دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٧١٢
تفسیر طبری ، یکی از قدیمترین و جامعترین تفسیرهای قرآن ، اثر محمدبن جریر طبری * ، مورخ و مفسر و فقیه نامور قرن سوم (٢٢٤ یا ٢٢٥ـ٣١٠). در خود این تفسیر عنوان آن ذکر نشده ، اما طبری در کتاب تاریخ خود (ج ١، ص ٨٩) آن را جامع البیان عن تأویل آی القرآن نامیده و یاقوت حموی نیز در شرح احوال طبری (ج ١٨، ص ٤٤)، همین نام را آورده است .
به نظر می رسد که طبری تفسیر خود را بر دو طبقه از شاگردان املا کرده باشد (حوفی ، ص ١٠٩). به گفتة ابوبکربن کامل ، مشهورترین شاگرد طبری (متوفی ٣٥٠؛ ربیع ، ص ١٧)، طبری تفسیر خود را در ٢٧٠ بر شاگردانش قرائت کرده (به نقل یاقوت حموی ، ج ١٨، ص ٦٢)؛ اما ابوبکربن بَالَوَیْه ، دیگر شاگرد وی ، گفته است که طبری تفسیر خود را از ٢٨٣ تا ٢٩٠ بر ما املا کرد (به نقل خطیب بغدادی ، ج ٢، ص ١٦٤؛ یاقوت حموی ، ج ١٨، ص ٤٢؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «طبری ، ابوجعفر»). عبدالعزیزبن محمدبن اسحاق طبری ، که قبل از ٣١٠ زنده بوده و مدتی نزد طبری استماع تفسیر کرده (کحّاله ، ج ٥، ص ٢٥٨)، نسخه ای از تفسیر او را در بغداد دیده است (یاقوت حموی ، ج ١٨، ص ٦٥). یاقوت حموی جزئی از تفسیر طبری را به خط عبداللّه بن احمد فَرغانی (متوفی ٣٦٢)، مؤلف تکمله ای بر تاریخ طبری ، یافته است (همانجا).
طبری تفسیر خود را با بحثهای مقدماتی آغاز کرده ، سپس روایتهای ناظر به نزول قرآن را بر هفت وجه آورده (ج ١، ص ٩ـ ١٥) و به ایراداتی که در این باب وجود دارد پاسخ گفته است (ج ١، ص ١٥ـ٢٠). وی تدوین قرآن را در دورة خلافت عثمان (٢٣ـ٣٥) می داند (ج ١، ص ٢٠ـ٢٢). طبری پس از ذکر اخباری در رد تفسیر به رأی (ج ١، ص ٢٦ـ٢٧)، تأویل مطلوب و مقبول قرآن را تنها منوط به وجود نصی از پیامبر می داند (ج ١، ص ٢٧) و دیدگاه کسانی را که تفسیر قرآن را ناروا دانسته اند، رد کرده (ج ١، ص ٢٩ـ٣٠) و دلیل آن را تفسیر صحابه از قرآن ذکر می کند (ج ١، ص ٣١).
طبری (ج ١، ص ٢٥ـ٢٦، ٣١ـ٣٢) در بحث از تأویل قرآن و وجوه مختلف آن ، بعد از ذکر آیات دالِّ بر تحریض به تفکر
در قرآن و فهم کلام خداوند، تأویلات قرآن را به دو دسته
تقسیم می کند؛ بخشی از تأویلات قرآن را جز از طریق تأمل
در احادیث نبوی و دسترسی به نصی از آن حضرت نمی توان
به دست آورد. بخشی دیگر در حیطة علم خداوند است ، همچون زمان نزول عیسی بن مریم پیش از قیامت و نفخ صور و زمان قیامت . طبری این رأی را به آیات قرآن نیز مستند کرده و بر همین اساس معنای روایت منقول از ابن عباس در تقسیم بندی چهارگانة تفسیر قرآن را که در آن گفته شده ، تفسیر برخی آیات را جز خداوند کسی دیگر نمی داند، ناظر به تأویل آیاتی دانسته که موضوع آنها در حیطة علم خداوند است (طبری ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به تأویل * ).
