دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٤١
تِلِمْسان (تلمسن ، یا به گفتة یاقوت ( ج ١، ص ٨٧٠ ) تنمسان ) شهری در غرب الجزایر، در َ٥٣ ْ٣٤ عرض شمالی و َ٢١ ْ١ طول غربی که اوران / وَهْران ، در ١٣٨ کیلومتری شمال شرقی ، سیدی بُلعباس * در ٩١ کیلومتری مشرق ، و مرز مراکش ، در ٦٣ کیلومتریِ آن قرار دارد. این شهر محل تلاقی راههای بزرگ داخلی تونس با اوجدا (وَجده * ) و «جادة طلا و عاج » است که مدیترانه (بندرهای هُنَین / حُنَین در مغرب و رَچگون و اَرشَکول /ارشقول در مشرق ) را با تیزیل و سپس سجلماسه و دروازه های صحرا مرتبط می کند. در پشت شهر، کوههای تلمسان قرار گرفته اند که تا ارتفاع ٨٤٢ ، ١ متری ، در جهت شمالی ـ جنوبی کشیده شده اند و به سمت دریا ادامه می یابند. این کوهها در قسمتهای مرتفع شهر، با فاصلة پنجاه کیلومتری از میان درة ممتد تَفنَه / تافنا در رشته کوههای ساحلی تراراس ، قابل رؤیت اند. شهر ٨٢٧ متر ارتفاع دارد و بر دشتهای هنّیه در شمال و مغنیه در مشرق ، که قلمرو وسیع هائوز را می سازند، مشرف است . این قلمرو، علاوه بر تَفْنَه ، با ایسِّر و شاخابه های آن و نیز تعداد زیادی جویبار ــ که از توده های کوهستانی سرازیر می شوند و با جریان دائمی خود باغهای زیتون و انگور، مزارع بزرگ و کوچک ، جنگلها و مراتع را آبیاری می کنند ــ مشروب می شود.
تلمسان «شهرچشمه ها» است ؛ چشمه هایی چون عَین الحَجَر، عین الحوت ، آبشارهای ال اوریت ، رودخانة زیرزمینی غار، «عیون ابوالمهاجر دینار» (مغلوب کنندة کُسَیلَه * ، رئیس بربرها) درست در نزدیکی تلمسان . نظر معقول ، اما نه قطعی ، در بارة وجه تسمیة شهر این است که واژة بربری تلمسان ، جمع تِلمَس ، به معنای «چشمه ، گودال آب » باشد. نظر دیگر این است که تلمسان از تَلَم که در زبان زناته به معنای «محل تقاطع » و سان به معنای «دو» است ، گرفته شده و به معنای شهری است که دو عنصر متضاد بیابان و کوهستان را باهم جمع کرده است (میلی ، کتاب سوم ، ص ٨١٨). جهانگردان مسلمان (مثلاً بکری ، ج ٢، ص ٧٤٥ـ ٧٤٦؛ ادریسی ، ج ١، ص ٢٤٨) اغلب از حمامها و آسیاهای آبی آن یاد کرده اند. این شهر، پس از دوره ای که رومیها آن را «پوماریا» (باغهای میوه ) می نامیدند، نامهای دیگری همچون اَگادیر داشت و در محل شهر رومی واقع بود، جایی که در ١٧٤ ادریس اول مسجدی در آن بنا کرد. امروزه فقط منارة آن مسجد ــ که نخستین فرد از بنوعبدالواد، یَغْمَراسَن بن زَیّان ، بر آن افزوده ــ در مشرق شهر کنونی باقی است . این محل سپس پایتخت بنویعلی ' و بنوخزر زناته شد و یوسف بن تاشفین مرابطی ــ که در ٤٧٤ در مغرب اگادیر، شهر تاکْرارْت / تکرارت (در بربری به معنای «اردوگاه ») را بنیاد نهاد ــ آن را فتح کرد (سلاوی ، ج ٢، ص ٣٠). از تلفیق اگادیر و تاکرارت ، شهر کنونی تلمسان به وجود آمد که عبدالمؤمن موحدی در ٥٤٠ آن را محاصره کرد و بر آن استیلا یافت و به امر وی شهر را با دیوار محکمی محصور کردند (همان ، ج ٢، ص ٧٠؛ میلی ، کتاب سوم ، ص ٧٠٦). مرینیان ، تلمسان را به مدتی طولانی (٦٩٩ـ٧٠٧) محاصره کردند و به همین منظور، شهر اردوگاهیِ المنصوره را در مغرب آن بنا کردند که بقایای عظیمی از آن هنوز باقی است . تلمسان هنوز هم مدینة الجدار یا ارض الجدار نامیده می شود. این نام به دیوار مذکور در قرآن (کهف : ٧٦ـ٧٧، ٨١ ـ٨٢) اشاره دارد که حضرت موسی علیه السلام در آنجا با خضر علیه السلام ملاقات کرد ( رجوع کنید به ورثلانی ، ص ٢٩٠). ساخت این نامها با کلمة جدار، ممکن است بازتابی باشد از نام اگادیر (اجادیر یا اغادیر)، که احتمالاً از گَدِر کارتاژی (= جدار عربی ) مشتق شده است اما از میان این اسامی فقط تلمسان تاکنون باقی مانده است .
