دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٩١
تَمیشَه ، شهری قدیمی در مشرق طبرستان قدیم . این شهر در مرز شرقی طبرستان و سرحد گرگان ، در شانزده فرسخی مشرق شهر ساری (ساریه ) واقع بوده است . نام آن در منابع سده های اولیة اسلامی به صورت طَمیس (ابن خرداذبه ، ص ١١٩؛
ابن رُسته ، ص ١٤٩)، طَمیسه (بلاذری ، ص ٣٢٦)، طمیش (ابن فقیه ، ص ٣٠٢)، طَمیشه (اصطخری ، ص ٢٠٧)، طمیسة و تمیشة (مقدسی ، ص ٣٥٤ـ ٣٥٥) آمده است . ضبط تمیشه نیز در منابع قدیم فارسی به کار رفته است ( رجوع کنید به حدودالعالم ، ص ١٤٤؛
فردوسی ، ص ٢٢، ٣٦،٤٠؛
ابن اسفندیار، ج ١، ص ١٥٢).
از اوضاع تمیشه پیش از اسلام اطلاع چندانی در دست نیست . در شاهنامه آمده که شهر تمیشه پایتخت دوم فریدون ، پس از آمل ، بوده است (فردوسی ، ص ٢٢). در دورة ساسانیان ، انوشیروان در مشرق تمیشه دیواری آجری از کوه تا دریا ساخت تا از حملة ترکان به طبرستان جلوگیری کند. او مدتی در تمیشه به سر برد و در آنجا به عمارت پرداخت (ابن رسته ، ص ١٥٠؛
ابن فقیه ، ص ٣٠٤؛
یاقوت حموی ، ج ٣، ص ٥٤٧؛
ابن اسفندیار، همانجا).
مسلمانان تمیشه را در سال ٣٠ و زمان خلافت عثمان (٢٣ـ ٣٥) گشودند (طبری ، ج ٥، ص ٢٨٣٦؛
قس ابن فقیه ، ص ٣٠٧). به نوشتة حجازی کناری ، محقق معاصر، در آن زمان یکی از آبادیهای مهم تمیشه آبادی کوسان * بود (ص ١٠٢). طبری به لشکرکشی و نبرد سنگین سعیدبن عاص در شهر ساحلی تمیشه ، گشوده شدن دروازه به دست اهالی هنگامی که سعید به آنان امان داده بود و کشتار ایشان اشاره کرده است (ج ٥، ص ٢٨٣٦ـ٢٨٣٧). در سال ٩٨ یزیدبن مُهَلَّب به تمیشه لشکر کشید. در اواسط قرن دوم ابوالعباس طوسی ، حاکم طبرستان ، سپاه هزار نفری از اعراب را به سرپرستی شمربن عبداللّه
خزائی در «مَسلحة تمیشه » مستقر کرد (ابن اسفندیار، ج ١، ص ١٦٢، ١٧٨).
در ٢٢٤، کوهیار به دستور برادرش مازیار ــ آخرین امیر قارِن وَندان طبرستان ــ شهر و باروی تمیشه را ویران کرد و اهالی آنجا را کشت . پس از او سُرخاسْتان ، از یاران مازیار در ساری ، به تمیشه رفت و دور آن خندقی استوار حفر کرد و دژی محکم بنا نهاد (طبری ، ج ١١، ص ١٢٧٥). ابن اثیر (ج ٦، ص ٤٩٥ـ٤٩٦) با نقل همین وقایع ، طول باروی ویران شده را حدود ٥٥٦ ، ٥ متر ضبط کرده است . ابن خلدون (ج ٤، ص ٥٥٣) نیز از بارو ساختن مازیار در مشرق تمیشه (در محل باروی ساسانیان ) و حفر خندقی در آنجا یاد کرده است .
