دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩٧٦
تِنّین (اژدها ، ثُعبان )، از صورتهای فلکی در نیمکرة شمالی آسمان . این صورت در مجاورت صورتهای فلکی دُب اکبر، دب اصغر، قیفاووس ، شِلیاق ، زرّافه ، عوّا و جاثی قرار گرفته و به صورت ماری بزرگ در گرداگرد قطب شمالیِ دایرة البروج تصور شده است (ابوریحان بیرونی ، ص ٩١).
واژة عربی تنّین احتمالاً از واژة سریانی و آرامی تَنینا گرفته شده است ( رجوع کنید به مشکور، ج ١، ص ١٠٨). صورت فلکی تنّین را در فارسی هُشْتُنْبُر می نامیده اند (فیروزآبادی ، ذیل «ت ن ن »). در افسانه های یونانی ، تنّین اژدهایی بوده است که هرکول یا کادموس او را کشت و دندانهایش را در خاک پنهان کرد و از آنها مردانی مسلّح روییدند (آلن ، ص ٢٠٣؛ آمریکانا ، ج ٩، ص ٣٢٥، ذیل "Draco" ؛ مصفّی '، ذیل مادّه ).
بنا بر اسطوره های کشورهای مختلف مشرق زمین ، به هنگام خورشیدگرفتگی یا ماه گرفتگی ، خورشید یا ماه به کام اژدهای فلکی می رود ( رجوع کنید به بریور ، ص ١٦ـ١٧). در گذشته در ایران ،هنگام خورشیدگرفتگی یا ماه گرفتگی بر بام خانه ها روی طشت می زده اند تا اژدها، خورشید یا ماه را آزاد کند ( رجوع کنید به نظامی ، ١٣١٥ ش ، ص ٩٧؛ همو، ١٣٧٤ش ، ص ٢٠٠). در اسطوره های یونان باستان ، میان اژدهای فرضی فلکی و صورت فلکی تنّین ارتباطی وجود ندارد. احتمالاً در تمدنهای پیش از یونان ، مانند تمدن بابِل ، این دو اژدها به نوعی با یکدیگر ارتباط داشته اند. شاید بابلیها صورت فلکی تنّین را به این دلیل ابداع کرده اند که
نمایندة اژدهای گرفتگیها باشد. در میان اعراب ، شاعران و منجمان ایرانی ، این اژدهای فلکی و صورت فلکی اژدها، هردو، تنّین نامیده شده اند (برای نمونه رجوع کنید به صوفی ، ص ٥٠؛ سنایی ، ص ٤٣٠). در ادبیات فارسی ، اژدهای فلکی و صورت فلکی اژدها یا تنّین با تعابیری همچون اژدهای چرخ ، اژدهای گردون یا اژدهای سپهر نیز به کار رفته است (مسعود سعدسلمان ، ص ١، ٦؛ نظامی ، ١٣١٥ش ، ص ١٣٠). در نجوم دورة اسلامی ، برخی ستاره های تنّین نام خاصی دارند و بخشهایی از این صورت فلکی به اشیا یا جانوران تشبیه شده است ، مانند ستاره های چهارده ، پانزده و شانزده در فهرست صوفی که به دیگپایه تشبیه شده اند و عوائذ که نام مجموع چهار ستارة سر تنّین بوده است وآن را به چهار شتر مادة پیر تشبیه کرده اند (صوفی ، ص ٥٤ ـ ٥٥، ترجمة فارسی ، ص ٣٨؛ کونیچ و اسمارت ، ص ٣٤).
