه Ù†ÙÛŒ شده Ùˆ آنگاه نادرستی عقیدة چندخدایی Ù…Ø·Ø±Ø Ú¯Ø±Ø¯ÛŒØ¯Ù‡ است . بیان قرآن این است : اگر همراه با اللّه خدایان دیگر بودند، هر خدایی آنچه را Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ با خود Ù…ÛŒ برد Ùˆ ØØªÙ…اً بعضی از آنها بر بعضی دیگر تÙوق Ù…ÛŒ ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯. این بیان Ø¨ÙˆØ¶ÙˆØ ØØ§Ú©ÛŒ از اصل درهم تنیدگی خلق Ùˆ تدبیر Ùˆ وابستگی مستمر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ در این آیه بیان شده است Ú©Ù‡ وجود چند مدبّر، تنها در صورت تدبیرهای جدا از هم معنا دارد Ú©Ù‡ ØØ§ØµÙ„ آن قطعاً بروز ناپیوستگی در مجموعة عالم است . پس اگر ناپیوستگی در عالم نباشد، چند مدبّر نیز وجود ندارد. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ پیوستگی وثیق در ادارة جهان (اتصال تدبیر) برای هر کسی مشهود است . در آیة Ù…ÙˆØ±Ø¯Ø¨ØØ« ØŒ Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ دیگر نیز برای ÙØ±Ø¶ چند خدای مدبّر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : تدبیر عالَم (Ùˆ هر مجموعة گسترده Ùˆ پیچیده ای ) در دو Ø³Ø·Ø Ø·ÙˆÙ„ÛŒ Ùˆ عرضی (تدبیرهای Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ جزئی ) سامان Ù…ÛŒ یابد Ùˆ بنابراین لازمة وجود چند مدبّر٠مستقل ØŒ آن است Ú©Ù‡ برخی از آنان از برخی دیگر بزرگتر Ùˆ برتر باشند؛ یعنی ØŒ برخی خدایان زیرنظر برخی دیگر قرار گیرند. این Ø®Ù„Ø§Ù ÙØ±Ø¶ است ØŒ چرا Ú©Ù‡ الوهیت با وصÙ٠نیاز Ùˆ وابستگی سازگاری ندارد. Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در آیة ٢٢ سورة انبیاء نیز به صورت برهانی Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† غالباً این آیه را ناظر به اثبات توØÛŒØ¯ صانع دانسته اند (طباطبائی ØŒ ذیل آیه )ØŒ هر چند بیشتر بیانها بر پایة تدبیر عالَم ارائه شده است . متکلمان نیز این آیه ØŒ همچنانکه آیة ٩١ سورة مؤمنون ØŒ را تقریری از برهان٠تمانع * تلقی کرده اند، اما به تعبیر طباطبائی (ذیل آیه ) Ùˆ برخی دیگر (مثلاً ابن عاشور، ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ١٣٧٣ Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٦٧) جهت اصلی آیه ØŒ استدلال بر ÙˆØØ¯Øª تدبیر است . در این آیه ØŒ به روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ تباه نشدن (یعنی برجای ماندن Ùˆ به هم پیوستگی عالَم ) نشانة قطعی توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ چند خدا شناسانده شده است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ تعبیر «الاّ اللّه » به جدایی ناپذیری خلق Ùˆ تدبیر اشعار دارد، با این بیان : اگر در آسمانها Ùˆ زمین (عالَم تکوین ) خدایانی جز اللّه (آلهةٌ الاّ اللّه ) بودند، آنها تباه Ù…ÛŒ شدند (مراد از وجود خدایانی در آسمانهاوزمین ØŒ همان اداره Ùˆ تدبیر عالم است رجوع کنید به Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ ج ١٨ØŒ ص ٥٩ Ù€٦٠ØŒ ذیل آیه ). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† وعالمان Ù†ØÙˆ در بارة واژة «الاّ » در این آیه Ø¨ØØ« کرده Ùˆ غالباً، بر خلا٠Ùَرّاء (ج ٢ØŒ ص ٢٠٠)ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این واژه در معنای وصÙÛŒ (نه به صورت ادات استثنا) به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ اگر خدایانی ØŒ با ØµÙØª «غیراللّه » در عالم بودند ÙØ±Ø¬Ø§Ù… کار تباهی بود (علاوه بر منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ رجوع کنید به ابن هشام ØŒ ج ١ØŒ ص ٧٠Ù€ ٧١). به تعبیر دیگر، همچنانکه زمخشری Ùˆ نظام الاعرج نیشابوری (ذیل آیه ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند، این آیه هم به Ù†ÙÛŒ چند خدای مدبّر (آلهةٌ) Ùˆ هم به Ù†ÙÛŒ تدبیر عالَم بر دست خدایی ÙØ§Ù‚د ÙˆØµÙ Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ (الاّ اللّه ) نظر دارد. در منابع ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ Ùˆ بیش از همه Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ در بارة برهان این آیه Ùˆ یقینی یا اقناعی بودن آن ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª بسیار داده شده Ùˆ دلایل Ù…ØØ§Ù„ بودن وجود چند خدا ــ Ú©Ù‡ لازمة آن بروز اراده های جدا از هم ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† ØŒ Ù…ÛŒ باشد ــ بیان گردیده است . به نوشتة ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ (١٤٢١ØŒ ذیل آیه )ØŒ دقت در این آیه نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ Ù†ÙØ³ موجودیت عالم ØŒ Ùˆ ØØªÛŒ موجود بودن٠هریک از جواهر Ùˆ اعراض ØŒ دلیلی رسا بر توØÛŒØ¯ است . در عین ØØ§Ù„ ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد هد٠اصلی در این آیه ØŒ توجه دادن به یکدستی Ùˆ یکپارچگی عالم است Ú©Ù‡ نشانة ÙˆØØ¯Øª تدبیر در آن به اراده Ùˆ ÙØ±Ù…ان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ اش (اللّه ) است Ø› تنها Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© هرچیز است Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ تواند مدبّر آن باشد Ùˆ عالَم تکوین Ú©Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùقط به اللّه انتساب دارد، در تدبیر نیز Ùقط به او نیازمند است . بدیهی است با اثبات نادرستی اعتقاد به چند مدبّر، نادرستی اعتقاد به چند صانع نیز به طریق اَوْلی ' اثبات Ù…ÛŒ شود. آیة ٤٢ سورة اسراء نیز متضمن استدلال بر توØÛŒØ¯ ربوبی Ùˆ Ù†ÙÛŒ شرک است . طبق آیه ØŒ لازمة وجود چند خدای مدبّر غلبه جویی این خدایان بر اللّه (تعبیر آیه : ذی العرش ) است تا سیطره Ùˆ مالکیت او بر Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را از ÙˆÛŒ بگیرند Ùˆ چون چنین نشده Ùˆ نمی شود، ملزوم (چندخدایی )نیز Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ گردد (طباطبائی ØŒ ذیل آیه ). شماری از Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† مضمون این آیه را با آیة ٢٢ سورة انبیاء یکی دانسته اند (از جمله رجوع کنید به ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤٢١ØŒ ذیل اسراء: ٤٢ Ùˆ انبیاء: ٢٢Ø› طوسی ØŒ التبیان Ø› ابن جوزی ØŒ ذیل اسراء: ٤٢)ØŒ ØØ§Ù„ آنکه آیه جهتی دیگر (غلبه جویی ) را در نظر دارد. Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است در بارة این آیه ØŒ دیدگاه ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ دیگری نیز هست Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ لازمة وجود چند خدا (به معنای Ø´Ùیعان Ùˆ خدایان Ú©ÙˆÚ†Ú© ) آن است Ú©Ù‡ آنها نیز خود به خدای برتر (ذی العرش ) تقرب جویند؛ در واقع ØŒ اینها خدا یا Ø´Ùیع Ù…Ù‚Ø±Ù‘ÙØ¨ نیستند ( رجوع کنید به ماوردی Ø› ابن جوزی Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٤٢١Ø› مراغی ØŒ ذیل اسراء: ٤٢). برای توØÛŒØ¯ ربوبی از منظری دیگر نیز در قرآن Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ شده است : بنی آدم ØŒ همگان ØŒ در پیشگاه خدا (اَشهَدَهم علی Ø§Ù†ÙØ³Ù‡ÙÙ… ) Ùˆ در پاسخ یک استÙهام تقریری (اَلَسْت٠بربّکم ) به ربوبیت او گواهی داده اند (قالوا بَلی ') Ùˆ همین گواهی سنگ بنای زندگی آنان تا ابد Ùˆ نیز رابطه ای Ú©Ù‡ با خالق عالَم دارند، شده است ( رجوع کنید به اعرا٠: ١٧٢Ù€١٧٤). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† در بارة مدلول آیه از یک جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر دارند Ùˆ آن اینکه قرآن از یک Ù…Ø¹Ø±ÙØªÙ مستقیم٠همة انسانها به خدای خالق Ùˆ مدبّر سخن Ù…ÛŒ گوید، Ù…Ø¹Ø±ÙØªÛŒ همراه با اقرار Ùˆ پذیرش (در بارة اینکه آیا آیه Ùقط در مقام بیان Ù…Ø¹Ø±ÙØª ÙØ·Ø±ÛŒ است یا بیانی است رمزی از یک نشئة وجودی Ú©Ù‡ از آن به عالم ذرّ یا اَلَسْت تعبیر شده یا به وجود جمعی٠بنی آدم در Ù…ØØ¶Ø± ربوبی اشاره دارد رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل آیه Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣ Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٦٣Ù€٨٢Ø› نیز رجوع کنید به ذرّ، عالم * ). قرآن در موضوع توØÛŒØ¯ ربوبی بر یک نکتة دیگر نیز تأکید کرده ØŒ Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ ربوبیت در عالم تشریع است . همانگونه Ú©Ù‡ تدبیر عالم تکوین به هیج موجودی سپرده نشده ØŒ در عالم انسانی نیز هیچ کس مقام ربوبی ندارد. مخاطب قرآن در این Ø¨ØØ« ØŒ بویژه اهل کتاب بوده اند Ú©Ù‡ برای Ø§ÙŽØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان چنین منزلتی Ù…ÛŒ شناختند Ùˆ به تعبیر قرآن ØŒ آنها را ارباب Ù…ÛŒ شمردند Ú©Ù‡ به استقلال ØŒ ØÙ‚ تشریع دارند ( رجوع کنید به توبه : ٣١Ø› آل عمران : ٦٤). جهت استدلال قرآن در این Ø¨ØØ« نیز همان جدایی ناپذیری Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ از تدبیر است . وضع قانون برای ÙØ±Ø¯ یا اجتماع مستلزم آگاهی از همة ابعاد وجودی انسانها Ùˆ مقتضیات عالم انسانی است Ú©Ù‡ این آگاهی Ø§Ù†ØØµØ§Ø± به Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ دارد ( رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ٦٢Ù€٦٣ØŒ ٨١Ø› نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). تأکید قرآن بر دو مقولة توØÛŒØ¯ خالقیت Ùˆ ربوبیت Ùˆ Ù†ÙÛŒ هرگونه تأثیرگذاری استقلالی در عالَم (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ )ØŒ منشأ چند پرسش اساسی شده است ØŒ بدین قرار: آیا در نظام Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ ادارة عالَم ØŒ همة پدیده ها Ùˆ کارها مستقیماً به خدا منسوب Ù…ÛŒ شود یا ÙØ§Ø¹Ù„های غیرمستقل (کارگزار) Ùˆ با واسطه نیز وجود دارند؟ (در قرآن از ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† مدبّر امر، ÙØ±Ø´ØªÙ‡ ای Ú©Ù‡ ÙˆØÛŒ Ù…ÛŒ کند، ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù†ÛŒ Ú©Ù‡ جانها را Ù…ÛŒ ستانند، Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù† توسط ØØ¶Ø±Øª عیسی به اذن خدا، Ø´ÙØ§Ø¹Øª برخی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† به اذن خدا Ùˆ... سخن به میان آمده است رجوع کنید به نازعات : ٥Ø› شوری : ٥١Ø› نساء: ٩٧Ø› سجده : ١١Ø› مائده : ١١٠Ø› آل عمران : ٤٩Ø› طه : ١٠٩)Ø› اگر ÙØ§Ø¹Ù„ همه چیز خداست ØŒ شرور Ú†Ù‡ وضعی دارد، به غیر خدا منسوب است یا به خدا؟ (هریک از دو طر٠قضیه Ù…ØØ°ÙˆØ± دارد)Ø› انسانها در کارهایشان Ú†Ù‡ سهمی از اراده Ùˆ اختیار دارند، به استقلال عمل Ù…ÛŒ کنند یا مسخر اراده Ùˆ تدبیر خدای عالَم اند؟ (در اینجا نیز هر طر٠قضیه با Ù…ØØ°ÙˆØ±ÛŒ روبروست ). نوع پاسخ به این پرسشها، Ú†Ù‡ بر پایة مجموعة آیات قرآن Ùˆ Ú†Ù‡ بر پایة Ù…ÙØ±ÙˆØ¶Ø§Øª Ùˆ مقبولات عقلی Ùˆ نقلی Ùˆ غیر آن ØŒ موجب بروز آرای مختل٠و اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ متقابل Ùˆ پیدایی ÙØ±Ù‚ ومکاتب Ùˆ مذاهب Ùˆ گاه منازعات شدید Ùˆ ناگوار در عالم اسلامی شده است . مجبّره * Ùˆ قدریه * Ùˆ معتزله * Ùˆ اشاعره * در همین سیاق Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯ØŒ هرچند بعداً وجوه ÙØ§Ø±Ù‚ دیگر Ùˆ تقسیمات درونی ÛŒØ§ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ بعضاً در برخی آموزه های خود تجدیدنظر کردند.Ù…Ø¨Ø§ØØ«ÛŒ چون تÙویض * ØŒ توسل * ØŒ جبر Ùˆ اختیار * ØŒ شر/ شرور * ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª * ØŒ عدل * ØŒ غلو * ØŒ کسب * نیز، هر یک به ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ± موضوع ØŒ ناظر به همان پرسشهایند. توØÛŒØ¯ عبادت . Ø§Ù†ØØµØ§Ø± عبادت به خدا، به صورتهای گوناگون در قرآن مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . به نظر مجلسی (ج ٣ØŒ ص ٢٠٩) مخاطبان اولیة قرآن در ÙˆØØ¯Øª خالق Ùˆ ربّ اختلاÙÛŒ نداشتند، اختلا٠اساسی آنان در توØÛŒØ¯ عبادت (به تعبیر او: توØÛŒØ¯ اÙله ) بود. مراد از عبادت ØŒ Ú¯ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø± کرنش آمیز٠برخاسته از باور به الوهیت معبود است (راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «عبد»؛ Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٨٨Ù€ ٣٩٦). شاید به همین سبب ØŒ برخی توØÛŒØ¯ عبادت را متراد٠توØÛŒØ¯ الوهیت یا ثمرة آن دانسته اند ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ ١٤٢١ØŒ ج ١ØŒ جزء١ØŒ ص ٥٧ Ù€ ٥٨Ø› نیز رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٣٧٣Ø´ ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٩١Ù€ ٢٩٢). از قرآن ØŒ در این باره چند آموزه استنباط Ù…ÛŒ شود: نخست اینکه انسانها باید خالق٠مدبّر عالَم را عبادت کنند (Ø°Ù„Ú©Ù…ÙØ§Ù„لّه٠ربّÙÚ©Ù… ÙÙŽØ§Ø¹Ù’Ø¨ÙØ¯ÙˆÙ‡ Ø› یونس : ٣Ø› Ùˆ در همین مضمون ØŒ Ù†ØÙ„ : ٢٠Ø› ØØ¬ : ٧٣Ø› ÙØ±Ù‚ان : ٣Ø› ÙØ§Ø·Ø±: ٤٠Ø› مائده : ٧٢Ø› آل عمران : ٥١Ø› انعام : ١٠٢)ØŒ یعنی انسان نمی تواند با خدای Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© مدبّر نسبتی غیرعبادی داشته باشد (طباطبائی ØŒ ج ١٠ØŒ ص ٢٧٤Ù€٢٧٥). دوم اینکه عبادت ØŒ همة Ø³Ø§ØØªÙ‡Ø§ÛŒ وجودی آدمیان (از جمله تقنین Ùˆ تشریع Ùˆ اطاعت ) را در بر Ù…ÛŒ گیرد. خداست Ú©Ù‡ برای انسانها شریعت مقرر Ù…ÛŒ کند (مائده : ٤٨Ø› شوری : ١٣) Ùˆ به اطاعت خود Ùˆ شریعتش ÙØ±Ø§ Ù…ÛŒ خواند (یوس٠: ٤٠Ø› آل عمران : ٣٢Ø› نساء: ٥٩) Ùˆ مردم اهل کتاب Ú©Ù‡ Â«Ø§ØØ¨Ø§Ø± Ùˆ رÙهبان » را دارای ØÙ‚ قانونگذاری Ùˆ تغییر شریعت الاهی Ù…ÛŒ دانستند Ùˆ این ØµØ§ØØ¨Ø§Ù†Ù مقامات دینی نیز از رهگذر باور ناصواب آنان کسب ØØ±Ø§Ù… Ù…ÛŒ کردند، در واقع عبادت خدا را وانهاده بودند Ùˆ از همین دید در قرآن نکوهش شده اند (توبه : ٣١ØŒ٣٤Ø› نیز رجوع کنید به سطور پیشین ØŒ توØÛŒØ¯ ربوبیت ). سوم اینکه همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (کلّ٠مَن ÙÛŒ السموات٠و Ø§Ù„Ø§Ø±Ø¶ÙØŒ مریم : ٩٣) «عَبْد» خدایند (راغب اصÙهانی این عبادت را عبادت ایجاد نامیده است رجوع کنید به ذیل «عبد») Ùˆ این عبودیت ØŒ Ú©Ù‡ بیانی از مسخّر ارادة خدا بودن است ØŒ در چند جای دیگر با عنوان سجده ØŒ Ú©Ù‡ رساترین نماد عبادت است ØŒ ذکر گردیده است ( رجوع کنید به رعد: ١٥Ø› Ù†ØÙ„ : ٤٩Ø› ØØ¬ : ١٨Ø› راغب اصÙهانی ØŒ ذیل «سجد» Ú©Ù‡ این سجده را سجدة تسخیر نامیده است ). بویژه ØŒ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† Ùˆ همة موجوداتی Ú©Ù‡ در بارة آنها باورهای خدایی وجود داشت ØŒ با ÙˆØµÙ Â«Ø¹Ø¨Ø§Ø¯ÙØ§Ù„رØÙ…Ù† »، «عبادٌ Ù…Ùکْرَمونَ» (انبیاء: ٢٦) Ùˆ «عبادٌ امثالÙÚ©Ù… » (اعرا٠: ١٩٤) معرÙÛŒ شده اند. تأکید بر وص٠«عبد» برای پیامبران Ú©Ù‡ از علم Ùˆ قدرت الاهی برخوردار بودند Ùˆ Ú†Ù‡ بسا شائبة الوهیت در بارة آنان پیش Ù…ÛŒ آمد (همچنانکه در بارة عیسی علیه السلام چنین شد رجوع کنید به مائده : ٧١Ù€٧٢ØŒ ١١٦)ØŒ از همین جهت درخور توجه است ( رجوع کنید به اسراء: ٣ Ùˆ قمر: ٩ در بارة Ù†ÙˆØ Ø› ص : ١٧ در بارة داوود؛ ص : ٣٠ در بارة سلیمان Ø› ص : ٤١ در بارة ایوب Ø› نساء: ١٧٢ در بارة عیسی Ø› مریم : ٣ در بارة زکریا؛ ÙØ±Ù‚ان : ١ Ùˆ اسراء: ١ Ùˆ جاهای دیگر در بارة پیامبر اسلام ). چهارم اینکه هیچیک از Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† (ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† ØŒ جنّیان ØŒ شیطان ØŒ موالید طبیعت ØŒ انبیا Ùˆ انسانهای برگزیده ØŒ ÙØ±Ù…Ø§Ù†Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§Ù†Ù ØµØ§ØØ¨ اقتدار، سنگهای تراشیده Ùˆ...) هرگز شایان عبادت نیستند (اعرا٠: ١٩٤ØŒ ١٩٧Ø› اسراء: ٦٧Ø› شعراء: ٧٢)ØŒ از آنرو Ú©Ù‡ کار خدایی (خلق یا تدبیر به استقلال ) ندارند Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه تنها مجوز عبادت ØŒ شأن خدایی داشتن است . مقابلة قاطع Ùˆ جدّی قرآن با هرگونه Ø±ÙØªØ§Ø± عبادی در برابر غیرخدا Ùˆ نیز نکوهش ØµØ±ÛŒØ Ø³Ø¬Ø¯Ù‡ بر غیرخدا سبب شده است Ú©Ù‡ Ùقها ØØªÛŒ سجدة غیرعبادی برکسی را نیز جایز نشمرند (برای نمونه رجوع کنید به شمس الائمه سرخسی ØŒ ج ٢٤ØŒ ص ١٣٠Ø› نجÙÛŒ ØŒ ج ١٠ØŒ ص ١٢٤Ù€١٢٧Ø› خوئی ØŒ١٤١٨ØŒ ص ٤٧٥Ø› بروجردی ،ج ٤ØŒ ص ٢٥٧Ù€ ٢٥٩)ØŒ چرا Ú©Ù‡ در این عمل ØŒ دست Ú©Ù… از دید ناظر بیرونی ØŒ شائبة عبودیت وجود دارد ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ذیل بقره : ٣٤Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ٩٧Ù€ ٩٨). برخی Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ تکریم آمیز در ØÙ‚ اولیای دین نیز Ú©Ù‡ ممکن است ظاهر عبادی داشته باشد از این منظر Ù…ØÙ„ توجه Ùˆ انتقاد بوده است ( رجوع کنید به طباطبائی یزدی ØŒ ج ١ØŒ ص ٦٨٩). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª مبالغه آمیز ابن تیمیّه * (Ùˆ پیش از او ØØ³Ù† بن علی بربهاری * ) Ùˆ اَتباع او ( رجوع کنید به سلÙیه * Ø› وهابیت * Ø› ابن قیّم جوزیّه * ØŒ Ù…ØÙ…دبن عبدالوهاب * ) با بسیاری از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ دینی در جوامع اسلامی ــ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ مستند به داده های دینی Ùˆ مذهبی Ùˆ Ú†Ù‡ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ùˆ بومی٠سازگار با آموزه های دینی ــ Ùˆ تخریب قبور Ùˆ مزارات امامان Ùˆ اولیا Ùˆ کشتار زائران عتبات عراق در ١٢١٦ Ùˆ ١٣٤٤ ( رجوع کنید به Ùقیهی ØŒ ص ٣١٣Ù€ ٣١٥ØŒ ٤٠٥Ù€ ٤٠٩) Ùˆ سختگیریهای دیگر، به استناد آموزة توØÛŒØ¯ عبادت ØŒ با انتقاد ØµØ±ÛŒØ Ø¹Ù„Ù…Ø§ÛŒ مذاهب اسلامی روبرو شد Ùˆ بیانی تنگ نظرانه Ùˆ ناصواب از «توØÛŒØ¯ عبادت » معرÙÛŒ گردید (علاوه بر مدخلهای مذکور رجوع کنید به تبرک * Ø› دعا * Ø› زیارت * Ø› عبادت * ). معنای ÙˆØØ¯Øª . موضوع دیگری Ú©Ù‡ در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در قرآن Ù…ØÙ„ توجه قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ ØŒ معنای ÙˆØØ¯Øª است . قرآن در اشاره به دیدگاه نصارا دربارة عیسی علیه السلام Ùˆ دیدگاه کسانی Ú©Ù‡ ÙØ±Ø´ØªÚ¯Ø§Ù† را دختران خدا Ù…ÛŒ خواندند، پیوسته بر ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ نداشتن خدا تأکید کرده ( رجوع کنید به نساء:١٧١Ø› انعام : ١٠١Ø› مریم : ٣٥Ø› مؤمنون : ٩١Ø› زخر٠: ٨١) Ùˆ این نسبت را چنان ناروا Ùˆ زشت دانسته (لَقَدْ Ø¬ÙØ¦ØªÙÙ… شیئاً Ø§ÙØ¯Ù‘اً) Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ نزدیک است براثر آن آسمانهااز هم بشکاÙند (مریم :٨٩ Ù€ ٩٠). Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ØŒ التبیان Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سورة اخلاص ) در تبیین این تعبیرات قرآنی آنها را ناظر به بساطت ذات دانسته اند، از آنرو Ú©Ù‡ زادن Ùˆ زاده شدن ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ (از جمله : صدور، تمثیل آن به رابطة پرتو نورانی با مبدأش )ØŒ مستلزم جزء داشتن است Ùˆ «مولود»، بالضروره باید ØØ§ÙˆÛŒ بهری از «والد» باشد Ùˆ این ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ بساطت ذات . از برخی تعبیرات قرآن (مثلاً ص :٥ Ù€٦Ø› Ù†ØÙ„ : ٥١Ø› انعام : ٩١Ø› عنکبوت : ٤٦) دانسته Ù…ÛŒ شود Ú©Ù‡ تلقی عمومی Ùˆ اولیة مخاطبان از ÙˆØØ¯Øª خدا، ÙˆØØ¯Øª عددی (به معنای یکی در برابر چند تا) بوده است . اساساً Ù†ÙÛŒ اعتقاد به چند خدا (آلهه ) Ú©Ù‡ از آموزه های Ù…ØÙˆØ±ÛŒ قرآن در این باب است ØŒ در بدو امر، ذهن مخاطبان را به «یک خدا» جهت Ù…ÛŒ دهد، اما Ù†ØÙˆØ© بیان قرآن ØŒ در جاهای متعدد، این جهت ذهنی را Ø§ØµÙ„Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ است Ùˆ ØÚ©Ø§ÛŒØª از آن دارد Ú©Ù‡ مراد از خدای ÙˆØ§ØØ¯ØŒ نه ÙˆØ§ØØ¯ عددی بلکه ذات نامتناهی Ùˆ بسیط Ùˆ تجزّی ناپذیر Ùˆ بی مانند است Ùˆ ØØªÛŒ ÙØ±Ø¶ شریک برای او عقلاً Ù…ØØ§Ù„ است . این آموزه به چندگونه بیان شده Ùˆ غیر از آیاتی Ú©Ù‡ مانندْ داشتن Ùˆ هرگونه وصÙ٠موهم Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª را از ساØÙŽØª ربوبی به دور Ù…ÛŒ داند ( رجوع کنید به تشبیه Ùˆ تنزیه * )ØŒ ذکر وص٠«قهّار» همراه با Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» (یوس٠: ٣٩Ø› رعد: ١٦)ØŒ «مØÛŒØ· » (ÙØµÙ„ت : ٥٤Ø› بروج : ٢٠) Ùˆ «علی کلّ شیئی٠شهیدٌ» (ØØ¬ : ١٧Ø› سبأ: ٤٧) برای خدا، ناÙÛŒ معنای عددی٠یکی در برابر چند تاست ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Øª عددی (ÙØ±Ø¯ در برابر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ØŒ نوع در میان انواع ØŒ جنس در کنار سایر اجناس ) با مقهوریت Ùˆ عدم Ø§ØØ§Ø·Ù‡ همراه است ( رجوع کنید به طباطبائی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٨٨ Ù€٩١). به طور Ú©Ù„ÛŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª سیاق آیات قرآن در وص٠ØÙ‚ متعال به گونه ای است Ú©Ù‡ هم کمال Ù…ØØ¶ را Ø§ÙØ§Ø¯Ù‡ Ù…ÛŒ کند هم تصور ÙˆØØ¯Øª عددی را بر طر٠می سازد. دراین میان آیات ناظربه آموزة مسیØÛŒÙ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø®Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ¯Ù† عیسی Ùˆ Ù†ÙÛŒ آن Ùˆ نکوهش معتقدان به این آموزه ØŒ ØØ§Ø¦Ø²Ø§Ù‡Ù…یت است . تعبیرات ØµØ±ÛŒØ Ùˆ قاطع قرآن نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ در تعلیم قرآنی هیچگونه ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تأویلی را Ú©Ù‡ با بساطت ذات در تعارض باشد بر نمی تابد Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه لازمة نسبت «پدر Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ » تجزّی ذات است ØŒ همچنانکه اعتقاد به سه اقنوم ØŒ با هر ØªÙØ³ÛŒØ±ÛŒ ØŒ قطعاً به کثرت یا تجزّی Ù…ÛŒ انجامد ( رجوع کنید به تثلیث * ). دور نمی نماید Ú©Ù‡ در آیة Ù‡ÙØªÙ… سورة مجادله (Ù…'ایکون٠مÙنْ نَجْوی ' ثلثة٠الاّ Ùˆ Ù‡ÙÙˆÙŽ رابعÙÙ‡ÙÙ… ...)