دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦١٩
تعدد زوجات ، نوعی چند همسری که در اسلام با شرایطی پذیرفته شده است . تک همسری طبیعیترین شکل زندگی زناشویی است . برخی اَشکال دیگر ازدواج ، از جمله چندشوهری و ازدواج اشتراکی ، جز در میان برخی اقوام بدوی ، مانند اقوام ساکن تبت ، بروز نداشته ( رجوع کنید به دورانت ، ج ١، ص ٤٩ـ٥٠) و عملاً از میان رفته ؛ اما چندزنی یا تعدد زوجات ظهور بیشتری داشته و تا حدودی دوام یافته است ( رجوع کنید بهجمل ، ص ١١ـ٢٢). تعدد زوجات در نظام حقوقی اسلام با قیود و شرایطی پذیرفته شده است . با اینهمه ، دانشمندان مسلمان در بارة چگونگی پذیرش تعدد زوجات در اسلام و حدود آن آرای مختلفی ابراز داشته اند. همچنین اسلام شناسانِ غیرمسلمان از این امر انتقادهایی کرده اند که واکنش محققان اسلامی را در پی داشته است .
رسم تعدد زوجات در اعصار پیش از اسلام ، هم در میان ملتها و هم در ادیان مختلف ، وجود داشته است ؛ مثلاً در عراق قدیم ، قانون حمورابی ازدواج دوم را برای زوج در صورت بیماری زوجه روا می دانست . آشوریان نیز با تعدد زوجات آشنا بوده اند. در دیگر تمدنهای بزرگ ، از جمله در ایران و مصر و چین و هند، هم تعدد زوجات رواج داشته ( رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ١٤٣ـ ١٤٤؛ وافی ، ص ٥٥؛ کبیسی ، ص ٨٠ ـ٨١) و در میان عرب پیش از اسلام نیز چندزنی رایج بوده است ( رجوع کنید بهمحمودعبدالحمید محمد، ص ١٤٧ـ١٤٩؛ باجوری ، ج ١، ص ١٤٦). بر این اساس ، همچنانکه برخی مستشرقان گفته اند (لوبون ، ص ٤٩٦؛ دورانت ، ج ١، ص ٥٠) این تصور در اروپای قرون وسطا، که تعدد زوجات از نوآوریهای اسلام و پیامبر اکرم است ، نادرست است .
تعدد زوجات در ادیان آسمانی پیشین نیز امری معهود و مقبول بوده است . در دین یهود تعدد زوجات تا حد توانایی زوج مباح شمرده می شده ، هر چند نصوص تلمود برای عامة مردم تنها چهار همسر را جایز دانسته است (محمودعبدالحمید محمد، ص ١٥٠ـ١٥١). در انجیلهای کنونی نیز در بارة منع تعدد زوجات نصی دیده نمی شود و حتی تعبیر برخی نامه های پولس ، به جواز آن اشعار دارد ( رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ١٤٢، ١٤٤؛ عبدالغنی عبود، ص ١٤٤ـ ١٤٥؛ محمودعبدالحمید محمد، ص ١٥١ـ١٥٧). در جهان مسیحیت نیز تعدد زوجات دست کم تا قرن یازدهم / هفدهم رسماً وجود داشت و پادشاهان بسیاری در اروپا همسران متعدد داشتند. بعدها نظام جدید کلیسا تعدد زوجات را ممنوع کرد. برای این تحریم انگیزه های مختلفی بیان شده که هیچیک جنبة دینی ندارد ( رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ١٤٤ـ١٤٥؛ وافی ، ص ٥٦؛ کبیسی ، ص ٨٢ ـ٨٣؛ عبدالغنی عبود، ص ١٤٥ـ١٤٦). تعدد زوجات در سیرة برخی انبیای پیشین ، از جمله حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت داود و حضرت سلیمان علیهم السلام ،هم گزارش شده است ( رجوع کنید به بالیسانی ، ص ٤٠؛ باجوری ، ج ١، ص ١٤٢).
