دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٣٢
تَلَعفَری ، شهاب الدین محمدبن یوسف شیبانی ، مکنّا به ابوعبداللّه ، شاعر قرن هفتم . شهرت تَلَعْفَریِ (قس ابن صقاعی ، ص ١٤١ که تلّیعفری آورده است ) را ظاهراً به جهت انتساب پدر وی به تَلّاعفر، محلی میان موصل و سنجار (یاقوت حموی ، ذیل «تَلّاَعفَر»)، دانسته اند. تلعفری در ٥٩٣ در موصل به دنیا آمد و در همانجا تحصیل کرد. پدرش که خود شاعری با تمایلات شیعی و آشنا به متون ایرانی بود (ابن شعار، ج ١٠، ص ٥١٢ ـ٥١٣) احتمالاً در پرورش ذوق ادبی وی مؤثر بوده است . در آغاز جوانی به ستایش فرمانروایان روی آورد. نخست به ستایش ملک اشرف موسی ایوبی ، فرمانروای عراق (٦٠٧ـ ٦٢٦)، پرداخت و از بخششهای فراوان وی برخوردار شد، اما به سبب قماربازی و باختن هدایا و صله های ملک اشرف (ذهبی ، حوادث و وفیات ٦٧١ـ٦٨٠ ه ، ص ٢٠٣) و افراط در میگساری ، فرمانروای ایوبی او را به حلب تبعید کرد. حاکم حلب ، الملک الناصر، او را به خود نزدیک گردانید و برایش مقرری تعیین کرد، لیکن وی به سبب قماربازی و خشم الملک الناصر (ابن صقاعی ؛ ذهبی ، همانجاها) نتوانست در حلب بماند و به دمشق بازگشت و با از سرگیری شیوة پیشین و افراط در قمار تا آنجا پیش رفت که ناگزیر به سکونت در تون حمام گردید (ذهبی ، همانجا؛ روزنتال ، ص ١٤٧ـ١٤٩). در همین سالها به سبب مناظرات شعری خود با شرف الدین سلیمان بن بُلیمان ، شاعر اربیلی (٥٩٦ ـ٦٨٦) شهرت یافت (ابن صقاعی ، همانجا؛ ابن شاکر کتبی ، ج ٤، ص ٦٢؛ زیدان ، ج ٣، ص ١٢٥؛ روزنتال ، ص ١٤٨). سپس به مصر رفت و از آنجا به حماه نزد ملک منصور فرمانروای آن شهر رفت و ملک منصور او را همنشین و همدم خود گردانید (ابن شاکر کتبی ، ج ٤، ص ٧٠). تلعفری در ٦٧٥ در حماه درگذشت (ذهبی ، همانجا؛ ابن شاکر کتبی ، ج ٤، ص ٦٢).
بیشتر اشعار تلعفری غزل و نسیب ، و در بارة میگساری است . ابن خلّکان (متوفی ٦٨١) از تلعفری به عنوان کسی که اشعار ابوالحسن محمد سلامی شاعر سدة چهارم را برای وی خوانده است ، سخن می گوید (ج ٤، ص ٤٠٩) و این قدیمترین اطلاع در بارة شاعر است . صفدی (متوفی ٧٦٤) نیز به «توریات » تلعفری اشاره دارد ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٢٥٦). وی سروده هایی در مدح و موشحاتی نیز داشته است . غزلهایش روان و باریک بینانه است و آنها را همپایة غزلهای حاجری * ، شاعر سده های ششم و هفتم ، دانسته اند (ضیف ، ج ٥، ص ٣٩٤؛ بدوی ، ص ٥١). اشعار تلعفری پس از مرگش مشهور بوده و خواندن آنها به شعرای جوان توصیه می شده است (بدوی ، همانجا). با توجه به غزلهایی که از وی در تذکره ها آمده (برای نمونه رجوع کنید به ذهبی ، حوادث و وفیات ٦٧١ـ٦٨٠ ه ، ص ٢٠٤ـ ٢٠٥، نیز رجوع کنید به ص ٢٠٣، پانویس ١ که در آن فهرست مفصّلی از منابع در بارة تلعفری ارائه شده است ؛
صفدی ، ج ٥، ص ٢٥٦ـ٢٦٣) می توان نوآوریهایی در شعرش یافت (ضیف ، ج ٥، ص ٣٩٥). دیوان تلعفری به تصحیح محمدالانسی در ١٣١٠ در بیروت چاپ شده است (سرکیس ، ج ١، ستون ٦٤٠؛
نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ، که به چاپ قدیمتری از اشعار وی در ١٢٩٨ در قاهره اشاره دارد).
منابع :
(١) ابن خلّکان ؛
(٢) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٣) ابن شعار، قلائد الجمان فی فرائد شعراء هذا الزمان ، چاپ عکسی از نسخة خطی کتابخانة سلیمانیة استانبول ، مجموعة اسعد افندی ، ش ٢٣٢٣، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤) ابن صقاعی ، تالی کتاب وفیات الاعیان ، چاپ ژاکلین سوبله ، دمشق ١٩٧٤؛
(٥) احمد احمد بدوی ، اُسُس النقد الادبی عندالعرب ، قاهره ١٩٦٤؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی ، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری ، حوادث و وفیات ٦٧١ـ٦٨٠ ه ، بیروت ١٤٢٠/ ١٩٩٩؛
(٧) جرجی زیدان ، تاریخ آداب اللغة العربیة ، مصر ١٩١١ـ١٩١٤؛
(٨) سرکیس ؛
(٩) صفدی ؛
(١٠) شوقی ضیف ، تاریخ الادب العربی ، ج ٥: عصرالدول و الامارات ، قاهره ١٩٨٠؛
(١١) یاقوت حموی ؛
(١٢) EI ٢ , s.v. " A l-Talla ـ far ¦â " (by F. Rosenthal);
(١٣) Franz Rosenthal, Gambling in Islam , Leiden ١٩٧٥.
/ سیدمحمد حسینی /