در قرن سوم ، ابن خرداذبه (ص ١١٨ـ١١٩) در بیان جَربی ' (سرزمینهای شمال )، و بلاذری (همانجا) در ذکر فتح گرگان و طبرستان از شهر تمیشه و قریة نامیه / نامنه نام برده اند (نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). در اواخر قرن سوم ، ابن رسته تمیشه را اولین شهر طبرستان از طرف گرگان دانسته و به دروازة بزرگ ، جمعیت زیاد، مسجدجامع و سپاه آنجا اشاره کرده است . به گفتة او، اهالی تمیشه و طبرستان فقط از طریق آن دروازه می توانستند به گرگان بروند (همانجا). ابن فقیه (قرن سوم ) از حدود تمیشه ، وجود منبر، دو هزار سپاهی و دیواری در آنجا یاد کرده است (ص ٣٠٣ـ ٣٠٤). او فاصلة استرآباد تا تمیشه را هفت فرسخ و فاصلة تمیشه تا نامیه را شش فرسخ ضبط کرده است (ص ٣٣٠).
در قرن چهارم ، اصطخری (ص ٢١٦ـ٢١٧) و ابن حوقل (ص ٣٨٤) به تمیشه در فاصلة سه «مرحله »ای ساری و یک مرحله ای استرآباد و نیز آبادیهای نزدیک آن ، از جمله بارَسْت / مارست و آبادان / ابادان ، اشاره کرده اند. مؤلف حدودالعالم تمیشه را شهرکی خرد و میان کوه و دریا، در فاصلة یک مرحله ای شهرک لِمراسْک ذکر کرده و از بارو، نعمت بسیار و حصار استوار آنجا یاد کرده است (ص ١٤٤ـ ١٤٥). در اواخر قرن چهارم ، مقدسی به نقل از مؤلفان پیشین ، در بارة تمیشه و آبادیهای نزدیک آن مطالبی آورده است (ص ٣٥٤ـ ٣٥٥، ٣٧٢).
در قرن ششم ، سمعانی تمیشه را قریه ای در مازندران ضبط کرده و از بزرگان آنجا یاد نموده است (ج ٤، ص ٧٢). مهمترین وقایع تمیشه در این قرن عبارت است از: لشکرکشی مرداویج ، فرستادة سلطان سنجر (حک : ٥١١ ـ٥٥٢) با ده هزار سپاهی به تمیشه و استقبال اهالی از او؛
به آتش کشیده شدن نواحی تمیشه به دستور بهرام ، از امرای طبرستان ، ظاهراً در ٥١٢ پس از یک ماه نبرد با رستم پسر دارا؛
و محاصرة چهل روزة تمیشه به فرمان مؤید آی ابه (متوفی ٥٦٩)، غلام سلطان سنجر (ابن اسفندیار، ج ٢، ص ٥٥ ـ٦٠، ٦٩ـ٧١؛
مرعشی ، ص ٢٢٥ـ ٢٢٦، ٢٣٨ـ ٢٣٩، ٢٤٨؛
خواندمیر، ج ٢، ص ٤١٩).
در ٦١٣، ابن اسفندیار تمیشه را یکی از ٢٧ شهر درون دربند تمیشه و در هامون در طبرستان ذکر کرده (ج ١، ص ٧٤) و گفته است که فریدون ، پس از پیروزی بر ضحاک ، تمیشه را پایتخت خود کرد. در دورة ابن اسفندیار، ویرانه های شهر تمیشه در جایی که او موضع «بانَصران » خوانده و نیز آثار گنبدهای گرماوه و خندقی که از کوه تا دریا کشیده شده بود، بجا مانده بود (همان ، ج ١، ص ٥٨). ابن اسفندیار، به نقل از علاءالدین تکش (حک : ٥٦٨ ـ٥٩٦)، در بارة تمیشه گفته است : «در معمورة عالم چون آن طرف جایی نیست ، چندان قلاع حصین و اموال