از جملة ایراداتی که بر پذیرش تعدد زوجات در اسلام گرفته شده ، آن است که این امر با اصل تساوی حقوق زن و مرد، که ناشی از تساوی آن دو در انسانیت است ، سازگار نیست . این ایراد مبتنی بر تحلیلی است که مبنای تجویز تعدد زوجات را ارضای هوسرانی مرد می داند، در صورتی که تعدد زوجات بر پایة مصالح متعدد فردی و اجتماعی جایز شمرده شده ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) و این جواز، هیچگونه نادیده گرفتن حقوق زن را در بر ندارد، بلکه در برخی موارد، لازمة استیفای حقوق زن ازدواج مجدد مرد است ( رجوع کنید بهطباطبائی ، المیزان ، ج ٤، ص ١٨٩ـ١٩٠؛ مطهری ، ص ٣٤٩). بعلاوه ، در اسلام بر رعایت حقوق انسانی زن ، از جمله رعایت عدالت میان همسران ، سخت تأکید شده است .
از مهمترین اشکالات در بارة تعدد زوجات ، این است که تجویز آن موجب گسترش شهوت پرستی است . بسیاری از مؤلفان غربی در این زمینه به وجود حرمسراها در زندگانی خلفا و سلاطین مسلمان استشهاد کرده اند، ولی به نظر محققان ، قیودی که در اسلام برای جواز تعدد زوجات ذکر شده ، آزادی مرد هوسران را بسیار محدود می کند. اصولاً تربیت دینی بر پایة رعایت عفت و حیا و مهار کردن شهوات استوار است . اسلام بیش از همه با حرمسرا مخالفت کرده و آن را ناپسند شمرده است . بعلاوه ، کارهای ناشایست برخی مردان مسلمان را نمی توان به اسلام نسبت داد ( رجوع کنید به طباطبائی ، المیزان ، ج ٤، ص ١٨٨ـ١٩١؛ همو، تعدد زوجات ، ص ٥٥ ـ٥٦؛ مطهری ، ص ٣٤٦؛ بالیسانی ، ص ٤٩ـ٥٠). گذشته از اینها، چه بسا در بارة دامنة مفاسد مزبور مبالغه می شود. اگر آمار تعدد زوجات را در جوامع اسلامی به دست آورند، در مقایسه با مظاهر بی بندوباری و فساد و فحشای موجود در کشورهای غربی بسیار ناچیز است ، مثلاً در مصر در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨ تنها ٣% و در ١٣٣٩ ش / ١٩٦٠ تنها ٤% تعدد زوجات گزارش شده و این آمار در
سوریه در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨، ١% بوده است ( رجوع کنید به زُحَیلی ، ج ٧، ص ١٧٣).
محققان علل و مقتضیاتی برای حکم جواز تعدد زوجات ذکر کرده اند که در واقع حکمتهای آن به شمار می رود. برخی از این حکمتها جنبة فردی دارد، مانند نازا بودن یا بیماری یا یائسه شدن زن و، برخی دیگر جنبة اجتماعی دارد، از جمله نیاز جامعه یا مرد به کثرت نفوس ، عامل اقتصادی و فزونی زنانِ آمادة ازدواج بر مردان ( رجوع کنید به مطهری ، ص ٣٠٦ـ٣١٤؛ بالیسانی ، ص ٤٦ـ٤٧؛ صلاح عبدالغنی محمد، ج ٣، ص ١١٢ـ١١٤؛ وافی ، ص ٢٤ـ ٢٨؛ زحیلی ، ج ٧، ص ١٦٩ـ١٧١).
به نظر برخی نویسندگان ، در حالات عادی آمار زنان در بسیاری از جوامع بیش از مردان است . سبب این امر، کاهش تعداد مردان بر اثر وقوع جنگ ، مقاومت بیشتر زنان در برابر بیماریها و بیشتر بودن موالید دختر نسبت به پسر در برخی جوامع ذکر شده است (باجوری ، ج ١، ص ١٤٨ـ١٤٩؛ بالیسانی ، ص ٤٢ـ٤٥). به نوشتة مطهری (ص ٣٢٤ـ ٣٢٥)، فزونی زنان آمادة ازدواج بر مردان این حق را برای زن ایجاد می کند، یا به تعبیر دیگر این تکلیف را برای مرد و اجتماع پدید می آورد که با پذیرش و اِعمال تعدد زوجات نیاز مذکور بر آورده شود. به نظر برخی مؤلفان (صدر، ص ١١٩؛ ابوعبداللّه ، ص ١٠٩ـ١٢٣؛ باجوری ، ج ١، ص ١٤٨)، منع از تعدد زوجات در چنین شرایطی موجب رواج فحشا و جرائم و بروز بیماریهای روحی و جسمی و عوارض دیگر می شود.
