دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٦٠
بامَخْرَمه (یا ابومَخْرَمه ) ، طایفه ای از فقها و صوفیة شافعیِ حِمْیَری شبه جزیرة عربستان که در قرنهای نهم و دهم در حَضْرَموت و عدن می زیستند. اعضای برجستة این طایفه به این شرح بوده اند:
١) عفیف الدین ابوالطَّیِّب عبداللّه بن احمدبن علی بن ابراهیم بامخرمة حمیری شَیبانی (یا سَیبانی ؟) هَجَرانی
حضرمی عَدَنی ، متولد ٨٣٣ در هَجَرَیْن ، متوفّی ٩٠٣ در عدن ، که سلطان علی بن طاهر * وی را به قضای آنجا منصوب کرده بود ولی او، پس از چهار ماه ، با حفظ وجهه از این مقام استعفا کرد (در بروکلمان ، > ذیل < ج ٢، ص ٢٣٩ و بعد، آن سنوات اشتباهاً به فرزند او، طیّب مذکور در ش ٢، نسبت داده شده است ). آثار او از جمله شامل نُکَت بر جامع المختصرات نسائی (بروکلمان ، ج ٢، ص ٢٥٤، ش ١٩٩) و بر الفیّة ابن مالک ، شرحی بر مُلْحة حریری ، تلخیصی از شرح ابن الهائم بر الاُرجوزة الیاسمینیّه (همان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٨٥٨، ش ٧، قسمت اول ، ش ١) و، سرانجام ، رسائل (در هندسه ) و فتاوی است .
٢) ابومحمدالطیّب بن عبداللّه بن احمدعدنی ، متولّد ٨٧٠ و متوفّی ٩٤٧، که فقیه و ذوالفنون بود و فقه و تفسیر و حدیث و نحو و لغت درس می داد. او نزد پدرش و محمد بافضل حضرمی * و محمد القَمّاط (هر دو متوفّی ٩٠٣) درس خوانده بود و به مانند محمدبن عُمَر باقَدّام (متوفی ٩٥١)، عضو شاخة دیگری از خاندان بامخرمه ، در فقاهت شهره بود. دو اثر عمدة او، ظاهراً بر اثر بیمار شدنش ، ناتمام ماند: یکی تاریخ ثَغْر عَدَن و دیگری قلادة النَّحر فی وفیات اعیان الدّهر (از نوع کتب طبقات ، چاپ شومان ، ١٩٦٠). مُشتبه النسبة الی البلدان (سارجنت ، ش ١١) و اسماء رجال مسلم از دیگر آثار اوست . وی در قلادة از برادرانش ، احمد (متوفی ٩١١) و عبداللّه العمودی و محمد، نیز یاد کرده است . شخص اخیر هنگام مرگش در ٩٠٦ در شِحْر کتابخانه اش را زیر نظر برادرانش ، احمد و طیب ، وقف طلاّ ب علوم دینی در عدن کرده بود.
٣) عُمَربن عبداللّه بن احمد (پسر عفیف الدین ابوالطیب ) متولد ٨٨٤ در هَجَرَیْن و متوفّی ٩٥٢ در سَیْوون (شهرکی اعیان نشین در وادی حضرموت بین تَریم و شِبام )، دانشمند و شاعر صوفی مشهور. پس از فراگرفتن کلام و فقه در عدن نزد پدرش ، ابوبکر العَیْدَروس ، از مشایخ محلّی ، و محمدبن علی جِرفیل دَوْعَنی (متوفی ٩٠٣)، بر اثر آشنایی با صوفی عبدالرّحمن بن عمر باهُرْمُز * به عرفان گرایش یافت و از
مشایخ سیوون شد و مریدان بسیاری گردآورد و، پس از وفات ، در مقبره ای جنْب مقبرة سلاطین کثیری (آل کثیر * ) مدفون شد.
از وی اشعار بسیاری در بحور عروضی و نیز اوزان بومی «حُمَیْنی » به جا مانده است ، دیوان اشعار او را الحدیلی صاحب القاره ، متوفّی ١٠٣٧ (محبّی ، ج ٢، ص ٣٦٦؛ نیز رجوع کنید به سارجنت ، ش ٢٨) در چند جلد گردآورده است . پاره هایی از اشعار او در النّور السافّر (ص ٣٣ـ٣٧) و تاریخ الشعراء الحضرمیین (ج ١، ص ١٣٤ به بعد) آمده است . عبدالرّحمن العیدروس دو بیت از او را، که اندکی قبل از وفاتش دربارة «معیَّة » سروده بوده ، تحت سه عنوانِ ارشاد ذوی اللَّوْذَعیّه علی بیتی المعیّة ، اتحاف ذوی الالمعیّة فی تحقیق معنی المعیّة ، و النَفْحَة الالمعیّة فی تحقیق معنی المعیّة آورده است ( رجوع کنید به بغدادی ، ج ١، ص ١٨، ج ٢، ص ٦٦٨). الوارد القدسی فی شرح آیة الکرسی ، شرح اسماءاللّه الحُسنی ، المَطْلَب الیسیر من السّالک الفقیر نیز از آثار اوست .