دفین که در آنجاست ، کجا تواند بود و آبها بر روی زمین روان و ینابیع که به تابستان به برف و یخ حاجت نیست و کهریزهای پاکیزه ساخته و حقیقت آنکه آن موضع را شمّامة الدّین گفتند» (ج ٢، ص ١٣٩). در ٦١٧، در پی هزیمت سلطان محمدخوارزمشاه و عبور وی از این نواحی ، لشکر مغول به تمیشه حمله کرد (منهاج سراج ، ج ١، ص ٣١٢). در ٦٢٣، یاقوت حموی ضمن نقلِ مطالبِ پیشینیان اشاره کرده است که «تَمِیسَة » و «نَمیسَة » همان تمیشه نزد ایرانیان است (ج ٣، ص ٥٤٧، ج ٤، ص ٨١٥). به نوشتة عطاملک جوینی در ٦٣٠، نصرت الدین از سوی قاآنِ مغول ، حاکم ناحیه ای از کبودجامه در درون تمیشه تا بیرون تمیشه و استرآباد شد (ج ٢، ص ٢٢٢ـ٢٢٣). در ٦٩٢، رشیدالدین فضل اللّه در بارة به سر بردن غازان خان و قتلغ شاه در تمیشه مطالبی آورده است (١٣٥٨، ص ٣٦ـ٣٧؛
همو، ١٣٧٣ش ، ج ٢، ص ١٢٣٦). اولیاءاللّه آملی در ٧٣٤ و در ذکر واقعة امیرمسعود سربداری و توجه او به جانب مازندران ، از خندق تمیشه نام برده است (ص ١٨٠، ١٨٦). در قرن نهم ، مرعشی به خرابة تمیشه اشاره کرده و نشستگاه فریدون را تمیشة دیگری (تمیشة اَهلَم در نزدیکی آمل رجوع کنید به مهرآبادی ، ج ١، ص ١٢٧، پانویس )، غیر از تمیشة بانصران یا تمیشه کوتی بانصران در مشرق طبرستان ، دانسته است (ص ١٢ـ١٣، ١٦). مقصود مؤلفان قدیم ، از جمله ابن اسفندیار (ج ١، ص ٥٨)، از تمیشه ، تمیشه ای بوده که در نزدیکی قریة نامیه در مشرق طبرستان قرار داشته است .
از زمان ویرانی تمیشه اطلاع دقیقی در دست نیست . بعضی منابع جدید، ویرانی آن را در دورة مغول ، بویژه میان سالهای ٦١٧ تا ٦٢٥، ذکر کرده اند (رابینو ، ص ١١٤؛
مهجوری ، ج ١، ص ٢٢٩؛
شایان ، ص ٣٢٥). به عقیدة رابینو (ص ١٣٩)، پس از تغییراتی که با حملة مغول روی داد، تمیشه جزو نواحی گرگان و ضمیمة مازندران گردید. در ١٢٧٥ـ١٢٧٧/ ١٨٥٨ـ١٨٦٠ ملگونوف (ص ٦٦ـ٦٧) از آبادی «سرکَلا خرابْ شهر» ــ که ظاهراً تمیشه در آنجا بود ــ در بلوک سَدَن رُستاق ، از بلوکات استرآباد، نام برده است در همین زمانها، مکنزی (ص ١٦٨) از مشاهدات خود از امامزاده ، آثار دیوار و خندق خرابه شهر گزارش داده است . رابینو در ١٣٢٦ـ١٣٢٧/ ١٩٠٨ـ ١٩٠٩ محل شهر قدیمی تمیشه را در دهات اَنزان (در ١٣٧٩ش از دهستانهای بخش مرکزی در شهرستان بندرگز) و جایی به نام خرابه شهر ذکر کرده و از امامزاده ای محصور با قبرستانی وسیع ، خرابه های خندق ــ که از کوه تا دریا کشیده شده است ــ و رود کوچک خرابه شهر (الوندکیا) در حدود صدمتری آن خبر داده است (ص ١١٤ـ١١٥، ١٩٢؛
نیز رجوع کنید به برزگر، ج ١، ص ٣٩؛
شایان ، همانجا).
