دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٣
بامری ، از طوایف بلوچستان ، نیم کوچنده و ساکن جنوب شرقی ایران . مرکز اصلی این طایفة مستقل ، منطقة عمومی دَلگان ، عمدتاً مغرب بمپور * تا هامون جازموریان است (فیروزان ، ص ٣٣) لیکن گروههای دیگری با نام همین طایفه ، در شهرستانهای کهنوج (سازمان برنامه و بودجه ، ١٣٦٣ ش ، ج ٥، بخش ١٦، ص ١٥٤)، خاش (مرکز آمار ایران ، ص ٢٧)، زابل ، و حتی بلوچستان پاکستان شناسایی شده اند (افشار سیستانی ، ص ١٢٢ـ١٢٧).
بامریها، و به طور کلی اغلب عشایر بلوچستان ، به علّت اوضاع طبیعی حاکم ، اغلب فاقد ایل راه مشخص اند و مسیر کوچی کوتاه دارند که از چند ده کیلومتر بیشتر نیست . شاید به همین دلیل است که ، برخلاف ایلهای سلسله جبال زاگرس ، عشایر بلوچ ، از جمله بامریها، از حد طایفة مستقل فراتر نمی روند و به هیچیک از آنها ایل گفته نمی شود (سازمان برنامه و بودجه ، ١٣٥٦ ش ، ص ٧٥).
به گفتة سردار نواب خان ، بزرگ طایفة بامری ، زادگاه و خاستگاه اصلی این طایفه بم و نرماشیر* کرمان است . آنان در زمان حکومت قاجاریه ، به دشت دلگان مهاجرت کرده ، سپس بر اثر تنگدستی و برای تأمین منابع جدید معیشت ، به بمپور، خاش ، غرب جازموریان ، سیستان و مناطق دیگر روی آورده اند.
دشت دلگان سابقاً شامل دهستانی به همین نام و قسمتی از بخش بَزمان بوده است (همان ، ص ١). در تقسیمات اخیر، دلگان بخش مستقلی است . نواحی شمالی دشت دلگان به علت وجود سنگلاخهای ناشی از سیلابهای کوهستان بارز، بهرة چندانی از پوشش گیاهی ندارد؛
در حالیکه نواحی جنوبی و جنوب غربی دشت به حدی پوشیده از کهور و کهورک است که جنگل «چاه هاشم » نامیده می شود. با این وصف ، در اینجا
«تنها حیوانی که از لحاظ مواد غذایی در مضیقه نیست شتر است ... نخل بیشتر از هر درخت دیگری در نقاط مختلف این منطقه یافت می شود» (همان ، ص ١٧ـ ١٨). غنای آب زیرزمینی و وضع پستی و بلندی منطقه ، به عشایر ساکن منطقه امکان داده است که به کمک قنات و چاههای دستی (دولاب ) آب فراهم کنند.
بامریها مقتدرترین و پرجمعیت ترین طایفة دشت دلگان هستند و چند طایفه با پایگاههای متفاوت اجتماعی و حتی نژادی به آنها وابسته اند. طوایف وابسته ، با همة گوناگونی و تعارضات ، کل منسجم و متوازنی می ساخته اند و هر طایفه در این کل ، وظیفة خاصی به عهده داشته است و امروزه نیز جایگاه کنونی هر طایفه را وظیفة سابق آن ، که کم و بیش بر جای است ، تعیین می کند (همان ، ص ١).
این طوایف به علت مقتضیات گوناگون سیاسی ، نظامی ، اقتصادی ، با پیوندهای خویشاوندی سببی یا مناسبات اقتصادی ، به یکدیگر نزدیک شده اند و از آنجا که قدرت و حاکمیت در خانوادة بامریها ریشه داشته ، مجموعة طوایف به نام بامری معروف شده است .
از آنجایی که انسجام ایلی در این دیار، وجود ندارد و تغییر و تحول در سطح تیره ها زیاد است ، منابع مختلف ، رده های تقریباً متفاوتی را، زیر نام طایفة بامری ، دسته بندی کرده اند. مهمترین منبع ، که منابع دیگر از آن سود جسته اند، بررسی ایلات و عشایر بلوچستان است که دفتر آبادانی مناطق عشایری وزارت آبادانی و مسکن در حدود ١٣٥٠ ش چاپ کرده است . در این منبع جمعیت طایفة بامری ٠٠٠ ، ١٣ تن ، و در جای دیگر ٠٠٠ ، ١٨ تن ، برآورد و در ٢٨ تیره ، بدین شرح رده بندی شده است : روْدین زَهی ( نوابی ) ، دُروش زهی ، جمشید زهی ، فولاد زهی ، دُرَّکی ، قنبرزهی ، میرکا زهی ( میرَک زهی ) ، تاجو زهی ، عبداللهی ، سائی ، جمشید زهی ( تکراری ) ، شهداد زهی ، خانی زهی ، جَنگو زهی ( ؟ ) ، حُوت رِکشانی ، کُنار زهی ، یوسف زهی ، حیدر زهی ، بامری ، فَراری ، دُرانی ، مَکسانی ، بُوخَیر زهی ، دِکالی ، حُوت عباسی ، تابِکی ، مالکی ، نَوابی ، رودین زهی .
