دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٨٠٧
تَکَه (یا تَکّه ) ، ایل بزرگ ترکمن . در گذشته اراضی ایل تکه از شرق به چهارجو (چارجو، آمل خراسان ) و مرو و بخشی از اراضی قسمت پایین رودخانة مُرغاب و تجن و سرخس ایران ، از غرب به اراضی یموتها و گوکْلانها، از شمال به خط فرضی میان چهارجو و صحرای خیوه و قزل آرْواد/ قزل آروات / قزل رباط و از جنوب به خط مرزی خراسان و ترکمنستان محدود بود ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٦٠؛ سراج الدین بن عبدالرئوف ، ص ٢٦١؛ قره گزلو همدانی ، ص ٥٨ ؛ لاگاشووا ، ص ٢٠ـ٢١). ایل تکه از دو طایفة بزرگ اُقْتُمُش و تُقْتُمُش / توقتامیش تشکیل می شد که هر کدام به دو تیرة بزرگ تقسیم می گردید: اقتمش به تیره های بخشی / باخشی / باغشی و سیچْمَز/ سیچماز و تقتمش به تیره های وکیل و بیگ / بگ / بک ، و هریک از این تیره ها نیز به دهها تیرة کوچکتر تقسیم می شد (قره گزلو همدانی ، ص ٥٩ ـ٦٩؛ میرزاابراهیم ، ص ٦٥؛ سپهر، ج ٣، ص ٢٠٨). کثرت جمعیت ایل تکه ، آنان را قادر ساخته بود که بر اغلب طوایف هم جوار خود غلبه یابند و اراضی آنان را تصاحب کنند ( رجوع کنید بهتفصیل احوال تراکمه ، ص ١٧٠؛ لاگاشووا، همانجا؛ قره گزلو همدانی ، ص ٣٧ـ٤٠، ٤٣ـ٤٦، ٥٣ ـ٥٦)، بویژه که اراضی خود آنان برای تغذیة اهالی و احشامشان کافی نبود ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٦٠؛ آکینِر، ص ٣٨٢). پراکنده شدن طوایف تکه در نواحی ترکمنستان ، موجب توسعة سازمان سیاسی داخلی و حکومت سرداران تکه در سرزمینهای تکه نشین و استقلال نسبی آنان از خانات خیوه و بخارا و دولت ایران شد ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٦٤؛ لاگاشووا، همانجا؛ قره گزلو همدانی ، ص ٤٣ـ٥٦) و قطع برخی مناسبات تجاری میان استرآباد و کراسنوودسک و خیوه و بخارا را به دنبال داشت ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٧١).
ایل تکه در گذشته ساکن شبه جزیرة مانقیشلاق / مَنْقِشلاق بود (سارای ، ص ٢٣ـ٢٤). بعضی از پژوهشگران به حضور تکه ها در نواحی بین بلخان کوه و دُرون / دَرون در قرن چهارم اشاره کرده اند ( دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، ذیل «آخال تکه »). به گمان وامبری (١٣٦٥ش ، ص ٤١٧) اینان احتمالاً در عصر چنگیز (٦٠٣ـ٦٢٤) یا تیمور (٧٧١ـ٨٠٧) به این نواحی آمده اند. تکه ها در ١٠٤٩ و ١١١٢ به سبب حملة قبایل قالموق / قلماق / کالموک به نواحی جنوبی گریختند (سارای ، ص ٢٤) و در همین زمانهاست که نام ایل تکه در منابع فارسی به میان آمده است .
