دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٣٣
تَلَّعُکْبَری ، ابومحمدهارون بن موسی بن احمد ، از محدّثان نامور امامیه در قرن چهارم (متوفی ٣٨٥). وی از قبیلة بنی شیبان و به مکانی به نام تَلّ، در شهرک عُکْبَرا، در ده فرسخی شمال بغداد، منسوب است (سمعانی ، ج ١، ص ٤٧٤، ج ٤، ص ٢٢١؛ یاقوت حموی ، ج ١، ص ٨٦٨، ج ٣، ص ٧٠٥؛ قس علامه حلّی ، ١٤١٥، ص ٣١٥). نام وی را گاه بدون تشدید «ل » و معمولاً با تشدید ضبط کرده اند ( رجوع کنید به منابع پیشین ؛
شهید ثانی ، ج ٢، ص ١٠٦٨). نام اجداد وی ، پیش از احمد، دو گونه ثبت شده است ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ٤٣٩، و به نقل از وی علامه حلّی ، ١٤٠٢، ص ١٨٠؛
همو، ١٤١٥، ص ٣١٤؛
جزائری ، ج ٢، ص ٣٣٢؛
قهپائی ، ج ٦، ص ٢١٠؛
تفرشی ، ج ٥، ص ٣٩؛
مازندرانی حائری ، ج ٦، ص ٤١٠؛
قس دلائل الامامة ، ص ٩١). تاریخ ولادت وی معلوم نیست ، ولی با توجه به اینکه از احمدبن ادریس اشعری (متوفی ٣٠٦)، محدّث معروف قمی ، حدیث شنیده ظاهراً در اواخرقرن سوم به دنیا آمده است .
زندگی و مشایخ . از زندگی تلعکبری اطلاعات چندانی در دست نیست . بیشتر آگاهیهای ما در این زمینه ، گزارشهایی است که به استادان وی و اخذ حدیث وی از ایشان اشاره دارد. وی در خانة محمد بن هَمّام (متوفی ٣٣٦) از احمدبن ادریس اشعری روایاتی شنیده بوده است (طوسی ، ١٤١٥، ص ٤١١). محمدبن همّام رئیس محدّثان شیعه در بغداد بود و احمدبن ادریس ، احتمالاً در راه حج ، که با مرگش در میانة راه به انجام نرسید، در بغداد مهمان وی شده بود (نجاشی ، ص ٩٢؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ٢٠٢ به نقل از منتجب الدین رازی در تاریخ الری ).
در دلائل الامامة (ص ٤٧٨)، روایتی از حضرت علی علیه السلام در بصره ، و ظاهراً در بارة جنگ جمل ، آمده که تلعکبری آن را از محمدبن جریر طبری روایت کرده است . مقایسة این سند با دو سند مشابه در تاریخ طبری (ج ٤، ص ٥٣٣) دربارة وقایع جنگ جمل نشان می دهد که استاد تلعکبری ، مؤلف تاریخ طبری است ، نه محمدبن جریر طبری صاحب کتاب المسترشد فی الامامة . از دیگر استادان اوائل عمر تلعکبری ، ابوبکر محمدبن محمدبن سلیمان باغَنْدی (متوفی ٣١٢) است (خطیب بغدادی ، ج ٣، ص ٢١٣؛
ذهبی ، ١٩٦٣ـ ١٩٦٤، ج ٤، ص ٢٨٧؛
نیز رجوع کنید به خَزّاز رازی ، ص ١٤٦). وی نیز ساکن بغداد و پیرو مذهب اهل سنّت بود (خطیب بغدادی ، همانجا). بیشتر استادان اوایل عمر تلعکبری در بغداد بوده اند و ظاهراً تلعکبری در دهه های نخستین عمر در بغداد می زیسته است (در بارة سکونت او در بغداد رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٢٦؛
شبیری ، ١٣٨٠ش ، ص ٢٥٢ـ٢٥٤). استاد دیگر وی محمدبن جعفر اسدی (متوفی ٣١٢) است که تلعکبری کتاب وی را روایت کرده است (طوسی ، ١٤٢٠، ص ٤٢٦؛
نیز رجوع کنید به همو، ١٤١١ الف ، ص ١٤١). اسدی هر چند ساکن ری بوده (ابن بابویه ، ١٣٦٣ش ، ص ٤٤٢، ٤٨٨؛
نجاشی ، ص ٣٧٣؛
طوسی ، ١٤١١ الف ، ص ٤١٥ـ٤١٧) ولی باتوجه به منصب وکالت امام عصر عجل اللّه تعالی فرجه ، احتمال حضورش در بغداد برای ملاقات با حسین بن روح نوبختی ، وکیل اصلی و نایب سوم امام عصر، بسیار است .
به نوشتة شیخ طوسی (١٤١٥، ص ٤٤٢) در ٣١٣، محمدبن محمدبن اشعث محدّث معروف و مؤلف کتاب اشعثیات که در مصر می زیسته ، به تلعکبری و پدر و برادر وی اجازة روایت داده و این اجازه را محمدبن داودبن سلیمان به تلعکبری رسانده است (بر اساس نسخة مکتوب به خط محمدبن سراهنگ ، به تاریخ ٥٣٣، موجود در کتابخانة بریتانیا، ش ٧٩٦٥ or ) و تلعکبری از محمدبن داود روایات الاشعثیات را که به پیامبر اکرم می رسد، شنیده و نقل کرده ، ولی دیگر روایات این کتاب را ــ که اندک می باشد ــ نقل نکرده است (همان ، ص ٤٤٤).
