دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٧٨
تَفْرِقه (١) ، اصطلاحی در بحثها و تحلیلهای اجتماعی ، متضاد وحدت و اتحاد. تفرقه به معنای پراکنده کردن و جداجداکردن (شاد، ذیل واژه ) و تَفَرُّق به معنای پراکنده شدن ، جداجدا شدن و گراییدن به فَرْق (تفاوت ، فاصله ، جدایی ) یا فِرْق (نیمه ، بخش و شعبه ) یا فِرقه (گروهی کوچک ، انشعاب یافته از یک جمعیت بزرگتر) است . تفرقه و تفرّق در قرآن و احادیث ، در مقابل وحدت و اتحاد، گاه در کنار اختلاف و گاه به جای آن به کار رفته است .
در روایات مأثور از ائمه علیهم السلام و صحابه و تابعین ، عبارت قرآنی «اِنَّ هذِهِ اُمَّتُکُم اُمَّةً واحِدَةً...» (انبیاء: ٩٢؛ مؤمنون : ٥٢) به «ه'ذا دینُکم دینٌ واحدٌ» تفسیر شده (طبری ، ج ١٧، ص ٦٧؛ طبرسی ، ج ٧، ص ٩٩) و بیشتر مفسران پیام این آیه را امر به اجتماع و اتحاد و نهی از تفرقه در دین و فرقه فرقه شدن مسلمین دانسته اند (برای نمونه رجوع کنید به طوسی ، ج ٢، ص ٥٤٦؛ قرطبی ، ج ٤، ص ١٥٩، ج ١١، ص ٣٣٨ـ٣٣٩). اما در آیات بعدی این آیه ، در سوره های انبیاء و مؤمنون ، فرقه فرقه شدن امت واحده ، بر اثر اَعمال تفرقه انگیز امتهای پیشین ، نکوهش شده است ( رجوع کنید به انبیاء: ٥١ـ٩١، ٩٣ـ٩٤؛مؤمنون : ٣١ـ٥١، ٥٣ـ٥٤) و در چهار موضع از قرآن کریم ، همراه با تعبیر «امّة واحدة »، آمده است که اگر خداوند می خواست تمامی مسلمانان و پیروان ادیان دیگر را به صورت امتی واحد در می آورد ( رجوع کنید به مائده : ٤٨؛ هود: ١١٨؛ نحل : ٩٣؛ شوری ': ٨)؛ بنابراین ، تا زمانی که خداوند چنین اراده ای نکرده است ، وحدت جامعة بشری و جوامع دینی همواره دستخوش اختلال خواهد بود. بعلاوه ، در قرآن کریم اختلاف در جوامع دینی ، به رغم ماهیت اولیة آنها که امت واحده هستند، فرآیندی طبیعی به حساب آمده ( رجوع کنید به بقره : ٢١٣؛ یونس : ١٩؛ هود: ١١٨؛ شوری ': ٨، ١٠؛ مائده : ٤٨) و منشأ اختلاف و تفرقه «بَغْی » (خودخواهی و افزون طلبی انسان ) دانسته شده است ( رجوع کنید به بقره : ٢١٣؛ آل عمران : ١٩؛ شوری ': ١٤). در آیات دیگر به کفر و سرکشی قوم یهود و بفراموشی سپردن یادآوریهای خداوند در میان نصارا اشاره و این دو امر زمینه ساز پیدایی اختلاف در میان ایشان دانسته شده است که تا قیامت باقی می ماند ( رجوع کنید به مائده : ١٤، ٦٤؛ سجده : ٢٥).
در آیة ١٠٥ سورة آل عمران ، به اختلاف و تفرقه اشاره شده است . اختلاف با تفرقه تفاوتی اساسی دارد: اختلاف پدیده ای طبیعی و اجتناب ناپذیر است اما تفرقه امری غیرطبیعی و اجتناب پذیر است . باید اختلاف بینشها و نگرشها را در چارچوب طبیعیشان محدود کرد تا به تفرقه نینجامند. تفرقه هنگامی بروز می کند که موارد وِفاق و اتفاق در نظر گرفته نشوند و بر فَرقها و اختلافها پافشاری شود، به گونه ای که پیروان یک دین با وجود ایمان داشتن به خدای یکتا و پیروی از پیامبر و کتاب و قبله ای واحد، یکدیگر را گمراه ، کافر و اهل باطل بپندارند ( رجوع کنید به آل عمران : ١٠٥؛ شوری ': ١٤؛ بیّنه : ٤).