طبری در نامگذاری سوره ها شیوة واحدی ندارد؛ برخی سوره ها را به نام مشهورشان آورده ، ولی در مورد برخی دیگر از تعابیری نظیر «القول فی السورة التی یُذْکر فیها البقرة » یا «تفسیرالسورة التی یذکر فیها یوسف علیه السلام » استفاده کرده است . وی در تفسیر آیات ، ابتدا آیه یا آیاتی را با عنوان «القول فی تأویل قوله تعالی » می آورد و غالباً با جملة «یقول اللّه جَلَّ ثناؤه » سخن خود را شروع می کند، سپس با نقل اقوال صحابه و تابعین ، به تفسیر آیات می پردازد. سرانجام ، پس از بررسی و توجیه اقوال ، یا قول مرجح را برمی گزیند یا با اقامة دلیل در رد اقوال گوناگون ، نظر خویش را بیان می دارد ( رجوع کنید به موسوی ، ص ٢١٩ـ٢٢٠).
تفسیر طبری عمدتاً بر مبنای مرویات تفسیری از رسول اکرم و منقولات صحابه و تابعین ، با ذکر سلسلة سند کامل هر حدیث ، تدوین شده است . طبری با وجود اینکه در ذکر اسناد و روات احادیث دقت می کند (ربیع ، ص ٢٢)، غالباً به صحت و نقد سند اعتنایی ندارد؛ ازینرو، احادیث ضعیف السند و اسرائیلیات * در تفسیر وی فراوان دیده می شود و برخی از این جهت بر وی خرده گرفته اند (زرقانی ، ج ٢، ص ٣٣؛ معرفت ، ج ٢، ص ٣١٣؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). نمونه هایی از اسرائیلیات را که با عصمت انبیا منافات دارد، می توان ذیل آیة ٣٧ سورة احزاب (طبری ، ج ٢٢، ص ١٠ـ١١)، آیات ٢١ تا ٢٥ سورة ص ´ (همان ، ج ٢٣، ص ٩٣ـ٩٦، ١٧٤ـ١٧٩) و آیة ٢٤ سورة یوسف (همان ، ج ١٢، ص ١٠٨ـ١١٠، ٢٣٩ـ٢٥٠) مشاهده کرد (برای نقد اقوال طبری ذیل این آیات رجوع کنید به محمد عبدالسلام ابوالنیل ، ص ٢٢٩ـ ٢٤٥؛ نیز رجوع کنید به محمدبکر اسماعیل ، ص ٦٠ـ٧٣).
طبری در موارد متعدد از روش تفسیر قرآن با قرآن برای تبیین آیات بهره جسته است (محمدبکر اسماعیل ، ص ٤٤ـ٤٧)؛ مثلاً برای تفسیر آیة ٧ سورة بقره ، از آیة ٢٣ سورة جاثیه استفاده کرده است (طبری ، ج ١، ص ٩٠). وی به قرائات عنایت خاصی داشته و بحثهایش در قرائات حاکی از احاطة او در این زمینه است ( رجوع کنید به عانی ، ص ١٥٨). به گفتة یاقوت حموی (ج ١٨، ص ٤٥)، وی کتابی در این فن نوشته و تمامی قرائات مشهور و شاذ را در آن گرد آورده و بررسی کرده است . طبری در تفسیر خود به کتاب قرائاتش اشاره نموده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٥٠، ذیل فاتحه : ٤). از مهمترین ویژگیهای روش طبری در بررسی قرائات می توان به این موارد اشاره کرد: اجماع قراء (فتلی ، ص ١٨١ـ١٨٣؛ صغیر، ص ٥٦ـ٥٧) و مقایسه با اشعار شاعران عرب (فتلی ، ص ٢٠٧ـ٢١٤)، ترجیح قرائت مشهور به قرائت ضعیف (برای نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ١٩٧، ذیل آل عمران : ٥١)، عنایت به هماهنگی قرائت با سیاق آیات (ج ١، ص ٩٤، ذیل بقره : ١٠) و قواعد و شیوة معروف زبان عرب (ج ٤، ص ١٧٩، ذیل آل عمران : ١٤٧؛ فتلی ، ص ١٨٤ـ١٩٠)، ترجیح قرائت هماهنگ با تفسیر علمای لغت و نحو (ج ١، ص ١٩٣، ذیل بقره : ٣٧؛ فتلی ، ص ٢٠١ـ٢٠٧)، ترجیح قرائتِ مطابق با رسم الخط مصحف (ج ٢، ص ١٩٠، ذیل بقره : ٢١٠؛ فتلی ، ص ١٩٩ـ٢٠١؛ صغیر، ص ٥٧ ـ ٥٨) و قرائتی که از سهولت لفظی و تناسب معنوی برخوردار است (ج ٥، ص ٦٠، ذیل نساء: ٤٢؛ فاضلی ، ص ٢٣٦ـ٢٤٠؛ فتلی ، ص ١٩٤ـ١٩٩).