در چند آیة قرآن تعدد زوجات مطرح شده که مهمترین آنها آیة سوم سورة نساء است . موضوع این آیه یتیمانی بوده اند که بر اثر وقوع حوادث جنگی و کشتارها بی سرپرست می شدند و مسلمانان سرپرستی و ادارة اموال آنان را برعهده می گرفتند. در بارة این آیه آرای تفسیری متعددی ذکر شده ، ولی به نظر مشهور مفهوم آیه این است : «اگر می ترسید که به هنگام ازدواج با دختران یتیم عدالت را در بارة آنان رعایت نکنید، با دیگر زنان حلال ، دو یا سه یا چهار زن ، ازدواج کنید، و اگر می ترسید که عدالت را در بارة همسران متعدد مراعات ننمایید، تنها به یک همسر اکتفا کنید» ( رجوع کنید به زمخشری ؛ طبرسی ؛ فخررازی ؛ قرطبی ، ذیل نساء: ٣؛ طباطبائی ، المیزان ، ج ٤، ص ١٦٦ـ١٦٧). این بیان در برخی احادیث نیز آمده است ( رجوع کنید بهنووی ، ج ١٨، ص ١٥٤). البته در برخی منابع ، تفاسیر دیگری برای آیه ارائه شده است ( رجوع کنید به زمخشری ؛
طبرسی ؛
فخررازی ، همانجاها).
به تصریح مفسران ، آیة ١٢٩ سورة نساء نیز در بارة تعدد زوجات است ( رجوع کنید به زمخشری ؛
طبرسی ؛
فخررازی ؛
ذیل نساء: ١٢٩)، همچنانکه چند آیة دیگر نیز راجع به تعدد زوجات هست که به همسران پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلم نیز ارتباط دارد ( رجوع کنید به احزاب : ٦، ٢٨، ٣٠، ٣٢، ٥٠؛
تحریم : ١، ٣، ٥).
در منابع اهل سنّت و شیعه ، در احادیث متعدد، تعدد زوجات مطرح و به صورت ضمنی یا صریح بر جواز آن تأکید شده است . در بیشتر این احادیث جزئیات احکام مربوط به چندهمسری بیان شده و گاه به حکمت تجویز تعدد زوجات هم اشاره گردیده است ( رجوع کنید به متقی ، ج ١٦، ص ٣٢٩ـ٣٣٠؛
حرّ عاملی ، ج ٢٠، ص ٥١٧ ـ٥٢٤). تعدد زوجات در سیرة برخی امامان علیهم السلام و صحابه نیز گزارش شده است ( رجوع کنید بهابوشقّه ، ج ٥، ص ٢٩٥ـ٢٩٦). پیامبر اسلام به تازه مسلمانانی که بیش از چهار همسر داشتند، دستور می فرمود که جز چهار زوجه بقیه را رها کنند ( رجوع کنید به بیهقی ، ج ٧، ص ١٤٩؛
زحیلی ، ج ٧، ص ١٦٦).