در قرآن اختلاف اساساً امری طبیعی دانسته شده است (هود: ١١٨ـ١١٩)، همچنانکه اختلافاتی از قبیل اختلافات فقهی ، که مانع اتفاق و همبستگی مسلمانان و دینداران نمی شوند، تحریم نشده اند (قرطبی ، ج ٤، ص ٤٥٩)، بلکه اختلافاتی ممنوع شده اند که سبب فساد و فتنه می شوند. برخی عقیده دارند که ریشه کن کردن اختلافها و از بین بردن آنها به طور کامل میسر است ، اما بنا بر قرآن کریم ( رجوع کنید به هود: ١١٨) این امر محال است و در حدیثی نبوی نیز آمده که اختلاف امت اسلام یکی از مظاهر رحمت الاهی است ( رجوع کنید به قرطبی ، ج ٤، ص ١٥٩؛ در بارة معنای دیگر این حدیث رجوع کنید به ابن بابویه ، ١٣٦١ ش ، ص ١٥٧).
در احادیث ، افتراق (فرقه فرقه شدن ) نیز امری طبیعی و ناگزیر تلقی شده است ؛ چنانکه از پیامبر اکرم نقل کرده اند که بزودی امت اسلام نیز مانند یهود و نصارا فرقه فرقه خواهد شد ( رجوع کنید به حدیث افتراق * دارمی ، ج ٢، ص ٢٤١؛ قرطبی ، ج ٤، ص ١٥٩ـ ١٦٠، ج ١٢، ص ١٢٩ـ١٣٠ طباطبائی ، ج ٣، ص ٣٧٩ـ ٣٨٠). افتراق ، تا آنجا که به معنای تفاوت و چندگونگی آرا و اندیشه ها باشد، ناپسند نیست اما آنچه نهی شده تفرقه افکنی و تفرقه انگیزی است .
پیامبر اکرم از مسلمانان با تعبیر «یَدٌ واحدةٌ علی ' مَن سِواهُم » یاد کرده و خواسته است که مسلمانان همواره در برابر دیگران یکپارچه و متحد باشند (صنعانی ، ج ٥، ص ٢٢٦؛ غروی ، ج ٢، ص ٣٤٧)، همچنانکه قرآن کریم نیز تمام مؤمنان را برادران یکدیگر دانسته است (حجرات : ١٠). بنا بر آیة ٧٣ سورة انفال ، کافران با همة اختلافاتی که با یکدیگر دارند، در مخالفت و رویارویی با مسلمانان هم دست و هم دل اند و اگر مسلمانان با یکدیگر اتحاد و همبستگی نداشته باشند، فتنه و آشوب همه جا را فرا خواهد گرفت . بر این نکته نیز تأکید شده که وحدت منافقان ، صوری یا نمایشی است : «تَحْسَبُهُم جَمیعاً وَ قُلوبُهُم شَتّی '...» (حَشر: ١٤).
برای درک تأکیدات مستمر و گوناگون قرآن کریم بر وحدت و اتفاق ، باید به وضع اجتماع و محیطی که قرآن در آن نازل شده است توجه کرد. ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی و محیطی اعراب ، مانع همبستگی آنها، به عنوان یک امت ، و موجب تفرقه و تکروی آنها می شد. از جملة این ویژگیها، گرایش جدّی به حریت و مقاومت در برابر به بند کشیده شدن بود که حتی هرودوت و دیگر مورخان یونانی و رومی را هم به تعجب واداشت (جوادعلی ، ج ٤، ص ٤٠٨). از همین رو عرب جاهلی ، جز در پاره ای موارد ضروری ، به هیچگونه تعهدی تن نمی داد (همانجا). افراط در اِعمال این خصلت منجر به فردگرایی شدید و عنان گسیختة اعراب و مانع از تشکیل جوامع بزرگ و امت می شد (همانجا). اعراب در واقع تنها عشیره و قبیله را ــ که افرادش با هم نسبت خونی داشتند ــ به رسمیت می شناختند. این ویژگی در تمام عربستان وجود داشت ، اما در مدینه ، به سبب وجود یهودیان و مسیحیان ، اختلافات مذهبی هم بر این ویژگی افزوده می شد و علاوه بر تفرقة اجتماعی ، تفرقة دینی نیز در آنجا بروز می کرد.