طبری در بارة قرائتهای هفت گانه ، نظر خاصی داشته و قرائت عبداللّه بن عامر یَحْصُبِی ، از قاریان هفت گانه ، را جزء این قرائتها نیاورده و آن را تخطئه کرده است (عطوان ، ص ٢٨٦ـ ٢٨٧، ٣٣٢ـ٣٦٠). بر عقیدة طبری در باب ترجیح برخی قرائتها بر یکدیگر و خارج کردن برخی از قرائتهای متواتر و جایگزین کردن قرائتهای شاذ، خرده گرفته اند (آل اسماعیل ، ص ٣٣١). طبری با تعابیر خاصی از قرائتهای مقبول خود در تفسیر
یاد کرده ( رجوع کنید به همان ، ص ٣٣١ـ٣٣٢) و قرائتهای شاذ را با معیارهایی چون مخالفت با رسم الخط مصحف عثمانی ، مخالفت با اجماع قراء و قرائتهای واحد، مشخص کرده است (صغیر، ص ٩٠ـ٩٢، ١٥٥ـ١٦١).
طبری ، به پیروی از ابن عباس ، بوفور به شعر قدیم عرب استناد جسته تا معنای یک کلمه یا عبارت قرآنی را روشنتر سازد (گولدتسیهر، ص ١١٤ـ١١٥؛ ذهبی ، ج ١، ص ٢١٩؛ عانی ، ص ١٥٥ـ ١٥٦). وی به مباحث دقیق لغوی و صرف ونحو نیز پرداخته که حاکی از تسلط او بر زبان عربی است (فاضلی ، ص ٢٤١ـ ٢٤٦؛ محمدبکر اسماعیل ، ص ٧٣ـ٧٤). او در نحو، متأثر از نحویان کوفه است و غالباً قول کوفیان را موجه و مرجح می شمارد (زیدی ، ص ١٨٨؛ صغیر، ص ١٥٥). پیروی بارز او از نحو مکتب کوفه ، نقل قول فراوان از کتاب معانی القرآن یحیی بن زکریا فراء (متوفی ٢٠٧) است (فتلی ، ص ١٧٩؛ نیز رجوع کنید به احمد خطاب عمر، ص ٢٣٨ـ٢٦٢). وی در نقد تأویلهای مختلف از معیارهای گوناگونی بهره می گیرد، همچون سیاق آیات و پیوستگی آنها (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٣٢ـ١٣٧، ذیل بقره : ٢٥)، اجماع علما و اهل تأویل (ج ١، ص ١٣٤)، شیوة معمول بیان عرب (ج ٥، ص ٧٩، ذیل نساء: ٤٧)، تعمیم بخشیدن به معانی و پرهیز از تقیید و تخصیص بدون دلیل (ج ٣٠، ص ١٢٥، ذیل بلد: ٣) و وجود خبر صحیح از رسول اکرم در تأیید یکی از اقوال تفسیری (ج ٥، ص ٢٠ـ٢١، ذیل نساء: ٢٩). طبری از تعیین جزئیات امور، مثلاً نوع مائدة آسمانی که حواریون حضرت عیسی طلب کردند (ج ٧، ص ٨٨، ذیل مائده : ١١٢ـ ١١٥) یا مقدار ثمن بَخس (دَراهِمَ معْدودةٍ) که برادران یوسف او را به آن فروختند (ج ١٢، ص ١٠٣ـ١٠٤، یوسف : ٢٠)، خودداری می کند؛ زیرا از دید وی اینها اموری است که نه دانستن آنها سودی دارد نه جهل به آنها ضرری . پرهیز از تکرار مطالب و اطالة کلام نیز از ویژگیهای اوست (برای نمونه رجوع کنید به ج ٦، ص ٥٧، ذیل نساء: ٦).
