دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٩٤
توپ مروارید ، توپ نظامی بزرگی در میدان ارگ تهران قدیم . وجه تسمیة این توپ معلوم نیست . به نوشتة کتیرائی (ص ٣٢١)، چند رشته مروارید را مانند گردنبند، در نزدیکی دهانة توپ آویخته بودند و بدین سبب آن را توپ مروارید گفته اند.
این توپ در ضلع جنوبی میدان ارگ ، روبروی نقاره خانة قدیم ، روی سکویی کاشی کاری شده به ارتفاع یک متر قرار داشت (شهری باف ، ج ١، ص ٣٥٥ـ٣٥٦). طبق نوشته های روی آن ، این توپ را شخصی به نام اسماعیل اصفهانی ، در ١٢٣٣ به امر فتحعلی شاه قاجار (حک : ١٢١٢ـ١٢٥٠) ساخته است (حسن بیگی ، ص ٦٨ـ٦٩).
از دورة قاجار خرافات بسیاری در بارة این توپ رواج یافت که سبب شد جایگاهی نیمه مقدّس پیدا کند، از جمله می گفتند که این توپ به دستور کریم خان زند در شیراز ساخته شده و چون مدتی در مقبرة شخص مقدّسی بوده ، حالتی روحانی
در آن پدیدار گشته و بعدها خودش از شاه چراغِ شیراز به میدان ارگ تهران آمده است (کتیرائی ، همانجا؛ شهری باف ، ج ١، ص ٣٥٤؛ نیز رجوع کنید به حسن بیگی ، ص ٦٨ـ٦٩؛ ملکی ، ص ٥١ ـ٥٣). رواج خرافاتی از این قبیل ، باعث شده بود عده ای از زنان و دختران ، به نیت حاجت روایی و بخت گشایی به دورش جمع شوند و به آن دخیل ببندند، بخصوص در شبهای بیست وهفتم ماه رمضان و شبهای قدر (شهری باف ، ج ١، ص ٣٥٦). در
شب چهارشنبه سوری * نیز زنان و دختران پول و شیرینی و کله قند به نگهبانان توپ می دادند تا در اجرای مراسمشان
آزاد باشند (کتیرائی ، ص ٣٢٢ـ٣٢٤). مراسم بدین ترتیب بود که دخترِ دم بخت با کمک زنی که همراهش بود، سوار توپ می شد و سه بار می گفت : «یاقریب الفرج »، سپس از توپ پایین می آمد
و نوبت به دیگران می رسید. اگر کسی تا یک سال پس از سوارشدن بر توپ و دخیل بستن ، حاجتش روا می شد، یک دسته شمع دورتادور توپ مروارید روشن می کرد (همان ، ص ٣٢٢ـ٣٢٣).
اعتقاد مردم به توپ مروارید چنان بود که برای مقاصد گوناگون در جوار آن بست می نشستند، اگرچه رسمِ بست نشینی در ١٢٦٦ به دستور امیرکبیر موقوف و ممنوع گردید (نجمی ، ص ٥٦؛ برای اطلاع از بست نشینی و قانون لغو آن رجوع کنید به بست و بست نشینی * )، این رسم در دوره های بعد تکرار شد؛ مثلاً، در ١٣٠٧ سپاه لاریجان و در زمان مظفرالدین شاه (١٣١٣ـ١٣٢٤) چند تن از خانهای یزد از ستم جلال الدوله ، پسر ظل السلطان ، حاکم یزد در اطراف توپ مروارید بست نشستند. در زمانی که محمدابراهیم خان وزیر نظام حاکم تهران بود نیز جمعی از مردم برای اعتراض به فرمان او، مبنی بر اینکه در کوچه ها فرش
مؤسسة مطالعات تاریخ معاصر ایران ، مرکز اسناد و مدارک
کاربرگة ٢٦٥
عکس از: سیدحسین التجاء (الف
(ب
الف ) توپ مروارید در برابر عمارت نقاره خانه در میدان ارگ تهران
ب ) نام سازنده و نحوة سفارش توپ بر روی آن حکاکی شده است .
نتکانند، بستیِ توپ مروارید شدند. گاهی هم برخی زنان از ستم هَوو و آزار شوهر یا مادرشوهر زیر توپ مروارید بست می نشستند (کتیرائی ، ص ٣٢٢ـ٣٢٣؛ جکسون ، ص ٤٧٦).
در سالهای اولیة سلطنت ناصرالدین شاه قاجار، که تعزیر و حد زدن در تهران رواج یافته بود، محکومین را به این توپ می بستند و شلاق می زدند (حسن بیگی ، ص ٦٩). صادق هدایت نیز در کتابی به نام توپ مروارید با توجه به خرافات رایج میان مردم در بارة این توپ ، از اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوره انتقاد کرده است . این توپ هم اکنون در مدخل ساختمان شمارة هفت وزارت امور خارجه قرار دارد.
منابع :
(١) آبراهام والنتاین ویلیامز جکسون ، سفرنامة جکسن : ایران در گذشته و حال ، ترجمة منوچهر امیری و فریدون بدره ای ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢) محمدرضا حسن بیگی ، تهران قدیم ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٣) جعفر شهری باف ، تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٤) محمود کتیرائی ، از خشت تا خشت ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٥) حسین ملکی ، تهران در گذرگاه تاریخ ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) ناصر نجمی ، دارالخلافة تهران ، تهران ١٣٦٢ ش .
/ سوسن فرهنگی /