به گزارش ابن نجّار (ج ١٧، ص ٣١)، ابومحمدهارون بن موسی عکبری (ظاهراً مصحّف تلعکبری )، از عبیداللّه بن حسین بن علویة بزاز، در ٣١٥ حدیث شنید. محمدبن حسین بن حفص خَثْعَمی (متوفی ٣١٧)، دومین استاد تلعکبری است که به او اجازة روایت داد (ابن رازی ، المسلسلات ، ص ٢٤٣ـ٢٤٤؛
ابن شاذان ، ص ١١٢؛
طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٤٢؛
همو، ١٤٢٠، ص ٣٠٨؛
در بارة تاریخ وفات وی رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج ٢، ص ٢٣٥). تلعکبری از ابوالقاسم بَغوی * (متوفی ٣١٧) روایت کرده (ذهبی ، ١٩٦٣ـ١٩٦٤، ج ٤، ص ٢٨٧) و از احمدبن موسی بن العباس بن مجاهد در ٣١٨ اخذ حدیث کرده است (خزاز رازی ، ص ١٤٦). به گزارش شیخ طوسی در رجال (ص ٤٥٠)، در همین سال تلعکبری یحیی بن زکریا کَتَنْجی را، که بیش از ١٢٠ سال داشته ، دیده و از وی حدیث شنیده بوده است (قس همو، ١٤١٤، ص ٢٤٥). در ٣٢٢ از احمدبن محمدبن ابی الغریب (یا العریب ) حدیث شنیده (همو، ١٤١٥، ص ٤١٠؛
نیز رجوع کنید به دلائل الامامة ، ص ٨١) وی در همین سال تا هنگام وفات ابن ابی الثلج در سال ٣٢٥ از وی حدیث شنیده (طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٤٣) و به گزارش رجال طوسی (ص ٤٣٢)، وی از علی بن حسین بن بابویه قمی ، در ٣٢٣ هنگامی که ابن بابویه وارد بغداد شد حدیث شنید و اجازة تمام روایاتش را دریافت داشت (نیز رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٣٧١ ش ، ص ١٨٢). در ٣٢٣ و پس از آن ، تلعکبری از حسن بن محمدبن احمد زیدی ــ ساکن رُمَیْلَة بغداد ــ حدیث شنید و از وی اجازة روایت گرفت (طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٢٢).
مهمترین استاد تلعکبری محمدبن هَمّام بغدادی است که نخستین بار در ٣٢٣ از او حدیث شنید (همان ، ص ٤٣٩). نکتة شایان تأمل آن است که تلعکبری هفده سال قبل از آن ، در خانة ابن همّام ، از احمدبن ادریس حدیث شنیده بوده است . شاید علت این تأخیر هفده ساله بحران شلمغانی * در جامعة شیعة بغداد بوده و برای ابن همّام که ریاست شیعة بغداد را برعهده داشته ، مجال روایت حدیث وجود نداشته است .
تلعکبری در دهلیز منزل محمدبن همّام ، به پیشنهاد ابن همّام با خدمتکار امام حسن عسکری علیه السلام هم صحبت شد و ماجراهایی از زندگی آن حضرت را از وی شنید ( دلائل الامامة ، ص ٤٢٨ـ ٤٣١؛
طوسی ، ١٤١١ الف ، ص ٢١٥؛
همو، ١٤١٥، ص ٤٤٤ـ ٤٤٥). این ماجرا نشان دهندة نزدیکی تلعکبری به ابن همّام است . وی بیش از همه از این استادش روایت نقل کرد، این مطلب در ٢٢ طریق شیخ طوسی به مؤلفان کتب دیده می شود ( رجوع کنید به ١٤٢٠، ص ٢١، ١١١، ١١٦ و جاهای دیگر؛
نیز رجوع کنید به زید زراد، ص ٢؛
عصفری ، ص ١٥؛
عاصم بن حمید، ص ٢١؛
جعفر حَضرَمی ، ص ٦٠؛
محمد حضرمی ، ص ٨٣، ذیل ، ص ٩٣). در اسناد فراوانی نیز روایت تلعکبری از محمدبن همّام مشهود است (برای نمونه رجوع کنید به ابن قُولُویه ، ص ١٨٥؛
خزاز رازی ، ص ٦٩، ٢٢٤؛
کَراجِکی ، ج ١، ص ١٨٢، ١٨٤؛
نجاشی ، ص ٧٩؛
طوسی ، ١٣٧٨ـ١٣٨٢، ج ٣، ص ٨٧؛
همو، ١٤٠٤، ص ٢٦٥؛
همو، ١٤١١ الف ، ص ١٣٥، ٢٦١؛
همو، ١٤١١ ب ، ص ٤١١؛
همو، ١٤١٤، ص ٣٠٠، ٦٤٣، ٦٩٧؛
دلائل الامامة ، ص ٦٢، ١٠٤؛
ابن طاووس ، ١٣٧١ش ، ص ٣١٥؛
همو، ١٣٦٧ ش ، ص ١١، ٣٢٢؛
همو، ١٣٧٧ ش ، ص ٥٢، ١٩١، ٢٤١، ٣٥٥، ٣٨٥؛
مجلسی ، ج ١، ص ٤٣، ج ٣٧، ص ٢٠١، ج ٨٤، ص ٢٧١).