تفسیر طبری را نباید صرفاً تفسیری روایی دانست ؛ زیرا طبری به مسائل و مباحث کلامی نیز توجه داشته و نظریات خود را در قالب گردآوری و نقل احادیثی دالّ بر موضع کلامی خود بیان کرده است . وی کمتر به نقد مستقیم نظریات گروههای مخالف پرداخته است . از مجموعه آرای کلامی موجود در تفسیر طبری می توان به این موارد اشاره کرد: وی در تفسیر آیة ١٧٢ سورة اعراف (ج ٦، ص ٧٥ـ٨١) روایات فراوانی نقل کرده که اغلب جبر انگارانه اند. در برخی موارد، طبری تأویل تنزیهی آیه را رد کرده و تفسیری کاملاً تشبیهی از آیه به دست داده است . از این موارد می توان به تفسیر کلمة «کرسی » در آیة ٢٥٥ سورة بقره (ج ٣، ص ٧ـ ٨) و کلمة «موازین » در آیة ٨ سورة اعراف (ج ٨، ص ٩١ـ٩٢) اشاره کرد. طبری در تأویل آیات متشابه ، اغلب تفسیری تشبیهی از آنها ارائه می کند (ج ٢٩، ص ٣٧ـ ٣٨). وی در ذیل آیة ٧ سورة آل عمران ، آرای مختلفی در بارة مفهوم محکم و متشابه در قرآن آورده و بهترین نظر را چنین می داند که آیات محکم ، آیاتی از قرآن است که علما تأویل و تفسیر آن را می دانند و متشابهات را آیاتی می داند که تأویل (به معنای مصداق عینی ) آن را کسی جز خداوند نمی داند و مواردی چون هنگام نزول عیسی بن مریم و زمان قیامت را در بر می گیرد (ج ٣، ص ١١٦). بر این اساس به نظر می رسد که طبری قائل به معنایی محدود برای واژة متشابه در قرآن بوده است . طبری نسخ تلاوت را جایز دانسته و عقیده دارد که این امر اتفاق افتاده است (همان ، ص ١٥٠). صبغة روایی تفسیر طبری و توجه به ذکر اسباب نزول ( رجوع کنید به موسوی ، ص ٢٢٠ـ٢٢١، ٢٢٤ـ٢٢٩) باعث شده که وی روایات فراوانی در پیوند با سیرة نبوی در سبب نزول آیات نقل کند (برای نمونه رجوع کنید به ج ١٠، ص ٥ ـ٦، ٤٣ـ ٤٨، ١٣٠ـ١٣١؛ نیز رجوع کنید به عانی ، ص ١٦٠).
کتاب المبتدأ و المبعث و المغازی محمدبن اسحاق بن یسار (متوفی ١٥١) به روایت سَلَمة بن فضل انصاری ( رجوع کنید به طبری ، ج ٩، ص ٣٤، ١١٧، ج ١٥، ص ١٣، ١٣٣) به واسطة محمدبن حُمَید تمیمی (متوفی ٢٤٨؛ طرابیشی ، ص ٥٥٢) و روایت یونس بن بُکَیْر ( رجوع کنید به طبری ، ج ٦، ص ٢٠٠) در اختیار طبری بوده و از مصادر مهم وی در تفسیر، خاصه بخشهای مربوط به داستان آفرینش (المبتدأ) به شمار می رفته است . اگر چه تفسیر طبری از ذکر فضائل اهل بیت پیامبر خالی نیست (برای نمونه رجوع کنید به آل عمران : ٦١؛ مائده : ٥٥؛ ضحی : ٥؛ احزاب : ٣٣) در موارد متعدد، به شأن نزول آیاتِ مرتبط با اهل بیت ، به رغم تصریح به آنها در منابع دیگر، اشاره ای نشده است ( رجوع کنید به استادی ، ص ٨٧ ـ٩٩). مهمتر از همه ، عدم تصریح یا اشاره به ماجرای غدیرخم ، ذیل آیة ٦٧ سورة مائده (ج ٦، ص ١٩٨ـ٢٠٠) است ، در حالی که وی در کتابی جداگانه روایات فراوانی در این باب گرد آورده است ( رجوع کنید به طبری ، ١٣٧٩ ش ، ص ٤١ـ١٠٠). در ذیل آیة ٣ سورة مائده (ج ٦، ص ٥٠ ـ٥٤) نیز نزول آن را در آخرین حج پیامبر، در روز عرفه دانسته و حتی قول به نزول آن در هجدهم ذیحجّه را نیاورده است . این در حالی است که وی دو روایت دالّ بر وفات پیامبر، هشتادویک روز بعد از نزول این آیه ، نقل کرده که با توجه به تاریخ وفات پیامبر در ٢ یا ١٢ ربیع الاول به روایت اهل سنّت و ٢٨ صفر به روایت شیعه ناسازگار است . طبری روایات اندکی نیز به نقل از اهل بیت آورده است . از جمله ، خبری است به نقل از امام باقر علیه السلام در شأن نزول آیة برائت (توبه : ١)، که طبق آن به پیامبر وحی می شود که آیه را باید خود او یا یک تن از تبار او ابلاغ کند و ازینرو علی علیه السلام مأمور ابلاغ آیه می شود (ج ١٠، ص ٤٧؛
نیز رجوع کنید به برائت ، سوره * ).