ØŒ Ú©Ù‡ موضوع آن Ø§ØØ§Ø·Ø© علمی خدا بر همه چیز است ØŒ تعبیر «الاّ ÙˆÙŽ Ù‡ÙÙˆÙŽ را'Ø¨ÙØ¹Ùهم »برای دور کردن اذهان از تلقی «یکی چون دیگران » (ÙˆØØ¯Øª عددی ) Ùˆ تأکیدبر بساطت ذات بوده باشد (در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام صادق علیه السلام به همین نکته در آیه توجه داده شده است رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ١٣١Ù€١٣٢Ø› نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٦). ØµØ±ÛŒØØªØ±ÛŒÙ† بیان قرآن در این باب ØŒ سورة اخلاص است . در این سوره ــ Ú©Ù‡ بنا بر Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ùˆ Ø±ÙˆØ§ÛŒØ§ØªÙ Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† ( رجوع کنید به طبری Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› ابن جوزی Ø› طباطبائی ØŒ ذیل سوره Ø› ابن بابویه ØŒ ص ٩٠Ù€٩٤) موضوعش «نسبت رب » است ــ علاوه بر Ù†ÙÛŒ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ Ùˆ همتا برای خدا Ùˆ زاده نبودن خدا، واژة Ø§ØØ¯ (دو بار) Ùˆ «صمد» به عنوان وص٠خدا به کار Ø±ÙØªÙ‡ است . Ù…ÙØ³Ø±Ø§Ù† Ùˆ لغت نویسان در بارة این دو واژه Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ سخن Ú¯ÙØªÙ‡ Ùˆ بویژه با توجه به معنای صمد، آن را ناظر به Ø§ØµÙ„Ø§Ø ØªÙ„Ù‚ÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ مشعر به بساطت ذات دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی ØŒ ذیل سورة اخلاص Ø› طباطبائی ØŒ ج ٦ØŒ ص ٨٩Ø› نیز رجوع کنید به الصمد * Ø› اخلاص * ØŒ سوره Ø› ÙˆØ§ØØ¯ * ). ٣) در ØØ¯ÛŒØ« . مضامین مرتبط با توØÛŒØ¯ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ بویژه Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان اهل بیت پیامبر علیهم السلام ØŒ ادبیات گسترده Ùˆ پرباری ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده است . در این میان خطبه های توØÛŒØ¯ÛŒ امیر مؤمنان علیه السلام شهرت بسیار دارد. شماری از این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ در ØªÙØ³ÛŒØ± Ùˆ تبیین آیات توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن است ØŒ شماری از آنها نکاتی از آموزة توØÛŒØ¯ را ارائه Ù…ÛŒ کند، Ùˆ در برخی از آنها برهانهای یکتایی خدا Ùˆ مراد از این یکتایی بیان شده است . Ù†ÙÛŒ آموزه های غیرتوØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ غیر Ù…ÙˆØØ¯Ø§Ù†Ù‡ Ùˆ شرک آلود نیز موضوع٠شماری از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« است . جایگاه باور به توØÛŒØ¯ در دین نیز در تعدادی از Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است . بر پایة این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ چند تن از Ù…ØØ¯Ù‘ثان آثاری را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ با همین نام یا نامی مشابه ØŒ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آورده اند ( رجوع کنید به التوØÛŒØ¯ * ). در Ø¨ØØ« جایگاه توØÛŒØ¯ در اسلام ØŒ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ÙØ±Ø§ÙˆØ§Ù†ÛŒ ذیل عنوان «ثواب Ø§Ù„Ù…ÙˆØØ¯ÛŒÙ† » روایت شده است . بنابراین Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ باور به توØÛŒØ¯Ø¨ÛŒ آمیختگی به شرک واز سر اخلاص ،ارزشمندترین عبادت قلبی (جوانØÛŒ ) است ØŒ پاداش آن بهشت است Ùˆ اهل توØÛŒØ¯ از عذاب به دورند؛ Ù…ØØ¨ÙˆØ¨ØªØ±ÛŒÙ† عبارت نزد خدا «لااله الاّ اللّه » است Ùˆ به بیان امام رضا علیه السلام ØŒ در ØØ¯ÛŒØ« مشهور سلسلة الذهب * ØŒ این عبارت ØŒ اگر با شروطش ادا شود، «ØÙصن اَمن٠خدا» است (برای ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر رجوع کنید به تهلیل * ). اساساً سنگ بنای دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خدا، یعنی یکی دانستن اوست Ùˆ این ØŒ نخستین عبادت خدا نیز هست (ابن بابویه ØŒ ص ٣٤Ù€ ٣٥ØŒ ٥٧). بنا بر یک ØØ¯ÛŒØ« ØŒ اعتقاد به توØÛŒØ¯ به تنهایی نیمی از دین به شمار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٦٨). معنای ÙˆØØ¯Øª . سخنان امیرمؤمنان Ùˆ دیگر امامان ØŒ بیش از هر چیز ناظر به تبیین Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù…Ø±Ø§Ø¯ از ÙˆØØ¯Øª است . Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی Ùˆ اعتباری Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ± ÙˆØØ¯Øª به بساطت ذات Ùˆ بی مانند بودن از یکسو Ùˆ نیز تأکید بر ÙØ±Ø§ØªØ± بودن ÙˆØØ¯Øª ØÙ‚ متعال از Ùهم عقلانی از سوی دیگر، با تعبیرات گوناگون بیان شده است . در جنگ جمل ØŒ مردی اعرابی (بادیه نشین )ØŒ در بارة مراد از ÙˆØ§ØØ¯ بودن خدا از امام علی سؤال کرد Ú©Ù‡ اعتراض جمع را برانگیخت از آنرو Ú©Ù‡ مقام اقتضای این پرسش را نداشت ØŒ اما امام واکنش آنان را نپسندید Ùˆ با ØªØµØ±ÛŒØ Ø¨Ø± اینکه همین مسئله اساس اقدامات ایشان بوده ØŒ به ÙˆÛŒ پاسخ داد. پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ یکی بودن به چهارگونه قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª ØŒ دو گونة آن را نمی توان برای خدا به کار برد Ùˆ کاربرد دو گونة دیگر درست است . دو گونة نخست عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ عددی به معنای یکی در برابر دو تا Ùˆ بیشتر، ÙˆØ§ØØ¯ نوعی به معنای گونه ای از یک جنس (یا صنÙÛŒ از یک گونه ). دوگونة دیگر عبارت است از ÙˆØ§ØØ¯ به معنای بی مانند Ùˆ بی شریک ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ به معنای ØÙ‚یقتی بسیط Ú©Ù‡ نه در تØÙ‚Ù‚ خارجی Ùˆ نه در عقل Ùˆ وهم تجزیه پذیر نیست . امام قسم اخیر را با عنوان Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„معنی » بیان کرد Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯: کذلک اللّه٠ربّنا. همچنانکه آیة ٧٣ سورة مائده را، Ú©Ù‡ موضوع آن رد تثلیث نصاراست ØŒ شاهدی بر Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª عددی خدا معرÙÛŒ کرد (همان ØŒ ص ٨٣ Ù€٨٤Ø› قاضی سعید قمی ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٥Ù€١٦). نکتة در خور توجه در این بیان ØŒ معنای سوم (Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه ) است Ú©Ù‡ نمی توان آن را گونه ای در برابر گونه های دیگر دانست . به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای Ø±ÙØ¹ یک ابهام بیان شده است Ùˆ آن اینکه آموزة توØÛŒØ¯ÛŒ قرآن ØŒ اگرچه معمولاً در قالب «یک خدا در برابر چند خدا» ارائه شده ØŒ اما این قالب ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شبیه است Ùˆ Ùقط جهت سلبی ÙˆØØ¯Øª (= Ù†ÙÛŒ کثرت ) در آن Ù„ØØ§Ø¸ شده است . تعبیر Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ لامÙنْ عددÙ» در ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام علی علیه السلام ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٧٠) Ùˆ Â«Ø§ÙŽØØ¯ÙŒ لابتأویل٠عددÙ» در بیان امام رضا علیه السلام ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٣٧) ØªØµØ±ÛŒØ Ø¯ÛŒÚ¯Ø±ÛŒ است بر Ù†ÙÛŒ هرگونه تلقی عددی از یکتایی خدا. ØØ¯ÛŒØ« امام باقر علیه السلام نیز ÙˆØØ¯Øª عددی را به گونه ای دیگر Ù†ÙÛŒ Ù…ÛŒ کند: «خدا ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ یعنی کمترین سنخیتی با Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نداشته (متباین ) Ùˆ از چیزی برنیامده Ùˆ با چیزی نپیوسته است Ø› ازینرو، Ú¯ÙØªÙ‡ اند عدد از ÙˆØ§ØØ¯ نشئت Ù…ÛŒ گیرد ولی ÙˆØ§ØØ¯ را نمی توان عدد خواند» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٩٠). این سخن Ø¨ØµØ±Ø§ØØª بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ ØÙ‚یقی از هر گونه تعدد به دور است ØŒ چرا Ú©Ù‡ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عدد دو امر متقابل اند ( رجوع کنید به مجلسی ØŒ ج ٣ØŒ ص ٢٢٦). Ù†ÙÛŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری به معنای یک Ú†ÛŒØ²Ù ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده از چند جزء، با یک مقایسه صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . امام رضا در پاسخ به این پرسش Ú©Ù‡ چرا واژة ÙˆØ§ØØ¯ هم برای انسان Ùˆ هم برای خدا به کار Ù…ÛŒ رود، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ این کاربرد مشترک ØŒ ØµØ±ÙØ§Ù‹ در Ù„ÙØ¸ است Ùˆ جهت کاربرد آن برای انسان غیر از جهت کاربرد آن برای ØÙ‚ متعال است Ø› انسان از اعضا Ùˆ رنگها Ùˆ اجزای گوناگون (گوشت ØŒ استخوان ØŒ خون ØŒ رگ ØŒ عصب ØŒ پوست ØŒ مو) ÙØ±Ø§Ù‡Ù… آمده Ùˆ یک مجموعه (جثه )ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . این بیان در ØÙ‚ همة Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† نیز صادق است Ùˆ بنابراین یکی خواندن چنین مجموعه ای (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ بالاجتماع ) ØµØ±ÙØ§Ù‹ اسمی (قراردادی ØŒ اعتباری ) Ùˆ مراد از آن Ù†ÙÛŒ دو Ùˆ چندتاست (مثلاً یک انسان در برابر دو یا چند انسان ). اما در بارة ØÙ‚ متعال وضع به گونه ای دیگر است Ø› خدا ذاتاً یکی است (ÙˆØ§ØØ¯ÙŒÙÛŒ المعنی ) Ùˆ از این منظر جز خدا هیچ چیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٦٢ØŒ ١٨٥Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٧٩Ø› مجلسی ØŒ ج ٤ØŒ ص ٦). در واقع ØŒ ÙˆØØ¯Øª اعتباری در برابر ÙˆØØ¯Øª ذاتی قرار Ù…ÛŒ گیرد Ùˆ تعبیراتی چون Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘٠المعنی »، Â«Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ÙØ§Ù„ذات »، Â«ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ ÙÛŒ ذاته » Ùˆ «ذاتÙÙ‡ ØÙ‚یقةٌ»، به این نکته اشاره دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٣٦ØŒ ١٣١ØŒ ١٤٤ØŒ ١٦٩). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ مراد از «معنا» در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ با توجه به سیاق Ùˆ مضمون ØŒ ذات Ùˆ ØÙ‚یقت٠یک چیز است (نیز رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص ١١٥). این تعبیرات Ùˆ نیز مقایسة مذکور در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا، آشکارا بر بساطت ذات Ùˆ بدور بودن آن از اجزا دلالت دارد. بعلاوه ØŒ در برخی Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بر تجزیه ناپذیری خدا (مثلاً: لَمْ یتبعَّضْ Ø¨ÙØªÙŽØ¬Ø²Ø¦Ø©Ù العددÙ) تأکید شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٤٧ØŒ ٧٣ØŒ ٨٠). ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒÙ واژة صمد در آیة سوم سورة اخلاص نیز غالباً ناظر به همین مضمون است . مثلاً، صمد چیزی است Ú©Ù‡ درون ندارد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٩٣). به نظر مجلسی (ج ٣ØŒ ص ٢٢٧)ØŒ این تعبیر، Ø§ØØªÙ…الاً بیانی از بساطت ذات (Ø§ØØ¯ÛŒÙ‘ المعنی ) است . بنا بر یک روایت ØŒ از امام ØØ³ÛŒÙ† علیه السلام ØªÙØ³ÛŒØ± واژة صمد خواسته شد، پاسخ امام این بود Ú©Ù‡ آیة سپسین در همین سورة اخلاص ØŒ در واقع ØªÙØ³ÛŒØ± صمد است . در این آیه Ú¯ÙØªÙ‡ شده Ú©Ù‡ خدا نه کسی را زاده Ùˆ نه زاده شده است Ú©Ù‡ موضوع آن تنها Ù†ÙÛŒ نسبت پدری Ù€ ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ÛŒ نیست ØŒ بلکه مراد از آن Ù†ÙÛŒ هر امر عارضی (بَدا'وا'ت Ø› مثلاً اندوه ØŒ شادی ØŒ خواب ) Ùˆ دگرگونی Ùˆ کاستی از Ø³Ø§ØØª ربوبی است Ùˆ اینکه خدا نه از چیزی پدیدآمده (لا Ù…ÙÙ† Ø´ÛŒ Ø¡Ù) Ùˆ نه در چیزی Ùˆ نه بر روی چیزی است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٩١Ø› نیز رجوع کنید به صمد * ). ØªÙØ³ÛŒØ± توØÛŒØ¯ به بساطت ذات ØŒ در قالب Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات ØÙ‚ نیز ارائه شده است . در خطبه ای از امام علی آمده Ú©Ù‡ ذات خدا پذیرای ØµÙØ§Øª نیست ( رجوع کنید به کلینی ØŒ ج ٨ØŒ ص ١٣٩Ø› ابن بابویه ØŒ ص ٥٦). در دو ØØ¯ÛŒØ« از امام رضا نیز، با اندکی ØªÙØ§ÙˆØª در تعبیر، مبرا بودن خدا از ØµÙØ§Øª Ùˆ لزوم اعتقاد به آن ØŒ همراه با استدلال بیان شده است ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٣٤Ù€ ٣٥ØŒ ٥٧Ø› نیز رجوع کنید به کلینی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٤٠ØŒ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ از امام کاظم علیه السلام ). در یکی از این دو ØØ¯ÛŒØ« آمده Ú©Ù‡ اساس توØÛŒØ¯ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است Ùˆ در دیگری توجه داده شده Ú©Ù‡ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است ØŒ بدین معنا Ú©Ù‡ آموزة توØÛŒØ¯ امری ذومراتب Ùˆ مرتبة نخستین آن اقرار Ùˆ مرتبة کمالی آن Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª است . همین نکته با ØªÙØµÛŒÙ„ بیشتر، در خطبه ای از امیرمؤمنان در نهج البلاغة دیده Ù…ÛŒ شود: سنگ بنا Ùˆ گام اول در دین ØŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØª خداست Ùˆ کمال این Ù…Ø¹Ø±ÙØª ØŒ باور داشت٠اوست . این باور با یکی دانستن (توØÛŒØ¯) خداوند به کمال Ù…ÛŒ رسد. توØÛŒØ¯ نیز در پرتو اخلاص کامل Ù…ÛŒ شود Ùˆ لازمة اخلاص کامل ØŒ Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از ذات باری است ( نهج البلاغة ØŒ خطبة ١ØŒ ص ٣٩Ø› نیز رجوع کنید به جزایری ØŒ ج ١ØŒ ص ٩٦Ù€٩٧). بنا بر این بیان ــ Ú©Ù‡ شاید بتوان آن را گزارش ÙØ±Ø¢ÛŒÙ†Ø¯ تØÙ‚Ù‚ Ùˆ رشد Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه در انسانها، Ùˆ به تعبیر ابن میثم (ج ١ØŒ ص ١١٩) مراتب Ù…Ø¹Ø±ÙØª اللّه ØŒ خواند ــ کمال باور توØÛŒØ¯ÛŒ ØŒ در اخلاص Ùˆ سپس Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª از خداست . ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ (ج ١ØŒ ص ٧٤Ù€ ٧٥)ØŒ مراد از اخلاص را در اینجا بدور دانستن خدا از هرگونه عوارض Ùˆ تغییرات Ùˆ از همه مهمتر مبرا بودن ذات باری از ØµÙØ§Øª ØŒ Ùˆ دو عبارت را ناظر به یک مقصود دانسته است (قس ابن میثم ØŒ ج ١ØŒ ص ١٢٢ Ú©Ù‡ آن را توØÛŒØ¯ عملی ØŒ یعنی زهد ØÙ‚یقی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است ). ØªØµØ±ÛŒØ Ùˆ تأکید بر Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª ØŒ به عنوان کاملترین مرتبة توØÛŒØ¯ØŒ با توجه به ÙˆÙور گزاره های Ø§ÛŒØ¬Ø§Ø¨ÛŒÙ ØØ§Ú©ÛŒ از اوصا٠کمالی ØÙ‚ متعال در قرآن ØŒ قطعاً برای Ù†ÙÛŒ علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ غیره نیست ØŒ بلکه امامان اهل بیت در مقام زدودن یک ابهام Ùˆ دور کردن مردم از گرایشهای تشبیهی ØŒ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً نقد Ùˆ Ù†ÙÛŒ نظریة تثلیث Ùˆ آرای متأثر از آن در عالم اسلام ØŒ بوده اند (در بارة کاربرد واژة Â«ØµÙØª » برای خدا در نخستین دهه های اسلامی بر اثر آشنایی با آموزه های مسیØÛŒ Ùˆ نیز Ù…Ø¨Ø§ØØ«Ø§Øª مواÙقان Ùˆ Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† رجوع کنید به ÙˆÙ„ÙØ³ÙˆÙ† ØŒ ص ١١٢Ù€١٣٢). قاعده Ùˆ تلقی Ú©Ù„ÛŒ Ùˆ عمومی در باب ØµÙØª Ùˆ موصو٠، ترکیب Ùˆ Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ است Ùˆ این با یکتایی ØÙ‚یقی خدا سازگار نیست . پیدایی نظریة قدمای ثمانیه * ØŒ Ú©Ù‡ شماری از متکلمان به آن رو آوردند، در واقع Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØªÛŒ برای Ø¨ÙØ±ÙˆÙ†Ø´Ùد از این ناسازگاری بود، با این بیان Ú©Ù‡ ØÙ‚ایقی (علم ØŒ قدرت ØŒ ØÛŒØ§Øª Ùˆ...) از قدیم با خدا بوده است . مثلاً، Ù…ÛŒ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ خدا به مدد «علم ازلی » عالم است (عالماً بعلمÙ) Ùˆ به مدد «قدرت ازلی » قادر است (قادراً بقدرةÙ). در واقع ØŒ با پذیرش این اصل Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª ØŒ اموری جدا از موصو٠اند Ùˆ با تأکید بر این اصل Ú©Ù‡ خدا از عوارض Ùˆ دگرگونیها بدور است Ùˆ چیزی بر او Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ یا از او کاسته نمی شود، راهی جز اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم٠همراه خدا نمی مانَد، اما این دیدگاه خود مستلزم اعتقاد به «آلهه » است Ú©Ù‡ تعارضی بنیادی با آموزة توØÛŒØ¯ دارد ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ١٤٠ØŒ ١٤٤Ø› مجلسی ØŒ ج ٤ØŒ ص ٦٢). در برابر این Ø±Ù‡ÛŒØ§ÙØª ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« امامان Ù†ÙÛŒ ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ تا هم تلقی Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ Ùˆ ترکیب را ــ Ú©Ù‡ از تشبیه خالق به مخلوق نشئت Ù…ÛŒ گیرد ــ از اذهان بزداید Ùˆ هم تلقی ØÙ‚ایق ازلی٠همراه با خدا را، زیرا نسبت Â«ØµÙØª Ù€ موصو٠» ØØ§Ú©ÛŒ از ترکیب Ùˆ اقتران Ùˆ لازمة آن مخلوق Ùˆ ØØ§Ø¯Ø« بودن است Ú©Ù‡ دیگر ازلی نیست . در ØØ¯ÛŒØ« امام رضا علیه السلام توجه داده شده Ú©Ù‡ اگر Ú†Ù‡ تشبیه با توØÛŒØ¯ سازگاری ندارد، اما اثبات ØµÙØ§Øª (به معنای ØÙ‚ایق ازلی ) نیز راه برونشد از Ù…ØØ°ÙˆØ± تشبیه نیست ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٤٠). در عین ØØ§Ù„ ØŒ برای پیشگیری از بروز شبهة ابطال Ùˆ تعطیل ØŒ در گزاره هایی ایجابی چون Â«Ø§Ù„Ø¹Ù„Ù…ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، Â«Ø§Ù„Ø³Ù…Ø¹ÙØ°Ø§ØªÙ‡ »، «القدرة٠ذاتÙÙ‡ »، «ذاتٌ علاّ مةٌ سمیعةٌ بصیرةٌ» Ùˆ «بصیرٌ بغیر آلةÙ» ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ١٣٥ØŒ ١٣٩ØŒ ١٤٤)ØŒ بر ØµÙØ§Øª کمالی خدا تأکید شده است . امامان اهل بیت در تبیین جوانب گوناگون آموزة توØÛŒØ¯ØŒ پیوسته این اصل را یادآوری Ù…ÛŒ کردند Ú©Ù‡ باید از تشبیه به دور ماند Ùˆ به ابطال Ùˆ تعطیل ÙØ±Ùˆ Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯ (برای نمونه رجوع کنید به عرض عقاید عبدالعظیم ØØ³Ù†ÛŒ بر امام هادی علیه السلام Ùˆ تأیید آن ØŒ در ابن بابویه ØŒ ص ٨١). از این اصل گاه با عنوان «اثباتٌ بلاتشبیهÙ» تعبیر کرده اند ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ١٠١ØŒ١٠٧). بر اساس همین رویکرد است Ú©Ù‡ ادعای شناخت ذات٠(اکتناهÙ) خدا، نشانة دور بودن از توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٣٥) Ùˆ Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از هر گونه کوشش عقلی برای درک خدا ( توهّم Ø› در بارة اینکه مراد از وهم در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« ØŒ عقل یا معنایی مشتمل بر عقل است رجوع کنید به جزایری ØŒ ج ١ØŒ ص ٨٦Ø› مجلسی ØŒ ج ٣ØŒ ص ٣٠ØŒ ج ٦٥ØŒ ص ٢٧٩Ø› قس ابن میثم ØŒ ج ٥ØŒ ص ٤٦٤Ù€ ٤٦٥) نشانة توØÛŒØ¯ ( رجوع کنید به نهج البلاغة ØŒ ØÚ©Ù…ت ٤٧٠) معرÙÛŒ شده Ùˆ جدایی Ù…ØØ¶ خالق از مخلوق در هر وصÙÛŒ (مثلاً: بَیْنونَة صÙÙØ©ÙØ› Ú©ÙنْهÙÙ‡Ù ØªÙØ±ÛŒÙ‚ÙŒ بینَه Ùˆ بینَ خلقه٠رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٣٦) بارها Ùˆ با تعبیرات گوناگون مورد تأکید قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØªÛŒ در یک ØØ¯ÛŒØ« به جنبة تنزیهی توØÛŒØ¯ توجه اکید شده است ØŒ با این عبارت Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ یعنی هرچه را بر خود (Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ù‡ ) روا Ù…ÛŒ داری بر خدا روا مداری ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٩٦Ø› نیز رجوع کنید به ØµÙØ§Øª خدا * ). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ چند ØØ¯ÛŒØ« نیز در بیان معنای Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» روایت شده ( رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٨٢ Ù€٨٣) Ú©Ù‡ مراد آنها معرÙÛŒ مصداق ØÙ‚یقی Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» است (قاضی سعید قمی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢Ù€ ٧). دیگر اینکه Ù…ØÙ…دبن علی بن بابویه (ص ٨٤ Ù€ ٨٨) در Ø´Ø±Ø Ù…Ø¹Ù†Ø§ÛŒ ÙˆØ§ØØ¯ به روش متکلمان روی آورده ( رجوع کنید به بخش ٤) Ùˆ با استناد به نظر کسی Ú©Ù‡ او را لغت شناس (Ø§ØØªÙ…الاً ابواØÙ…د عسکری ØŒ لغت شناس نامی قرن چهارم ØŒ متوÙÛŒ ٣٨٢ØŒ Ùˆ استاد مشایخ آن روزگار، از جمله ابن بابویه رجوع کنید به خوئی ØŒ ١٤٠٣ØŒ ج ٤ØŒ ٣٧٦) معرÙÛŒ کرده ØŒ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ اطلاق اسم Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» بر خدا به معنای ÙˆØØ¯Øª همة ØµÙØ§Øª کمالی و، بی مانندی اوست ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی چیزی جز توØÛŒØ¯ همة ØµÙØ§Øª کمالی نیست Ùˆ بنابراین کسی Ú©Ù‡ به خدای ÙˆØ§ØØ¯ معتقد است ولی Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ù† را در برخی ØµÙØ§Øª یا همة آنها با او شریک Ùˆ شبیه Ù…ÛŒ داند، Ù…ÙˆØØ¯ نیست (نیز رجوع کنید به قاضی سعید قمی ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٧Ù€٣٢). دلایل توØÛŒØ¯. برهان آوردن برای یکتایی خدا، بویژه در Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ با منکران ØŒ در Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« نیز دیده Ù…ÛŒ شود. در این Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« بیش از هر چیز به توØÛŒØ¯ ربوبی توجه Ùˆ از انتظام خلق Ùˆ اتصال تدبیر Ùˆ هماهنگی امور، ÙˆØØ¯Øª مدبّر استنتاج شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه ØŒ ص ٢٤٤ØŒ ٢٥٠). آیة ٢٢ سورة انبیاء نیز در همین سیاق Ù…ØÙ„ استشهاد قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ٢٥٠). در Ø³ÙØ§Ø±Ø´ طولانی امیرمؤمنان به ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø´ (امام مجتبی یا Ù…ØÙ…دبن ØÙ†Ùیه رجوع کنید به ابن طاووس ØŒ ص ١٥٨Ù€١٥٩ Ùˆ به نقل از آن مجلسی ØŒ ج ٧٤ØŒ ص ١٩٦Ù€١٩٧) نیز از جهتی دیگر، Ùˆ نزدیک به همین دلیل ØŒ بر یکتایی خدا استدلال شده است : لازمة وجود همتا برای پروردگار بروز نشانه های قدرت Ùˆ سیطرة آن همتا Ùˆ مشاهدة کارهای او، Ùˆ از همه مهمتر آمدن پیامبرانی از جانب اوست ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ هیچ چیزی در عالم وجود ندارد Ú©Ù‡ بیرون از انتساب به خدای ÙˆØ§ØØ¯ باشد تا نشانة خدای دیگر تلقی شود (ابن شعبه ØŒ ص ٥٥Ø› نهج البلاغة ØŒ نامة ٣١ØŒ ص ٣٩٦). در این میان از هشام بن ØÚ©Ù… ØŒ متکلم بزرگ شیعی Ùˆ از ØµØØ§Ø¨ÛŒØ§Ù† امام صادق Ùˆ امام کاظم علیهماالسلام ØŒ گزارشی موجود است Ú©Ù‡ طبق آن ØŒ امام صادق در مواجهه با کسی Ú©Ù‡ دلیل نادرستی٠اعتقاد به بیش از یک صانع (ظاهراً مدبّر) را پرسیده بود، بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر اقامة برهان کردند. این برهان ــ Ú©Ù‡ کلینی آن را در باب Â«ØØ¯ÙˆØ« العالم » (ج ١ØŒ ص ٨٠Ù€٨١) Ùˆ ابن بابویه در «باب الرّد علی الثنویّة Ùˆ الزنادقة » (ص ٢٤٣Ù€ ٢٤٤) آورده ــ با توجه به کاربرد وص٠«زندیق » برای مناظره کننده ØŒ ظاهراً در نقد اعتقادات مجوس Ùˆ مانویان ØŒ Ú©Ù‡ به دو مدبّر معتقد بودند، Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است ولی به دلیل Ø§ØØªÙˆØ§ بر چندین نکته ØŒ Ù…ØÙ„ توجه Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ØØ¯ÛŒØ« قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . ØØ¯ÛŒØ« در Ø¨ØØ« خداشناسی متضمن سه موضوع است (صدرالدین شیرازی ØŒ قسم ١ØŒ ص ٣٤) Ú©Ù‡ موضوع توØÛŒØ¯ در آن ØŒ در سه Ùقره بیان شده است : Ùقرة اول در نقد ÙØ±Ø¶ دو مدبّر است ØŒ با این بیان Ú©Ù‡ دو خدای مدبّر، Ú©Ù‡ طبعاً باید قدیم Ùˆ ازلی باشند، یا هر دو توانایند یا هر دو ناتوان اند یا یکی از آن دو توانا Ùˆ دیگری ناتوان است ØŒ اگر هر دو توانا باشند، چرا یکی از آن دو دیگری را کنار نمی زند Ùˆ خود به تدبیر عالم نمی پردازد؟ Ùˆ اگر یکی توانا Ùˆ دیگری ناتوان است لازمة آن پذیرش یک خدا (خدای توانا)ست زیرا ناتوانی با خدایی جمع نمی شود. در Ùقرة دوم ØŒ یکدستی عالَم (ائتلا٠امر) دلیل بر یگانگی مدبّر دانسته شده است . در Ùقرة سوم امام بیان کرده است Ú©Ù‡ لازمة هر دو تا بودنی ØŒ وجود یک عامل جداکنندة آن دو از یکدیگر است (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : «ÙÙØ±Ù’جَه »). از طرÙÛŒ این عامل جداکننده ØŒ غیر از آن دو Ùˆ با آن دو است Ú©Ù‡ لازمة آن اعتقاد به سه ØÙ‚یقت خواهد بود. با همین بیان ØŒ لزوم پنج ØÙ‚یقت قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ سر از بی نهایت در Ù…ÛŒ آورد. میرداماد (متوÙÛŒ ١٠٤١) در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ بر کاÙÛŒ (ص ١٨٤Ù€ ١٨٨)ØŒ هریک از سه Ùقرة ØØ¯ÛŒØ« را ناظر به یک برهان دانسته است : برهان اول اینکه اقتضا Ùˆ شرط وجوب ذاتی توانایی مطلق است ØŒ ØØ§Ù„ با ÙØ±Ø¶ وجود دو واجب بالذات (به تعبیر ØØ¯ÛŒØ« : دو خدای قوی ) استناد هر موجودی به هریک از این دو ممکن خواهد بود؛ بنابراین ØŒ یا باید هر معلولی را به دو علت نسبت داد یا به ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø±ÙˆÛŒ آورد. هر دو ÙØ±Ø¶ Ù…ØØ§Ù„ است (ظاهراً ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠یا یک خدای قوی Ùˆ یک خدای ضعی٠را بی نیاز از ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ù†Ø³ØªÙ‡ است ). برهان دوم ØŒ تقریری است از آیة ٢٢ سورة انبیاء Ú©Ù‡ طبق آن پیوند استوار همة اجزای عالم با یکدیگر، بنا بر آنچه در قوانین ØÙکْمی ثابت شده ØŒ Ùقط با انتساب به یک ÙØ§Ø¹Ù„ قابل ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ø³Øª Ùˆ وجود دو ÙØ§Ø¹Ù„ ØØ§ØµÙ„ÛŒ جز اختلال Ùˆ تباهی ندارد. بیان برهان سوم این است Ú©Ù‡ لازمة وجود دو چیز، وجود وجه تمایز آن دو از یکدیگر است وگرنه دو چیز نخواهد بود. از طرÙÛŒ با قبول این دو چیز، ناگزیر از پذیرش موجود سومی هستیم مرکّب از این دو (تعبیر Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » به همین معنا اشاره دارد). این موجود سوم نیز بی نیاز از صانع است ØŒ چون طبق ÙØ±Ø¶ ØŒ دو جزء آن وجوب ذاتی دارند Ùˆ بی نیاز از صانع اند. به این ترتیب ØŒ وجود٠یک ØÙ‚یقت٠قدیم٠سوم نیز اثبات Ù…ÛŒ شود Ùˆ ØØ§Ù„ آنکه Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ ما دو ØÙ‚یقت قدیم بود. بر همین قیاس ØŒ اگر سه ØÙ‚یقت قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم ØŒ ناگزیر از پذیرش پنج قدیم خواهیم شد Ùˆ این ترتیب٠تسلسلی ادامه Ù…ÛŒ یابد. میرداماد Ø§ØØªÙ…ال داده است Ú©Ù‡ آخرین جملة ØØ¯ÛŒØ« یا در تکمیل همین دلیل یا متضمن استدلال چهارمی باشد (برای بیان این دلیل رجوع کنید به ص ١٨٧Ù€ ١٨٨). Ù…ØÙ…دباقر مجلسی (متوÙÛŒ ١١١٠) Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø Ø§ÛŒÙ† ØØ¯ÛŒØ« پنج وجه را نقل Ùˆ ارائه کرده (ماقیلَ اَوْ یمکن٠ان یقالَ)ØŒ وجه دوم را به همین بیان میرداماد اختصاص داده ولی ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ برای واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » را Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به ج ٣ØŒ ص ٢٣٥Ù€٢٣٦). صدرالدین شیرازی (قسم ١ØŒ ص ٣٤Ù€٣٩) این ØØ¯ÛŒØ« را در موضوع توØÛŒØ¯ØŒ مشتمل بر دو ØØ¬Øª دانسته است : یکی همگانی Ùˆ مشهور (عامّیةٌ مشهوریّة ) Ùˆ دیگری برهانی Ùˆ برای خواص . ÙˆÛŒ Ùقرة نخست را بر ØØ¬Øª اول Ùˆ دو Ùقرة بعدی را بر ØØ¬Øª دوم تطبیق داده است . او بیان کرده Ú©Ù‡ لازمة توانایی ØŒ غلبه Ùˆ سیطره است Ùˆ وجود دو خدا اقتضا Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ هریک بر دیگری سیطره جوید (تداÙÙØ¹ ) Ùˆ این به تباهی Ù…ÛŒ انجامد. در واقع ØŒ نتیجة ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا عدم هر دو است . ادامة Ø¨ØØ« روشن است Ø› خدای ضعی٠خدا نیست Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدای ضعی٠از اساس باطل است Ùˆ ÙØ±Ø¶ سوم نیز نهایتاً به پذیرش خدای یکتا Ù…ÛŒ انجامد. به نظر صدرالمتألهین ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دوم چنان آشکار است Ú©Ù‡ بی نیاز از بررسی بوده است . استدلال دوم بر پایة ÙˆØØ¯Øª عالَم ارائه شده است . در بیان امام صادق آمده Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¶ وجود دو خدا ــ Ú©Ù‡ در اینجا معطو٠به تدبیر عالَم است (Ø§Ù†Ù‘ÙŽØ§Ù„Ù…Ø¯Ø¨Ù‘ÙØ±ÙŽ ÙˆØ§ØØ¯ÙŒ) ــ سه صورت دارد: یا دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از هر جهت Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند (Ùˆ از جمله در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار)ØŒ یا از هر جهت مختل٠اند یا در برخی جهات Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. بنا بر ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† ØŒ یکسانی کامل به منزلة Ù†ÙÛŒ دو خداست ØŒ چرا Ú©Ù‡ «دو چیز»، باید دست Ú©Ù… در یک جهت با یکدیگر اختلا٠داشته باشند Ùˆ این اختلا٠، بالضروره ØŒ در Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ Ùˆ آثار بروز Ù…ÛŒ کند. این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯ØªÙ مشهود عالَم ØŒ به معنای پیوند وثیق اجزای آن ØŒ از «یک تدبیر» ØÚ©Ø§ÛŒØª دارد؛ همة اجزای عالم با نظم Ùˆ به هم پیوستگی درونی در کارند Ùˆ شبهة وجود عالمی دیگر، Ú©Ù‡ Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© خدایی دیگر باشد، نیز از اساس Ù†Ø§Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†ÛŒ است . ÙˆÛŒ در اینجا به ارسطو نیز ارجاع داده Ú©Ù‡ در پاسخ پرسش از دلیل یکتایی خدا، ÙˆØØ¯Øª عالَم را دلیل بر این ادعا آورده است (در بارة این نظر ارسطو رجوع کنید به > دایرة المعار٠دین < ØŒ ج ١٠ØŒ ص ٦٩). آنگاه صورت سوم Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود؛ یعنی ØŒ دو خدا Ú©Ù‡ از جهاتی Ø§ØªÙØ§Ù‚ دارند Ùˆ از جهاتی مختل٠اند. Ùقرة سوم ناظر به همین صورت است . لازمة دو چیز بودن ØŒ وجود وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ (ÙÙØ±Ø¬Ù‡ ) است Ú©Ù‡ قطعاً باید امری وجودی باشد Ùˆ با همان بیان Ú©Ù‡ در ØØ¯ÛŒØ« آمده ØŒ به ÙØ±Ø¶ سه ØÙ‚یقت قدیم Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ از آن به پنج Ùˆ Ù†ÙÙ‡ Ù…ÛŒ رسد Ùˆ تا بی نهایت ØŒ یعنی بی نهایت وجود ازلی ØŒ پیش Ù…ÛŒ رود. این ØŒ البته Ù…ØØ§Ù„ است . صدرالمتألهین در اینجا نیز شبهه ای را در باب تØÙˆÛŒÙ„ وجه Ø§ÙØªØ±Ø§Ù‚ به یک امر ذهنی پیش کشیده Ùˆ Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ پاسخ Ú¯ÙØªÙ‡ است . مجلسی در Ø´Ø±Ø Ø®ÙˆØ¯ØŒ این بیان را با اندکی تلخیص Ùˆ Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù† یک نکته ØŒ به عنوان وجه سوم آورده است ( رجوع کنید به ج ٣ØŒ ص ٢٣٦Ù€ ٢٣٨). مولی Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ù…Ø§Ø²Ù†Ø¯Ø±Ø§Ù†ÛŒ (متوÙÛŒ ١٠٨١) در Ø´Ø±ØØ´ بر کاÙÛŒ ØŒ این ØØ¯ÛŒØ« را ØØ§ÙˆÛŒ سه دلیل دانسته است ( رجوع کنید به ج ٣ØŒ ص ٤٣Ù€٥٠). ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ùˆ در بارة Ùقرة اول ØŒ به Ø´Ø±Ø ØµØ¯Ø±Ø§Ù„Ù…ØªØ£Ù„Ù‡ÛŒÙ† نزدیک است Ùˆ Ùقط به این نکته اشاره کرده Ú©Ù‡ مراد از «توانا» برخورداری استقلالی از توانایی کامل است Ú©Ù‡ ÙØ±Ø¯ قادر را بی نیاز از شریک Ù…ÛŒ کند Ùˆ طبعاً آن را کنار Ù…ÛŒ زند تا از نقیصة مشارکت به دور مانَد، اما این Â«Ø¯ÙØ¹ »، با ÙØ±Ø¶ برابری دو خدا در توانایی ØŒ دو سویه است Ùˆ معنای آن ناتوانی هریک در برابر دیگری است Ú©Ù‡ خود Ø®Ù„Ø§Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ خواهد بود. بعلاوه ØŒ ÙØ±Ø¶ دو خدای٠هم توان یا به Ù†ÙÛŒ وجود عالم Ù…ÛŒ انجامد یا مستلزم تØÙ‚Ù‚ دو عالَم متضاد Ùˆ ناهمگون است ( رجوع کنید به بخش ٢Ø› نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). Ùقرة دوم ØŒ به همان نظریة ÙˆØØ¯Øª عالَم باز Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ گواه بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر است . در Ùقرة سوم ØŒ به اعتقاد مازندرانی ØŒ امام بی آنکه به عالم موجود نظر کند، Ù…ØØ°ÙˆØ± اساسی ÙØ±Ø¶ÛŒØ© دو خدا را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ Ùˆ Ø§ØØªÙ…الاً واژة «ثÙمَّ» را برای Ø§ÙØ§Ø¯Ø© این نکته به کار برده است Ú©Ù‡ این دلیل ØŒ با دو دلیل دیگر، ØªÙØ§ÙˆØª اساسی دارد. میرزا رÙیعا نائینی (متوÙÛŒ ١٠٨٢) نیز ØØ¯ÛŒØ« را مشتمل بر سه دلیل دانسته است : دلیل اول با توجه به معنای مراد از دو واژة قوی Ùˆ ضعی٠(خدای همه توان٠مستقل ØŒ خدای غیرمستقل با توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯) تقریر شده است Ùˆ آن اینکه ÙØ±Ø¶ دو خدای قوی مشتمل بر تناقض است ØŒ یعنی اثبات ضع٠هر دو خدا. بطلان ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠نیز آشکار است Ùˆ به طریق اَوْلی 'ØŒ نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای ضعی٠نیز دانسته Ù…ÛŒ شود. دلیل دوم مشتمل است بر بررسی چگونگی انتساب پدیده ها (معلولات ) به دو مدبّر Ùˆ ابطال آن Ø› بدین معنا، Ú©Ù‡ نسبت همة پدیده ها به دو مدبّر یا از هر جهت یکی است Ùˆ امکان صدور هریک از پدیده های عالم از هریک از دو خدا کاملاً یکسان است ØŒ یا از همه جهت Ù…ØªÙØ§ÙˆØª است . در ØØ§Ù„ت اول Ù…ØØ°ÙˆØ±Ø§ØªÛŒ چون ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø ØŒ صدور کار ناروا Ùˆ خلا٠ØÚ©Ù…ت ØŒ نقص Ùˆ عدم رعایت Ù…ØµØ§Ù„Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ùˆ ØØ§Ù„ت دوم مستلزم ناتوانی خداست . دلیل سوم به Ùقرة سوم ØØ¯ÛŒØ« Ùˆ واژة Â«ÙØ±Ø¬Ù‡ » راجع است . در اینجا نیز همان دو ØØ§Ù„ت مذکور در دلیل دوم ØŒ اما از منظری دیگر، Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ بررسی Ù…ÛŒ شود. در ØØ§Ù„ت اول ØŒ Ú©Ù‡ استناد همة پدیده ها به هر دو خدا (مدبّر) ممکن است ØŒ لازم است عاملی وجود داشته باشد Ú©Ù‡ ØÙˆØ²Ø© عمل هر خدا را معیّن کند (ÙØ±Ø¬Ù‡ ) Ùˆ این به منزلة اعترا٠به وجود سه مدبّر است Ú©Ù‡ نهایتاً به تسلسل Ù…ÛŒ انجامد. ابطال ØØ§Ù„ت دوم نیز بی نیاز از استدلال است ( رجوع کنید به جزایری ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣١Ù€٣٤). مجلسی (ج ٣ØŒ ص ٢٣٨Ù€ ٢٤٠) این بیان را نیز به عنوان وجه چهارم در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« امام صادق نقل کرده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ این تقریر تا اندازه ای دور از ذهن است Ùˆ بعلاوه ØŒ مبتنی بر مقدمات متعددی در علم کلام است . مولی Ù…ØØ³Ù† Ùیض کاشانی (متوÙÛŒ ١٠٩١Ø› ج ١ØŒ ص ٣٣٠Ù€ ٣٣١) Ùقرة اول ØØ¯ÛŒØ« را برهانی مبتنی بر سه مقدمه ØŒ Ú©Ù‡ در کتب ØÙکْمی تبیین شده Ùˆ کلام امام متضمن آنهاست ØŒ Ù…ÛŒ داند: یکی اینکه صانع عالم باید در ایجاد Ùˆ تدبیر توانا Ùˆ مستقل باشد، دیگر اینکه یک پدیده را نمی توان به دو پدیدآورندة مستقل نسبت داد، Ùˆ سوم آنکه ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù…ØØ§Ù„ است . با این سه مقدمه ØŒ نادرسـتی ÙØ±Ø¶ دو خـدای مستقـلّ٠توانا اثبات Ù…ÛŒ شود (ظاهراً نادرستی دو صورت دیگر را بی نیاز از بیان دانسته است ). در Ùقرة دوم ØŒ او نیز جهت اصلی بیان امام را یکپارچگی Ùˆ ÙˆØØ¯Øª عالَم ØŒ چونان یک شخص ØŒ Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ از انضمام دو مقدمة دیگر به آن ØŒ یک برهان صورت بسته است . مقدمة نخست اینکه دو چیز٠کاملاً یکسان (متÙقَین٠مÙÙ† کلّ٠جهةÙ) وجود ندارد Ùˆ در واقع یک چیز است ØŒ دوم اینکه برای دو چیز٠کاملاً ناهمسان امکان بروز Ùˆ تدبیر یک امر ÙˆØ§ØØ¯ نیست . او نیز مانند میرداماد، این Ùقره را با استشهاد به ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ دیگر، به آیة ٢٢ سورة انبیاء پیوند Ù…ÛŒ دهد. به نظر Ùیض ØŒ Ùقرة سوم را Ù…ÛŒ توان برهانی مستقل دانست Ùˆ یا آن را، مانند صدرالمتألهین ØŒ تکملة برهان دوم خواند. قاضی سعید قمی (متوÙÛŒ ١١٠٧) در Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯Ø§Ù„صدوق (ج ٣ØŒ ص ٤٠٢Ù€ ٤٠٨)ØŒ پس از نقل عبارات Ùیض کاشانی ــ Ú©Ù‡ بدون ذکر نام ØŒ آن را با عنوان Ø´Ø±Ø Ø¯Ùˆ استاد ØÚ©ÛŒÙ… الاهی معرÙÛŒ کرده ــ Ùˆ نیز مناقشه ای اندک در بارة آن ØŒ اظهار داشته Ú©Ù‡ این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ از آغاز تا انجام ØŒ Ùقط ØØ§ÙˆÛŒ یک برهان است ØŒ با این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ú©Ù‡ Ùقرة اول نادرستی ÙØ±Ø¶ دو خدای توانای مستقل را اثبات Ù…ÛŒ کند، از آنرو Ú©Ù‡ به تمانع Ù…ÛŒ انجامد؛ سپس ÙØ±Ø¶ خدای قوی Ùˆ ضعی٠را پیش Ù…ÛŒ کشد Ú©Ù‡ بازگشت آن به قبول آموزة توØÛŒØ¯ است ØŒ آنگاه ÙØ±Ø¶ دو خدای Ø¶Ø¹ÛŒÙ Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. قاضی سعید بیان Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ مراد از ضع٠، در این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ ØªÙˆØ§Ù†Ø§ÛŒÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است در برابر قدرت Ú©Ù‡ به گستردگی Ùˆ اطلاق اشعار دارد. بر این اساس ØŒ به نظر ÙˆÛŒ ØŒ Ùقرة دوم Ùˆ سوم در مقام بررسی Ùˆ نقد همین ÙØ±Ø¶ اخیر است : دو خدا Ú©Ù‡ هریک توانایی Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ دارند یا در ØµÙØ§Øª کمالی کاملاً یکسان اند یا کاملاً اختلا٠دارند. اما ÙˆØØ¯ØªÙ درهم تنیدة اجزای عالم ØŒ Ú©Ù‡ با نظر علمی Ùˆ سلوک عقلی اثبات Ù…ÛŒ شود، مانع از نسبت دادن آن به دو یا چند خداست (ÙˆÛŒ بیش از این ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù†Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ùˆ گویی این سخن را برای اثبات نادرستی ÙØ±Ø¶Ù دو خدای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ØŒ Ú©Ù‡ از همة جهات یکسان اند، کاÙÛŒ دانسته است ØŒ Ú†Ù‡ رسد به دو خدای مختل٠). در عین ØØ§Ù„ ØŒ Ùقرة سوم را ناظر به Ù…ØØ°ÙˆØ± خاص ÙØ±Ø¶ دو Ø®Ø¯Ø§ÛŒÙ Ù…ØØ¯ÙˆØ¯Ù ناهمسان Ù…ÛŒ داند. نکته ای Ú©Ù‡ قاضی سعید یادآوری کرده ØŒ مراد از واژة «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در این ØØ¯ÛŒØ« است Ú©Ù‡ به امری معقول (امتناع خلا در امور عقلی ) اشاره دارد. چنانکه Ú¯ÙØªÙ‡ شد، مجلسی این ØØ¯ÛŒØ« را نقل کرده است . ÙˆÛŒ پیش از Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« ØŒ گزارشی از مجموعة دلایل توØÛŒØ¯Ù باری (Ù‡ÙØª دلیل ) آورده Ùˆ آنگاه وجوه مختلÙÛŒ را Ú©Ù‡ در Ø´Ø±Ø ØØ¯ÛŒØ« Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ یا Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù†ÛŒ است ØŒ ارائه Ùˆ اشاره کرده است Ú©Ù‡ در بارة هریک از این وجوه مناقشات Ùˆ اشکالاتی وجود دارد ولی برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از درازی سخن به آنها نمی پردازد ( رجوع کنید به ج ٣ØŒ ص ٢٤٠). وجه نخست تقریباً همان ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù‚Ø§Ø¶ÛŒ سعید است ØŒ یعنی ØØ¯ÛŒØ« مجموعاً متضمن یک برهان است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج ٣ØŒ ص ٢٣٤Ù€ ٢٣٥). وجه دوم Ùˆ سوم Ùˆ چهارم پیشتر معرÙÛŒ شد، اما وجه پنجم ــ Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الاً از خود اوست ــ ØØ¯ÛŒØ« را متضمن سه دلیل Ù…ÛŒ داند: Ùقرة اول همان برهان تمانع Ùˆ Ùقرة دوم برهان تلازم (ظاهراً منظور او توارد است رجوع کنید به برهان٠تمانع * ) است Ùˆ Ùقرة سوم در مقام ردّ کسانی ØŒ چون مجوس ØŒ است Ú©Ù‡ به دو خدای مجسَّم٠جدا از هم قائل اند، پس باید چیزی ÙØ§ØµÙ„Ø© بین این دو را پر کند (به دلیل اصل امتناع خلا) یا سطØÛŒ جداکنندة آن دو باشد تا دو تا بودن معنا دار شود. در این صورت واژة ÙØ±Ø¬Ù‡ ØŒ در همان معنای اصلی خود به کار Ø±ÙØªÙ‡ است ( رجوع کنید به همان ØŒ ج ٣ØŒ ص ٢٤٠). Ø´Ø§Ø±Ø Ø¯ÛŒÚ¯Ø± این ØØ¯ÛŒØ« ØŒ سیدنعمت اللّه جزایری (متوÙÛŒ ١١١٢) است . ÙˆÛŒ پس از نقل Ø´Ø±Ø Ù…ÛŒØ±Ø²Ø§ رÙیعا Ùˆ میرداماد Ùˆ صدرالمتألهین ØŒ بیان میرداماد را پسندیده Ùˆ آن را به گونه ای دیگر تقریر کرده است ( رجوع کنید به ج ٢ØŒ ص ٣١Ù€ ٣٩). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ دانشمند ذوÙنون چند دهة اخیر (متوÙÛŒ ١٣٥٢ Ø´ )ØŒ با توجه به این نکته Ú©Ù‡ مخاطب اصلی امام در این Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ ÙØ±Ø¯ÛŒ مانوی بوده ØŒ برخی شرØÙ‡Ø§ÛŒ ØØ¯ÛŒØ« را، اگرچه بغایت دقیق است ØŒ برپایة اعتقاد Ùˆ انگیزة مخاطب در این پرسش ØŒ از مقصود اصلی خطاب به دور دانسته است ØŒ اما به نظر Ù…ÛŒ رسد ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÙˆØŒ بیشتر به Ùقرة سوم Ùˆ تعبیر «ÙÙØ±Ø¬Ù‡ » در آن باز Ù…ÛŒ گردد، نه همة عبارات ØØ¯ÛŒØ« . او ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ Ú©Ù‡ بنا بر عقیدة مانویان ØŒ عالم از دو ØÙ‚یقت جسمانی ØŒ یکی نور Ù…ØØ¶ Ùˆ دیگری ظلمت Ù…ØØ¶ ØŒ پدید آمده است Ùˆ امام بیان کرده اند Ú©Ù‡ لازمة این اعتقاد، وجود ØÙ‚یقتی قدیم است Ú©Ù‡ نه نور Ù…ØØ¶ Ùˆ نه ظلمت Ù…ØØ¶ است Ùˆ با همین بیان بی نهایت ØÙ‚ایق قدیم اثبات Ù…ÛŒ شود ( رجوع کنید به مازندرانی ØŒ ج ٣ØŒ ص ٤٨Ù€٤٩ØŒ تعلیقة شعرانی ). علاوه بر ØØ¯ÛŒØ« ØŒ متون دعایی Ùˆ زیاری شیعی نیز آکنده از مضامین توØÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ غالباً معطو٠به جنبه های مختل٠توØÛŒØ¯ عملی Ùˆ عبادی است . ٤) در کلام . Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در منابع متقدم کلامی غالباً مشتمل است بر تبیین مراد از ÙˆØØ¯Øª خدا Ùˆ اثبات این ÙˆØØ¯Øª . در باب مراد از ÙˆØØ¯Øª ØŒ بیش از پنج معنا ارائه شده است : ١) جزء نداشتن Ùˆ بخش ناپذیربودن خدا. متکلمان معتزلی (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٤٢٢ØŒ ص ١٨٥Ø› همو، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٤١ØŒ به نقل از ابوعلی Ø¬ÙØ¨Ù‘ائی )ØŒ بر خلا٠متکلمان اشعری (برای نمونه رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص ١٦٨Ù€١٦٩)ØŒ ضمن تأکید بر Ù†ÙÛŒ تجزّی در ØÙ‚ متعال ØŒ این معنای ÙˆØØ¯Øª را در Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ Ù†Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ اند، زیرا به نظر ایشان ØŒ جزء نداشتن وص٠اختصاصی خدا نیست Ùˆ برخی موجودات (مثلاً جوهر Ù…Ù†ÙØ±Ø¯) را نیز Ù…ÛŒ توان به این معنا ÙˆØ§ØØ¯ خواند (نیز رجوع کنید به نیسابوری ØŒ ص ٦٢٤). متکلمان امامی متقدم به این معنای ÙˆØØ¯Øª اشاره نکرده اند اما به نظر Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ یکی از مرادات Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ همین معناست Ùˆ واژة Â«Ø§ØØ¯Â» در قرآن به آن اشاره Ù…ÛŒ کند. ÙˆÛŒ دلیل این ÙˆØØ¯Øª را طبق روش ØÚ©Ù…ا Ùˆ با استمداد از مضامین قرآنی آورده است (١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ٢٩Ù€٣٢). ٢) Ø§Ù†ØØµØ§Ø± Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… به خدا Ùˆ Ù†ÙÛŒ هر قدیم Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دیگر. این معنای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ Ù…ØÙ„ تأکید امامیان Ùˆ معتزلیان بوده (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص ٥١Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٤٠٧ØŒ ص ٨٢ Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ همانجا)ØŒ در آثار متکلمان اشعری باتوجه به مقبولیت نظریة قدمای ثمانیه نزد آنان ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ Ùˆ Ùقط برخی از ایشان (مثلاً ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٩Ù€٤٠)ØŒ ضمن اشاره به تأکید معتزلیان بر Ù†ÙÛŒ تعدد قدما، اظهار کرده اند Ú©Ù‡ اعتقاد به ØÙ‚ایق قدیم (به معنای مسبوق به عدم نبودن ) با توØÛŒØ¯ ناسازگار نیست (نیز رجوع کنید به Ù…Ùید، ص ٥١ Ù€٥٢ØŒ Ú©Ù‡ این نظریة اشعری را با دیدگاه توØÛŒØ¯ÛŒ ناسازگار خوانده است ). ٣) Ù†ÙÛŒ شبیه برای خدا در همه یا برخی از ØµÙØ§Øª اختصاصی ربوبی ØŒ Ú†Ù‡ ایجابی Ùˆ Ú†Ù‡ سلبی . در بارة این معنا، Ú©Ù‡ با تعبیرات مختل٠بیان شده ØŒ Ø§ØªÙØ§Ù‚ نظر هست ØŒ تا بدانجا Ú©Ù‡ به تعبیر قاضی عبدالجبار همدانی (١٩٧١ØŒ ص ١٦٩) توØÛŒØ¯ عبارت است از علم به ØµÙØ§Øª Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدا Ùˆ اØÚ©Ø§Ù… آن (Ù…Ø§ÛŒÙØªÙŽÙˆØÙ‘Ø¯ÙØ§Ù„له٠بÙÙ‡Ù Ù…ÙÙ†ÙŽØ§Ù„ØµÙ‘ÙØ§ØªÙ الَّتی یختصّ٠بها...). قاسم بن ابراهیم رَسّی (متوÙÛŒ ٢٤٦)ØŒ از امامان زیدیه ØŒ نیز بیان کرده Ú©Ù‡ خداشناسی دو بعد دارد: اثبات Ùˆ Ù†ÙÛŒ Ú©Ù‡ مراد از این دومی Ù†ÙÛŒ تشبیه است (تشبیه در ذات ØŒ در ØµÙØª Ùˆ در ÙØ¹Ù„ ) Ùˆ توØÛŒØ¯ نیز عبارت است از همین Ù†ÙÛŒ تشبیه (ص ٩٨Ù€٩٩). این معنای ÙˆØØ¯Øª بر پایة ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ù„ØºØª شناسان ارائه شده است Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ اند واژة ÙˆØ§ØØ¯ برای بیان Ø§Ù†ØØµØ§Ø± یک ØµÙØª در یک چیز یا شخص ØŒ یا بیان Ù…Ù†ØØµØ± به ÙØ±Ø¯ بودن یک ذات به کار Ù…ÛŒ رود ( رجوع کنید به راغب اصÙهانی ØŒ ذیل Â«ÙˆØØ¯Â»Ø› عسکری ØŒ ص ١١٤). ضمناً همانطور Ú©Ù‡ قاضی عبدالجبار همدانی از ابوهاشم Ø¬ÙØ¨Ù‘ایی نقل کرده ( رجوع کنید به ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٤١)ØŒ معنای دوم قابل درج درمعنای سوم Ùˆ درØÙ‚یقت یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ آن است . ٤) Ù†ÙÛŒ کثرت Ùˆ تعدد. این معنا Ú©Ù‡ گاه از آن به «نÙÛŒ Ø§ÙŽÙØ±Ø§Ø¯Â» تعبیر شده است ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٢)ØŒ ناظر به وجه سلبی واژة ÙˆØØ¯Øª Ùˆ پایة استدلالهای کلامی در ردّ آموزه های دوگانه پرستی Ùˆ تثلیث Ùˆ باورهای مشرکانه بوده است . متکلمانی Ú©Ù‡ به این معنای ÙˆØØ¯Øª توجه کرده اند، غالباً ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª ایجابی را در بارة ØµÙØ§Øª خدا آمیخته به تشبیه Ù…ÛŒ دانسته Ùˆ ØªÙØ³ÛŒØ±Ù‡Ø§ÛŒ تنزیهی را در این مقام ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒ داده اند، از جمله برای Ø§ØØªØ±Ø§Ø² از تلقی ÙˆØØ¯Øª عددی ØŒ این ØªÙØ³ÛŒØ± (ÙˆØØ¯Øª = Ù†ÙÛŒ کثرت ØŒ Ù†ÙÛŒ تعدد) را برگزیده اند. Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ Ùˆ باقلاّ Ù†ÛŒ از این شمارند ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص ٢٣Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص ٤٩Ù€٥٠). متکلمان امامی نیز تلقی عددی از ÙˆØØ¯Øª را Ù†ÙÛŒ کرده اند (برای نمونه رجوع کنید به Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٢Ù€١٣). در برابر، معتزلیان ØŒ جز اندکی ØŒ ØªØµØ±ÛŒØ Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ واژة ÙˆØØ¯Øª برای ØÙ‚ متعال در همان Ù…Ùهوم عددی ØŒ یعنی یکی در برابر دو تا Ùˆ چند تا، به کار Ø±ÙØªÙ‡ Ùˆ بر پایة همان Ù…Ùهوم نیز دو یا چند خدایی رد شده است ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٤٢٢ØŒ ص ٢٤٢). ٥) Ù†ÙÛŒ شریک ØŒ Ú†Ù‡ در Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ Ùˆ Ú†Ù‡ در تدبیر عالم Ùˆ Ú†Ù‡ در پرستش (برای نمونه رجوع کنید به Ù…Ùید، ص ٥١Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٤١Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ همانجا؛ ØÙ…صی رازی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٣١Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٩). به نظر Ù…ÛŒ رسد این معنا برای ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ú©Ù‡ به صورت ایجابی نیز ارائه شده است ( رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ ١٤٢٠ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٩٧)ØŒ بر پایة مضامین Ùˆ نصوص قرآنی Ùˆ ØØ¯ÛŒØ«ÛŒ Ùˆ ØØ§Ú©ÛŒ از گستره Ùˆ ابعاد آموزة توØÛŒØ¯ در اسلام است . معانی دیگری نیز برای ÙˆØØ¯Øª Ùˆ توØÛŒØ¯ ذکر شده Ú©Ù‡ مانند معنای اخیر، معر٠مضمون نظری Ùˆ عملی توØÛŒØ¯ در اسلام است . مثلاً، ÙˆØØ¯Øª خدا به معنای آن است Ú©Ù‡ Ùقط خدا پناهگاه انسانهاست (امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص ١٦٩) یا توØÛŒØ¯ بدان معناست Ú©Ù‡ انسان همة امور را در دست خدا ببیند Ùˆ از همة اسباب Ùˆ وسایط دل بر کَنَد (ابن تیمیّه ØŒ ١٤٢٠ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٩٢). شهرستانی ( نهایة الاقدام ØŒ ص ٩٠) نیز در عبارتی کوتاه ØŒ ÙˆØØ¯Øª خدا را به بخش ناپذیری در ذات ØŒ شبیه نداشتن در ØµÙØ§Øª Ùˆ بی شریک بودن در کارها (به معنایی Ú©Ù‡ اشاعره معتقدند رجوع کنید به ص ٥٤) ØªÙØ³ÛŒØ± کرده است (نیز رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ ١٤٢٠ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٥١ Ú©Ù‡ این عبارت را از ابن Ùورَک نقل کرده است ). این نکته نیز درخور دقت است Ú©Ù‡ چون معنای ØµÙØªÙ Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» برای خدا، نزد متکلمان ØŒ غالباً معطو٠به سلب Ùˆ تنزیه بوده است ØŒ Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ در Ù…Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی Ùˆ معمولاً پس از ØµÙØ§Øª ایجابی Ùˆ کمالی ØŒ چون قدرت Ùˆ علم Ùˆ اراده Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ سمع Ùˆ بصر، Ùˆ در Ø¹ÙØ¯Ø§Ø¯ ØµÙØ§Øª سلبی Ùˆ تنزیهی چون Ù†ÙÛŒ جسم Ùˆ مکان Ùˆ دیده شدن ØŒ آمده است (برای نمونه رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٤١Ø› همو، ١٤٢٢ØŒ ص ١٨٥Ø› علم الهدی ØŒ ص ٧٨Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص ٥٣Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٣١Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٩٨٦ØŒ ج ١ØŒ ص ٣١٢Ø› همو، ١٤١١ØŒ ص ٤٥٢Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٣٦٣Ø´ ØŒ ص ٩٤Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ١٤٠٥ØŒ ص ٢٤٩Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣١ Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نخستین Ù…Ø¨ØØ« از ÙØµÙ„ تنزیهات ولی Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ بعد از اثبات صانع قرار داده Ø› جرجانی ØŒ ج ٨ØŒ ص ٣٩ Ú©Ù‡ به تبَع عضدالدین ایجی ØŒ ص ٢٧٨ØŒ Ù…Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را در شمار تنزیهات Ùˆ باتوجه به اهمیت موضوع ØŒ در ÙØµÙ„ÛŒ مستقل آورده است ). Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ (١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ٩) نیز Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را ــ Ú©Ù‡ آن را از جوانب مختل٠(شامل توØÛŒØ¯ ذات ØŒ ØµÙØ§Øª ØŒ خالقیت ØŒ ربوبیت ØŒØØ§Ú©Ù…یت ،طاعت ØŒ تشریع ØŒ عبادت ØŒ Ø´ÙØ§Ø¹Øª ) بررسی کرده ــ به عنوان نخستین ØµÙØª سلبی (تنزیهی ) شناسانده Ùˆ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ متدیّنان در باب ØµÙØ§Øª کمالی خدا چون علم Ùˆ قدرت Ùˆ ØÛŒØ§Øª ØŒ دست Ú©Ù… در کلیت آن ØŒ اختلا٠ندارند ولی ØµÙØ§Øª سلبی٠تنزیهی Ù…ØÙ„ اختلا٠و منشأ پیدایی ÙØ±Ù‚ Ùˆ مذاهب شده است Ø› ازینرو توØÛŒØ¯ Ùˆ مراد از آن بیش از همة اوصا٠تنزیهی موردتوجه Ùˆ تأکید قرآن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . از مواردخلا٠می توان به ابومنصور ماتریدی (متکلم بزرگ ØÙ†ÙÛŒ ØŒ متوÙÛŒ ٣٣٣) Ùˆ ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد (متکلم امامی قرن نهم ØŒ متوÙÛŒ ٨٢٦) اشاره کرد. اولی Ø¨ØØ« توØÛŒØ¯ را Ø¨Ù„Ø§ÙØ§ØµÙ„Ù‡ پس از اثبات Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ú¯Ø§Ø± Ùˆ قبل از پرداختن به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª خدا ( رجوع کنید به ص ٤٩) Ùˆ دومی ØµÙØª ÙˆØ§ØØ¯ را جزو ØµÙØ§Øª ثبوتی (به تعبیر خود او: اکرامیات ØŒ در برابر جلالیات Ø› ١٣٨٠ Ø´ ØŒ ص ٢٠٣Ù€ ٢٠٤) آورده است . همچنین برهان آوری بر توØÛŒØ¯ØŒ گاه زیر عناوینی چون «نÙÛŒ الثانی »( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د،١٤٢٢ØŒ ص ١٨٥) Ùˆ «نÙÛŒ التعدد Ùˆ الکثرة » ( رجوع کنید به ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٤) صورت Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است . دلایل توØÛŒØ¯. استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ مسبوق به پذیرش وجود خداست Ùˆ طبعاً در صورت بندی آن ØŒ غالباً مواجهه با مدعیان Ùˆ معتقدان به دو یا چند خدا در نظر بوده Ùˆ به تعبیر شیخ طوسی ( تمهیدالاصول ØŒ ص ٩٣) نظریة ثنویها Ùˆ مجوس Ùˆ نصارا ابطال Ù…ÛŒ شده است . به همین سبب از قدیمترین زمان ØŒ متکلمان برای Ø¯ÙØ§Ø¹ از آموزة توØÛŒØ¯ Ùˆ اثبات آن ØŒ Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ به روش Ø®Ùل٠را کارآمدتر از ارائة ادلة اثباتی Ù…ÛŒ دانسته اند. آنان بیشتر٠دلایل توØÛŒØ¯ را با این رویکرد ارائه کرده اند. از نگاهی دیگر، برهانهای توØÛŒØ¯ÛŒ در منابع کلامی ــ Ú©Ù‡ در برخی از آنها Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ Ø´Ø±Ø Ùˆ بسط داده شده (از جمله رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٦٧Ù€ ٣٢٨ مشتمل بر چهارده دلیل Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٢Ù€ ٣٨ مشتمل بر ده دلیل ) ــ سه گونه است : برهانهای عقلی یا مبتنی بر اصول Ùˆ قواعد ØÙکْمی ØŒ برهانهای مبتنی بر روش Ø®ÙÙ„Ù ØŒ برهان مبتنی بر نقل . مجموعة این برهانها معمولاً ناظر به توØÛŒØ¯ در خالقیت Ùˆ توØÛŒØ¯ ربوبیت (تدبیر) است Ùˆ در آنها جنبه های دیگر توØÛŒØ¯ØŒ از جمله توØÛŒØ¯ در عبادت ØŒ کمتر Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است Ø› شاید از آنرو Ú©Ù‡ لازمة قطعی Ùˆ بدیهی Ùˆ عملی٠باور به یکتایی Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ Ùˆ مدبّر عالم ØŒ هم پرستش این ØÙ‚یقت یکتا Ùˆ هم Ù†ÙÛŒ پرستش غیر اوست . بخشی از این برهانها نیز اساساً در نقد Ùˆ نقض آرا Ùˆ آموزه های ادیان Ùˆ مذاهب Ùˆ ÙØ±Ù‚ (تثلیث ØŒ ثنویت ØŒ دÙیْصانیه ØŒ مقیونیه ØŒ مانویان Ùˆ...) است . برهانهای گونة اول بر پایة ذاتی بودن وجوب وجود در خدا یا قدیم بودن خدا Ùˆ نیز برخی استدلالهای عقلی سامان ÛŒØ§ÙØªÙ‡ است . نوبختی ØŒ متکلم امامی نیمة اول قرن چهارم ØŒ Ú©Ù‡ در اثبات صانع ØŒ برهان وجوب Ùˆ امکان را پیش کشیده ( رجوع کنید به علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ٥٩)ØŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ نیز ØµÙØª وجوب را مبنا قرار داده Ùˆ نشان داده است Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ بیش از یک واجب الوجود یا وقوع ترکیب در آن است Ú©Ù‡ با وجوب وجود سازگار نیست یا عدم تمایز دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ از یکدیگر است ØŒ Ú©Ù‡ بازگشت آن به اثبات ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود خواهد بود (همان ØŒ ص ٩٤Ù€٩٥ØŒ باتوجه به Ø´Ø±Ø ). این برهان ØŒ با برخی از تغییرها Ùˆ Ø§ØµÙ„Ø§ØØ§Øª Ùˆ اØÛŒØ§Ù†Ø§Ù‹ مناقشات ØŒ در آثار سپسین نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ (از جمله رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص ١٩٦Ù€١٩٧ Ú©Ù‡ این استدلال را رد کرده است Ø› شهرستانی ØŒ نهایة الاقدام ØŒ ص ٩٠Ù€٩١Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٣٢Ø› ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ ١٩٨٦ØŒ ج ١ØŒ ص ٣١٢Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٤٠٧ØŒ ص ٢٩١Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ١٤٠٥ØŒ ص ٢٤٩Ù€ ٢٥٠Ø› همو، ١٣٨٠ Ø´ ØŒ ص ٢٠٤Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٢Ù€٣٣Ø› جرجانی ØŒ ج ٨ØŒ ص ٣٩Ù€ ٤٠Ø› لاهیجی ØŒ ص ٢٣٥Ø› Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٤). در منابع ÙلسÙÛŒ نیز به آن توجه کرده اند ( رجوع کنید به بخش ٥). تقریر دیگر برهان این است : وجوب وجود ــ Ú©Ù‡ ماهیت واجب چیزی جز آن نیست ــ مقتضی٠تعیّن است ØŒ زیرا نه چیزی بدون تعیّن وجود دارد Ùˆ نه تعیّن Ù…ÛŒ تواند مقدّم بر ماهیت٠واجب باشد از آنرو Ú©Ù‡ Ù…ØØ°ÙˆØ±Ù دَوْر پیش Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ در Ù…Ø¨Ø§ØØ« عامة ÙلسÙÛŒ اثبات شده Ú©Ù‡ اگر تعیّن یک چیز از اقتضائات ماهیت آن چیز باشد، این امر٠متعین (در این Ø¨ØØ« : واجب الوجود)از مقولة نوعÙÙ…Ù†ØØµØ± در شخص خواهدبود( رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص ٦٧ Ùˆ ٢٧٨ Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø¢Ù† در جرجانی ØŒ ج ٣ØŒ ص ٩٧Ù€٩٩ØŒ ج ٨ØŒ ص ٤٠Ù€٤١). نکتة مهم در این استدلال ØŒ عدم Ø§Ù„ØªÙØ§Øª آن به خلقت Ùˆ تدبیر Ùˆ عبادت است Ùˆ به عبارت دیگر، این برهان ناظر به Ù†ÙÛŒ شریک Ùˆ شرک نیست ØŒ گرچه این امر از لوازم آن است (Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ ١٤١٣ØŒ ج ٢ØŒ ص ١١). دو دلیل دیگر نیز برای اثبات ÙˆØØ¯Øª ذات ØŒ با تأکید بر عددی نبودن آن ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکی اینکه وجود نامتناهی تعدد بردار نیست Ùˆ خدا ØÙ‚یقتی نامتناهی است ØŒ دوم اینکه ØµÙØ±Ù’٠الوجود تکرار نمی شود Ùˆ خدا وجود Ù…ØØ¶ Ùˆ منزه از ماهیت است (همان ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٥Ù€٢٠). قاضی عبدالجبار همدانی (متوÙÛŒ ٤١٥) Ùˆ بیشتر متکلمان معتزلی Ùˆ نیز علم الهدی (متوÙÛŒ ٤٣٦) Ùˆ شماری از امامیان ØŒ از جهت Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ذاتی بر توØÛŒØ¯ استدلال کرده اند، با این بیان : Ù‚ÙØ¯ÙŽÙ… ØŒ ØµÙØª ذات است Ùˆ قدیم نمی تواند Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ داشته باشد. ØØ§Ù„ اگر وجود٠قدیم دیگری را علاوه بر خدای قدیم ÙØ±Ø¶ کنیم آن قدیم نیز باید مبرا از Ù…ÙˆØ¬ÙØ¯ باشد. بعلاوه ØŒ اشتراک این دو در ØµÙØª ذات اقتضا Ù…ÛŒ کندکه دومی نیز برخوردار از همة ØµÙØ§Øª خدایی ØŒ ازجمله قدرت ذاتی ØŒ باشد (پیشتر Ú¯ÙØªÙ‡ شد Ú©Ù‡ متکلمان ØŒ ØµÙØª ÙˆØØ¯Øª را پس از اثبات ØµÙØ§Øª کمالی٠قدرت Ùˆ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª Ùˆ... Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ کرده اند). در این صورت لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ مقدور٠هر دو Ù‚Ø¯ÛŒÙ…Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یک چیز باشد چرا Ú©Ù‡ هر دو، خدایی مستقل Ùˆ همه توان اند. اما یک پدیده (Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Ù‹: مقدور) قابل انتساب به دو پدیدآورنده (قادر) نیست (نظیر Ø¨ØØ« عدم امکان تعلق یک معلول به دو علت ) Ùˆ بنابراین ØŒ ÙØ±Ø¶Ù خدای دوم رد Ù…ÛŒ شود، مگر آنکه قادر Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ دوم هیچ تمایزی از قادر اول ــ Ú©Ù‡ وجودش اثبات شده ــ نداشتـه باشـد؛ ایـن یعنـی Ù†ÙÙ€ÛŒ قــادر دوم ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٥٠Ù€٢٧٥ØŒ ٣١٤Ù€ ٣١٨Ø› علم الهدی ØŒ ص ٧٩Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص ٥٣ Ù€٥٤Ø› امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص ١٩٥Ù€١٩٦ Ú©Ù‡ این دلیل را نقض کرده است ). ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ (ج ٤ØŒ ص ٣٥) در تکمیل همین برهان Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ اگر وجود دو قادر مستقل Ùˆ همه توان را بپذیریم ØŒ چون نسبت همة مقدورات به هریک از آن دو مساوی است Ùˆ قطعاً هر مقدوری باید Ùقط به یک قادر منتسب باشد، ØªØ±Ø¬Ù‘Ø Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ù¾ÛŒØ´ Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ Ù…ØØ§Ù„ است (نیز رجوع کنید به عضدالدین ایجی ØŒ ص ٢٧٨Ù€ ٢٧٩ Ú©Ù‡ از ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ø¨Ù„Ø§Ù…Ø±Ø¬Ù‘Ø Ø³Ø®Ù† Ú¯ÙØªÙ‡ است ). برخی متکلمان (از جمله قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٢٤Ù€ ٣٢٥Ø› ØÙ…صی رازی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٣٣Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٨) این نکته را نیز Ø§ÙØ²ÙˆØ¯Ù‡ اند Ú©Ù‡ ادعای وجود خدای دوم در کنار خدای اول ØŒ Ú©Ù‡ هیچ وجه تمایزی از او ندارد، با ادعای سه خدا Ùˆ چهار خدا Ùˆ بیشتر تا بی نهایت خدا (یعنی امری Ù…ØØ§Ù„ )ØŒ ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ ندارد Ùˆ این خود نشان Ù…ÛŒ دهد Ú©Ù‡ بسنده کردن به اثبات خدای یکتا، Ú©Ù‡ مقتضای ØØ¯ÙˆØ« عالم Ù…ÛŒ باشد، درست است . برهان دیگر این است Ú©Ù‡ عقل دلیلی برای اثبات خدای دوم ندارد Ùˆ بنابراین ØŒ ØÚ©Ù… به Ù†ÙÛŒ آن Ù…ÛŒ کند زیرا قبول این ادعای بدون دلیل به جهالت Ù…ÛŒ انجامد Ùˆ Ú†Ù‡ بسا اØÚ©Ø§Ù…ÛŒ نادرست از آن ناشی Ù…ÛŒ شود (قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٢٦Ù€ ٣٢٧Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٧Ù€ ٣٨Ø› نیز رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ ص ١٩٨ Ú©Ù‡ آن را نقل Ùˆ نقد کرده است ). یک برهان لمّی نیز در این باب Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ است : یکدستی Ùˆ یکتایی عالم (خَلْق ) از یک پدیدآورنده Ùˆ مدبّر ØÚ©Ø§ÛŒØª Ù…ÛŒ کند. ابومنصور ماتریدی (ص ٢١Ù€٢٢) با اشاره به عالم طبیعت Ùˆ انتظام امور آن بر این یکدستی تأکید Ùˆ آن را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª مدبّر دانسته است . به نوشتة امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (ص ١٩٧) بسیاری از عالمان اشعری این دلیل را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. قطب الدین شیرازی (بخش ١ØŒ ص ٨٢١ Ù€٨٢٤) نیز این برهان را Ø¨ØªÙØµÛŒÙ„ بیان کرده Ùˆ بر پایة تبیین ÙلسÙÛŒ عالَم ØŒ نه مشاهدة خارجی آن ØŒ نتیجه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ «ذهن سلیم متنبه Ù…ÛŒ شود از شدت ارتباط عالَم ØŒ بعضی به بعض دیگر، بر ÙˆØØ¯Øª خالق آن .» برهانهای گونة دوم ØŒ غالباً با توجه به قدرت ذاتی٠نامتناهی Ùˆ ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± خدا صورت بندی Ùˆ در آنها نشان داده شده Ú©Ù‡ لازمة ÙØ±Ø¶ خدای دوم ØŒ ناتوانی یا تØÙ‚Ù‚ Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ† مراد Ùˆ خواست یکی از دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یا هر دو آنها Ùˆ نیز بروز ناسازگاری Ùˆ تعارض بین آن دو است Ùˆ اینها Ø®Ùل٠است Ùˆ ØØªÛŒ هماهنگی Ùˆ تواÙÙ‚ کامل دو خدای Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ با یکدیگر (به تعبیر Ù…Ø§ØªÙØ±ÛŒØ¯ÛŒ : Â«Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Â» رجوع کنید به ص ٢٠) نیز نشانة ناتوانی است . Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØªØ±ÛŒÙ† Ùˆ مقبولترین صورت این استدلالها برهان٠تمانع است Ú©Ù‡ غالب متکلمان آن را، گاه با برخی مناقشات ØŒ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به برهان٠تمانع * ). برهان گونة سوم ØŒ استناد به نقل (سمع ) است . این برهان Ú©Ù‡ از قدیمترین زمان Ù…ØÙ„ توجه دانشمندان٠همة مکاتب Ùˆ مذاهب اسلامی بوده ØŒ بر این پایه استوار است Ú©Ù‡ پس از اقرار به وجود خالق ØŒ به معنای ØÙ‚یقتی متعالی Ú©Ù‡ صÙنع به او منسوب است ØŒ Ùˆ نیز پذیرش درستی٠ادعای شخص یا اشخاصی Ú©Ù‡ پیام آور از سوی آن ØÙ‚یقت اند، اگر آن ØÙ‚یقت ØŒ خود را بر زبان این پیام آوران به یکتایی بشناساند، باید Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØª Ùˆ هیچ منع عقلی از پذیرش آن وجود ندارد Ùˆ از نظر منطقی نیز مشکلی (مثلاً Ù…ØØ°ÙˆØ± دَوْر) پیش نمی آید. متکلمان تأکید کرده اند Ú©Ù‡ این برهان ØŒ چون مناقشه پذیر نیست ØŒ از سایر استدلالهای توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ در بارة آنها پاره ای اعتراضات Ùˆ اشکالات Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù‡ ØŒ استوارتر Ùˆ مقبولتر است Ø› ازینرو، گاه آن را با عنوان «اَقوَی الادلّة » (مثلاً علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ٩٧Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ١٤٠٥ØŒ ص ٢٥١) شناسانده اند Ùˆ ØØªÛŒ از متکلمان معتزلی نقل شده Ú©Ù‡ اثبات عقلانی توØÛŒØ¯ ممکن نیست (به این معنا Ú©Ù‡ دربارة برهانهای عقلی غالباً مناقشه شده است ) Ùˆ تنها دلیل استوار بر یگانگی خدا آیات قرآن است ( رجوع کنید به امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ،ص ٢٠٣). با این مقدمه ØŒ آیات متعددی در قرآن هست Ú©Ù‡ ØØ§Ú©ÛŒ از یگانگی آن ØÙ‚یقت متعالی است Ùˆ به تعبیر دقیقتر، از Ù†ÙÛŒ شریک (Ú©ÙÙْو) برای اللّه خبر Ù…ÛŒ دهد. از این شمار است آیات ٢٥٥ بقره ØŒ ١٨ آل عمران ØŒ ١٧١ نساء، ١١ شوری ' Ùˆ از همه مهمتر سورة اخلاص ( رجوع کنید به ماتریدی ØŒ ص ١٩Ø› باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ ص ٥٠Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، ١٤٢٢ØŒ ص ١٩٠Ø› همو، ١٩٦٥ØŒ ج ٤ØŒ ص ٢٩٥ØŒ ٣٢٨Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ ص ٥٧Ø› متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ ص ٦٧Ù€٧٠Ø› ØÙمْصی رازی ØŒ ج ١ØŒ ص ١٣٤Ù€١٣٥Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ١٣٦٣Ø´ ØŒ همانجا؛ همو، ١٤٠٧ØŒ ص ٢٩١Ø› ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ١٤٠٥ØŒ ص ٢٥١Ø› همو، ١٣٨٠Ø´ ØŒ ص ٢٠٣ØŒ ٢٠٥Ø› ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ ج ٤ØŒ ص ٣٨). Ú¯ÙØªÙ†ÛŒ است Ú©Ù‡ سدیدالدین ØÙ…صی رازی (همانجا) آیة ٢٢ سورة انبیاء را در عداد آیات گواه بر یگانگی خدا آورده Ùˆ امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین (همانجا) نیز به معتزلیان نسبت داده است Ú©Ù‡ این آیه را دلیل نقلی بر یگانگی خدا Ù…ÛŒ دانند، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ آیة مذکور در مقام Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ Ùˆ استدلال است Ùˆ غالب متکلمان ØŒ آن را متضمن برهان تمانع ØŒ نه Ø§ÙØ®Ø¨Ø§Ø± از یکتایی خدا، دانسته اند. نکات دیگر. ابن تیمیّه ØŒ در آثار خود به شیوة Ù…Ø·Ø±Ø Ø´Ø¯Ù† Ù…Ø¨Ø§ØØ« توØÛŒØ¯ در متون کلامی ØŒ اعتراض Ùˆ ادعا کرد Ú©Ù‡ ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øª متکلمان (معتزلیان Ùˆ اشاعره ) در باب توØÛŒØ¯ هیچ نسبتی با توØÛŒØ¯ÛŒ Ú©Ù‡ پیامبران برای بَلاغ آن برانگیخته شده اند ندارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن تیمیّه ØŒ ١٤٢٠ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٤٨)ØŒ قرآن یکسر به توØÛŒØ¯ ÙØ±Ø§Ø®ÙˆØ§Ù†Ø¯Ù‡ ومراد از آن پرستش Ø§Ù†ØØµØ§Ø±ÛŒ خدای یکتاست Ú©Ù‡ اساس دعوت همة پیامبران بوده است (همان ØŒ ج ٣ØŒ ص ٧٩٧ØŒ ٧٩٩). به Ú¯ÙØªØ© او، توØÛŒØ¯ یک جنبة زبانی دارد (توØÛŒØ¯ القول Ùˆ الرأی ) Ùˆ سورة اخلاص Ú©Ù‡ معادل ثلث قرآن است ØŒ معر٠آن است . جنبة دیگر توØÛŒØ¯ØŒ توØÛŒØ¯ عملی یا توØÛŒØ¯ عبادت است Ú©Ù‡ آن را «توØÛŒØ¯Ø§Ù„قصد Ùˆ الاراده » Ù…ÛŒ نامد، از آنرو Ú©Ù‡ شخص Ù…ÙˆØØ¯ØŒ خدا را با قصد Ùˆ خواست عبادت Ù…ÛŒ کند. به نظر او اسلام بر این دو رکن نظری Ùˆ عملی استوار شده Ùˆ سورة Ú©Ø§ÙØ±ÙˆÙ† ØŒ معر٠همین Ø¨ÙØ¹Ø¯ از توØÛŒØ¯ (توØÛŒØ¯ عبادت ) است (همان ØŒ ج ٣ØŒ ص ٨٠١ Ù€٨٠٢). ابن تیمیّه ØŒ بر اساس این دیدگاه ØŒ به نقد Ùˆ ردّ پاره ای از Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ Ùˆ آیینهای بومی عبادی Ùˆ غیرعبادی در جوامع اسلامی پرداخت Ú©Ù‡ به سبب خطاهای آشکار Ùˆ ضع٠مبانی Ùˆ روش ناروا، واکنش عالمان مذاهب مختل٠را برانگیخت ( رجوع کنید به ابن تیمیّه * Ø› سَلَÙیه * Ø› وهابیّت * )ØŒ اما تأکید او بر کارکرد Ùˆ نقش مؤثر Ùˆ سازندة توØÛŒØ¯ در زندگی ÙØ±Ø¯ÛŒ Ùˆ اجتماعی Ùˆ لزوم پرداختن به این جنبة توØÛŒØ¯ در آثار کلامی Ùˆ اعتقادی ØŒ بعدها با اقبال روبرو شد Ùˆ ØØªÛŒ منتقدان جدّی ÙˆÛŒ ØŒ از این نظر با او همراه شدند، آثاری نیز با همین رویکرد پدید آمد. در سدة اخیر، شماری از اقدامات ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ù€ اجتماعی در عالم اسلام Ùˆ نیز مبارزات سیاسی در برابر خودکامگیهای داخلی Ùˆ سیطره جوییهای خارجی ØŒ غالباً بر Ù…ØÙˆØ± آموزة توØÛŒØ¯ØŒ یعنی Ù†ÙÛŒ غیرخدا Ùˆ تسلیم Ù…ØØ¶ در برابر او، با تلقیهای گوناگون Ùˆ گاه ناهمساز Ùˆ Ú†Ù‡ بسا ØªØØª تأثیر مکاتب Ùˆ آموزه های غیردینی ØŒ Ø´Ú©Ù„ Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است (برای برخی موارد رجوع کنید به > دایرة المعار٠جهان اسلام آکسÙورد < ØŒ ذیل واژه ). منابع : علاوه بر قرآن Ø› عبدالرØÙ…ان بن ØØ³Ù† آل شیخ ØŒ ÙØªØ المجید: Ø´Ø±Ø Ú©ØªØ§Ø¨ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥Ø› Ù…ØÙ…ودبن عبداللّه آلوسی ØŒ Ø±ÙˆØ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø§Ù†ÛŒ ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡ التراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…ود شکری آلوسی ØŒ بلوغ الارب ÙÛŒ Ù…Ø¹Ø±ÙØ© اØÙˆØ§Ù„ العرب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بهجة اثری ØŒ بیروت ?( ١٣١٤ ) Ø› ابن ابی Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ¯ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…Ø¯Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙØ¶Ù„ ابراهیم ØŒ قاهره ١٣٨٥Ù€١٣٨٧/ ١٩٦٥Ù€١٩٦٧ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ سیرة ابن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د ØÙ…یداللّه ØŒ قونیه ١٤٠١/١٩٨١Ø› ابن بابویه ØŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ هاشم ØØ³ÛŒÙ†ÛŒ طهرانی ØŒ قم ?( ١٣٥٧ Ø´ ) Ø› ابن تیمیّه ØŒ التسعینیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عجلان ØŒ ریاض ١٤٢٠/١٩٩٩Ø› همو، مجموع Ø§Ù„ÙØªØ§ÙˆÛŒ ØŒ چاپ مصطÙÛŒ عبدالقادر عطا، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠Ø› ابن جوزی ØŒ زادالمسیر ÙÛŒ علم Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دبن عبدالرØÙ…ان عبداللّه ØŒ بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧Ø› ابن ØØ¨ÛŒØ¨ ØŒ کتاب Ø§Ù„Ù…ØØ¨Ù€Ù‘ر ØŒ چاپ ایلزه لیشتن شتتر، ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن ١٣٦١/١٩٤٢ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب المنمّق ÙÛŒ اخبار قریش ØŒ چاپ خورشید اØÙ…د ÙØ§Ø±ÙˆÙ‚ ØŒ ØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ø¨Ø§Ø¯ دکن ١٣٨٤/١٩٦٤Ø› ابن سعد؛ ابن شعبه ØŒ تØÙ العقول عن آل الرسول ØŒ بیروت ١٣٩٤/١٩٧٤Ø› ابن طاووس ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬Ø© لثمرة المهجة ØŒ نج٠١٣٧٠/١٩٥٠Ø› ابن عاشور (Ù…ØÙ…دطاهربن Ù…ØÙ…د)ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± Ø§Ù„ØªØØ±ÛŒØ± Ùˆ التنویر ØŒ تونس ١٩٨٤Ø› ابن ÙØ§Ø±Ø³ Ø› ابن قیّم جوزیّه ØŒ اغاثة Ø§Ù„Ù„Ù‡ÙØ§Ù† ÙÛŒ مصاید الشیطان ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عÙÛŒÙÛŒ ØŒ بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩Ø› همو، ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ Ùˆ تصØÛŒØ القواعد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù‚ØµÛŒØ¯Ø© الامام ابن القیم ØŒ چاپ زهیر شاویش ØŒ بیروت ١٤٠٦Ø› ابن کلبی ØŒ کتاب الاصنام ØŒ چاپ اØÙ…د زکی پاشا، قاهره ١٣٣٢/١٩١٤Ø› ابن منظور؛ ابن میثم ØŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‡Ø¬ البلاغة ØŒ قم ١٣٦٢ Ø´ Ø› ابن ندیم Ø› ابن هشام ØŒ مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د Ù…ØÛŒÛŒ الدین عبدالØÙ…ید، قاهره ( ١٩٦٤ ) ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ١٤٠٤Ø› Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØµÙ„Ø§Ø ØÙ„بی ØŒ تقریب المعار٠ÙÛŒ الکلام ØŒ چاپ رضا استادی ØŒ ( قم ) ١٣٦٣ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عبداللّه ازرقی ØŒ کتاب اخبار Ù…Ú©Ø© شرÙهااللّه تعالی Ùˆ ماجاء Ùیها من الا´ثار ØŒ روایة Ø§Ø³ØØ§Ù‚ بن اØÙ…د خزاعی ØŒ در اخبار Ù…Ú©Ø© Ø§Ù„Ù…Ø´Ø±ÙØ© ØŒ ج ١ØŒ غتنغه ١٢٧٥Ø› علی بن اسماعیل اشعری ØŒ کتاب مقالات الاسلامیّین Ùˆ اختلا٠المصلّین ØŒ چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠Ø› عبدالملک بن عبداللّه امام Ø§Ù„ØØ±Ù…ین ØŒ الشامل ÙÛŒ اصول الدین ØŒ بیروت ١٤٢٠/١٩٩٩Ø› Ù…ØÙ…دبن طیب باقلاّ Ù†ÛŒ ØŒ الانصا٠Ùیما یجب اعتقاده Ùˆ لایجوز الجهل به ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٦Ø› علیرضا برازش ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§ØØ§Ø¯ÛŒØ« Ø¨ØØ§Ø±Ø§Ù„انوار ØŒ تهران ١٣٧٢Ù€١٣٧٣ Ø´ Ø› مرتضی بروجردی ØŒ مستندالعروة الوثقی ØŒ تقریرات درس آیة اللّه خوئی ØŒ ج ٤ØŒ قم ١٣٦٨ Ø´ Ø› عبداللّه بن عمر بیضاوی ØŒ انوار التنزیل Ùˆ اسرار التأویل ØŒ Ø§Ù„Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙ Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± البیضاوی ØŒ مصر ١٣٣٠ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› اØÙ…دبن علی بیهقی ØŒ تاج المصادر ØŒ چاپ هادی عالم زاده ØŒ تهران ١٣٦٦Ù€ ١٣٧٥ Ø´ Ø› مسعودبن عمر ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù‚Ø§ØµØ¯ ØŒ چاپ عبدالرØÙ…ان عمیره ØŒ قاهره ١٤٠٩/١٩٨٩ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ١٣٧٠Ù€١٣٧١ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…د اعلی بن علی تهانوی ØŒ کتاب Ú©Ø´Ø§Ù Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùنون ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د وجیه Ùˆ دیگران ØŒ کلکته ١٨٦٢ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ١٩٦٧Ø› علی بن Ù…ØÙ…د جرجانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…ÙˆØ§Ù‚Ù ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د بدرالدین نعسانی ØÙ„بی ØŒ مصر ١٣٢٥/ ١٩٠٧ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ١٣٧٠ Ø´ Ø› نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری ØŒ نورالبراهین ØŒ او، انیس الوØÛŒØ¯ ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªÙˆØÛŒØ¯ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم ١٤١٧Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی ØÙ…صی رازی ØŒ المنقذ من التقلید ØŒ قم ١٤١٢Ù€١٤١٤Ø› ابوالقاسم خوئی ØŒ البیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ قم ١٤١٨Ø› همو، معجم رجال Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« ØŒ بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› دائرة المعار٠الاسلامیة ØŒ قاهره : دارالشعب ØŒ ?( ١٩٦٩ ) ØŒ ذیل «التوØÛŒØ¯ØŒ علم » (از Ù…ØÙ…دیوس٠موسی )Ø› ØØ³ÛŒÙ† بن Ù…ØÙ…د راغب اصÙهانی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØ±Ø¯Ø§Øª ÙÛŒ غریب القرآن ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د سید کیلانی ØŒ تهران ?( ١٣٣٢ Ø´ ) Ø› قاسم بن ابراهیم رسی ØŒ «کتاب اصول العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯Â»ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج ١ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ ١٩٧١Ø› Ù…ØÙ…د رشیدرضا، ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن الØÚ©ÛŒÙ… الشهیر Ø¨ØªÙØ³ÛŒØ± المنار ØŒ ( تقریرات درس ) شیخ Ù…ØÙ…د عبده ØŒ ج ٣ØŒ مصر ١٣٦٧Ø› Ù…ØÙ…ود Ø±ÙˆØØ§Ù†ÛŒ ØŒ المعجم Ø§Ù„Ø§ØØµØ§Ø¦ÛŒ Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم = ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ آماری کلمات قرآن کریم ØŒ مشهد ١٣٦٦Ù€ ١٣٦٨ Ø´ Ø› زمخشری Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± Ø³Ø¨ØØ§Ù†ÛŒ ØŒ الالهیات علی هدی الکتاب Ùˆ السنة Ùˆ العقل ØŒ به قلم ØØ³Ù† Ù…ØÙ…د Ù…Ú©ÛŒ عاملی ØŒ ج ٢ØŒ قم ١٤١٣Ø› همو، منشور جاوید ØŒ ج ٢ØŒ قم ١٣٧٣ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن اØÙ…د شمس الائمه سرخسی ØŒ کتاب المبسوط ØŒ قاهره ØŒ ١٣٢٤ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª استانبول ØŒ ١٤٠٣/ ١٩٨٣Ø› Ù…ØÙ…دبن عبدالکریم شهرستانی ØŒ الملل Ùˆ النØÙ„ ØŒ چاپ اØÙ…د Ùهمی Ù…ØÙ…د، قاهره ١٣٦٧Ù€ ١٣٦٨/ ١٩٤٨Ù€١٩٤٩ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، نهایة الاقدام ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¢Ù„ÙØ±Ø¯ گیوم ØŒ قاهره ( بی تا. ) Ø› لویس شیخو، النصرانیة Ùˆ آدابها بین عرب الجاهلیة ØŒ بیروت ١٩٨٩Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ : کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ قسم ١ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران ١٣٧٠ Ø´ Ø› طباطبائی Ø› Ù…ØÙ…دکاظم بن عبدالعظیم طباطبائی یزدی ØŒ العروة الوثقی ØŒ بیروت ١٤٠٤Ø› اØÙ…دبن علی طبرسی ØŒ Ø§Ù„Ø§ØØªØ¬Ø§Ø¬ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دباقر موسوی خرسان ØŒ نج٠١٣٨٦/ ١٩٦٦Ø› ÙØ¶Ù„ بن ØØ³Ù† طبرسی Ø› طبری ØŒ جامع Ø› Ù…ØÙ…دبن ØØ³Ù† طوسی ØŒ التبیان ÙÛŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„قرآن ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¨ÛŒØ¨ قصیر عاملی ØŒ بیروت ( بی تا. ) Ø› همو، کتاب تمهیدالاصول ÙÛŒ علم الکلام ØŒ چاپ Ø¹Ø¨Ø¯Ø§Ù„Ù…ØØ³Ù† مشکوة الدینی ØŒ تهران ١٣٦٢ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ÙØ¤Ø§Ø¯ عبدالباقی ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ القرآن الکریم ØŒ بیروت : داراØÛŒØ§Ø¡Ø§Ù„تراث العربی ØŒ ( بی تا. ) Ø› Ù…ØÙ…د عبده ØŒ رسالة التوØÛŒØ¯ ØŒ بیروت ١٣٩٦/١٩٧٦Ø› ØØ³Ù† بن عبداللّه عسکری ØŒ Ø§Ù„ÙØ±ÙˆÙ‚ اللغویّة ØŒ چاپ ØØ³Ø§Ù… الدین قدسی ØŒ بیروت ١٤٠١/١٩٨١Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د عضدالدین ایجی ØŒ المواق٠ÙÛŒ علم الکلام ØŒ بیروت : عالم الکتب ØŒ ( بی تا. ) Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ انوار الملکوت ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ÛŒØ§Ù‚ÙˆØª ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د نجمی زنجانی ØŒ ( قم ) ١٣٦٣ Ø´ Ø› همو، کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زادة آملی ØŒ قم ١٤٠٧Ø› علی بن ØØ³ÛŒÙ† علم الهدی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø¬Ù…Ù„ العلم Ùˆ العمل ØŒ چاپ یعقوب Ø¬Ø¹ÙØ±ÛŒ مراغی ØŒ ( تهران ) ١٤١٤Ø› جوادعلی ØŒ Ø§Ù„Ù…ÙØµÙ‘Ù„ ÙÛŒ تاریخ العرب قبل الاسلام ØŒ بیروت ١٩٦٧Ù€ ١٩٧٨Ø› علی بن ابی طالب (ع )ØŒ امام اول ØŒ نهج البلاغة ØŒ چاپ صبØÛŒ ØµØ§Ù„Ø ØŒ قاهره ١٤١١/١٩٩١Ø› مقدادبن عبداللّه ÙØ§Ø¶Ù„ مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم ١٤٠٥Ø› همو، اللوامع الالهیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ù…Ø¨Ø§ØØ« الکلامیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی قاضی طباطبائی ØŒ قم ١٣٨٠ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن عمر ÙØ®Ø±Ø±Ø§Ø²ÛŒ ØŒ الاربعین ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ اØÙ…د ØØ¬Ø§Ø²ÛŒ سقا، قاهره ١٩٨٦Ø› همو، Ø§Ù„ØªÙØ³ÛŒØ± الکبیر، او، Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الغیب ØŒ بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠Ø› همو، کتاب Ø§Ù„Ù…ØØµÙ‘ÙŽÙ„ ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† اتای ØŒ قاهره ١٤١١/١٩٩١Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن زیاد ÙØ±Ù‘اء، معانی القرآن ØŒ ج ٢ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی نجار، مصر ١٩٥٥ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› علی اصغر Ùقیهی ØŒ وهابیان : بررسی Ùˆ تØÙ‚یق گونه ای در بارة عقاید Ùˆ تاریخ ÙØ±Ù‚Ø© وهابی ØŒ تهران ( ١٣٥٧ Ø´ ) Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ کتاب الواÙÛŒ ØŒ چاپ ضیاءالدین علامه اصÙهانی ØŒ اصÙهان ١٣٦٥Ù€١٣٧٤ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دسعیدبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید قاضی سعید قمی ØŒ Ø´Ø±Ø ØªÙˆØÛŒØ¯ الصدوق ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران ØŒ ج ٢ØŒ ١٤١٦ØŒ ج ٣ØŒ ١٤١٩Ø› قاضی عبدالجباربن اØÙ…د، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§ØµÙˆÙ„ الخمسة ØŒ چاپ سمیر مصطÙÛŒ رباب ØŒ بیروت ١٤٢٢Ø› همو، المختصر ÙÛŒ اصول الدین ØŒ در رسائل العدل Ùˆ التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عماره ØŒ ج ١ØŒ ( قاهره ) : دارالهلال ØŒ ١٩٧١Ø› همو، المغنی ÙÛŒ ابواب التوØÛŒØ¯ Ùˆ العدل ØŒ ج ٤ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دمصطÙÛŒ ØÙ„Ù…ÛŒ Ùˆ Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ÙˆÙØ§ غنیمی ØªÙØªØ§Ø²Ø§Ù†ÛŒ ØŒ قاهره ١٩٦٥Ø› Ù…ØÙ…ودبن مسعود قطب الدین شیرازی ØŒ درة التاج ØŒ بخش ١ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د مشکوة ØŒ تهران ١٣٦٩ Ø´ Ø› کلینی Ø› عبدالرزاق بن علی لاهیجی ØŒ گوهر مراد ØŒ چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی ØŒ تهران ١٣٧٢ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ماتریدی ØŒ کتاب التوØÛŒØ¯ ØŒ چاپ ÙØªØ اللّه خلی٠، استانبول ١٩٧٩Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØµØ§Ù„Ø Ø¨Ù† اØÙ…د مازندرانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§ØµÙˆÙ„ الکاÙÛŒ ØŒ مع تعالیق Ø§Ø¨ÙˆØ§Ù„ØØ³Ù† شعرانی ØŒ چاپ علی عاشور، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ماوردی ØŒ النکت Ùˆ العیون :ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„ماوردی ØŒ چاپ عبدالمقصودبن عبدالرØÛŒÙ… ØŒ بیروت ١٤١٢/١٩٩٢Ø› عبدالرØÙ…ان بن مأمون متولی Ø´Ø§ÙØ¹ÛŒ ØŒ الغنیة ÙÛŒ اصول الدین ØŒ چاپ عمادالدین اØÙ…د ØÛŒØ¯Ø±ØŒ بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٧Ø› مجلسی Ø› اØÙ…د مصطÙÛŒ مراغی ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ±Ø§Ù„مراغی ØŒ بیروت ١٩٨٥Ø› المعجم الوسیط ØŒ تألی٠ابراهیم انیس Ùˆ دیگران ØŒ تهران : Ø¯ÙØªØ± نشر ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ اسلامی ØŒ ١٣٦٧Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د Ù…Ùید، اوائل المقالات ØŒ چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی ØŒ بیروت ١٤١٤/١٩٩٣Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، التعلیقة علی کتاب الکاÙÛŒ ØŒ چاپ مهدی رجائی ØŒ قم ١٤٠٣Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³Ù† بن باقر نجÙÛŒ ØŒ جواهرالکلام ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ø´Ø±Ø§Ø¦Ø¹ الاسلام ØŒ ج ١٠ØŒ چاپ عباس قوچانی ØŒ بیروت ١٩٨١Ø› ØØ³Ù† بن Ù…ØÙ…دنظام الاعرج ØŒ ØªÙØ³ÛŒØ± غرائب القرآن Ùˆ رغائب Ø§Ù„ÙØ±Ù‚ان ØŒ چاپ زکریا عمیرات ØŒ بیروت ١٤١٦/١٩٩٦Ø› سعیدبن Ù…ØÙ…د نیسابوری ØŒ ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ = ( دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن Ù…ØÙ…د النیسابوری ) ØŒ ( قاهره ? ١٣٨٥/ ١٩٦٥ ) Ø› آرنت یان ونسینک ØŒ المعجم المÙهرس Ù„Ø§Ù„ÙØ§Ø¸ Ø§Ù„ØØ¯ÛŒØ« النبوی ØŒ لیدن ١٩٣٦Ù€١٩٦٩Ø› یاقوت ØÙ…ÙˆÛŒ Ø› یعقوبی ØŒ تاریخ Ø› EI ٢ , s.v. "Tawh ¦â¤d" (by D. Gimaret); The Encyclopedia of religion , ed. Mircea Eliade, New York ١٩٨٧, s.vv. "Arabian religions" (by Adel Allouche), "Islam: an overview" (by Fazlur Rahman), "Monotheism" (by Theodore M. Ludwig); Edward William Lane, An Arabic-English lexicon , Cambridge ١٩٨٤; The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥,s.v. "Tawh ¦â¤d" (by Tamara Sonn); Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , I: Qur'a ¦nwissenschaften, H ¤adit ¢, Geschichte, Fiqh, Dogmatik, Mystik, bis ca. ٤٣٠ H. , Leiden ١٩٦٧; Harry Austryn Wolfson, The philosophy of the kalam , Cambridge, Mass. ١٩٧٦. / ØØ³Ù† طارمی راد / ٥) در ÙلسÙÙ‡ . توØÛŒØ¯ خداوند ــ پس از اثبات وجود او، Ú©Ù‡ از نخستین Ù…Ø¨Ø§ØØ« الاهیات به معنای اخص به شمار Ù…ÛŒ رود ــ یکی از مهمترین مسائل در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی است . در تصدیق٠توØÛŒØ¯ ØÙ‚ تعالی Ùˆ اذعان به آن ØŒ میان ØÚ©Ù…ا سازگاری عام Ùˆ کاملی برقرار است ØŒ اما گاهی به نظر Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ شیوه های Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÛŒ در تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر گزیده اند. این ØªÙØ§ÙˆØª ØØ§Ú©ÛŒ از اختلا٠آرا نیست ØŒ بلکه نشانة توسعه Ùˆ تکمیل روشها Ùˆ وجوه گوناگون٠تØÙ‚یق Ùˆ بررسی در این باب است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). به طور Ú©Ù„ÛŒ مسئلة توØÛŒØ¯ در ÙÙ„Ø³ÙØ© اسلامی از سه جهت بررسی شده است : توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ . توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ عبارت است از یگانگی (ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª ) Ùˆ بساطت (Ø§ØØ¯ÛŒØª ) ذات خداوند. یگانگی خداوند ناظربه تنزیه او از هرگونه شریک Ùˆ Ù…ÙØ«Ù„ Ùˆ مانند است Ùˆ بساطت خداوند ناظر به Ù†ÙÛŒ هرگونه ترکیب Ùˆ ترکّب از ذات اوست ( رجوع کنید به ادامة مقاله Ø› برای آگاهی از اقسام ترکیب وترکّب Ùˆ Ù†ØÙˆØ© بساطت خداوند رجوع کنید به بسیط ومرکّب * ). در راهها Ùˆ شیوه های اثبات توØÛŒØ¯ØŒ چند امر مشترک وجود دارد، از جمله اینکه تقریباً همة ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ØŒ استدلال خود را در اثبات توØÛŒØ¯ به صورت برهان Ø®Ùلْ٠اقامه کرده Ùˆ پیوسته اصل تناهی علل را به عنوان مبنا Ùˆ ÙØ±Ø¶ مسئلة توØÛŒØ¯ در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند، Ú©Ù‡ در اکثر موارد مراد از علل ØŒ علل ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ است . بر اساس اصل مذکور، زنجیرة علل باید به یک علت غیرمعلول منتهی گردد. بنابراین وجود جهان به ضرورت نشانه آن است Ú©Ù‡ یک علت غیرمعلول وجود دارد Ú©Ù‡ جهان معلول اوست . ØØ§Ù„ اگر این علت ØŒ یگانه Ùˆ بی همتا نباشد، ترکیب Ùˆ ترکّب در ذات Ùˆ هویت او، خواه به صورت ترکیب از جنس Ùˆ ÙØµÙ„ Ùˆ خواه به صورت ترکیب از ذات Ùˆ اعراض ØŒ لازم Ù…ÛŒ آید. از طرÙÛŒ ØŒ اگر این ذات به Ù†ØÙˆÛŒ مرکّب باشد به علتی نیازمند است Ú©Ù‡ این ترکیب را پدید آورد Ùˆ این مستلزم تØÙ‚Ù‚ علتی ورای این علت نهایی است . در این صورت Ø®Ùل٠لازم Ù…ÛŒ آید، یعنی زنجیرة علل غیرمتناهی Ù…ÛŒ شود در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ تناهی علل ØŒ بنا بر استدلالی دیگر، مسلّم گردیده است ( رجوع کنید به تسلسل * ). پس ترکیب در ذات خدا Ùˆ در نتیجه تعدد او (Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯) نیز باطل Ùˆ Ù…ØØ§Ù„ است . به این ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯ اثبات Ù…ÛŒ گردد (Ú©Ùنْدی ØŒ ج ١ØŒ ص ٢٠٧Ø› ابن سینا، ١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ٥ Ø› ابن رشد، ١٩٨٠Ù€١٩٨١ØŒ قسم ٢ØŒ ص ٤٦٨Ø› صدرالدین شیرازی ØŒ ١٣٧٨ Ø´ ØŒ ص ٣١). موضوع توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای تبیین Ùˆ اثبات آن را در سیر تØÙˆÙ„٠اندیشة ØÚ©Ù…ای اسلامی Ù…ÛŒ توان به این Ø´Ø±Ø Ú¯Ø²Ø§Ø±Ø´ کرد: نظریة توØÛŒØ¯ Ùˆ راههای اثبات آن تا پیش از ابن سینا غالباً بر Ù…ØÙˆØ± ارتباط خدا با جهان Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ø´ ØŒ یعنی ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان از جهت Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ او، در نظر بوده است . کندی (ج ١ØŒ ص ٢٠٧) در رساله ای Ú©Ù‡ در پاسخ به علی بن جَهْم نگاشته ØŒ خدا را به عنوان Ù…ÙØØ¯ÙØ« جهان ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ خوانده Ùˆ برای اثبات این مطلب ØŒ به اقامة استدلال به شیوة مذکور پرداخته است . برای ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (١٤٠٥ØŒ ص ١٠٢) نیز اساس تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ØŒ همین رابطة Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ú¯ÛŒ خدا نسبت به جهان است . برای تبارشناسی٠این بذل٠توجه ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان به رابطة خدا با جهان در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ù…ÛŒ توان به استشهاد ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا) به Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا اشاره کرد. با توجه به اینکه Ø§ÙØ«ÙˆÙ„وجیا نوشتة Ùلوطین * (متوÙÛŒ ٢٦٩ یا ٢٧٠ میلادی ) است ØŒ شاید بتوان یکی از ریشه های این گرایش ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان را اندیشة Ùلوطین دانست . گر Ú†Ù‡ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (١٩٨٢ØŒ ص ٣٩Ø› همو، ١٩٩٣ØŒ ص ٤٢ØŒ ٤٥) بنا بر این گرایش ØŒ در اثبات ÙˆØØ¯Øª خدا از برخی معانی ØŒ مانند «اول بودن »، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده ØŒ Ù„Ú©Ù† بر خلا٠Ùلوطین ØŒ رابطة خدا را با جهان همانند رابطة جزء Ùˆ Ú©Ù„ ØŒ Ùˆ نوعی رابطة درونی Ùˆ ØÙ„ولی ندانسته ØŒ بلکه بر تغایر جوهری Ùˆ ذاتی خدا با جهان ØªØµØ±ÛŒØ Ù†Ù…ÙˆØ¯Ù‡ است . علاوه بر این ØŒ از ØÛŒØ« وجود نیز خدا را وجودی خاص Ùˆ متمایز Ùˆ از این جهت نیز Â«ÙˆØ§ØØ¯Â» دانسته است . ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (١٩٨٢ØŒ ص ٤٠Ø› همو، ١٩٩٣ØŒ ص ٤٢Ù€٤٣) یگانگی خداوند را از راههای دیگری نیز اثبات کرده است ØŒ از جمله بر مبنای وصÙ٠«تام بودن » خداوند. به نظر ÙˆÛŒ اگر خداوند همنوعی داشته باشد، این نشانة نقص اوست ØŒ زیرا بنا بر قاعده ای Ú©Ù„ÛŒ ØŒ تام عبارت است از چیزی Ú©Ù‡ نمی توان خارج از وجود ÙˆÛŒ ØŒ همنوعی برای آن ÛŒØ§ÙØª Ø› Ú†Ù‡ آن همنوعْ جوهر باشد Ú†Ù‡ عرض ØŒ جسم باشد یا غیرجسم . بعلاوه ØŒ ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (١٩٨٢ØŒ ص ٤١Ù€ ٤٣Ø› همو، ١٩٩٣ØŒ ص ٤٣Ù€٤٤) انکار توØÛŒØ¯ را مناÙÛŒ منزه بودن خدا از نقص Ùˆ ضد دانسته است . بدین ترتیب ØŒ Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ در استدلال بر توØÛŒØ¯ØŒ علاوه بر ارتباط خدا Ùˆ جهان ØŒ برخی اوصا٠و ویژگیهای خداوند را نیز ملاک اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª او قرار داده است . در عین ØØ§Ù„ شیوة ÙˆÛŒ از تمرکز بر رابطة خدا با جهان بیرون نیست . ابن سینا (١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ٢) «واجب الوجود بالذات » را به صورت اصلیترین تعبیری Ú©Ù‡ مبیّن ذات الاهی باشد، به کار برده است . واجب الوجود بالذات یعنی موجودی Ú©Ù‡ عدم آن به هر Ù†ØÙˆ Ù…ØØ§Ù„ است . در ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن سینا، تبیین Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بر اساس همین معنا Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شود. ÙˆÛŒ (١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ٤Ù€ ٥Ø› همو، ١٣٧٦ Ø´ ØŒ ص ٦٠) نیز همانند ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پیش از خود، ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود بالذات را از طریق برهان خل٠اثبات کرده ولی ØŒ تکیة او بر این نکته است Ú©Ù‡ خود معنا Ùˆ ØÙ‚یقت واجب الوجود بالذات ØŒ مبیّن اصل توØÛŒØ¯ است ØŒ Ùˆ Ù†ÙÛŒ توØÛŒØ¯ با توجه به معنای واجب الوجود بالذات ØŒ مستلزم خل٠و تناقض است Ø› چرا Ú©Ù‡ لازم Ù…ÛŒ آید Ú©Ù‡ واجب الوجود بالذات ØŒ واجب الوجود بالذات نباشد. در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ در ÙÙ„Ø³ÙØ© کندی یا ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ معمولاً امر Ù…ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ از ÙØ±Ø¶ تعدد خدا لازم Ù…ÛŒ آید، متوجه معنای اولیت ØŒ Ù…ØØ¯ÙØ« بودن Ùˆ یا تقدم خدا نسبت به خلق Ùˆ جهان است . یکی از کوتاهترین استدلالهای ابن سینا (١٣٧٦ Ø´ ØŒ ص ٥٨ Ù€ ٥٩Ø› نیز رجوع کنید به همو، ١٤٠٣ØŒ ج ٣ØŒ ص ٤٠Ù€٤٧) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ Ú©Ù‡ به اصل «نÙÛŒ ترکیب » (بساطت ) در ذات باری باز Ù…ÛŒ گردد، این است Ú©Ù‡ کثرت واجب الوجود در هر صورت مستلزم یک Ù†ØÙˆ انقسام در معنای واجب الوجود است . این انقسام به یکی از دو صورت ممکن است Ùˆ وجه دیگری قابل ÙØ±Ø¶ نیست : ١) انقسام جنس با ÙØµÙˆÙ„ ØŒ ٢) انقسام نوع با اعراض . در صورت اول اگر واجب الوجود معنایی جنسی باشد، برای تØÙ‚Ù‚ نیازمند ÙØµÙ„ خواهدبود، چون ÙØµÙ„ همیشه سبب تØÙ‚Ù‚ جنس است (مثل ÙØµÙ„ ناطق برای ØÛŒÙˆØ§Ù† ). چنین نیازی برای معنای وجوب وجود Ù…ØØ§Ù„ است ØŒ زیرا وجوب وجود به معنای ÙØ¹Ù„یت Ù…ØØ¶ Ùˆ تأکّد Ùˆ شدت وجود است . در این صورت چگونه ممکن است واجب الوجود بالذات در وجود Ùˆ تØÙ‚Ù‚ نیازمند غیر باشد؟ صورت دوم بر اساس این ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ ØªÙØ§ÙˆØª بین دو واجب الوجود در اعراض آنها باشد. در این صورت عرض نمی تواند ناشی از ذات واجب الوجود باشد، چون اگر چنین باشد نظر به اینکه ØÙ‚یقت٠وجوب وجود در هر دو واجب Ø§Ù„ÙˆØ¬ÙˆØ¯Ù Ù…ÙØ±ÙˆØ¶ یکسان است ØŒ باید اعراض این دو نیز یکسان شود. بدین ترتیب ØŒ دلیل Ùˆ سببی برای تعدد Ùˆ تکثر آنها باقی نخواهد ماند. اگر Ø¹ÙØ±ÙˆØ¶ این اعراض سببی غیر از ذات واجب الوجود داشته باشد، پس واجب الوجود در تشخص Ùˆ تمایزش نیازمند غیر است Ùˆ این نیازمندی با معنای وجوب وجود سازگار نیست . تعبیر واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ به شیوة استدلالی ابن سینا، پس از ÙˆÛŒ رواج ÛŒØ§ÙØª ØŒ به گونه ای Ú©Ù‡ علاوه بر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† ØŒ اکثر متکلمان شیعی نیز همان روش را به کار بردند (برای نمونه رجوع کنید به سهروردی ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٥ØŒ ٣٩٢Ù€٣٩٣Ø› علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ ص ٣٥Ø› میرداماد، ١٣٧٦ Ø´ ØŒ ص ٢٦٧). ابن رشد (١٩٨٠Ù€١٩٨١ØŒ قسم ٢ØŒ ص ٤٦٣Ù€٤٦٤) اشکال غزالی را بر استدلال ابن سینا مردود دانسته Ùˆ در عین ØØ§Ù„ ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù‡ است Ú©Ù‡ بیان ابن سینا چیزی نزدیک به برهان است Ùˆ به دلیل نقصی Ú©Ù‡ دارد ÙØ§Ù‚د ارزش Ùˆ اعتبار برهان است Ø› ازینرو، تقریر دیگری از این برهان ارائه کرده است . بنا بر تقریر ابن رشد از برهان مذکور (١٩٨٠Ù€١٩٨١ØŒ قسم ٢ØŒ ص ٤٦٨)ØŒ برای تعدد واجب الوجود، Ù…ÛŒ توان سه ÙØ±Ø¶ Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯: ١) تغایر این دو واجب الوجود در عدد، یعنی دو ÙØ±Ø¯ از یک نوع باشند؛ ٢) ØªÙØ§ÙˆØª آنها نوعی باشد Ùˆ معنای واجب الوجود در آن دو به صورت جنس مشترک باشد؛ ٣) ØªÙØ§ÙˆØª این دو واجب الوجود در تقدم Ùˆ تأخر وجودشان باشد، یعنی آنها دو موجود بسیط باشند، همانند عقول Ú©Ù‡ هیچ اشتراک ذاتی ندارند Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØª آنها Ùقط در این است Ú©Ù‡ یکی مقدّم Ùˆ دیگری مؤخر است . ابن رشد با رد این سه ÙØ±Ø¶ ثابت Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ واجب الوجود ÙˆØ§ØØ¯ است . در رد ÙØ±Ø¶ اول Ùˆ دوم ØŒ از اصل عدم ترکیب در ذات واجب بهره Ù…ÛŒ جوید Ùˆ در ÙØ±Ø¶ سوم برآن است Ú©Ù‡ چون واجب الوجود باید مقدّم باشد، پس Ù…ØÙ„ÛŒ برای وجوب وجود٠امر متأخر باقی نمی ماند Ùˆ Ùقط آن Ú©Ù‡ مقدّم است Ù…ÛŒ تواند واجب باشد. بنا بر نظر ابن رشد (١٤٠٢ØŒ ص ٦٥Ù€ ٦٩)ØŒ اثبات توØÛŒØ¯ باید مطابق شرع Ùˆ آنچنانکه در قرآن آمده ØŒ باشد. ÙˆÛŒ با استناد به آیة ٢٢ سورة انبیاء Ùˆ آیة ٤٢ سورة اسراء، Â«ÙˆØØ¯Øª جهان » را دلیل بر ÙˆØØ¯Øª Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ø© جهان Ù…ÛŒ داند. از آنجا Ú©Ù‡ جهان واقعیتی ÙˆØ§ØØ¯ است ØŒ اگر بیش از یک Ø¢ÙØ±ÛŒÙ†Ù†Ø¯Ù‡ داشته باشد، هر آیینه ÙØ§Ø³Ø¯ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ امر ÙˆØ§ØØ¯ نمی تواند از جهت ÙˆØ§ØØ¯ با دو امر متعدد نسبت ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ داشته باشد. در این استدلال ØŒ ÙˆØØ¯Øª جهان امری ÙˆØ§Ø¶Ø Ùˆ آشکار تلقی شده Ú©Ù‡ نیازمند دلیل Ùˆ برهان نیست (نیز رجوع کنید به برهان تمانع * ). کلام ابن رشد از ØÛŒØ« تمرکز بر ارتباط خدا با جهان ØŒ بیشتر با نظریات ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© قبل از ابن سینا هماهنگ است ØŒ در عین ØØ§Ù„ چون استدلال ÙˆÛŒ مبتنی بر ÙˆØØ¯Øª جهان است ØŒ نه ØµØ±ÙØ§Ù‹ بر مخلوق بودن جهان Ùˆ خالق بودن خدا، از آنها متمایز است . ÙˆÛŒ بنا بر ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ ØŒ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ را اثبات Ù…ÛŒ کند، نه Ùقط بر اساس تقدم خالق بر مخلوق . سهروردی (همانجاها) با وجود ØªÙØ§ÙˆØª اساسی٠مشرب ÙلسÙÛŒ اش با ابن سینا، استدلال ابن سینا بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª واجب را Ù…Ø·Ø±Ø Ùˆ از تعبیر واجب الوجود Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کرده است ØŒ اما پیوسته بر Ù†ÙÛŒ تمایز ماهیت Ùˆ وجود در ذات واجب Ùˆ اینکه واجب الوجود، وجود صر٠و Ùوق مقوله است ØŒ تأکید دارد. ÙˆÛŒ با تمسک به قاعدة Â«ØµÙØ±Ù’ÙÙØ§Ù„Ø´ÛŒ ء٠لایتثنّی ولایتکرّر» نیز ÙˆØØ¯Øª واجب الوجود را اثبات کرده است Ø› بدین صورت Ú©Ù‡ اگر واجب الوجود شریک داشته باشد، باید هر یک از دیگری متمایز باشند زیرا لازمة دو چیز بودن تمایز است . پس هیچ کدام ØµÙØ±Ù هستی نخواهند بود، در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ واجبْ تعالی ØŒ ØµÙØ±Ù هستی Ùˆ Ù†Ø§Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ است Ùˆ صر٠الشی Ø¡ هم تکرارپذیر Ùˆ قابل دو تا شدن نیست . پس واجب الوجود بالذات ØŒ ثانی Ùˆ شریک ندارد (نیز رجوع کنید به میرداماد، ١٣٧٦ Ø´ ØŒ ص ٢٦٦Ù€٢٦٧Ø› Ùیض کاشانی ØŒ ص ١٤Ø› سبزواری ØŒ ١٤١٦Ù€١٤٢٢ØŒ ج ٣ØŒ ص ٥١٠ Ù€٥١٢). بدین ترتیب ØŒ به نظر Ù…ÛŒ رسد بیان سهروردی در بارة واجب الوجود Ùˆ اثبات توØÛŒØ¯ بنا بر Ù…Ùهوم واجب الوجود، به شیوة ابن سینا نزدیکتر باشد تا بیان غزالی Ùˆ ابن رشد. سهروردی در ØÚ©Ù…Ø© الاشراق ــ Ú©Ù‡ آن را دقیقاً به مسلک اشراقی نگاشته ــ تعبیر خاص «نورالانوار» را برای خدا به کار برده Ùˆ ÙˆØØ¯Øª خداوند را نیز بر مبنای عدم ترکیب در ذات نور (بساطت نور) ــ Ú©Ù‡ منطبق است با همان اصل عدم ترکّب ØŒ در اندیشة دیگر ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† مسلمان ــ اثبات کرده است ( رجوع کنید به مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª ØŒ ج ٢ØŒ ص ١٢١Ù€١٢٤). شیوة خاص صدرالدین شیرازی (١٣٣٧ Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج ١ØŒ ص ١٠٠Ù€١٠٤Ø› همو، ١٣٤٦ Ø´ ØŒ ص ٣٧Ù€ ٣٨) در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ مبتنی بر تبیین ØÙ‚یقت وجود است ØŒ زیرا ذات این ØÙ‚یقت مبیّن بساطت Ùˆ Ù…ØØ¶ بودن٠کامل آن است Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ ØÙ‚یقت٠صر٠و بسیط ØŒ در واقع Ú©Ù„ اشیا است ØŒ غیری برای این ØÙ‚یقت باقی نمی ماند Ú©Ù‡ بتواند دومی او باشد. همه چیز در این ØÙ‚یقت اÙندÙکاک Ù…ÛŒ یابد. بیان برهانی این شیوه بدین ترتیب است : چون واجب الوجود، منتها Ùˆ غایت هر ØÙ‚یقتی است ØŒ پس وجودش نه متوق٠بر چیزی است Ùˆ نه متعلق به چیزی Ùˆ در واقع «بسیط الØÙ‚یقة » است . این بساطت اقتضامی کندکه هیچ جهت امکانی در او نباشد، زیرا هر وجه امکانی مستلزم ترکیب از وجود Ùˆ ماهیت است ØŒ Ùˆ ÙØ±Ø¯ دوم برای این موجود Ùقط در صورتی قابل ÙØ±Ø¶ است Ú©Ù‡ هیچ رابطة ذاتی Ùˆ وجودی با او نداشته باشد، چون چنین رابطه ای به معنای علیت یکی نسبت به دیگری است . در این صورت این دیگری واجب الوجود دوم نخواهد بود. Ù†ÙÛŒ رابطة وجودی میان این دو نیز مستلزم آن است Ú©Ù‡ هر یک ÙØ§Ù‚د مرتبة کمال وجودی باشد Ú©Ù‡ دیگری واجد آن است Ùˆ ÙØ§Ù‚د بودن نیز با ØÙ‚یقت Ø¨Ø³ÛŒØ·Ù ÙØ±Ø§Ú¯ÛŒØ± Ú©Ù‡ Ø¨Ø§Ù„ÙØ¹Ù„ Ù…ØØ¶ است سازگار نیست Ø› پس ØŒ ÙØ±Ø¶ ÙØ±Ø¯ دوم برای واجب الوجود باطل است . صدرالدین شیرازی (١٣٣٧ Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج ١ØŒ ص ٥٧ Ù€ ٩٤)ØŒ غیر از طریق خاص خویش در اثبات توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ مبتنی بر اصالت وجود Ùˆ بساطت ØÙ‚یقت وجود است ØŒ روش دیگر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© اسلامی را نیز مورد امعان نظر قرار داده است . ÙˆÛŒ در یک دسته بندی Ú©Ù„ÛŒ برهانهای توØÛŒØ¯ را در دو گروه قرار Ù…ÛŒ دهد: ١) آنهایی Ú©Ù‡ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª ذات خداوند را اثبات Ù…ÛŒ کنند؛ ٢) آنهایی Ú©Ù‡ برای اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª پروردگار٠جهان (إله العالم ) اقامه شده اند. در دستة اول برهانهایی را Ú©Ù‡ مبتنی بر Ù†ÙÛŒ ترکّب از ذات الاهی اند بیان نموده است ØŒ اما سعی کرده استدلال ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† دیگر را با شیوة خاص خود تطبیق دهد Ùˆ اصل بساطت وجود را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ù†Ø¯. ÙˆÛŒ (١٣٧٨ Ø´ ØŒ ص ٣١Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ) همچنین شیوة دیگری در اثبات ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª به کار برده است Ú©Ù‡ دقیقاً به Ø¨ØØ« ØµÙØ§Øª الاهی باز Ù…ÛŒ گردد. این شیوه نیز مخصوص اوست . ÙˆÛŒ ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª را بر اساس «صمد» بودن خداوند، یعنی بی نیازی ذات الاهی از غیر Ùˆ نیازمندی همه به او، بیان کرده است . این استدلال بر پایة قاعدة «بسیط الØÙ‚یقة Ú©Ù„ الاشیاء Ùˆ لیس بشیی ٠منها» اقامه شده است Ø› ازینرو، در واقع تبیین دیگری از همان شیوة خاص صدرالدین است . دستة دوم استدلالهایی اند Ú©Ù‡ ــ بویژه با استشهاد به همان آیاتی Ú©Ù‡ ابن رشد در اثبات توØÛŒØ¯ در نظر داشت ــ Ú©Ù… Ùˆ بیش همان اصل ابن رشد را Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ سازند مبنی بر اینکه ÙˆØØ¯Øª جهان دلیل بر ÙˆØØ¯Ø§Ù†ÛŒØª خداست . اما صدرالدین شیرازی با انتساب این برهان به ارسطو، ابتدا ÙˆØØ¯Øª جهان را اثبات کرده Ùˆ مانند ابن رشد آن را امری بدیهی تلقی نکرده است . به این صورت Ú©Ù‡ یک Â«ÙˆØØ¯Øª شخصی » Ùˆ یک Â«ÙˆØØ¯Øª طبیعی » برای جهان اثبات Ù…ÛŒ نماید، سپس از این ÙˆØØ¯Øª به ÙˆØØ¯Øª خداوند جهان Ù…ÛŒ رسد. دومین ØªÙØ§ÙˆØª روش ÙˆÛŒ با ابن رشد، Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از «اصل تشخص » است . از نظر ÙˆÛŒ تشخص به وجود است Ø› ازینرو، تشخص٠معلول ØŒ وابسته به تشخص علت اوست . بدین ترتیب ØŒ جهان در صورتی واجد ÙˆØØ¯Øª شخصی است Ú©Ù‡ علت آن ØŒ امری ÙˆØ§ØØ¯ باشد. ÙˆÛŒ (١٣٧٨ Ø´ ØŒ ص ٢٩Ù€٣٠) با Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از این اصل ØŒ برهان٠اثبات توØÛŒØ¯ را بر اساس اصول ÙÙ„Ø³ÙØ© خویش اثبات Ùˆ درعین ØØ§Ù„ نوع ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ (= جهان ) Ùˆ ÙˆØØ¯Øª ÙØ§Ø¹Ù„ (= خدا) را نیز مشخص کرده است (نیز رجوع کنید به سبزواری ØŒ ١٤١٦Ù€ ١٤٢٢ØŒ ج ٣ØŒ ص ٥٢١ Ù€ ٥٢٧). صدرالدین شیرازی (١٣٤٦ Ø´ ØŒ ص ٤٥Ù€٤٦) راه خود را در اثبات توØÛŒØ¯ØŒ طریقة صدیقین Ùˆ هماهنگ با مسلک اهل ذوق دانسته Ùˆ اظهار کرده Ú©Ù‡ در این طریق ØŒ سالک Ùˆ مسلوک Ùˆ مسلک Ù…ØªØØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ بنا بر آیة Â«Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه٠اَنَّه٠لا اÙÙ„'Ù‡ÙŽ اÙلاّ هو...» (آل عمران : ١٨)ØŒ این همان برهان ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª بر خویشتن است . توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØŒ یعنی ذات خدا Ùˆ ØµÙØ§Øª ثبوتی کمالی او (از قبیل علم ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قدرت ØŒ اراده Ùˆ مانند اینها) Ùˆ همچنین این ØµÙØ§Øª با یکدیگر، از نظر مصداقی Ùˆ وجودی ØŒ ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ عین یکدیگرند، اگر Ú†Ù‡ Ù…Ùهوم آنها با هم مغایر است . ابن سینا (١٣٦٣ Ø´ ØŒ ص ١٩Ù€٢١Ø› همو، ١٣٦٤ Ø´ ØŒ ص ٦٠٠Ù€ ٦٠٤)ØŒ مانند ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (١٩٨٢ØŒ ص ٤٦Ù€٥٤)ØŒ ÙˆØØ¯Øª عینی Ùˆ مصداقی این ØµÙØ§Øª با یکدیگر را بیان کرده Ùˆ همة آنها را ناشی از مرتبة کامل وجود واجب دانسته است Ø› ازینرو، معتقد است Ú©Ù‡ تعدد Ùˆ تغایر٠مÙهومی آنها موجب پیدایش کثرت در ذات واجب الوجود نیست ØŒ چون هرگاه این معانی Ùˆ ØµÙØ§Øª به Ù†ØÙˆ مطلق Ù„ØØ§Ø¸ شوند، هر یک بر معنایی غیر از دیگری دلالت دارند، اما وقتی در مقایسه با ذات واجب در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ شوند Ùˆ معنای وصÙÛŒ خاص آنها در این مورد Ù…Ù„Ø§ØØ¸Ù‡ گردد، در واقع بر یک معنا دلالت دارند Ú©Ù‡ با اعتبارهای مختل٠مشاهده Ù…ÛŒ شود. به نظر ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ (همانجا؛ نیز رجوع کنید به همو، ١٩٩٣ØŒ ص ٤٥Ù€٤٦)ØŒ ذات ÙˆØ§ØØ¯ تماماً علم است همانگونه Ú©Ù‡ تماماً قدرت Ùˆ وجود است Ùˆ هیچیک از ØµÙØ§Øª کمالی خاص ØŒ جزئی از واجب الوجود نیست ØŒ بلکه عین آن است . بدین ترتیب ØŒ امکانی برای کثرت در ذات او وجود ندارد Ùˆ ذاتی Ú©Ù‡ کمال بی نهایت است ØŒ نمی تواند ÙØ§Ù‚د این ØµÙØ§Øª باشد بلکه به ضرورت همة این ØµÙØ§Øª در او متØÙ‚Ù‚ است . ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† پس از ابن سینا، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را از جهت تعارض٠دیدگاه ÙلاسÙÙ‡ با آرای مشهور کلامی در این زمینه Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). خواجه نصیرالدین طوسی (ص ٤٥Ù€٥٣)ØŒ نظریة اشاعره مبنی بر زائد بودن ØµÙØ§Øª بر ذات را، Ú©Ù‡ منتهی به قبول قدمای هشت گانه Ù…ÛŒ شود، بیان کرده است . از سوی دیگر نظریة معتزله مبنی بر نیابت ذات از ØµÙØ§Øª را آورده Ùˆ قول ÙلاسÙÙ‡ را در مقابل این دو نظریة مشهور کلامی تبیین کرده است . سهروردی (ج ١ØŒ ص ٤٠Ù€٤١) ثبوت ØµÙØª ØÙ‚یقی برای ØÙ‚ را انکار کرده Ùˆ اثبات ØµÙØª ذاتی برای خداوند را به هیچ وجه ممکن ندانسته است ØŒ زیرا اثبات ØµÙØª برای نورالانوار مبتنی بر یکی از ÙØ±Ø¶Ù‡Ø§ÛŒ چهارگانه است ØŒ Ú©Ù‡ همة آنها در مورد واجب الوجود باطل اند. در صورت ÙØ±Ø¶ ØµÙØª برای واجب الوجود، این ØµÙØª نیز یا خودْ واجب الوجود است یا معلول٠واجب الوجود دیگری است . این دو ÙØ±Ø¶ بنا بر ابطال قول به تعدد واجب الوجود باطل Ù…ÛŒ شود. ÙØ±Ø¶ سوم اینکه ØµÙØª ØŒ معلول٠موجود٠ممکنی است Ú©Ù‡ خود معلول٠واجب الوجود است ØŒ در این صورت نیز Ø§Ù†ÙØ¹Ø§Ù„ واجب از معلول خویش لازم Ù…ÛŒ آید، Ú©Ù‡ بطلان این ÙØ±Ø¶ هم ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . ÙØ±Ø¶ چهارم این است Ú©Ù‡ ØµÙØª برای واجب الوجود به وجوبی از ناØÛŒØ© ذات او ضرورت Ù…ÛŒ یابد؛ یعنی ØŒ واجب الوجود خود این ØµÙØª را بر خویشتن واجب ساخته است . این ÙØ±Ø¶ نیز باطل است ØŒ چون لازم Ù…ÛŒ شود واجب الوجود از جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد Ùˆ هم قابل ØŒ یا هر دو جهت ÙØ§Ø¹Ù„ÛŒ Ùˆ قابلی در او باشد، Ùˆ این خلا٠بساطت واجب الوجوداست ØŒ زیراØÙ‚یقت بسیط نمی توانداز جهت ÙˆØ§ØØ¯ هم ÙØ§Ø¹Ù„ باشد هم قابل . ÙˆÛŒ (ج ٢ØŒ ص ١٢٤) نیز ØµÙØ§Øª ØÙ‚یقی را در مورد ذات واجب Ù†ÙÛŒ کرده ØŒ ولی اثبات ØµÙØ§Øª کمال را به صورت ØµÙØ§Øª مضا٠(مانند مبدأیت Ùˆ علیت ) Ùˆ سلبی (مانند قدوسیت Ùˆ Ø§ÙŽØØ¯ÛŒØª ) Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ است . در باب توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª نیز همة ØµÙØ§Øª اضاÙÛŒ را به Ø§Ø¶Ø§ÙØ© مبدأیت نورالانوار به غیر آن ارجاع داده است . در عین ØØ§Ù„ (همانجا) دو ØµÙØªÙ علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª را برای نورالانوار (واجب الوجود بالذات ) ذاتی ØŒ Ùˆ ذات نورالانوار را عین علم Ùˆ ØÛŒØ§Øª دانسته است . این نظریه با دیدگاه ØÚ©Ù…ای پیشین در اثبات ØµÙØ§Øª ذاتی قرابت زیادی دارد. میرداماد (١٣٦٧ Ø´ ØŒ ص ٢٥٥) معنای اضاÙÙ‡ در ØµÙØ§Øª خداوند را کاملاً مردود شمرده Ùˆ تأکید کرده Ú©Ù‡ خود ذات ØŒ ÙÛŒ ØØ¯Ù‘ Ù†ÙØ³Ù‡ Ùˆ بدون در نظر Ú¯Ø±ÙØªÙ† هیچ غیری واجد ØµÙØ§Øª کمال است Ùˆ تقرر این ØµÙØ§Øª در واجب الوجود هیچ نیازی به غیر ندارد. ذات ØŒ خودْ کمال Ù…ØØ¶ است Ùˆ تمامی ØµÙØ§Øª ØŒ منتزع از همین ذات اند. صدرالدین شیرازی (١٣٣٧ Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± سوم ØŒ ج ١ØŒ ص ١٢٠Ù€ ١٢١Ø› همو، ١٣٤٦ Ø´ ØŒ ص ٣٨Ù€٣٩) نظر ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیش از خود (ابن سینا، ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ Ùˆ شیخ اشراق ) را به اصل اساسی نظریة خود (بسیط الØÙ‚یقة ) برگردانده Ùˆ با آن تطبیق داده است . بنا بر این قاعده ØŒ جز یک وجود Ùˆ یک ØÛŒØ«ÛŒØª در ÙˆØ§ØØ¯ نیست Ú©Ù‡ همان بساطت ØÙ‚یقی Ùˆ صر٠الوجود بودن اوست . این ØÛŒØ«ÛŒØª امری زائد بر ذات نیست بلکه عین ذات Ùˆ هویت واجب الوجود است . صر٠الوجود بودن ØŒ یعنی در بر Ú¯Ø±ÙØªÙ† همة کمالات Ùˆ داشتن تمامت اشیا. در واقع ØŒ امور عدمی Ùˆ نقایص اشیا از صر٠الوجود طرد Ù…ÛŒ شوند، اما هر نوع ØÛŒØ« وجودی Ùˆ کمالی Ú©Ù‡ در اشیا باشد در آن جمع Ù…ÛŒ گردد. بدین ترتیب ØŒ ذات واجب الوجود عبارت است از وجدان همة کمالات Ùˆ از آنجا Ú©Ù‡ این امر همان ذات اوست ØŒ تØÙ‚Ù‚ کثرت در ذات ÙˆÛŒ لازم نمی آید. ویژگی نظر ملاصدرا نسبت به ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© پیشین ØŒ بیشتر با Ø·Ø±Ø Ù…Ø³Ø¦Ù„Ø© ضرورت ازلی در مورد ØµÙØ§Øª باری روشن Ù…ÛŒ شود. در Ù…ØÙˆØ± اساسی Ø¨ØØ«Ù توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ Ú©Ù‡ یک ذات Ùˆ یک دسته ØµÙØ§Øª Ù…Ø·Ø±Ø Ù…ÛŒ شوند، تلقی متکلمان از این ذات ØŒ امری از نوع ماهیت است Ùˆ ازینرو زیادت ØµÙØ§Øª یا نیابت ذات را Ù…Ø·Ø±Ø Ú©Ø±Ø¯Ù‡ اند. ØØ§Ù„ آنکه صدرالدین شیرازی با ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø§ÛŒÙ†Ú©Ù‡ ØµÙØ§Øª کمال برای وجود Ù…ØØ¶ به ضرورت٠ازلی ØŒ Ùˆ نه ضرورت٠ذاتی ØŒ ثابت اند روشن کرده Ú©Ù‡ مراد از ذات در اینجا به هیچ وجه ماهیت نیست ØŒ بلکه ØÙ‚یقت وجود واجب است Ú©Ù‡ در خارج عینیت دارد Ùˆ صر٠الوجود است . با این بیان٠وی ØŒ نزاع متکلمان در بارة ØµÙØ§Øª Ùˆ مسئلة جمع آن با توØÛŒØ¯ ذات Ú©Ù… وبیش خاتمه Ù…ÛŒ یابد (ابراهیمی دینانی ØŒ ص ٩١Ù€٩٤Ø› نیز رجوع کنید به بسیط الØÙ‚یقة * ). سبزواری (١٣٧٥ Ø´ ØŒ ص ١٣٩Ù€١٤٠) در استدلال بر Ù†ÙÛŒ زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ برهانی اقامه کرده Ú©Ù‡ پیش از ÙˆÛŒ در میان ÙلاسÙÙ‡ Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ø´Ø¯Ù‡ است . به نظر او اگر واجب الوجود در مرتبة ذات خالی از ØµÙØ§Øª باشد (Ú©Ù‡ این معنای٠زیادت ØµÙØ§Øª بر ذات است )ØŒ در این صورت ØµÙØ§Øª برای ذات٠واجب ضروری نیستند Ùˆ ممکن اند. از آنجا Ú©Ù‡ ذات واجب الوجود، ØÙ‚یقت عینی Ùˆ صر٠وجود است ØŒ در اینجا مراد از امکان ØŒ امکان٠استعدادی است یعنی ذات ØŒ مستعد برای ØµÙØ§Øª است Ø› در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ استعداد ØµØ±ÙØ§Ù‹ برای Ø´ÛŒ Ø¡ مادّی Ù…Ø·Ø±Ø Ø§Ø³Øª ØŒ چون استعداد یعنی قوه ØŒ Ú©Ù‡ مستلزم مادّی بودن٠شی Ø¡ مستعد است . از سوی دیگر، مادّه هرگز بدون صورت تØÙ‚Ù‚ نمی یابد Ùˆ مادّة مقرون به صورت نیز یعنی جسم . بدین ترتیب ØŒ لازمة زائد Ùˆ عارض بودن ØµÙØ§Øª بر ذات ØŒ جسمانی بودن باری تعالی است Ùˆ بطلان این امر ÙˆØ§Ø¶Ø Ø§Ø³Øª . نظر ملا عبداللّه زÙنوزی (ص ٢٧٢Ù€٢٧٣) در توجیه Ùˆ تبیین چگونگی انتزاع ØµÙØ§Øª متعدد Ùˆ کثیر از امر ÙˆØ§ØØ¯ این است Ú©Ù‡ نسبت اسماءالاهی به وجود صر٠، Ú©Ù‡ همان ØÙ‚یقت واجب است ØŒ از قبیل نسبت ماهیات ممکن به وجودات امکانی است Ø› یعنی ØŒ همانگونه Ú©Ù‡ ماهیات در عالم واقع با وجودهای خاص اشیا ÙˆØØ¯Øª ØŒ Ùˆ در جهان ذهن با یکدیگر تغایر دارند Ùˆ تکثر Ù…ÛŒ یابند، ØµÙØ§Øª خداوند نیز در وجود عینی ØŒ با صر٠الوجود ÙˆØØ¯Øª دارند Ùˆ در عین این ÙˆØØ¯Øª Ù…ÛŒ توانند با هم تغایر داشته Ùˆ متکثر باشند. بنا بر نظر طباطبائی (ص ٢٨٥Ù€٢٨٧) نسبت ذات Ùˆ اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª مانند نسبت ماهیت Ùˆ وجود نیست . ÙˆÛŒ به پیروی از رأی ملاصدرا، مسئلة مصداق ÙˆØ§ØØ¯ Ùˆ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد را Ù…Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ø®ØªÙ‡ است . مسمّای اسماءالاهی Ú©Ù‡ وجود عینی ØÙ‚ Ùˆ مصداقی برای همه ØµÙØ§Øª کمال است ØŒ یکی است Ùˆ از این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ØŒ Ù…ÙØ§Ù‡ÛŒÙ… متعدد Ùˆ متکثر Ù…ÛŒ توان انتزاع کرد Ùˆ امکان پیدایش این تکثر Ù…Ùهومی نیز در پرتو جمعیت Ùˆ کمال وجودی این مصداق ÙˆØ§ØØ¯ ÙØ±Ø§Ù‡Ù… Ù…ÛŒ شود. توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ یعنی هیچ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثری جز خدا نیست Ùˆ تمام Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ بی هیچ واسطه ای ØŒ مستند به اویند، بدون اینکه وجود بعضی از موجودات به بعض دیگر استناد داده شود. بنابراین ØŒ صادر اول یا دوم بودن معنا ندارد، بلکه همه از جانب خداوند صادر شده اند. بدین ترتیب ØŒ توØÛŒØ¯Ù ایجادی به توØÛŒØ¯ وجودی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙØ¹Ù„ به توØÛŒØ¯ ذات منتهی Ù…ÛŒ شود، زیرا ایجاد، ÙØ±Ø¹ وجود است ØŒ Ùˆ مبدأ اثر Ùˆ اثر مبدأ، هر دو وجودند (صدرالدین شیرازی ØŒ ١٣٣٧Ø´ ØŒ Ø³ÙØ± اول ØŒ ج ٢ØŒ ص ٣٢٤Ù€٣٢٥Ø› زنوزی ØŒ ص ٢٦٩Ù€ ٢٧٠Ø› سبزواری ØŒ ١٣٥٧Ø´ ØŒ ص ٣٣٦Ù€٣٣٧Ø› همو، ١٤١٦Ù€ ١٤٢٢ØŒ ج ٣ØŒ ص ٦٢١Ù€٦٢٢Ø› نیز رجوع کنید به جبر Ùˆ اختیار * Ø› کسب * ). ÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØÚ©Ù…ت متعالیه ØŒ غالباً این Ø¨ØØ« را با تعابیر Ø¹Ø±ÙØ§ تبیین کرده Ùˆ به شیوه Ùˆ طریقة آنها نزدیک شده اند (همانجاها؛ نیز رجوع کنید به توØÛŒØ¯ در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† ). منابع : ØºÙ„Ø§Ù…ØØ³ÛŒÙ† ابراهیمی دینانی ØŒ اسماء Ùˆ ØµÙØ§Øª ØÙ‚ تبارک Ùˆ تعالی ØŒ تهران ١٣٧٥ Ø´ Ø› ابن رشد، ØªÙ‡Ø§ÙØª Ø§Ù„ØªÙ‡Ø§ÙØª ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( ١٩٨٠Ù€١٩٨١ ) Ø› همو، ÙÙ„Ø³ÙØ© ابن رشد ØŒ ٢: کتاب الکش٠عن مناهج الادلة ÙÛŒ عقائد الملّة ØŒ بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢Ø› ابن سینا، الاشارات والتنبیهات ØŒ مع Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù†ØµÛŒØ±Ø§Ù„Ø¯ÛŒÙ† طوسی Ùˆ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø´Ø±Ø Ù„Ù‚Ø·Ø¨ الدین رازی ØŒ تهران ١٤٠٣Ø› همو، الالهیّات من کتاب Ø§Ù„Ø´Ù‘ÙØ§Ø¡ ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ قم ١٣٧٦ Ø´ Ø› همو، المبدأ Ùˆ المعاد ØŒ چاپ عبداللّه نورانی ØŒ تهران ١٣٦٣ Ø´ Ø› همو، النجاة من الغرق ÙÛŒ Ø¨ØØ± الضلالات ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دتقی دانش پژوه ØŒ تهران ١٣٦٤ Ø´ Ø› عبداللّه بن بیرمقلی زنوزی ØŒ لمعات الهیّة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ تهران ١٣٥٥ Ø´ Ø› هادی بن مهدی سبزواری ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ø§Ø³Ù…Ø§Ø¡ØŒ او، Ø´Ø±Ø Ø¯Ø¹Ø§Ø¡Ø§Ù„Ø¬ÙˆØ´Ù† الکبیر ØŒ چاپ نجÙقلی ØØ¨ÛŒØ¨ÛŒ ØŒ تهران ١٣٧٥ Ø´ Ø› همو، Ø´Ø±Ø Ø§Ù„Ù…Ù†Ø¸ÙˆÙ…Ø© ØŒ چاپ ØØ³Ù† ØØ³Ù† زاده آملی ØŒ تهران ١٤١٦Ù€١٤٢٢Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ مجموعه Ù…ØµÙ†Ù‘ÙØ§Øª شیخ اشراق ØŒ ج ١ Ùˆ ٢ØŒ چاپ هانری کوربن ØŒ تهران ١٣٨٠ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ØŒ الØÚ©Ù…Ø© المتعالیة ÙÛŒ Ø§Ù„Ø§Ø³ÙØ§Ø± العقلیة الاربعة ØŒ تهران ١٣٣٧ Ø´ Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ( بی تا. ) Ø› همو، الشواهد الربوبیة ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ مشهد ١٣٤٦ Ø´ Ø› همو، المظاهر الالهیّة ÙÛŒ اسرار العلوم الکمالیّة ØŒ چاپ سیدمØÙ…د خامنه ای ØŒ تهران ١٣٧٨Ø´ Ø› Ù…ØÙ…Ø¯ØØ³ÛŒÙ† طباطبائی ØŒ نهایة الØÚ©Ù…Ø© ØŒ قم ١٣٦٢ Ø´ Ø› ØØ³Ù† بن یوس٠علامه ØÙ„Ù‘ÛŒ ØŒ کش٠المراد ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ØªØ¬Ø±ÛŒØ¯ الاعتقاد ( قسم الالهیات )ØŒ چاپ Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ قم ١٣٧٥ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ ØªÙ‡Ø§ÙØª الÙÙ„Ø§Ø³ÙØ© ØŒ چاپ سلیمان دنیا، قاهره ( ١٩٨٧ ) Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د ÙØ§Ø±Ø§Ø¨ÛŒ ØŒ کتاب آراء اهل المدینة Ø§Ù„ÙØ§Ø¶Ù„Ø© ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت ١٩٨٢Ø› همو، کتاب الجمع بین رأیی الØÚ©ÛŒÙ…ین ØŒ چاپ البیرنصری نادر، بیروت ( بی تا. ) Ø› چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ١٤٠٥Ø› همو، کتاب السیاسة المدنیة الملقب بمبادی الموجودات ØŒ چاپ Ùوزی متری نجّار، بیروت ١٩٩٣Ø› Ù…ØÙ…دبن شاه مرتضی Ùیض کاشانی ØŒ اصول المعار٠، چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم ١٣٦٢ Ø´ Ø› یعقوب بن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ کندی ØŒ رسائل الکندی الÙلسÙیة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د عبدالهادی ابوریده ØŒ قاهره ١٣٦٩Ù€١٣٧٢/ ١٩٥٠Ù€١٩٥٣Ø› Ù…ØÙ…دباقربن Ù…ØÙ…د میرداماد، تقویم الایمان ØŒ چاپ علی اوجبی ØŒ تهران ١٣٧٦ Ø´ Ø› همو، کتاب القبسات ØŒ چاپ مهدی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ùˆ دیگران ØŒ تهران ١٣٦٧ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ رسالة قواعدالعقائد ØŒ چاپ علی ØØ³Ù† خازم ØŒ لبنان ١٤١٣/١٩٩٢. / جلیله علم الهدی / ٦) در Ø¹Ø±ÙØ§Ù† . نظر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بارة توØÛŒØ¯ مبتنی بر نظریة ÙˆØØ¯Øª وجود Ùˆ نظریة تجلی Ùˆ ظهور نزد ایشان است ( رجوع کنید به تجلّی * Ø› ÙˆØØ¯Øª وجود * Ø› نیز رجوع کنید به ØªÙØ±Ú©Ø© اصÙهانی ØŒ ص ١٩٩Ø› ادامة مقاله ). مراد از توØÛŒØ¯ به رغم اختلا٠در تعابیر ونØÙˆØ© ØªÙØµÛŒÙ„ مراتب آن ØŒ عبارت است از Ù†ÙÛŒ وجودهای اعتباری Ùˆ مقید Ùˆ کثیر Ùˆ اثبات وجود ØÙ‚یقی Ùˆ مطلق Ùˆ یگانة ØÙ‚ تعالی از ØÛŒØ« ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ . در عین ØØ§Ù„ باید توجه کرد Ú©Ù‡ نزد Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ØŒ Ù†ÙÛŒ وجود غیرخدا به معنای Ù†ÙÛŒ خلق نیست ØŒ بلکه مراد این است Ú©Ù‡ با مشاهدة وجود ØÙ‚یقی ØŒ از صور جمیع موجودات Ùˆ تعیّنات Ùˆ کثرات آنها، به عنوان موجودات ØÙ‚یقی مستقل Ùˆ قائم به خود، قطع نظر شود، زیرا وجود موجوداتْ اعتباری است Ø› آنها مظاهر ØÙ‚ اند Ùˆ به وجود ØÙ‚ موجود Ùˆ بدون او معدوم اند Ùˆ وجود ØÙ‚یقی Ùقط ØÙ‚ تعالی است . ازینرو Ú¯ÙØªÙ‡ اند توØÛŒØ¯ یکی شدن دو چیز، یا دو وجود را وجود ÙˆØ§ØØ¯ کردن است Ùˆ آن دو چیز ØÙ‚ Ùˆ خلق یا به تعبیر دیگر واجب Ùˆ ممکن اند. توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی ØŒ مشاهدة ØÙ‚ با خلق Ùˆ مشاهدة خلق با ØÙ‚ است ØŒ چنانکه نه ØÙ‚ ØØ¬Ø§Ø¨ خلق شود Ùˆ نه خلق ØØ¬Ø§Ø¨ ØÙ‚ گردد ( رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± ٥ØŒ ص ١١٩Ù€ ١٢٠ØŒ Ø´ ١٠٠Ù€١٠٢Ø› نسÙÛŒ ØŒ ١٣٥٩Ø´ ،ص ١٤٩Ø› همو، ١٣٤١Ø´ ØŒ ص ١٧٩Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص ٥٣Ø› آملی ØŒ ١٣٦٧ Ø´ ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٥٩Ù€٣٦٠Ø› همو، ١٣٤٧ØŒ ص ١٠٧Ø› جوادی آملی ØŒ ص ٣٨Ù€ ٤٢Ø› نیز رجوع کنید به سنایی ØŒ ص ٦٤Ù€٦٦Ø› عطار، ص ٢٠٦Ø› رجوع کنید به ادامة مقاله ). به Ú¯ÙØªØ© ابن عربی در Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة (Ø³ÙØ± ١٢ØŒ ص ٤٤٦ØŒ Ø´ ٣٨٢) آنچه ØÙ‚ تعالی بر Ù…ÙˆØØ¯ واجب Ùˆ ضروری Ù…ÛŒ داند این است Ú©Ù‡ خدا را از ØÛŒØ« هویتش یگانه بداند Ùˆ نیز بداند Ú©Ù‡ اگرچه مظاهر متعدد Ùˆ کثیرند، ظاهر (= ØÙ‚ تعالی ) تعدد ندارد Ùˆ یگانه است . Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با نظر به اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات Ùˆ مراتب سیروسلوک ØŒ توØÛŒØ¯ را مقصد اقصا Ùˆ مطلب اعلا دانسته Ùˆ تمام مقامات Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ را، راهها Ùˆ اسباب Ùˆ مقدمات رسیدن به توØÛŒØ¯ نامیده اند (برای نمونه رجوع کنید به پارسا، ص ١٠٣ØŒ ١٤٦). خواجه عبداللّه انصاری در منازل السائرین (ص ١٣٥Ù€١٣٩)ØŒ در باب دهم از ابواب ده گانة قسم٠نهایات ØŒ Ú©Ù‡ قسم آخر مقامات است ØŒ به بیان توØÛŒØ¯ پرداخته است . بدین ترتیب ÙˆÛŒ توØÛŒØ¯ را آخرین مقام در سیر الی اللّه Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ سالک با Ø·ÛŒ مقامات پیشین بدان نایل Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به همان ØŒ ص ١٤٣Ø› نیز رجوع کنید به مولوی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٤٥٣). همچنین به بیان برخی دیگر ( رجوع کنید به پارسا، ص ١٤٨Ù€١٤٩)ØŒ توØÛŒØ¯ اصل در سلوک است Ùˆ علم معامله (علم اØÚ©Ø§Ù… شرعی Ú©Ù‡ خلق برای نیل به ثواب Ùˆ پاداش بدان دست Ù…ÛŒ یازند، در برابر علم مکاشÙÙ‡ Ø› رجوع کنید به سجادی ØŒ ص ٥٩٦) جز با تØÙ‚Ù‚ آن تمام نمی گردد. ابن عربی ( ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± ٢ØŒ ص ٢٠٣ØŒ Ø´ ٢٨٩ØŒ Ø³ÙØ± ٦ØŒ ص ٢٩٧ØŒ Ø´ ٤١٠) Ùˆ برخی از Ø´Ø§Ø±ØØ§Ù† ÙˆÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ را همان صراط مستقیم دانسته اند Ú©Ù‡ سالک هدایت به آن را از خداوند Ù…ÛŒ طلبد، زیرا توØÛŒØ¯ طریق سلیم به سوی خدا Ùˆ راه مستقیم خالی از Ø§Ù†ØØ±Ø§Ù Ùˆ کجی به سوی خشنودی اوست ( رجوع کنید به آملی ØŒ ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٨٨ Ù€ ٨٩). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (همان ØŒ ص ٤٩ØŒ ٦٤Ù€٦٥ØŒ ١٠١) Ú¯ÙØªÙ‡ است Ú©Ù‡ Ú©Ù„ وجود بر توØÛŒØ¯ واقع Ùˆ مشتمل بر مراتب آن است . تمام موجودات بر ÙØ·Ø±Øª توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ توØÛŒØ¯ØŒ غایت خلقت ایشان است . ØØµÙˆÙ„ دین Ùˆ کمال ØŒ به ØØ³Ø¨ ظاهر Ùˆ باطن موقو٠و منوط به توØÛŒØ¯ ØÙ‚یقی است Ùˆ هد٠بعثت انبیا Ùˆ اولیا علیهم السلام ØŒ اظهار آن Ùˆ دعوت خلق به آن است (نیز رجوع کنید به ابن عربی ØŒ ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± ٨ØŒ ص ٩٩Ù€١٠٠ØŒ Ø´ ٩٢Ù€٩٣). در متون Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ برای ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ùˆ بیان ØÙ‚یقت Ùˆ معنای توØÛŒØ¯ مراتبی بر شمرده اند. به تعبیر دیگر Ù…ÛŒ توان Ú¯ÙØª Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† توØÛŒØ¯ را ØÙ‚یقت ذومراتب Ùˆ برترین مرتبة ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ را شهادت٠ØÙ‚ تعالی به توØÛŒØ¯ ذاتش دانسته اند. آنها آیة ١٨ سورة آل عمران (Ø´ÙŽÙ‡ÙØ¯ÙŽØ§Ù„لّه أنّه لاإله إلاّ هو) را گواه این نکته Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه ای از توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ ØÙ‚ تعالی را در آن شریکی نیست Ùˆ Ù…Ø¹Ø±ÙØª آن در خزانة غیب Ù…ØÙوظ است ØŒ زیرا تØÙ‚Ù‚ آن جز به Ùنای همه خلق Ùˆ بقای صر٠ØÙ‚ تعالی نیست . پس در این مرتبه ØŒ غیری نیست تا او را بهره ای از آن باشد Ùˆ آنچه شایستة این مقام است به جای آرد (هجویری ØŒ ص ٣٥٧ØŒ ٣٦٦Ø› قشیری ØŒ ص ٢٩٩Ø› انصاری ØŒ ص ١٣٧Ù€١٣٩Ø› سهروردی ØŒ ص ١٤٢Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٣٧٦Ù€٣٧٧ØŒ نیز رجوع کنید به ص ٤٣٤ØŒ تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ø´ ٧٦٠Ø› همو، ÙØªÙˆØØ§Øª ØŒ Ø³ÙØ± ١٢ØŒ ص ٣٦٦Ù€٣٦٧ØŒ Ø´ ٣٠٢Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢٢Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٩ Ø´ ال٠، ص ١٩٨Ø› آملی ØŒ ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٣٤٨Ø› پارسا، ص ١٤٨). ازینرو شاید بتوان Ú¯ÙØª سخن شبلی ناظر به همین توØÛŒØ¯ است Ú©Ù‡ هرگونه اشاره Ùˆ تعبیر از توØÛŒØ¯ را، Ø§Ù„ØØ§Ø¯ Ùˆ شرک Ùˆ ØØ¬Ø§Ø¨ Ùˆ غÙلت نسبت به ØÙ‚ تعالی Ùˆ توØÛŒØ¯ ÙˆÛŒ دانسته است ( رجوع کنید به عزالدین کاشانی ØŒ ص ١٩). این مرتبه را توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ØŒ توØÛŒØ¯ ذاتی ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ رØÙ…انی Ùˆ توØÛŒØ¯ قائم به ازل نامیده اند (انصاری ØŒ ص ١٣٧Ù€ ١٣٨Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٥١٨Ø› مولوی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٤٦٣Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص ١٩ØŒ ٢٢Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٩ Ø´ ال٠؛ پارسا، همانجاها؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٩). برخی علاوه بر توØÛŒØ¯ ØÙ‚ نسبت به خود، توØÛŒØ¯ دیگری نیز به او نسبت Ù…ÛŒ دهند Ùˆ آن عبارت است از «توØÛŒØ¯ الØÙ‚ للخلق » Ùˆ مراد از آن ØÚ©Ù… ØÙ‚ تعالی است به اینکه بنده Ù…ÙˆØØ¯ است Ø› پس توØÛŒØ¯Ù بنده Ø¢ÙØ±ÛŒØ¯Ø© ØÙ‚ تعالی است (هجویری ØŒ ص ٣٥٧Ø› قشیری ØŒ همانجا). مراتب دیگر توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† Ø¨Ø±ØØ³Ø¨ مرتبه Ùˆ Ù†ØÙˆØ© Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª Ùˆ ØØ¸Ù‘ Ù…ÙˆØØ¯ از ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ بر شمرده اند عبارت اند از: ١) توØÛŒØ¯ عام یا توØÛŒØ¯ عوام Ú©Ù‡ به زبان شهادت دهند Ú©Ù‡ هیچ خالقی جز خداوند نیست Ùˆ این معنی را به دل نیز تصدیق کنند (هجویری ØŒ همانجا؛ انصاری ØŒ ص ١٣٥Ù€١٣٦Ø› غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٣٠Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٣٥٤Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص ٢٤Ø› نسÙÛŒ ØŒ ١٣٤١ Ø´ ØŒ ص ٣٩Ø› مولوی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٤٥٣Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص ١٩Ø› پارسا، ص ١٤١). به تعبیر سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٣ØŒ ٨٠) این مرتبه از توØÛŒØ¯ عبارت است از Ù†ÙÛŒ خدایان مقید Ùˆ بسیار Ùˆ اثبات خدای مطلق Ùˆ یگانه . کسی Ú©Ù‡ در این مرتبه از توØÛŒØ¯ است ØŒ یعنی ØµØ§ØØ¨ عقل (اهل استدلال )ØŒ خلق را ظاهر Ù…ÛŒ بیند Ùˆ ØÙ‚ را باطن . ØÙ‚ نزد او آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن خلق را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ آیینه به سبب چهره Ùˆ صورتی Ú©Ù‡ در آن نمایان Ù…ÛŒ گردد خود در ØØ¬Ø§Ø¨ است Ùˆ دیده نمی شود. به تعبیر Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ ورود به اسلام Ùˆ رهایی از شرک جلی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد (انصاری ØŒ ص ١٣٦Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٨٦Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٧). از این مرتبة توØÛŒØ¯ با عناوین دیگری از قبیل توØÛŒØ¯ ایمانی (عزالدین کاشانی Ø› پارسا؛ عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجاها)ØŒ توØÛŒØ¯ قولی (پارسا، ص ١٤٢)ØŒ توØÛŒØ¯ الاهی ØŒ توØÛŒØ¯ اهل شریعت ØŒ توØÛŒØ¯ انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ ظاهر (آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٠ØŒ ٧٣ØŒ ٧٥Ø› همو، ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٨٣) نیز تعبیر کرده اند. عموم مؤمنان ØŒ شامل اهل تقلید Ùˆ عالمان علوم رسمی (= علوم نقلی Ùˆ علوم عقلی Ø› رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص ٦٥)ØŒ در این مرتبه از توØÛŒØ¯Ù†Ø¯ Ùˆ متصوÙÙ‡ Ùˆ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† نیز به ØÚ©Ù… ایمان با ایشان در این توØÛŒØ¯ مشترک اند Ùˆ تمایز اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† به مراتب٠دیگر٠آن است (غزالی ØŒ رسائل ØŒ ص ٦٣Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ نسÙÛŒ ØŒ ١٣٤١ Ø´ ØŒ ص ٣٩Ù€ ٤٠Ø› عزالدین کاشانی ØŒ همانجا؛ آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٣Ø› همو، ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٧٧Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ همانجا). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٦) «علم الیقین »، Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الشمال » Ùˆ «اسلام » Ú©Ù‡ در قرآن آمده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . ٢) توØÛŒØ¯ خاصه یا توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† . بنا بر آنچه در منابع Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ آمده برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† در بیان توØÛŒØ¯Ù مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† مراتبی ذکر نکرده اند Ùˆ برای تÙکیک توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† از توØÛŒØ¯ عامه به تقسیم دوگانة توØÛŒØ¯ عامه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصه Ø§Ú©ØªÙØ§ شده است . اما برخی دیگر، توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را با توجه به مراتب اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ مقامات سالک در نیل به ØÙ‚یقت توØÛŒØ¯ Ø·ÛŒ دو مرتبة توØÛŒØ¯ خاصه Ùˆ توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه بیان کرده اند Ùˆ نامهای دیگر نیز برای آنها آورده اند ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). قول مشایخ متقدم در این باب بیشتر به شیوة اول است ØŒ چنانکه از جنید نقل شده است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ جداکردن قدیم (= ØÙ‚ تعالی ) از ØØ§Ø¯Ø« (= ماسوی اللّه ) است Ùˆ آنگاه از خود دربه در شدن Ùˆ ترک خوشامد خود Ú¯ÙØªÙ† ØŒ تا ØÙ‚ تعالی به جای همه باشد Ùˆ بنده در جریان تصر٠تقدیر ØÙ‚ تعالی Ùˆ مجاری قدرت او، مانند هیکلی بی اختیار Ùˆ بی اراده شود Ùˆ چنان گردد Ú©Ù‡ قبل از ایجاد بوده ØŒ یعنی نیست گردد (ابونصر سَرّاج ØŒ ص ٢٨Ù€٢٩Ø› قشیری ØŒ ص ٣٠٠Ø› هجویری ØŒ ص ٣٦٠ØŒ ٣٦٣). از رÙوَیْم بن اØÙ…د نیز به همین مضمون نقل کرده اند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ Ù…ØÙˆ آثار بشریت Ùˆ تجرد الوهیت است . مراد از Ù…ØÙˆ آثار بشریت این است Ú©Ù‡ بنده ØŒ ÙØ¹Ù„ÛŒ را به خود نسبت ندهد Ùˆ «أنا» نگوید زیرا انّیت از آن خدای تعالی است ØŒ تجرد الوهیت به معنای تنزیه Ùˆ جدا دانستن خداوند از Ù…ØØ¯ÙŽØ«Ø§Øª است (ابونصر سراج ØŒ ص ٣١Ù€٣٢Ø› قشیری ØŒ ص ٣٠٣Ø› نیز رجوع کنید به عطار، ص ٢٠٩Ù€٢١٠Ø› مولوی ØŒ ١٣٦٣ Ø´ ØŒ ج ١ØŒ Ø¯ÙØªØ± اول ØŒ بیت ٣٠٥٦Ù€٣٠٦٥). عبارت مشهور «التوØÛŒØ¯ اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª » Ú©Ù‡ از مشایخ صوÙیه نقل کرده اند، نیز ناظر به توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† است Ùˆ مراد از آن این است Ú©Ù‡ بنده چیزی را به خود Ùˆ غیرØÙ‚ تعالی نسبت ندهد ( رجوع کنید به آملی ØŒ ١٣٦٧ Ø´ ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٥٠) Ùˆ در عین ØØ§Ù„ به آنچه ØÙ‚٠خدا Ùˆ سزاوار اوست ÙˆÙØ§ کند Ùˆ سعی خود را در ادای آن مبذول دارد Ùˆ بداند Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù او، به ارادة ØÙ‚ Ùˆ به مقتضای قضای ازلی Ùˆ توÙیق الاهی بوده ØŒ تا از عیب Ú©ÙØ± پاک شود Ùˆ بدین گونه ØÙ‚ Ùˆ Ù…Ù†Ù‘ØªÙ ÙØ¹Ù„Ù ØÙ‚ را نظاره کند، نه خود Ùˆ ÙØ¹Ù„ خود را ( رجوع کنید به Ù…ÙØ³Ù’تَمْلی ØŒ ج ٤ØŒ ص ١٦٦٦Ù€ ١٦٧٣Ø› پارسا، ص ١٢٠ØŒ ١٦٤Ù€١٦٥Ø› برای اطلاع از اقوال مشابه دیگر رجوع کنید به ابونصر سراج ØŒ ص ٢٨Ø› هجویری ØŒ ص ٣٦٦Ø› نجم رازی ØŒ ص ٢٦٩Ù€٢٧٠ØŒ ٣٣٥Ù€٣٣٩Ø› نصیرالدین طوسی ØŒ ص ٨٧ Ù€ ٩١Ø› نسÙÛŒ ØŒ ١٣٧٩ Ø´ ØŒ ص ١٦٦Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢٠). خواجه عبداللّه انصاری (ص ١٣٦Ù€١٣٧) توØÛŒØ¯ Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† را توØÛŒØ¯Ø®Ø§ØµÙ‡ Ù…ÛŒ نامد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯Ù اهل ØÙ‚ایق است Ùˆ به وسیلة مقامات ØŒ یعنی مکاشÙÙ‡ ØŒ مشاهده ØŒ معاینه ØŒ ØÛŒØ§Øª ØŒ قبض ØŒ بسط ØŒ سÙکْر، صØÙˆØŒ اتصال Ùˆ Ø§Ù†ÙØµØ§Ù„ ØŒ Ú©Ù‡ در قسم نهم از اقسام ده گانة مقامات سلوک ذکر شده است ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٢ Ø´ ØŒ ص ٦٠٩Ù€٦١٠) تثبیت Ù…ÛŒ گردد. به عبارت دیگر این توØÛŒØ¯ برای کسانی است Ú©Ù‡ اهل این مقامات اند. ÙˆÛŒ Ù…ÛŒ Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ¯ در مقام توØÛŒØ¯ØŒ سالک به مقام کش٠ترقی ØŒ Ùˆ از طَور عقل Ùˆ منازعات عقلی به نور کش٠گذر Ù…ÛŒ کند Ùˆ به نور تجلی Ùˆ عیان از طور استدلال Ùˆ تمسک به ادله بی نیاز Ù…ÛŒ شود؛ ازینرو، توØÛŒØ¯ سالک در این مرتبه متوق٠بر دلیل نیست ØŒ زیرا توØÛŒØ¯ اَجلی ' از هر دلیل است Ùˆ نیز در توکل سببی مشاهده نمی کند زیرا به یقین Ù…ÛŒ داند Ú©Ù‡ جز خدا مؤثری نیست Ùˆ تأثیر اسباب Ùˆ همة Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ از خداوند است Ùˆ در طلب نجات هیچ واسطه Ùˆ وسیله ای را جز امتثال ÙØ±Ù…ان ØÙ‚ ØŒ Ú©Ù‡ موهبتی از جانب خداست ØŒ معتبر نمی داند. این توØÛŒØ¯ با علم به Ùنا Ùˆ نه با خود Ùنا ØµØØª Ù…ÛŒ پذیرد، چون علم Ùنا با Ùنای در ØØ¶Ø±Øª ÙˆØ§ØØ¯ÛŒØª (= ØØ¶Ø±Øª اسما Ùˆ ØµÙØ§Øª ) ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد Ùˆ پیش از Ùنای در ذات Ø§ØØ¯ÛŒØª است Ú©Ù‡ عین جمع است . همچنین این توØÛŒØ¯ با علم جمع Ú©Ù‡ پیش از عین جمع است ØµÙØ§ Ù…ÛŒ پذیرد ( رجوع کنید به تÙÙ„Ùمْسانی ØŒ ج ٢ØŒ ص ٦٠٦ØŒ ٦٠٨Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٢ Ø´ ØŒ ص ٦١٢ØŒ ٦١٥Ø› نیز رجوع کنید به روزبهان بَقْلی ØŒ ص ٤ØŒ Ø´ ٧ØŒ ص ١٤٥Ù€١٤٧ØŒ Ø´ ٢٨٤Ù€ ٢٨٦). همانطور Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ شد، برخی از Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† برای توØÛŒØ¯ Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ دو مرتبه ذکر کرده اند: ال٠) توØÛŒØ¯ خاصه Ú©Ù‡ از آن با عناوین توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٣٥٤)ØŒ توØÛŒØ¯ علمی یا علم الیقین (عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢٠Ø› پارسا، ص ١٤١Ù€١٤٢Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٨)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی علمی ØŒ توØÛŒØ¯ عینی یا توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عین Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل طریقت (آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٥ØŒ ٨٠Ø› همو، ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ١٠٨ØŒ ١١٣) سخن Ú¯ÙØªÙ‡ اند. این مرتبه از اوایل مراتب توØÛŒØ¯ اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ùˆ Ù…Ø³ØªÙØ§Ø¯ از باطن علم Ùˆ منشأ آن نور مراقبه است (عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢١Ø› پارسا، ص ١٤١Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٩). در این مرتبه از توØÛŒØ¯ØŒ سالک به یقین Ù…ÛŒ داند Ùˆ به چشم بصیرت Ùˆ شهود Ù…ÛŒ بیند Ú©Ù‡ خدا یکی است Ùˆ غیر او در عالم هستی ØŒ وجودی نیست . او موجود ØÙ‚یقی Ùˆ ÙØ§Ø¹Ù„ Ùˆ مؤثر مطلق است Ùˆ تمامی ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ را در ذات Ùˆ ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ او Ù…ØÙˆ Ùˆ ناچیز Ù…ÛŒ بیند Ùˆ هر ذاتی Ùˆ ØµÙØªÛŒ را پرتوی از نور ذات Ùˆ ØµÙØª ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ داند، چنانکه هرکجا علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصری یابد، آن را اثری از آثار علم Ùˆ قدرت Ùˆ اراده Ùˆ سمع Ùˆ بصر الاهی Ù…ÛŒ داند، ازینرو از اسباب Ùˆ مسبَّبات قطع نظر Ù…ÛŒ کند Ùˆ مقام توکل Ùˆ رضا Ùˆ تسلیم برای او ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به غزالی ØŒ کیمیای سعادت ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٣٠Ø› ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ همانجا؛ Ù…ØÙ…د جامی ØŒ ص ٢٦Ù€٢٧Ø› پارسا، ص ١٤١Ù€١٤٢Ø› عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢٠Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٩ Ø´ ال٠، ص ١٩٨Ø› آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٥). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ١٠٨Ù€١١٠) در بیان توØÛŒØ¯ خاصه Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه به ØÙ‚یقت هر موجود Ùˆ وجود آن نظر Ù…ÛŒ کند تا بدین Ù…Ø¹Ø±ÙØª Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ هر موجودی از ØÛŒØ« ØÙ‚یقت Ùˆ ذات Ùˆ وجودش ØÙ‚ است Ùˆ از ØÛŒØ« تعین Ùˆ تشخص Ùˆ تقیدش خلق است Ùˆ چون به ØÙ‚یقت اشیا Ùˆ ذرات آنها بدین گونه نظر کرد Ùˆ به این Ù…Ø¹Ø±ÙØª رسید Ú©Ù‡ اصل همه موجودات به ذات ÙˆØ§ØØ¯ÛŒ بر Ù…ÛŒ گردد Ú©Ù‡ وجود مطلق یعنی ØÙ‚ تعالی است ØŒ ØÙ‚ را باقی Ùˆ خلق را ÙØ§Ù†ÛŒ Ù…ÛŒ یابد (برای نمونه در ادبیات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ رجوع کنید به عطار، ص ٢١٠Ù€٢١٢Ø› مولوی ØŒ ١٣٦٣Ø´ ØŒ ج ١ØŒ Ø¯ÙØªØ± دوم ØŒ بیت ١٣٤٥Ù€١٣٥٠). ÙˆÛŒ در جای دیگر (١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ١١٣Ø› همو، ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٨٠) Ù…ÛŒ گوید سالک در این مرتبه ØÙ‚ را ظاهر Ùˆ خلق را باطن Ù…ÛŒ بیند Ùˆ نزد او خلق آیینه ای است Ú©Ù‡ در آن ØÙ‚ را Ù…ÛŒ بیند Ùˆ چون ØÙ‚ در آن ظهور دارد، صورت خلق در آن پوشیده است ØŒ چنانکه خود آیینه به واسطة صورتی Ú©Ù‡ در آن ظاهر است دیده نمی شود (نیز رجوع کنید به صدرالدین قونیوی ØŒ ص ٥٢). بدین ترتیب سالک در این مرتبه به ÙˆØØ¯Øª شهود Ù…ÛŒ رسد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص ٣٨Ù€٣٩). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (١٣٦٢Ø´ ØŒ ص ٧٦) توØÛŒØ¯ اهل طریقت را منوط به ØªØØµÛŒÙ„ مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ تخلق به اخلاق الاهی Ùˆ اتصا٠به ØµÙØ§Øª خدا Ù…ÛŒ داند Ùˆ Ù…ÛŒ گوید «عین الیقین »، «ایمان » Ùˆ Â«Ø§ØµØØ§Ø¨ الیمین » Ú©Ù‡ در قرآن ذکر شده ØŒ اشاره به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن است . ب ) توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه (عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٩ Ø´ ال٠، همانجا)ØŒ آخرین مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† Ú©Ù‡ با عناوین دیگری مانند توØÛŒØ¯ مشاهده (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٣٥٥)ØŒ توØÛŒØ¯ ØØ§Ù„ÛŒ (عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢٠Ù€٢١Ø› پارسا، ص ١٤٤Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٨)ØŒ توØÛŒØ¯ ØÙ‚ÛŒ (آملی ØŒ ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٧٨ØŒ به نقل از عزالدین کاشانی Ø› همو، ١٣٦٧ Ø´ ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٥٩)ØŒ توØÛŒØ¯Ù شهودی٠عیانی٠وجدانی٠ذوقی٠یا Ú©Ø´ÙÛŒ (لاهیجی ØŒ ص ٢٦٨ØŒ ٣٧١)ØŒ توØÛŒØ¯ وجودی عملی ØŒ توØÛŒØ¯ ØµØ§ØØ¨ عقل Ùˆ عین ØŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ اهل ØÙ‚یقت (آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٧ØŒ ٨٠Ø› همو، ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ١١٠ØŒ ١١٣) نیز نامیده شده است . غزالی ( کیمیای سعادت ØŒ ج ٢ØŒ ص ٥٣٠) آن را کمال توØÛŒØ¯ دانسته Ù…ÛŒ گوید صوÙیان آن را Ùنای در توØÛŒØ¯ گویند. در این مرتبه ØŒ Ù…ÙˆØØ¯ ÙˆØØ¯Øª Ùˆ کثرت را بدون تزاØÙ…ÛŒ در ØÙ‚ مشاهده Ù…ÛŒ کند Ùˆ غیر از ØÙ‚ تعالی نمی بیند، ØÙ‚ را در خلق Ùˆ خلق را در ØÙ‚ Ù…ÛŒ بیند، بی آنکه مشاهدة یکی ØØ¬Ø§Ø¨ مشاهدة دیگری گردد، بلکه وجود یگانه را از وجهی ØÙ‚ Ùˆ از وجه دیگر خلق Ù…ÛŒ بیند. بدین ترتیب ØŒ به واسطة شهود٠کثرت٠خلقی یگانگی ذات ØÙ‚ تعالی Ú©Ù‡ متجلی در آن مظاهر است ØŒ برای Ù…ÙˆØØ¯ مستور نمی شود. این مرتبه از توØÛŒØ¯ مبتنی بر Ùنای Ù…ØØ¶ Ùˆ به طور Ú©Ù„ÛŒ Ùنای ذات Ùˆ عبور از تمامی مقامات Ùˆ مراتب Ùˆ نسبتها Ùˆ اعتبارات Ùˆ ØØªÛŒ وجود Ùˆ توابع آن (= ØµÙØ§Øª Ùˆ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ) است . بدین معنی است Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را ساقط کردن نسبتها (اسقاط Ø§Ù„Ø§Ø¶Ø§ÙØ§Øª ) Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ùˆ در این مرتبه هر ذات Ùˆ وجودی غیرØÙ‚ تعالی از نظر ساقط Ù…ÛŒ شود تا سالک به وجود ÙˆØ§ØØ¯ مطلق Ù…ØØ¶ Ùˆ ذات صر٠خالصی Ú©Ù‡ ایجاد هر موجودی به اوست واصل شود (ابن عربی ØŒ تجلیات ØŒ ص ٣٥٤Ù€٣٥٥Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهّر جامی ØŒ ص ٢٧Ø› نسÙÛŒ ØŒ ١٣٤١ Ø´ ØŒ ص ٤٤Ù€ ٤٨Ø› صدرالدین قونیوی ØŒ ص ٥٢ Ù€٥٣Ø› آملی ØŒ ١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٦ØŒ ٧٩Ø› همو، ١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ١١٠Ù€١١٣Ø› همو، ١٣٦٧ Ø´ ØŒ ج ١ØŒ ص ٣٦٠Ù€ ٣٦٢Ø› لاهیجی ØŒ همانجاها). همچنین Ú¯ÙØªÙ‡ اند Ú©Ù‡ در این مرتبه ØŒ Â«ØØ§Ù„ توØÛŒØ¯Â»ØŒ وص٠لازم Ø°Ø§ØªÙ Ù…ÙˆØØ¯ Ù…ÛŒ شود Ùˆ تمامی ظلمات رسوم وجود او، جز اندکی ØŒ در غلبة اشراق نور توØÛŒØ¯ متلاشی Ù…ÛŒ گردد. Ù…ÙˆØØ¯ در این مرتبه بدانجا Ù…ÛŒ رسد Ú©Ù‡ توØÛŒØ¯ را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند نه وص٠خود Ùˆ این دیدن را نیز ÙØ¹Ù„ ØÙ‚ تعالی Ù…ÛŒ بیند. منشأ این توØÛŒØ¯ نور مشاهده است Ùˆ با تØÙ‚Ù‚ این مرتبه از توØÛŒØ¯ شرک Ø®ÙÛŒ از میان Ù…ÛŒ رود. برای آدمی مرتبه ای بالاتر از این در توØÛŒØ¯ میسر نیست (عزالدین کاشانی ØŒ ص ٢١Ù€ ٢٢Ø› پارسا، ص ١٤٤Ù€١٤٥Ø› عبدالرØÙ…ان جامی ØŒ ص ٧٨Ù€ ٧٩). در این مرتبه سالک از ÙˆØØ¯Øª شهود به ÙˆØØ¯Øª وجود Ù…ÛŒ رسد Ùˆ Ùنای در توØÛŒØ¯ Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به جوادی آملی ØŒ ص ٥٦). سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (١٣٦٢ Ø´ ØŒ ص ٧٦) «عین الیقین »، «ایقان » Ùˆ «سابق مقرّب » را Ú©Ù‡ در قرآن به آنها اشاره شده ØŒ ناظر به این مرتبه از توØÛŒØ¯ Ùˆ اهل آن Ù…ÛŒ داند (نیز رجوع کنید به پارسا، ص ١٠٣). به Ú¯ÙØªØ© سیدØÛŒØ¯Ø± آملی (١٣٤٧ Ø´ ØŒ ص ٨٧ Ù€ ٨٨) مراد٠وی از اینکه توØÛŒØ¯ الوهی (= توØÛŒØ¯ عامه ) را به انبیا Ùˆ توØÛŒØ¯ وجودی (= هر دو مرتبة توØÛŒØ¯ مخصوص Ø¹Ø§Ø±ÙØ§Ù† ) را به اولیا اختصاص داده ØŒ این نیست Ú©Ù‡ انبیا از توØÛŒØ¯ اولیا بی بهره اند یا اولیا نصیبی از توØÛŒØ¯ انبیا ندارند، بلکه انبیا Ùˆ اولیا هر کدام جامع هر دو قسم Ùˆ واجد هر دو مرتبه اند. مراد از این تخصیص این است Ú©Ù‡ در هر یک از ایشان آن قسم توØÛŒØ¯ Ú©Ù‡ ذکر شد غلبه دارد Ùˆ به دعوت به آن مأمورند. انبیا در ظاهر داعی Ùˆ مأمور به توØÛŒØ¯ الوهی اند، اما در باطن Ùˆ اصل ØŒ مرشد Ùˆ آمر به توØÛŒØ¯ وجودی اند. همچنین اولیا اگرچه در باطن مرشد به توØÛŒØ¯ وجودی اند، در ظاهر نیز داعی به توØÛŒØ¯ الوهی اند Ùˆ به جهت پیروی انبیا، هادی به توØÛŒØ¯ الوهی Ùˆ اسوة طریقت انبیاءاند. اهل Ø¹Ø±ÙØ§Ù† از وجه دیگری ØŒ برای توØÛŒØ¯ مراتب سه گانة توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ ØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را بر شمرده اند. این مراتب با مراتبی Ú©Ù‡ پیشتر ذکر شد متناظر است ØŒ جز اینکه برای سالک در مرتبة اول (= توØÛŒØ¯ خاصه ) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ Ùˆ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ ØØ§ØµÙ„ Ù…ÛŒ شود Ùˆ در انتها (= توØÛŒØ¯ خاصة الخاصه ) توØÛŒØ¯ ذاتی Ù…ØÙ‚Ù‚ Ù…ÛŒ گردد ( رجوع کنید به عبدالرزاق کاشی ØŒ ١٣٧٩Ø´ ال٠، ص ١١٩Ø› آملی ØŒ ١٣٦٢Ø´ ØŒ ص ٧٩Ù€٨٠Ø› پارسا، ص ١٠٤Ø› لاهیجی ØŒ ص ٢٦٨Ù€ ٢٦٩). لاهیجی (همانجا) توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ÛŒ را مقام Ù…ØÙˆØŒ توØÛŒØ¯ ØµÙØ§ØªÛŒ را مقام طَمْس Ùˆ توØÛŒØ¯ ذاتی را مقام Ù…ÙŽØÙ’Ù‚ Ù…ÛŒ خواند. عبدالرزاق کاشی در تقسیمی دیگر (١٣٧٩Ø´ ب ØŒ ص ٣٣٢) توØÛŒØ¯ را بر چهار قسم دانسته است : توØÛŒØ¯ Ø§ÙØ¹Ø§Ù„ ØŒ توØÛŒØ¯ اسما، توØÛŒØ¯ ØµÙØ§Øª ØŒ توØÛŒØ¯ ذات . هریک از سه قسم اول یا علمی است یا ذوقی ØŒ Ú©Ù‡ قسم علمی را بیانی Ùˆ قسم ذوقی را عیانی نیز Ù…ÛŒ گویند. قسم چهارم بر سه نوع است : بیانی ØŒ عیانی Ùˆ ØÙ‚انی ØŒ Ú©Ù‡ به عبارت دیگر همان «علم الیقین »، «عین الیقین » Ùˆ «ØÙ‚ الیقین » است (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به همان ØŒ ص ٣٣٢Ù€٣٤٦). سیدØÛŒØ¯Ø±Ø¢Ù…Ù„ÛŒ (١٣٤٧Ø´ ØŒ ص ٨١ Ù€٨٢) نیز از عبدالرزاق کاشی نقل Ù…ÛŒ کند Ú©Ù‡ او برای هریک از اقسام ده گانة مقامات ØŒ صورتی از توØÛŒØ¯ را بیان کرده Ú©Ù‡ با وجوه سه گانة خواجه عبداللّه انصاری (ص ١٣٥Ù€١٣٩) منطبق است . منابع : ØÛŒØ¯Ø±Ø¨Ù† علی آملی ØŒ اسرارالشریعة Ùˆ اطوار الطریقة Ùˆ انوارالØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران ١٣٦٢ Ø´ Ø› همو، کتاب جامع الاسرار Ùˆ منبع الانوار ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران ١٣٤٧ Ø´ Ø› همو، المقدمات من کتاب نص النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø ÙØµÙˆØµ الØÚ©Ù… لمØÛŒÛŒ الدین ابن العربی ØŒ ج ١ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران ١٣٦٧ Ø´ Ø› ابن عربی ØŒ التجلیات الالهیة ØŒ همراه با تعلیقات ابن سودکین ØŒ Ùˆ کش٠الغایات ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ø§ Ø§Ú©ØªÙ†ÙØª علیه التجلیات ØŒ چاپ عثمان اسماعیل ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ تهران ١٣٦٧ Ø´ Ø› همو، Ø§Ù„ÙØªÙˆØØ§Øª المکیة ØŒ چاپ عثمان ÛŒØÛŒÛŒ ØŒ قاهره ØŒ Ø³ÙØ± ٢ØŒ ١٤٠٥/ ١٩٨٥ØŒ Ø³ÙØ± ٥ØŒ ١٣٩٧/١٩٧٧ØŒ Ø³ÙØ± ٦ØŒ ١٣٩٨/١٩٧٨ØŒ Ø³ÙØ± ٨ ØŒ ١٤٠٣/ ١٩٨٣ØŒ Ø³ÙØ± ١٢ØŒ ١٤٠٨/١٩٨٨Ø› ابونصر سراج ØŒ کتاب اللَّمع ÙÛŒ التصو٠، چاپ رینولد آلن نیکلسون ØŒ لیدن ١٩١٤ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ( بی تا. ) Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د انصاری ØŒ کتاب منازل السائرین ØŒ بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د پارسا، تØÙØ© السالکین ØŒ دهلی ( ١٩٧٠ ) Ø› علی بن Ù…ØÙ…د ترکه اصÙهانی ØŒ تمهیدالقواعد ØŒ چاپ جلال الدین آشتیانی ØŒ قم ١٣٨١ Ø´ Ø› سلیمان بن علی تلمسانی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین الی الØÙ‚ المبین ØŒ چاپ عبدالØÙیظ منصور، تونس ١٩٨٨ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª قم ١٣٧١ Ø´ Ø› عبدالرØÙ…ان بن اØÙ…د جامی ØŒ نقد النصوص ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ù†Ù‚Ø´ Ø§Ù„ÙØµÙˆØµ ØŒ چاپ ویلیام چیتیک ØŒ تهران ١٣٥٦ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن مطهر جامی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة ØŒ چاپ Ù…ØÙ…دعلی Ù…ÙˆØØ¯ØŒ تهران ١٣٤٣ Ø´ Ø› عبداللّه جوادی آملی ØŒ ØªØØ±ÛŒØ± تمهیدالقواعد صائن الدین علی بن Ù…ØÙ…د الترکه ØŒ ( تهران ) ١٣٧٢ Ø´ Ø› روزبهان بقلی ØŒ کتاب عبهرالعاشقین ØŒ چاپ هانری کوربن Ùˆ Ù…ØÙ…د معین ØŒ تهران ١٣٦٦ Ø´ Ø› Ø¬Ø¹ÙØ± سجادی ØŒ ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ Ø§ØµØ·Ù„Ø§ØØ§Øª Ùˆ تعبیرات Ø¹Ø±ÙØ§Ù†ÛŒ ØŒ تهران ١٣٧٠ Ø´ Ø› مجدودبن آدم سنایی ØŒ ØØ¯ÛŒÙ‚Ø© الØÙ‚یقة Ùˆ شریعة الطریقة ØŒ چاپ مدرس رضوی ØŒ تهران ١٣٥٩ Ø´ Ø› ÛŒØÛŒÛŒ بن ØØ¨Ø´ سهروردی ØŒ Ø±Ø´Ù Ø§Ù„Ù†ØµØ§Ø¦Ø Ø§Ù„Ø§ÛŒÙ…Ø§Ù†ÛŒØ© Ùˆ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„ÙØ¶Ø§Ø¦Ø الیونانیة ØŒ ترجمة علی بن Ù…ØÙ…د معین الدین یزدی ØŒ چاپ نجیب مایل هروی ØŒ تهران ١٣٦٥ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ø§Ø³ØØ§Ù‚ صدرالدین قونیوی ØŒ Ù…ÙØªØ§Ø الغیب ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د خواجوی ØŒ تهران ١٣٧٤ Ø´ Ø› عبدالرزاق کاشی ØŒ Ø´Ø±Ø Ù…Ù†Ø§Ø²Ù„ السائرین ØŒ چاپ Ù…ØØ³Ù† Ø¨ÛŒØ¯Ø§Ø±ÙØ±ØŒ قم ١٣٧٢ Ø´ Ø› همو، لطائ٠الاعلام ÙÛŒ اشارات اهل الالهام ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ تهران ١٣٧٩ Ø´ ال٠؛ همو، مجموعه رسائل Ùˆ Ù…ØµÙ†ÙØ§Øª ØŒ چاپ مجید هادی زاده ØŒ رسالة ٣: رسالة ØªØ´Ø±ÛŒÙØ§Øª ØŒ تهران ١٣٧٩ Ø´ ب Ø› Ù…ØÙ…ودبن علی عزالدین کاشانی ØŒ Ù…ØµØ¨Ø§Ø Ø§Ù„Ù‡Ø¯Ø§ÛŒØ© Ùˆ Ù…ÙØªØ§Ø Ø§Ù„Ú©ÙØ§ÛŒØ© ØŒ چاپ جلال الدین همایی ØŒ تهران ١٣٦٧ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن ابراهیم عطار، منطق الطیر: مقامات الطیور ØŒ چاپ صادق گوهرین ØŒ تهران ١٣٦٥ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د غزالی ØŒ رسائل الغزالی ØŒ چاپ ریاض مصطÙÛŒ عبداللّه ØŒ رساله ٣: رسالة ÙÛŒ التوØÛŒØ¯ ØŒ دمشق : دارالØÚ©Ù…Ø© ØŒ ( بی تا. ) Ø› همو، کیمیای سعادت ØŒ چاپ ØØ³ÛŒÙ† خدیوجم ØŒ تهران ١٣٦١ Ø´ Ø› عبدالکریم بن هوازن قشیری ØŒ الرسالة القشیریة ØŒ چاپ معرو٠زریق Ùˆ علی عبدالØÙ…ید بلطه جی ØŒ بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨Ø› Ù…ØÙ…دبن ÛŒØÛŒÛŒ لاهیجی ØŒ Ù…ÙØ§ØªÛŒØ الاعجاز ÙÛŒ Ø´Ø±Ø Ú¯Ù„Ø´Ù† راز ØŒ چاپ کیوان سمیعی ØŒ تهران ?( ١٣٣٧ Ø´ ) Ø› اسماعیل بن Ù…ØÙ…د مستملی ØŒ Ø´Ø±Ø Ø§Ù„ØªØ¹Ø±Ù Ù„Ù…Ø°Ù‡Ø¨ التصو٠، چاپ Ù…ØÙ…د روشن ØŒ تهران ١٣٦٣Ù€١٣٦٦ Ø´ Ø› جلال الدین Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د مولوی ØŒ لب لباب مثنوی ØŒ ( به انتخاب ) ØØ³ÛŒÙ† بن علی کاشÙÛŒ ØŒ چاپ نصراللّه تقوی ØŒ تهران ١٣٦٢ Ø´ Ø› همو، مثنوی معنوی ØŒ تصØÛŒØ رینولد آلن نیکلسون ØŒ چاپ نصراللّه پورجوادی ØŒ تهران ١٣٦٣ Ø´ Ø› عبداللّه بن Ù…ØÙ…د نجم رازی ØŒ مرصادالعباد ØŒ چاپ Ù…ØÙ…د امین ریاØÛŒ ØŒ تهران ١٣٧٧ Ø´ Ø› عزیزالدین بن Ù…ØÙ…د نسÙÛŒ ØŒ بیان التنزیل ØŒ چاپ علی اصغر میرباقری ÙØ±Ø¯ØŒ تهران ١٣٧٩ Ø´ Ø› همو، کش٠الØÙ‚ایق ØŒ چاپ اØÙ…د مهدوی دامغانی ØŒ تهران ١٣٥٩ Ø´ Ø› همو، مجموعه رسائل مشهور به کتاب الانسان الکامل ØŒ چاپ ماریژان موله ØŒ تهران ١٣٤١ Ø´ Ø› Ù…ØÙ…دبن Ù…ØÙ…د نصیرالدین طوسی ØŒ اوصا٠الاشرا٠، چاپ نجیب مایل هروی ØŒ مشهد ?( ١٣٥٧ Ø´ ) Ø› علی بن عثمان هجویری ØŒ Ú©Ø´Ù Ø§Ù„Ù…ØØ¬ÙˆØ¨ ØŒ چاپ Ùˆ. Ú˜ÙˆÚ©ÙˆÙØ³Ú©ÛŒ ØŒ لنینگراد ١٩٢٦ØŒ چاپ Ø§ÙØ³Øª تهران ١٣٧١ Ø´ . / ÙØ§Ø·Ù…Ù‡ Ùنا /