ایل تکه در عصر صفویه از ترکمنهای صایِن خانی به شمار می آمدند (مرعشی ، ص ٢٣). نام طوایف تکه عمدتاً در حوادث سالهای اول سلطنت شاه سلطان حسین صفوی (١١٠٥ـ١١٣٥) به میان آمده است . در ١١٠٦ به دستور او صدها سوار از ترکمنها از جمله تکه ها، به فرماندهی ولی محمدخان ، پسر حمزه سلطان چنگیزی ، عازم فتح خوارزم شدند (نصیری ، ص ٨٧ ـ٩١؛
موسوی فندرسکی ، ص ٣٢١ـ٣٢٢). ولی محمدخان پس از چند صباحی حکومت در خوارزم ، در جنگ با ازبکان آرال شکست خورد و با کمک پیرْنَظر، آتالیق (شیخ ) طوایف تکه و صایِن خانی به تجن گریخت (نصیری ، ص ١٣٨ـ ١٣٩). در حملات شیرغازی خان ازبک به خراسان در ١١٢٩، گروههایی از طوایف تکه شرکت داشتند (مرعشی ، همانجا). نادرشاه افشار (حک : ١١٤٨ـ١١٦٠) صدها خانوار از چادرنشینان تکه را که در حوالی نسا پراکنده بودند، به درخواست مردم نسا، کُشت و اسیران تکه را به مردم نسا سپرد (مروی ، ج ١، ص ٣٥ـ٣٦؛
استرآبادی ، ص ٣٩). در ١١٤١ و ١١٤٣ قتل وغارت ترکمنهای تکه و تقسیم اسیران آنان در میان طوایف شمال خراسان تکرار شد (مروی ، ج ١، ص ١٦٠ـ١٦٢؛
استرآبادی ، ص ٨٢ ـ٨٣، ١٤٣؛
لاگاشووا، ص ٢٠) که شورش تکه ها علیه نادر را در پی داشت (آرونووا و اشرفیان ، ص ١٧١). تکه ها از ١١٥١ تا ١١٥٣ در حملات ناموفق ایلْبارِس ، والی خوارزم ، به خراسان شرکت داشتند (مروی ، ج ٢، ص ٦٢٧ـ٦٣٥؛
استرآبادی ، ص ٣٥٥ـ ٣٥٧). در ١١٥٥ نصراللّه میرزا، پسر نادر، تمام طوایف تکه و یموت ساکن خوارزم را به خراسان تبعید کرد (استرآبادی ، ص ٣٧٨). در ١٢٧٢ که سلطان مرادمیرزا حسام السلطنه حاکم خراسان شد، تکه ها به مرو کوچیدند (سارلی ، ج ١، ص ٩٥). در ١٢٧٤، ٢٤ تن از رؤسای ایل تکه که برای خوشامدگویی به حسام السلطنه به مشهد رفته بودند، بازداشت شدند (قره گزلو
همدانی ، ص ٥٣). ترکمنهای ساریق / ساروق از حسام السلطنه پشتیبانی کردند و تکه ها تصمیم گرفتند که آنان را از مرو اخراج کنند. پس از دو سال جنگ ــ که از جنگهای معروف اتحادیة ایلات ترکمن به شمار می رود ــ تکه ها پیروز شدند (سارلی ، ج ١، ص ٩٢ـ٩٤). پس از آن تا ١٢٩٨ طوایف تکه بارها با دولت ایران و طوایف محلی خراسان جنگیدند ( رجوع کنید بههدایت ، ص ٥٤، ٥٧، ٦٤ ؛
سپهر، ج ١، ص ٧٩، ٢١٣، ٢٦٢ ، ج ٣، ص ١٦٩، ١٧٩، ٢١٨، ٣٠٠؛
ریاضی ، ١٣٧٢ش ، ص ٧٨ ؛
قره گزلو همدانی ، ص ٣٧ـ٣٩، ٤٤ـ ٤٨، ٥٣ـ ٥٨). یکی از عوامل تشدید خصومت میان تکه و دولت ایران ، غارتگری جنگجویان تکه در هرات و خراسان و استرآباد بود ( رجوع کنید به تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٧١ـ١٧٢؛
وامبری ، ١٣٧٢ش ، ص ٢٦٠؛
ریاضی ، ١٣٦٩ش ، ص ٢٢). البته در بعضی دوره ها، مناسبات دوستانه هم بر قرار می شد (قره گزلو همدانی ، ص ٤٧؛
سفرنامة بخارا ، ص ٢٣ـ٢٤، ٢٨). این دوره ها، به اقتضای زندگی چادرنشینی ایل تکه و مطامع خانهای ترک و کرد شمال خراسان ــ که می خواستند اراضی تکه ها را بگیرند ــ و سودجوییها و قدرت نماییهای حکام خراسان ، همیشه کوتاه بود ( تفصیل احوال تراکمه ، ص ١٦٧ـ١٦٩؛
میرپنجه ، ص ١٠٠ـ١٠١).