تفسیر طبری محل توجه عالمان پس از وی قرار گرفته است ؛
ابن ندیم (ص ٢٩٢) آن را کتابی خوانده که بهتر از آن نگاشته نشده است . ظاهراً یحیی بن عدی (متوفی ٣٦٣) نیز این کتاب را برای فروش به حکام ایالت ، دوبار استنساخ کرده است ( د. اسلام ، همانجا). به گفتة ابوحامد احمد اسفراینیِ فقیه ، اگر کسی برای دستیابی به این تفسیر تا چین سفر کند، کار چندان بزرگی نکرده است (به نقل خطیب بغدادی ، ج ٢، ص ١٦٣). با آنکه طبری از حنبلیان بغداد مصیبتها کشیده (همان ، ج ٢، ص ١٦٤)، به نظر ابن تیمیّة حنبلی مسلک ، تفسیر وی را باید از صحیحترین تفاسیر دانست ، زیرا گفتار پیشینیان را با اسانید صحیح ذکر می کند، در تفسیرش بدعتی وجود ندارد و از راویان متهم به کذب نقل روایت نمی کند (ابن تیمیّه ، ص ٥١، نیز رجوع کنید به ص ٣٧). سیوطی در طبقات المفسرین (ص ٣٠)، طبری را سرآمد همة مفسران می داند و می نویسد که تفسیر قرآن طبری ارجمندترین تفسیر است و چنانکه قاطبة علما گفته اند، مانند آن تألیف نشده است ؛
زیرا طبری روایت و درایت را توأماً فراهم آورده و در این عرصه کسی پیش از او و پس از او با وی برابری نکرده است . گولدتسیهر (ص ١٠٧، ١٠٩ـ١١٠)، تفسیر طبری را دائرة المعارفی از تفاسیر مأثور خوانده است ؛
تفسیری که نه فقط حاوی ثبت روایات تفسیری ، بلکه مشتمل بر نقد و ارزیابی و ترجیح اقوال نیز هست .
تفسیر طبری تأثیر فراوانی بر مفسران بعد از خود نهاده و غالب مفسران در تفسیر آیات به نظر طبری اشاره کرده اند؛
برای نمونه مفسرانی چون علی بن احمد واحدی (متوفی ٤٦٨؛
جودة محمدمهدی ، ص ١١٨ـ ١١٩)، شیخ طوسی (متوفی ٤٦٠؛
جعفر، ص ١٠٧ـ١١٠)، ابوبکرمحمدبن عبداللّه ابن عربی مالکی (متوفی ٥٤٣)، عبدالحق بن غالب ابن عطیه (متوفی ٥٤٦)، محمدبن احمد قرطبی (متوفی ٦٧١) و محمدبن جزی کلبی (متوفی ٧٤١؛
مشینی ، ص ٦٧٢ـ٦٩٢، ٧٠٣ـ ٧٠٥) را می توان نام برد که مکرراً به آرای طبری اشاره کرده اند. در تفسیر التبیان شیخ طوسی در موارد متعددی نام ابوجعفرمحمدبن جریر طبری ، به دلیل خطای کاتبان ، به ابوجعفرمحمدبن علی تغییر پیدا کرده که این اشتباهات از طریق تفسیر وی به دیگر تفاسیر شیعه چون مجمع البیان راه یافته است (صالحی نجف آبادی ، ص ١٤٧ـ١٧١، ٣٦٤ـ٣٦٩). عالمان اندلسی نیز به تفسیر طبری توجه جدّی داشته اند. این را می توان از تلخیص این تفسیر
به توسط مفسران اندلسی دریافت ؛
کسانی چون احمدبن
عبداللّه قرطبی (متوفی ٣٣٣) و محمدبن احمد نحوی مشهور به ابن اللجاش (متوفی ٤٩٠؛
گنونی ، ج ١، ص ١٣٢ـ١٣٣،
١٥٧، ١٧٩). از این تلخیصها ظاهراً هیچ نسخة خطی ای
باقی نمانده است .
