دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٣٣
تَعِزّ ، شهر عمدة ناحیة کوهستانی جنوب یمن ، واقع
در حدود ١٩٥ کیلومتری جنوبِ (کمی متمایل به غرب ) صنعاء و تقریباً ١٤٠ کیلومتری شمال غربی عدن . این شهر
در پای جبل صَبِر ( = عُدَینَه ) ، که در حدود ٠٠٠ ، ٣ متر ارتفاع دارد، واقع است . هرچند طی تاریخ دورة ایوبیان یمنی (٥٦٩ ـ٦٢٦) از این شهر نام برده شده ، رونق اصلی آن در
زمان بنورسول * بوده که آن را پایتخت خویش قرار دادند.
ظاهراً تعزّ تا پیش از رونق و رشد خود در عهد بنورسول ،
قریه ای کوچک در منطقة الجَنَد، مرکز نخستین حکام اسلامی در این ناحیه ، بود و از آن زمان تاکنون ، الجند قریه ای در منطقة
تعزّ بوده است .
اطلاعات ما در بارة تعزّ دورة ایوبیان بر اساس نوشته های ابن مجاور * ، جهانگرد دمشقی ، در سالهای نخست قرن هفتم است . بنا به اظهار وی (ص ١٤٤ـ ١٤٥) هر سال صندوق (خزانه )های بندر عدن را، که به چهار عدد می رسید، به
قلعة تعزّ می بردند. محتوای این صندوقها حاصل از درآمد کشتیهایی بود که از هند وارد عدن می شدند: درآمد واردات روناس (فُوَّه ) به بندر، درآمد صدور اسب به هندوستان و درآمد کشتیهایی که به هندوستان می رفتند. هر یک از صندوقها حاوی
حدود ٠٠٠ ، ١٥٠ دینار بود. این رسم در ٦٢٥ منسوخ شد.
ابن مجاور (ص ١٥٦) قلعه را اینگونه وصف کرده است :
قلعه ای استوار، ساخته شده از سنگ و گچ با دیوارها و دروازه های مستحکم که همچون دژی جنگی میان شهر المَغرِبه و شهری واقع در پای کوه صبر، جای گرفته بود. بعد از این توصیف ، نقشه ای از شهر (ص ١٥٧، چاپ لوفگرن ) آمده است . ابن مجاور در بارة آبرسانی به تعزّ (ص ١) از جبل صبر نیز سخن گفته است .
نخستین حاکم رسولی که به توسعه و آبادانی تعزّ پرداخت ، ملک مظفر یوسف ، دومین سلطان این سلسله ، بود که در
٦٥٣ این شهر را پایتخت بنورسول قرار داد. حکام رسولی طی سالیان ، همراه با توسعة شهر، مساجد و مدرسه هایی زیبا ساختند که بسیاری از آنها هنوز پا بر جاست . در میان این بناها، جامع المظفّر (بانی آن در ٦٩٤ درگذشته ) و اَشرفیّه ، از دوران حکومت الاشرف (٧٧٨ـ٨٠٣)، باشکوهتر و چشمگیرترند. اسماعیل اَکوَع شماری از بناهای بنورسول در تعزّ را بخوبی وصف کرده و پیشینة تاریخی آنها را نیز بررسی نموده است .
ابن بطوطه در ٧٧٩، در دوران بنورسول ، از تعزّ بازدید
کرده و تقریباً بتفصیل در بارة آن سخن گفته است (ص ٢٥٨).
وی اهالی آنجا را متکبر، خشن و گستاخ وصف نموده ،
که در بیشتر پایتختها معمول است ، و از سه محلة تعزّ یاد
کرده است : ( المغربه ) که سکونتگاه سلطان و درباریان و
رجال دولت است ؛ عُدَینه که امرا و لشکریان در آن اقامت
دارند؛ و مَحالِب که سکونتگاه تودة مردم است و بازار بزرگی هم دارد. ابن بطوطه بتفصیل تشریفات و آداب دربار بنورسول را شرح داده است .
در میان جهانگردانی که بعدها از تعزّ بازدید کردند، می توان از نیبور در ١١٧٦/ ١٧٦٣، گلازر در اواخر قرن سیزدهم / نوزدهم و هیو اسکات در ١٣١٦ ش / ١٩٣٧ نام برد ( الموسوعة الیمنیة ، ذیل مادّه ).
روستای کوچک ثَعبات ، واقع در دامنه های صبر، خلوتگاهی آرام برای شماری از سلاطین بنورسول بود ( رجوع کنید به اسمیت ، ص ١١٩ـ ١٣٥).
در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ امام احمد حمیدالدین ، صنعاء (پایتخت پیشین ) را ترک کرد و در تعزّ مستقر شد. همة
هیئتها و کنسولگریهای خارجی نیز به این شهر انتقال یافتند.
تنها در ١٣٤١ ش / ١٩٦٢، هنگام انقلاب یمن شمالی که جمهوری عربی یمن جایگزین سلطنت متوکلیِ خاندان حمیدالدین شد، صنعاء توانست موقعیت کهن خویش را
به عنوان پایتخت باز یابد. هر چند تعزّ در مقام عمده ترین
شهر ناحیة کوهستانی یمن جنوبی ــ شاید به سبب موقعیت
جغرافیایی و ارتباط آن با بندرهای عدن و مخا و نیز صنعاء ــ و به عنوان پایتخت یمن شمالی شافعی تاکنون اهمیت خویش را حفظ کرده است .
منابع :
(١) ( ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطة ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٢) ابن مجاور، صفة بلادالیمن و مکة و بعض الحجاز، المسماة تاریخ المستبصر ، چاپ اسکار لوفگرن ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٦ ) ؛
(٣) اسماعیل اکوع ، المدارس الاسلامیة فی الیمن ، صنعاء ١٩٨٠؛
(٤) محمدبن احمد حجری یمانی ، مجموع بلدان الیمن و قبائلها ، چاپ اسماعیل بن علی اکوع ، صنعاء ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(٥) علی بن حسن خزرجی ، کتاب العقود اللؤلؤیة فی تاریخ الدولة الرسولیة ، لیدن ١٩٠٦ـ ١٩١٨، جاهای متعدد؛
(٦) الموسوعة الیمنیة ، زیرنظر احمد جابر عفیف و دیگران ، صنعاء ١٤١٢/ ١٩٩٢، ذیل «تعزّ» (از یوسف محمد عبداللّه )؛
/ ج . ر. اسمیت ( د. اسلام ) /