دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٩
باب اللاّ ن ، گذرگاهی طبیعی در کوههای قفقاز میانه ، واقع در مشرق کوه کازبک ، در قسمت جنوبی رشته کوههای قفقاز، در حدود صد کیلومتری شمال شهر تفلیس * و بیست کیلومتری جنوب اوردژونیکیدزه (مرکز جمهوری آستیای شمالی ) در گرجستان . رود تِرِک با جهت جنوبی ـ شمالی از این گذرگاه که ارتفاعات پیرامونش ٢٠٠ ، ١ تا ٥٠٠ ، ١ متر است عبور می کند. این گذرگاه از قدیم یگانه معبر قفقاز میانه به ماورای قفقاز (منطقه ای در جنوب رشته کوههای قفقاز) بود.
پیش از اسلام ، نام آن داریال (مارکوارت ، ص ١٠٠؛ ایگورمیخائیلوویچ دیاکونوف ، ص ٢٢٢) و در دورة اسلامی باب اللاّ ن (ابن خرداذبه ، ص ١٢٣) و دَرِالاّ ن ( حدودالعالم ، ص ١٩١) ضبط شده است . امروز نیز به آن داریال می گویند. باب اللاّ ن از نام قوم آلاْ ن * اخذ شده است که در دشتهای گستردة میان دو دریای آزوف و خزر به سر می بردند. آلانها خود را ایرونی می خواندند (باکیخانوف ، ص ٧)، و در سالهای ٧٢ـ٧٤ م از معابر کوههای قفقاز، مانند دربند خزر، به قفقاز و مادآتروپاتن (آذربایجان ) سرازیر شدند (میخائیل میخائیلوویچ دیاکونوف ، ص ١٠٤) رجوع کنید به آلاّ ن ، قوم ایرانی .
در ٣٦٣ م در زمان شاپوردوّم ، در پی صلحی به مدت سی سال میان ایران و روم ، ممالک قفقاز مثل ایبری و آلبانی از تصرف روم خارج و به ایران ملحق شد، و رومیان به طور رسمی پذیرفتند در مرمت دروازه های خزر در تنگة داریال ، که ممالک جنوبی قفقاز را از هجوم اقوام وحشی محافظت می کرد، با ایرانیان همکاری کنند (کریستن سن ، ص ٢٦٤). به نوشتة بلاذری ، قباد، شاه ساسانی ، بین شروان * و باب اللاّ ن دیواری خشتی ساخت (ص ٢٧٣)، که صد فرسنگ طول داشت (یعقوبی ، ج ١، ص ١٧٨). به قولی ، انوشیروان باب اللاّ ن را ساخته است (بلاذری ، ص ٢٧٤).
در ٢٢، در آغاز فتوحات اسلامی ، خلیفة دوم ، سراقة بن عمرو را به دربند * فرستاد. او پس از فتح دربند، حُذَیفة بن اُسَید غفاری را به کوهستان اللاّ ن گسیل کرد (طبری ، ج ٤، ص ١٥٧؛ ابن اثیر، ج ٣، ص ٢٩). در ٤٢ در زمان خلافت معاویه (متوفی ٦٠)، مسلمانان در روم و اللاّ ن جنگهایی کردند (طبری ، ج ٥، ص ١٧٢). در ١٠٥، جَرّاح بن عبداللّه حَکَمی از باب اللاّ ن گذشت (یعقوبی ، ج ٢، ص ٣١٥)، و چند قلعه را در سرزمین بَلَنْجَر (در پشت باب اللاّ ن ) گشود و غنایم بسیاری به دست آورد (طبری ، ج ٧، ص ٢١؛ ابن اثیر، ج ٥، ص ١٢٥؛ نویری ، ج ٢١، ص ٤٠٣). به نوشتة ابن اثیر، در ١٠٦، جرّاح بن عبداللّه به باب اللاّ ن و ناحیة اللاّ ن لشکر کشید و مردم آن ناحیه تن به صلح و پرداخت جزیه دادند (ج ٥، ص ١٣٤). در ١١٠، مَسْلَمة بن عبدالملک ، به قصد جنگ با ترکان ، از دربند اللاّ ن گذشت و خاقان ترک با لشکر خود به مقابلة او رفت ، امّا به سبب بارش باران ، خاقان از جنگ منصرف شد و مسلمه هم از راهی که آمده بود برگشت (طبری ، ج ٧، ص ٥٤؛ ابن اثیر، ج ٥، ص ١٥٥). در ١١٢، خزرها * و ترکان با هم متحد شدند و از باب اللاّ ن به اردبیل رفتند (طبری ، ج ٧، ص ٧٠؛ ابن اثیر، ج ٥، ص ١٥٩). در ١١٤، مروان بن محمد، والی ارمنستان ، به قصد جنگ با خزران ، از محل معروف به باب اللاّ ن وارد سرزمین خزرها شد (بلاذری ، ص ٢٩٢)، امّا خزرها درخواست صلح کردند (ابن اثیر، ج ٥، ص ١٧٨). در ١١٧، مروان بن محمد دو سپاه به نواحی شمال ارمنستان فرستاد که یکی از آن دو، قلعة اللاّ ن را گشود (طبری ، ج ٧، ص ٩٩). در ١١٩، مروان برای جنگ با خزرها، از باب اللاّ ن گذشت و تا بلنجر * و سمندر ( در شمال کوههای قفقاز ) ، یعنی سرزمین خزرها و ترکان ، پیش رفت (ابن اثیر، ج ٥، ص ٢١٥). در ١٤١، در زمان خلافت منصور، یزیدبن اسید سلمی به ولایت ارمنیه رسید. او باب اللاّ ن را گشود و مأمورانی از اهل دیوان برآن گماشت (بلاذری ، ص ٢٩٥). در قرن سوم ، ابن خرداذبه از قلعه های واقع در دهانة درّه های کوه قفقاز، مانند باب اللاّ ن ، نام می برد (ص ١٢٣). ابن فقیه ، در همان عصر، می نویسد که از باب الابواب * تا باب اللاّ ن ٣٦٠ قصر بنا شده بود (ص ٢٨٦). به نوشتة ابن رسته (ص ١٤٨) و گردیزی (ص ٢٧٨ـ٢٧٩)، راه اللاّ ن از سمت چپ سرزمین سریر، پس از ده روز راه میان درختها و جویبارها به قلعه ای به نام باب اللاّ ن منتهی می شود. این قلعه بر فراز کوهی قراردارد، در پایین کوه راهی است که پیرامون آن را کوههای سربه فلک کشیده احاطه کرده است ، از دیوار قلعه هر روز هزار مرد نگهبانی می کنند. مسعودی می