دیگر استاد مهم تلعکبری ، ابوالعباس احمدبن محمدبن سعید معروف به ابن عُقْدَه (متوفی ٣٣٢) است که سه بار، از جمله در ٣٣٠، به بغداد آمد و علی القاعده در همان سال تلعکبری از وی حدیث شنید (شبیری ، ١٣٨٠ ش ، ص ٢٥٣؛
نیز رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج ٥، ص ١٩). روایت تلعکبری از ابن عقده در دوازده طریق الفهرست شیخ طوسی دیده می شود ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٢٠، ص ٣٦، ٨٣، ١٤٩، ١٦٧، ١٧٥، ٢٣١، ٢٨١، ٢٩١، ٣٠٣، ٣١٦، ٣٢٨، ٥٤٣؛
همو، ١٣٧٨ـ١٣٨٢، ج ١، ص ٢٦، ١٢٢؛
نیز رجوع کنید به ابن رازی ، نوادرالاثر ، ص ٢٩٧، ٣١١؛
خزاز رازی ، ص ٣٣، ٤٤؛
دلائل الامامة ، ص ٩٥، ١٠٩؛
ابن طاووس ، ١٣٧٧ش ، ص ٢٢٨، ٤٢٧، ٤٥٦؛
خوئی ، ج ١٩، ص ٢٣٦؛
زیدنرسی ، ص ٤٣؛
عبدالملک بن حکیم ، ص ٩٨؛
مثنی بن ولید، ص ١٠٢؛
خلاد سُدّی ، ص ١٠٦؛
حسین بن عثمان ، ص ١٠٨؛
کاهلی ، ص ١١٤؛
سلام بن ابی عمره ، ص ١١٧؛
علی بن اسباط ، ص ١٢١).
تلعکبری از مشایخ بسیار دیگری هم روایت کرده است و شمار مشایخ وی تقریباً به ١٣٠ تن می رسد، از جمله : احمدبن محمدبن سلیمان باغَنْدی (متوفی ٣٢٦؛
خزاز رازی ، ص ١٤٦)، سعیدبن احمدبن موسی العرّاد (متوفی ٣٢٦؛
نجاشی ، ص ١٨٠: الغرّاد)، احمدبن محمدبن اسماعیل مقری (متوفی ٣٢٧؛
طوسی ، ١٤١٥، ص ٤١٢)، ابن ابی الیابِس (متوفی ٣٤١؛
طوسی ١٤١٥، ص ٤٢٦)، ابن حُجام (جُحام ؛
همان ، ص ٤٤٣ـ٤٤٤) و ابوغالب زراری (متوفی ٣٦٨؛
همان ، ص ٤١٠).
تلعکبری یکی از راویان محمدبن یعقوب کلینی (متوفی ٣٢٨ یا ٣٢٩) و کتاب کافی است (کلینی ، ج ٦، ص ٢٠٢؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ٣٩٥؛
همو، ١٣٩٠، ج ١، ص ٧٣، ج ٤، مشْیِخَه ، ص ٣٠٨ـ٣٠٩؛
همو، ١٣٧٨ـ١٣٨٢، ج ١٠، مشیخه ، ص ١٣، ٢٣). برخی محدّثان در ٣٢٧ از کلینی در بغداد حدیث شنیده اند (طوسی ، ١٣٧٨ـ١٣٨٢، ج ١٠، مشیخه ، ص ٢٩؛
همو، ١٣٩٠، ج ٤، مشیخه ، ص ٣١٠)، شاید تلعکبری هم در همین سال یا حدود آن از شیخ کلینی حدیث دریافت کرده باشد. گفتنی است که وی از سایر کتابهای کلینی (مثلاً رسائل الائمة ) نیز روایت کرده است .
یکی از مشایخ تلعکبری ، احمدبن محمدبن جعفر صولی است ( دلائل الامامة ، ص ٩١، ٩٤) که در ٣٥٢ یا ٣٥٣ وارد بغداد شده و برای مردم حدیث نقل کرده است (مفید، ١٤٠٣، ص ١٦٤؛
نجاشی ، ص ٨٤؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ٧٦). علی القاعده تلعکبری هم در یکی از این سالها از وی حدیث آموخته است . یکی از مشایخ وی امام رضا علیه السلام را درک کرده و در ٣٤٠ که تلعکبری وی را دیده ، بیش از ١٥٠ سال داشته است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٥١، ش ٦٤١١). در میان مشایخ او نام یک زن نیز دیده می شود: فاطمه دختر هارون بن موسی بن الفرات که از طریق جد خود کتاب عبیداللّه حلبی را روایت کرده است (همان ، ص ٤٥٢). تلعکبری از شیخ صدوق (متوفی ٣٨١) ــ احتمالاً در سفر وی به بغداد ــ روایت کرده است (همان ، ص ٤٣٩).
وی بیشتر عمر خود را در بغداد بوده ، ولی در ٣٢٦ ظاهراً در حلب ، در ٣٢٩ و ٣٣٣ در کوفه ، در ٣٤٠ و ٣٤١ در مصر و در ٣٤٤ در کوفه حدیث شنیده است . در سامرا نیز از محمدبن احمدبن عبیداللّه منصوری حدیث شنیده است ( دلائل الامامة ، ص ٤٧٤).
شیخ طوسی ١٠٣ تن را، که شماری از آنان از مشایخ نامدار شیعه اند، نام برده و به روایت تلعکبری از آنها، مکان و زمان روایت ، روش روایت (اجازه یا سماع یا هر دو) و روایت یا روایاتی که از آنها نقل نموده اشاره کرده است . این اطلاعات غالباً در شرح حالهای پی درپی ذکر شده که نشانة بر گرفتن آنها از مصدری مختص به ذکر استادان تلعکبری می باشد که همان مشیخة تلعکبری بوده است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٠٩ـ ٤١٢، ٤١٩، ٤٢٢ـ٤٢٤، ٤٢٦ـ٤٢٧، ٤٣١ـ ٤٣٣، ٤٤١ـ ٤٤٥، ٤٥٠، ٤٥١ـ٤٥٢؛
نیز رجوع کنید به قهپائی ، ج ٦، ص ٢٠٥ـ ٢٠٩).