تلمسان ، در دورة حکومت یَغْمَراسَن (٦٣٣ـ٦٨١)، از بربران زناته ، آماج کشورگشاییهای حفصیان تونس و مرینیان فاس بود. بیش از سی شاهزاده که در تلمسان جانشین او شدند، در تلاش برای حفظ قدرت خود سرنوشتهایی متفاوت داشتند، از جمله : متحد شدن با بعضی از رقیبان خود، نبرد با قبایل هلالی (بنوهلال ) و در هنگام نیاز، هم پیمانی با آنان ، و سرانجام پناهنده شدن به ترکهای الجزیره بر ضد اسپانیاییها در بُجایه / بِجایَه * ، بونه * (عَنّابَه )، مَرسی الکبیر و اُران ، و موافقت با پرداخت خراج به ترکها. ابوحمو ثالث (حک : ٩٠٩ـ٩٢٣) در ٩١٢ ناگزیر به پرداخت سالانه ٠٠٠ ، ١٢ سکه طلا، ١٢ رأس اسب گزیده و ٦ باز بود (جیلالی ، ج ٢، ص ٢٠٢، ٢٠٦؛ میلی ، کتاب سوم ، ص ٨٣٧). ترکهای الجزیره به فرماندهی صلاح رئیس ، ابوزیّان چهارم الحسن (آخرین فرد از بنوعبدالواد) را معزول و تلمسان را در ٩٦٢ ضمیمة خود کردند (جیلالی ، ج ٢، ص ٢٢٩) و به استقلال ٣١٩ سالة شهر پایان دادند. تلمسان ، در مدت سه قرنِ سلطة بیگهای (امرای ) الجزیره ، روبه زوال رفت . شهر در این سالها، شاهد درگیری اعراب بومی با حَضَرهای بربر (که آنها همچنین شامل «اندلسیّون »ی می شدند که پیش از تسخیر دوبارة اسپانیا به دست مسیحیان ، به آنجا مهاجرت کرده بودند) و نیز با «قول اوغلی »های (غلام زادگان ) ترک بود که حاصل وصلت سربازان ترک با زنان بومی بودند و در ترکیب جمعیت شهر عنصری ثابت به شمار می آمدند. اشغال الجزایر از سوی فرانسه با تصرف تلمسان در ١٢٥٢/١٨٣٦ آغاز شد. تلمسان با عقد پیمان تفنه در ٢٤ صفر ١٢٥٣/ ٣٠ مه ١٨٣٧ میان امیرعبدالقادرِ الجزایری * و بوژو ، به امیر باز گردانده شد. با پیمان دوباره ای در ١٢٥٨/ ١٨٤٢، تصرف قطعی صورت گرفت که ١٢٠ سال ادامه یافت .