با توجه به آیات و احادیث و سیره ، در منابع فقهی در بارة اصل جواز تعدد زوجات کمتر بحث شده و حتی از ضروریات فقه خوانده شده است (نجفی ، ج ٣٠، ص ٥). احکام مربوط به تعدد زوجات در ضمن بحث «محرّمات نکاح » و «قَسْم » مطرح گردیده است . همچنین فقها به ادلة مذکور، بر محدودیت عددی تعدد زوجات ، یعنی چهار عدد تأکید کرده و عقد با زوجة پنجم را باطل شمرده اند (حکیم ، ج ١٤، ص ٩٣ـ٩٤؛
غروی تبریزی ، ج ٣٢، ص ١٤٢ـ١٤٣؛
زحیلی ، ج ٧، ص ١٦٥). از دیگر محدودیتهای فقهی در این زمینه ، حرمت ازدواج مرد با خواهر همسر خود به طور مطلق و نیز ازدواج مرد با خواهرزاده یا برادرزادة همسرش بدون اجازة اوست ( رجوع کنید به غروی تبریزی ، ج ٣٢، ص ٢٨٨ـ ٢٨٩، ٣٣٥؛
زحیلی ، ج ٧، ص ١٦٢ـ ١٦٣؛
ابوشقّه ، ج ٥، ص ٢٩٤). همچنین برخی از اندیشمندان معاصر با الهام از آیات قرآن و احادیث ، برای جواز تعدد زوجات شروطی بیان کرده اند، از جمله رعایت عدالت مادّی میان همسران و قدرت داشتن بر پرداخت نفقه به همسران و فرزندان آنان ( رجوع کنید به مطهری ، ص ٣٥١ـ ٣٥٢؛
باجوری ، ج ١، ص ٢٥٩ـ٢٦٠؛
زحیلی ، ج ٧، ص ١٦٨؛
ابوزهْرَه ، ص ٧٥ـ٧٦). علاوه بر اینها، گاه «تحقق ضرورت » نیز شرط شده است ( رجوع کنید بهباجوری ، ج ١، ص ٢٥٢).
علاوه بر نظر مشهور فقها که به جواز تعدد زوجات به گونة مطلق قائل اند، دیدگاههای دیگری نیز در میان برخی اندیشمندان متأخر مطرح شده است ، از جمله نظریة تقیید تعدد و نظریة الغای تعدد. نظریة تقیید به گونه های مختلف بیان شده است . شیخ محمد عبده و پیروانش بر آن اند که تعدد زوجات تنها در هنگام ضرورت جایز است . ادلة اینان عمدتاً برون دینی است ، از جمله آنکه تحقق شرط عدالت بسیار نامحتمل است ، فساد تعددزوجات بیش از مصلحت آن است و تعدد زوجات موجب بدرفتاری مردان با همسران خود و نیز سبب عداوت فرزندان با یکدیگر می شود ( رجوع کنید به رشیدرضا، ج ٤، ص ٣٤٩؛
باجوری ، ج ١، ص ٢٤٧ـ٢٥٢). به نظر منتقدان این نظریه ، ادلة مزبور ادعاهایی بیش نیست و در آن به محاسن و منافع تعدد زوجات توجه نشده است . بعلاوه ، با ادلة صریح قرآنی و حدیثی ، که اجرای عدالت را غیر ممکن ندانسته ، سازگاری ندارد (باجوری ، ج ١، ص ٢٦٤ـ٢٦٩؛
نیز رجوع کنید بهمحمودعبدالحمید محمد، ص ١٨٨ـ ١٩٤).
به نظر محمد مدنی (ص ٤٢٥ـ٤٣٠)، چون سرپرستی خانواده های یتیم مستلزم رفت وآمد و مجالست با آنان بود و در این خانواده ها دختران آمادة ازدواج یا بیوگانی وجود داشتند، با نزول آیة سوم سورة نساء، سرپرستان مذکور این امکان را یافتند که با آنان ازدواج کنند. به گفتة وی ، برای جواز تعدد زوجات ، علاوه بر شرط عدالت که در آیه بیان شده ، وجود غرض عقلایی برای ازدواج مجدد ضروری است . بر مبنای این دیدگاه ، کلمة «نساء» در آیه به معنای زنان یتیم به کار رفته است . بر این دیدگاه به دلایلی انتقاد شده است ، از جمله اینکه تفسیر واژه «نساء» به «زنان یتیم » دقیق نیست و با احادیث سازگاری ندارد (باجوری ، ج ١، ص ٢٧٢ـ٢٧٤؛
وافی ، ص ٤٨ـ٤٩)، همچنین تعمیم مورد آیه ، یعنی ازدواج با یتیمان ، به دیگر موارد هیچ دلیلی ندارد، بویژه به نظر امامیان که قیاس را به عنوان دلیل نمی پذیرند.