علاوه بر اشاره به مکان دریافت روایت تلعکبری از مشایخ ، ذکر مذهب استادان از دیگر اطلاعات مشیخة وی بوده است . وصف «خاصی » (برای معرفی رجال شیعه )، یازده بار در رجال شیخ طوسی فقط در ضمن شرح حال مشایخ تلعکبری آمده و از تعابیر اختصاصی مشیخة وی بوده است (ص ٤١١، ش ٥٩٥٧، ص ٤٢٣، ش ٦٠٩٢،٦٠٩٥،٦٠٩٦، ص ٤٣١، ش ٦١٨٥، ص ٤٣٢، ش ٦١٨٨، ٦١٨٩، ٦١٩٣، ص ٤٤٣، ش ٦٣١٤، ٦٣١٨، ٦٣١٩). در یک جا نیز به زیدی بودن یکی از مشایخ او (ص ٤٣٢، ش ٦١٩٤) تصریح شده است . در رجال به اهل سنّت بودن هیچیک از استادان تلعکبری اشاره نشده ، هرچند برخی از آنها ظاهراً از اهل سنّت بوده اند (برای نمونه رجوع کنید به ص ٤٢٢، ش ٦٠٨٨، ص ٤٣٣، ش ٦١٩٦، ص ٤٤٢، ش ٦٣١٢؛
نیز رجوع کنید به خطیب بغدادی ، ج ٢، ص ٢٣٤، ج ٨، ص ١٨١ـ١٨٣، ج ١٠، ص ٣٦٣).
در میان مشایخ وی نام حسین بن حمدان خَصیبی ، از غالیان شیعی ، نیز دیده می شود (خزاز رازی ، ص ٢٣٦؛
طوسی ، ١٤١٥، ص ٤٢٣؛
نیز رجوع کنید به نجاشی ، ص ٦٧؛
ابن غضائری ، ص ٥٤).
روایت طرفینی تلعکبری و احمدبن ابراهیم صیمری (اصطلاحاً: مُدَبَّج رجوع کنید به مامقانی ، ج ١، ص ٣٠١ـ٣٠٣) جالب توجه است ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤١٥، ش ٥٩٦٠). نظیر این نسبت بین تلعکبری و ابن قولویه نیز وجود داشته است ( رجوع کنید به ابن قولویه ، ص ١٨٥؛
طوسی ، ١٤١٥، ص ٤١٨؛
ابن طاووس ، ١٣٧٧ش ، ص ١٢٨).
تلعکبری در کتب رجال به جلالت قدر و بلندی مرتبت ستوده شده است ، ابن طاووس از وی با عنوان «الشیخ الصدوق » یاد کرده است (١٣٧٧ ش ، ص ٥٢، ٢٢٨، ٢٣٦؛
همو، ١٣٧٠، ص ١٨). شیخ مفید در کتاب لمح البرهان (تألیف ٣٦٣)، تلعکبری را در شمار «فقهای عصر و روات و فضلا» آورده است (به نقل ابن طاووس ، ١٣٦٧ ش ، ص ٥). در این میان ، ابن نجّار وی را راوی مطالب نادرست معرفی کرده (ابن حجر عسقلانی ، ج ٧، ص ٢٤١) که این امر ناشی از اختلاف مذهبی وی با تلعکبری بوده است .
آثار. احمدبن علی نجاشی ، تلعکبری را صاحب کتب دانسته ولی تنها نام یک کتاب وی را ذکر کرده است . آثار شناخته شدة تلعکبری ،که هیچیک از آنهابه طورمستقل باقی نمانده ، عبارت انداز:
١) الجوامع فی علوم الدین (نجاشی ، ص ٤٣٩) که از محتوای آن اطلاع درستی نداریم .
٢) مشْیِخَه . به نقل ابن حجر عسقلانی از ابن نجّار، تلعکبری در مشیخة خود از احمدبن عباس نجاشی روایت کرده (ج ١، ص ٢٨٩)، این متن با اندک تفاوتی و به شکل صحیحتر در رجال شیخ طوسی (ص ٤١٢، ش ٥٩٦٤) وارد شده است . به نظر می آید شیخ طوسی اطلاعات دقیق و گستردة خود را در بارة مشایخ تلعکبری در شرح حالهای پی درپی ، از همین مشیخه گرفته است . البته در فهرست شیخ طوسی (بویژه رجوع کنید به ص ٥٤٢ ـ٥٤٤، ش ٨٩٣ ـ ٨٩٨) نام استادان تلعکبری آمده که در رجال طوسی نیامده و احتمالاً بر گرفته از مشیخة مذکور است . ابن نجار (ج ١٧، ص ٣١، ش ٢٩٨) به مشیخه اشاره کرده است . روشن نیست که ذکر افراد در مشیخة تلعکبری همراه با نقل حدیث از مشایخ بوده است یا نه . سیدکمال الدین بن حیدر حسینی با بهره گیری از رجال کبیر میرزای استرآبادی (= منهج المقال ) مشیخة تلعکبری را مشتمل بر ١٠٤ مرد و یک زن تنظیم کرده است (آقابزرگ طهرانی ، الذریعة ، ج ٢١، ص ٧١).
٣) کتابی در ادعیه و مستحبات . ابن طاووس در کتب دعای خود اسناد بسیاری را با نام تلعکبری آغاز کرده که متن احادیث به اعمال مستحبی و دعا تعلق دارد. به سبب کثرت اینگونه موارد و مشابهت مضمونی آنها، احتمالاً این احادیث از کتابی نوشتة تلعکبری در بارة دعا و مستحبات گرفته شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٣٦٧ ش ، ص ١١، ٢٤، ٤٧؛
همو، ١٤١١، ص ١٧٥؛
همو، ١٣٧٧ ش ، ص ١٩٢، ٤٧٨ـ٤٧٩، ٥٠١ ـ ٥٠٢؛
نیز رجوع کنید به طوسی ، ١٤١١ ب ، ص ٤١١، ٧٥٢، ٨٣٨؛
همو، ١٣٧٨ـ١٣٨٢، ج ٣، ص ٦٦، ٨٧). این کتاب غیر از کتاب مجموع دعوات است که فرزند تلعکبری ، ابوالحسین محمدبن هارون ، نگاشته است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ؛
آقابزرگ طهرانی ، الذریعة ، ج ٢٠، ص ٢٨، ٥٤؛
قس کولبرگ ، ص ٣٨٨).