در میان بناهای تاریخی بسیار مهم اسلامی تلمسان و پیرامون آن ، می توان به اینها اشاره کرد: بقایای باروهای قدیمی اگادیر، تا کرارت و المنصوره ؛ مسجد جامع تلمسان با مناره هایی متعلق به قرن هفتم ؛ مناره های مسجد جامع اگادیر؛ مسجد بوالحسن سیدی ، که اکنون موزة هنرهای اسلامی است ؛ دژ مَشوار، قصر محصور ساختة یغمراسن ؛ و حوض بزرگ (اکنون خشک ) «صَهریج » (به ابعاد ٢٠٠*١٠٠*٣ متر) که ابوتاشْفین اول (حک : ٧١٨ـ٧٣٧) ظاهراً برای خوشایند دختر خویش ، و به احتمال بیشتر برای آبیاری باغهای خود، ساخته است . منارة سنگی مسجدالمنصوره ، با چهل متر بلندی و با آجرکاریهای رنگارنگ ، زیباست و بناهای عظیم موحدی همچون خیرالدا ی اشبیلیه (سویل )، «کُتُبیّه » (کتابخانه ) مراکش و برج حسن را در رَباط به یاد می آورد. در جنوب شرقی تلمسان ، مسجد و آرامگاه سیدی بومَدیَن ، مشهورترین عارف و پیر اندلسی تلمسان (متوفی ٥٩٤ در این شهر؛ رجوع کنید به ابومدین تلمسانی * )، ساختة ابوالحسن مَرینی ، قرار دارد. مقبرة شیخ هنوز هم موردتوجه فراوان مردم است . سرانجام در شمال شهر و درست در پای دیوار آن ، مسجد عارف اندلسی دیگر، سیدالحَلْوی ، قرار دارد که ابوعِنان فارِس مرینی در ٧٥٤ آن را ساخته و در بناهای جانبی ، در بسیاری از جزئیات شبیه مدرسة بوعنانیّة * همین سلطان در فاس است .
در دورة تحت الحمایگی فرانسه ، در ١٢٧٠/ ١٨٥٤ تلمسان به دهستانی تام الاختیار تبدیل شد و در ١٢٧٤/ ١٨٥٨ مرکز یک شهرستان بود. در دهة ١٣٠٠ش /١٩٢٠ شهر جمعیتی بالغ بر ٠٠٠ ، ٣٠ مسلمان ، ٠٠٠ ، ٦ یهودی و ٠٠٠ ، ٤ اروپایی داشت . در جمهوری کنونی الجزایر، تمامی جمعیت شهر مسلمان اند. همة یهودیها و اروپاییها به فرانسه ، اسرائیل و کشورهای دیگر مهاجرت کرده اند. امروزه تلمسان مرکز ولایتی است به همان نام ، با مساحتی برابر ٠٦٧ ، ٨ کیلومترمربع ، با پنج شهرستان ونیم میلیون جمعیت . در ١٣٦٦ ش / ١٩٨٧، خود شهر حدود ٠٠٠ ، ١٤٠ سکنه داشت ، جمعیتی که به طور ثابت ٤ر٣% رشد سالانه دارد. این رشد تا حدی ناشی از رونق فزایندة ناشی از برنامه های خاص توسعه و ایجاد مؤسسات آموزش عالی (ازجمله دانشگاه اِمامه با بیش از ٠٠٠ ، ٥ دانشجو در پنج دانشکده ) بوده است . توسعة صنعتی با فعالیت کارخانه های روغن زیتون ، دباغی ، نخ ریسی و تولید منسوجات ابریشمی ، تولید سیلندرهای گاز و تجهیزات تلفن و جز آنها، که برای ٥٠٠ ، ٤ تن شغل ثابت ایجاد می کند، صورت گرفته است . نواحی صنعتی و مسکونی جدید، موجب گسترش زیاد محدودة شهر شده اند و به اراضی کشاورزی هائوز تجاوز کرده اند؛ با این حال ، این اراضی برای ٠٠٠ ، ٢ تن تأمین اشتغال می کند.
منابع :
(١) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢) الاصاله (الجزیره )، ش ٢٦ (١٩٧٥؛
(٣) ویژه نامة تلمسان )؛
(٤) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری ، تونس ١٩٩٢؛
(٥) ( عبدالرحمان جیلالی ، تاریخ الجزائرالعام ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣ ) ؛
(٦) احمدبن خالد سلاوی ، کتاب الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی ، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری ، دارالبیضاء ١٩٥٤ـ ١٩٥٦؛
(٧) کتاب الاستبصار فی عجائب الامصار ، چاپ سعد زغلول عبدالحمید، دارالبیضاء: دارالنشر المغربیه ، ١٩٨٥؛
(٨) ( مبارک بن محمد میلی ، تاریخ الجزائر فی القدیم والحدیث ، چاپ محمد میلی ، الجزائر ١٣٩٦/ ١٩٧٦ ) ؛
(٩) حسین بن محمد ورثیلانی ، نزهة الانظار فی فضل علم التّاریخ و الاخبار ، بیروت ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(١٠) ( یاقوت حموی ) ؛
(١١) Architecture of the Islamic world: its history and socialmeaning , ed. G. Michell, London ١٩٧٨, ٢١٩;
(١٢) M.L. Bates, "The Ottoman coinage of Tilimsa ¦n", in American Numismatic Society Museum Notes, XXVI (١٩٨١), ٢٠٣- ٢١٤;
(١٣) Great Britain. Naval Intelligence Division. Admiralty Handbooks, Algeria, London ١٩٤٣-١٩٤٤, II , ١٠٩-١١٢;
(١٤) R. Hillenbrand, Islamic architecture: form, function and meaning : Edinburgh ١٩٩٤, index at ٦٢٤;
(١٥) نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل "Tlemcen" .