وجود اسرائیلیات در تفسیر طبری ، چنانکه گفته شد، انتقادهایی را بر انگیخته است . شیخ محمد عبده ، طبری را به جنون حدیثی متهم کرده ؛
زیرا هر حدیثی را، اگر چه ناسازگار با عقل ، نقل کرده است . عبده در ذیل آیة بشارت ولادت یحیی به حضرت زکریا (آل عمران : ٣٩ـ٤٠) با اشاره به مطلب طبری می گوید که اگر کسی فقط همین روایت را نقل کند که زکریا وحی ملائکه را با ندای شیطانی اشتباه گرفت ، در جرح او کافی است (رشیدرضا، ج ٣، ص ٢٩٨ـ٢٩٩). آمال محمد عبدالرحمان ربیع برخی از اسرائیلیات تفسیر طبری را با نقلهای مشابه در منابع عبری ، در کتاب الاءسرائیلیات فی تفسیرالطبری (قاهره ١٤٢٢) بررسی و تطبیق کرده است . شیخ طوسی نیز در مقدمة التبیان (ج ١، ص ١) به افراط طبری در تفصیل مطالب اشاره کرده و آن را نقص کار او دانسته است . با اینهمه ، از آنجا که طبری از منابع فراوان تفسیریِ پیش از خود بهره برده است که بیشتر آنها در دست نیست و بر مبنای تفسیر او می توان برخی از آنها را بازسازی کرد، کار وی ارزشمند است . این ویژگی ، ثمرة نقل وسیع و امانتدارانة طبری از روایات و اقوال تفسیری پیشینیان است .
گزارش یاقوت حموی در بارة منابع طبری ، کهنترین نوشته ای است که در آن از مآخذ طبری سخن رفته است . یاقوت (ج ١٨، ص ٦٤) از جمله مصادر تفسیری طبری ، به اینها اشاره کرده است : تفسیر ابن عباس به پنج طریق ، تفسیر سعیدبن جبیر به دو طریق ، تفسیر مجاهدبن جبر به سه طریق و به طرق دیگر، تفسیر قَتادة بن دعامة و حسن بصری و عکرمه به سه طریق ، تفسیر ضحاک بن مزاحم به دو طریق ، تفسیر عبداللّه بن مسعود به یک روایت ، و تفسیر کسان دیگری چون عبدالرحمان بن زیدبن أسلم ، ابن جریج و مقاتل بن سلیمان .
طبری در خصوص مآخذ تاریخی و سیره و اخبار از نوشته های محمدبن سائب کلبی و فرزندش هشام و محمدبن عمر واقدی و دیگران ، و در نقل مطالب نحوی از آثار علی بن حمزه کسائی ، یحیی بن زیاد فراء، ابوالحسن اخفش و ابوعلی قُطْرُب بهره برده است (همان ، ج ١٨، ص ٦٥). مصادری که طبری در تفسیر خود از آنها بهره برده ، موضوع تحقیق برخی
خاورشناسان بوده است . به عقیدة هورست ، طبری حداقل از سه طریق از تفسیر مجاهدبن جبر بهره برده است که از این سه طریق ، دو طریق را ابن ندیم در الفهرست و ثعلبی (متوفی ٤٢٧) در الکشف و البیان یاد نکرده اند (لیم هویس ، ص ١٦٩). سزگین (ج ١، جزء ١، ص ٧١) یکی از مصادر تفسیر طبری را تفسیر مجاهد به طریق محمدبن عَمرو باهلی از ابوعاصم نبیل از عیسی بن میمون به طریق ابن ابی نجیح از مجاهد می داند. لیم هویس (ص ١٧٢) در بررسی خود، نظر سزگین را رد کرده و یادآور شده که متن تفسیر موجود از مجاهد با آنچه در تفسیر طبری از وی نقل شده ، تفاوت دارد.
از تفسیر طبری نسخه های خطی متعددی ، بویژه در کتابخانه های ترکیه ، همچون ایاصوفیه و نورعثمانیه ، موجود است ، سزگین (ج ١، جزء ٢، ص ١٦٦ـ١٦٧) فهرست کامل آنها را آورده است . این تفسیر بارها به چاپ رسیده است . نخستین طبع آن در ١٣٢١/ ١٩٠٣ در قاهره به کوشش مصطفی بابی حلبی و برادرانش صورت گرفت . چاپ مصحَح و منقحی از آن با تحقیق و حواشی محمود محمد شاکر و بازنگری و بازشناسی احادیث آن به کوشش احمدمحمد شاکر از ١٣٧٤ تا ١٣٨٨ در مصر انتشار یافت که تنها تا آیة ٢٦ سورة ابراهیم را شامل می شود. دارالکتب العلمیه در دوازده جلد متن کل تفسیر را چاپ کرده و در تکملة این چاپ ، احمد اسماعیل شکوکانی فهرست احادیث تفسیر را استخراج کرده است (بیروت ١٤٢٠/ ١٩٩٩). این چاپ ظاهراً افست از روی یکی از بهترین چاپهای کامل تفسیر طبری است که مصطفی سقا و دیگران در قاهره از ١٩٥٤ تا ١٩٥٧ منتشر کرده اند.