به نوشتة بوطی (ص ٢٠٥)، هرچند تشریع تعدد زوجات برای اشخاصِ مضطر نبوده ، از آنجا که از دیدگاه شرع قیود و التزامات سنگینی در بردارد، تنها اشخاصی که دچار ضرورت می شوند، می توانند بدان تمسک بجویند. برخی دیگر به تحلیل اجتماعی حکم تعدد زوجات پرداخته و گفته اند که مراد از عدالت در آیة سوم سورة نساء، عدالت اجتماعی است ؛
ازینرو، هرگاه نیاز و ضرورت فردی یا اجتماعی چندهمسری را ایجاب نکند، حق تعدد زوجات وجود نخواهد داشت ( رجوع کنید به رضایی ، ص ٩٢ـ٩). ولی این تحلیلها علاوه بر اینکه از ارائة تفسیری منسجم از آیة مذکور ناتوان اند، مستند به هیچ دلیل معتبری نیستند.
به موجب نظریة الغای تعدد زوجات ، که معدودی از نویسندگان معاصر بدان قائل اند، با توجه به رواج تعدد زوجات بدون حدوحصر در میان اعراب ، اسلام برای بر داشتن این رسم روشی تدریجی اتخاذ کرد: ابتدا تعداد همسران را در چهار عدد محصور نمود، سپس عدالت را شرط تعدد زوجات دانست و در مرحلة بعد با ناممکن دانستن اجرای عدالت آن را یکسره از میان برداشت ( رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ٢٥٤ـ٢٥٧). در قانون مدنی تونس ، با استناد به این نظریه و آیة ١٢٩ سورة نساء، تعدد زوجات ممنوع اعلام شده است (صفائی و امامی ، ج ١، ص ١١٥). این نظریه نیز بروشنی قابل مناقشه است ، زیرا دو آیة ٣ و ١٢٩ سورة نساء در یک زمان نازل شده اند. بعلاوه ، آیة ١٢٩ هر چند ابتدا امکان تحقق عدالت را نفی می کند، در ادامه مرحلة نازلتری از آن را در بارة چگونگی رفتار با همسران توصیه می نماید که این خود به معنای پذیرش تعدد زوجات است . علاوه بر این ، بتصریح مفسران ، مراد از عدل در آیة ٣ سورة نساء رعایت عدالت در زمینة امور مادّی ، مانند مسکن و قَسم و نفقه ، است که انسان نسبت بدان توانایی دارد، ولی مراد از عدل در آیة ١٢٩ رعایت عدالت در امور معنوی ، مانند محبت و میل قلبی ، است که به طور کامل در اختیار انسان نیست ( رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ٢٧٤ـ٢٧٩؛
صلاح عبدالغنی محمد، ج ٣، ص ١٢٢ـ١٢٣).
در بارة اینکه دو شرط اصلی تعدد زوجات ، یعنی «تمکن مالی » و «رعایت عدالت مادّی میان همسران »، نیاز به احراز و اجازة قاضی دارد یا از سوی خود شخص احراز می شود، اختلاف نظر وجود دارد. برخی مؤلفان دیدگاه نخست را پذیرفته اند ( رجوع کنید به جمل ، ص ١٠٧، ١٢٢؛
باجوری ، ج ١، ص ٢٥٨)، ولی این دیدگاه از جهاتی مورد انتقاد قرار گرفته است ، از جمله اینکه حکم جواز مذکور در آیة ٣ سورة نساء منوط به اجازة قاضی نشده است و موارد تعدد زوجات آنچنان زیاد نیست که نیاز به نظارت نظام قضایی داشته باشد. از سوی دیگر، آگاهی یافتن قاضی نسبت به امور شخصی زوج کاری بیهوده و دشوار است (ابوزهره ، ص ٧٦؛
زحیلی ، ج ٧، ص ١٧٢ـ١٧٣). با اینهمه ، در قوانین برخی کشورها از دیدگاه نخست پیروی شده است ، از جمله در عراق ، سوریه ، مصر و مراکش (باجوری ، ج ١، ص ٢٤٨) و در ایران نیز برخی حقوقدانان (از جمله رجوع کنید به مهرپور، ص ١٠٣ـ١٠٦) از آن دفاع کرده اند، همچنین در سند رسمی عقد ازدواج ، در قالب شروط ضمن عقد این اختیار به زوجه داده شده که در صورت ازدواج مجدد شوهر بدون رضایت او یا عدم اجرای عدالت میان همسران از دادگاه تقاضای طلاق کند ( رجوع کنید بهایران . قوانین و احکام ، ص ٢٩٦ـ٢٩٧). شماری از محققان اسلامی در فرضی که زوجه بر اثر ازدواج مجدد زوج متحمل ضرری بزرگ شود، با استناد به احادیث ، برای او یا خانواده اش حق درخواست طلاق را قائل اند ( رجوع کنید به ابوشقّه ، ج ٥، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨؛
بالیسانی ، ص ٥٢).