/ آ. بل و م . یالائویی ( د. اسلام ) /
جامعِ تِلِمْسان ، از مساجد اولیة دورة مُرابطون است . این مسجد را یوسف بن تاشفین (متوفی ٥٠٠)، دومین فرمانروای مرابطون ، پس از استیلا بر تلمسان ، در ٤٧٥ بنا نهاد (سالم ، ١٩٩١ـ ١٩٩٢، قسم ٢، ص ٣٥٨؛
میچل ، ص ٢١٩). جانشین او، علی بن یوسف (حک : ٥٠٠ ـ ٥٣٧)، از حدود ٥٣٠ تا ٥٣٣ آن را توسعه داد و تزئین نمود (هَرَفی ، ص ٣٧٥؛
لامبر ، ص ٢٠٥). یک قرن بعد، یَغْمَراسَن بن زَیّان ، از امرای عبدالوادیان * / زَیّانیان ، با ایجاد تغییراتی مسجد را به شکل امروزی آن در آورد (مؤنس ، ص ٢١٩؛
لامبر، ص ١٩٣، نقشه ، ص ٢٠٥؛
هیلن برند ، ١٩٩٩، ص ١٨٥؛
میچل ، همانجا).
نقشة این مسجد به شکل مستطیل (٥٨*٦٥متر) است و قطعة مثلث شکلی از گوشة غربی آن حذف شده است (فرناندث ـ پوئرتاس ، ص ١١١ و نقشه ). طبق شواهد موجود در بنا، ساخت این مسجد در سه مرحله صورت گرفته است :
ابتدا به دستور یوسف بن تاشفین شبستان ساخته شد. این شبستان مستطیل شکل در جنوب بنا واقع شده و شامل سیزده فرش اندازِ (ناو) عمود بر دیوار قبله و شش فرش اندازِ موازی با دیوار قبله است . ستونهای فرش اندازهای موازی با دیوار قبله را قوسهای نعل اسبی ، و ستونهای فرش اندازهایِ عمود بر دیوار قبله را قوسهای چند پر به هم متصل می کند (مؤنس ، همانجا؛
لامبر، ص ٢٠٥؛
هات ، ص ٩٦ـ٩٧، تصویر ٤٠ـ٤١). در این میان ، فرش انداز مرکزیِ مقابل محراب ، هم عریضتر است و هم تزئینات بیشتری دارد (پاپادوپولو، ص ٥١٦؛
لامبر، همانجا). در مرحلة دوم ، زیر نظر علی بن یوسف گنبد جلوِ محراب با کتیبه ای به تاریخ ٥٣١، و مقصوره ، با کتیبه ای به تاریخ ٥٣٣، ساخته شدند. تزئینات فرش اندازِ مقابل محراب نیز منسوب به دورة اوست (لامبر، همانجا؛
سالم ، ١٩٨٢، ص ٦٦٥).
در دورة عبدالوادیان در ٦٣٣، قسمت شمالی مسجد احداث گردید که شامل حیاط و فرش اندازهایِ اطراف آن است ، به طوری که سه فرش اندازِ شرقی و چهار فرش اندازِ غربیِ حیاط ، در امتداد فرش اندازهایِ طولی شبستان قرار گرفتند. این قسمتها به سبب ناهمواری زمین ، با شبستان هم سطح نیستند (لامبر، ص ١٩٣، نقشه ، ص ٢٠٦؛
سالم ، ١٩٨٢، همانجا). حیاط مربع شکل است و رواقهای ژرف و پنج طاق در هر ضلع دارد. طاقگانهای هر ضلع ، بجز سمت قبله که قوس آن از نوع چند پر است ، قوس نعل اسبی ساده دارند (پاپادوپولو، همانجا؛
هات ، ص ٩٤ـ٩٥، تصویر ٣٨ـ٣٩). یک طاقگان هم در فاصلة بین شبستان و حیاط عرضی قرار دارد. سقف تمام فرش اندازهایِ طولی ، مجزا و به شکل شیروانیِ سفالی است (فرناندث ـ پوئرتاس ، ص ١١١).