محمدحسن محمدحسن اسماعیل آرای فقهی طبری در تفسیر را با عنوان الاحکام الفقهیة للامام الطبری بر اساس تبویب رایج فقهی استخراج و در ١٤٢٠/٢٠٠٠ در بیروت چاپ کرده است . بازسازی متون کهن تفسیری با بهره گیری از تفسیر طبری ، یکی از فعالیتهای قرآن پژوهان است . از این دسته تحقیقات می توان به بازسازی تفسیر محمدبن اسحاق به کوشش محمد عبداللّه أبوصعیلیک (بیروت ١٤١٧/١٩٩٦)، تفسیر سعیدبن جبیر به کوشش جواد ترندک (تهران ١٣٧٨ ش )، تفسیر الحسن البصری به کوشش محمد عبدالرحیم (قاهره ١٩٩٢) و صحیفة علی بن ابی طلحة به کوشش راشد عبدالمنعم رجال (قاهره ١٤١١/١٩٩١) اشاره کرد.
از تفسیر طبری گزیده هایی در دست است . به گفتة ابن ندیم (ص ٢٩٢)، ابوبکربن الاخشید (متوفی ٣٢٦) گزیده ای از تفسیر طبری را با نام اختصار تفسیرالطبری فراهم کرد (نیز رجوع کنید به مدرس تبریزی ، ج ٧، ص ٣٧٦). محمدبن صُمادح تُجیبی (متوفی ٤١٩)، عالِم اندلسی ، نیز گزیده ای از تفسیر طبری دارد. وی (ج ١، ص ٢٩) قصد خود را صرفاً نگارش غریب القرآن و لغات دشوار این کتاب ذکر کرده است ، ازینرو از بیان مسائل دیگر احتراز داشته و فقط روایات مشهور را نقل نموده است .
بخشهایی از تفسیر طبری به قلم محمدباقر خالصی به فارسی بر گردانده شده است . ترجمه ای فرانسوی از قسمتی از آن به قلم پیر گوده در ١٩٨٣ در پاریس ، و ترجمه ای انگلیسی از بخشهایی از آن به قلم جان کوپر در ١٩٨٧ در آکسفورد منتشر شده است . همچنین اثری به زبان فارسی به عنوان ترجمة تفسیر طبری در ١٣٣٩ ش در تهران به چاپ رسیده که نادرستی انتساب آن به طبری اثبات شده است ( رجوع کنید به ترجمة تفسیر طبری * ).
منابع :
(١) نبیل آل اسماعیل ، علم القراءات : نشأته ، أطواره ، أثره فی العلوم الشرعیة ، ریاض ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(٢) ابن تیمیّه ، مقدمة فی اصول التفسیر ، بیروت : دارمکتبة الحیاة ، ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن ندیم ؛
(٤) احمد خطاب عمر، «الطبری النحوی الکوفی من خلال تفسیره »، آداب الرافدین ، ش ٩ (سپتامبر ١٩٧٨)؛
(٥) رضا استادی ، «اهل بیت رسالت در تفسیر طبری »، کیهان اندیشه ، ش ٢٥ (مرداد و شهریور ١٣٦٨)؛
(٦) محمدبن صمادح تجیبی ، مختصر من تفسیرالامام الطبری ، چاپ محمدحسن ابوالعزم زفیتی ، مصر ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(٧) خضیر جعفر، الشیخ الطوسی مفسراً ، قم ١٣٧٨ ش ؛
(٨) جودة محمد مهدی ، الواحدی و منهجه فی التفسیر ، ( قاهره ١٩٧٨ ) ؛
(٩) احمدمحمد حوفی ، الطبری ، قاهره ?( ١٣٨٢/١٩٦٣ ) ؛
(١٠) خطیب بغدادی ؛
(١١) محمدحسین ذهبی ، التفسیروالمفسرون ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٢) آمال محمد عبدالرحمان ربیع ، الاسرائیلیات فی التفسیرالطبری : دراسة فی اللغة والمصادرالعبریة ، قاهره ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(١٣) محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار ، ( تقریرات درس ) شیخ محمد عبده ، ج ٣، مصر ١٣٦٧؛
(١٤) محمد عبدالعظیم زرقانی ، مناهل العرفان فی علوم القرآن ، چاپ احمد شمس الدین ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٥) کاصد یاسر حسین زیدی ، «الطبری المفسر الناقد مع موازنة بمفسرین معاصرین له »، در الامام الطبری فی ذکری مرور احد عشر قرناً علی وفاته ، ج ٢، ( رباط ) : ایسیسکو، ١٩٩٢؛