در کتب حدیث روایات بسیاری از تلعکبری دیده می شود که لزوماً بر گرفته از کتب وی نیست و ممکن است تلعکبری تنها راوی این احادیث بوده باشد، مثلاً موارد نقلِ الغیبة طوسی از تلعکبری از محمدبن همّام ممکن است بر گرفته از کتاب الانوار فی تاریخ الائمة تألیف ابن همّام باشد ( رجوع کنید به نجاشی ، ص ٣٨٠). در عین حال ، باتوجه به برخی قرائن می توان منقولات بر گرفته از کتب تلعکبری را تا حد قابل قبولی شناسایی کرد (طوسی ، ١٤١١ الف ، ص ٢١٥، ٣٩١،٣٩٧،٤٠٩،٤١٣؛
نیز رجوع کنید به همو، ١٤١٤، ص ٦٤٣ـ ٦٤٨؛
شبیری ، ١٤١٩، ص ١٩٥ـ١٩٦، ٢٢١ـ٢٢٣).
شاگردان . به گفتة نجاشی ، مردم به خانة تلعکبری می آمدند و بر وی حدیث می خواندند (ص ٤٣٩). این تعبیر حاکی از بسیاریِ شاگردان وی است . اما ابن نجّار ادعا کرده است که راویان اندکی از تلعکبری روایت کرده اند (به نقل ذهبی ، ١٩٦٣ـ ١٩٦٤، ج ٤، ص ٢٨٧؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ٧، ص ٢٤١)؛
احتمالاً وی در این ادعا ناظر به راویان اهل تسنن است .
شیخ طوسی ، با واسطة «جماعةٌ من اصحابنا»، از تلعکبری روایت کرده است . در بارة مراد از این تعبیر توضیحاتی داده شده است ( رجوع کنید به محقق حلّی ، ص ١٩١؛
نوری ، ج ١، ص ٧٥). مفید از وی با تعبیر «شیخنا» نام برده و ابن طاووس به شاگردی مفید نزد تلعکبری تصریح کرده است (١٣٧٠، ص ١٨).
بیش از همه پسر تلعکبری ، ابوالحسین محمدبن هارون ، از وی نقل کرده است ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). شیخ طوسی ، سلامة بن ذکاء حَرّانی را صاحب التلعکبری خوانده (١٤١٥، ص ٤٢٧) که ظاهراً به معنای شاگرد ویژه است . شاگردان دیگر تلعکبری عبارت اند از: سیدمرتضی علم الهدی (همان ، ص ٤٣٤، ش ٦٢٠٩)؛
سیدرضی (شریف رضی ، ص ٥٧، ٦٤، ٧٢)؛
محمدبن محمدبن خالد مُذاری که در صفر ٣٨٣ از تلعکبری حدیث اخذ کرده است (عمادالدین طبری ، ص ٩)؛
علی بن حسین بن محمدبن مَنْده که در صفر و ربیع الاول ٣٨١ از تلعکبری حدیث شنیده است (خزاز رازی ، ص ٦٩، ٢٩٤، نیز رجوع کنید به ص ٣٣، ٤٤)؛
ابوالحسن علی بن محمد قزوینی (ابن طاووس ، ١٤١٠، ص ١٨٨؛
نیز رجوع کنید به کولبرگ ، ص ٥٧٥ ـ ٥٧٦)؛
محمدبن احمدبن شاذان ، مؤلف مائةُ منقبةٍ ( رجوع کنید به ابن شاذان ، ص ١٠٨ـ ١٠٩، ١١٢)؛
حسن بن ابی طاهر جاوانی مؤلف نورالهدی ( رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٤١٠، ص ٦٠٥)؛
ابوالقاسم علی ، فرزند شیخ مفید (حلوانی ، ص ١٤٧؛
نیز رجوع کنید به شبیری ، ١٣٧٢ ش ، ص ١١٩)؛
محمدبن حسن بن حسین بن ایوب قمی (عاصم بن حمید، ص ٢١)، مؤلف اختصاص که به اشتباه به شیخ مفید نسبت داده شده است ( رجوع کنید به شبیری ، ١٣٧٢ ش ، ص ٢٠٩ـ٢٦٤)؛
جعفربن احمدبن علی قمی معروف به ابن رازی ( رجوع کنید به ابن رازی ، جامع الاحادیث ، ص ٩٨، ١١٦؛
همو، مسلسلات ، ص ٢٤٣، ٢٤٦)؛
ابوعبداللّه حسین بن عبداللّه حرمی ( دلائل الامامة ، ص ٥٨، ٣٤٣)؛
ابوعبداللّه حسین بن عبیداللّه بن علی معروف به ابن واسطی (کراجکی ، ج ١، ص ٣٨٦ و با تبدیل عبیداللّه به عبداللّه در ص ١٨٢، ١٨٤، ١٩٨، ج ٢، ص ٤٢) که گویا همان حسین بن عبیداللّه غضائری است (زُراری ، ص ١١١، مقدمة حسینی ، ص ٩٧ـ٩٩؛
ابن حجر عسقلانی ، ج ٢، ص ٥٣٣، ٥٤٦، ٥٤٩). راوی پیشین هم احتمالاً همان غضائری است . برخی نعمانی را از شاگردان تلعکبری دانسته اند که درست نیست (نوری ، ج ٣، ص ٢٦٨؛
آقابزرگ طهرانی ، طبقات : نوابغ ، ص ٣٢٩؛
نیز رجوع کنید به شبیری ، ١٣٨١ ش ، ص ١٧٨).
