دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٩
بانیاس (٢) ، شهرکی در سوریه در محل شهری قدیمی که در دوران باستان پانه آس نامیده می شد. این نام از معبد پان (ایزد کشتزارها و جنگلها و جانوران در اساطیر یونان ) گرفته شده است که ، در نزدیکی آن شهر، در غاری بنا شده و به یکی از سرچشمه های اصلی رود اردن تقدس بخشیده است . محل کنونی بانیاس در ٢٤ کیلومتری شمالِ غربی قُنَیْطِرَه ، در کنار جاده ای در طول مرز جنوبی جمهوری سوریه ، با آب فراوان و کشتزارهای وسیع ، در یکی از دره های سرسبز و دلپذیر کوه حِرمون (یا جبل الشیخ ) و در حاشیة نهر حرمون ، یکی از سرچشمه های رود اردن ، واقع شده است . نویسندگان عرب همواره از اراضی حاصلخیز، خصوصاً مزارع پنبه و برنج و مرکّبات آن یاد کرده اند.
از این شهر تنها از دورة هِلنی به این سو ذکری به میان آمده است ، اما تاریخی بمراتب کهنتر دارد. بانیاس در عهد هیرودویس کبیر، بویژه پسرش فیلیپ که به افتخار اوغُسْطُس (اوغُسْط ) بدان نام قیصریه داد، شکوه و جلال یافت . فیلیپ سکه هایی ضرب کرد که تصویری از بناهای شهر بر آن دیده می شد. در آن ایام این شهر (برای تمایز از قیصریة فلسطین ) قیصریة فیلیپس و بعداً قیصریة پانه آس نامیده می شد و، بعد از آن ، تنها بخش دوم این نام باقی ماند. به مناسبت دیدار عیسی علیه السّلام از این ناحیه ، در انجیل متّی (١٦:١٣) و مرقس (٨:٢٧) از این شهر یاد شده است . در قرن چهارم میلادی ، این شهر اسقف نشینی شد که به ایالت فنیقیه وابسته بود و، پس از اینکه مسلمانان آن را فتح کردند، به صورت شهر اصلی ناحیة جولان درآمد (قبل از نبرد یَرْموک * پایگاهی برای سپاهیان هراکلیوس بود). چندی بعد، مَقدسی به رفاه و رونق این شهر و روستاهای اطراف آن ، که اهالی «ثغور * » به آنجا کوچیده بودند، اشاره کرده است (ص ١٦٠). با این حال ، در ایام جنگهای صلیبی ، بانیاس ، که در این عهد بلیناس خوانده می شد و با صور * واقع در حد فاصل دمشق و سلطان نشین بیت المقدس فاصلة چندانی نداشت ، اهمیتی سوق الجیشی یافت و تاریخ آن پرحادثه تر شد و فرمانروایان متوالی آن به تحکیم و تقویت قلعه صُبَیْبَه ( حُبَیْبَه ؟ ) ، که به دست اسماعیلیان بنا شده و ویرانه هایش هنوز در بلندیهای مشرف بر این شهر برجاست ، همت گماشتند. در ٥٢٠/١١٢٦ طُغْتکین ، اتابک دمشق ، بانیاس را به بهرام ، رهبر اسماعیلیان ، که در آن ایام در شام فعّال بودند، واگذار کرد و در ٥٢٤/١١٣٠، متعاقب مرگ بهرام و اقدامات خشونت باری که در دمشق بر ضد پیروان این فرقه صورت گرفت ، شهر به فرانکها تسلیم شد. در ٥٢٧/١١٣٢، بوری آن را در نبرد شدیدی باز پس گرفت و به زَنْگی واگذار کرد و سپس فرانکها دوباره آن را محاصره و در ٥٣٤/١١٤٠، به یاری دمشقیان ، تصرف کردند. آنها با استمداد از بالدوینِ سوم و سپاهیانش ، دوبار متوالی نورالدین را به عقب راندند، ولی او سرانجام در ٥٥٩/١١٦٤، بانیاس و قلعة نظامی آن را به تصرف درآورد و مخالفان و دشمنانش ، با همه تلاشی که کردند، دیگر نتوانستند پای به این شهر بگذارند.
بانیاس از آن پس به صورت دژ مرزی میان ممالک اسلامی و سرزمینهای فرانکها درآمد. فرانکها در عهد ابن جُبَیْر (٥٨٠/١١٨٤) به نحو مسالمت آمیزی در بهره برداری از دشتهای اطراف با مسلمانان سهیم شده بودند. این شهر که صلاح الدّین ایوبی آن را به پسرش ملک افضل بخشیده بود، پس از او به بسیاری از امیران ایوبی رسید و ایشان ، چنانکه از چندین سنگ نبشتة موجود در آنجا برمی آید، بنیة دفاعی شهر را تقویت کردند. بَیْبَرْس ، (حک : ٦٥٨ـ٦٧٦) در ایام حکومت خود قلعة آن را، که پیوسته از نظر مؤلفان دورة ممالیک حایز اهمیت بود و حتی آن را مقرّ امیری مستقل از حکمران محلّی ذکر می کردند، ترمیم و بازسازی کرد. در این دوره ، بانیاس کرسی ولایتی بود که بخشی از نیابة عَجْلَون * در جنوب ایالت دمشق را تشکیل می داد. با همة این احوال ، این شهر در زمانی اندک اهمیت خود را از دست داد وبه صورت شهر کوچک امروزی درآمد.