(١٦) فؤاد سزگین ، تاریخ التراث العربی ، ج ١، جزء ١و٢، نقله الی العربیة محمود فهمی حجازی ، ریاض ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٧) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، کتاب طبقات المفسرین ، چاپ مورسینگ ، لیدن ١٨٣٩، چاپ افست تهران ١٩٦٠؛
(١٨) نعمت اللّه صالحی نجف آبادی ، «نقدی سند شناسانه بر احادیث مجمع البیان »، فصلنامة پژوهشهای قرآنی ، سال ٨ ، ش ٢٩ـ٣٠ (بهار و تابستان ١٣٨١)؛
(١٩) محمود احمد صغیر، القراءات الشاذة و توجیها النحوی ، دمشق ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٢٠) محمدبن جریر طبری ، بخش های بر جای ماندة کتاب فضائل علی بن ابی طالب علیه السلام و کتاب الولایة ، چاپ رسول جعفریان ، قم ١٣٧٩ ش ؛
همو، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ] ١٣٨٢ـ
(٢١) ١٣٨٧/١٩٦٢ـ١٩٦٧ [ ؛
(٢٢) همو؛
(٢٣) جامع البیان فی تفسیرالقرآن ، بولاق ١٣٢٢ـ ١٣٣٠/ ١٩٠٤ـ١٩١١، چاپ افست بیروت ١٤٠٠ـ١٤٠٣/ ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(٢٤) مطاع طرابیشی ، «رواة المغازی والسیر عن محمدبن اسحاق »، مجلة مجمع اللغة العربیة بدمشق ، ج ٥٦، ش ٣ (رمضان ١٤٠١)؛
(٢٥) محمدبن حسن طوسی ، التبیان فی تفسیرالقرآن ، چاپ احمد حبیب قیصر عاملی ، قم ١٤٠٩؛
(٢٦) عبدالقهار داود عانی ، دراسات فی التفسیر و المفسرین ، بغداد ١٩٨٧؛
(٢٧) حسین عطوان ، القراءات القرآنیة فی بلادالشام ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٨) محمد فاضلی ، «تفسیر طبری در نقد و بررسی »، در یادنامة طبری ، تهران : وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ١٣٦٩ ش ؛
(٢٩) عبدالحسین فتلی ، «ابوجعفرالطبری و منهجه فی القراءات »، مجلة المجمع العلمی العراقی ، ج ٣٤، ش ٢ (جمادی الآخره ١٤٠٣)؛
(٣٠) کحّاله ؛
(٣١) عبدالسلام احمد گنونی ، المدرسة القرآنیة فی المغرب من الفتح الاسلامی الی ابن عطیة ، ج ١، رباط ١٤٠١/١٩٨١؛
(٣٢) ایگناتس گولدتسیهر، مذاهب التفسیر الاسلامی ، ترجمة عبدالحلیم نجار، قاهره ١٣٧٤/ ١٩٥٥؛
(٣٣) محمدبکر اسماعیل ، ابن جریرالطبری و منهجه فی التفسیر ، قاهره ١٤١١/١٩٩١؛
(٣٤) محمد عبدالسلام ابوالنیل ، «الطبری المفسر، مذهبه فی التفسیر، مقارنة بین تفسیره و اعمال الآخرین »، در الامام الطبری ، همان ؛
(٣٥) مدرس تبریزی ؛
(٣٦) مصطفی ابراهیم مشینی ، مدرسة التفسیر فی الاندلس ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣٧) محمدهادی معرفت ، التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب ، مشهد ١٤١٨ـ١٤١٩؛
(٣٨) محمدحسین موسوی ، «اسباب نزول در تفسیر طبری »، فصلنامة پژوهشهای قرآنی ، سال ١، ش ١ (بهار ١٣٧٤)؛
(٣٩) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، بیروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(٤٠) EI ٢ , s.v. "Al-T ¤ abar ¦ â , Abu ¦ Dj a ¨ far" (by C.E. Bosworth);
(٤١) Fred Leemhuis, "MS. ١٠٧٥ tafs ¦ â r of the Cairene Da ¦ r al-Kutub and Muga ¦ hid's Tafsir ", in Proceedings of the Ninth Congress of the Union Europe ¨ enne des Arabisants et Islamisants , ed. Rudolph Peters, Leiden: Brill, ١٩٨١.
/ عباس مصلایی پور و محمدکاظم رحمتی /