در احکام نجوم ، تنّین مزاج مریخ را دارد (شهمردان بن ابی الخیر، ص ٤٣٤). بطلمیوس در فهرستش مختصات و قدر ٣١ ستارة تنّین را بر شمرده است . از این تعداد، هشت تا از قدر سه ، شانزده تا از قدر چهار، پنج تا از قدر پنج و دو تا از قدر شش دیده می شود (ص ٣٤٤). عبدالرحمان صوفی نیز تعداد ستاره های تنّین را مانند بطلمیوس ذکر کرده ، ولی قدر آنها را متفاوت یافته است : نُه تا از قدر سه ، هشت تا از قدر چهار، دوازده تا از قدر پنج و دو تا از قدر شش (ص ٥٨ ـ٥٩). در نجوم امروزی ، تنّین ٧٩ ستارة درخشان از قدر ٥ر٥ را شامل می شود (بکیچ ، ص ٢٠٢). صوفی ، بدن تنّین را با سه حلقه رسم کرده است (شکل ١). گستردگی بدن تنّین را شش برج و دُم آن را در برج هفتم دانسته اند (فیروزآبادی ، همانجا). مهمترین ستارة تنّین ، ثُعبان ( ـ تنّین ) است ، البته نام ثعبان (به معنای اژدها) در برخی موارد به کل صورت فلکی تنّین نیز اطلاق شده است (روم ،ص ١٥٢). مهمترین ویژگی این ستارة قدر سوم آن است که در حدود ٨٠٠ ، ٤ سال پیش نزدیکترین ستاره به قطب شمال آسمانی بوده ، اما امروزه به سبب جابجایی مکان قطب شمال آسمانی بر اثر حرکت تقدیمی زمین ( رجوع کنید به تقدیم اعتدالین * )، نزدیکترین ستاره به قطب شمال آسمانی ، ستارة قطبی ( ـ دب اصغر) است (بکیچ ، همانجا؛ > فرهنگ نجوم < ، ذیل "Thuban" ).
قطب شمال دایرة البروج ، در صورت فلکی تنّین قرار داردو صوفی (همانجا) در تصویر تنّین ، مکان آن را مشخص کرده است .
محدودة تنّین از بُعد ٩ ساعت و ١٨ دقیقه تا ٢١ ساعت و از میل ْ٨٦+ تا ْ٤٨+ است . مساحت کل آن ٩٥ر١٠٨٢ درجة مربع است که ٦٢٥ر٢% از مساحت کل آسمان را می پوشاند. کانون سه بارش شهابی سالانه ، درصورت فلکی تنّین قرار دارد (بکیچ ، همانجا). در میان آنها، بارش شهابی «اژدهایی » یا «جاکوبینید» اهمیت بیشتری دارد و در حدود هفتم تیر هر سال رخ می دهد (همانجا؛ روم ، ص ٩٠).
منابع :
(١) ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢) بریان بریور، گرفتگیهای ماه و خورشید ، ترجمة محسن مدیر شانه چی ، مشهد ١٣٦٥ ش ؛
(٣) مجدودبن آدم سنایی ، دیوان ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٢٠ش ؛
(٤) شهمردان بن ابی الخیر، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانه ملک ، با مقدمه و فهرستها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٥) عبدالرحمان بن عمر صوفی ، کتاب صورالکواکب ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة بودلیان ، ش ١٤٤. Marsh ، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) همان : ترجمة صورالکواکب عبدالرحمن صوفی ، به قلم نصیرالدین طوسی ، چاپ معزالدین مهدوی ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٧) محمدبن یعقوب فیروزآبادی ، ترتیب القاموس المحیط ، چاپ طاهر احمدزاوی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٨) مسعود سعدسلمان ، دیوان ، چاپ غلامرضا رشیدیاسمی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٩) محمدجواد مشکور، فرهنگ تطبیقی عربی با زبانهای سامی و ایرانی ، تهران ١٣٥٧ش ؛
(١٠) ابوالفضل مصفّی '، فرهنگ اصطلاحات نجومی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(١١) الیاس بن یوسف نظامی ، مخزن الاسرار ، چاپ رستم علی اف ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(١٢) همو، هفت پیکر ، چاپ وحید دستگردی ، تهران ١٣١٥ ش ؛
(١٣) Richard Hinckley Allen, Star names their lore andmeaning , New York ١٩٦٣;
(١٤) E. Michael Backich, The Cambridge guide to the constellations , Cambridge ١٩٩٥;
(١٥) A Dictionary of astronomy , ed. IanRidpath, Oxford: Oxford University Press, ١٩٩٧;
(١٦) The Encyclopedia Americana , Danbury ١٩٨٤;
(١٧) Paul Kunitzsch and Tim Smart, Short guide to modern star names and their derivations , Wiesbaden ١٩٨٦;
(١٨) Patrick Moore, Guide to stars and planets , London ١٩٩٣;
(١٩) Claudius Ptolemy, Ptolemy's Almagest , translated and annotated by G. J. Toomer, London ١٩٨٤;
(٢٠) Adrian Room, Dictionary of astronomical names , London ١٩٨٨.
/ حمیدرضا گیاهی یزدی /