آرا. به سبب موجود نبودن کتابهای تلعکبری ، نمی توان آرای خاص وی را به دست آورد. فقط دو نظریة فقهی و حدیثی وی ذکر شده است .
به گزارش شیخ مفید، وی از اصحاب عدد بود و ماه رمضان را همیشه سی روز می دانست (به نقل ابن طاووس ، ١٣٦٧ ش ، ص ٥). این دیدگاه فقهی در دوره های بعد متروک گردید، ولی در قرن چهارم و پنجم بسیاری بدان معتقد بودند و در بارة آن بحث می کردند (همانجا؛
نیز رجوع کنید به مفید، ١٤١٣؛
نجاشی ، ص ١٢٤، ٤٠١؛
طوسی ، ١٤٢٠، ص ٢٩٠، ص ٣٩٨؛
علم الهدی ، ج ٢، ص ١٧ـ٦٣).
تلعکبری ، استعمال «اخبرنی » را هنگام نقل حدیث به روش اجازه ، مجاز می دانسته و بر همین اساس از ابن ولید ــ که به تصریح شیخ طوسی (١٤١٥، ص ٤٣٩، ش ٦٢٧٣؛
نیز رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٣٧٧ ش ، ص ١٤٤) از او اجازة حدیث داشته و وی را دیدار نکرده ــ با عبارت «اخبرنی » نقل کرده است (محمد حضرمی ، ذیل ، ص ٩٦؛
خزاز رازی ، ص ٢٥٦؛
دلائل الامامة ، ص ٢٤٢، ٢٥٣ـ٢٥٤؛
نیز رجوع کنید به ابن طاووس ، ١٣٧٧ ش ، ص ٤٠٨؛
در بارة این بحث از جمله رجوع کنید به ابن صلاح ، ص ٩٦ـ ٩٨؛
مامقانی ، ج ٣، ص ١٤٦ـ١٥١). وی به احادیث مسلسله هم علاقه مند بوده است (ابن رازی ، مسلسلات ، ص ٢٤٣، ٢٤٧، ٢٦٣).
خاندان . به گزارش رجال شیخ طوسی (ص ٤٤٢، ش ٦٣١٣)، در ٣١٣ از ابن اشعث برای تلعکبری و پدر و برادر وی اجازة حدیث گرفته شده است . این گزارش نشان می دهد که پدر و برادر تلعکبری هم دست کم علاقه مند به دانش حدیث بوده اند. نجاشی (ص ٤٣٩)، در شرح حال هارون بن موسی تلعکبری ، اشاره می کند که با پسر تلعکبری (ابوجعفر) در خانة او حاضر می شده است درحالی که مردمان بر پدرش حدیث می خوانده اند. همچنین به نوشتة شیخ طوسی در رجال (ص ٤٢٧) تلعکبری در ٣٧٠ از سهل دیباجی حدیث شنیده و او و پسرش از سهل اجازة روایت حدیث داشته اند. مراد از پسر تلعکبری ظاهراً همان فرزند مشهور وی محمدبن هارون است . محدّث نوری در شمار مشایخ شیخ طوسی از حسین بن هارون بن موسی تلعکبری نام برده است (ج ٣، ص ٤٣٠) ولی این نام از سندی تحریف شده در امالی شیخ طوسی (ص ٣٠٠) گرفته شده و عبارت صحیح «حسین بن عبیداللّه عن هارون بن موسی تلعکبری » است و مراد همان حسین بن عبیداللّه غضائری ، استاد معروف شیخ طوسی ، است (قس آقابزرگ طهرانی ، طبقات : النابس ، ص ٦٨، ١٨٨).
ابوالحسین محمدبن هارون تلعکبری ــ که نامش در دلائل الامامة و کتب دعای ابن طاووس فراوان ذکر شده ــ از پدر خود روایت بسیار دارد. روایات وی از شیخ صدوق هم بسیار است ( دلائل الامامة ، ص ٦٦، ٧١، ٧٤) و اگر این امر در سال ورود صدوق به بغداد (٣٥٢ یا ٣٥٥) رخ داده باشد، باید ولادت وی را قبل از ٣٥٠ دانست . این احتمال نیز وجود دارد که روایت وی از صدوق به طریق اجازة کتبی بوده ، بویژه اگر وی همان کسی باشد که با نجاشی (متولد ٣٧٢) همدرس بوده و نباید تفاوت سنی چندانی با وی داشته باشد. دریافت اجازة نقل حدیث از سهل دیباجی در ٣٧٠ نیز می رساند که وی قبل از این سال به دنیا آمده و به احتمال زیاد هنگام اخذ اجازه خردسال بوده است .
ابن طاووس ( فرج المهموم ، ص ٢٣٦) محمدبن هارون بن موسی را استادِ شیخ مفید خوانده که در کتابهای موجود شاهدی بر آن نیافتیم و احتمال دارد با پدرش ، که از استادان مفید بوده ، اشتباه شده باشد ( رجوع کنید به ١٣٧٠، ص ١٨). بر اساس این گزارش ، محمدبن هارون در ٤١٠ زنده بوده و در کرْخ بغداد حدیث نقل کرده است . همچنین به همراه گروهی از اصحاب پدرش نزد صاعد نصرانی رفته تاحدیثی راکه وی از پدرش در بارة امام حسن عسکری علیه السلام در اختیار داشته بشنود. بنا بر گزارش دیگری از ابن طاووس (١٣٧١ش ، ص ٥٣٢ با اصلاح یک تحریف )، محمدبن هارون در سال ٤٠٠ کتابی را از محدّثی به نام خلف بن محمد ماوردی در حرم امام هادی و امام عسکری گرفته و از آن دعایی را رونویسی کرده است .