طوایف تکه ساکن آخال و مرو، در دورة محمدشاه (١٢٥٠ـ١٢٦٤) و ناصرالدین شاه (١٢٦٤ـ١٣١٣) منشأ بعضی حوادث مهم بودند. اینان با حسن خانِ سالارْبار (چغان )، حاکم شورشی خراسان ، متحد شدند (سپهر، ج ٢، ص ١٨٦ـ١٩٠). در ١٢٧١ طوایف تکة سرخس مانع پیشروی محمدامین خان ، حاکم خیوه ، در خراسان شدند و سرانجام او را کشتند (همان ، ج ٣، ص ٢١٣ـ٢٢٠؛
میرپنجه ، ص ٨١). در ١٢٧٧ طوایف تکه ساکن در سرخس و تجن و مرو به رهبری قوشیدخان ، لشکر حمزه میرزا حشمت الدوله حاکم خراسان ، را درهم شکستند. این شکست یکی از مهمترین حوادث نظامی ایران در دورة ناصرالدین شاه بود (خورموجی ، ص ٢٥٩ـ٢٦٣؛
حسینی ، ص ٣٢ـ٥٣).
طوایف تکه از ١٢٩١ تا ١٢٩٨ بارها با روسها جنگیدند: در دورة اول ، طوایف تکه به رهبری تیکمه سردار بر قوای ژنرال لوماکین در جنگ گوک تپه پیروز شدند (١٢٩٦)، و در دورة دوم در ١٢٩٨ ارتش روسیه به فرماندهی ژنرال اسکوبلف در جنگ گوک تپه پیروز شد ( رجوع کنید به سارلی ، ج ١، ص ٢٠٧ـ٣١١). دولت ایران که از رویارویی با دولت روسیه عاجز بود، پس از این جنگ با امضای قرارداد مرزی آخال ، بخش بزرگی از خاک خود را به روسیه واگذار کرد ( اسنادی از روابط ایران با منطقة قفقاز ، ص ١٨٣ـ١٨٦؛
سارلی ، ج ١، ص ٣١٢ـ ٣١٥). در خلال جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) شکستهای سنگین ارتش روسیه ــ که با نابودی بسیاری از مردان تکه همراه بود ــ و کوششهای پنهانی دولت عثمانی برای جذب طوایف ترکمن ، تکه ها را به شورش بر ضد دولت روسیه سوق داد (مقصودلو، ج ١، ص ٤١٤، ٤٢٨، ٤٤٨، ٤٥٤، ٤٨٦، ٥٥٩). پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧ در روسیه ، اغلب طوایف تکه ، به رهبری کسانی چون سرهنگ ارازخان که از افسران ارتش روسیة تزاری بود، به مخالفان انقلاب روسیه پیوستند و با حمایتهای ارتش انگلیس تا چند سال مانع از استقرار دولت شوروی در نواحی ترکمن نشین شدند (الیس ، ص ٤٤ـ٤٦، ٧١ـ٧٩، ١٥٧ـ١٦٠، ١٨٥ـ١٩١، ٢٠١ـ ٢٠٨). پس از پیروزی نهایی بلشویکها، ارازخان و طرفدارانش به ایران گریختند (همان ، ص ٢١٧).
امروزه غالب ترکمنهای تکه در جمهوری ترکمنستان سکونت دارند. گروههایی از اینان نیز در شمال خراسان ، از جمله در جَرگَلان بجنورد،ساکن اند (فیروزان ،ص ٢٨؛
سارلی ،ج ١،ص ١٣٠).