در قرآن کریم ، تفرقة دینی در کنار تفرقة اجتماعی نهی و نفی شده است و تفرّق در دین در برابر اقامة دین به کار رفته و عامل تفرقه گرایی مشرکان ، انس و عادت به مظاهر شرک دانسته شده است ( رجوع کنید به شوری ': ١٣؛ روم : ٣١ـ٣٢). خداوند پیامبر اسلام را به «استقامت » (بر راه راست ، ثابت ماندن رجوع کنید به راغب اصفهانی ، ذیل «قوم ») در تفرقه زدایی امر کرده است ( رجوع کنید به شوری ': ١٤ـ١٥). همچنین ، در ادامة آیة فطرت (روم : ٣٠)، فرقه گراییها و تفرقه انگیزیهای مسلمانان را برابر با شرک ورزیدن و به صفوف مشرکان پیوستن اعلام می کند ( رجوع کنید به روم : ٣١ـ٣٢). در قرآن کریم ، این عجب و خودپسندی ، که بر پایة آن هر فرقه و گروه به آنچه خود دارند خرسند و شادمان اند و باورها و پایبندیهای فرقه های دیگر را ارج نمی نهند و به سخره می گیرند، سخت نکوهش شده است ( رجوع کنید به مؤمنون : ٥٣؛ روم : ٣٢؛ طبری ، ج ١٨، ص ٢٣؛ قرطبی ، ج ١٤، ص ٣٢؛ ابن عاشور، ج ١٨، ص ٧٢ـ٧٣).
در واقع ، قرآن کریم تفرقه در دین را مطلقاً نفی می کند و حساب اهل تفرقه را از پیامبر اسلام جدا می سازد ( رجوع کنید به انعام : ١٥٩؛ طباطبائی ، ج ٧، ص ٣٨٩ـ٣٩٠). همچنین ، پیامبر اسلام از پای نهادن به مسجد ضِرار (مسجد نفاق )، که منافقان مدینه آن را برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان بنا کرده بودند ( رجوع کنید به طبری ، ج ١١، ص ١٧ـ١٩)، نهی شد تا مسلمانان دریابند که مسجد
نیز هرگاه به پایگاه تفرقه تبدیل شود، حتی پای نهادن در آن شرعاً روا نیست ( رجوع کنید به توبه : ١٠٧ـ١١٠). عالمان مسلمان نیز در بارة وجوب ویران کردن مساجدی که با چنین هدفی ساخته شوند، اتفاق نظر دارند ( رجوع کنید به فخررازی ، ج ١٦، ص ١٩٥؛ قرطبی ، ج ٨، ص ٢٥٤؛ ابن عاشور، ج ١١، ص ٣١).
بنا بر آیات قرآن کریم ، ریشة اصلی تفرقة دینی ، جدایی افکندن و فرق نهادن میان پیامبران و پیروی از دین و شریعت یکی از پیامبران را بهانة مخالفت با دیگر پیامبران قرار دادن است ، به گونه ای که پیروان یک دین ، آیین خود را متفاوت
با دیگر ادیان الاهی و جدا از آنها بدانند ( رجوع کنید به نساء: ١٥٠ـ
١٥٢). قرآن به مسلمانان توصیه می کند که به همة پیامبران
و کتابهای آسمانی و شریعتهای الاهی ایمان داشته باشند و
بین پیامبران فرق نگذارند (بقره : ١٣٦، ٢٨٥). در واقع ، مُسلِم حقیقی بودن مشروط به چنین ایمانی است ( رجوع کنید به آل عمران : ١٩ـ٢٠، ٨٤ ـ ٨٥).
قرآن کریم پیشینة تفرقه در دین را به اهل کتاب (یهود و نصارا)، منتسب کرده ( رجوع کنید به شوری ': ١٤؛ بیّنه : ٤؛ قرطبی ، ج ١٦، ص ١٢، ج ٢٠، ص ١٤٣؛ ابن عاشور، ج ٢٥، ص ٥٦ ـ ٥٨) که آگاهانه ، بر اختلافات مذهبی پافشاری کردند و باب تفرقه در دین را گشودند ( رجوع کنید به بقره : ٢١٣؛ آل عمران : ١٩؛ یونس : ٩٣؛ جاثیه : ١٧) و امت موسی علیه السلام را نخستین گروهی دانسته که در دین تفرقه کردند ( رجوع کنید به هود: ١١٠؛ فصّلت : ٤٥). قرآن مسلمانان را از اینکه همانند آنان رفتار کنند، بر حذر می دارد ( رجوع کنید به آل عمران : ١٠٥؛ طوسی ، ج ٢، ص ٥٥٠). آنان ادعا می کردند که جز یهود و نصارا پیروان هیچ دین دیگری به بهشت نمی روند (بقره : ١١١) و به مسلمانان می گفتند اگر می خواهید هدایت یابید، یهودی یا نصرانی شوید (بقره : ١٣٥). در عین حال ، حقانیت یکدیگر را نیز نفی و همانند بی خبران از دین و مشرکان رفتار می کردند (بقره : ١١٣).