به عقیدة لامبر (همانجاها) در نقشة اولیة بنا که در دورة مرابطون ساخته شده ، قسمتی از شبستان ، حیاط بوده است ، به طوری که در طرفین آن سه فرش اندازِ عمودی وجود داشته و بقیة قسمتها در دورة عبدالوادیان احداث گردیده است .
گچ بریِ محراب این مسجد، که بخشی از آن بیرونِ دیوار قبله قرار گرفته ، قابل توجه است . طاق نعل اسبی آن با شانزده قوس کوچک و هفده قاب بندی گچ بری شده ، به صورت شعاع خورشید تزئین شده است . در سه طرفِ طاق محراب ، سه قاب بند با آیات قرآنی و نقوش اسلیمیِ گچی کار شده است و در قسمت فوقانیِ آن ، سه ردیف قاب بندی مزین به نقوش گچ بری شدة گیاهی و آیات قرآنی قرار دارد. دوگوی برجستة گچی ، در دو لچکی پیشانی طاق محراب ، آن را زیباتر نموده است . در دیوارة درونی محراب سه پنجرة کاذب با نقوش اسلیمی ، گچ بری شده است (فرناندث ـ پوئرتاس ، ص ١١٢، تصویر؛
پترسن ، ذیل "Tlemcen" ؛
پاپادوپولو، همانجا).
این مسجد دو گنبد دو پوشه دارد که یکی در جلو محراب و دیگری با فاصلة سه فرش اندازِ عرضی ، در مقابل آن قرار گرفته است . گنبدهای داخلی را دوازده تُویْزِة آجری و چهار گوشوارة کوچک نگاه می دارد که فاصلة بین تویزه ها با گچ بریهای مشبک و نقوش گیاهی پر شده است . پوشش خارجی گنبد نیز مانند سقف فرش اندازهای طولی ، شیروانیِ سفالی است (میچل ، همانجا؛
هیلن برند، ١٩٩٤، ص ٨٦ ـ٨٧؛
پاپادوپولو، ص ٤٠٩، تصویر ٢٨٩؛
قس پترسن ، همانجا).
منارة مسجد، به سبک مساجد شمال افریقا چهارگوش است و در ضلع شمالی قرار دارد. برخی آن را منتسب به دورة مرابطون می دانند ولی چون در بخش شمالی واقع است ، ساخت آن در دورة عبدالوادیان منطقیتر به نظر می رسد ( رجوع کنید به پترسن ، همانجا؛
پاپادوپولو، ص ٥١٦؛
میچل ، همانجا؛
قس شافعی ، ص ١٦١، تصویر ١٦٧).
منابع :
(١٦) سید عبدالعزیز سالم ، بحوث اسلامیة فی التّاریخ و الحضارة و الا´ثار ، بیروت ١٩٩١ـ١٩٩٢؛
(١٧) همو، تاریخ المغرب فی العصرالاسلامی ، اسکندریه ?( ١٩٨٢ ) ؛
(١٨) فرید محمود شافعی ، العمارة العربیة الاسلامیة : ماضیها و حاضرها و مستقبلها ، ریاض ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(١٩) ایلی لامبر، تطورالعمارة الاسلامیة فی اسبانیا و البرتغال و شمال افریقیا ، عرّبه عطااللّه جلیان ، بیروت ١٩٨٥؛
(٢٠) حسین مؤنس ، المساجد ، کویت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢١) سلامة محمد سلمان هرفی ، دولة المرابطین فی عهد علی بن یوسف بن تاشفین : دراسة سیاسیة و حضاریة ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٢) Antonio Fernandez - Puertas, "Spain and North Africa", in The mosque: history, architectural development & regional diversity , ed. Martin Frishman and Hasan Uddin Khan, London: Thames and Hudson, ١٩٩٧;
(٢٣) Robert Hillenbrand, Islamic art and architecture , London ١٩٩٩;
(٢٤) idem, Islamic architecture: form, function and meaning , Edinburgh ١٩٩٤;
(٢٥) Antony Hutt, Islamic architecture North Africa , London ١٩٧٧;
(٢٦) George Michell, "North Africa and Sicily", in Architecture of the Islamic world , ed. George Michell, London: Thames and Hudson, ١٩٨٤;
(٢٧) Alexandre Papadopoulo, Islam and Muslim art , translated from the French by Robert Erich Wolf, London ١٩٨٠;
(٢٨) Andrew Petersen, Dictionary of Islamic architecture , London ١٩٩٦.
/ اکرم ارجح /