باستان شناسان در بارة آثار شهر قدیم خراب شهر و اشیای نفیس (بویژه از قرن هفتم ) به دست آمده از آنجا مطالبی گزارش کرده اند ( رجوع کنید به مداح ، ص ١٥٦). در ١٣٤٣ ش کاوشگران در سر کلاته خرابه شهر (نیز سَرکلاتة خراب شهر؛
در محل سَرکلاته ) و در قلعة نظامی و ناحیة بانصران ، سفالینه هایی متعلق به پیش از اسلام و دورة اسلامی ، و نیز از استخوانهایی از حیوانات و انسانها کشف کرده اند. در حفریات ناحیة بانصران ، مشخص شده که بالاترین لایه های شیشه های سفالی متعلق به سده های ششم تا هشتم است ( رجوع کنید به بیور و فهروری ، ص ٤٣ـ٤٧).
امروزه ویرانه های شهر تمیشه در محل آبادی سَرکلاته ، مرکز دهستان چهار کوه ، در بخش مرکزی شهرستان کُردکوی ، در استان گلستان ، در حدود یازده کیلومتری جنوب غربی شهر کردکوی و شش کیلومتری جنوب راه اصلی کردکوی ـ بهشهر واقع است (ایران . وزارت کشور، ص ٥٧؛
رزم آرا، ج ٣، ص ١٥٣؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ٢٩، ص ٨٨).
منابع :
(١) ابن اثیر؛
(٢) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ?( ١٣٢٠ش ) ؛
(٣) ابن حوقل ؛
(٤) ابن خرداذبه ؛
(٥) ابن خلدون ؛
(٦) ابن رسته ؛
(٧) ابن فقیه ؛
(٨) اصطخری ؛
(٩) محمدبن حسن اولیاءاللّه ، تاریخ رویان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٠) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(١١) اردشیر برزگر، تاریخ تبرستان پیش از اسلام ، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(١٢) بلاذری ؛
(١٣) جوینی ؛
(١٤) حسن حجازی کناری ، پژوهشی در زمینة نامهای باستانی مازندران ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٥) حدودالعالم ؛
(١٦) خواندمیر؛
(١٧) یاسنت لویی رابینو، مازندران و استرآباد ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(١٨) رزم آرا؛
(١٩) رشیدالدین فضل اللّه ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٢٠) همو، کتاب تاریخ مبارک غازانی : داستان غازان خان ، چاپ کارل یان ، لندن ١٣٥٨/١٩٤٠؛
(٢١) سمعانی ؛
(٢٢) عباس شایان ، مازندران ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٢٣) طبری ، تاریخ (لیدن )؛
(٢٤) ابوالقاسم فردوسی ، شاهنامة فردوسی ، نسخة موزة بریتانیا، چاپ محمد روشن و مهدی قریب ، تهران ١٣٧٤ش ؛
(٢٥) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٢٩: شاهرود ( گرگان )، تهران : ادارة جغرافیائی ارتش ، ١٣٦٧ش ؛
(٢٦) محمدکاظم مداح ، «تورنگ تپه »، در بازخوانی تاریخ مازندران ، به کوشش اسداللّه عمادی ، ساری : فرهنگ خانة مازندران ، ١٣٧٢ش ؛
(٢٧) ظهیرالدین بن نصیرالدین مرعشی ، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن ، پترزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣ش ؛
(٢٨) مقدسی ؛
(٢٩) چارلز فرانسیس مکنزی ، سفرنامة شمال ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی )، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٣٠) گریگوری والریانوویچ ملگونوف ، سفرنامة ملگونف به سواحل جنوبی دریای خزر ( ١٨٥٨ و ١٨٦٠م )، تصحیح ، تکمیل و ترجمة مسعود گلزاری ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٣١) عثمان بن محمد منهاج سراج ، طبقات ناصری ، یا، تاریخ ایران و اسلام ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٣٢) اسماعیل مهجوری ، تاریخ مازندران ، ج ١، ساری ١٣٤٢ش ؛
میترا مهرآبادی ، شاهنامة
(٣٣) منثور: متن کامل شاهنامة فردوسی به نثر پارسی سره ، تهران ١٣٧٤ـ١٣٧٥ش ؛
(٣٤) یاقوت حموی ؛
(٣٥) A.D.H. Bivar and G.Fehإrvؤri, "The walls of Tamm ¦ â sha", Iran: Journal of the British Institute of Persian Studies , IV (١٩٦٦).
/ وحید ریاحی /