قرآن کریم برای برقرار ماندن وحدت و همبستگی میان مسلمانان ، آنان را به چنگ زدن به ریسمان الاهی امر و از تفرقه افکنی و تفرقه انگیزی نهی می کند: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبلِ اللّ'هِ جَمیعاً وَلاتَفَرَّقُوا...» (آل عمران : ١٠٣). اعتصام به معنی تمسک و آویختن به یک چیز است ( رجوع کنید به راغب اصفهانی ، ذیل «عصم »). حبل اللّه در روایات به قرآن کریم (طبری ، ج ٤، ص ٢١؛ طوسی ، ج ٢، ص ٥٤٥؛ قرطبی ، ج ٤، ص ١٥٩؛ بحرانی ، ج ١، ص ٣٠٥؛ حُوَیْزی ، ج ١، ص ٣٧٧؛ آلوسی ، ج ٤، ص ١٨)، آل محمد صلی اللّه علیه وآله وسلم (بحرانی ، ج ١، ص ٣٠٧؛ حویزی ، همانجا)، قرآن و عترت (آلوسی ، همانجا)، توحید و ولایت (حویزی ، ج ١، ص ٣٧٨) و چیزهایی از این قبیل تفسیر شده است . برخی از مفسران نیز آن را به معنای دین و آیین اسلام گرفته اند ( رجوع کنید به طوسی ، ج ٢، ص ٥٤٥، ٥٤٩؛ مُغْنیه ، ج ٢، ص ١٢٢). بنابراین ، هر رویکرد و عملکردی که محور آن خداجویی و خداخواهی باشد، اعتصام به حبل اللّه است و اگر بر پایة ارتباط با خدا نباشد، تفرقه است .
چنانکه پیشتر در سیاق همین آیه آمده است : «... وَمَن یَعتَصِم بِاللّ'هِ فَقَد هُدِیَ اِلی ' صِراطٍ مُسْتَقیم » (آل عمران : ١٠١). آیة «واعتصموا...» در مدینه نازل شده و ناظر به اختلافات میان دو قبیلة اوس و خَزرَج است که پیش از اسلام دائماً درگیر بودند و به برکت اسلام با هم الفت یافتند. بعدها هم گاه با یادآوری گذشته به نزاع می پرداختند (طبری ، ج ٤، ص ١٩). همچنین به اختلافات مذهبی و تفرقه افکنیهای اهل کتاب ، خاصه یهود، اشاره می کند که حتی بر سر فهم و تفسیر تورات اختلاف داشتند و بر این اساس به گروهها و احزاب متعددی تقسیم شدند و به طرفداری از دو قبیلة اوس و خزرج با هم می جنگیدند (جوادعلی ، ج ٦، ص ٥٥٦). این آیه بیانگر اهمیت اخلاص در دین است ( رجوع کنید به طبری ، ج ٤، ص ٢١ به نقل از ابوالعالیه ) که خداوند همة امتهای پیشین را به آن فرمان داده و آنان گاه سرپیچی کرده و راه تفرقه را پیش گرفته اند ( رجوع کنید به بیّنه : ٤). بنابراین ، مسلمانان موظف اند در تمامی اعمال و رفتار خویش فقط خدا را در نظر داشته باشند و خود را مانند بندگان دیگر او ببینند و اگر در برخی عقاید و مناسک با دیگران اختلافهایی دارند، بر آنها پافشاری نکنند و نسبت به فرقه ای که به آن نسبت دارند، تعصب نورزند ( رجوع کنید به قرطبی ، ج ٤، ص ١٥٩). در احادیث نیز بر گرویدن خالصانه و متوسلانه به قرآن کریم ، به عنوان رمز وحدت اسلامی ، تأکید شده است : «فَعَلیکُم بکتابِ اللّ'ه » (ابن حنبل ، ج ٢، ص ٢١٢).