از کل طوایف ١٠% در مناطق گُل مورتی ، مفیدی و بزمان ساکن بوده اند و بقیه تقریباً در فاصله ای به طول هشتاد کیلومتر در مناطق ییلاقی جبال ، کوهستان هُودیان و شمال دشت دلگان و مناطق قشلاقی جنوب سلسلة هودیان و دشت دلگان کوچ می کرده اند (ایران . وزارت آبادانی و مسکن ، ص ٣٠، ٣٩).
براساس بررسی ١٣٥٦ در دشت دلگان ، مرکز اصلی بامریها، طایفة عبداللهی و بامری از تبارهایی جداگانه دانسته شده ، «اما بنا به مقتضیات گوناگون سیاسی ـ نظامی گذشته ، از طریق پیوندهای سببی به یکدیگر وابسته شده اند که از میان طوایف فروتر یعنی غلامها، داودیها، هودیانی ها و جَطّها... به نحوی یکسویه پیوند یافته اند؛
بدین قرار که از آنان زن می گرفته ، اما زن نمی داده اند» (سازمان برنامه و بودجه ، ١٣٥٦ ش ، ص ١٣٢). براساس همین بررسی ، تیره های اصلی طایفة بامری ، رودین زهی ، میرک زهی ، حیدر زهی ، شهداد زهی و فولاد زهی هستند و تیره های جنگو زهی ، خاکی زهی ، تاجو زهی ، شاهو زهی ، کنار زهی و جمشید زهی ، منسوب به طایفة عبداللهی .
در بررسی ١٣٦٣ از بامریهای غرب جازموریان ، محدودة شهرستان کهنوج ، حدود دوازده تیره از بامریها (هوت و جازی ...) در ٣١ هَلْکْ ( رجوع کنید به دنبالة مقاله ) و ٣٢٠ خانوار و ٨٦٢ ، ١ نفر شناسایی شده است که الگوی زیستی متمایز از سایر طوایف کوچ رو منطقة ( = حوضة ) آبریز غرب جازموریان داشته اند. (سازمان برنامه و بودجه ، ١٣٦٣ ش ، ج ٥، بخش ١٦، ص ١٦٦). تیره های طایفة بامری ، در غرب جازموریان ، عبارت بوده اند از: دُرّکی ، جلگه ای ( ؟ ) ، سیفعلی ، جازی ، هیچُو، مُوریازاده ، جمشید زهی ، فولاد زهی ، هوت ، لَرِجازی ، دِهْمیری و دروش زهی (همان ، ج ٥، بخش ١٦، ص ١٧٠).
نتایج تفصیلی سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ١٣٦٦، بامریهای کوچندة ایرانشهر ٢٢٢ خانوار با ١٤٤ ، ١ نفر و بامریهای کوچندة خاش را ١٠٥ خانوار با ٥٠٢ نفر برآورد کرده است (مرکز آمار ایران ، ص ٢٧).
طایفة بامری به اجزای کوچکتری تقسیم می شود. طوایف بلوچ برای این اجزا، اصطلاحات مختلفی دارند؛
ازجمله : «رَنْدْ»، «بَراسْ رَند»، «ذات » و «شَلْوارْ» که همة آنها معادل اصطلاح تیره در طوایف و عشایر دیگر است . در طایفة بامری اصطلاح ذات بیشتر از دیگر معادلهای آن استعمال می شود. بعد از ذات ، کوچکترین واحد خویشاوندی هَلْکْ است . هلک معلول دو عامل است : عامل اقتصادی و عامل خویشاوندی . تعریف هلک چنین است : «مجموع خانوارهایی که به عنوان واحد همکاری اقتصادی و از طریق شبکة خویشاوندی به یکدیگر نزدیک می شوند» (سازمان برنامه و بودجه ، ١٣٥٦ ش ، ص ١٣٣).