منابع :
(١) ماریانا روبنوونا آرونووا و کلارا زارمایروونا اشرفیـان ، دولـت نادرشاه افشار ، ترجمة حمید امین ، تهران ١٣٥٦ش ؛
(٢) شیرین آکینر، اقوام مسلمان اتحاد شوروی ، ترجمة علی خزاعی فر، مشهد ١٣٦٦ش ؛
(٣) محمدمهدی بن محمد نصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ش ؛
(٤) اسنادی از روابط ایران با منطقة قفقاز ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٢ش ؛
(٥) چارلز هوارد الیس ، دخالت نظامی بریتانیا در شمال خراسان : ١٩١٩ـ ١٩١٨ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٦) تفصیل احوال تراکمه ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران : بابک ، ١٣٦٣ش ؛
(٧) محمدعلی حسینی ، تاریخچة جنگ مرو ، چاپ یحیی شهیدی ، در بررسیهای تاریخی ، سال ٦، ش ٢ (خرداد و تیر ١٣٥٠)؛
(٨) محمدجعفربن محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٩) دائرة المعارف بزرگ اسلامی ، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی ، تهران ١٣٦٧ش ـ ، ذیل «آخال تکه » (از محمد آصف فکرت )؛
(١٠) محمدیوسف ریاضی ، عین الوقایع : تاریخ افغانستان در سالهای ١٢٠٧ـ١٣٢٤ق ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١١) همو، عین الوقایع : ( وقایع ایران : ١٢٣١ـ١٣٢٤ق ) ، چاپ محمد آصف فکرت ، تهران ١٣٧٢ش ؛
(١٢) محمد سارای ، ترکمنها در عصر امپریالیسم : پژوهشی در بارة مردم ترکمن و انضمام کشورشان به امپراتوری روسیه ، ترجمة قدیر ویردی رجائی ، تهران ١٣٧٨ش ؛
(١٣) اراز محمد سارلی ، تاریخ ترکمنستان ، تهران ١٣٧٣ـ ١٣٧٨ش ؛
(١٤) محمدتقی بن محمدعلی سپهر، ناسخ التواریخ ، چاپ جهانگیر قائم مقامی ، تهران ١٣٣٧ش ؛
(١٥) سراج الدین بن عبدالرئوف ، تحف اهل بخارا ، تهران ١٣٦٩ش ؛
(١٦) سفرنامة بخارا: عصر محمدشاه قاجار ، چاپ حسین زمانی ، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ، ١٣٧٣ش ؛
ت . فیروزان ،
(١٧) «در بارة ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران »، در ایلات و عشایر ، تهران : آگاه ، ١٣٦٢ش ؛
(١٨) عبداللّه بن مصطفی قلی قره گزلو همدانی ، دیار ترکمن ، چاپ حسین صمدی ، قائم شهر ١٣٧١ش ؛
(١٩) بی بی رابعه لاگاشووا، ترکمن های ایران : پژوهش تاریخی ـ مردم شناسی ، ترجمة سیروس ایزدی و حسین تحویلی ، تهران ١٣٥٩ش ؛
(٢٠) محمدخلیل بن داود مرعشی ، مجمع التواریخ ، چاپ عباس اقبال آشتیانی ، تهران ١٣٦٢ش ؛
(٢١) محمدکاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ش ؛
(٢٢) حسینقلی مقصودلو، مخابرات استراباد ، چاپ ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت ، تهران ١٣٦٣ش ؛
(٢٣) میرزا ابوطالب بن میرزابیک موسوی فندرسکی ، «بیان چگونگی تسخیر کل ولایت اورگنج یعنی خوارزم ، به رزم » (برگرفته از کتاب تحفة العالم ، نسخة خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٢٤٦٥)، در نصیری ، دستور شهریاران ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٢٤) اسماعیل میرپنجه ، خاطرات اسارت : روزنامة سفر خوارزم و خیوه ، چاپ صفاءالدین تبرّائیان ، تهران ١٣٧٠ش ؛
(٢٥) میرزاابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ش ؛
(٢٦) محمدابراهیم بن زین العابدین نصیری ، دستور شهریاران : سالهای ١١٠٥ تا ١١١٠ ه . ق پادشاهی شاه سلطان حسین صفوی ، چاپ محمدنادر نصیری مقدم ، تهران ١٣٧٣ش ؛
(٢٧) آرمین وامبری ، زندگی و سفرنامه های وامبری : دنبالة سیاحت درویشی دروغین ، ترجمة محمدحسین آریا، تهران ١٣٧٢ش ؛
(٢٨) همو، سیاحت درویشی دروغین در خانات آسیای میانه ، ترجمة فتحعلی خواجه نوریان ، تهران ١٣٦٥ش ؛
(٢٩) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، سفارت نامه خوارزم ، چاپ علی حصوری ، تهران ١٣٥٦ش .
/ علی پورصفر قصابی نژاد /