در واقع در بیان صریح قرآن کریم ایمان به خدای یکتا و ایمان به آخرت و انجام دادن عمل صالح ، شرط نجات و رستگاری است (مائده : ٦٩) تا اختلافات عقیدتی میان پیروان ادیان یا اختلافات موجود در عقاید مسلمانان ، بهانه ای برای تفرقه انگیزی و متفرق شدن نگردد ( رجوع کنید به شوری ': ١٣). محور تمام مناسک عبادی اسلامی نیز تفرقه زدایی و متمایل ساختن مسلمانان به جمعیت و جماعت است که این خصوصیت در نمازهای جماعت و جمعه و در مراسم حج مشهودتر است . در یک حدیث مشهور نبوی نیز امت اسلامی به ساختمانی استوار و دیرپا تشبیه شده که اجزای آن یکدیگر را ثابت نگاه می دارند (نسائی ، ج ٢، ص ٤١؛ سیوطی ، ج ٢، ص ٦٦٠).
همچنین ، به رغم آنکه نصارا برای خشنودی خداوند و اصرار بر اخلاص در دین ، به رهبانیت (جمع گریزی و گوشه گیری ) رو آورده بودند (حدید: ٢٧؛ قرطبی ، ج ١٧، ص ٢٦٥؛ مجلسی ، ج ٦٥، ص ٣٢٠)، اسلام با نفی رهبانیت انواع گوناگون تفرقه را، هرچند توجیه دینی و شرعی داشته باشد، بدعت می داند و محکوم می کند؛ چنانکه پیامبر اکرم ، ضمن برخورد جدّی با انزواطلبیها و جمع گریزیها، رهبانیت امت اسلامی را جهاد در راه خدا شناساند (ابن ابی شَیْبَه ، ج ٤، ص ٥٦٥؛ ابن حنبل ، ج ٣، ص ٨٢، ٢٦٦؛ ابن بابویه ، ١٤١٧، ص ١٢٣؛ متقی ، ج ٣، ص ٧٦٠؛ مجلسی ، ج ٧٩، ص ١١٤). در احادیث دیگر نیز رهبانیت امت خود را هجرت و جهاد و نماز و روزه و حج دانسته است ( رجوع کنید به قرطبی ، ج ١٧، ص ٢٦٥؛ مجلسی ، ج ٦٥، ص ٣٢٠).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمودبن عبداللّه آلوسی ، روح المعانی ، بیروت : داراحیاء التراث العربی ، ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن ابی شیبه ، المصنَّف فی الاحادیث و الآثار ، چاپ سعید محمد لحّام ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٤) ابن بابویه ، الامالی ، قم ١٤١٧؛
(٥) همو، معانی الاخبار، چاپ علی اکبر غفاری ، قم ١٣٦١ ش ؛
(٦) ابن حنبل ، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت : دارصادر، ( بی تا. ) ؛
(٧) ابن عاشور (محمد طاهربن محمد)، تفسیرالتحریر و التنویر ، تونس ١٩٨٤؛
(٨) هاشم بن سلیمان بحرانی ، البرهان فی تفسیر القرآن ، چاپ محمودبن جعفر موسوی زرندی ، تهران ١٣٣٤ ش ، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٩) عبدعلی بن جمعه حویزی ، کتاب تفسیر نورالثقلین ، چاپ هاشم رسولی محلاتی ، قم ( ١٣٨٣ـ١٣٨٥ ) ؛
(١٠) عبداللّه بن عبدالرحمان دارمی ، سنن الدارمی ، چاپ محمداحمد دهمان ، دمشق : مکتبة الاعتدال ، ( بی تا. ) ؛
(١١) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمدسید کیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الجامع الصغیر فی احادیث البشیر النذیر ، بیروت ١٤٠١؛
(١٣) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٤) عبدالرزاق بن همام صنعانی ، المصنّف ، چاپ حبیب الرحمان اعظمی ، بیروت : مجلس العلمی ، ( بی تا. ) ؛
(١٥) طباطبائی ؛
(١٦) طبرسی ؛
(١٧) طبری ، جامع ؛
(١٨) طوسی ؛
(١٩) جوادعلی ، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بیروت ١٩٧٦ـ ١٩٧٨؛
(٢٠) محمد غروی ، الامثال النبویّة ، بیروت ١٤٠١؛
(٢١) محمدبن عمرفخررازی ، التفسیرالکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٢) چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٣) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٤) علی بن حسام الدین متقی ، کنزالعمال فی سنن الاقوال والافعال ، چاپ بکری حیّانی و صفوة سقا، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٢٥) مجلسی ؛
(٢٦) محمدجواد مغنیه ، التفسیرالکاشف ، بیروت ١٩٨٠ـ١٩٨١؛
(٢٧) احمدبن علی نسائی ، کتاب السنن الکبری ، چاپ عبدالغفار سلیمان بنداری و کسروی حسن ، بیروت ١٤١١/١٩٩١.
/ محمدعلی لسانی فشارکی /