تأمل در متون اسلامی و سیرة پیشوایان نشان می دهد که اسلام در ازدواج اصل را بر تک همسری استوار کرده ؛
زیرا قرآن کریم از تک همسری آدم (اعراف :١٨٩؛
بقره :٣٥) و موسی (قصص : ٢٩) و نوح (تحریم :١٠) و لوط علیهم السلام (همان ) و فرعون (تحریم : ١١) و ابولهب (تبّت : ٤) یاد کرده است . پیامبر گرامی اسلام نیز تا وفات خدیجه سلام اللّه علیها، یعنی تا حدود پنجاه سالگی ، همسری دیگر انتخاب نکرد. ازدواجهای متعدد آن حضرت نیز پس از هجرت به مدینه به دلایل و انگیزه های مختلفی صورت گرفته ، از جمله کفالت و سرپرستی برخی از زنان یا فرزندان آنان ، اسباب سیاسی ، احیای جایگاه زن در جامعة آن روز و آموزش نحوة سلوک و معاشرت با همسر به طور عملی . بیشتر همسران آن حضرت کهنسال یا بیوه بودند و در این ازدواجها لذت جویی و شهوترانی نقش نداشته است . حکم جواز ازدواج با بیش از چهار همسر نیز از احکام ویژة آن حضرت (خصائص النبی ) به شمار می رود ( رجوع کنید به رشیدرضا، ج ٤، ص ٣٧٠؛
طباطبائی ، المیزان ، ج ٤، ص ١٩٥ـ ١٩٨؛
همو، تعددزوجات ، ص ٦٤ـ٦٩؛
صلاح عبدالغنی محمد، ج ٣،ص ١٣١ـ١٥٩). همچنین امیرمؤمنان علیه السلام در زمان حیات فاطمه سلام اللّه علیها همسری دیگر بر نگزید.
با اینهمه ، ضرورتهای اجتماعیِ تعدد زوجات را، که گاه در جوامع انسانی پدید می آید، نمی توان نادیده گرفت . اسلام برای این مشکلات خاص چاره ای اندیشیده است : تعدد زوجات با رعایت حدود و شرایط معیّن بهترین راه چاره است . از سوی دیگر باید از هوسرانی مردان هوسباز نیز پیشگیری شود. بنابراین ، بهترین راه برای پیشگیری از سوءاستفاده از جواز تعدد زوجات ، تأکید بر رعایت شروط سه گانة آن است که از قرآن و سنّت و عقل استنباط می شود: رعایت عدالت مادّی میان همسران ، توان ادارة زندگی ، و وجود مصالح عقلایی برای تعدد که از حکمت تشریع می توان به دست آورد. در این زمینه برخی محققان (از جمله رجوع کنید به باجوری ، ج ١، ص ٢٦١) از وضع قوانین اجرایی برای تعدد زوجات و شماری دیگر (از جمله رجوع کنید بهطباطبائی ، تعدد زوجات ، ص ٦٢) از اختیارداشتن حاکم اسلامی برای منع از تعدد در پاره ای موارد، سخن گفته اند.