٤) عفیف الدین عبدالله بن عمربن عبداللّه (پسر عمربن عبداللّه )، متولد ٩٠٧ در شِحْر و متوفّی ٩٧٢ در عدن که در آنجا به مقام افتاء رسید و، پس از وفات ، در کنار قبر پدر و قبر عمویش ، طیّب ، جنب آرامگاه صوفی جوهر العدنی (قرن ٦؛ رجوع کنید به ابومخرمه ، ج ٢، ص ٣٩ به بعد) مدفون شد. عفیف الدین نزد پدر و عمویش و نیز عبدالله بن احمد باسُرومی شِحْری (متوفی ٩٤٣) درس خوانده و دوبار به مقام قضای شحر رسید و در فقه «عُمده » و مرجع سراسر یمن و حضرموت شد. همچنانکه از فهرست آثار او پیداست ، فقط فقیه و متکلّم نبود، بلکه به هیئت و تاریخ هم علاقة خاص داشت . اُرجوزه هایی نیز از او باقی است .
از جمله آثار اوست : ذیل طبقات الشافعیة اسنوی (بروکلمان ، ج ٢، ص ١١١، ش ٩١)؛ نُکَت بر شرح ابن حَجَر الهیثمی بر منهاج الطالبین نووی ، در دو جلد؛ فتاوی ؛ الدرّة الزهیّة فی شرح (الارجوزة ) الرَّحْبیّة ، (در شانزده جلد در نسخة خطی کتابخانة آمبروزیان ، حقیقة التوحید (ردّ علی طائفة ابن عربی ) ؛ المصباح فی شرح العُدَّة و السّلاح (لِمُتَوَلّی عُقودِ النِّکاحِ محمدبن احمد بافضل ، متوفّی ٩٠٣؛ رجوع کنید به مشکاة المصباح در > ذیل < ، ج ٢، ص ٩٧٢، ش ٥، که عیناً همان است ؛ و در هیئت و تاریخ : الجداول المحقَّقة المُحَّررة فی علم الهیئة ، اللُمعة فی علم الفَلَک ، (نسخة خطی آن محفوظ در رباط ) الشامل فی دلائل القبلة ، و جز آن ؛ رسائل دربارة اختلاف المَطالع و اتّفاقِها؛ الرُّبع المُجَیَّب ؛ سمت القبله ؛ ظِلّ الاستواء (جزئیاتی چند از کتاب کینگ اخذ شده است رجوع کنید به منابع ).
منابع :
(١) ابن عماد ، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب ، قاهره ١٣٥٠ـ١٣٥١/١٩٣١ـ١٩٣٢، ج ٨، ص ٢٦٨، ٣٦٧؛
(٢) طیّب بن عبدالله ابومخرمه ، تاریخ ثغرعدن ، چاپ لوفگرن ، لیدن ١٩٣٦ـ١٩٥٠؛
(٣) اسماعیل بغدادی ، ایضاح المکنون فی الذیل علی کشف الظنون عن اسامی الکتب و الفنون ، چاپ محمد شرف الدین یالتقایا و رفعت بیلکه الکلیسّی ، ( استانبول ) ١٣٦٤ـ١٣٦٦/١٩٤٥ـ١٩٤٧؛
(٤) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، ( قاهره ١٩٥٤ـ١٩٥٧ ) ، ج ٤، ص ١٩٣، ٢٢٧، ٢٤٩، ج ٥، ص ٢١٣؛
(٥) محمدبن عبدالرّحمن سخاوی ، الضوء اللامع لأهل القرن التاسع ، ج ٥، ص ٨؛
(٦) عبداللّه بن محمد سقّاف ، تاریخ الشعراء الحضرمیین ؛
(٧) عبدالقادربن شیخ عیدروس ، النور السافر عن اخبار القرن العاشر ، جاهای متعدد؛
(٨) عمررضا کحاله ، معجم المؤلفین ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٧٦ ) ، ج ٧، ص ٢٩٣؛
(٩) محمدامین بن فضل اللّه محبی ، خلاصة الاثر فی اعیان القرن الحادی عشر ، ( مصر ١٢٨٤ ) ؛
(١٠) Carl Brockelmann, Geschichte der Arabischen Literatur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢;
(١١) D. A. King, Mathematical astronomy in medieval Yemen (unpublished study);
(١٢) O. Lofgren Uber Abu Mahrama's Kiladat al-nahr", MO , xxv, ١٢٠-١٣٩;
(١٣) L. O. Schuman, Political history of the Yemen at the beginning of the ١٦th century, ١٩٦٠;
R. B. Sergeant, " Materials for South Arabian history ", BSOS , xiii, ٢٨١-٣٠٧, ٥٨١-٦٠١.
/ د. اسلام / لوفگرن