منابع :
(١) علاوه بر کتاب مقدس . عهد جدید؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/١٩٧٩ـ١٩٨٢، ج ١٠،١١،١٢،١٣: فهرست ؛
] ابن جبیر،
(٣) رحلة ابن جبیر ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤ [ ، ص ٢٧٣ـ٢٧٦؛
(٤) ابن عدیم ، زبدة الحلب فی تاریخ حلب ، چاپ سامی دهان ، دمشق ( ١٩٥١ـ ١٩٦٨ ) ، فهرست ؛
(٥) ابن قلاسنی ، ذیل تاریخ دمشق ، چاپ آمدروز، بیروت ١٩٠٨، فهرست ؛
(٦) اسماعیل بن علی ابوالفدا، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠، ص ٢٤٨ـ٢٤٩؛
(٧) BGA ، فهرستها؛
(٨) محمدبن ابی طالب دمشقی ، کتاب نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر ، چاپ مرن ، سن پطرزبورگ ١٨٦٥، ص ٢٠٠؛
(٩) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٠) F. M. Abel, Gإographie de la Palestine, Paris ١٩٣٣-٣٨, I, ١٦١-١٦٢, ٤٧٦-٤٧٨, ii, ٢٩٧-٢٩٨;
(١١) M.Van Berchem,"Le Chateau de Baniya s et ses inscriptions", JA ,(١٨٨٨),٤٤٠ f.;
١٢- L.Caetani, Chronographia islamica , ١٧٩;
(١٣) R. Dussaud, Topographie historique de la Syrie , Paris ١٩٢٧, بــویــژه ص ٣٩٠ و بــعــد ;
(١٤) M. Gaudefroy-Demombynes, La Syrie ب l'إpoque des Mamelouks , Paris ١٩٢٣, بویژه ص ٦٥ و ١٧٩ ;
(١٥) A History of The Crusades , ed. K. M. Setton, I, Pennsylvania ١٩٥٥, Index;
(١٦) M. G. Hodgson, The Order of The Assassins , The Hague ١٩٥٥, ١٠٤-١٠٧;
(١٧) G. Le Strange, Palestine under the Moslems , London I٨٩٠;
(١٨) بویژه ص ٤١٨ـ٤١٩ ;
(١٩) S. Marmar dj i, Textes gإographiques , Paris ١٩٥١, ١٣-١٤;
Pauly-Wissowa, Realenzyklopaedie des Klassischen Alterums, s.v. "Paneas" .
(٢٠) ) / بریتانیکا ( با اضافاتی از )؛
د. اسلام / ج . سوردل ، تومن (
تکمله . در سال ١٤ هجری ، ابوعبیدة بن الجراح دمشق را فتح کرد و بدین ترتیب تسلط مسلمانان بر همه نواحی آن ، از جمله جولان و شهرِ آن بانیاس ، مسلم شد. در قرن سوم ، مردم بانیاس قومی از قبیله قیس و بیشتر بنی مره بودند و گروهی از مردم یمن هم در آنجا سکونت داشتند (یعقوبی ، ص ٣٢٥ـ ٣٢٦). به نوشته مقدسی ، در قرن چهارم بانیاس شهری در کنار دریاچه حُولَه در مرز جبل الثلج (کوه حرمون )، و از دمشق پرنعمت تر بود. پس از تصرف شهر طرسوس به دست دشمن (روم شرقی )، بیشتر مردم ثغور (مرزنشین ) به بانیاس رفتند و باعث رونق آن شدند. شهر، نهر بسیار خنکی داشت که از جبل الثلج می آمد و در میان شهر ظاهر می شد. این شهر بارکدة دمشق شمرده می شد. آب شهر از نهری بود که با آن کشتزارهای پنبه و برنج را آبیاری می کردند (ص ١٦٠).
در سال ٤٦٧ معلی بن حیدره ، امیر دمشق ، بر اثر شورش لشکریان و مردم به بانیاس گریخت . در ٤٦٨، أُتْسُز (آقسیس بن اوق از امرای ملکشاه سلجوقی ) به دمشق آمد. مردم دمشق از او امان خواستند و تسلیم شدند. او قلعه بانیاس و شهر یافا را در ساحل دریا به انتصاربن یحیی مصمودی سپرد (ابن خلدون ، ج ٥، ص ٦).
منابع :
(٢١) ابن خلدون ، تاریخ ابن خلدون ، المسمی کتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر ، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٢٢) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٣) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، لیدن ١٩٦٧.
/ حسین قرچانلو /