گوید، میان مملکت اللاّ ن و کوه قبق * ( قفقاز ) بر دره ای بزرگ ، قلعه و پلی است که قلعه را باب اللاّ ن می گویند. در روزگار پیشین ، یکی از شاهان قدیم ایران آن را بنا کرد و در آنجا مردانی گماشت تا از رسیدن قوم اللاّ ن به کوه قبق جلوگیری کنند. جز این پل و این قلعه راهی نیست . قلعه بر صخره ای سخت قراردارد و چشمة آب خوشگواری در آن جاری است (ج ١، ص ٢٢٩ـ٢٣٠). به نوشته حدودالعالم ، «بر دَرِاللاّ ن شهری است همانند قلعه ای بر سر کوه که خرمترین شهرهای اللاّ ن است » (ص ٣٥، ١٩١). در قرن هفتم ، به نوشتة یاقوت حموی ، اللاّ ن سرزمین وسیع مجاور خزران با امتهای بسیار است که بلاد آنان به دربند ختم می شود (ج ١، ص ٣٥٠ـ٣٥١، ج ٤، ص ٣٤٣). یک قرن بعد، به نوشتة ابوالفداء: «در میان کوه قفقاز ده راه دیگر است و بزرگترین آنها راه میانی است ؛ و آن نیز دیوار و دری دارد موسوم به باب اللاّ ن » (ص ٩٨). در همین اثر، شهر باب اللاّ ن جزو شهرهای ارمنیه نام برده شده است (ص ٤٤٣). از قرن هشتم به بعد، نام باب اللاّ ن در منابع تاریخی و جغرافیایی بندرت دیده می شود ولی از قوم اللاّ ن بسیار سخن رفته است . در ٧٩٧، امیر تیمور در پی توقتمیش خان از آب تِرِک ـ رودی در تنگ داریال ـ گذشت (نظام الدّین شامی ، ص ١٥٩). شرف الدّین علی یزدی هم ، به عبور تیمور از تنگی در قفقاز میانه اشاره می کند که باید داریال باشد. به نوشتة او، امیرتیمور به سوی قلعه ای به نام کولاطاووس (نام سرداران آن ) روانه شد. مردم آنجا از طوایف البرز کوه بودند، قلعه ها و حصارهای محکمی بر بالای کوهها بود، راههای آن بغایت دشوار و ارتفاع کوهها به حدی بود که چشم بیننده را خیره می کرد؛
بویژه قلعة متعلق به طاووس که در سومین کمرِ کوه بلندی مانند آشیان جانوری به نظر می رسید، و ارتفاع آن کوه به حدی بود که تیر پرتاب شده به قلة آن نمی رسید. تیمور با مشقت بسیار آن قلعه را با استفاده از نردبانهای طنابی تسخیر کرد (ج ١، ص ٥٤٦ـ٥٤٧).
پس از دست اندازی روسها به قفقاز از دورة پطر کبیر در ١٨٠٣، آستیها و لزگیها * تابع روسیّه شدند ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «قفقاز») و از آن به بعد تنگة داریال جزو متصرفات روسیه شد.
امروزه یکی از راههایی که نواحی واقع در جنوب رشته کوههای قفقاز را به مناطق شمالی آن می پیوندد از تنگه داریال می گذرد.
منابع :
(١) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٥) اسماعیل بن علی ابوالفداء، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمّد آیتی ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٦) عباسقلی آقا باگیخانوف ، گلستان ارم ، چاپ عبدالکریم علیزاده و دیگران ، باکو ١٩٧٠؛
(٧) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ عبدالله انیس طبّاع و عمر انیس طبّاع ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٨) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٩) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(١٠) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١١) میخائیل میخائیلوویچ دیاکونوف ، اشکانیان ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥١ ش ؛
(١٢) شرف الدّین علی یزدی ، ظفرنامه ، چاپ محمدعباسی ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٣) محمدبن جریرطبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم والملوک ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(١٤) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، چاپ افست تهران ١٣٥١ ش ؛
(١٥) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، زین الاخبار، چاپ عبدالحیّ حبیبی ، چاپ افست تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٦) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر، چاپ شارل پلاّ ، بیروت ١٩٦٥ـ١٩٧٩؛
(١٧) نظام الدّین شامی ، ظفرنامه ، چاپ پناهی سمنانی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٨) احمدبن عبدالوهاب نویری ، نهایة الارب فی فنون الادب ، ج ٢١، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٣٩٦/١٩٧٦؛
(١٩) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٠) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، قم ( بی تا. ) ؛
(٢١) Jouchin Marquart, E ¦ ra ¦ ns § ahr , Berlin ١٩٠١;
(٢٢) The Times atlas of the world , London ١٩٨٥.
/ حسین قرچانلو /