ابن طاووس در کتاب جمال الاسبوع ، احادیث بسیاری را در موضوع ادعیه و آداب مستحبی از محمدبن هارون نقل کرده است (از جمله ص ١٤٩، ١٥١، ١٦٢؛
نیز رجوع کنید به همو، ١٣٧٠، ص ٢٠٤). این احادیث باید مجموع دعوات منسوب به وی باشد (کولبرگ ، ص ٣٨٨). مجلسی (ج ١، ص ١٦، ٣٣، نیز رجوع کنید به ج ٧٧، ص ١١٨) از کتابی قدیمی با نام الکتاب العتیق یا العتیق الغروی یاد کرده و معتقد است این کتاب همان مجموع دعوات تلعکبری است و ظاهراً بین این نسخه و نسخة ابن طاووس تفاوتهایی وجود داشته است . ابوالفتح غازی بن محمد طرائفی ، راوی کتاب مجموع دعوات ، در ٣٩٩ در دمشق ، دعاهای ایام هفته را برای تلعکبری نقل کرده است (همان ، ج ٨٧، ص ١٤٢؛
در بارة این کتاب رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، الذریعه ، ج ٢٠، ص ٢٨؛
ابن طاووس ، ١٤١١، ص ١٨٤).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزولی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة : النابس فی القرن الخامس ، چاپ علی نقی منزوی ، بیروت ١٣٩١/ ١٩٧١؛
(٣) همان : نوابغ الرواة فی رابعة المئات ، چاپ علی نقی منزوی ، بیروت ١٣٩٠/ ١٩٧١؛
(٤) ابن بابویه ، عیون اخبارالرضا، چاپ حسین اعلمی ، بیروت ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٥) همو، کمال الدین و تمام النعمة ، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٦) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، چاپ محمد عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت ١٤١٥ـ١٤١٧؛
(٧) ابن رازی ، جامع الاحادیث ویلیه العروس ، الغایات ، المسلسلات ، الاعمال المانعة من الجنة و نوادر الاثر فی علی خیرالبشر ، چاپ محمد حسینی نیشابوری ، مشهد ١٤١٣؛
(٨) ابن شاذان ، مائة منقبة من مناقب امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و الائمة من ولده علیهم السلام ، چاپ نبیل رضا علوان ، بیروت ١٤٠٩؛
(٩) ابن صلاح ، علوم الحدیث ، چاپ مصطفی دیب البغا، ( بی جا ) ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(١٠) ابن طاووس ، الاقبال بالاعمال الحسنة ، چاپ فضل اللّه نوری ، چاپ سنگی تهران ١٣١٢، چاپ افست ١٣٦٧ش ؛
(١١) همو، جمال الاسبوع بکمال العمل المشروع ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، ( بی جا ) ١٣٧١ ش ؛
(١٢) همو، فتح الابواب بین ذوی الالباب و بین رب الارباب فی الاستخارات ، چاپ حامد خفاف ، قم ١٤٠٩؛
(١٣) همو، فرج المهموم ، قم : دارالذخائر، ( بی تا. ) ؛
(١٤) همو، فلاح السائل و نجاح المسائل فی عمل الیوم و اللیلة ، چاپ غلامحسین مجیدی ، قم ١٣٧٧ ش ؛
(١٥) همو، کشف المحجة لثمرة المهجة ، نجف ١٣٧٠/١٩٥١؛
(١٦) همو، مهج الدعوات و منهج العبادات ، قم ١٤١١؛
(١٧) همو، الیقین باختصاص مولانا علی ( ع ) بامرة المومنین ، چاپ انصاری ، بیروت ١٤١٠/١٩٨٩؛
(١٨) ابن غضائری ، الرجال لابن الغضائری ، چاپ محمدرضا حسینی جلالی ، قم ١٤٢٢؛
(١٩) ابن قولویه ، کامل الزیارات ، چاپ عبدالحسین امینی ، نجف ١٣٥٦؛
(٢٠) ابن نجّار، ذیل تاریخ بغداد ، در احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد، او، مدینة السلام ، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، ج ١٦ـ٢٠، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٢١) تستری ؛
(٢٢) مصطفی بن حسین تفرشی ، نقدالرجال ، قم ١٤١٨؛
(٢٣) عبدالنبی جزائری ، حاوی الاقوال فی معرفة الرجال ، قم ١٤١٨؛
(٢٤) حسین بن عثمان ، اصل حسین بن عثمان ، در کتاب الاصول الستة عشر من الاصول الاولیة فی الروایات و احادیث اهل البیت علیهم السلام ، قم : دارالشبستری للمطبوعات ، ١٣٦٣ ش ؛
(٢٥) جعفربن محمد حضرمی ، اصل جعفربن محمدالحضرمی ، در همان منبع ؛
(٢٦) محمدبن مثنی حضرمی ، اصل محمدبن المثنی الحضرمی ، در همان منبع ؛
(٢٧) حسین بن محمد حلوانی ، نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ، قم ١٤٠٨؛
(٢٨) علی بن محمد خزاز رازی ، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی عشر ، چاپ عبداللطیف حسینی کوه کمری خوئی ، قم ١٤٠١؛
(٢٩) خطیب بغدادی ؛
(٣٠) خلاد سدّی ، اصل خلاد السندی (السُدّی )، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٣١) خوئی ؛
(٣٢) درست بن ابی منصور، کتاب درست بن ابی منصور ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٣٣) دلائل الامامة ، منسوب به محمدبن جریر طبری آملی ، قم : موسسه البعثه ، ١٤١٣؛