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمد ابوزهره ، تنظیم الاسلام للمجتمع ، قاهره : مکتبة الانجلو المصریة ، ( بی تا. ) ؛
(٣) عبدالحلیم محمد ابوشقّه ، تحریرالمرأة فی عصرالرسالة ، کویت ١٤٢٠/١٩٩٩؛
(٤) عبدالمحسن علی ابوعبداللّه ، تعددالزوجات بین العلم و الدین ، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٥) ایران . قوانین و احکام ، مجموعة کامل قوانین و مقررات راجع به حمایت خانواده ، تألیف و تدوین غلامرضا حجتی اشرفی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٦) جمال محمد فقی رسول باجوری ، المرأة فی الفکر الاسلامی ، عراق ١٩٨٦؛
(٧) احمدمحمد بالیسانی ، نظرة الی المرأة و الرجل فی الاسلام ، بغداد ١٤٠٦/١٩٨٥؛
(٨) محمدسعید رمضان بوطی ، المرأة بین طغیان النظام الغربی و لطائف التشریع الربانی ، دمشق ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٩) احمدبن حسین بیهقی ، السنن الکبری ، چاپ یوسف عبدالرحمان مرعشلی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٠) ابراهیم محمدحسن جمل ، تعددالزوجات فی الاسلام ، بیروت : دارالاعتصام ، ( بی تا. ) ؛
(١١) حرّعاملی ؛
(١٢) محسن حکیم ، مستمسک العروة الوثقی ، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(١٣) ویلیام جیمز دورانت ، تاریخ تمدن ، ج ١: مشرق زمین گاهوارة تمدن ، ترجمة احمد آرام ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر
(١٤) بتفسیر المنار ، ( تقریرات درس ) شیخ محمد عبده ، ج ٤، مصر ١٣٧٣؛
(١٥) محبوبه رضایی ، «تحلیلی از آیات تعدد زوجات »، در حریت و حقوق زن در اسلام ، تهران : میلاد، ١٣٥٧ ش ؛
(١٦) وهبه مصطفی زحیلی ، الفقه الاسلامی و ادلته ، دمشق ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٧) زمخشری ؛
(١٨) حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(١٩) حسین صفائی و اسداللّه امامی ، حقوق خانواده ، ج ١: نکاح و انحلال آن ( فسخ و طلاق )، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٢٠) صلاح عبدالغنی محمد، وسائل الاسلام فی المحافظة علی الحیاة الزوجیة ، مصر ١٤١٨/ ١٩٩٨؛
(٢١) محمدحسین طباطبائی ، تعدد زوجات و مقام زن در اسلام ، قم : آزادی ، ( بی تا. ) ؛
(٢٢) همو، المیزان فی تفسیرالقرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
(٢٣) طبرسی ؛
(٢٤) عبدالغنی عبود، الاسرة المسلمة و الاسرة المعاصرة ، قاهره ١٩٧٩؛
(٢٥) علی غروی تبریزی ، التنقیح فی شرح العروة الوثقی ، تقریرات درس آیة اللّه خوئی ، قم : مؤسسه احیاء آثار الامام الخوئی ، ( بی تا. ) ؛
(٢٦) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیر الکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٢٧) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٨) احمد کبیسی ، فلسفة نظام الاسرة فی الاسلام ، بغداد ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٩) گوستاو لوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ترجمة هاشم حسینی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣٠) علی بن حسام الدین متقی ، کنزالعمّال فی سنن الاقوال و الافعال ، چاپ صفوة سقا، حلب ١٣٨٩ـ١٣٩٧/ ١٩٦٩ـ١٩٧٧؛
(٣١) محمود عبدالحمید محمد، حقوق المرأة بین الاسلام والدیانات الاخری ، قاهره ١٤١١/١٩٩٠؛
(٣٢) محمدمحمد مدنی ، «رأی جدید فی تعددالزوجات »، رسالة الاسلام ، سال ١٠، ش ٤ (ربیع الاول ١٣٧٨)؛
(٣٣) مرتضی مطهری ، نظام حقوق زن در اسلام ، قم ١٣٥٩ ش ؛
(٣٤) حسین مهرپور، مباحثی از حقوق زن از منظر حقوق داخلی ، مبانی فقهی و موازین بین المللی ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٣٥) محمدحسن بن باقر نجفی ، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج ٣٠، چاپ محمود قوچانی و ابراهیم میانجی ، بیروت ١٩٨١؛
(٣٦) یحیی بن شرف نووی ، صحیح مسلم بشرح النووی ، چاپ محمد محمد عبداللطیف ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣٧) علی عبدالواحد وافی ، بیت الطاعة و تعددالزوجات و الطلاق فی الاسلام ، قاهره ١٩٦٠.
/ مهدی مهریزی /