طایفة بامری ، در سلسله مراتب اجتماعی طوایف دشت دلگان و اطراف آن ، از لحاظ قدرت سیاسی ، نظامی و
اقتصادی ، در رأس بوده است . عنوان سرداری ویژة این طایفه و در تیرة رودین زهی (نوابیها) موروثی است . شجره نامة سرداران طایفة بامری ، از این تیره ، بدین شرح بوده است : میردولت خان ، میردرّا شهدوست خان ، سرتیپ نواب خان ، زمان خان و نواب خان (سردار کنونی ). هر چند که اکنون عنوان سرداری رسمیت ندارد و سردار در مقام سرپرست طایفه شناخته می شود امّا تیره ها و طوایف همچنان این عنوان را به کار می برند (همان ، ص ١٣٦).
بامریها در ابتدا، برای حفظ استقلال طایفة خود، مبارزات سخت و ادامه داری با دیگر طوایف و سرداران بلوچ کرده اند، تمایزات فرهنگی نیز موجب ادامة این مبارزات می شده است . طولانیترین و سخت ترین جنگ قبیله ای بامریها در فاصلة ١٢٨٠ تا ١٢٩٠ ش رخ داده است . طرفهای دیگر این درگیری قبیله ای ، تقریباً مجموع طوایف سنّی مذهب مناطق بلوچستان سرحدی و مکران و در رأس آنها طایفه بارَکزَهی و شیران زهی به رهبری بهرام خان و سعیدخان بوده است . این جنگهای قبیله ای حدود هشت سال طول کشید و بامریها به رغم جمعیت کم و امکانات محدود مقاومت کردند. سردار بامریها در آن زمان سرتیپ نواب (جدّ نواب خان فعلی ) بوده است .
برخی از آگاهان ، عامل اصلی اختلافات گذشتة بامریها و طوایف دیگر بلوچ را انگیزه های مذهبی می دانند و برخی نیز به توسعه طلبی این طایفه و تعارض با قدرت محلی سرداران و حاکمان محلی بلوچ اشاره می کنند.
حدود سال هشتم این درگیری ، شیوع وبا در سیستان و بلوچستان موجب مرگ عدة بسیاری از جمله یارمحمد و جلال ، پسران سرتیپ نواب خان ، شد. بیماری وبا و خستگی از جنگی طولانی و بیهوده ، موجب شد که سرتیپ نواب خان به بهرام خان و دوست محمدخان بارکزهی مراجعه و درخواست صلح نماید که پذیرفته شد و از آن زمان تاکنون نوعی مدارا و همزیستی میان آنها حکمفرماست .
یکی از وقایع مهم ، مدتی قبل از شیوع وبا، درگیری یارمحمد با سلطانی هندی ، از نمایندگان دولت انگلیس و صاحب اقتدار در شهر بم بود. در این درگیری ، سلطان هندی به دست یارمحمدخان کشته شد. امروزه نیز اشعاری راجع به این واقعه وجود دارد.
بامریها، اغلب شیعه مذهب اند، و ازدواج ، طلاق ، سوگواری و دیگر مراسم ایشان ، با دیگر طوایف بلوچ سنّی مذهب ، تفاوت دارد و به علّت مذهب ، زادگاه و همسایگی و تماس با طوایف مقیم استان کرمان و شرق جازموریان از لحاظ فرهنگی با سایر طوایف بلوچ ، تفاوتهایی دارند. با این حال ، به گفتة کمال الدین غراب بین آنها و سنّیان اختلاط و آمیزش صورت می گیرد (ص ١٤٨، ١٥٠).
بامریها، بلوچی صحبت می کنند ولی لهجة آنها که خود نیز دارای دو گویش است ، با لهجه های سایر طوایف تفاوتهایی دارد. دو گویش لهجة بامریها، بیش از بلوچی ، شبیه فارسی است .
منابع :
(١) ایرج افشار سیستانی ، عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) ایران . وزارت آبادانی و مسکن . دفتر آبادانی مناطق عشایری ، بررسی ایلات و عشایر بلوچستان ؛
(٣) جغرافیای استان سیستان و بلوچستان ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤) سازمان برنامه و بودجه . گروه مطالعات هامون ، مطالعة جامع توسعة اقتصادی اجتماعی حوزة غرب جازموریان ، ج ٥، ١٣٦٣ ش ؛
(٥) سازمان برنامه و بودجه . مرکز پژوهشهای خلیج فارس و دریای عمان ، طرح اقتصادی اجتماعی دلگان ، ١٣٥٦ ش ؛
(٦) کمال الدین غراب ، بلوچستان یادگار مطرود قرون ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٧) ت . فیروزان ، «دربارة ترکیب و سازمان ایلات و عشایر ایران »، در ایلات و عشایر ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچندة ١٣٦٦: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٦٧ ش .
/ ابراهیم موسوی نژاد /