(٣٤) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر والاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ٣٥١ـ٣٨٠ ه ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٣٥) همو، میزان الاعتدال فی نقدالرجال ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣٦) احمدبن محمد زراری ، رسالة ابی غالب الزراری الی ابن ابنه فی ذکر آل اعین ، چاپ محمدرضا حسینی ، قم ١٤١١؛
(٣٧) زید زراد، اصل زید الزراد ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٣٨) زید نرسی ، اصل زیدالنرسی ، در همان منبع ؛
(٣٩) سلام بن ابی عمره ، اصل سلام بن ابی عمره ، در همان منبع ؛
(٤٠) سمعانی ؛
(٤١) محمد جواد شبیری ، چهارمقاله ، در مقالات فارسی ، ش ٥٥، قم : کنگرة جهانی هزاره شیخ مفید، ١٣٧٢ ش ؛
(٤٢) همو، «الکاتب النعمانی و مصادر کتابه الغیبة »، علوم الحدیث ، سال ٢، ش ٣ (محرّم ـ جمادی الا´خره ١٤١٩)؛
(٤٣) همو، «نعمانی و مصادر غیبت »، انتظار ، ش ٢ (زمستان ١٣٨٠)، ش ٣ (بهار ١٣٨١)؛
(٤٤) محمدبن شریف رضی ، خصائص الائمة علیهم السلام ، چاپ محمدهادی امینی ، مشهد ١٤٠٦؛
(٤٥) زین الدین بن علی شهیدثانی ، رسائل الشهیدالثانی ، رسالة ٣٣: حاشیة خلاصة الاقوال ، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش ؛
(٤٦) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٤٧) محمدبن حسن طوسی ، الاستبصار ، چاپ حسن موسوی خرسان ، تهران ١٣٩٠؛
(٤٨) همو، الامالی ، قم ١٤١٤؛
(٤٩) همو، تهذیب الاحکام ، چاپ حسن موسوی خرسان ، نجف ١٣٧٨ـ١٣٨٢؛
(٥٠) همو، رجال الطوسی ، چاپ جواد قیومی اصفهانی ، قم ١٤١٥؛
(٥١) همو، الرسائل العشر ، چاپ محمد واعظ زاده خراسانی ، رسالة ٩: رسالة فی تحریم الفقاع ، قم ١٤٠٤؛
(٥٢) همو، کتاب الغیبة ، چاپ عباداللّه طهرانی و علی احمد ناصح ، قم ١٤١١ الف ؛
(٥٣) همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول ، چاپ عبدالعزیز طباطبائی ، قم ١٤٢٠؛
(٥٤) همو، مصباح المتهجد ، بیروت ١٤١١ ب ؛
(٥٥) عاصم بن حمید، اصل عاصم بن حمیدالحناط ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٥٦) عبدالملک بن حکیم ، اصل عبدالملک بن حکیم الخثعمی ، در همان منبع ؛
(٥٧) محمدبن محمد عبیدلی ، تهذیب الانساب و نهایة الاعقاب ، استدراک و تعلیق ابوعبداللّه حسین بن محمدالمعروف به ابن طباطبا، چاپ محمدکاظم محمودی ، قم ١٤١٣؛
(٥٨) ابوسعید عباد عصفری ، اصل ابی سعید عبادالعصفری ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٥٩) حسن بن یوسف علامه حلّی ، ایضاح الاشتباه ، چاپ محمد حسون ، قم ١٤١٥؛
(٦٠) همو، رجال العلامة الحلّی ، چاپ محمدصادق بحرالعلوم ، نجف ١٣٨١/١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٦١) علی بن حسین علم الهدی ، رسائل الشریف المرتضی ، چاپ مهدی رجائی ، رسالة ١٠: رسالة فی الرد علی اصحاب العدد ، قم ١٤٠٥ـ ١٤١٠؛
(٦٢) علی بن اسباط ، نوادر علی بن اسباط ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٦٣) محمدبن ابوالقاسم عمادالدین طبری ، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی ، نجف ١٣٨٣/١٩٦٣؛
(٦٤) حسین بن عبیداللّه غضائری ، تکملة رسالة ابی غالب ، در احمدبن محمد زراری ، همان منبع ؛
(٦٥) عنایة اللّه قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی ، اصفهان ١٣٨٤ـ١٣٨٧، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٦٦) عبداللّه بن یحیی کاهلی ، اصل عبداللّه بن یحیی الکاهلی ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٦٧) محمدبن علی کراجکی ، کنزالفوائد ، چاپ عبداللّه نعمه ، قم ١٤١٠؛
(٦٨) اتان کولبرگ ، کتابخانه ابن طاووس و احوال و آثار او ، ترجمة علی قرائی و رسول جعفریان ، قم ١٣٧١ ش ؛
(٦٩) کلینی ؛
(٧٠) محمدبن اسماعیل مازندرانی حائری ، منتهی المقال فی احوال الرجال ، قم ١٤١٦؛
(٧١) عبداللّه مامقانی ، مقباس الهدایة فی علی الدرایة ، چاپ محمدرضا مامقانی ، قم ١٤١١ـ ١٤١٣؛
(٧٢) مثنی بن ولید، اصل مثنی بن الولیدالحناط ، در کتاب الاصول الستة عشر ، همان ؛
(٧٣) مجلسی ؛
(٧٤) جعفربن حسن محقق حلّی ، الرسائل التسع ، چاپ رضا استادی ، رسالة ١: المسائل العزّیة ، قم ١٣٧١ ش ؛
(٧٥) مسعودی ، تنبیه ؛
(٧٦) همو، مروج (بیروت )؛
(٧٧) محمدبن محمد مفید، جوابات اهل الموصل فی العدد و الرؤیة ، چاپ مهدی نجف ، قم ١٤١٣؛
(٧٨) همو، کتاب الامالی ، چاپ حسین استاد ولی و علی اکبر غفاری ، قم ١٤٠٣؛
(٧٩) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
(٨٠) حسین بن محمدتقی نوری ، خاتمة مستدرک الوسائل ، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠؛
(٨١) یاقوت حموی .
/ سیدمحمدجواد شبیری /